+ ارسال موضوع جدید
صفحه 2 از 5 نخستنخست 1 2 3 4 5 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 41

موضوع: هزار و یک مسئله فقهی

  1. #1
    ناظم انجمن

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    محل سکونت
    زیر اسمون خدا...
    نوشته ها
    16,534
    تشکر
    13,809
    تشکر شده 13,045 بار در 9,484 پست

    New2 هزار و یک مسئله فقهی


    هزار و یک مسئله فقهی : مجموعه استفتائات

    حسين نوري همداني






    احكام تقليد
    س1 : در اصل مسأله تقليد آيا انسان بايد تقليد كند يا اجتهاد؟
    ج : موضوع تقليد تقليدى نيست و يك امر عقلائى است كه انسان در هر رشته به متخصّص آن رشته مراجعه مى كند.
    س2 : اگر فردى نيّتش اين باشد كه من از فلانى تقليد مى كنم و توجّه به اين موضوع ندارد كه:«تقليد انجام عملِ مستند به فتواى مجتهد است»:
    1 - آيا به نيّتِ تقليد تقليد محقّق شده يا خير؟
    2 - آيا مى تواند در اينصورت از مجتهد ديگرى تقليد كند ؟
    ج 1 :تنها به نيّت ،تقليد محقّق نمى شود.
    ج 2: مى تواند.
    س3 : آيا تقليد از اعلم بر مكلّف واجب است ؟
    ج : واجب است .
    س4 : در صورتى كه چند مجتهد جامع الشّرائط مساوى باشند يا اعلميّت بعضى بر بعض ديگر محرز و ثابت نشده آيا مجاز است كه شخص تبعيض در تقليد قائل شده و در مسائل مختلف فقهى از مجتهدين جامع الشّرائط مختلف تقليد نمايد؟ در اين صورت اگر اين عمل موجب انتخاب ساده ترين فتوا در ميان فتاواى اين مجتهدين در مسائل مختلف گردد آيا شرعاً چنين عملى كه ظاهراً در نقطه مقابل عمل به احتياط مى باشد صحيح و جايز است يا خير؟
    ج :در فرض مذكور تبعيض در تقليد جائز است وقبل از عمل مى تواند در بعضى از مسائل به فتواى اين فقيه و در بعض ديگر به فتواى آن فقيه عمل نمايد، البته اين موضوع همانطور كه گفته شد مربوط به قبل از عمل است ولى بعد از عمل نمى تواند در هر مسأله اى كه فتوا وجود داشته از مجتهد به مجتهد ديگر عدول نمايد مگر آنكه دوّمى اعلم باشد.
    س5 : آيادر بقاء بر تقليد ميّت، رجوع به حىِّ اعلم لازم است ؟
    ج : بلى در مسأله بقاء بر تقليد ميّت بايد از حىِّ اعلم تقليد كرد.
    س6 : باقى ماندن بر تقليد ميّت در چه صورت جائز و در چه صورت جائز نيست ؟
    ج : كسى كه در بعضى از مسائل به فتواى مجتهدى عمل كرده بعد از وفات او مى تواند در همه مسائل بر تقليد او باقى بماند مگر در صورتى كه مجتهد زنده اعلم از متوفّى باشد در اين صورت رجوع به آن مجتهد زنده واجب است.
    س7 : كسى كه در گذشته از امام (ره)تقليد مى كرد بعد مقلّد آيه الله اراكى شد و در قسمتى از مسائل باقى بر تقليد امام بود حالا كه مقلّد حضرتعالى شده مى تواند در برخى از مسائل از امام تقليد كند و برخى از آيه الله اراكى و بعضى از حضرتعالى ؟
    ج : در آن مسائلى كه از امام رضوان الله عليه به آيه الله اراكى عدول نكرده است مى تواند در تقليد از امام باقى باشد.
    س8 : در صورتى كه مجتهدى كه از دنيا رفته از مجتهد زنده اعلم باشد و يا احتمال اعلميّت او نسبت به مجتهد زنده وجود داشته باشد،آيا مقلّدين او ميتوانند تمام يا برخى احكام را از مجتهد زنده تقليد نمايند؟
    ج : بلى مى توانند.
    س9 : روشن است كه همه مراجع تقليد فعلى بقاء بر تقليد ميّت را جائز مى دانند،آيا مى شود انسان بدون رجوع به مرجع تقليد حىِّ معيّنى، بر تقليد از ميّت باقى بماند؟
    ج : لازم است در مسأله بقاء، از حىّ تقليد كرد ولى تعيين لازم نيست .
    س10 : آيا بر مجتهد متجزّى تقليد حرام است، بر زن مجتهد چطور؟
    ج : در هر دو مورد در آن قسمتى كه اجتهاد كرده است، حرام است .
    س11 : آيا شرعاً مى شود به احتياط واجب كه در بعضى مسائل آمده عمل نكرد ؟
    ج : بايد به احتياط واجب عمل شود مگر اينكه در اين مورد از ديگرى تقليد شود.
    س12 : اگر فقهاء در علم مساوى باشند آيا براى مكلّف جائز است از يكى از آنها تقليد كند ودر احتياطات واجب به ديگرى رجوع كند ؟
    ج : جائز است.
    س13 : وظيفه نوجوانانى كه آغاز تكليف آنها است در مسأله تقليد چيست ؟
    ج : بايد با انجام تحقيق از مجتهد جامع الشّرائط زنده تقليد كنند.
    س14 : آيادر يك خانواده اشخاصى كه به سنّ تكليف مى رسند هر كدام جداگانه براى خود بايد مرجع تقليد انتخاب كنند يا اينكه تنها ولى خانواده كافى است؟، آيا زن هم بايد تنها خودش مرجع تقليد انتخاب كند يا اينكه شوهر يك مرجعى را كه انتخاب كرده زن هم مى تواند به همان رساله عمل كند؟و اگر فردى از خانواده تاكنون به رساله مرجعى كه از دنيا رفته عمل كرده و مرجع ديگرى انتخاب نكرده است تكليفش چيست؟ آيا مى تواند باقى بر تقليد از ميّت بماند يا مرجع ديگرى انتخاب كند؟
    ج : در انتخاب مرجع تقليدافراد خانواده مختارند ميتوانند همه يك مرجع تقليد داشته باشند واگر تشخيص هايشان متفاوت باشد مرجع تقليد متفاوت داشته باشند. بلى كسى كه تازه بحدِّ بلوغ ميرسد نمى تواند از مجتهد ميّت تقليد كند ولى كسانى كه در زمان حيات يك مجتهد كه فعلاًاز دنيا رفته است از او تقليد كرده اند مى توانند با اجازه يك مجتهد زنده بر تقليد او باقى بمانند.
    س15 : اگر كسى مثلاً مقلّد امام بوده و هست اگر بخواهد به مرجع زنده رجوع كند در صورتى كه بداند ايشان اعلم بوده است مى تواند رجوع كند يا خير ؟

    ج : اگر بداند كه ايشان اعلى اللّه مقامه اعلم بوده اند باز هم مى تواند به مرجع زنده مراجعه كند.
    س16 : آيا رجوع از حضرت امام رضوان اللّه عليه به حضرت عالى صحيح است يا خير؟ و چنانچه صحيح نباشد نمازهائى كه خوانده ام و روزه هائى كه گرفته ام چه حكمى دارد؟
    ج : صحيح است ولى نمى توانيد دوباره به نظر حضرت امام قدّس سرّه رجوع كنيد و نماز و روزه اى كه مطابق فتواى ايشان بجا آورده ايد صحيح است .
    س17 : آيا عمل به احتياط رجحان دارد ياتقليد نمودن ؟

    ج : اگر موجب عسر و حرج نباشد عمل به احتياط راجح است .
    س18 : براى شخص محتاط آياحدود دائره احتياط در احكام بين فقهاست و آيا واجب است فتاوى فقهاى گذشته را داخل كرد يا خير؟
    ج : بلى لازم است .
    س19: آيا سفارشها و دستورهاى اخلاقى دين مبين اسلام در قلمرو تقليد قرار مى گيرد يا اينكه چون برخى از آنها تكليف الزامى ندارد از حوزه قلمرو تقليد خارج است؟
    ج : دستورهاى اخلاقى در قلمرو تقليد قرار ندارد مگر اينكه با يكى از احكام خمسه تكليفى يعنى وجوب يا استحباب يا حرمت يا كراهت يا مباح ارتباط پيدا كند










  2. 3 کاربر مقابل از این پست *ADRIANA* تشکر کرده اند.


  3. #11
    ناظم انجمن

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    محل سکونت
    زیر اسمون خدا...
    نوشته ها
    16,534
    تشکر
    13,809
    تشکر شده 13,045 بار در 9,484 پست

    پیش فرض پاسخ : هزار و یک مسئله فقهی

    احكام زكاة
    س239: اين جانب به ياد دارم كه در زمان قديم پدرم كه كشاورز بود و باغ انگور زياد داشت به من مى گفت كه انگور ما به حدّ زكات رسيده است ولى چون مقروض هستم و نفرات عائله ام زياد است نمى توانم زكات بپردازم با توجه به مسئله فوق الذكر من يقين دارم كه در ذمه پدرم زكات هست و مى خواهم آن را بپردازم، حال براى من دو سؤال مطرح است:
    1 - چه مقدار زكات بايد بدهم، چون مقدار زكاتى را كه در ذمه پدرم بوده نمى دانم و او هم در اين مورد وصيتى نكرده است.
    ج 1: اگر نمى توانيد با فكر و بررسى سالها مقدار آن را تعيين كنيد لازم است حدّاقل را بپردازيد.
    2 - آيا زكات كه مى خواهم بدهم بايد مثل بدهم يا قيمت؟ كشمش بدهم يا پول، و اگر بايد پول بدهم آيا بايد به قيمت آن سالها حساب شود يا قيمت فعلى؟
    ج 2: مثل را در نظر بگيريد و بپردازيد و يا قيمت مثل امروز را يعنى كشمش تهيّه كنيد و بدهد و يا قيمت امروز كشمش را بپردازيد.
    س240: كشاورزى تراكتورى دارد و آن خراب شده است، مبلغ دويست هزار تومان خرج آن كرده است، آيا آن مبلغ مذكور ر سر خرمن از گندم كسر نمايد يا خير؟ و ديگر اينكه با همان تراكتور براى ديگران كار كرده و مبلغ يكصد هزار تومان فايده برده است. بنابراين آيا ممكن است بگويم صد هزار تومان را جزء مخارج حساب كند؟
    ج : فقط مقدارى از تراكتور كه در راه كارهاى كشاورزى گندم استهلاك شده است را مى تواند از نصاب گندم كسر نمايد و آن صد هزار تومان كه به عنوان اجرت كار تراكتور از ديگران گرفته را بايد به حساب مخارج تعمير تراكتور بگذارد و از مخارج سال محسوب مى شود.
    س241: در توضيح المسائل فرموده ايد كه در موقع پرداخت زكات گندم و جو، مى شود مخارجى را كه براى زراعت خرج كرده اند بردارند بعد زكات را بدهند. سؤال اين است كه: اگر كسى مخارجش به اندازه قيمت كاه باشد مثلاً براى زراعت ده هزار تومان خرج كرده و قيمت كاهى كه از همان زراعت به دست آمده هم ده هزار تومان است، آيا مى تواند مخارج را از گندم و جو حساب كند؟
    ج : در آمدى كه از كاه به دست مى آيد جزء عايدات است اگر مخارج را از كاه كسر كند ديگر نمى تواند از گندم و جو كسر كند.
    س242: آيا زكات به مطق سرمايه و ثروت تعلّق مى گيرد يا به نُه چيز مذكور در رساله؟
    ج : زكات به همان اشياء مذكور در رساله تعلّق مى گيرد.
    س243: آيا زكات نقدين شامل اوراق نقدينه پول هم مى شود؟
    ج : نقدين موضوع زكات شامل اوراق نقدى و پول نمى شود.
    س244: آيا ماليات را مى توان به جاى ذكات حساب كرد؟
    ج : نمى توان ماليات را در عرض زكات منظور كرد.
    س245: اگر كسى مؤونة سالش را نتواند فراهم نمايد و به عسرت بگذراند يا قرض دارد و نتواند قرضش را اداء كند و مقدارى زكوة هم بر او واجب شده بايد اداء نمايد يا خير؟
    ج : در صورتى كه شرايط وجوب زكاة - از جمله رسيدن به حدّ نصاب - در آن مال موجود است بايد زكاة آن را بدهد.
    س246: اگر شخصى شب عيد فطر به اشخاص طام دهد نه در خانه خود بلكه در مسجد يا سالن هاى پذيرايى يا جاى ديگر آيا زكاة فطره آنها را بايد بدهد؟
    ج : بايد بدهد.
    س247: اگر شب عيد فطر فرزند در خدمت سربازى يا اينكه در بيمارستان بسترى باشد و پدر خرج بيمارستان او را بدهد يا اينكه در زندان باشد در اين روض زكاة فطره او بر عهده چه كسى است؟
    ج : فقط در آن صورتى كه در بيمارستان است و پدر خرج بيمارستان او را مى دهد بر عهده پدر است ولى در آن دو صورت ديگر خير.
    س248: پدرى كه فرزندش در شهر ديگرى است حال يا سرباز يا دانشجو و غيره است و مخارجش را پدر مى دهد اگر آن فرزند فطره خويش را بدهد كافى است يا خير؟
    ج : اگر نان خور او محسوب مى شود و پدر او را وكيل نمايد تا از مال او فطره خود را بدهد چنانچه اطمينان داشته باشد كه فطره را مى دهد كافى است و لازم نيست خودش فطره او را بدهد.
    س249: در زكاة فطره آيا كسى كه انسان اجير كرده قو داده كه مخارج او را بدهد فطره او را بايد داد يا خير؟
    ج : اگر شرط كرده كه مخارج او را بدهد و به شرط خود عمل كند و نان خور او حساب شود بايد فطره او را داد.
    س250: شخصى چند ساعت قبل از غروب آفتاب شب عيد فطر به ميهمانى مى رود لكن براى فرار از فطره كه به عهده ميزبان است نزديك غروب از منزل خارج شده و بعد از اذان مى آيد آيا با اين حيله فطره را از صاحب خانه ساقط مى كند يا خير؟
    ج : اگر پيش از مغرب از خانه بيرون رفته به طورى كه در مغرب مهمان او حساب نمى شود زكاة فطره به عهده صاحب خانه نيست.
    س251: بچّه اى كه در شكم مادر است آيا فطريه اش واجب است يا خير؟ نظرتان را در اين مورد بين كنيد.
    ج : واجب نيست.
    س252: اگر كسى كه مقدارى زكاة بر او تعلق گرفته، آيا مى شود از فرش هايى كه چند سال د خانه خود از آنها استفاده كرده به عنوان زكاة به مسجد بدهد و براى خود فرش نو تهيه نمايد؟
    ج : اگر فرش براى مسجد مورد احتياج است زكاتى كه بر او واجب است حساب كند و فرشها را از آن بابت بدهد جائز است.
    س253: آيا مقلّدين حضرتعالى مجازند كه زكات فطره خود را به امور ساخت مسجد اختصاص دهند؟
    ج : مجازند اقدام بفرمايند.
    س254: الف: آيا براى تأسيس يك كتابخانه جهت استفاده مردم مى شود از زكات، كتاب و كمد خريدارى كرد؟
    ج : اگر مورد احتياج عموم است مى تواند. ب: آيا مى تواند خود نيز به عنوان يك عضو از آن كتابخانه بهره بردارى نمايد؟
    ج : بعد از اداى زكاة با شرط مذكور مى تواند.
    س255 : در بعضي از مساجد پولهايي به عنوان فطره و يا صدقات و غيره در صندوق جمع آوري مي شود ، آيا مي توان وجوه مذكور را در اموري راجع به مسجد از قبيل تعميرات و يا مصرف آن در كلّيه چيزهاي مربوط به مسجد صرف و خرج نمود يا خير ؟
    ج : صرف زكاه فطره براي مسجد جائز است كه باري تعمير يا تاسيس مسجد خرج شود ولي صدقات را بايد به فقرا داد .
    س256 : احتراما به نظر حضرت عالي مي رسانيم كه از طرف اهالي روستايمان به علّت داشتن مشكلات فراوان مخصوصا مشكل نبود آب كه زن و بچه هايمان از 3 كيلومتري روستا آب مي آورند و امسال تصميم گرفته ايم با توفيق خداوند دست به دست همديگر بدهيم و به روستا آب بياوريم و لذا اجازه مصرف زكاه فطره را در اين مورد تقاضامنديم .
    ج : اشكال ندارد ، در راه مذكور و فوق مصرف كنيد










  4. کاربر مقابل از این پست *ADRIANA* تشکر کرده است.


  5. #12
    ناظم انجمن

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    محل سکونت
    زیر اسمون خدا...
    نوشته ها
    16,534
    تشکر
    13,809
    تشکر شده 13,045 بار در 9,484 پست

    پیش فرض پاسخ : هزار و یک مسئله فقهی

    احكام خمس
    س257: باغى دارم كه در بين درختان آن، نهال خودرو عمل مى آيد و بنده سال به سال آنها را مى فروشم، اين عايدى جزو دآمد سال حساب مى شود يا بايد فورى تا مى فروشم خمس آنها را بدهم؟
    ج : لازم است هر سال نموّ درختان و ارزش آنها را و درخت هايى را كه قطع مى كنيد همه را جزء درآمد سال حساب كنيد.
    س258: شخصى است شاغل كه در ضمن شغل خويش، داراى 60 عدد كندوى زنبور عسل مى باشد، ارزش هركدام از كندوها بين 5 تا 10 هزار تومان مى باشد. كه فعلاً آنها را از او به اين قيمت مى خرند. آيا در سر سال خمس خود، خمس به اين كندوها تعلّق مى گيرد يا خير؟
    ج : كندوى زنبور عس مانند سائر اموال است در صورتى كه آنها را با تلاش و زحمت (نه از راه ارث و يا هبه) تهيه كرده است اگر پيش از آنكه سال خمسى او برسد همه آنها يا مقدارى از آنها با عسلى كه از آنها به دست مى آيد را بفروشد و قيمت آنها را در راه تهيّه مؤنه زندگى خود خرج كند خمس ندارد ولى اگر بماند تا سال خمسى او برسد اموالى است كه از مؤنه زندگى او اضافه آمده است و خمس بر آن تعلق مى گيرد. البته با استفاده از عسل آنها در بين سال براى خوردن خود و عائله و مهمانهايش به اندازه متعارف خمس بردارد.
    س259: شخصى ماشين سوارى برايش ضرورى است آيا مى تواند از طريق جمع كردن درآمد در طول چند سال اين ماشين را تهيه كند و در صورت جمع كردن، آيا خمس تعلّق مى گيرد يا خير؟
    ج : در فرض مسأله فقط درآمد سال آخر براى خريدن ماشين از خمس مستثنى است ولى بايد خمس درآمدهاى سالهاى قبل را بپردازد.
    س260: شخصى است هم كشاورزى دارد و هم چند رأس دام دارد دامها به حدّ نصاب نمى رسند كه زكات آنها را بدهد و دامها نيز معلوفه هستند و حال اگر اين شخص بخواهد، خمس مالش را بدهد چه كار بايد بكند، آيا به درآمد كشاورزى و درآمد و منفعت دامها خمس تعلّق مى گيرد و اگر سال اول خمس داد و سال دوم تعداد دامها تغيير نكرد از نظر عدد ولى از نظر قيمت، آنها بالا رفت آيا بازهم خمس به اضافه قيمت آنها تعلّق مى گيرد يا خير؟
    ج : در صورتى كه عائدات از هر راهى كه مشروع بوده و از مخارج سالانه اضافه باشد بايد خمس بدهد و اضافه قيمت نيز در سالهاى بعد خمس دارد.
    س261: من باغى دارم و سالانه تعدادى نهال ميوه در آن مى رويد و سه ساله كه بشوند آنها را مى فروشم آيا خمس آن را سر سالم بپردازم يا همان وقتى كه فروختم؟
    ج : در آخر سال خمسى خود بايد قيمت آنرا در نظر بگيريد و خمس آنرا بپردازيد.
    س262: شخصى است دامدار و كشاورز و دامهاى او نيز به حدّ نصاب نمى رسند و اين شخص علاوه بر كاه و علوفه اى كه از كشاورزى خود به دست مى آورد مقدارى كاه و علوفه نيز خريدارى مى كند و هنگام پايان سال مقدارى از كاه و علوفه اضافه مى آيد وظيفه اين شخص براى خمس دادن چيست؟ آيا خمس به مقدارى كه مال كشاورزى خودش مى باشد تعلّق مى گيرد يا به مقدارى كه خريده شده يا به هر دو و اين در صورتى است كه هر دو كاه يعنى كاه كشاورزى خودش و كاه خريدارى شده با هم مخلوط شده اند؟
    ج : مجموعه درآمد سالانه با مجموع مخارج سال مقايسه مى شود هرچه كه اضافه باشد خمس دارد.
    س263: آيا چيزى كه مؤونه سال بوده است مانند خانه يا فرش و يا كتاب و وسائل و لوازم ديگر به همين جهت هم در سرسال خود در موع خمس آن را به حساب نياورده است امّا بعد از گذشتن سال، آن را مى فروشد، خمس به آن تعلق مى گيرد يا خير؟
    ج : در فرض سؤال چنانچه بعد از گذشتن سال آن را بفروشد در غير خانه خمس بر آن تعلق نمى گيرد و در خانه نيز اگر خانه خود را مى فروشد تا خانه ديگرى را بخرد خمس بر آن تعلّق نمى گيرد ولى در غير اين صورت بايد خمس پول خانه را بدهد.
    س264: احتراماً بدين وسيله مشروح حركات و معاملات اقتصادى كه در فاصله 3 سال اخير خمسى خود انجام داده ام جهت اطلاع از ميزان بدهى خود بر اساس فتواى آن حضرت به استحضار عالى مى رساند: اولاً- در ابتداء رمضان سال 1416 ه ق چون ابتداء كار و شغل جديدم بود مبلغ دويست هزار تومان بابت خمس يك ميليون تومان موجودى نقد و وسائل دفتر دست گردان نموده و ميزان بدهى از مبلغ مزبور را نيز چندى پيش تحويل دفتر آن حضرت دادم. ثانياً- قبل از حلول سال خمسى 1417 ه ق منزلم را با توجّه به سودى كه مى كرد و در آن محل راحت نبودم به مبلغ 000/17500 تومان فروختم و نيز ماشينم را كه اقساط خريده بودم به نقد فروختم و بإ؛باظظ مقدارى قرض مجموعاً000/28500 تومان محل سكونت جديدى در شأن خود و خانواده مهى كردم و مجدداً نيز ماشين جديدى به اقساط با توجّه به اعتبار خود برداشتم و در طول سال 1417 ه ق تا 1418 مشغول پرداخت اقساط و بدهى ملك و ماشين بوده و اخيراً نيز با اتمام بدهى و پس انداز ديگرى كه داشتم ماشين اقساطى مزبور را به نقد به مبلغ 000/3500 تومان فروخته و با استقراض مجدد 000/5000 تومان ماشينى در شأن خانواده و خود به مبلغ 000/11000 تومان ابتياع نمودم عليهذا با عنايت به اينكه:
    1 - با ارتحال حضرت امام رحمة اللّه عليه با اجازه مجتهدين حاضر سال 1416 و 1417 ه'ق را بقاء بر ميّت بودم.
    2 - حدود سه ماه است كه قبل از حلول رمضان 1418 ه'ق براى عمل احكام به حضرتعاى رجوع كرده ام.
    3 - در حال حاضر مبلغ چهار ميليون تومان مقروض بوده و يك ميليون تومان مطالبه دارم. على هذا مستدعى است مرقوم فرمائيد كه به مبالغ سود حاصل از فروش منزل و اتومبيل در سال 1417 ه'ق خمس تعلّق مى گيرد يا خير (با قيد به اينكه قبل از حلول سال خمسى پس انداز خود را نيز با وجوه حاصل از روش جمع نموده و معامله نمودم). و در سال 1418 كه هم اكنون در آستانه حلول ماه مبارك رمضان و سال خمسى مربوطه هستيم و قبل از حلول سال مزبور به آن حضرت در ارتباط با تمام مسائل شرعى و احكام من جمله خمس رجوع نمودم چقدر خمس بدهكار مى باشم؟
    ج : مؤنه زندگى - يعنى لوازم خانگى - از تعلّق خمس مستثنى است و خمس بآن تعلّق نمى گيرد. چه اينكه مثل خانه و ماشين عيناً باقى بماند ى اينكه آنرا بفروشيم و از پول مؤنه آن زندگى ديگرى فراهم كنيم. بنابراين بر حسب مرقوم جنابعالى چيزى از بابت خمس بدهكار نيستيد ولى دو مطلب را لازم است در نظر بگيريد:
    ج 1 - در مؤنه لازم است اكتفا شود بآنچه كه مورد احتياج است و با موقعيت شخص نيز متناسب است. بنابراين اگر با ماشينى كه قيمت آن مثلاً پنج ميليون تومان است بتوانيم احتياج خود را رفع و موقعيت خود را حفظ كنيم يك ماشين 11 ميليون تومانى فراهم كنيم آن شش ميليون تومان اضافى خمس دارد.
    ج 2 - قرض هر سال جزء مؤنه آن سال است امّا قرضى كه بايد سال آينده آنرا بپردازيم جزء مؤنه آن سال است امّا قرضى كه بايد سال آينده آنرا بپردازيم جزء مونه امسال نيست و جزء مؤنه سال آينده است.
    س265: اگر انسان وسيله نقليه خود كه مورد نيازش مى باشد در بين سال بفروشد و تا پيش از رسيدن سال مجدّداً وسيله نقليه ديگرى خريدارى كند آيا بايد خمس پول را بدهد يا اصلاً خمس ندارد؟
    ج : در صورتى كه مورد احتياج و مطابق شأن و موقعيت اوست خمس ندارد به شرطى كه از درآمد در بين سال تهيه شده و پول آن يك سال كنار نمانده باشد.
    س266: افرادي كه خانه خودشان را مى فروشند و تبديل به پول مى نمايند آيا منتظر رسيدن سال باشند تا اينكه خمس آن را پرداخت نمايند يا به محض فروختن خانه و تحويل گرفتن پول خمس به آن تعلّق مى گيرد؟
    ج : اگر بعد از فروختن خانه پول آن را در تهيّه مؤنه زندگى و لوازم مورد احتياج خود قبل از رسيدن سال خمسى خرج كردند خمس ندارد و اگر خرج نكردند و نگاه داشتند تا آخر سا بايد خمس آن را بپردازند.
    س267: آيا كتبى كه در مدّت يك سال مطالعه نشده خمس تعلّق مى گيرد؟
    ج : اگر در مظانّ مطالعه نيست و زائد به حساب مى آيد جزء مؤنه نيست و در صورتى كه از راه هبه و ارث به دست نيامده خمس به آن تعلّق مى گيرد.
    س268: فردى مالياتهاى دولت را به صورت چك پرداخت مى نمايد، البتّه بعد از سال خمسى. حال وقتى سا خمسى بعد كه رسيد چكهايى كه به اقساط داده و بدهكار است را به عنوان مقروض بودن مى تواند از سرمايه كسر نمايد؟
    ج : مالياتى كه اين سال بايد پرداخت شود جزء مؤنه امسال است و مى تواند كسر نمايد.
    س269: اين جانب يكى از مقلدين حضرتعالى در همدان بوده و معلم مى باشم نظر به پرداخت وجوهات ماليه (خمس و زكات) و وجوب آن به فتواى عموم علما اعلام سال قرار داده بودم ولى متأسفانه به سبب گرانى ارزاق و بالا بودن سطح مخارج در پايان سال چيزى اضافه نكرده بلكه كسر هم آورده ام ولى مايلم جزو پرداخت كنندگان وجوهات و مشمول دهندگان زكات كه از صفات مؤمنان و شيعيان ائمه اطهار عيلهم صلوات اللّه مى باشد قرار گيرم آيا مى توانم به صورت اقساطى ماهيانه عشر (يك دهم) آن را كنار گذاشته و در هر ماه به نماينده آن حضرت جهت مصارف حقوق و وجوهات ماليه پرداخت نمايم؟ و آيا اين مقدار كفاف خمس و زكات خواهد داد يا هنوز بدهكار محسوب مى گردم با توجه به اينكه نمى خواهم مسايل خمس و زكات را عوض نموده بلكه جهت تسهيل در پرداخت ن اينطو عمل نمايم.
    ج : در صورتى كه عائدات سالانه جنابعالى از مخارج سالانه شما بيشتر نباشد - كه در نامه خود مرقوم داشته بوديد - به اموالتان خمس تعلّق نمى گيرد چنان كه زكاة هم به اشياء خاصّى تعلق مى گيرد كه در رساله ذكر شده است و مراجع مى فرماييد. و در فقه شيعه هم مالياتى به عنوان عشريه به خصوص نداريم ولى كسانى كه بخواهند به عنوان انفاق مالى در راه اسلام گام بردارند و خدماتى انجام بدهند تا از اين راه به خداوند متعال تقرّب بجويند عناوينى از قبيل متصدقين يعنى تصدّق دهندگان و محسنين (نيكوكاران) داريم، جنابعالى مى توانيد با دادن صدقات و كمك به افراد محتاج و مستمند نام خود را در ديوان الهى تحت اين عناوين ثبت نماييد و همينطور مى تواند در ساختن مسجد يا حسينيه و امثال آن نيز شركت نماييد










  6. کاربر مقابل از این پست *ADRIANA* تشکر کرده است.


