+ ارسال موضوع جدید
صفحه 3 از 5 نخستنخست 1 2 3 4 5 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 41

موضوع: هزار و یک مسئله فقهی

  1. #1
    ناظم انجمن

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    محل سکونت
    زیر اسمون خدا...
    نوشته ها
    16,534
    تشکر
    13,809
    تشکر شده 13,049 بار در 9,484 پست

    New2 هزار و یک مسئله فقهی


    هزار و یک مسئله فقهی : مجموعه استفتائات

    حسين نوري همداني






    احكام تقليد
    س1 : در اصل مسأله تقليد آيا انسان بايد تقليد كند يا اجتهاد؟
    ج : موضوع تقليد تقليدى نيست و يك امر عقلائى است كه انسان در هر رشته به متخصّص آن رشته مراجعه مى كند.
    س2 : اگر فردى نيّتش اين باشد كه من از فلانى تقليد مى كنم و توجّه به اين موضوع ندارد كه:«تقليد انجام عملِ مستند به فتواى مجتهد است»:
    1 - آيا به نيّتِ تقليد تقليد محقّق شده يا خير؟
    2 - آيا مى تواند در اينصورت از مجتهد ديگرى تقليد كند ؟
    ج 1 :تنها به نيّت ،تقليد محقّق نمى شود.
    ج 2: مى تواند.
    س3 : آيا تقليد از اعلم بر مكلّف واجب است ؟
    ج : واجب است .
    س4 : در صورتى كه چند مجتهد جامع الشّرائط مساوى باشند يا اعلميّت بعضى بر بعض ديگر محرز و ثابت نشده آيا مجاز است كه شخص تبعيض در تقليد قائل شده و در مسائل مختلف فقهى از مجتهدين جامع الشّرائط مختلف تقليد نمايد؟ در اين صورت اگر اين عمل موجب انتخاب ساده ترين فتوا در ميان فتاواى اين مجتهدين در مسائل مختلف گردد آيا شرعاً چنين عملى كه ظاهراً در نقطه مقابل عمل به احتياط مى باشد صحيح و جايز است يا خير؟
    ج :در فرض مذكور تبعيض در تقليد جائز است وقبل از عمل مى تواند در بعضى از مسائل به فتواى اين فقيه و در بعض ديگر به فتواى آن فقيه عمل نمايد، البته اين موضوع همانطور كه گفته شد مربوط به قبل از عمل است ولى بعد از عمل نمى تواند در هر مسأله اى كه فتوا وجود داشته از مجتهد به مجتهد ديگر عدول نمايد مگر آنكه دوّمى اعلم باشد.
    س5 : آيادر بقاء بر تقليد ميّت، رجوع به حىِّ اعلم لازم است ؟
    ج : بلى در مسأله بقاء بر تقليد ميّت بايد از حىِّ اعلم تقليد كرد.
    س6 : باقى ماندن بر تقليد ميّت در چه صورت جائز و در چه صورت جائز نيست ؟
    ج : كسى كه در بعضى از مسائل به فتواى مجتهدى عمل كرده بعد از وفات او مى تواند در همه مسائل بر تقليد او باقى بماند مگر در صورتى كه مجتهد زنده اعلم از متوفّى باشد در اين صورت رجوع به آن مجتهد زنده واجب است.
    س7 : كسى كه در گذشته از امام (ره)تقليد مى كرد بعد مقلّد آيه الله اراكى شد و در قسمتى از مسائل باقى بر تقليد امام بود حالا كه مقلّد حضرتعالى شده مى تواند در برخى از مسائل از امام تقليد كند و برخى از آيه الله اراكى و بعضى از حضرتعالى ؟
    ج : در آن مسائلى كه از امام رضوان الله عليه به آيه الله اراكى عدول نكرده است مى تواند در تقليد از امام باقى باشد.
    س8 : در صورتى كه مجتهدى كه از دنيا رفته از مجتهد زنده اعلم باشد و يا احتمال اعلميّت او نسبت به مجتهد زنده وجود داشته باشد،آيا مقلّدين او ميتوانند تمام يا برخى احكام را از مجتهد زنده تقليد نمايند؟
    ج : بلى مى توانند.
    س9 : روشن است كه همه مراجع تقليد فعلى بقاء بر تقليد ميّت را جائز مى دانند،آيا مى شود انسان بدون رجوع به مرجع تقليد حىِّ معيّنى، بر تقليد از ميّت باقى بماند؟
    ج : لازم است در مسأله بقاء، از حىّ تقليد كرد ولى تعيين لازم نيست .
    س10 : آيا بر مجتهد متجزّى تقليد حرام است، بر زن مجتهد چطور؟
    ج : در هر دو مورد در آن قسمتى كه اجتهاد كرده است، حرام است .
    س11 : آيا شرعاً مى شود به احتياط واجب كه در بعضى مسائل آمده عمل نكرد ؟
    ج : بايد به احتياط واجب عمل شود مگر اينكه در اين مورد از ديگرى تقليد شود.
    س12 : اگر فقهاء در علم مساوى باشند آيا براى مكلّف جائز است از يكى از آنها تقليد كند ودر احتياطات واجب به ديگرى رجوع كند ؟
    ج : جائز است.
    س13 : وظيفه نوجوانانى كه آغاز تكليف آنها است در مسأله تقليد چيست ؟
    ج : بايد با انجام تحقيق از مجتهد جامع الشّرائط زنده تقليد كنند.
    س14 : آيادر يك خانواده اشخاصى كه به سنّ تكليف مى رسند هر كدام جداگانه براى خود بايد مرجع تقليد انتخاب كنند يا اينكه تنها ولى خانواده كافى است؟، آيا زن هم بايد تنها خودش مرجع تقليد انتخاب كند يا اينكه شوهر يك مرجعى را كه انتخاب كرده زن هم مى تواند به همان رساله عمل كند؟و اگر فردى از خانواده تاكنون به رساله مرجعى كه از دنيا رفته عمل كرده و مرجع ديگرى انتخاب نكرده است تكليفش چيست؟ آيا مى تواند باقى بر تقليد از ميّت بماند يا مرجع ديگرى انتخاب كند؟
    ج : در انتخاب مرجع تقليدافراد خانواده مختارند ميتوانند همه يك مرجع تقليد داشته باشند واگر تشخيص هايشان متفاوت باشد مرجع تقليد متفاوت داشته باشند. بلى كسى كه تازه بحدِّ بلوغ ميرسد نمى تواند از مجتهد ميّت تقليد كند ولى كسانى كه در زمان حيات يك مجتهد كه فعلاًاز دنيا رفته است از او تقليد كرده اند مى توانند با اجازه يك مجتهد زنده بر تقليد او باقى بمانند.
    س15 : اگر كسى مثلاً مقلّد امام بوده و هست اگر بخواهد به مرجع زنده رجوع كند در صورتى كه بداند ايشان اعلم بوده است مى تواند رجوع كند يا خير ؟

    ج : اگر بداند كه ايشان اعلى اللّه مقامه اعلم بوده اند باز هم مى تواند به مرجع زنده مراجعه كند.
    س16 : آيا رجوع از حضرت امام رضوان اللّه عليه به حضرت عالى صحيح است يا خير؟ و چنانچه صحيح نباشد نمازهائى كه خوانده ام و روزه هائى كه گرفته ام چه حكمى دارد؟
    ج : صحيح است ولى نمى توانيد دوباره به نظر حضرت امام قدّس سرّه رجوع كنيد و نماز و روزه اى كه مطابق فتواى ايشان بجا آورده ايد صحيح است .
    س17 : آيا عمل به احتياط رجحان دارد ياتقليد نمودن ؟

    ج : اگر موجب عسر و حرج نباشد عمل به احتياط راجح است .
    س18 : براى شخص محتاط آياحدود دائره احتياط در احكام بين فقهاست و آيا واجب است فتاوى فقهاى گذشته را داخل كرد يا خير؟
    ج : بلى لازم است .
    س19: آيا سفارشها و دستورهاى اخلاقى دين مبين اسلام در قلمرو تقليد قرار مى گيرد يا اينكه چون برخى از آنها تكليف الزامى ندارد از حوزه قلمرو تقليد خارج است؟
    ج : دستورهاى اخلاقى در قلمرو تقليد قرار ندارد مگر اينكه با يكى از احكام خمسه تكليفى يعنى وجوب يا استحباب يا حرمت يا كراهت يا مباح ارتباط پيدا كند










  2. 3 کاربر مقابل از این پست *ADRIANA* تشکر کرده اند.


  3. #21
    ناظم انجمن

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    محل سکونت
    زیر اسمون خدا...
    نوشته ها
    16,534
    تشکر
    13,809
    تشکر شده 13,049 بار در 9,484 پست

    پیش فرض پاسخ : هزار و یک مسئله فقهی

    احكام هبه
    س618: اگر طلا را داماد يا پدر و مادر و بستگان داماد خريده و به عروس داده اند آيا عروس مالك مى شود؟ حال اگر طلا و اشياء قيمتى كه به عروس داده اند و قبض و اقباض شده بعد از مدتى مثلاً پنج سال طلاق واقع شد يا شوهر از دنيا رفت حكم آن اشياء چه مى شود؟ آيا دهندگان مى توانند پس بگيرند؟ مثلاً پدر شوهر بگويد من به خاطر اينكه عروسم بودى خريدم حالا طلاق يا فوت و... كه ديگر عروس من نيستى آنها را مى خواهم؟
    ج : بستگى به آداب و رسوم هر قومى دارد كه به چه نيت مى دهند، اگر به قصد عاريه داده اند مى توانند پس بگيرند، اما اگر قصد هبه داشته اند چنانچه عين آن باقى نمانده است نمى توانند پس بگيرند و اگر عين آن باقى است و عروس هم رحم آنان نباشد پس گرفتن آن جايز است.
    س619: آيا پول توجيبى كه پدر به فرزند مى دهد رضات او در طرز خرج كردن فرزند نيز شرط است يا خير؟ با توجه به اين كه طرز خرج كردن غير اسلامى نيست؟
    ج : اگر پول را به فرزند بخشيده باشد در خرج كردن آن در راه حلال آزاد است، ولى سعى در رضايت پدر نمايد.
    س620: آيا هبه نمودن در مرض موت صحيح است يا خير؟
    ج : اقوى صحت است هرچند زائد بر ثلث باشد.
    س621: در بعضى مناطق مرسوم است كه پدر زمين هاى خود را بين پسرانش تقسيم مى كند و هر يكى از پسران حصه خود را تصرف مى كند و از طرفى پدر هيچ گونه اظهارى نسبت به تمليك و يا هبه و ى اباحه در تصرف نمى كند، آى اين تقسيم موجب ملكيت است؟ يا آنكه زمين در ملك پدر باقى است؟ و اباحه در تصرف است؟
    ج : حكم به اينكه اين عمل هبه يا اباحه تصرف است تابع قرائن و شواهدى است كه با اين عمل همراه است و تا دليل و ملاكى براى تمليك در بين نباشد در ملك پدر باقى است ولى ظاهر امر اين است كه هبه باشد و بعد از قبض و تصرف، پسران مالك مى شوند.
    س622: در بعضى مناطق براى اينكه به دختر بعد از فوت پدر سهمى نرسد، پدر در زمان حيات خويش تمام دارايى و املاك و باغات خود را بين پسرانش تقسيم كرده و هبه مى نمايد تا بعد از فوت خويش ديگر دخترانش سهمى نداشته باشند حال آيا اين كار با اين نيت و قصد صحيح است يا خير؟
    ج : اگر هبه با شرائط خود انجام گرفته است صحيح است ولى محروم كردن برخى از وراث كار خوبى نيست.
    س623: يك نفر به همسر خودش خانه اش را هبه نموده و به قبض او رسانده است، آيا مى تواند واهب از هبه خويش برگردد؟
    ج : بله مادامى كه عين مالى كه بخشيده شده باقى است، مى تواند رجع كند و پس بگيرد، هرچند كه بهتر آن است كه رجوع نكند.
    س624: پدرى خانه خود را در حال حيات به بچه صغير خود هبه كرد و كتباً وصيت كرده مسئله تصرفات خود پدر و كسانى كه در آن خانه نماز مى خوانند چه حكمى دارد؟
    ج : چون پدر ولايت دارد در صورتى كه آن تصرفات به مصلحت صغير است اشكال ندارد.
    س625: پدرى در حال حيات خودش بعضى از فرزندان را بر بعضى در هبه اموال ترجيح داده ولى بدون مرجح دنيوى و اخروى و بعد از مرگ بين ورثه نزاع مى شود يا حكم شرع مى تواند در وصيّت دخل و تصرف كند؟
    ج : در صورتى كه هبه با شرائط خود تحقق پيدا كرده است بعداً نمى توان آن را تغيير داد.










  4. #22
    ناظم انجمن

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    محل سکونت
    زیر اسمون خدا...
    نوشته ها
    16,534
    تشکر
    13,809
    تشکر شده 13,049 بار در 9,484 پست

    پیش فرض پاسخ : هزار و یک مسئله فقهی

    احكام نكاح و طلاق
    س626: سختگيريهاى بيش از حد برخى والدين در مورد ازدواج (مهريه و...) موجب محروم شدن جوانان از ادواج و بروز برخى مفاسد ميشود اين عمل والدين چه حكمى دارد؟
    ج : نظر اسلام اين است كه ازدواج هرچه با سهولت انجام بگيرد و سختگيريهاى بى مورد كار خوبى نيست.
    س627: اگر دختر رشيده اى كه در سن 25 سالگى مى باشد و تشخيص مصلحت خود را مى دهد و پدرش اذن و اختيار ازدواج را به او داده و فقط بيان داشته كه با ايشان مشورت كند، مى تواند ازدواج موقت مشروط بر اينكه دخول انجام نگيرد و فقط در حد تقبيل و استمتاعات و مس باشد نمايد؟ توضيح اينكه پدرش اختيار داده ولى شايد احتمالاً ازدواج موقت را نظر نداشته باشد.
    ج : در ازدواج دختر بالغه عاقله رشيده چه دائم چه منقطع اذن پدر شرط نيست و بدون اذن او صحيح است ولى مستحب است از لحاظ اخلاق و احترام بدون نظر و مشورت پدر و جد خود ازدواج نكند.
    س628: اگر دختر و پسرى بخواهند به صورت موقت با يكديگر ازدواج كنند در صورتى كه شرط كنند كه دختر همچنان باكره باقى بماند آيا مى توانند بدون اذن ولى دختر با يكديگر ازدواج نمايند؟ و اگر بدون اذن ولى دختر با يكديگر ازدواج كنند آيا زناكار محسوب مى شوند؟
    ج : اگر داراى بلوغ و عقل و رشد باشند به طورى كه بتوانند مصلحت زندگى خود را كاملاً تشخيص بدهند مى توانند بدون اذن ولى ازدواج نمايند.
    س629: اگر كسى دو دختر (دو خواهر) را به خاطر نداشتن فرزند به فرزندى قبول كند آيا براى ازدواج، جهت محرميت اجازه پدر واقعى شرط است يا خير؟
    ج : در صورتى كه دسترسى به پدر و جد آنها ممكن نباشد، با اجازه حاكم شرع بايد صورت بگيرد.
    س630: در رابطه با ازدواج دختر باكره رشيده كه مصلحت خود را تشخيص مى دهد فرموده ايد اقوى اين است كه اجازه پدر لازم نيست و كذا جد پدرى. آيا در صورتى كه اين دختر در يكى از نهادها مانند صدا و سيما كار مى كند و طبعاً براى تهيه فيلم و سريال مانند اين با مردان نامحرم درتماس و محشور است، مى تواند بدون اجازه پدر و جد پدرى با مردى كه با او كار مى كند ازدواج موقت نمايد تا گناهى مرتكب نشوند يا خير؟
    ج : در صورتى كه دختر باكره بالغه و عاقله و رشيده باشد در ازدواج او چه دائم و چه موقت اذن پدر و جدّ شرط صحّت و مقصود از رشيده اين است كه مصلحت خود را كاملاً تشخيص مى دهد.
    س631: تزويج ولايى مشروط به مصلحت مولى عليه است. حال اگ دخترى صغيره توسط پدر يا جد پدرى به نكاح فردى در آمد و پس از بلوغ رضايت به اين ازدواج نداد آيا عقد صحيح بوده و دختر مجبور به پذيرش همسر على رغم عدم رضايت خويش مى باشد و يا اينكه عدم رضايت دختر موجب اثبات خيار براى دختر مى شود؟ زيرا: الف - اين تزويج كه همراه با عدم رضايت زوجه است موجب ضرر و زيان بر او خواهد بود (مشمول قاعده لاضرر) ب - رواياتى دال بر حق فسخ مانند صحيحه محمدبن مسلم و روايت يزيد الكناسى وجود دارد.
    ج : اگر دختر بعد از بلوغ ادعا مى كند كه عقد مذكور به صلاح من نبوده يا داراى مفسده است اگر اثبات كند عدم مصلحت يا تحقق مفسده را، مى تواند عقد را بهم بزند و مطالب مذور در 2 بند الف و ب هم بهمين بر مى گردد.
    س632: زنى كه بكارت وى در اثر زايمان ناشى از تلقيح مصنوعى (اعم از تلقيح نطفه همسر يا غير همسر) ازاله شده است مستحق تمام مهر يا مهر المثل است يا مستحق نصف مهر؟
    ج : به وسيله نطفه همسر مستحق تمام مهر است و به وسيله غير مستحق مهر المثل است.
    س633: هرگاه يكى از زن و شوهر قبل از آميزش و قبل از دخول بميرد، آيا تمام مهر را بايد به زن داد يا نصف را؟
    ج : در فرض مذكور نصف مهر ثابت است.
    س634: منكوحه غير مدخوله اى مطالبه مهريه خود را كه حال مى باشد از زوج مى نمايد و زوج حاضر به تأديه مهريه زوجه نمى باشد و وصول مهريه هم براى زوجه غير ممكن مى باشد. زندگى زناشويى زوجين به بن بست رسيده، با توجه به ماده 1085 قانون مدنى كه مقرر داشته زن مى تواند تا مهريه به او تسليم نشده از ايفاء وظايفى كه در مقابل شوهر دارد امتناع كند مشروط بر اينكه مهر او حال باشد و اين امتناع مسقط حق نفقه نخواهد بود؟ آيا عدم تسليم مهريه از ناحيه زوج و زوجه كه موجب عسر و حرج گرديده از موجبات تقاضاى طلاق مى باشد يا خير؟
    ج : در اين مورد دو مطلب است:
    1 - در صورتى كه مهريه كلاً حال باشد زوجه مى تواند تا مهريه خود را نگرفته از ايفاء وظيفه در برابر شوهر امتناع كند و تمكين نكند.
    2 - زوجه در آن وقت مى تواند مهريه خود را مطالبه كند كه زوج قدرت پرداخت را داشته باشد.
    س635: در عقد نامه اى نوشته شده مهر المسمى مقدار دويست و هشتاد مثقال طلاى هيجده عيار به قيمت زمان ازدواج زوجيه به مبلغ هفتصد هزار ريال، آيا مهريه در اين صورت طلا است يا پول؟
    ج : در فرض مسئله مهرى دويست و هشتاد مثقال طلا است بنابراين اگر بخواهد فعلاً مهريه را بدهد بايد همان دويست و هشتاد مثقال طلا يا قيمت آن را بدهد و اگر نزاع موضوعى در بين باشد محتاج به مرافعه شرعيه است.
    س636: آيا مهريه هايى كه در عقد نامه هاى سابق به صورت پول يا طلا ذكر شده است بايد به قيمت فعلى آن محسوب گردد يا همان ارزش هنگام عقد كافى است؟
    ج : ارزش فعلى ميزان است.
    س637: اگر مرد بعد از چند سال از ازدواج بخواهد مهريه زنش رابدهد چگونه بايد محاسبه كند مثلاً اگر مهريه در سال 56 مبلغ پانزده هزار تومان بوده در سال 75 بخواهد پرداخت كند همان مبلغ را شرعاً بدهكار است يا گذشت زمان تأثير دارد؟ با توجه به اينكه در عقدنامه نوشته شده: «به وجه رايج ايران»
    ج : درر اين قبيل موارد لازم است ارزش را در نظر بگيريم بايد حساب كنيم كه پانزده هزار تومان آن روز چقد كارائى داشت آن را در نظر بگيريم.
    س638: اگر مردى چندين بار به همسرش گفته مهريه ات را بگير و من فعلاً دارم و حاضرم پرداخت كنم. اگر نمى گيرى حلال كن ولى زن نمى گيرد اگر مرد طورى شد كه ديگر قادر به پرداخت نيست مسئوليت به عهده چه كسى است؟
    ج : مهريه در ذمه شوهر باقى است.
    س639: اگر شوهر زنى از دنيا برود در حالى كه مهريه زنش را نداده و از طرفى هم چون زندگى شوهر با پدرش مشترك بوده مالى ندارد يا اگر دارد معلوم نيست، مهريه زن به عهده چه كسى است؟
    ج : مهريه زن به عهده شوهر است.
    س640: آيا دخترى كه به عقد كسى در آمده و در خانه پدرش مى باشد و براى شوهر ابداً تمكين نموده و نمى كند حق مطالبه تمام مهريه را يكجا دارد يا خير و ضمناً دختر مدعى است كه اگر تمامى مهريه را شوهر پرداخت نمايد به خانه اش خواهد آمد چه صورت دارد؟
    ج : اگر مدت براى اداء مهريه تعيين نشده باشد و دخول نيز صورت نگرفته زوجه حق دارد قبل از تمكين، تمام مهريه خود را بگيرد بعد تمكين نمايد.
    س641: بعد از عقد نكاح آيا زن در صورت اعسار زوج از پرداخت مهريه مى تواند به خاطر دريافت مهريه تمكين ننمايد؟
    ج : بعد از عقد نكاح زن مى تواند در دفعه اول از آميزش جنسى و ساير استمتاعات امتناع كند تا مهريه خود را بگيرد مگر اينكه قبل از عقد شرط تأخير اداى مهريه شده باشد يعنى مهر مؤجل باشد ولى بعد از آميزش نمى تواند.
    س642: در شب عقد، دختر مى گويد من مى خواهم ادامه تحصيل بدهم مرد موافقت مى كند و بعد هم كه ازدواج مى كند در رشته پزشكى قبول مى شود و مى خواهد به دانشگاه برود شوهر مخالفت مى كند، شرعاً وظيفه چيست؟
    ج : اگر قول شوهر در ضمن عقد لازمى بوده است، مثلاً در ضمن عقد نكاح شرط شده است، نمى تواند مخالفت بكند و الا مى تواند مخصوصاً در موردى كه خواسته زن با حق شوهر منافات داشته باشد.
    س643: اگر مرد در ضمن عقد نكاح منقطع تعهد كند كه پس از انقضاى مدت، زن را به نكاح دائمى خود در اورد و يا در ضمن عقدى لازم تعهد كند زنى را به عقد نكاح دائمى خود درآورد، آيا تعهد مزبور لازم الوفاء مى باشد؟ در صورت امتناع مرد از انجام تعهد، آيا حاكم طبق قاعده «الحاكم ولى المتنع» مى تواند زن را به نكاح دائم مرد (متعهد) در آورد؟
    ج : در صورتى كه در ضمن عقد لازم شرط شده است كه آن مرد به شرط خود وفا كند اگر امتناع كرد آن زن حق دارد كه به حاكم شرع مراجعه كند تا حكم شرع از او بخواهد كه به شرط خود عمل كند و در صورتى كه آن مرد بازهم حاضر نشد كه به شرط عمل كند زن اختيار فسخ دارد كه آن عقدى كه در ضمن آن شرط شده بود را به هم بزند ولى حاكم شرع نمى تواند آن زن را بدون اذن و اجازه مرد به نكاح دائم او در بياورد.
    س644: اگر زن در ضمن عقد شرط كرده است كه شوهرش بايد ريش داشته باشد و ريشش را از ته نزند بنابراين اگر شوهر ريش خود را بتراشد آيا زوجه مى تواند به استناد تخلف از شرط تقاضاى طلاق كند؟
    ج : اگر در صورت تخلف شرط طلاق كرده باشدد مى تواند.
    س645: شخصى دو زن دائم دارد و براى هريك وسائل رفاهى را تحصيل نموده و در حد توان خود نسبت به هر دو انجام وظيفه مى نمايد هم اكنون همسر دوم با شوهر ناسازگارى نموده تا جايى كه فرزند خود را وادار نموده پدرخود را كتك زده و آبرو و حيثيت او را در خطر جدى قرار داده و كار از مرز موعظه گذشته، حالا اگر اين مرد بخواهد او رإ؛يةظظ طلاق دهد، قانون حمايت از زن نصف همه دارايى شوهر را كه در زمان زندگى اين زن تحصيل نموده به زن خواهد داد، چنانچه اين مرد كليه وسائل زندگانى را به نحو احسن در اختيارش بگذارد ولى براى اينكه به دين و دنيايش برسد از اين زن كناره گيرى نمايد، آيا در پيشگاه باريتعالى مسئول نخواهد بود؟ وظيفه اين مرد نسبت به اين زن چيست؟
    ج : اگر در موقع ازدواج همسر دوم اين ماده را كه «اگر شوهر زن خود را طلاق داد بايد نصف آن اموالى را كه در مدت زندگانى با اين زن به دست آورده است به او بدهد» را امضاء كرده است و ازدواج با اين شرط صورت گرفته است لازم است به شرط عمل كند تا در پيشگاه حضرت حق مسئول نباشد وگرنه لازم نيست و مسئول نخواهد بود.
    س646: در زمان فعلي در سند ازدواج چند شرط قيد كرده اند آيا اين شرائط در خواندن عقد دخالت دارد يا نه و اينها شرعيت داردى فقط قانونى است؟ و اگر انسان عقد را به صورت همان مرسوم سابق بدون در نظر گرفتن شرائط عقد جارى كند و زوجين براى تنظيم سند ازدواج به دفترخانه بروند آيا شرعاً اين عقد اشكال دارد يا نه؟
    ج : در اين مورد عمده نظر زوجين است اگر نظر آنها اين است كه عقد بر اساس آن شرائط باشد اين هم قانونى است و هم شرعيت دارد، هركدام از اين شرطها يا همه آنها را اگر طرفين قبول كردند بايد به آن عمل كنند.
    س647: در مواردى كه عده كلا فراموش شده است ممكن است زنى امروز از شوهرش جدا شود و فردا با ديگرى ازدواج نمايد تكليف چيست؟
    ج : بايد ضوابط شرعى مراعات شود و نگهداشتن عده در مورد خود لازم است.
    س648: زنى به مدّت يك سال متعه شده بود و از دبر دخول شده و پس از انقضاء مدت كه مى بايست به مدت دو حيض عده نگه مى داشت و تزويج نمى كرد، به علت ندانستن مسئله و جاهل بودن به موضوع و حكم، قبل از انقضاء عده به عقد مرد ديگرى در آمد و مرد هم از اينكه زن قبلاً متعه مردى شده اطلاعى نداشته و ندارد: الف- آيا بر شخص عالم لازم و واجب است كه زن و مرد را مطلع نمايد و يا لازم نيست؟ ب- آيا عقد مزبور صحيح است و يا باطل؟ و اگر باطل است، احتياج به عقد جديد دارد و يا موجب حرمت ابدى مى شود؟ آيا احتياج به طلاق دارد؟ و يا اينكه حكم مسئله در صورت وقوع دخول قبل از انقضاء عده و در صورت وقوع دخول بعد از انقضاء عده و يا در صورتى كه اصلاً دخول محقق نشده باشد متفاوت است؟ لطفاً حكم فروض را بيان فرماييد:
    ج : در صورتى كه شوهر دوم قبل از انقضاى عده دخول كرده است، زن نامبرده بر آن شوهر حرام مؤبد مى شود و اگر بعد از انقضاى عده دخول صورت گرفته است حرام مؤبد نيست ولى احتياج به عقد جديد دارد و اگر دخول اصلاً محقق نشده است نيز احتياج به عقد جديد دارد.
    س649: آيا ازدواج كردن مرد با زن بدكاره و متهمه حرام است؟ و اگر حرام نيست آيا مى توان به سخن آنان مبنى بر اينكه شوهر ندارند يا در عده نيستند اعتماد كرد يا بايد درباره آنان تحقيق نمود؟ همچنين در مورد زنانى كه زياد صيغه مى شوند و اين احتمال وجود دارد كه از آن دسته زنهايى باشند كه عده نگه نمى دارند در صورتى كه بگويند در عده نيستم آيا بايد سخن آنها را قبول كرد يا در مورد آنان تحقيق نمود؟
    ج : سخن آنها تا هنگاميكه علم بر خلاف نباشد حجت است.
    س650: اگر دختر و پسرى با يكديگر ازدواج نمايند و قبل از عروسى از راه عقب با يكديگر آميزش كنند و بعداً از يكديگر جدا شوند ايا دختر مى تواند بلافاصله با شخص ديگرى ازدواج كند يا بايد عده نگه دارد؟
    ج : بايد عده نگهدارد.
    س651: اگر مردى زنى را صيغه كند و بعد از تمام شدن مدت آيا مرد موظف است كه مراقب زن باشد كه تا در عده اوست با شخص ديگرى ازدواج نكند؟
    ج : مرد چنين وظيفه اى ندارد و زن بايد به وظيفه خود عمل كند. نشوز:
    س652: ملاك اساسى نشوز زن چيست؟
    ج : ملاك عمل نكردن به وظايف زناشويى است.
    س653: زن در حال نشوز كه معلوم نيست به خانه شوهر برگردد يا نه آيا حق دارد جهيزيه خود را مطالبه كند؟
    ج : جهيزيه خود را در صورتى كه تمليك نكرده باشد و به مرور زمان از بين نرفته باشد حق مطالبه آن را دارد.
    س654: مرد در برابر زن ناشزه و ناسازگار چه تكليفى دارد كه بايد انجام دهد؟ آى حق و حقوقى گردن مرد دارد يا خير؟ زنى كه در فرمان و اطعات مرد نباشد نفقه و كسوه به او تعلق مى گيرد يا خير؟ ناشزه اى كه سالها با مرد حرف نمى زند و دائماً قهر است طاعت و عبادت آن زن از چه قرار است و تكليف مرد در مقابل اين زن چيست؟ و مرد بايد چه عملى انجام دهد كه مسؤول نباشد؟
    ج : زنى كه ناشزه است يعنى بدون عذر شرعى در مقابل خواسته جنسى مرد تمكين ندارد استحقاق نفقه و كسوه از مرد را ندارد و عبادات او هم در فرض مذكور مورد قبول درگاه خداوند نيست ولى خوب است جنابعالى اول از در نصيحت و اخلاق وارد شويد.
    س655: آيا نشوز اضطرارى به اين معنا كه زوج اين قدر زوجه خود را اذيت كند كه زوجه نتواند متحمل آن شود و بدون اجازه شوهر از خانه بيرون رود مسقط نفقه هست يا نه؟
    ج : در موردى كه زن به واسطه ترس از رسيدن ضرر به جان خود تكليف شرعى او بيرون رفتن از خانه باشد ناشزه محسوب نمى شود.
    س656: اگر زوجين در اصل نكاح اتفاق و در دوام و انقطاع اختلاف كنند و دليلى در كار نباشد قول كدام مقدم است؟
    ج : مسأله مسأله قضايى است قول كسى كه مدعى دوام است مقدم است مگر اينكه طرف ديگر بينه داشته باشد.
    س657: خانمى در اثر ندانستن حكم خدا بدون اجازه از خاله خود با شوهر او ازدواج كرده است و چندين سال هم از اين ازدواج مى گذرد، حالا متوجه شده است كه اجازه خاله اش در صحت اين ازدواج دخيل و شرط بوده است، مستدعى است وظيفه شرعى مشار اليها را بيان فرموده و آيا در اين مدت چون حكم خدا را نمى دانسته است، گنهكار محسوب نخواهد بود؟
    ج : اذن عمه در ازدواج با دختر برادر زن و اذن خاله در ازدواج با دختر خواهر زن شرط صحت عقد است. و اگر بعد از عقد هم اجازه بدهند عقد صحيح وگرنه باطل است، اكنون بايد اجازه خاله آن خانم را تحصيل كرد و در صورت امكان بايد جدا بشوند و در مدتى كه جهل به حكم خداوند رحيم ان شاء الله مى بخشد و فرزندانى كه تا اين تاريخ به وجود آمده اند به پدر و مادر خود ملحق مى باشند.
    س658: افراد زيادى دخترانشان را در اختيار مسيحى قرار داده اند بدون عقد و بقصد ازدواج و الان چندين اولاد دارند چه بايد كرد؟
    ج : كارى بر خلاف انجام داده اند و اكنون اگر شوهرانشان آماده نيستند مسلمان شوند، بايد زنان مسلمان از آنان جدا شوند و ارتباط خود را از آنان قطع كنند.
    س659: ايا شرعا ازدواج موقت با زن زناكار جائز ست و در صورت جائز بودن اگر مد بى اطلاع باشد آيا شرعا مى تواند قول وى را در نداشتن شوهر و عدم عده و يائسگى قبول كند و با وى ازدواج موقت نمايد؟
    ج : مادامى كه يقين بر خلاف ندارد گفتار و اخبار او حجت است.
    س660:
    1 - تعداد زيادى از خانواده ها بدون هيچ گونه عقد شرعى در كنار هم زندگى مى كنند و الان داراى چندين فرزند مى باشند، و گمان آنان اين بوده است كه رضايت طرفين كفايت مى كند، با اين گونه موارد چه بايد كرد.
    2 - افراد زيادى با اينكه معتقد بودند با مسيحى نمى شو ازدواج كرد در عين حال با دختران مسيحى با هم بدون هيچ گونه عقد دائم و موقت زندگى مى كنند و چندين اولاد مشترك دارند با اين افراد چگونه بايد برخورد نمود؟
    ج :1و2 در صورتى كه قصد ادامه زندگى مشترك دارند بايد مطابق ضوابط عمل نموده و عقد نكاح جارى كنند. و فرزندان سابق چون از باب وطى بشبهه به وجود آمده اند شرعا ملحق به همان پدر و مادرشان هستند.
    س661: زني در يك روز مدت عقد انقطاعيش با مردي تمام مي شود و قبل از انقضاء عقد زيد را وكيل مي كند تا او را به عقد خالد در آورد ولي بعد از انقضاء عقد در همان روز خود زن بدون اعلام فسخ وكالت زيد با كسي ديگر عقد و نكاح مي تندد يعني در يك روز هر 2 عقد جاري مي شود كدام عقد صحيح مي باشد و آيا عقد خود زن از بطلان وكالت زيد حكايت مي نمايد ؟
    ج : در فرض مذكور هر يك از عقدها كه مقدم باشد از لحاظ زمان همان صحيح است و اگر تقدم و تأخر محرز نباشد و احتمال تقاران برود بر هيچ يك از آنها آثار زوجيت نمى توان مترتب كرد و احتياط آن است كه هر دو طلاق بدهند و از آن پس به هر يك از آنها يا شخص ثالث مى تواند ازدواج كند.
    س662: آيا در ازدواج مجدد، نياز به اجازه همسر اول مى باشد؟
    ج : با رعايت شرايط و عدالت نياز به اجازه همسر اول نيست، مگر اينكه در ازدواج با همسر اول اين شرط ذكر شده باشد.
    س663: آيا زن حق دارد كه با مسافرت شرعى مرد و يا شب كارى او يا كشيك بودن وى به عنوان اينكه (تنهايم و مى ترسم و...) جلوگيرى كند؟
    ج : نمى تواند ولى بهتر است سعى كنند با هم توافق نمايند.
    س664: آيا مرد مى تواند از نفقه فرار كند؟ براى ازدواج هاى بعدى چطور؟
    ج : معناى فرار كند روشن نيست، نفقه در مواردى ثابت و در مواردى ساقط است: اگر عقد دائمى بوده و در برابر شوهر خود تمكين دارد نفقه ثابت و اگر ناشزه باشد ساقط است در عقد انقطاعى نيز اگر شرط كرده باشند كه زوج نفقه همسر انقطاعى خود را بدهد لازم است كه اداء نمايد.
    س665: حتى در ميان افرادى كه معتقد به عقد شرعى مى باشند مسأله طلاق فراموش شده است و زنانى ديده شده است كه از شوهر قبلى كه عقد شرعى داشتند بدون طلاق جدا شده، و با ديگرى ازدواج كرده و چندين اولاد دارند حكم شرعى چيست؟ كلا در ازدواج و طلاق صرف رضايت را كافى مى دانند آيا رضايت به تنهائى كفايت مى كند؟
    ج : رضيت تنها در ازدواج كافى نيست بايد بر اساس ضوابط شرعى عمل شود و عقد جارى شود و در طلاق نيز لفظ مخصوصى لازم است و بدون آن طلاق صحيح نيست.
    س666: شخصى خانمى را به مدت هشتاد سال متعه كرده و در وقت اجراى صيغه همان مدت را قيد كرده بر فرض مسئله آيا اين زن، زنى دائمى حساب مى شود يا موقت؟
    ج : بنابر توضيح فوق در فرض مسئله نكاح موقت است.
    س667: زنى كه انسان عقد دائم و يا متعه كرده وليكن دخول نشده تا زمانى كه به طلاق يا بخشش مدت، جدائى واقع شده، مسلما با دخترهاى اين زن نمى شود ازدواج كرد، آيا با نواده هاى اين زن هم نمى شود ازدواج كرد؟
    ج : نواده ها نيز حكم دخترش را دارند.
    س668: آيا ازدواج زن يا مرد شيعه با زن يا مرد سنى جايز است، يا خير؟
    ج : اگر مطمئن است كه هويت مذهبى خود را حفظ مى كند جائز است.
    س669: دخترى با يك جوان ازدواج مى كند و بعداً معلوم مى شود كه داماد به اصطلاح على اللهى مى باشد و خود داماد به اين مطلب اعتراف و اقرار كرده و اضافه كرده اعتقاد به نماز و روزه ندارم، حال آيا زندى كردن اين دختر با اين جوان اشكال دارد يا خير؟ لازم به ذكر است دختر سيده مى باشد و علاقه به داماد هم دارد و از نظر دختر مشكلى وجود ندارد؟
    ج : در صورتى كه داماد نامبرده فوق شهادتين مى گويد و به لوازم مذهب على اللهى از قبيل حلول و اتحاد وحدت و امكان نسبت به خداوند متعال توجه ندارد عقد صحيح است، ولى مواظب باشد تحت تأثير همسرش قرار نگيرد.
    س670: اگر زن يا مرد پس از ازدواج تغيير جنسيت دهد، حكم ازدواج قبلى چگونه است؟ در صورت بطلان آيا مرد بايد مهريه زن را تماماً بپردازد؟
    ج : تغيير جنسيت به اين سادگى چيست؟ ولى در باب مهر قبل از دخول، نصف مهر و بعد از دخول مهر بايد داده شود.
    س671: اگر زن و شوهر با هم در يك زمان تغيير جنسيّت دهند، حكم ازدواج قبلى آنها چگونه است؟
    ج : چنانكه گفته شد تغيير جنسيّت كار ساده اى نيست و اگر عملى شد ازدواج به هم مى خورد.
    س672: شخصى با دخترى ازدواج كرده در ضمن عقد باكره بودن شرط (قيد) شده يا مركوز در ذهن است كه غير منكوحه و باكره است، بعد از ازدواج و قبل از دخول معلوم شد كه مدخوله است ولى بكارت باقيست و پزشك متخصص گفته بكارت او حالت كشش دارد، دخول شده و بكارت پاره نشده آيا مراتب فوق موجب فسخ نكاح است يا خير؟
    ج : ظاهر امر در اين قبيل موارد اين است كه باكره بودن به معناى آن است كه دخول بر او صورت نگرفته است بنابراين اگر آن شخص از جريان ازدواج قبل اين دختر و ارتباط او با شوهر قبل بدون اطلاع بوده است و قيد كرده است كه باكره باشد و بعداً معلوم شده است كه مدخول بها است اختيار فسخ دارد.
    س673: زنى قبل از ازدواج خود را دوشيزه سالم معرفى مى نمايد و پس از ازدواج بعد از مدتى معلوم مى شود كه از نظر جسمانى (قبل از عقد) مريض بوده است، با توجه به ماده 1128 قانون مدنى: (هرگاه در يكى از طرفين، صفت خاص شرط شده و بعد از عقد معلوم شود كه طرف مذكور فاقد وصف مقصود بوده براى طرف مقابل حق فسخ خواهد بود، خواه وصف مزبور در عقد تصريح شده باشد ياعقد مبنياً عليه واقع شود)، آيا در مورد فوق حق فسخ براى زوج مى باشد؟
    ج : در صورتى كه در ضمن عقد شرط شده و يا عقد بر پايه شرطى كه قبلاً مورد مذاكره قرار گرفته واقع شده است و داشتن مرض هم طورى است كه در نظر اهل عرف چنين شخص را بيمار و ناسالم محسوب مى دارند، زوج اختيار فسخ دارد.
    س674: زوج قبل از عقد مجنون بوده و زوجه نمى دانسته، در اين صورت عقد باطل بوده يا منعقد شده و زوجه فسخ مى كند؟ و باز اين مسئله چند صورت دارد، جنون زوج قبل از عقد و بعد از عقد، قبل از مقاربت و بعد از مقاربت، لطفاً جواب را بيان فرماييد:
    ج : در فرض مسأله زوجه حق فسخ نكاح را دارد چه اينكه قبل از عقد مجنون بوده و زوجه نمى دانسته يا اينكه بعد از عقد جنون عارض زوج شود و اگر مقاربت صورت گرفته است زوجه استحقاق تمام مهر را دارد و اگر مقاربت صورت نگرفته است استحقاق چيزى را ندارد.
    س674: در بيمارى قرن و افضاء در صورتى كه زن حاضر به درمان باشد و درمان نيز انجام پذيرد و در نتيجه آميزش جنسى و هم حاملگى ميسر مى گردد، آيا باز هم مرد حق فسخ نكاح را دارد؟ زيرا: الف- در روايات، علت فسخ در قرن، عدم امكام حاملگى و مجامعت ذكر شده و اكنون اين مانع برطرف گرديده است؛ ب - فسخ براى جبران زيان است و در فروض مذكور زيانى وجود ندارد تا فسخ لازم باشد؛ ج - اصل، لزوم بقاء عقد است.
    ج : در صورت مذكور مرد حق فسخ نكاح را ندارد. با توجه به مضامين رواياتى كه د باب قرن و افضاء وارد شده است فرض مزبور در فوق از مساق روايت خارج است و لذا مرد حق فسخ نكاح ندارد. ولى در فرض افضا اگر قبل از بلوغ زن دخول صورت گرفته و موجب افضاء شده است بر مرد لازم است كه ديه بپردازد.
    س676: آيا زناى احدالزوجين قبل از عقد و يا قبل از دخول موجب حق فسخ ناح براى طرف مقابل مى شود يا خير؟
    ج : زناى احد الزوجين موجب فسخ نكاح نيست و اگر در ضمن عقد شرط شده باشد مطلب ديگرى است و تابع شرط است و احكام تخلف شرط و اختيار طلاق بحث ديگرى است و كاملاً تابع شرط آنها است.
    س677: در عيوب موجب فسخ نكاح اگر عيب از جانب مرد باشد و زن قبل از دخول نكاح را فسخ نمايد آيا نصف مهريه به زن تعلق مى گيرد يا خير؟
    ج : فقط در صورتى كه فسخ بواسطه عنين بودن مرد باشد زن استحقاق نصف مهر را دارد ولى در غير آن اگر سخ قبل از دخول باشد و زن فسخ كند چيزى را مستحق نيست.
    س678: احتراماً به استحضار مى رساند اينجانب در مورخه 16 فروردين 1374 به عقد شخصى در آمده و در 28 آبانماه ازدواج نموده و از همان ابتدا متوجه شدم كه ايشان به بيمارى عنين مبتلا مى باشند و به اميد بهبودى در ايشان حاصل گردد بيش از يكسال در منزل ايشان زندگى كردم ولى چون اميدى به حل اين مشكل نديدم و از طرفى بد رفتارى كه نشأت از كمبود ناشى از بيمارى ايشان بود بالا گرفت لذا ناچار به ترك خانه شوهر شدم و از همان تاريخ با مراجعه به مراجع قانونى تقاضاى طلاق كردم، متأسفانه بعد از گذشت بيش از دو سال هنوز دادگاه رأى طلاق صادر ننموده است لذا از آن مقام والا استدعا دارم از نظر شرع اينجانب را راهنمايى فرماييد.
    ج : در صورتى كه شوهر داراى بيمارى عنن باشد و همسر او بعد از توجه به اين بيمارى تصميم به عدم زندگى با او گرفته باشد لازم است به حاكم شرع (يا دادگاه قانونى) مراجعه كنند و حاكم شرع يك سال به او مهلت مى دهد اگر در اين سال شوهر نتوانست عمل جنسى انجام بدهد زن اختيار فسخ نكاح خود را دارد و احتياج به طلاق نيست و چون دخول محقق نشده است نصف مهر خود را نيز مى تواند بگيرد و اگر از تاريخ رجوع شما به دادگاه و طرح مطلب فوق و امهال يكسال گذشته است شما اختيار فسخ نكاح خود را داريد










  5. #23
    ناظم انجمن

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    محل سکونت
    زیر اسمون خدا...
    نوشته ها
    16,534
    تشکر
    13,809
    تشکر شده 13,049 بار در 9,484 پست

    پیش فرض پاسخ : هزار و یک مسئله فقهی

    طلاق:
    س679: در خواندن صيغه طلاق در حضور شهود عدلين آيا عدالت واقعى شرط است يا به ظاهر كه عادل است و فسق ظاهرى انجام نمى دهد كفايت مى كند و تحقيق لازم نيست؟ حتماً اگر نفس عدالت شرط باشد كار بسيار مشكل مى شود كه صيغه طلاق را خوانده عنايت فرماييد جواب را مرقوم فرماييد.
    ج : در طلاق عدالت واقعى در حين طلاق شرط است و راه پى بردن به آن مختف است يا بينه است يا شياع موجب حصول اطمينان و يا معاشرت و بالاخره به هر وسيله كه اطمينان حاصل شود كافى است و طلاق صحيح است هرچند كه بعداً معلوم شود كه عادل نبوده است واقعاً.
    س680: شخصى زن خود را كه حامله بوده در حال عادت زنانگى و در حال نفاس طلاق داده آيا طلاق زن حامله در حال عادت زنانگى و حال نفاس صحيح است يا خير؟
    ج : صحيح است.
    س681: شخصى قبل از نزديكى با زنش در حال عادت زنانگى و در حال نفاس زنش را طلاق داده، آيا اين طلاق صحيح است يا باطل؟
    ج : صحيح است.
    س682: شخصى در مسافرت بوده و در حال غيبت، زنش را در حال عادت زنانگى و در حال نفاس طلاق داده، آيا اين طلاق صحيح است يا باطل؟
    ج : اگر نمى توانسته تحقيق كند صحيح است.
    س683: اگر مرد بداند كه زنش در عادت زنانگى است و او را طلاق بدهد و بعداً ادعا كند كه زنش را در حال طهر طلاق داده، آيا اين طلاق باطل است يا خير؟
    ج : بايد دليل اقامه كند يا قسم بخورد.
    س684: شخصى زن خود را طلاق داده و بعداً مطلع شد كه زن در حال عادت زنانگى و در حال نفاس بوده آيا اين طلاق صحيح است يا خير؟
    ج : اگر قدرت تحقيق داشته باطل است.
    س685: در رساله توضيح المسائل حضرتعالى آمده است: «اگر زن حامله را طلاق دهند عده اش تا دنيا آمدن يا سقط شدن بچه اوست.» حال اگر زن حامل كه در حال عده است بچه را عمداً سقط كند اگرچه آنچه سقط مى كند به صورت علقه يا مضغه باشد حكم وضع حمل را دارد؟ يعنى عده تمام مى شود يا حكم ديگرى دارد؟
    ج : بلى سقط جنين اگر چه عمدى باشد موجب تمام شدن عده است و همينطور سقط علقه يا مضغه در صورتى كه حمل بودن آن محقق باشد، لكن سقط عمدى معصيت است و ديه نيز دارد.
    س686: چنانچه خانمى طى مفاد مرقومه اى كه به خط و امضاى مشار اليهاست و اصالت امضاى او توسط دفترخانه ثابت است اقرا نمايد كه همسرش او را ساهاست، 3 طلاقه نموده آيا شرعاً مى تواند پس از فوت همسرش بدون توجه به مفاد اقرارنامه مدعى مجدد استمرار زوجيت شود و آيا اين اقرار صريح دليل شرعى بر وقوع طلاق ما بين مشار اليها و همسرش محسوب نمى گردد؟
    ج : در صورتى كه بعد از وقوع سه طلاق - چنانچه اعتراف نموده است - ازدواج با محلل صورت نگرفته است و يا ثابت نشده است ارتباطى مابين او و شوهر اول وجود ندارد.
    س687: اگر زنى از شوهرش طلاق گرفته و در حين عدّه طلاق رجعى، شوهر فوت كرد ولى زن نمى دانست و بخيا اين كه بعد از عده طلاق شوهر فوت نموده با مرد ديگرى ازدواج كرد، فعلاً تكليف زن نسبت به عده وفات چيست؟ و نسبت به شوهر دوم چه حالى دارد؟
    ج : در صورتى كه بعد از انقضاء عده رجعى طلاق شوهر كرده و بعد از آن علم پيدا كرده است كه شوهر اول در اثناى عده طلاق فوت كرده است عده وفت بر او لازم نيست و عقد شوهر دوم نيز صحيح است و در غير اين صورت پس از اطلاع از درگذشت شوهر چهار ماه و ده روز عده وفات براى شوهر اول نگهدار و از آن پس با شوهر دوم تجديد عقد كند.
    س688: اگر در ضمن عقد، زوجه شرط كرده باشد كه در صورت تحقق پاره اى امور مثل اعتياد شوهرش، زندانى شدن، عدم پرداخت نفقه و غيره، وى وكيل بلا عزل باشد تا خود را مطلقه نمايد، در صورت تحقق هر يك از اين امور، آيا زن بدون مراجعه به حاكم مى تواند وكالتاً از طرف زوج، صيغه طلاق را جارى سازد.
    ج : بلى در فرض مذكور مى تواند و اگر در حكومت اسلامى در دادگاه خانواده ضابطه اى براى اين موضوع وجود دارد مراجعه بفرماييد.
    س689: مردى زنى را دو مرتبه طلاق داده و بعد از طلاق دوم، مطلقه بعد از پايان عده با مردى ديگرى به عقد انقطاعى پنج ماهه شوهر كرده و بعد از پايان مدت مجدداً با شوهر اول كه 2 بار طلاق داده بود به عقد دائمى ازدواج نموده بازهم شكرآبى در ميان افتاده آن مرد زوجه اش را طلاق داده آيا نياز به محلل دارد يا خير؟
    ج : عقد انقطاعى واقع در بين تأثير ندارد و پس از طلاق سوم نياز به محلل دارد.
    س690: آيا شخصى كه زن بوده و ازدواج كرده و بعد تغيير جنسيّت داده، و مرد شده و با زن ديگرى ازدواج كرده حق طلاق دادن زنش را دارد؟
    ج : اگر مرد شده است حق دارد.
    س691: به فرض اينكه پدر و مادرى جوان در يك حادثه رانندگى هر دو نفر با هم فوت كرده و از بين رفته باشند و از مرحومين، طفلى دختر، سه سال و نيمه باقى مانده باشد همچنين پدر بزرگ ها و مادر بزرگ هاى پدرى و مادرى طفل در قيد حيات باشند و به فرض اينكه: الف - مادر طفل مذكور معلم شاغل در مدارس خارجش هر بوده و طفل خود را از بدو تولد و در غيبت خود تحت مراقبت مادر خود (جده مادرى طفل) قرار مى داد و اين طفل اكثر عمر خود را تا زمان مرگ پدر و مادرش در خانه جد مادرى و در دامان جده مادرى نشو و نمو نموده و به جده مادرى و اقرباى مادرى خود مأنوس است و وابستگى شديدى دارد. ب - اين طفل بطور مشهود و مستند نسبت به جد و جده و اقرباى پدرى خود مأنوس نبوده و گرايشى ندارد و از رفتن به خانه جد پدرى خود بسيار ناراضى مى باشد و از رفتن امتناع دارد. ج - جد پدرى طفل بدون توجه به غبطه و مصلحت طفل و بدون توجه به ضررهاى روحى و جسمى كه هر لحظه نسبت به طفل پيش بينى مى شود صرفاً به عنوان ولى قهرى او را به زيستن در خانه خود مجبور مى نمايد و حق ملاقات با طفل را از جد و جده مادرى و اقرباى مادرى طفل سلب مى نمايد. لذا با عنايت به فرضيات موارد مذكور، استدعا دارد بيان فرماييد: آيا عمل جد پدرى مذكور در بند (ج) بر پايه شرع مقدس است؟ و اقرباى مادرى هيچگونه حق و مسئوليتى در قبال طفل ندارند؟
    ج : ولى شرعى طفل در فرض مزبور جد پدرى او مى باشد و لازم است ولى بر اساس غبطه و مصلحت عمل كرده و مقدماتى فراهم كند كه جنبه هاى عاطفى و تربيتى طفل تأمين شود.
    س692: آيا دادگاه اسلامى (قاضى) مى تواند پس از بررسيهاى لازم و تشخيص نهائى به استناد به مصلحت و غبطه طفل و عاريت حال طفل كه ميت به جد و جده پدرى ندارد حق حضانت او را به طور موقت يا دائم از ولى قهرى گرفته و به ديگرى (مثلاً جد و جده مادرى) واگذار نمايد؟
    ج : به شرطى كه ذكر گرديد موقتاً مى تواند.
    س693: چنانچه حضانت طفل به جد پدرى و يا جد مادرى محول گردد حق ملاقات با طفل شرعا براى ديگرى وجود دارد يا خير؟ و در صورت وجود آن امتناع هر يك از آنان به دادن ملاقات قطع رحم محسوب مى شود يا خير؟
    ج : حق ملاقات به مقدارى كه جنبه عاطفى طفل تأمين شود و امتناع از آن موجب بوجود آمدن عقده روانى شود لازم است.
    س694: طفلى كه پدر و مادرش فوت كرده باشند كدام دسته و طبقه از اقرباى پدرى و مادرى او شرعاً حق ملاقات با طفل را دارند و به چه ترتيب؟ آيا خاله - دائى - عمه و عمو و بچه هايشان و يا كدام از آنان نسبت به ملاقات با طفل ذيحقند؟
    ج : ميزان همان است كه مذكور گرديد تأمين جنبه عاطفى طفل ميزان است و نبايد طورى باشد كه عرفا قطع رحم صدق بكند.
    س695: چنانچه هر يك از اقرباى پدرى يا مادرى طفل كه حق ملاقات با طفل را شرعا داشته باشند و براى بردن طفل از خانه ديگرى به خانه خود با عدم رضايت و گريه زارى طفل مواجه بشوند و طفل مايل به رفتن با آنان نباشد تكليف شرعى چيست؟
    ج : جواب معلوم گرديد، رعايت جنبه عاطفى طفل مقدم است.
    س696: زنى از شوهرش طلاق رجعى گرفته بعد از تمام شده عده شوهر كرده ولى در خانه شوهر دوم يقين حاصل كرد كه شوهر اولش در اثناء طلاق كه هنوز عده تمام نشده بود فوت كرده حال تكليف اين زن در خانه شوهر دوم چيست؟
    ج : پس از اطلاع از درگذشت شوهر چهار ماه و ده روز عده وفات براى شوهر اول نگه دارد و از آن پس با شوهر دوم تجديد عقد كند.










  6. #24
    ناظم انجمن

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    محل سکونت
    زیر اسمون خدا...
    نوشته ها
    16,534
    تشکر
    13,809
    تشکر شده 13,049 بار در 9,484 پست

    پیش فرض پاسخ : هزار و یک مسئله فقهی

    احكام محرميت
    س697: آيا راهى براى محرم شدن 2 دختر كه به خاطر نداشتن فرزند در خانواده اى (پدر خوانده) موجود است البته به غير از ازدواج پدر خوانده با آنها؟ ضمناً از مرحله شير خوارگى گذشته اند؟
    ج : در صورت داشتن پدر يا جد سرپرست خانواده اگر به آنها متعه كنند به سرپرست خانواده محرم مى شوند.
    س698: شخصى دختر بچه اى را سه روزه از پرورشگاه گرفته و او را به عنوان فرزندى تقبل نموده است. از چه طريقى مى شود اين طفل را محرم نمود؟ و آيا جايز است آن طفل را صيغه محرميت خواند براى پدر آن شخص و آيا اجازه حاكم شرع لازم است؟
    ج : با طريقى كه مرقوم شده است، با اجازه حاكم شرع محرميت حاصل مى شود.
    س699: آيا غير محارم از اقوام فرقى با نامحرمان ديگر دارند؟
    ج : فرقي ندارد.
    س700: شخصى خانمى را عقد نموده و هنوز دخول نكرده آيا تإ؛ظظ مادامى كه دخول نكرده دختر اين زن به شخص مذكور محرم مى شود يا خير؟ توضيحاً اينكه عقد، دائم است و هنوز آن زن در عقد اين شخص مى باشد، مثلاً فوت نكرده يا طلاق نداده است.
    ج : تا دخول نكرده، دختر آن زن محرم نيست.
    س701: شخصى خانم اول او فوت شده، ازدواج دوم را انجام داد حالا از زن دوم هيچ بچه ندارد، مى خواهد دختر خود را شوهر دهد، چه كار بايد بكند كه داماد به زن دوم محرم شود؟
    ج : در فرض مسئله راهى وجود ندارد.
    س702: من مى خواستم با دختر عمويم ازدواج كنم، اما چون شير مادر او را خورده بودم نسبت به هم محرم هستيم و اين شير را من در زمان تولد خواهر بزرگ اين دختر عمومى خورده ام و در واقع هر 2 دختر عموى من مى باشند. و من مدت يك ماه از شير مادر آنها استفاده كرده ام ولى در اين مدت شير خشك نيز خورده ام. مثلاً امروز صبح كه شير خوردم تا صبح ديگريا دو روز بعد از آن شير مى خوردم و د اين ميان از شير خشك استفاده مى كردم و هيچ موقع 15 مرتبه پشت سرهم شير نخورده ام با توجه به اينكه تمام اين مطالب را از روى تحقيق بيان شد، وظيفه چيست؟
    ج : اگر در بين پانزده مرتبه شير خوردن يا در بين 24 ساعت، غذا يا شير خشك خورده باشد محرميت حاصل نشده است و همچهين اگر از خوردن شير آن زن استخوان شما محكم نشده و گوشت در بدنتان نروئيده است محرميت حاصل نشده است و مى توانيد با او ازدواج كنيد و اگر در موضوعات فوق شك هم داشته باشيد مى توانيد ازدواج نمائيد.
    س703: آيا عروس نوه دخترى به جد محرم است يا خير؟
    ج : محرم است.
    س704: اگر وطى به حرامى فيما بين دو نفر جنس مذكر ايجاد شود آيا هيچگونه راهى جهت حلال شدن خواهر به طرف مقابل هست؟ چگونه؟
    ج : فقط خواهر و مادر و دختر مدخول، به مرد داخل كننده حرام است نه به عكس و راهى جهت حلال شدن وجود ندارد.
    س705: امروزه حضات اطفال درمانده طبق قوانين جمهورى اسلامى توسط اشخاص داوطلب هنگامى ميسر است كه نبودن سرپرستى از اقرباى طفل براى دادگاه محرز شود و معمولاً افرادى كه اقدام به سرپرستى اينگونه اطفال مى كنند براى ايجاد محروميت دو راه در پيش پا دارند:
    1 - ايجاد رابطه رضاعيت.
    2 - جارى ساختن صيغه محروميت با اقربا بطورى كه بين طفل و زوجين سرپرست ايجاد محرميت شود. با توجه به اينكه در بسيارى موارد ايجاد رابطه رضاعيت ميسر نيست و جارى ساختن صيغه محرميت نيز طبق فتاواى موجود منوط به اذن پدر يا جد پدرى است و همين امر سبب مى گردد كه اطفال موجود در پرورشگاهها كه غالباً نيز از فضاى روانى اخلاقى و فيزيكى نامطلوبى برخوردارند از سرپرستى افراد مشتاق و دلسوز و مخصوصاً قائل به مسائل شرعى و مسئله محرم و نامحرم محروم شوند. با توجه به مواردى كه معروض افتاد متمنى است مرقوم فرماييد: الف - آيا اذن والدين كه صلاحيت آنها براى سرپرستى طفل مورد نظر محرز شده مى تواند جايگزين پدر يا جد پدرى براى اجراى صيغه محرميت شود؟ ب - در صورت منفى بودن جواب فرض اول آيا حاكم شرع خود مى تواند اجازه جاى شدن صيغه محرميت را بدهد؟ ج - در صورت مثبت بودن فرض دوم آيا اذن دادگاه صالح مى تواند جايگزين حكم حاكم شرع بشود يا نه؟
    ج : در فرض فوق فقط حاكم شرع چون بر اساس رعايت مصلحت عمل مى كند، مى تواند اجازه بدهد و دادگاه صالح كه مجاز از فقيه باشد نيز با رعايت مصلحت مى تواند اجازه بدهد.
    س706: زنى كه حامله بوده و طلاق داده شده كه به واسطه وضع حمل عده او تمام مى شود، چنانچه فواً شوهر كند و چون زن شير داشته اگر بچه غير را شير كامل دهد كه رضاع حاصل شود، نسبت به زن، مادر رضاعى محسوب مى شود؟ و چون شير مال حمل شوهر اول بوده، بچه نسبت به شوهر اول هم فرزند رضاعى است يا خير؟
    ج : زن اگر با شرائط رضاع شير داده است فرزند رضاعى او نيز محسوب مى شود










  7. #25
    ناظم انجمن

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    محل سکونت
    زیر اسمون خدا...
    نوشته ها
    16,534
    تشکر
    13,809
    تشکر شده 13,049 بار در 9,484 پست

    پیش فرض پاسخ : هزار و یک مسئله فقهی

    احكام وقف
    س707: آيا لازم است صيغه وقف را به عربى خواند؟
    ج : لازم نيست، همينكه مثلاً بگويد خانه خود را وقف كردم وقف صحيح است ولى بايد قبض هم صورت بگيرد تا وقف محقق شود.
    س708: اگر ملك وقف خراب شود از وقف بودن خارج مى شود يا خير؟
    ج : از وقف بودن بيرون نمى رود.
    س709: دو دانگ مشاع از شش دانگ روستايى از توابع همدان موقوفه عام و حبس موبد شرعى مرحومه زبيده خاتون مى باشد كه عوايد موقوفه بر سر منويات مرحومه واقفه پاك نهاد بايستى به مصرف روضه خوانى و عزادارى حضرت سيد الشهداءعليه السلام و ذكر مصائب خامس آل عبا عليهم السلام و روشنايى حرم مطهر آن بزرگوار و ايجاد تسهيلات جهت زوار عتبات عاليات برسد مع الوصف خواهشمند است نظر حضرتعالى را درباره سؤالات طرح شده بيان فرماييد:
    1 - آن دسته از اهالى شهر كه نسبت به پرداخت حقوق موقوفه استنكاف مى نمايد چه حكمى دارد؟
    2 - اعمال عبادى متصرفين اعم از وضو، نماز، غسل و... نسبت به سهام موقوفه به چه صورت خواهد بود؟
    3 - آن دسته از اهالى (بومى يا غير بومى) كه فاقد منزل مسكونى بوده و واحد استيجارى در اختيار دارند چه تكليفى خواهند داشت؟
    ج
    1 - استنكاف و امتناع از پرداخت حقوق جايز نيست و گناه است.
    ج
    2 - اعمال عبادى مانند وضو و غسل و نماز در مكانى كه متعلق حق است با امتناع از اداى حق و عدم تحصيل رضايت صاحب حق باطل است.
    ج
    3 - در صورتى كه استيجار بر اساس موازين شرع انجام گرفته و وجه اجاره در موقع خود پرداخته شود، استيجار صحيح است و اعمال انجام شده در آن مكان نيز جائز و صحيح است.
    س710: درخت توتى بر سر كوچه اى چندين سال از عمر وقفيت آن مى گذرد، اما فعلاً مزاحمتى براى عابرين فراهم نموده، آيا قطع آن جايز مى باشد تا قيمت چوب آن را به مصرف امور خيريه برسانند يا خير؟
    ج : تغيير وقف جايز نيست چنانچه بعضى از شاخه هاى ان مزاحم عابريان است رفع مزاحمت ب قطع آن شاخه ها جايز است.
    س711: مالى كه به نام كسى وقف شده خودش فوت كرده آيا اولاد او از آن ملك ارث مى برند يا خير؟
    ج : اگر وقف تصريح نكرده حقى ندارند.
    س712: حدود اختيارات متولى يك موقوفه تا چه حدى است؟
    ج : بر اساس وقفنامه است و اگر وقفنامه در بين نباشد با نظر حاكم شرع است.
    س713:آيا در زمينى كه حسينيه ساخته شده جايز است بفروشند و ساختمان مسكونى و غيره بسازند؟
    ج : اگر وقف براى حسينيه است جائز نيست.
    س714: آيا جائز است حسينيه را بفروشند و در محل ديگر بسازند؟
    ج : جايز نيست.
    س715: روستائى است كه داراى و باب مسجد يكى قديمى و ديگر جديد، اولى هم قبله اش كج و هم كوچك و دومى ولو تازه است ولى كوچك است از اهالى مقدارى پول گرفته ام تا مسجد اولى را تعمير نمايم ولى اهالى مى گويند بايد پول را براى مسجد دوم خرج نمايى و اگر براى مسجد اولى خرج كنى بقيه مخارجش را تقبل نمى كنيم، مى گويند كه مسجد اولى بدرد ما نمى خورد، حال تكليف را بيان فرماييد:
    ج : در فرض مسأله احالى محترم جنابعالى را وكيل قرار دادند كه آن پول را براى مسجد اولى خرج كنيد و تا آن پول خرج نشده است مى توانند نظر خود را تغيير بدهند و اكنون مى گويند پول را براى مسجد دوم خرج نمائيد وظيفه جنابعالى اين است به آنچه صاحبان پول مى گويند عمل كنيد.
    س716: اينجانب در حالت عصبانيت كه بر اثر درگيرى با فرزندانم، براى من پيش آمده بود، خانه مسكونى ام را وقف كردم اما بعد از مدتى پشيمان شدم، البته صيغه وقف جارى شد، و ضمناً سند هم به نام اوقاف صادر شد، آيا اين وقف صحيح است؟
    ج : در وقف علاوه بر صيغه وقف قبض هم شرط است اگر قبض و اقباض صورت نگرفته است وقف صحيح نيست و اگر صورت گرفته است بايد وقف صحيح نيست و اگر صورت گرفته است بايد ملاحظه كرد كه عصبانيت در چه حدى بوده است و اگر به مرتبه اى بوده كه عقل و ادراك از كار افتاده است وقف صحيح نيست والا صحيح است.
    س717: قطعه زمينى حدود صد سال پيش جهت دفن اموات مسلمين تعيين شد، ولى الان بيش از پنجاه سال است كه ديگر ميت در آن دفن نمى شود و طبق شياع اهالى محل و فتاواى بعضى از مراجع تقليد قبرستان مورد نظر وقف معاطات مى باشد و واقف آن هم شخص معين نمى باشد و در قسمتى از قبرستان در سنوات گذشته مدرسه احداث گرديده حال از محضر عالى استعلام مى شود جايز است در گورستان مذكور مسجد احداث نمايند يا خير؟ در صورت عدم امكان آيا اهالى مى توانند با پرداخت بهاء متناسب به عرصه گورستان احداث مسجد نمايند ضمناً هيچگونه نبش قبر به عمل نخواهد آمد.
    ج : دفن اموات در اين قبيل زمينها دليل موقوفه بودن آن براى قبرستان نيست و چون بيش از پنجاه سال است كه اموات در آنجا دفن نمى شود و اموات هم كه قبلاً دفن شده اند پوشيده و خاك شده اند و نبش قبر هم صورت نمى گيرد و آثار قبور هم از بين رفته است و آن زمين مالك معين هم ندارد بنابراين احداث مسجد در آنجا اشكال ندارد و جائز است و مجاز هستيد كه اقدام فرماييد.
    س718: گاراژى كه صاحب ملك آن چندين سال در ماه محرّم الحرام به مدت 13 روز و با مديريت خود عزادارى ابا عبد الله الحسين عليه السلام را در آن برگزار مى كرده بعد از فوت صاحب ملك چندين نفر از هيئت جوانان حسينى پس از 13 روز عزادارى، مكان فوق را وقف هيئت مى دانند با اين دليل كه مرحوم، اين مكان را وقف كرده است ژ، لذا لوازم هيئت را از اين مكان تخليه نمى كنند. در صورتى كه هيچگونه مدركى دال بر وقف اين مكان ندارند. نظر مبارك را بيان فرماييد.
    ج : تا اينكه دليلى بر وقف بودن آن ملك در دست نباشد وقف بودن آن ثابت نمى شود و آن ملك متعلق به ورثه است و بر هيأت امناء مذكور لازم است كه براى مدعاى خود اقامه دليل نمايند.
    س719: آيا مى شود وسائلى از قبيل فرش و ظروف كه تعلق به مسجد دارد و گاه وقف مسجد است ولى فرسوده شده و از بين مى روند را فروخت و در جاى ديگر مسجد كه لازم است خرج كرد؟
    ج : در صورتى كه مورد استفاده نيست مى توانيد آن را بفروشيد ولى از پول آن وسائلى تهيه كند كه مشابه آن باشد مثلاً از پول فرش براى مسجد فرش بخريد و از پول ظرف، ظرف بخريد.
    س720: فرشى را كه براى حسينيه وقف كرده اند براى نماز به مسجد نزديك آن حسينيه مى شود برد يا خير؟
    ج : جايز نيست، اگرچه آن مسجد نزديك حسينيه باشد.
    س721: مورث اينجانب قصد به وقف عرصه واعيان پلاك ثبتى مشخصى را داشته وليكن اين امر در حد يك نامه و قصد به وقف باقى مانده و هيچ گاه به وقف در نيامد و به قبض موقوفه نيز منجر و منتهى نشده لهذا خواهشمند است چگونگى وضعيت شرعى را بيان فرموده تا تكليف اينجانب به عنوان وارث شرعا روشن گردد.
    ج : تنها قصد وقف كافى نيست، و تا صيغه وقف خوانده نشود يا عملى به عنوان وقف صورت نگيرد و قبض تحقق پيدا نكند وقف انجام نگرفته است و تأثير ندارد.
    س722:جايز است كه يك قبرستان را بعد از 300 سال به طور عمدى زراعت كنند ؟
    ج : در صورتى كه آن محل براى قبرستان وقف شده زراعت در آن جايز نيست و اگر وقف بودن آن معلوم نيست چون مالك معين ندارد تصرف د آن احتياج به اجازه حاكم شرع دارد.
    س723: شخصى قطعه زمين را به عنوان شارع عمومى و رفت و آمد مردم وقف نموده است و فعلاً هم مورد استفاده مى باشد، آيا جايز است مقدار زمين موقوفه را به شخص ديگرى بفروشند، با در نظر گرفتن اينكه واقف زمين هم فوت شده است؟
    ج : فروختن موقوفه جايز نيست مگر در موارد مخصوص و مورد سؤال از آن موارد نيست.
    س724: احتراماً به استحضار مى رساند مدرسه علميه موقوفه واقع در طبقه فوقانى مسجدى حدوداً 18 سال است فعاليت هايى از قبيل خياطى - گلدوزى - عكاسى - قاليبافى - تزريقات و... در آنجا به عمل مى آيد نظر به اينكه در وقفنامه مكان ذكر شده براى مدرسه علوم دينى وقف شده است لطفا نظر حضرتعالى را در موارد ذيل بيان فرماييد:
    1 - آيا چنين فعاليت هاى مشروع بوده است؟
    2 - استمرار فعالليت هاى ذكر شده چگونه است؟
    ج : چون در وقفنامه قيد شده است كه مدررسه علوم دينى باشد اعمال مذكوره در آنجا نامشروع است و مراعات آنچه كه در وقفنامه ذكر شده است لازم است.
    س725: حمام عمومى مخروبه اى در يكى از روستاهاى همدان وجود دارد كه به علت قديمى بودن، واقف آن مشخص نيست كه آيا اين حمام را براى بناى حمام وقف كرده يا نه، آيا مى شود آن را تبديل به مسجد يا غسال خانه كرد يا خير؟
    ج : در صورتى كه وقف بودن آن براى حمام معلوم نيست مى توانيد آن را در غسالخانه كنيد.
    س726: ساختن غسالخانه در قبرستان وقفى چه صورتى دارد؟
    ج : جائز نيست.
    س727: زمينى چند سال پيش وقف شده براى قبرستان آيا مى شود از خاك آن استفاده كرد يا خير؟
    ج : استفاده از آن براى غير دفن اموات جائز نيست.
    س728: مسجدى است كه به مدت 50 سا قبل سخته شده است و حال براى توسعه آن تخريب خواهد شد، مكان مذكور به علت محدود بودن زمين، طبق نقشه قدرى، از امكان مسجد براى قهوه خانه و كفش كن آن نياز شده ست آيا شرعا اين تصرف جايز است؟
    ج : جدا كردن قهوه خانه و كفش از زمين مسجد جائز نيست.
    س729: احتراماً به استحضار مى رساند در روستايى از توابع يكى از شهرستانها حسينيه اى از سالهاى گذشته ساخته شده كه در حال حاضر آن حسينيه بلا استفاده است و در حال تخريب است و از حسينيه جديد استفاده مى كنند و حسينيه قبلى فرشهائى دارد كه استفاده نمى شود بلكه در حا از بين رفتن است آيا مى شود از آن فرشها در حسينيه جديد استفاده كرد يا خير و همچنين آيا مى شود محل حسينيه قبلى را فروخت و پولش را در حسينيه جديد خرج كرد يا محل حسينيه قبلى را تبديل به نانوائى نمود يا خير؟
    ج : در صورتى كه آن فرشها در حسينيه سابق مورد استفاده قرار نمى گيرد مى توان از آنها در حسينيه جديد استفاده كد و نيز اگر حسينيه قبلى بلا استفاده مانده است جائز است آن را بفروشند و از قيمت آن در ساختن حسينيه جديد استفاده كنند و اگر آن هم ممكن نيست از آن در ساير احتياجات حسينيه جديد مى توان استفاده كرد.
    س730: با توجه به تشخيص مهندسان راه و جاده مالك مسجدى كه از حيز انتفاع افتاده و در آن مسجد نماز نمى خوانند و امكانات آن به مسجد ديگر كه نزديك است انتقال داده شده و آن محله هم خالى از سكنه شده است، آيا به تشخيص و نياز مسئولين امر و داشتن جاده بر حسب نياز به آن در جامعه آيا ملك مسجد را تبديل به جاده مى شود كرد يا خير؟
    ج : تبديل ملك مسجد به جاده جايز نيست.
    س731: قبل از ادغام نيروهاى سه گانه «شهربانى، كميته، ژاندارمرى» در هنگ ژاندارمرى سابق قم واقع در خيابان امام خمينى (ره) ساختمان نسبتاً با شكوه با مشخصات مسجد (دو مناره، محراب، كاشى كارى و تزئينات مربوطه در دو طبقه) با نظر رياست سازمان عقيدتى سياسى ژاندارمرى كل كشور كه نماينده و منصوب حضرت امام خمينى قدس سره بودند طراحى و ساخت اين بنا با گلنگ زنى توسط ايشان آغاز و با همت و پيگيرى رياست عقيدتى سياسى هنگ و جذب كمك از متدينين و افراد خير ادامه يافت و تا زمان ادغام حدود 70% پيشرفت اشت ليكن از آن زمان تا بحال عملاً ادامه كار اين بناى مذهبى و مقدس متوقف گرديده است. از آنجائيكه به خواست خداوند مصمم هستيم به نوبه خود كار را ادامه داده و انشاء الله به پايان برسانيم. در اينجا دو مسئله به نظر مى رسد كه فتوى و نظر مباركتان راهگشا و روشن كننده خواهد بود:
    1 - زمين فوق الذكر دولتى بوده در عين حال يك مقام روحانى مأذون از قبيل حضرت امام (ره) كلنگ اين بنا را به عنوان مسجد زده است. در جهت تقويت عنوان «مسجديت» اين بناء از حضرتعالى استدعا داريم حكم «مسجد بودن» را كتبا تنفيذ يا حسب نظر مباركتان صادر فرمائيد.
    2 - آيا طبقات فوقانى و تحتانى شبستان «مسجد» حكم مسجد را دارد يا خير؟ بدين معنى كه آيا مى توان در طبقات مذكور زائر سرا، توالت، دستشوئى و... كه مورد سكونت يا عبور عمومى دارد ايجاد نمود يا نه؟
    ج 1: با مشخصاتى كه مرقوم گرديده است عنوان، عنوان مسجد است و همينقدر كه در اختيار نمازگزاران قرار بگيرد و يك نماز در آنجا خوانده شود مسجد بودن آن فعليت پيدا مى كند و احكام مسجد بر آن مترتب مى شود.
    2 - مسجد بودن يا نبودن طبقات فوقانى و تحتانى شبستان كه مرقوم داشته ايد تابع قصد كسانى است كه از اول امر دست اندركار اين بنا بوده اند بنابراين در صورت امكان از آنها تحقيق تا مطلب روشن شود و در صورت روشن نشدن مطلب حكم مسجد را ندارد و مى توانيد مقصد مذكور در فوق را مورد اقدام قرار بدهيد.
    س732: در سال 914 ه'ق شخصي تمامي شش دانگ قريه اي را بر سيد علاء الدين ابن قاضى امير نجم الدين محمود الطالقانى و اولاد ذكور سادات نسلاً بعد نسل وقف مي كند و از آن سنه تا دوران تقسيمات اراضى ستمشاهى وقف عمل مى شد و اجازه نامچه هاى زيادى گواه اين است به عنوان نمونه 55 برگ اجازه نامچه اصل طبق رسيد موجود در كتابخانه عمومى حضرت آيت الله العظمى گلپايگانى نگهدارى مى شود و اصل وقفنامه در بخش مخطوطات كتابخانه آستان قدس رضوى نگهدارى مى شود واقف در آن زمان متولى منصوص نكرده است اما در سال 1369 ه'ش سازمان اوقاف و امور خيريه يكى از موقوف عليهم را طى حكمى به عنوان متولى تعيين مى كند و يكى از مراجع معزز در مورد موقوفه مذكور چنين مرقوم فرموده اند: «وقفنامه قريه سوهان طالقان كه در سال 914 هجرى قمرى خان احمد گيلانى بر سيد علاء الدين ابن قاضى نجم الدين محمود الطالقانى وقف نموده و به امضاء شيخ بهايى و ميرداماد وقاضى خان و علماء و قضات لاهيجان رسيده و صحيح و معتبر مى باشد اكنون و قفيه مزبور به نام آقاى سيد نصر الدين كيائى است.» با عنايت به مطالب مذكور سؤالات شرعى مورد ابتلاء است فتوى مبارك را مرقوم داريد. الف: با عنايت به حكم اوقاف و مجتهد جامع الشرائط فرد نامبرده آيا به عنوان متولى شرعى است؟ ب: آيا متولى از نظر شرعى مى تواند مال الاجاره معوقه موقوفه را به متصرفين ببخشد؟ و يا در جهت غير مصارف وقف عمران و آبادى قريه و... مصرف نمايد؟
    ج : 1 - حاكم شرع مى تواند براى موقوفه اى كه متولى منصوص از جانب واقف ندارد متولى نصب كند.
    ج : 2 - لازم است متولى بر اساس موازين و خصوصيات وقف موقوفه عمل كند و تخطى از آن جائز نيست










  8. #26
    ناظم انجمن

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    محل سکونت
    زیر اسمون خدا...
    نوشته ها
    16,534
    تشکر
    13,809
    تشکر شده 13,049 بار در 9,484 پست

    پیش فرض پاسخ : هزار و یک مسئله فقهی

    مسجد و حسينيه :
    س733 : آيا مسئول توليت مسجد و با ناظر آن از در آمد و مخارج بنايي كه در آن مسجد است مي توانند حق توليت و نظارت ماهانه دريافت نمايند ؟ اگر جواب مثبت است ، تا چه حدودي مي توانند از اين اموال برداشت نمايند با توجه به اينكه از طرف واقف در اين باره چيزي ذكر نشده است .
    ج : در صورتي كه از طرف واقف مقدار معيني ذكر نشده است و كار شخص مورد احتياج باشد و به قصد تبرع كار نكرده باشد مي تواند به اندازه اجرت المثل دريافت كند .
    ج :
    2 - در فرض مذكور لازم است در حدود به مقدار متيقن اكتفا شود و بر مورد مشكوك حكم وقف مترتب نيست.
    س734: احتراماً به استحضار مى رساند مسجدى واقع در تهران از حدود چهل سال قبل با نقشه اى بنا گرديده است و در انتهاى مسجد محلى براى آبدارخانه در نظر گرفته شده، و سالهاى سال از آن بهره بردارير مى شده است لكن اخيراً با توجه به انتقال محل آبدارخانه به محل ديگر، همچنين بنابر ضرورت موجود تصميم گيرى شد كه محل آبدارخانه قديم كه دربى به شبستان مسجد دارد، به سرويس بهداشتى (توالت و دستشويى) تبديل گردد و درب داخلى مسجد مسدود و دربى به كوچه 8 مترى براى استفاده خواهران باز شود لذا بمنظور رفع هر گونه شائبه اى از آن مرجع بزرگوار و عاليقدر استدعى دارد ارائه رهنمود فرمايند:
    ج : ظاهر امر اين است كه آبدارخانه مذكور جزء مسجد نبوده است و فعلاً بر اساس اقتضاى ضرورت تغيير مذكور را مى توانيد بوجود بياوريد.
    س735: بدينوسيله به اطلاع مى رساند كه عدّه اى از اهالى روستايى از تواب كبودر آهنگ مقدارى پول و حواله آهن آلات و... تهيه كرده تا مسجد جامع كلنگى روستا را ساخته و آباد نمايند. اما به ارشاد روحانى محل اين امكانات به محل جديدى انتقال يافته و مسجد جديدى بنيان گذاشته شد و در ضمن تعدادى از اهالى نيز پولهاى خود را پس گرفتند. ولى همين اهالى كه در ساختن مسجد جديد دست داشتند در همين مسجد نوبنياد نيز حضور مى يابند و مجالس گوناگون را برپا مى كنند؛ لطفاً نظر شريف حضرتعالى را در اين مورد مرقوم فرماييد:
    1 - حضور ايشان در مسجد جديد درست است يا خير؟
    2 - ساختن مسجد جديد توسط پولهايى كه براى مسجد قديم جمع شده بود صحيح است يا خير؟
    ج :
    1 - حضور آنها در مسجد جديد اشكالى ندارد.
    2 - با رضايت صاحبان پول صحيح است.
    س736: مسجدى قديمى بوده كه در حال حاضر تجديد بنا شده است، مقدارى از زمين مسجد قديمى را از روى ندانستن مسئله قهوه خانه و آبدارخانه كرده ايم: آيا لازم است كه خراب كنيم و جزو مسجد باشد يا خير؟
    ج : اگر جزء مسجد بوده است آبدارخانه و قهوه خانه كردن آن جائز نيست.
    س737: آيا جايز است مهرهاى مسجد را كه از مسجد بيرون ببرند و در منزل با آن نماز بخوانند مثلاً يكشب هيئت عزادارى در منزلى نزديك مسجد است و مى خواهند نماز جماعت بخوانند، آيا جايز است مهرها را از مسجد ببرند و پس از اقامه جماعت مهرها را به مسجد برگردانند؟
    ج : اگر براى نماز در خصوص مسجد وقف نشده است جائز است.
    س738: آيا جايز است كه بلندگوى مسجد و ظروف تهيه شده براى غذا دادن به عزاداران در ايام عزادارى امام حسين عليه السلام و... را براى عزادارى امام حسين عليه السلام و جشنها و جلسات روضه خوانى و حج ببرند يا خير؟
    ج : اگر براى مسجد وقف شده است جائز نيست.
    س739: آيا كفشدارى مسجد كه به مسجد چسبيده است حكم مسجد را دارد يا خير؟
    ج : تا معلوم نباشد و قرينه اى بر مسجد بودن در بين نباشد حكم مسجد را ندارد.
    س740: پولى كه به عنوان مخارج مسجد و نذرى براى امام جماعت مسجد و يا از درآمد مغزه هاى مسجد از مردم جمع آورى مى شود، آيإ؛ًٍّظظ مى توان از اين درآمدها در روز عاشورا براى عزاداران سيد سالار شهيدان حسين بن على عليه السلام غذا داد يا خير؟
    ج : اين موضوع تابع قصد دهندگان پول است، اگر براى امام جماعت داده اند فقط بايد به ايشان داده شود و بايد ملاحظه شود كه مغازه هاى مسجد به چه عنوان وقف شده است و اگر براى خرج كردن در مسجد باشد مى توان در مسجد با آن وجه در عزادارى غذا داد.
    س741: متولى مسجد كه فوت كرده آيا اولاد او از توليت مسجد ارث مى برند؟
    ج : اگر واقف مسجد تصريح نكرده باشد حقى ندارند.
    س742: در صورتى كه از اول طبقه فوقانى مسجدى را به نام مهديه نام گذاشته كه درست بر روى سالن شبستان مسجد قرار دارد آيا مى تواند اين طبقه فوقانى را از مسجد خارج كرد و جزء مسجد ندانست؟
    ج : در صورتى كه از اول جزء مسجد نبوده است اشكال ندارد.
    س743: در يك دهستانى كه قريب 100 خانواده جمعيت دارد مسجدى غير از مسجد قديمى بنا شده به اين منظور كه جوابگوى برنامه هاى جديد باشد و لذا عده اى در اين بنا كمك و همكارى كرده اند و عده اى همكارى نكرده اند، آيا آن تعداد كه همكارى نكرده اند مى توانند در اين مسجد جديد اقامه نماز نمايند يا خير؟
    ج : بعد از اينكه براى نماز گزاران وقف شد، نمازگزاران يكسان مى باشند.
    س744: در بعضى از مساجد اجناس بدون مصرف مى ماند از قبيل قند، چاى، كه از نذورات محسوب مى شود و بعضى ديگر از وسائل مسجد بوده از قبيل بخارى و وسايل چايى و قهوه خانه و آشپزخانه كه فعلاً از استفاده افتاده آيا اجازه مى فرمائيد امناء مسجد آنها را فروخته و در عوض وسائل مورد نياز خريدارى كنند؟
    ج : آنچه از وسايل مسجد مورد استفاده نيست مى توانيد آن را بفروشيد و از قيمت آن وسائل مورد نياز كه مشابه به وسايل قبل باشد تهيه نمائيد ولى قند و چاى در همان راهى كه داده شده و يا نذر شده مصرف شود.
    س745: مسجدى هست كه حدود بيست سال قبل ساخته شده و براى استفاده جمعيت در حدود صد خانوار بوده كه هم اكنون جمعيت به پنجهزار نفر رسيده با نظر مهندسين مسجدى بزرگ در كنار اين مسجد ساخته مى شود و حياطى بزرگ هم لازم است با نظر مهندسين ايجاد گردد آيا جايز است مسجد قبلى كرسى چينى گرد و نرده كشى شود و به حالت مسجدى باقى بماند فقط از هواى باز آن جهت حياط مسجد جديد استفاده شود.
    ج : چون توسعه مسجد مورد لزوم است اگر مسجد قبلى نرده كشى شده به حالت مسجد بماند و از فضاى آن جهت حياط استفاده شود چنانكه مرقوم شده جائز است و احكام مسجد بر آن مترتب است.
    س746: آيا استفاده از اشياء و لوازم وقف مسجد از قبيل برق، آب، فرش، و استكان، ليوان و... براى مراسم خارج از مسجد مثلاً افتتاحيه زمين مدرسه و غيره چگونه است؟ با توجه به اينكه تهيه وسائل فوق الذكر از جاهاى ديگر امكان پذير نيست.
    ج : استفاده از اشياء و اثاثى كه از لحاظ وقف اختصاص به مسجد دارد در غير مسجد جائز نيست.
    س747: در زمان مالكين قبل از تقسيم اراضى مقدارى زمين به مساحت 50 متر عرض و در حدود 3 كيلومتر طول جهت (معبر حيوانات به چراگاه) منظور شده بود، تدريجاً يك نفر از كشاورزان آن زمين را كم كم ضميمه زمين خود كرده است، الحال عده اى از اهالى روستا اعتراض كرده اند، حالا شخص غاصب حاضر شده قيمت زمين غصب كرده را به قيمت نرخ روز پرداخت نمايد تا امناى مسجد به مصرف مسجد برسانند، مستدعيست در اين باره بفرماييد از نظر شرع غصب اين زمين و مصرف قيمت آن به مسجد چه صورت شرعى دارد؟
    ج : بايد رضايت كسانى كه مالك آن زمين كه غصب شده است بودند جلب شود، با رضايت آنها اشكال ندارد.
    س748: حسينيه اى است كه تقريباً خراب شده و مكانش هم جاى خوبى نيست آيا مى شود آن را فروخته و در زمينى كه در كنار مسجد است حسينيه اى از نو ساخت؟ اگر مى شود، چون زمين كنار مسجد است يك متر هم از حياط مسجد داخل حسينيه قرار گيرد تا بشود برى عزادارى امام حسين عليه السلام حسينيه خوبى داشت؟
    ج : فروش حسينيه جايز نيست و همچنين است جزء حسينيه قراردادن مسجد










  9. #27
    ناظم انجمن

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    محل سکونت
    زیر اسمون خدا...
    نوشته ها
    16,534
    تشکر
    13,809
    تشکر شده 13,049 بار در 9,484 پست

    پیش فرض پاسخ : هزار و یک مسئله فقهی

    احكام نذر
    س749: ماهيئتهايى مذهبى هستيم كه در سال، مراسم هاى وفات و مولود چهارده معصوم عليهم السلام را گرامى داشته و مراسمى برپا مى نماييم، لذا در ماه محرم از طرف اداره بازرگانى شهرمان اعلام كردند هر كس نذرى دارد مراجعه بنمايد تا براى او حواله برنج و روغن صادر كنيم و هيأت ما كه در آن زمان نذرى نداشت مراجعه و مقدارى حواله برنج و روغن دريافت نموده و آن را به صورت آزاد فروخت تا بخشى از هزينه هاى برگزارى مراسم چهارده معصوم عليهم السلام در طول سال تأمين گردد. حال سؤال اين است كه: آيا اين عمل اشكال دارد يا خير؟
    ج : اگر حواله برنج و روغن مخصوص كسانى بوده است كه نذر داشته باشند گرفتن آن بدون نذر، مشروع نبوده است و لازم است به آن مركز مسترد شود.
    س750: شخصى نذر مى كند كه اگر مريض او خوب شود يا مسافر او بيايد عملى را انجام دهد، بعد معلوم مى شود كه پيش از نذر مريض خوب شده يا مسافر آمده است، عمل به چنين نذرى واجب است يا خير؟
    ج : در اين صورت عمل كردن به نذر واجب نيست.
    س751: آيا مى توان نذرهايى را كه به مسجد مى آورند به خادم مسجد داد ؟
    ج : اگر براى مخارج مسجد باشد خادم هم جزء لوازم مسجد است، مانعى ندارد.
    س752: الف - با توجه به باز شدن راه كربلا زوارى كه به عتبات مقدسه مشرف مى شوند، نذورات و هدايايى به قبور ائمه و امامزادگان عليهم السلام مى برندو اصرار دارند كه داخل ضريح مبارك بياندازند با علم به اينكه نذورات و هدايا را دولت غاصب عراق برداشته و در جهت مقاصد خود خرج مى كند و به هدف مورد نظر نمى رساند، آيا با اين حال جايز است هدايا و نذورات را داخل ضريح قرار دهند؟
    ج : در وضع فعلى به داخل ضريح مقدس نيندازند. س: ب - آيا جايز است اين نذورات و هدايا به فقراء و نيازمندان شيعه در عراق داده شود؟ با توجه به اينكه اكنون در عراق افراد زيادى در فقر شديد به سر مى برند؟
    ج : بلى جائز و راجح است. س: پ - آيا جايز است اين نذورات و هدايا به طلاب علوم دينى در عراق داده شود؟
    ج : دادن اين قبيل نذورات به طلاب علوم دينى كه داراى استحقاق مى باشند نيز جائز و راجح است.
    س753: آيا مى توان نذرى كرد و مصرف آن را از اشخاص واجب النفقه مانند پدر و مادر و فرزندان و همسر قرار داد؟
    ج : جائز است.
    س754: مؤمنين براى خرج روز عاشورا برنج، گوشت و روغن مى آورند و مقدارى از آنها اضافه مى ماند، آيا مى توان آن را به زلزله زدگان و يا سيل زده ها و ى به جبهه تقديم كرد و يا اينكه مى توان آن اجناس را فروخت و پول آن را در مسجد خرج كرد؟
    ج : اگر براى خرج روز عاشورا آورده باشند نمى توان آن را به زلزله زدگان و غير آن تقديم كرد، بايد در روز عاشورا خرج شود و اگر اضافه آمد بفروشد و در عزاداى خرج كنند.
    س755: اگر شخصى نذر كند به فقير معينى صدقه بدهد، آيا مى تواند به فقير ديگرى بدهد؟
    ج : نمى تواند آن را به فقير ديگرى بدهد و اگر آن فقير بميرد بنابر احتياط بايد به ورثه او بدهد.
    س756: اگر شخصى نذر كند كه مقدار معينى صدقه بدهد، چنانچه پيش از دادن صدقه بميرد تكليف ورثه چيست؟
    ج : بايد آن مقدار را از مال او صدقه بدهند.
    س757: گوسفندى را كه براى صدقه يا براى يكى از امامان نذر كرده اند آيا پشم آن و مقدارى كه چاق مى شود جزء نذر است يا خير؟
    ج : پشم و آن مقدارى كه چاق مى شود جزء نذر است و اگر پيش از آنكه به مصرف نذر برسد شير بدهد يا بچه بياورد بنابر احتياط واجب بايد به مصرف نذر برسد.
    س758: اگر پدر يا مادر نذر كند كه دختر خود را به سيد بدهد، اين نذر صحيح است يا خير؟
    ج : بعد از اينكه دختر به تكليف رسيد اختيار با خود اوست و نذر آنان اعتبارى ندارد.
    س759: نذر زوجه بدون اذن زوج نافذ است يا خير؟ البته زن درآمد دارد و قالى بافته و به شوهرش ددر اداره زندگى كمك مى كند.
    ج : اگر از مال خودش باشد احتياج به اذن زوج ندارد.
    س760: خانواده ما از سالها قبل نذر داشتند در روز عاشوراى حسينى عليه السلام طعام كنند اما به خاطر گرفتارى كه سه سال قبل در روز عاشورا براى ما پيش آمد اطعام را به روز 28 صفر موكول نموديم حال آيا اينگونه تغيير در صحت نذر لطمه اى وارد مى سازد يا خير؟
    ج : اگر نذر با شرائط صحيح انجام شده است نبايد آن را تإ؛ظظ ممكن است تغيير داد ولى اگر ممكن نيست مى توانيد.
    س761: چنانچه زن در غياب شوهر و يا با عدم اطلاع و يا با عدم رضايت او نذر كند، در صورتى كه مال منذور از شوهر باشد و يا مشترك و يا از مال مختص به زن، از قبيل ارث و يا اجرت كارى كه از شوهر مى گيرد، چه صورت دارد؟
    ج : نذر زن اگر مزاحم با حقوق شوهر باشد بى اجازه او، باطل است. و اگر مزاحم نباشد و از مال خود زن باشد احتياج به اجازه شوهر ندارد.
    س762: الف - كسى كه نذر كرده، دو ركعت نماز به نام يكى از امامان عليهم السلام بخواند چگونه بايد نماز را بخواند آيا مثل نماز يوميه است؟
    ج : مثل نماز يوميه است. س: ب - حال اگر كسى خلاف گفتار مجتهد خوانده تكليف چيست؟
    ج : اگر مقلد او بوده بايد اعاده كند.
    س763: اگر شخصى نذر كند كه اگر كارى انجام گيرد مبلغى را به جايى پرداخت نمايد اما بعد از برآورده شدن و انجام فعلش فراموش كند كه نذر كرده يا خير. آيا پرداخت نذر شكى واجب است يا خير؟
    ج : اگر در اصل نذر كردن شك دارد واجب نيست.
    س764: مبلغى از مردم براى پختن غذا در روز عاشورا جمع آورى مى شود و از آن مبلغ اضافه مى ماند، آيا مى توان آن مبلغ را براى نذرى به روحانى مسجد پرداخت كرد يا خير؟
    ج : اضافه را هم بايد در راه عزادارى خرج كنند اگر روحانى مسجد هم در عزادارى شركت مى كند مثلاً در مرثيه و مصيبت خوانى شركت مى كند مى توان به او نيز تقديم كرد.










  10. #28
    ناظم انجمن

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    محل سکونت
    زیر اسمون خدا...
    نوشته ها
    16,534
    تشکر
    13,809
    تشکر شده 13,049 بار در 9,484 پست

    پیش فرض پاسخ : هزار و یک مسئله فقهی

    احكام وصيّت
    س765: اين جانب چون وصيت شرعى براى ورثه دارم، در ضمن وصيت كتبى تا چه حد از اموالم را به ورثه مى توانم اختصاص بدهم؟
    ج : اختيار يك سوم از اموال خود را فقط به عنوان وصيت داريد كه مى توانيد آن را به هر نحوى كه مقتضى بدانيد مورد وصيت قرار بدهيد، بقيه اموال بعد از اداى دين ميان ورثه على ما فرض الله تقسيم مى شود.
    س766: پدر اين جانبه حدود بيست و هفت سال پيش از دنيا رفته است متوفى وصيت نامه اى داشته است مبنى بر اينكه يك چهارم از اموالش را نماز و روزه خريدارى شود، فرزندان متوفى همگى بعد از فوت پدرم خانه پدرى را براى رفاه حال مادرم به ايشان بخشيدند حدود سه سال قبل مادرم نيز از دنيا رفت. پس از فروش خانه و تقسيم سهم الارث به تازگى وصيت نامه پدرم پيدا شده است. مستدعى است برابر آئين مقدس اسلام وضعيت اين جانبه را روشن فرماييد. لازم به ذكر است در حال حاضر از نظر مادى پول نقدى ندارم كه بتوانم وصيت پدرم را عملى كنم.
    ج : وصيت مذكور در صورتى كه بيش از يك سوم اموالى متوفى نباشد صحيح است. و اكنون لازم است ورثه ويت آن مرحوم را عملى بسازند و پس از آن سهم الارث خود را مورد تصرف قرار بدهند.
    س767: زنى فوت نموده داراى چند فرزند مى باشد و اصل دارائى او دو دانگ خانه مسكونى مى باشد شوهر متوفى مى گويد دو دانگ مادرتان را پس از مرگ به يك فرزندم (مشخص نموده) البته با رضايت اولادهاى ديگرم بدهيد. در صورتى كه ورثه راضى نباشد آيا اين وصيت صحيح است؟
    ج : اگر وصيت را مشروط بر رضايت فرزندان ديگر كرده و آنها هم رضايت ندهند صحيح نيست.
    س768: شخصى كه چندين سال خادم مسجد بوده آيا مى تواند وصيت كند كه او را در حياط يا كفش كن يا در آستانه دفن كنند؟
    ج : نمى تواند.
    س769: شخصى فرزند نداشته، طى وصيتنامه اى كه مورد قبول افراد ذى نفع بوده، اموال خود را تقسيم كرده و كمتر از ثلث مالش يعنى چهار هزار متر باغ را به عنوان خيرات خود معين كرد، و خواهر زاده را ناظر قرار داده كه درآمد باغ مذكور را پس از برداشت 1 از 10 (يك دهم) آن را به عنوان اجرت، بقيه را صوم و صلاة و خمس و خيرات بدهد، فرد مذكور در طول 15 سال گذشته چيزى در اين راه طبق وصيت خرج نكرده و املاكى ندارد و اخيراً اقدام به فروش قسمتى از ملك مزبور نموده است. الف - آيا ناظر، حق فروش دارد در صورتى كه در متن وصيت نامه موارد مصرف در آمد قيد شده است.
    ج : اگر در وصيتنامه قيد شده كه صوم و صلاة و خمس و خيرات از درآمد با باشد كسى حق فروختن باغ را ندارد. س: ب - اگر ناظر به وصيت عمل نكرد آيا مى توان او را عزل و شخص امينى كه به وصيت عمل كند، جاى آن قرار داد؟
    ج : در صورتى كه وصى يا ناظر به وظيفه خود عمل نكنند حاكم شرع مى تواند فرد ديگرى براى عمل به وصيت تعيين كند. س: پ - آيا بعضى افراد ذى نفع مى توانند بر خلاف متن وصيتنامه تصميم بگيرند؟
    ج : چنانكه گفته شد اين موضوع از شؤون حاكم شرع است. س: ت - چه كسى بايد حق ضايع شده را مطالبه و طبق وصيتنامه به مصرف برساند؟
    ج : ورثه مى توانند به حاكم شرع مراجعه كنند تا او در اين مورد دستور اقدام صادر نمايد.
    س770: شخصى در حيات خود كسى را وصى كرده و او قبول نكرده، پس از فوت دوباره وصيت كرده شخص مشار اليه وصى باشد، آيا مجوزى هست كه با اكراه چنين وصيتى را بر كسى تحميل كنند؟
    ج : در صورتى كه به اطلاع وصيت كننده رسانده باشد كه براى انجام وصيت او حاضر نيست، مى تواند بعد از مردن او به وصيت عمل نكند.
    س771: پدر خانواده اى هنگام تشرف به مكه مكرمه وصيتنامه اى تنظيم و فرزند خود را به عنوان وصى تعيين و او را به اجراى مفاد وصيتنامه موظف نمود، در متن وصيتنامه آمده كه بعد از فوت جنازه ام به مشهد مقدس حمل شود و يا هر جا كه وصى من مصلحت بداند مختار است، لكن چند ماه قبل از فوت به فرزندان مؤكداً سفارش كرد كه جنازه ام را به كربلاى معلى حمل نماييد، 2، سال از تاريخ فوتش مى گذرد جنازه در گورستان عمومى به صورت امانت قرار دارد با توجه به شرائط حاكم بر عراق و شفاف نبودن روابط فيمابين و عدم اطمينان به تهيه و تدارك حمل جنازه به سرزمين مقدس حمل و به خاك بسپارد يا خير؟
    ج : چون حمل جنازه به سرزمين مقدس كربلا فعلاً ممكن نيست و موفقيت براى اين امر در آينده نزديك نيز معلوم نيست لازم است به مشهد مقدس حمل نماييد.
    س772: شخصى قبل از رفتن به جبهه براى مبارزه حق عليه باطل و قبل از اينكه نهايتاً به شهادت برسد، وصيت نموده است يك قطعه زمينى كه دارم براى همسرم باشد، از او ورثه اى كه باقيمانده: زن و يك دختر و پدر و مادر و دو برادر و چهار خواهر مى باشد، مرقوم فرماييد وصيت آن شهيد در بيشتر از ثلث نافذ است يا خير؟
    ج : وصيت بيش از ثلث نافذ نيست مگر اينكه وراث به حد بلوغ رسيده باشند و امضاء كنن و با وجود دختر و پدر و مادر كه طبقه اول از وراث مى باشند به برادر و خواهر كه جزء طبقه دوم هستند ارث نمى رسد.
    س773: اگر شخصى از اهل تسنن يك شيعه را وصى خويش قرار دهد وصى كه شيعه است به عقائد شيعى عمل كند يا به عقائد همان شخص سنى؟
    ج : به عقائد موصى عمل كند.
    س774: شخصى ده سال پيش وصيت كرده كه پنجاه هزار تومان در مجلس ختم من خرج كنيد كه اين وصيّت 10 سال قبل از فوت ايشان بوده و پنجاه هزار تومان آن زمان نقد نبوده ولى اموالى داشته كه مى توانسته بفروشد و پنجاه هزار تومان را نقد كند، آيا الان همان پنجاه هزار تومان 10 سال قبل را بايد خرج كرد؟ يا اينكه بايد ارزش پنجاه هزار تومان 10 سال قبل را حساب كرد؟ با اينكه ايشان صغير هم دارد؟
    ج : در اين قبيل موارد كه باب دين و ضمانت نيست و صغير هم دارد همان مبلغ مذكور كه پنجاه هزار تومان است خرج شود.
    س775: شخصى وصيت كرده كه مبلغ پانصد هزار تومان براى مراسم دفن و ترحيم خرج شود آيا از اضافى آن مى توان نماز و روزه استيجارى خريد؟
    ج : نمى توان نماز و روزه استيجارى خريد، آن را در راه خير خرج كنند و اگر درر ميان ورثه، افراد كبيرى وجود دارد و مى دانند كه در ذمه ميت نماز و روزه وجود دارد خوب است كه از سهم خود براى ميّت نماز و روز استيجار كنند.
    س776: كسى كه لال نيست مى تواند با اشاره اى كه مقصود او را برساند وصيت كند يا خير؟
    ج : مى تواند وصيت كند.
    س777: رحيم داراى دو فرزند مى باشد به نامهاى فرمان و زبيده، فرمان در حال حيات پدر فوت كرد و ايشان دو فرزند دارند، رحيم كه پدر بزرگ آن دو فرزند است در حال حيات فرمان و سه روز قبل از فوت فرمان وصيت نمود كه يك حصه از اموال از سه حصه يعنى يك سوم به اولاد مرحوم پسرش بعد از 32 سال بدهيد و اين را به دخترش زبيده وصيت نمود و آن را به صورت كتبى نوشت و شهود بر آن گذاشت. اكنون اولاد فرمان بر عمه ايشان دعوى مى كنند كه حصه اى كه پدر بزرگ بر ايشان تعيين نموده بدهيد و چرا ما 32 سال منتظر بمانيم؟ و مخفى نماند حصه اى كه از يك سوم تعيين شده از اموال قبض و اقباض نگرديده است، در فرض مسأله وصيت رحيم نافذ است يا خير؟ و آيا اولاد فرمان مى توانند قبل از 32 سال دعوى بر عمه شان نموده و حقشان را دريافت كرده يا خير؟
    ج : در فرض مسأله قبل از 32 سال نمى توانند به عمه شان زبيده مراجعه كرده چيزى مطالبه نمايند.
    س778: شخصى در زمان حيات خود به دليل نداشتن فرزند، اموال خود را به فرد مورد اعتمادش واگذار نمود و از خود خلع يد كرده تا در امور عام المنفعه مصرف گردد، پس از وفات آن شخص، وراث نسبت به اجراى وصيت نامه موافقت كتبى نموده و آن را تنفيذ كرده اند ولى پس از مدتى با تحريكات عده اى نسبت به تنفيذ و تأييد وصيت نامه اظهار ندامت كرده اند، آيا شرعاً ندامت وراث نافذ بوده و از اجراى وصيت توسط وصى مانع مى گردد يا خير؟
    ج : ندامت بعد از موافقت تأثيرى ندارد.
    س779: اگر شخصى مصرفى را معين كند كه از ثلث مالش بيشتر باشد و پيش از مردن او ورثه اجازه بدهند كه وصيت عملى شود، آيا بعد از مردن ورثه مى توانند از اذن خود برگردند؟
    ج : نمى توانند از اجازه خود برگردند










  11. #29
    ناظم انجمن

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    محل سکونت
    زیر اسمون خدا...
    نوشته ها
    16,534
    تشکر
    13,809
    تشکر شده 13,049 بار در 9,484 پست

    پیش فرض پاسخ : هزار و یک مسئله فقهی

    احكام ارث
    س780: شخصى فوت نموده و براى زوجه اش در حال حيات خود لباس و اشياء ديگرى خريده، اگر انسان نداند كه ميت تمليك به زوجه كرده يا نه، آيا آن لباس ها و اشياء قيمتى را بايد به زن داد يا اينكه جزء اصل مال است؟ و همچنين لباس هاى نو كه تا به حال نپوشيده و اشيائى كه استاده نكرده چه حكمى دارد؟
    ج : آن چه را معلوم است كه به زن خود بخشيده مال زن است و آن چه را كه معلوم نباشد به زن بخشيده جزء تركه ميت است و كما فرض الله تقسيم مى شود و فرقى بين استفاده شده و غيره نيست.
    س781: اگر مردى همسر و فرزند دارد و مجدداً با خانمى ازدواج كند و نمى خواهد به غير از خانم كسى بداند، بنابراين در مورد ارث مى توانند با يكديگر قرار بگذارند كه از همديگر ارث ببرند يا نه؟ و اگر نتوانند آيا بايد وصيت كنند كه فلان آقا يا فلان خانم اين مبلغ را از من طلب دارد كه بجاى ارث او باشد؟
    ج : كلمه «طلب دارد» بيم مورد است، ولى مى تواند وصيت كند از اموالش به او بدهند يا به كسى بدهد كه به او برساند البته وصيت تا ثلث مال صحيح است.
    س782: ارث پدر و مادر پس از فوت بين دختر و پسر چگونه تقسيم مى شود؟
    ج : در ارث فرزندان از پدر يا مادر، پسر دو برابر دختر ارث مى برد.
    س783: پدرى سى سال قبل فوت نموده چهار پسر و يك دختر بعنوان وارث دارد، بعد از فوت، ملك موروثى را به ده هزار تومان مى فروشند و به خواهر اطلاع مى دهند، سهم خودت را بردار، خواهر مى گويد فلعلاً نمى خواهم، حالا خواهر ارث و سهم خودش را مى خواهد، آيا سهم وارث خواهر در موقع فروش كه ده هزار تومان بوده، بايد داد و يا قيمت امروز كه ارزش بيشترى دارد؟
    ج : اينكه مرقوم داشته ايد كه خواهر گفته است: «فعلاً نمى خواهم»، يعنى فروختن ملك موروثى به آن قيمت را قبول كرده است، اگر قبول كرده باشد همان ده هزار تومان را بايد داد.
    س784: بعد از فوت شخصى، يكى از فرزندان او در خانه مسكونى او ساكن شده است. آيا ساير ورثه از اين خانه ارث مى برند؟ و آيا مى توانند اجاره چند ماه سكونت او را از وى بگيرند؟
    ج : از آن ارث مى برند و اگر بدون اذن ورثه سكونت كرده، حق مطالبه مال الاجاره را نسبت به سهم خود دارند.
    س785: شخصى همراه زن و فرزندانش در يك سانحه تصادف رانندگى فوت مى كنند، هم خود مرد و هم همسر او، پدر و مادرى دارند و فرزند ديگرى هم ندارند، حكم تقسيم ارث را بين والدين زوج و زوجه ايشان بيان فرماييد:
    ج : در مسأله فوق نخست زن از مال شوهر خود و شوهر از مال همسر خود ارث مى برد، و پس از اخراج اين دوتا، مال هر يك از زن و شوهر به پدر و مادر خود منتقل مى شود و از آن مال، يك سوم به مادر و بقيه به پدر داده مى شود.
    س786: حبوه كه در ميراث، براى پسر بزرگ است، آيا توسعه دارد كه امروز ماشين سوارى را نيز شامل گردد يا خير؟
    ج : ماشين جزء حبوه نيست و توضيح حبوه در رساله ذكر شده است.
    س787: اين جانب اهل كنگاور ولى ساكن قم هستم آيا مادر و يا خواهران و برادرانم سهم الارث كه از فوت پدرم به من مى رسد را به علت ينكه در شهر مذهبى قم سكونت دارم محروم و يا به تصرف خود و يا به هر نحو از انحأ با وجود حيات خود و فرزندانم به ديگران واگذار نموده و مسترد ندارند؟
    ج : هيچيك از وراث حق محروم كردن وارث ديگر از سهم الارث را ندارد.
    س788: شوهر و دو فرزند اينجانب در سانحه اتومبيل فوت نموده اند چون لحظه دقيق فوت مشخص نيست و تقدم و تأخر وت مرحومين معلوم نمى باشد. با توجه به ماده 873 قانون مدنى در باب امور جسمى كه تصريح مى دارد «اگر تاريخ فوت اشخاصى كه از يكديگر ارث مى برند مجهول و تقدم و تأخر هيچيك معلوم نباشد اشخاص مزبور از يكديگر ارث نمى برند مگر آنكه فوت به سبب غرق يا هدم واقع شود.» سؤال اين است آيا كلمه هدم شامل سانحه اتومبيل نيز مى باشد يا خير؟ و در صورتى كه سانحه اتومبيل هدم تلقى مى گردد از يكديگر ارث مى برند يا خير؟
    ج : كلمه هدم شامل سانحه اتومبيل نمى شود ولى در كليه جريانهائى كه اين قبيل مرگ و مير پيش مى آيد و تقدم و تأخر معلوم نباشد و احتمال تقارن در بين باشد از يكديگر ارث مى برند.
    س789: آيا وارثى كه در منزل زندگى مى كند تا قبل از تعيين تكليف سهم شريك ديگر حق تصرف در خانه موروثى را دارد يا خير؟
    ج : در فرض مسأله تصرف در آن خانه بهيچ وجه و بهر نحو بدون رضايت شريك صحيح نيست.
    س790: فردى از دنيا مى رود بعد از مدتى پدر او نيز از دنيا مى رود آن شخص اولى داراى پسرى است، آيا آن پسر از پدر بزرگش با توجه به اينكه آن شخص داراى خواهرانى نيز هست ارث مى برد يا خير؟
    ج : در فرض مذكور چون خواهران آن فرد اولاد بدون واسطه پدر هستند پسرش از پدر آن فرد (از جد خود) ارث نمى برد.
    س791: آيا فرزندى كه در طول مدت طولانى از املاك پدر نگهدارى كرده و كتك خورده و مانع تلف شدن و تصرف ديگران شده حق يا طلب حق اضافه اى نسبت به ساير فرزندان در سهم الارث ندارد؟
    ج : اگر نگهدارى از اموال مذكور با اجازه صاحبان آن بوده و در مدت نگهدارى قصد تبرع و مجانى بودن نداشته و به قصد اجرت حفاظت كرده است مى تواند اجرت مثل مطالبه كند وگرنه حقى نخواهد داشت.
    س792: اولاً خواهشمندم از نظر شرعى معلوم بفرماييد كه در زمينى اوقافى كه عرصه اوقافى و اعيانى نسد مالكيت دارد آيا در هنگام ارزش گذارى فقط متراژ اعيانى در سند بايد قيمت گذارى شود يا حق اعيانى در عرصه هم قابل ارزش گذارى مى باشد؟ ثانياً: اساساً تصور حق اعيان در عرصه هاى اوقافى اعتبار شرعى دارد يا خير؟
    ج : در صورتى كه صاحب اعيانى كه مى فرماييد سند مالكيت دارد در اصل قبل از وقف زمين حق تأسيس اعيانى و ابقاى آن در آن زمين را داشته و بعد از آن صاحب زمين، زمين خود را وقف كرده است، اكنون در هنگام ارزش گزارى حق ابقاى اعيانى در عرصه بايد مورد نظر باشد. اما اگر چنين حقى نداشته است اساساً تأسيس اعيانى در آنجا مشروع نيست و بايد زمين را تخليه كند و او فقط مالك مصالح ساختمانى است. و از اين جواب، جواب سؤال دوم روشن گرديد.
    س793: شخصى ملك مسكونى خود را به شرط عمرى به يكى از سازمانهاى عام المنفعه دوتى به صورت رايگان «مصالحه» مى نمايد تا پس از فوت در جهت ارائه خدمات عمومى سازمان مذكور مورد استفاده قرار گيرد در ثبت و انتقال سند قصد و شرط «مصالح» قيد نگرديده ولى در وصيت نامه عادى شرط و قصد «مصالح» به وصى خود بيان گرديده است.
    1 - آيا «متصالح» برابر مفاد سند رسمى در «مورد مصالحه» اختيار كامل داشته و بر حسب نظر خود به هر نحو مقتضى عمل خواهد نمود يا اختيار و عمل «متصالح» مقيد به شرط و قصد «مصالح» مذكور در وصيّت نامه عادى مى باشد؟
    2 - آيا وصيت نامه عادى به عنوان «وصى» جهت اجراى قصد «موصى» مشروط به تنفيذ توسط مراجع قضايى مى باشد يا متن وصيّت نامه عادى كفايت مى كند؟
    3 - با فرض اينكه «متصالح» بعد از فوت «مصالح» برابر سند رسمى داراى اختيار بوده و بر حسب نظر خود در «مورد مصالحه» تصرف نمايد، آيا تكليف شرعى از «وصى» ساقط مى گردد؟
    ج :
    1 - عمرى يكنوع وقف است كه محدود به مادام العمر واقف و يا موقوف عليه است و تعيين هر يك احتياج به قيد از طرف واقف و قبول از طرف ديگر دارد و پس از انقضاى مدت به واقف يا ورثه او برمى گردد.
    ج :
    2 - قيد و شرط هر عقدى در صورتى اعتبار دارد كه در ضمن عقد ذكر شود و چون در فرض سؤال در ضمن عقد صلح قيدى ذكر شده است صلح بدون قيد و شرط نافذ است و شرطى كه در وصيّت نامه ذكر شده است صلح را مقيد نمى كند
    ج :
    3 - وصيّت اگر با مدرك معتبر ثابت شود عادى هم باشد كاى است و احتياج به تنفيذ ندارد.
    ج :
    4 - در فرض مسأله تكليف شرعى از وصى ساقط است.
    ج :
    5 - در عقد مصالحه در فوق اگر قصد مصالح براى متصالح روشن بوده است بطورى كه عقد صلح بر اساس آن واقع شده باشد كه هر دو طرف آن شرط را در نظر داشته اند در اين صورت عقد صلح مشروط مى شود.
    س794: اگر يك اثر علمى و هنرى در مسابقات علمى و ادبى مشمول دريافت جايزه گردد و مولف آن فوت نمايد يا دسترسى به آن ممكن نباشد اولاً جايزه متعلق به چه كسى است؟ و ثانياً آيا ناشرى كه امتياز نشر كتاب به او داده شده است در اين جايزه سهيم است؟
    ج : در صورتى كه دسترسى به ورثه آن شخص نيز ممكن نيست حكم مجهول المالك بر آن مترتب مى شود حق داشتن ناشر تابع قرارداد با مؤلف است.
    س795: مردى عيالش را در حال مرض طلاق داده و آن مرد بعد از چند ماه مى ميرد؟ اگر آن مرد در مرضى كه در همان مرض عيالش را طلاق داده بميرد، از او ارث مى برد يا خير؟
    ج : بلى در اين صورت آن زن از مرد ارث مى برد ولى اگر شوهر از آن مرض خوب شود و به جهت ديگرى از دنيا برود، زن از او ارث نمى برد. و بايد زن در اين مدت شوهر ديگر نكرده باشد و به واسطه بى ميلى به شوهر هم به طلاق راضى نباشد حال چه به شوهر مالى داده باشد تا او را طلاق دهد يا خير.
    س796: شخصى به نام محمد فاقد اولاد مى باشد و فوت كرده اموال او به همسر تعلق گرفته پس از آن همسر او نيز فوت كرده است كه يك خواهر كه از پدر و مادر يكى هستند دارد و خواهر و برادرانى كه از پدر يكى و از مادر جدا هستند دارد، نحوه تعلق ارث به ايشان چگونه است؟
    ج : با بودن برادر و خواهر پدرى و مادرى به برادر و خواهر پدرى قط، ارث نمى رسد










  12. #30
    ناظم انجمن

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    محل سکونت
    زیر اسمون خدا...
    نوشته ها
    16,534
    تشکر
    13,809
    تشکر شده 13,049 بار در 9,484 پست

    پیش فرض پاسخ : هزار و یک مسئله فقهی

    احكام شكار و ذبح حيوانات
    س797: آيا ذبيحه اهل كتاب اگر با تسميه و رعايت تمام شرايط ديگر انجام پذيرد حلال است يا حرام ؟
    ج : يكى از شرائط ذبح شرعى آن است كه ذابح مسلمان باشد.
    س798: آيا تماس بدن مرطوب اهل كتاب با لاشه ذبيحه موجب نجاست آن مى شود يا نه؟
    ج : اهل كتاب ذاتاً پاك مى باشند.
    س799: ذابحى كه در اسم مسلمان است و رفتارش به هيچ وجه منطبق بإ؛ظظ دستورات اسلام نيست؛ يعنى حتى شهادتين را بلد نيست آيا ذبح او صحيح است؟
    ج : نخستين علامت اسلام، گفتن شهادتين است.
    س800: ذبح كسانى كه به على اللهى معروفند چه حكمى دارد؟
    ج : اگر شهادتين را مى گويند و متوجه به لوازم مذهب خود نيستند - كه عوام آنها اين طور مى باشند - در اين صورت ذبح آنها حلال است.
    س801: آيا ذبيحه ناصبى حلال است؟
    ج : حلال نيست.
    س802: آيا ذبيحه خوارج حلال است؟
    ج : حلال نيست.
    س803: آيا در ذابح بلوغ شرط است؟
    ج : بلوغ شرط نيست همينقدر كه مميز باشد كافى است.
    س804: آيا در ذابح عقل شرط است؟
    ج : قدرت درك و تشخيص لازم است.
    س805: آيا ذبيحه اى كه از روى اجبار ذبح شود حلال است؟
    ج : باين معنا كه ذابح را مجبور به ذبح كنند حلال است.
    س806: آيا شرط است كه ذابح يك نفر باشد و يا ممكن است با يك كارد كه دو دسته دارد دو نفر در آن واحد حيوان را ذبح كنند. در اين صورت تسميه يك نفر كافى است و يا هر دو بايد تسميه بگويند و اگر نصف تسميه را يك نفر و نصف ديگر را شخص ديگر بگويد آيا كافى است؟
    ج : يك نفر بودن شرط نيست و در فرض مزبور در فوق حلال است و تسميه يكى از آنها كافى است و اگر دو نفر با هم طورى بگويند كه تسميه صدق كند كافى است.
    س807: در ذبح شرعى ايا قطع رگ هاى چهارگانه لازم است و يا تنها قطع حلقوم كافى است؟
    ج : قطع رگهاى چهارگانه لازم است.
    س808: آيا لازم است قطع رگ ها پشت سر هم باشد؟ به فرض لازم بودن، اگر با فاصله قطع گردد اكل ذبيحه چه حكمى دارد؟
    ج : بايد پشت سر هم باشد بطورى كه يك كار صدق كند و اگر فاصله طورى باشد كه يك دفعه بريدن صدق نكند مشكل است.
    س809: آيا خروج روح از بدن ذبيحه بايد مستند به قطع رگ ها باشد؟ و اگر گوسفندى در بلندى ذبح شد و قبل از خروج روح از بلندى افتاد و مرد به گونه اى كه خروج روح او مستند به افتادن از بلندى باشد آيا اين ذبيحه حلال است يا خير؟
    ج : بايد مستند به ذبح باشد.
    س810: پس از ذبح شرعى اگر با تفنگ و يا كارد بر قلب و يا مغز حيوان ضربه وارد كنند حكم چنين ذبيحه اى چيست؟
    ج : پس از ذبح شرعى اشكال ندارد.
    س811: اگر سر حيوانى به علتى از زير چانه بريده بريده شود و قبل از خروج روح دوباره از مذبح قطع شود حلال است يا خير؟ در فرض سؤال اگر سر حيوان جدا نشده باشد چه حكمى دارد؟
    ج : اگر طورى ات كه به دفعه دوم ديگر سر بريدن صدق نمى كند اشكال دارد هرچند سر حيوان جدا نشده باشد.
    س812: آيا قطع كردن رگ هاى چهارگانه از پشت سر جايز است يا خير؟ اگر جواب منفى است، آيا موجب حرمت ذبيحه ميگردد يا خير؟
    ج :جائز نيست و موجب حرمت ذبيحه است.
    س813: اگر چند ثانيه پيش از شروع به گفتن تسميه قطع رگ ها را آغاز كرده باشند، آيا ذبيحه حلال است يا خير؟
    ج : اشكال دارد.
    س814: اگر همزمان ب قطع رگ ها شكم حيوان نيز دريده شود حكم آن چيست؟
    ج : اشكال دارد.
    س815: تسميه در ذبح شرعى آيا بايد به زبان عربى باشد يا به هر زبانى باشد كافى است؟
    ج : به هر زبانى كافى است.
    س816: مقدار تسميه واجب كدام است؟ آيا گفتن نام الله كافى است؟
    ج : بايد بگويد بسم الله يا الحمد لله يا الله اكبر و أمثال اين تعابير.
    س817: آيا در تسميه قصد تعظيم لازم است؟
    ج : بردن نام خداوند با قصد تعظيم توأم است كه در مسأله بعد ذكر مى شود.
    س818: در تسميه آيا قصد ذبح لازم است؟ و اگر تسميه را به قصد ديگر بگويد و حيوان را ذبح كند آيا كافى است؟
    ج : كافى نيست مگر از اينكه از روى فراموشى باشد.
    س819: اگر تسميه را به قصد ذبح مرغ به زبان آورد و سپس گوسفندى را ذبح كند صحيح است يا خير؟
    ج : بايد به قصد آن حيوانى كه مى خواهد آنرا ذبح كند باشد.
    س820: تسميه با ضبط صوت چه حكمى دارد؟
    ج : با رعايت اقتران اشكال ندارد.
    س821: آيا با يك تسميه مى توان حيوان زيادى را ذبح كرد؟ در اين مسأله طولى بودن و يا عرضى بودن ذبح ها فرق مى كند يا خير؟
    ج : اگر در عرض هم باشد يك تسميه كافى است.
    س822: آيا تسميه و ذبح را دو شخص ميتوانند عهده دار شوند؛ به طورى كه يك تسميه بگويد و ديگرى حيوان را ذبح كند؟
    ج : مى توانند.
    س823: آيا در تسميه، دانستن معناى آن لازم است؟ بر فرض جايز بودن تسميه به غير عربى، اگر تسميه را مثلاً به زبان انگليسى حفظ كرده باشد بدون توجه به معناى آن، آيا صحيح است؟
    ج : عربى بودن لازم نيست ولى بايد به معناى آن توجه داشته باشد.
    س824: اگر تسميه از روى تعجب و يا استهزاء گفته شود براى ذبح كفايت مى كند؟
    ج : كفايت نمى كند.
    س825: اگر شخص جنب و يا زن حائض بسم الله را به قصد خواندن يكى از سوه هاى سجده دار بگويند براى ذبح كافى است يا خير؟ به عبارت ديگر، تسميه حرام آيا در ذبح كافى است يا خير؟
    ج : كافى است.
    س826: در ذبح با دستگاه آيا به هنگام روشن كردن آن تسميه لازم است يا به هنگام قطع رگ هاى حيوان؟
    ج : هنگام سر بريدن حيوان.
    س827: حكم فاصله زمانى ميان تسميه و ذبح چيست؟
    ج : بايد عف هگام سربريدن باشد.
    س828: آيا تسميه اشخاص لال كه قدرت بر اداى درست تسميه ندارند صحيح است؟
    ج : از چنين شخصى باندازه قدرت خود كافى است.
    س829: در شتر و يا گاو در صورتى كه به سبب عذرى موجه ايستاده ذبح شوند نحوه رو به قبله كردنشان چگونه است؟
    ج : در فرض مذكور كه ممكن نيست محل ذبح رو بقبله باشد سر حيوان رو بقبله باشد كافى است.
    س830: انحراف ذبيحه از قبله تا چه مقدار بى اشكال است؟
    ج : در صورت امكان بايد عرفاً رو به قبله باشد.
    س831: در هنگام ذبح، افزون بر ذبيحه آيا ذابح نيز بايد رو به قبله باشد؟
    ج : رو بقبله بودن ذابح لازم نيست.
    س832: ترك استقبال از روى عمد و يا فراموشى و يا نادانى به حكم، چه حكمى داد؟
    ج : اگر از روى عمد باشد حيوان حلال نيست.
    س833: آيا در رو به قبله كردن حيوان روش خاصى وجود دارد؟ اگر جواب منفى است بهترين روش آن كه موافق با احتياط باشد، كدام است؟
    ج : محل ذبح رو بقبله باشد.
    س834: اگر يقين پيدا كنيم اهل سنت افزون بر شرط استقبال به قبله شرايط ديگر را رعايت نمى كنند ذبيحه آنها چه حكمى دارد؟
    ج : مطابق فقه خودشان ذبح كنند براى ما حلال است.
    س835: آيا حركت دست و پاى ذبيحه و خروج خون، با هم شرط حليت ذبيحه است؟
    ج : اينها كه علامت داشتن حيات است لازم است.
    س836: آيا آلت ذبح حتماً بايد از جنس آهن باشد يا آن كه با هر چيز تيزى مى توان ذبح كرد، اگر چه از پلاستيك و غيره تهيه شود؟
    ج : بايد از جنس فلزات كه برندگى دارد باشد.
    س837: در صوتى كه آهن بودن آلت ذبح را شرط بدانيم آيا استيل آهن است يا خير؟
    ج : هر برنده فلزى كه كار آهن را بكند كافى است.
    س838: آيا استقرار حيات در ذبيحه شرط است؟
    ج : در موقع ذبح حيات داشته باشد كافى است.
    س839: اگر پيش از ذبح، حيوان را با آمپول يا با وارد كردن شوك و يا با وسايل ديگر بى هوش كنند به گونه اى كه استقرار حيات در آن از بين برود، ذبح صحيح است يا خير؟
    ج : حيات طبيعى شرط است.
    س840: آيا قطع سر حيوانى پيش از خروج روح حرام است يا مكروه؟ اگر حرام است، حرمت آن تكليفى است يا وضعى؟
    ج : حرمت تكليفى است.
    س841: اگر پس از ذبح، جوزك، متصل به بدن باشد چه حكمى دارد؟
    ج : اگر شرايط رعايت شود متصل به بدن نمى شود بنابراين، شرائط رعايت نشده است.
    س842: اگر نصف جوزك در طرف سر و نصف ديگر در طرف بدن باشد حكمش چيست؟
    ج : كافى نيست.
    س843: اگر در شكم ماهى صيد شده به وجه شرعى، ماهى مرده اى پيدا شود چه حكمى دارد؟
    ج : حلال است.
    س844: گفته مى شود اخيراً ماهى را با برق در ميدان آب بى هوش و سپس صيد مى كنند، چنين صيدى چه حكمى دارد؟
    ج : حلال نيست.
    س845: اگر فلس برخى از ماهى ها با چشم معمولى ديده نشود وليكن با چشم مسلح ديده شود، حكم صيدشان چيست؟
    ج : بايد عرفاً فلس دار باشد.
    س846: صيد از روى لهو چه حكمى دارد؟ حكم حيوان صيد شده چيست؟
    ج : صيد با شرائط خود حلال است.
    س847: ملاك لهوى بودن صيد چيست؟ آيا صيد ماهى از باب تفريح، لهوى است يا خير؟
    ج : لهوى بودن يا نبودن درباره مسافر است.
    س848: آيا صيد در سفر معصيت جايز است؟
    ج : صيد حكم مستقل خود را دارد و جايز است.
    س849: در صيد ماهى آيا لازم است صياد مسلمان باشد؟
    ج : مسلمان بودن صياد لازم نيست ولى بايد بدانيم كه آنرا زنده از آب گرفته اند و بيرون آب جان داده است و يا اينكه در داخل آب پس از اينكه بدام افتاده است مرده است.
    س850: آيا به تور انداختن ماهى در آب براى حليت كافى است و يا بايد آن را از آب خارج كنند و در خارج آب بميرد؟
    ج : بعد از اينكه به تور افتاد در داخل آب هم بميرد كافى است.
    س851: اگر خوراك حيوانى مشروب و آبجو باشد خوردن گوشت آن چه حكمى دارد؟
    ج : احتياط شود.
    س852: ذبح با دستگاه هاى تمام اتوماتيك صنعتى چه حكمى دارد؟
    ج : با رعايت شرائطى كه ذكر شده اشكال ندارد.
    س853: شرايط حليت در حيوانى كه با اسلحه صيد ميگردد چيست؟
    ج : با پنج شرط كه در رساله ذكر شده است حلال است.
    س854: مجتهدى كه قطع رگ هاى چهارگانه را شرط حليت ذبيحه مى داند آيا مقلد او مى تواند از ذبيحه شخصى كه تنها قطع حلقوم را شرط حليت مى داند بخورد؟
    ج : تنها قطع حلقوم را كسى كافى نمى داند.
    س855: شرايط حليت جنين در شكم حيوان مذبوح كدام است؟
    ج : در صورتى كه در حين ذبح، مادر حيات داشته است و پس از ذبح، مادر، بدون تأخير شكم مادر را پاره كرده و بيرون بياورند و مشاهده شد كه مرده است در اين صورت اگر خلقت او تمام شده است حلال است و ذبح مادر ذبح آن نيز محسوب مى شود ولى اگر در بيرون آوردن آن تأخير صوت گرفت و بيرون آوردند ديدند مرده است حرام است و اگ با تأخير در بيرون آوردن نمرده بود و زنده بود خلقت او نيز كامل شده است آنرا اگر مستقلاً ذبح كنند حلال است.
    س856: اگر يك يا چند شرط از شرايط ذبح سهواً ترك گردد خوردن چنين ذبيحه اى حلال است يا خير؟ آيا در اين جهت فرقى در شرايط وجود دارد يا خير؟
    ج : اگر بردن نام خدا يا رو بقبله سر بريدن سهواً ترك شود حلال است ولى در غير اينها ميان سهو و عمد فرقى نيست.
    س857: اگر برخى از شرايط ذبح به جهت ندانستن حكم ترك گردد ذبيحه چه حكمى دارد؟
    ج : حرام است.
    س858: در موارد شك در ذبح شرعى وظيفه چيست؟ آيا اصل عدم تذكيه جريان دارد يا اصل حليت و طهارت؟
    ج : اصل عدم تذكيه جريان دارد.
    س859: آيا ذبح شرعى لازم است حتماً به ذابح مستند باشد يا خير؟
    ج : بلى لازم است.
    س860: در ذبح با دستگاه هاى جدى كه يك نفر كلليد دستگاه را مى زند و مى رود اگر به سبب قطع برق دستگاه به كار نيفتد و پس از مدتى با جريان پيدا كردن برق دستگاه روشن شود و به طور اتوماتيك حيوانات آماده را ذبح كند، آيا اين گونه ذبح صحيح است؟
    ج : بايد ذبح مستند به ذابح باشد و گفتن نام خدا با ذبح مقارن باشد.
    س861: شخصى در هنگام غروب به طرف شكار تيراندازى مى كند و تير به نحوى به شكار اصابت مى كند كه زخمى مى شود و همان لحظات شروع به دنبال كردن شكار مى كند (همانطور كه آگاه هستيد دنبال كردن شكار زخمى با استفاده از رد خونى است كه از خود به جاى مى گذارد) بعد از مدتى شب فرا مى رسد و شكارچى مجبور مى شود شكار را رها كرده و شب را در آن منطقه بخوابد، هنگام صبح باز جستجو را ادامه مى دهد و بعد از مدتى به جسد مرده شكار بر مى خورد كه با خون زيادى كه از او آمده مرده است. بفرماييد آيا گوشت اين شكار حلال است يا خير؟ و اگر حلال است آيا فرد مزبور هنگامى كه شب فرا رسيده به خانه رفته بود و صبح از خانه به شكارگاه آمده و شكار را مرده ديد آيا باز گوشت شكار حلال مى باشد يا خير؟
    ج : در فرض مزبور اگر شرايط ديگر از قبيل گفتن بسم الله در موقع تيراندازى و مسلمان بودن شكارچى محقق باشد حلال است.
    س862: مصرف مرغهاى منجمد كه از فرانسه وارد كرده اند و ذبح شرعى نشده اند چه حكمى دارد؟
    ج : اگر ذبح شرعى نشده است حرام است.
    س863:از شكم ماهي كه از بازار خريدارى شده، ماهى ديگرى درآمده، آيا آن ماهى كه از شكم ديگرى آمده نيز حلال است؟
    ج : حلال است.
    س864: آيا وجود فلسهاى ذرّه بينى يا ميكروسكوپى باعث حليت ماهى مى شود؟
    ج : بايد از نظر اهل عرف داشتن فلس (پولك) صدق كند.
    س865: حيوانات حرام گوشت غير از سگ و خوك اگر سر آنها را ببرند پوست آنها پاك است يا خير؟ و ميشود خريد و فروش كرد يا خير؟
    ج : حيوانات درنده و گوشتخوار را اگر ذبح شرعى كنند پاك مى باشد هر چند خوردن گوشت آنها حرام است و خريد و فروش پوست آنها اشكال ندارد ولى مثل فيل و خرس و بوزينه اگر ذبح شرعى بشوند احتياط واجب اجتناب از آنها است










+ ارسال موضوع جدید
صفحه 3 از 5 نخستنخست 1 2 3 4 5 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

تعداد اعضای بازدید کننده از این تایپیک : 0

بازدید کنندگان :  (نمایش کلی)

نامی برای نمایش وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

Bookmarks

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •