+ ارسال موضوع جدید
صفحه 2 از 2 نخستنخست 1 2
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 12 , از مجموع 12

موضوع: بیماری های درختان میوه ...

  1. #1
    *••*˜سـرپرســت کل سایـت˜*••*

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Jan 2012
    سن
    31
    نوشته ها
    68,602
    تشکر
    11,593
    تشکر شده 42,652 بار در 14,138 پست

    بیماری های درختان میوه ...

    پوسیدگی فایتوفتوراین ساقه و طوقه درختان میوه

    گونه های جنس Phytophthora در گیاهان مختلف تولید بیماری می کنند یکی از خطرناکترین بیماریها، پوسیدگی ریشه و طوقة درختان میوه است تا کنون بیش از 60 گونه فایتوفتورا شناسایی شده که بیش از 15 گونه از ایران گزارش شده است همة گونه های فاتیوفتورا انگل اختیاری هستند و روی گیاهان مختلف ایجاد بیماری می کنند گسترة میزبانی اغلب گونه ها هم زیاد است. پوسیدگیهای طوقه ، یقه و ریشة درختان سیب عملاً در تمام کشورهای سیب خیز جهان شیوع دارد ولی در گلابی فقط پوسیدگی طوقه گزارش شده است.
    علائم بیماری:علائم پوسیدگی ریشه و طوقه در گیاهان مختلف کم و بیش شبیه به هم است بطوریکه غالباً قارچ موجب پوسیدگی ریشه های فرعی و اصلی شده و موجب ایجاد لکه های آبسوخته روی طوقه می شود که این لکه ها بتدریج قهوه ای تا سیاه شده و ممکن است دور تا دور طوقه را فرا بگیرد و گیاه را از پای اندازد هر چند قارچ در ناحیه ریشه و طوقه تولید بیماری می کند اما در شرایط مناسب اسپورهای قارچ بطرف بالا پرتاب شده (باد یا شتک باران ) و باعث آلودگی شاخه ، برگ و میوه می شوند . ترشح صمغ از نواحی طوقه تا ارتفاع نیم متری تنه از علائم بارز بیماری است صمغ ابتدا آبکی و شفاف است و سپس خشک و در نواحی مرطوب و پر باران ، صمغ در اثر بارندگی حل و شسته شده ، سپس پوسیدگی قهوه ای در طوقه و ریشه بوجود می آید.

    بیولوژی و رفتار اکولوژیک گونه های عامل پوسیدگی ریشه و طوقه درختان میوه کم و بیش شبیه همدیگر است و به همین دلیل روشهای مبارزه نیز در آنها از اصول مشابهی پیروی می کند در ایران مهمترین درختان میوة میزبان این قارچ عبارتند از مرکبات ، پسته ، سیب ، گردو و بادام . علاوه بر این بیماری از روی درختان انار ، انجیر، زرد آلو، گلابی و آلو نیز گزارش شده است.

    نشانه های بیماری اغلب نا مشهود است مگر اینکه لایه های خارجی پوست (پریدرم) را تا نزدیکیهای لایة زاینده بردارند و آوندهای آبکشی نمایان شود بافتهای آوند آبکشی در درختهای بیمار به جای آنکه سفید رنگ باشند نکروزه و به رنگ قهوه ای مایل به قرمز هستند که سرانجام با پوسیدن آنها برنگ قهوه ای تیره در می آیند شانکرهای فعال پوسیدگی طوقه در قسمت داخلی تر آوندهای آبکشی حالت نواری مرمری پیدا می کنند و حاشیة مشخص نواحی سالم و آلودة نکروزی را از یکدیگر جدا می کند. در پوسیدگی طوقه ممکن است بافتهای تنه درخت تا ارتفاع یک متری از سطح زمین نکروزه شود. زخمهایی که در اثر این بیماری در تنه ایجاد می شود به سمت پائین (طوقه) و حتی ریشه توسعه می یابند. پوست قسمتهای آلوده بسیار سخت شده و با دست به سختی شکسته می شود پوست تنه در ناحیه طوقه بصورت ورقه های خشک و بطور عمودی از درخت جدا می گردد. با فساد پوست و آوندهای آبکشی در جریان انتقال شیرة پرورده از قسمت هوایی به ریشه اختلالاتی بروز کرده و ممکن است بطور کلی قطع شود و درخت از پا درآید. علائم بیماری گموز ممکن است روی برگ ، جوانه و شاخه نیز ظاهر شود ، برگها از ناحیة دمبرگ حالت رنگ پریدگی به خود گرفته و زرد می شوند این زردی در رگبرگهای میانی به خوبی قابل تشخیص است برگها پس از مدتی ریزش می کنند و درخت ضعیف می گردد. ضعف درخت از نوک درخت شروع شده و به تدریج به قسمتهای دیگر تنه سرایت می کند (Die Back) در مورد مرکبات : در اثر ترشح قطرات باران (Splashing) اسپورهای قارچ از خاک به روی میوه ها منتقل شده و موجب پوسیدگی قهوه ای میوه (Brown Rot) می گردد که در شرایط انباری غالباً پیشرفت می کند و کل میوه قهوه ای می گردد.

    عوامل بیماری : Phytophthora spp.(Pythiaceae-Peronosporales-Oomycetes)

    1) پوسیدگی طوقه و ریشة سیب ، گلابی ، انار ،گردو، زردآلو Phytophthora cactorum

    2) پوسیدگی طوقه و ریشة گلابی Ph.syringae, Ph.cactorum

    3) پوسیدگی طوقه و ریشة انار Ph. cactorum, Ph. citrophthora
    4) پوسیدگی طوقه و ریشة انجیر Ph.cryptogea

    5) پوسیدگی طوقه و ریشة آلو سیاه Ph.iranica
    6) پوسیدگی طوقة پسته =گموز پسته =شیره سیاه پسته Ph. megasperma,
    Ph.cryptogea, Ph.dreshcleri , Ph. nicotiana var. parasitica, Ph.citrophthora

    ـ پوسیدگی طوقه انار Pomegranate Crown Rot پوسیدگی طوقه انار در بیشتر باغهای انار استان یزد و شیراز و سایر مناطق انار خیز کشور دیده می شود. پوست درخت در محل طوقه ترک می خورد و بافتهای پوست و قسمتی از چوب دچار پوسیدگی خشک می گردد. در بعضی موارد رنگ چوب در محل طوقه تیره می شود شاخه های سمتی که پوست طوقه آنها دچار زوال شده است از رشد باز ایستاده و برگهای آنها زرد می شود. گاهی پوسیدگی در محل طوقه ها متوقف شده و پوست جدید بوجود می آید که معمولاً بر آمده تر از پوست قدیمی بوده و در حاشیه متورم است. پوسیدگیهای پوست طوقه های مبتلا به بیماری بعد از مدتی خشک شده و می ریزند گاهی پوسیدگی به ریشه ها نیز سرایت می کند و در این صورت درخت به سرعت خشک می شود . در اطراف این درختهای خشک شده و یا مبتلا به بیماری گاهی پاجوش می روید، عامل بیماری پوسیدگی طوقه درختان انار تاکنون به طور قطع مشخص نشده است به ندرت از بعضی درختهای مبتلا به بیماری Phytophthora cactorum جدا شده است ولی نقش آن در پوسیدگی طوقه کاملاً به اثبات نرسیده است. مطالعات انجام شده در باغهای انار شیراز و یزد نشان می دهد که سرمای زمستانه و بهاره می تواند باعث این بیماری باشد. عواملی از قبیل آبیاری زیاد و مصرف کودهای ازته مخصوصا اوره باعث می شود که درخت انار به موقع در پاییز به خواب نرود و مدتی بیشتر سبز باقی بماند. در نتیجه این قبیل درختان انار نمی توانند سرمای 10 تا 14 درجه زیر صفر را تحمل کنند و طوقه آنها دچار ترکیدگی و پوسیدگی می شود. شاخه های صدمه دیده از سرما در بهار دیرتر از خواب بیدار شده و کم برگ می باشند. مطالعات انجام شده با هورمون ژیبرلین که باعث ایجاد تأخیر در خزان درخت می شود نشان می دهد که هر قدر خزان درخت انار در پائیز به تعویق بیافتد درصد سرماخوردگی و در نتیجه پوسیدگی طوقه انار افزایش پیدا می کند.
    مبارزه:
    برای جلوگیری از بروز پوسیدگی طوقه انار اقدامات زیر مؤثر می باشد:

    1ـ آبیاری درخت های انار باید به اندازه نیاز و به موقع انجام شود. به طوری که باعث تغییر در فیزیولوژی طبیعی درخت نشده و منجر به طولانی شدن زمان رشد گیاه نگردد همچنین از مصرف زیاد کودهای ازته باید خودداری گردد.

    2ـ دور طوقه و تنه درختها تا ارتفاع 50 سانتی متر در اواخر پائیز تا اوایل بهار با گونی یا پلاستیک پوشانده شود.

    3ـ از کشت دوم مانند سبزی ، صیفی و جالیز در باغهای انار حتی الامکان باید خودداری شود چرا که معمولاً آبیاری در این باغها تابع زراعت دوم شده و باعث تغییرات فیزیولوژیکی در درخت می گردد و یا پوسیدگی طوقه در اثر Phytophothra را تشدید می کند.

    ـ ریشه گرهی انارPomegranate Root Knot

    این بیماری در مناطق انارخیز کشور مخصوصا در اصفهان و یزد شیوع دارد. علائم بیماری روی اندامهای هوایی درخت های انار به صورت توقف رشد ، ضعف عمومی ، زردی برگها ، ریزش برگهای انتهایی شاخه ها و خشکیدگی تدریجی سرشاخه تظاهر می کند. روی ریشه های نازک و موی ریشه ها غده های کوچک به اندازه ته سنجاق و گاهی بزرگتر ایجاد می شود که علامت اختصاصی بیماری بوده ودر مواردی که شدت داشته باشد ممکن است موجب زوال تدریجی درخت شود. مطالعات انجام شده نشان می دهد که در باغهای انار استان یزد (شهرستان یزد ، اردکان ، میبد ، مهریز) دو گونه نماتد از جنس Meloidogyne به نامهای M. javanica و M. incognita و در استان اصفهان M. incognita و M. hapla و روی ریشه درخت های انار در استان گیلان M. arenaria وجود دارند و جزء عوامل مولد بیماری ریشه گوهی انار محسوب می شوند

    ( Meloidogyninae-Heteroderidae-Tylenchoidae-Tylenchina-Tylenchida-Secernenta-Nemata)
    مبارزه :
    اقدامات زیر در جلوگیری از پیدایش بیماری و کاهش شدت آن موثر است:

    1ـ احداث باغ انار در زمینهایی که آلودگی به نماتدهای مولد بیماری نداشته باشد. قبل از احداث باغ جدید انار لازم است خاک زمینهای مورد نظر مورد آزمایش قرار گیرد در صورت آلودگی زمین به نماتد و اجبار در احداث باغ در آن قطعه باید خاک را با فومیگانت هایی مانند متیل بروماید ضدعفونی کرد.

    2ـ برای احداث باغ انار (وسایر باغها)توصیه می شود از نهالهای ریشه دار سالم و عاری از نماتود استفاده گردد.

    3ـ مبارزه با علفهای هرز: بیشتر علفهای هرز می تواند میزبان نماتود های مولد غده ریشه باشند و از این رو لازم است با آنها در مرحله استقرار مبارزه شود.

    4ـ از کاشت درختان انار در خاکهای خیلی سبک و ماسه ای که مستعد آلودگی شدید به نماتد های مولد غده می باشد حتی الامکان باید اجتناب گردد.
    ـ پوسیدگی میوه انار

    میوه های انار در اواخر فصل روی درخت و در اکثر مواقع پس از برداشت و هنگام نگهداری دچار پوسیدگی می شود. پوست میوه های پوسیده نرم و رنگ آنها شفاف می شود. گوشت دانه های میوه انار پوسیده نیز نرم شده و بسته به نوع قارچ لهیده شده و به رنگ سیاه یاآبی و رنگهای دیگر در می آید. گاهی تمام حفره داخلی میوه انار پر از توده سیاه قارچ می شود. بررسیهای به عمل آمده در ایران نشان می دهد گونه های مختلفی از قارچهای جنس Aspergillus ، Penicillium ، Botrytis ، Rhizopus ، Alternaria و Nematospora می توانند باعث پوسیدگی میوه انار شوند ولی اغلب پوسیدگیهای میوه از نوع پوسیدگی آبی و سیاه در اثر قارچهای به ترتیب پنیسلیوم و آسپرژیلوس می باشد.
    عوامل پیدایش پوسیدگی و گندیدگی میوه های انار را می توان به شرح زیر خلاصه کرد:

    الف: عوامل محیطی و غیرزنده مانند ترکیدگی میوه ، سوراخ شدن میوه بر اثر خار و شاخه های درخت هنگام وزش باد

    ب: حشراتی که لارو یا بالغ آنها وارد میوه می شوند مانند کرم گلوگاه انار (Spectrobates ceratoniae و سوسکهای Carpophylus .

    ج: حشرات مکنده که وارد میوه نمی شوند ولی نیش یا خرطوم آلوده به قارچ یا باکتری خودشان را به داخل میوه فرو می برند مانند انواع سنهای درختی.

    د: صدمات وارده به میوه انار در اثر کنه ها ، آفتاب و مکانیکی در موقع برداشت.

    مبارزه: همانطور که گفته شد پوسیدگی های میوه انار به طور عمده در اثر ترک خوردگی ، سوراخ شدن ، صدمات مکانیکی و یا تغذیه کنه ها و آفتاب زدگی پوست بوجود می آید. بنابراین برای جلوگیری از پیدایش پوسیدگی توصیه می شود به شرح زیر عمل کنند.

    1ـ میوه انار به موقع و زود برداشت شود تا مواجه با سرمای زودرس نشده و ترک خوردگی در آنها پیدا نشود.

    2ـ انارهای سالم و بدون ترک خوردگی و آفت زدگی را از انارهای آلوده و مصدوم جدا کنند.

    3ـ هنگام برداشت محصول دقت شود به میوه ها ضربه وارد نشده و پوست آنها زخمی نگرددو جابجایی آنها با دقت به عمل آید.

    4ـ انارهایی که به منظور نگهداری در انبار یا سردخانه انتخاب می شود را قبل از حمل به انبار یا سردخانه با محلول 3 در هزار زینب ضدعفونی






    [برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...]



  2. #11
    *••*˜سـرپرســت کل سایـت˜*••*

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Jan 2012
    سن
    31
    نوشته ها
    68,602
    تشکر
    11,593
    تشکر شده 42,652 بار در 14,138 پست

    پیش فرض پاسخ : بیماری های درختان میوه ...

    بیماری های درختان زیتون 2

    شرح بيماري :
    به عنوان يك قارچ خاكزاد، ورتيسيليوم ابتدا به سيستم ريشه هاي زيتون، زماني كه دماي هوا پايين است، حمله ميكند. ( قارچ در دماي بالاتر از 30 درجه رشد نمي كند ). بعد از نفوذ به ريشه ها، قارچ رشد كرده، ازميان آوندها شروع به حركت مي نمايد و سرانجام به شاخه ها و سرشاخه ها مي رسد. دوره آلودگي از اواخر زمستان شروع شده و تا بهار طول مي كشد. با شروع اولين گرماي تابستانه، قارچ غيرفعال مي شود ولي متاسفانه تا آن زمان خسارت وارد شده است و درختان علائم بيماري را نشان مي دهند. حضور قارچ در بافتهاي آوندي باعث كاهش و قطع شدن جريان آب از ريشه به برگ مي گردد. علائم پژمردگي ورتيسيليومي را مي توان مستقيما به توكسين هايي كه توسط قارچ توليد مي شوند و مانع انتقال آب از ريشه به ساقه مي شوند، نسبت داد.
    قارچ از فصلي به فصل ديگر درون خاك و احتمالا ريشه هاي آلوده باقي مي ماند. هر دو قارچ عامل بيماري توليد كنيدي هايي مي كنند كه عمر کوتاهی دارند. قارچ V. dahliae توليد ميكرواسكلروت هم ميكند ولي V. albo-atrum ميسليومي با ديواره ضخيم و سياهرنگ، شبيه به ميكرواسكلروت توليد ميكند كه البته ميكرواسكلروت نيست. مناسب ترين دما براي رشد گونه اول 28- 25 درجه و براي گونه دوم 25- 20 درجه است. قارچ V. dahliae در خاك به صورت ميكرواسكلروت تا 15 سال هم باقي ميماند. هر دوي آنها مي توانند به صورت ميسليوم در ميزبان هاي پايا، اندام هاي تكثيري يا در بقاياي گياهان زمستان گذراني كنند.

    علائم:
    شروع ظهور علائم، در بهار، نزديك زمان گلدهي است. برگهاي تازه به سمت داخل پيچ ميخورند و رنگ سبز تيره و جلوه براق خود را از دست مي دهند. رنگ آنها خاكستري كدر و قهوه اي مي شود. ريزش برگ و ميوه هاي كه بعد از ين صورت مي گيرد، بستگي به شدت آلودگي، شدت وزش باد و استرس گرمايي موجود دارد. دستجات گل روي شاخه هاي آلوده از بين مي روند و چسبيده به درخت باقي مي مانند. رنگ پوست ممكن است تقريبا آبي رنگ شود. شاخه هاي تكي و مجزا، بخشهاي بزرگي از درخت يا كل تاج درخت ممكن است در طول يك فصل زراعي ازبين برود. با اين حال مرگ كل درخت به ندرت ديده شده است.
    سيستم آوندي گياهاني كه آلوده به وريسيليوم هستند، علامت مشخصي به صورت تغيير رنگ آوندها نشان مي دهند. آوندهاي آبكش در طول ساقه و ريشه به زنگ قهوه اي يا سبز در مي آيند. ولي اين علامت در درختان زيتون كمتر ديده شده است. براي مشاهده اين علامت شاخه اي از درخت را ببريد و پوست آن را بكنيد تا بتوانيد تغيير رنگ آوندها را مشاهده كنيد. ولي براي اينكه از وجود ورتيسيليوم مطمئن شويد بايد نمونه ها را در آزمايشگاه كشت دهيد.
    با سرد شدن دوباره هوا، قارچ بار ديگر فعال مي شود و رشد وتكثير را از سر مي گيرد. شاخه ها هر سال، در طول دوره هاي سرد، بارها مورد حمله قرار مي گيرند.
    كنترل:
    هيچ راه مبارزه اي براي درختان آلوده شده وجود ندارد. هرس سرشاخه هاي آلوده توصيه مي شود ولي نمي توان با اين روش باعث عقب نشيني قارچ از درون شاخه ها شد. محل اصلي قارچ درون ريشه ها است و از آنجا به سمت شاخه ها پيش روي مي كند. استفاده از قارچكش ها هم موثر نيست. حتي تركيبات سيستميك هم اثر كمي در توقف قارچ ورتيسيليوم دارند.
    پيشگيري بهترين روش مبارزه است ولي هميشه امكان پذير نيست ببسياري از گياهاني كه به عنوان خوراك دام به کار مي روند،سبزيجات و گياهان زينتي به ورتيسيليوم حساسند. خاكها به آساني قبل از كشت به ورتيسيليوم آلوده مي شوند. عامل بيماري مي تواند تا چندين سال درون خاك زنده بماند و به محض كشت گياه حساس، در صورت مناسب بودن شرايط آن را آلوده كند. بنا براين بهتر است تا جايي كه ممكن است از كشت در زمين هاي آلوده، به ويژه زمين هايي كه سبزيجات به مدت طولاني در آنها كشت مي شده اند خودداري كنيم.
    ضدعفوني خاك با حرارت دادن خاكهاي مرطوب به مدت نيم ساعت تا 71 درجه سانتيگراد باعث حذف ورتيسيليوم از خاك گلخانه ها شده است ولي اين روش در باغها عملي نيست .
    آفتاب دهي (Soil Solarization) روشي موثر براي كاهش شيوع پژمردگي ورتيسيليومي در بسياري از باغها و زیتون هاي كشت شده در فضاي سبز مي باشد. قبل از كشت در محلي كه به وجود بيماري در آن شك داريد، آن را آبياري كنيد و عميقا شخم بزنيد . بعد از آن خاك را با يك پلاستيك شفاف به قطر 4 تا 6 ميليمتر به مدت 8- 6 هفته و يا اگر امكان دارد، بيش از اين مدت، بپوشانيد. لبه هاي پلاستيك را با خاك محكم كنيد و روي چند نقطه از پلاستيك خاك بريزيد تا مانع از حركت پلاستيك موقع وزش باد شود. محلي كه براي آفتاب دهي انتخاب مي كنيد بايد كاملا در معرض نور خورشيد باشد تا اشعه هاي خورشيد بتواند 30 ساتنيمتر اول خاك را گرم و ضدعفوني كند.
    آفتاب دهي با موفقيت نسبي در باغهاي زيتون مورد استفاده قرار گرفته است. قبل از استقرار پلاستيك ها علفهاي هرز پاي درختان را ازبين ببريد، شاخه هاي آلوده را قطع كنيد و خاك را آبياري كنيد. پلاستيك ها بايد با فاصله چندين سانتيمتر از محدوده سايه انداز درخت روي خاك قرار داده شوند. اگرچه دماي خاك در طول دوره هاي آفتابي كنترل بسيار بالا مي رود، ولي درختان هيچ علائمي مبني بر ناسازگاري نشان ندادند. طي آزمايشات انجام شده مقدار ورتيسيليوم خاك با اين روش كاهش پيدا كرد و جمعيت ميكروارگانيسم هاي مفيد خاك به طور معني داري افزايش يافت. درخت بعد از آن به خوبي رشد كرد و دوباره كمتر به ورتيسيليوم آلوده شد. ولي متاسفانه آلودگي هاي قبلي درخت هنوز وجود داشتند.
    تدخين خاك (Soil Fumigation) روش ديگري است كه مي توان انجام داد و البته اگرچه مي توان با روش هاي تدخيني زمين را قبل از كشت ضدعفوني كرد ولي بهتر است از كشت در زمين آلوده خودداري كنيم زيرا تدخين روشي پرهزينه است و به ندرت باعث كنترل 100% مي شود و مصرف برخي از مواد تدخيني موثر مثل متيل برومايد، به خاطر آسيب هايي كه محيط زيست مي زنند به تدريج منسوخ شده. انتخاب دقيق زمين و استفاده از نهال هاي سالم مي تواند جلوي بسياري از روش هاي پر هزينه را بگيرد.
    مخلوط كلروپيكرين/ متيل برومايد و سم متام سديم بيشترين سموم استفاده شده عليه ورتيسيليوم براي تدخين خاك هستند.
    نحوه استفاده از متيل برومايد در بخش كنترل قارچ Armillaria آمده است.
    راه ديگر مبارزه استفاده از ارقام مقاوم است. واریته Ascalano اگرچه يك واريته مقاوم نيست ولي متحمل محسوب مي شود.
    بسیاری از گياهان زراعي نظير پنبه ( كه يك ميزبان مطلوب است و اينوكولوم قارچ در مزارع پنبه به سرعت افزايش مي يابد ) ، خانواده كدوئيان، فلفل، پسته، هسته داران، گوجه فرنگي و گياهان زينتي مثل پيچ امين الدوله، ياس بنفش، ماگنوليا، درخت پر، درخت لاله و درختاني مثل افرا، نارون، اقاقيا، زبان گنجشك، درخت عرعر، سنجد و انجير به ورتيسيليوم حساسند.
    از گياهان مقاوم مي توان بسياري از بازدانگان مثل سرو، ژنكيو، نراد، سروكوهي، نوئل، سرخدار، تمام تك لپه اي ها مثل خرما، برخي از دولپه اي ها ( سيب، گلابي، به، زالزالك، شاه بلوط، بلوط، مركبات، توت، گردو، چنار، تبريزي، نمدار، بيد ) را نام برد.
    اقدامات زراعي مثل استفاده از كودها، مديريت صحيح آبياري و كنترل علفهاي هرزكم و بيش در کنترل پژمردگي ورتيسيليومي موفق بوده اند. هدف اكثر آنها افزايش قدرت گياه براي جلوگيري از بروز علائم بيماري است. البته هيچكدام از آنها باعث معالجه بيماري و حذف آن از درخت نمي شوند.


    2) پوسیدگی آرمیلاریایی ریشه زیتون : Armillaria Root Rot

    عامل بيماري : Armillaria mellea
    رده بندي عامل بيماري: Basidiomycota , Basidiomycets , Agaricales , Tricholomataceae
    علائم :
    اين قارچ که به قارچ عسلی (Honey fungus) هم معروف است به ريشه ها حمله مي كند. ريشه هايي كه توسط آرمیلاریا آلوده شده اند، داراي صفحات بادبزني شكل به رنگ سفيد مايل به زرد بين پوست و چوب خود هستند. گاهي اوقات ريزومرف هايي به رنگ قهوه اي تيره تا سياه در سطح ريشه ها قابل مشاهده اند.( ریزومرف ها شامل مجموعه ای از ریسه ها هستند. یک تا سه میلیمتر قطر دارند و به عنوان عامل بقای قارچ ازفصلی به فصل دیگر و در شرایط نامناسب مثل خشکی و آتش عمل می کنند. در ضمن می توانند در ریشه های گیاهان میزبان نفوذ کرده و آنها را آلوده کنند. ) قارچ آرميلاريا گاهي به زيتون حمله مي كند و در برخي اوقات باعث مرگ درخت مي شود.
    علائم هوایی مشابه علائم ایجاد شده در اثر سایر بیماری های ریشه است مثل کاهش رشد، کوچکی و زرد شدن برگها، خشکیدگی شاخه ها و ضعف عمومی درخت.
    در بعضي از گياهان، كلاهك هاي قارچ در پايه درختان آلوده به آرميلاريا، در طول پاييزهايي كه هوا سرد و باراني است، ديده مي شوند. ولي چنين موردي به ندرت در درختان زيتون مشاهده شده است.
    شرح بيماري :
    قارچ به صورت میسلیوم یا ریزومرف در درختان آلوده یا در ریشه های در حال فساد زندگی می کند. روش اصلی انتقال آن از درختی به درخت دیگر به وسیله ریزومرف ها یا تماس مستقیم ریشه ها است. اسپورهایی که از کلاهک های قارچ بوجود می آیند، عمدتا ابتدا بر کنده های مرده یا مواد چوبی رشد می کنند و سپس با تولید ریزومرف به ریشه های زنده ( به طور مستقیم یا از راه زخم ) حمله می کنند.
    مبارزه:
    - جمع آوری کنده ها و ریشه های درختان قطع شده تا قارچ آنها را آلوده نکند و اینوکولوم افزایش نیابد.
    - عدم کشت در زمین های آلوده
    - گاهی اوقات خندقی دور تا دور درختان آلوده حفر می کنند تا مانع از رشد ریزومرف ها به طرف درختان سالم شود.
    ـ تدخین خاک با استفاده از مواد شیمیایی:
    برای تدخین از متیل بروماید استفاده می کنیم. خاک باید رطوبت کمی داشته باشد و درجه حرارت متوسط آن بیش از ۱۰ درجه باشد. میزان مصرف متیل بروماید بستگی به نوع خاک دارد و بین ۴۰۰ـ۲۰۰ کیلو در هکتار متغیر است. در خاکهای رسی بیشتر و در خاکهای شنی کمتر مصرف میشود. اگر بخواهیم فقط محل درخت آلوده را ضدعفونی کنیم، ۲۵۰ گرم سم برای هر محل درخت به قطر سه متر، کافی خواهد بود.
    قبل از مبارزه شيميايي، تمام درختان و كنده هاي آلوده و در صورت امكان تمام ريشه هايي كه بيش از 2.5 سانتيمتر قطر دارند را خارج كنيد. درختان به ظاهر سالمي كه در نزديكي درختان آلوده قرار دارند نيزاغلب بيمارند. اين درختان را نيز از بين ببريد و محدوده آلوده را با استفاده از سموم تدخيني ضدعفوني كنيد. درختان، كنده ها و ريشه هاي خارج شده را بايد سوزاند و يا در جايي نگه داشت كه آبهاي جاري شده از بارندگي، از آنجا به زمين هاي زراعي جاري نمي شوند.
    براي خشك نگه داشتن خاك در طول تابستان از گياهان پوششي مثل سودان گراس يا آفتابگردان استفاده كنيد.هرچه خاك خشك تر باشد، سم ( متيل برومايد ) بيشتر درون آن نفوذ خواهد كرد. بعد از خشك شدن زمين آن را شخم عميق بزنيد. اگر خاك خيلي نرم و پودري است، بعد از اولين بارندگي شخم زدن و تدخين را انجام دهيد. شخم زمين هاي رسي باعث بوجود آمدن كلوخ هايي در سطح آن مي شود. افزايش دوز سم باعث افزايش نفوذ آن در خاك مي شود ولي اين مساله در خاكهاي مرطوب چندان صحيح نيست، به ويژه در خاكهايي كه رس زيادي دارند. متیل بروماید را تا عمق ۷۵ـ ۴۵ سانتیمتری به وسیله چیزل در خاک تزریق کنید و خاک را با پوشش ضدگاز بپوشانید. پوشش روي زمين را حداقل تا دو هفته برنداريد و خاک را تا يك ماه قبل از كشت هوا دهيد. زمان تدخين خاك مي تواند از اواخر تابستان تا اويل پاييز باشد.
    نكته :
    به ندرت مي توان قارچ را ريشه كن كرد، مگر در نواحي محدود. اگر خاك خيس است و تا اعماقي كه ريشه ها رشد مي كنند، داراي لايه هاي رسي است، تدخين كردن زياد موفق نيست. بهترين ريشه كني در خاكهايي كم عمق با عمق كمتر از 1.5 متر صورت مي گيرد.


    3 ) پوسيدگي هاي فيتوفترايي ريشه و طوقه زيتون : Phytophthora Root And Crown Rot

    عامل بيماري :
    گونه هاي مختلفي از فيتوفترا به زيتون حمله مي كنند كه از نقاط مختلف گزارش شده اند. در استراليا Ph . cinnamomi در كاليفرنيا Ph . citricola و Ph .dreschleri به عنوان عوامل اصلي پوسيدگي ريشه و طوقه زيتون شناخته شده اند. در ايتاليا هم گونه Ph .palmivora به عنوان عامل مرگ درختان جوان شناسايي شده است.
    رده بندي عامل بيماري :

    Stramenopila , Oomycota , Oomycetes , Peronosporales , Pythiaceae

    شرح بيماري :در بيشتر نقاط اين بيماري، بيماري خيلي مهمي محسوب نمي شود و همانند ساير بيماري هاي ناشي از فيتوفترا تحت شرايط خنك و خيسي خاك و بالا بودن رطوبت نسبي بوجود مي آيد. بنابراين در بخش هاي پست باغ و كلا در مناطقي كه زهكشي خوبي ندارند، رخ ميدهد. در بيشتر موارد فيتوفترا اول در سطح خاك يا نزديك به آن به گياه حمله مي كند و باعث آبسوختگي پوست مي شود كه بعدا به صورت نواحی سياه در مي آيد. اگر اين ناحيه دور تا دور تنه درخت را بگيرد باعث مرگ درخت مي گردد. در مراحل اول بيماري پوست ساقه محكم و دست نخورده است در حالي كه بعدا پوست لعابي شده و ممكن است داراي تراوشات صمغي و آبكي باشد.
    فيتوفترا به ريشه ها هم حمله مي كند و باعث پوسيدگي و قهوه اي رنگ شدن ريشه هاي اصلي يا فرعي مي شود.
    علائم هوايي به صورت كاهش شديد برگها، كم پشت شدن شاخ و برگ، خشكيدگي سرشاخه ها و عدم رشد انتهايي و بالاخره مرگ اندام هاي هوايي بالاي ناحيه آلوده مي باشد. درختان آلوده ممكن است به تدريج ضعيف شوند و طي چندين سال ازبين بروند و يا در همان فصل زراعي كه علائم هوايي ظاهر مي شوند، بميرند.
    فيتوفترا در بافتهاي آلوده به صورت ميسليوم، اووسپور يا كلاميدوسپور زمستان گذراني ميكند. گونه هاي فيتوفترا مي توانند تا چند سال در خاك زنده بمانند و بيماري هاي ناشي از آنها در شرايط مرطوب تشديد مي شود.
    كنترل:
    ـ رعايت بهداشت زراعي : ضدعفوني وسايل مورد استفاده ( عامل بيماري حتي به وسيله كفش ها هم مي تواند در باغ پخش شود )
    ـ آگاهي از سابقه كشت زمين و بيماري هاي آن چون فيتوفترا داري دامنه ميزباني وسيعي است و عدم كشت در زمين هاي آلوده.
    ـ اصلي ترين راه كنترل فيتوفترا مديريت صحيح آبياري باغ است. بايد از كشت در خاكهايي كه در معرض غرقاب شدن هستند خودداري كرد و نازل هاي سيستم آبياري را دور از تنه درختان نگه داشت. بهبود وضع زهكشي زمين اثرات مطلوبي خواهد داشت. ( كشت در خاكهاي سبك با زهكشي سريع )
    ـ هيچ نوع كنترل شيميايي براي فيتوفترا در زيتون انجام نمي شود ( البته در برخي موارد در نهالستان ها از متالاكسيل استفاده مي كنند ولي در باغهاي زيتون خير ).






    [برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...]



  3. #12
    *••*˜سـرپرســت کل سایـت˜*••*

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Jan 2012
    سن
    31
    نوشته ها
    68,602
    تشکر
    11,593
    تشکر شده 42,652 بار در 14,138 پست

    پیش فرض پاسخ : بیماری های درختان میوه ...

    بیماری های درختان زیتون 3

    سيستم ريشه اي زيتون سطحي است و قادر به تحمل خاكهاي غرقاب شده نيست و حتي در خاكهاي عميق هم فقط 90 تا 120 سانتيمتر در خاك نفوذ مي كند. بخش هاي هوائي درخت داراي شاخه هاي اصلي مجتمع و متراكم، ميانگره هاي كوتاه و برگهاي متراكم است كه اگر با هرس راه باريكي در شاخه ها باز نكنيم، مانع از رسيدن نور به مركز درخت مي شوند.
    كنار هر برگ در زيتون جوانه هاي گل دهنده وجود دارند. اين جوانه ها در فصل جاري به وجود مي آيندو در فصل رشد بعدي جوانه مي زنند. هر گل آذين شامل 15 تا 30 گل است كه اين تعداد به نوع كلتيوار و شرايط زراعي آن سال بستگي دارد. اگر در كنار همه برگها يك گل آذين بوجود بيايد، هر سر شاخه پتانسيل توليد چند صد گل را خواهد داشت.ولي تنها پنج درصد از اين گلها به ميوه تبديل مي شوند.
    زيتون توسط باد گرده افشاني مي شود. در نتيجه گلدهي در شرايط بارندگي، دما ي بالا و بادهاي خشك منجر به آسيب ديدن فرايند تشكيل ميوه مي گردد. بيشتر كلتيوار هاي زيتون در حالت تك كشتي (monoculturing) هم توليد ميوه مي كنند ولي محصول آنها در شرايط cross_pollination بهتراست. برداشت زيتون درپاييز يا زمستان صورت مي گيرد.
    سطح زير كشت زيتون در ايران حدود 67 هزار هكتار است كه از هر هكتار باغ آبي ( 10 سال به بالا ) به طور متوسط 5 تن محصول برداشت مي شود و در باغهايي كه مديريت مناسبي دارند تا 10 تن هم زيتون قابل برداشت است. زيتون با توجه به شرايط محيطي و نوع كلتيوار بعد از 5 تا 8 سال به بار مي نشيند و گياهي است كاملا صنعتي . 20% از محصول زيتون كشور براي تهيه كنسرو و بقيه براي توليد روغن استفاده مي شود.

    بيماري هاي زيتون :

    1 ) گره زيتون : Olive Knot

    عامل بیماری :
    Pseudomonas syringae p.v savastanoi
    رده بندی عامل بیماری : Bacteria , Gracilicutes , Pseudomonadales , Pseudomonadaceae
    در برخی منابع عامل بیماری Pseudomonas savastanoi معرفی شده است.
    بیماری ایجاد شده توسط این باکتری در فرانسه به سل زیتون (Tuberculosis of olive ) معروف است و علاوه بر زیتون روی درختان زبان گنجشک(Ash) نیز ایجاد بیماری می کند( شانکر درختان زبان گنجشک ) .

    علائم:
    روی درختان گالهايی قابل مشاهده اند که که تقريبا در تمامی بافتها و بخشهای گياه از جمله دمبرگها (Petiole) و پهنک برگ(Lamina) هم بوجود می آیند. آلودگی های اوليه باعث ايجاد فرورفتگی هايی می شوند که در اثر متلاشی شدن سلول ها بوجود می آيند. سپس بعد از اينکه درخت در بهار شروع به رشد می کند، تكثير بافتهاي اطراف اين فرو رفتگي ها باعث بوجود آمدن گا ل يا گره در اين نقاط مي گردند. گره ها در اثر هيپرپلازي بافتها در ساقه هاي جوان، نقاط رشد و قسمتهاي قطع شده بوجود مي آيند.در واقع تكثير زياده از حد سلولهاي ميزبان در اثر توليد ايندول استيك اسيد (IAA) توسط سلولهاي باكتري است. بعد از گذشت چند ماه گره ها ظاهري اسفنجي و نامنظم پيدا مي كنند و سپس سخت و قهوه اي مي شوند. در شاخه هاي كوچك ، گره ها به 2 سانتيمتر هم مي رسند. اين گره ها باعث برگ ريزي و از بين رفتن شاخه هاي گل دهنده شده و منجر به كاهش محصول مي شوند. در ضمن گره ها باعث كاهش اندازه ميوه ها و مقدار روغن و نيز از بين رفتن طعم ميوه ها مي گردند.از ميان واريته هاي كشت شده واريته Manzanillo از همه حساس تراست.

    اپيدميولوژي :
    باكتر يها با آب باران در كل درخت پخش مي شوند( مقدار آلودگي با ميزان بارندگي رابطه دارد) و فقط از راه زخم مي توانند وارد بافتهاي درخت شوند. باكتري ها معمولا از جاي افتادن برگها، تركهاي ناشي از سرمازدگي، ضربات، هرس، تگرگ و حتي بادهاي شديد نفوذ مي كنند. جاي افتادن برگها بين 10- 7 روز پس از افتادن آنها حساس است. بنابراين بيشترين خطر متوجه درختاني است كه در طول دوره بارندگي، منافذ زيادي براي ورود باكتري دارند.

    كنترل :
    كنترل گره زيتون شامل هرس تابستانه براي ازبين بردن اينوكولوم ( گره هاي روي درخت ) و حفاظت از درخت با باكتري كشهاي مسي ، قبل و در طول دوره بارندگي است. ( مس تنها ماده اي است كه براي كنترل گره زيتون ثبت شده است ). تركيبات مسي از آلوده شدن منافذ درخت جلوگيري مي كنند ولي باعث ازبين بردن گره ها نمي شوند.
    چون توليد آلودگي ارتباطي با سن درخت ندارد، بنابراين مبارزه سالانه را از اولين پاييز بعد از كاشت درخت شروع مي كنيم. در ضمن بايد توجه داشت كه درختان جوان به شدت به يخبندان حساسند و يخبندان باعث بوجود آمدن تركهاي زيادي در پوست آنها مي شود كه باكتري از طريق آنها مي تواند آلودگي ايجاد كند. بنابراين استفاده از سموم مسي در درختان جوان براي كاهش تكثير اينوكولوم و جلوگيري از آلودگي هاي بعدي، بسيار مفيد خواهد بود.
    باكتري هاي گره زيتون توسط آب باران از گره هاي موجود به منافذ منتقل مي شوند. بنابراين بايد قبل از شروع فصل بارندگي از سموم مسي استفاده كرد. در ضمن اين روش بهترين راه مبارزه با لكه طاووسي زيتون نيز هست. آزمايشات نشان داده اند كه يكبار سمپاشي در سال عليه گره زيتون كافي نيست. حداقل دوبار سمپاشي در سال، يكي در پاييز و ديگري در اوايل بهار، مورد نياز است.
    ميزان حفاظت تركيبات مسي از درخت، بسيار بستگي به مقدار اينوكولوم موجود در دوران آلودگي دارد. بنابراين بهترين روش اين است كه مقدار اينوكولوم را كاهش دهيم. سمپاشي ساليانه با مس در به حداقل رساندن ميزان اينوكولوم بسيار موثر است. بنابراين وقتي شرايط محيطي براي شيوع آلودگي مناسب مي شود ( مثلا بعد از يخبندان ) اپيدمي بوجود نخواهد آمد. در حالتي كه اينوكولوم باكتري روي درختان زياد است، ميزان محافظت تركيبات مسي حداقل است. پس لازم است هر سال سمپاشي را انجام دهيم.
    اگر در زمستان دما زير 20- درجه برود، پوست درخت آسيب ديده، ترك مي خورد .اين تركها نقاط ايده آلي براي نفوذ باكتري اند و بايد با سموم مسي پوشيده شوند. زماني كه باكتري در تركهاي ناشي از سرمازدگي تكثير شود، مقدار اينوكولوم به شدت افزايش پيدادخواهد كرد و كنترل بسيار مشكل خواهد شد. پس بعد از يخبندان هم سمپاشي لازم است.
    اينكه از چه نوع سم مسي استفاده كنيم، چندان مهم نيست. Nordox ، Kocide و مخلوط بردو همگي تقريبا به يك ميزان باعث كنترل گره زيتون مي شوند. مهم استاندارد بودن سم و مناسب بودن زمان سمپاشي است. در ضمن اين موضوع براي مبارزه با لكه طاووسي زيتون هم صدق مي كند.
    روش دوم مبارزه هرس كردن است ولي بايد توجه داشت كه هرس كردن وقتي بيشترين تاثير را دارد كه ميزان اينوكولوم در باغ كم باشد. در باغهايي كه به شدت آلوده اند،هرس كردن مناسب به منظور از بين بردن اينوكولوم امكان پذير نيست. در اين حالت تنها روش ممكن، هرس شاخه هاي اصلي كل درخت يا بخشي از آن است ، به اين منظور كه در فصل رشد بعدي شاخه هاي جديدي شروع به رشد كنند.
    علي رغم آنچه كه به نظر مي رسد، پاييز بدترين زمان براي هرس درختان زيتون است. نكات زير را قبل از هرس كردن در نظر داشته باشيد :
    _ حساسيت به يخبندان (Freeze Sensitivity) : كنوپي بوجود آمده در تابستان گذشته مي تواند شاخه هاي نازك و كوچك را از دماي بسيار پايين حفاظت كند. انجام هرس براي خلوت كردن كنوپي، اين حفاظ را از بين خواهد برد و درختان هرس شده طي يخبندان بعدي بسيار شديدتر از درختان هرس نشده آسيب خواهند ديد و به شدت توسط گره زيتون آلوده خواهند شد كه كنترل آن بسيار مشكل است.
    _ مديريت اندازه درخت (Managing Crop Size) : هرس روش بسيار مناسبي براي كنترل اندازه درخت است به ويژه وقتي كه كم كردن حجم درخت مد نظر نيست. بنابراين بهترين كار اين است كه تا بهار، تا وقتي كه مقدار رشد جوانه انتهايي قابل اندازه گيري است، صبر كنيد. سپس ميزان شدت هرس را انتخاب كنيد.
    _ گره زيتون : همانطور كه گفته شد، هرس قبل يا در طول دوره بارندگي باعث ايجاد زخمهايي در درخت مي شود كه براي توليد آلودگي مناسبند. باران باكتري ها را در طول درخت جابجا مي كند و آلودگي گسترش مي يابد.
    پس بهتر است هرس را در تابستان انجام دهيم. در ضمن وسايل هرس را بايد بعد از هرس هر درخت ضد عفوني كرد.






    [برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...]



+ ارسال موضوع جدید
صفحه 2 از 2 نخستنخست 1 2

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

تعداد اعضای بازدید کننده از این تایپیک : 0

بازدید کنندگان :  (نمایش کلی)

نامی برای نمایش وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

Bookmarks

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •