برادر بی تو در چشمم چو زندان است این عالم
نشد در قتله گه برپا نمایم خیمه ماتم
به ضرب تازیانه جمع ما پاشیده شد از هم
مرا در منزل جانان چه جای غم چون هردم
گر از فریاد می دارد که بر بندی محمل ها
چه دشوار است پیمودن به هجران تو من زنهار
به یادت آنچنان گریم که ماند ناقه در گل ها
زداغت ای گل عطشان شرار افتاده در دل ها
الا یا ایها الساقی ادرکاسان و ناولها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها