• رییس سابق فدراسیون تیراندازی [برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...] با کمان معتقد است کارنامه ورزش کشور قابل قبول و منطقی نیست و با توجه به جایگاهی که این وزارتخانه در بین وزارتخانه ها و سازمان ها و خصوصا ریاست جمهوری داردنمی تواند با این روند مشکل ورزش کشور را حل کند به جای توجه به مسایل راهبردی و کلان ورزش درگیر دو باشگاه فوتبال شده است.
  • تحریریه خانواده بزرگ ورزش (SBF)، با شکست تیم ملی فوتبال ایران دوباره کل ورزش ایران تحت تاثیر یک اتفاق تلخ قرار گرفت. این که فوتبال ایران برابر عراق شکست خورد تنها یک دلیلی مثل ضعف فنی نبوده بلکه ریشه در جای دیگر داشته است. کریم صفایی رییس سابق فدراسیون تیر اندازی با کمان و پیشکوست ورزش ایران نیز همین نظر را دارد که فوتبال همانند کل ورزش ایران پازل قهرمانی اش کامل نبوده و نقاط ضعفی داشته است. او این شکست را نشات گرفته از ضعف کل ورزش کشور می داند و معتقد است باید دلایل این ناکامی ها را در بحث کلان ورزش جست و جو کرد.
    [برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...] در گفت و گویی مفصل ریشه این ناکامی را در وزارت ورزش کشور معرفی می کند و تاکید دارد «وقتی وزارت ورزش و جوانان ما که متولی کل ورزش است به جای حمایت از ورزش درگیر دو باشگاه فوتبال شده» این وضعیت بی نظمی ایجاد می شود و نتایج حاصل از بی نظمی سبب ناکامی در رشته های مختلف می شود.

    *ورزش این روزهای ایران تحت تاثیر شکست تیم ملی فوتبال و حذف از جام ملت ها است. به نظر شما چرا این اتفاق در خانواده ورزش کشور افتاده است؟
    به نظر من باخت تیم ملی در جام ملت ها اتفاقی فرا فدراسیونی است. ما به خودمان باختیم نه به تیم ملی فوتبال. متاسفانه در ورزش مان از این تجربه ها درس نمی گیریم و اشتباه هایی که در گذشته انجام داده ایم را تکرار می کنیم و نتیجه اش می شود همین. بازتابی که ما در فوتبال ایران در جام ملت ها دیدیم چیزی بود که نشانی از نظم نداشت. این بی نظمی هم فقط در فوتبال ما نیست بلکه در کل ورزش ما رسوخ کرده و در تمام جامعه ورزش دیده می شود. ما یک مربی به نام کارلوس کروش در فوتبال داریم اما کجا فدراسیون فوتبال برنامه ای داشت که عملکرد او را در نقادانه در نظر بگیرد و امکان پایش و مانیتورینگ فعالیت های او برای همگان میسر باشد. در فرآیند پایش ای امکان وجود خواهد داشت که از افراد صاحب نظر و نخبه تا افرادی که مربیان در مسابقات آموزشگاهی هستند روند عملکرد او را رسد نمایند و نه تنها امکان ابراز نظ کارشناسی خود را داشته باشند بلکه این مسیر می تواند برای بسیاری از علاقه مندان مبنایی برای آموزش هم واقع گردد . هیچ برنامه ریزی برای استفاده از کی روش وجود نداشت و معضل ما تازه زمانی شروع می شود که کی روش برود. به نظر من بازخوردی که از جام جهانی و جام ملت ها گرفته می شود همین است که ورزش ما هیچ نظم و برنامه ای نداشته و ندارد و تنها از تجربه های قبلی استفاده می شودو این ضربات هیچ گاه بررسی و منجر به تغییر در عملکرد آتی نمی شود. . با این شرایط می توانم بگویم که ما به خودمان باختیم نه تیمی مثل عراق.


    *اشاره داشتید که این موضوع درکل ورزش ایران وجود دارد. منظور شما از بی نظمی در کل ورزش چیست؟
    بله همین شرایط در رده مدیران ارشد ورزش کشور نیز وجود دارد. ما از فعالیت کیروش حرف زدیم که چرا فدراسیون عملکرد او را زیر نظر نقادانه و کارشناسانه با تحلیل و بازخورد مناسب از اقداماتش قرار نداد و برنامه هایش را در اختیار مربیان دیگر قرار نداد تا از تحلیل آنها نیز بهره مند گردد. اکنون در ورزش چه کسی عملکرد گودرزی وزیر ورزش را زیر نظر قرار می دهد؟ چه کسی بر کار او نظارت دارد؟ مباحث ورزش ایران را وقتی برنامه ریز، ناظر و مجری عملا یکیست، چه کسی و کجا می تواند زیر نظر داشته باشد و به قول معروف مانیتورینگ کند؟ موضوع مهم دیگر سیستم کل آموزش در ورزش کشور است که به جای اینکه از بالا به پایین باشد از پایین به بالا است. منظور این است که مدیرانی وارد عرصه فعالیت شده اند که شاید آموزش دیده باشند اما آموزش کاری برای فعالیت در این عرصه نداشته اند. در کجا فعالیت کرده اند تا بدانند چطور باید روزمرگی سازمانی را وارد عرصۀ حرکت رو به جلو نمایند؟ کجا یاد گرفته اند که شرایط بحرانی را مدیریت کنند و از پس آن بربیایند. یک مدیر خوب توانایی اش را باید در شرایط بحران نشان دهد نه جای دیگر. وقتی همه چیز آرام است مدیریت کردن هم آسان می شود.
    مشکل ما در کل ورزش و سطح کلان آن است که عملا به صورت معضل درآمده و نیاز به توجه و بازنگری جدی دارد. وزارتخانه ما درگیر یک روزمره ‌گی است که آن در فدراسیون ها و تیم های ملی هم دیده می شود. وقتی استرس زیاد می شود توان مدیریتی آن شرایط بحرانی وجود ندارد. متاسفانه نمی توانیم شرایط تهدید را به فرصت تبدیل کنیم و شرایط بحرانی را به تهدیدی بیشتر تبدیل می کنیم. تمام این موارد هم به همان نظم سیستماتیک برمی گردد که ورزش ما از آن نشانی ندارد.


    *به نظر شما نداشتن نظم باعث ناکامی ورزش می شود؟
    ابتدا یک مثال بزنم. محمد مایلی کهن کسی بود که در کارش نظم داشت و همان نظم واقعا نتیجه می داد. نمونه ای مثل کی روش یک چیز دارد یک چیز ندارد. پازل قهرمانی با مربی، تمرین، اردوی برون مرزی، مسابقه تدارکاتی و نیروی انسانی نیاز دارد اما این ها لازم هستند اما کافی نیستند. یک فاکتور دیگر نظم است که برای قهرمانی لازم است. باید قهرمانی در کنار دیگر قسمت های پازل قهرمانی قرار بگیرد. در کنار این موضوع مشکل دیگری نیز در فوتبال وجود داشت. همه منتظر بودند کفاشیان شکست بخورد تا تعویضش کنند. تنها مشکل تیم ملی را نباید در تیم ملی دنبال کنیم. این ناکامی در قسمت های مختلف ریشه داشت. به نظر من نظم یک قسمت گمشده این پازل بود اما مطمئنا با بررسی های بیشتر می توان قسمت های دیگری را هم پیدا کرد که جایشان خالی است. متاسفانه از رییس فدراسیون حمایت نشده است. اینکه پول به او بدهند حمایت نیست. این که مصاحبه انجام شود که کاری به کار کفاشیان نداریم حمایت نیست. یک رییس فدراسیون زمانی با آرامش کار می کند که ببیند حمایت معنوی می شود. مشکل ما این است که وزارت ورزش از فدراسیون حمایت معنوی نکرد و به نظرم کارنامه ای موفق و منطقی در این مورد ندارد. متاسفانه ورزش ما یک اشکال عمده در بحث مدیریتی دارد.


    چرا؟
    به نظر من تبدیل شدن سازمان تربیت بدنی به وزارت ورزش تصمیمی اشتباه بود. ورزش ایران همیشه تحت نظر است و رسانه های مختلف به آن می پردازند. وجب به وجب خاک ایران درگیر ورزش است. نفت بالا و پایین برود مردم زندگی شان را ادامه می دهند اما وقتی فوتبال می بازد روحیه مردم تضعیف می شود.وقتی تیم ملی به عراق باخت روحیه مردم ضعیف شد. به نظر من نباید در چنین شرایطی ورزش با تصمیم های سیاسی اداره شود.یک نفر به عنوان وزیر ورزش با لابی های سیاسی انتخاب می شود. به نظر من اشتباه اول این بود که وزارت خانه تشکیل شد و اشتباه دوم انتخاب وزیری بود که بلاتکلیف است و نمی تواند شرایط بحرانی را کنترل کند. متاسفانه در شرایطی که ورزش کشور در نتیجه گیری دچار ناکامی می شود مسئولین وزارت ورزش با برپایی چند مراسم و نشست با مسئولین کشور و استفاده ابزاری از جو صمیمانه ای که بین مسئولین رده بالای کشور و ورزشکاران وجود دارد، با رسانه ای کردن آن بگونه ای مسیر انتقادی از خود را هدایت می نمایند که توجه مردم به نتایج جلب نشود.

    *مقام معظم رهبری در صحبت هایشان با ورزشکاران به ورزش بدون فساد و تخلف تاکید کردند. نظر شما درباره این موضوع چیست؟
    سوال من از مسوولان وزارت ورزش است که چه اقدامی برای جلوگیری و مبارزه با فساد داشته اند؟ هنوز افرادی با سبقۀ فساد، از دوره قبل در ساختار موثر بر ورزش حضور دارند و بطور مستقیم یا غیر مستقیم با این دوستان کار می کنند. افرادی در این حوزه و سطوح بالای برخی فدراسیون ها وجود دارند که بعضا بیش از 30 شاکی خصوصی دارند. پس چطور این آقایان ادعا می کنند که پرچم مقابله با فساد را برداشته اند؟ من واقعا برای این افراد متاسفم که تنها شعار مقابله با فساد را سر می دهند. آیا این دوستان فراموش کرده اند در کلاس های درسشان چه چیزهایی به دانشجویان در مورد همین ورزش می گفته اند؟ در کجا توانسته اند بحران ها را مدیریت کنند؟ ما اکنون در ورزش نان گذشته را می خوریم و در این 8 سال گذشته هیچ کاری در ورزش انجام نشده است. دوستان ما در وزارتخانه چه فعالیتی برای رشد هدفمند ورزشکاران در مدارس داشته اند؟ چه اقدامی در خود آموزش و پرورش انجام شده ست که ماحصل خروجی آن منجر به اعتلای ورزش کشور شود؟ آیا یک بار در مورد چندین طرح نصفه و نیمه که اجرا شده است پای درد دل دبیران ورزش نشسته ایم تا تحلیلی منطقی از نتایج آن بدست آید؟ در گذشته سیستم وجود داشت و استعدادیابی می شد اما الان وضعیت چطور است؟ فدراسیون های ما چه برنامه ای غیر از روی کاغذ دارند؟ چند درصد این برنامه ها محقق می گردد؟ وقتی برنامه ریز، مجری و ناظر عملا مجموعه ای واحد باشد که ایرادات کار در نمی آید. چرا بسیاری از طرح های موفق تنها به حکم اختلافات شخصی و گروهی تعطیل و یا از مسیر اصلی خود منحرف می گردد تا امروز برخی از آنها خود به سبب عدم کارآمدی کنونی خود به عنوان یک مشکل برای ورزش باشند. ما یک مدرسه آرش و آذر داشتیم که که با برنامه ریزی هدفمند منجر به تامین نیروی انسانی لازم برای کسب سکوهای جهانی می شد و در این راستا با پشتوانه سازی سبب تداوم و ایجاد ثبات در قهرمانی کشور می گردید، تنها به دلیل اختلاف نظر و سلایق شخصی آن را تعطیل کردند. آقای عبادی که مدال بازی های آسیایی می گیرد هم در تیم ملی سالنی سال 88 کارش را آغاز کرد و حالا این افراد پیروزی او را به نام خودشان کرده و خوشحال هستند که مدال گرفته اند.

    *با توجه به اینکه اکنون وزارت ورزش تشکیل شده راهکار برای حل مشکل ورزش چیست؟
    همانطور که یک شبه سازمان تربیت بدنی به وزارت ورزش تبدیل شد خیلی زود جلوی ضرر را بگیریم بهتر است و همانطور هم یک شبه سازمان تربیت بدنی را احیا کنیم و وزارت ورزش را به سازمان تربیت بدنی تبدیل کنیم از ضرر بیشتر جلوگیری کرده ایم. متاسفانه کل وزارت ورزش ما در فوتبال جمع شده است. مگر آمریکا، چین و کانادا فوتبال دارند؟ نظم سیستماتیک نداریم و درگیر یک رشته شده ایم و هیچ نتیجه ای هم نمی گیریم. کل وزارتخانه ورزش و جوانان ایران درگیر دو باشگاه استقلال و پرسپولیس شده است و ورزش پایه فراموش شده است. ورزش های پایه ایران مثل شنا، ژیمناستیک و دو و میدانی در چه جایگاهی قرار دارد؟ اگر جهان رشد خود را متوقف کند و تنها ما با همین سرعت در این رشته ها کار کنیم 50 سال دیگر به آنها می رسیم. متاسفانه درگیر این دو باشگاه سرخ آبی شده ایم و صف ورود دوستان به هیات مدیره این دو باشگاه از نانوایی محل ما شلوغ تر شده است. بله خب آقایان حق دارند. در رشته های پایه نه ثروت وجود دارد و نه شهرت. اما در پرسپولیس و استقلال هم شهرت هست و هم ثروت و آقایان برای ورود به هیات رییسه صف کشیده اند. به نظر من اگر دوستان ما در وزارت ورزش به دنبال فساد هستند بروند و پرونده قراردادهای مسئولین قبلی در وزارتخانه را دربیاورند و بگویند چرا باشگاه های فوتبال ایران سال های گذشته هر هفته در ترکیه اردو داشتند؟ سود آن اردوهای ترکیه به دست چه کسی می رسید؟ شفاف سازی کنند و بگویند مدیران قبلی چه عملکردی داشته اند و برخی از آنها هنوز هم در وزارت خانه مشغول به کار هستند. آیا کسی می داند چرا فدراسیون تیر و کمان از تعلیق خارج شد؟ رییس فدراسیون جهانی ترک بود و مسوولان قبلی انواع و اقسام قراردادها را با ترکیه بستند. مبارزه با فساد نقطه ای نیست بلکه باید ریشه کن شود. بستن چشم و شعار دادن کار ساده ای است اما بیایید با مردم صادق باشید.

    *به عنوان سوال پایانی فدراسیون ها در مسیر بهبود ورزش کشور چه کار باید بکنند؟
    به نظر من فدراسیون والیبال یک الگوی مناسب است. آقای داورزنی با مدیریت خوبش توانست همگام با تزریق پول و جذب سرمایه مادی شرایط جلب حمایت های معنوی را هم بوجود آورد و نه تنها سکوهای قهرمانی را بدست آورد بلکه شاهد لحظات خاطره آفرین شادی های مردم نیز باشیم . باید این مدیران الگو قرار بگیرند و وزارت ورزش برنامه آنها را در اختیار دیگر فدراسیون ها قرار دهد تا رشد کنند. همگان می دانند همین رئیس فدراسیون والیبال زمانی عباسی بارها به دنبال برکناری او بودند. حمید سجادی جلوی من می گفت باید کاری کنیم داورزنی از ورزش برود یا معاون بانوان عباسی که به حجاب ورزش کاران والیبال اراد گرفته بود تا وی را اذیت کند. زمانی در قایقرانی هم انجام می شد که احمد دنیامالی را برکنار کردند. الان احمد دنیامالی کجاست؟ با او برخورد بد کردند به بهانه دو شغله بودن او را از ورزش خارج کردند اما چرا این رئیس فعلی فدراسیون تیر و کمان که دو شغله است به فعالیتش ادامه می دهد؟ به خاطر دارم زمانی سعیدلو به آقای دنیا مالی در حضور من گفت: آقای دنیا مالی چرا در شهرداری کار می کنی بیا تا من دوبرابر این پولی که می خواهی را از شهرداری کمک بگیری را من به شما میدهم و از شهرداری استعفا بده. در آن زمان دنیا مالی معاون عمرانی شهرداری بودند. من به سعیدلو گفتم چرا این بنده خدا را فیلم می کنی ، نقشه کشیدی پست این بنده خدا را تو شهرداری ازش بگیری و رو به آقای دنیا مالی کردم و گفتم «احمدجان فیلم نشی استعفا بدی! سعید لو دست بردار» و همه حضار باهم در آن جلسه خندیدیم.