+ ارسال موضوع جدید
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 7 , از مجموع 7

موضوع: جشن پوریم و سیزده بدر

  1. #1
    کاربر سایت

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Jan 2010
    محل سکونت
    ایران سرای من است
    نوشته ها
    3,575
    تشکر
    3,074
    تشکر شده 3,805 بار در 1,653 پست

    جشن پوریم و سیزده بدر


    تا حالا از خیلی ها شنیدید که میگن سیزده بدر نحسه و باید از خونه بریم بیرون و گرنه گرفتار نحسی 13 می شیم و........
    اما تا حالا شده از خودتون بپرسین چرا سیزده بدر برای ما نحسه؟
    اصلا قضیه چی بوده؟

    اگه دوست دارین بدونین این مطلب رو که مطمئنا خیلیاتون نشنیدین بخونین...
    یه ذره طولانیه ولی ارزششوداره پس با حوصله بخونین..


    "در زمان امپراطوری خشایار شاه او تصمیم گرفت به یونان حمله کند که همسر وی، بانویی ایرانی به نام وشتی با او صحبت کرد و خواست اون رو از حمله به یونان منصرف کنه. او به شاه گفت: ما نیازی به حمله به یونان نداریم چرا وقتی 127 ایالت درامپراطوری خودمون داریم(که فقط یه دونه از اون 127 تا مصر کنونی بوده!)، خودمونو درگیر جنگ کنیم؟
    خشایار شاه تحت تاثیر مشاور یهودی خود به نام مورتخای مخالفت کرد. چرا که یهودیان دشمنی دیرینی با یونانیان داشتن و مورتخای خشایار شاه را ترساند که زن تو میخواد تو رو بکشه پسرشو شاه بکنه... (اینم بگم مورتخای یهودی پنهانی بوده که اصطلاحا به اونا یهودیان مارانوس میگن) سپس این خائن با نوشاندن شراب به خشایار شاه کاری کرد که او همسرش وشتی را مجبور کرد در میان درباریان برهنه راه بره که این بانوی اصیل مخالفت کرد و شاه مست سر از تنش جدا کرد...

    بعد از یک سال مورتخای به شاه پیشنهاد ازدواج مجدد داد و ترتیبی داد که زیبا ترین دختران هر ایالت ایران به کاخ آورده بشن تا شاه همسرشو از بین اونا انتخاب کنه. اما با زیرکی خاصی در میان این ماجرا دستور داده بود که برادر زاده اش هاداسا هر شب از پشت پرده برای خشایار شاه قصه های عاشقونه بخونه و بعد با انتخاب یه اسم ایرانی واسه اون، هاداسا رو با نام استر(ستاره) وارد کاندیداها کرد. موقعی که شاه در حال انتخاب بود استر جوری که تابلو نشه شروع کرد به زیر لب حرف زدن که شاه با توجه به این که نسبت به این صدا شرطی شده بود تا صدا رو شنید گفت من همینو میخوام..!
    بعد از مدتی هامان وزیر لایق ایرانی متوجه رفت و آمد های مشکوک استر و مورتخای شد که بعد از تحقیق دید که بله! هر دوشون یهودین...
    هامان نزد شاه اومد و گفت بابا اینا از وقتی اومدن فاتحه امپراطوریو خوندن! هر کاری هم که دلشون میخواد میکنن و....خلاصه پته رو می ریزه رو آب!!!
    شاه احمق اومد به استر گفت آره فلانی اینطوری میگه و ....
    استر هم به اطلاع عموش رسوند و اونا شب سیزده فروردین با نوشاندن شراب به شاه حکم اعدام هامان و اطرافیانش رو گرفتن..

    اما داستان اصلی از اینجا کلید خورد:

    مورتخای نه تنها هامان و اطرافیانش، بلکه هر کی در طول عمرش به اونا سلام هم کرده بود کشت. در تاریخ ثبت شده که در این روز، 77000 نفر ایرانی در خونه هاشون قتل عام شدن. خود مورتخای بعد ها در کتاب زندگی اش نوشت ما در این روز مبارک، 15 قوم ایرانی رو به طور کل نابود کردیم...

    فکر کنم حالا فهمیده باشین قضیه چیه...

    13 فروردین شمای ایرانی از خونه بیرون نمیری که دایره دمبک بزنی... میری که یه بار دیگه تو خونت کشته نشی...

  2. 3 کاربر مقابل از این پست Aram Online تشکر کرده اند.


  3. #2
    کاربر سایت

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Jul 2010
    محل سکونت
    خونمون
    سن
    29
    نوشته ها
    2,033
    تشکر
    1,999
    تشکر شده 3,019 بار در 1,317 پست

    پیش فرض

    اما من همینجا چیز دیگه ای خونده بودم

    [برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...]

    [برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...]


    قاصدک ! هان ، چه خبر آوردی ؟
    از کجا وز که خبر آوردی ؟
    خوش خبر باشی ، اما ،‌اما
    گرد بام و در من
    بی ثمر می گردی
    انتظار خبری نیست مرا
    نه ز یاری نه ز دیار و دیاری باری
    برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس
    برو آنجا که تو را منتظرند
    قاصدک
    در دل من همه کورند و کرند
    دست بردار ازین در وطن خویش غریب
    قاصد تجربه های همه تلخ
    با دلم می گوید
    که دروغی تو ، دروغ
    که فریبی تو. ، فریب
    قاصدک هان ، ولی ... آخر ... ای وای
    راستی ایا رفتی با باد ؟
    با توام ، ای! کجا رفتی ؟ ای
    راستی ایا جایی خبری هست هنوز ؟
    مانده خکستر گرمی ، جایی ؟
    در اجاقی طمع شعله نمی بندم خردک شرری هست هنوز ؟
    قاصدک
    ابرهای همه عالم شب و روز

    در دلم میگریند


    [برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...]

  4. کاربر مقابل از این پست dr mohamad reza تشکر کرده است.


  5. #3
    کاربر سایت

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    May 2010
    سن
    36
    نوشته ها
    6,320
    تشکر
    1,395
    تشکر شده 3,426 بار در 1,743 پست

    پوریم

    پوریم

    از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد



    در جشن پوریم، خوردن شیرینی‌ها و کیک‌های مخصوص پوریم که با خشخاش تهیه می‌شود، یکی از نکات برجسته عید است که «گوش‌هامان» (به عبری: אוזני המן) نامیده می‌شود.


    پوریم
    (به عبری: פורים) نام یکی از اعیاد مذهبی در دین یهودیت است. در این جشن، یهودیان روزهای ۱۴ و ۱۵ آدار در تقویم عبری را جشن می‌گیرند. عید پوریم یادآور رابطه باستانی بین دو ملت ایران و یهود است. دانشوران سکولار، ریشه عید پوریم یهودیان را برگرفته از ریشه‌های تمدن ایران باستان یا تمدنهای باستانی میان رودان مانند عیلام و بابل می‌دانند.


    کارناوال شادی در روز عید پوریم در شهر اورشلیم.


    در روز پوریم، یهودیان هدایایی از کیک‌ها و شیرینی به دوستان و نیازمندان داده، سپس کتاب استر (در میشنا: «مگیلا» یا «طومار») را می‌خوانند. کتاب استر یکی از بخش‌های عهد عتیق و تنخ یهودی است و یهودیان ماجرای رهایی از توطئه بزرگ نسل‌کشی یهودیان در سرزمین‌های امپراتوری ایران را که در آن کتاب به آن اشاره شده را هرساله جشن می‌گیرند. جشن با صرف شیرینی سه‌گوشی را که با دانه‌های خشخاش، یا آلو پر شده ادامه می‌یابد. در برخی از کنیسه‌ها هنگام خواندن کتاب استر، سرودی با نوایی هماهنگ با حکایت کتاب نیز نواخته می‌شود، به جشن و خوشحالی پرداخته و هر باری که نام هامان برده می‌شود، فریاد کشیده و او را هو می‌کنند.

    در این جشن، کودکان و نوجوانان یهودی نقاب و لباس‌های رنگارنگ می‌پوشند و در اسرائیل، در مرکز شهرها، کارناوال شادی به راه می‌افتد
    لغت‌شناسی

    پوریم از کلمه «پور» به معنی «قرعه» آمده‌است که اشاره به قرعه‌ای که در کتاب استر، هامان برای مشخص کردن مناسب‌ترین روز و ماه برای نابودی یهودیان ایران ریخت، دارد.

    پوریم در تورات




    مجازات هامان


    استر دختری زیبا و یتیم و برادرزاده مردخای از خادمان دربار هخامنشی بود. استر به غیر از جمال نیکو، خصائل نیکوی فراوانی داشت و پس از آنکه اخشوروش (احتمالا منظور خشایارشاه) به دلیل اطاعت نکردن همسرش، وشتی او را از ملکه بودن خلع کرد و تصمیم گرفت زن دیگری را به عنوان ملکه خود برگزیند،
    به اطاعت از دستور مردخای، نژاد و دین خود را به پادشاه آشکار نساخت و به همسری اخشوروش، پادشاه شاهنشاهی ایران درآمد. بنا بر نوشته کتاب استر، وی بر ۱۲۷ ولایت از هند تا حبشه حکمرانی می‌کرد.
    از آنجا که مردخای مردی دین‌مدار بود، به ویژه به خاطر خصلت‌های نیکوی خود، مورد مشورت شاهنشاه هخامنشی قرار می‌گرفت. نخست‌وزیر دربار هخامنشی فردی اجنبی از نسل عمالق به نام هامان بود که بنابر تکبر، انتظار داشت همگان در برابرش سجده کنند و به خاک بیفتند. اما مردخای یهودی که می‌دانست سجده کردن در برابر هر فردی یا چیزی جز خدا، به منزله بت‌پرستی و شرک خواهد بود، حاضر نمی‌شد تا در برابر هامان سر سجده خم‌کند. از این رو هامان عمالقی کینه او را به دل گرفت و در صدد برآمد همه یهودیان ساکن در امپراطوری ایران را قتل‌عام کند و به نسل‌کشی یهودیان بپردازد.
    هامان نزد پادشاه چنین وانمود کرد که قوم یهود فرمان پادشاه را اطاعت نمی‌کنند و در میان اقوام و ملل شاهنشاهی ایران تفرقه و نفاق می‌افکنند تا حکومت را تغییر دهند‌هامان فرستادگانی به تمام ولایات ایران فرستاد تا در روز ۱۳ آدار تمامی یهودیان از جوان و پیر و حتی کودکان کشته شوند.
    مردخای وقتی از فرمان هامان آگاهی یافت، از استر خواست که در نزد پادشاه برای یهودیان میانجی‌گری نماید. استر به مردخای پیغام فرستاد که تا زمانی که پادشاه او را نخواند، اگر به حیاط اندرونی شاه وارد شود، او را خواهند کشت و این‌که سی‌روز بود که پادشاه او را نخوانده بود. وقتی مردخای، استر را مطمئن ساخت که خود او نیز شامل فرمان می‌شود، تصمیم گرفت که خودش را بر پادشاه ظاهر سازد. استر و مردخای پادشاه را از نقشه‌های شوم هامان آگاه ساختند و توطئه‌های او را برملا کردند.
    استر به پادشاه آگاهی داد که خود او از قوم یهود است و هامان قصد دارد همه یهودیان را در امپراطوری ایران از دم تیغ بگذراند. چون پادشاه ایران به این توطئه هامان پی‌برد سخت به خشم آمد و دستور داد همان کیفری که هامان برای یهودیان در نظر گرفته بود و با ترفند قصد داشت اجازه آن را از پادشاه بگیرد، درباره خود او، خانواده‌اش و افراد قومش اجرا گردد.
    روز سیزدهم آدار فرا رسید. در این روز، دشمنان یهود امیدوار بودند بر یهودیان غلبه یابند، اما قضیه برعکس شد و یهودیان بر دشمنان خود پیروز شدند. یهودیان به دشمنان خود حمله کردند و آنها را کشتند. آنها در شهر شوش ۵۰۰ نفر از جمله ۱۰ پسرهامان به نام‌های فرشنداتا، دلفون، اسفاتا، فوراتا، ادلیا، اریداتا، فرمشتا، اریسای، اریدای و ویزاتا را کشتند
    بعد از این کشتار استر از پادشاه خواست تا اجساد ده پسر هامان را به دار بیاویزند و از پادشاه خواست تا به یهودیان اجازه بدهد تا کارشان را فردا نیز ادامه بدهند. با موافقت پادشاه ، یهودیان ۳۰۰ نفر دیگر را در پایتخت کشتند در سایر شهرها نیز یهودیان از خود دفاع کردند و آنها ۷۵۰۰۰ نفر از دشمنان خود را وحشیانه کشتند ولی اموالشان را غارت نکردند این کار در روز سیزدهم ماه آدار انجام گرفت و آنها روز بعد، یعنی چهاردهم آدار پیروزی خود را جشن گرفتند
    یهودیان از آن تاریخ، به یاد این رویداد که به موجب آن از یک توطئه بزرگ نسل‌کشی رهایی یافتند، هر سال در ماه عبری آدار جشن می‌گیرند و آن وقایع را «پوریم» می‌نامند
    از دیدگاه تاریخی


    دانشنامه بریتانیکا در نوشتار مربوط به عید پوریم می‌نویسد: حقیقت تاریخی این واقعه کتاب مقدس، معمولاً مورد سوال می‌باشد. در مورد جشن پوریم، نیز هرچند مشخص است که عید پوریم تا حدود قرن دوم میلادی به سنتی تثبیت شده در میان یهودیان تبدیل شده بوده، ریشه تاریخی این جشن ناشناخته‌است
    در این دانشنامه در هنگام بررسی تاثیرات تمدن ایران زمین بر یهودیت چنین آمده‌است که ماجرای پوریم از کتاب استر در واقع، یکی از قصه‌های ایرانی در مورد زیرکی و خدعه‌های شهبانوهای ایرانی در درون اندرونی‌های پادشاهان می‌باشد و خود عید پوریم نیز به نوعی اقتباس یهودیان از عید نوروز می‌باشد.
    بگفته تاریخچه دنیای کتاب مقدس چاپ دانشگاه آکسفورد، اگر چه برخی بنیادگرایان کتاب استر را تاریخی می‌پندارند ولی ژانر ادبی کتاب استر، همانند اکثر کتاب دانیال از نوع رمان بوده‌است. نه نویسندگان این کتاب قصد بازگو کردن حوادث گذشته را داشتند، و نه انتظار داشتند که خوانندگان آن را به عنوان تاریخ قلمداد کنند؛ شخصیتی به نام استر وجود خارجی نداشته است. با توجه به ژانر ادبی کتاب چند سؤال مربوطه اینها است که «چه کسی این کتاب را نوشته؟ قصد آن‌ها از نوشتن این کتاب چه بوده و تا چه حدی به آن رسیده‌اند؟ مخاطبان این کتاب چه کسی بوده؟ از مقایسه این کتاب و مخاطبان آن با موارد مشابه در دنیای یونانی-رومی چه نتایجی حاصل می‌شود؟»
    بگفته شائول شاکد، استاد ارشد دانشگاه عبری اورشلیم و پژوهش‌گر نامدار تاریخ یهودیت، در نوشتار مربوط به پوریم در دانشنامه ایرانیکا، گواهی بر صحت این داستان از دیدگاه تاریخی وجود ندارد و معمولاً در مورد واقعیت تاریخی داستان با شک و تردید نگریسته می‌شود. نظریه‌هایی وجود دارد که داستان بر مبنای اساطیر ایلامی و یا بابلی است. هرچند چنین نظری را نمی‌توان با اطمینان پذیرفت. این کتاب را بیشتر می‌توان نمونه‌ای از تم (theme) معروف دسیسه‌های درون دربار و نجات یافتن‌های معجزه آمیز نامید.
    تاریخ نگارش کتاب استر نامشخص است اما معمولاً بین محققین اتفاق‌نظر وجود دارد که نگارش کتاب کمی بعد از سقوط هخامنشیان، احتمالا در دوره اشکانیان و حدود قرن دو یا سه قبل از میلاد بوده‌است. نویسنده کتاب نیز ناشناخته‌است. اما معمولاً چنین پنداشته می‌شود که توسط فردی از میان اقلیت یهودی ایران و بابل نوشته شده‌است.
    بگفته تاریخچه یهودیت چاپ دانشگاه کمبریج نویسنده کتاب استر ممکن است نام‌های ایرانی یا ایلامی برای کتابش را می‌دانسته، اما نشان داده نشده که نویسنده اطلاعات دست اولی راجع به وضعیت جغرافیایی قصر در شوش و یا فضای حاکم در دربار ایران داشته‌است. اگر چه تاریخی بودن کتاب به دلیل وجود غیر محتملات و خطاها زیر سؤال می‌رود، اما افسانه بودن داستان به معنی این نیست که از داخل خلأ زاده شده‌است. بدون شک داستان بر پایه اتفاقی تاریخی که در شوش افتاده بنا شده‌است، هرچند تشخیص ماهیت این اتفاق سخت می‌باشد. همچنین عید پوریم قبل از نوشتن شدن کتاب استر جشن گرفته می‌شده و این داستان سعی در توجیه این جشن کرده‌است.



    پاورقی



    • ↑ جشن پوریم در آئین چهارشنبه سوری ریشه دارد (وزارت امورخارجه اسرائیل)
    • ↑ ۲٫۰ ۲٫۱ Marc Lee Raphael, Judaism in America, Columbia University Press, p.۳۲-۳۳
    • ↑ جشن پوریم: یادآور روابط دیرین یهودیان و ملت ایران (وزارت امور خارجه اسرائیل)
    • ↑ استر ۲:۱۵
    • ↑ استر ۲:۱
    • ↑ استر ۲:۱۴
    • ↑ استر ۲:۱۰
    • ↑ استر ۳:۷
    • ↑ استر ۳:۹
    • ↑ استر ۳:۱۵
    • ↑ استر ۴:۱۲
    • ↑ استر ۴:۱۶
    • ↑ استر ۹:۱
    • ↑ استر ۹:۵
    • ↑ استر ۹:۷ - ۹:۱۰
    • ↑ استر ۹:۱۳
    • ↑ استر ۹:۱۴
    • ↑ استر ۹:۱۵
    • ↑ استر ۹:۱۶
    • ↑ استر ۹:۱۷
    • ↑ استر ۹:۱۰
    • ↑ :: Purim. (۲۰۰۹). In Encyclopædia Britannica. Retrieved March 11, 2009 from Encyclopædia Britannica Online
    • ↑ The Judaic tradition» Jewish myth and legend» Sources and development» Myth and legend in the Persian period. (2009). In Encyclopædia Britannica. Retrieved March 11, 2009, from Encyclopædia Britannica Online
    • ↑ Greenspoon, ‎Leonard J.. Ed: Micheal D. Coogan. The Oxford History of the Biblical World. Oxford University Press, 2001, 322-323.
    • ↑ ۲۵٫۰ ۲۵٫۱ Shaul Shaked, “ESTHER,BOOK OF” Encyclopaedia Iranica Online, Access March 15, 2009, available at Encyclopdia Iranica | Home
    • ↑ بگفته تاریخچه یهودیت چاپ دانشگاه کمبریج از جمله غیر محتملاتی که تاریخی بودن کتاب را زیر سؤال می‌برند، می‌توان از جشنی که پادشاه برای افسران اجرایی اش گرفت که صد و هشتاد روز به طول انجامید (۱:۱-۴)؛ نافرمانی ملکه وشتی از پادشاه؛ مکاتبه پادشاه به ملت‌های مختلف در زبان خودشان و فرمان دادن به اینکه هر مردی در خانه خودش ارباب است (زبان رسمی آرامی شاهنشاهی بود)، اعطای مقام‌های بالا به غیر ایرانیان نام برد.
    • ↑ بگفته تاریخچه یهودیت چاپ دانشگاه کمبریج برخی از خطاهای معروف کتاب عبارتند از: ذکر ۱۲۷ ساتراپ (استان) در امپراطوری ایران در حالی که هرودوت ۲۰ ساتراپ را ذکر می‌کند. بگفته هرودوت ملکه خشایار شاه آمستریس بود اگر چه در کتاب استر، استر این عنوان را بین سال‌های هفتم و بیستم پادشاه داشت. قصه مصنوعی کتاب که صحبت از تضادها می‌کند: یهودیان و بت پرستان، وشتی و استر، به دار آویختن‌هامان و قرار دادن مردخای به عنوان وزیر، قتل عام غیر یهودیان و کشتارهای ضد یهودی نیز یک افسانه را پیشنهاد می‌کنند.
    • ↑ Davies, ‎William David. Louis Finkelstein. The Cambridge history of Judaism. William Horbury, John Sturdy, Steven T. Katz. Cambridge University Press, 1990, ISBN 0-521-21929-9, 9780521219297, ‏366-367.
    [برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...]

