محمود پاک نیت فیلم و سریال کم ندارد اما تا اسم او می آید ذهن خیلی ها به سمت حسام بیگ «روزی روزگاری» می رود و خیلی ها یاد ارباب «پس از باران» می افتند. به بهانه بازپخش سریال «پس از باران» از شبکه تماشا با این بازیگر موفق سینما و تلویزیون گفت و گویی کرده ایم که از نظرتان می گذرد.


آقای پاک نیت،شما فیلم و سریال زیاد بازی کرده اید اما «روزی روزگاری» و «پس از باران» یک جورهایی شناسنامه کارنامه کاری تان شده. خودتان کدام نقش را بیشتر دوست دارید؟ حسام بیگ یا ارباب؟
در میان بابغ بر سی سریالی كه بازی كرده ام 6،‌7 تای آن را بیشتر دوست دارم .این ها شخصیت بوده كه شناسنامه داشته. روزی روزگاری، پدر سالار، پس از باران، روشن تر از خاموشی،یوسف پیامبر(ع) و شب دهم را خیلی دوست دارم و به آن ها افتخار می كنم چون برای آن ها زحمت كشیده ام و آدم هایی كه با آن ها كار كرده ام هدفشان این نبوده كه فقط جیب شان را پر كنند و تنها یك كار انجام بدهند و بروند. من برای این نقش ها زحمت زیادی كشیده ام و از آن ها لذت برده ام و سعی كردم این لذت را به مردم منتقل كنم.مردم همیشه به من لطف داشته و ابراز محبت کرده اند .هنوز هم كه هنوز است بعضی ها ارباب صدایم می كنند و این نشانه محبت مردم است. یك موقعی توی خیابان رد می شدم می گفتند «التماس نكن» آمد بعد هم كه به نام ارباب صدایم می كردند.
نقش ارباب تا مدت ها روی شما ماند؛ دلیل موفقیت این کاراکتر از نظر خود شما چه بود؟
خیلی عوامل دست به دست هم می دهند که نتیجه یک کار موفق شود. شما می دانید كه ركن اساسی كار ما متن است. وقی یك فیلمنامه گیرا باشد حتما برای مخاطب هم جذاب است. متنی هم كه بازیگر را نگیرد خودش را هم بكشد تماشاگر را نمی گیرد. وقتی فیلمنامه پس از باران را خواندم شاید باور نكنید،‌حتی اگر می خواستم یك چایی بریزم ،‌فیلمنامه را با خودم بر می داشتم وبه آشپزخانه می بردم.
پیشنهادی برای شکل گیری نقش به آقای سلطانی می دادید؟
هر بازیگری به غیر از این كه متن را می خواند و می پذیرد بازی كند ، یك كارهایی باید انجام دهد كه شخصیت ملموس تر و واقعی تر شود. اگر نیاز به تحقیق، مطالعه و مشورت است حتما باید این كار را بكند. در مجموع برای رسیدن به یك شخصیت راه های مختلف وجود دارد. من طی صحبت با آقای سلطانی ذره ذره ابعاد شخصیت را پیدا كردم.
مردم همیشه به من لطف داشته و ابراز محبت کرده اند .هنوز هم كه هنوز است بعضی ها ارباب صدایم می كنند و این نشانه محبت مردم است. یك موقعی توی خیابان رد می شدم می گفتند «التماس نكن» آمد بعد هم كه به نام ارباب صدایم می كردند.

این سریال مزیتی که داشت مسائل سیاسی را در پس یک قصه اجتماعی تعریف کرده بود.
همیشه قرار نیست قصه ها وارد مسائل سیاسی شوند این قدر مسائل اجتماعی حول و حوش خودمان وجود داد، این قدر معضل هست كه می توانند به تصویر کشیده شوند و فرهنگ سازی كنند. من معتقدم این قصه قصه ای بود كه نظیرش می توانسته اتفاق بیافتد چرا كه ارباب همیشه بوده و هنوز هم این مساله به شكل دیگر در جامعه وجود دارد.
یکی از مشکلات اپیدمی شده فیلم ها و سریال ها اختلافات و درگیری های پشت صحنه است که تاثیر منفی اش را هم به وضوح بر نتیجه کار می گذارد. پشت صحنه پس از باران چگونه بود؟
به شدت خوب . یکی از بهترین پشت صحنه هایی بود که در عمر حرفه ای ام تجربه کردم. من همیشه معتقدم اگر كاری پشت صحنه ای مطلوب داشته باشد مطمئنا روی كار تاثیر متبت دارد. شك نكنید اگر من از كاری ناراضی باشم ، روی بازی من تاثیر خواهد گذاشت. نه تنها روی كار بازیگر تاثیر دارد كه روی كار دیگر عوامل هم تاثیر می گذارد. چون كار ما كاری حسی است . مطمئنا كار همه عوامل روی هم تاثیر می گذارد و كوچك ترین اختلاف تاثیر منفی روی كار بازیگر می گذارد. هنرمند جز مسائل معنوی كار ،‌برای گذران زندگی مثل بقیه آدم ها باید از نظر مادی تامین باشد. طرف كار می كند پولش را نمی دهند حقش را ضایع می كنند. این ها همه روی كار تاثیر دارد. پشت صحنه پس از باران یكی از بهترین پشت صحنه هایی بوده كه من تجربه كرده ام. ضمن این که همه سعی می کردند کار خود با به بهترین شکل انجام دهند و به همدیگر برای بهتر شدن کار کمک کنند.


شما بعد از این که در سریال روزی روزگاری تجربه ای بسیار موفق داشتید، یک بار دیگر با امرالله احمد جو کار کردید. اما پشت کوه های بلند یک درصد از موفقیت آن سریال را نداشت. چرا کار دوم نگرفت؟
متن پشت كوه های بلند خیلی جذاب تر و گیراتر از روزی روزگاری بود. متاسفانه این سریال برخلاف روزی روزگاری، پشت صحنه بدی داشت. اشاره کردم که هر کار موفقی پشت صحنه ای خوب دارد. من پول این كار را دو سال بعد گرفتم. حالا ببین عواملی كه در میمه اصفهان و باغ بهادران كار می كردند،‌از راننده و بقال و نانوا گرفته تا بقیه مردمی كه با سریال به نوعی درگیر بودند،‌پولی نگرفته بودند و به خاطربدهكاری گروه خجالت می كشیدیم در خیابان راه برویم. این ها روی من به عنوان بازیگر و تمام عوامل تاثیرگذار است .بعد هم كاری كه ساخته می شود و به خاطر اعتراض یك عده سر و تهش را می زنند خب نتیجه می شود یك شیر بی یال و دم و اشكم. و به این ها اضافه كنید پخش بد و ساعت نامناسب آن را.
البته شما چند باربه این مساله اعتراض کردید.
من همیشه وظیفه دارم مسائل را گوشزد کنم. چند سال است به عزیران تلویزیون می گویم كیفیت را به كمیت نفروشید. سعی كنیم كار خوب انجام بدهیم كه تماشاگران مان نروند سراغ ماهواره و دائم سریال های ترك را ببینند. چرا تماشاگران ما نباید فرهنگ خودمان را نگاه كنند. چرا کاری می کنیم که بروند فرهنگ مبتذل آن ها كه تمام زندگی ما را از هم پاشیده نگاه كنند؟!
چند سال است به عزیران تلویزیون می گویم كیفیت را به كمیت نفروشید. سعی كنیم كار خوب انجام بدهیم كه تماشاگران مان نروند سراغ ماهواره و دائم سریال های ترك را ببینند. چرا تماشاگران ما نباید فرهنگ خودمان را نگاه كنند. چرا کاری می کنیم که بروند فرهنگ مبتذل آن ها كه تمام زندگی ما را از هم پاشیده نگاه كنند؟!

نقش هایی كه شما در سریال ها بازی كرده اید هم متنوع تر و هم ماندگار تر از نقش های سینمایی تان است. دلیل آن نوع انتخاب خودتان بوده یا پیشنهاد مناسبی در سینما نداشته اید؟
این برمی گردد به سینمای ما. سینمای به چند بخش تقسیم می شود.یك بخشی به آدم هایی برمی گردد كه از راه می رسند و می شوند بازیگر نقش یك. تهیه كننده هم چون دنبال گیشه است می رود فلان دختر یا پسر زیبا را می آورد.بخش دیگر فیلم های ارزشمندی هستند كه نقش را بر اساس توانایی بازیگر می دهند. این نوع فیلم ها تعداشان كم است. نكته دیگر این كه وقتی من سه سال گرفتار سینما هستم دیگر نمی توانم در فیلم سینمایی حاضر شوم . من سه سال ریش بلند داشتم چون درگیر یك سریال بودم. خیلی وقت ها وقتی دعوت شده ام به سینما درگیر سریال بوده ام.