+ ارسال موضوع جدید
صفحه 1 از 5 1 2 3 4 5 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 41

موضوع: هزار و یک مسئله فقهی

  1. #1
    ناظم انجمن

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    محل سکونت
    زیر اسمون خدا...
    نوشته ها
    16,534
    تشکر
    13,809
    تشکر شده 13,049 بار در 9,484 پست

    New2 هزار و یک مسئله فقهی


    هزار و یک مسئله فقهی : مجموعه استفتائات

    حسين نوري همداني






    احكام تقليد
    س1 : در اصل مسأله تقليد آيا انسان بايد تقليد كند يا اجتهاد؟
    ج : موضوع تقليد تقليدى نيست و يك امر عقلائى است كه انسان در هر رشته به متخصّص آن رشته مراجعه مى كند.
    س2 : اگر فردى نيّتش اين باشد كه من از فلانى تقليد مى كنم و توجّه به اين موضوع ندارد كه:«تقليد انجام عملِ مستند به فتواى مجتهد است»:
    1 - آيا به نيّتِ تقليد تقليد محقّق شده يا خير؟
    2 - آيا مى تواند در اينصورت از مجتهد ديگرى تقليد كند ؟
    ج 1 :تنها به نيّت ،تقليد محقّق نمى شود.
    ج 2: مى تواند.
    س3 : آيا تقليد از اعلم بر مكلّف واجب است ؟
    ج : واجب است .
    س4 : در صورتى كه چند مجتهد جامع الشّرائط مساوى باشند يا اعلميّت بعضى بر بعض ديگر محرز و ثابت نشده آيا مجاز است كه شخص تبعيض در تقليد قائل شده و در مسائل مختلف فقهى از مجتهدين جامع الشّرائط مختلف تقليد نمايد؟ در اين صورت اگر اين عمل موجب انتخاب ساده ترين فتوا در ميان فتاواى اين مجتهدين در مسائل مختلف گردد آيا شرعاً چنين عملى كه ظاهراً در نقطه مقابل عمل به احتياط مى باشد صحيح و جايز است يا خير؟
    ج :در فرض مذكور تبعيض در تقليد جائز است وقبل از عمل مى تواند در بعضى از مسائل به فتواى اين فقيه و در بعض ديگر به فتواى آن فقيه عمل نمايد، البته اين موضوع همانطور كه گفته شد مربوط به قبل از عمل است ولى بعد از عمل نمى تواند در هر مسأله اى كه فتوا وجود داشته از مجتهد به مجتهد ديگر عدول نمايد مگر آنكه دوّمى اعلم باشد.
    س5 : آيادر بقاء بر تقليد ميّت، رجوع به حىِّ اعلم لازم است ؟
    ج : بلى در مسأله بقاء بر تقليد ميّت بايد از حىِّ اعلم تقليد كرد.
    س6 : باقى ماندن بر تقليد ميّت در چه صورت جائز و در چه صورت جائز نيست ؟
    ج : كسى كه در بعضى از مسائل به فتواى مجتهدى عمل كرده بعد از وفات او مى تواند در همه مسائل بر تقليد او باقى بماند مگر در صورتى كه مجتهد زنده اعلم از متوفّى باشد در اين صورت رجوع به آن مجتهد زنده واجب است.
    س7 : كسى كه در گذشته از امام (ره)تقليد مى كرد بعد مقلّد آيه الله اراكى شد و در قسمتى از مسائل باقى بر تقليد امام بود حالا كه مقلّد حضرتعالى شده مى تواند در برخى از مسائل از امام تقليد كند و برخى از آيه الله اراكى و بعضى از حضرتعالى ؟
    ج : در آن مسائلى كه از امام رضوان الله عليه به آيه الله اراكى عدول نكرده است مى تواند در تقليد از امام باقى باشد.
    س8 : در صورتى كه مجتهدى كه از دنيا رفته از مجتهد زنده اعلم باشد و يا احتمال اعلميّت او نسبت به مجتهد زنده وجود داشته باشد،آيا مقلّدين او ميتوانند تمام يا برخى احكام را از مجتهد زنده تقليد نمايند؟
    ج : بلى مى توانند.
    س9 : روشن است كه همه مراجع تقليد فعلى بقاء بر تقليد ميّت را جائز مى دانند،آيا مى شود انسان بدون رجوع به مرجع تقليد حىِّ معيّنى، بر تقليد از ميّت باقى بماند؟
    ج : لازم است در مسأله بقاء، از حىّ تقليد كرد ولى تعيين لازم نيست .
    س10 : آيا بر مجتهد متجزّى تقليد حرام است، بر زن مجتهد چطور؟
    ج : در هر دو مورد در آن قسمتى كه اجتهاد كرده است، حرام است .
    س11 : آيا شرعاً مى شود به احتياط واجب كه در بعضى مسائل آمده عمل نكرد ؟
    ج : بايد به احتياط واجب عمل شود مگر اينكه در اين مورد از ديگرى تقليد شود.
    س12 : اگر فقهاء در علم مساوى باشند آيا براى مكلّف جائز است از يكى از آنها تقليد كند ودر احتياطات واجب به ديگرى رجوع كند ؟
    ج : جائز است.
    س13 : وظيفه نوجوانانى كه آغاز تكليف آنها است در مسأله تقليد چيست ؟
    ج : بايد با انجام تحقيق از مجتهد جامع الشّرائط زنده تقليد كنند.
    س14 : آيادر يك خانواده اشخاصى كه به سنّ تكليف مى رسند هر كدام جداگانه براى خود بايد مرجع تقليد انتخاب كنند يا اينكه تنها ولى خانواده كافى است؟، آيا زن هم بايد تنها خودش مرجع تقليد انتخاب كند يا اينكه شوهر يك مرجعى را كه انتخاب كرده زن هم مى تواند به همان رساله عمل كند؟و اگر فردى از خانواده تاكنون به رساله مرجعى كه از دنيا رفته عمل كرده و مرجع ديگرى انتخاب نكرده است تكليفش چيست؟ آيا مى تواند باقى بر تقليد از ميّت بماند يا مرجع ديگرى انتخاب كند؟
    ج : در انتخاب مرجع تقليدافراد خانواده مختارند ميتوانند همه يك مرجع تقليد داشته باشند واگر تشخيص هايشان متفاوت باشد مرجع تقليد متفاوت داشته باشند. بلى كسى كه تازه بحدِّ بلوغ ميرسد نمى تواند از مجتهد ميّت تقليد كند ولى كسانى كه در زمان حيات يك مجتهد كه فعلاًاز دنيا رفته است از او تقليد كرده اند مى توانند با اجازه يك مجتهد زنده بر تقليد او باقى بمانند.
    س15 : اگر كسى مثلاً مقلّد امام بوده و هست اگر بخواهد به مرجع زنده رجوع كند در صورتى كه بداند ايشان اعلم بوده است مى تواند رجوع كند يا خير ؟

    ج : اگر بداند كه ايشان اعلى اللّه مقامه اعلم بوده اند باز هم مى تواند به مرجع زنده مراجعه كند.
    س16 : آيا رجوع از حضرت امام رضوان اللّه عليه به حضرت عالى صحيح است يا خير؟ و چنانچه صحيح نباشد نمازهائى كه خوانده ام و روزه هائى كه گرفته ام چه حكمى دارد؟
    ج : صحيح است ولى نمى توانيد دوباره به نظر حضرت امام قدّس سرّه رجوع كنيد و نماز و روزه اى كه مطابق فتواى ايشان بجا آورده ايد صحيح است .
    س17 : آيا عمل به احتياط رجحان دارد ياتقليد نمودن ؟

    ج : اگر موجب عسر و حرج نباشد عمل به احتياط راجح است .
    س18 : براى شخص محتاط آياحدود دائره احتياط در احكام بين فقهاست و آيا واجب است فتاوى فقهاى گذشته را داخل كرد يا خير؟
    ج : بلى لازم است .
    س19: آيا سفارشها و دستورهاى اخلاقى دين مبين اسلام در قلمرو تقليد قرار مى گيرد يا اينكه چون برخى از آنها تكليف الزامى ندارد از حوزه قلمرو تقليد خارج است؟
    ج : دستورهاى اخلاقى در قلمرو تقليد قرار ندارد مگر اينكه با يكى از احكام خمسه تكليفى يعنى وجوب يا استحباب يا حرمت يا كراهت يا مباح ارتباط پيدا كند










  2. 3 کاربر مقابل از این پست *ADRIANA* تشکر کرده اند.


  3. #2
    ناظم انجمن

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    محل سکونت
    زیر اسمون خدا...
    نوشته ها
    16,534
    تشکر
    13,809
    تشکر شده 13,049 بار در 9,484 پست

    پیش فرض پاسخ : هزار و یک مسئله فقهی

    احكام طهارت و نجاست
    س20 : آيا آب دوشى كه معلوم نيست متّصل به كرّ بوده يا خير ،چيز نجس را تطهير مى نمايد يا خير؟ وضوء و غسل با آن چگونه است؟
    ج : آب مطلقاً چيز نجس قابل طهارت را پاك مى كند ووضو وغسل با آن صحيح است. تفاوت كرّ و جارى با آب قليل در موارد ديگر - غيرآنچه كه در فوق ذكر شد - مى باشد مثلاً قليل به ملاقات نجس يا متجّنس، نجس مى شود ولى كر يا جارى، تا رنگ يا بوى و يا طعم آن تغيير نكند پاك است و نيز در آب قليل، تطهير گاهى احتياج به تعدّددارد ولى در كرّ و جارى تعدّد لازم نيست و همچنين .
    س21 :بعدازنيم پخت شدن برنج (حين آبكش كردن) فضله موش در داخل برنج پيدا شد آيا با آب كشيدن پاك مى شود؟
    ج : پاك مى شود.
    س22 : گوشتى كه از دهان سگ گرفته مى شود با آب كشيدن پاك مى شود يا خير، در صورتى كه از دندان سگ باقى بماند چه حكمى دارد و اگر اثرش باقى نماند چه حكمى دارد؟
    ج : باآب كشيدن پاك ميشود چه اينكه اثر دندان باقى بماند يا باقى نماند.
    س23 : اگر ظاهر گندم و برنج و صابون و مانند اينها نجس شود با فرو بردن در آب كر و جارى پاك مى گردد، و اگر باطن آن نجس شود چطور؟
    ج : اگر به اندازاه ى در آب بماندكه آب كر يا جارى به باطن آن نيز نفوذ كند باطن نيز پاك مى شود.
    س24 : اگر چيز نجس را كه بايد دوبار بشويد يك بار بشويد ولى مقدار آبى كه يك بار مى شويد بيشتر از مقدار آبى است كه دوبار ميشويد،آيا ان چيز پاك مى شود؟
    ج : زيادى آب ميزان نيست و در موارد لزوم تعدّد بايد مراعات شود.
    س25 : قسمتى از منزل كه نجس مى شود و امكان اين كه آب جارى يا آب قليل به سوى آن ريخته و از محلى خارج شود نمى باشد براى پاك شدن آن جاها به چه ترتيب بايد عمل شود؟
    ج : اگر به وسيله آب كر تمام محل نجس شسته شود و غُساله از محل نجس حركت كرده و رَدّ شود پاك مى شود و يكى از راههايى كه ممكن است اين است كه نقطه اى را بِكَنَندو حفره اى ايجاد كنندكه غُساله به آنجا سرازير شود و بعداًروى آن را بپوشانند.
    س26 : اگر دهان خونى شود، و در دهان، دندان مصنوعى طورى باشد كه به دندان هاى طبيعى چسبيده باشد و به هيچ طريق نشود آن را براى تطهير از دهان بيرون آورد، نحوه تطهيرش چگونه است؟
    ج : بنابر احتياط واجب حكم دندان طبيعى را ندارد كه به زوال نجاست پاك شود و بايد آب را در دهان بگيرد و تطهيرش كند.
    س27: آيا تابيدن آفتاب از پشت شيشه بر جسم نجس پاك كننده است؟
    ج : اگر از شيشه، مستقيم بر جسم نجس بتابد پاك كننده است.
    س28 : فاصله چاه آب آشاميدنى و چاه آب توالت چند متر بايد باشد و آيا زمين نسفت با زمين نرم فرق دارد و يا اگر زمينى كه همه اش سنگ است و چند متر از چاهى كه همه اش نرم است پائين تر كنده شود به نحوى كه رطوبت چاه توالت به چاه آب آشاميدنى سرايت نمايد و مزه آب چاه تغيير كند نجس مى شود يا خير؟
    ج : نقاط زمين از جهت سِفت بودن و سفت نبودن و نيز از جهت پستى و بلندى متفاوت است و بايد طورى باشد كه سرايت نكند. آب چاه تا رنگ و يا بو و يا مزه اش به واسطه نجاست تغيير نكند نجس نمى شودولى مسئله تنها نجس شدن نيست و آب آشاميدنى بايد پاكيزه باشد.
    س29 : اگر حيوان حرام گوشتى مانندگربه و غيره به چاه ببفتد و متلاشى شود آيا كشيدن آب چاه لازم است، واگر لازم است لطفاًمقدار آن را مشخص كنيد، و اگر موى حيوان در چاه بماند وظيفه چيست؟
    ج : اگر مزه آب و يا رنگ و يا بوى آن تغيير نكرده است كشيدن آب از جاه لازم نيست و در صورتى كه تغيير در صفاتى كه ذكر شد به وجود آمده باشد بايد آنقدر آب از چاه بكشيد تا تغيير زائل شود و آب چاه صفا و رنگ طبيعى خود را باز يابد.
    س30 : ايا دست انسان به كافر و يا سگ و خوك خشك بخورد، بازهم نجس مى شود يا بايد مرطوب باشد تا دست نجس شود؟ ج اگر مرطوب باشد نجس مى شود.
    س31 : آيا ملاقى سوم، از متنجس دوم نجس مى گردد يا خير پاك مى باشد؟
    ج : نجس مى شود هر قدر واسطه زياد هم باشد.
    س32 : اگر دست و صورت و لباس شخصى نجس باشد و يا بچه اى كه همراه او مى باشد نجس باشد آيا به صاحب خانه بگويد و آيا مسئول نيست؟
    ج : مسئول نيست و لازم نيست به او بگويد در صورتى كه با او معاشرت نداشته باشد.
    س33 : آيا متنجس منجِّس است يا خير؟ و آيا فرقى بين جامد ومايع نيست؟
    ج : متنجّس اگر با رطوبت مسريِّه با چيز ديگر ملاقات كند منجس است.
    س34 : خواهشمندم در مورد يقين توضيح دهيد،آيا يقين فقط ديدن است؟ و كسى كه نابينا است چطور مى تواند در مورد نجس وپاكى چيزى يقين كند؟
    ج : به غير ديدن هم ممكن است يقين حاصل شود و تا يقين نكرده اجتناب لازم نيست و در اين موارد اطمينان مثل يقين است.
    س35 : آيا حيوانى كه وطى مى شود، يعنى انسان با آن آميزش كند نسل آن حيوان هم نجس مى شود يا خير؟
    ج : نسل آن حيوان هم حرام است ولى نجس نمى شود و مدفوع آن حيوان نجس است.
    س36: خون لخته شده در داخل جگر و رگ گوسفند و مرغ و غيره در صورتى كه بتوان آنرا جدا كرد آيا نجس مى باشد يا خير؟
    ج : در صورتى كه موقع زبح خون به اندازه متعارف خارج شده است پاك است ولى اگر لخته خون است نبايد آنرا خورد.
    س37 : اگر قرآن نجس شود مى توان آن را شست؟
    ج : بايد شست.
    س38 : نظر حضرتعالى درباره طهارت يا عدم طهارت اهل كتاب چيست و بفرماييد معاشرت و دوستى و هم سفره شدن مسلمين با ايشان جايز است يا خير؟
    ج : اهل كتاب يعنى يهودى و نصارى محكوم به طهارت مى باشند و معاشرت با آنها اگر شخص تحت تأثير فرهنگ آنها قرار نگيرد اشكال ندارد.
    س39 : متأسفانه با رشد زياد فرقه ضالّه بهائيت، مسلمين ضعيف الايمان مبتلا به معاشرت با ايشان شده اند لطفاً بفرمائيد رفت و آمد و شركت در مراسم ايشان و دعوت آنها به مراسم خود مخصوصاً مراسم ترحيم كه غالباًدر مساجد بر پا مى گردد چه حكمى دارد؟
    ج : بهائيت محكوم به نجاست مى باشند معاشرت با آنها جائز نيست و دعوت آنهابه مساجد نيز جائز نيست










  4. 2 کاربر مقابل از این پست *ADRIANA* تشکر کرده اند.


  5. #3
    ناظم انجمن

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    محل سکونت
    زیر اسمون خدا...
    نوشته ها
    16,534
    تشکر
    13,809
    تشکر شده 13,049 بار در 9,484 پست

    پیش فرض پاسخ : هزار و یک مسئله فقهی

    وضوء
    س40 : وضوء گرفتن قبل از وقت نماز به نيّت نماز چه حكمى دارد؟
    ج : در اين فرض به قصد با طهارت بودن وضوء بگيرد و اگر به اين قصد وضوء گرفت مى تواند تمام اعمال مشروط به طهارت چه نماز ادا و چه قضا و چه دست زدن به كلمات قرآن و غيره را انجام داد.
    س41 : آياوضوء به خودى خود استحباب نَفسى دارد يا خير؟ و اگر شخصى در موقع وضوء گرفتن همينقدر كه بگويد وضوء مى گيرم قربة الى اللّه كافى است يا بايد يكى از غايات را كه مطلوب است در نظر بگيرد و نيّت كند؟ و اگر غايت لازم است نفس طاهر بودن غايتى محسوب مى شود يا خير؟
    ج : لازم است يكى از غايات را قصد كند و اگر وقت نماز داخل نشده است به قصد اين كه با طهارت باشد وضوء بگيرد.
    س42 : شخصى كه وضوء مى گيرد چه در وقت، چه قبل از وقت و هيچ غايتى نيز در نظر ندارد، فقط مى خواهد با وضوء باشد، آيا با اين وضوء مى تواند نماز بخواند؟
    ج : لازم است يكى از غايات (اهداف)را در نظر بگيرد اگر وقت نماز است به قصد نماز وضوء بگيرد و اگر وقت داخل نشده است به قصد اين كه با طهارت باشد وضوء بگيرد و اگر مقارن دخول وقت است به قصد اين كه مهيّا باشد براى نماز خواندن نيز مى تواند وضوء بگيرد.
    س43 : شخصى كه هر دو دست او فاقد حس و حركت است طورى كه نمى تواند هنگام وضوء دستها و صورت را آب بكشد و همچنين قادر به مسح سر و پاها نيست براى براى وضوء چگونه بايد عمل كند؟
    ج : واجب است از اشخاص ولو با اجرت در صورت امكان براى شستن و مسح كشيدن كمك بگيرد.
    س44 : شخصى قبل از اين كه مسح سر و پا را بكشد باتر بودن دست چپ باز دست چپ را روى دست راست مى كشد و دستها را به هم مى مالد، آيا اين عمل موجب بطلان وضوء است؟
    ج : لازم است قبل از مسح به اعضاى وصوء دست نزند تا مسح با رطوبتى كه در دست باقى مانده است انجام بگيرد.
    س45 : شخصى كه يك يا دو پايش قطع شده آيا نياز به مسح دارد؟ در صورتى كه جواب مثبت باشد چگونه بايد مسح نمايد؟
    ج : در فرض مذكور مسح ساقط است.
    س46 : آيا كسى كه پاى مصنوعى دارد لازم است به هنگام وضوء، همان را مسح كند؟
    ج : لازم نيست.
    س47 : آيا با دست مصنوعى در فردى كه دستش از مچ قطع شده است مى توان مسح كشيد؟
    ج : بلى مى تواند و لازم است.
    س48 : شخصى كه زخم يا دمل يا شكستگى در سر يا پاها دارد و روى آن باز است و آب ريختن نيز روى آن ضرر دارد آيا بايد تيمم كند؟ در غير اين صورت چه بايد بكند؟
    ج : در فرض مذكور لازم است پارچه پاكى روى زخم يا دمل يا شكستگى بگذارد و روى پارچه را باترى آب وضوء مسح كند و اگر گذاشتن پازچه ممكن نباشد بايد به جاى وضوء تيمم كند، اين نوع مسح و همچنين موضوع شستن اعضاى وضوء با اين عذر راوضوى «جبيره اى» مى گويند و در توضيح المسائل از مسأله
    345 -325 احكام آن ذكر شده است.
    س49 : دست شكسته كه گچ گرفته شده پس از وضوى جبيره تيمم هم لازم است يا خير؟
    ج : در فرض مذكور تيمم لازم نيست.
    س50 : پارچه اى كه براى جبيره در محلّ وضوء مى گذارند علاوه بر طهارت و اباحه، آيا شرط ديگرى هم دارد مثلاً از ابريشم و از اجزاء حيوان حرام گوشت نباشد، يا خير؟ منظور نماز خواندن با آن است كه چه حكمى دارد؟
    ج :نماز با آن صحيح نيست.
    س51 : بقيه آب ظرفى كه از مستراح بر مگردد، با آن آب وضوء گرفتن كراهت دارد يا خير؟
    ج : كراهت آن ثابت نيست.
    س52 : آيا در كلماتى مانند «بسمه تعالى» يا «هو» يا كلمات فارسى مانند «خدا» و غيره اجتناب از دست زدن بدون وضوء به آن لازم است و حكم اسماء جلاله را دارد؟
    ج : ضمير در بسمه تعالى و غيره حكم اسم جلاله را ندارد ولى نام خداى سبحان در هر لغتى حكم اسم جلاله را دارد.
    س53 : آيا افرادى كه اسمشان عبداللّه، حبيب اللّه،...اگر بدون وضوء آنرا بنويسند و يا مسح كنند چه حكمى دارد؟
    ج : نوشتن لفظ جلاله (كلمه «اللّه» بدون وضوء اشكال ندارد ولى دست زدن بدون وضوء حرام است هر چند جزءِ اسم كسى شده باشد.
    س54 : آيا وضوء اثرات منفىِ با جنابت شير دادن را از بين مى برد؟
    ج : نمى برد.










  6. 2 کاربر مقابل از این پست *ADRIANA* تشکر کرده اند.


  7. #4
    ناظم انجمن

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    محل سکونت
    زیر اسمون خدا...
    نوشته ها
    16,534
    تشکر
    13,809
    تشکر شده 13,049 بار در 9,484 پست

    پیش فرض پاسخ : هزار و یک مسئله فقهی

    غسل
    س55: آيا بعد از انجام غسل احتياجى به وضوء گرفتن براى نماز هست يا خير؟
    ج : در غسلهاى واجب غير از غسل استحاضه متوسطه و كسيره كه مربوط به خانمهاست، گرفتن وضوء براى نماز واجب نيست و در غسلهاى مستحب نيز با شرحى كه در مسأله 645 در رساله ذكر كرده ايم گرفتن وضوء براى نماز واجب نيست.
    س56 : آيا زن كه در عادت ماهيانه است مى تواند به مجالس سخنرانى و موعظه (دعا) و حتّى نماز جماعت و جمعه برود و به خطابه گوش دهد امّا نماز نخواند و كنار بنشيند؟
    ج : در غير مسجد مى تواند بنشيند و گوش بدهد.
    س57: خانمى كه براى جلوگيرى از حاملگى از دستگاه آى يودى يا قرص استفاده مى كند اگر دراين حالت خونريزى يا لك بينى داشته باشد وظيفه چيست؟
    ج : در صورتى كه يك دفعه چند ساعت يا چند دقيقه اى باشد يا ابتدا و انتهاى آن كمتر از سه روز باشد حيض نيست و استحاضه است ولى اگر سه روز يا بيشتر باشد و مصادف با ايام عادت باشد حيض است و احكام هر دو از حيث غسل و وضوء و...در رساله مذكور است.
    س58 : اگر كسى شب خوابهاى شهوت انگيز ببيند و در خواب تحريك شود امّا منى بيرون نيايد، ولى بعد از خواب قبل از ادرار عمل استبراء انجام مى دهد و مى بيند مقدارى ماده سفيد و تقريباً لزج مانند از او خارج مى شود در اينجا حكم و وظيفه شرعى چيست؟ يا اگر كسى در ماه رمضان با خود ملاعبه كند و احساس كند كه منى هم جهش كرده ولى از بيرون آمدن آن جلوگيرى كند، و بعد از چند دقيقه آب سفيدى ببيند روزه او چه حكمى دارد؟ يا اگر در حال بيدارى با توجه به تحريك (عمدى يا غير عمدى) قبل از ادرار و بر اثر تبراء از او اين مادّه بيرون آمد حكم چيست؟ و اگر همين عمل در ماه رمضان باشد و شخص از بيرون آمدن منى جلوگيرى كند و بعداً اين مادّه را ببيند حكم چيست؟
    ج : تا علم به خروج منى پيدا نكند غسل واجب نيست ولى اگر علم حاصل كرد در هر صورت جنب است و احكام جنابت مترتّب مى شود و غسل هم بايد بكند.
    س59 : كسى كه پروستات عمل كرده و موقع مقاربت هم منى غسل خارج نمى شودو يقين دارد كه در مثانه مى ريزد چون يكى از مواردِ جنابت دخول است كه چه منى خارج شود يا خير، بايد غسل كند حالا اگر اين آدم در خواب محتلم شود و وقتى كه بيدار شد احساس لذّت و سستى بدن كرد كه اين دو علت جنابت ولى چون در بيدارى هم منى خارج نمى شود و به مثانه مى ريزد در خواب هم همين طور است، آيا غسل دارد يا خير؟
    ج : در صورتى كه يقين دارد كه منى از محلّ خود خارج شده است بايد غسل كند.
    س60 : آياغسل جنابت فى نفسه و به خودى خود مستحب است يا خير؟ و اگر مستحب است آيا مى توان با آن نماز خواند؟
    ج : بلى به خودى خود مستحب است و براى نماز خواندن واجب مى شود و نماز با آن را تا باطل است مى تواند بخواند و وضوء گرفتن واجب نيست.
    س61 : شخصى هنگامى كه غسل جنابت به او واجب مى شود بقدرى آن را تأخير مى اندازد كه وقت نماز تنگ ميشود و لذا با تيمم نماز مى خواند و بعداً مثلاً فرداى آن روز غسل مى نمايد. نظر حضرت عالى در اين باره چيست؟
    ج : با امكان غسل كردن، تأخير آن حرام است ولى اگر بتأخير انداخت تا وقت تنگ شد نماز با تيمم، صحيح است.
    س62: اگر مسافرى در دريا جنب شد آنجا حمّام نيست و خاك هم ندارد تا تيمّم كند وقت نماز هم تنگ است لطفاً بفرمائيد وظيفه اش چيست؟
    ج : اگر غسل و تيمّم هيچيك ممكن نيست «فاقد الطهورين» است نماز را با همان حال بخواند و بعداً با تحصيل طهارت قضا كند.
    س63 : اگر هنگام صبح بيدار شديم و متوجه شديم كه جنب شده ايم و آب و وقت لازم براى غسل نداريم براى خواندن نماز واجب صبح و ظهر و عصر و شام بايد چه كرد. و اگر در ماه مبارك رمضان بود آيا روزه ما صحيح است يا خير؟
    ج : در فرض مذكور لازم است كه تيمّم بدل از غسل كنيد و نماز صبح را بخوانيد و براى نمازهاى بعد نيز اگر ممكن است غسل كنيد و اگر در ماه رمضان بعد از طلوع فجر جنب شده ايد و اين جنابت چون در خواب عارض شده روزه تان صحيح است و براى نماز غسل و يا تيمم بدل از غسل كنيد و شرح آن در رساله توضيح المسائل مذكور است.
    س64: آيا تماس بدن شخص جنب و يا شخص بدون وضو با جواهرات منقّش به تصوير "كعبه مقدس" يا آرم "اللّه" جايز است؟
    ج : جايز نيست .
    س65: آيا غسل جمعه براى رفتن به نماز جمعه واجب است يا خير؟
    ج : غسل جمعه واجب نيست ولى با آن مى توان نماز خواند و احتياج به وضوء نيست.
    س66 : اگر در حين غسل بادى از مخرج غائط خارج شود و يا بول كند آيا اعاده غسل لازم است؟
    ج : غسل را به اتمام برساند ولى نمى تواند با آن نماز بخواند و براى نماز بايد وضوء بگيرد