  6. #4
    کاربر سایت

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    May 2010
    سن
    36
    نوشته ها
    6,320
    تشکر
    1,395
    تشکر شده 3,426 بار در 1,743 پست

    پیش فرض

    در مورد این ماجرا شک و شبهه زیاد است !!
    و تنها منبع تاریخی ان کتاب تورات و داستان استر می باشد و نکته جالبش اینه که بیشتر توی سایتهای مذهبی من این داستان رو ددیم . واسه همین یه ذره بیشتر گشتم و این فایل هم نوشته امیر حسین خنجی میباشد که محل وقوع داستان را مصر میداند .
    فایل های پیوست شده
    [برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...]

  7. #5
    کاربر سایت

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    May 2010
    سن
    36
    نوشته ها
    6,320
    تشکر
    1,395
    تشکر شده 3,426 بار در 1,743 پست

    پیش فرض

    جشن پوریم - ۱



    یکی از کتاب‌های عهد عتیق در کتاب مقدس یهودیان و مسیحیان (Bible) کتاب «استر» (Esther) نام دارد. استر (اختر، استاره، یا ستاره) نام دختر یهودی بود که همسر خشیارشا شد.

    داستان از این قرار بود که روزی خشیارشا در جشنی به شهبانو «وَشتی» دستور داد که به حضور برسد اما او سرپیچی می‌کند. خشیارشا از قاضیان می‌پرسد چه باید کرد؟ می‌گویند اگر شهبانو از فرمان شاه سرپیچی کند پس از این همه‌ی زنان از مردان سرپیچی می‌کنند. بنابراین خشیارشا وشتی را طلاق می‌دهد تا دیگر زنان هم عبرت بگیرند. بعد اعلام می‌کنند هر کس دختر زیبایی سراغ دارد برای شاه بیاورد. مردی یهود به نام «مُردخای» دخترعمویش را که نام اصلی‌اش «هدسه» (Hadessa) بود به نام اختر یا استر به شاه معرفی می‌کند و می‌گوید هرگز به کسی نگو که یهود هستی. خشیارشا او را به عنوان شهبانو (ملکه) برمی‌گزیند. مردخای نیز طی جریانی از توطئه‌ای برای قتل شاه آگاه می‌شود و به شاه خبر می‌دهد و بدین ترتیب هر دو در دربار مقام مهمی پیدا می‌کنند.

    خشیارشا وزیری داشت به نام هامان که بعد از شاه قدرتمندترین مرد بود. همه باید جلوی او زانو می‌زدند اما مردخای چون یهود بود جلوی او زانو نزد. از این رو هامان دستور داد تمام یهودیان را در سراسر شاهنشاهی ایران بکشند. برای این کار قرعه کشیدند و روز سیزدهم آدار (برابر اول فروردین یا ۲۱ مارچ) تعیین شد. مردخای دست به دامان استر می‌شود. خشیارشا یاد خدمت مردخای می‌افتد و دستور می‌دهد از او قدردانی شود. استر هم خشیارشا را به شام دعوت می‌کند و از او می‌خواهد هامان را بکشد چون هامان قصد نابودی قوم او را دارد. خشیارشا هم قبول می‌کند و هامان را خلع کرده و مردخای را به جای او می‌نشاند.

    آن روز بیست و سوم ماه سوم یعنی ماه سیوان بود. منشی‌های دربار فوری احضار شدند و فرمانی را که مردخای صادر کرد نوشتند. این فرمان خطاب به یهودیان، حاکمان، مقامات سلطنتی و استانداران ۱۲۷ استان از هند تا حبشه بود و به خط‌ها و زبان‌های رایج مملکت و نیز به خط و زبان یهودیان نوشته شد. مردخای فرمان را به نام خشیارشا نوشت و با انگشتر مخصوص پادشاه مهر کرد ...

    این فرمان پادشاه به یهودیان تمام شهرها اجازه می‌داد که برای دفاع از خود و خانواده‌هایشان متحد شوند و تمام بدخواهان خود را از هر قومی که باشند بکشند و دارایی آنها را به غنیمت بگیرند ...

    روز سیزدهم آدار، یعنی روزی که قرار بود فرمان پادشاه به مرحله‌ی اجرا درآید، فرارسید. ... در سراسر مملکت، یهودیان در شهرهای خود جمع شدند تا به کسانی که قصد آزارشان را داشتند حمله کنند... بدین ترتیب یهودیان به دشمنان خود حمله کردند و آنها را از دم شمشیر گذرانده کشتند. اما یهودیان اموال دشمنان را غارت نکردند.. آنها در شهر شوش که پایتخت بود ۵۰۰ نفر را کشتند. ... استر گفت: پادشاها اگر صلاح بدانید به یهودیان پایتخت اجازه دهید کاری را که امروز کرده‌اند فردا هم ادامه دهند. پادشاه با این درخواست استر هم موافقت کرد... پس روز بعد باز یهودیان پایتخت جمع شدند و ۳۰۰ نفر دیگر را کشتند ولی به مال کسی دست‌درازی نکردند. بقیه‌ی یهودیان در سایر استان‌ها نیز جمع شدند و از خود دفاع کردند. آنها ۷۵ هزار نفر از دشمنان خود را کشتند و از شر آنها رهایی یافتند. ولی اموالشان را غارت نکردند. این کار در روز سیزدهم ماه آدار انجام گرفت و آنها روز بعد یعنی چهاردهم آدار پیروزی خود را با شادی فراوان جشن گرفتند. اما یهودیان شوش روز پانزدهم را جشن گرفتند زیرا در روز سیزدهم و چهاردهم دشمنان خود را می‌کشتند.

    مردخای تمام این وقایع را نوشت و برای یهودیان سراسر مملکت پارس، چه دور و چه نزدیک، فرستاد و از آنها خواست تا همه سال روزهای چهاردهم و پانزدهم آدار را به مناسبت نجات یهود از چنگ دشمنان‌شان جشن بگیرند و شادی نمایند.
    کتاب استر (Esther) فصل ۸ و ۹

    خلاصه از کتاب ([برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...])

    چون این روز با قرعه تعیین شده بود به آن «پوریم» (Purim) می‌گویند که در عبری جمع «پور» به معنای قرعه است. جشن پوریم هنوز نیز هر ساله برگزار می‌شود.

    این داستان تنها در این کتاب آمده و تا آنجا که من پرسیده‌ام منبع تاریخی دیگر درباره‌ی آن نداریم.

    دیگر آن که نام پادشاه در ترجمه‌های قدیمی (مانند شاه جیمز) به صورت Ahasuerus آمده است و در ترجمه‌ی عربی نیز «احشویروش» آمده است. اما در ترجمه‌های تازه خشیارشا (Xerxes) نوشته می‌شود. شاید اخاسوروس یا احشویروش شکل عبری و عربی خشیارشا باشد. همان طور که نام شوش نیز به صورت شوشان نوشته شده است.

    نام وزیر خشیارشا «هامان» نوشته شده که به نظر ایرانی نیست. شاید این نیز شکل عبری «هومان» باشد که در شاهنامه همراه «بارمان» یکی از پهلوانان تورانی است (می‌دانیم که ایرانیان و تورانیان هم‌نژاد و هم زبان بودند. تورانیان شاهنامه از قوم‌های ایرانی هستند نه ترک). این نام امروزه به هر دو شکل «هومن» و «هومان» رایج است.

    تنبیه گروهی برای جرم یک نفر، بیشتر ایده‌ی یهودی است تا ایرانی. این که چون مردخای برای هامان زانو نزد تمام یهودیان سراسر ایران باید کشته شوند چندان به دادگستری ایران هخامنشی نمی‌خورد. در قانون داریوش بزرگ که «داته» (همان «داد» امروزی که در دادگاه، دادسرا، دادستان، دادخواست، دادگستری و ... دیده می‌شود) هر کسی به جرم خودش مجازات می‌شد.

    به قول حافظ: عیب مِی جمله بگفتی، هنرش نیز بگو:
    نکته‌ی دیگری که در کتاب استر می‌خوانیم این که در زمان هخامنشیان تاریخ و وقایع روزانه ثبت و نگه‌داری می‌شدند.
    فصل ۶: آن شب پادشاه خوابش نبرد. پس فرمود کتاب «تاریخ پادشاهان» را بیاورند و وقایع سلطنت او را برایش بخوانند....
    و نویسنده که معلوم است مدت‌ها پس از زمان خشیارشا زندگی می‌کرد به وجود این کتاب اشاره می‌کند:
    فصل ۱۰: قدرت و عظمت کارهای خشایارشا و نیز شرح کامل به قدرت رسیدن مردخای و مقامی که پادشاه به او بخشید در کتاب «تاریخ پادشاهان ماد و پارس» نوشته شده است.
    (در ترجمه‌ی شاه جیمز: آیا در کتاب پادشاهان ماد و پارس نوشته نشده است؟)

    همچنین اینجا پیوستگی پادشاهی ماد و پارس را نیز می‌بینیم.
    [برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...]

  8. #6
    کاربر سایت

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    May 2010
    سن
    36
    نوشته ها
    6,320
    تشکر
    1,395
    تشکر شده 3,426 بار در 1,743 پست

    پیش فرض

    جشن پوریم - ۲



    در نوشته‌ام درباره‌ی جشن پوریم گفتم که داستان چندان طبیعی به نظر نمی‌رسد. زیرا خشیارشا خیلی ساده لوح است و یهودی ناشناسی (مردخای) دختری یهودی (هدسه) را به او معرفی می‌کند و با تغییر نام او به استر (اختر یا استاره) یهودی بودن او را پنهان می‌کند. خشیارشا هم بدون هیچ گونه تحقیقی فقط به خاطر زیبایی‌اش او را به عنوان ملکه‌ی ایران انتخاب می‌کند و حاضر است تمام یا نیمی از پادشاهی خود را به او ببخشد. هم چنین گفتم که منبع تاریخی دیگر برای این داستان به جز تورات نیست و نام پادشاه در نسخه‌ها و ترجمه‌های قدیمی احشویرش است و به تازگی به خشیارشا (Xerxes) برگردانده شده است.

    خوشبختانه به نوشته‌ی تازه و مفصل و مستندی از دکتر امیرحسین خُنجی برخوردم که به تمامی درباره‌ی این داستان است. ایشان می‌نویسد که اصل این داستان یهودکشی در مصر زمان هخامنشیان روی داده و یهودیان بعدها آن را با شاخ و برگ‌های داستانی به دربار خشایارشا کشاندند تا خود را مهم جلوه دهند.

    نکته‌ی دیگر این که من به ایرانی نبودن نام وزیر خشایارشا یعنی هامان اشاره کردم. اصلا یاد داستان فرعون در قرآن نبودم. دکتر خنجی با توجه به داستان فرعون در قرآن که نام وزیر وی هامان است و دیگر اسناد تاریخی تفسیر و روشن‌گری خواندنی از کل داستان پوریم و استر و مردخای دارد که شما را به خواندن آن دعوت می‌کنم.

    نوشته‌ی دکتر امیرحسین خُنجی درباره‌ی [برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...] (قالب پی.دی.اف. اندازه ۱۵۲ کیلوبایت)
    [برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...]

  9. #7
    کاربر سایت

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    May 2010
    سن
    36
    نوشته ها
    6,320
    تشکر
    1,395
    تشکر شده 3,426 بار در 1,743 پست

    پیش فرض

    "پوریم" را که یادآور روابط دیرین یهود وایران
    است، یهودیان اسرائیل و جهان جشن می گیرند




    شهبانوی یهودی استر در کنار اخشوروش شاهنشاه ایران
    ملت اسرائیل و یهودیان جهان امروز (یک شنبه 29 اسفندماه - 20 مارس) عیدی را جشن می گیرند که برای همیشه تاریخ یهودیان را با ملت ایران پیوند زده است. این جشن پوریم نام دارد که در آن از جوانمردی خشایارشاه یکی از شاهان هخامنشی ایران سخن می رود. شاهی که در روایات یهود با نام اخشوروش از او یاد شده است.
    عید پوریم یهودیان، امسال با نوروز ایرانیان همآهنگ شده است. در حالی که ملت ایران فرارسیدن نوروز جمشدی را از سپیده دم فردا (دوشنبه) جشن می گیرند، اهالی اورشلیم پایتخت اسرائیل نیز طبق سنن باستانی، عید پوریم را فردا جشن می گیرند و این در حالی که در سایر شهرهای اسرائیل جشن پوریم امروز برگزار می شود و در چندین شهر مرکزی، کارناوال شادی به راه می افتد و همگان به رقص و پایکوبی می پردازند.
    در "طومار استر" که در کنیساها خوانده می شود، داستانی بیان گردیده که گرچه هیچ گونه مدرک و شواهد تاریخی برای اثبات آن یاد نشده، ولی باورمندان یهودی آن را به عنوان یک رویداد حقیقی می پذیرند.
    داستان استر از این قرار است:
    اخشوروش شاهنشاه امپراطوری ایران (احتمالا منظور خشایارشاه است) که بنا بر نوشته "طومار استر" بر 127 ولایت از هند تا حبشه حکفرمائی می کرد، از بین دوشیزگان زیبا یک دختر یهودی یتیم را به نام استر ، برای همسری برگزید که افزون بر جمال نیکو، خصائل نیکو نیز داشت. پسر عموی استر یهودی، مردخای نیز در دربار شاه خدمت می کرد.


    آرامگاه استر و مردخای در همدان یادگار روابط دیرین

    از آنجا که مردخای مردی دینمدار و با انصاف وجهان دیده بود، به ویژه به خاطر خصلت های نیکوی خود، مورد مشورت شاهنشاه هخامنشی قرار می گرفت.
    ولی صدراعظم دربار هخامنشی فردی اجنبی از نسل عمالق به نام هامان بود که انتظار داشت همگان در برابرش سجده کنند و به خاک بیفتند.
    اما مردخای یهودی که می دانست سجده کردن در برابر هر فردی یا چیزی جز پروردگار یکتا به منزله بت پرستی خواهد بود، حاضر نمی شد در برابر هامان سر سجده خم کند و از این رو هامان عمالقی کینه او را به دل گرفت و در صدد برآمد همه یهودیان امپراطوری ایران را قتل عام کند.
    هامان دسیسه ای برای کشتار دسته جمعی یهودیان طرح ریزی کرد و درصدد برآمد فرمان آن را از خشایارشاه دریافت کند و آن را به همه ایالات امپراطوری ابلاغ نماید. بدین سان، هامان بت پرست از آن جهت برای قتل عام یهودیان به توطئه چینی پرداخت که مورد احترام مردخای یهودی قرار نگرفته و خود را تحقیر شده احساس می کرد.
    مردخای و دختر عمویش شهبانو استر، ملکه دربار، پادشاه را از نقشه های شوم هامان آگاه ساختند و توطئه های او را برملا کردند.
    شهبانو استر به پادشاه آگاهی داد که خود او از قوم یهود است و هامان قصد دارد همه یهودیان را در امپراطوری ایران از دم تیغ بگذراند.
    چون پادشاه ایران به این توطئه هامان پی برد سخت به خشم آمد و دستور داد همان کیفری که هامان برای یهودیان در نظر گرفته بود و با ترفند قصد داشت اجازه آن را از پادشاه بگیرد، درباره خود او، خانواده اش و افراد قومش اجرا گردد.


    داخل آرامگاه استر (چپ) و مردخای (راست) درهمدان

    همان چوبه داری که هامان آنرا برای حلق آویز کردن مردخای در محوطه دربار برپا ساخته بود، به دار مجازات خود صدراعظم اجنبی مبدل شد و او به سزای توطئه های شیطانی اش رسید واقوامش نیز مجازات شدند.
    یهودیان به یاد این رویداد که به موجب آن از یک توطئه بزرگ قتل عام رهائی یافتند، هر سال در ماه عبری آدار جشن می گیرند و آن را پوریم می نامند .
    در روایات یهود آمده است: پس از آنکه ملکه استر و پسر عموی او (مردخای) وفات یافتند در شهر همدان در مرکز ایران به خاک سپرده شدند.
    امروز در همدان آرامگاه استر و مردخای زیارتگاه یهودیان و غیر یهودیان است و عموم ایرانیان به آن احترام می گذارند. وجود این آرامگاه نشان دیگری از روابط دیرپای دو ملت ایران و یهود است.
    ولی در ماه های گذشته، گروهی افرادی که خود را "بسیج دانشجوئی" نامیده بودند، در ادامه تلاش برای از بین بردن میراث فرهنگی ایران و اسرائیل، درصدد ویران کردن این مکان مقدس و باستانی برآمدند و استر و مردخای را ، با بد طینی و دروغگوئی، به "کشتار مردم ایران" متهم ساختند. گرچه حکومت ایران از اجرای توطئه شوم تخریب آرامگاه جلوگیری کرد، ولی مسؤولان این مکان مقدس ناجار شدند واژه "زیارتگاه" را از تابلوی ورودی این آرامگاه پائین آورند.
    یهودیان جهان هر سال در ماه آدار روایت نجات یهودیان و شهبانوی ایران و همسر اخشوروش را از چنگ هامان دیو صفت از نو می خوانند و از این پادشاه ایرانی قدردانی می کنند.


    دخترکان خردسال به صورت عروس در خیابان ها

    جشن پوریم با به راه افتادن کارناوالهای شادی، که زدن ماسک ها و نقابهای رنگارنگ در مرکز آن قرار دارد، همراه است - که شاید بدین خاطر، یکی از شادی بخش ترین جشن ها برای کودکان و نوجوانان یهودی نیز محسوب می شود که از مدتها پیش از پوریم، با جدیت در فکر تدارک لباس های بالماسکه و نقاب های ابتکاری و بی نظیر هستند.
    لذت کودکان از این جشن به حدی است که با افسوس می گویند: ای کاش پوریم به جای یکباردر سال، دوبار در هفته برگزار شد.
    جشن پوریم، با به راه افتادن کارناوال های بالماسکه در خیابانهای مرکزی شهرهای بزرگ اسرائیل به اوج خود می رسد. مراسم شادمانی در ابعادی کوچکتر در همه شهرها، شهرک ها و آبادی های اسرائیل برگزار می شود. برای نمونه در شهر اورشلیم در روز عید پوریم دهها هنرمند و دلقک شادی آفرین، به اجرای نمایش های تفریحی خیابانی می پردازند و شعبده بازان، دلقک ها و رقاصان با لباس های رنگارنگ به سرگرم کردن مردم مشغول می شوند و دسته های ارکستر در میادین مرکزی، ترانه های روز اجرا خواهند کرد. رسم بر آن است که عید پوریم در اورشلیم یک روز دیرتر از شهرهای دیگر برگزار می شود، زیرا مژده نجات یهودیان و اعدام هامان اجاچی یک روز دیرتر به این شهر حصاردار رسید.


    نوجوانان نیز در پوریم لیاس های رنگارنگ میپوشند

    امسال پوریم در آستانه نوروز ایرانیان برگزار می شود و دلقکهائی که در خیابان به شاد کردن مردم پرداخته اند، شباهت دوری به حاجی فیروز ایرانی دارند.
    نکته جالب آن که در جشن شادمانی پوریم، علاوه بر کودکان و نوجوانان که نقاب بر چهره می گذارند و یا لباسهای رنگارنگ می پوشند و یا خود را به شکل پادشاه و ملکه و پلیس و پرستار و راننده آتش نشانی در می آورند، کسان دیگری نیز دیده می شوند که گرچه از سن و سالی برخوردارند، ولی در این روز با لباس بالماسکه و آرایش های چهره تئاتر مانند در ملاءعام ظاهر می شوند و البته مطابق هر سال در هر گوشه و کنار دهها مسابقه انتخاب ابتکاری ترین ماسکها برگزار می شود و باز صد البته مردم، خوردن شیرینی ها و کیک های مخصوص پوریم را که با خشخاش تهیه می شود فراموش نخواهند کرد که "گوش هامان" אוזני המן نامیده می شود.


    "پوریم" شادترین عید برای کودکان در اسرائیل است

    یهودیان در روایات خود می گویند: با برملا شدن توطئه های کژاندیشان و پیروزی نیکی بر پلیدی، העיר שושן צהלה ושמחה (شهر شوشن یا شوش را شادمانی بسیار فراگرفت) که مراد از واژه شوشن اشاره به ایران زمین و سرزمین پارس است و بدین معنی که "ایران زمین با پیروزی نیکان بر پلیدان، به پایکوبی و شادمانی پرداخت".

    http://www.hamdami.com/MFAFA/JewishFeasts/200311-Pourim.htm
    [برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...]

+ ارسال موضوع جدید

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

تعداد اعضای بازدید کننده از این تایپیک : 0

بازدید کنندگان :  (نمایش کلی)

نامی برای نمایش وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

Bookmarks

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •