+ ارسال موضوع جدید
صفحه 2 از 2 نخستنخست 1 2
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 14 , از مجموع 14

موضوع: مکاتب نقاشی

  1. #1
    مدیر بازنشسته

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Sep 2009
    محل سکونت
    ı̴̴̡̡̡ ̡͌l̡̡̡ ̡͌l̡ ̴̡ı̴̴̡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫
    نوشته ها
    19,922
    تشکر
    3,817
    تشکر شده 14,125 بار در 4,874 پست

    مکاتب نقاشی

    زندگی نامه هنرمندان مکتب اصفهان (969 تا 1110 ه. ش)




    حبیب الله مشهدی (978 ه. ش)
    لطف الله (967 ه. ش )
    رضا عباسی (آقارضا )
    علیرضا عباسی
    آقا رضا جهانگیری
    محمد شفیع عباسی
    افضل الحسینی ( یا افضل حسینی)
    معین مصور
    محمد علی (1044 0 1020 ه. ق )
    محمد یوسف
    محمد قاسم (حدود 1078)

    حبیب الله مشهدی (978 ه. ش): بررسی آثار حبیب الله مشهدی نشان می دهد که او ابتدا در هرات کار می کرد و بعداً توسط حسین خان شاملو دولت مرد قمی او را به دربار شاه عباس معرفی کرد. او به اصفهان آمد و در دربار به کارش ادامه داد و از اعتبار بسیاری برخوردار شد. طراحی های او نشان می دهد که در ایجاد خطوط ظریف ، محکم و روان از مهارت و استادی کم نظیری برخوردار بوده است و چنان استنباط می شود که آثارش اندکی در طراحی به کارهای رضا عباسی نزدیک بوده و تحت تاثیر هنرمندان پایتخت قرار گرفته است.
    لطف الله (967 ه. ش ):یکی از مینیاتوریست ها و طراحان دوران صفوی است. وی در سال 997 ه. ش وفات یافته است.
    رضا عباسی (آقارضا): بیش از هر کس دیگر در نقاشی سده ی یازدهم هجری ایران تاثیر گذار بوده است. "قاضی احمد" مورخ هنری اوایل سده ی یازدهم در مورد وی می نویسد: « آقا رضا نقاش زیبایی ها، پسر مولانا علی اصغر کاشی، شخصیتی است که دنیای حاضر باید به وجود او افتخار کند. زیرا او در عنفوان جوانی کارهای قلمگیری، صورت سازی و شبیه سازی را به درجه ای رساند که اگر مانی و بهزاد، امروز زنده بودند، روزی صد بار دست و قلم قوی او را ستایش می کردند. در این زمان هیچ استاد نقاش و هنرمندی نیست که کار او را کامل نداند.»
    آقا رضا مورد لطف خاص شاه عباس بود؛ به طوری که از سالهای 1008 به بعد عنوان عباسی را از وی دریافت کرد. آقا رضا معاصر شیخ محمد شیراز و صادق بیک افشار بود. زندگی این هنرمند، زمانی مانند اشراف دربار شاهی بود و گاهی سخت و ناامید کننده؛ به طوری که نمی توانست نقش هنرمندان سنتی دربار را ایفا کند.
    اسکندر منشی نویسنده تاریخ عالم آرای عباسی، درباره ی وی می نویسد:«رضا، علی رغم ظرافت های هنری تا آن حد بی فرهنگ بود که مرتباً به کارهای پهلوانی و کشتی اشتغال داشت و به این عادت علاقه مند شده بود. او از معاشرت با مردان بزرگ و با استعداد اجتناب می کرد.»
    نقل است که رضا در اوایل سده ی یازدهم حرفه ی خود را رها کرده و هم نشین اشخاص بیچاره و ولگرد شد؛ ولی دوباره به طور فعال به کارگاه سلطنتی باز گشت و مشغول نقاشی شد. در اواخر عمر، طراحی های او تحت تاثیر تجارب و شاید گذشت عمر، خشن تر شد.
    کارهای آخر عمر او نه تنها از ظرافت کمی برخوردار است؛ بلکه صداقت و خلوص نیز دیگر در آثارش وجود ندارد.
    او موضوع آثارش را از طبقات پایین انتخاب می کرده و در کارهایی که برای دربار انجام می داد، آدمها را تقریبا چاق نشان می داده است.
    رضا عباسی طراحی با قلم را که از قرن نهم هجری شروع شده بود، تکامل بخشید. خطوط او در این قلمگیری ها ویژگی خاصی دارد. وی در کشیدن لباسها نهایت استادی را به خرج داده و تاخوردگی های ملایم و لبه های شیب دار را با سهولت تمام ترسیم کرده است. خطوط بریده و منحنی های ساده با هم مخلوط شده اند و حجم های طبیعی و ابریشم های روشن لباس را به وجود آورده اند. این خطوط هرگز از قوام وشکل طرح جدا نمی شوند و جزئیات قابل مشاهده هرگز ناهماهنگ نیست. طراحی هایی که از این استاد به نام آقا رضا و رضا رقم زده شده است، به جزطرح شماره 45 همه فاقد تاریخ هستند.
    طراحی های شماره 31 تا 34
    کارهای دوران جوانی رضا عباسی است (آقا رضا ). ولی طراحی هایی که به امضای رضا عباسی رقم زده شده است ، از تاریخ (1011 الی 1044 ه. ق ) شاملطرح های شماره 35و36است. تعدادی طراحی هم بعد از سال 1044 به شیوه ی استاد ، کار شده که آن ها را هم به استاد نسبت می دهند.
    علیرضا عباسی:این هنرمند اولین بار هنگامی که مسجد جامع قزوین را با چندین کتیبه تزئین کرد ، به شهرت رسید. وی در شروع سلطنت شاه عباس در خدمت سردار مهم شاه ، فرهاد خان بود. ولی شاه پس از آگاهی استعداد او به سردار خود دستور داد که این خوشنویس را به دربارش بفرستد.
    وی بعد از آن خوشنویسی را در دربار شروع کرد و تا بعد از مرگ شاه در دربار ماند. علیرضا مرد بلند همتی بود. ابتدا رئیس خوشنویسان شد و بعد از آن مدتی رئیس کتابخانه ی سلطنتی شد. شاه عباس علاقه و توجه خاصی به وی داشت ؛ به اندازه ای که گاهی بر تخت خود می نشست و شمع در دست می گرفت ، تا علیرضا بتواند در نور آن بنویسد. نوشتن کتیبه های مسجد شیخ لطف الله ، مسجد امام خمینی و چندین کتیبه در صحن امام رضا ازکارهای این استاد است. علیرضا علاوه بر خوشنویسی در نقاشی نیز مهارت خاصی داشت.
    آقا رضا جهانگیری:یکی از مهمترین نقاشان هند است که در دربار جهانگیر شاه به نقاشی مشغول بود. وی اهل هرات و معاصر رضا عباسی می باشد و شیوه ی کارش تقریباً هندی است.
    محمد شفیع عباسی: پسر و شاگرد رضا عباسی است که نسبت عباسی توسط شاه عباس دوم به او داده شد. شفیع تحت آموزش پدر نقاشی را شروع کرد. او علاوه بر نقاشی ، در طراحی پارچه و نقاشی گلها مهارت کافی داشت. از مشخصات بیشتر طراحی های شفیع عباسی استفاده از خطوط زیاد و نامنظم در طراحی ها است ( بر خلاف پیشینیان که از خطوط منظم استفاده می کردند.) او طراحی هایی هم به شیوه ی رضا عباسی دارد. از کارهایش ، طراحی یک نقاش پیر است ، که احتمال می رود چهره ی پدرش رضا عباسی باشد.(طراحی شماره 46 )
    افضل الحسینی ( یا افضل حسینی):یکی از هنرمندان برجسته ی شیوه ی رضا عباسی است. در کارهایش ویژگی خاص مکتب استادش بیش از پیش مورد مبالغه و اغراق واقع شده است. در نقاشی دو دلداده که هم اکنون در مجموعه ی کلایو موزه ی ویکتوریا آلبرت لندن نگهداری می شود ، شیوه ی رضا عباسی کاملا هویدا است. تعدادی از نقاشی های افضل ، در نسخه ی خطی شاهنامه ی شاه عباس دوم کار شده است. این شاهنامه - که مهمترین آثار نقاشی آن ، مربوط به افضل است - هم اکنون در موزه ی لنینگراد نگهداری می شود.
    معین مصور:محمد معین مصور خوش قریحه ترین شاگرد رضا عباسی و جزو آخرین میراث داران سنت هنری دوران صفوی است. وی در اوایل سده ی یازدهم هجری به دنیا آمد و خود را از نفوذ نقاشی اروپا که در زمان او از رواج خاصی برخوردار بود برحذر داشت.
    وی در طول زندگی طولانی هنری خود (حدود 72 سال ) بسیار پر کار بوده است و از نظر تعداد کار با کارهای استادش رضا عباسی برابری می کند. معین مصور بسیار باریک بین و به هنرش مطمئن بود و از نقش خود به عنوان انتقال دهنده ی ابتکارات رضا عباسی آگاهی داشت و با احترام تمام نسبت به سنت های هنری او پای بند بود.
    اولین اثر تاریخ دار او متعلق به 1043 ه. ق بوده و آخرین طراحی اش را در سال 1119 ه. ق کار کرده است. طراحی های او دارای ابعاد تاریخی خاصی است. گاهی آثارش واقعه ای تاریخی و یا یک اتفاق ساده و روزمره را بیان می کند. در حاشیه ی بیشتر طراحی های معین ، توضیح کوتاه و یا بلندی آمده است. به طوری که در یکی از طراحی هایش(شماره 47) واقعه ای را که در شهر اتفاق افتاده و همه را غمگین کرده است به تصویر کشیده و در حاشیه آن کل ماجرا را توضیح داده است.طراحی های شماره 48،49و50 از آثار این هنرمند است.
    محمد علی (1044 0 1020 ه. ق ): پسر ملک حسین اصفهانی - از نقاشان مکتب اصفهان- در زمان شاه عباس دوم می زیست. محمد علی از شاگردان رضا عباسی بود. از وی علاوه بر آثار زیاد نقاشی و طراحی تک ورقی ، چند نسخه خطی که نقاشی های آن توسط این هنرمند انجام شده، برجای مانده است. آثار تاریخ دار این استاد بین سالهای (44- 1020 ه. ش) کار شده است.
    از مشخصات فنی آثار این استاد استفاده از رنگ صورتی در طراحی ها و ایجاد نظم و ترتیب در کارهایش است.طراحی های شماره51،52،53،54و55از آثار وی است.
    محمد یوسف: از هنرمندان سنتی اواخر دوران صفوی و شاگرد رضا عباسی که در دوران پادشاهی شاه عباس دوم و شاه سلیمان زندگی می کرد. وی در حفظ شیوه ی استادش کوشا بوده است. این استاد همچون دو هنرمند معاصرش محمد قاسم و محمد علی ، خطوط را در طراحی ها به نرمی تمام کشیده است و به زمینه ی طراحی توجه خاصی به خرج داده است. او سنگها و صخره ها را به ظرافت تمام تصویر کرده و موضوع کارهایش عبارتند از ، زن ، مرد جوان - گاهی به صورت تک نفره و گاهی دو نفره - و دراویش و پرندگان است. وی حدود 1042 ه. ش بدرود حیات گفته است.طراحی های شماره 56،57و58 از کارهای این هنرمند است. محمد قاسم (حدود 1078): وی نیز از هم شاگردی های محمد علی و محمد یوسف بوده است. تشابه زیادی بین آثار این سه هنرمند وجود دارد. هر سه پیرو رضا عباسی بوده اند و سبک ویژه ای را که بر ابداعات استادشان مبتنی بود ، گسترش دادند. محمد قاسم به مصور کردن کتاب نیز پرداخته است و کارهایش نسبت به هم شاگردی هایش از قدرت و تکنیک بالاتری برخوردار است. وی نیز هم چون محمد یوسف در طراحی هایش از رنگ قرمز زیاد استفاده کرده است. مهمترین طراحی او ملاقات حافظ و سعدی(طرح شماره59) و ازطراحی های دیگر او جوان و پیر است.



    منبع : تبیان
    ویرایش توسط Par Pari : 05-26-2010 در ساعت 18:10

  2. کاربر مقابل از این پست Par Pari تشکر کرده است.


  3. #11
    مدیر بازنشسته

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Sep 2009
    محل سکونت
    ı̴̴̡̡̡ ̡͌l̡̡̡ ̡͌l̡ ̴̡ı̴̴̡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫
    نوشته ها
    19,922
    تشکر
    3,817
    تشکر شده 14,125 بار در 4,874 پست

    پیش فرض

    صفویان 877 ه. ش تا 1113 ه. ش

    مکتب تبریز (877 تا 964 ه. ش )

    "صفویان" وارثان میراث هنر درخشان دربار تیموریان درهرات بودند که بعد از امیر تیمور، شاهرخ تیموری و پسرش بایسقر، آنها را در شمار حامیان هنر و کتاب دوستان به شمار می آورند. برخی از زیباترین و نفیس ترین کتاب های مینیاتور ایران در زمان حیات آن ها تدوین و مصور گردید.

    سلطان حسین بایقرا که آخرین شاه سلسله ی تیموریان بود به همراه وزیر با تدبیرش امیرعلیشیر نوایی حامی مکتب هرات بودند و "بهزاد" نماینده ی برجسته ی این مکتب به شمار می رفت. پس از مرگ سلطان حسین، ازبکان، خراسان را تسخیر کردند و حدود سه سال در هرات حکم راندند. در سال 878 ه. ش شاه اسماعیل اول سپاه ازبکان را در جنگ مَرو نابود کرد و خراسان را تحت قیمومیت خود درآورد و هرات را به عنوان مهمترین شهر بعد از تبریز قرار داد و اولین جانشین خود را حاکم این شهر کرد. بدین ترتیب شاه اسماعیل میراث هنری هرات را تصرف کرد و اولین اقدام او، به همراه بردن نقاش بزرگ – بهزاد - به تبریز بود. بهزاد سرپرستی گروهی از هنرمندان را که قبلاً از هرات گریخته بودند، به عهده گرفت و مکتب تبریز را در نقاشی ایران پایه گذاری کرد. شاه اسماعیل برای بهزاد احترام خاصی قائل بود. به طوری که در جنگ چالدران با عثمانی (892 ه. ش ) چنان نگران سلامتی بهزاد بود که دستور داد این نقاش بزرگ و نیز خوشنویس معروف، شاه محمود نیشابوری را در غاری امن پنهان کردند.
    از مهمترین کارهای بهزاد، سعی او در رها ساختن نقاشی ایران از مکتب تیموری بود. وی قوانین و سخت گیریهای خطاطی را در نقاشی، نادیده گرفت و بر مبنای به کارگیری ظرایف حسی خود تقسیم بندی فضا و طراحی را ترتیب داد. او گاهی نقاشی هایش را در دو صفحه ادامه می داد. در مورد به کار گیری رنگها نیز استعداد و تنوع زیادی از خود نشان داد.
    در کارهای بهزاد انسان ها از آزادی حرکت بیشتری برخوردار هستند. چهره ها از لحاظ روانشناسی دارای شخصیت ویژه و خاص خود می باشند. این ویژگی فنی در کار نقاشی توسط شاگردان بهزاد ادامه پیدا کرد.
    یکی از مشکلاتی که در مورد آثار بهزاد وجود دارد، امضاء های زیادی است که زیر بسیاری از مینیاتورها آمده است. عده ای این قبیل آثار را معمولاً به بهزاد منسوب می دانند.اما بیشتر این امضاء ها را هنرمندان هم دوره ی بهزاد بر آثار هنری خود رقم زده اند. تعدادی از این آثار به نظر می رسد که واقعاً توسط استاد ترسیم شده است. بسیاری از این آثار را هنرمندی به نام "عمل العبد بهزاد" امضاء کرده است و در بعضی دیگر از آثار، استاد نام خود را بسیار کم رنگ در گوشه ای از اثر گنجانده است. بهزاد، شاگردان زیادی را تربیت کرده است که معروفترین آن ها قاسم علی، آقا میرک، مظفر علی، سلطان محمد، میرزا علی، صادق و میرمصور است.

  4. کاربر مقابل از این پست Par Pari تشکر کرده است.


  5. #12
    مدیر بازنشسته

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Sep 2009
    محل سکونت
    ı̴̴̡̡̡ ̡͌l̡̡̡ ̡͌l̡ ̴̡ı̴̴̡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫
    نوشته ها
    19,922
    تشکر
    3,817
    تشکر شده 14,125 بار در 4,874 پست

    پیش فرض

    کارگاه نقاشی شاه طهماسب (930 تا 964 ه. ش )

    شاه اسماعیل به خاطر وقوع جنگهای زیاد در طول حکومتش نتوانست همچون فرزندش، شاه طهماسب به هنر توجه داشته باشد. در مدت پنجاه و سه سالی که شاه طهماسب فرمانروایی کرد، فنون مختلفی را که برای تهیه نسخه های خطی کتابهای نفیس به کار گرفته می شد، به درجه ی نهایت رسانید.

    پیشرفت هنر ایران در این دوره به دلیل حمایت شاه از هنر و هنرمند بود و علاوه بر آن شاه طهماسب خود به هنر نقاشی علاقه داشت. او نقاشی را از سلطان محمد فرا گرفته بود و در تذهیب سرلوح نیز مهارت زیادی از خود نشان می داد. شاه طهماسب حامی خوش قریحه و سختگیری بود که کار هنرمندان کارگاه را مستقیماً زیر نظر داشت. یکی از مهمترین آثار این کارگاه،
    [برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...] است که به وسیله ی سلطان محمد، آقا میرک، مولانا مظفر علی، میر مصور و میر سید علی، مصور شده است.
    علاوه بر هنرمندان مذکور، هنرمندان دیگری نیز در مکتب تبریز کار کرده اند که می توان، سیاوش جرجانی، صادق، شاه قلی نقاش، ولی جان تبریزی، معین الدین، مولانا شیخ محمدی شیرازی، کمال تبریزی و محمدی مصور را نام برد.
    جلال الدین حسینی معروف به آقا میرک از شاگردان مسلـَم بهزاد بود. وی از سادات اصفهان بود که به همراه میرمصور به دربار شاه طهماسب راه یافته بودند. از این استاد، آثار مهمی برجای مانده که مهمترین آثار او در نسخه ی خطی نظامی و شاهنامه ی طهماسب بر جای مانده است. این استاد شاگردان زیادی را تربیت کرده است. از جمله ی آنها میرزا علی، استاد حسین طوطی و شاه قلی نقاش می باشند.
    مولانا مظفرعلی (شاه مظفر) از دیگر هنرمندان این دوره است که نقاشی را ابتدا در محضر استاد بهزاد فراگرفت. از ویژگیهای کار این استاد استفاده ی زیاد از رنگ طلایی در آثارش بود. وی ابتدا در دربار شاه طهماسب کار می کرد و زمانی که پایتخت صفویان به قزوین برده شد، او نیز به آنجا مهاجرت کرد و اواخر عمرش را در دربار شاه عباس گذراند. نقاشی های قصر شاهی و تالار چهل ستون قزوین از آثار این هنرمند است.
    یکی از معرفترین شاگردان بهزاد، سلطان محمد بود. وی در اواخر سلطنت سلطان حسین بایقرا و سپس شاه اسماعیل و شاه طهماسب در قید حیات بوده است. سلطان محمد در ابتدا از کارهای خود و همشاگردی هایش مجموعه هایی به نام «مُرقع» تهیه می کرد. او در تبریز مدتی مدیریت کارگاه نقاشی شاه طهماسب را بر عهده داشت. سلطان محمد علاوه بر تسلط بر نقاشی، یک مُنبت کار، طراح نقشه های قالیچه و پارچه های ابریشمی و همچنین صحاف بود. در هنر تذهیب نیز سلطان محمد، رقیب نداشت و مدتی هم سرپرست تذهیب کاران کارگاه شاه طهماسب بود. سلطان محمد هم چنین با علوم دیگر نیز آشنایی داشت. روایت است که برای کتابخانه ی امیرعلیشیر نوایی ساعتی بزرگ به سبک ساعتهای امروز ساخته بود. ولی عمر او برای تکمیل این فکر کفایت نکرد و در سال 933 ه. ش بدرود حیات گفت. سیاوش جرجانی هم یکی دیگر از هنرمندان دربار شاه طهماسب است. او مدت طولانی را در دربار شاه طهماسب گذراند. پس از درگذشت شاه به قزوین رفت و در کتابخانه ی شاه اسماعیل دوم مشغول بکار شد. وی اواخر عمرش را در اصفهان در دربار شاه عباس گذراند.

  6. کاربر مقابل از این پست Par Pari تشکر کرده است.


  7. #13
    مدیر بازنشسته

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Sep 2009
    محل سکونت
    ı̴̴̡̡̡ ̡͌l̡̡̡ ̡͌l̡ ̴̡ı̴̴̡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫
    نوشته ها
    19,922
    تشکر
    3,817
    تشکر شده 14,125 بار در 4,874 پست

    پیش فرض

    مکتب تیموریان (747 تا 883 ه.ش)


    دوران حکومت امیر تیمور(747 تا 783 ه.ش) و جانشینان او، یکی دیگر از برجسته ترین دوره های نقاشی ایران است. هنر ایران در این زمان به مجد و عظمت دست یافت.
    تیمور با وجود بیرحمی و سنگدلی که در وجود او نهفته بود؛ دوستدار هنر و ادبیات بود و توجه زیادی به خواندن شعر حافظ و نظامی داشت.
    او به هر شهری که یورش می برد، هنرمندان آن شهر را به طرف پایتخت خود، سمرقند، کوچ می داد. از جمله شهرهایی که تیمور تسخیر کرد، شهر شیراز بود و هنرمندان زیادی داشت که و«مکتب شیراز» را به وجود آورده بودند.
    این شهر از هجوم مغولها در امان مانده بود. اما با یورش تیمور به دست او تسخیر شد و هنرمندان آن از جمله جنید نقاش به خدمت تیموریان در آمدند. جنید در شیراز ماند و به دربار سلطان اسکندر یکی از نوادگان تیمور راه یافت. یکی دیگراز نقاشان معروف مکتب شیراز «عبدالحی» بود که به سمرقند اعزام شد. هنرمندان دیگر شهرهای ایران از جمله نقاشان شهر تبریز - که مرکز فعال هنری آن زمان بود – و همچنین نقاشان مکتب بغداد از جمله نقاش شهیر بغداد «عبدالعلی» همگی به دربار تیمور برده شدند و بدین گونه همه هنرمندان در دربار تیمور گرد آمدند. تیمور و تمامی خاندانش، حمایت خود را از هنرمندان دریغ نداشتند.
    روایت کرده اند که دریافت سفارش کار از جانب تیمور بسیار هراس انگیز بوده است. به طوری که هنگام بازدید از مسجدی که به دستور او برای بزرگداشت خود وی در سمرقند ساخته می شد، در ورودی را کوتاه یافت؛ نتیجه آن شد که تمامی مسجد را خراب کردند و در ظرف یک هفته، بنا را مجدداً ساختند. با این که سمرقند در زمان تیمور، مرکز هنرمندان معروف و مشهور شده بود ولی به موفقیت و مقام و رتبه ای که هرات، در زمان جانشینان تیمور در قرن نهم هجری پیدا کرد، نرسید.

  8. کاربر مقابل از این پست Par Pari تشکر کرده است.


  9. #14
    کاربر سایت

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Jan 2009
    محل سکونت
    Biology Lab
    نوشته ها
    1,092
    تشکر
    116
    تشکر شده 334 بار در 236 پست

    پیش فرض

    مکتب نقاشی قهوه خانه
    نقاشی قهوه خانه هنری است اصیل که از روح هنرمندانی دلسوخته و عاشق و صادق بر خاسته است و بر دل مردم پاک نهادنشسته. هنرمندانی ساده دل با رو حی پاک که در ناکجا آباد خود سیر می کردند و این گونه آثاری را پدید آ وردند.
    هنرمندانی در این شهر قدیم شهر تهران در کوچه بازار آن و در قهوه خانه های سنتی قدیمی و هیاهوی مردم کو چه بازار مردم پاک دل و پاک نهاد.
    شب قهو خانه برای خود محیطی بود که از هر صنفی برای دیدار دوستان و از هر دری سخن گفتن در آن جمع می شدند. هنر مندان قهوه خانه به تاریخ سفر می کردند و داستان هایی از شاهنامه و صحرای کربلا تا شکار گاه بهرام گور و نبرد رستم با دیو پلید سفید یکی یکی از خاطر آنها می گذشت و بر قلم توانایشان جاری می شد و نقش می بست. این هنر مندان بیاد ماندنی بی ادعا که با آثارشان تا اعماق دل بینندگان ساده دل نفوذ کرده اند، الهام بخشیده اند و تاَثیر گذارده اند.
    جنبش هنر مردمی قهوه خانه مکتب پر هویت زمانه ای بس پر ارزش با خلق آثاری بی پیرایه و ساده از هنر رزمی و بزمی و در نهایت سخن دل عاشقان، سخن مردم از باورها و مذهب و سنت از سر سپردگی به امامان و پیشوایان دین و معنویت خود توانست تاَثیر عمیق بگذارد.
    این نقاشان در آثار خود غزل گونه تاَثیر گذاردندو میراث پر بارفرهنگ ایران را در نقاشی قهوه خانه صادقانه و بی پیرایه و دور از خود پرستی به نقش در آوردند و پرده های به کمند کشیدن خاقان چین به دست پهلوان جهان رستم دستان و دیدار لیلی و مجنون این نماد عاشقانه همه شعرا و یا پرده های مصیبت کربلا ، انتقام مختارو تراژدی کشته شدن سهراب به دست رستم. آنان با رستم به جنگ دیو سفید می رفتند،با بهرام گور به شکارو با مولای خود به خیبر، زمانی نظاره گر ظلم برادران یوسف و گاهی رزم رستم و اشکبوس را نقاشی می کردند.
    این نقاشان مخلص درهرصحنه نقاشی قصه های پرغصه دل خود را می گفتند.آثارشان اغلب
    در قهوه خانه هاشرح حال دل سوختگان روزگار بود و نقالان درمیدان های بار بساط می گستراندند و پرده خوانی می کردند و مردم با دلی خالی از بخل و حسد اینجا و آنجا بر گرد این نقالان قهوه خانه گرد می آمدند و آثار شگرف هنرمندان را ملاحظه می کردند و نقالان اینگونه نقاشی ها را تفسیر می نمودند.
    مرشد این مکتب اول حسین قوللر آقاسی فرزند استاد علی رضا قوللر آقاسی بود سپس شاگرد و هم طراز و هم بازی دوران کودکی و نوجوانی او محمد مدبر وبعد ها نخبگان این مکتب پس از استادان. عباس بلوکی فر، فتح الله قوللر، حسن اسماعیل زاده که سالها او را در آتلیه اش ملاقات می کردم و حسین همدانی،حاج رضا عباسی،عنایت الله روغنچی و دهها هنرمند دیگر این مکتب که یاد همگی گرامی باد و آنان که رفته اند روانشان شاد. اینک به همت نگارخانه امروز نمایشگاه آثار این بزرگان برپاست تا بار دیگر شاهد پرده های نقاشی آن بزرگواران باشیم و این هنر زنده بماند.

    عنایت الله نظری نوری

  10. کاربر مقابل از این پست Hadi-sh تشکر کرده است.


+ ارسال موضوع جدید
صفحه 2 از 2 نخستنخست 1 2

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

تعداد اعضای بازدید کننده از این تایپیک : 0

بازدید کنندگان :  (نمایش کلی)

نامی برای نمایش وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

Bookmarks

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •