به انجمن خوش آمدید
صفحه 6 از 19 نخستنخست ... 2 3 4 5 6 7 8 9 10 16 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 187
  1. #1
    کاربر سایت
    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    تاریخ عضویت
    May 2009
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    14,253
    تشکر
    8,891
    تشکر شده 7,575 بار در 3,403 پست

    پیش فرض بيوگرافي بازيگران سينما

    در اين تايپك مي خوام بازيگران همه دوران ها رو معرفي كنم

    مي تونين پيشنهاد بدين كه كيو معرفي كنم

    يا حق
    پارسال زیر بارون با او قدم میزدم اما امسال شاهد قدم زدن او با پسری در زیر بارون اشک هایم بودم شاید پارسال من در بارون اشک های پسری دیگر با او قدم میزدم


    زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست
    هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود
    صحنه پیوسته به جاست
    خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد


  2. #51
    کاربر سایت
    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    تاریخ عضویت
    May 2009
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    14,253
    تشکر
    8,891
    تشکر شده 7,575 بار در 3,403 پست

    پیش فرض

    بيوگرافي كامل تام هنكس

    پسر فقیری که ستاره هالیوود شد

    در دنياي‌ امروزي‌ آدم‌هاي‌ موفقي‌ زندگي‌مي‌كنند كه‌ اگر به‌ گذشته‌ آنها رجوع‌ كنيم‌...مشاهده‌ مي‌كنيم‌ كه‌ آنها از ابتدا در معروفيت‌ ومشهوريت‌ به‌ سر نمي‌بردند، بلكه‌ از هيچ‌ به‌درجه‌اي‌ از شهرت‌ و ثروت‌ رسيدند و اين‌ امر تنهادر زمينه‌هاي‌ خاصي‌ نيست‌، صاحبان‌ شركت‌هاي‌بزرگ‌ صنعتي‌، ورزشكاران‌ معروف‌ و همچنين‌بازيگران‌ سينما به‌ ويژه‌ هاليوودي‌ها... از ده‌هنرپيشه‌ هاليوود، شايد دو نفرشان‌ زندگي‌متوسطي‌ داشتند و بقيه‌ي‌ آنان‌ كودكي‌ پر از رنج‌ ودرد داشتند كه‌ تام‌ هنكس‌ نمونه‌اي‌ از آن‌مي‌باشد.



    (تام‌ هنكس‌) يكي‌ از معروف‌ترين‌ وگران‌قيمت‌ترين‌ هنرپيشه‌هاي‌ هاليوودي‌ به‌ شمارمي‌رود. اين‌ بازيگر با قيافه‌ معصوم‌، هيكلي‌متناسب‌ توانسته‌ خود را در دل‌ كارگردانان‌ مشهورهاليوود جا كند و چندين‌ بار جوايز اسكار را از آن‌خود كند. در اين‌ مقاله‌ اشاره‌اي‌ به‌ زندگي‌شخصي‌ و هنري‌ اين‌ هنرپيشه‌ مطرح‌ سينماي‌هاليوود خواهيم‌ داشت‌:
    (توماس‌ جي‌ هنكس‌) در 9 جولاي‌ 1956در منطقه‌ (كنكورد) كاليفرنيا چشم‌ به‌ جهان‌ گشود.پدرش‌ يك‌ شيريني‌ فروش‌ دوره‌گرد بود و از اين‌رو هر سال‌ به‌ منطقه‌اي‌ نقل‌ مكان‌ مي‌كرد تامشتريان‌ بيشتري‌ براي‌ شيريني‌ هايش‌ پيدا كند. ازاين‌ رو (تام‌ هنكس‌) از همان‌ دوران‌ طفوليت‌خود را يك‌ مهاجر و خانه‌ به‌ دوش‌ احساس‌مي‌كرد. او مجبور بود هر سال‌ يك‌ بار يا حتي‌ شش‌ماه‌ يك‌ بار مدرسه‌اش‌ را تغيير دهد. تام‌هنكس‌ دركتاب‌ خاطراتش‌ از دوران‌ كودكي‌ خودمي‌نويسد: (تغيير پشت‌ تغيير، هميشه‌ مجبور بودم‌طبق‌ عادات‌ و سليقه‌ نامادري‌ هايم‌ زندگي‌ كنم‌زيرا پدرم‌ سه‌ بار ازدواج‌ كرد و همسرانش‌ را طلاق‌مي‌داد. با مادر من‌ هم‌ نتوانست‌ بيش‌ از 3 سال‌زندگي‌ كند. لذا از سن‌ يك‌ سالگي‌ طعم‌نامهرباني‌هاي‌ پدر، احساس‌ و رفتارم‌ را عوض‌مي‌كردم‌. من‌ در بيش‌ از ده‌ خانه‌ زندگي‌ كردم‌زيرا پدرم‌ مردي‌ دوره‌گرد و لاابالي‌ بود ونمي‌توانست‌ خانه‌اي ثابت‌ براي‌ خانواده‌اش‌فراهم‌ كند. بايد بگويم‌ كه‌ در دوران‌ كودكي‌ بيشترمانند خانه‌ خراب‌ها و خانه‌ به‌ دوش‌ها زندگي‌كردم‌ و طعم‌ خوش‌ خانواده‌ گرم‌ و صميمي‌ ودست‌ نوازش‌ گرم‌ پدر و مادر را احساس‌ نكردم‌ وهميشه‌ در حسرتش‌ بودم‌.) تام‌ هنكس‌ پس‌ از به‌پايان‌ رساندن‌ دور دبستان‌ در (اوكلند) كاليفرنياوارد دبيرستان‌ (اسكالي‌ لاين‌) شد. او بازيگري‌ رااز همان‌ سال‌هاي‌ دبيرستان‌ با تئاتر مدرسه‌اي‌آغاز كرد; و علاقه‌اش‌ را در آن‌ يافت‌ او درتئاترهاي‌
    مدرسه‌ بهترين‌ بازيگر به‌ شمار
    مي‌رفت‌.چشمان‌ آبي‌ و نافذ او در دل‌ همه‌ مي‌نشست‌ ورفتار مودبانه‌ و موقرش‌ توجه‌ هر تماشاچي‌ را به‌سوي‌ خود مي‌كشاند. او با اين‌ كش‌ و قوس‌ها،دوران‌ دبيرستان‌ خودرا به‌ پايان‌ رساند. اومي‌خواست‌ هرچه‌ زودتر از ميان‌ خانواده‌ از هم‌پاشيده‌اش‌ دور شود و استقلال‌ خود را به‌ دست‌آورد. از اين‌ رو تصميم‌ گرفت‌ وارد دانشگاه‌ شود وزندگي‌ دانشجويي‌ مستقلي‌ را براي‌ خود دست‌ و پاكند.


    ورود به‌ دانشگاه
    تام‌ هنكس‌ وارد دانشگاه‌ (كبوت‌) در(هالي‌وارد) كاليفرنيا شد و در رشته‌ ارتباطات‌ به‌تحصيل‌ پرداخت‌. 20 سال‌ بيشتر نداشت‌ كه‌ درهتل‌هاي‌ بزرگي‌ چون‌ هتل‌ هيلتون‌ به‌ اجراي‌نمايش‌ مي‌پرداخت‌ و كسب‌ درآمد مي‌كرد. درسال‌ 1978 يعني‌ در سن‌ 22 سالگي‌ به‌ نيويورك‌رفت‌ و با يك‌ كمپاني‌ فيلم‌سازي‌ قرارداد بست‌ ودر 23 سالگي‌ در فيلم‌ كم‌ خرج‌ (او مي‌داند كه‌توتنهايي‌) بازي‌ كرد. پس‌ از اين‌ فيلم‌ او توانست‌چندين‌ نقش‌ متفاوت‌ در مجموعه‌هاي‌ كمدي‌تلويزيوني‌ داشته‌ باشد. اين‌ جوان‌ هنرمند به‌سرعت‌ توانست‌ خود را مشهور سازد. در همان‌دوران‌ با (سامانتا ليويس‌) كه‌ بازيگر و كارگردان‌ وتهيه‌كننده‌ بود، آشنا شد و ازدواج‌ كرد. البته‌ اين‌اولين‌ ازدوجش‌ به‌ شمار مي‌رفت‌. او در سال‌1978 با سامانتا زندگي‌ مشترك‌ خود را آغاز كردثمره‌ اين‌ ازدواج‌ دو فرزند به‌ نام‌هاي‌ كولين‌ واليزابت‌ بود. ولي‌ اين‌ ازدواج‌ دوام‌ نيافت‌ چرا كه‌در سال‌ 1985 از هم‌ جدا شدند. سپس‌ تام‌هنكس‌ با (ريتا ويلسون‌) آشنا شد. او در حاليكه‌ درفيلم‌ داوطلب‌ها شروع‌ به‌ تمرين‌ نقش‌ خود بودباريتا دوست‌ شد و در 30 آوريل‌ 1988ازدواج‌ كرد. ثمره‌ اين‌ ازدواج‌ نيز دو فرزند به‌نام‌هاي‌ چستر و تورمن‌ مي‌باشد.

    به‌ دنبال‌ هريسون‌ فورد و دنيرو
    تام‌ هنكس‌ مورد توجه‌ كارگردانان‌ قرار گرفته‌بود. بازي‌ تام‌ هنكس‌ در فيلم‌ (بزرگ‌) كه‌ يكي‌ ازپرفروش‌ترين‌ فيلم‌هاي‌ سال‌ 1988 به‌ شمارمي‌رفت‌ نام‌ او را بيش‌ از پيش‌ به‌ عنوان‌ بازيگرمسلط بر نقشش‌ بر سر زبان‌ انداخت‌. او در آن‌زمان‌ بعد از هريسون‌ فورد و رابرت‌ دنيرومشهورترين‌ بازيگران‌ هاليوود قرار گرفت‌. چهره‌كودكانه‌، جوان‌ و معصوم‌ او دليلي‌ بود كه‌ در بيشترفيلم‌هايي‌ كه‌ در دهه‌ 1980 به‌ بعد بازي‌ كرد نقش‌شخصيت‌هاي‌ بسيار جوان‌ و ساده‌ را داشته‌ باشد.او در سال‌ 1989 جايزه‌ بهترين‌ بازيگر مرد را از(گلان‌ كلوب‌) دريافت‌ كرد.
    سپس‌ در فيلم‌ (كارست‌ گامپ‌) در سال‌ 1994ايفاي‌ نقش‌ كرد و جايزه‌ اسكار را نصيب‌ خود كرد.
    از اين‌ رو در دهه‌ 1990 بازي‌ تام‌ هنكس‌ درچند فيلم‌ مطرح‌ سبب‌ شد كه‌ به‌ يكي‌ از گران‌ترين‌و محبوب‌ترين‌ ستاره‌هاي‌ هاليوودي‌ تبديل‌ شود.تام‌ هنكس‌ با بازي‌ در فيلم‌هايي‌ چون‌(جاده‌پريديشن‌)، (اگه‌ مي‌توني‌ منو بگير) و(قاتلان‌ بانو) موقعيتش‌ را تثبيت‌ كرد، همچنين‌(آپولو13) و (نجات‌ سرباز رايان‌) از مهمترين‌فيلم‌هاي‌ هنكس‌ در دهه‌ 1990 مي‌باشد.

    فعاليت‌هاي‌ جانبي‌ تام‌ هنكس
    تام‌هنكس‌ تنها يك‌ بازيگر نيست‌ بلكه‌ به‌كارگرداني‌ و تهيه‌ كنندگي‌ فيلم‌هاي‌ مستند نيزمي‌پردازد.
    فيلم‌ مستند (ويراني‌ فوق‌العاده‌) كه‌ اثر جديدتام‌ هنكلس‌ است‌ از تجربيات‌ سفر انسان‌ به‌ كره‌ ماه‌حكايت‌ مي‌كند.
    در اين‌ فيلم‌ تام‌ هنكس‌ با روشي‌ جديد ومنحصر به‌ فرد خود تماشاگران‌ را به‌ كره‌ ماه‌مي‌برد. او در مقام‌ تهيه‌ كنندگي‌ و فيلم‌نامه‌ نويس‌ وقصه‌گوي‌ يكي‌ فيلم‌ مستند جديد، را روانه‌ بازاركرده‌ است‌. براي‌ تهيه‌ اين‌ فيلم‌ (تام‌ هنكس‌)دست‌ به‌ دامن‌ ناسا شده‌ و عكس‌هايي‌ مربوط به‌سفر انسان‌ به‌ ماه‌ را از ناسا امانت‌ گرفت‌. اين‌ فيلم‌ باسيستم‌ مدرن‌ (اي‌ مكس‌) تهيه‌ شده‌ و گمان‌مي‌رود دوستداران‌ نجوم‌ و فضا را در سطح‌ جهان‌به‌ خود جلب‌ كند اين‌ فيلم‌ روي‌ پروازهاي‌چندين‌ سفينه‌ به‌ كره‌ ماه‌ در اواخر دهه‌ 1960 واوايل‌ دهه‌ 1970 تكيه‌ كرد و تصاوير واطلاعات‌جالبي‌ را ارائه‌ مي‌دهد. حتي‌ در اين‌ فيلم‌ ادعامي‌شود كه‌ ناسا تا سال‌ 2018 بار ديگر انسان‌ به‌كره‌ ماه‌ اعزام‌ مي‌كند.

    گفتني‌ است‌ تام‌ هنكس‌ در ديگر زمينه‌هاي‌هنري‌ فعاليت‌ دارد از جمله‌ صداگذاري‌ بر روي‌شخصيت‌هاي‌ كارتوني‌ و الت‌ ديسني‌...
    او در كارتون‌ معروف‌ (داستان‌اسباب‌بازي‌1و2) بجاي‌ (وودي‌) پسر كابوي‌ وقهرمان‌ داستان‌ صحبت‌ كرده‌ است‌.
    از سوي‌ ديگر تام‌ هنكس‌ كتاب‌ (اميليا بديليا) رابه‌ فيلم‌ تبديل‌ كرده‌ است‌. او اين‌ فيلم‌ را بر اساس‌كتاب‌ (پگلي‌ پاريش‌) كليه‌ زده‌ است‌. همچنين‌كتاب‌ (قطار سريع‌السير قطبي‌) را هم‌ به‌ فيلم‌تبديل‌ كرده‌، اين‌ فيلم‌ مورد توجه‌ كودكان‌ ونوجوانان‌ قرار گرفت‌ و بعنوان‌ يكي‌ از بهترين‌فيلم‌هاي‌ اين‌ نسل‌ معرفي‌ شد.

    افتخارات‌ تام‌ هنكس
    هنكس‌ تاكنون‌ 5 بار نامزد دريافت‌ اسكاربهترين‌ بازيگر نقش‌ اول‌ مرد بوده‌ كه‌ دوبار توانسته‌اين‌ جايزه‌ را براي‌ فيلم‌هاي‌ (فيلا و دلفينا) و(گارست‌ گامپ‌) دريافت‌ كند.
    بعد از فيلم‌ (نجات‌ سرباز رايان‌ و اگه‌ مي‌توني‌منو بگير) فيلم‌ (ترمينال‌) يكي‌ از برترين‌ فيلم‌هاي‌تام‌ هنكس‌ بوده‌ است‌ كه‌ به‌ كارگرداني‌(اسپيلبرگ‌) مورد توجه‌ همگان‌ قرار گرفته‌ است‌.

    از معروفترين‌ فيلم‌هاي‌ او مي‌توان‌ به‌:
    مي‌توان‌ به‌ قاتلين‌ بانو، قطار سريع‌ السير قطبي‌،ترمينال‌، ولكانو شما نامه‌ داريد، كنسرتي‌ براي‌جورج‌، اگه‌ مي‌توني‌ منو بگير، كشتي‌ شكسته‌،مسيرسبز، جاده‌اي‌ بسوي‌ تباهي‌، بزرگ‌، رمزداوينچي‌، اشاره‌ داشت‌ كه‌ البته‌ اين‌ آخري‌ هنوزاكران‌ نشده‌ است‌.

    كليد همه‌ قفلها

    تام‌ هنكس‌ چندي‌ پيش‌ در جشن‌فارغ‌التحصيلي‌ كالج‌ واسر حضور داشت‌ او درسخنراني‌ خود به‌ مناسبت‌ فارغ‌التحصيلي‌ 670دانشجو اعلام‌ كرد يك‌ واژه‌ سه‌ حرفي‌ كليدمشكل‌گشايي‌ تمام‌ امور است‌. كه‌ اين‌ واژه‌(كمك‌) مي‌باشد. او اظهار كرد شما از طريق‌كمك‌ كردن‌ مي‌توانيد تاثيرات‌ بسياري‌ را بر روندزندگي‌ در شهر، كشور و حتي‌ زمين‌ به‌ جا بگذاريد.
    شما همواره‌ مي‌توانيد به‌ ديگران‌ كمك‌ كنيد.بنابراين‌ هر جا كه‌ لازم‌ است‌ صلح‌ را برقرار كنيد،برا ايجاد الفت‌ و دوستي‌ اقدام‌ كنيد. كمك‌ كردن‌تفرقه‌ را از بين‌ مي‌برد و موجبات‌ احترام‌ آدمي‌مي‌شود. ناگفته‌ نماند در اين‌ مراسم‌ دختر تام‌هنكس‌، اليزابت‌ هنكس‌ نيز جزو فارغ‌ التحصيلان‌اين‌ دانشگاه‌ به‌ شمار مي‌رفت‌.

    رمز داوينچي
    اين‌ فيلم‌ با همكاري‌ (ژان‌ رنو) و تام‌هنكس‌اجرا شده‌ است‌. رمز داوينچي‌ با كارگرداني‌(ران‌هاروارد) كه‌ جايزه‌ اسكار برده‌، ساخته‌ شده‌و از جمله‌ فيلم‌هايي‌ است‌ كه‌ با بودجه‌ سنگيني‌مقابل‌ دوربين‌ مي‌رود و به‌ احتمال‌ زياد در اوايل‌سال‌ 2006 بر پرده‌ اكران‌ مي‌نشيند. در اين‌ فيلم‌(ژان‌ رو) كارآگاه‌ است‌. (تام‌ هنكس‌) نقش‌ قاتل‌را ايفا مي‌كند. در مورد هنكس‌ بايد گفت‌: اوفقيري‌ بود كه‌ به‌ اوج‌ ثروت‌ رسيد و به‌ يك‌ ستاره‌تبديل‌ شد.
    پارسال زیر بارون با او قدم میزدم اما امسال شاهد قدم زدن او با پسری در زیر بارون اشک هایم بودم شاید پارسال من در بارون اشک های پسری دیگر با او قدم میزدم


    زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست
    هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود
    صحنه پیوسته به جاست
    خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد


  3. #52
    کاربر سایت
    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    تاریخ عضویت
    May 2009
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    14,253
    تشکر
    8,891
    تشکر شده 7,575 بار در 3,403 پست

    پیش فرض

    زندگي نامه آرنولد شوارتزنگر

    « من مي خواهم بهترين بدنساز در جهان باشم » آنها هميشه اين را از پسر 13 ساله شان مي شنيدند گوستاو و ارليا شوارتزنگر فقط آه مي كشيدند و در اين باره ترديد فراوان داشتند اما شك ولي ترديد آنها اكنون به يقين تبديل شده است در آن زمان آنها با شنيدن حرفهاي آرنولد در كتاب راهنما بدنبال روانپزشك گشتند.



    اما آرنولد جدي بود. در چهارده سالگي تمرينات فشرده اي را زير نظر « كرت مارنول » آقاي اتريش آن زمان شروع كرد در 15 سالگي او روانشناسي را همراه با دكتر « كارل كرست » براي آموختن تأثير و قدرت مغز بر بدن مطالعه مي كرد در 17 سالگي او رقابتهاي حرفه اي خود را آغاز كرد. در 18 سالگي او به زندان افتاد.

    اما بازداشت شدن قسمتي از برنامه او نبود! اما بعضي مواقع براي رسيدن به هدف بايد تاوانهايي را پرداخت آنچه براي او اتفاق افتاد به اين شرح است بر اساس قانون به عنوان يك شهروند خوب اتريشي به مدت يك سال به خدمت نظام فرا خوانده شد او به خدمت رفت به عنوان يك راننده تانك شروع به خدمت سربازي كرد او حق نداشت براي هيچ مسابقه پرورش اندام احمقانه اي پايگاه را ترك كند اما آنها هيچ چيزي در مورد يك مسابقه پرورش اندام متفكرانه نگفته بودند بنابراين او يك روز از كمپ در رفت به اميد بردن يك جايزه و واقعاً متفكرانه بود او يك جايزه برد.

    وقتي مافوقش متوجه شد قبل از اينكه بگذارند او از خودش دفاع كند او را به زندان انداختند خودش آن را اينگونه بيان مي كند « 7 روز طولاني در خانه بزرگ » اما در آن هفته اتفاق جالبي پيش آمد افسري كه او را به زندان انداخته بود شروع به تحقيق در مورد مدال او كرد اين يك مقام كوچك نبود بلكه مقام خيلي با ارزشي بود او در كل اروپا اول شده بود آرنولد آقاي جوانان اروپا شده بود طبيعتاً او را از زندان آزاد كردند ولي از رانندگي تانك كنار گذاشته شد و به عنوان مجازات مأمور شد كه يك افسر رسمي باشد! بله آرنولد خدمتش را در نظام با آموزش و تمرين بدنسازي گذراند.

    بعد از اينكه او خدمت سربازي را تمام كرد به نظر ميرسيدكه هيچ چيز نمي تواند جلوي او را بگيرد در سال 1966 او از رده جوانان به رده بزرگسالان ارتقا يافت به زودي در همان سال او بهترين بدنساز مرد در اروپا شد مستر اروپا و نفر اول مسابقات پاورليفتينگ براي يك جوان 19 ساله بد نيست!

    از آن به بعد نام او در فهرست بزرگان بود. او براي شركت در رقابتهاي آقاي جهان ( مستر يونيورس ) به لندن رفت اگر او در اين رقابتها اول مي شد آقاي جهان شده بود و اين خيلي با ارزش بود.

    آرنولد به محض ورودش به محل مسابقات با بدنسازان ديگر و طرفدارانش از سراسر جهان روبرو شد همه آنها در مورد مرد جوان اتريشي مطالب زيادي خوانده بودند اين يك تجربه غافلگير كننده براي آرنولد بود و اولين باري بود كه فهميده بود كه اينقدر مشهور شده است او اكنون در مسابقات جهاني بود عضلاتش كاملاً پمپ شده بودند و آماده مسابقه شده بود.

    قهرماني او بوسيله يك آمريكايي تهديد مي شد كه «جت يورتن » نام داشت او فقط كوهي از گوشت نبود بلكه تعريفهاي خاصي از بدنسازي داشت و گويي بدنش را تراشيده باشند البته با هنر و دقت زياد و آرنولد فهرماني را از دست داد.

    اما براي سال بعد آرنولد مانند يك مجسمه ساز كار كرد او به آناليز هر قسمت از بدن خود پرداخت. او تمرينات جديدي كه گروه هاي عضلاني را تفكيك كرده آنها را تعريف مي كرد اختراع كرد. در سال 1967 او بار ديگر براي شركت در مسابقات آقاي جهان به لندن رفت با اين بدن فوق العاده تراشيده و آراسته او مطمئن بود كه مي تواند يورتن را شكست دهد اما اوضاع به نفع آرنولد پيش نمي رفت اكنون يك رقيب جديد براي آرنولد پيدا شده بود « دنيس تينرينو » كه فقط عنوان قهرماني مستر آمريكا را داشت اكنون در مقابل او بود همه دوستان نزديك آرنولد فكر مي كردند كه دنيس او را شكست خواهد داد در صبح روز مسابقات ناگهان دنيس خواست كه به آرنولد بگويد كه چه احساسي دارد و به سمت او خم شد و با لبخندي در گوش او گفت: « اين روزي است كه من در آن مي خواهم برنده باشم »

    اين سخن درس بزرگي به آرنولد داد و آرنولد متوجه شد براي برنده شدن در مسابقات علاوه بر بدن زيبا و عضلاني و بزرگ بايد قويترين اراده را داشت و اين باعث شد كه آرنولد با وجود « دنيس تينرينو » كه عملكردي فوق العاده و بدني با شكوه داشت بتواند قهرمان جهان شود و اين در حالي بود كه او فقط 20 سال داشت و جوانترين مستر جهان در تاريخ شد. آرنولد به آرزوي خود رسيده بود.

    يا شايد خود او اينگونه فكر نمي كرد. او ميدانست كه در حقيقت 3 قهرماني جهان وجود دارد. آرنولد در رده آماتورها در انجمن بين الملي پرورش اندام آماتور قهرمان شده بود اما يك رده حرفه اي هم وجود داشت به عبارت ديگر فدراسيون بين المللي پرورش اندام براي خودشان يك قهرماني جداگانه داشتند و همچنين او فهميده بود كه يك مستر جهان و يك مستر المپيا وجود دارد اگر واقعاً مي خواست به رويايش واقعيت ببخشد بايد همه اين مقامها را مي برد!

    آرنولد چمدانش را بست و عازم مونيخ شد تا تمرينات بيشتري انجام دهد و اين دوراني فوق العاده بزرگ از زندگي او بود او روزي 4 تا 6 ساعت با وزنه كار مي كرد او همچنين به مدرسه اقتصاد رفت و باشگاه تندرستي خود را اداره مي كرد و سعي مي كرد روياي خود را بخاطر داشته باشد.

    اما سختي ها تمام شده بود در سال 1968 او به لندن بازگشت و به سادگي مدال مسابقات ديگر قهرماني جهان را بدست آورد. او عنوان آقاي جهان NABBA در هر دو رده حرفه اي و آماتور را بدست آورده بود. او همچنين در مسابقات پاور ليفتينگ آلمان قهرمان شد و آقاي IFBB در مسابقات بين المللي مكزيك شد اما او هنوز عنوان مستر المپيا را در برابر خود داشت.

    بنابراين در 21 سالگي به كاليفرنيا رفت تا با بهترين بدنسازان جهان به تمرينات خود ادامه دهد او 6 پا و 2 اينچ قد و 250 پوند وزن داشت و بزرگترين بدنساز در بين ديگران بود او به مطالعه حركات موزن در رقص باله پرداخت او از موزيكش قدرت مي گرفت و ژست و فيگور فوق العاده اي داشت او تراشيده و برنزه شده بود.

    در طول دو سال بعد از آن آرنولد به جاهاي مختلفي از دنيا سفر كرد در سال 1969 او قهرمان جهان مسابقات آماتور IFBB در نيويورك شد و در سال 1970 آقاي جهان در مسابقات NABBA در رده حرفه اي ها شد و آقاي جهان در كلمبوس اوهايو شد در پايان سال او همه عنوانهاي قهرماني را به غير مستر المپيا بدست آورده بود و سر جيو اليوا اين مقام را از سال 1967 در اختيار داشت آرنولد مشتاقانه منتظر مسابقات سال 1970 بود كه در نيويورك برگزار مي شد و بلاخره اين لحظه فرا رسيد آرنولد در كل زندگي خود را براي اين لحظه آماده كرده بود و خودش اين را خوب ميدانست او حتي به اندازه سرجيو براي گرم كردن و پمپ كردن عضلاتش خود را به زحمت نينداخت و فقط خود را متمركز كرد و فقط در دو دقيقه مانده به به رفتن روي سكوي نمايش تغيير كرده بود و روغن زده بود همه به قدري هيجان زده بودند كه پليس مجبور بود در ازدحام طرفداران نظم را برقرار كند در بين جمعيت دو دسته وجود داشتند هر كدام قهرمان مورد علاقه خود را تشويق مي كردند اما در پايان فقط يكي برنده بود و يك مدال يك اسم : شوارتزنگر و بنابراين در سال 1970 در سن 23 سالگي اوبه رويايي كه 10 سال پيش در سر داشت رسيد اما با هر معيار و انداره اي بهترين بدنساز جهان بود و او اين مقام را براي سالها ادامه داد. او ركورد بي سابقه 7 بار را در در قهرماني مستر المپيا به ثبت رساند قبل از اينكه بازنشست شود و علت بازنشستگي او اين بود كه او هدف جديدي داشت و آن معروفترين هنرپيشه جهان شدن بود وقتي كه پدر مادر آرنولد اين را شنيدند دوباره آهي كشيدند و دوباره به جستجو در كتاب راهنما پرداختند.



    عنوانهاي حرفه اي آرنولد

    HTML کد:
    1965 Mr. Europe - Junior (Germany)
    1966 Best Built Man of Europe (Germany)
    1966 Mr. Europe (Germany)
    1966 International Powerlifting Championship (Germany)
    1967 NABBA Mr. Universe - Amateur (England)
    1968 NABBA Mr. Universe - Professional (England)
    1968 German Powerlifting Championship (Germany)
    1968 IFBB Mr. International (Mexico)
    1969 IFBB Mr. Universe - Amateur (USA)
    1969 NABBA Mr. Universe - Professional (England)
    1970 NABBA Mr. Universe - Professional (England)
    1970 Mr. World (USA)
    1970 IFBB Mr. Olympia (USA)
    1971 IFBB Mr. Olympia (France)
    1972 IFBB Mr. Olympia (Germany)
    1973 IFBB Mr. Olympia (USA)
    1974 IFBB Mr. Olympia (USA)
    1975 IFBB Mr. Olympia (South Africa)
    1980 IFBB Mr. Olympia (Australia
    پارسال زیر بارون با او قدم میزدم اما امسال شاهد قدم زدن او با پسری در زیر بارون اشک هایم بودم شاید پارسال من در بارون اشک های پسری دیگر با او قدم میزدم


    زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست
    هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود
    صحنه پیوسته به جاست
    خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد


  4. #53
    کاربر سایت
    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    تاریخ عضویت
    May 2009
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    14,253
    تشکر
    8,891
    تشکر شده 7,575 بار در 3,403 پست

    پیش فرض

    مورگان فريمن (Morgan Freeman) متولد اول ژوئن ۱۹۷۳ - ممفيس - تنسي - آمريکا

    فيلم شناسي:
    HTML کد:
    1-The Pawnbroker/1965
    2-Who Says I Can't Ride A Rainbow/1971
    3-Blade/1973
    4-Julius Caesar/1979
    5-Coriolanus/1979
    6-Brubaker/1980
    7-The Janitor/1981
    8-Death Of A Prophet /1981
    9-Harry And Son /1984
    10-Teachers/1984
    11-That Was Then %u2026 This Is Now /1985
    12-Marie/1985
    13-Street Smart/1987
    14-Clean And Sober/1988
    15-Lean On Me/1989
    16-Driving Miss Daisy/1989
    17-Glory/1989
    18-Johnny Handsome/1989
    19-The Bonfire Of The Vanities/1991
    20-Robin Hood: Prince Of Thieves/1991
    21-Unforgiven/1992
    22-The Power Of One/1992
    23-The Shawshank Redemption/1994
    24-Outbreak/1995
    25-Seven/1995
    26-Moll Flanders/1996
    27-Chain Reaction/1996
    28-Cosmic Voyage (short, narrator)/1996
    29-Kiss The Girls/1997
    30-The Long Way Home (narrator)/1997
    31-Amistad/1997
    32-Hard Rain/1998
    33-Deep Impact/1998
    34-Screening (short, as himself)/1998
    35-Under Suspicion/2000
    36-Nurse Betty/2000
    37-Along Came A Spider/2001
    38-High Crimes/2001
    39-The Sum of All Fears/2002
    40-Levity/2003
    41-Bruce Almighty/2003
    42-Guilty By Association/2003
    43-The Big Bounce/2004
    44-Million Dollar Baby/2004
    45-An Unfinished Life/2005
    46-Danny the Dog/2005
    47-Unleashed/2005
    48-Batman Begins/2005
    49-Edison/2005
    50-Lucky Number Slevin/2005


    مورگان زماني به دنيا آمد که وال استريت سقوط کرده بود و آمريکا در وضعيت بد اقتصادي به سر مي برد و اروپا را جنگ فرا گرفته بود. پدر و مادر مورگان براي حفظ و نجات ۶ فرزند خود ( ۵ پسر و يک دختر ) در يک بيمارستان کارگري مي کردند. وقتي که مورگان هنوز خيلي کوچک بود پدر و مادرش مانند بسياري از کارگرهاي جنوب آمريکا به شيکاگو مهاجرت کردند و مورگان هم نزد پدر و مادربزرگش به چارلستون ـ مي سي سي پي ـ رفت ؛ جايي که هنوز هم در آنجا خانه اي دارد . با آنکه آن سالها براي سياهان سالهاي سختي بود اما مورگان در خاطراتش از آن دوران به بدي ياد نمي کند که البته اين بيشتر به خاطر روحيه سخت کوش اوست. براي مدتي در يک مدرسه محلي درس مي خواند اما به زودي آنجا را ترک کرد و به آموزش تئاتر و موسيقي روي آورد. مورگان تابستان هاي خود را با پدر و مادرش در شيکاگو به سر مي برد و در آنجا بود که عشق حقيقي خود را کشف کرد: سينما . اما براي فيلم ديدن پول لازم بود و بهترين راه کسب درآمد هم يافتن بطري هاي خالي و فروش آنها بود. اولين فيلمي که در خاطره او مانده فيلم کينگ کنگ است و اولين بازيگران محبوب او نيز جي مينارد؛ جان مک براون و جيمي ويکلي و کمي بعد تر بوگارت؛ گري کوپر و پک بودند.

    از علائق مورگان يکي هم فيلمهايي بود که به نوعي به هواپيما مربوط مي شد. همين علاقه باعث شد تا در ۱۸ سالگي به نيروي هوايي بپيوندد. اما پس از حدود ۲ سال آموزش از ادامه کار منصرف شد و بهتر ديد تا به جاي يک خلبان نقش آنها را بازي کند.در سالهاي ۱۹۵۰ به لس آنجلس رفت تا در آنجا بازيگر شود. پس از مدتي به کالج لس آنجلس رفت و در آنجا هم کار و هم تحصيل مي کرد. او در رقص از خود استعداد زيادي نشان داد به طوريکه به عنوان يکي از رقصنده هاي کاباره يونيون مشغول به کار شد و حتي در جشنواره جهاني رقص در سال ۱۹۶۴ نيز شرکت کرد . اما بزرگترين شانس او عضويت در گروه کر اينکا بود. او با اين گروه در چند تور دور آمريکا شرکت داشت . سپس به نيويورک رفت و در سال ۱۹۶۷ براي اولين بار در نمايشنامه " عاشقان سياه " به ازاي دريافت هفته اي ۷۲ دلار بع روي صحنه نمايش رفت. وي سال بعد از آن نيز در نمايش Hello Dolly شرکت داشته و با Pearl Bailey همبازي بود. مورگان همچنان به فعاليت خود ادامه مي داد. اولين باري که با شهرت آشنا شد زماني بود که در سريال " کمپاني الکتريکي " بازي کرد. اين سريال موفق که بازيگراني همچون بيل کازبي و ريتا مورنو را در خود داشت تا ۷۸۰ قسمت ساخته شد! پس از پايان اين سريال به نيويورک بازگشت و به فعاليت هاي تئاتري خود ادامه داد.
    اولين حضور چشمگير او در سينما بازي در درام Brubaker بود. وي در اين فيلم در نقش يک زنداني با رابرت ردفورد همبازي بود. فريمن ۱۴ سال بعد نيز چنين نقشي را در فيلم رهايي از شاوشنگ تکرار کرد. در همين سال يعني ۱۹۸۰ بود که از همسر خود " جانت براد شا " جدا شد. ماحصل ازدواج اين دو که از سال ۱۹۶۷ آغاز شده بود دو پسر به نام هاي آلفونسو و سايفولاي بود.
    فيلم بعدي وي که مرگ يک پيغمبر نام داشت ۲۴ ساعت آخر زندگي مالکوم ايکس را به تصوير مي کشيد . وي در اين فيلم با سيگورني ويور همبازي بود. او از سال ۱۹۸۲ براي دو سال از سينما فاصله گرفت و تنها در سريال Another World و با بازيگراني همچون ري ليوتا و کلسي گرامر همبازي بود. وي در سال ۱۹۸۴ و با فيلم Harry and Son مجددا به سينما بازگشت. سپس در چند فيلم و سريال نه چندان مطرح بازي کرد. مهمترين اتفاق براي او در آن سالها ازدواج با همسر دومش ميرنا کالي-لي بود. اين ازدواج که هنوز هم به قوت خود باقيست براي مورگان ۲ فرزند ديگر به ارمغان داشت. او همچنين در سال ۱۹۸۷ براي حضور در نقشي متفاوت در فيلم Street Smart کانديداي دريافت جايزه اسکار نيز شد.

    وي در ششمين دهه زندگيش در چند فيلم درخشان ديگر حضور پيدا کرد. براي فيلم Driving Miss Daisy علاوه بر دريافت جايزه Golden Globe بار ديگر نامزد اسکار نيز شد. در فيلم Civil War نيز ايفاگر نقش سروان جان رالينز فرمانده اولين هنگ کاملا سياهپوست آمريکايي بود. همچنين در فيلم رابين هود با کوين کاستنر همبازي بود و در کنار جين هکمن در فيلم نابخشوده حضوري موفق داشت.
    اما يکي از موفقترين نقش هاي دوران بازيگريش ايفاي نقش يک زنداني در فيلم رهايي از شاوشنگ به کارگرداني دارابونت بود. وي براي اين نقش براي سومين بار نامزد اسکار شد. تريلر موفق Seven و همکاري با برادپيت و کوين اسپيسي در سال ۱۹۹۵ از ديگر فعاليت هاي در اين سالهاست.
    در سال ۹۶ نيز در دو فيلم Moll Flanders (اقتباسي از داستان دانيل دوفو) و فيلم Chain Reaction ايفاگر نقش هاي مکمل بود. اما سال بعد و با فيلم Kiss the Girls در نقش دکتر الکس کراس ايفاگر رل اول بود و با اين فيلم به موفقيت تجاري بزرگي هم دست يافت. به علاوه در فيلم آميستاد به کارگرداني اسپيلبرگ نيز ظاهر شد.
    وي در سال ۱۹۹۸ کمپاني فيلمسازي خود را به نام Revelations Entertainment و با مديريت لوري مک گري تاسيس کرد.اولين فيلمي که در تهيه آن نيز مشارکت داشت فيلم Under Suspicion بود. مورگان در اين فيلم در نقش يک کارآگاه زيرک و باهوش با جين هکمن و توماس جين همبازي بود. داستان اين فيلم درباره قتل ۳ دختر بود و در مجرا در پورتوريکو مي گذشت. با وجوديکه اين فيلم ۲۵ ميليون دلار هزينه در بر داشت با اين وجود هيچگاه روي پرده سينماها به نمايش در نيامد و مستقيما به شبکه ويديويي رفت. اما درام اجتماعي Nurse Betty فيلم بعدي او در مقام تهيه کننده و بازيگر بود. او در اين فيلم در کنار رنه زلوگر و کريس راک ظاهر شد.او در اين فيلم بعد از ۳۵ سال حضور در سينما براي اولين بار در نقشي رمانتيک ظاهر شد. وي تا قبل از اين فيلم حتي يکبار هم نقش عاشق پيشه ها را بازي نکرده بود! يک قديس به تمام معنا!!

    در سال ۲۰۰۱ و با فيلم Along Came A Spider مجددا به موفقيت تجاري بزرگي نايل شد و در فيلم High Crimes براي بار دوم با اشلي جاد همبازي شد. در سال ۲۰۰۲ نيز در چند فيلم از جمله Sum of all Fears با بازي بن افلک و هريسون فورد ؛ Levity با بازي بيلي باب تورنتن و کرستن دانست و Bruce Almighty با بازي جيم کري ظاهر شد.
    سال ۲۰۰۴ نيز براي مورگان بسيار موفقيت آميز بود. ابتدا در فيلم The Big Bounce (بر اساس داستاني از المور لئونارد) با اوون ويلسون و سارا فاستر همبازي بود. وي در اين فيلم در نقش يک قاضي محلي ظاهر شد.اما حضور موفق او در فيلمي از کلينت ايستوود؛ Million Dollar Baby ؛ برايش خوش يمن بود و برايش يک جايزه اسکار به همراه داشت. اين چهارمين بار بود که مورگان توسط اعضاي آکادمي کانديد مي شد.
    مورگان در سال ۲۰۰۵ نيز در چند فيلم از جمله Danny the Dog با بازي جت لي و همينطور در فيلم Unfinished Life با بازي رابرت ردفورد و جنيفر لوپز و به کارگرداني لاسه هالستروم ظاهر خواهد شد.
    در آخر با نقل قولي از مورگان فريمن مطلب خود را به پايان مي رسانم :
    ـ از من مي پرسيد براي کداميک از فيلم هايم لايق جايزه اسکار بودم؟ من به شما مي گويم براي همه فيلم هايم!
    پارسال زیر بارون با او قدم میزدم اما امسال شاهد قدم زدن او با پسری در زیر بارون اشک هایم بودم شاید پارسال من در بارون اشک های پسری دیگر با او قدم میزدم


    زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست
    هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود
    صحنه پیوسته به جاست
    خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد


  5. #54
    کاربر سایت
    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    تاریخ عضویت
    May 2009
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    14,253
    تشکر
    8,891
    تشکر شده 7,575 بار در 3,403 پست

    پیش فرض

    جودي فاستر (Jodie Foster) آليشيا کريستيان (جودي) فاستر - بازيگر - تهيه کننده - کارگردان
    متولد ۱۹ نوامبر ۱۹۶۲ - لس آنجلس - کاليفرنيا - آمريکا
    نام پدر‌: Lucius نام مادر : Evelyn ملقب به Brandy
    برادر و خواهر : Lucinda - Buddy - Constance

    - فيلم شناسي (سينمايي):
    در مقام بازيگر :
    HTML کد:
    1- Napoleon and Samantha/1972
    2-Kansas City Bomber/1972
    3-Tom Sawyer/1973
    4-One Little Indian/1973
    5-Smile Jenny You're Dead!/1974
    6-Alice Doesn't Live Here Anymore/1974
    7-Taxi Driver/1976
    8-The Little Girl Who Lives Down the Lane/1976
    9-Freaky Friday/1976
    10-Bugsy Malone/1976
    11-Candleshoe/1977
    12-Foxes/1980
    13-Carny/1980
    14-O'Hara's Wife/1982
    15-Svengali/1983
    16-The Hotel New Hampshire/1984
    17-Siesta/1987
    18-Five Corners/1987
    19-Stealing Home/1988
    20-The Accused/1988
    21-Mesmerized/1989
    22-Shocked/1990
    23-The Silence of the Lambs/1991
    24-Little Man Tate/1991
    25-Backtrack/1991
    26-Shadows and Fog/1992
    27-Sommersby/1993
    28-Nell/1994
    29-Maverick/1994
    30-Contact/1997
    31-Anna and the King/1999
    32-Panic Room/1999
    33-The Dangerous Lives of Alter Boys/1999
    34-Tusker/2003
    35-A Very Long Engagment/2004

    در مقام کارگردان:

    1-Little Man Tate/1991
    2-Home for the Holidays/1995

    در مقام تهيه کننده:

    1-Nell/1994
    2-The Baby Dance/1998
    3-Waking the Dead/2000
    4-The Dangerous Lives Of Alter Boys/2002


    پدرش زماني که هنوز جودي به دنيا نيامده بود خانواده را ترک کرد. در کودکي برادر و خواهرانش او را جودي مي ناميدند و او همين نام را به عنوان اسم هنري خود برگزيد. زماني که تنها ۳ سال سن داشت مي توانست نوشته ها را بخواند! جودي فاستر هم از بازيگراني است که از کودکي وارد عرصه بازيگري شدند. مادرش Brandy از بازيگران درجه ۲ تلويزيوني بود و همين امر باعث شده بود تا از سنين خردسالي در برنامه هاي تبليغاتي تلويزيوني حضور داشته باشد . زماني که تنها ۷ ساله بود در يکي از قسمت هاي سريال کمدي Mayberry RFD نقش کوتاهي ايفا کرد. حضور موفق او در اين سريال باعث تثبيت او در اين عرصه شد و او را تبديل به يکي از معروفترين هنرپيشگان تلويزيوني کرد. به طوريکه حتي تا اين اواخر نيز بيشتر در تلويزيون حضور داشته تا سينما و تعداد آثار تلويزيونيش بيشتر از کارهاي سينماييش است.
    در اولين حضور سينمايي خود در مقابل دوربين برنارد مک اويتي و در فيلم Napoleon and Samantha حاضر شد . وي در حالي که در آن زمان تنها ۱۰ ساله بود در اکثر دقايق فيلم با يک شير همبازي بود! از اين زمان بود که دامنه فعاليت هاي او گسترش يلفت. در سال ۱۹۷۲ در فيلم Kansas City Bomber و چند سريال تلويزيوني ظاهر شد. از آن جمله مي توان به سريال هاي Bonanza , Ghost Story و ... اشاره کرد.وي همچنين در اين سال در سريال " باب و کارول و تد و آليس " به کارگرداني لئو پن ( پدر شان پن ) نيز حاضر بود.
    بازي در نقش بکي تاچر در فيلم موزيکال Tom Sawyer ( برداشتي آزاد از داستان مارک توآين ) ايفاي نقش شارون لي در فيلم فمينيستي Rookie of the year و همچنين حضور در کمدي One little indian با حضور جيمز گارنر و به کارگرداني برنارد مک اويتي از ديگر فعاليت هاي او در آن سالها محسوب مي شوند.
    اما جودي هنوز در آغاز راه موفقيت قرار داشت . بعد از حضور در تقريبا ۴۰ فيلم سينمايي و تتلويزيوني اتفاقي مهم در زندگيش رخ داد : در سال ۱۹۷۴ زماني که تنها ۱۱ سال سن داشت در فيلم Alic edoesn't live here anymore به کارگرداني مارتين اسکورسيزي که در آن زمان هنوز جوان خوش آتيه و نه چندان معروف بود حضوري موفق داشت . اين همکاري باعث شد تا ۲ سال بعد اسکورسيزي در يکي از معتبرترين فيلمهاي دوران فيلمسازيش Taxi Driver نقشي دشوار را به او بسپارد. جودي در اين فيلم در نقش ايريس يک روسپي ۱۲ ساله روبه روي رابرت دنيرو بازي کرد. اين فيلم را شايد بتوان آغاز دوران بازيگري حرفه اي جودي دانست. آکادمي اسکار هم بازي او را ناديده نگرفت و او را کانديد دريافت جايزه بهترين بازيگر زن معرفي کرد ؛ گر چه جودي نوجوان نتوانست جايزه را بدست بياورد. در شب اجراي مراسم اسکار جودي به جاي خود خواهرش کنستانس را که از خودش ۸ سال بزرگتر بود به مراسم فرستاد. اما داستان هنوز تمام نشده بود. سال ۷۶ يکي از استثنايي ترين سالهاي بازيگري جودي است . بعد از حضور در راننده تاکسي وي در فيلم موزيکال Bugsy Malone به کارگرداني آلن پارکر در نقش معشوقه باگزي مالون معروف ظاهر شد. جالب اين که تمام هنرپيشگان اين فيلم نوجوان بودند.
    وي در همين سال در فيلم هاي Freaky Friday (آنابل اندروس) و تريلر The Little Girl who Lived Down the Lane نيز بازي کرد. حتي براي فيلم اول نامزد جايزه Golden Globe نيز شد.
    حال ديگر او به چهره اي بين المللي تبديل شده بود. وي در سال ۱۹۷۷ به اروپا رفت و چند فيلم اروپايي ظاهر شد . از جمله در فيلم فرانسوي Moi Fleur Bleue که حتي دوبله فرانسوي آن را هم خودش انجام داد. همچنين در فيلم ايتاليايي IL Casotto در نقشي متفاوت ظاهر شد. در اين فيلم او نقش دختري حامله را بازي مي کرد که پدر بزرگش به دنبال پسري بود تا گناه بارداري نوه اش را گردن او بيندازد.
    جودي در اواخر درسالهاي ۷۰ براي مدتي از سينما فاصله گرفت و در کالج خصوصي Lycee Francais واقع در لس آنجلس به ادامه تحصيل مشغول شد. در دوران تحصيل دانشجوي ممتازي بود و در آخر دوره نيز به عنوان دانشجوي نمونه انتخاب شد. در همين دوران در دوفيلم ديگر نيز حضور داشت ابتدا در فيلم Foxes به کارگرداني آدريان لين (جذابيت مرگبار) در نقش سردسته يک گروه دختران شرور و سپس در فيلم Carny در نقش يک پيشخدمت ظاهر شد.
    در ابتداي سالهاي ۱۹۸۰ تصميم گرفت مجددا به تحصيلات خود ادامه دهد. به همين دليل براي تحصيل در رشته ادبيات انگليسي به دانشگاه معتبر Yale در New Heaven رفت. اين آغاز ماجرايي عجيب در زندگي او بود. مرد جواني به نام جان هينکلي که تحت تاثيرجودي و فيلم راننده تاکسي قرار گرفته بود در همين سالها مرتب در New Heaven به دنبال جودي بود و برايش ايجاد مزاحمت مي کرد. وي در ۳۰ مارچ ۱۹۸۱ رئيس جمهور وقت آمريکا رونالد ريگان را ترور کرد. اين ترور نافرجام بود و وي بلافاصله دستگير شد. او در مصاحبه اي که با مجله تايم انجام داد ادعا کرد اين عمل را به خاطر جودي و علاقه اش به او انجام داده است . وي رابخطه با جودي را مانند رابطه ناپلئون با ژوزفين و يا رابطه رومئو و جوليت توصيف کرد!. اين مساله تا مدت ها باعث ازار جودي فاستر بود اما اين پايان ماجرا نبود . چند ماه بعد فرد ديگري به نام ادوارد ريچاردسون همين ادعا ها را تکرار و چندين بار جودي را تهديد و برايش ايجاد مزاحمت کرد. گر چه اين جنجال ها باعث آزار جودي بود اما باعث معروفيت بيشتر او شد.
    با وجود همه اين مسائل جودي در سال ۱۹۸۵ با درجه عالي از دانگاه Yale فارغ التحصيل شد ( وي در سال ۱۹۹۷ از همين دانشگاه موفق به اخذ درجه دکتراي افتخاري شد.) وي در همين دوران نيز در چند فيلم ديگر ظاهر شد . از جمله در فيلم O'Hara's Wife که با پيتر اوتول و هالي هانتر همبازي بود و در همين فيلم نيز خوانندگي را نيز تجربه کرد. همچنين در فيلم The Blood of Others به کارگرداني کلود شابرول ( بر اساس نمايشنامه اي از سايمون دوبوآر ) نيز نقش آفريني کرد.
    حال ديگر او به طور کامل به سينما بازگشته بود . وي در سال هاي ۸۰ در چندين فيلم مستقل و عمدتا ارزان قيمت از جمله Mesmerized و Siesta ظاهر و توانايي هاي خود را بيشتر ثابت کرد. تا اينکه در سال ۱۹۸۸ و بعد از ۱۰ سال مجددا به بالاترين سطح بازيگري بازگشت. وي در اين سال در فيلم Accused در نقش سارا توبياس يکي از پيچيده ترين و جذابترين نقش هاي خود را ارائه کرد . وي براي بازي در اين نقش تقريبا تمامي جوايز معتبر آمريکا از جمله اسکار و گلدن گلوب را نصيب خود کرد. وي بعد از بازي در اين فيلم موفق کمپاني فيلم سازي مستقل خود را به نام کمپاني EGG به اتفاق يکي از دوستان خود (‌ Meg LeFauve ) تاسيس کرد و به تهيه کنندگي و کارگرداني روي آورد.
    وي در سال ۱۹۹۱ در فيلم نسبتا موفق Little Man Tate علاوه بر بازيگري براي اولين بار کارگرداني را نيز تجربه کرد. جودي در همين سال بود که در يکي از موفق ترين و ماندگارترين فيلم هاي تاريخ سينما نقش آفريني کرد.
    ايفاي نقش کلاريس استارلينگ مامور FBI در فيلم بسيار تحسين شده The Silence of the Lambs براي وي دومين جايزه اسکار را به همراه داشت. وي در اين فيلم با آنتوني هاپکينز ( دکتر هانيبال لکتر ) همبازي بود. اين فيلم پس از فيلم پرواز بر فراز آشيانه فاخته تنها فيلميست که ۵ جايزه اصلي اسکار( بهترين فيلم؛ کارگرداني؛ فيلمنامه؛ هنرپيشه هاي مرد و زن) را کسب کرده است.
    همچنين در تاريخ اسکار تنها چند فيلم هستند که جايزه اسکار بهترين نقش اول مرد و زن را همزان بدست آورده اند که علاوه بر سکوت بره ها عبارتند از:
    HTML کد:
    1-It Happened One Night/1934 - با بازي کلارک گيبل و کلادت کالبرت
    2-One Flew Over the Cukoo's Nest/1975 - با بازي جک نيکلسون و لوئيس فلچر
    3-Network/1976 - با بازي پيتر فينچ و فاي دوناواي
    4-Cominghome/1978 - با بازي جان وويت و جين فوندا
    5-On Golden Pond/1981 - با بازي هنري فوندا و کاترين هيپورن
    6-As Good as It Gets/1997 - با بازي جک نيکلسون و هلن هانت
    نکته جالب اينجاست که تهيه کنندگان فيلم سکوت بره ها به دليل کسب سود بيشتر از فروش فيلم قبل از فاستر به سراغ ميشل فايفر و مگ رايان نيز رفته بودند که با آنها به توافق نرسيدند. اکنون تصور اينکه نقش کلاريس را در اين فيلم کسي به جز جودي فاستر بازي کند نيز غير ممکن است.
    از فيلم هاي بعدي او مي توان به فيلم Shadows and Fog به کارگرداني وودي آلن اشاره کرد که اثري متفاوت در کارنامه اوست. وي در سال ۱۹۹۴ در مستند A Century of Women به عنوان گوينده حضور داشت و در همين سال چند فيلم ارزان را نيز تهيه کرد. مهمترين فعاليت او تا سال ۱۹۹۷ بازي در نقش Nell Kellty در فيلم Nell بود که به خاطر آن نامزد جوايز اسکار و گلدن گلوب نيز شد. اين فيلم همچنين اولين فيلم حرفه اي توليد شده در کمپاني Egg نيز به حساب مي آيد. وي در سال ۹۷ نيز با بازي در فيلم Contact مجددا به عرصه اول سينما بازگشت. وي در اين فيلم که بر اساس داستاني علمي تخيلي از نويسنده و ستاره شناس آمريکايي Carl Sagan ساخته شده بود در نقش دکتر Ellie Arroway دانشمندي که سيگنال هاي راديويي اي را از فضا دريافت کرده است ظاهر مي شود.
    بعد از اين فيلم وي تا مدتي از سينما فاصله گرفت. در سال ۱۹۹۸ اولين فرزند خود را که چارلز نام نهاد به دنيا آورد.مطبوعات رندي استون يکي از مديران موسسه فاکس قرن بيستم را به عنان پدر چارلز معرفي کردند!. وي در سال ۲۰۰۱ نيز پسر دوم خود Kit را به دنيا آورد. جودي در هر دو مورد از افشاي نام پدر فرزندانش خودداري کرد.
    وي در سال ۲۰۰۲ نيز در يکي ديگر از فيلم هاي موفق و پرفروش خود ظاهر شد. او در اين سال در فيلم Panic Room به کارگرداني ديويد فينچر به جاي نيکول کيدمن که بعد از ۱۸ روز فيلمبرداري به علت صدمه ديدگي قادر به ادامه همکاري نبود نقش اول فيلم را ايفا کرد.
    جودي فاستر از معدود هنرپيشه هاي هاليوودي است که با وجود کسب تقريبا تمامي افتخارات ممکن و بازي در چندين فيلم پرفروش هنوز به عنوان يک سوپراستار شناخته نمي شود و اين بيشتر به خواست شخصي اين بازيگر مربوط است.وي در دوران زندگي خود هيچگاه در هيچ کلاس سينمايي و بلزيگري حضور نداشته و با اين وجود تا به حال موفق شده ۲ جايزه اسکار ۵ جايزه بافتا ۲ جايزه گلدن گلوب و چندين جايزه معتبر ديگر را بدست بياورد.
    پارسال زیر بارون با او قدم میزدم اما امسال شاهد قدم زدن او با پسری در زیر بارون اشک هایم بودم شاید پارسال من در بارون اشک های پسری دیگر با او قدم میزدم


    زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست
    هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود
    صحنه پیوسته به جاست
    خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد


  6. #55
    کاربر سایت
    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    تاریخ عضویت
    May 2009
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    14,253
    تشکر
    8,891
    تشکر شده 7,575 بار در 3,403 پست

    پیش فرض

    اينم يه كارگردان:مارتين اسکورسيزی (Martin Scorsese) کارگردان - نويسنده - بازيگر - تهيه کننده

    تولد: ۱۷ نوامبر ۱۹۴۲ - کويينز - نيويورک - آمريکا

    گزيده فيلم شناسی:
    HTML کد:
    ـ کارگردان:

    1-Who's that knocking at my door/1968

    2-Boxcar Bertha/1972

    3-Mean Streets/1973

    4-Alice doesnt live here anymore/1974

    5-Taxi Driver/1976

    6-New York New York/1977

    7-The last Waltz/1978

    8-Raging Bull/1980

    9-The King of Comedy/1982

    10-After Hours/1985

    11-The Color of Money/1986

    12-The Last Temptatoin of Christ/1988

    13-New York Stories/1989

    14-Goodfellas/1990

    15-Cape Fear/1991

    16-The Age of Innocence/1993

    17-Casino/1995

    18-Kundun/1997

    19-Bringing out the Dead/1999

    20-My Voyage to Italy/2001

    21-Gangs of New York/2002

    22-The Aviator/2004

    ـ بازيگر :

    1-Cannonball/1976

    2-Round Midnigth/1986

    3-Dreams/1990

    4-Guilty by Suspicion/1991

    5-My Voyage to Italy/2001

    6-Shark Tale-animation-/2004

    7-Feel Like Going Home/2004

    مارتين اسکورسيزي از جمله پيشگامان سينماي مدرن آمريکا در دهه هاي ۷۰ و ۸۰ است.
    او فرزند دوم چارلز و کاترين اسکورسيزي است.در کودکي از بيماري تنگي نفس رنج مي برد.در همان دوران با ديدن آثار مارتين پاول(Martin Pawell) به سينما علاقه مند شد و با وجود اينکه قصد داشت کشيش شود در نهايت با ثبت نام در مدرسه بازيگري دانشگاه نيويورک وارد عرصه سينما شد. اولين اثر او فيلم کوتاه ۹ دقيقه اي ' دختر خوبي مثل تو يه همچين جايي چيکار ميکنه؟ ' بود که در سال ۱۹۶۳ به عنوان يک اثر دانشجويي ساخته شد.مارتين تا سال ۱۹۶۹ که اولين فيلم بلند خود را ساخت دو فيلم کوتاه ديگر نيز خلق کرد 'اين فقط تو نيستي موراي' (۱۹۶۴) و 'تراشيدن ريش' (۱۹۶۷). در سال ۱۹۶۹ وپس از اينکه او را از سر صحنه فيلمبرداري فيلم قاتلين ماه عسل ( لئونارد کاسل) اخراج کردند سرانجام اولين فيلم بلند خود را به نام :Who's That Knocking on My Door به تهيه کنندگي راجر کورمن ساخت. فيلم دراماتيک با بازي هاروي کيتل که بعدها در چندين فيلم ديگر اين فيلمساز نيز ظاهر شد.همچنين اين فيلم آغاز همکاري مشترک طولاني مدت اسکورسيزي با تدوينگر سينما تلما شون ميکر بود.
    وي پس از اين براي مدتي در دانشگاه نيويورک تدريس مي کرد. در اين دوران کارگردانان مطرحي همچون جاناتان کاپلان و اليور استون از شاگردان او بودند. او تا سال ۱۹۷۳ در ساخت چند فيلم بلند و کوتاه نقش داشت تا اينکه در اين سال اولين شاهکار تحسين شده خود را ساخت. درام ' خيابان هاي پايين شهر ' که آغاز گر موج نوي سينماي دهه ۷۰ آمريکا شد و از بسياري جهات با فيلم ' از نفس افتاده ' ژان لوک گدار مقايسه شده است.اين فيلم به نوعي تبيين کننده مانيفيست فيلمسازي اسکورسيزي نيز هست.استفاده از ضدقهرمان هاي محبوب, فيلم برداري و تکنيک هاي تدوين خاص, تقابل با مذهب و زندگي گانگستري و استفاده از موسيقي پاپ از جمله فاکتورهاي تکرارشونده در فيلم هاي او محسوب مي شوند.در سال ۱۹۷۴ براي پاسخ به منتقداني که سينماي او را ضد زن مي دانستند به آريزونا رفت و فيلم Alice Doesn't Live Here Anymore را ساخت.
    در بازگشت به نيويورک و در تابستان ۱۹۷۴ فيلم Taxi Driver را بر اساس فيلمنامه اي از پائول شرايدر کارگرداني کرد. اين فيلم که نمايشگر فساد و خشونت در جامعه مدرن آمريکا بود موفقيت عظيمي را براي او به همراه داشت. کسب جايزه نخل طلاي کن از آن جمله بود.
    اين موفقيت با فيلم بسيار تحسين شده Raging Bull ادامه داشت اين فيلم که اتوبيوگرافي مشتزن معروف آمريکايي جک لاموتا است تمجيدشده ترين فيلم او محسوب مي شود. رابرت دنيرو براي ايفاي نقش لاموتا در اين فيلم موفق به کسب جايزه اسکار شد. همچنين اين فيلم در نظر خواهي مجله معتبر سايت اند ساوند پس از همشهري کين در رده دوم جاي گرفت. موسسه فيلم آمريکا (AFI) نيز اين فيلم را به عنوان بهترين فيلم دهه ۸۰ انتخاب کرد.اگر از اين دو فيلم بگذريم ساير فيلم هاي اسکورسيزي در اين دهه چندان مورد توجه منتقدان واقع نشد. به عنوان مثال فيلم The King of Comedy که هجويه اي بر شهرت است و يا فيلم نه چندان معروف The Color of Money که بسياري آن را ضعيفترين فيلم او مي دانند. وي در سال ۱۹۸۸ فيلم سينمايي The Last Temptation of Christ را با اقتباس از رمان 'مسيح باز مصلوب' نوشته نيکوس کانزانتزاکيس ساخت. اين فيلم با وجود مخالفت هاي شديد مسيحيان اصولگرا بدليل نشان دادن شخصيتي با تمايلات جنسي از مسيح تحت شرايط امنيتي ويژه اي به نمايش در آمد. مسيحي که ويلم دافو نقش آن را در اين فيلم به نمايش مي گذارد انساني معمولي با نيازهاي ماديست که بر سر صليب وسوسه شده و زندگي با مريم مجدليه را انتخاب مي کند.
    Good Fellas تحسين شده ترين فيلم او در دهه ۹۰ محسوب مي شود.اين فيلم گانگستري بر خلاف قوائد رايج اين ژانر از تمام عناصر فيلم هاي موزيکال و کمدي سياه براي به تصوير کشيدن يک دسته کوچک گانگستري استفاده ميکند.آخرين فيلم او که همينک بر پرده سينماهاي جهان اکران ميشود فيلم The Aviator با بازي لئوناردو ديکاپريو است.
    اسکورسيزي همچنين در سال ۲۰۰۴ در فيلم انيميشني The Shark Tale به جاي يکي از شخصيت هاي کارتوني صحبت کرده است.
    يکي از نکات جالب توجه فيلم هاي اسکورسيزي حضور او در اکثر آنها حتي براي چند لحظه کوتاه است. به عنوان مثال مي توانيد او را در فيلم راننده تاکسي در نماي پشت سر بتسي در اولين صحنه مواجه شدن با او ببينيد. و يا در فيلم دار و دسته هاي نيويورکي او در صحنه بسيار کوتاهي در پشت ميز غذاخوري يکي از خانه هاي اشرافي که کامرون داياز به آن دستبرد مي زند حضور دارد.
    با وجود آنکه اسکورسيزي تا به حال ۶ بار نامزد کسب جايزه اسکار شده اما موفق به کسب آن نشده است. کسب ۳ جايزه BAFTA , يک جايزه از جشنواره کن و يک جايزه Golden Glob از جمله افتخارات متعدد اوست.
    پارسال زیر بارون با او قدم میزدم اما امسال شاهد قدم زدن او با پسری در زیر بارون اشک هایم بودم شاید پارسال من در بارون اشک های پسری دیگر با او قدم میزدم


    زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست
    هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود
    صحنه پیوسته به جاست
    خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد


  7. #56
    کاربر سایت
    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    تاریخ عضویت
    May 2009
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    14,253
    تشکر
    8,891
    تشکر شده 7,575 بار در 3,403 پست

    پیش فرض

    هيلاري سوانک ( Hilary Swank ) Hilary Ann SWank _ بازيگر
    متولد ۳۰ جولاي ۱۹۷۴ ـ لينکلن - نبرآسکا - آمريکا

    فيلم شناسي:

    HTML کد:
    1- BuffyThe Vampire Slayer/1992
    2- Cries Unheard: The Donna Yaklich Story (TV)/1994
    3- The next karate kid/1994
    4- Terror In The Family (TV)/1996
    5- Sometimes They Come Back . . . Again/1996
    6- Kounterfeit/1996
    7- Dying To Belong (TV)/1997
    8- The Sleepwalker Killing (TV)/1997
    9- Quiet Days In Hollywood/1997
    10- Heartwood/1998
    11- Boys Don't Cry/1999
    12- The Audition (short)/2000
    13- The Gift/2000
    14- The Affair of The Necklace/2001
    15- Concert For New York City (TV, as herself)/2001
    16- Insomnia/2002
    17- The Space Between (short)/2002
    18- The Core/2003
    19- 11:14/2003
    20- Iron Jawed Angels (TV)/2004
    21- Red Dust/2004
    22- Million Dollar Baby/2004
    23- The Black Dahlia/2005


    هيلاري از پدر و مادري اصالتا اسپانيايي در تاريخ ۳۰ جولاي ۱۹۷۴ متولد شد. شايد عجيب به نظر برسد اما در مورد محل تولد و سن اين بازيگر نظرات بعضا متضادي وجود دارد!! البته اين مساله بيشتر به خود هيلاري بر مي گردد. او براي اينکه بتواند نظر مساعد کيمبرلي پيرس کاررگردان فيلم " پسرها گريه نمي کنند " را براي ايفاي نقش تينا براندون جلب کند به او گفت که مانند شخصيت اصلي فيلم ۲۱ ساله است و در لينکلن متولد شده است . حتي بيمارستاني را که در داستان از آن نام برده مي شود را به عنوان محل تولد خود ذکر کرد! بعد ها پيرس فهميد که او چندان هم راست نگفته است. به هر حال در بعضي بيوگرافي ها سال تولد او را ۱۹۷۱ و محل آن را نيز بلينگهام ذکر کرده اند.
    چيزي که مشخص است اين است که پدر هيلاري از کارمندان گارد ملي هوابرد آمريکا و مادرش هم منشي يک شرکت بوده است. در کودکي در شهر بلينگهام در نزديکي مرز کانادا ( نزديک ونکوور ) زندگي مي کرده است. زماني که تنها ۶ ساله بود پدرش به عنوان يک فروشنده دوره گرد مشغول به کار شد و هيلاري زندگي در کاراوان را نيز تجربه کرد.در دوران تحصيل استعداد فراواني در ورزش به خصوص شنا و ژيمناستيک از خود نشان داد به طوريکه حتي در المپياد دانش آموزي واشنگتن به مقام پنجم رشته ژيمناستيک دست يافت. اما استعداد و علاقه اصلي او بازيگري بود. فعاليت بازيگري او از همان دوران مدرسه آغاز شد . زماني که ۱۵ ساله بود پدر و مادرش از هم جدا شدند؛ هيلاري از آن پس در کاليفرنيا و با مادرش زندگي کرد. زندگي آنها در شهر لس آنجلس بسيار سخت آغاز شد به طوريکه تا مدتي مجبور بودند در خيابان و در داخل ماشين زندگي کنند! اما اين دوران خيلي طول نکشيد. جودي (مادر هيلاري) در شرکتي استخدام شد و خود هيلاري هم در دبيرستان پاسادناي جنوبي و سپس در کالج سانتا مونيکا ثبت نام کرد گرچه به خاطر مشغله زياد معمولا به صورت غير حضوري درس خواند اما نهايتا با موفقيت فارغ التحصيل شد.

    اولين حضور در مقابل دوربين به سريال Harry and the Andersons در سال ۱۹۹۱ مربوط مي شود. بازي موفق او در اين سريال موجب شد تا در سريال هاي ديگري از جمله Evening Shade و Growing Pains نيز حضور داشته باشد. در سريال دومي هيلاري با لئوناردو ديکاپريو همبازي بود. اما حضور او روي پرده نقره اي سينما فيلم Buffy the Vampire Slayer رقم خورد. وي در اين فيلم با بن افلک و کرستي سوآنسن همبازي بود. او در سال ۱۹۹۲ و در يک مهماني با Chad Lowe آشنا شد. اين پس از سالها رابطه نزديک در ۲۸ سپتامبر ۱۹۹۷ با هم ازدواج کردند و هنوز هم در کنار هم زندگي مي کنند.
    اما اولين فيلمي که هيلاري در آن نقش برجسته اي داشت در سال ۱۹۹۴ و فيلم The Next Karate Kid بود. در اين فيلم هيلاري در نقش يک دختر دبيرستاني که تحت تعليمات پدر خوانده ژاپني اش کاراته ياد مي گيرد ظاهر شد. توانايي او در ژيمناستيک به باورپذيرتر شدن اين نقش کمک شاياني کرد.در سال ۱۹۹۶ نيز در چند فيلم و سريال از جمله سريال موفق Terror In the Family ايفاگر نقش هاي اصلي بود. در سال ۱۹۹۷ ابتدا درفيلم They Comeback.... Again با بازي مايکل گراس و الکسيسي آرگوئت و سپس در درام جنايي کم هزينه Kounterfeit حضور داشت که هر دو اين فيلم ها مستقيما وراد شبکه ويديويي شدند.

    سال ۱۹۹۷ سال پر مشغله اي براي هيلاري بود . او ابتدا در سريال جنايي Dying To Belong در نقش دختري دانشجو ظاهر شد. بلافاصله در سريال ۶ قسمتي Leaving LA در نقشي کمدي ايفاي نقش کرد. در سريال Sleepwalker Killing نيز براي اولين بار در نقشي" بزرگسالانه " ظاهر شد.او در اين سريال در نقش همسر چارلز استن ايفاي نقش کرد. اما در همين سال و در تنها حضور سينمايي ؛ هيلاري به همراه همسر آينده خود Chad Lowe در فيلم Quiet Days in Hollywood ظاهر شد. در اين فيلم زنجيره اي از داستان هاي مختلف که با خيانت فحشا و دزدي به هم مربوط مي شدند به نمايش درآمدند.اما در آخر همين سال هيلاري بار ديگر در سريال موفق Beverly Hills 90210 و در نقش کارلي رينالدز دختري که به خاطر مشکلات فراوان زندگي يه روسپي گري مي پردازد ظاهر شد. وي در سال ۹۸ تنها در فيلم نه چندان معروف Heartwood حاضر شد.
    اما سال ۱۹۹۹ به جرات موفقيت آميزترين سال بازيگري هيلاري است.وي در اين سال در موفق ترين اجراي خود در فيلم Boys Don't Cry حضور چشمگيري داشت. او براي اينکه نظر مساعد کيمبرلي پيرس کارگردان فيلم را براي ايفاي نقش تينا براندون جلب کند در مورد سن و محل تولد خود دروغ گفت. اما اين همه تلاش وي نبود. او مدتي را نيز تحت نظر لري ميلز از شاگردان سابق استلا آدلر تعليم بازيگري ديد. لري ميلز همان کسي است که هدايت هلن هانت را در فيلم As Good As IT Gets و همينطور هدايت لئوناردو ديکاپريو را در فيلم The Aviator بر عهده داشت. هيلاري توسط همسر خود که مدتي را در کلاس هاي ميلز تعليم ديده بود با لري آشنا شد.تعليمات ميلز چندين ماه طول کشيد. در قسمتي از اين تمرينات هيلاري در لباس مبدل يک مرد مدتي را در شهر رفت و آمد کرد و حتي دوستاني نيز پيدا کرد که همه آنها فکر مي کردند هيلاري پسر است! نتيجه اين تلاش ها بسيار فوق العاده بود. به طوريکه وي در نقش تينا براندون دختري از اهالي لينکلن که به فالز سيتي مهاجرت مي کند و زندگي جديدي را با لباس و ظاهر مبدل يک پسر آغاز مي کنديکي از زيباترين نقش آفريني هاي تاريخ سينما را آفريد. در ادامه داستان ؛ دختري از اهالي روستا که Cloe Sevigney نقشش را بازي کرد عاشق تينا مي شود! اما اين پايان ما جرا نيست و ....در مراسم اسکار آن سال با وجد اينکه بازيگران بزرگي همچون مريل استريپ ؛ جوليان مور و آنت بنينگ نيز نامزد بودند اما کسي در برنده شدن هيلاري شکي نداشت.وي با ايفاي اين نقش تقريبا تمامي جوايز معتبر جهاني را از جمله اسکار گلدن گلاب بافتا انجمن منتقدان شيکاگو ؛ نيويورک ؛ لس آنجلس و جشنواره تورنتو را از آن خود کرد. اما جالب ترين نکته فيلم اينکه وي براي بازي در اين فيلم تنها سه هزار دلار دستمزد گرفت!!
    وي در سال ۲۰۰۰ بعد از حضور در فيلم کوتاه The Audition به کارگرداني همسرش بلافاصله در فيلم The Gift به کارگرداني سام ريمي با کيت بلانشت و کيانو ريوز همبازي بود . فيلمنامه اين تريلر روانشناسانه توسط بيلي باب تورنتن نوشته شد. درام The Affair of the Necklace فيلم بعدي او بود. وي در اين فيلم در نقش دختري يتيم با کريستوفر واکن و آدريان برودي همبازي بود. اما فيلم جنايي Insomnia در سال ۲۰۰۲ و هبازي شدن با آل پاچينو و رابين ويليامز در نقش کارآگاهي محلي براي او او چندان موفقيت آميز نبود و بازي او تحت تاثير دو ستاره ديگر فيلم بود.

    در سال ۲۰۰۳ هيلاري در يکي از متفاوت ترين فيلم هاي دوران بازيگريش يعني اکشن علمي تخيلي The Core حاضر شد. ماجراي فيلم درباره زماني است که هسته داخلي زمين بسيار گرم شده و تنها راه حل فرستادن يک تيم علمي به مرکز زمين است تا با توليد يک انفجار اين مشکل حل شود.هيلاري نقش يکي از اين قهرمانان منجي زمين را ايفا مي کند. وي در همين سال براي بازي در فيلم 11:14 سه ميليون دلار دستمزد گرفت و پس از مدت ها دوري از تلويزيون در فيلم تلويزيوني Iron Jawed Angels که براي شبکه HBO تهيه مي شد با فرانسيس اوکانر همبازي شد.بازي در اين سريال برايش يک نامزدي گلدن گلاب را به همراه داشت.
    وي پس از اين براي مدتي در عرصه تئاتر فعاليت کرد. اجراي نمايشنامه The Mriacle Worker در کارولينا و همينطور نمايشنامه Truth and Reconciliation در برادوي از آن جمله اند. در همين اثنا نيز مدتي را براي بازي در فيلم Red Dust به آفريقاي جنوبي مسافرت کرد. اما فيلم بعديش بار ديگر او را به سطح اول بازيگري بازگرداند. وي در فيلم Million Dollar Baby در نقش يک پيشخدمت رستوران در شهر ميسوري که قصد دارد به کمک ورزش مشت زني به آرزوهاي محال خود دست يابد در کنار مورگان فريمن و کلينت ايستوود بازي بسيار جذابي را به نمايش گذاشت و براي بار دوم جايزه اسکار را به چنگ آورد. هيلاري براي کسب مهارت لازم باري ايفاي نقش يک مشت زن مدتي را تحت نظر مربي معروف ورزش بوکس هکتور روکا در ورزشگاه نام آشناي Gleason واقع در نيويورک تعليم ديد. اين سالن ورزشي همان مکاني است که رابرت دنيرو نيز قبل از فيلم گاو خشمگين و براي ايفاي نقش جيک لاموتا مدتي در آموزش ديده بود و مشت زنان معروفي همچون محمدعلي؛ تايسون؛ فريزر و خود جيک لاموتا در آن تمرين کرده اند.
    هيلاري در سال ۲۰۰۵ نيز در فيلم The Black Dahlia در نقش زني اغواگر با اسکارلت يوهانسون و جاش هارتنت همبازي خواهد بود . همچنين قرار است که در فيلم The Reaping نيز حاضر شود.
    او از سال ۲۰۰۴ به عنوان مدل ورزشي کارخانه Calvin Klein فعاليت مي کند. هيلاري از سن ۱۴ سالگي گياهخوار بوده و به حيوانات و ورزش هاي آبي ؛ ژيمناستيک و سقوط آزاد علاقه مند است!
    او که تک فرزند خانواده اش نيز هست اولين هنرپيشه زني است که با ايفاي نقش يک مشت زن موفق به کسب جايزه اسکار شده است.
    هيلاري به همراه جودي فاستر و لوييز راينر تنها بازيگران زني هستند که قبل از ۳۰ سالگي دو مرتبه اسکار را فتح کرده اند.
    همچنين او به همراه ويوين لي ؛‌ سالي فيلد ؛ لوييز راينر و هلن هايس رکوردي بينظير در اسکار از خود به جاي گذاشته اند : دو بار نامزدي در اسکار که هر دو بار با کسب اين جايزه همراه بوده است.

    * منابع : سايت هاي اينترنتي IMDB ؛ Yahoo Movies و Tiscali
    پارسال زیر بارون با او قدم میزدم اما امسال شاهد قدم زدن او با پسری در زیر بارون اشک هایم بودم شاید پارسال من در بارون اشک های پسری دیگر با او قدم میزدم


    زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست
    هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود
    صحنه پیوسته به جاست
    خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد


  8. #57
    کاربر سایت
    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    تاریخ عضویت
    May 2009
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    14,253
    تشکر
    8,891
    تشکر شده 7,575 بار در 3,403 پست

    پیش فرض

    فائقه آتشين (گوگوش) [برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...] [برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...] [برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...]

    خانم فائقه آتشین "گوگوش" در 18 بهمن 1331شمسی مطابق با 7 فوریه 1951 میلادی (و به نقلی دیگر در سال 1328شمسی) در خیابان سرچشمه در جنوب تهران متولد شد.
    برخی نوشته اند که پدر او صابر و مادرش فائزه از آذربایجانی هایی بودند که از شوروی سابق مهاجرت کرده بودند اما برخی می گویند پدر او اهل سراب تبریز بود که به تهران آمد و ساکن شد.
    "گوگوش"کلمه ای است ارمنی و نام مرد است می گویند وقتی گوگوش خیلی کوچک بود یک حانواده ارمنی همسایه آنها بودند که پسری به نام گوگوش داشتند .خانم آتشین ،"گوگوش" از این نام خوشش آمد و به عنوان نام هنری خود انتخاب کرد.پدر وی هنرمند و آکروبات بود و در تماشاخانه ها به حرکات آکروباتیک می پر داخت که در آن روزگار بسیار پرطرفدار بود ومردم از برنامه های او استقبال می کردند گوگوش خردسال نیز گاهی به پدر کمک می کرد و از این رو در دو سه سالگی روی صحنه رفتن را تجربه کرد. پدر گوگوش او را به هنر موسیقی و اجرا تشویق می کرد آثار نبوغ و استعداد در همان کودکی در گوگوش هویدا بود و همه را به تحسین وا می داشت.گوگوش از دوران خردسالی در رادیو و تلویزیون هنرمندی می کرد. ترانه هایی که با صدای کودکانه و سیمای معصوم و زیبایش در برنامه های رادیو و تلویزیون می خواند بسیار دلنشین و پر طرفدار بود .زمان سپری شد و دوران نوجوانی و جوانی وی فرا رسید .او دختری زیبا و خوش اندام بود و استعداد و نبوغ او در موسیقی و هنر با سالها تمرین و تجربه عجین شد و گوگوش را به یکی از محبوبترین خوانندگان تاریخ موسیقی ایران تبدیل کرد و حتی این شهرت و محبوبیت از ایران نیز پا فراتر گذاشت و در سر تاسر جهان به خصوص تاجیکستان نیز کشیده شد .برخی او را "شاهماهی موسیقی ایران " نامیده اند.
    وی برای اولین بار با بهروز وثوقی بازیگر معروف و بار دیگر با مسعود کیمیایی کارگردان مشهور ایرانی ازدواج کرد و همچنین مادر خواننده جوان "کامبیز"است.گوگوش علاوه بر حوانندگی بازیگر توانایی بود ودر فیلمهای مشهوری چون بیم و امید (۱۳۳۹)
    گدایان تهران (۱۳۴۵)
    ستاره هفت آسمون (۱۳۴۷)
    سه دیوانه (۱۳۴۷)
    پنجره (۱۳۴۹)
    احساس داغ (۱۳۵۰)
    بی تا (۱۳۵۱)
    ممل امریکایی (۱۳۵۳)
    شب غریبان (۱۳۵۴)
    همسفر (۱۳۵۴)
    ماه عسل (۱۳۵۵)
    نازنین (۱۳۵۵)
    در امتداد شب (۱۳۵۶)
    امشب اشکی می ریزد (۱۳۵۷) هنرمندی کرد.
    خوانندگی گوگوش دچار وقفه شد و در سال 1379او دوباره در کانادا خوانندگی کرد.
    هنوز بخش مهمی از زندگی هنری گوگوش ناگفته باقی مانده و آن سبک و نقش او در موسیقی و خوانندگی است و تاثیری که بردلها گذاشت.برای بیان این مطلب شما را به نظر دو تن از افرادی که در زندگی هنری و شخصی وی تحقیق کرده اند دعوت می کنم
    آفای محمود خوشنام کارشناس موسیقی:"
    گوگوش به یقین چهره ی استثنائی موسیقی پاپ ایران است. او تنها صدای خوش ندارد. دریافت شعر و آهنگ و تفسیر سازگار آن ها از مهارت های ویژه ی او است. به جرات می توان گفت که در طی 40 سالی که از حضور او بر صحنه ی مو سیقی پاپ ایران می گذرد همتای همسنگی پیدا نکرده است. آن ها نیز که از او تقلید کرده اند در همان حد مقلد باقی مانده اند!"
    مرحوم محی الدین عالم پور نویسنده کتاب "روزگار تلخ و شیرین گوگوش"(شرح زندگی هنری و شخصی گوگوش )و کسی که در دوران وقفه خوانندگی گوگوش از تاجیکستان به ایران امد و درباره زندگی اش با او مصاحبه کرد:
    "گوگوش خدمتش را در راه هنر انجام داد خیلی صادقانه از ته دل و صمیمانه و بدون ریا.او مکتب هنری ویژه خود را ایجاد کرد تکمیل نمود زیرا از سه سالگی روی صحنه بود آواز خواند نقش آفرید و روح مردم را با صدای دلنشینش نوازش داد و به دل و دیده مردم نشست.سعادت خودش وبهترین سالهای زندگی اش را برای هنر قربانی کردو به قله مقصود رسید بلی رسید و اکنون باید در این قله پیروزی جاودان بماند"
    پارسال زیر بارون با او قدم میزدم اما امسال شاهد قدم زدن او با پسری در زیر بارون اشک هایم بودم شاید پارسال من در بارون اشک های پسری دیگر با او قدم میزدم


    زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست
    هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود
    صحنه پیوسته به جاست
    خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد


  9. #58
    کاربر سایت
    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    تاریخ عضویت
    May 2009
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    14,253
    تشکر
    8,891
    تشکر شده 7,575 بار در 3,403 پست

    پیش فرض

    مشهورترين مجري تلويزيون ایران، پناهنده شد نقل قول:
    سلام
    دوستان اگه ميشه يه اطلاعاتي(نه فقط بيوگرافي) از محمد حسيني به من بديد و
    فقط لطفا جالب و نو باشه




    خبرگزاري انتخاب : سید محمد حسینی مجری شبکه های سه و پنج سیما - پس از پشت سر گذاشتن یک پرونده پر سر و صدای مالی راهی قبرس شد.

    برخی گردانندگان شبکه های ماهواره ای با توجه به پخش برنامه های حسینی از شبکه بین المللی جام جم سیما و آشنایی ایرانیان خارج از کشور با صدا و چهره او در حال مذاکره با وی برای اجرای برنامه های طنز در راستای جذب آگهی های بیشتر هستند.

    به گزارش خبرگزاري انتخاب به نقل از عصر ایران، سید محمد حسینی مجری شبکه های سه و پنج سیما - پس از پشت سر گذاشتن یک پرونده پر سر و صدای مالی راهی قبرس شد.

    انتقادهای او در شبکه های فارسی زبان خارج از کشور نسبت به اوضاع و شرایط داخلی ایران موید پناهندگی او به یک کشور خارجی است.

    برخی گردانندگان شبکه های ماهواره ای با توجه به پخش برنامه های حسینی از شبکه بین المللی جام جم سیما و آشنایی ایرانیان خارج از کشور با صدا و چهره او در حال مذاکره با وی برای اجرای برنامه های طنز در راستای جذب آگهی های بیشتر هستند.

    در این میان شبکه در دست تاسیس nili tv که متعلق به آژانس های زنجیره ای املاک نیلی در دوبی است به توافقاتی برای راه اندازی شبکه به اتفاق حسینی دست یافته است.

    وی که بازيگر نقش هاي هنري جنگ 73 بود، همراه كاظم احمدزاده در برنامه شب بخير تهران شناخته شد و بعد از بازي در يك سريال با اجراي مشترك يك مسابقه بزرگ اوج گرفت و اسم در كرد.

    او پس از چند سال ناباورانه از شبكه پنج به شبكه سه آمد، انتقالي كه با نتايج نظرسنجي اخير صدا وسيما مايه دلخوري شبكه پنجي ها شد.

    حسيني سپس با حسين رفيعي برنامه مهتاب را هر شب روي آنتن برد و در نهایت شب هاي جمعه با مسابقه سيمرغ كه از شبكه سوم پخش مي شود مردم را سرگرم کرد.

    گفتنی است محمد حسيني بر اساس آخرين نظرسنجي انجام شده با 27/86 درصد آرا محبوب ترين مجري تلويزيوني شناخته شد. پس از وي عادل فردوسی و داریوش فرضیانی (عمو پورنگ) نيز از برگزيدگان بودند.

    نگاهي به جدول انتخاب بهترين هاي سيما از نگاه آراي مردي نشان مي دهد كه حسين رفيعي مجري مهتاب، مرتضي حيدري مجري گفت وگوي ويژه خبري شبكه ،۲ مزدك ميرزايي مجري و گزارشگر ورزشي و داريوش كاردان مجري صندلي داغ در پله هاي بعدي قرار دارند.

    حسینی سال گذشته به یک تلویزیون خارجي که درباره تولیدات سیما مستندی ساخته بود، درباره حضور خانم ها در مسابقه سیمرغ گفته بود: به ما ابلاغ کرده اند خانم ها را در بخش هایی که نیاز به تحرک بدنی زیاد و حرکات دور از شان آن ها دارد شرکت ندهیم و حتما برای آن ها از لباس های کاملا پوشیده و آزاد استفاده کنیم.

    شنیده ها همچنین حاکی از این است که خروج حسینی همراه با همسر و پسرش بوده است.
    پارسال زیر بارون با او قدم میزدم اما امسال شاهد قدم زدن او با پسری در زیر بارون اشک هایم بودم شاید پارسال من در بارون اشک های پسری دیگر با او قدم میزدم


    زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست
    هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود
    صحنه پیوسته به جاست
    خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد


  10. #59
    کاربر سایت
    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    تاریخ عضویت
    May 2009
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    14,253
    تشکر
    8,891
    تشکر شده 7,575 بار در 3,403 پست

    پیش فرض

    کریستین بیل

    تاریخ تولد: 30 ؤانویه 1974

    محل تولد: هاوفورد دوست ، پمبرو کشایر ، ولز

    نام تولد: کریستین چارلز فیلیپ بیل

    مجله اینتر تاینمنت ویکلی در یکی از شماره ویژه ده سالگی خود کریستین بیل را به عنوان یکی از هشت چهره قدرتمند و اثر گذار سینما معرفی کرد(در دهه گذشته) و این مسئله با فراگیر شدن شهرت وی از طریق اینترنت به یک پدیده بزرگ جهانی بدل شد ew هم او را یکی از خلاق ترین آدم های صنعت سرگرمی لقب داد و این ها همه پس از بازی درخشان وی در نقش یک قاتل سریالی و البته روانپریش در روانی آمریکایی 2000 بود کار حتی تا جایی بالایی گرفت که مجله معتبری چون پره میر هم او را یکی از جذاب ترین مردان نقش اول مردان زیر سی سال خواند و اینگونه نام کریستین بیل به یک چهره مهم سینمایی ارتقاء یافت.

    اگر چه او توانسته بود از 1987 با ساخته حماسی امپراطوری خورشید استیون اسپیلبرگ مورد توجه عموم قرار بگیرد و نقدهای مثبت دریافت کند بیل اولین حضور رسمی و حرفه ای خود را مقابل کمدین انگلیسی روان آتکینسون یا همان مستر بین معروف در غرب لندن ارایه داد او به همراه چهار هزار کودک دیگر برای نقش جیمز گراهام در امپراطوری خورشید تست داد و و رقابت تنگی را آغاز کرد که گوناگونی و تنوع آن کارها او را به حد اعلایی در بازیگری رساند تا جایی که امروزه یکی از نخستین بازیگران جوان هالیوود محسوب می شود او در میان سه فرزند دیگر خانواده یعنی ارین، شارون و لوسی که همگی دختر هستند از همه کوچکتر است
    پارسال زیر بارون با او قدم میزدم اما امسال شاهد قدم زدن او با پسری در زیر بارون اشک هایم بودم شاید پارسال من در بارون اشک های پسری دیگر با او قدم میزدم


    زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست
    هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود
    صحنه پیوسته به جاست
    خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد


  11. #60
    کاربر سایت
    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    تاریخ عضویت
    May 2009
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    14,253
    تشکر
    8,891
    تشکر شده 7,575 بار در 3,403 پست

    پیش فرض

    شون پن

    می دانید چندی قبل وی به عنوان خبرنگار و تهیه خبر از انتخابات وارد ایران شد.
    وی در 17 آگوست 1960 در شهر بربانک کالیفرنیا به دنیا آمده. وی علاوه بازیگری کارگردانی هم می کند . در چندین دوره در نامزد جایزه بوده ولی برایش نافرجام بوده است بار اول در سال 1983 به خاطر فیلم مک گورن و بار دوم 1984 فیلم جدایی.

    همسر اول وی مدوونا بوده که در 16 آگوست 1985 ازدواج کردند و 1989 طلاق گرفتند.

    جوئل کلیچر (خواننده)

    رابین رایت پن(هنرپیشه) ازدواج 27 اپریل 1996 تاکنون

    اما در مورد خانواده وی :

    پدرش لئو پن (بازیگر ، کارگردان) که در لیست سیاه جای داشت در 5 سپتامبر 1998 در گذشت.

    مادر : الین رایت (هنرپیشه)

    برادر : کریستفر پن (بازیگر ) مایکل پن ( موزیسین ، بازیگر )

    فرزندان: وی یک دختر و پسر دارد که هر دو ازرابین رایت پن می باشند نام دختر وی فرانسیس پن است که در 13 آپریل 1991 به دنیا آمده است و پسرش هوپر جک پن متولد 6 آگوست 1993 که نامش را بر اساس دو بازیگر هوپر و جک نیکلسون رابین رایت انتخاب کرد.

    جوایز :خرس نقره ای جشنواره برلین به بهترین بازیگر مرد برای راه رفتن مرد مرده(1995) جشنواره کن به عنوان بهترین بازیگر مرد برای فیلم او خیلی دوست داشتنی است (1997) گلدن کلوب و جایزه اسکار به عنوان بهترین بازیگر مرد در رودخانه مرموز در سال 1998 و 2004

    تحصیلات وی بازیگری به همراه یک فوری در دوره های آموزشی مخصوص.

    عضویت در گروه نمایش لوس آنجلس کالیفرنیا.

    اولین فیلم: نقش کوتاه در یک کار تلویزیونی به نام قانون هلینگر بود (1981) اما اولین کار سینمایی اش در فیلم Taps بود (1981)

    به یاد ماندترین کار وی نقش میتو پونکلت در فیلم راه رفتن مرد مرده می باشد.

    و دستمزد وی برای فیلم من سام هستم 5 میلیون دلار بود.
    پارسال زیر بارون با او قدم میزدم اما امسال شاهد قدم زدن او با پسری در زیر بارون اشک هایم بودم شاید پارسال من در بارون اشک های پسری دیگر با او قدم میزدم


    زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست
    هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود
    صحنه پیوسته به جاست
    خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

تعداد اعضای بازدید کننده از این تایپیک : 0

بازدید کنندگان :  (نمایش کلی)

نامی برای نمایش وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

Bookmarks

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •