درود
در یک تارنماهای پژوهشی ان اس نوشته های جالبی که از کتاب قانون و قانونگذاری آلمان دیدم که گفتم با دگرگونی آن ها به فارسی این نوشته ها رو با شما دوستان اشتراک بگذارم، نوشته هایی که از این کتاب گزینش شدند شاید به بعضی از سوال های شما مربوط ناسیونال سوسیالیسم را پاسخ بدهند که خواندن ها خالی از لطف نیست.این کتاب در سال 1938 به دست دکتر اریش شینرر (دانشگاه برلین) نوشته و منتشر شده بود و دربرگیرنده توسعه قوانین ، سیستم قضائی و ... می باشد.
نویسنده :اریش شینرر
گزینش کننده:تارنمای پژوهشی whitehonor.com
دگرگون کننده:[برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...]
[برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...]




یکی از مولفه های اصلی که به ایجاد بیگانگی بین قوانین و غرایز طبیعی مردم نقش اساسی را بازی می کند موقعیت غالبی هست که یهودیان در حرفه های قانونی بدست آورده بودند.در برلین به تنهایی 1835 یا 54 درصد وکلا فعال در سال 1932 (قبل از به قدرت رسیدن حزب ناسیونال سوسیالیست) دارای اصل و نصب یهودی بودند و در تفسیر و تصویب قوانین آلمان حقوق نژادی خودشان را دخیل می کردند.فرق بین حقوق های آلمانی و یهودی خودش را در قرن نوزدهم نشان می داد که یهودیان در دادگاه ها به دلیل تفاوت ملیتی که داشتند از امتیازهای ویژه ای برخوردار می شدند.سوگند نامه های خاصی برای آن ها فراهم می شد که اجبار می کرد که آن ها (یهودیان) به اتهام های مالخری هیچگاه نباید مجازات شوند.قانون 15 سپتامبر 1935 بر غلبه بیشتر یهودیان توقفی زد ولی همچنان در بین حقوقدان های که در برلین فعالیت داشتند حدود 943 نفر یا 32.6% آن ها در سال 1937 یهودی بودند.

قانون حمایت از خون و افتخار آلمانی که در 15 سپتامبر1935 بدست رایشتاگ تصویب شده بود نشان میداد که مردم زیادی که دارای دو نژاد هستند که باعث ایجا گفتگوها بسیار شده اند .برای حل مسئله این ضروری بود که سازش های گسترده انجام بگیرد. که این سازش ها عبارت بودند از تصویب قوانینی که که مشخص می کرد کسانی که کمتر از سه جد یهودی دارند نباید نسبتشان را به اقوام یهودی داد و به عنوان یک یهودی نباید شناخته شود و این اجازه را دراند که به عنوان فردی از ملیت آلمانی شناخته شوند.

مردم آلمان(در این جا منظور آن افرادی هست که دارای دو نژاد هستند ولی در نسل خود بیشتر از سه جد یهودی ندارند) به اندازه قوی خواهند شد که در برابر این ترکیب نژادی انجام شده مقابله کنند به شرط آنکه در آینده هیچ گونه ترکیب نژادی انجام نشود.

دادگاه افتخار برای حل و فصل اختلاف ها بین کارگر و کارفرما قوانینی برای جلوگیری بهره برداری های مخرب کاری در برابر عمل های زیر تصویب کرده هست که به شرح زیر می باشد:
پرداخت ناکافی حقوق در صورت نقص قرارداد کاری ، حفظ میزان دستمزد ، عدم پرداخت اضافه کاری ، کار بیش از حد ، شرایط نامناسب سکونت کارگران ، امتناع از تعطیلات و نقص قوانین و مقررات برای اجتناب از حوادث[برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...]در این بخش موردی هم که موجود هست برای حمایت از کارگران و کارمندانی هست که اجازه ندارند در آرامش و سکوت کار کنند و مدام آن ها را با زبان و سخنان نامنساب و تحقیرانه آزار می دهند.
همچنین یک کارفرما به دلیل عمل ناشایستی که در برار فرزندان مریض یک کارگر و اجازه ندادن به بیمارستان فرستادن آن ها انجام داده هست محکوم شد.این عمل او بر خلاف شرافت جامعه کارگری شناخته شده هست.

قانونی که در 14 جولای 1933 بر اثر یک همه پرسی تصویب شد به مقامات رایش این قدرت می دهد تا حکم رای مردم را به عنوان یک قدرت مستقل بدست آورند ، نه تنها در مسائل مربوط به قانون گذاری بلکه در دیگر موارد هم دخیل می باشد.اگر یک قانون خاص در رای مردم در اثر یک همه پرسی قرار گیرد و تایید شود به صورت رسمی دارای ارزش قانونی خواهد شد.
در چهار سال اول حکومت ناسیونال سوسیالیست چهار انتخابات رایشتاگ و سه همه پرسی انجام شده هست.

در نظام یهودی سرمایه داری هرگاه قرار باشد موضوعی را به همه پرسی عمومی بگذارند نخست به بررسی آن در سیستم می پردازند و اگر سیستم از نتایج راضی نباشد چه اتفاقی می افتد؟ رای قانونی دادگاه های آن ها صدای مردم را واژگون می کند!

همچنین گروهی از بیگانگان که یهودی نامیده می شدند از طرق شرق به آلمان مهاجرت کردند،به ویژه در دوران جنگ این مهاجرت ها افزایش یافت و توانسته بودند
تاثیر بسزایی در سیاست ، قانون ، حرفه ، تحصیلات و کنترل سازمان های فرهنگی بدست بیاورند.هرچند یهودی ها یک درصد کل جمعیت را تشکیل می دادند ولی توانسته بودند جای پای خود را در تمام جنبه ها زندگی مردم باز کنند.
چارچوب های قانون گذاری از یک اندیشه بنیادی شکل گرفته هست ،اندیشه ای که نمایان گر آلمان امروزی هست :
اندیشه رهبری ، مردم و جامعه مردم( توضیح مترجم : یک ملت ، یک امپراتوری و یک رهبر)

در یک حکومت ناسیونال سوسیالیست، رهبر تعیین کننده قانون هست ، هرچند خود او هم به یک قسمت از جامعه می باشد.

این تلف کردن وقت هست که درباره ترکیبات نژادی گفتگو و بحث شود.نژادها مانند سنگ هایی هستند که خدا از آن ها انسان ها را بوجود آورد و تنها وظیفه ما حفاظت از این ترتیب می باشد.

تنها با جدا سازی در اجتماع و قانون می توان دو نژاد را دور از هم نگه داشته ، تنها در یک ملت وقتی نژادی به عنوان بیگانه(مهاجران) شناخته شود و مورد نفرت قرار گیرد می توان به ادامه دامنه خونی آن ملت امید داشت.


[برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...]