خريد vpn خريد vpn خرید کریو خرید vpn خرید فیلترشکن خريد vpn براي موبايل خرید کریو خرید kerio خريد vpn خريد vpn خريد kerio دانلود فیلم خرید شارژ
خريد vpn خريد vpn خرید کریو خرید vpn خرید فیلترشکن خريد vpn براي موبايل خرید کریو خرید kerio خريد vpn خريد vpn خريد kerio دانلود فیلم خرید شارژ
آشنایی با برخی بیماریهای مغز و اعصاب
به انجمن خوش آمدید
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1
    کاربر سایت
    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    تاریخ عضویت
    Jun 2010
    محل سکونت
    یه جایی زیر آسمون
    نوشته ها
    617
    تشکر
    2,085
    تشکر شده 2,299 بار در 975 پست

    آشنایی با برخی بیماریهای مغز و اعصاب

    آشنایی با برخی بیماریهای مغز و اعصاب



    مغز انسان

    دستگاه عصبی مرکزی قسمتی از دستگاه عصبی است که در درون محفظه‌ایاستخوانی به نام استخوان جمجمه و ستون فقرات قرار گرفته است و شامل مغز و نخاعمی‌باشد. از نظر ساختمانی در سیستم اعصاب مرکزی دو قسمت به نامهای ماده سفید و مادهخاکستری قابل تشخیص می‌باشد. مغز شامل قسمتهای متنوعی است که هر کدام از آنها درعین حال که با یکدیگر در ارتباط هستند کارهای متفاوتی را انجام می‌دهند.
    تکامل مغز در مهره داران

    در ماهیهای اولیه و[برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...] ، نخاع و مغز در یک راستا قرار دارند. ولی در سایر[برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...] بویژه در[برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...] بین مغز و[برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...] یک خمیدگی پدیدآمده است که در پستانداران عالی به 90 درجه می‌رسد. این خمیدگی ناشی از حجم زیادنیمکره‌های مخ است. حجم مغز بویژه نیمکره‌های مخ در مهره داران اولیه رشد اندکیدارد. ولی در مهره داران عالی وسعت زیادی دارد.
    سطح نیمکره‌های مخ در مهرهداران اولیه تا پستانداران اولیه صاف ، ولی در پستانداران عالی بویژه انسان چینخوردگی فراوان دارد. مغز آدمی بزرگترین مغزها نیست اما وزن آن نسبت به جثه آدمیبیشترین است و با در نظر گرفتن سایر شرایط بهترین مغز است. مغز مهره داران در دورانجنینی دارای سه قسمت اولیه به نامهایمغز پیشین،مغز میانیومغزتحتانیاست. از این قسمتها بتدریج بخشهای مختلف مغز پدید می‌آیند.




    ساختار مغز

    مغز در داخل[برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...] و نخاع در داخل[برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...] جای گرفته‌ است. سه پرده که در مجموع مننژ نامیده می‌شوند، مغز و نخاع رااز اطراف محافظت می‌کنند.
    • پرده داخلی :پرده داخلی چسبیده به مغز و نخاع بوده و کار تغذیهبافت عصبیرا انجام می‌دهد.
    • پرده میانی :پرده میانی عنکبوتیه نام دارد که به پرده خارجی چسبیده واز پرده داخلی کم و بیش فاصله دارد.
    • پرده خارجی :از بافت پیوندی محکم تشکیل شده و به استخوانهای محافظچسبیده است.
    در فاصله بین عنکبوتیه و پرده داخلی مایع شفافی قرار گرفتهاست که از ترشحات رگهای خونی است. این مایع رامایع مغزی-نخاعیمی‌گویند وکار آن محافظت از بافت عصبی است.


    مخ

    مخ بزرگترین قسمت مغز است و دارای دو نیمکره است که توسط رشته‌های عصبیمحکم و سفید رنگی بهم متصلند و ارتباط دو نیمکره نیز از طریق همین رشته‌های عصبیصورت می‌گیرد. قسمت سطحی مخ ، خاکستری رنگ است و قشر مخ نامیده می‌شود. قشر مخ درانسان به علت وسعت زیاد خود و جای گرفتن در فضای محدود حالت چین خورده دارد. در زیرقشر مخ ماده سفید رنگی وجو دارد که از اجتماع رشته‌های عصبی میلین دار تشکیل شدهاست و این رشته همان دنباله‌های[برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...] هستند که در قشر خاکستری با سایر قسمتهای[برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...] قرار دارند.
    علاوه بر قشر مخ چند هسته خاکستری در بخش سفید آن وجوددارد که مهمترین آنهاغده تالاموسوغده هیپوتالاموساست. هر قسمت از قشرخاکستری کار ویژه‌ای انجام می‌دهد. مراکز مربوط به دریافت و تفسیر اطلاعات رسیده ازاندامهای حسی مختلف مانند[برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...] و[برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...] وپوستدر این قسمت است. قسمتی از قشر خاکستریمرکز حرکات ارادی است. مخ مرکز احساسات ، فکر کردن وحافظهاست. نیمکره چپ مخ حرکات طرف راست ونیمکره چپ بدن حرکات طرف راست بدن را کنترل می‌کنند. هر نیمکره کارهای ویژه‌ای رانیز انجام می‌دهد.
    نیمکره چپ در زبان آموزی ،[برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...] ، تفکر ریاضی و منطق ، تخصص دارد. نیمکره راست انجام دادن کارهای ظریف هنری ،موسیقیرا کنترل می‌کند. تالاموسها مرکزتقویت پیامهای حسی مانند چشم ، درد و ترس هستند و پیامهای حسی را قبل از اینکه بهقشر مخ برسند تقویت می‌کنند. هیپوتالاموس مرکز تنظیم اعمال مختلفی از جمله[برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...] ،تشنگی ، خواب و بیداری و دمای بدن است.




    مخچه

    مخچه قسمتی از مغز است که در پشت و زیر مخ قرار دارد. مخچه دارای دونیمکره است، اما چین خوردگیهای سطحی آن کم عمق تر و منظم تر است. قسمت سطحی مخچه راماده خاکستری پوشانده است. مخچه بوسیله دسته تارهای عصبی به بقیه قسمتهای دستگاهعصبی مربوط است. مخچه در کار کنترل فعالیتهای ماهیچه‌ای به مخ کمکمی‌کند.

    مخچه پیامهای حرکتی را قبل از اینکه به اندامها بروند تقویتمی‌کند. در نتیجه حرکات نرمتری از بدن سر می‌زند. حفظتعادل بدننیز به عهده مخچه است. برایاینکار چشمها وگوش داخلیوضعیت بدن را به مخچه خبر می‌دهندو مخچه ،[برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...] را طوری کنترل می‌کند، که تعادل برقرار بماند. در مجموع کارهایی که مخچه انجاممی‌دهد همگی غیر ارادی هستند.
    بصل النخاع

    بصل‌النخاعپایین ترین مرکز عصبی واقع در[برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...] است. انتهای بصل‌النخاع به نخاع مربوط است. بیشتر بصل‌النخاع از مادهسفید و رشته اعصابی تشکیل شده است که میان نخاع و مغز قرار دارد. بصل‌النخاع فعالیتاندامهای داخلی بدن مانند[برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...] ،[برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...] و[برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...] را اداره می‌کند. به همین دلیل یکی از مهمترین اجزای مغز است و آسیبوارده به آن مرگ را به دنبال دارد. مغز 12 جفت عصب دارد. این اعصاب با اندامهایمهمی ارتباط دارند.
    بطنهای مغزی

    در جریان تکامل مغز از لوله عصبی جنینی ، حفره مرکزی لولهعصبی در 4 ناحیه متسع شده و بطنهای مغزی را بوجود می‌آورد. بطنهای مغزی عبارتند از: بطنهای جانبی شامل دو بطن و هر کدام در یکی از نیمکره‌های مغزی ، بطن سوم در ناحیهتالاموس و بطن چهارم در محل بصل‌النخاع و پل مغزی.
    مایع مغزی-نخاعی

    سیستم عصبی مرکزی در درون مایعی به نام مایع مغزی-نخاعیقرار گرفته که این مایع هم به عنوان ضربه‌گیر سیستم عصبی مرکزی را در مقابل ضرباتمکانیکی حفظ می‌کند و هم برای فعالیتهای متابولیکی آن ضروری است. حجم این مایع کهاز رگهای خونی بافت مغز منشا می‌گیرد بین 150 - 80 میلی‌لیتر متغیر است.عدم باز جذباین مایع و تجمع آن در بطنهای مغزی منجر به شرایطی به نام هیدروسفالی می‌گردد کهمی‌تواند باعث آسیب پارانشیم مغز گردد.





    بیماریهای مغزی

    عامل بیماریهای عفونی مراکز عصبی ،[برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...] ،[برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...] و یاموجودات زنده میکروسکوپی دیگرند. در بعضی از این بیماریها مراکز عصبی خونی می‌شوندو در برخی دیگر سموم میکروبها که در جای دیگر بدن مستقر می‌شوند، به مراکز عصبیمی‌رسند و آنها را دچار مشکل می‌کنند.
    فلج اطفال یا پلیومیلیت

    عامل این بیماری نوعی[برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...] است که ازطریق غذا و آبی که به مدفوع شخص بیمار آلوده باشند، به شخص سالم سرایت می‌کند. ویروس به نخاع می‌رسد و در آنجا به جسم سلولی نورونهای حرکتی آسیب کلی می‌رساند، وماهیچه‌های تحت کنترل آنها فلج می‌شوند. با استفاده از واکسن می‌توان به راحتی ازابتلا به این بیماری جلوگیری کرد.
    مننژیت مغزی

    در اثر عفونت پرده‌های مننژ مغز یا نخاع حاصل می‌شود. انواعیاز باکتریها باعث این بیماری می‌شوند. یک نوع از این باکتریها به ناممننگوکوکاست. علایم بیماری مننژیت به طورناگهانی بروز می‌کند. حرارت بدن دردناک می‌شود. مننژیت بیماری خطرناکی است و درصورت تاخیر در معالجه باعث مرگ می‌شود.
    آنسفالیت

    آنسفالیت یک بیماری ویروسی است. ویروس در بخشهای خاکستری مغزمانند بصل‌النخاع و مغز میانی جایگزین می‌شود. [برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...] واوریوننیز ممکن است به مغز برسند وآنسفالیت ایجاد کنند. آنسفالیت ممکن است حاد یا مزمن باشد. در حالت حاد سردرد ،حالت خواب آلودگی در روز و دوبینی عارض می‌شود.
    سکته‌ مغزی

    شرح بیماری

    حادثه مغزی - عروقی(cerebro vascular accident)معمولا سکته نامیده می‌شود. در تعریف به معنای کاهشناگهانی تامین جریان خون برای[برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...] است که توسط اختلال در رگهای خونی ورودی مغز بوجود می‌آید. در نتیجه فقدان[برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...] سببمی‌شود که بافت مغز آسیب ببیند یا حتی نابود شود. سکته مغزی در اثر خونریزی مغزینیز اتفاق می‌افتد. بیمار ناگهان به حالت اغما و بی‌هوشی می‌افتد که ساعتها و روزهاادامه دارد و اغلب با فلج نیمی از بدن و فلج صورت و دفع غیر ارادی ادرار و مدفوعهمراه است. سکته مغزی عمومی‌ترین اختلال مغزی و سومین علت مرگ بعد ازبیماریهای قلبی - عروقیو[برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...] است. اینبیماری سبب مرگ حدود نیمی از مبتلایان است و نیمی دیگر زنده می‌مانند و دچارمعلولیت دائمی می‌شوند.





    علایم‌ شایع‌

    • سنگینی‌ ناگهانی‌ در اندام‌ یا کرختی‌ و ناتوانی‌ در کنترل‌ عضلات‌.
    • عدم‌ توانایی‌ حرکت‌ دادن‌ بخشی‌ از بدن‌.
    • کاهش‌ هوشیاری‌.
    • عدم‌ توانایی‌ تکلم.‌
    • [برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...]و گیجی
    • اختلالات‌ بینایی‌
    • بی‌اختیاری‌ مدفوع‌ یا ادرار.
    علل‌

    • تصلب‌ شرائین‌ (آترواسکلروز) یا فشار خونبالا.
    • ترومبوزکه‌ در آن‌ جریان‌ خون‌ در اثرتنگی‌ یا بسته‌ شدن‌ یک‌ شریان‌ مسدود می‌گردد.

    • آمبولی) که‌ در آن‌ بخش‌ کوچکی‌ از رسوب‌ چربی‌ یا یک‌ لخته‌ خونی‌ کوچک‌ ازیک‌ رگ‌ مبتلا یا[برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...]به‌ مغز می‌رود.
    • خونریزی‌ مغزی‌ که‌ در آن‌ یک‌[برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...]مغز پاره‌ شده‌، به‌بافت‌ مغزی‌ اطراف‌ خود خونریزی‌ می‌کند.
    • پارگی‌ آنوریسم‌ یک‌ شریان‌ کوچک‌ مغز.
    عوامل تشدید کننده بیماری

    • سیگار کشیدن‌
    • [برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...]
    • رژیم‌ غذایی‌ پرچربی‌ یا پر نمک‌
    • سن‌ بیش‌ از 60 سال‌
    • فشار خون‌ بالا
    • [برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...]
    • بیماری‌ شریان‌ کرونر





    ایجاد لخته در مغز

    پیشگیری‌

    • بطور منظم‌ ورزش‌ کنید.
    • از رژیم‌ غذایی‌ کم‌چربی‌ استفاده‌ کنید.
    • سیگار نکشید.
    • کنترل‌ طبی‌ هرگونه‌ اختلال‌ مزمن‌ (مثل‌ دیابت‌ شیرین‌(
    • فشار خون‌ خود را مرتب‌ کنترل‌ کنید. اگر بالا باشد، به‌ پزشک‌ خود مراجعه‌کنید.
    • در مورد مصرف‌ روزانه‌آسپرین‌، از توصیه‌های‌ پزشکی‌ بهره‌مندشوید. مطالعات‌ حاکی‌ از آن‌ هستند که‌ این‌ امر ممکن‌ است‌ چنان‌ بر لخته‌ شدن‌تأثیر کند که‌ احتمال‌ترومبوزیا آمبولی‌ مغزی‌ را کاهش‌ دهد (درسکته‌ خونریزی‌ دهنده‌ مؤثر نیست‌ و ممکن‌ است‌ خطرناک‌ باشد(.
    • اگر دچار انسداد شریان‌ کاروتید باشید، جراحی‌ می‌تواند احتمال‌ سکته‌ مغزی‌ درآینده‌ را کاهش‌ دهد.
    درمان‌

    آزمونهای‌ تشخیصی‌ می‌توانند شامل‌ بررسی‌های‌ آزمایشگاهی‌[برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...] و[برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...]‌،نوار قلب‌،اکوکاردیوگرافی‌،[برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...]‌،[برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...]‌،سی‌تی‌اسکن‌ورادیوگرافیسر باشند. جراحی‌ (گاهی‌اوقات‌) برای‌ برداشتن‌ لخته‌ یک‌ شریان‌ مغز ممکن‌ است‌ لازم‌ باشد. در بعضی‌انواع‌ سکته‌ مغزی‌ از داروهای‌ حل‌کننده‌ لخته‌ خون‌ استفاده‌ می‌شود. ممکن‌ است‌فیزیوتراپی‌، کاردرمانی‌ وگفتار درمانیلازم‌ باشد.
    داروها

    • داروهای‌ ضد انعقادی‌ برای‌ کاهش‌ احتمال‌ تشکیل‌ لخته‌
    • داروهای‌ ضد پرفشاری‌ خون‌ در صورت‌ ابتلا به‌ فشار خون‌ بالا





    رژیم‌ غذایی‌

    در ابتدا ممکن‌ است‌ تغذیه‌ با استفاده‌ از لوله‌ معده‌ضرورت‌ یابد و سپس‌ بتوانید از غذاهای‌ صاف‌ شده‌ و یا معمولی‌ استفاده‌ کنید. غذایی‌ را بخورید که‌ کم‌ نمک‌ و کم‌چربی‌ باشد.

    [برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...]
    ام.اس یا مالتیپل اسکلروزیس، به نوعی بیماری اتوایمیون سیستم عصبی مرکزی یعنی اعصابی که شامل مغز و طناب نخاعی است، گفته می شود.
    فرضیه کلی در باره ایجاد این بیماری این است که سیستم ایمنی که بطور ژنتیکی صدمه دیده قادر به تمییز بین پروتئین های ویروسی و میلین بدن خود فرد نبوده و لذا آنتی بادی هایی تولید می کند که به بدن حمله می کنند.
    بعبارت دیگر بدن نسبت به خودش حساسیت پیدا می کند و این همان حالتی است که اتوایمیونیتی گفته می شود. به لحاظ تئوریک این شرائط زمانی پیش می آید که سیستم ایمنی بدن بواسطه فاکتورهای ژنتیکی یا محیطی و یا هردو صدمه ببیند و درنتیجه به بافت های خودی حمله کند.
    این ویژگی بیماری های اتوایمیون است و در مورد ام.اس سیستم ایمنی به بافت هایی که میلین می سازند حمله می کند.
    با خراب شدن عایق میلینی، سیگنال های منتقل شده از یک سلول عصبی به دیگری در سراسر سیستم اعصاب مرکزی صدمه می بیند.
    از ویژگی های اولیه این بیماری تخریب میلین است. میلین پوشش چربی است که تارهای عصبی را می پوشاند و متشکل از لایه های سلولی تخصص یافته ای بنام الیگودندروسیت است که در مغز و طناب نخاعی تشکیل می شوند.
    تخریب این پوشش میلین طی بیماری نشانه اصلی ام.اس است نتیجه این روند بنام دی ملینیشن بصورت قطعات متعددی از بافت سخت بنام پلاک است.(اسکلروزیس از کلمه یونانی اسکلروس به معنی سخت می آید).
    دیگر ویژگی مهم این بیماری تخریب آکسون هاست که فیلامان های بلندی هستند که ایمپالس های الکتریکی را از یک سلول عصبی به نواحی دورتر حمل می کنند.
    تخریب این فیلامانها عامل اصلی درناتوانی دائمی است که در بیماری ام.اس روی می دهد.

    علائم
    نشانه ها ، شدت و دوره بیماری ام.اس بسته به محل پلاک ها و حد دی میلینیشن متفاوت است.
    نوریت و دیگر مشکلات چشمی از علائم بیماری ام.اس هستند.

    - نوریت چشمی (التهاب اعصاب چشم) در 16 درصد بیماران روی می دهد. در این حالت بینایی معمولا در یک چشم تار می شود.
    درد یا نیستاگموس (حرکت یا انقباض غیر ارادی چشم) ممکن است رخ دهد. در بسیار ی از بیماران این اولین نشانه ام.اس است.
    در 20 درصد افراد ی که دچار این مشکل می شوند، ام.اس در عرض دو سال پس از شروع پیشرفت می کند. در 45 تا 80 درصد افراد، این بیماری طی مدت 15 سال ایجاد می شود.
    -خستگی از دیگر علائم بیماری ام.اس است که به هنگام عصر بیشتر می شود و ممکن است با افزایش درجه حرارت بدن همراه باشد.
    -تغییر در حس های دست و پا نشانه دیگری از بیماری است. بیماران ممکن است سنگینی ، ضعف یا ناتوانی در دست و پا ، سوزش و یا بی حسی بویژه در پا را تجربه کنند.
    -عدم هماهنگی اعضای بدن با یکدیگر نیز از علائم بیماری است.
    -نشانه لرمیت: یک حس الکتریکی که به طرف پایین و پشت پاها ایجاد می شود و با خم کردن گردن به جلو ایجاد می شود.
    -حالت اسپاسم و انقباض در اعضای بدن و بالاخره اختلال در کار مثانه از دیگر علائم مالتیپل اکلروزیس هستند.

    علائم بعدی
    علاوه بر نشانه های ذکر شده ، یکسری از علائم هستند که با گذشت زمان و پیشرفت بیماری ظاهر می شوند. از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:
    عدم تعادل و سرگیجه، رعشه، درد در ناحیه صورت، نشانه های مربوط به اسپاسم،شامل مشکلاتی که طی حملات رخ می دهد مانند سوزش و خارش پوست، درد، مشکلات گفتاری، و ارتعاش که معمولا به مدت چند ثانیه تا چند دقیقه روی می دهند.
    سایر علائم شامل مشکل در بلع، نشانه هایی مربوط به دستگاه گوارش، اداری و دستگاه تناسلی، تغییرات خلقی، و بالاخره افسردگی که بسیار شایع است.

    علل بیماری
    علت بیماری ام.اس همچنان جزء ناشناخته ها باقی مانده است. فاکتورهای ژنتیکی نقش مهمی در ایجاد این بیماری دارند.
    اما احتمالا هیچ ژن واحدی مسئول ایجاد آن نیست. بلکه رایج ترین تئوری این است که افرادی به این بیماری مبتلا می شوند که حسایت ژنتیکی دارند و در معرض برخی حملات محیطی (یک ویروس یا توکسین) که سد مغز
    خون را تخریب می کنند، قرار می گیرند. فاکتورهای ایمنی در سلولهای عصبی به هم می رسند و ایجاد پاسخ ایمنی و حمله التهابی به میلین و آکسون ها را تحریک می کنند.
    برخی از متخصصان معتقدند ام.اس یک بیماری واحد نیسته بلکه در بردارنده بیماری های متعددی است که علل متفاوتی دارند.
    برخی از تحقیقات حاکی از این است که همه بیماری های اتوایمیون اساسا به یک اختلال ژنتیکی مربوط می شوند. اما سوالات بسیاری در این مورد بدون پاسخ باقی مانده است.

    فاکتورهای ژنتیکی
    فاکتورهای ژنتیکی احتمالا در حساس کردن فرد به روند بیماری که منجر به ایجاد مالتیپل اسکلروزیس می شود ، نقش دارند.
    با اینحال احتمال اینکه فردی همه فاکتورهای ژنتیکی شرکت کننده در بیماری ام.اس را به ارث ببرد کمتر از 5 درصد است. اکنون تکنیک های پیشرفته ای بنام تکنو لوژی
    microarray برای اسکن صدها ژن و تشخیص آن گروهی که بیشترین احتمال در مورد دخالتشان در ایجاد ام.اس وجود دارد ، در دسترس اند.

    عوامل عفونی زا
    -عوامل عفونی زا و بیش از همه ویروسها مظنونین مهم تحریک پاسخ خود ایمنی در افرادی هستند که به لحاظ ژنتیکی به ام.اس حساس اند.
    دلائیل متعددی در باره این ایده وجود دارند که از جمله تشابه ویروس به میلین است. برخی ویروس ها بطور قابل توجهی شبیه پروتئین میلین هستند و بنابراین ممکن است باعث اشتباه سیستم ایمنی شوند.
    بطوریکه سلولهای
    T
    به جای آنتی ژن ویروسی به حمله خود به پروتئین های خودی ادامه می دهند. دراین حالت بیش از یک آنتی ژن دخالت دارد که برخی از آنها باعث تحریک بیماری می شوند و برخی به ادامه روند آن کمک می کنند.
    البته با آنکه بسیاری از میکروارگانیسم های عفونی زا مورد بررسی قرار گرفته اند، هیچ عامل خاصی بعنوان عامل اصلی مسبب بیماری شناخته نشده است.
    شاید بیماران ام.اس تحت تاثیر ارگانیسم های مختلف قرار گیرند و عفونت در برخی افراد و نه در همه منجر به ایجاد بیماری شود.
    ارگانیسم هایی که بیشتر مورد ظن هستند عبارتند از: هرپس ویروس 6 (نوعی ویروس هرپس که باعث سرخجه می شود) که مشخص شده در بیماران مبتلا به نقص سیستم ایمنی (التهاب مغز) ایجاد انسفالیت میکند.از دیگر عواملی که بنظر می رسد در بیماری ام.اس نقش داشته باشند، کلامیدیا پنومونیه، ویروس اپشن بار، ویروس سرخک، آدنو ویروس ، ویروس پولیو و رتروویروس هستند.

    تست های تشخیصی
    در سال 2001 هیئت بین المللی متخصصان معیارهایی را تحت عنوان معیارهای مک دونالد برای تشخیص ام.اس در مراحل اولیه ارائه دادند.
    آنها از حضور علائم خاص ، آزمایش مایع نخاع ، و با استفاده از پیشرفت های صورت گرفته در تصویر برداری رزونانس مغناطیسی برای تشخیص لزیون های داخل سیستم عصبی مرکزی و بررسی آنها با گذشتزمان، استفاده می کنند.
    این معیارها بنظر می رسد اعتبار زیادی برای تشخیص بیماری در مبتلایان به مراحل و یا حالت های مختلف آن دارند. از آنجا که علائم ام.اس با نشانه های سایر بیماری ها تشابه دارد ابتدا باید ابتلا به سایر بیماری ها مانند سکته مغزی ، الکلیسم، اختلالات هیجانی، بیماری لایم، سندرم خستگی مزمن ، فیبرومیالژیا ، ایدز و برخی بیماری های اتوایمیون خاص مانند لوپوس اریتماتوز) منتفی شود.

    ناتوانی گسترده در حال حاضر پزشکان و محققان از تستی بنام مقیاس حالت ناتوانی گسترده برای تعیین شدت نشانه ها استفاده می کنند. این تست همچنین برای تعیین وضعیت بیماری ، و سنجش تاثیر درمان مورد استفاده قرار می گیرد.مقیاس از صفر تا 10 که نشانگر شدیدترین حالات بیماری است در نظر گرفته می شود.
    تست های آزمایشگاهی
    اساسا روش آزمایشگاهی ویژه ای برای تشخیص ام.اس وجود ندارد. اما برخی آزمایشات لازم پیش از تشخیص را می توان انجام داد. آنالیز مایع مغزی نخاعی که مستلزم گرفتن نمونه از مایع نخاع با استفاده از یک سرنگ درناحیه کمر (نخاع) از نظر وجود یک پروتئین غیر طبییعی ، قطعات کوچک میلین ، یا گلبولهای سفید خون به تشخیص کمک می کند.
    برا ی مثال سطوح بالای ایمونوگلوبولین جی، برای تشخیص حائز اهمیت است و می تواند شاخص پیشرفت بیماری باشد. (ایمونوگلوبولین ها زنجیره های پروتئینی هستند که بخشی از سیستم ایمنی محسوب می شوند).
    از دیگر تست های آزمایشگاهی ، آزمایش ادرار است که می تواند افزایش سطوح ماده ای بنام ماده شبه پروتئینی پایه میلین را نشان دهد. این ماده با تخریب آکسون ها به هنگام پیشرفت بیماری افزایش می یابد.همچنین انجام تست های خاصی برای کوررنگی نیز ممکن است در پیگیری اثر ام.اس بر چشم موثر باشد.

    ام.آر.آی
    اسکن های رزونانس مغناطیسی ابزار مهمی برای تشخیص ام.اس و پیگیری تغییرات ایجاد شده با گذشت زمان هستند و به تعیین تاثیر درمان کمک می کنند.
    این اسکن ها لزیون ها یا قسمت های صدمه دیده بافت که حاکی از وجود بیماری ام.اس است را تشخیص می دهند. یک تکنیک بسیار حساس ام.آر.آی قادر به تشخیص ارتعاشات سد مغز
    خون است که ممکن است نشانگر مراحل اولیه شکل گیری لزیون ها باشد.تشخیص لزیون ها ی جدید یا افزایش آنها بوسیله ام.آر.آی روشی است که برای پیگیری تاثیر درمان موثر است.
    تشخیص لزیون ها پیش از بروز نشانه های بعدی امکان شروع درمان زودهنگام را که می تواند سودمند باشد ، فراهم می سازد. بنابر این بسیاری از متخصصین اکنون طرفدار انجام ام.آر.آی مغز هستند.
    اما بهرحال نه میزان و نه تعداد لزیون های در حال رشد، الزاما بیانگر شروع فوری یا بدتر شدن نشانه ها و یا پیشرفت ام.اس پیشرونده ثانویه نیست.
    تشخیص حفره های سیاه بنام حفره های سیاه نشانگر پیشرفت بیماری است. این لزیون ها در مغز تشکیل می شوند و سیگنال هایی رابر اسکن ام.آر.آی می فرستند.

    درمان
    بسیاری از داروهایی که برای درمان ام.اس تحت تحقیق قرار دارند ایمونوساپرسانت یامحدود کننده سیستم ایمنی هستند که فاکتورهای خاص سیستم ایمنی که در روند التهابی دخالت دارند را بلوکه می کنند.هر یک از این داروها ممکن است اثرات جانبی زیادی از جمله حساسیت به عفونت را در پی داشته باشند. بدلیل محدود بودن مطالعات انجام شده دلائل کافی برای تاثیر قطعی این داروها وجود ندارد.اما بهرحال استفاده از این داروها در برخی افراد مبتلا به ام.اس حاد سودمند است.
    از میان عوامل ایمونوساپرسانت یا روش هایی که مورد تحقیق قرار گرفته اند و تایید قطعی در زمینه تاثیر آنها و یا اثرات جانبی احتمالی ارائه نشده است روش پرتو دهی لنفوئید، سولفاسالازین ،سیکلوسپورین،آسیکلوویر و میلین گاوی خوراکی هستند.داروهایی که علائم بیماری را کاهش می دهند همراه با داروهای جدید شاید به وضعیت بیمار راتثبیت و روند بیماری را کند کنند.
    خدمات توانبخشی ارائه شده توسط متخصصین و پرستاران مراکز ام.اس ، درمانگر های فیزیکی، درمانگرهای شغلی و بالاخره خدمات مشاوره برای کمک به بیماران در انجام فعالیت ها ی روزانه بطور مستقل از دیگر روشهای موثر در بهبود وضعیت این افراد است.
    بيماري آلزايمر
    بيماري آلزايمر يکي از پيچيده ترين بيماريهاي مغزي محسوب مي شود. تشخيص صددرصد اين بيماري فقط بعد از مرگ بيمار و با نمونه برداري از مغز مي باشد، و در اين حال ، متخصص قادر به شناسايي سلولهاي تخريب شده بوده و با تجزيه و تحليل در آزمايشگاه ، تشخيص بيماري حاصل مي گردد. بيماري آلزايمر بسيار آرام پيشرفت مي کند و بسياري با اين بيماري دنيا را وداع مي گويند بدون اينکه از بيماري خود مطلع باشند. در عين حال عده ديگري داراي علايم و نشانه هاي آلزايمر بوده ، ولي عملاً به اين بيماري مبتلا نبوده و به اشتباه تحت مداواي آلزايمر قرار مي گيرند. فراموشي که اولين نشانه آلزايمر مي باشد حتماً دليل آلزايمر نيست ولي متأسفانه تمايز و درک و تشخيص بيماري کاري بسيار مشکل مي باشد. در خلال اين کتاب خواننده با اين معضل (مشکل ) آشنا خواهد شد. اِشکال مهّم ديگر اين است که چون بيماري آلزايمر در سنين بالا شروع مي شود، بيمار با ساير بيماريها نيز در اين دوره سني مواجه است . ترکيب انواع بيماري ها، کار شناسايي بيماري آلزايمر را سخت تر مي سازد.از هر يکصد نفر آمريکائي بالاي سن 65 سال دو نفر به اين بيماري مبتلا مي باشند و هر چه سن بالاتر مي رود احتمال ابتلا به اين بيماري هم افزايش مي يابد و حتي از هر يکصد آمريکائي بالاي 85 سال 20 نفر به اين بيماري مبتلا مي شوند. در هندوستان از هر يکصد نفر هندي بالاي 65 سال فقط يک نفر به اين بيماري مبتلا مي گردد. عوامل مختلفي در ابتلا به اين بيماري در فصول مختلف اين کتاب معرفي خواهند شد که فاکتورهاي فرهنگي و اجتماعي را در بر مي گيرند.
    زندگي ماشيني ، تغذيه ، فعاليت هاي فيزيکي ، فعاليت هاي فکري و مغزي و تفاوتهاي فرهنگي مي توانند تا حدودي بر ميزان ابتلا به اين بيماري تأثير بگذارند. عليرغم افزايش متوسط سن در کشورهاي پيشرفته ، بيماريهاي گوناگون نيز بشدت افزايش يافته اند. عوامل افزايش اين بيماري ها در کشورهاي اروپائي و آمريکائي در نوع تغذيه و کاهش فعاليت هاي بدني و فکري معرفي شده اند. به نظر متخصصين ، چشم انداز آينده در آمريکا بسيار نگران کننده مي باشد. مطالعات بسيار نشان مي دهد که تا 50 سال آينده تعداد افراد مبتلا به بيماري آلزايمر سه برابر خواهد شد. هزينه متوسط براي هر بيمار در حال حاضر 150 هزار دلار تخمين زده شده است که حتي تا 450 هزار دلار در آينده پيش بيني مي شود. اکثر بيماران مبتلا به آلزايمر در خانه سالمندان نگهداري شده و هزينه فوق العاده اي بر گردن دولت و خانواده ها مي گذارند. در کشورهاي در حال توسعه که خانه سالمندان چندان مورد علاقه نبوده و سازمانهاي دولتي نيز چندان شرکتي در نگهداري بيماران مُسن مبتلا به آلزايمر را ندارند، خانواده ها به تنهايي مسئول عزيزان خود بوده و حفظ و نگهداري بيمار بر گردن فرزندان و نزديکان فرد مبتلا مي باشد. خواننده محترم در خلال اين کتاب راههايي را پيدا خواهد کرد که کمک بسيار مؤثري در کاهش احتمال ابتلا به بيماري را نشان خواهند داد.
    اين کتاب سعي در معرفي اين بيماري به زبان ساده نموده و راههاي شناخت بيماري و فاکتورهاي جلوگيري کننده از بيماري را به خواننده معرفي مي نمايد و اميد است که قبل از غالب شدن بيماري تا حد ممکن بتوان از آن جلوگيري نمود.
    هدف از اين کتاب اين است که دانش پژوهان و بيماران و اطرافيان آنها را نسبت به اين رشته آشنايي بيشتري داده و کمکي در درک اين بيماري پيچيده براي خواننده محترم بوجود آورده باشد. بيماري آلزايمر يکي از زجرآورترين بيماريها بوده و با آن از هر دو بُعد شخصي و علمي نسبتاً آشنائي دارم . مرحوم پدرم به اين بيماري مبتلا بود و تجربه شخصي حقير به عنوان يکي از اطرافيان بيمار باعث شد که دست به ترجمه و تأليف اين کتاب بزنم . بيماري آلزايمر مانند يک تيغ دو لبه مي ماند يک لبه بيمار را زخمي مي کند و لبه ديگر اطرافيان بيمار را، مخصوصاً وقتي بيمار، عزيزِ انسان باشد ديدن ناتواني و ترس و ساير موارد بحث شده در گرامي ترين فرد زندگي مان کار ساده اي نيست مخصوصاً زماني که احساس کنيم که آينده روشني در مقابل ما نيست . خداوند انشاالله به کليه افرادي که به بيماران آلزايمري رسيدگي و کمک مي کنند توفيق عنايت نموده و بيماران را شفاي خير دهد.
    بيماري آلزايمر چيست ؟
    دکتر آلواس آلزايمر در سال 1906 اين بيماري را در آلمان کشف نمود و به اين دليل بيماري آلزايمر به نام ايشان ثبت شده است .
    بيماري آلزايمر قابل پيش بيني نمي باشد و تأثير مشخصي بر روي مغز مي گذارد. گاه بيماران مبتلا به اين بيماري ديوانه محسوب مي شده و هنوز هم محسوب مي شوند. چون اطلاعات علمي راجع به اين بيماري فقط در 20 سال گذشته پيشرفت نموده هنوز گروههاي کثيري با اين بيماري آشنا نبوده و رفتارهاي ناهنجار بيماران را به ناراحتي رواني ترجمه کرده و آنان را بيماران رواني مي نامند. بيماران آلزايمري ممکن است حرکتها و رفتارهايي مانند مزاحمت ، عدم اطمينان ، عدم قدرداني ، نامهرباني ، خصومت با نزديکان و اطرافيان داشته باشند. بيماران آلزايمر بيمار مغزي هستند بدين معني که سلولهاي مغزشان در حالت تخريب و معدوم شدن است و نتيجتاً طرز فکر و رفتار آنها تغيير کرده و تحت کنترل آنها نيست ، و چون کنترلي بر روي بيماري خود ندارند قادر به تمايز خوب و بد، صحيح و غلط نبوده و ممکن است به راحتي نزديکترين فردي که برايشان خدمتي انجام مي دهد را رنجانيده و حتي پرخاشگري نمايند.
    يک بيمار مي گويد "وقتي سعي مي کنم حرفي بزنم اول فکر مي کنم چه مي خواهم بگويم ولي کم کم لغات مي چرخند و دور و دورتر مي شوند و از دسترس من خارج مي گردند و نمي توانم آنها را برگردانم و عصباني مي شوم ". يک بيمار ديگر که در طول سه سال گذشته هر روز صبحانه و چاي براي شوهرش روي ميز مي چيند، در صورتي که شوهرش 20 سال است که دار فاني را وداع کرده است .
    براي اطرافيان اين نوع رفتارها گاه خنده دار است و گاه باعث تمسخر و بي احترامي به فرد بيمار مي شود. در فصول آينده خواننده متوجه خواهد شد که با اين بيماري بايد بطور جدي برخورد نمايد و جايي براي بي تفاوتي وجود ندارد.

    آلزايمر در طول تاريخ
    تاريخ آشنايي با آلزايمر بسيار کوتاه است و تحقيقات در مورد آن حدوداً در 20 سال گذشته آغاز گرديده است . در کتابهاي تاريخي مصريها سابقه اين بيماري در سه هزار سال پيش مورد بحث قرار گرفته است ، البته بعنوان کم حافظه گي و فراموشي . در کتاب مذهبي Maxims of Ptab the Holy به ميزان قابل ملاحظه اي راجع به بيماري فراموشي بحث شده ، جالينوس در 1100 سال پيش تمايز بين فراموشي و نارسايي روحي را بيان مي کند.
    فلاسفه و نويسندگان راجع به بيماري پيري مطالبي را متذکر شده اند. شکسپير از پيري بعنوان دوره بچگيِ مجدد و فراموشي ياد مي کند. افلاطون در نوشته هاي خود اشعار مي دارد که افراد پير مسئول جنايات و کارهاي خلاف خود نيستند. همانطور که قبلاً ذکر گرديده قرنها بيماري آلزايمر عنوان بيماري روحي و رواني مورد نظر بوده تا اينکه در سال 1906 دکتر آلزايمر از مغز خانمي بعد از مرگش نمونه برداري کرد و کم حافظه گي و فراموشي ايشان را از نظر آسيب شناسي مورد بحث قرار داد و به اين نتيجه رسيد که ايشان از يک بيماري ناشناخته رنج مي برده است .
    نخستين آشنايي با بيماري آلزايمر
    خانم بيماري که از کم حافظه گي و فراموشي رنج مي برد توسط شوهرش به دکتر آلزايمر معرفي مي شود. شکايت شوهر از خانمش اين است که همسر ايشان وي را به کارهاي خلاف محکوم مي کند و معتقد بوده که شوهرش به او خيانت مي کند و هر چه کار غيرمعقول است توسط شوهرش انجام مي شود. دکتر آلزايمر با بررسي وضع جسمي و روحي آن خانم بيمار به اين نتيجه مي رسد که ايشان از دنياي واقعي فاصله پيدا کرده است . قبلاً اشياء را مي شناخت در حاليکه اکنون آنها را نمي شناسد و نام آنها را به ياد نمي آورد. بيمار گاه ساکت بود و حرف نمي زد و مطابقت فکر و حرفي را از دست مي داد. تکرار مکررات و تکرار يک سئوال بطور مرتب و عدم درک جواب باعث اين شد که دکتر آلزايمر با خود بپندارد که اين بيمار از نارسايي جسمي يا عضوي رنج مي برد و سئوالي که دکتر آلزايمر با آن مواجه شد اين بود که آيا اين خانم دچار مسئله مغزي يا بدني است ؟ پاسخ به اين سئوال و سئوالات ديگر که دکتر آلزايمر با آن مواجه بود چند سال بعد که بيمار فوت کرد جواب داده شد و کشف بزرگ دکتر آلزايمر درهايي را به طرف اين بيمار باز کرد که بعداً ساير متخصصين تا امروز با اين بيماري دست و پنجه نرم مي نمايند.
    دکتر آلزايمر با استفاده از ميکروسکوپ قسمتي از مغز بيمار را بعد از فوت مورد مطالعه قرار داد. ايشان مي نويسند "با بررسي سلولهاي مغزي بيمار دلايلي کشف شده که نمايانگر بيماري ناشناخته اي است که مي تواند باعث رفتارها و افکار غيرطبيعي بيمار محسوب گردد". وي آثار غيرطبيعي در مغز زن بيمار را، علت عدم هماهنگي فکري و عملي فرد دانسته و فراموشي را مانند سايرين در آن زمان زاييده پيري و افزايش سن نمي داند و شروع به بررسي فيزيکي مغز بيمار مي کند. با توجه به سن بيمار (50 سالگي ) و آثار زودرس فراموشي دکتر آلزايمر بدنبال عاملي غير از سن و سالمندي بود که بتواند مسئله را توجيه کند.
    پولک هاي آميلوئيد، گره هاي رشته اي در مغز
    دکتر آلزايمر در بين سلولهاي مغز بيمارش ترکيب مخصوصي را يافت که آن را "Peculiar Formations" ناميد و همچنين در داخل سلولهاي مغز دسته هاي فشرده اي را مشاهده نمود که آن را دسته متراکم نام نهاد. ترکيب اين دو نوع يافته غيرطبيعي در مغز بيماران آلزايمري تا سال 1980 چندان واضح نبوده و علت بيماري آلزايمر را چندان مشخص نمي نمود. بعد از تاريخ ذکر شده دانشمندان و محققين توانستند نکات بسيار جالبي را در اين مورد ذکر نمايند "Peculiar Formations" که بين سلولها توسط دکتر آلزايمر يافت شده بود. امروزه در بين متخصصين پولک هاي آميلوئيد ناميده مي شود [ 3 ] . آميلوئيد نوعي پروتئين است که با سلولهاي مرده و در حال مرگِ مغز ترکيب مي شود و ترکيب اين پروتئين با سلولهاي مرده را پولک هاي آميلوئيد مي نامند (شکل شماره 1). اين پولک نه تنها مانع از ارتباط بين سلولهاي عصبي طبيعي مي شود، بلکه باعث تخريب سلولهاي اطراف خود مي شود که نتيجتاً باعث سردرگمي محققين شده که آيا اين پولک ها عامل آلزايمراند و يا نتيجه آن هستند [ 4 ] .
    در مورد يافته غيرطبيعي ديگر "Dense Bundles" که در داخل سلولهاي مغزي توسط دکتر آلزايمر مشاهده شده بود. امروزه محققين دريافته اند که ترکيبي از سلولهاي مرده و در حال مرگ با پروتئيني به نام Tau مي باشد. اين ترکيب امروزه به نام گره هاي رشته اي - عصبي شناخته مي شود (شکل 1-1). ازدياد و رشد اين ترکيب باعث معدوم شدن سلولهاي مغزي شده که با نوع پولک متفاوت مي باشد. در جايي که تصور مي شود پولکها از خارج به سلولهاي طبيعي حمله مي کنند، Tangle ها تخريب خود را از داخل سلول انجام مي دهند.
    آنها نه تنها باعث تخريب داربستي مي شوند که سلول هاي عصبي بر روي آنها تکيه کرده اند بلکه مسير تغذيه سلولي ، از جسم سلول عصبي به آکسون يا رشته بلند سلول عصبي را معدوم مي سازند. اين فعاليت تخريبي نه تنها رابطه اطلاعاتي بين سلول ها را از بين مي برد بلکه باعث گرسنگي و مرگ سلول هامي شود .

    تغييرات در سلول هاي عصبي مغز
    پولک ها و گرهک ها تنها عوامل آسيب رسان در آلزايمر نيستند، تخريب سلولهاي مغز در اثر آنها باعث مي شود ميانجي هاي عصبي در انتهاي رشته هاي عصبي توليد نشود. اين مواد در حالت طبيعي ، پيام عصبي را از يک سلول عصبي به سلول عصبي ديگر منتقل مي کنند. بدون وجود ميانجي هاي عصبي ، نه تنها ارتباط بين آنها از بين مي رود، بلکه سلولهاي سالم اطراف رو به معدوم شدن و تخريب مي گذارند. چرا که سلول هاي مغزي همانند همه سلول هاي عصبي بدن براي ادامه حيات بايد فعال باشند و اين فعل و انفعالات سدي براي فعاليت آنها مي باشند.
    در نتيجه اين تغييرات ، چرخه معيوبي در مغز بيمار به وجود مي آيد، کاهش سلولهاي عصبي باعث کاهش ميانجي هاي عصبي مي شود و آن نيز به نوبه خود منجر به تخريب گسترده تر سلولهاي عصبي مي شود. دکتر کافر از دانشگاه پتزبورگ [ 5 ] مي نويسد که فقط با افزايش ميانجي هاي عصبي نمي توان جلوي روند بيماري آلزايمر را گرفت بلکه بايد جلوي مرگ سلولهاي توليد کننده ميانجي عصبي را بگيريم . اين مسأله در فصلهاي بعدي مورد بررسي بيشتر قرار خواهد گرفت .

    علايم بيماري آلزايمر و طيف آن در مبتلايان
    در قسمت قبل درباره تغييرات غيرطبيعي در مغز بيماران صحبت کرديم ، اکنون سوآل اين است که آيا علايم بيماري آلزايمر در بيماران گوناگون ، مشابه است و آيا مي توانيم با مشاهده رفتار و اعمال بيمار، بيماري آلزايمر را تشخيص دهيم ؟ پاسخ قدري پيچيده و مشکل است . زيرا علايم بيماري نه تنها از فردي به فرد ديگر متفاوت است بلکه حتي در يک فرد هم بستگي به مرحله بيماري و شدت فرآيندهاي بيماري زا دارد. دکتر برانت مي گويد که عليرغم تشابهات سالهاي آخر عمر بيمارن ، علايم و نشانه هاي بيمار در هر فرد منحصر به فرد بوده و الگوي يکساني براي تشخيص آنها وجود ندارد. علت تفاوت در آثار بيماري ، وجود تفاوت و پيچيدگيهاي مغز و روح افراد و شدت و ضعف بيماري مي باشد. دکتر برانت مي گويد روند آسيب در بيماري آلزايمر از قسمت هيپوکامپ مغز شروع مي شود. هيپوکامپ قسمتي از مغز است که مسؤول نگهداري اطلاعات مربوط به حافظه کوتاه مدت مي باشد و نقش مهمي در يادگيري دارد. معمولاً بيماري آلزايمر از اين قسمت آغاز شده و با درگير کردن ساير قسمتهاي مغز در صحبت کردن ، خواندن ، محاسبه ، تصميم گيري ، و هماهنگي حرکات بدن نيز اختلال ايجاد مي کند. سير بيماري هميشه به يک منوال نيست و از فردي به فرد ديگر متفاوت است . گاهي عوارض بيماري بسيار ضعيف و گاه بسيار شديد است . گاهي سير بسيار سريع داشته و ظرف 3 سال منجر به مرگ مي شود، در موارد ديگر ممکن است فرد مبتلا، تا 20 سال يا بيشتر به زندگي خود ادامه دهد. قابل ذکر است که معمولاً بيماري آلزايمر علت مستقيم مرگ نيست بلکه زمينه مرگ بيمار را در اثر علل ديگر، آماده مي کند.
    مطالعات نشان داده اند که به طور کلي ، متوسط زندگي مبتلايان از 5/8 تا 8/10 سال بعد از شروع بيماري مي باشد و اين رقم ، رابطه مستقيم با سن بيمار در زمان ابتلا دارد [ 7 ] . دکتر سيندر مي نويسد چون خصوصيات اين بيماري در هر فرد، متفاوت است ، پس سير آن متغير و نامشخص است ، به علاوه نمي توان يک نقطه زماني معيني براي شروع بيماري در نظر گرفت و تغيير و تحولات مغزي بيماران طي سالها صورت مي گيرد تا آنکه آثار بيماري ظاهر شود. بنابراين نمي توان نقطه شروع بخصوص براي آغاز روند بيماري در نظر گرفت .
    علايم باليني بيماري چيست ؟
    عليرغم تفاوت هاي فردي در بين مبتلايان ، عموماً علايمي را براي تشخيص مي توان در نظر گرفت . اين علايم اگر مکرّر ديده شوند، مي توانند شک ما را به وجود بيماري برانگيزاند، اما اگر فردي فقط يک بار به طور اتفاقي کفش خود را در يخچال گذاشت (!) دليل بر وجود آلزايمر نيست . اگر فردي مرتب اشياء را در جاي معمول خود نگذارد تازه جاي شک به وجود مي آيد و بايد از نظر آلزايمر بررسي شود.


    فراموشي
    اولين اثر اين بيماري فراموشي است . البته هميشه فراموشي در سن بالا دليل بر آلزايمر نيست . فراموشي از همان مراحل اوليه آلزايمر قابل توجه بوده و با پيشرفت بيماري شديدتر مي شود. بيمار مبتلا به آلزايمر ممکن است اشيا را جابجا بگذارد، وعده ملاقات را فراموش کند، داروهاي خود را مصرف نکند، و يک سوآل را مرتباً تکرار نمايد، حتي اگر لحظاتي قبل سوآل را مطرح نموده باشد.
    با پيشرفت بيماري ، نارسايي هاي حافظه شديدتر شده به حدي که بيمار به طور مکرّر نام اطرافيان ، فرزندان ، و مراقبان خود را فراموش مي کند؛ اشياي منزل را به ياد نمي آورد و مرتب درباره آنها سوآل مي کند؛ امور ساده شخصي مانند مسواک زدن ، بستن بند کفش و پوشيدن لباس را فراموش مي کند. شدّت و حدّت اين فراموشي ها زنگ خطري براي مراقبان بيمار مي باشد.

    مشکلات تکلم و بيان
    بتدريج که حافظه کوتاه مدت ضعيف تر و کم کم محو مي شود، بيمار توانايي به ياد آوردن لغات مناسب براي جمله بندي را از دست مي دهد. توانايي نگهداري زنجيره افکار و ترتيب جملات نيز در بيمار مختل مي شود، به طوري که گاه بيمار در جمله سازي درمانده مي شود. وقتي که بيمار متوجه اشتباه خود در جمله بندي مي شود سعي مي کند کمتر صحبت کند و معمولاً مي گويد: "فراموش کردم چه مي خواستم بگويم ". خواننده محترم بايد به خاطر بسپارد که با افزايش سن ، اکثر افراد سالم ، گاه جمله يا مطلبي را فراموش مي کنند ولي بعداً آن را به ياد مي آورند. امّا بيماران آلزايمري جمله يا مطلب فراموش شده را ديگر به ياد نمي آورند و اين باعث عصبانيت و افسردگي بيمار مي شود.
    لازم به ذکر است که هر نوع فراموشي زاييده آلزايمر نبوده و حتي افراد کاملاً سالم ، در شرايط خاص روحي و رواني يا هنگام خستگي دچار فراموشي مي شوند.

    مشکل خواندن و نوشتن
    به موازات کاهش توانايي تکلم و بيان ، توانايي خواندن نيز کاهش مي يابد. دليل آن روشن است ، چون قدرت تمرکز فکر کاهش يافته ، بيمار قادر به نگهداري اطلاعات به مدت لازم نيست و چون نمي تواند جمع بندي کند، توانايي استفاده از اطلاعات را از دست مي دهد. مي دانيم که "خواندن " و "نوشتن " نياز به تمرکز دارند و هر دو براي بيماري که ارتباط منطقي بين زنجيره تداعي هاي افکار خود را از دست داده بسيار دشوار مي شود. وقتي بيمار احساس مي کند خواندن برايش سخت شده و نمي تواند معني جملات را دريابد، از خواندن و نوشتن فاصله مي گيرد و اين خود باعث تشديد بيماري مي شود.

    اشکال در محاسبه
    جمع و تفريق و کارکردن با اعداد، احتياج به حافظه دارند. بيماران مبتلا به آلزايمر به دليل نقص حافظه و فراموشي ، توانايي تفکر انتزاعي را از دست مي دهند و در نتيجه دچار مشکل در محاسبات عددي مي شوند و نگهداري حساب بانکي ، زمان ملاقات ها، تقويم و ساعت برايشان مسأله ساز مي شود.

    ضعف تصميم گيري
    از آنجا که براي تصميم گيري و قضاوت درباره مسائل و درک رابطه تصميم با نتيجه آن بايد از حافظه کمک گرفت ، بيماران آلزايمري در اين مسائل نيز دچار مشکل مي شوند. ممکن است در وسط تابستان ، کت زمستاني يا پالتو بپوشند و رابطه فصل با لباس را درک نکنند، يا چک بي محل بنويسند، يا رفتار پرخاشگرانه بدون توجه به نتيجه آن داشته باشند که متأسفانه گاه اطرافيان دست به رفتار متقابل مي زنند.

    عدم اشراف به زمان و مکان
    بيماران آلزايمري دچار اشکال در درک زمان و فضا هستند، زيرا حافظه نقش مهمي در هماهنگي با محيط و آشنايي با آن ايفا مي کند. اين بيماران که دچار نقصان حافظه هستند، گاه حتي در منزل خود گم مي شوند يا براي وارد شدن به ماشين سر خود را خم نمي کنند.

    عدم تشخيص اطرافيان
    يکي از علايم بسيار آزاردهنده ، فراموش کردن اسامي اطرافيان يا بستگان مي باشد. اين آزار دوجانبه است . اطرافيان و مخصوصاً مراقبين بيمار از اينکه توسط بيمار شناخته نشده و از زحمات آنها قدرداني نمي شود رنج مي برند و بي اطلاعي از شرايط فکري بيمار مي تواند اين مشکل را تشديد کند.
    از دست دادن علاقه و لذت
    بيماران احساس مي کنند به علت افت مهارتهاي فکري و ناتواني و نقصان حافظه ديگر به درد جامعه نمي خورند و شوق و علاقه خود را به زندگي و هر چيز جالبي از دست مي دهند. آنان تفريحات را بي معني دانسته و حتي رابطه با دوستان را فراموش مي کنند يا بي اهميت مي انگارند. تداوم اين رفتارها باعث افسردگي شده که به نوبه خود باعث تشديد بيماري آلزايمر مي شود.

    افکار هذياني
    در ابتداي بيماري ، افکار بدبينانه هذياني چندان ديده نمي شود ولي بتدريج که با پيشرفت بيماري ، فرد توانايي ربط دادن نتايج را به رويدادها از دست مي دهد، افکار هذياني بر وي مستولي شده و شکاک و بدبين مي شود. مثلاً احساس مي کند در حال دزديدن اموالش هستند يا همسرش به وي خيانت مي کند و يا دکتر يا مراقبش در فکر آزار وي هستند.

    مشکلات جنسي
    مطالعات علمي هنوز نتوانسته اند علل کاهش يا افزايش تمايلات جنسي را توضيح دهند ولي اکثر اين بيماران دچار کاهش ميل جنسي مي شوند.

    کاهش هماهنگي در حرکات اندامها
    تبادل اطلاعات بين سلولهاي عصبي مغز، اعصاب بدن و عضلات ، حرکت بدن را امکانپذير مي کند. اگر اين مبادلات در اثر معيوب شدن سلول هاي مغز مختل نشود، هماهنگي حرکات بدن تحت تأثير قرار مي گيرد. عدم هماهنگي ، با پيشرفت بيماري تشديد مي شود. زماني که هماهنگي بين دستورات مغز و حرکت اندام مختل مي شود، لباس پوشيدن ، غذا خوردن ، نوشتن ، رانندگي و تقريباً تمامي اعمال جسمي فرد دچار اشکال شده و بيمار محتاج کمک ديگران مي شود.

    کاهش حس بويايي
    هر چند کاهش حس بويايي در افرادي که مبتلا به آلزايمر نيستند نيز ديده مي شود اما اين علامت در کنار ساير علايم آلزايمر، اهميت خاصي براي تشخيص بيماري پيدا مي کند.

    تغييرات شخصيتي
    از آنجا که آلزايمر عملکرد مغز را تغيير مي دهد، شخصيت فرد نيز ممکن است دستخوش تغيير شود. فردي که قبلاً پرتحرک و شاداب بوده ممکن است گوشه گير شود. افراد گوشه گير و خجالتي ممکن است تبديل به افرادي پرخاشگر و ناآرام شوند. هم آسيب ديدگي مغزي و هم فشارهاي رواني ممکن است علت اين تغييرات باشند. اين تغييرات براي افراد خانواده يا دوستان قابل درک نيست ، بخصوص در اوايلي که هنوز بيماري جنبه رسميت پيدا نکرده است ممکن است اطرافيان ، رفتار بيمار را مسائل شخصي قلمداد کنند.



    منابع :
    WWW.UMM.EDU [برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...]
    [برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...]
    [برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...]
    [برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...]
    fa.wikipedia.org/wiki/
    [برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...]
    www.niksalehi.com/news/archives/004747.php

  2. 4 کاربر مقابل از این پست Reza 1987 تشکر کرده اند.


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آشنایی با زیردریایی روسی Yuriy Dolgorukiy
    توسط black tornado در انجمن ادوات زميني ادوات دريايي
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: 03-12-2012, 12:40
  2. دانلود انیمیشن سامورایی آفریقایی Afro Samurai: Resurrection 2009 Mkv
    توسط ADMIN در انجمن انیمیشن دوبله فارسی
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 12-16-2011, 18:34
  3. پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: 12-13-2011, 10:30
  4. پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 10-11-2011, 00:36

تعداد اعضای بازدید کننده از این تایپیک : 15

کلمات کلیدی این موضوع

Bookmarks

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •