+ ارسال موضوع جدید
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: حکایتی زیبا از گلستان سعدی

  1. #1
    کاربر سایت

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Jan 2013
    نوشته ها
    84
    تشکر
    108
    تشکر شده 421 بار در 107 پست

    پیش فرض حکایتی زیبا از گلستان سعدی

    بازرگانی را دیدم كه صد وپنجاه شتر بار داشت و چهل بنده خدمتكار. شبی در جزیره كیش مرا به حجره خویش در آورد، همه شب نیارامید از سخنهای پریشان گفتن كه «فلان انبارم به تركستان است و فلان بضاعت به هندوستان، و این قباله فلان زمین است و فلان چیز را فلان، ضمین». گاه گفتی: «خاطر اسكندریه دارم كه هوایی خوش است». باز گفتی: «نه كه دریای مغرب مشوش است. سعدیا سفری دیگرم در پیش استاگر آن كرده شود بقیت عمر خویش به گوشه ای بنشینم». گفتم: «آن كدام سفر است؟» گفت: «گوگرد پارسی خواهم بردن به چین كه شنیده ام قیمتی عظیم دارد و از آنجا كاسه چینی به روم آرم و دیبای رومی به هند و فولاد هندی به حلب و آبگینه حلبی به یمن و برد یمانی به پارس و از آن پس، ترك تجارت كنم و به دكانی بنشینم». انصاف ازین ماخولیا چندان فرو گفت كه بیش طاقت گفتنش نماند.
    گفت: « ای سعدی تو هم سخنی بگوی از آنها كه دیده ای و شنیده!»

    گفتم:

    آن شنیدستی كه روزی تاجری


    در بیابانی بیفتاد از ستور

    گفت چشم تنگ دنیا دوست را


    یا قناعت پر كند یا خاك گور


  2. 2 کاربر مقابل از این پست EMPORiO تشکر کرده اند.


+ ارسال موضوع جدید

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

تعداد اعضای بازدید کننده از این تایپیک : 0

بازدید کنندگان :  (نمایش کلی)

نامی برای نمایش وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

Bookmarks

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •