یه زمانی فوتوشاپ(Photoshop) خیلی دنبال این بود که منو اسیر خودش کنه واسه همینم گاه و بیگاه سر راهم سبز میشد و شروع میکرد به دلبری اما من بیخیال از کنارش رد میشدم و حالشو میگرفتم ولی اون نا امید نمیشد و همچنان تعقیبم میکرد به امید اینکه روزی بتونه منم با خودش همراه کنه

[برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...]

اما برعکس رابطه خرابم با فوتوشاپ هروقت توی ویندوز چشمام به جمال نورانی عمو Paint روشن میشد یک احساس آرامشی بهم دست میداد که نگو و نپرس اینقدر باهاش راحت بودم که ترجیح میدادم بیشتر کارهای مربوط به عکسم رو با کمک اون انجام بدم

ادامه در لینک زیر:
[برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...]
[برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...]