  7. #13
    ناظم انجمن

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    محل سکونت
    زیر اسمون خدا...
    نوشته ها
    16,534
    تشکر
    13,809
    تشکر شده 13,045 بار در 9,484 پست

    پیش فرض پاسخ : هزار و یک مسئله فقهی

    س270: ماشينى كه سرمايه شخصى است نياز به تعمير داد كه با آن امرار معاش كند. يكصد هزار تومان از پول خمّس خرج كرده آيا مى تواند از درآمد سال آن را كسر كند؟
    ج : مخارج تعمير آن جزء مؤنه است و مى تواند كسر كند.
    س271: شخصى است داراى يك دستگاه مينى بوس مسافر كشى اگر بخواهد خمس ماشين را بدهد آيا به خود ماشين نيز خمس تعلّق مى گيرد؟ (يعنى قيمت ماشين)؟
    ج : اگر آن ماشين وسيله امرار معاش آن شخص است و منبع درآمدى غير از آن ندارد به آن اندازه اى كه امرار معاش به آن بستگى دارد خمس تعلّق نمى گيرد ولى به اضافه برآن خمس تعلّق مى گيرد مثلاً اگر نصف يك ثلث آن ماشين براى امرار معاش كافى است اضافه بر آن، خمس دارد.
    س272: فردى باغى را احداث مى كند تا اين كه ميوه آن را بفروشد و از قيمت آن استفاده نمايد آيا به خود اين باغ خمس تعلّق مى گيرد؟
    ج : در فرض سؤال، آن باغ حكم سرمايه را پيدا مى كند و بايد فقط خمس ميوه و نموّ درختان را بدهد. و اين در صورتى است كه درآمد آن باغ بيش از احتياج زندگى او نباشد وگرنه اضافه بر آن خمس دارد.
    س273: اشخاصى كه حقوق بگير دولت هستند اگر حقوق در حساب بانكى آنها واريز شود آيا به مجرد واريز در حساب آنها واريز شود و قبض نكنند و سال خمس آنها برسد بر آن خمس تعلّق مى گيرد يا اينكه خمس واجب نيست تا قبض شود؟
    ج : به مجرّد واريز در حساب مالك آن مى شوند و اگر از مخارج ساليانه آنها اضافه است خمس دارد.
    س274: نظر مبارك در مورد خمس شهريه چه مى باشد؟
    ج : به شهريه خمس تعلّق نمى گيرد.
    س275: اگر مالى سال اول خمس آن داده شود در سال دوّم نيز به آن خمس تعلّق مى گيرد يا خير؟ در صورت اضافه قيمت آيا بازهم در سال دوّم خمس تعلّق مى گيرد يا خير؟ آيا خمس فقط به اضافه قيمت تعلّق مى گيرد در سال دوّم يا به كلّ آن مال؟
    ج : خمس هر مالى يك دفعه واجب است ولى به اضافه قيمت نيز خمس تعلّق مى گيرد.
    س276: اگر كسى جنسى را براى تجارت خريد و قيمت آن جنس بالا رفت ولى آن را نفروخت و اتفاقاً در بين سال قيمتش پايى آمد، حكم خمس چنين جنسى را مرقوم فرماييد:
    ج : خمس مقدارى كه بالا رفته بر او واجب نيست در صورتى كه به طور متعارف عم كرده و مسامحه در فروختن آن جنس نكرده باشد.
    س277: به زمين هاى آبى كه احيا شوند خمس تعلق مى گيرد يا خير؟
    ج : كليه چيزهايى كه انسان در راه تحصيل آن كوشيده و به آن دست يافته است پس از استثناى مخارج سال، خمس دارد.
    س278: اگر صغير مقدارى پول دارد آيا بايد خمس آن را پررداخت و اگر مى بايست پرداخت شود اين وظيفه به عهده چه كسى است؟
    ج : اگر از راه كسب به دست آمده بعد از گذشت سال بايد خمس پرداخت شود و بعهده ولى اوست كه از مال صغير آن را بپردازد.
    س279: اين جانب با فروش اثاثيّه و قرض و سرمايه مقدار چهارصد هزار تومان در بانك مسكن واريز نمودم تا بانك نيز در عوض 5 برابر موجودى به بنده وام بدهد و اكنون مدّت دو سال است در بانك مى باشد تكليف خمس آن چيست؟ ضمناً مقدارى از پول مربوط به اثاثيه اهدائى بوده.
    ج : بر هديه خمس تعلّق نمى گيرد و امّا غير از هديه چون سال از آن گذشته است بايد خمس آن داده شود.
    س280: آيا مبالغى كه در بنك به عنوان سپرده (سه ساله، پنج ساله) دراز مدت از طرف شخصى در اختيار بانك قرار مى گيرد با توجه به انيكه سود بانكى آن به هر اندازه كه شد صرف امرار معاش مى گردد ولى اصل پول در بانك مى ماند يعنى صاحب پول آن را از بانك طلب دارد آيا آن پول خمس دارد؟
    ج :چون از مخارج سال اضافه آمده است خمس دارد.
    س281: پولهائى كه در بانك به عنوان قرض الحسنه پس انداز مى باشد آيا خمس دارد؟
    ج : اگر پولى باشد كه قبلاً تخميس نشده و نيز يكسال بر آن گذشته باشد و زايد بر مخارج سال باشد خمس دارد.
    س282: شخصى است يكصد هزار تومان از شخصى طلبكار است و از طرف ديگر سيصد هزار تومان قرض دارد، آيا در يكصد هزار تومان خمس تعلّق مى گيرد، جواب مرقوم فرماييد.
    ج : اگر سيصد هزار تومان را بايد در همان سالى بپردازد كه يكصد هزار تومان را طلب دارد و سيصد هزار تومان قرض نيز از جهت خرج در مؤنه زندگى به ذمه او آمده است صد هزار تومان طلب، خمس ندارد.
    س283: زمين هايى كه خريده شده و چند سال هم از خريد آن گذشته خمس دارد يا خير؟
    ج : زمينى را كه خريده و نگهداشته پس از گذشت يك سال خمس به آن تعلّق مى گيرد مگر اينكه تهيّه براى خانه مسكونى به قدر احتياج راهى جز نگهداشتن اين زمين و ساختن خانه در آن وجود نداشته باشد.
    س284: شخصى در شهرستان سكونت دارد ولى اينجا هم (قم) زمين دارد حالا تصميم ساختن زمين را جهت ساختمان و نقل مكان دارد و آن زمين را 5 سال قبل خريده، آيا به اين زمين خمس تعلّق مى گيرد؟
    ج : در صورتى كه در آن شهرستان خانه داشته و فعلاً تصميم گرفته كه در اين زمين خانه بسازد آن زمين خانه بسازد آن زمين خمس دارد.
    س285: پولهايى كه به مسجد مى دهند وجوهات اين پولها داده نشده است، آيا مى شود همه اين پولها را در مسجد خرج كرد ياخير؟
    ج : تا علم نداشته باشيد كه به اين پول عيناً خمس تعلّق گرفته است مى توانيد آن را در مسجد خرج كنيد و اگر علم پيدا كرديد بايد به مجتهد مراجعه كنيد.
    س286: شخصى از دنيا رفته و وصيّت هم كرده و صغير هم ندارد. فرزند بزرگ او مبلغى را از خودش خرج كرده و بعد از مراسم تدفين و... از اموال ميّت كه فروخته اند براى خود برداشته، امّا مال اين پسر بزرگ مشخص نيست كه خمس و سهم داشته يا خير؟ احتمال دارد مخلوط باشد و احتمال دارد نباشد. حال در صورت مخلوط بودن، خمس و سهم به گردن چه كسى است؟ بر گردن پسر بزرگ يا وارث ديگر؟
    ج : در هر موردى كه علم به تعلق خمس نباشد اشكالى در بين نيست و خرج كردن بلا مانع است و در غير اين صورت هر كسى را كه علم داريد خمس به مال او تعلّق گرفته است خمس از مال او بايد داده شود.
    س287: اشخاصى كه سال ندارند و وجوهات نمى پردازند، اينها در ايّام دهه محرّم و يا ماه مبارك رمضان جهت تعمير مجد و يا احداث آن كمك مى نمايند، 100 هزار و يا 200 هزار تومان، آيا به اين مبالغ وجوهات تعلّق مى گيرد يا خير؟
    ج : اگر معلوم نيست به عين اين مال كه به عنوان كمك به مسجد داده است خمس تعلّق گرفته باشد صرف آن مال در مسجد اشكال ندارد و اگر معلوم باشد به اين پول خمس تعلّق گرفته است نمى تواند آن را براى مسجد خرج كند و اگر اين كار را كرده است بايد با مجتهد در ميان بگذارد.
    س288: كسانى از فرقه على اللّهى (اهل حقّ) جهت مساجد و يا مبلّغين اسلامى كه در آن منطقه تبليغ مى نمايند پولهايى مى پردازند، آيا به اين پولها وجوهات تعلّق مى گيرد يا خير؟
    ج : تعلّق نمى گيرد.
    س289: ديه اى كه شخص از جانى مى گيرد خمس دارد؟
    ج : خمس ندارد.
    س290: اگر طلا و اشياء قيمتى كه به عروس داده اند و قبض و اقباض شده بعد از مدتى مثلاً پنج سال واقع شد يا شوهر از دنيا رفت حكم آن چه مى شود آيا دهندگان مى توانند پس بگيرند مثلاً پدر شوهر مى گويد من به خاطر اينكه عروسم بودى خريدم حالا به علّت طلاق يا فوت كه ديگر عروسم نيستى آنها را مى خواهم. وظيفه شرعى خمس در مورد فوق چيست و به عهده چه كسى است؟
    ج : هبه خمس ندارد و آنها كه هبه كرده اند تا عين باقى است در اين فرض مى توانند بگيرند ولى اگر از بين رفته است و اكنون عين آنها موجود نيست نمى توانند پس بگيرند.
    س291: زمين هايى كه به ارث رسيده خمس دارد و بر وارث واجب است كه خمس آنها را بدهد يا خير؟
    ج : ارث خمس ندارد مگر اينكه بدانيم كه ارث گزار خمس نداده است.
    س292: كتابهائى كه به انسان هديه مى دهند آيا خمس دارد؟ اگر با پول هديه داده شده خريدارى شود چطور؟
    ج : هديه خمس ندارد.
    س293: شخصى يك ماشين تاكسى كه پسرش راننده اوست و يك باب خانه هم كه پسرش ساكن است. جزء لوازمات زندگى دانسته و عقيده دارد خمس به آنها تعلّق نمى گيرد، لطفاً نظر شريف را بيان داريد؛
    ج : در صورتى كه آن ماشين و خانه را به پسر خود هبه كرده است و عقد هبه با شرائط خود محقق شده و قبض هم صورت گرفته است چون از ملك خود خارج كرده است خمس ندارد. البته اين حكم هم در صورتى است كه قبل از گذشت سال هبه كرده باشد و در غير اين صورت خمس به آن تعلّق مى گيرد.
    س294: اگر انسان براى خريد جهيزيه مبلغى پول كنار بگذاد و سال بر آن بگذرد خمس آن واجب است يا خير؟ با توجّه به اينكه نمى تواند وسائل جهيزيه را از درآمد بين سال خريدارى نمايد؟
    ج : با قصد مذكور و به اندازه احتياج و متعارف باشد خمس ندارد.
    س295: شخصى مقدارى پول مخمّس دارد (كه خمس آن را سال قبل پرداخته) و سال بعد مقدارى از آن را صرف كرده آيا آخر سال خمسى مى تواند كسرى آن مال مخمّس را جبران كند؟
    ج : بلى مى تواند.
    س296: شخص زارع چند قطعه زمين براى زراعت خريده، بعضى را ده سال و بعضى را پنجسال و بعضى را دوسا قبل، نظر به انيكه زمين زراعت جزء سرمايه زراعت محسوب مى شود، آيا قيمت فعلى آنها را به حساب بياورد يا قيمت روز خريد را؟ ب: شخصى چند سال قبل ماشين باربرى براى باربرى و كسب، خريده، آيا قيمت روز خريد را حساب كند يا قيمت فعلى آن را به حساب بياورد؟ ضمناً فرض مسئله در صورتى است كه تا به حال حساب سال خمس در كار نبوده است.
    ج : آن مقدار از زمين كه اداره امور زندگى به اندازه احتياج خود بر آن متوقف است و بدون آن زندگى آن مختل مى شود در صورتى كه آن را به تدريج از راه كسب و كار به دست آورده و پول آن يكسال قبلاً در كنار نمانده است جزء مؤنه است و خمس ندارد و اضافه بر آن خمس دارد و بايد بپردازد و قيمت فعلى را بايد در نظر بگيرد نه قيمتى كه خريده است. و همينطور است ماشين و غيره.
    س297: شخصي چند سالي با كسي شريك بوده ، كه هيچ كدام خمس نمي دادند و هر سال بعد از برداشت سهم ، از مال خمس نداده براي سال بعد سرمايه گذاري مي كردند ، حالا بعد از گذشت مدتي آن فرد از شريك خود جدا شده و وجوهات سهم خود را داده است ، آيا تصرف در آن براي او بدون اشكال است ؟
    ج : بدون اشكال است .
    س298: بنده ساكن يكى از روستاهاى كبوترآهنگ هستم و چند سال پيش در شهر همدان خانه اى خريده ام و يك اطاق آن را براى خودم براى مواقعى كه به شهر مى روم اختصاص داده ام و بقيّه را اجاره داده ام بفرماييد آيا به خانه مزبور خمس تعلّق مى گيرد، لازم به ذكر است در اين مدّت چند سال اصلاً خمس نداده ام، اگر خمس تعلّق بگيرد بايد خمس سالهاى قبل را هم بدهم يا خمس امسال را؟
    ج : اگر غير از اين خانه، خانه ديگرى داريد و اين خانه مورد احتياج شما نيست، بايد خمس اين خانه را بدهد و يك مرتبه خمس خانه كافى است و غير از آن خانه در اموال ديگر اگر يقين به ندادن خمس داريد بايد ادا كنيد.
    س299: كسى كه سال خمسى نداشته و مقدارى صرف ساختمان مسجد و حسينيه و بيمارستان و حمّام و اسفالت خيابان نموده آيا به پول آنها خمس تعلّق مى گيرد؟
    ج : در صورتى كه اين مخارج از عائداتى كه يكسال بر آن نگذشته است انجام گرفته است خمس ندارد ولى اگر پس از انقضاى سال بوده است اول بايد تخميس شود سپس در اين موضوعات خرج شود.
    س300:
    1 - شخصى داراى 20 عدد گوسفند است، خود آن شخص 40 ساله است از اول عمر هيچ خمس و سهم امام عليه السلام نداده، اگر كسى بگويد حساب كنيد، صاحب مال مى گويد: يونجه و سبوس و جو مى خرم و خرجى مى دهم و حساب نمى كنم.
    2 - شخصى ديگر 25 عدد گوسفند و يك عدد گاو شيرى دارد و همچنين مى گويد من بدهكار هستم چگونه حساب كنم.
    3 - شخص ديگر مى گويد من مقدارى گاو و گوسفند كه دارم، عيال زياد دارم خرج خانه و عيال كفايت نمى كند چگونه حساب كنم اين مذكورات را جواب فرماييد، و اينها هيچ كدام از اول عمر هيچ خمس و سهم امام واريز نكرده اند. وظيفه اين سه را بفرماييد.
    ج : در رابطه با سه سؤال مذكور، جواب اين است كه خمس بر افرادى واجب است كه عائدات سالانه آنها بيش از مخارج سالانه باشد و اين قبيل افراد بايد عائدات سالانه و مخارج سالانه خود را با هم مقايسه كنند و خمس اضافه را بپردازند و در مواردى كه مقدار معلوم نيست با مجتهد مصالحه نمايند.
    س301: مادر بنده نسبت به مسأله خمس آگاهى نداشته و سال قرار دادن را اصلاً نمى دانسته و 3 سال پيش، 200 هزار تومان را كه مربوط به 5 الى 6 سال پس انداز بوده به بانك سپرده و اصلاً نمى داند كه هر سال چقدر جمع كرده تا نهايتاً به اين مبلغ رسيده و امسال هم سود آن را جهت زيارت به مشهد مقدس خرج نموده و حال كه آگاه شده نمى داند تكليف چيست؟
    ج : اگر مبلغ مذكو از راه هبه به دست آمده است خمس ندارد و اگر از راه كسب و تلاش به دست آمده است هر مقدار را كه يقين دارد از مخارج سال اضافه آمده است خمس دارد.
    س302: زنى كه در شهر غريبى مهمان برادرش يا فاميل ديگرى است كه خانه را با پول خمس نداده خريده آيا نماز خواندن زن اشكال دارد؟ و اگر نداند كه آيا با پول خمس داده خريده يا نه يا شرايط پول او طورى بود كه خمس تعلّق گرفته يا نه و به هر حال نداند كه آيا خمس داده يا نه نمازش اشكال دارد؟
    ج : اگر مى داند كه عين مال خمس نداده را بهاى آن خانه قرار داده نماز خواندن در آن بدون اجازه مجتهد اشكال دارد و اگر خانه را به مافى الذمّه خريده نماز خواندن اشكال ندارد چنانكه اگر نداند هم اشكال ندارد.
    س303: آيا مى توان در منزل كسى كه خمس مالش را نمى پردازد غذا خورد و بعد خود انسان مقدار خمس غذاى مصرفى را پرداخت نمايد؟
    ج : اگر بداند در عين آن مال كه مورد تصرف او قرار مى گيرد خمس هست بدون اجازه ولىّ امر خمس كه فقيه است تصرف جائز نيست و اگر تصرف كرد بايد به آن مقدار به فقيه بپردازد.
    س304: من حدود دو سال است كه با دختر يكى از آشنايان ازدواج كرده ام چند روز پيش متوجه شدم كه پدر خانم من خمس اموالش را نمى دهد با توجه به اينكه فرد ثروتمندى است و خمس نمى دهد نگران هستم و نمى دانم چكار بايد بكنم آيا مى توانيم از غذا و هدايا و اموالى كه به ما مى رسد استفاده كنيم؟
    ج : تا هنگامى كه علم نداشته باشيد كه آن غذا و هدايا و اموال ديگرى كه در اختيار شما قرار مى گيرد مورد تعلّق خمس است استفاده از آنها اشكال ندارد ولى اگر بدانيد كه آن عيناً متعلّق به خمس است بايد ارزش آن را در نظر بگيريد و به اندازه يك پنجم آن را به عنوان سهم سادات به سادات مستحق و به عنوان سهم امام عليه السلام به مرجع خودتان به هر يك نصف يك پنجم بدهى و با اين شرط مجازيد در تصرف.
    س305: وظيفه شرعى فرزند تحت تكفّل پدرى كه رعايت موازين شرعيه را درباره كسب و درآمد حلال نمى كند چيست؟ با فرض اين كه امر و نهى تأثير ندارد؟
    ج : اگر پدر خمس نمى دهد بايد فرزند خمس آن چه را استفاده مى كند بپردازد و اگر كسب او حرام است. فرزند نمى تواند از آن مال استفاده كند.
    س306: اگر سرپرست خانواده با پول خمس نداده اشيائى براى منزل تهيه كند با وجود آنكه نسبت به مسأله خمس آگاهى نداشته استفاده افراد خانواده از وسيله مورد نياز اشكال دارد يا خير؟ اگر پدر يا مادر، با پول خمس نداده شيئى بخرند استفاده فرزندان از آن اشياء مورد نياز چه صورت دارد؟
    ج : اگر مى دانند كه به آن پول بخصوص خمس تعلّق پيدا كرده و نداده است نمى توانند تصرّف كنند ولى اگر ندانند اشكالى بر آنها نيست.
    س307: اينجانب به علت از دست دادن پدر و مادر پيش برادرم زندگى مى كنم و از اينكه برادرم خمس مالش را نمى دهد مخارج زندگى ام را او تأمين مى كند و بنده هم ناچارم پيش او زندگى كنم و تقريباً ماش را هم از كسب حرام بدست آورده است نمى دانم چه كنم از اينكه لباسم را با پول برادرم تهيّه مى كنم و خرجى ام را از برادرم پول مى گيرم در اين صورت نماز و روزه ام چطور است؟
    ج : در صورت مذكور اگر ممكن است جدا شويد و اگر ممكن نيست تصرّف در اموال برادرتان و زندگى با ايشان در صورتى جايز است كه مقدار و مبلغ تقريبى عوض تصرّفات خود را مشخّص كنيد و براى تصرّف خود از فقيه جامع الشرائط اجازه بگيريد و بعداً مقدار خمس را از آنچه كه تصرّف كرده ايد به او بپردازيد. ب: و بفرماييد در جاهايى كه براى مهمانى دعوت مى شوم اگر بدانم خمس مالشان را نداده اند تكليف چيست و اگر ندانم مالشان خمس دارد يا خير چطور؟
    ج : در جواب اين سؤال از جواب مسأله قبل معلوم شد و ضمناً اگر نمى دانيد كه خمس داده است ى نه تصرّف در آن جايز است.
    س308: آيا مى توان در منزل كسى كه خمس مالش را نمى پردازد غذا خورد و بعد خود انسان مقدار خمس غذاى مصرفى را پرداخت نمايد؟
    ج : اگر بداند در عين آن مال كه مورد تصرف او قرار مى گيرد خمس هست بدون اجازه مجتهد تصرف جايز نيست و اگر تصرّف كرد بايد خمس آن را بدهد.
    س309: بنده خمس خريد اوليه ملكى را داده ام و تا به حال نفروختم، چنانچه اين ملك منتقل به ورثه شود و ترقّى پيدا كند، آيا بايد وصيت كنم كه خمس آن را بدهند يا لازم نيست؟
    ج : اگر بعد از خريدن در ملك شما يك سال مانده و ارزش آن بالا رفته است لازم است خمس ترقّى قيمت را بدهيد و اگر نداديد بايد وصيّت كنيد كه داده شود.
    س310: آيا مى شود، پولى يا جنسى را كه مختصّ به زكات يا خمس مال است و بايد به مجتهد بدهم براى صرف در مصالح منظور، خودم شخصاً براى ساخت و تجهيز مدارس و بيمارستان و يا اهداء به فقراء و نيازمندان و مسائلى از اين قبيل، صرف نمايم؟
    ج : زكاة را مى توانيد خودتان به فقراء بدهيد يا در راه مصالح عمومى مسلمين صرف كنيد ولى خمس بايد به مجتهد داده شود و با نظر او باشد.
    س311: اين جانب مقلّد حضرت عالى هستم گزارش شده كه جناب عالى نصف از سهم مبارك را جهت مستمندان اجازه داده ايد مادرى دارم كه محتاج به كمك در امورش مى باشد آيا اجازه مى فرماييد كه از سهم مبارك به ايشان كمك نمايم؟
    ج : سهم امام عليه السلام خود ر به مادرتان نمى توانيد بدهيد و اجازه هم در مورد خود به اندازه يك سوم بوده است.
    س312: آيا جهت ارشاد و هدايت جوانان در روستان به وسيله كارهاى فرهنگى و ورزشى مى توانيم مقدارى از سهمين را در اين راه خرج نمائيم در صورت جواب مثبت معين فرمائيد چقدر.
    ج : يك سوّم از سهم امام عليه السلام را در صورتى كه از راه تبرّع تامين نمى شود در راه ارشاد و هدايت مى توانيد خرج كنيد ولى به شرط اينكه دو سوم آن را براى اداره حوزه علميه ارسال نمائيد.
    س313: به استحضار حضرت مستطاب عالى مى رساند كه در نظام جمهورى اسلامى ايران برخى از افراد خيّر و نيكوكار علاقمندند با عنايت به استفتاء حضرت امام خمينى رضوان اللّه عليه كما كان بخشى از ثلث سهم امام عليه السلام را در جهت بسط و گسترش فضاهاى آموزشى و تربيتى اختصاص دهند. از محضر مبارك حضرت عالى استدعا دارد موافقت فرمائيد در صدى از ثلث سهم امام عليه السلام به امر مقدس مدرسه سازى، تعمير و خريد تجهيزات مربوط اختصاص يابد.
    ج : افراد متعهد و خير انديش هر قدر كه مى توانند در جهت بسط و گسترش فضاهاى آموزشى و تربيتى اقدام مساعد بعمل بياورند بجا است و مأجورند جزاهم اللّه خيرا و مجازند كه يك ثلث از سهم مبارك امام عليه السلام را در صورتى كه احتياجات از راه تبرّع تأمين نمى شود در اين راه مصروف سازند وفقهم اللّه تعالى.
    س314: شخصى همه ساله مبلغى بدون تعيين سرسال و حساب اموال خود به سادات فقير پول پرداخت كرده است و اجازه اى از مجتهد يا وكيل مجتهد نداشته آيا مى تواند اين مبالغى كه پرداخت كرده از خمس حساب كند؟
    ج : با قبول مجتهد اشكال ندارد.
    س315: كسى كه فرزندش طلبه است آيا مى تواند سهم امام را به فرزندش بدهد؟
    ج : سهم امام را به فرزندش براى خريد كتاب يا اداى دين مى تواند بدهد نه براى مخارج خوراك و پوشاك.
    س316: علويه اى شوهر كرد و واجب شوهر گرديد. آيا اگر فقير شود، شوهر آن علويّه از بابت خمس مى تواند براى زندگى مشترك با او خرج كند در صورتى كه شوهرش سيد نيست؟
    ج : اگر شوهر او تامين مخارج او عاجز است مى تواند










  8. کاربر مقابل از این پست *ADRIANA* تشکر کرده است.


  9. #14
    ناظم انجمن

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    محل سکونت
    زیر اسمون خدا...
    نوشته ها
    16,534
    تشکر
    13,809
    تشکر شده 13,045 بار در 9,484 پست

    پیش فرض پاسخ : هزار و یک مسئله فقهی

    احكام حجّ
    س317: اين جانب داراى چندين بنه نخل خرما و يك اتومبيل نيسان هستم، با نيسان مخارج زندگيم را تأمين مى كنم و نخلها درآمدى ندارند كه پس انداز شود آيا لازم است يكى از آنها را بفروشم و به مكّه بروم و آيا با اين صورت مستطيع هستم؟
    ج : در صورتى كه از قيمت آن نخلها مخارج حجّ تامين مى شود و پس از بازگشت از سفر حجّ نيز با آن اتومبيل نيسان مخارج زندگى شما تامين مى شود و مديون به دينى كه لازم باشد قيمت نخلها را در آن خرج كنيد نباشد مستطيع مى باشيد و لازم است براى حجّ اقدام كنيد.
    س318: بر انسانى كه امكانات مالى براى «عمره مفرده» دارد ولى استطاعت براى «حجّ تمتع» ندارد آيا «عمره مفرده» واجب مى گردد؟
    ج : واجب نيست.
    س319: انسانى كه حجّ تمتّع نرفته است و اكنون امكانات براى تشرّف به عمره مفرده دارد. پس از ثبت نام در قرعه كشى نام او در نيامده است، گمان مى رود اگر وجه ثبت نام را پس نگيرد بتواند در سالهاى بعد مشرّف شود، در اين شرايط دريافت وجه پرداختى چه حكمى دارد؟
    ج : اگر مستطيع است هر عملى كه موجب رفتن به حجّ تمتع مى شود تا تسريع در آن را باعث مى گردد را بايد انجام داد.
    س320: با توجه به اينكه به هنگام اعزام زائران به حجّ معاينات پزشكى صورت مى پذيرد و حجّ كسانى كه توانايى جسمى ندارند در معاينات پذيرفته نمى شوند، آى مردودين معاينات پزشكى كه تا كنون هم، راه براى آنان باز نبوده، همچنان استطاعت شرعى دارند؟ يا آنكه با پذيرفته نشدن، استطاعت هم تحقق نمى يابد؟
    ج : يكى از شرائط استطاعت، استطاعت مزاجى و بدنى است. در صورتى كه اين سفر بر آنها ضرر دارد، يعنى اينكه موجب مرض و يا شدّت مرض است و يا اينكه موجب عسر و حرج و مشقّتى است كه معمولاً قابل تحمل نيست مستطيع نمى باشند و حجّ بر آنها واجب نيست و اگر د سال اول صحت بدن نيست حجّ واجب نيست ولى اگر در سا اوّل صحت بدن وجود داشت و نرفت حجّ بر ذمه او مستقر مى شود و بايد نائب گرفته شود.
    س321: آيا كسانى كه شرعاً مستطيع بوده و براى اولين بار در قرعه كشى شركت مى كنند، نسبت به كسانى كه تصميم دارند به عنوان نايب شخص ديگر مشرف شوند، اولويت دارند يا خير؟
    ج : اگر ذمّه منوب عنه به حجّ مشغول باشد اولويّتى نيست.
    س322: آيا كسانى كه شرعاً مستطيع بوده و براى اولين بار در قرعه كشى شركت مى كنند، نسبت به كسانى كه تصميم دارند حجّ مستحبى انجام دهند مى توان در قرعه كشى اولويّتى قائل شد؟
    ج : در صورتى كه رفتن اينها به حجّ مستحبى مانع رفتن آنها به حجّ واجب يا باعث تأخير آن باشد مى توان اولويتى قائل شد.
    س323: شخصى براى حجّ واجب ثبت نام نمود در حالى كه شرعاً مستطيع نيست. آيا بايد نيّت وجوب كند يا مستحب؟ در فرض نيّت وجوب اعمالى كه انجام خواهد داد با عدم استطاعت چگونه خواهد بود؟
    ج : در صورتى كه شرائط استطاعت جمع نيست بايد نيّت استحباب كند و اگر بعداً مستطيع شد واجب است كه حجة الاسلام را انجام بدهد.
    س324: آيا بر نايب واجب است كه بر طبق فتواى مرجع تقلليد منوب عنه اعمال حجّ را انجام دهد يا مطابق وظيفه خودش عمل نمايد؟
    ج : ميزان، وظيفه خود اوست، ولى اگر اجير شده به كيفيت خاصى، بايد طورى عمل كند كه مراعات وظيفه خودش و كيفيت ذكر شده،بشود.
    س325: آيا در اجاره براى اعمال حجّ لازم است اجير و مستأجر از يكديگر سؤال كنند كه مقلّد چه كسى هستند؟
    ج : لازم نيست، و اجير مطابق تقليد خودش عمل مى كند.
    س326: زنى كه واجب الحجّ است وصيّت كرده كه از اص تركه اش براى او حجّ بلدى توسط وصيش انجام شود، حال استطاعت جانى و مالى و غيره براى وصى او فراهم است، فقط از حيث عدم شركت در نام نويسى براى حجّ، آنهم با عذرى، استطاعت راهى ندارد، آيا مى تواند حجّ نيابى را انجام دهد؟
    ج : وصى اگر قبلاً استطاعت نداشته و فعلاً هم راه براى او باز نيست مى تواند براى حجّ نيابى اجير شود، ولى اگر بدون اينكه اجير شود بتواند خود را به ميقات برساند نمى تواند حجّ نيابى بجا آورد و بايد براى خودش حجّ بجا آورد.
    س327: آيا جايز است براى نايب در طواف عمره تمتع يا طواف حجّ، كه طواف ر در غير موسم حجّ بجا آورد يا خير؟
    ج : مانع ندارد مگر اينكه شرط شده باشد كه در موسم حجّ بجا بياورد يا متعارف اين باشد.
    س328: شخصى اجير حجّ بلدى از قم شده و خودش ساكن اراك است، بعد از اجير شدن در نظر داشته كه به قم برود و از آنجا حركت كند، پس از چند روز در حالى كه از موضوع غافل شده، براى انجام كار ديگرى به قم و بعد از آنجا به تهران رفته است، آيا همان نيت قبلى براى حركت از قم كافى است يا بايد برگردد به قم، و بر فرض خروج از ايران، چه حكمى دارد؟
    ج : اگر به كلى غفلت داشته بايد برگردد وگرنه نيت ارتكازى اجمالى كافى است، و در صورتى كه بايد برگردد اگر بر نگشت و حجّ را انجام داد، حجّ صحيح است و بالنسبه استحقاق اجرت دارد.
    س329: آيا شرط ايمان نايب كه در اصل نيابت حجّ شرط است در ساير اعماللى كه نيابت در آن جايز است، مثل رمى و طواف، هم شرط است يا خير؟
    ج : در ساير اعمال نيز غير از ذبخ شرط است.
    س330: زنى براى اعمال حجّ نائب شده وليل از اوّل عذر نداشته، حالا عذر پيدا كرده و نمى تواند خودش رمى جمرات كند، مى تواند نائب بگيرد يا خير؟
    ج : مى تواند.
    س331: انجام يك عمره مفرده استحبابى به نيّت خود و به نيابت تبرّعى ديگران، صحيح است يا خير؟
    ج : صحيح است.
    س332: آيا كسانى كه در معاينات پزشكى رد مى شوند، مى توانند در زمان حيات خود فرد ديگرى را بعنوان نايب اعزام كنند يا خير؟
    ج : اگر قبلاً تمام شرائط استطاعت براى او حاصل شده است ولى به حجّ نرفته و كوتاهى كرده است اكنون كه مريض است و از اينكه بعداً بهبود پيدا كند و يا موفق بشود مأيوس است لازم است فرد ديگرى را بعنوان نائب از خود در حال حياتش اعزام كند.
    س333: كسى كه حجّ نيابى انجام مى دهد اگر در قربانى، شخص ثاللثى را وكيل كرد، ذابح چگونه نيّت كند، آيا بايد نيّت كند كه به وكالت از ميّت قربانى مى كنم يا بايد وكالت از نائب ميّت كند؟ در هر صورت آيا بايد نام ميّت را هم ببرد؟
    ج : نام ميّت بردن لازم نيست، بلكه چنانچه نيت كند آنچه بر عهده نايب است انجام دهد صحيح است.
    س334: كسى كه براى حجّ اجير مى شود، اگر شرط كند كه مثلاً براى طواف نساء يا يك عمل ديگرى كه نيابت بردار نيست نايب مى گيرم، آيا شرط نافذ است و مى تواند عمل نمايد يا خير؟
    ج : اگر عذر دارد نمى تواند اجير شود، بلى در قربانى مانع ندارد و شرط لازم نيست.
    س335: كسى كه احتمال قوى عقلائى مى دهد كه نتواند اعمال را به نحو عادى انجام دهد، و ممكن است حجّ تمتع را بدل به افراد كند، آيا مى تواند از حجّ واجب نيابت كند؟
    ج : اگر وظيفه او عدول به افراد شد بنا بر احتياط منوب عنه نبايد اكتفاء به آن كند.
    س336: نايبى كه در وقت قبول نيابت براى حجّ معذور نبوده است، و بعد از عقد اجاره در موقع عمل يا قبل از محرم شدن جزء معذورين شده و در هر عذرى كه پيش آمده طبق وظيفه معذورين رفتار نمود، آيا حجّ او از منوب عنه كافى است؟ و آيا نسبت به نحوه عذر فرقى هست يا خير؟
    ج : محل اشكال است.
    س337: كسانى كه در حال اجير شدن، از معذوين نبوده اند و بعداً درر اثناء عمل، عذر عارض شده است، آيا نيابتشان صحيح است و مستحق تمام اجرت مى باشند يا خير؟
    ج : اشكال دارد.
    س338: خدمه اى از روى جهل به مسأله اجير شده اند و وقوف اختيارى مشعر را درك نكرده اند فعلاً تكليفشان چيست؟ و همچنين ساير معذورينى كه حجّ ناقص از اين قبيل انجام داده اند تبرعاً يا با اجرت؟
    ج : نيابت ايشان صحيح نيست و كفايت از منوب عنه نمى كند، و بايد پول را برگردانند و خودشان با عدم عذر نسبت به درك اختيارى مشعر بايد با انجام عمره مفرده، از احرام خارج شوند.
    س339: معذور كه نمى تواند نايب شود، به چه كسى گفته مى شود؟ لطفاً حد آن را معيّن كنيد، مثلاً كسى كه نمى تواند نماز طواف را صحيح بخواند، يا نمى تواند خودش رمى جمرات كند، و يا نمى تواند قربانى نمايد، و يا نمى تواند يكى ديگر از واجبات حجّ را اعم از اركان و غير اركان انجام دهد، معذور است يا خير؟
    ج : هر كس نتواند اعمال اختيارى حجّ را انجام دهد معذور است و نمى تواند نايب شود، ولى مباشرت در ذبح در حال اختيار هم لزوم ندارد، و لذا كسى كه نمى تواند ذبح كند مى تواند براى حجّ نايب شود و براى ذبح نايب بگيرد.
    س340: كسى كه نماز او صحيح نيست و براى حجّ به نيابت آمده است، آيا نيابت او صحيح است؟ و مفروض اين است كه به عنوان نيابت محرم شده است؟
    ج : اگر از قرائت صحيح معذور است، نيابت و احرام او باطل است، و اگر معذور نيست صحيح است و بايد قرائت خود را درست كند.
    س341: اگر مستنيب يا منوب عنه در وقت نيابت بدانند كه نايب جزء معذورين است و او را نايب كنند، اولاً آيا اجرت نيابت براى نايب حلال است يا خير؟ و ثانياً آيا حجّ نيابى او صحيح و از حجة الاسلام يا غير حجة الاسلام منوب عنه كفايت مى كند يا خير؟
    ج : با فرض اينكه معذور بوده و استيجار شده، استحقاق اجرت ندارد، و كفايت نمى كند.
    س342: اگر كسى بخواهد به نيابت از ميّتى كه مستطيع نبوده حجّ تمتّع انجام دهد، بايد چه قصدى بنمايد؟ وجوب يا استحباب؟
    ج : چون واجب نبوده است به قصد حجّ تمتّع انجام ندهد و به قصد حجّ استحبابى انجام بدهد.
    س343: شخصى به عنوان نيابت در مسجد شجره محرم شده و به مكه آمده، در مكه فهميد كه خودش مستطيع بوده است، آيا بايد اعمال عمره را به قصد خود بجا آورد يا به قصد نيابت، و اگر بايد حجّ را به قصد خود بجا آورد نسبت به حجّ نيابى چه وظيفه دارد، و آيا مى تواند براى آن نايب بگيرد يا خير؟
    ج : احرام او صحيح نبوده است و بايد برگردد و براى عمره تمتع، براى خودش محرم شود و وظيفه خودش را انجام دهد، و راجع به حجّ نيابى نمى تواند نايب بگيرد، مگر اجازه داشته باشد يا استيجار او براى مطلق تحصيل حجّ باشد.
    س344: كسى كه نايب بوده و عمره تمتّع را انجام داده و بعد ناچار شده است كه به ايران بازگردد، آيا مى تواند بقيه اعمال را به ديگرى واگذار نمايد كه حجّ تمتّع را انجام دهد؟
    ج : نمى تواند.
    س345: اگر كسى دفعه اول به صورت خدمه، حجّ بجا آورده و در دفعه دوم دوباره به مأموريت خدمه عازم مكه معظّمه است، آيا مى تواند به عنوان پدر يا مادر كه فوت شده اند نيابت نمايد، و در چنين صورتى آيا حجّ از عهده پدر و مادرش برداشته مى شود؟
    ج : مانع ندارد و حجّ از منوب عنه كافى است، مگر آنكه سال اول، مستطيع نبوده و امسا مستطيع باشد.
    س346: كسانى كه مجاز هستند در شب عيد قربان بعد از درك اضطرارى مشعر به منى بروند، آيا همه آنان از ذوى الاعذار مى باشند كه نيابت و لو تبرّعاً در مورد اشكال است يا نسبت به بعضى استثناء شده است؟
    ج : در فرض سؤال زنها مى توانند نايب شوند، و نيابت در ساير ذوى الاعذار صحيح نيست.
    س347: شخصى در حجّ از ميتى نيابت كرده و در وقت عقد اجاره براى انجام مناسك، هيچ عذرى نداشت، ولى چند سال بعد از انجام حجّ متوجه شد كه در وقوف مشعر الحرام با زنها و مريضها به عنوان راهنما، وقوف اضطرارى كرده و به منى رفته است، و غافل بوده كه نايب بايد وقوف اختيارى بكند، وظيفه اش چيست؟
    ج : عمل مزبور مجزى از حجّ نيابتى استيجارى نيست، و از جهت اجرت بايد به اجير كنند مراجعت نمايد، و يا در صورتى كه اجاره، موقّت به زمان مخصوصى كه منقضى شده، نباشد دوباره حجّ نيابتى صحيح بجا آورد.
    س348: زنى در عرفات در روز نهم ديوانه شد، او را به بيمارستان بردند و تا آخرين وقتى كه مى توانستند همراهان او در مكه بمانند باقى ماندند، خوب نشد، آيا شوهرش كه با او است مى تواند براى او نايب بگيرد، و يا خودش باقى اعمال را انجام دهد يا خير؟
    ج : مجنون تكليف ندارد، و نمى توانند براى او نايب بگيرند، و اگر عاقل شد حكم اشخاص محرم ديگر را دارد.
    س349: هرگاه كسى مريض شود، بطورى كه بعد از احرام عمره، قادر به انجام اعمال نباشد، آيا كسى كه براى عمره تمتّع مستحبى محرم شده و عمره را انجام داده است، مى تواند در حجّ نايب او شود يا خير؟
    ج : كسى كه براى عمره تمتّع محرم شده و لو مستحبى،ديگرى نايب شود و بايد عملش را اتمام كند، ولى اگر مريض فقط قادر به انجام طواف و سعى نباشد و بتواند و قوفين را درك كند و بقيه اعمال را نايب بگيرد، جايز است ديگران را در طواف و سعى و اعمال ديگر نايب قرار دهد، هرچند خودشان هم حجّ يا عمره بجا مى آورند.
    س350: آيا شخص زنده در موردى كه مى تواند نايب بگيرد بايد از بلد نايب بگيرد يا از ميقات، و اگر ديگرى براى او نايب بگيرد كفايت مى كند يا خير؟
    ج : نايب گرفتن از ميقات كفايت مى كند، و خودش بايد نايب بگيرد و نايب گرفتن ديگرى براى او كافى نيست مگر از طرف او وكالت داشته باشد.
    س351: آيا عمره مفرده يا طواف استحبابى را مى توانيم به نيابت چند نفر انجام دهيم، و در اعمال آن از جمله طواف نساء نيّت همه بايد بشود يا نيّت بعضى كافى است؟
    ج : مى توانيد به نيابت چند نفر انجام دهيد، و بايد نيّت همه بشود.
    س352: كسى را روز عيد قبل از حلق دستگير كرده اند و او را به ايران فرستاده اند آيا رفقاى او مى توانند از او نيابت كنند و بقيه اعمال را انجام دهند يا خير، و چگونه از احرام خارج مى شود؟
    ج : بدون اينكه خودش نايب بگيرد نيابت صحيح نيست، و براى خارج شدن از احرام بايد به منى بيايد و حلق يا تقصير كند و اعمال مترتبه را انجام دهد و اگر نمى تواند برود در محل خودش حلق يا تقصير نمايد و بنا بر احتياط موهاى خود را به منى بفرستد، و بايد براى اعمال مترتبه نايب بگيرد.
    س353: افرادى كه هر سال به حجّ مى روند - از قبيل خدمه كاروآنها- در محل خود از كسى نيابت قبول مى كنند، ولى در ميقات بر اثر اشتغال زياد از نيابت غافل و محرم مى شوند، بعد كه متوجه شدند دوباره نيت نيابت مى كنند، آيا حجّ براى خودشان حساب مى شود؟
    ج : چون در محل خود نيابت را پذيرفته و با اين قصد به حجّ آمده است همين قصد ارتكازى كه اگر متوجه شود همان را در نظر مى گيرد كافى است و حجّ براى منوب عنه واقع مى شود.
    س354:نايبى در احرام عمره تمتّع، بعد از اينكه وارد مكه شد شك مى كند كه نيّت نيابت كرده يا نه، آيا بايد به ميقات برگردد و مجدداً به نيابت محرم شود، يا اصلاً حجّ براى خودش حساب مى شود و ديگر نمى تواند نايب باشد؟
    ج : در نيّت، خطور لازم نيست، و چون انگيزه او در حال احرام نيابت بوده، عمل را به نيابت انجام دهد، و كافى است.
    س355: كسى كه نيابت از ديگرى گرفته و به حجّ آمده ولى از بعض اعمال معذور است آيا مى تواند در اين اعمال نايب بگيرد يا اينكه پول را به ديگرى بدهد كه اصل حجّ را بجا آورد؟
    ج : نايب شدن معذور، صحيح نيست و بايد پول را به صاحبش برگرداند مگر اينكه از طرف صاحب پول مجاز در نايب گرفتن باشد كه در اين صورت مى تواند ديگرى را كه عذر ندارد در اصل عمل حجّ، نايب كند، در صورتى كه بدون اجازه، نيابت را به ديگرى واگذار كرد و او عمل را انجام داد، حجّ از طرف منوب عنه واقع مى شود ولى پول را بايد به صاحبش برگرداند و صاحب پول ضامن چيزى نيست و أجرت نايب را بايد امر كننده بپردازد.
    س356: از هر كاروان نوعاً چند نفر از خدمه به نيابت آمده اند و بناچار بايد نيمه شب از مشعر براى انجام كارهاى لازم در منى يا همراه ضعفا، به منى بروند، سؤال اين است كه آيا اجير شدن و نيابت آنان صحيح است يا خير؟
    ج : با توجه به انيكه از معذورين هستند و نمى توانند نيست و احرام او باطل است مگر آنكه بنحو خطا در تطبيق باشد كه در اين صورت از واقع مى شود، و بايد گردد به ميقات و از آنجا براى خودش محرم مى شود.
    س357: بفرماييد كسى كه به نيابت از طرف كسى به حجّ برود آيا بايد طواف النساء را براى خود يا به نيّت كسى كه اجير شده انجام دهد؟
    ج : نائب بايد طواف النساء را نيز به قصد آن كسى كه از طرف او نيابت مى كند انجام بدهد و احتياط استحبابى آن است كه به قصد ما فى الذمّه انجام بدهد.
    س358: شخصى در مدينه منوّره ديگرى را اجير مى كند كه براى پدر وى حجّ ميقاتى بجا آورد ولى مشخص نكرده است كه از مسجد شجره محرم شود يا ميقاتهاى ديگر، آيا اجير مى تواند از مسجد شجره به نيّت عمره مفرده محرم شود پس از اعمال عمره مفرده به «جحفه» يا «قرن المنازل» برود و براى عمره تمتّع استيجارى محرم مى شود؟
    ج : اگر قرينه اى در بين نباشد كه منظور مستأخر احرام از مسجد شجره است مى تواند.
    س359: فردى پس از استطاعت مالى براى حجّ بجا آورد، ولى پسر، خود استطاعت مالى داشته و در اسم نويسى مسامحه كرده و ننوشته است، در صورتى كه اگر اسم مى نوشت شايد در همان سال اول، قرعه به نامش در مى آمد و شايد هم سالهاى بعد، اكنون پسرر به عنوان نيابت حجّ بلدى از جانب پدر به مدينه آمده و هنوز هم محرم نشده، چه وظيفه اى دارد؟
    ج : در فرض مرقوم نيابت صحيح نيست، و بايد براى خودش حجّ نمايد. و اگر پدر در اولين سال حصول استطاعت ثبت نام كرد و قبل از رسيدن نوبت و توفيق حجّ فوت نمود حجّ بر او واجب نيست و اگر استطاعت قبلاً بوده است و در ثبت نام و تهيه مقدمات تقصر كرده است بايد او نائب بگيرند.
    س360: اگر پس از انجام عمره تمتع مريض شود و به تشخيص پزشكان بايد به وطن برگردد و نمى تواند اعمال حجّ بجا آورد، يا وقت وقوف گذشته و او را محرم نكرده اند، يا محرم كرده اند ولى براى وقوف نبرده اند، تكليف چيست؟
    ج : اگر حجّ بر او مستقر نشده و سال اول استطاعت او است پس از انجام عمره تمتّع به وطن بر مى گردد و اگر تا سال بعد استطاعت او باقى ماند لازم است به حجّ برود و حجة الاسلام را كه مشتمل بر عمره تمتع و حجّ است بجا مياورد و اگر استطاعت او تا سال بعد باقى نماند و يا خودش از دنيا رفت حجّ بر او واجب نشده است ولى اگر قبلاً مستطيع بوده است و سال بعد نرفته است و يا نتوانست برود لازم است از مال او براى وى حجّ نايبى بگيرند.
    س361: آيا طهارت لباس احرام يا ساير شرايط لباس نمازگزار شرط صحّت احرام نيز هست، و آيا با ترك عمدى آن، احرام صحيح است؟
    ج : شرط صحّت احرام نيز هست.
    س362: شرايط لباس احرام بانوان چيست؟
    ج : بانوان مى توانند در لباس خودشان به هر نحوى كه هست احرام ببندند چه دوخته بشد يا نباشد ولى بايد حرير خالص باشد.
    س363: شخصى قصد اعتكاف در مسجد الحرام را دارد، آيا مى تواند قبل از اذان صبح در تنعيم محرم شود و بقيه اعمال را در حال اعتكاف انجام دهد، با توجه به اينكه محل سعى جزو مسجد نيست؟
    ج : لازم است قبل از اذان صبح در مسجد الحرام باشد.
    س364: اگر كسى بدون احرام از مسجد شجره عبور كرد و به مكه رسيد وظيفه اش چيست؟
    ج : لازم است به يكى از ميقاتها برگردد و احرام ببندد و اگر آن هم ممكن نيست از همانجا كه هست احرام ببندد.
    س365: نظر مبارك خود را در خصوص زنهائى كه عادت ماهيانه دارند بفرمائيد با توجّه به اينكه مسجد شجره يك در دارد آيا مى تواند در خارج مسجد شجره محرم شوند يا بايد وارد مسجد شوند و در حال عبور محرم شوند؟
    ج : بايد در حال عبور از مسجد محرم شوند و نبايد در مسجد توقف كنند.
    س366: يكى از كارمندان سازمان حجّ و زيارت كه بيش از يك ماه در مكّه بوده و همين مدّت از عمره قبلى او گذشته، براى كارى به جدّه مى رود و در برگشت، بدون احرام وارد مكه شده است، وظيفه اش چيست؟
    ج : لازم است به يكى از مواقيت برگردد و در آنجا احرام براى عمره مفرده ببندد و عمره مفرده انجام بدهد و اگر مى خواهد حجّ تمتع انجام بدهد احرام عمره تمتّع ببندد.
    س367: شخصى از روى جهل به مسأله، در فرودگاه جدّه براى عرمه مفرده محرم مى شود و پس از انجام طواف و نماز و سعى متوجه مى شود كه مى بايست در يكى از مواقيت مُحرِم شده باشد، تكليف او در اين صورت چيست؟
    ج : اگر بعد از اعمال متوجه شود عمره او صحيح است.
    س368: در عمره مفرده زنيكه در ميقات حائض است و مى داند كه در تمامى مدت اقامتش در مكه مكرمه حائض خواهد بود، آيا مى تواند محرم شود يا خير، و اگر نتواند محرم شود آيا مى تواند بدون احرام وارد مكه شود يا خير؟
    ج : بايد محرم شود و بدون احرام نمى تواند از ميقات عبور كند و در صورتى كه تا آخر وقت اقامت خود در مكّه پاك نشد بايد براى طوافها و نماز آن نائب بگيرد و بقيه اعمال را خود انجام بدهد.
    س369: زنى براى عمره مفرده به مكه رفته و محرم شده ولى حيض شده است و هنوز اعمال را انجام نداده است، آيا مى تواند با حالت احرام از مكّه خارج شود و مثلاً به جدّه برود؟
    ج : در صورت اطمينان به مراجعت به مكه و انجام اعمال مى تواند، ولى تا اعمال عمره را تا آخر انجام نداده است محرّمات احرام به او حرام است.
    س370: آيا خوردن برنجى كه روى آن زعفران داده اند براى شخص محرم اشكال دارد؟ و كفّاره هم دارد؟
    ج : حرام است و كفّاره آن يك گوسفند است.
    س371: آيا خوردن گل سرخ و محمدى كه داخل ماست شده است براى محرم حرام است، كفاره آن چيست؟
    ج : گلهايى كه بوى خوش مى دهد مانند زعفران است كه در سؤال فوق ذكر گرديد.
    س372: شخص محرم وارد مكّه شده، آيا مى تواند در روز سوار ماشين مسقّف شود؟
    ج : بعد از ورود به منزل اشكال ندارد.
    س373: شخصى براى انجام عمره مفرده به مسجد تنعيم مى رود و محرم مى شود، آيا روز هم مى تواند سوار ماشين مسقّف شود؟
    ج : چون جزء شهر مكه است مى تواند.
    س374: پوشيدن دمپايى دوخته براى مرد محرم چه حكمى دارد؟
    ج : اشكال ندارد.
    س375: آيا خوابيدن محرم زير لحاف يا پتوئى كه اطراف آن دوخته است جايز است يا خير؟
    ج : مانعى ندارد ولى ماند لباس دوخته به خود نپيچد.
    س376: آيا پوشيدن روى پا براى مرد هنگام خوابيدن در حال احرام بوسيله لحاف و امثال آن جايز است يا خير؟
    ج : جائز است.
    س377: آيا خشك كردن روى پا براى مرد هنگام احرام بوسيله حوله و امثال آن كه نوعى پوشيدن حساب مى شود جايز است يا خير؟
    ج : جائز است.
    س378: گاهى در شهر مكه به قدرى ملخ زياد است كه هنگام راه رفتن پا روى آنها گذاشته مى شود، در اينگونه مواقع آيا مواظبت لازم است، و در صورت لزوم اگر مراقبت نكند و ملخى كشته شود، كفّاره آن چيست؟
    ج : تا ممكن است لازم است از كشتن آنها در حال احرام اجتناب كند و اگر اجتناب نكرد در صورتى كه تعداد كمى از آنها كشته شود كفّاره آن كفى (به اندازه پر شدن كف دست) از اطعام است و اگر تعداد زيادى از آنها كشته شوند كفاره آن يك گوسفند است.
    س379: به مچ بستن ساعتى كه بند آن دوخته است براى فرد محرم چه حكمى دارد؟
    ج : اشكال دارد.
    س380: آيا خون گرفتن از بدن با سرنگ، از مصاديق ادماء محرّم است و در حال احرام پرهيز از آن لازم است يا خير؟
    ج : پرهيز از آن لازم است.
    س381: اگر ولى طفل، مقلّد مرجعى باشد كه به هنگام احرام، پوشيدن لنگ و ازار را براى بانوان نيز لازم مى داند، آيا هنگام محرم كردن كودك نيز غير مميز لازم است بر او لباس احرام بپوشاند؟
    ج : لازم است.
    س382: چنانچه فردى در حين طواف با مأمورين نظافت حرم روبرو شد و فاصله او بيش از حدّ مجاز (5/26 ذراع) گشت ولى به همان صورت طواف را انجام داد و نماز و سعى و تقصير را به جا آورد، و مجدداً طواف را انجام داد عمل او چه صورت دارد؟ آيا اعاده سعى و تقصير لازم است؟ و آيا بين شوطهاى اول و چهارم فرق است؟ و اگر نداند در شوط چندم بوده وظيفه اش چيست؟
    ج : به نظر بنده در طواف همينقدر كه طواف دورخانه خدا صدق بكند كافى است و مراعات حدّ مجاز كه مرقوم داشته ايد واجب نيست و مستحب است.
    س383: شخصى در پايان يكى از اشواط طواف آن را رها كرده و لحظه اى استراحت مى كند و هنگامى كه براى تكميل آن بر مى گردد، شك مى كند كه شوط پنجم بوده يا ششم تكليفش چيست؟
    ج : طوافش باطل است.
    س384: اخيراً در يكى از روزنامه هاى عربستان مقاله اى تحت عنوان «آيا جابجايى مقام ابراهيم مناسب است؟» به چاپ رسيده، و مطالبى تحت عنوان لزوم جابجايى مقام ابراهيم، به منظور رفع مانع براى طواف كنندگان مطرح شده است از آنجا كه معمولاً دولت عربستان براى اقدامات خود قبلاً از طريق مختلف زمينه سازى مى كند لذا خواهشمند است بفرماييد:
    1 - چنين اقدامى از نظر شرعى چه حكمى دارد؟
    ج : چنين اقدامى فقط با نظر فقيه جامع الشرايط جايز است.
    2 - در صورت عملى شدن اين طرح، تكليف زائران و حجاج بيت اللّه الحرام در رابطه با طواف و نماز پشت مقام چيست؟
    ج : در وضع فعلى نيز بنده مطاف را محدود به مقام ابراهيم عليه السلام نمى دانم و نماز هم لازم نيست كه نزديك مقام باشد.
    س385: اگر طواف واجب را قبل از نصف يا بعد از نصف قطع كند و پس از يك ساعت مجدد طواف را از سر بگيرد، طوافش صحيح است يا خير؟ در همين فرض اگر بلافاصله يا با فاصله اندك طواف را از سر بگير وظيفه اش چيست؟
    ج : قطع طواف جايز نيست اگر مى خواهد طواف را از سر بگيرد اين طواف را به آخر برساند بعد از آن طواف را از سر بگيرد ولى در طواف واجب لازم است از قرآن يعنى پشت سرهم بودن و بلافاصله بودن دو طواف اجتناب كند.
    س386: شخصى در يكى از اشواط، گامهايى را در اثر فشار جمعيت بى اختيار پيموده و به همان نحو ادامه داده و طواف را به پايان برده است، اكنون كه مسأله را فرا گرفته، نه جاى آن مقدار را مى داند و نه شوط را، تكليف او چيست؟
    ج : لازم است طواف را اعاده كند.
    س387: اگر در بين طواف نداند چند شوط بجا آورده وظيفه اش چيست؟
    ج : طوافش باطل است و بايد اعاده كند.
    س388 : آيا طفلي را كه محرم كرده اند براي طواف بايد او را وضو دهند يا خير ؟
    ج : لازم است وضو بدهند .
    س389 : آيا طفلي كه محرم شده و در آغوش پدرش ميباشد پدر مي تواند همزمان هم براي خودش نيت طواف كند و هم نيت كند كه اين طفل را طواف مي دهم ؟
    ج : مي تواند .
    س390 : در صورت فوق اگر طفل خودش را نجس كرد آيا فقط طواف طفل باطل است يا طواف پدر هم بعلت حمل شيئي نجس باطل مي باشد ؟
    ج : در حال طواف از حمل متنجس اجتناب شود .
    س391: شخصى عمره مفرده اى به نيابت از پدرش انجام داده و روز بعد به نيابت مادرش محرم مى شود. و در اثناى آن، متوجه مى شود كه در عمره اول طواف و نماز آن را بدون وضو انجام داده است، وظيفه او در اين صورت چيست؟
    ج : بعد از اتمام عمره دوم طواف و نماز آن را كه از عمره اول بجا مانده است بجا بياور صحيح است.
    س392: آيا به جز غسل مستحبى براى رفتن به مسجد الحرام، غسل ديگرى براى طواف مستحب است، و در صورت وجود چنين استحبابى، آيا غسل به نيّت هر دو كافى است؟
    ج : بجز غسل مستحبّى براى رفتن به مسجد الحرام استحباب غسل ديگرى براى طواف ثابت نيست.
    س393: آيا در طواف مستحبى مى تواند دو يا سه طواف پشت سر هم انجام دهد، و بعد براى هركدام نماز بخواند؟
    ج : لازم است بعد از هر طواف نماز آن را بخواند.
    س394: چنانچه پشت مقام ابراهيم عليه السلام ازدحام باشد و يا مأمورين اجازه خواندن نماز را ندهند، آيا لازم است براى خواندن نماز طواف، صبر كند و در وقت خلوت به فاصله چند ساعت يا چند روز، نماز را در پشت مقام بجا آورد و يا در همان موقع به فاصله دورتر از مقام نماز بخواند؟
    ج : در فرض مذكور در همان موق به فاصله دورتر از مقام مى تواند نماز طواف را بخواند.
    س395: زنيكه استحاضه كثيره بوده و پس از غسل و وضو وارد طواف مى شود و بعد از طواف خود را وارسى مى كند و مى بيند كه چيزى خارج نشده است آيا بازهم براى نماز طواف وضوى مجدد لازم است ى خير، با فرض اينكه ممكن است بعد از نماز خون خارج شود؟
    ج : در فرض سؤال براى نماز طواف احتياج به وضو نيست.
    س396: مسلوس يا مبطون كه بايد براى نماز و طواف هركدام يك وضو بگيرد آيا قبل از وضو وارسى و تعويض كهنه و شستن عورتين (با اينكه مخصوصاً در ايام حجّ تمتع مشقت دارد) لازم است يا خير و همان وضو كفايت مى كند؟
    ج : اگر مشقّت ندارد احتياط واجب آن است كه پيش از طواف عورتين را تطهير كند و بوسيله كيسه يا پارچه از سرايت نجاست به بدن جلوگيرى نمايد.
    س397: پوشش دختر بچه در حال طواف چه اندازه است؟ چ
    ج : پوشش خاصى معتبر نيست، اگر به پنج شش سال رسيده است حكم بانوان را رعايت نمايد.
    س398: آيا روحانى كاروان كه نماز طواف را به صورت فرادا خوانده مى تواند همان نماز را همانند نمازهاى يوميّه با نيت جماعت براى افراد كاروان بخواند يا خير؟
    ج : جواز نماز طواف به جماعت محلّ تامل است.
    س399: آيا صلاة خلف مقام حكم تكليفى است يا حكم وضعى و مثلاً اگر كسى نمازش را نزديك ديوار زمزم خواند آيا حكم بطلان صلاتش مى شود يا اينكه فقط معصيت كرده، لكن نمازش صحيح است؟
    ج : در صورت نبودن مزاحمت و ازدحام و امكان نماز خلف مقام در جاى ديگر نخواند.
    س400: در صورتيكه فردى بخاطر ازدحام نتواند نماز طواف را خلف مقام بخواند آيا بايد صبر كند يا اينك بايد فوراً نمازش را در جائى كه مقدور است بخواند و بعد در صورت امكان ولو روزهاى بعد نزديكتر اعاده نمايد؟
    ج 6: در فرض مذكور صبر لازم نيست در هر جاى از مسجد الحرام ميتواند بخواند هر چند نسبت به مقام رعايت الاقرب فالاقرب بهتر است.










  10. کاربر مقابل از این پست *ADRIANA* تشکر کرده است.


  11. #15
    ناظم انجمن

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    محل سکونت
    زیر اسمون خدا...
    نوشته ها
    16,534
    تشکر
    13,809
    تشکر شده 13,045 بار در 9,484 پست

    پیش فرض پاسخ : هزار و یک مسئله فقهی

    سعى:
    س401: با توجه به اينكه در روزهاى ششم و هفتم ذيحجه بر اثر ازدحام زياد مأمورين مانع مى شوند كه معذورين را با چرخ در طبقه پايين بين صفا و مروه سعى انجام دهند. آيا مى شود در اين صورت معذورين رإ؛س زظظ با چرخ در طبقه دوم و سوم صفا و مروه سعى داد يا خير؟
    ج : لازم است سعى ميان دو كوه صفا و مروه واقع شود بنابراين اگر محرز است كه طبقه دوم يا بالاتر ميان دو كوه صفا و مروه واقع است اشكال ندارد ولى اگر محرز و ثابت نباشد اشكال دارد.
    س402: اگر سعى در وسط دور اول رها كند و بلافاصله سعى را از سر بگيرد وظيفه اش چيست؟ اگر اين عمل را در دور دوّم يا چهارم انجام دهد حكم آن چيست؟
    ج : اين عمل درست نيست اگر مى خواهد سعى را از سر بگيرد سعى اول را به آخر برساند بعد از آن سعى را از سر بگيرد.
    س403: چنانچه فردى نمى تواند سعى انجام دهد و گرفتن چرخ هم با مشكل مواجه باشد آيا مى توان از او نيابت كرد و سعى انجام داد يا خير؟
    ج : اگر خود توانايى ندارد و گرفتن چرخ هم مشقّت و حرج داشته باشد ميتواند نائب بگيرد.
    س404: كودكى كه محرم به احرام عمره مفرده بود، گاهى در حال سعى مى دويد و گاهى به عقب بر مى گشت و با همين وضعيّت اعمال عمره را به پايان برده است، اكنون چه وظيفه اى دارد؟
    ج : لازم است آن مقدار از مسير را كه طفل به عقب برگشته است كسى كه همراه طفل است او را به طرف جلو ببرد.
    س405: بنده چون مسئول گروه حجّ بودم به استناد وظيفه ام مراقبت از بيماران و عاجزهاى گروه بود، وقوف اضطرارى انجام دادم، لطفاً وظيفه شرعى اين جانب را بيان فرمائيد.
    ج : اگر هماه عجز بوده ايد كه لازم بوده به آنان باشيد و آنان از وقوف اختيارى معذور بوده اند براى شما هم اشكالى نداشته، بلى اگر نايب كسى شده ايد نيابت شما درست نبوده است.
    س406: الف: يكى از زائران بيت اللّه الحرام در حجّ تمتّع سال گذشته در روز يازدهم به دليل ترافيك سنگين نتوانسته رمى جمرات را انجام دهد. روز دوازدهم جهت رمى روزهاى يازدهم و دوازدهم عزيمت نموده ولى به دليل ناآگاهى به مسئله د جمره اولى، اول براى يازدهم و بعد براى دوازدهم نيّت كرده و رمى نموده و بعداً به جمره وسطى رفته و براى دو روز نيّت كرده و پشت سر هم رمى نموده و سپس به جمره عقبه رفته و به شرح فوق رمى نموده است. شب چهاردهم ذى الحجّ متوجّه شده كه مى بايست اوّل در هر سه مكان براى روز يازدهم رمى كند و برگردد دوباره به نيّت دوازدهم رمى نمايد. لذا روز چهاردهم به منى رفته و وظيفه خود را مى خواهد انجام بدهد تكليفش چيست؟
    ج : در هر سه مكان مزبور به همان ترتيب لازم است اوّل به نيّت روز يازدهم رمى نمايد و بعد از آن كه هر سه به اتمام رسيد برگردد و به نيّت روز دوازدهم رمى كند. ب: چنانچه ضرورى باشد در حجّ آينده نايب بگيرد بفرماييد آيا نايب مى تواند در هر وقت از سه روز اقامت در منى اين كار را انجام دهد يا خير؟
    ج : در روز يازدهم قضاى روز يازدهم و در روز دوازدهم قضاى روز دوازدهم را انجام بدهد. پ: آيا حتماً بايد در روز انجام دهد يا شب هم مى تواند رمى نمايد.
    ج : در روز به ترتيبى كه گفته شد انجام بدهد.
    س407: شخصى در شب دوازدهم در منى وقوف را انجام مى دهد و نيمه شب شرعى از منى خارج مى شود و به مكه مى آيد و اعمال حجّ تمتع را انجام مى دهد و براى رمى جمرات بد از ظهر روز دوازدهم مى رود به منى و رمى مى كند، آيا اشكال دارد يا خير؟
    ج : اشكال ندارد.
    س408: آيا عمره مستحبى مى توان هم نيّت خود را داشت و هم نيّت ديگرى را؟ مثلاً پدر و مادر و...
    ج : بلى مى شود.
    س409: شخصى در ميقات براى خودش محرم مى شود و تلبيه مى گويد، بعد به فكر مى افتد كه چون خودش حجّ واجب در سالهاى گذشته بجا آورده، براى پدر يا مادر يا يكى از خويشاوندان ديگرش حجّ تبرعى بجا آورد، آيا مى شود با نيت عدو كند، و يا دوباره به نيت شخص مورد نظر محرم شود يا خير؟
    ج : اگر به احرام صحيحى محرم شده، نمى تواند نيّت را عوض كند و بايد عملش را به همان نيتى كه در احرام داشته، اتمام كند.
    س410: آيا مى توانم براى مادرم و براى خودم فريضه حجّ را انجام دهم؟
    ج : در يك سال بيش از يك حجّ واقع نمى شود.
    س411: زائرانى كه در ماه مبارك رمضان به عمره مشرف مى شوند، گاهى شب به مدينه و يا مكه مى رسند كه در نتيجه قصد كرده روزه مى گيرند. خواهشمند است بفرماييد:
    1 - اگر در بين روز رسيدند، آيا از همان ساعتى كه مى رسند بايد ده روز را به حساب آورند؟
    ج : در بين روزهم مى تواند قصد ده روز نمايد و اگر چند ساعت كم باشد بايد از روز يازدهم جبران شود.
    2 - و يا آن كه ده روز كامل است و شب ها به حساب نمى آيد؟
    ج : اگر او صبح به مقصد رسيده و قصد ده روز نمايد تا پايان روز دهم كافى است و شب آخر لازم نيست كه به حساب بيايد.
    3 - اگر مدير كاروان با توجه به اين كه مى داند توقف زائران در مدينه يا مكه كمتر از ده روز است به آنها اعلام مى كند كه ده روز مى مانيم و آنان به اعتماد گفته او نمازشان را تمام مى خوانند و روزه مى گيرند ولى قبل از ده روز از آنجا مى روند، حكم شرعى نسبت به مدير كه اين مطلب را اعلام مى كند و نماز و روزه زائران چيست؟
    ج : در صورتى كه از گفته مدير كاروان اطمينان پيدا كردند و بر آن اساس قصد روز كرده و نمازشان تمام خواندند و روزه گرفتند نماز و روزه آنها صحيح است و لازم است از گفتن خلاف واقع اجتناب شود.
    س412: وقف به حركت و وصل به سكون در تلبيه چه حكمى دارد؟
    ج : احتياط واجب در مراعات است.
    س413: در رساله مناسك حجّ فرموده ايد: مستحب است كه تلبيه عمره تمتع تا پيدا شدن خانه هاى مكّه معظمه و تلبيه حجّ تمتّع تا ظهر روز عرفه ادامه داشته باشد، آيا تلبيه عمره مرده هم استحباب دارد يا خير؟ و در صورت استحباب تا كجا بايد ادامه داشته باشد.
    ج : در عمره مفرده ادامه تلبيه تا دخول حرم ثابت است.
    س414: با توجه به اينكه برخى از فقهاى بزرگوار، حجر اسماعيل را جزء كعبه مى دانند، خواندن نمازهاى واجب داخل حجر چه حكمى دارد؟
    ج : حجر جزء بيت نيست هرچند كه در مطاف داخل است و نماز خواندن در آن چه واجب چه مستحب اشكال ندارد.
    س415: اقتدا به نماز اهل سنّت در ايّام حج جايز است يا خير؟
    ج : جائز است و فضيلت زيادى دارد.
    س416: صحّت نماز استداره در مسجد الحرام چگونه است؟
    ج : ميزان استقبال خانه كعبه است در وضع استداره نيز چون همه روى به خانه كعبه قرار مى گيرند نمازشان صحيح است.
    س417: مراد از جواز اتمام صلاة در تمامى شهر مكه و مدينه آيا مكه و مدينه قديم است يا فعلى؟
    ج : مراد مكه و مدينه فعلى است.
    س418: در مسجد النّبى صلى الله وعليه وآله وسلم و بيت اللّه الحرام براى نماز جماعت به خصوص براى بانوان اتصال نيست. آيا اقتدا كردن به اين نحو جايز است؟
    ج : در صورت اقتدا و شركت در نماز جماعت با شرايطى كه آنها صحيح مى دانند براى ما هم صحيح است.
    س419: آيا در نماز جماعت اهل سنّت در مكه و مدينه هم مى توان براى درك ثواب، در تشهد آخر اقتدا كرد و بدون تكبير مجدّد نماز را به طور فرادا ادامه داد؟
    ج : بلى مى تواند.
    س420: اگر از سوى حاكم عامّه اول ماه رمضان اعلام شود، براى كسانى كه در مكه و مدينه هستند و تقيّه اى در تبعيت نيست و براى خود فرد هم يقين به او ماه نيست، آيا تبعيت لازم است؟
    ج : تبعيت لازم است و اين خود يك نوع تقيّه است تقيه مداراتى خوانده مى شود.
    س421: خانمى در ايام حجّ براى آنكه بتواند اعمال را انجام دهد، از قرص استفاده كرد، ليكن در ايّام عادت يا خارج آن خون مى بيند و نمى داند كه اين جريان خون تا سه روز ادامه پيدا مى كند يا نه؟ يا حتى احتمال مى دهد كه تا سه روز ادامه پيدا نكند، در فرض داشتن صفات يا نداشتن صفات حيض، تكليف چيست؟
    ج : تا سه روز عمل به احتياط كند تا وضع روشن شود.
    س422: شخصى مكّه مشرّف شده لكن غسل مسّ ميّت بر گردن داشته و قبل از رفتن غسل جنابت هم نكرده تكليفش چيست؟
    ج : در صورت امكان لازم است كه خود بعد از غسل مسّ ميّت شخصاً طواف عمره تمتّع و نماز طواف و نيز طواف حج و نماز طواف و طواف نساء و نماز طواف نساء را انجام بدهد و اگر ممكن نيست بايد براى انجام اينها نايب بگيرد و تا نايب، اين اعمال را انجام نداده است از مباشرت با زن خوددارى كند.
    س423: شخصى پس از استقرار وجوب حج، ديوانه شده، وظيفه ولىّ، نسبت به حجّ او چيست؟
    ج : اگر مال دارد لازم است ولى اقدام به حجّ نيابى از طرف او بكند.
    س424: آيا آميزش با زن قبل از انجام طواف نساء و نماز آن در عمره مفرده و تمتّع مستحبى حرام است يا خير؟ و آيا كفّاره دارد يإ؛شسظظ خير؟
    ج : حرام است و كفاره آن يك شتر است.
    س425: اگر كودك را در حال خواب، طواف يا سعى دهند يا بخشى از طواف و سعى را در خواب باشد چه حكمى دارد؟
    ج : در كودك، خواب به اندازه متعارف به طواف و سعى او ضرر نمى رساند.
    س426: شخصى تمام اختيارات اموال پدرش را دارد و پدر نمى تواند بالمباشره حجّ را بجا آورد، پسر بدون تذكّر دادن به پدر شخصى را اجير براى حجّ پدر نموده و خودش هم براى حجّ پدر، مجزى است يا خير؟ و هر گاه در مدينه تصميم بگيرد كه آنچه را از مال پدر به اجير داده است با پدر حساب نكند و از مال خودش باشد، رفع اشكال مى شود يا خير؟
    ج : در فرض مزبور اگر از پدر وكالت مطلقه و در همه امور دارد كافى است.
    س427: شخصى پس از آنكه به مدينه مشرّف شد جنون پيدا كرد با توجّه به اينكه سابقاً حجّ بر او مستقر شده است، اكنون وظيه چيست؟
    ج : فقط حاكم شرع مى تواند براى او نائب بگيرد.
    س428: كودك مميزى بدون امر ولى در ميقات محرم شده و تنها سعى و تقصير را انجام داده است. تكليف او يا وليّش نسبت به بقيه اعمال چيست؟
    ج : لازم است برگردد و اعمال را به ترتيب انجام بدهد.
    س429: اگر كودك مميزى، بدون اذن ولى محرم شود و در حال احرام، يكى از محرّمات را مرتكب شود، كفاره آن برعهده كيست؟
    ج : لازم ست ولى طفل را از ارتكاب محرّمات احرام باز دارد و اگر بازنداشت كفاره بر عهده ولى طفل است.
    س430: بر فرض اينكه شخصى با ناديده گرفتن مقررات موفق شد تا ايام حجّ در كشور سعودى مخفى شود بفرمائيد حجّى كه به جا آورده چه صورتى دارد؟
    ج : با وجود ارتكاب حراب در مقدّمات حجّ حجّش صحيح است.
    س431: بعضى از زائران كه در ماه مبارك رمضان به زيارت حرمين شريفين مشرّف مى شوند و برابر مقرّرات پس از مهلت مقرّر بايد به كشور باز گردند ليكن بعضاً با ناديده گرفتن قوانين كشور جمهورى اسلامى ايران و كشور سعودى مخفيانه و غير قانونى در آنجا مى مانند تا در موسم، حجّ بجا آورند از آنجا كه اين امر علاوه بر زيانهاى فراوان موجب وهن نيز مى باشد و باعث ايجاد جوّ نامناسب و نا شايستى عليه شيعه و كشور اسلامى شوند بفرماييد اين عمل فى نفسه جائز است يا خير؟
    ج : عمل مزبور جائز نيست و لازم است از انجام هر عملى كه موجب وهن شيعه مى شود جداً خوددارى شود.
    س432: نظر به اينكه ايران اسلامى با صرف هزينه هاى هنگفت از بودجه بيت المال مسلمين و تقديم شهداى گرانقدر در راه مبارزه با مواد مخدر از اين پديده خانمانسوز جلوگيرى مى كند ولى با كمال تأسف انتقا اين مواد توسط اندكى از زائرين و دستگير شدن آنها توسط پليس سعودى، به همراه تبليغات مسمومى كه در كنار اين قضيه به راه مى اندازند تمام زحمات فرزندان رشيد اين مرز و بوم و هزينه هاى فراوانى كه صرف اين كار شده به هدر مى رود، از طرف ديگر قوانين سخت كشور عربستان كه هرچند ماه يكبار در ميادين شهرهاى بزرگ تعدادى از مردم مليتهاى مختلف را به جرم حم مواد مخدر گردن مى زنند اقدامهاى پيشگيرانه براى حفظ آبرو و حيثيت تشيّع و كشور امام زمان (عج) در اجتناب ناپذير مى نمايد: اولاً: عمل اين دسته از زائرين از نظر شرع اسلام چه حكمى دارد؟
    ج : ترديدى نيست كه عمل اين دسته از زائران حرام است. ثانياً: سازمان حج و زيارت مى تواند پس از تذكّر به كليه زائران در اين خصوص، نسبت به افرادى كه با علم و اطلاع از چنين عواقب سوئى اقدام به بردن مواد مخدر مى كنند، از رفتن آنها به حج در آن سال جلوگيرى كند، يا نه؟ آيا اين امر نسبت به كسانى كه حج واجب بجا مى آورند يا استحبابى يا عمره مفرده تفاوتى دارد يا خير؟
    ج : از رفتن كسانى كه با علم و اطلاع از آثار زيانبار اين عمل اقدام به بردن مواد مخدر مى كنند مى توانند جلوگيرى كنند ولى اگر ممكن باشد كه جمع كنند بين جلوگيرى از بردن آن مواد و رفتن اشخاصى كه مى خواهند به حج بروند مخصوصاً حج واجب اين كار را مقدّم بدارند.
    س433 : توجها به اينكه اقتداء به جماعت اهل سنت را با اينكه از نظر فقه شيعه فاقد بسياري از شرايط است از قبيل صحت وضوء عدالت امام ، مكان سجده ، عدم اتمام سوره و امثال آن است ، بسياري از فقها محترم شيعه صحيح و مجزي دانسته اند لكن اخيرا نقل شده كه برخي از فقهاء محترم در مورد عدم رعايت فاصله بين صفوف اشكال نموده اند با اينكه بنظر اهل سنت اين گونه جماعت ها صحيح است و مثلا در ايام عمره كه فاصله صف خانمها در مسجد النبي ( ص ) است با صف آقايان بيش از صد متر ولي آنها اين جماعت را صحيح و مجزي مي دانند و ما اگر بخواهيم طبف نظر خودمان عمل نمائيم بكلي در ايام عمده خانمها در مسجد النبي ( ص ) نبايد اقتدا نمايند و جماعت آقايان نيز در بسياري از موارد با اشكال مواجه است لذا خواهشمند است نظر مبارك خود را در خصوص :
    الف : صحت اقتداء به اهل سنت و مجزي بودن آن در صورتيكه فاصله بين صفوف زياد است لكن بنظر آنها جماعت صحيح مي باشد .
    ج : در فرض مذكور اشكال ندارد .
    ب : مجزي بودن جماعت بنحو استداره در مسجد الحرام بيان فرمائيد .
    ج : مانعي ندارد .










  12. کاربر مقابل از این پست *ADRIANA* تشکر کرده است.


  13. #16
    ناظم انجمن

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    محل سکونت
    زیر اسمون خدا...
    نوشته ها
    16,534
    تشکر
    13,809
    تشکر شده 13,045 بار در 9,484 پست

    پیش فرض پاسخ : هزار و یک مسئله فقهی

    كسب و كار حرام:
    س434: استعمال ترياك به طور كلّى چه حكمى دارد؟
    ج : جائز نيست.
    س435: در روستاى ما كه از روستاهاى اطراف سبزوار مى باشد، مردم و كشاورزان براى مقاومت در برابر كارهاى طاقت فرسا، از ترياك استفاده مى كنند. و در ضمن يقين دارند كشيدن ترياك برايشان اعتيادآور نمى باشد امّا براى انجام كارهاى دشوار، همچون بيدار ماندن در شبهايى كه نوبت آب آنهاست و يا كار كردن و شخم زدن روى زمين كه با كشيدن ترياك مى توانند به جاى 4 نفر زمين را شخم زنند و كار كنند، ترياك را استعمال مى كنند، مستدعى است با توجه به اينكه كشت، داشت و برداشت خشخاش و نگهدارى ترياك از نظر قانون نظام اسلامى ممنوع و تعزير حكومتى دارد نظر حضرتعالى را در اين باره مرقوم فرماييد.
    ج : جائز نيست.
    س436: آيا مصرف مواد مخدر در معالجات و درمان دردها مطلقاً اشكال ندارد يا فقط در صورت انحصار؟
    ج : فقط در صورت انحصار.
    س437: لطفاً نظر مبارك را در مورد خريد و فروش موادّ مخدّر بخصوص ترياك بيان فرماييد.
    ج : جايز نيست مگر در ضرورت براى معالجه
    س438: ترانه هايى كه به وسيله بيگانگان خوانده مى شود و به طور غمناك است و غناء ندارد چه حكمى دارد؟
    ج : اگر غنا نباشد حرام نيست.
    س439: سرودهايى كه در صدا و سيما پخش مى شود و همراه با موسيقى و غناء است چه حكمى دارند؟
    ج : غناء حرام است و مسأله غناء و موسيقى در آخر توضيح المسئل مذكور است.
    س440: آيا استماع به تمام آهنگهائى كه از صدا و سيما پخش مى شوند جايز است و بر اساس اينكه در صدا و سيما روحانيونى حاضر هستند و در آنجا نظارت مى كنند، آيا مى توان گفت تمام آهنگهائى كه پخش مى شوند مورد تأييد مى باشند؟
    ج : فقط هر آهنگى كه بصورت غناى محرّم نباشد استماعش جايز است، و شرح غناى محرّم در آخر توضيح المسائل ذكر شده است.
    س441: كف زدن به طور مطلق چه حكمى دارد؟ و همچنين كف زدن در مراسم اعياد مذهبى كه در مساجد و حسينيه ها منعقد مى گردد چه حكمى دارد؟
    ج : اشكال ندارد ولى لازم است به حدّى نرسد كه جلف محسوب شود و با وقار و متانت كه شايسته مسلمانان است منافات داشته باشد و در اواخر توضيح المسائل توضيح داده شده است.
    س442: غناء در عروسى چه حكمى دارد؟
    ج : در عروسى جائز است به شرط اينكه با محرّمات توأم نباشد.
    س443: حكم استماع موزيك (بدون خوانندگى) چيست؟
    ج : در صورتى كه مهيّج شهوت و موجب فساد نباشد جائز است.
    س444 : پس از پيروزي انقلاب با مسئله خوانندگي زنان چه نوع بايد برخورد شود ؟ و از آنجا كه صداي زن في نفسه حرام نيست بفرمائيد اگر زني اقدام به خواندن كند و حالت او هنگام خواندن حفظ بشود و مطمئنا اشعار موسيقي و غنا هم نباشد و از مصاديق لهو و لعب نيز نباشد ضمنا بر روي نوار نيز ضيظ شده باشد گوش دادن براي مردان چه حكمي دارد ؟
    ج : در فرض مذكور اشكال ندارد .
    س445: در راديو مدح ائمه طاهرين عليهم السلام يا واقعه كربلا را با وزن و ساز و با لحن خوب مى خوانند آيا استماعش جايز است يا خير؟
    ج : اگر غنا و موسيقى نباشد مانعى ندارد.
    س446: آيا آواز خواندن زوجه براى زوج خود در صورتى كه منجر به غناء شود جايز است يا خير؟
    ج : تا منجر به غنا نشده است اشكال ندارد.
    س447: خواندن آيات قرآن به صورت سرود يا آهنگ جايز است يا خير؟
    ج : تا هنگامى كه به غناى حرام نرسد جائز بلكه ممدوح است.
    س448: طبل زدن و سنج در ايّام محرم در داخل مسجد چه حكمى دارد؟
    ج : بقدرى كه متعارف و معمول است جائز است.
    س449: طبل زدن بر ديگ يا قابلمه يا دبّه و امثال آنها كه از الات لهو نمى باشد جايز است يا خير؟
    ج : جايز است.
    س450: نگاه به تلويزيون كه فيلمهاى خارجى را بدون حجاب و يا با وضع فجيع نشان مى دهد نظير زنهاى بدون روسرى و چادر چه حكمى دارد؟
    ج : اگر موجب فساد شود حرام است.
    س451: بازيگرانى كه نقش زن و شوهر و يا مادر و فرزند و... را در فيلم هاى عاطفى و خانوادگى بازى مى كنند براى بيان اين رابطه از كلمات محبّت آميزى همچون «عزيزم» و ابزار احساسات عاطفى مانند نگاه كردن و خنديدن استفاده مى كنند ابزار اين گونه حالات و كلمات خصوصاً اگر آثار منفى داشته باشد چه حكمى دارد؟
    ج : جايز نيست.
    س452 : ديدن تصوير زنهاي متبرج در فيلمها ايراني و خارجي كه از تلويزيون پخش مي شود وآنها فاقد حجاب اسلامي هستند براي غير محارم چه حكمي دارد ؟
    ج : اگر موجب فساد و انحراف اخلاقي باشد جايز نيست .
    س453 : نگاه كردن و گوش كردن به برنامه هاي كشورهاي خارجي چه صورت دارد ؟
    ج : در صورتي كه موجب انحراف فكري و اخلاقي نباشد جائز است .
    س454: تظاهر به كارهاى حرام از قبيل شرب خمر، حالات مستى ناشى از شرب خمر و... جايز است؟(در صورت ضرورت نقش به هدف بيان آثار سوء اين گونه افعان حرام)
    ج : در صورتى كه تنفّر از منكرات بر آن مترتّب شود اشكال ندارد.
    س455: نشان دادن چهره كامل پيامبرصلى الله وعليه وآله وسلم و حضرت زهراعليهاالسلام و ساير ائمه عليهم السلام در حالات زير چه حكمى دارد؟ الف - نشان داده چهره كامل بدون هيچ گونه تغيير در چهره پردازى؟ ب - نشان دادن چهره كامل همراه با گريم، به گونه اى كه تماشاگر با كمى دقّت، مصنوعى بودن آن را بفهمد. ج - استفاده از اشخاصى كه در تمام مدّت بازيگرى خود فقط نقش ائمه را بازى مى كنند. د - استفاده از بازيگرانى كه فقط نقشهاى مثبت را بازى مى كنند.
    ج : جائز نيست به هيچ وجه.
    س456: در حال حاضر، عكس و صورت معصومين عليهم السلام ساخته شده، آيا اين تصاوير مبتنى بر حقيقت است يا خير؟
    ج : ملاك صحيحى ندارد.
    س457: ديدن تصوير زنانى كه حدّ پوشش شرعى را رعايت نمى كنند چه حكمى دارد؟
    ج : اگر شناخته شده است جايز نيست و در صورت عدم شناخت اگر ساد بر آن مترتّب مى شود جايز نيست.
    س458: مشاهده تصاوير ورزشكاران يا مردانى كه غير از عورتين قسمتهايى از بدن مشخص باشد توسط زن اشكال دارد؟ (در تلويزيون و عكس و...)
    ج : موجب فساد نباشد اشكال ندارد.
    س459: نظر مبارك را در خصوص تصاوير تخيّلى، تصاوير برقى و كامپيوترى مجسّمه، تصاوير كاريكاتور و كارتنى بيان فرماييد؟
    ج : در صورتى كه با محرّمات ديگر توأم نباشد اشكال ندارد.
    س658: افراد زيادى دخترانشان را در اختيار مسيحى قرار داده اند بدون عقد و بقصد ازدواج و الان چندين اولاد دارند چه بايد كرد؟
    ج : كارى بر خلاف انجام داده اند و اكنون اگر شوهرانشان آماده نيستند مسلمان شوند، بايد زنان مسلمان از آنان جدا شوند و ارتباط خود را از آنان قطع كنند.
    س659: ايا شرعا ازدواج موقت با زن زناكار جائز ست و در صورت جائز بودن اگر مد بى اطلاع باشد آيا شرعا مى تواند قول وى را در نداشتن شوهر و عدم عده و يائسگى قبول كند و با وى ازدواج موقت نمايد؟
    ج : مادامى كه يقين بر خلاف ندارد گفتار و اخبار او حجت است.
    س660:
    1 - تعداد زيادى از خانواده ها بدون هيچ گونه عقد شرعى در كنار هم زندگى مى كنند و الان داراى چندين فرزند مى باشند، و گمان آنان اين بوده است كه رضايت طرفين كفايت مى كند، با اين گونه موارد چه بايد كرد.
    2 - افراد زيادى با اينكه معتقد بودند با مسيحى نمى شو ازدواج كرد در عين حال با دختران مسيحى با هم بدون هيچ گونه عقد دائم و موقت زندگى مى كنند و چندين اولاد مشترك دارند با اين افراد چگونه بايد برخورد نمود؟
    ج :1و2 در صورتى كه قصد ادامه زندگى مشترك دارند بايد مطابق ضوابط عمل نموده و عقد نكاح جارى كنند. و فرزندان سابق چون از باب وطى بشبهه به وجود آمده اند شرعا ملحق به همان پدر و مادرشان هستند.
    س661: زني در يك روز مدت عقد انقطاعيش با مردي تمام مي شود و قبل از انقضاء عقد زيد را وكيل مي كند تا او را به عقد خالد در آورد ولي بعد از انقضاء عقد در همان روز خود زن بدون اعلام فسخ وكالت زيد با كسي ديگر عقد و نكاح مي تندد يعني در يك روز هر 2 عقد جاري مي شود كدام عقد صحيح مي باشد و آيا عقد خود زن از بطلان وكالت زيد حكايت مي نمايد ؟
    ج : در فرض مذكور هر يك از عقدها كه مقدم باشد از لحاظ زمان همان صحيح است و اگر تقدم و تأخر محرز نباشد و احتمال تقاران برود بر هيچ يك از آنها آثار زوجيت نمى توان مترتب كرد و احتياط آن است كه هر دو طلاق بدهند و از آن پس به هر يك از آنها يا شخص ثالث مى تواند ازدواج كند.
    س662: آيا در ازدواج مجدد، نياز به اجازه همسر اول مى باشد؟
    ج : با رعايت شرايط و عدالت نياز به اجازه همسر اول نيست، مگر اينكه در ازدواج با همسر اول اين شرط ذكر شده باشد.
    س663: آيا زن حق دارد كه با مسافرت شرعى مرد و يا شب كارى او يا كشيك بودن وى به عنوان اينكه (تنهايم و مى ترسم و...) جلوگيرى كند؟
    ج : نمى تواند ولى بهتر است سعى كنند با هم توافق نمايند.
    س664: آيا مرد مى تواند از نفقه فرار كند؟ براى ازدواج هاى بعدى چطور؟
    ج : معناى فرار كند روشن نيست، نفقه در مواردى ثابت و در مواردى ساقط است: اگر عقد دائمى بوده و در برابر شوهر خود تمكين دارد نفقه ثابت و اگر ناشزه باشد ساقط است در عقد انقطاعى نيز اگر شرط كرده باشند كه زوج نفقه همسر انقطاعى خود را بدهد لازم است كه اداء نمايد.
    س665: حتى در ميان افرادى كه معتقد به عقد شرعى مى باشند مسأله طلاق فراموش شده است و زنانى ديده شده است كه از شوهر قبلى كه عقد شرعى داشتند بدون طلاق جدا شده، و با ديگرى ازدواج كرده و چندين اولاد دارند حكم شرعى چيست؟ كلا در ازدواج و طلاق صرف رضايت را كافى مى دانند آيا رضايت به تنهائى كفايت مى كند؟
    ج : رضيت تنها در ازدواج كافى نيست بايد بر اساس ضوابط شرعى عمل شود و عقد جارى شود و در طلاق نيز لفظ مخصوصى لازم است و بدون آن طلاق صحيح نيست.
    س666: شخصى خانمى را به مدت هشتاد سال متعه كرده و در وقت اجراى صيغه همان مدت را قيد كرده بر فرض مسئله آيا اين زن، زنى دائمى حساب مى شود يا موقت؟
    ج : بنابر توضيح فوق در فرض مسئله نكاح موقت است.
    س667: زنى كه انسان عقد دائم و يا متعه كرده وليكن دخول نشده تا زمانى كه به طلاق يا بخشش مدت، جدائى واقع شده، مسلما با دخترهاى اين زن نمى شود ازدواج كرد، آيا با نواده هاى اين زن هم نمى شود ازدواج كرد؟
    ج : نواده ها نيز حكم دخترش را دارند.
    س668: آيا ازدواج زن يا مرد شيعه با زن يا مرد سنى جايز است، يا خير؟
    ج : اگر مطمئن است كه هويت مذهبى خود را حفظ مى كند جائز است.
    س669: دخترى با يك جوان ازدواج مى كند و بعداً معلوم مى شود كه داماد به اصطلاح على اللهى مى باشد و خود داماد به اين مطلب اعتراف و اقرار كرده و اضافه كرده اعتقاد به نماز و روزه ندارم، حال آيا زندى كردن اين دختر با اين جوان اشكال دارد يا خير؟ لازم به ذكر است دختر سيده مى باشد و علاقه به داماد هم دارد و از نظر دختر مشكلى وجود ندارد؟
    ج : در صورتى كه داماد نامبرده فوق شهادتين مى گويد و به لوازم مذهب على اللهى از قبيل حلول و اتحاد وحدت و امكان نسبت به خداوند متعال توجه ندارد عقد صحيح است، ولى مواظب باشد تحت تأثير همسرش قرار نگيرد.
    س670: اگر زن يا مرد پس از ازدواج تغيير جنسيت دهد، حكم ازدواج قبلى چگونه است؟ در صورت بطلان آيا مرد بايد مهريه زن را تماماً بپردازد؟
    ج : تغيير جنسيت به اين سادگى چيست؟ ولى در باب مهر قبل از دخول، نصف مهر و بعد از دخول مهر بايد داده شود.
    س671: اگر زن و شوهر با هم در يك زمان تغيير جنسيّت دهند، حكم ازدواج قبلى آنها چگونه است؟
    ج : چنانكه گفته شد تغيير جنسيّت كار ساده اى نيست و اگر عملى شد ازدواج به هم مى خورد.
    س672: شخصى با دخترى ازدواج كرده در ضمن عقد باكره بودن شرط (قيد) شده يا مركوز در ذهن است كه غير منكوحه و باكره است، بعد از ازدواج و قبل از دخول معلوم شد كه مدخوله است ولى بكارت باقيست و پزشك متخصص گفته بكارت او حالت كشش دارد، دخول شده و بكارت پاره نشده آيا مراتب فوق موجب فسخ نكاح است يا خير؟
    ج : ظاهر امر در اين قبيل موارد اين است كه باكره بودن به معناى آن است كه دخول بر او صورت نگرفته است بنابراين اگر آن شخص از جريان ازدواج قبل اين دختر و ارتباط او با شوهر قبل بدون اطلاع بوده است و قيد كرده است كه باكره باشد و بعداً معلوم شده است كه مدخول بها است اختيار فسخ دارد.
    س673: زنى قبل از ازدواج خود را دوشيزه سالم معرفى مى نمايد و پس از ازدواج بعد از مدتى معلوم مى شود كه از نظر جسمانى (قبل از عقد) مريض بوده است، با توجه به ماده 1128 قانون مدنى: (هرگاه در يكى از طرفين، صفت خاص شرط شده و بعد از عقد معلوم شود كه طرف مذكور فاقد وصف مقصود بوده براى طرف مقابل حق فسخ خواهد بود، خواه وصف مزبور در عقد تصريح شده باشد ياعقد مبنياً عليه واقع شود)، آيا در مورد فوق حق فسخ براى زوج مى باشد؟
    ج : در صورتى كه در ضمن عقد شرط شده و يا عقد بر پايه شرطى كه قبلاً مورد مذاكره قرار گرفته واقع شده است و داشتن مرض هم طورى است كه در نظر اهل عرف چنين شخص را بيمار و ناسالم محسوب مى دارند، زوج اختيار فسخ دارد.
    س674: زوج قبل از عقد مجنون بوده و زوجه نمى دانسته، در اين صورت عقد باطل بوده يا منعقد شده و زوجه فسخ مى كند؟ و باز اين مسئله چند صورت دارد، جنون زوج قبل از عقد و بعد از عقد، قبل از مقاربت و بعد از مقاربت، لطفاً جواب را بيان فرماييد:
    ج : در فرض مسأله زوجه حق فسخ نكاح را دارد چه اينكه قبل از عقد مجنون بوده و زوجه نمى دانسته يا اينكه بعد از عقد جنون عارض زوج شود و اگر مقاربت صورت گرفته است زوجه استحقاق تمام مهر را دارد و اگر مقاربت صورت نگرفته است استحقاق چيزى را ندارد.
    س674: در بيمارى قرن و افضاء در صورتى كه زن حاضر به درمان باشد و درمان نيز انجام پذيرد و در نتيجه آميزش جنسى و هم حاملگى ميسر مى گردد، آيا باز هم مرد حق فسخ نكاح را دارد؟ زيرا: الف- در روايات، علت فسخ در قرن، عدم امكام حاملگى و مجامعت ذكر شده و اكنون اين مانع برطرف گرديده است؛ ب - فسخ براى جبران زيان است و در فروض مذكور زيانى وجود ندارد تا فسخ لازم باشد؛ ج - اصل، لزوم بقاء عقد است.
    ج : در صورت مذكور مرد حق فسخ نكاح را ندارد. با توجه به مضامين رواياتى كه د باب قرن و افضاء وارد شده است فرض مزبور در فوق از مساق روايت خارج است و لذا مرد حق فسخ نكاح ندارد. ولى در فرض افضا اگر قبل از بلوغ زن دخول صورت گرفته و موجب افضاء شده است بر مرد لازم است كه ديه بپردازد.
    س676: آيا زناى احدالزوجين قبل از عقد و يا قبل از دخول موجب حق فسخ ناح براى طرف مقابل مى شود يا خير؟
    ج : زناى احد الزوجين موجب فسخ نكاح نيست و اگر در ضمن عقد شرط شده باشد مطلب ديگرى است و تابع شرط است و احكام تخلف شرط و اختيار طلاق بحث ديگرى است و كاملاً تابع شرط آنها است.
    س677: در عيوب موجب فسخ نكاح اگر عيب از جانب مرد باشد و زن قبل از دخول نكاح را فسخ نمايد آيا نصف مهريه به زن تعلق مى گيرد يا خير؟
    ج : فقط در صورتى كه فسخ بواسطه عنين بودن مرد باشد زن استحقاق نصف مهر را دارد ولى در غير آن اگر سخ قبل از دخول باشد و زن فسخ كند چيزى را مستحق نيست.
    س678: احتراماً به استحضار مى رساند اينجانب در مورخه 16 فروردين 1374 به عقد شخصى در آمده و در 28 آبانماه ازدواج نموده و از همان ابتدا متوجه شدم كه ايشان به بيمارى عنين مبتلا مى باشند و به اميد بهبودى در ايشان حاصل گردد بيش از يكسال در منزل ايشان زندگى كردم ولى چون اميدى به حل اين مشكل نديدم و از طرفى بد رفتارى كه نشأت از كمبود ناشى از بيمارى ايشان بود بالا گرفت لذا ناچار به ترك خانه شوهر شدم و از همان تاريخ با مراجعه به مراجع قانونى تقاضاى طلاق كردم، متأسفانه بعد از گذشت بيش از دو سال هنوز دادگاه رأى طلاق صادر ننموده است لذا از آن مقام والا استدعا دارم از نظر شرع اينجانب را راهنمايى فرماييد.
    ج : در صورتى كه شوهر داراى بيمارى عنن باشد و همسر او بعد از توجه به اين بيمارى تصميم به عدم زندگى با او گرفته باشد لازم است به حاكم شرع (يا دادگاه قانونى) مراجعه كنند و حاكم شرع يك سال به او مهلت مى دهد اگر در اين سال شوهر نتوانست عمل جنسى انجام بدهد زن اختيار فسخ نكاح خود را دارد و احتياج به طلاق نيست و چون دخول محقق نشده است نصف مهر خود را نيز مى تواند بگيرد و اگر از تاريخ رجوع شما به دادگاه و طرح مطلب فوق و امهال يكسال گذشته است شما اختيار فسخ نكاح خود را داريد.










  14. کاربر مقابل از این پست *ADRIANA* تشکر کرده است.


  15. #17
    ناظم انجمن

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    محل سکونت
    زیر اسمون خدا...
    نوشته ها
    16,534
    تشکر
    13,809
    تشکر شده 13,045 بار در 9,484 پست

    پیش فرض پاسخ : هزار و یک مسئله فقهی

    طلاق:
    س679: در خواندن صيغه طلاق در حضور شهود عدلين آيا عدالت واقعى شرط است يا به ظاهر كه عادل است و فسق ظاهرى انجام نمى دهد كفايت مى كند و تحقيق لازم نيست؟ حتماً اگر نفس عدالت شرط باشد كار بسيار مشكل مى شود كه صيغه طلاق را خوانده عنايت فرماييد جواب را مرقوم فرماييد.
    ج : در طلاق عدالت واقعى در حين طلاق شرط است و راه پى بردن به آن مختف است يا بينه است يا شياع موجب حصول اطمينان و يا معاشرت و بالاخره به هر وسيله كه اطمينان حاصل شود كافى است و طلاق صحيح است هرچند كه بعداً معلوم شود كه عادل نبوده است واقعاً.
    س680: شخصى زن خود را كه حامله بوده در حال عادت زنانگى و در حال نفاس طلاق داده آيا طلاق زن حامله در حال عادت زنانگى و حال نفاس صحيح است يا خير؟
    ج : صحيح است.
    س681: شخصى قبل از نزديكى با زنش در حال عادت زنانگى و در حال نفاس زنش را طلاق داده، آيا اين طلاق صحيح است يا باطل؟
    ج : صحيح است.
    س682: شخصى در مسافرت بوده و در حال غيبت، زنش را در حال عادت زنانگى و در حال نفاس طلاق داده، آيا اين طلاق صحيح است يا باطل؟
    ج : اگر نمى توانسته تحقيق كند صحيح است.
    س683: اگر مرد بداند كه زنش در عادت زنانگى است و او را طلاق بدهد و بعداً ادعا كند كه زنش را در حال طهر طلاق داده، آيا اين طلاق باطل است يا خير؟
    ج : بايد دليل اقامه كند يا قسم بخورد.
    س684: شخصى زن خود را طلاق داده و بعداً مطلع شد كه زن در حال عادت زنانگى و در حال نفاس بوده آيا اين طلاق صحيح است يا خير؟
    ج : اگر قدرت تحقيق داشته باطل است.
    س685: در رساله توضيح المسائل حضرتعالى آمده است: «اگر زن حامله را طلاق دهند عده اش تا دنيا آمدن يا سقط شدن بچه اوست.» حال اگر زن حامل كه در حال عده است بچه را عمداً سقط كند اگرچه آنچه سقط مى كند به صورت علقه يا مضغه باشد حكم وضع حمل را دارد؟ يعنى عده تمام مى شود يا حكم ديگرى دارد؟
    ج : بلى سقط جنين اگر چه عمدى باشد موجب تمام شدن عده است و همينطور سقط علقه يا مضغه در صورتى كه حمل بودن آن محقق باشد، لكن سقط عمدى معصيت است و ديه نيز دارد.
    س686: چنانچه خانمى طى مفاد مرقومه اى كه به خط و امضاى مشار اليهاست و اصالت امضاى او توسط دفترخانه ثابت است اقرا نمايد كه همسرش او را ساهاست، 3 طلاقه نموده آيا شرعاً مى تواند پس از فوت همسرش بدون توجه به مفاد اقرارنامه مدعى مجدد استمرار زوجيت شود و آيا اين اقرار صريح دليل شرعى بر وقوع طلاق ما بين مشار اليها و همسرش محسوب نمى گردد؟
    ج : در صورتى كه بعد از وقوع سه طلاق - چنانچه اعتراف نموده است - ازدواج با محلل صورت نگرفته است و يا ثابت نشده است ارتباطى مابين او و شوهر اول وجود ندارد.
    س687: اگر زنى از شوهرش طلاق گرفته و در حين عدّه طلاق رجعى، شوهر فوت كرد ولى زن نمى دانست و بخيا اين كه بعد از عده طلاق شوهر فوت نموده با مرد ديگرى ازدواج كرد، فعلاً تكليف زن نسبت به عده وفات چيست؟ و نسبت به شوهر دوم چه حالى دارد؟
    ج : در صورتى كه بعد از انقضاء عده رجعى طلاق شوهر كرده و بعد از آن علم پيدا كرده است كه شوهر اول در اثناى عده طلاق فوت كرده است عده وفت بر او لازم نيست و عقد شوهر دوم نيز صحيح است و در غير اين صورت پس از اطلاع از درگذشت شوهر چهار ماه و ده روز عده وفات براى شوهر اول نگهدار و از آن پس با شوهر دوم تجديد عقد كند.
    س688: اگر در ضمن عقد، زوجه شرط كرده باشد كه در صورت تحقق پاره اى امور مثل اعتياد شوهرش، زندانى شدن، عدم پرداخت نفقه و غيره، وى وكيل بلا عزل باشد تا خود را مطلقه نمايد، در صورت تحقق هر يك از اين امور، آيا زن بدون مراجعه به حاكم مى تواند وكالتاً از طرف زوج، صيغه طلاق را جارى سازد.
    ج : بلى در فرض مذكور مى تواند و اگر در حكومت اسلامى در دادگاه خانواده ضابطه اى براى اين موضوع وجود دارد مراجعه بفرماييد.
    س689: مردى زنى را دو مرتبه طلاق داده و بعد از طلاق دوم، مطلقه بعد از پايان عده با مردى ديگرى به عقد انقطاعى پنج ماهه شوهر كرده و بعد از پايان مدت مجدداً با شوهر اول كه 2 بار طلاق داده بود به عقد دائمى ازدواج نموده بازهم شكرآبى در ميان افتاده آن مرد زوجه اش را طلاق داده آيا نياز به محلل دارد يا خير؟
    ج : عقد انقطاعى واقع در بين تأثير ندارد و پس از طلاق سوم نياز به محلل دارد.
    س690: آيا شخصى كه زن بوده و ازدواج كرده و بعد تغيير جنسيّت داده، و مرد شده و با زن ديگرى ازدواج كرده حق طلاق دادن زنش را دارد؟
    ج : اگر مرد شده است حق دارد.
    س691: به فرض اينكه پدر و مادرى جوان در يك حادثه رانندگى هر دو نفر با هم فوت كرده و از بين رفته باشند و از مرحومين، طفلى دختر، سه سال و نيمه باقى مانده باشد همچنين پدر بزرگ ها و مادر بزرگ هاى پدرى و مادرى طفل در قيد حيات باشند و به فرض اينكه: الف - مادر طفل مذكور معلم شاغل در مدارس خارجش هر بوده و طفل خود را از بدو تولد و در غيبت خود تحت مراقبت مادر خود (جده مادرى طفل) قرار مى داد و اين طفل اكثر عمر خود را تا زمان مرگ پدر و مادرش در خانه جد مادرى و در دامان جده مادرى نشو و نمو نموده و به جده مادرى و اقرباى مادرى خود مأنوس است و وابستگى شديدى دارد. ب - اين طفل بطور مشهود و مستند نسبت به جد و جده و اقرباى پدرى خود مأنوس نبوده و گرايشى ندارد و از رفتن به خانه جد پدرى خود بسيار ناراضى مى باشد و از رفتن امتناع دارد. ج - جد پدرى طفل بدون توجه به غبطه و مصلحت طفل و بدون توجه به ضررهاى روحى و جسمى كه هر لحظه نسبت به طفل پيش بينى مى شود صرفاً به عنوان ولى قهرى او را به زيستن در خانه خود مجبور مى نمايد و حق ملاقات با طفل را از جد و جده مادرى و اقرباى مادرى طفل سلب مى نمايد. لذا با عنايت به فرضيات موارد مذكور، استدعا دارد بيان فرماييد: آيا عمل جد پدرى مذكور در بند (ج) بر پايه شرع مقدس است؟ و اقرباى مادرى هيچگونه حق و مسئوليتى در قبال طفل ندارند؟
    ج : ولى شرعى طفل در فرض مزبور جد پدرى او مى باشد و لازم است ولى بر اساس غبطه و مصلحت عمل كرده و مقدماتى فراهم كند كه جنبه هاى عاطفى و تربيتى طفل تأمين شود.
    س692: آيا دادگاه اسلامى (قاضى) مى تواند پس از بررسيهاى لازم و تشخيص نهائى به استناد به مصلحت و غبطه طفل و عاريت حال طفل كه ميت به جد و جده پدرى ندارد حق حضانت او را به طور موقت يا دائم از ولى قهرى گرفته و به ديگرى (مثلاً جد و جده مادرى) واگذار نمايد؟
    ج : به شرطى كه ذكر گرديد موقتاً مى تواند.
    س693: چنانچه حضانت طفل به جد پدرى و يا جد مادرى محول گردد حق ملاقات با طفل شرعا براى ديگرى وجود دارد يا خير؟ و در صورت وجود آن امتناع هر يك از آنان به دادن ملاقات قطع رحم محسوب مى شود يا خير؟
    ج : حق ملاقات به مقدارى كه جنبه عاطفى طفل تأمين شود و امتناع از آن موجب بوجود آمدن عقده روانى شود لازم است.
    س694: طفلى كه پدر و مادرش فوت كرده باشند كدام دسته و طبقه از اقرباى پدرى و مادرى او شرعاً حق ملاقات با طفل را دارند و به چه ترتيب؟ آيا خاله - دائى - عمه و عمو و بچه هايشان و يا كدام از آنان نسبت به ملاقات با طفل ذيحقند؟
    ج : ميزان همان است كه مذكور گرديد تأمين جنبه عاطفى طفل ميزان است و نبايد طورى باشد كه عرفا قطع رحم صدق بكند.
    س695: چنانچه هر يك از اقرباى پدرى يا مادرى طفل كه حق ملاقات با طفل را شرعا داشته باشند و براى بردن طفل از خانه ديگرى به خانه خود با عدم رضايت و گريه زارى طفل مواجه بشوند و طفل مايل به رفتن با آنان نباشد تكليف شرعى چيست؟
    ج : جواب معلوم گرديد، رعايت جنبه عاطفى طفل مقدم است.
    س696: زنى از شوهرش طلاق رجعى گرفته بعد از تمام شده عده شوهر كرده ولى در خانه شوهر دوم يقين حاصل كرد كه شوهر اولش در اثناء طلاق كه هنوز عده تمام نشده بود فوت كرده حال تكليف اين زن در خانه شوهر دوم چيست؟
    ج : پس از اطلاع از درگذشت شوهر چهار ماه و ده روز عده وفات براى شوهر اول نگه دارد و از آن پس با شوهر دوم تجديد عقد كند.
    س517: اگر يك مسلمانى اقدام بكند به ساختن سلاحى براى يك حكومت كافرى (كفّار حربى) يا لااقل نقش مهم در ساختن آن سلاح جنگش داشته باشد كه اين سلاح به طور مستقيم بر عليه يك كشور اسلامى استفاده خواهد شد، يا لااقل باعث خوف و ترس مسلمانان از آن كشور كافر شود، آيا اين فرد مسلمان مرتد است يا خير؟
    ج : در فرض مذكور آن شخص مرتكب گناه بزرگى شده است ولى ارتداد موجبات ديگرى دارد كه تا آنها محقق نشود شخص مرتد نيست.
    س518: اينجانب مأمور دولت مى باشم، در حين انجام وظيفه با اشخاصى درگير شده كه از ناحيه آنها مورد ضرب و جرح قرار گرفتم، بر عليه آن اشخاص اقدام به شكايت در نزد مقامات قضايى نمودم، چنانچه در مقابل دريافت مبلغى از حقّ خود گذشت و صرفنظر كرده باشم، لطفاً از لحاظ شرعى اعلام فرماييد آيا اين وجهى كه حقير دريافت نموده ام رشوه محسوب مى شود يا خير؟
    ج : در فرض مذكور در سؤال چون جنابعالى آن وجه را در مقابل گذشت از حقّ خود دريافت داشته ايد رشوه محسوب نمى شود.
    س519: بعد از تمام شدن مرافعه و صدور حكم آيا قاضى مى تواند هديه يكى از اصحاب دعوى را قبول كند يا خير و بطور كلى قبول هديه براى قاضى چگونه است؟
    ج : در مظان اتهام جايز نيست.
    س520: آيا در مزايده ها و مناقصه ها گرفتن رشوه توسط بعضى از مسئولين و دادن رشوه توسط شركت كنندگان تحت عنوان عيدى و شيرينى و... چه حكمى دارد؟
    ج : اگر عملى انجام داده و زحمت كشيده و در برابر آن چيزى بگيرد حلال است و اين رشوه نيست و اگر پول گرفتن براى از بين بردن حق باشد رشوه است و حرام است.
    س521: اينجانب كارمند يكى از بانكها هستم، در سالهاى قبل از بعضى از مشتريان بانك، مبالغى وجه نقد (دويست هزار ريالى) يا شيئى مثل سكّه طلا(حداكثر يك سكه) در روزهاى پايان سال، به اصطلاح شب عيد، به عنوان عيدى قبول نموده ام، لذا با توجه به اينكه اين عمل در بين همه مردم از قديم الايام از كسبه و تجار گرفته تا كارمندان و علماء و روحانيون موسوم بوده و هست و با عنايت به اينكه اينجانب هرز درخواستى از شخصى ننموده بلكه خود آنها به اصرار به من هديه و هبه نموده اند و آنها هم هيچگاه درخواستى جهت امرى از من نداشته اند، خواهشمند است نظر شرعى خود را مرقوم فرماييد كه آيا مصداق رشوه بوده يا خير؟
    ج : در صورتى كه تبانى در بين نبوده و جنابعالى هم انتظار و توقعى چنين هديه اى بلكه هيچ پاداش و هديه اى را نداشته ايد و بالاخره تفاوتى بين مراجعين در كار نبوده و شما وظيفه خود را بدون توقع انجام داده ايد و بعداً آنها به ميل خودشان هديه اى داده اند حلال است و مصداق رشوه نيست
    س522: در بعضى از مدارس هنگام ارائه كارنامه به ولى دانش آموز مبلغى را دريافت مى كنند بعضاً اولياء محترم با اكراه اين مبلغ را مى دهند، آيا از نظر شرعى اشكال ندارد؟
    ج : چون خودشان با در نظر گرفتن جهات زندگى خود مى پردازند اشكال ندارد.
    س523: ما خرده مالكين هر كدام زمينهاى كشاورزى داريم كه فقط مالكيت آن مشاع مى باشد بعضى از خرده مالكين و غير مالك اعمال قدرت كردند. و ملك را تصرف كردند و هم فروختند و به همين دليل حق به حقدار نرسيده و در هم و برهم شده و اين جانب مى خواهم مقدارى زمين براى مسجد بدهم و براى من امكان ندارد از همه خرده مالكين رضايت بگيرم چونكه بعضى ماك ها فوت كرده اند و يا فرزند نداشتند و يا اگر وارث دارند دسترسى به وارثشان ممكن نمى باشد و بعضى را كه مى توانم با آنها صحبت كنم ممكن است رضايت ندهند با اين توضيحات كه داده ام آيا مى توانم براى مسجد زمين بدهم و آيا مى توانم جهت خانه به شخصى زمين بفروشم و آيا كسب كشاورزى چنين زمين خمس و زكوة دارد؟
    ج : در صورتى كه بر اساس ضوابطى كه در حكومت اسلامى براى زمين ها مقرّر شده است عمل شود هرگونه تصرف جائز است و با شرائط خود خمس و زكات هم واجب مى شود و شما اگر به اندازه حقّ خودتان برداشته ايد چون تقسيم صورت نگرفته است از حاكم شرع اجازه بگيريد.
    س524: كسانى كه واسطه مى شوند و جنس را گرانتر از نرخ دولتى به ديگران مى فروشند، اين كار حرام است يا خير؟
    ج : وساطت در كار مشروع اشكال ندارد ولى مخالفت با مقررات جائز نيست.
    س525: سهميه قند و شكر كه به قناديها مى دهند اگر ب صورت آزاد نفروشند، در صورتى كه از طرف دولت به صورت سهميه اى براى درست كردن شيرينجات و... داده مى شود، سود او حلال است؟
    ج : بايد مقررات دولت اسلامى را مراعات نمايد.
    س526: استفاده از وسائل نقليه ادارى در امورات شخصى افراد جايز است يا خير؟ و اگر استفاده شد چه صورتى دارد؟
    ج : جايز نيست و لازم است تصرف بر اساس ضوابط حكومتى صورت بگيرد و در صورت تخلّف نيز بايد توافق با مقامات مسئول انجام بگيرد.
    س527: در بعضى از ادارات و يا مؤسسات دولتى از مستخدمين در جهت استفاده شخصى مانند خريد نان منزل و يا شستن اتومبيل و غيره استفاده مى نمايند (البته در ساعات ادارى) آيا موجب اشكال است يا خير؟
    ج : اين موضوع با ضوابط ادارى ارتباط دارد و چنانچه برخلاف ضوابط و موازين حكومت اسلامى باشد جايز است.
    س528: روستايى به نام خوش آباد مى باشد كه مالكهاى اصلى و اربابهاى اين روستا يهودى مذهب بوده اند و بعد از تقسيم اراضى، اين ملكها و قلعه هاى خود را رها كرده و قلعه ها خراب و جاى فسادى براى روستا بوده حالا با نامه بخشدارى منطقه قلعه و حياط يهوديان را به كلى خراب و راه درست كرده اند براى مسجد آيا صحيح است عبور از آن راه و آيا مى شود در مال يهودى تصرف كرد بدون اذن در صورتى كه اعمال مزبور بر اساس ضوابط حكومت اسلامى واقع شده است.
    ج : صحيح و جائز است.
    س529: شخصى مقدارى پول در بانك به عنوان سپرده گذاشته و بانك مدعى است كه با اين پول خانه مى سازيم و يا تجارت مى كنيم حال سودى كه بانك مى دهد حلال است يا خير؟
    ج : با شرحى كه در اواخر توضيح المسائل نوشته ايم اشكال ندارد.
    س530: اگر كار انسان در اداره حل نمى شود مگر با دادن پول آيا جايز است دادن پول يا خير؟
    ج : در صورتى كه اثبات حق منحصرا متوقف بر دادن پول باشد جائز است.
    س531: آيا سودى كه بانك براى وام دادن مى گيرد مى توان به عنوان كارمزد محاسبه كرد؟
    ج : اگر به آنچه كه در پشت ورقه بانكى نوشته شده عمل شود اشكال ندارد.
    س532: سودى كه بانك به دفترچه هاى پس انداز مى دهد چه حكمى دارد؟
    ج : در آخر توضيح المسائل ذكر كرده ايم و اشكال ندارد.
    س532: با توجه به اين كه كوپنها امروزه يك كاغذ بيشتر نيستند، آيا خريد و فروش آنها جايز است؟ و اصلاً ماهيت دارند تا خريد و فروش شوند؟
    ج : ماليت دارند ولى جواز خريد و فروش آنها تابع ضوابط حكومت اسلامى است.
    س533: در زمان شاه مزرعه هايى را به عنوان اصلاحات ارضى از ماليكن عمده گرفتند و بين همان كشاورزان قريه اى كه در آن قريه زارع بودند تقسيم كردند و از طرف شاه به هر يك از كشاورزان قباله اى دادند و در آن قباله ميزان مالكيت هر يك از كشاورزان را معين كرده اند بفرماييد كه: آيا آن كشاورزان به ميزان همان قباله اى كه در زمان شاه در دست دارند مالكند و بقيه زمين آن قريه مال همان مالك قبلى است و يا اينكه تمام اراضى آن قريه مال آن زارعين است و آن مالك عمده قبلى هيچ حق تصرفى در آن قريه ندارد؟
    ج : بعد از انقلاب و تشكيل حكومت اسلامى براى اين زمينها ضوابطى مقرر شد، بر اساس آن ضوابط عمل كردن صحيح و جائز است.
    س534: تدريس معلّمين مرد در مدارس دخترانه آيا صحيح است يا خير؟
    ج : در صورتى كه به طور عادى و بدون شائبه صورت بگيرد جائز است.
    س535: تعدادى از دراويش از مردم پولى تحت عنوان عشريه اخذ مى نمايند (به جاى خمس آل محمدصلى الله وعليه وآله وسلم) اولاً آيا اخذ عشريه به اين كيفيت بدعت محسوب مى شود يا خير؟ و ثانياً فعل حرام محسوب مى شود يا خير؟ لطفاً ارشاد فرماييد.
    ج : عشريه با عنوانى كه در فوق ذكر شده است بدعت است و اخذ آن حرام است.
    س536: لفظ جلاله يا آيه قرآن روى سنگ قبر نوشته شده و عابر هم روى آن قدم مى گذارد، آيا اجازه مى دهيد آنها را بدون اجازه صاحب آنها كه دسترسى به آنها ممكن نيست محو كنيم؟
    ج : تصرف در اموال غير بدون اجازه او جايز نيست، و عبور از روى مقابر بدون توجه و قصد هتك حرمت اشكال ندارد، ولى اگر حك لفظ جلاله و آيات قرآن بر سنگ قبور اهانت به قرآن و اسماء الهى محسوب شود بايد از اين عمل اجتناب كرده و تربيتى اتخاذ گردد كه از وضعيت هتك حرمت خارج شود و جلو هتك حرمت گرفته شود.
    س537: آيا اطاعت از والدين واجب است يا فقط عاق شدن حرام است؟
    ج : اطاعتى كه ترك آن موجب عقوق است واجب است.
    س538: اگر كسى شرعا بر او حرام است كه بيش از نصف شهريّه را بگيرد ولى در عين حال به نحو تمام مى گيرد مثلاً فرض بفرماييد: كل شهريه 20 هزار تومان است كه ده هزار تومان آن بر او حلال و 10 هزار تومان آن حرام است، آيا به صرف اينكه ده هزار تومان را انگشت بگذارد كه اين مال حلال و 10 هزار تومان ديگر مال حرام، مى تواند در 10 هزار تومان آن تصرف كند و يا طريقه جدا كردن آن روش ديگرى است؟
    ج : اين تقسيم بدون اجازه آن فقيهى كه اين وجه از طرف او داده مى شود صحيح نيست.
    س539: مسافرت كردن به كشورهاى غير مسلمان چه حكمى دارد؟
    ج : با رعايت احكام اسلام و داشتن هدف صحيح خوب است.
    س540: آيا براى محصلينى كه نمى توانند در كنار پدر و مادر ادامه تحصيل بدهند نظير طلاب خارجى كه در حوزه علميه قم مشغول تحصيل هستند در صورتى كه پدر و مادر به خاطر علاقه و محبّتى كه به فرزندشان دارند به فرزند اجازه ندهند كه ادامه تحصيل دهد، آيا اين فرزند مى تواند بدون اجازه پدر و مادر ادامه تحصيل بدهد يا جايز نيست؟
    ج : مى تواند ادامه تحصيل بدهد.
    س541: آقايان زرگر گاهى اوقات نياز هست براى بيرون آوردن و يا پوشاندن النگو دستمالى بين دست خود و دست نامحرم قرار دهند و كارشان را انجام دهند. آيا اين عمل كه از روى قصد بد نمى باشد حرام است يا خير؟ با قرار دادن حائل و فشار ندادن حرام نيست.
    س542: اغلب زنان و دختران روستايى اكراد و اعراب، دستها، چهره، گردن و سينه خود را به جهت زينت، خالكوبى مى كنند و با سينه و گردن باز در معرض ديد همگان هستند و طبق عادت و فرهنگ محلى، خود را نمى پوشانند و بعضى نيز بينى خود را سوراخ نموده و حلقه اى زرين در آن قرار مى دهند. ديدن نقوش خالكوبى و حلقه بينى اين گونه زنان شرعا چه حكمى دارد و ايا اين نوع تزيين از زينت هايى ممنوعه است؟
    ج : زينت هائى كه در مواضعى مثل سينه و گردن است نگاه به آنها مانند خود سينه و گردن حرام است و اما در چهره، آن زينت اگر جلب توجه مى كند نگاه به آن نيز حرام است و اگر جلب توجه نمى كند و مانند خود چهره است نگاه به آن بدون ريبه و تلذذ اشكال ندارد.
    س543: آيا رواياتى كه در مورد وجود موجودات و زمينها و آسمانهاى ديگر در فضاى پهناور هستند داراى سندى درست و صحيح مى باشند يا خير و نظر حضرتعالى در اين باره چيست؟
    ج : داراى سند صحيح مى باشند و در قرآن كريم نيز آياتى دلالت دارند كه در آسمانها علاوه بر ملائكه موجودات زنده فراوانى وجود دارد و در كتاب دانش عصر فضا، بنده در اين موضوع مطالب بسيارى نوشته ام.
    س544: سرقت اطلاعات سرى كد شده و رمزدار از شبكه هاى كامپيوترى و يا كامپيوترهاى شخصى و كشف رمز آنها چه حكمى دارد؟ همينطور است سرقت فروش غير مجاز شماره هاى موبايل توسط آشنايى به تكنيك الكترونى مركزى آن؟
    ج : سرقت به هيچ نحو جايز نيست.










  16. کاربر مقابل از این پست *ADRIANA* تشکر کرده است.


  17. #18
    ناظم انجمن

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    محل سکونت
    زیر اسمون خدا...
    نوشته ها
    16,534
    تشکر
    13,809
    تشکر شده 13,045 بار در 9,484 پست

    پیش فرض پاسخ : هزار و یک مسئله فقهی

    احكام خريد و فروش
    س545: شخصى به دليل گرفتارى و به لحاظ اضطرار مبلغ سه ميليون تومان به عنوان قرض با وثيقه قرار دادن منزل شخصى خود به صورت بيع شرط از شخصى دريافت مى نمايد و مدت چند سال سود ماهانه آن را نيز پرداخت مى نمايد. پس از پيروزى انقلاب اسلامى شخص طلبكار به خارج از كشور رفته و فوت مى نمايد. شخص بدهكار به موجب قانون ثبت (مواد 34 و 34 مكرر) بدهى خود را كاملاً پرداخت و سند وثيقه فوق را آزاد مى نمايد. از محضر عالى تقاضا دارد نظر مباركتان را در مورد اينكه پس از پرداخت كليه بدهى توسط بدهكار ملك متعلق به او مى باشد يا خير؟
    ج : سؤال درست روشن نيست كه آيا معامله به عنوان قرض گرفتن و وثيقه قرار دادن منزل صورت گرفته است يا به عنوان بيع شرط؟ در صورت اول منزل در ملك مالك خود باقى است و پس از پرداختن بدهى، خود مالك استرداد آن را دارد و در صورت دوم اگر پس از پرداخت قرض خود بيع مذكور را در صورتى كه در مدت خود فسخ نموده است ملكيت منزل به بدهكار بر مى گردد.
    س546: كسى كه نمى دانسته معامله اى حرام است مثلاً قبل از انقلاب معمولاً مردم كشت ترياك داشته و خريد و فروش مى كرده اند و كسى كه در آن سالها مقدارى از پول خريد خانه اش از طريق اين معامله بوده ب توجه به آنكه ندانسته چنين معامله اى حرام است، حال نماز خواندن و انجام عبادات زن و فرزند او در اين خانه اشكال دارد؟
    ج : چون در معاملات به ذمه معامله مى كنند نماز و عبادت در آن خانه اشكال ندارد ولى حق مردم بايد اداء شود.
    س547: با اين كه اهل سنت ماهى حرام و بى فلس را مى خورند آيا فروش ماهى بى فلس به آنها چه حكمى دارد؟
    ج : جائز نيست.
    س548: اگر در ايران كارخانه اى كنسرو قورباغه درست كند و به خارج بفروشد جايز است يا خير؟
    ج : جايز نيست.
    س549: خريد و فروش موارد زير چه حكمى دارد؟ الف: تيغ، ماشين خودتراش با عدم اطمينان به مصرف حرام. ب: مجسمه با صابون يا چيزى كه روى آن مجسمه دارد. پ: لوازم آرايش زنانه توسط مرد. ت: خريد و فروش و توليد خمير ريش (اگر مصرف حلال نيز داشته باشد) ث: پيه و چربى حيوانى كه از خارج وارد ميشود جهت تهيه صابون (ميته و انتفاع براى منافع محلله) خ: الكل صنعتى و سفيد با احتمال استفاده سوء برخى دريافت كنندگان.
    ج : از (الف) تا (خ) همه جايز است و اما (ز) بايد توضيح بدهيد كه منظور از استفاده سوء چيست؟
    س550: آيا فروختن انگور به طورى كه هنوز به صورت غوره است و به درخت آويزان است صحيح است؟
    ج : فروختن غوره بر درخت اشكال ندارد.
    س551: اگر در معامله اى كه ولى قهرى براى فرزند صغيرش انجام داده است، رعايت غبطه و مصلحت صغير نشده باشد و به ضرر او شده باشد، آيا آن معامله صحيح است يا باطل؟
    ج : در فرض مذكور در سؤال، معامله باطل است.
    س552: عمارتى است كه فروخته شده و متعلّق به شوهر بوده و زمينى در جلو اين عمارت موجود است كه متعلق به عيال ايشان است، شوهر بدون اطلاع عيالش راه عبور و مرور اين ساختمان را از وسط زمين قرار داده و زمين را به دو قسمت نموده، پس از پايان معامله كه شوهر به عيالش اطلاع داده عيال نسبت به مسير تعيين شده راه و نسبت به مساحت و مقدار آن رضايت ندارد. مسئله چه حكمى پيدا مى كند.
    ج : در فرض مذكور بدون رضايت خانواده اش هرگونه قرارداد و تصرف در زمين او حرام است.
    س553: در يكى از روستاهاى همدان غسال خانه اى ساخته اند ولى زمين او قبلاً مال اربابى بهائى بوده است و بعد تقسيم اراضى شده حالا خواستيم بدانيم آيا مى شود در آنجا ميّت را غسل داد يا نه؟
    ج : در صورتى كه بعد از به وجود آمدن حكومت اسلامى تصرف در آن زمين بر اساس ضوابطى باشد كه حكومت اسلام تنظيم كرده است اشكال ندارد.
    س554: اگر در وضعيت اضطرارى، چنانكه كشتى مسافرى در مسافرت دريايى به علت طوفان شديد درهم شكند و در حالى كه مسافران در معرض غرق شدن قرار دارند، كشتى ديگرى كه از آن منطقه عبور مى نموده، متوجه قضيه گرديده اما ناخداى اين كشتى عنوان مى كند كه در صورتى حاضر به نجات جان غريقان مى گردد كه غريقان حاضر به تعهد پرداخت مبلغ هنگفتى پول بنمايند؛ مانند اينكه در خصوص پرداخت اين مبلغ هنگفت و غير متعارف، قراردادى را به امضاء برسانند و يا چكى را امضا كنند، حال با لحاظ اينكه چنين معامله اى در وضعيت اضطرارى منعقد گرديده است، اين معامله از چه حكمى برخوردار است، يعنى معامله صحيح است يا باطل؟
    ج : معامله صحيح و نافذ است.
    س555: كسى كه چند سال قبل به عنوان اجاره، دكانى گرفته و با گذشت زمان، دكان به صورت سرقفلى درآمده آيا مستأجر حقّ ادعا از سرقفلى دارد يا خير؟
    ج : ارگ در تنظيم سند اجاره اوليه در مورد سرقفلى چيزى ذكر نشده است و در اثر ادامه فعاليت مستاجر و حسن مديريت او آن دكان مورد مراجعه مردم واقع شده است، در اين صورت براى مستاجر مزبور در فوق حقى به وجود آمده است و لازم است موجر از عهده پرداخت حق او به طور متعارف بيرون بيايد.
    س556: مغازه اى است كه سرقفلى آن را مالك مشتركاً به دو نفر واگذار نموده و در برگه قرار داد قيد نموده «مستأجرين بدون اجازه مالك حقّ انتقال به غير را ندارند.» اما در برگه قرارداد قيد نشده كه بين خودشان هم حق انتقال ندارند. حال سؤال اينجاست كه آيا مى توانند ايندو شريك سهم خويش را به يكديگر واگذار نمايند يا خير؟
    ج : براى بهتر روشن شدن موضوع،رؤيت عين عبارت مالك لازم است ولى در آن مدتى كه به اين دو نفر واگذار شده و منفعت آن از ملك مالك خارج شده است تا شرطى از طرف مالك نشده است مى توانند به يكديگر منتقل نمايند.
    س557: به عرض عالى مى رساند كه معامله اى صورت گرفته و متبايعين قراردادى را امضاء كرده اند در ضمن اين قرارداد شرط شده كه با اسقاط كليه خيارات حتى غبن و خريدار يك فقره چك به مبلغ بيست هزار تومان به فروشنده پرداخت كرد كه بقيه ثمن را فردا پرداخت نمايد و فروشنده چك را به عنوان امانت به بنگاهى واگذار نموده است و فروشند بعد از يك ساعت اظهار پشيمانى نموده و به اين معامله راضى نمى باشد وظيفه چيست؟
    ج : در مسئله مذكور معامله اى كه واقع شده است لازم است و اظهار پشيمانى اثر ندارد. شرائط ضمن عقد:
    س558: دو برادر در زمان قبل كه اموالشان مشترك بوده يكى به حج رفته و قبل از آنكه برادر دوّمى به حج رود از هم جدا شده و تقسيم اموال نموده اند و قرار گذاشته اند هر وقت برادر دومى به حج رود نصف خرج او را برادر بزرگ بپردازد حالا برادر بزرگ بايد نصف مخارج را بپردازد يا نه؟
    ج : چنانچه قرارداد مزبور در ضمن عقد لازمى صورت گرفته است عمل به آن واجب است، و خوب است مؤمن به قول و وعده خود وفا كند
    س559: معامله اى به صورت قولنامه اى نوشته شده و قرار و شرايط ما بدين نحو است كه اگر پول سر موعد پرداخت نگرديد معامله فسخ مى باشد و خريدار سر موقع نپرداخته است نظر حضرت عالى چه مى باشد؟
    ج : در صورتى كه در ضمن معامله شرط شده است كه اگر خريدار پول را در سر موعد نپردازد فروشنده اختيار فسخ دارد، چنانكه ظاهر قولنامه بر آن دلالت دارد و خريد نيز در موعد مقرر ثمن را نپرداخته است براى فروشنده اختيار فسخ فعليت پيدا كرده است و اگر وى از حق خود استفاده كرده معامله را فسخ نموده باشد معامله باطل گرديده و مبيع بايد به او مسترد شود.
    س560: اگر ملكى را كه براى ديگرى است كسى در زمان طاغوت تصرف كرده بشد و تا كنون چند دست خريد و فروش شده باشد و مالك فعلى كه نفر چهارم است آن را خريده با اينكه مى داند مال غصبى است، حكم چيست؟ آيا استفاده مالك اصلى از آن ملك جايز است يا خير؟
    ج : در فرض مسأله استفاده مالك اصلى از آن باغ جائز و حلال است. و خريد و فروش ملك غصبى جائز نيست.
    س561: اينكه در قولنامه ها معمولاً مى نويسند كه هريك از طرفين كه پشيمان شد بايد فلان مبلغ به ديگرى بدهد آيا به اين قول و قرار عمل كردن لازم است؟
    ج : اگر آنچه كه مابين خريدار و فروشنده واقع شده است گفتگوى مقدماتى است و هنوز معامله اى صورت نگرفته است و بناى طرفين بر اين است كه معامله را بعداً - مثلاً در دفترخانه انجام بدهند و لذا صيغه معامله خوانده نشده است و دادوستدى هم به قصد انشاى معامله انجام نگرفته است در اين صورت عمل كردن به آن قول و قرار لازم نيست - چون اين شرط در ضمن عقد لازم نبوده است ولى اگر معامله واقع شده است و در ضمن عقد آن معامله، شرط كرده اند كه هر يك از طرفين اگر پشيمان شود و حق سخ و خيار داشته باشد و بخواهد از حق فسخ خود استفاده كند و يا از طرف ديگر بخواهد كه او معامله را اقاله نمايد (از انجام معامله صرف نظر كند) در اين صورت طرف ديگر مى تواند او را الزام به دادن آن پول كند و آن پول را بگيرد.
    س562: ايا فروش چكى كه مربوط به ديگرى است به فردى به كمتر از مبلغ چك صحيح است؟
    ج : اگر اين چك در مقابل جنسى است كه قبلاً فروخته شده و قيمت آن در ذمه مانده است اشكال ندارد.
    س563: آيا صحيح است كه انسان چك يا سفته به فردى بدهد و به وى بگويد مبلغ اين مقدار قرض به من بده، بعد از وصول چك يا سفته طلب خود را بردار و اين مبلغ هم بابت حق الزحمه خودت كه چك را از بانك گرفته اى باشد؟
    ج : اگر چك صورى است و يا وسيله اى براى رباخوارى است اشكال دارد.
    س564: شخصى مراجعه و اظهار مى دارد يك فقره چك از شخصى دارم كه براى مدّت 3 ماه ديگر است لذا مى خواهم آن را به قيمت كمتر نقد بفروشم و شخصى كاسب اين كار را انجام مى دهد. آيا اين عمل شرعى است يا خير؟
    ج : اگر آن چك در برابر كالائى است كه به آن شخص داده است و نيز تبانى قبلى براى رباخوارى نباشد اشكال ندارد.
    س565: آيا خريد و فروش سفته به كمتر از مقدار آن صحيح است؟
    ج : در صورتى كه سفته و چك صورى نيست و در مقابل دينى است كه در ذمّه ثابت است و تبانى قبلى نيز كه وسيله رباخوارى احياناً مى شود در بين نباشد خريد و فروش به كمتر از مقدار آن جائز است.
    س566: در ميان مردم خريد و فروش چك يا خرد كردن آن به كمتر از مبلغ چك رايج است، مثلاً گاهى شخصى داراى حساب بانكى است - چكى دارد - بنا به دلايلى صاحب چك ناچار است از كسى قرض نمايد، آيا مى تواند مبلغ مورد نياز را يكساله يا كمتر و بيشتر از طرف مقابل به زيادتر از موجودى چك بخرد و چك را براى يكساله بعد بنويسيد و به او بدهد؟ و اضحتر عرض كنم افرادى هستند شغلشان هيمن است كه چك خرد كنند و ثرت زيادى از اين طريق هم جمع كرده اند سؤال اين است كه، از نظر شرعى ربا محسوب مى شود و حرام است؟ يا اينكه راههايى وجود دارد كه اين را از عنوان ربا خارج كند؟
    ج : خريد و فروش پول و چك جائز نيست. بلى اگر كسى در ذمه شخصى طلب دارد، متاعى فروخته و از او چك گرفته، در اين صورت مى تواند آن چك را كه حاكى از ما فى الذمه است بفروشد و در مورد اخير نيز نبايد با تبانى قبلى باشد كه موجب ربا باشد.
    س567: عقد بيعى بين بايع و مشترى انجام شده و مشترى بابت بخشى از ثمن معامله چند چك بانكى به بايع داده و در مبايعه نامه شرط شده: «اگر هر كدام از چكها وصول نگردد مبايعه نامه فسخ مى باشد» بايع در س رسيد چك جهت وصول به بانك مراجعه مى نمايد لكن به علت كسر موجودى چك برگشت مى شود و بانك هم گواهى صادر مى نمايد، على هذا بايع اعلام فسخ كرده و وجوده دريافتى را به حساب بانكى خريدار واريز نموده و به مشار اليه اطلاع مى دهد، لكن خريدار پس از مدتى كه قيمتها نوسان پيدا كرده مدعى است كه در ساعات اوليه كس موجودى داشته و در ساعات بعد موجودى حساب تكميل شده است نظر مبارك را بيان فرماييد كه آيا شرط فسخ با برگشت چك محقق شده است؟
    ج : در مسأله فوق سؤال ميزان عرف معاملات و بازار است اگر متعارف در بين مردم در معاملت و مطالبات بودن و نبودن موجودى در ساعات اوليه است شرط فسخ محقق شده است و چنانچه ميزان نبودن موجودى تا آخرين ساعت است شرط فسخ محقق نشده است.
    س568: معامله ملك مرهونه، در صورتى كه مشترى آگاه به وجود رهن نباشد ولى مدتى بعد از تنظيم سند عادى، اطلاع از اينكه مورد معامله در رهن بانك مى باشد حاصل نمايد و بانك مرتهن بعد از تاريخ انجام معامله عادى فوق، كتباً عدم رضايت خود را از انجام معامله مذكور اعلام داشته و مشترى هم از مفاد عدم رضايت بانك ياد شده اطلاع حاصل نموده است، با اوصاف مذكور معامله خانه اى كه در رهن قرار داشته صحيح و مشروع واقع شده است يا خير؟
    ج : در فرض مذكور معامله باطل است.
    س569: چنانكه مشترى بعد از اعلام عدم رضايت بانك مرتهن بر انجام معامله ملك مرهونه اقدام به پرداخت بدهى هاى راهن به بانك مرتهن نموده باشد، اين اقدام مشترى آيا مى تواند محملى بر صحت معامله سابق قرار گيرد يا خير؟
    ج : بعد از اعلام رضايت از طرف مرتهن معامله مذكور باطل مى شود و پسس از اينكه رضايت مرتهن را جلب كرد لازم است معامله مجدد صورت بگيرد.
    س570: آيا معامله ملك مرهونه از سوى بايع راهن به غير در صورت علم و اطلاع مشترى از اينكه مورد معامله در رهن بانك قرار دارد صحيح و مشرع است يا خير؟
    ج : فقط با اجازه مرتهن هرچند اين اجازه بعد از عقد باشد صحيح است.
    س571: آيا فروش قسمتى از خانه يا ملك به فردى تا مدّت معين به عنوان بيع شرط و اجاره كردن آن از مالك جديد به مبلغ معينى در صورتى كه هدف فرار از ربا باشد صحيح است؟ يعنى فروشنده بنا دارد تا يكسال ديگر بر اساسا خيارى كه دارد معامله را فسخ كند چون نياز به پول دارد دست به چنين معامله و اجاره اى مى زند.
    ج : اين قبيل اعمال كه در آنها مقصود اصلى رباخوارى است و به عنوان فرار از ربا صورت مى گيرد، مشروع نيست و مجوز ربا خوارى نمى شود.
    س572: اگر شخصى جنسى را به ديگرى به قيمت معين بفروشد و از فروشنده تعدادى از آن را دريافت كند و بعد از فروشنده از تحويل مابقى بازماند آيا خريدار مى تواند آن مقدار جنسى را كه هنوز از فروشنده دريافت نكرده به قيمت اضافه ترى به او بفروشد و به اين صورت حساب خود را تسويه كند؟
    ج : در صورتى كه تبانى قبلى براى رباخوارى نباشد جائز است.
    س573: آيا جايز است كه انسان يكصد هزار تومان پول قرض به كسى بدهد و مثلا يك كيلو برنج كه ارزش آن پانصد تومان است به وى به مبلغ ده هزار تومان بفروشد كه بدهكار بعد از شش ماه يكصد و ده هزار تومان پرداخت نمايد؟
    ج : جايز نيست.
    س574: آيا فروش اسكناس به اسكناس به صورت نقد و اقساط مثلاً فروش يكصد هزار تومان نقد به يكصد و ده هزار تومان به طور اقساط ده ماهه صحيح است يا خير؟ و آيا فرقى هست بين اين كه هدف از اين معامه فرار از ربا باشد يا نباشد؟
    ج : جائز نيست.
    س575: آيا فروش مثلاً ده كيلو برنج به پانزده هزار تومان يعنى هر كيلو يكهزار و پانصد تومان به فردى با شرط اين كه مثلاً پنجاه هزار تومان به خريدار به عنوان قرض بدهد كه به صورت اقساط بپردازد صحيح است؟ حال اگر در اين معامله فرار از ربا باشد چطور؟
    ج : جائز نيست.
    س576: افرادى كه صندوق قرض الحسنه دارند تا چه اندازه مى توانند از متقاضى وام بابت كارمزد وجهى دريافت دارند، آيا مى توان تمام مخرج مانند كرايه مغازه و حقوق كارمندان و... را محاسبه كرد يا خير؟
    ج : به اندازه اى كه متعارف باشد به عنوان اجرة المثل مى توان محاسبه كرد.
    س577: آيا با خريد و فروش صورى مى توان از ربا فرار كرد؟
    ج : جائز نيست.
    س578: با توجه به اينكه ربا در معامله نقدين است زياده گرفتن در اسكناس آيا جائز است؟
    ج : جائز نيست.
    س579: اگر شخصى پوللى را به عنوان قرض به شخص ديگرى بدهد و سرماه مبلغى را بگيرد مثلاً 100 هزار تومان 4 هزار تومان و در ازاى اين معامله يك شى ء را به همديگر بدهند مثلاً يك كتاب آيا اين همان نزول مى باشد و اگر هر دو طرف رضايت داشته باشند مسئله چطور است؟
    ج : اگر از اول قرار گذاشته باشند ربا و حرام است.
    س580: شخصى بدهكار است و اظهار مى دارد توان پرداخت ندارم لذا طلبكار شرط مى كند: چون امكان دارد شما تا يكسال ديگر نتوانيد بدهى خود را پرداخت كنيد، من هم بدين شرط صبر مى كنم كه مبلغى بدهى را شما امروز به طلا تبديل كنيد راى مثال مشخص گردد به همان مبلغ بدهى شما 10 مثقال طلا بدهكار هستيد و يكسال ديگر بدهكار هم بايد 10 مثقال طلا بدهد، آيا اين عمل شرعى است يا خير؟
    ج : فرض مذكور مشروع نيست.
    س581: اگر شخصى پيمانكار تعهد نمايد كه ساختمانى را ظرف مدت معين با مبلغ مشخص و معين بسازد و يكسال بعد از انعقاد قرارداد بر اثر اوضاع و احوال اقتصادى و تورم مبلغ مورد قبول شخص پيمانكار كفاف تكميل ساختمان را نمى دهد و در اينجا مى بايست مبلغ زيادى از خود متضرر شود وضعيت اين معامله و قرارداد چگونه است. آيا مى تواند قرارداد خود را فسخ نمايد؟
    ج : از آنجا كه اين جريان به واسطه جهل يا غفلت مورد توجه قرار گرفته اكنون مى تواند با ادعاى غبن موضوع را مطرح نمايد يا توافق جديد صورت بگيرد و يا فسخ به عمل بيايد.
    س582: شخصى به نام «الف» كارخانه شيشه خود را به شرط تهيّه مواد اولليه كارخانه به شخص «ب» اجاره مى دهد، ماهى يك ميليون تومان به مدت 10 سال، اما در سال هفتم به علت بالارفتن نخ دلار قيمت مواد اوليه به طور سرسام آور باا رفته و گران شده و شخص «الف» اگر بخواهد مواد اوليه براى يكماه تهيه نمايد، بايد مبلغ بيست ميليون تومان بدهد، در حاليكه خودش هر ماه يك ميليون تومان اجاره دريافت مى كند. لذا از جنابعالى تقاضا دارم مرقوم فرماييد آيا اين قرارداد قابل فسخ مى باشد يا اينكه ين قرارداد تا سال دهم اجراء شود؟
    ج : از آنجا كه اين شخص نسبت به اين پيش آمد جهل يا غفلت داشته است مى تواند اكنون به جهت مغبون شدن با مستاجر موضوع را مطرح نمايد تا يا توافق جديد به عمل بيايد و يا فسخ نمايد.
    س583: اين جانب يك دستگاه ورق تاكنى فروختم به مبلغ 2 ميليون و چهارصد هزار تومان كه از مبلغ مذكور 150 هزار تومان نقداً دريافت نمودم، توضيح اينكه مبلغ فوق را دست نزدم، و مابقى مبلغ بنا بود زمان تحويل دستگاه پرداخت شود، ولى اين جانب قبل از موعد تحويل پول فهميدم كه مغبون شده ام خواهشمندم تكليف شرعى را بيان فرماييد:
    ج : در صورتى كه به واسطه عدم اطلاع از وضع قيمت جنس مورد معامله مغبون شده باشيد، مى توانيد معامله را بهم بزنيد.
    س584: شخصى زمين به متراژ معين را معامله مى كند كه خريدار پول زمين را به مدت سه روز پرداخت نمايد، بعد از گذشت ساليان دراز از پرداخت قيمت كه نقدى بوده، خريدار استنكاف مى كند، آيا صاحب زمين مى تواند معامله را به هم بزند و عين المال را كه زمين باشد برگرداند يا خير؟
    ج : در صورتى كه در ضمن معامله شرط شده است كه خريدار تا سه روز ثمن را پرداخت نمايد اگر در اين مدت پرداخت نكرد براى بايع خيار تخلف شرط محقق مى شود و مى تواند بيع را فسخ كند و زمين را به ملك خود برگرداند ولى اگر اعمال خيار نكرد و معامله را فسخ نكرد بعد از چند سال نمى تواند معامله را بهم بزند.
    س585: بنده حدود يكسال پيش يك خانه 56 مترى خريدم بعد از مدتى ديدم همسايه ما از كوچه عقب نشينى كردند، مسئله را جويا شدم معلوم شد اين منزل خريدارى شده نيز بايد 1 متر به طول 8 متر عقب نشينى كند و بدون آن اجازه ساخت همكف نمى دهند و فعلاً منزل به خاطر عقب نشينى با توجه به مساحت آن به فروش نمى رسد، يا به قيمت خيلى پايين به فروش مى رود لطفاً مرقوم فرماييد آيا اينجانب حق خيار عيب دارم يا خير؟
    ج : در فرض مسأله جنابعالى خيار عيب داريد مى تواند اصل معامله را فسخ كنيد و قيمتى را كه پرداخته ايد پس بگيريد و مى توانيد تفاوت قيمت را بگيريد.
    س586: فروشنده اى به صورت عمده فروشى فعاليت دارد لذا در زمان فروش كالا وقتى فاكتور مى نمايد در ذيل فاكتور مى نويسد اين مبلغ فاكتور به صورت نقد پرداخت مى گردد. و اگر بخواهد دو ماهه پرداخت كند به مبلغ فاكتور 10% اضافه مى شود، آيا اين شرعى است يا خير؟
    ج : اين مورد با اين ترتيب صحيح نيست.
    س587: فروشگاهى به صورت عمده كالا مى فروشد و در ذيل فاكتور مى نويسد قيمت نقدى 100 تومان و 2 ماهه 110 تومان و سه ماهه 120 تومان خريدار مجز است هر كدام را كه مى خواهد انتخاب و معامله را قطعى نمايد، آيا اين عمل شرعى است يا خير؟
    ج : اگر قبل از انجام معامله يكى از آنها را انتخاب كرد و بعد از آن معامله را قطعى كرد مشروع است و اشكال ندارد.
    س588: شخصى فروشنده كالا به صورت عمده فروشى است و به خريداران قبل از انجام معامله شرط مى نمايد: «در صورتى كه سر موعد، نسبت به پرداخت بدهى خود اقدام نكنيد ملزم هستيد ماهانه 10% فاكتور را به عنوان خريد كالاى مدت دار پرداخت كنيد» و خريدار قبول مى نمايد، سپس معامله قطعى صورت مى گيرد. آيا اين عمل مشمول پرداخت دير كرد يا خسارت مى باشد يا معامله شرعى انجام گرفته است؟ لازم به ذكر است خريدار با رضايت كامل نسبت به انجام معامله اقدام مى نمايد.
    ج : پس از انجام معامله، شرط مذكور صحيح نيست، به عبارت ديگر گرفتن پول در برابر تاخير از موعد مشروع نيست. خيار تدليس:
    س589: اين مسئله كه در عرف مردم شايع است: در هنگام فروش منزل، به ظاهر منزل رسيدگى مى كنند، از قبيل رنگ دربها و ديوارها و كاغذ ديوارى و... و بعد منزل خويش را در معرض فروش مى گذارند وهمين كار موجب بالا رفتن قيمت و ارزش منزل در نظر خريدار مى شود آيا تدليس محسوب مى شود يا خير؟ و خريدار خيار تدليس دارد يا خير؟
    ج : اگر عيب و نقصى در بين بوده و به اين وسيله خواسته است كه عيب و نقص را بپوشاند تدليس است و خريدار خيار تدليس دارد ولى اگر فقط جنبه تزيين و تكميل دارد حرام نيست و موجب خيار نيز نمى شود.
    س590: دو نفر در حال مذاكره جهت معامله زمين هستند شخص ثالثى با علم به اينكه طرفين در حال مذاكره مى باشند شرعا مى تواند وارد معامله شود و خريدار اول را منع و زمين را بخرد؟
    ج : عمل مزبور خلاف اخلاق اسلامى است ولى اگر بعد از اين عمل معامله با رضايت طرفين صورت گرفت صحيح است










  18. کاربر مقابل از این پست *ADRIANA* تشکر کرده است.


  19. #19
    ناظم انجمن

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    محل سکونت
    زیر اسمون خدا...
    نوشته ها
    16,534
    تشکر
    13,809
    تشکر شده 13,045 بار در 9,484 پست

    پیش فرض پاسخ : هزار و یک مسئله فقهی

    احكام اجاره
    س591: اين جانب منزل اجاره كرده ام در قرار داد ما آمده است: «اينجانب آقاى (اسم صاحبخانه ما) يك باب خانه با مشخصات... را به آقاى (اسم اينجانب) با قرار ماهى 12 هزار تومان از تاريخ21/12/76 تا21/12/77 اجاره مى دهم به شرط آن كه 450 هزار تومان پولى كه از ايشان نزد اين جانب مى باشد از تاريخ... تا... به عنوان قرض در نزد من باقى بماند.» آيا اين گونه اجاره و قرارداد شرعى مى باشد؟
    ج : شرعى است و اشكال ندارد.
    س592: در تحرير الوسيله (مسأله 6 در مورد قرض) چنين آمده كه در صحت قرض اين شرط معتبر است كه قبض و اقباض صورت بگيرد، حال سؤال اين است: صاحبخانه در قراردادى كه در سؤال فوق مقدارى ا متن آن آمده است شرط كرده است كه 450 هزار تومان پولى كه از مستأجر نزد صاحب خانه مى باشد به عنوان قرض در نزد صاحبخانه باقى بماند. حال چون قبض و اقباض در حين قرض دادن صورت نگرفته بلكه گفته شده است پولى كه از مستأجر نزد صاحبخانه مى باشد به عنوان قرض در نزد صاحبخانه باقى بماند اين قرض صحيح است؟ يا اين كه صاحبخانه بايد پولى كه سابقاً از مستأجر گرفته بود را به او برگرداند قرض دهد تا قبض و اقباض صورت بگيرد و اين قرض صحيح باشد؟
    ج : چون پول در اختيار مستأجر بوده است پس از قرارداد اجاره قبض و اقباض مجدد لازم نيست.
    س593: اگر مستأجرى بدون اذن موجر، در عين مستأجره، تغييرات و تصرفاتى در جهت بهتر شدن آن مثل رنگ آميزى در دو ديوارها، تعويض دربهاى كهنه با نو، تغيير تيرهاى چوبى به آهن، تعويض سنگفرشهاى نامرغوب يا مستعمل به مرغوب يا نو و امثالهم را انجام دهد، آيا اعمالش مصداق تعدى يا تفريط است و مؤجر حقّ فسخ خواهد داشت يا خير؟
    ج : اين قبيل تصرفات بدون اذن موجر جائز نيست ولى موجب حق فسخ نمى شود.
    س594: شخصى دو باب اطاق از خانه مسكونى خود را اجاره مى دهد به مبلغ معلوم ولى مدت اجاره را معلوم نمى كند بعد از مدتى موجر به مستأجر پيشنهاد مى كند كه يا مال الاجاره را اضافه كن و يا مدتى به شما مهلت مى دهم كه اطاقها را تخليه نمايى آيا پيشنهاد مذكور شرعاً مانعى ندارد؟ و در صورتى كه مستأجر هم به مقدار اضافه راضى شده لكن مال الاجاره را نپرداخته مديون هست يا نه؟
    ج : پيشنهاد مذكور مانعى ندارد. ولى اگر مدت معين نشده چنان چه ظاهر سؤال است اجاره صحيح نيست و موجر بيش از اجرة المثل طلب كار نيست.
    س595: فردى چيزى را اجاره كرده اما بعد از گذشتن مقدارى از مدت اجاره طورى خراب و معيوب شده كه هيچ قابل استفاده نيست و خودش هم در اين مسئله تقصيرى كرده، آيا وظيفه او اين است كه صبر كند تا مدت اجاره تمام بشود؟
    ج : در فرض سؤال اگر به طورى خراب شده كه هيچ قابل استفاده نيست يا قابل استفاده ايكه شرط كرده اند نيست، اجاره مدتى كه باقيمانده باطل است. و اگر استفاده مختصرى هم بتواند ببرد، اجاره مدت باقيمانده را جايز است كه بهم بزند.
    س596: شخصى مبلغ 50 هزار تومان به صاحبخانه اى داده كه دو اطاق را رهن كند و وجه اجازه ندهد چه صورت دارد؟
    ج : محكوم به حكم ربا است و اگر در اطاق تصرف كند اجرت المثل را ضامن است.
    س597: در بخش عقود فروش ملك به صورت زمان به چند نفر چه حكمى دارد؟ مثلاً ملكى به چهار نفر فروخته شده و اين ملك در هر فصل سال در اختيار مالك همان فصل باشد كه خودش استفاده كند يا اجاره دهد.
    ج : به طور فروش صحيح نيست بايد به نحو اجاره باشد.
    س598: هرگاه در عقد اجاره اى كه براى مدت ده سال و با مال الاجاره معين منعقد شده است شرط شود كه موجر هزينه گرم كردن ساختمان را بر عهده داشته ولى پس از دو سال به علت تغيير ناگهانى اوضاع و احوال، هزينه گرم كردن ساختمان بيش از مال الاجاره شود، تكليف قرار داد اجاره چيست؟ آيا موجر همچنان متعهد به گرم كردن ساختمان است؟
    ج : پاسخ از جواب مسأله قبل معلوم شد.
    س599: موجر خانه اي را به يك فرد خارجي اجاره داده كه او از اين خانه به مدت يك سال و چند ماه استفاده كند و بعد از آمدنش هم بيش از يك ماه از آنجا ننشسته است تكليف اجاره اين خانه چيست ؟
    ج : پس از انعقاد اجاره و تعيين مدت اجاره چه اينكه مستأجر در آن خانه بنشيند يا ننشيند بايد وجه اجاره را بپردازد.
    احكام مضاربه:
    س600: شخصى مبلغ صد هزار تومان به يك نفر كاسب مى دهد و شرط مى كند كه هر ماه پنج هزار تومان بدهد، آيا گرفتن پول مذكور جايز است؟
    ج : چنانچه عنوان مضاربه باشد و اطمينان داشته باشند كه اين مقدار سود حاصل مى شود، و اين مبلغ را به عنوان قرض بگيرد تا بعداً به حساب سود برسند و پولهايى كه به عنوان قرض گرفته است از سهم سود او محسوب بدارند مانعى ندارد.
    س601: شخصى به تاجرى مى گويد من مبلغى دارم كه نمى توانم با آن كسب نمايم، لذا چون به شما اطمينان دارم، آن را به شما مى دهم تا با آن كسب و كار نماييد و مشخص كنيد حداقل سود و حداكثر آن ماهيانه چقدر است، لذا تاجر مبلغ سود را مشخص و شخص مذكور را مى پذيرد، آيا اين عمل شرعى است يا خير؟
    ج : به اين صورت صحيح و مشروع نيست، شرائط مضاربه در توضيح المسائل ذكر شده است.
    س602: اگر شخصى مثلا سه ميليون پول را كد داشته باشد و فرد ديگرى از او درخواست كند كه آن پول را در اختيار او گذاشته تا به كار و تجارت پرداخته و ماهيانه مبلغى را به عنوان سود به مالك پول پرداخت كند يا اين نوع كسب در آمد براى مالك پول مجاز و حلال است و يا حكم ربا دارد؟
    ج : اگر به عنوان مضاربه بشد كه شرح آن در رساله مذكور است جائز است و مبلغى را كه ماهيانه به شما مى دهند اگر به عنوان قرض بدهد و بعداً از سودى كه در مضاربه از سهم شما بوجود مى آيد كسر كند اشكال ندارد و اگر نه ربا است و حرام است.
    س603: پولى كه شخصى به شخص ديگر مى دهد تا با آن كار كند، صود حاصله چه مسئله اى دارد؟
    ج : به طور مضاربه كه در رساله توضيح المسائل ذكر شده است، اشكال ندارد.
    س604: به استحضار مى رساند اينجانب زنى پير و از كار افتاده هستم كه مبلغى پول را كه تنها سرمايه من است به يك نفر راننده ماشين سنگين داده ام البته اين آقاى راننده چون خودش سرمايه كافى براى خريد ماشين نداشته است با گرفتن پول از افراد مختلف و از جمله بنده، توانسته است ماشين را تهيه كند. در عوض از محل در آمدى كه از ماشين دارد ماهيانه مبلغى را به اينجانب و ساير كسانى كه به او پول داده اند پرداخت مى كند. يعنى ايشان درآمد ماهيانه كل خود را پس از برداشتن خرج ماشين و حقوق راننده، به نسبت سهم پول هر كس در كل ماشين محاسبه و به ما پرداخت مى كند، وقتى هم كه ماشين به خاطر انجام تعميرات كار نكند يا آنكه درآمدى نداشته باشد چيزى به ما پرداخت نمى شود. حال با توجه به عرايض فوق و نظر به اينكه اينجانب استفاده ديگرى از سرمايه خودم نمى توانم بكنم آيا اين درامدى كه از ماشين مذكور دارم حلال است؟
    ج : در صورتى كه از مجموع پولهاى شما به نسبت پولها ماشين را براى همه شما خريده و از طرف شما وكالت دارد كه با ماشين كار كند و كرايه بگيرد و هر ماه پس از كسر مخارج ماشين و حقوق خود كرايه را مابين شما به نسبت تقسيم كند حلال است.










  20. کاربر مقابل از این پست *ADRIANA* تشکر کرده است.


  21. #20
    ناظم انجمن

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    محل سکونت
    زیر اسمون خدا...
    نوشته ها
    16,534
    تشکر
    13,809
    تشکر شده 13,045 بار در 9,484 پست

    پیش فرض پاسخ : هزار و یک مسئله فقهی

    احكام ضمان
    س605: اگر مدير مدرسه يا اداره اى گزارش غيبت غير موجه آموزگار يا كارمند را نداد و گفت مصلحت ديدم كه گزارش ندهم آيا مديون است و ضامن حقوق آنروز غيبت كننده نسبت به دولت مى باشد؟ و مسئوليت كدام يك از آموزگار و مدير بيشتر است؟
    ج : ضمان حقوق روز غيبت فقط به عهده آموزگار و كارمند است و مدير فقط به جهت ترك وظيفه خلاف شرع مرتكب شده ولى ضمان مالى ندارد.
    س606: كارگى در كارخانه دستش لاى دستگاه رفته و قطع شده، آيا كارفرما ضامن است يا خير؟
    ج : كارفرما ضامن نيست. مگر در صورتى كه كارخانه براى استخدام، مقرراتى در اين باره داشته باشد، كه مقتضى ضمان كارفرما باشد.
    س607: موتور سوارى در حال حركت مى باشد كه ناگهان گوسفندى را در وسط خيابان مشاهده مى كند (حال يا به اين صورت كه از قبل گوسفند بوده يا به اين صورت كه گوسفند ناگهان به وسط خيابان دويده است) و براى اجتناب از برخورد با آن فرمان موتور را كج مى كند با توجه به اينكه خيابان محل عبور گوسفند نيست، آيا صاحب گوسفند ضامن ديه است؟ در فرض ديگر اگر سكى چاهى را در طريقى حفر كند و عابرى براى احتراز از سقوط در آن به سمت ديگرى حركت كند و در نتيجه در دره اى بيفتد، آيا حافر ضامن است؟
    ج : هر دو مسأله به موضوع ضمان به واسطه سبب بر مى گردد:
    1 - اگر د موضوع گوسفند ضابطه اين بوده است كه لازم باشد صاحب گوسفند، گوسفند خود را حفظ كند و نگذارد به اين نقطه بيايد ولى او كوتاهى كرده است و بودن گوسفند در آن نقطه موجب اين جنايت شده است صاحب گوسفند ضامن است و الا فلا.
    2 - اگر حفر چاه در طريق نيز جائز نبوده است و آن موجب جنايت شده است حافر ضامن است و الا فلا.
    س608: شخصى زمينى كنار جاده دارد كه چند چاه هم در آن حفر شده و ضخصى هم گوسفندانى را از كنار جاده مى برد ناگهان ماشينى مى آيد و با زدن بوق گوسفندان به هيجان آمده دو رأس از گوسفندان به چاه مى افتد و تلف مى شوند مرقوم فرماييد: ضامن چه كسى است صاحب گوسفندان، راننده ماشين يا صاحب زمين (چاهها)؟
    ج : در فرض مذكور اگر صاحب گوسفندان در اداره و بردن گوسفندها تقصير نكرده باشد، راننده ماشين ضامن است.
    س609: اگر در وضعيت اضطرارى، بالفرض راننده اتومبيل ناچار شود كه براى جلوگيرى از سقوط در پرتگاه، نرده هاى چوبى ملك مجاور را كه متعلق به شخص ديگرى است بشكند و از آن مانعى در راه سقوط اتومبيل خود بسازد، در چنين وضعيتى كه اين راننده به منظور نجات جان خويشتن، مضطر در ورود ضرر مى باشد و فى الواقع كارى را انجام مى دهد كه هر انسان متارف و آگاهى هم در موقعيت شخص مضطر مى بود، چنين مى كرد؛ آيا اين ضرر و زيان وارده مى بايست جبران گردد يا خير؟ و به عبارتى ديگر، براى يان شخص مضطر «ضمان مالى» در اصطلاح فقهى و يا «مسئوليت مدنى» در اصطلاح حقوقى متصور است يا خير؟ و به تعبير دقيقتر، آيا اضرار به غير بارى دفع ضرر از خود در وضعيت اضطرارى جايز است يا خير؟ و از سودى ديگر در مقام حكم كردن، آيا مى بايست بين اقدام اضطرارى شخص مضطر، كه به جهت حفظ جان خود يا نزديكش صورت مى گيرد با موردى كه شخص مضطر در راستاى حمايت از مال خود مرتكب ايراد ضرر مى گردد تفاوتى قايل گرديد يا خير؟
    ج : در پاره اى از موارد مذكوره هرچند از جهت حكم تكليفى تصرف جايز است ولى از جهت حكم وضعى در همه موارد مذكوره ضمان براى تصرف كننده ثابت است.
    س610: اگر در وضعيت اضطرارى، چنان كه سيلى به طرف خانه شخص مضطر در جريان است، شخص مضطر در خانه و ملك خود دست به اقدامى بزند كه مسير سيل را به سمت خانه همسايه منحرف سازد و باعث ضرر به همسايه گردد، آيا چنين اقدامى از سوى شخص مضطر جايز است يا خير؟ در حاليكه اين شخص مضطر نيازمند به چنين تصرف خاصى در ملك خود مى باشد، به طورى كه اگر آن كار را نكند زيان مى بيند و در اين حالت بين دو قاعده معتبر فقهى «لاضرر» و «تسليط» تعاض ايجاد مى شود و جايز نبودن اقدام شخص مضطر، حرج و تضييقى براى اوست، در حايكه مطابق قاعده فقهى «لاحرج»، حرجى بر شخص مضطر نيست. النهايه، اين تعارض چگونه مى بايست مرتفع شود؟
    ج : جايز نيست و ضامن است و قاعده لاحرج در اين مورد جارى نيست.
    س611: در حالتى كه شخص مضطر ناچار مى شود تا براى دفع ضرر از ديگرى به زيان خود اقدامى كند، مانند موردى كه راننده اتومبيلى مى بيند و براى پرهيز از تصادف با آنها به ناچار اتومبيل خود را به جدول جوى مى زند و در نتيجه خصارت مى بيند، در اين مورد آيا اضرار به خود براى دفع ضرر از غير جايز است ياخير؟ و آيا شخص مضطر خسارت ديده، حق دارد بر طبق قاعده «اداره فضولى مال غير» از صاحب حيوان يا سرپرست كودك يا آن منتفع مطالبه خسارت كند يا خير؟
    ج : اضرار به غير براى دفع ضرر از خود گاهى از جهت مراعات اهم جائز است ولى حكم ضمان نيز ثابت است و كسى كه ضرر وارد كرده است ضامن است.
    س612: كسانى كه در زمانهاى قديم مبالغى را به ديگران بدهكار بودند ولى چون نمى شناختند و يا دسترسى نداشتند و پرداخت نكردند حال اگر بخواهند آنها را به عنوان رد مضالم بپردازند آيا قيمت اجناس آن روز را حساب كنند و يا به قيمت فعلى آنها را بايد بپردازند. مثلاً بيست سال پيش يك كيلو انگور كسى را برداشته و پول آن را هم نداده است حال كه بخواهد برى ء الذمه شود آيا بيد قيمت بيست سال پيش حدوداً 5 تومان را بپردازد و يا قيمت امروز كه حدوداً يكصد تومان است؟
    ج : در اجناس مثل انگور همان اجناس را به فقرا از بابت رد مظالم بپردازد ولى در پول ارزش را در نظر بگيرند.
    س613: آيا اگر ديوانه مرتكب جرمى شود ولى او ضامن است يا خير؟
    ج : اگر ولى در حفظ و جلوگيرى كوتاهى نكرد ضامن نيست.
    س614: اين جانب ضمانت شخصى را در بانك براى مبلغ مشخص و مدت معينى كه از طرف بانك اعلام گرديده، نموده ام و در مقابل اصل وام و سود آن بانك از اين جانب سفته دريافت كرده است، شخص وام گيرنده ورشكست و متوراى مى باشد، اين جانب بر مبناى اينكه ضمانت را قبول نموده ام اصل و سود وام را پرداخت نموده ام مجدداً بانك مبلغى را به عنوان جريمه مطالبه مى نمايد در صورتى كه وام را به اين جانب پرداخت نكرده كه با آن معامله اى انجام دهم كه جريمه شامل حال بنده باشد و از طرف اين جانب فقط ضمانت اصل وام و سود آن را كه مدت پرداخت آن از طرف بانك مشخص گرديده است قبول كرده ام و به تعهد خود عمل نموده ام و با توضيحاتى كه به عرض مبارك رساندم جناب عالى بفرماييد كه شرعا اين جانب مسئول پرداخت جريمه اى كه بانك مطالبه كرده هستم يا خير؟
    ج : موضوع فوق بستگى به ضوابط و آئين نامه بانكى دارد اگر مقتضاى ضوابط بانكى آن است كه ضامن بايد جريمه را نيز بپردازد لازم است كه آن را نيز بپردازيد.
    س615: كسى مرغدارى داشته و حدوداً به مبلغ نهصد هزار تومان از زيد، دان مرغ خريد، بعداً معلوم شد كه دان مرغ فاسد بوده و تمام جوجه هاى خريداران، تلف شدند، كه تقريباً تمام سرمايه اش از بين رفته، وقتى به زيد فروشنده دان مراجعه نموده، زير بار نرفته و خريدار هم شكايت نموده، پس از دو سال فروشنده پس از دو سال فروشنده را به يك ميليون و دويست هزار تومان محكوم كرده اند البته از آن زمان تا حالا قيمت گوشت مرغ تقريباً دوبرابر شده حالا اين مبلغى را كه خريدار اضافه گرفته با توجه به نرخ تورم آيا ملك خودش مى شود ى بايد به فروشنده برگرداند ضمناً مبلغ يكصد و پنجاه هزار تومان هم خريدار پول وكيل و غيره براى وصول خرج نموده است؟
    ج : در فرض مسأله فروشنده دان مرغ فاسد ضامن همه ضررهاى است كه از اين راه به خريداران رسيده است و حتى ضمان ترقى گوشت مرغ نيز مى باشد بنابراين فروشنده خريدار را راضى نمايد و تراضى حاصل شود.
    س616: به اينجانب از طرف سازمان متبوع يك دستگاه اتومبيل لندور مدل 1367 دولتى در اختيار واحد تحت فرماندهيم قرار داده شده بود كه در امور ادارى و سركشى واحدهاى زير نظر و تردد استفاده نمايم لذا در ارديبهشت سال 75 با رعايت كليه اصول ايمنى و حفاظتى از اتومبيل فوق كه هيچگونه تعدى و تفريط و ترك فعل از ناحيه حقير صورت نگرفته و در مقابل درب ورودى وزارت كشور در وقت ادارى، پارك نموده بودم، سارق يا سارقين از فرصت استفاده نموده و به انحاء مختلف اتومبيل را مورد دستبرد قرار داده اند. حال اينجانب با عنايت به اينكه نه تعدى، نه تفريطس و نه ترك فعل داشته ام آيا ضمان شامل حال حقير خواهد بود يا خير؟
    ج : در صورتى كه ب هيچ وجه ترك مراقبت هاى لازم و تعدى و تفريط از شما صادر نشده، ضامن نمى باشيد.
    س617: شخصى به دكتر دندانپزشكى رجوع مى كند و به دكتر مى گويد او را ببيند و نظر قطعى دهد كه آيا پر كردنى است يا خير؟ و اگر پر نمى شود از ابتدا بگويد كه وى خرج ننمايد دكتر بعد از معاينه نظر به پر كردن مى دهد و بعد از سه جلسه مبلغ زيادى پرداخت مى نمايد، اما دو روز نشده، دندان مى شكند و شخص به همان پزشك رجوع مى نمايد و دكتر با اينكه خود قبول بر خطاء دارد بعد از يك جلسه كار روى دندان مطالبه پول مى كند، شخص به خاطر بى اطلاعى از حكم شرع نصف پول درخواستى را مى دهد، حال مى خواهد بداند پولى كه دكتر حالا از او طلب نموده واقعاً از نظر شرعى صحيح است؟
    ج : اگر طبيب متخصص است يعنى در رشته خود داراى مهارت كافى است و در ضمن كار نيز اشتباه نكرده است ضامن نيست ولى اگر متخصص و ماهر نيست و يا در كار و معالجه اشتباه كرده است ضامن است.










  22. کاربر مقابل از این پست *ADRIANA* تشکر کرده است.


+ ارسال موضوع جدید
صفحه 2 از 5 نخستنخست 1 2 3 4 5 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

تعداد اعضای بازدید کننده از این تایپیک : 0

بازدید کنندگان :  (نمایش کلی)

نامی برای نمایش وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

Bookmarks

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •