+ ارسال موضوع جدید
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: 140 استفتاء جدید

  1. #1
    مدیر بازنشسته

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    سومین حرم اهل بیت در ایران
    نوشته ها
    5,550
    تشکر
    3,522
    تشکر شده 4,670 بار در 2,569 پست

    140 استفتاء جدید

    140 استفتاء جدید کاربران گرامی 140 استفتاء جدید از حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی(دامت برکاته) به بانک پرسش و پاسخ اضافه گردید. جهت مشاهده پاسخ بر روی هر سوال کلیک نمایید. [140 استفتاء جدید] * زوجه به علّت عدم قدرت بارورى زوج و نياز شديد به داشتن فرزند، خود را در حال عسر و حرج مى داند، آيا با وجود اين موضوع مى توان حكم به طلاق زوجه صادر كرد؟ * زن شيعه اى در عقد مردى سنّى بوده است، پس از چند سال زندگى مشترك مرد سنّى طبق معتقدات خود، كه طلاق در حضور عدلين و ساير شرايطى كه در طلاق شيعه است را معتبر نمى داند، زن خود را طلاق گفته است; الف( آيا زن وظيفه دارد طبق قاعده الزام، از آن لحظه عدّه نگه دارد؟ ب( در صورتى كه طلاق از جانب مرد سنّى طبق معتقدات خود واقع شده، نفقه دوران عدّه به عهده وى مى باشد يا نه؟ ج( چون طلاق از ناحيه مرد است، آيا لازم است تمام مهريّه را پرداخت نمايد؟ د( چون به عقيده خودش سه طلاقه نموده، آيا بدون محلّل بنا بر عقيده خودش حقّ رجوع دارد؟ . * چنانچه برابر مقرّرات شرع و قانون براى غايب مفقودالاثر، حكم طلاق صادر گردد، زوجه بايد به ميزان عدّه وفات عدّه نگهدارد و هرگاه زوج قبل از انقضاى عدّه بازگردد، حقّ رجوع دارد. حال اگر زوجه مطلّقه غايب مفقودالاثر، يائسه يا غير مدخوله باشد و زوج در حين عدّه مراجعت نمايد، آيا باز هم زوج حقّ رجوع دارد، و يا چون يائسه، يا غير مدخولٌ بهاست، ديگر حقّ رجوع براى زوج نمى باشد؟ به عبارت ديگر طلاق غايب مفقودالاثر مطلقاً رجعى است ولو در زن يائسه و غير مدخولٌ بها، يا چنين نيست؟ * زيد دختر بالغه و باكره خود را نامزد شخصى كرده و پيش از عقد گفته است: »اگر زن ديگرى بگيرى، يا به شهر ديگرى بروى خود من، كه پدر دختر مى باشم، دخترم را طلاق مى دهم، يا ابراى مدّت مى كنم، تو مرا وكيل كن« نامزد، پدر دختر را وكيل مى كند و سپس عقد جارى مى شود، ولى در ضمن عقد او را دوباره وكيل نكرده، و سپس عروسى مى كنند، تقريباً يك سال پس از عروسى، پدر به خاطر تخلّف شوهر، دخترش را ابراى مدّت يا طلاق مى دهد، شوهر ادّعا مى كند: »من او را وكيل كرده بودم، ولى بعداً او را عزل نموده ام« در اين صورت آيا اين طلاق يا ابراى مدّت صحيح است؟ * اگر زنى در ضمن عقد با شوهر شرط كند كه اگر مرد قصد طلاق او را داشت بايد مبلغى به زن بپردازد، آيا عمل به اين شرط لازم است؟ آيا طلاق متوقّف بر پرداختن اين مبلغ است؟ * اگر زنى در ضمن عقد با شوهر شرط كند كه اگر مرد قصد طلاق او را داشت بايد مبلغى به زن بپردازد، آيا عمل به اين شرط لازم است؟ آيا طلاق متوقّف بر پرداختن اين مبلغ است؟ * اگر مرتد از طلاق دادن زوجه ا متناع كند، حاكم شرع مى تواند او را طلاق دهد؟ * يك قطعه زمين به مساحت هزار متر مربع )ملك شخصى( داشتم. چندى قبل به دستور شهردار مقداری از زمين مزبور در طرح قرار گرفته و آقاى شهردار بدون اطّلاع حقير نيمه شب ديوارهاى دور زمين را برداشته است، خواسته شهردار اين است كه نصف زمين، بدون پرداخت وجه و يا واگذارى زمين معوّض در اختيار آنها قرار گيرد، آيا در شرع مقدّس و قانون حكومت جمهورى اسلامى اين كار جايز است؟ * مالكى قبل از انقلاب در روستايى ساكن بوده، اوايل انقلاب زمين اين مالك را مصادره كردند و به افرادى كه زمين نداشتند واگذار نمودند، آيا نماز و روزه متصرّفين اشكال دارد؟ * شخصى با مركب غصبى به زيارت عتبات عاليات مى رود، يا منزل غصبى براى سكونت اختيار مى كند، يا به هنگام زيارت لباس غصبى بر تن مى كند، آيا با اين وجود زيارت او مقبول خواهد بود؟ و اگر مثلاً براى شخصى اجير شده باشد برىء الذّمه مى گردد؟ * فردى جنسى از من خريدارى نموده و »ساعتى« در مقابل آن رهن گذاشته تا پول جنس را بياورد، اكنون چند سال است كه پول آن جنس را نياورده و نشانى هم از او در دست نيست، حال با توجّه به اين كه نمى دانم پول جنس فروخته شده در آن زمان با پول »ساعت« برابر بوده يا تفاوت داشته، وظيفه اين جانب چيست؟ * اين جانب تحويلدار بانك هستم، در طىّ ايّام تحويلدارى، روزهايى پيش مى آيد كه در آخر روز مبلغى پول اضافه داريم، يا اين كه كسر مى آوريم. مبالغ پول اضافى را به حساب بانك واريز مى نماييم و مبالغ كسرى را نيز بايد از خودمان تأمين كنيم. آيا جايز است از پولهايى كه اضافه مى آوريم، كسرى ها را جبران نماييم؟ * برادر بنده مشغول خدمت مقدّس سربازى است. يكى از دوستان او پاى خودش را با گلوله مى زند، او را به بيمارستان مى برند، تمام وسايلش را به برادرم تحويل مى دهند، وقتى كه او در بيمارستان بود برادرم به مرخّصى مى رود، در حين مرخصى، آن آقا به عللى از خدمت سربازى معاف مى شود و مى رود، وقتى كه برادرم برمى گردد آن آقا رفته بود و وسايل او در دست برادرم مانده است، آن وسايل چه حكمى دارد؟ * اگر انسان پول و وسايلى پيدا كند كه ارزش ريالى آن كمتر از صد تومان باشد، آيا مى تواند آن را خرج كند؟ * آيا مال پيدا شده را، در صورتى كه از يافتن صاحب آن مأيوس شديم، مى توانيم در امورات مسجد صرف كنيم؟ * لطفاً به سؤالات مربوط به اموال گمشده و مجهول المالك كه ذيلاً خدمتتان تقديم مى شود پاسخ فرماييد. الف( اگر قبل از سنّ تكليف، حقّ النّاس بر گردن داشته باشيم، بايد بعد از تكليف بپردازيم؟ ب( اگر صاحب حق زنده نباشد، آيا مى شود به جاى او صدقه داد؟ ج( اگر مطمئن باشيم صاحب حق )اگر از او حلاليّت بطلبيم( حتماً ما را حلال مى كند. مثل اين كه بين دو برادر سالها قبل اتّفاقاتى افتاده و الآن كاملاً از هم راضى و خشنودند، آيا باز هم استحلال لازم است؟ د( اگر حلّيّت طلبيدن از حقّى كه بر گردن ما هست، موجب شرمندگى شود و بخواهيم پول آن را به آنها بدهيم، آيا مى شود پول را بدون بيان كردن آن، به نحوى به آنها بدهيم كه نفهمند؟ هـ( مقدارى از اموال پدر و مادرم را بيهوده مصرف كرده ام، مثلاً پول گرفته ام و براى تفريح بيش از اندازه با دوستان مصرف كرده ام و يا كتاب خريده ام و بدون حساب و كتاب به دوستانم هديه داده ام و الآن پشيمان شده ام، آيا بايد از اموال خودم به پدر و مادرم بدهم؟ * حكم اجناس مردم كه از مدّتها پيش جهت تعمير در نزد تعميركار مى باشد و براى تحويل گرفتن آن هيچ اقدامى نشده است، چيست؟ * آيا قطع رگهاى چهارگانه در ذبح شرعى لازم است، يا تنها قطع حلقوم كافى است؟ * آيا لازم است قطع رگها پشت سر هم باشد؟ به فرض لازم بودن، اگر با فاصله قطع گردد چه حكمى دارد؟ * اگر پس از ذبح، جوزك متصّل به بدن باشد، چه حكمى دارد؟ * آيا قطع گردن حيوان مورد ذبح مانند مرغ، گوسفند، گاو و مانند آن، كه ضمن آن، رگهاى مورد نظر در ذبح شرعى نيز بريده خواهد شد، كافى است؟ * آيا خروج روح از بدن حيوان بايد مستند به قطع رگها باشد؟ اگر گوسفندى در بلندى ذبح گردد و قبل از خروج روح از بلندى بيفتد و بميرد، به گونه اى كه خروج روح مستند به افتادن از بلندى باشد، آيا اين ذبيحه حلال است؟ * اگر پس از ذبح شرعى، با تفنگ و يا كارد بر قلب و مغز حيوان ضربه وارد كنند، حكم چنين ذبيحه اى چيست؟ * اگر سر حيوانى به علّتى از زير چانه بريده شود و قبل از خروج روح دوباره محل ذبح قطع گردد، حلال است يا خير؟ * آيا قطع كردن رگهاى چهارگانه از پشت سر جايز است؟ اگر جواب منفى است، آيا موجب حرمت ذبيحه مى گردد؟ * آيا ذبيحه اى كه از روى اجبار ذبح مى شود، حلال است؟ و به تعبير ديگر، اختيار در ذابح شرط است؟ * ذابحى كه در اسم مسلمان است و رفتارش به هيچ وجه منطبق با دستورات اسلام نيست، يعنى حتّى شهادتين را بلد نيست، آيا ذبح او صحيح است؟ * ذبح كسانى كه به على اللّهى معروفند، چه حكمى دارد؟ * آيا ذبيحه ناصبى و خوارج حلال است؟ * آيا در ذابح، مرد بودن ، بالغ بودن و عاقل بودن شرط است شرط است؟ * اگر يقين كنيم كه اهل سنّت علاوه بر شرط استقبال قبله بعضى شرايط ديگر را نيز رعايت نمى كنند، ذبيحه آنها چه حكمى دارد؟ * ذبح افراد مسلمان غير شيعه اثناعشرى تا چه حد مشروعيّت دارد؟ * در كانالهاى ماهواره اى دبى، كه در تمام دنيا ديده مى شود، عدّه اى از علماى آنها، ذبيحه اهل كتاب را حلال دانسته اند و ادّعا شده كه، تعدادى از علماى قم از نظر خود برگشته اند، فتواى شما در اين مورد چيست؟ * آيا آلت ذبح بايد از جنس آهن باشد، يا آن كه با هر چيز تيزى مى توان ذبح كرد; اگرچه از پلاستيك و غيره تهيّه شود؟ * انحراف ذبيحه از قبله تا چه مقدار بى اشكال است؟ * اگر يك يا چند شرط از شرايط ذبح سهواً ترك گردد، آيا خوردن چنين ذبيحه اى حلال است؟ آيا در اين جهت فرقى در شرايط وجود دارد؟ * آيا در رو به قبله كردن حيوان، روش خاصّى وجود دارد؟ اگر جواب منفى است، بهترين روش آن كه مطابق با احتياط باشد كدام است؟ * گوشت مرغى كه آن را در كارخانه توسّط دستگاه ذبح مى كنند، حلال است يا حرام؟ اگر حلال است، آيا رعايت رو به قبله بودن و تكرار بسم اللّه براى هر مرغ لازم است؟ اگر كسى در بلاد كفر از مسلمانى مرغى خريدارى كند، در صورت ايجاد زمينه شك، آيا لازم است از كيفيّت ذبح مرغ هاكند؟ * آيا در هنگام ذبح رو به قبله بودن ذابح نيز شرط است؟ * تسميه )گفتن نام خدا به هنگام ذبح( در ذبح با دستگاه، آيا به هنگام روشن كردن آن تسميه لازم است، يا به هنگام قطع رگهاى حيوان؟ * اگر دو نفر مشتركاً بسم اللّه بگويند، آيا براى ذبح كافى است؟ * حكم فاصله زمانى ميان بسم اللّه و ذبح چيست؟ * آيا بسم اللّه گفتن اشخاص لال كه قدرت بر اداى درست سخن ندارند، كافى است؟ * آيا در ذبح شرعى بسم اللّه بايد به زبان عربى باشد، يا به هر زبانى كافى است؟ * آيا در بسم اللّه قصد ذبح لازم است؟ اگر به قصد ديگر بگويد و حيوان را ذبح كند چه حكمى دارد؟ * اگر بسم اللّه را مثلاً به قصد ذبح مرغ به زبان آورد و سپس گوسفندى را ذبح كند، صحيح است؟ * آيا دانستن معناى بسم اللّه لازم است؟ و بر فرض جايز بودن به غير عربى، اگر بدون توجّه به معناى آن، مثلاً به زبان انگليسى بگويد، آيا ذبح صحيح است؟ * اگر جنب يا زن حائض بسم اللّه را به قصد خواندن يكى از سوره هاى سجده بگويد، براى ذبح كافى است؟ به عبارت ديگر، آيا در ذبح تسميه حرام كافى است؟ هرچند به نيّت ذبح باشد؟ * اگر چند ثانيه پيش از شروع به گفتن نام خدا، قطع رگها را آغاز كرده باشند، آيا ذبيحه حلال است؟ * آيا بسم اللّه بايد بر زبان جارى شود، يا آن كه بسم اللّه در قلب و دل هم كافى است؟ * آيا گفتن الحمد للّه، اللّه اكبر، سبحان اللّه، يا فقط گفتن اللّه، يا اذكار ديگر كه مشتمل بر اللّه است، يا ترجمه يكى از اينها، مانند »خدا منزّه است« كافى است؟ * آيا در ذبيحه استقرار حيات به هنگام ذبح در ذبيحه شرط است؟ * اگر پيش از ذبح، حيوان را با آمپول يا با وارد كردن شوك و يا با وسايل ديگر بى هوش كنند، آيا چنين ذبحى صحيح است؟ آيا با استقرار حيات منافات ندارد؟ * آيا حركت دست و پاى ذبيحه و خروج خون از آن، هر دو شرط حلّيّت ذبيحه است؟ * چنانچه قطع سر حيوان قبل از خروج روح اشكال داشته باشد، آيا اين حكم در حيواناتى مانند گنجشك نيز جريان دارد؟ * آيا صيد براى سرگرمى و خوشگذرانى جايز است؟ * آيا در صيد ماهى لازم است صيّاد، مسلمان باشد؟ * اگر ماهى در تور بميرد براى حلّيّت آن كافى است، يا بايد آن را از آب خارج كنند و در خارج آب بميرد؟ * ماهيانى در دريا وجود دارد، از جمله كوسه ماهى، كه آنها را صيد مى كنند و گوشت آنها را مصرف مى نمايند، بدن آنها پولك)فلس( دارد; ولى با چشم غير مسلّح ديده نمى شود. حكم شرعى اين گونه ماهيان چيست؟ * آيا خوردن گوشت صيد لهوى حرام است؟ * ملاك لهوى بودن صيد چيست؟ آيا صيد ماهى از باب تفريح، لهوى محسوب مى شود؟ * در موارد شك در ذبح شرعى وظيفه چيست؟ آيا اصل عدم تزكيه جريان دارد، يا اصل حلّيّت و طهارت؟ * در ذبح با دستگاه هاى جديد كه يك نفر كليد دستگاه را مى زند و مى رود، اگر به سبب قطع برق، دستگاه به كار نيفتد و پس از مدّتى )با جريان پيدا كردن برق( دستگاه روشن شود و بطور اتوماتيك حيوانات آماده را ذبح كند، آيا اين گونه ذبح صحيح است؟ * آيا مقلّد مجتهدى كه قطع رگهاى چهارگانه را شرط حلّيّت ذبح مى داند، مى تواند از ذبيحه شخصى كه تنها قطع حلقوم را شرط حلّيّت مى داند، استفاده كند؟ * شرايط حلّيّت جنين در شكم حيوان مذبوح كدام است؟ * آيا قطع سر حيوان پيش از خروج روح حرام است؟ اگر حرام است، حرمت آن تكليفى است يا وضعى؟ * طبق اعلام بعضى مؤسّسات آگاه، نوع بعضى از جانداران، كمياب و يا رو به زوال است، به نظر مبارك حضرتعالى شكار آنها براى نگهدارى و يا فروش چه صورتى دارد؟ * گروهى از پرندگان در كشورهاى مجاور تحت حفاظت بوده و براى پرورش آنها هزينه هاى كلانى صرف مى شود، آيا شكار آنها در زمانى كه به كشور ما مهاجرت مى كنند جايز است؟ * اگر نسبت به رعايت قبله و گفتن بسم اللّه واقعاً ترديد و شك وجود داشته باشد. الف( آيا خوردن گوشت آن جايز است؟ ب( پول حاصل از فروش آن چه حكمى دارد؟ ج( اين گوشت نجس است، يا پاك؟ * شكار و صيد بى رويّه آبزيان، كه موجب نابودى نسل آنها خواهد شد، از لحاظ شرعى چه حكمى دارد؟ * آيا تماسّ بدن مرطوب اهل كتاب با لاشه ذبيحه موجب نجاست آن مى شود؟ * آيا غذا خوردن و انداختن سفره در مسجد كراهت دارد؟ منظور از كراهت در اين جا چيست؟ * پختن انگور، و نيز پختن يا سرخ كردن كشمش، يا خوردن آن چه حكمى دارد؟ * آيا جايز است از دنبلان )بيضه گوسفند و مانند آن( به خاطر برخوردارى از هورمون، و از پودر توليدى آن به منظور غذاى ماهى براى پرورش مرغ يا ماهى استفاده كرد؟ * در صورتی که ذبح غیر شرعی باشدآيا مى توان گوشت را از بقيه موادّ غذايى كه با آن پخته شده جدا كرد و آن غذا را خورد، يا اين كه خوردن چنين غذايى نيز حرام است؟ * اگر خوراك حيوانى مشروب و آبجو باشد; خوردن گوشت آن چه حكمى دارد؟ * برخى از عوام معتقدند: »طرف راست گوشت گرگ و خرگوش حلال و طرف چپ آن حرام است«، آيا اين مسأله صحيح است؟ * آیاگوشت و تخم شترمرغ براى مصارف داخلى و خارجى حلال است؟ * در كشور جمهورى اسلامى ايران مصرف سرانه سيگار، »يك نخ سيگار ده تومان براى هر نفر در روز« مى باشد كه در مجموع ميليون ها تومان« در هر روز دود مى شود، قسمتى از آن از خارج وارد شده و بالاجبار در هر روز بطور مستمر مقدارى از بيت المال مسلمين به صورت ارز از كشور خارج مى شود و مصرف كننده سيگار، بطور غير مستقيم به اين عمل كمك مى كند. آيا با اين وجود استعمال سيگار جايز است، يا اين كه مصرف كننده آن به بيت المال مديون مى شود؟ لازم به توضيح است كه با اين مبلغ در هر روز مى توان يك بيمارستان مجهّز احداث كرد. * اگر كارشناسان صريحاً بگويند: »كشيدن سيگار براى سلامتى ضرر دارد« كشيدن سيگار شرعاً چه حكمى دارد؟ * اگر شخصى در دل نيّت نذر كند كه سه روز روزه بگيرم، ولى به زبان جارى نكند، آيا اين نذر صحيح است؟ * شخصى نذر نموده كه مقداری شير به عزاداران حسينى بدهد و هر سال چند كيلو بر آن اضافه نمايد، بعد از چند سال، الان بايد چندین ليتر شير بدهد. حال با توجّه به حجم و تساعد سالانه آن، تهيّه، پخت، و پخش و همچنين تهيّه وسايل پخت براى اين شخص مقدور نمى باشد. با توجّه به شرايط فوق، آيا با اجازه معظّم له مى توان اين نذر را تبديل به نذر ديگرى براى عزاداران حسينى يا فقرا نمود؟ * اگر كسى بخواهد زيارت عاشورا بخواند و به نذر خود در اين رابطه عمل كند، آيا با حذف صد لعن و صد سلام و نماز زيارت و دعاى علقمه، نذرش ادا مى شود؟ * پدر و مادر مى توانند عهد يا نذر فرزند خود )مثلاً سه شب نماز شب خواندن در هفته( را بشكنند؟ * پدر و مادر مى توانند عهد يا نذر فرزند خود )مثلاً سه شب نماز شب خواندن در هفته( را بشكنند؟ * در بعضى از روستاها مرسوم است كه در دهه محرّم عَلَمى درست مى كنند و خانه به خانه مى گردانند و اهل روستا نذوراتى جهت اين علم مى دهند، اين نذورات متعلّق به چه كسى است؟ * اگر كسى قسم بخورد كه به مسجد نرود، آيا عمل كردن به اين قسم لازم است و شكستن آن كفّاره دارد؟ * فردى زنى را به عقد موقّت خود درمى آورد، زن مى گويد: »چون احتمال دارد حامله شوم، اجازه دخول نمى دهم« مرد قسم مى خورد در صورتى كه حامله شد او را به عقد دائم خويش دربياورد. آيا اين قسم واجب الوفاست؟ * لطفاً به سؤالات زير پاسخ دهيد: الف( كفّاره قسم چه مى باشد؟ ب( اگر با زبان به يكى از سه واژه »و اللّه، باللّه، تاللّه« قسم ياد كرد كه فلان كار را انجام ندهد )البتّه نزد خودش، يعنى پيش خود قسم ياد كرد كه فلان كار را نمى كنم( آيا عمل بر اين قسم لازم است؟ ج( آيا مى تواند قسم را از گردن خود ساقط كند؟ اگر مى تواند، چگونه؟ * شخصى چند اصله نخل وقف حضرت سيد الشّهداء)عليه السلام( نموده و ساليان طولانى است كه خرماى آن صرف عزادارى مى شود، امّا هم اكنون واقف پير شده و توانايى سرپرستى نخل ها را ندارد و امكان دارد كه نخل ها بر اثر بى سرپرستى از بين برود، آيا واقف مى تواند نخل ها را بفروشد و پول آن را خرج ساخت بناى حسينيّه نمايد؟ * گر منزلى براى امام جماعت در طبقه فوقانى حسينيّه ساخته باشند و امام جماعت از آن جا برود، تكليف آن منزل چيست؟ * آيا امام جماعت حسينيّه مى تواند بالاى حسينيّه براى خود منزل مسكونى بنا كند؟ * اگر زمينى براى حسينيّه وقف شده باشد، آيا مى شود بالاى آن حسينيّه، مسجد ساخت؟ * تغيير ارزش سهام تأثيرى بر صحّت وقف فوق دارد؟ * ورشكستگى شركت چه تأثيرى در وقف دارد؟ * آيا اجاره اراضى موقوفه )وقف خاص اولاد ذكور( به مدّتسال براى بناى مسجد و مصلّى و حسينيّه جايز است؟ اگر صحيح است مشروط به چه شرايطى مى باشد؟ * عبور و مرور در خيابانهايى كه حكومتها جديداً و قديماً احداث نموده اند چه حكمى دارد؟ هر چند وضع مالكيّت آنها را ندانيم. * نظر مبارك شما در مورد موقوفه اولاد چيست؟ آيا اولاد مى توانند آن ملك را مجدّداً براى بعضى امور خيريّه وقف كنند؟ * موقوفه تحت توليت اين جانب داراى تعدادى مغازه و رقبه تجارى است، آيا گرفتن مبلغى بابت نقل و انتقال سرقفلى و مابه التّفاوت آن در انتقالات بعدى جهت موقوفه طبق قانون عرف، شرعى است؟ * آيا اداره اوقاف شهرستان مى تواند از تمديد اجاره نامه ملك موقوفه خاص، كه سالهاست در اجاره اين جانب است و ممرّ درآمدم مى باشد، بدون رضايت اين جانب خوددارى نمايد؟ * شخصى مقدارى از اموال خود را در زمان حياتش به نام بعضى از فرزندانش نموده است; ولى عايدات بعضى از آن اموال را خودش، و قسمتى ديگر را صاحبان همان اموال مصرف مى كرده اند، اين اموال شرعاً متعلّق به چه كسى است؟ بانک پرسش وپاسخ

  2. کاربر مقابل از این پست bittermoon تشکر کرده است.


+ ارسال موضوع جدید

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

تعداد اعضای بازدید کننده از این تایپیک : 0

بازدید کنندگان :  (نمایش کلی)

نامی برای نمایش وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

Bookmarks

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •