+ ارسال موضوع جدید
صفحه 2 از 2 نخستنخست 1 2
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 16 , از مجموع 16

موضوع: همه چیز در مورد ژئومورفولوژی( زمین ریخت شناسی)

  1. #1
    º°”˜×.مدیریت کل سایت.×`”°º

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Mar 2007
    محل سکونت
    City Bonab
    نوشته ها
    31,995
    تشکر
    16,883
    تشکر شده 25,435 بار در 9,128 پست

    پیش فرض همه چیز در مورد ژئومورفولوژی( زمین ریخت شناسی)

    همه چیز در مورد ژئومورفولوژی( زمین ریخت شناسی)
    فهرست مطالب :
    تعريف و توصيف ژئومورفولوژي (زمين ريخت شناسي )
    تاريخچه پيدايش و تحول علم ژئومورفولوژي
    تحول دانش ژئومورفولوژي در قرن نوزدهم ميلادي
    مفاهيم ژئومورفولوژي نوين وژئومورفولوژي کاربردي
    ژئومورفولوژي و موضوعاتمورد مطالعه در قلمرو کره زمين

    [برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...](زمين ريخت شناسي )
    دخالت اقليم در پيدايش ناهمواري ازبرخورد بين کره سنگي و کره هوا نتيجه مي شود. نحوه دخالت اقليم چه در زمينه هوازدگيو چه در ارتباط با تاثير مکانيکي فرايندهاي شکل زائي، در سطح خشکي ها بسيار متغييرمي باشد. دخالت مستقيم اقليم در پيدايش ناهمواري ها در مناطقي که فعاليت هاي کنترلنشده انسان باعث رخنمون يافتن فراوان سنگ ها مي شود و يا در مناطقي که بر اثر کمآبي يا سرماي شديد غالبا عاري از پوشش گياهي مي باشد، سازندهاي سطحي کم ضخامت وغالبا پراکنده که ازلحاظ خاکشناسي تحول کافي نيافته اند ظاهر مي شود.
    ژئومورفولوژي اقليمي ناهمواريها را در ارتباط با آب و هوا بررسي مي کند و دنبالهژئومورفولوژي ديناميکي است، زيرا ژئومورفولوژي ديناميکي تضاد عملکرد پديده هاي رادر سطح زمين مطالعه مي کند که بين عوامل و فرايند هاي فرسايش حاصل شده اند. بهعبارت ديگر ويژگي هاي ساخت يک ناهمواري از طريق عوامل مختلف يک سيستم شکل زائيتجزيه و تحليل مي شود. ژئومورفولوژي اقليمي به نحوي چهره ظاهري ناهمواري را بررسيمي کند در حالي که ژئومورفولوژي ساختماني استخوان بندي ناهمواري را در ارتباط بااهميت نسبي و نظم و ترتيب توده هاي از سنگ را مطالعه مي نمايد که در برابر فرسايشمقاومت هاي متفاوتي دارند.
    در اين بحث بعد از تجزيه وتحليل ارتباط ناهمواريبا اقليم، جغرافياي اين ناهمواريها در محدوده هاي بزرگ اقليمي در سطح دنيا مطالعهخواهدشد. اين مطالعات به ما امکان مي دهد تا ارتباط کامل اين پديده را بامحيط هايکنوني زيست اقليمي ارزيابي کنيم.
    ژئومورفولوژي يکي از شاخه هاي جغرافياي طبيعي و از پايه هاي اساسيعلوم جغرافيا است که با ايجاد پل و گذرگاهي با ساير رشته هاي علوم طبيعي و زمينپيوند خورده است. ژئومورفولوژي ترکيبي از سه واژه ژئو به معناي زمين، مورف به معنايشکل، لوژي به معناي شناسايي مي باشد. به نظر مي رسد علم اشکال زمين که معادل فارسيآن است از عنوان پيکر زمين شناسي که قبلاً به کار مي رفت و ريخت شناسي که در حالحاضر براي ترجمه به فارسي اين کلمه انتخاب شده است، مناسبتر است. ظاهراً آنچه ازکلمه ترکيبي ژئومورفولوژي استنباط مي گردد، توصيف شکل هندسي ناهمواريهاي پوسته زميناست و اين بحث توپوگرافي را در نظر مي گيرد که خود شاخه اي از ژئومورفولوژياست.
    خلاصه کلام، در قلمرو دانش ژئومورفولوژي، علاوه بر اينکه به توصيف صحيح،کامل و ژنتيک اشکال ناهمواريها توجه خواهيم داشت، در منشاء و کيفيت و عوامل بيشماري که در تغيير اشکال و يا در شکل گيري نوين پوسته زمين موثرند، به تفسير وتبيين خواهيم نشست. منظور از تحليل واژه ژئومورفولوژي تنها تعريف ين علم نبوده بلکهمهم آشنايي بامفهوم، روش و متدلوژي اين دانش است که هرپژوهشگر علوم زمين بايد بر آناحاطه کامل داشته باشد.
    مطالعه تاريخچه پيدايش و تحول علم ژئومورفولوژي،نشانگر اين واقعيت است که از نيمه قرن بيستم به اين طرف، توجه به ارتباط پديده هايدرون موضوعي ژئومورفولوژي و نيز رابطه آن با پديده هاي ساير علوم طبيعي و زمين وعوامل انساني سبب شد که ژئومورفولوژي با جهش خاصي درراه توسعه و پيشترفت حرکت کند وبا ايجاد مناسباتي بين پديده هاي مورفولوژي و داده هاي انساني بر جنبه کاربردي آندر برنامه ريزي ها و عمران هاي ناحيه اي تاکيدشود.
    حال لازم است ژئومورفولوژيبارشته هاي ديگري مانند اقليم شناسي، زمين شناسي، گياه شناسي، اکولوژي، خاکشناسي،هيدروژئولوژي در ارتباط باشد تا بتواند تمام مسائل در يک اکوسيستم را در نظر گرفتهو با هماهنگي با ساير رشته هاي علمي در طرح هاي جامع زمين شناسي، مرتع داري،آبخيزداري، بيابان زدايي، جنگل داري، محيط زيست و به طورکلي آمايش سرزمين نقش خودرا ايفا کند.
    اميد آنکه مطالب مورد بررسي در اين مجموعه مورد استفادهدانشجويان و کارشناسان علوم زمين و جغرافيا وساير علاقه مندان قرار بگيرد.

    تاريخچه پيدايش و تحول علم ژئومورفولوژي
    قديمي ترين اطلاعات مربوط به مسائلژئومورفولوژي را، با مفهوم و تعبير علمي و مدرن در آثار ارسطو مي توان يافت. ارسطودر سال324 قبل از ميلاد آناتومي، فيزيولوژي مقايسه اي، منطق، تاريخ فلسفه و زمينشناسي را بوجود آورد. او اولين کسي است که در موردگسترش دلتاي رودخانه ها و به جاگذاري رسوبات در درياها، مطالبي را بيان داشته و زمين را به عنوان کره اي که دائمادر حال تحول است توصيف مي کند. به نظر ارسطو، تحول شکل زمين يا آرام و دائمي بوده ويا به طرز ناگهاني و در اثر بروز پديده هايي شديد انجام مي گيرد. درباره علل اينتحول از عمل رودخانه ها و درياها بحث شده که منجر به تسطيح اجتناب ناپذير کره زمينمي شود.
    حدود يک قرن پس از ارسطو، اراتوستن فيلسوف و رياضي دان يوناني،نظراتي در مورد تحول چهره زمين در رابطه با اعمال رودخانه ها و درياها بيان داشته ونتيجه اثرات آنها را در هموار شدن زمين نشان داده است.
    برناردپاليسي ازدانشمندان عصر رنسانس در رابطه با مسائل ژئومورفولوژي افکار مدرني بيان مي کند کهبه برخي از آنها اشاره مي کنيم:
    الف) بين اعمال نيروهاي داخلي و خارجي يک رقابتمنطقي وجود دارد که اولي منجر به پيدايش کوهها و دومي منتهي به تخريب و هموار شدنآنها مي گردد.
    ب) با توجه به تنش کند کننده اي که گياهان دربرابر جريان آبهادارند، رقابت بين گياهان و اعمال تخريبي آبهاي روان مشخص مي شود. در اين رابطه فکرکاشتن درختان براي جلوگيري از فرسايش به خوبي مشخص مي شود.
    ج)پديده هايبيروني در فراهم آوردن موادي که سنگها را توليد مي کنند، نقش موثري دارند.
    د) بين پيدايش و تغيير شکل ناهمواريها و توليد خاکها، يعني عوامل ژئومورفولوژيک وخاک شناسي، روابط خاصي وجود دارد.

    تحول دانش ژئومورفولوژي در قرن نوزدهم ميلادي:
    در نيمه اول قرن نوزدهم لوئيآگاسيز(1873) 1807) زمين شناس و ديرينه شناس معروف سوئيسي، گسترش يخچالها و نقش آنهارا در تغيير شکل ناهمواريها تائيد مي کند و به اين ترتيب اعمال يخچالها به عنوانعامل ديگر ژئومورفولوژي شناخته مي شود.
    روتيميه زمين شناس ديگر سوئيسي در سال 1869 در مورد اثرات نيروهاي دروني مطالعاتي انجام داد.
    در سال 1858 براياولين بار عبارت ژئومورفولوژي به وسيله نومن بيان مي شود. هيم دانشمند آلماني درسال 1878 تاثيرتکتونيک را در ناهمواريها به صورت علمي بيان مي کند.
    ريختوفنرا مي توان جزء پايه گذاران ژئومورفولوژي در آلمان به شمار آورد که در سال 1886براي اولين بار در مورد اثرات انواع آب و هوا به ايجاد ناهمواريها اظهار نظر کردواساس ژئومورفولوژي آب و هوايي را پي ريزي کرد.
    در نيمه دوم قرن نوزدهمژئومورفولوژي با تئوري ويليام موريس ديويس (1934) 1850) در امريکا به مرحله جديدي پانهاد. علم اشکال ناهمواريهاي زمين را که در سال 1858 توسط نومن" ژئومورفولوژي" ناميده شد و سپس در سال 1894 اين عبارت توسط البرت پانگ معروفيت پيدا کرد و تا آنزمان يکي از شاخه هاي فرعي زمين شناسي محسوب مي شد، ديويس به شکل علمي تخصصي با هدفو فرهنگ ويژه خود تعريف کرد و به اين علم نظام عقيدتي انسجام يافته اي بخشيد واصالت آنرا تثبيت نمود. از اين نقطه نظر ديويس را مي توان بنيانگذار و پدرژئومورفولوژي به عنوان علم تخصصي دانست.
    همچنين از جنگ جهاني دوم به بعد درفرانسه نسل جديدي از ژئومورفولوژي ظاهر مي شود.که بر حسب اوضاع روش هاي گوناگوني رادنبال مي کنند. در آن ميان ژئومورفولوژي آب وهوايي، که از مکتب هاي آلماني سرچشمهگرفته است از توسعه خاصي برخوردار مي گردد. تريکار يکي از بزرگترين ژئومورفولوگ هايجهان از همان آغاز کاربر مبناي اين روش حرکت کرده و موفقيت هاي قابل تحسيني را، بهويژه در توسعه مفاهيم جديد اين علم بدست مي آورد. بطوري که بر اساس همين زير بنايعلمي، درسال 1955 اولين بيانيه تشريحي سيستماتيک و مفصلي را ارائه مي دهد. اينبيانيه به اندازه اي مورد توجه قرار گرفت که بيرو يکي از برجسته ترين ژئومورفولوگهاي عصر حاضر و مولف اثرات زيادي در قلمرو ژئومورفولوژي علمي، بخش مهمي از آنرا درسال 1968 در کتاب معروف و ارزنده خود به نام "کليات جغرافياي طبيعي" منتشر کرد.
    نتيجه اينکه از نيمه دوم قرن بيستم به بعد ژئومورفولوژي، با کوشش محققانپرکار و خستگي ناپذير، از حالت رکود و انزوا خارج مي شودو دانشمندان با استفاده ازوسائل کار جديد و با توجه به تجزيه و تحليل عوامل مختلف و پالئوژئوگرافي، تئوري ايندانش را به مرحله عمل در مي آورند.
    گرايش به سوي ژئومورفولوژي کاربردي بسياراهميت يافته و جنبه بين المللي پيدا کرده است و مي تواند در انتخاب مکان هاي مناسبجهت تاسيسات عظيم و سکونتگاه هاي مخصوص انسانها و يافتن راه حل هاي مناسب براي بلاياي طبيعي که در برنامه ريزي عمران ناحيه اي بروز مي کند کمک هاي موثري را انجامدهد.

    مفاهيم ژئومورفولوژي نوين و ژئومورفولوژي کاربردي
    ژئومورفولوژي کاربردي پساز توصيف منطقي و ژنتيک پديده ها و طبقه بندي موضوعات بر مبناي آن به تفسير و توضيحعلمي و منطقي آنها مي پردازد. حالت ژنتيک پديده ها يکي از مهمترين ويژگي هايي استکه در ژئومورفولوژي نوين با اهميت خاصي مورد توجه قرار مي گيرد. جنبه کاربرديژئومورفولوژي با همين خصوصيات ژنتيکي در ارتباط است، زيرا ژنتيک در مورفولوژي،تدوين اصول و قواعد پيدايش اشکال مختلف ناهمواريها و شکل بندي و تحول بعدي آنها رابه صورت منطقي و مستدل، امکان پذير مي سازد. تدوين اين قواعد بر اساس تغيير پذيرياشکال زمين با آهنگ هاي متفاوت انجام مي شود.
    علل تغييراتاشکال زمين را بايد در نيروهايي جستجو کرد که دردو طرف پوسته به آن فشار مي آورند وسخت با يکديگر در ارتباط هستند. اگر از برخي نيروهاي دروني سانحه بار مانند زمينلرزه ها، آتشفشان هاو .... صرفه نظر شود، مي توان چنين نتيجه گيري کرد که نيروهايبيروني در تخريب و ايجاد تغييرات عمده اشکال ناهمواريهاي روي زمين مداخله دائميدارند. انسان از مدتها قبل با اين تغييرات و ويرانيهاي حاصل از آنها آشنايي پيداکرده و حتي براي جلوگيري از خطرات يا نتايج زيان بار آنها به فکر چاره و مقابله نيزافتاده است. اما خود انسان، در اکثر موارد، در تغيير اين پوسته، نقش موثري دارد. آگاهي از تغييرات اشکال پوسته زمين و نحوه آنها و نيروهايي که موجب اين تغييرات ميشود، مقدمات موضوعات ژئومورفولوژي کاربردي را فراهم مي آورد. همچنين ژئومورفولوژيدر مقياس وسيعي با فعاليتهاي انسانها و مسائل آنها مرتبط است. براي اينکه فعاليتهاي وي بازدهي دلخواهي داشته باشد، بايد متناسب با ديناميک محيط و با در نظر گرفتننقش عوامل مورفوژنيک تنظيم شود. در اينجاست که مطالعات ژئومورفولوژي که بر اساسمفاهيم جديد آن انجام شده است، با فراهم آوردن اطلاعات دقيق از مورفوديناميک محيط وشناخت مناطق با ثبات و يا ناپايدار و محاسبه ميزان پايداري و يا آسيب پذيري آن درارتباط با نوع فعاليت، در خدمت انسان قرار مي گيرد. در اين صورت ژئومورفولوژي دقيقامفهوم کاربردي را، به معني واقعي کلمه پيدا مي کندو مي تواند بسياري از مشکلات راکه در برنامه ريزي هاي عمران ناحيه اي در زمينه هاي مختلف، از قبيل عمران، توسعهکشاورزي، جاده ها، سد سازي، استخراج معادن، مديريت محيط طبيعي مطرح مي شود، حل کردهو پاسخ هاي مناسب را براي مسائل متعددي که در اين رابطه عنوان مي شود، فراهم آورد.
    به همين جهت بعد از جنگ جهاني دوم ژئومورفولوژي کاربردي، در اغلبکشورهاي جهان با روش سيستماتيک و با اهميت خاصي مورد توجه قرار گرفته است و بررسيعوامل گوناگون را بطور ترکيبي مد نظر مي گيرد و مي تواند پاسخگوي نيازهاي برنامههاي کشاورزي، ساختماني، عمراني و.... باشد.

    ژئومورفولوژي و موضوعاتمورد مطالعه در قلمرو کره زمين
    ژئومورفولوژي شاخه اي از علوم طبيعي و زميناست و موضوع ويژه مطالعه آن سطح تماس مي باشد که محل برخورد قلمروي سه گانه آبي،گازي و جامد است. نيروهايي که از درون ليتوسفر سرچشمه مي گيرند و نيز نيروهايي کهدر خارج از آن بدست مي آيند، در اين سطح متعادل شده و انعکاس مي يابند.ژئومورفولوژيوظيفه دارد که نحوه تعادل و انعکاس اين انرژي ها را مطالعه و بررسي کرده و مشخص ميکند که هنگام تغيير يافتن اين تعادل، حالت سطح مذکور چگونه تغيير مي يابد. در اينقلمرو شاخه هاي ديگري نيز که به نحو خاصي با آن در رابطه بوده و حالت ديگري ازتعادل نيروهاي ياد شده را مورد توجه قرار مي دهد به مطالعه و بررسي مشغول مي باشند. به طور کلي، ذات طبيعت با پيوندها و رابطه ها مشخص بوده و بريدگي ها و جدائي ها را،که متخصصان براي سهولت کار خود، به طور قرار دادي به وجود مي آورند، نميپذيرد.
    :: یاد گرفته ام تنهایی را به بودن درجمعی که به آن تعلق ندارم ترجیح دهم ::
    :: یاد گرفته ام که بااحمق بحث نکنم و بگذارم در دنیای احمقانه خویش زندگی کند ::
    :: یاد گرفته ام با وقیح جدل نکنم چون چیزی برای از دست دادن ندارد و روحم را تباه میکند ::
    :: یاد گرفته ام از حسود دوری کنم چون حتی اگر دنیا را به او تقدیم کنم باز هم از من بیزار خواهد بود ::
    =====================




  2. #11
    º°”˜×.مدیریت کل سایت.×`”°º

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Mar 2007
    محل سکونت
    City Bonab
    نوشته ها
    31,995
    تشکر
    16,883
    تشکر شده 25,435 بار در 9,128 پست

    پیش فرض

    نقش شيب هاي دامنهاي و فرسايش آنها: در زمین ریخت شناسی
    در ساده ترين حالت ما مي توانيم سه نوع شيب را در نظربگيريم که عبارتند از : شيب مستقيم و شيب مقعر و شيب محدب
    فرايندهاي فرسايشيمتنوعند از آن جمله مي توان به خزش، جريانات سطحي، ريزش باران و فرسايش شياري اشارهکرد:

    الف- خزش
    در مناطق معتدل، مرطوب و همراه با پوشش گياهيمناسب پديده خزش خاک پنج تا ده برابر با اهميت تر از فرسايش سطحي (فرسايش ورقه اي)است. در مقابل در مناطق کم پوشش حاره اي يا در ساوان و مناطق نيمه خشک فرسايش ورقهاي همراه با ريزش خاک ها پنج تا ده برابر از پديده خزش خاک سبب جابجايي رسوبات ميشود. از عواملي که ميزان خزش را تعيين مي کنند مي توان به تحرک حيوانات روي سطح شيبدار، موقعيت قطعات با توجه به تراکم پوشش گياهي، خواص فيزيکي و شيميايي مواد متشکلهسطح زمين و تغييرات آب و هوايي اشاره کرد.

    ب- جريان سطحي
    نزولات جويهنگامي مي توانند در سطح شروع به حرکت کنند که ميزان آن از حد اکثر مقداري که آب ميتواند به درون خاک نفوذ کند بيشتر باشد و سرعت حرکت آب به شيب سطح ، ضخامت لايهآبدار، ناهمواري سطح وابسته است. در ابتدا ميزان نفوذ آب به درون خاک بسيار بالااست اما بعد از 15 دقيقه شدت نفوذ در خاک به تدريج کاهش پيدا مي کند تا جايي کهنفوذ قطع و آب شروع به جاري شدن مي کند و چهره دامنه را تغيير مي دهد.

    ج- برخورد قطرات باران
    اصابت باران در سطح شيب داري که به وسيله گياهان پوشيدهنشده است مي تواند عامل فرساينده مهمي به شمار رود و تجمع آب بر روي سطح شيبدارهمراه با اصابت قطرات باران سبب مي شود تا ذرات رسوب براي حرکت توسط آب جاري آمادهشوند.

    د- فرسايش شياري
    شيارها يا مجاري کوچک باعث نوع ديگري از فرسايشسطحي بر روي شيب ها به ويژه شيب هاي با پوشش گياهي ناچيز مي شود.

    ه- جريانبين لايه اي
    در مناطقي با نفوذ پذيري بالا و پوشش گياهي متراکم جريانات ميتواند از سطحي به تحت الارضي تغيير کند و مطلوب ترين نواحي براي جريان بين لايه ايدر قاعده شيب ها که رطوبت بيشتري دارد ويا در فرو رفتگيها يا فضاهاي خالي توپوگرافيکه خطوط جريانات سطحي در آنجا با يکديگر تلاقي مي کنند و در مناطقي با پوشش خاکي کمضخامت مي باشد.
    :: یاد گرفته ام تنهایی را به بودن درجمعی که به آن تعلق ندارم ترجیح دهم ::
    :: یاد گرفته ام که بااحمق بحث نکنم و بگذارم در دنیای احمقانه خویش زندگی کند ::
    :: یاد گرفته ام با وقیح جدل نکنم چون چیزی برای از دست دادن ندارد و روحم را تباه میکند ::
    :: یاد گرفته ام از حسود دوری کنم چون حتی اگر دنیا را به او تقدیم کنم باز هم از من بیزار خواهد بود ::
    =====================




  3. #12
    º°”˜×.مدیریت کل سایت.×`”°º

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Mar 2007
    محل سکونت
    City Bonab
    نوشته ها
    31,995
    تشکر
    16,883
    تشکر شده 25,435 بار در 9,128 پست

    پیش فرض

    نقش حرکت توده اي مواد در زمين ريخت شناسي:
    » تکتونيک ثقلي
    » رده بندي حرکت توده اي مواد
    » موقعيت حرکت توده اي
    » دلايل حرکت توده اي مواد

    حرکت توده اي مواد:
    اين فرايند به جدا شدگي و حمل و نقل رو به پايين موادخاکي و سنگي تحت تأثير نيروي جاذبه گفته مي شود. لغزش يا جريان توده اي مواد، بهموقعيت آنها و نيروي جاذبه وابسته است. اما حرکت تودهاي مواد با حضور آب، يخ و هواتشديد مي شود. خزش آرام رو به پايين خاک و خرده سنگ ها و همچنين حرکت سريع و لغزشهاي زمين در مقياس بزرگ و در مسافت هاي طولاني هر دو جزء حرکت توده اي مواد محسوبمي شوند.
    تکتونيک ثقلي: ارتباط بين تخريب توده اي مواد و فعاليت هاي تکتونيکي نسبتا روشن است. ازگسل ها به عنوان يک عامل تکتونيک ثقلي مي توان نام برد. مناظر ژئومورفولوژيکي بافعاليت هاي تکتونيک ثقلي، بسيار بزرگتر از مناظري هستند که معمولابازمين لغزها وساير اشکال تخريبي توده اي مربوط مي شوند.

    رده بندي حرکت توده اي مواد:
    معمولا رده بندي زمين لغزهاو پديده حرکت توده اي مواد يابر اساس نوع حرکت آنها (لغزش،جريان وسنگيني مواد) يا براساس سرعت حرکت و مقدار آب (مواد سنگي به صورت خشکيا مواد زميني با نسبتهاي متغيير ازآب ويخ) صورت مي گيرد. البته در همه حال جاذبهعامل اصلي حرکت است.

    الف)حرکت قائم:با عنوان جابجايي قائم دو نوع حرکترا مي توان مشخص کرد. يکي سقوط مواد خاکي از سطح صخره و ديگري فرو نشيني به دليلحرکت مواد تحت الارضي است. فرو نشيني يا فرورفتن زمين مثل ريزش سقف غارهاي زيرزميني باعث ايجاد پستي و بلندي هاي به نام کارست مي شود. حالت ديگري از نشست زمينمي تواند نتيجه از دست دادن مايعات در مواد نفوذپذير باشد.

    ب )حرکت جانبي: حرکت جانبي مواد تحت عنوان دو نوع حرکت يعني لغزش و پراکندگيمواد صورت مي گيرد. لغزش يک حرکت انتقالي است که معمولا در امتداد يک سطح افقي يايک شيب ملايم اتفاق مي افتد و پديده پراکندگي مواد عبارت است از حرکت جانبي يک سرياز تخته سنگ ها به شکلي که از يک مرکز دور شده اند.فرق بين پديده پراکندگي تخته سنگها و پديده لغزش مواد اين است که پديده پراکندگي شامل تعداد زيادي از تخته سنگ هامي شود و در آن سطح لغزش مشخصي وجود ندارد.
    در اين دسته انواع خمش پذيري قراردارد. طي اين پديده روي دامنه تپه ها پوششي از بخش هاي رسوبي حرکت مي کنند. در همينحال رسوبات طبقه زيرين اين پوشش نيز به طرف دره مي خزند. در يک منطقه خمش پذيردامنه تپه ها به عنوان محور تاقديس و خود دره ها در حکم محور ناوديس مطرح ميشوند.در حالت گسترش جانبي مواد در جهت دور از مرکز آن باعث ايجاد اشکال گرابن ميشود که تشخيص اين دو پديده خمش پذيري انحنايي و تغيير وضعي مشکل است. گسترش سريعمواد ممکن است درنتيجه عدم استحکام مواد بوسيله امواج لرزه اي صورتگيرد.
    ج)حرکت مورب: در اين حرکت مواد به سمت پايين شيب دامنه و در جهت دور شدن از نقطه اوليهصورت مي گيرد و وقتي آن را با حرکت جانبي مواد مقايسه مي کنيم، مشاهده مي کنيم کهنيروهاي جاذبه به مقدار بسيار زيادتري در آن دخالت دارند. سه نوع حرکت تحت اين نوعطبقه بندي به عناوين خزشي، لغزشي و جرياني ديده مي شود که در آنها افزايش سرعت حرکتمعمولا از نوع اول يعني خزش به طرف نوع جرياني وجود دارد. خزش حرکت رو به پايينمواد زمين است که به طور آرام و آهسته وغير قابل محسوس تحت تاثير نيروي جاذبه صورتمي گيرد.به طور نسبي وجود مقادير کم آب و يخ باعث خزش مي شود و خزش ها شامل:
    خزش خاک: که حرکت خاکها به صورت يک سيال چسبنده ياشکل پذير است و بيشترينحرکت در قسمت هاي نزديک به سطح خاک صورت مي گيرد.
    خزش سنگي عبارت است از حرکتسنگ روي سنگ. اگر يک قطعه سنگ روي يک سطح درزه دار يا يک لايه شيب دار قرار بگيرددر اين صورت حرکت سنگ بر اثر انقباض و انبساط سنگ و بر اثر گرما يا سرما حاصل ميشود.
    پديده لغزش: لغزش مواد آواري و لغزش و جابجايي خاک عبارتند از جدائيمواد زميني در طول سطح لايه بندي ياپيشاني هوازده يا هر ناحيه کم مقاومت دامنه ايکه با لغزش هاي بعدي توده اي مواد به سمت پايين دامنه همراه است.
    حرکتجرياني: در تمام انواع حرکت توده اي که قبلا بيان شد، آب، هوا و يخ نقش کوچک يامتوسطي ايفا مي کند.
    اما در جريان مورب عامل به حرکت درآورنده نقش خيلي مهميدارد. و از انواع اين نوع حرکت مي توان به يخچال سنگي و سولي فلوکسيون (حرکت خاکمحتوي آب حاصل از ذوب يخ) و همچنين ژلي فلوکسيون هنگامي اتفاق مي افتد که اشباع خاکاز آب کامل باشد و جريان هاي گلي نتيجه وجود مقدار زيادي آب است و اين جريانها نيازبه سه شرط دارد:

    1) پوششي از خاک واريزه اي يا دره گوه اي شکل پر شده از موادواريزه اي
    2) شيب تند دامنه
    3) رطوبت کافي براي به جريان درآمدنخاک
    بهمن هاي سنگي به حرکت توده اي مواد با سرعت هاي بالا گفته مي شود.

    موقعيت حرکت توده اي
    حرکت توده اي براثر نيروي جاذبه در هر جايي مي تواند رخدهد. اما عمده ترين محل هاي حدوث آن محل هاي با برجستگي هاي زياد، محل هاي با سنگهاي خرد شده، محيط هاي با بارش فراوان و فعاليت تکتونيکي است. در يک ناحيه معينحرکت توده اي مواد مي تواند با تنوع ساختماني و سنگ شناسي مرتبط باشد.براي مثالرخنمون هاي شيستي از رخنمون هاي ماسه سنگي براي اين پديده مستعدتر هستند. لايه هايسنگي که به سمت صخره شيب دارند نسبت به لايه هايي که به داخل صخره شيب دارند براياين پديده مناسبترند. هوازدگي و خصوصيات سنگ از عوامل مهم در تعيين فرکانس ونوع حرکت توده اي مواد مي باشد. دورگين در سال 1977، چهار مرحله هوازدگي را مطرح ميکند:

    1) مرحله اي که سنگ سالم بوده و هيچ گونه آثار تجزيه اي در آنديده نمي شود. اين سنگ ها بيشتر در معرض فروافتادگي و لغزش هاي سنگي هستند.
    2) مرحله اي که بخش هاي سطحي سنگ تجزيه شده ولي مغزه آن هنوز سالم است. اين مرحله باريزش و سقوط بهمن وار خرده سنگ ها مشخص مي شود.
    3) مرحله اي که هوازدگي منجربه فساد سنگ شده و آن را به قطعات ريز تقسيم مي کند که جريانهاي واريزه اي را دراين مرحله مشاهده مي کنيم.
    4) هوازدگي منجر به ايجاد موادي مي شود که با سنگاصلي از نظر ماهيت مغايرت دارد که حرکت هاي توده اي بيشتر در اين نواحي ديده ميشود.



    دلايل حرکت توده اي مواد
    اول: عواملي که در افزايش نيروهاي برشي موثر باشند،که از اين جمله مي توان به جابجايي تکيه گاه جانبي(فرسايش بر اثر رودخانه ويخچال،عمل امواج، هوازدگي، لغزش يا گسل خوردگي)، اضافه شدن بار دامنه اي (افزايش وزن براثر بارندگي،برف، پوشش گياهي، تجمع مواد واريزه اي در پاي دامنه)، جابجايي لايه هايتحتاني که نقش تکيه گاهي دارند(انحلال در عمق و کارهاي معدني و کم شدن لايه هايتحتاني رسوبي)
    دوم: عواملي که منجر به تقليل مقاومت برشي مي شوند که از اينجمله مي توان به هوازدگي و ديگر واکنش هاي فيزيکوشيميايي، تغييرات در نيروهاي موجوددر بين دانه ها، تغييرات در ساختمان(شکاف برداشتن شيل ها و وارفتگي ساختمان لس ها)و حفاري زمين توسط حيوانات و يا فساد ريشه گياهان.
    :: یاد گرفته ام تنهایی را به بودن درجمعی که به آن تعلق ندارم ترجیح دهم ::
    :: یاد گرفته ام که بااحمق بحث نکنم و بگذارم در دنیای احمقانه خویش زندگی کند ::
    :: یاد گرفته ام با وقیح جدل نکنم چون چیزی برای از دست دادن ندارد و روحم را تباه میکند ::
    :: یاد گرفته ام از حسود دوری کنم چون حتی اگر دنیا را به او تقدیم کنم باز هم از من بیزار خواهد بود ::
    =====================




  4. #13
    º°”˜×.مدیریت کل سایت.×`”°º

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Mar 2007
    محل سکونت
    City Bonab
    نوشته ها
    31,995
    تشکر
    16,883
    تشکر شده 25,435 بار در 9,128 پست

    پیش فرض

    توصيف هوازدگي و تاثير انواع آن در زمين ريخت شناسي:
    -هوازدگي فيزيکي
    -هوازدگي شيميايي
    -هوازدگي بيو شيميايي

    هوازدگي(از فرايند هاي ژئومورفولوژي ):
    اين پديده در حد فاصل زمين و کره جو ايجاد مي شود. در اين شرايط کاني ها در مجاورتاتمسفر، هيدروسفرو بيوسفر قرار مي گيرند. اين امر تغييراتي در حالتهاي تخريبي ياپلاستيکي آنها ايجاد کرده وسبب افزايش حجم و کم شدن وزن مخصوص و اندازه ذرات آنهامي شود و در نتيجه به پيدايش کاني هاي جديدي که در اين شرايط داراي پايداري بيشترينسبت به کاني هاي اوليه هستند منجر مي شود.

    - هوازدگي فيزيکي:اين نوعاز هوازدگي شامل تنش هاي زمين شناسي، فشارهاي همه جانبه تکتونيکي، تنش هاي ناشي ازتابش خورشيد و يخ زدن سريع آب مي باشد.
    تنش هاي زمين شناسي وقتي به وجود ميآيند که سنگ هاي کريستالي(مثل گرانيت ها و مرمرها) متبلور شوند ياتبلور دوبارهيابند يا سنگ هاي رسوبي (مثل ماسه سنگ هاي توده اي سست وبه هم پيوسته، آرکوزها وآهک ها) تحت فشار هاي همه جانبه تکتونيکي زياد يا تحت فشار فوق العاده لايه هايبالايي پديده دياژنزياسنگ شدگي را تحمل کنند. فرسايش سطحي و کم شدن بار باعث کم شدنفشار بر آن و باعث ايجاد شبکه اي از درزها و ترک ها مي شود.
    گراديانهايحرارتي نيز باعث انبساط خطي و توده اي سنگ ها مي شود. تنش هاي به وجود آمده، بر اثررشد بلورها در هوازدگي عمدتا دو منبع دارد. يکي بلورهاي يخ و ديگري بلورهاي نمک. همچنين تنش هاي بيولوژيکي که هوازدگي فيزيکي را افزايش مي دهند در دو دسته اصليگياهي وجانوري مي باشند که شامل کرم ها و گل سنگ مي باشد.

    - هوازدگي شيميايي:مکانيسم هوازدگي شيميايي نمايانگر ترکيب پيچيده اي ازواکنش هاي شيميايي است. قابليت حلاليت کاني هاي مورد نظر به مقدار تفکيک يونهايH+ وOH- در آب بستگي دارد،که با ميزان PH نشان داده مي شود. يونهاي H+ کوچک هستند وبار الکتريکي زيادي دارند و براي رخنه کردن در شبکه کاني ها و خارج کردن کاتيون هامناسبند. به اين واکنش که بين کاتيون ها و يونهاي OH- صورت مي گيرداصطلاحا"هيدروليز" گويند.
    همچنين آب مي تواند توسط پديده آبگيري ، داخل شبکهکانيها شود و اين پديده راه را براي هوازدگي به وسيله اکسيداسيون و کربنا سيونهموار مي کند. طي عمل اکسيداسيون عناصر الکترونهاي خود را به يون اکسيژن موجود درمحلول واگذار مي کنند. کربني شدن بر اثر عمل اسيد کربنيک بر روي کلسيت حادث ميشود.
    سرعت هوازدگي با عواملي همچون ميزان آب واردشده به توده هوازده و آبي کهاز آن خارج مي گردد، ترکيب شيميايي آب، مواد آلي يا ارگانيک تنظيم مي گردد.
    افزايش درجه حرارت به ميزان 10 درجه سرعت واکنش هاي شيميايي را دو برابر مي کند. درمناطق خشک که آب بر اساس خاصيت موئينگي به طرف بالا حرکت مي کند و در نقاطي باشرايط آب اشباعي مونت موريونيت، ايليت و کلريت محصولات رسي حاصل از تجزيه را تشکيلمي دهند و در مناطق مرطوب با شرايطي همچون زهکشي خوب، شستشوي شديد و فراواني پوششگياهي، سبب هوازدگي عمقي و گسترده مي شود و اين امر منجر به توليدکائولينيت شده ويا در مناطق استوائي گيبسيت و گوتيت حاصل مي شود.
    تعادل شيميايي، در حالتي کهدرجه حلاليت بالا و جريان آب آهسته است به دست مي آيد و سرعت هوازدگي توسط ميزانحلاليت مواد کنترل مي شود.در حالتي که درجه حلاليت پايين و جريان آب تند است، سرعتهوازدگي بوسيله شدت جريان و سرعت انحلال آن کنترل مي شود.
    هوازدگي شيميايي سهنوع محصول راتوليد مي کند که عبارتند از:
    1) محلول هايي از سديم، پتاسيم،منيزيم، کلسيم، استرانسيم و غيره. به همراه مقداري سيليس به ويژه در مناطق مرطوباستوائي که درياچه ها و درياها را پر مي کنند، به صورت ماسه سنگ، دولوميت و ديگرسنگ هاي رسوبي شيميايي مجددا رسوب مي کنند.
    2) رس هاو هيدروسيليکا تهاي آلومينبه شکل ورقه هاي ظريف و ريزبلوري که عمدتا از هوازدگي فلدسپاتها و کاني هايفرومنيزين حاصل شده اند. اين رس ها توليد کننده بخش عظيمي از شيل ها و ديگر سنگ هايرسي هستند.
    3) باقي مانده مواد که عمدتا شامل سيليس، فلدسپاتها و ميکاي تجزيهنشده همراه با مقدار کمي از کاني هاي سنگين است. اين مواد عمدتا شامل ماسه سنگ ها وديگر سنگ هاي تخريبي هستند و هوازدگي به ندرت به تجزيه کامل آنها منتهي ميشود.

    -هوازدگي بيو شيميايي:اين پديده در تمام مناطق هوازده وجود دارد و سريپيچيده اي از فرايندهاي بيوشيميايي را توليد مي کند که شامل تبادل کاتيونها باريشه، ايجاد محلول هاي کاذب کلوئيدي وانحلال به وسيله ترشحات ريشه و توليد اسيد هايآلي است.بدين معني که شدت هوازدگي بر اثر مجموعه اسيد هاي ضعيف مي تواند تا 10برابر نسبت به آب خالص افزايش يابد. اسيد استيک، اسيد اسپارتيک، اسيد سيتريک وتارتاريک شدت هوازدگي را تا 100 برابر نسبت به آب خالص بالا مي برند.
    اسيدهايهوميک(مانندC40H24O12) در پديده کلاته شدن فعاليت مي کنند و سيليکاتها به ويژهآمفيبولها را تجزيه مي کنند. خصوصا اسيدهاي فوليک(يعني اسيدهاي هوميک مشتق از خاکبرگ و زغال سنگ نارس) از عوامل مهم هوازدگي به شمار مي روند.همچنين اسيدهاي توليدشده توسط باکتري ها(براي مثال: اسيد لاکتيک، اسيداستيک،اسيد اگزاليک2(CoOH) و اسيدگلوکونيت) در امر هوازدگي موثرند. اين اسيدها به عنوان زيادي از کاني ها مثلکربناتهاي منيزيم و سيليکاتهاي Ca,Mg و فلدسپاتها و کائولينيت حمله ور مي شوند. اماسيليکاتهاي غني از آلومينيم تحت تاثير اين اسيدها قرار نميگيرند.

    :: یاد گرفته ام تنهایی را به بودن درجمعی که به آن تعلق ندارم ترجیح دهم ::
    :: یاد گرفته ام که بااحمق بحث نکنم و بگذارم در دنیای احمقانه خویش زندگی کند ::
    :: یاد گرفته ام با وقیح جدل نکنم چون چیزی برای از دست دادن ندارد و روحم را تباه میکند ::
    :: یاد گرفته ام از حسود دوری کنم چون حتی اگر دنیا را به او تقدیم کنم باز هم از من بیزار خواهد بود ::
    =====================




  5. #14
    º°”˜×.مدیریت کل سایت.×`”°º

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Mar 2007
    محل سکونت
    City Bonab
    نوشته ها
    31,995
    تشکر
    16,883
    تشکر شده 25,435 بار در 9,128 پست

    پیش فرض

    کاربرد ژئومورفولوژي در مطالعات رسوب شناسي و اشکال مورفوژنيک در زمين و مناطق شکل زائي اقليمي
    فهرست مطالب :
    کاربرد ژئومورفولوژي در مطالعات رسوب شناسي:
    - نحوه دخالتاقليم
    -دخالت مستقيماقليم
    - دخالت غيرمستقيم اقليم
    اشکال مورفوژنيک در زمين و مناطق شکل زائي اقليمي:
    -مناطق حارهاي مرطوب
    -مناطق حاره اي خشک و مرطوب
    - مناطق خشک و نيمه خشک
    - مناطق سرد

    کاربرد ژئومورفولوژي در مطالعات رسوب شناسي
    ويژگي سنگهاي رسوبي با نوع وجنس مواد تشکيل دهنده آنها و با کيفيت انباشته شدن اين مواد روي يکديگر و نوع تغييرشکل آنها و تبديل مواد به سنگ(دياژنز) در ارتباط است.گرچه مرحله تبديل موادبه سنگ هاي رسوبي يعني مرحله دياژنز در قلمروي مطالعات زمين شناسي قرار مي گيرد،وليدر مرحله اوليه آن يعني نحوه پيدايش مواد تشکيل دهنده رسوبات و چگونگي حمل و رسوبيافتن آنها در قلمروي مطالعات ژئومورفولوژي قراردارد. ماهيت سنگ هاي رسوبي از نظرتوصيفي که به "پتروگرافي" معروف است و همچنين از جهت اندازه دانه هاي تشکيل دهندهآن که دانه بندي خوانده مي شود مستقيما به عوامل ژئومورفولوژي مربوط مي شود. همچنين مورفوژنز، با تخريب و فرسايش سنگهاي مادر، نوع و مقدار مواد را که به حوضههاي رسوبي مي رسد تنظيم و هدايت مي کند.




    - نحوه دخالتاقليم:
    دخالت اقليم در پيدايش ناهمواري از برخوردبين سنگ کره و هوا کره نتيجهمي شود و نحوه دخالت اقليم چه در زمينه هوازدگي و چه در ارتباط با تاثير مکانيکيفرايندهاي شکل زائي در سطح خشکي ها بسيار متغيير مي باشند.

    - دخالت مستقيماقليم:
    در مناطقي که فعاليت هاي انسان باعث رخنمون يافتن سنگ ها مي شوند،دخالت مستقيم اقليم ظاهر مي شود و يا مناطقي که بر اثر کم آبي ياسرماي بسيار زيادغالبا عاري از پوشش گياهي مي باشند، بدين صورت که در نواحي گرم کم آب، به دليلبزرگي قطرات و سرعت سقوط آنها و برخورد به مواد سست سطوح عريان فرسايش سيلابي بسيارشديد وقابل توجه است تناوب فعاليت واثر سريع آبهاي جاري مظهر ديگري از نقش مستقيماقليم است. در بيابانهاي سرد بارش هاي برف به شکل يخ متمرکز مي شوند و ذوب يخ باعثايجاد جويبارها مي شود ولي شکل زايي با آنچه در بيابان هاي گرم گفته شد فرق دارد،زيرا ذوب يخ تدريجي است.
    يکي ديگر از مظاهر مهم جوي باد است که درصورت عريانبودن زمين از شرايط مناسبي براي فعاليت هاي سايشي برخوردار است.

    -
    دخالت غيرمستقيم اقليم:
    هنگامي که پوششي از گياه يا خاک بين سنگ کره و هوا کره قرارگيرد، چگونگي دخالت اقليم در شکل زايي، بسيار پيچيده تر خواهد بود. در اين مناطقگياهان براي تامين اعمال حياتي خودمانند: تنفس، تعريق و تغذيه قسمت زيادي از حرارترا جذب مي کنند و سهم انرژي که به زمين مي رسد گاهي تا3/1 کاهش مي يابد. همچنينگياهان تغييراتي را در زمينه دخالت آب به وجود مي آورند، بدين صورت که لايه حفاظتيکم و بيش ضخيمي را در برابر قطرات باران تشکيل مي دهندوخاک را در برابر فرسايشباراني حفاظت مي کنند و از خزان برگ ها در جنگل ها، لايه هايي تشکيل مي شوند که اثرحفاظتي را افزايش مي دهند.

    اشکال مورفوژنيک در زمين و مناطق شکل زائي اقليمي
    اصلي ترين مسئله در ارتباطبا تاثير ژئومورفولوژي اقليمي، اين است که هر شرايط اقليمي مشخصي مي تواند درطولزمان اشکال خاصي از ناهمواري را بوجود آورد.
    مناطق شکل زائي اقليمي پهنه هايوسيعي درزمين هستند که تحت تاثير ويژگيهاي اصلي فرايندهاي اقليمي مانند هوازدگي،فعاليت يخچال، حرکت هاي توده اي، فعاليت هاي آبرفتي و بادي مي باشند و تقسيم بنديژئومورفولوژي زمين بايد بر اساس سه عامل اساسي يعني درجه حرارت، بارش و تغييراتفصلي استوار باشد.
    اولين گروه از مناطق ژئومورفيکي شامل: نواحييخچالي، کم آب و استوايي مرطوب است. اين نواحي تحت تاثير فرايند هاي فصلي نيستند وعموما از فرسايش متوسط تا کم يا از فرسايش اتفاقي و غير معمول برخوردار ميشوند.
    دومين گروه از اين نواحي شامل: نواحي استوايي با تناوب دوره هاي خشک ومرطوب، نواحي قاره اي خشک، نواحي مرطوب عرض هاي مياني و نواحي حاشيه يخچالي اند. دراين مناطق فرايند هايي حاکمند که اثر فصول در آنها به وضوح ديده مي شود. اين فعاليتها تغييرات قابل توجه محلي را سبب مي شوند و در مجموع با تغييرات جهاني آب و هواييهمگامي دارند.همچنين اين گروه خود به دو ناحيه تقسيم مي شود.
    الف)مناطق آب وهوايي گرمتر: مانند مناطق استوايي_ با تناوب خشک _ مرطوب و مناطق نيمه خشک.
    ب )مناطق آب و هوايي سردتر: مانند مناطق قاره اي خشک، آب و هوا مرطوب در عرض هايمياني و حاشيه يخچالي

    - مناطق حارهاي مرطوب:
    مناطق مرطوب استوائي با تغييرات درجه حرارت سالانه پايين تر از 10درجه سانتي گراد و معمولا 1 تا 2 ماه بارندگي کمتر از 50 ميلي متر مشخص ميشود.
    عمق تخريب شيميايي معمولا در نواحي مرطوب استوائي زياد است و هيچ صخرهسنگي در اين محيط ها ظاهر نمي شودو بيانگر اين مطلب است که شدت تجزيه به طور قابلملاحظه اي سريعتر از حمل و نقل است که دلائل آن بدين ترتيب است:

    1) قابليلتنفوذ زياد آب (بيش از 90 درصد در محل) به دليل پوشش گياهي فراوان، حتي در شيب هاي 70 درجه در رطوبت بالا و زمان طولاني منجر به اشباع کامل خاک مي شود.

    2) بالابودن سطح زمين و درجه حرارت خاک، که طبق قانون دانت هوف به ازاي افزايش هر10 درجهحرارت ميزان واکنش شيميايي5/2 برابر مقدار اوليه مي شود.

    3) به علت افزايش شدتواکنش بيوشيميايي که بر اثر تجزيه هوموس مقدار CO2 خاک به 5 برابر مقدار آن در خاکهاي نواحي متعدل مي رسد و باعث تشديد شرايط اسيدي و عمل واکنش شيميايي بر روي سنگمادر مي شود.
    4) يکي ازآثار مهم تشديد واکنش شيميايي توليد موادفراوان قابلشستشو از جمله کوارتز است که خرده سنگهاي ماسه اي به ضخامت تقريبي دومتر زير پوششهوموسي در جنگل هاي باراني ايجاد مي شود که سبب ناپايداري درختان تنومند مي شود. همچنين خاصيت اسيدي موجود در آب همراه با تجزيه هوموس باعث تحرک زياد اکسيدهاي آهنو رسوب ورقه اي آهن در لايه هاي تخريب يافته مي شود. يکي ديگر از انواع هوازدگيشيميايي در نواحي استوايي شستشوي سيليس از کاني هاي سيليکاته مي باشد.
    در شيبهاي مناطق حاره اي تراکم پوشش گياهي سبب کاهش حرکت خزش مي گردد. مگر وقتي که عوامليمانند باران تند يا زلزله و عواملي مانند سنگيني بار شيب حتي بر اثر افزايش بارپوشش گياهي بر آن اثر بگذارند.
    در مناطق مرطوب حاره با وجودي که پوشش گياهيمانع جريان سطحي آبها مي شود، تراکم زهکشي نسبت به زمين هاي معتدله مرطوب بيشتراست.
    حمل بار جامد رودخانه اي در مناطق مرطوب حاره اي در طي زمان کوتاه وهنگام تخليه افزايش مي يابد، يعني2 درصد افزايش تخليه سبب جابجايي بيش از 50 درصدکل بار جامد مي شود.
    رودخانه هاي مناطق مرطوب حاره اي غالبا فاقد ذرات درشتهستند. که در فقدان ذرات درشت هوازدگي شيميايي بسيار موثر است. همچنين در اين مناطقتغييرات عمق رودخانه از عرض آن سريعتر است، چون وجود پوشش گياهي و رس فراوان مانعاز گسترش عرضي آبراهه مي شوند، ولي در پايين دست رود در مناطق مرطوب حاره اي باافزايش مقدار تخليه کمي بيش از محيط هاي مرطوب است.
    از چهره هاي ژئومورفيکيمنطقه اي مي توان به رودخانه هاي کم شيب، وسيع و حوضه هاي سيلابي آن با چندينکيلومتر وسعت که پستي و بلنديهايي دارد، اشاره کرد و رودخانه ها کناره هايپرشيبي(حدود40 درصد) دارند و عموما به وسيله پوشش گياهي فشرده اي تثبيت شدهاند.

    -مناطق حاره اي خشک و مرطوب:
    فرايند هوازدگي در اين مناطق بيشتر شيميايياست و متوسط نيمرخ هاي هوازدگي زمين بين 25 متر در نواحي مرطوب و 6 متر در بخش هايخشک تر است. فرايند هوازدگي شيميايي بيشتر در مناطقي است که نوسان هاي فصلي سطح آببه نحو غير قابل پيش بيني بالا مي آيد وسپس به آرامي فرو مي نشيند. نوسان سطح آبامکان مي دهد که موادمحلول در آبها بر اثر مهاجرت در منطقه غرقابي جابجاشوند.
    ضخامت محلي پديده هوازدگي تحت تاثير عواملي همچون نوع سنگ که به طورعادي در ماسه سنگها در حدود 100 متر و براي سنگ هاي آذرين و دگرگوني 30 متر است وتخلخل سنگ ها نيز به سهولت نوسان هاي سطح آب مي شود عاملي همچون درز و شکاف سنگهانيز کارهوازدگي را تسهيل مي کند و ميزان بارندگي نقش عمده اي درحداکثر افزايش عمقپديده هوازدگي دارد. عوارض توپوگرافي به مقدار زياد در تنظيم و گسترش جريانهاي سطحيآب موثر است. در مناطق مرطوب تر عميق ترين فرسايش و هوازدگي،غالبا در زير آبراهههاي فصلي کوچکي قرار دارند که داراي شيب کمي است. درحالي که در زير جريانهاي پهنرودخانه اي که ذرات ريز سطح آن راپوشانده اند، عمق هوازدگي کمتر است. از چهره هايژئومورفيکي آن مي توان به شيب هاي نامنظم و غير يکنواخت،واريزه هاي درشت بصورتموازي هم قرار دارند.
    يکي از آثار مشخص ژئومورفيکي در مناطق حاره اي خشک_ مرطوب و نيمه خشک ايجاد قشر هاي سخت شده دوري کراست هاست. پديده تشکيل قشر سخت، بهطور ثانوي، در کناره هاي دره و در ترازهاي پست تر توپوگرافي ظاهر مي شود. ترکيبدوري کراستها از نظر نسبت مواد تشکيل دهنده آنها مانند آلومينيم، آهن، سيليس وکلسيم فرق دارد و شامل 4 نوع مي باشد:





    1) بوکسيت: بوکسيت بيشتر روي سنگ هاي غني شده از آلومينيم يا آهن کم(مانند فيليت ها و سنگ هايآذرين قليايي) توسعه دارد. تشکيل آن مستلزم وجود زهکشي خوب در زمين و شستشوي زيادمواد قليايي است و در جايي گسترش مي يابد که مقدار بارندگي آن بين 1200تا 1500 ميليمتر در سال است و قابليت جابجايي مقدار زيادي از يونهاي آهن را دارا مي باشد.

    2) لاتريت: اين ماده با آهن فراوان از نظر ژئومورفولوژيکي يکي از مهمترين قشر هايسخت شده سطحي است و در مقايسه با قشر هاي آهن دار مناطق نيمه خشک در شرايط آب وهوايي با بارندگي بيش از 1000 ميلي متر بر روي سنگ هاي اسيدي و بيش از 1200 ميليمتر بر روي سنگ هاي قليايي تکامل پيدا مي کند. لاتريت به طور گسترده به ندرت وجوددارد، بر عکس به طور محلي در موقعيت هايي همچون سطوح مرتفع موج دار در تپه ها، رويتخته سنگ هاي ساحلي روباز و سکوهاي کناره دره ها همچنين دامنه تپه ها و دشت سرهاتجمع واريزه هاي لاتريتي است که دوباره سيماني شده اند.

    3) سيلکريت: تراکمي غني از سيليس است(95 درصد) که در بالاي قسمت سطوح کائوليني شده رخنمون داردو در داخل بخش هوازده تشکيل شد که بيش از 3 متر ضخامت دارد و با مقاومت بسيار زيادداراي ساختمان منشوري شکل است.
    4) کالکريت: با اينکه کالکريت در شرايط خشک ونيمه خشک تشکيل مي شود ولي شايد در گروه بالا نيز بتوان جاي داد. کالکريت ها لايههاي غني نازکي از کربنات کلسيم (80 درصد) مي باشد که از رشد و انعقاد گره هاي کوچککربناته در خاک تشکيل مي شود.

    -مناطق خشک و نيمه خشک:
    عمل يخچال ها در اين محيط متوسط تا حداقل است وهوازدگي مکانيکي و تخريب شيميايي در آن حداقل تا متوسط مي باشد، ولي فرايند هايجرياني در آن به حداکثر مي رسد. عمل باد نيز در ناحيه متوسط تا حداکثر است.
    نواحي داراي اقليم گرم و خشک و نيمه خشک و مناطق مرطوب و خشک با تابستانهاي گرم وزمستانهاي سردبيش از 33 درصد از سطح زمين را پوشش مي دهند. از لحاظ اشکالژئومورفيکي شامل:
    1) جبهه هاي کوهستاني که اغلب بوسيله آبراهه هاي فعلي به طورموقت قطعه قطعه شده اند.
    2) دشت سرها (سطوحي با زاويه کمتراز 4 درجه) که بهصورت صفحه اي سنگ بستر را در برمي گيرند و آن را از شيب دامنه جدا مي کنند و نيز ازقلوه سنگها پوشيده شده اند(سطحي از سنگ بستر که با آبرفت ها پوشيده شده است.)
    3) پلايا ها: نقاط مسطح پوشيده از رسوب هاي دانه ريزبا درياچه هاي موقتي که متعلق بهحوضه هاي بياباني و کويري بسته مي باشند.
    4) کوه ها وسطوح بلند ومرتفعي که توسط دره ها به بخش هاي کوچکتر تقسيم شده اند. اين عوارض همه اشکالناهمواري ها ي نواحي خشک نيستند ولي شامل آن دسته از اشکالي اندکه در کويرهاوبيابانها بصورت مشخص تر يافت مي شوند.
    5) اينسلبرگها: برآمدگي هاي سطح دشتسرها و دشت گون ها هستند. اينسلبرگ ها روي پهنه وسيعي از رخنمون هاي مقاوم پديد ميآيند که عمده ترين آنها گرانيت ها، گنايس ها، سينيت ها و سنگ هاي ديابازي هستند کهبه دو گروه اينسلبرگهاي گنبدي و تورها تقسيم مي شوند. تورها شامل توده اي از سنگ هاو قطعه سنگ هاي کوچکتري هستند که روي هم قرار گرفتهاند.

    - مناطق سرد:
    سيستم شکل زايي نواحي سرد بر اساس يک حد آستانه اي خاص طبقه بنديمي شود. اگر برف در زمستان ببارد و در تابستان ذوب شود پس فرايندهاي مجاور يخچاليدر منطقه وجود دارد. اگر بارش برف در زمستان زياد باشد و در تابستان ذوب نگردد، درنتيجه يخچالها در اين مناطق تشکيل مي شود.

    1) سيستم مجاور يخچالي:
    دراين نواحي يخ مي تواند به دو صورت سبب تغيير شکل ناهمواريها شود،اولين حالت وجودزمينهاي پرمافراست ، يعني زمينهايي که به طور دائم در زمستان و تابستان داراي دمايزير صفر درجه سانتي گراد هستند. دومين حالت مربوط به يخبندان و ذوب يخ به طورسالانه وبر اساس دوره هاي کوتاه مدت است.
    "پينگوها " برآمدگي هاي ناشي ازافزايش حجم قطعه يخ هاي تفکيک شده مي باشد که بالا آمدن زمين را به همراهدارند.پديده آب شدن يخ سبب فرو نشيني زمين مي گردد و عمومي ترين شکل اينپديده تشکيل درياچه هاي حاصل از ذوب يخ مي باشد.پديده"ژلي فلکسيون" جريانقطعات سنگ طي ذوب يخ در تابستان است که رسوبات تخريبي داراي زاويه 1تا 3 درجه هستندو سطح وسيعي به وسعت چندين کيلومتر مربع را مي پوشانند.

    2) سيستم يخچالي:
    از عوامل مناسب براي تشکيل يخچالها بارش زياد برف و درجه حرارت پايين درتابستان مي باشد. فرسايش و هوازدگي به صورت يخبندان شديد و تخريب مکانيکي نيز بهطور متوسط ظاهر مي شود ولي تخريب شيميايي در آن بسيار کم است.اساسي ترينحالت سطوح يخي، گنبد هاي محدبي شکل است که در مقياس قاره اي ممکن است، ارتفاع آن به 4 هزار متر نيز برسد. از اشکال ديگرمي توان به سکو هاي يخي که بر اثر لايه هايشناور يخ به وجود آمده اند، اشاره کرد.سطوح سايشي، اسکرها و تيل ها از چهرههاي ژئومورفيکي يخچالي مي باشند.

    :: یاد گرفته ام تنهایی را به بودن درجمعی که به آن تعلق ندارم ترجیح دهم ::
    :: یاد گرفته ام که بااحمق بحث نکنم و بگذارم در دنیای احمقانه خویش زندگی کند ::
    :: یاد گرفته ام با وقیح جدل نکنم چون چیزی برای از دست دادن ندارد و روحم را تباه میکند ::
    :: یاد گرفته ام از حسود دوری کنم چون حتی اگر دنیا را به او تقدیم کنم باز هم از من بیزار خواهد بود ::
    =====================




  6. #15
    º°”˜×.مدیریت کل سایت.×`”°º

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Mar 2007
    محل سکونت
    City Bonab
    نوشته ها
    31,995
    تشکر
    16,883
    تشکر شده 25,435 بار در 9,128 پست

    پیش فرض

    رابطه ژئومورفولوژي با زمين شناسي و ژئوفيزيک
    داده هاي مربوط به ساختار وديناميک پوسته زمين که از مطالعات ژئوفيزيکي و زمين شناسي به دست مي آيند از عواملاساسي درمطالعات ژئومورفولوژي به شمار مي روند. بدين جهت در علم ژئومورفولوژي برايتفسير بسياري ازپديده ها ناگزير هستيم که داده ها و دست آوردهاي علم زمين شناسي وژئوفيزيک را مورد استفاده قرار دهيم. براي اينکه روابط بين اين علوم واضح تر بيانشود در ابتدا به نحوه استفاده از داده هاي ژئوفيزيک و زمين شناسي در ژئومورفولوژياشاره مي کنيم:

    نقش داده هاي ژئوفيزيک:
    الف)محاسبات تغيير شکلهاي کنوني، که بوسيله تراز گيري هاي دقيق و مکرر در مطالعات تکتو ديناميک و عواملمورفوديناميک مورد استفاده مي باشد.
    ب )استفاده از داده هاي مربوط به عدمتعادل، نظير آنومالي هاي منفي و مثبت، ضرب شدت جاذبه زمين، که معمولا به طور غيرمستقيم انجام مي گيرد، زيرا اين آنومالي ها هميشه با تکتوديناميک هاي موثر مطابقتنمي کنند.
    ج)در مورد شناخت پوسته زمين، ضخامت يخچالها، سازندهاي آبرفتي و... به روش هاي ژئوفيزيک، داده هايي فراهم مي آيد که در ژئومورفولوژي مورد استفاده قرارميگيرد.

    نقش داده هاي زمين شناسي:
    الف)اطلاعاتي که درارتباط با نحوهاستقرار سنگ ها و برقراري تعادل در آنها به دست مي آيد و ناشي از ايجاد تعادل دراثر تکتونيک است . همچنين اطلاعاتي که از ليتولوژي حاصل مي شود در مطالعاتژئومورفولوژي اهميت فراوان دارند.

    ب)داده هايي که در قلمرو بازشناسيديناميک زمين، از مطالعات زمين شناسي در شناخت تحول تکتونيکي يک ناحيه فراهم ميشود، از ديدگاه ژئومورفولوژي بسيار مهم است.

    کاربرد ژئومورفولوژي درمطالعات ژئوفيزيک
    ژئومورفولوژي با فراهم آوردن مقدمات لازم جهت استفاده ازروشهاي پر خرج مانند: سونداژهاي باز شناسي که در ژئوفيزيک رايج است و با هدايت آنها ازبرتري خاصي برخوردار مي باشد. به اين ترتيب که به کار گيري روش هاي ژئوفيزيک وسونداژهاي بازشناسي به هزينه هاي بسيار نياز دارد. با توسل به روش هاي ژئومورفولوژيمي توان محل هاي مناسبي را انتخاب کرد که احتمال توفيق به کارگيري از روش هاي مذکوردر آن بيشتر باشد. بدين ترتيب از هدر رفتن هزينه هاي سنگين در اعمال روش هايژئوفيزيک جلوگيري مي شود.

    کاربرد ژئومورفولوژِي در مطالعات زمينشناسي
    زمين شناساني که اطلاعات کافي از اصول ژئومورفولوژي دارند به کمک دادههاي حاصل از مطالعات اشکال ناهمواريها، خطوط اصلي اشکال تکتونيک را که از مهمترينموضوعات زمين شناسي است، مشخص مي کنند. همچنين کاربرد ژئومورفولوژي در زمين شناسيدر تفسير عکس هاي هوايي به مظور شناسايي برونزدها اهميت دارد که به"فتوژئولوژي" معروف است. استفاده از عکس هاي هوايي بيشتر در مشخص نمودن واحد هاي ليتولوژيک و وضعاستقرار آنها نسبت به هم مي باشد و به رخساره و ماهيت سنگها پي ميبريم. همچنين درپژوهش هاي زمين شناسي که بر پايه اصول منطقي استوار باشد، کشف معادن بزرگ مانند: مس،آهن، طلا و نفت و.... به سهولت و به سرعت امکان پذير ميشود.
    :: یاد گرفته ام تنهایی را به بودن درجمعی که به آن تعلق ندارم ترجیح دهم ::
    :: یاد گرفته ام که بااحمق بحث نکنم و بگذارم در دنیای احمقانه خویش زندگی کند ::
    :: یاد گرفته ام با وقیح جدل نکنم چون چیزی برای از دست دادن ندارد و روحم را تباه میکند ::
    :: یاد گرفته ام از حسود دوری کنم چون حتی اگر دنیا را به او تقدیم کنم باز هم از من بیزار خواهد بود ::
    =====================




  7. #16
    º°”˜×.مدیریت کل سایت.×`”°º

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Mar 2007
    محل سکونت
    City Bonab
    نوشته ها
    31,995
    تشکر
    16,883
    تشکر شده 25,435 بار در 9,128 پست

    پیش فرض

    ژئومورفولوژي در ارتباط با موضوعات اتمسفر
    همانگونه که مي دانيم، اتمسفر ازترکيب گازهاي گوناگون و عناصر ريز، پراکنده و معلق به ويژه در لايه زيرين تشکيليافته است. اين قلمرو گازي با دريافت انرژي الکترومانيتيک خورشيدي به نيرويي مجهزمي شود که ديناميک اتمسفري را در معني عام به وجود مي آورد. اين نيرو بخشي ازژئوديناميک بيروني را تشکيل مي دهد که علاوه بر هدايت پديده هاي جوي عواملمورفوژنيک را تغذيه مي کند. برخي از اين عوامل به صورت پديده هاي گوناگوني مانند: کريوکلاستيم، ترموکلاستيسم و هالوکلاستيسم در تغيير شکل دادن زمين دخالت مي کنند کههريک را بررسي مي کنيم:
    کريوکلاستيسم:به متلاشي شدن سنگها در اثر عمل يخبندان و ذوب يخ،کريوکلاستيسم مي گويند. بنابراين نوسانات درجه حرارت و بالا و پايين آمدن گرما ازحد صفر درجه سانتي گراد، اين ساز و کار و فرايند را موجب مي شود. با توجه به اينکهدر اين ساز و کار نقش عمده با يخ بندان است آنرا "ژليفلاکسيون" مي گويند. رطوبت هواو وجود آب، عوامل ديگر آب و هوايي نيز در اين عمل دخالت موثر دارند. به طوري کهبدون تغييرات درجه حرارت نيز عوامل ياد شده نقش متلاشي کننده خود را به شکل ديگريايفا مي کنند.

    ترموکلاستيسم:بالا و پايين رفتن درجه حرارت موجبمتلاشي شدن سنگها مي شود که در اين حالت سنگها تحت انقباض و انبساط متناوب قرار ميگيرند و به شکل هاي منفصل و متحرک در مي آيند. اثر تغييرات درجه حرارت اصولا در سطحليتوسفر، بيشتر از اعماق آن است. نوع وبافت سنگها در کيفيت متلاشي شدن آنها، تحتتاثير ساز و کار ترموکلاستيم دخالت دارد. تناوب نفوذ امواج حرارتي در سنگها، ضريبانبساط و رنگ سنگها نيز در نحوه تاثير اين مکانيسم بي تاثير نيست.

    هيدروکلاستيسم:متلاشي شدن سنگها را در اثر تناوب جذب رطوبت و از دست دادنآن هيدروکلاستيسم گويند. در اين نوع قطعه قطعه شدن سنگها عامل شيميايي دخالت نداردو فقط عامل فيزيکي عمل مي کند. اما وجود رس در اين سازو کار ضروري است، زيرا درنتيجه تغييرات حاصل در حجم رس که در اثر جذب آب يا از دست دادن آن انجام مي شود،سنگها متلاشي مي شوند. هيدروکلاستيسم بر حسب نوع سنگها در دو مقياس نقش خود را ايفامي کند. در پاره اي از سنگهاي دانه اي، بلورين و بلور لايه مثل گرانيت ها، گنايس هاو ميکاشيست ها تجزيه برخي از کاني ها به ويژه فلدسپات ها، رس هاي از نوع مونتموريونيت ها در سطح کاني ها پراکنده مي شود. انبساط و انقباض اين رس ها در اثر جذبآب يا از دست دادن آن به جدا شدن مکانيکي دانه ها و يا قطعات سنگ ها منجر ميشود.در سنگ هاي رسوبي مکانيسم هيدروکلاستيسم به گونه اي ديگر ظاهر مي شود. در اين سنگها لايه نازکي از رس ها معمولا در وسط لايه هاي سختي مانند: آهک و ماسهسنگ قرار دارد. جريان آب که درزه هاي سنگ هاي سخت نفوذ کرده و در لايه هاي رسيمتوقف مي شود، باعث انبساط حجم لايه مي شود و در مواقع خشکي منقبض شده ، به اينترتيب خلاء زيادي را فراهم مي آورد و در اثر تکرار عمل به تدريج سنگ هاي سخت بالاييبر حسب نوع جنس به قطعاتي تقسيم و تحت تاثير ريزش و لغزش قرار مي گيرند.

    هالوکلاستيسم:اگر تبلور نمک هاي محلول در آب هاي نفوذ يافته، منجربه متلاشي شدن سنگ هاي محل شود آنرا هالوکلاستيسم گويند. اين مکانيسم اکثرا درمناطق خشک موجب متلاشي شدن سنگ ها مي شود. در اين مکانيسم تغذيه بلورهاي نمکي تشکيلشده از آب نمک دار، با حالت پيچيده اي به طور غير مستقيم حجم را افزايش داده و بهجداشدن سنگ ها منتهي مي شود.
    :: یاد گرفته ام تنهایی را به بودن درجمعی که به آن تعلق ندارم ترجیح دهم ::
    :: یاد گرفته ام که بااحمق بحث نکنم و بگذارم در دنیای احمقانه خویش زندگی کند ::
    :: یاد گرفته ام با وقیح جدل نکنم چون چیزی برای از دست دادن ندارد و روحم را تباه میکند ::
    :: یاد گرفته ام از حسود دوری کنم چون حتی اگر دنیا را به او تقدیم کنم باز هم از من بیزار خواهد بود ::
    =====================




+ ارسال موضوع جدید
صفحه 2 از 2 نخستنخست 1 2

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

تعداد اعضای بازدید کننده از این تایپیک : 0

بازدید کنندگان :  (نمایش کلی)

نامی برای نمایش وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

Bookmarks

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •