درآمدهای کلان نفتی برای اکثر کشورهای نفت خیز و در حال توسعه، همچنان که بهره مندی مالی و فرصت پایه ریزی ساختار اقتصادی قدرتمند را فراهم میآورد، می تواند دقیقا تاثیری عکس داشته و به عامل ضعف و مانع ارتقای وضعیت و کیفیت اقتصاد این کشورها شود.


· درآمدهای کلان نفتی برای اکثر کشورهای نفت خیز و در حال توسعه، همچنان که بهره مندی مالی و فرصت پایه ریزی ساختار اقتصادی قدرتمند را فراهم میآورد، می تواند دقیقا تاثیری عکس داشته و به عامل ضعف و مانع ارتقای وضعیت و کیفیت اقتصاد این کشورها شود. در واقع اتکای به درآمد نفت، سالها کشورهایی چون ایران را دچار غفلت از سایر فعالیت های درآمدزای اقتصادی و استفاده از ظرفیت های بالقوه طبیعی و صنعتی کرده و همواره باعث افزایش واردات در همه زمینه ها در ازای صادرات نفتی بوده است که چنین وضعیتی، بزرگترین مانع تولید در کشور است. براین اساس است که در طول دهه های اخیر، همواره صاحب نظران اقتصادی، نفت را یکی از عوامل رکود اقتصاد، صنعت و کشاورزی در کشور دانسته و ابراز عقیده کرده اند که تا زمان اتکا به اقتصاد تک محصولی و مبتنی بر فروش نفت، نمی توان از این وضعیت نامطلوب رهایی یافت.
براساس چنین دیدگاهی است که توسعه صادرات غیر نفتی در برنامه ریزی های کلان کشور به خصوص در برنامه چشم انداز بیست ساله و برنامه های توسعه مورد توجه ویژه قرار گرفته است به طوری که براساس پیش بینی ها باید پیش از پایان برنامه چشم انداز ۲۰ ساله به برابری صادرات غیر نفتی با صادرات نفتی دست یافت. دستیابی به چنین هدفی از طرفی برای تغییر و تحول در وضعیت ا قتصاد کشور، حیاتی است و از سوی دیگر، باید با برنامه ریزی دقیق، موثر و طولا نی مدت همراه باشد و در طی زمان اجرا، علا وه بر آسیب شناسی ، به اصلا ح روش ها و ارتقای راهکارها نیز پرداخته شود.
نگاهی به روند صادرات کشور طی یک دهه گذشته بیانگر این واقعیت است که از سال ۱۳۸۷ به بعد به تدریج روند صادرات غیرنفتی کشور رشد فزاینده ای به خود گرفته است. در سال ۸۰ رقم صادرات غیرنفتی کشور که طی سال های قبل از آن همواره کمتر از ۳ میلیارد دلا ر بود به مرز ۴ میلیارد دلا ر نزدیک شده و در سال ۸۱ به حدود ۴/۵ میلیارد دلا ر رسید. این روند صعودی از سال ۸۲ شدت بیشتری به خود گرفت و طی سال های ۸۲ و ۸۳ به ترتیب به ۶ میلیارد دلا ر و ۱۰/۵ میلیارد دلا ر رسید. اما از سال ۸۴ به بعد صادرات غیرنفتی کشور برای نخستین بار از میزان پیش بینی شده در برنامه چهارم فراتر رفت و وضعیت فعلی نشان از آن دارد که ---------- های دولت تاثیرمثبت در روند صادرات داشته به نحوی که انتظار می رود در پایان سال جاری یعنی پایان برنامه چهارم توسعه، صادرات غیرنفتی کشور به دست کم ۳۵ میلیارد دلا ر (یعنی سرانه ۵۰۰ دلار) برسد.
علی رغم این رشد قابل توجه، باید گفت که بعضی کم توجهی ها به اصول حرفه ای و مختصات روز بازرگانی بین المللی، همواره یکی از موانع عمده در گسترش صادرات غیرنفتی کشور بوده است. به عبارت دیگر، می توان گفت که بالحاظ کردن بعضی عوامل موثر در جذب بازارهای بین المللی، می توان روند رو به رشد فوق الذکر را دچار جهش های چشم گیرتری کرد. آنچه مدنظر این نوشته است اشاره به بخشی از این عوامل موثر در دستیابی بیشتر به بازارهای جهانی و موفقیت در تجارت بین المللی است:
۱ ) تبلیغات در بازرگانی امروز دنیا بدون شک یکی از مهم ترین عوامل موفقیت است. بر همین اساس است که امروزه روش های تبلیغات و بازاریابی به عنوان یک علم یا تخصص مورد توجه قرار گرفته و براساس مبانی تعریف شده و دقیق، شکل می گیرد.
با این دیدگاه علاوه بر اینکه مختصات و ویژگی های تبلیغ، هر روز متنوع تر و فریبنده تر می شود، مواردی چون چگونگی و چرایی تبلیغ هم مورد توجه و بحث قرار می گیرد تا اولا مانع از تبدیل تبلیغ به ضدتبلیغ شود ثانیا حداکثر استفاده ممکن از هر تبلیغ به ازای کمترین هزینه صورت گیرد.
با همه این تفاصیل باید گفت که نگاه به تبلیغات در کشور ما در اکثر موارد همچنان سنتی و غیرحرفه ای است. بر این مبناست که هیچ گاه کالا های ایرانی در دنیا به درستی معرفی نمی شود یا گاهی در ازای صرف هزینه های تبلیغاتی گزاف، نتیجه مورد نظر به دست نمی آید!
آشنایی با تئوری های تبلیغات و بازاریابی و استفاده از تجربیات بین المللی در این زمینه، اولین گام در راه رفع نارسایی تبلیغاتی کالاها و خدمات ایرانی در دنیاست، اما گام جدی تر، لزوم تعریف تیم متخصص تبلیغاتی در چارت نهادها و بنگاه های بازرگانی و تشکیل چنین تیم هایی است تا بیش از این شاهد تبلیغات سلیقه ای و ناکارآمد دراین زمینه نباشیم.
۲) بسته بندی نیز همچون تبلیغات عامل موثری در جذب مشتری در اقتصاد و بازرگانی امروز دنیا است. متاسفانه علی رغم ورود صنایع و ماشین آلات پیشرفته چاپ و بسته بندی در کشور، همچنان شکل و شمایل بسته بندی اکثر محصولات مختلف تولیدی کشور، فاقد استانداردهای روز دنیا در این زمینه است و چه بسا محصولات باکیفیتی که به دلیل عدم جذابیت بسته بندی اصلا مورد توجه بازارهای جهانی قرار نگرفته است.
این معضل اگرچه از طرف بسیاری از واحدهای بازرگانی شناخته شده است اما به دلیل ناآشنایی با صنعت بسته بندی روز دنیا (که زیر مجموعه تخصص تبلیغات و بازاریابی است) رفع نشده است.راهکارهای اجرا شده برای حل این معضل، بیشتر آزمون و خطا بوده تا راهکار علمی و منطبق بر کار کارشناسی و توجه به سلیقه مصرف کنندگان و بازار عرضه.
۳) یکی دیگر از عوامل موفقیت در تجارت بین الملل، تسلط بر بازارهای مختلف و شناسایی نیازهای آنها است. تلاش در جهت ارائه کالا و خدمات براساس نیاز بازارهای بین المللی یا منطقه ای عامل توفیق است، نه محدود ساختن صادرات به کالاها و خدمات خاص و منطبق با شرایط داخلی!
نگاهی به آمار صادرات غیرنفتی کشور نشان می دهد که هنوز صادرات محصولات کشاورزی و دامی کشور، رقم قابل توجهی ندارد، در حالی که هم بخش کشاورزی و دامداری ایران ظرفیت و پتانسیل بالایی برای تولید و صادرات دارد و هم موقعیت جغرافیایی کشور به گونه ای است که می توان از این امکان نهایت بهره برداری را داشت. نیازهای غذایی منطقه از کشورهای حاشیه خلیج فارس تا جمهوری های تازه استقلال یافته شوروی سابق و از شبه قاره هند تا کشورهای حوزه مدیترانه، علی رغم تنوع بسیارش، می توان از طرف ایران تامین شود; اما این امر به آسانی امکان پذیر نیست و به نظر می رسد گستردگی پیش شرط ها و برنامه ریزی ها برای تحقق این امر (مثلا نسبت به صادرات محصولات پتروشیمی و معدنی) باعث کوتاهی در این زمینه شده است.