تبلیغات

هرگونه بحث سیاسی و انتخاباتی  ممنوع می باشد.  

 


سلام مهمان گرامي؛

مهمان گرامي، براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1

      bittermoon آواتار ها  

        bittermoon آنلاین نیست.
    شغل
    دانشجو
    محل سکونت
    سومین حرم اهل بیت در ایران
    نوشته ها
    5,555
    تشکر
    3,522
    تشکر شده 4,638 بار در 2,550 پست

    Post شرح عرفانیِ غزلیات حافظ

    شرح عرفانیِ غزلیات حافظ
    عشق، آسان نمود

    ;«الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها ;که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها» روز میثاق چون از عدم به وجود، می آسودیم از جهتِ حصولِ عرفان و رفعِ موانع از هواهای نفس و شیطان، عشق را آسان دانسته و توسّل بدو نموده بودیم اکنون که در وجود آسودیم، مشکل ها افتاد که رختِ آسودگی همه بر باد داد و موانع پیش آمد و جهاد اکبر به مخالفت لازم گشت.
    پس ای مُرشدِ راه طریقت و ای هادیِ سبیلِ حقیقت! هنگام مددکاری است و اَوانِ دوستی و یاری.
    اهمال، موجبِ اضلال (گمراهی) است و توقف، مایه وبال. کاسه عشق بگردان و بنوش و بنوشان تا مست و مدهوش گشته از این کشاکش برهیم. می تواند که ساقی عبارت از مرشدِ حقیقی و هادیِ تحقیقی بود که اشارت است به واجب الوجود و ربّ المعبود و هم چنان ساقی و شاهد و امثال آن هر کجا که مذکور شود، اربابِ اشارت بدان جانب می برند و هر چه گویند با او گویند و هر چه جویند از او جویند.
    راه و رسم منزل ه

    ;«به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید ;که سالک بی خبر نبود ز راه و رسم منزل ها» محرم میخانه راز، عارفِ شیراز، بر سبیلِ تنبیه و ارشاد به هر طالبِ نیکو نهاد می فرماید که: اگر مرشدِ کاملِ دانایِ علل و امراضِ باطنی، تو را ای طالبِ صادق! تکلیفِ امری نماید که سرّ آن بر تو پوشیده بود و ظاهرِ آن را عقل تو درک نکند، بی تردّد و دغدغه در ارتکابِ آن جسارت نمای و آن را خیرِ محض و محضِ خیر پندار و خود را در دستِ آن کامل بسپار و نسبتِ قصور فهم و عدم دریافتِ حقیقت آن امر بر خود دار... زیرا که آن سالکِ کامل، سیرِ منازل سفرِ الی اللّه و فی اللّه و باللّه و من اللّه به پایان رسانیده و خبر از آن منازل یافته. پس در هر منزلی به مقتضایِ مصلحتِ وقتِ تو، هر چه فرماید، عینِ صواب و مسأله بی جواب است.
    و مدعای او از این تکلیف که امتحانا روپوش می فرماید، آن است که تو به مِیِ محبتِ الهی، عبادات و طاعات و رسومِ زهد خود را از غلّ و غشِ ریا و لوث (آلودگی) و سُمعت (نام خود را به نیکی بر سر زبانها انداختن) پاک سازی تا رنگِ قبولِ محبوبِ مطلق دانایی درون و برون پذیرد.
    شبِ تاریک دنی

    ;«شبِ تاریک و بیم موج و گرداب چنین هایل ;کجا دانند حالِ ما سبکبارانِ ساحل ها» دنیا که در حقیقت شبی است تاریک در راهی است باریک و گرداب هولناک از خوفِ سوءِ خاتمه و ذمِ واپسین در پیش؛ حال ما، گذشتگان کجا دانند؟
    جرس فریاد می دارد

    ;«مرا در منزلِ جانان چه اَمن و عیش چون هر دم ;جرس فریاد می دارد که بر بندید محمل ها» باید دانست که چون دنیا به مقتضایِ حدیثِ کریم: «الدنیا مزرعة الاخرة» مزرعه اُولی و اُخری است و آخرت، مقامِ مکافات و جزاست، لا جرم نزدِ شیخ سهل بن عبداللّه تستری، یک روزِ دنیا، بهتر از هزار سالِ عقبی است. از اینجا عارف، از راهِ اندوه و حسرت می فرماید که مرا در منزلِ دنیا که محلِّ کسب قُرب و معرفتِ الهی است، چه اَمن و آرام تا بدان جمعیت، کسب کمالات توانم نمود. چون هر دَم، جرسِ رحیل و انتقال، از چپ و راست فریاد می دارد که بر بندید محمل های سفر از دنیا.
    رسمِ کاروان است که هنگامِ کوچ، جرس ها می نوازند و کاروانیان را از کوچ آگاه می سازند تا همگنان آگاه شوند و خواب و خور گذاشته، در پیِ تجهیز محمل ها گردند. «جرس» کنایه از ملک الموت است و «محمل» کنایه از وجود سالک است. یعنی مرا در دنیا که محلِ حصولِ عرفان و مقامِ دریافت حضرتِ جانان است، چه امن و آسودگی؟ چون ملک الموت، هر روز آگاهی می دهد از موت می گوید: «الرحیل الرحیل».
    خودکامی و بدنامی

    ;«همه کارم ز خود کامی به بدنامی کشید آخر ;نهان کی ماند آن رازی کزو سازند محفل ها» عارفِ شیرازی می فرماید که: همه کارهای من که به تأویلاتِ نفسِ نادان، مرتکبِ آن شدم، به غیر از بدنامی و ندامت و پشیمانی فایده نبخشید و آخرالامر، هنگام وضوحِ قبایحِ مخفی، منجر به بدنامی و رسوایی و ناکامی شد. راز و باطنِ قبیح کارها برملا افتاد و شهرت و بدنامی و رسوایی و ناکامی به درجه کمال رسید و نقلِ هر مجلس و افسانه هر محفل گردید و هر کسی زبانِ ملامت بر ما دراز ساخت.
    حضور و غیبت

    ;«حضوری گر همی خواهی ازو غائب مشو حافظ ;مَتی ما تَلقَ مَنْ تَهْوی دَعِ الدُّنیا وَ اَهْمِلْها» ای سالکِ طالبِ حضور! اگر می خواهی و آرزویِ آن دولتِ عُظمی داری، از ایام معدوده حیاتِ دنیا که سرمایه کسب کمالات و مورثِ حضور است، غافل مشو و به غفلت بر باد مده.
    تا آن که زمانِ ملاقات شود و به حضور دائمی برسی با کسی که دوست می داری او را و مبتلا به محبتِ او هستی. چون به این دولتِ عظمی فائز شدی، پس بگذار دنیا را و ترک کن او را. زیرا که چون به معرفتِ شهودی و حضور دائمی که علتِ ایجاد توست، رسیدی، بعد از آن ماندن تو در کاروانسرایِ عاریتی و ولایتِ بیگانه، از قبیلِ تحصیلِ حاصل است.

  2. # ADS
    لذت تبلیغات را با ما تجربه کنید!
    تاریخ عضویت
    Always
    محل سکونت
    Advertising world
    نوشته ها
    Many
    عینک-آفتابی-مردانه محل تبلیغات شما
     


 

آخرین ارسال ها


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

تعداد اعضای بازدید کننده از این تایپیک : 0

بازدید کنندگان :  (نمایش کلی)

نامی برای نمایش وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

Bookmarks

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •