از دید [برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...] این را باید در نظر بگیرید که دوست یا نامزد انتقاد گرتان شما را همان طور که هستید، دوست ندارد . بسیار واضح به نظر می رسد که او شما را کسی می بیند که یا باید شکنجه اش بدهد یا ارشادش کند و آموزش بدهد تا آدمی شود که مورد تایید اوست. [برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...] متعقد است که البته اینکه کدام یک از این دو را انتخاب می کند به این بستگی دارد که آن روز از کدام دنده بلند شده باشد. حق با شماست . شما هرگز نمی توانید خود را با انتظارات و توقعات او هماهنگ کنید.
چرا که او از شما می خواهد کسی باشید که نیستید و این رابطه نیست . خودزنی است.

  • اما پاسخ درست چیست؟
  • چرا شما باید شیفته کسی شوید که این قدر با شما بدرفتاری می کند ؟

پاسخ در برنامه ریزی شما نهفته است که در کودکی شما شکل گرفته است.
بدون شک شما از درون کودکی تان الگو برداری کرده اید تا این بار بتوانید گذشته را اصلاح کنید. گذشته ای که در آن مجبور بودید سخت تلاش کنید تا توجه و تحسین کسانی را که خیلی دوستشان داشتید را برانگیزید. این احتمال وجود دارد که پدر و مادر شما بیش از حد ایرادگیر و سرزنشگر بودند و هر کاری می کردید باز هم از شما ایراد می گرفتند و کمال گرایی بالایی داشته اند و با اینکه شما نمره های خوبی میگرفته اید و رفتار خوبی داشته اید و در فعالیت های ورزشی موفق بوده اید باز هم از شما ایراد می گرفتند .
ممکن است در کودکی ناخودآگاهانه باور کرده باشید :”من خوب نیستم و باید بیش از حد تلاش کنم تا دیگران دوستم داشته اند.”