  8. 2 کاربر مقابل از این پست *ADRIANA* تشکر کرده اند.


  9. #5
    ناظم انجمن

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    محل سکونت
    زیر اسمون خدا...
    نوشته ها
    16,534
    تشکر
    13,809
    تشکر شده 13,049 بار در 9,484 پست

    پیش فرض پاسخ : هزار و یک مسئله فقهی

    احكام ميّت
    س67 : آيا ميّت نجس است يا خير و غسل دادن ميّت به خاطر نجاست وى مى باشد يا به خاطر چيزهاى ديگر؟
    ج : ميّت عادى قبل از غسل نجس است و غسل دادن او يك حكم شرعى الزامى است وبعد از غسل پاك مى شود.
    س68 : آيا خشك وتر بودن بدن ميّت در حكم مسّ آن فرق دارد يا خير؟
    ج : براى غسل مسّ ميّت خشك و تر بودن فرق ندارد.
    س69 : قطره آبى كه در اثناى غسل دادن ميّت به لباس فردى كه كنار ايستاده است اصابت كرده، آيا مى تواند با آن لباس نماز بخواند يا خير؟
    ج : بلى مى تواند.
    س70 : ميّت را دفن كرده اند ولى در غسل، حنوط كلاً فراموش شده است در چنين مواردى چه بايد كرد؟
    ج : در صورتى كه جسد نپوسيده است و بيرون آوردن آن مستلزم هتك حرمت او نمى شود، و يا موجب آزار و اذيّت ديگران نمى گردد بايد نبش قبر كرده و با ضوابط شرعى حنوط كرده و دوباره دفن كنند.
    س71 : غسّالى كه با معاونش مشغول تطهير و تغسيل ميّت مى باشد در حال تطهير و تغسيل چنانچه از قطرات آب ترشح بكند به لباس ايشان بعد از اتمام سه غسل، لباس آنها پاك مى باشد يا خير؟
    ج : اگر،با آب قليل غسل مى دهند بعد از اتمام، لباس مذكور را تطهير نمايند.
    س72: شخصى از دنيا رفت و در طبقه بالاى قبر دفن گرديده است، بعد از گذشت سه روز غسّال آمد و خبر داده است كه يكى از اغسال ثلاثه فراموش گشته، آيا مى شود در چنين مواردى با توجه به اينكه فرد ديگرى نيز در طبقه زيرين دفن شده نبش قبر نمود؟
    ج : در صورتى كه با گذشت زمان جسد متعفن نشده كه موجب هتك احترام ميّت يا اذيّت ديگران باشد لازم است كه نبش شود و غسلها با ترتيب صحيح انجام گيرد.
    س73: نماز خواندن بر جنازه شخصى كه اقدام به خودكشى كرده چه صورتى دارد؟
    ج : اقدام به خودكشى كردن مسلمان موجب سقوط نماز ميّت بر جنازه اش نمى شود.
    س74: خانمى از دنيا رحلت كرده كه جنين در شكم او نيز از دنيا رفته است ولى جنين كامل الخلقه و بعد از 4 و 5 ماهگى است، تكليف در مورد فن اين زن و بچّه واقع در شكم او چيست؟
    ج : در فرض مذكور ماد را رو به قبله به طور متعارف دفن نمايند.
    س75: در صورت اتمام دفن ميّت با كفن نجس وظيفه چيست؟
    ج : در صورتى كه بر بدن ميّت، بو نيفتاده كه موجب هتك احترام ميّت شود، قبر را نبش كنند و اگر ممكن است كفن را عوض كنند و الاّ آن مقدار را قطع كنند و بردارند.
    س76: شخصى وصيّت كرده بعد از فوتش او را در عتبات عاليات دفن كنند، لكن به علّت وضعيت موجود چنين كارى ممكن نيست، آيا مى شود او را موقتاً دفن كرده و بعد با نبش قبر جنازه را منتقل نمايند؟
    ج : در فرض مذكور جائز نيست.










  10. کاربر مقابل از این پست *ADRIANA* تشکر کرده است.


  11. #6
    ناظم انجمن

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    محل سکونت
    زیر اسمون خدا...
    نوشته ها
    16,534
    تشکر
    13,809
    تشکر شده 13,049 بار در 9,484 پست

    پیش فرض پاسخ : هزار و یک مسئله فقهی

    تيمّم
    س77: آيا تيمّم بر موزائيك و سنگفرش صحيح است؟
    ج : تيمّم بر سنگفرش صحيح است ولى بر موزائيك اگر از سنگ پخته درست شده است اشكال دارد.
    س78: آيا در تيمّم دست را روى خود بينى كشيدن هم لازم است يا منظور از روى بينى كه مى فرمايند، بين دو ابرو مى باشد؟
    ج : مسح روى بينى لازم نيست.
    س79: اگر كسى كه وظيفه اش تيمّم است به علت شكستگى يك دست، نتواند آن را به پيشانى برساند، آيا براى كشيدن به پيشانى، يك دست سالم كافى است يا اين كه نايب گرفتن لازم است؟
    ج : در فرض مرقوم با دست سالم تيمّم كند و گرفتن نائب لازم نيست.
    س80: در تيمّم بدل از غسل و بدل از وضو كه از نظر جناب عالى فرق ندارند چند ضرب لازم است؟
    ج : در هر دو يك ضربت كافى است و شرح آن در مسائل تيمّم است.
    س81: آيا با تيمّم بدل از غسل جنابت مى شود به مسجد و يا به مشاهد مشرّفه وارد شد؟
    ج : اگر تيمّم براى تنگى وقت نباشد بلكه براى عذر ديگرى باشد اشكال ندارد.
    س82: آيا زن حائض بعد از تمام شدن عادت و قبل از غسل مى تواند با تيمّم بدل از غسل به مسجد برود؟
    ج : اگر عذر از غسل كردن دارد مى تواند.
    س83: كسى كه جنب است در صورت ناچارى ومثلا ضرر آب بر بدنش يا شكسته و زخمي بودي بدن و نبودن آب تيمّم بدل از غسل جنابت آيا بخاطر شركت در مجالس ختم و غيره مى تواند وارد مسجد بشود يا خير ؟
    ج : ورود به مسجد در فرض سؤال مانع ندارد و حكم كسى را دارد كه غسل كرده است.
    س84 : شخصى آب نداشت و يا آب براى او ضرر داشت و لذا تيمّم بدل از غسل جنابت كرد، آيا مى تواند داخل مسجد گشته ، قرآن بخواند و يا ... ؟
    ج : مانع ندارد و حكم كسى را دارد كه غسل كرده است.
    س75: در تيمّم بدل از وضوء براى كسى كه اطمينان دارد تا چندين روز ديگر نمى تواند وضوء بگيرد، آيا قبل از اذان مى تواند تيمّم كند يا بايد بعد از اذان تيمّم كند؟
    ج : تيمّم قبل از وقت براى نماز بعد از وقت صحيح نيست










  12. 2 کاربر مقابل از این پست *ADRIANA* تشکر کرده اند.


  13. #7
    ناظم انجمن

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    محل سکونت
    زیر اسمون خدا...
    نوشته ها
    16,534
    تشکر
    13,809
    تشکر شده 13,049 بار در 9,484 پست

    پیش فرض پاسخ : هزار و یک مسئله فقهی

    احكام نماز
    س86 : فردي كه با پول غصبي عطر يا ادوكلن خريده و استفاده مي كند اگر در هنگام نماز از آن استفاده نمايد چه حكمي دارد ؟
    ج : اين عمل حرام است و بايد از آن اجتناب شود ولي نماز را باطل نمي كند .
    س87: آيا با خون هموروئيد(بواسير) داخلى يا خارجى مى توان نماز خواند؟
    ج : اگر خون فقط در داخل است و به خارج سرايت نكرده است حكمى ندارد ولى اگر خارجى است لازم است اگر تطهير ضرر و مشقّت ندارد براى نماز تطهير شود و اگر تطهير هر چند با آب گرم ضرر دارد لازم نيست.
    س88: عينكى كه دسته آن مخلوط به طلا و يا طلاى آن ظاهر است استفاده از آن براى مرد و نماز خواندن با آن چه صورت دارد؟
    ج : در صورتى كه طلاى دسته عينك ظاهر است استفاده از آن براى مرد حرام و نماز با آن باطل است. و در صورتى كه مخلوط است اگر مستهلك است اشكال ندارد.
    س89: اگر در دو جاى بدن يا لباس لكّه خون، هر كدام به اندازه حدوداً يك درهم باشد آيا نماز خواندن اشكال دارد؟
    ج : اشكال دارد و لازم است اقلاً يكى از آنها را آب بكشد.
    س90: نماز خواندن با كفش و دستكش گرچه پاك باشند چه حكمى دارد؟
    ج : با دستكش كه اشكال ندارد ولى كفش چون مانع رسيدن انگشت بزرگ پا به زمين است اشكال دارد.
    س91: اگر كسى مالى را پيدا كند و انجام وظيفه نكند و قصد هم نداشته باشد در آينده به وظيفه شرعى خود عمل نمايد و آن مال پيدا شده همراهش باشد و نماز بخواند آيا نمازش صحيح است يا خير؟
    ج : اگر مال را بردارد و قصد ايصال به صاحب آن و عمل به وظيفه شرعيه خود نداشته باشد نماز با آن در حكم نماز با مغصوب است.
    س92: آيا چادر در نماز شرط است يا مى توان نماز را با مانتو و روسرى يا مقنعه خواند و بفرماييد در فرادى و جماعت فرقى دارد يا خير؟
    ج : ميزان در نماز پوشش است به هر وسيله اى باشد.
    س93: نماز خواندن با انگشتر و لباسى كه داراى صورت و عكس جاندار و غير جاندار است چه حكمى دارد؟ همچنين نماز خواندن در مكانى كه مجسمه يا عكس بر در و ديوار آن نصب شده چگونه است؟
    ج : مكروه است با اين معنا كه تأثير در تقليل ثواب و فضيلت دارد.
    س94: بدن برخى از بيماران بسترى در بيمارستان به واسطه خونگيرى و... نجس است و بعضى نيز داراى لباس نجس مى باشند. در صورتى كه امكان غسل و دسترسى به لباس پاك نباشد براى اداى نماز چگونه بايد عمل كنند؟
    ج : در فرض مذكور بايد با بدن نجس و با همان لباس نماز بخواند.
    س95: نماز خواندن در بانك ها و ادارات و امثال آن مدارس كه اغلب وضعيت ملكى آن ها معلوم نيست چه صورتى دارد؟
    ج : اگر علم به غصب بودن محل ندارد و در تحت تصرف مسؤولين حكومت اسلامى است اشكال ندارد.
    س96: نماز خواندن در شركتها و يا خانه هايى كه مردم در آنها سكنى گزيده اند اما آن خانه ها و يا زمينهاى آنها براى مالكينى است كه به خارج كشور سفر كرده اند، چه حكمى دارد؟ اگر دولت آنها را در اختيار مردم قرار داده است چطور؟
    ج : نماز خواندن و ساير تصرّفات در آنها فقط پس از در نظر گرفتن ضوابط حكومت اسلامى جائز است.
    س97: تزئين و زينت كارى مساجد با نقّاشى و كاغذ ديوارى عكس دار، همچنين نصب قاب عكس و منظره در اين مكان ها چه حكمى داد؟ نقاشى كردن مناظر و حيوانات، همچنين نگهدارى، به كارگيرى و فروش آنان چه حكمى دارد؟
    ج : در مسجد مكروه است و در غير مسجد اشكالى ندارد.
    س98: طبخ غذا و خوردن آن در مساجد در صورتى كه با نظافت و حرمت مسجد و اقامه جماعت منافاتى پيدا كند چه حكمى دارد؟
    ج : انجام افعالى كه موجب تنجيس مسجد مى شود يا با احترام مسجد منافات دارد، يا مخلّ عبادت در مسجد مى شود جائز نيست.
    س99: نشستن در مسجد بعد از اتمام نماز و صحبت كردن در مورد مسائل شخصى كه مسلماً استفاده از امكانات مسجد مانند آب، برق، گاز و... را نيز در پى دارد، حكمش چيست؟
    ج : در صورتى كه مزاحم عبادات و اجتماعات معمول در مسجد نباشد و صحبتها نيز مشتمل بر محرّمات مثل غيبت و دروغ نباشد اشكال ندارد.
    س100: چنانچه حضرتعالى اطلاع داريد چندى قبل از طرف مسئول امور مساجد اعلام گرديد كه مى شود در مساجد برنامه هاى عقد و جشن ازدواج برپا نمود و اين موضوع در صدا و سيماى جمهورى اسلامى قرائت گرديد و همچنين در بعضى از روزنامه هاى كشور به چاپ رسيد. با توجه به اهميّتِ احترام به مساجد و حفظ شؤون آن در قرآن و احاديث معصومين عليهم السلام و آنكه چنين برنامه هايى با شؤون مساجد منافات دارند و همچنين مقدمه بر بعضى از منكرات از قبيل لهو و لعب و موسيقى و غيره و عواقب و اثرات سوء را به دنبال دارد. مى خواهيم نظرتان را در اين گونه برنامه ها در مساجد بفرماييد.
    ج : چون مسجد جايگاه عبادت خداوند است و رعايت احترام آن لازم است بنابراين اگر به اجراء صيغه عقد در مسجد و اجتماع تنها براى اين منظور باشد، مانعى نيست بلكه رجحان دارد و امّا انجام مراسم جشن و عروسى مخصوصاً با همراه بودن با جريان هايى كه در سؤال ذكر شده است و متعارف است جائز نيست و لازم است مسؤولين محترم برى سهولت امر ازدواج و فراهم كردن وسائل زندگى جوانان اهتمام بيشترى بخرج بدهند.
    س101: آيا خواندن نمازهاى يوميّه در پنج وقت رجحان دارد؟
    ج : رجحان پنج وقت، جدا از هم ثابت نيست.
    س102: در ايام ماه مبارك رمضان در تمامى مساجد نماز جماعت برگزار مى شود، در اول وقت بعد از اذان صبح، از شبهاى دوازدهم لغايت 23 رمضان اگر نمازگزار، نماز را بلافاصله بعد از اذان صبح بخواند، نماز او اشكال دارد يا بايد حدود ده دقيقه صبر نمايد؟
    ج : با رعايت اوقاتى كه در تقويم ها نوشته شده است اشكال ندارد و فرقى ميان اين شبها و شبهاى ديگر نيست.
    س103: آيا در شب هاى مهتابى لازم است بعد از اذان صبح مقدارى خواندن نماز صبح را تأخير انداخت تا روشنى صبح بر نور ماه غلبه محسوس پيدا كند؟
    ج : فرقى ميان شبهاى مهتابى و غير مهتابى نيست.
    س104: آيا در وقت اختصاصى نماز ظهر يا مغرب يا غيره مى شود نماز مستحبى بخوانيم يا خير؟
    ج : در وقت اختصاصى آخر وقت لازم است نماز صاحب وقت را بخوانيم كه قضا نشود، ولى در غير اين صورت خواندن نماز مستحبى جائز است. اذان:
    س105: آيا شهادت بر «على ولى اللّه» در اذان لازم است؟
    ج : چون اكنون شهادت به ولايت حضرت امير مؤمنان عليه السلام شعارى براى تشيّع شده است گفتن آن حتّى الامكان لازم است.
    س106: آيا اذان راديو و تلويزيون جمهورى اسلامى ايران حجّت است و مى شود با آن نماز خواند و روزه را افطار كرد؟
    ج : بلى براى اهالى شهر محل پخش و اهالى اطراف كه به آن شهر نزديك و هم افقند حجت است و نماز و افطار مطابق آن مانعى ندارد. قيام:
    س107: بيمارى كه ايستاده نماز مى خواند ناگاه در بين نماز احساس سرگيجه و عجز مى كند آيا مى تواند بقيه نماز را به حالت نشسته يا خوابيده بخواند؟
    ج : بلى با رعايت ترتيب مذكور در سؤال مى تواند.
    س108: آيا كسى كه مقلّد جنابعالى مى باشد مى تواند يك ركعت نافله نماز عشاء را ايستاده بخواند يا خير؟
    ج : نماز وُتيره را بايد نشسته بخواند.
    س109: آيا اداء كردن كلمات در نماز از مخرج واقعيشان واجب است؟
    ج : بايد كلمات طورى ادا شود كه عرف عرب آن را صحيح بداند.
    س110: كسى كه دندانش افتاده يا كشيده و نمى تواند كلمات را درست قرائت نمايد، آيا لازم است دندان مصنوعى بگذارد؟
    ج : بلى، در صورت قدرت واجب است.
    س111: شخصى حمد و سوره و اذكار نماز را بلد بوده ولى مدتى نمازش را بدون رعايت مخارج حروف مى خوانده و هرچه ديگران تذكر مى دادند در او تأثيرى نداشته چون فكر مى كرده و يقين داشته كه قرائتش صحيح است و حتى شك در غلط بودن قرائتش نداشته اما حالا متوجه گرديده، حكم نمازهايى كه تا كنون خوانده چه مى شود؟
    ج : در صورتى كه از جهت غفلت و عدم التفات بدون تقصير، اشتباهى در قرائت و يا ذكر شده، قضا واجب نيست.
    س112: آيا اگر انسان ببيند كسى نماز خود را غلط مى خواند واجب است به او تذكر دهد؟
    ج : واجب نيست مگر در مواردى كه مسئوليتى نسبت به اشخاص دارد كه مسئول تصحيح اعمال عبادى آنها نيز مى باشد.
    س113: اگر شخصى پس از حمد يا سوره عمداً يا سهواً صدق اللّه العلىّ العظيم بگويد آيا بر صحّت نماز او خللى وارد مى شود؟
    ج : سهواً اشكال ندارد ولى عمداً نگويد.
    س114: شخصى در اثناى نماز جهت پاك كردن سينه و باز كردن صدا عمداً چند مرتبه سرفه مى كند و يا صدايى شبيه سرفه از خود ظاهر مى كند كه موجب پيدايش دو حرف به بالا مى شود نماز او چه حكمى دارد؟
    ج : اشكال ندارد.
    س115: گفتن «ربّنا فلك الحمد» به جاى «سمع اللّه لمن حمده» آيا صورت شرعى دارد؟
    ج : از طريق ما وارد نيست و ما نمى گوييم.
    س116: برخى از زائران ايرانى از تلفظ كلماتى مانند«لبّيك، غير، يوم و...» فتحه را به گونه اى ادا مى كنند كه گاهى حتى احساس مى شود به كسره و يا ضمّه متمايل شده است و در مقابل، بعضى از اهل دقّت و يا وسواس اظهار مى دارند كه: بايد فتحه كاملاً ظاهر شود و در تلفّظ گاهى چنان اشباع مى كنند كه شبيه به «الف» مى شود، در حالى كه تلفظ برخى از اساتيد قرائت عرب زبان و ائمه جماعت مكّه و مدينه نيز به دقتى كه گروه دوم لازم مى دانند نمى باشد لطفاً نظر مبارك خود را در خصوص اداى صحيح اين كلمات مرقوم بفرماييد.
    ج : لازم است طورى تلفظ شود كه آشنايان به لغت عرب آن را فتحه محسوب بدارند، دقّت هاى زائد و وسوسه اعتبار ندارد.
    س117: نمازگزار اگر وقت برخاستن عوض بحول اللّه، «يا حىّ و يا قيّوم» بگويد نه بعنوان ذكر مطلق بلكه به قصد ورود، نمازش چه صورت دارد؟
    ج : اگر به قصد ورود گفته است نمازش خالى از اشكال نيست و اگر به قصد ورود نباشد جائز است.
    س118: اگر نون «و لم يكن له» و «اشهد ان لا الا اللّه» به طور ادغام تلفظ نشود(حروف يرملون مراعات نگردد) قرائت صحيح است يا خير؟
    ج : بهتر اين است كه در موارد ذكر شده ادغام كنند، ولى بدون ادغام هم صحيح است.
    س119: ذكر تسبيحات اربعه را در نماز چند بار بايد گفت؟
    ج : يك مرتبه كافى ات و سه مرتبه گفتن مستحب است.
    س120: اگر شك كنيم كه تسبيحات اربعه را يك بار خوانده ايم يا دو بار و يا سه بار تكليف چيست؟
    ج : بنا را بر اقلّ بايد گذاشت و خواندن يك دفعه هم در نماز كافى است.
    س121: اگر در ركوع و سجود افزون بر ذكر واجب، دعا و ذكر غلط خوانده شود به نماز صدمه مى زند؟
    ج : به نماز صدمه نمى زند.
    س122: آيا در ركوع و سجود پس از ذكر واجب، مى توان به فارسى دعا كرد؟ در قنوت چطور؟
    ج : در قنوت جائز است.
    س123: فردى مى داند غير از تكبيرة الاحرام تكبيرات ديگر در نماز مستحب است، اين را هم مى داند كه اگر نگويد به نماز اشكال نمى رسد و بعد از حال حركت به طرف سجده و ركوع مى گفته، نمى دانسته اگر به قصد ورود بگويد بايد در حال سكون بدن بگويد يعنى نمى دانسته چنين مسأله اى (قصد ورود و قصد ذكر) هست تا بپرسد، آيا نمازهايى كه در اين مدّت چهل و يا پنجاه ساله خوانده قضا كند يا خير؟
    ج : در فرض مسأله نمازش صحيح است.
    س124: اگر انسان شك كند كه دو سجده به جا آورده يا يك سجده تكليف چيست؟
    ج : اگر هنوز در حال نشستن است و نايستاده بيد يك سجده ديگر بجا آورد.
    س125: اگر نمازگزار سهواً ذكر ركوع را در سجده بخواند آيا نمازش باطل مى شود؟
    ج : باطل نيست ولى اگر در حاليكه در سجده است متذكر شد ذكر سجود را نيز بخواند.
    س126: در سجده واجب قرآن مهر يا چيز ديگرى كه سجده بر آن صحيح باشد لازم است يا بهر چيزى مى توان سجده كرد؟
    ج : بايد چيزى باشد كه سجده بر آن صحيح است مثل مهر نماز يا خاك و سنگ.
    س127: گاهى در پيشانى انسان جوشهايى پيدا مى شود كه هنگام سجده درد مى گيرد آيا مى توان صورت را كج روى مهر گذاشت؟
    ج : اگر از گذاشتن پيشانى معذور است يكى از دو طرف پيشانى را بگذارد اگر از آن هم معذور است چانه خود را روى مهر بگذارد.
    س128: اگر هنگام سجود، كودكى مهر را از جلومان برداشت يا بر اثر رفت و آمد مردم به كنارى رفت، مى گويند سجده بر لباس جايز است، حال اگر جنس لباس همايمان از نفت (پلاستيك) باشد، سجده بر لباس بهتر است يا پشت دست؟
    ج : سجده بر خوردنى و پوشيدنى صحيح نيست و لو اين كه پوشيدنى از جنس نفت باشد در اين فرض اگر وقت تنگ است بر پشت دست خود سجده كند.
    س129: مهرهايى كه بر اثر كثرت سجده رنگ آنها سياه شده است سجده بر آن چه حكمى دارد؟
    ج : اگر مانع از رسيدن بشره پيشانى به مهر است اشكال دارد.
    س130: گاهى اوقات در سجده اول پيشانى دوبار به مهر مى خورد آيا دو سجده محسوب مى شود؟
    ج : اگر نتواند سر را نگهدارد و بى اختيار دوباره به جاى سجده برسد روى هم يك سجده حساب مى شود و اگر ذكر نگفته باشد بايد بگويد و اگر اين سجده اوّل است سجده دوم را نيز بجا بياورد.
    س131: يكى از دو طرف مهرهاى نماز مقدارى برجستگى دارد آيا سجده بر سطح ناصاف آن صحيح است؟
    ج : صحيح است.
    س132: مقدار زمان جلسه استراحت را بيان فرمائيد؟
    ج : به حدّى كه بدن آرامش پيدا كند و عرفاً به آن جلوس صدق كند.
    س133: منظور از سر انگشت كه در سجده بايد بر زمين باشد آيا نوك پاست يا كلّ سطح ناخن؟
    ج : منظور نوك پا است.
    س134: كسى كه بيمارى و درد شديدى در گردن و يا ستون فقرات دارد و نمى تواند سر بر مهر گذارد و در حالت سجده بعلت درد زياد يك ميز يا چهارپايه كوچك گذاشته و مهر را روى آن قرار داده آيا مى تواند مهر ر بردارد و بر پيشانى نهد؟
    ج : اگر قدرت ندارد پيشانى خود را بر زمين بگذارد چانه خود را روى مهر بگذارد و اگر از آن هم عاجز است جاى ديگر از صورت خود را بر زمين بگذارد، اگر از خم شدن عاجز است ميزى با متكائى زير مهر بگذارد و روى آن سجده كند، اگر از همه اينها عاجز است همانطور كه نشسته است مهر را با دست روى پيشانى بگذارد و ذكر سجده بگويد.
    س135: شخصى در ركعت اوّل يك سجده را فراموش كرده بلند شد، و در ركعت دوم متذكّر شد حال آيا ميتواند سجده را بجاآورد يا نمازش اشكال دارد؟
    ج :اگر پيش از ركوع ركعت دوّم بيادش آمد برگردد و سجده را بجا بياورد و دو سجده سهو براى قيام بجا بياورد و اگر بعد از ركوع متذكر شد نمازش را تمام كند و بعد از نماز سجده فراموش شده را قضا كند و دو سجده نيز بجا بياورد.
    س136: اگر شخصى در ركعت سوم نماز هنگامى كه در ركوع است و يا بعد از آن متوجّه شود كه در ركعت دوم تشهّد را نخوانده است چه كار بايد بكند؟
    ج : بعد از نماز قضاى تشهد را با و سجده سهو بجاى بياورد.
    س137: در تشهّد نماز اگر شهادت ثالثه (اشهد ان علياً ولى اللّه) به قصد قربت خوانده شود جايز است يا خير؟
    ج : به قصد ورود نباشد اشكال ندارد.
    س138: نسبت به نمازهايى كه مى خوانم زياد شك مى كنم البته نه شك در ركعات و يا ركن هاى نماز بلكه شك در اين كه آيا تمام قسمت هاى نماز را صحيح اداء كرده ام يا خير؟ آيا بايد به اين شك ها اعتنا كنم؟
    ج : شك اگر ناشى از وسوسه باشد، نبايد اعتنا كنيد.
    س139: شخصى در نماز عصر يادش مى افتد كه نماز احتياط ظهر را نخوانده است وظيفه او چيست؟
    ج : احتياط آن است كه نماز عصر را بهم بزند و نماز احتياط ظهر را بجا بياورد سپس نماز ظهر را مجدداً اعاده نمايد و بعد نماز عصر را بخواند.
    س140: شخصى از طرف ميّت نماز آيات خوانده و بعد از تقسيم سوره توحيد از جهت ندانستن مسئله بعد از هر ركوع سمع اللّه لمن حمده گفته و بعد بقيه سوره را خوانده و بعد از خواندن نمازها متلفت شده كه اشتباه كرده حالا نمى داند كه چه مقدار نماز بوده و اسم شخصهائى كه اجير شده هم از يادش رفته آيا نياز به نماز قضا دارد يا احتياج نيست؟
    ج : اشكال ندارد.
    س141: شخصى اجير مى شود براى چند نفر كه مدتى صوم و صلاة بجا آورد ولى مدت صوم و صلاة را فراموش نموده و نمى داند چند مدت است تكليف چيست؟
    ج : اگر مراد مقدار صوم و صلاة است مى تواند به قدر متيقن اكتفاء كند لكن احتياط آن است كه به قدرى بجا آورد كه يقين حاصل شود براى الذمّه شده است.
    س142: كسى بعد از گذشتن وقت نماز ظهر و عصر مى داند چهار ركعت نماز خوانده ولى نمى داند به كدام نيّت خوانده وظيفه اش چيست؟
    ج : بايد چهار ركعت نماز قضا به نيّت نمازى كه بر او واجب است بخواند.
    س143: اگر نمازگزار سهواً مدّتى يك ذكر مستحبّى در نماز را اشتباه تلفظ كرده باشد، آيا نمازهايى را كه خوانده است بايد قضا كند؟
    ج : احتياج به قضا ندارد.
    س144: كسى كه يادش رفته چند ركعت يا چند روز نماز يا روزه قضا دارد تا به جا بياورد چه بايد بكند تا واجباتش را تكميل گرداند؟
    ج : آن مقدار از نمازها يا روزه ها را كه يقين دارد قضا شده است بايد قضا كند و احتياط مستحبّ آن است كه اكثر را مراعات كند.
    س145: بيمارانى كه به مدّت مثلاً يك روز يا هر چند روز به حالت بى هوش هستند، و در اثر بيمارى به حالت اغماء روند يا طى عمل جراحى توسط پزشك بيهوش شوند و نتوانند نماز بخوانند آيا نمازهاى اين مدّت را بايد قضا كنند؟
    ج : در فرض مسأله اگر تمام وقت نماز بى هوش بوده است، قضا بر او واجب نيست.
    س146: مريضى كه سكته كرده و مدتى بسترى بوده و فاقد حسّ حركت و شعور است آيا نماز از او ساقط است يا خير؟ و بعد از او ورثه بايد نمازهاى او را قضا كنند يا ضرورتى ندارد؟
    ج : در فرض مذكور مانند بيهوشى است كه حكم آن مذكور گرديد و قضا ندارد و نماز از او ساقط است و بر ورثه هم قضا واجب نيست.
    س147: هنگامى كه شروع به انجام واجبات كردم گاه گاهى جنب مى شدم ولى چون از خانواده شرم داشتم براى غسل به حمام نمى رفتم و با همان حالت جنب، البته با تيمّم نمازم را مى خواندم حال چه دستورى مى فرماييد؟
    ج : خجالت كشيدن عذر نيست بايد نمازهاى مذكور را قضاء كنيد.
    س148: كسى كه نماز عشاء را ترك كرده، آيا بايد روز بعد روزه بگيرد، در صورتى كه روزه بگيرد اين روزه واجب است يا خير؟
    ج : قضاى آن واجب است ولى روزه آن واجب نيست.
    س149: كسى كه قضاء چندين سال نماز بر عهده دارد چگونه بايد بخواند كه بتواند به امورات زندگى هم برسد؟
    ج : به تدريج بايد بخواند، فوريّت لازم نيست ولى مسامحه نكند.
    س150: آيا شخصى كه قضاى نمازهاى مادرش را به جا مى آورد بايد ايّامى كه نماز بر او واجب نبوده است (مثل ايّام عادت و...) از قضاى روزهاى سال كم كند يا اينكه بايد تمام سال را براى او قضا نمايد، با توجه به اينكه اين شخص نمى داند مادرش در سال چند روز داراى عذر شرعى بوده است؟
    ج : نماز قضاى مادر در صورتيكه از روى تمرّد و طغيان ترك نشده باشد در حدّيكه يقين دارد، باحتياط واجب بايد قضا نمايد ولى در جائيكه محرز نيست يا واجب نبوده (مثل ايّام عادت) قضاء و لازم نيست










  14. کاربر مقابل از این پست *ADRIANA* تشکر کرده است.


  15. #8
    ناظم انجمن

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    محل سکونت
    زیر اسمون خدا...
    نوشته ها
    16,534
    تشکر
    13,809
    تشکر شده 13,049 بار در 9,484 پست

    پیش فرض پاسخ : هزار و یک مسئله فقهی

    احكام نماز مسافر
    س151: لطفاً منظور از وطن را روشن بفرماييد.
    ج : همانطور كه در رساله توضيح المسائل هم آمده، محلى را كه انسان براى اقامت و زندگى خود اختيار كرد، وطن او است، چه در آنجا به دنيا آمده و وطن پدر و مادرش باشد، يا خودش آنجا را براى زندگى اختيار كرده باشد و در صدق وطن بودن قصد هميشه ماندن نيز معتبر نمى باشد اگرچه لازم است ماندن خود را محدود به مقدار معيّن نكند وگرنه وطن صدق نمى كند.
    س152: كسى كه دو محل را براى زندگى اختيار كرده مى تواند آنها را وطن خويش محسوب كند؟
    ج : بلى هر دو وطن او است.
    س153: در رساله ها در مورد وطن ذكر شده كه انسان اگر شش ماه در محلّى بماند وطن او محسوب مى شود، آيا در اين مدّت مى تواند مسافرت كند يا اينكه بايد همه شش ماه را در يك محلّ بماند و اگر مسافرت كند، آيا به اين قصد ضرر مى رساند يا خير؟
    ج : لازم است مدّتى به قصد توطّن بماند به اندازه اى كه كسانى كه از قصد او اطلاع دارند بگويند كه فلانى اهل اينجا شده است. شش ماه موضوعيت ندارد و مسافرت مختصر در بين مضرّ نيست.
    س154: اينجانب با اجازه و فتوى حضرتعالى بر تقليد از (حضرت امام رضوان اللّه تعالى عليه باقى مانده ام پنج سال پيش از زادگاهم در روستا به قم كوچ كردم و ديگر اميد و قصد برگشتن نداشتم لذا قم را وطن قرار دادم چون قصد دائم محقق بوده و هر موقع به زدگاهم مى رفتم يا قصد عشره مى كردم و يا نماز شكسته مى خواندم. تابستان امسال از طرف دفتر نمايندگى ولى فقيه در سپاه مأموريت گرفتم به شهر انديمشك و به همراه خانواده در آن شهر سكن شدم. مدّت زمان اين سكونت اصلاً معيّن نيست. از انديمشك تا محل كارم كه پادگانى است واقع در كرخه حدود 21 كيلومتر راه است كه هر روز اين مسير را رفت و آمد مى كنم. در رساله حضرت عالى ديدم كه براى قصد توطّن در محلى كه براى زندگى انتخاب شده قصد ماندن دائم معتبر نيست و كسى كه مدّت نامعينى در محلى بخواند زندگى كند مى تواند آنجا را وطن قرار دهد. بنده در اين يك مسئله رجوع كرده ام به حضرت عالى و نمازم را هم در انديمشك و هم در پادگان كامل مى خوانم. با توجه به اين مطالب آيا شكسته خواندن نمازم در زادگاهم (با توجه به اينكه قصد برگشتن ندارم) اشكال دارد يا خير؟
    ج : اگر انديمشك را وطن خود قرار داديد و نمى خواهيد بصورت موقّت در آنجا بمانيد در اين صورت آنجا براى شما وطن محسوب شده نماز را تمام مى خوانيد و روزه هم صحيح است امّا در صورتى كه ماندن شما در آن شهر موقّت باشد ولو به مدّت طولانى آنجا براى شما وطن بحساب نخواهد آمد. و اگر در آنجا قصد اقامه نكنيد نماز شما قصر و روزه شما صحيح است. و نسبت به وطن اصلى خود چون اعراض محقّق شده است اگر قصد اقامه ده روز نداشته باشيد بايد نماز را قصر بخوانيد.
    س155: گاه گاهى كه به قم مى آيم چون قطع علاقه نكرده ام نمازم را كامل مى خوانم و روزه ام را مى گيرم آيا اشكال ندارد؟
    ج : اگر شهر قم را وطن خود قرار داده ايد حتماً نماز را تمام بخوانيد و روزه هم صحيح است.
    س156: پدر و مادرم 30 سال پيش از زادگاه خود به همدان آمده اند و از آن به بعد هر هفته يك روز يا هر ماه دو روز رفت و آمد دارند. آيا پدر و مادرم بايد در آنجا نماز را كامل بخوانند؟ حكم روزه چطور است؟ فرزندان چه حكمى درباره نماز و روزه دارند آيا بنده كه 21 سال دارم وقتى به زادگاه پدرم و پدر بزرگم مى روم نماز را بايد كامل بخوانم يا شكسته؟ روزه چطور؟
    ج : كسى كه در محلّى به عنوان وطن اقامت داشته يا وطن آباء واجدادى او بوده مادامى كه از آنجا اعراض نكرده و هنوز آنجا را وطن خود مى داند هر وقت كه بانجا مسافرت كند نماز و روزه اش آنجا تمام است و در بين راه اگر مسافت شرعى است قصر است.
    س157: طلبه اى همدانى هستم در تهران ، اول اتوبان بهشت زهرا كه جزء شهر رى است مشغول تحصيل علوم دينى هستم و قصد دارم كه هر وقت موفّق شوم براى ادامه تحصيل به قم بروم براى تمام خواندن نمازهايم قصد عشره مى نمايم آيا مى توانم در اين ده روز براى زيارت حضرت عبد العظيم عليه السلام يا براى زيارت مرقدم امام «رضوان اللّه تعالى عليه» يا براى شركت در نماز جمعه به دانشگاه تهران بروم؟
    ج : يك مرتبه رفتن به مرقد امام رضوان اللّه عليه يا دانشگاه تهران در ده روز كه دو سه ساعت بيشتر طول نكشد به اقامه شما ضرر نمى رساند و به حضرت عبدالعظيم عليه السلام كه جزء شهر رى است هر روز برويد اشكال ندارد.
    س158: چند سالى است شهرستان كرج را وطن اخذ نموده و سه ماه پيش در يك سازمانى در تهران به صورت قراردادى به مدت 89 روز مشغول به كار شدم فعلاً مدت تمام شده و قرارداد يكساله بسته ام و قرار است رسمى بشوم و هر روز صبح از كرج به تهران بروم و برگردم در اين مدّت يكسال تكليف نماز و روزه ام از نظر قصر و اتمام و شكستن روزه چيست؟
    ج : در صورتى كه مقتضاى شغل جنابعالى اين است كه مدتى از سا را از وطن خود به نقطه اى رفت و آمد داشته باشيد در سفر اول نماز شما قصر و در سفر دوم به بعد تا هنگامى كه ده روز پشت سرهم در وطن خود نمانيد و در مقصد نيز ده روز قصد اقامه نكنيد نماز و روزه شما تمام است.
    س159: شخصى تهران را وطن خود قرار داده ولى به علّت مشكل مسكن تصميم دارد كه براى مدّت غير معيّنى در كرج اقامت نمايد، چنانچه قصد اقامت دائمى در كرج را نداشته باشد نماز و روزه او در كرج چگونه است؟ ضمناً اين شخص چنانچه محلّ كارش تهران باشد نماز و روزه اش در تهران چگونه است؟
    ج : تا هنگامى كه از تهران اعراض نكرده است نمازش در تهران تمام و روزه اش صحيح است ولى چون كرج وطن او نيست در مسافرت به آن نماز و روزه اش قصر است مگر اينكه به كرج به واسطه شغلش رفت و آمد داشته باشد و ده روز پشت سر هم در تهران نماند كه در اين صورت نماز و روزه اش در رفت و آمد به كرج هم تمام است.
    س160: يك نفر از وطن اصلى اعراض كرده، الآن مى خواهد دوباره آن وطن را برگرداند، طريقش را بيان فرماييد.
    ج : لازم است مدّتى در آنجا به قصد توطّن بماند.
    س161: شخصى وطن و مسقط الرأس او آبادان است، اكنون ساكن ماهشهر شده ولى از آبادان اعراض نكرده، بچه هايى دارد كه بعضى در آبادان متولّد شده بودند و صغير بودند و بعضى در ماهشهر به دنيا آمده بودند، با اينكه اينها الآن بالغ شدند ولى در خانه پدر هستند و از پدر جدا نشدند و پدر از آبادان اعراض نكرده، اگر بچه اى او چه متولدين آبادان و چه متولدين ماهشهر به آبادان سر بزنند نمازشان چگونه است؟
    ج : از وطن آباء و اجداد خود تا اعراض نكرده اند وطن آنها محسوب مى شود و نمازشان در آنجا تمام است.
    س162 شخصى مأموريت دارد دو سال از طرف اداره در شهرى كار كند، آيا دو سال كه در آنجاست، حكم وطن بر آن شهر مترتّب مى شود يا خير؟
    ج :مترتّب نمى شود.
    س163: نظر حضرت عالى درباره بلاد كبيره چيست آيا تهران را بلاد كبيره مى دانيد يا خير؟
    ج : بين بلاد كبيره و صغيره فرق نيست و كبيره هم مانند صغيره است، مگر اينكه آن قدر بزرگ باشد كه رفتن از يك نقطه به نقطه ديگر آن شهر، مسافرت وجدا شدن از وطن محسوب شود و تهران فعلاً اينطور نيست.
    س164: زن وقتى شوهر نمود تابع اوست اگر شوهر در شهرى دور از زادگاه زن اقامت نمود و در طول سال گاهى يك بار به زادگاه زن مى روند نماز آن زن چگونه است؟
    ج : مادامى كه زن از وطن اصلى و زادگاه خويش اعراض نكرده باشد هر وقتى كه به آنجا سفر كند نمازش تمام و روزه اش صحيح است، و تنها شوهر كردن زن دليل اعراض نيست.
    س165: زنى اهل شيراز با شخصى اصفهانى ازدواج كرده است و در اصفهان ساكن شد آيا اين به معناى اعراض قهرى زن از وطن اصلى است؟
    ج : ازدواج به معناى اعراض از وطن اصلى نيست و تا اعراض قلبى و عملى نكرده است نماز او در وطن اصلى خود در هر موقع كه آنجا برود تمام و روزه اش صحيح است.
    س166: اگر زن بگويد من با شوهرم زندگى مى كنم ولى از وطنم اعراض نكردم طورى كه اگر شوهرم مرد يا طلاقم داد به وطنم بر مى گردم، آيا اين گفته زن سبب مى شود كه وطنش از وطنيّت نيفتد و اگر جهت سر زدن به خانه پدر بيايد نمازش قصر است يا تمام؟
    ج : در اين فرض وطن او از وطن بودن نيفتاده هر موقع كه آنجا برود نمازش تمام و روزه اش صحيح است.
    س167: اگر هنگام رفتن زن به شهر شوهر در ذهنش اعراض و عدم اعراض نبوده، در اين صورت اگر به خانه پدر سر بزند نمازش قصر است يا تمام؟
    ج : تمام است.
    س168: طلبه ها براى تبليغ به شهرستان و روستاها اعزام كه مى شوند، آيا مى توانند در طول ماه مبارك رمضان هر روز به شهر بروند كه فاصله آن كمتر از چهار فرسخ است و برگردند ولى نماز و روزه هاشان را تمام بخوانند و بگيرند؟
    ج : بعد از قصد اقامه در يك نقطه و خواندن يك نماز چهار ركعتى و يا اصلاً بعد از اقامه ده روز جريانى پيش آمد كه هر روز كمتر از چهار فرسخ رفت و آمد مى كند نمازش تمام و روزه اش صحيح است.
    س169: بنده قصد داشتم در هر هفته پنجشنبه در يك روستا بمانم و شب جمعه در يك روستاى ديگر و بقيّه هفته را در قم زندگى كنم، آيا نماز اينجانب در اين دو شب تمام است يا قصر، جواب مرقوم فرماييد؟
    ج : اگر شغل جنابعالى اقتضا مى كند كه هفته اى يك دو شب در سفر باشيد و شغل را در مسافرت انجام بدهيد، نماز و روزه جنابعالى در سفر اول قصر و در سفر دوّم به بعد تمام است.
    س170: تكليف نماز و روزه كسانى كه در مكانى غير از وطن خود سكونت دارند و مشخّص نباشد چند روز در آنجا مى مانند چيست و چنانچه يك يا دوبار قبل از اتمام عشره از حدّ ترخّص خارج شوند چه وظيفه داند؟
    ج : اين افراد اگر قصد اقامه ده روز نكنند نماز و روزه آنها قصر است و در صورتى كه از اوّل قصد خروج از حدّ ترخّص در ده روز را نداشته يا فقط يك دفعه قصد خروج در ظرف دو سه ساعته داشته و قصد اقامه كرد ولى بعد از خواندن يك نماز چهار ركعتى قصد كرد كه از حدّ ترخّص خارج و به مسافت كمتر از چهار فرسخ شرعى كه 22/5 كيلومتر است برود و برگردد به اين ترتيب به قصد اقامه ضرر نمى رسد و نماز و روزه او تمام است هرچند مكرّر رفت و آمد بكند.
    س171: شخصى به خيال اين كه رفقايش مى خواهند ده روز در مكانى يا شهرى بمانند قصد كرده كه او هم ده روز در آنجا بماند و بعد از خواندن يك نماز چهار ركعتى فهميد كه آنها چنين قصدى ندارند، تكليف او چيست؟ اگرچه خودش هم ديگر در آنجا نمى خواهد بماند؟
    ج : در فرض مرقوم اگر خودش هم از ماندن منصرف شود، تا مدتى كه در آنجا هست بايد نماز را تمام بخواند.
    س172: اينجانب سال گذشته يك روز مانده به ماه رمضان براى ادامه تحصيل به عنوان دانشجو به خرم آباد رفتم (در ضمن بنده، زاده و ساكن همدان هستم) با قصد 10 روزه و نماز را هم كامل خواندم و پس از 5 يا 6 روز بعد مشكلى داشتم نتوانستم بمانم و به همدان باز گشتم و چند روز كه در همدان ماندم قصد سفر دوّم را كردم البته با قصد 10 روزه، روزه گرفتم و نماز را هم كامل خواندم و پس از آن سه هفته يك بار يا دو هفته يك بار يا 45 روزه يا 30 روزه رفت و آمد مى كردم و مى كنم و از سفر دوّم به بعد نمازم را كامل بجا مى آورم. الف: با توجه به توضيح فوق در سفر اوّ نماز و روزه ام چه حكمى دارد؟
    ج : چون قصد اقامه كرده و تمام خوانده يد صحيح است و همچنين روزه. ب: در سفر دوم نماز و روزه هايم چه حكمى دارد؟
    ج : چون بعد از قصد اقامه تمام خوانده ايد و روزه گرفته ايد صحيح است. پ: اينكه تا كنون نماز را كامل خوانده ام چه حكمى دارد؟
    ج : حكم كثير السفر و تمام خواندن نماز حكم كسانى است كه در فاصله كمتر از ده روز رفت و آمد مى كنند نماز شما قصر است و روزه شما نيز ناتمام است.
    س173: تعدادى از برادران وظيفه در حين خدمت جهت پاسدارى از حدّ ترخص خارج مى شوند حكم نماز و روزه آنها چيست؟
    ج : اگر در يك محل قصد اقامه ده روز كرده و يك نماز چهار ركعتى را خوانده و خروج از حدّ ترخّص تا موقعى كه 22 كيلومتر و نيم راه نرفته باشد به قصد اقامه او ضرر نمى زند و نماز و روزه او تمام است.
    س174: سرباز كه اختيار در دست خودش نيست نمازش چگونه است؟ سرباز و غير سرباز در حكم قصر و اتمام فرق ندارند. اگر شرائط قصر نماز و روزه كه در رساله نوشته شده است در بين باشد قصر وگرنه تمام است.
    س175: دانشجويى حكم نماز و روزه خود مبنى بر قصد ده روز ماندن در شهرى كه در آن تحصيل مى كنند را نمى داند. مستدعى است حكم مسأله را بيان فرمائيد:
    ج : كسى كه به اقتضاى شغل خود - كارمند اداره يا دانشجو يا كاسب - در مسافت شرعى كه 22/5 كيلومتر و بيشتر رفت و آمد مى كند و ده روز پشت سرهم در وطن خود نمى ماند و در مقصد هم ده روز قصد اقامه نمى كند در سفر اول نمازش قصر و روزه اش رإ؛04ظظ مى خورد و بعداً قضاى آن را مى گيرد و در سفر دوّم به بعد نماز او تمام و روزه اش صحيح است و اين جريان ادامه دارد، مگر اينكه دوباره در وطن خود ده روز پشت سرهم بماند يا ددر مقصد ده روز قصد اقامه كند و بماند در اين صورت در سفر اول قصر و در سفرهاى بعد تمام است.
    س176: اگر كسى در ضمن كشاورزى كه در همدان دارد شغل ديگرى داشته باشد كه بخاطر آن به شهرهاى ديگرى فرضاً مسافرت كند حكم روزه و نماز چنين شخصى چطور خواهد بود؟
    ج : در آن مدّتى كه شغل خودش را در ضمن مسافرت انجام مى دهد و ده روز پشت سرهم در وطن خود نمى ماند و در مقصد هم ده روز قصد اقامت نمى كند در سفر اول نماز و روزه اش قصر است و در سفر دوّم ببعد تمام است.
    س177: پرسنل محترم يكى از يگانهاى نظامى هفته اى يكبار جهت خريد از حدّ ترخّص خارج مى شود تكليف نماز و روزه او چطور است؟ فكر مى كنم منظورتان از حدّ ترخّص مسافت شرعى كه 22/5 كيلومتر است مى باشد اين قبيل افراد اگر مرتباً به بيش از مسافت شرعى مى روند و بر مى گردند كثير السفر مى باشند و نماز و روزه آنها در سفر اوّل كه شروع به اين كار كرده اند قصر و در سفر دوم به بعد تا هنگامى كه ده روز در مقصد قصد اقمه نكنند تمام است و اگر قصد اقامه كردند و ماندند دوباره در سفر اول قصر و بعد از آن مقام است.
    س178: اگر دانشجويى در يكصد كيلومترى اصفهان اقامت دارد. الف: براى امرى مثل امتحان دادن و كارهاى مربوط به دانشجويى اش بخواهد به اصفهان برود نماز و روزه او چه حكمى دارد؟
    ج : كسى كه به مناسبت شغلى كه دارد در رفت و آمد است به طورى كه ده روز پشت سرهم در وطن خود نمى ماند و در مقصد نيز ده روز قصد اقامه نمى كند در سفر اول نماز او قصر است و روزه اش را بايد بخورد ولى در سفرهاى بعد نمازش تمام و روزه اش صحيح است. ب: اگر در همين مسأله بخواهد به عنوان تفريح و غير كار دانشجوئى برود چه حكمى دارد؟
    ج : اگر مسافرت ديگرى كه با اشتغالش مربوط نيست پيش بيايد مثل اينكه به زيارت برود يا براى تفريح مسافرت كند نمازش قصر و روزه اش صحيح نيست.
    س179: شخصى كارش ملوانى است ولى مدّتى با كشتى باربرى و مدتى در سال با كشتى ماهيگيرى مسافرت مى كند آيا نماز و روزه او تمام است يا قصر؟
    ج : در صورتى كه ده روز پشت سر هم در وطن خود نمى ماند در سفر اول نماز او قصر است و در سفرهاى بعد تمام است روزه او نيز به همين حكم است.
    س180: شخصى است كه شغل او مسافرت است اما در يكى از سفرهايش براى بردن لوازم خانه اش مى خواهد به مسافرت برود، تكليف او چيست؟ اگر در اين سفر فقط براى بردن اثاث البيت خود مسافرت مى كند نمازش شكسته است.
    س181: شغل من رانندگى است ولى در يكى از سفرهايم جهت فروش ماشين مسافرت كرده ام، حكم نماز من چگونه است؟
    ج : اگر شغل شما رانندگى در مسافت شرعى است و مسافرت كرده ايد كه اين ماشين را بفروشيد و ماشين ديگر تهيّه كنيد چون اين موضوع از لوازم شغل شماست نمازتان تمام است.
    س182: شخصى كه كارش ملوانى و رفتن به كشورهاى عربى است اگر به خاطر آوردن قاچاق دستگير شود و چندين روز به خاطر اين مسئله بين خانه و زندان و انتظامات رفت و آمد كند در مسافت شرعى آيا اين هم جزء شغل او مى باشد و نمازش تمام است يا قصير؟
    ج : در فرض مسأله نمازش قصر است.
    س183: آيا خدمت مقدس سربازى شغل محسوب مى گردد؟
    ج : شغل محسوب مگردد و اگر براى انجام آن رفت و آمد مى كند حكم نماز و روزه او از مسائل قبل معلوم شد.










  16. کاربر مقابل از این پست *ADRIANA* تشکر کرده است.


  17. #9
    ناظم انجمن

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    محل سکونت
    زیر اسمون خدا...
    نوشته ها
    16,534
    تشکر
    13,809
    تشکر شده 13,049 بار در 9,484 پست

    پیش فرض پاسخ : هزار و یک مسئله فقهی

    احكام نماز جماعت
    س184: در مسجدى نماز جماعت برگزار مى شود اگر شخصى يا اشخاصى در آخر مسجد پشت صفها بطور فرادى نماز بخوانند نماز اين شخص يا اشخاص صحيح است يا خير؟
    ج : چون خواندن نماز فرادى با اين وضع يك نوع اهانت به جماعت و امام جماعت تلقّى مى شود صحيح نيست.
    س185: اگر در مسجدى با خواندن نماز غفيله و تعقيبات بين دو نماز مغرب و عشاء عده اى در مسجد حاضر مى شوند ولى اگر دو نماز بلافاصله خوانده شود و نماز غفيله و تعقيبات حذف شود عده نمازگزاران دو برابر شود (چون در حالت اول به عت اطاه نماز و گرفتارى تعدادى از مؤمنين، گروهى نمى توانند در جماعت حاضر شوند) فضيلت كدام را بيشتر مى دانيد؟
    ج : ظاهراً دومى ارجح است.
    س186: آيا تهمت زدن و افتراء بدون دليلى و فحاشى به حضرات محترم روحانى موجب فسق و خارج شدن امام جماعت از عدالت مشروطه در امام جماعت مى باشد يا خير؟ در ضمن اقتداء كردن به چنين افرادى چه حكمى دارد؟
    ج : موضوعات مزبور در فوق از گناهان كبيره است.
    س187: اينجانب وارد مسجدى مى شوم و مى بينم دسته دسته و در جاى جاى مسجد، مردم به صورت فرادى نماز مى خوانند، و آقايى هم در قسمتى از مسجد با چند نفر نماز جماعت مى خوانند، كه عموم اين نماز خوآنهااو را عادل نمى دانند و اين وضعيت و برنامه هر روز مسجد است، اينجانب هم به جهت آنكه عدالت آقا برايم احراز نشده نمازم را مانند ديگران فرادى مى خوانم، آيا نمازم باطل است؟ (ناگفته نماند اين وضعيت به پيش يا بعد از نماز جماعت نامبرده اختصاص ندارد، بلكه اين نمازها پيوسته خوانده مى شود.)
    ج : نماز فرادى خواندن در آن مكان كه جماعت اقامه شده است اهانت به جماعت است و جايز نيست.
    س188: با توجه به اينكه ثواب نماز جماعت در مسجد زياد است آيا من مى توانم بدون رضايت پدر و مادرم براى نماز به مسجد بروم؟ آنها مى گويند نبايد تنها به مسجد بروى و خودشان هم حاضر نمى شوند كه براى نماز با من به مسجد بيايند، لطفاً بفرماييد وظيفه من چيست؟
    ج : در موردى كه مرقوم داشته ايد (مورد سؤال قرار گرفته است) اطاعت پدر و مادر لازم است آنها به طور مسلم بر اساس مصلحت شما حرف مى زنند.
    س189: شخصى در مسجد براى نماز جا مى گيرد و مى رود وضو بگيرد و شخص ديگر جانماز او را نار زده و در جاى او نماز مى خواند، نمازش صحيح است يا نه؟
    ج : معصيت كرده ولى نماز او صحيح است.
    س190: مسجدى در يك محل بنا شده فعلاً بدون سقف است شركت خواهران به نماز جماعت در اين مكان مقدّس چه حكمى دارد؟
    ج : اشكال ندارد.
    س191: در نماز جلوى امام جماعت بلندگو را مى گذارند تا با صداى او با شنيدن تكبير به ركوع و سجده بروند امام جماعت هم با قصد ذكر تكبيرها را مى گويد، اين جور نماز جماعت صحيح است يا خير؟
    ج : صحيح است.
    س192: آيا نمازهاى قضاى ديگرى را مى توان اماماً يا مأموماً بإ؛59ظظ جماعت خواند؟
    ج : امام جماعت اگر نماز قضاى ديگرى را به قصد نيابت از او مى خواند بايد علم داشته باشد كه اين نماز از ميّت فوت شده است و احتياطى نيست.
    س193: آيا امام جماعت به خاطر نظر مأمومين مى تواند سوره خاصى را بخواند؟
    ج : اگر در اصل خواندن، قصد قربت است و تعيين سوره خاص تبعى است اشكال ندارد.
    س194: آيا در نماز قضاى يوميه اى كه احتياطاً خوانده مى شود مى توان امام جماعت شد؟
    ج : صحيح نيست.
    س195: آيا امام جماعت مى تواند نماز استيجارى را به جماعت بخواند؟ و اقتدا نمودن به امام جماعتى كه نماز استيجارى مى خواند صحيح است؟
    ج : در صورتيكه يقين داشته باشد كه از منوب عنه فوت شده و نماز قضا را به نيّت او به عنوان نيابت بجا مى آورد نماز امام و مأموم هر دو صحيح است.
    س196: آيا مى شود نماز ظهر و عصر را به عنوان امام جماعت دوبار خواند؟ اگرچه به نيت نماز قضا هم نباشد؟
    ج : در صورتى كه مأمومين مختلف باشند مى شود دو بار خواند.
    س197: اين جانب از طرف اهالى محترم منطقه اى انتخاب شدم تا بدون عمامه نماز جماعت برگزار نمايم و شخصى روحانى ادّعا دارند كه چون شما ملبّس نيستيد جايز نيست مردم به شما اقتدا كنند حال با توجه به اينكه تمام اهالى محترم اين محل بنده را قبول دارند، از حضرت عالى تقاضامندم جواب اين مسئله را توضيح فرماييد:
    ج : داشتن عمامه شرط امامت جماعت نيست، در صورتى كه شخص عادل باشد و امام جماعت بودن او در محلّ اقامه نماز اهانت به علما نباشد، مى تواند امامت جماعت بكند.
    س198: امامت جماعت توسط شخص غير روحانى كه شرائط آن را دارا باشد چگونه است؟
    ج : در امام جماعت روحانى بودن شرط نيست ولى اگر در بين جمعى شخصى روحانى بشد بهتر آن است كه جماعت به امامت روحانى برگزار شود و امامت غير روحانى اگر موجب هتك حرمت روحانى شود حرام است.
    س199: آيا زن به طور مطلق (دختر دانشجو، يا دختر طلبه و...) مى تواند امام جماعت باشد؟
    ج : امامت زن براى زنان در صورتى كه داراى شرائط نماز جماعت باشند مانع ندارد.
    س200: كسى اين مطلب را مى داند كه عدالت در امام جماعت شرط است، ليكن نمى داند فلان عمل (كه در حقيقت مسقط عدالت است) مسقط عدالت است يا خير؟ مدتى بعد معلوم شد كه آن فعل مسقط عدالت بوده، نمازهايى كه تا كنون خوانده صحيح است يا خير؟
    ج : اگر احراز عدالت امام با يقين به صدور عمل مذكور از او، از اين جهت باشد كه جاهل به معناى عدالت است، اگر جاهل مقصّر باشد جماعت او صحيح نيست و بايد نماز را اعاده كند.
    س201: نماز خواندن پشت سر امام جماعتى كه مأمورم او را به عدالت قبول ندارد ولى از روى مصالح پشت سر او نماز مى خواند چه حكمى دارد؟
    ج : در اين صورت نماز او باطل است.
    س202: آيا اقتدا به كسى كه معلّم است و عدالت او براى ما محرز نيست چه حكم دارد؟
    ج : عدالت در امام جماعت شرط است و لازم است به عدالت امام جماعت اطمينان حاصل كرد.
    س203: حقير حمد و قرائت و ركوع را ايستاده انجام مى دهم ولى براى انجام سجده به خاطر خم نشدن پاى خودم كه حين تولّد اين گونه بوده ناگزير انگشت بزرگ دوپا به زمين نمى رسد، آيا مى توانم اقامه جماعت نمايم؟
    ج : مى توانيد اقامه جماعت نماييد.
    س204: روحانى جانباز يك پايش از زير زانو قطع است و الآن با پاى مصنوعى به طور معمول نماز مى خواند آيا امامت جماعت و نماز قضاى ديگران و نيابت در حجّ تبرّعاً يا به صورت اجير شدن توسط چنين شخصى جائز است يا خير؟
    ج : اگر مى تواند ايستاده نماز بخواند جائز است كه امام جماعت باشد ولى بقيّه موارد مذكوره جائز نيست.
    س205: نظر مبارك حضرتعالى در رابطه با امامت جماعت شخصى كه فاقد دست چپ از بالاى مرفق است چيست؟
    ج : اگر عادل است و نماز خود را بر حسب حال خود صحيح ميخواند، عذر مرقوم در فوق موجب اشكال نيست.
    س206: آيا امامت نماز عيد فطر در دو مكان براى دو جماعت مختلف صحيح است يا خير؟
    ج : استحباب جماعت دوم مشكل است.










  18. کاربر مقابل از این پست *ADRIANA* تشکر کرده است.


  19. #10
    ناظم انجمن

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    محل سکونت
    زیر اسمون خدا...
    نوشته ها
    16,534
    تشکر
    13,809
    تشکر شده 13,049 بار در 9,484 پست

    پیش فرض پاسخ : هزار و یک مسئله فقهی

    احكام روزه
    س207: پزشكان مريضى را از روزه گرفتن منع مى كنند ولى خود شخص مى داند كه روزه براى او ضرر ندارد، چنين مريضى چه بايد بكند؟
    ج : اگر گفتار پزشكان حتى احتمال ضرر كه خوف ضرر است را در او ايجاد نكند روزه اش صحيح است و بايد روزه بگيرد.
    س208: روزه دارى كه وظيفه اش تيمّم است چون وقت تنگ است، امّا مسامحه مى كند به خيال اينكه اگر مسواك كند به تيمّم هم مى رسد در حال مسواك زدن، اذان صبح هم مى گويند، اين سهل انگارى حكم عمد پيدا مى كند يا خير؟
    ج : اگر مسامحه كرده است حكم عمد را دارد.
    س209: آيا چرك گلو روزه را باطل مى كند؟
    ج : اگر در قسمت بالاى گلو است كه مى تواند بدون مشقّت آن را به فضاى دهن بياورد و بيرون بريزد باطل مى كند واگرنه باطل نمى كند.
    س210: استفاده از آمپول هايى كه به جاى غذا به كار مى رود براى روزه دار چه حكمى دارد؟
    ج : آمپول مطلقاً روزه را باطل نمى كند.
    س211: آيا بودن وسايل غير خوراكى مثل وسايل دندانپزشكى در دهان باعث بطلان روزه مى شود؟
    ج : اگر خون كه احياناً در اين قبيل موارد در دهان بوجود مى آيد و يا آب كه داخل فضاى دهان مى شود را فرود نبرد روزه اش باطل نمى شود.
    س212: برخى از بيماران مبتلا به آسم مجبور به استفاده از اسپرى سالبوتامبول و... براى باز كردن راه تنفسى مى باشند حكم روزه اين دسته بيماران چيست؟
    ج : با اكتفا به مقدار ضرورت، روزه اش صحيح است.
    س213: تنقيه ضرورى با چيز روان براى بيمارى كه هيچ منع ديگرى براى روزه دارى ندارد چه حكمى دارد؟
    ج : تنقيه با چيز روان هرچند از روى ضرورت هم باشد روزه را باطل مى كند.
    س214: كسانى كه معتاد به دخانيات (سيگار، قليان) و حتّى مواد مخدّرند (ترياك و اين گونه چيزها) آيا در حالت روزه مى تواند به مقدار ضرورت استفاده نمايند و مبطل روزه نيست؟
    ج : نمى توانند.
    س215 : سيگار كشيدن و استفاده از مواد مخدر مانند ترياك و غيره شرعا چه صورتي دارد؟
    ج : استفاده از مواد مخدر حرام و سيگار نيز اگر مضر باشد حرام است .
    س215: آيا حنا گذاشتن به سر و دست و يا ماليدن روغن به بدن يا كرم يا براى زخم دست و پا دواى مرهم و غير آن گذاشتن آيا موجب بطلان روزه مى شود؟
    ج : موجب بطلان نمى شود.
    س217: اگر كسى در ماه مبارك رمضان قبل از اذان صبح از خواب بيدار شود و در خواب محتلم شده باشد و امكان غسل كردن نداشته باشد حكم روزه اين روز فرد چيست؟
    ج : قبل از طلوع فجر بايد تيمم بدل از غسل بجا بيآورد در اين صورت روزه اش صحيح است.
    س218: آيا دارو ريختن مانند قطره چشم به هنگام روزه باعث باطل شده روزه مى گردد؟
    ج : اگر به فضاى دهان نرسد روزه را باطل نمى كند.
    س219: شخصى صائم در ايّام ماه مبارك رمضان زير دوش مى رود تا غسل انجام دهد فشار دوش اگر به اندازه اى زياد باشد كه تمام سر و گردن را فرا گيرد آيا روزه را باطل مى كند؟
    ج : روزه اش صحيح است.
    س220: زنى كه چندين سال يا حامله يا مرضعه بوده و نتوانسته روزه بگيرد و روزه براى او و يا بچه اش ضرر داشته است تكليف او چيست؟ حتّى از خودش مال ندارد كفاره روزه را بدهد و آيا استمرار مرضعه يا حامله هم حكم مريض مستمر را دارد كه قضاى سال آخر را بگيرد يا حكم فرق مى كند؟
    ج : در فرض سؤال قضاى سالهاى قبل ساقط است و فقط اگر ضرر ندارد قضاى سال آخر را بگيرد ولى هر وقت تمكّن پيدا كرد كفّاره روزه هاى سالهاى قبل را بدهد.
    س221: اگر شخصى در ماه مبارك رمضان از خواب بيدار شود و غذا بخورد سپس متوجه بشود كه از وقت اذان صبح گذشته است آيا روزه اين فرد صحيح است؟
    ج : روزه اش صحيح است در عين حال قضاى آن روز هم بر او واجب است.
    س222: آيا انسانى كه خود روزه قضا دارد مى تواند قضاى روزه واجب ميّت را بگيرد؟
    ج : نمى تواند.
    س223: اين جانب در سال 1361 مدتى از ماه مبارك رمضان را در جبهه حقّ عليه باطل بودم و نتوانستم روزه بگيرم از طرف خانواده در خصوص سنّم اختلاف نظر است دقيقاً نمى دانم در آن ايّام مكلّف بوده ام يا خير. تكليف روزه فوت شده چيست؟
    ج : چون مكلّف بودن جنابعالى در آن تاريخ مشكوك است قضاى آن روزه ها واجب نيست.
    س224: يك نفر در ماه رمضان به سبب فعل حرام روزه اش را باطل كرده و نمى دانسته كه آيا به سبب اين فعل حرام روزه باطل مى شود يا خير؟ حالا چه وظيفه اى دارد؟
    ج : اگر جاهل مقصر است بنابر احتياط بايد علاوه بر اين كه روزه را قضا نمايد، كفاره جمع انجام بدهد يعنى به شصت فقير به هر يك، يك مدّ گندم يا جو يا قيمت آنها را بدهد و دو ماه پى در پى هم روزه بگيرد.
    س225: دختر و پسرى كه مى دانستند روزه واجب است ليكن اولياء از روى جهالت و دلسوزى كه: در اين سن تو روزه برايت واجب نيست، مانع از گرفتن روزه آنها مى شدند، خود آنها هم اهل مسئله نبودند، وظيفه در اين مورد چيست؟ با توجه به اينكه اكنون قادر بر اداء كفاره نمى باشند.
    ج : در اين مورد فقط قضا واجب است.
    س226: تكليف ورثه نيست به فروض زير چيست؟ الف: شخصى ماه رمضان مريض بوده و مرض ادامه داشته تا اوّل ذى حجّه.
    ج : قضا واجب نيست. ب: شخصى مريض بود و مرض او بعد از رمضان برطرف شد و 15 روز زنده بود و 15 شوال فوت كرد.
    ج : اگر در آن چند روز كه خوب شده مى توانسته است قضاى روزه خود را بجا بياورد و بجا نياورد قضا لازم است.
    س227: آيا زن مى تواند در ايّام ماه مبارك رمضان به خاطر اينكه روزه خود را تمام بگيرد و قضاء روزه بر گردنش نباشد به خاطر عادت ماهيانه كه به او دست مى دهد از قرص ضدّ حاملگى استفاده نمايد؟ و همچنين درباره روزه مستحبّى و نذر چطور؟
    ج : در صورتى كه آن قرص مضرّ نباشد و پس از استفاده از آن در موقع عادت ماهانه هيچ اثرى از خون مشاهده نشود اشكال ندارد.
    س228: شخصى در ماه مبارك رمضان در جايى قصد اقامه آن ماه را در آن محل كرده است ولى هميشه بعد از افطار از حد ترخص خارج مى شود اما پس از دو ساعت و نيم يا سه ساعت به آن محل باز مى گردد، وظيفه اين شخص نسبت به نماز و روزه اش در آن محل چيست؟
    ج : اگر از اول، قصد خارج شدن هر شب را داشته قصد محقق نشده است و بايد روزه ها را قضا كند و نمازش را قصر بخواند ولى اگر از اول قصد خروج را نداشت و قصد اقامه كرد و يك نماز چهار ركعتى خواند و بعد از آن جريان رفت و برگشت فوق انجام مى يابد نماز و روزه اش تمام است.
    س229: آيا گرفتن روزه قضا در سفر صحيح است؟ يا خير؟
    ج : صحيح نيست.
    س230: روزه مستحب براى شخص مسافر جايز است يا خير؟
    ج :روزه مستحب در سفر جائز نيست.
    س231: آيا مسافر مى تواند در سفر نذر كند كه مثلاً فردا يا امروز را روزه مى گيرم و بعداً آنروز را روزه بگيرد؟
    ج : در سفر نمى تواند و اگر بخواهد ميتواند در محلّ خود نذر كند.
    س232: زائرانى كه در ماه مبارك رمضان به مكه مكرمه و مدينه منوره سفر مى كنند اگر هنگام غروب در مسجد الحرام و مسجد النبى صلى الله وعليه وآله وسلم حضور يابند به لحاظ اين كه اهل سنت زودتر از ما افطار مى كنند، آيا زائران ايرانى مى توانند همراه آنان افطار كنند يا خير؟
    ج : پيش از مغرب شرعى نمى توانند افطار نمايند چون آيه شريفه «و اتمّو الصّيام» انتهاى روزه را شب معرّفى مى كند و بنظر حقير تقيّه مداراتى در افطار روزه، راه ندارد.
    س233: آيا اداى كفاره روزه عمدى يا غير عمدى. و كلّاً تمامى كفارات بايد فورى باشد؟
    ج : وجوب اداى كفاره فورى نيست ولى نبايد مسامحه كند.
    س234: زنى كه به واسطه مريض بودن در ماه رمضان روزه نگرفته و تا ماه رمضان بعدى قضاى روزه ها را هم نگرفته يا آنكه بدون عذر معصيت كرده و روزه خود را خورده است آيا پرداخت كفاره او بر خودش است يا شوهرش؟ و اگر بر خود اوست وقتى كه تمكن بر كفاره ندارد غير از مهريه اى كه از شوهر طلبكار است آيا واجب است از مهريه به اندازه كافى از شوهر خود گرفته و اداى كفاره نمايد يا خير؟
    ج : كفاره بر عهده خود اوست و كفاره واجب است و واجب است كه اقدام و سعى كند هرچند از مهريه بگيرد و بپردازد.
    س235: خانمى هستم شصت و چهار ساله كه پنجاه سال پيش در سن 14 سالگى ازدواج كردم و ماه هاى رمضان مادر شوهرم نمى گذاشت كه روزه بگيرم زيرا بسيار ضعيف بودم به اين صورت كه مادر شوهرم سحرها مرا بيدار نمى كرد و مى گفت تو ضعيف هستى و بايد كار كنى، نمى توانى روزه بگيرى آيا بايد براى هر روز 60 فقير را طعام بدهم؟ امّا اين امر از عهده بنده خارج است. وظيفه من چيست؟
    ج : كفاره هر روزه كه اطعام 60 فقير است بر شما واجب نيست ولى در ماه رمضان ها كه روزه خود را به جهت ضعف و عدم توانائى نگرفته ايد اگر تا ماه رمضان بعد قدرت گرفتن روزه را داشته ايد و قضاى آنها را تا به حال نگرفته ايد هم قضاى آنها بر شما لازم است و هم كفّاره تاخير بر ذمّه شما آمده است كه براى هر روز يك مُدّ طعام است ولى اگر ماه رمضان بعد نيز قدرت گرفتن روزه را پيدا نكرده ايد هر روز يك مُدّ طعام بدهيد كافى است و قضا واجب نيست و مُدّ ده سير است.
    س236: شخصى در اثر بيمارى و يا به واسطه بى توجهى روزه خود را عمداً خورده و الآن متوجه شده كه اشتباه بزرگى را مرتكب شده است و براى كفاره خود هر روزى 60 مسكين را بايد اطعام بدهد و ميسّر برايش نيست، ولى دخترى دارد كه داراى چند فرزند است و در شهرستان زندگى مى كند و هر سال يكى دو ماه به خانه پدر مى آيد آيا مى تواند كه مخارجات آنها را به جاى كفارات خود حساب كند يا خير؟
    ج : در صورتى كه در اثر بيمارى كه روزه مضر بوده است روزه خود را خورده است و يا بدون توجه بوده كه متلفت نبوده است كه خوردن روزه عمداً كفّاره دارد، كفّاره واجب نيست و فقط قضاى روزه بر او واجب است و حساب كردن مخارج دختر و فرزندان دختر از كفّاره روزه كه در فوق مرقوم داشته ايد صحيح نيست.
    س237: شخصى فوت كرده و كفاره عمدى پنج روز ماه رمضان و كفاره قسم و نذر و عهد بر عهده او بوده وظيفه چيست؟
    ج : لازم است ز تركه ادا شود.
    س238: آيا مظالم و كفارات (مثل كفاره روزه) و صدقات واجبه را مى شود به واجب النفقه داد يا خير؟
    ج : نمى شود.










  20. کاربر مقابل از این پست *ADRIANA* تشکر کرده است.


+ ارسال موضوع جدید
صفحه 1 از 5 1 2 3 4 5 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

تعداد اعضای بازدید کننده از این تایپیک : 0

بازدید کنندگان :  (نمایش کلی)

نامی برای نمایش وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

Bookmarks

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •