+ ارسال موضوع جدید
صفحه 1 از 4 1 2 3 4 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 31

موضوع: <<<<<تموم استان ها ایران((تاریخچه و...))+نقشه در این تاپیک>>>>>>

  1. #1
    اخراج شده

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    نوشته ها
    4,145
    تشکر
    1,209
    تشکر شده 5,363 بار در 1,879 پست

    <<<<<تموم استان ها ایران((تاریخچه و...))+نقشه در این تاپیک>>>>>>

    اســ ــ ــ ــ ـتان یـــ ــ ــ ــزد+نقـ ـ ـشه

    استان یزد:

    موقعیت : مرکز ایران

    مجاورت : شمال: استان اصفهان شمال شرقی : استان خراسان جنوب غربی: استان فارس جنوب شرقی : استان کرمان غرب: استان اصفهان

    آب و هوا: به علت قرار داشتن بر روی کمربند خشک جهانی دارای زمستانهای سرد و نسبتاً مرطوب و تابستانهای گرم و طولانی و خشک - ارتفاع متوسط :M ۱/۲۳۰ دما : º c ۱۸/۹

    وسعــــت: ۱۲۰۰۰۰ کیلومتر مربع

    جمعـیــت: بر اساس آمار سال ۱۳۸۵ خورشیدی 990818 نفر

    تقسیمات:

    شهرستانها: ابرکوه - اردکان - بافق - تفت - خاتم - صدوق - طبس - مهریز - میبد - یزد/مرکز استان - گالری تصاویر

    موقعيت جغرافيايي - استان یزد:

    استان‌ يزد با ۱۲۰۰۰۰ كيلومتر مربع‌ وسعت‌ در مركز ايران‌ قرار دارد و براساس‌ آخرين‌ تقسيمات‌ كشوري‌، داراي‌ هفت‌ شهرستان‌ به‌ نام‌هاي‌ ابركوه‌، اردكان‌، بافق‌، تفت‌، مهريز، ميبد و يزد است‌. استان‌ يزد در سال‌ ۱۳۸۵ خورشیدی حدود 990818 نفر جمعيت‌ داشته‌ است‌. از اين‌ تعداد 789803 در نقاط‌ شهري‌ و 201015 نفر در نقاط ‌روستايي‌ ساكن‌ بوده‌اند. شهر يزد پرجمعيت‌ترين‌ شهر و مركز سياسي‌ - اداري‌ استان‌ يزد است‌. استان‌ يزد در قلمرو سلسله‌ جبال‌ مركزي‌ ايران‌ واقع‌ شده‌ و از پستي‌ و بلندي‌ و چاله‌ها و كفه‌هاي‌ كويري‌متعددي‌ تشكيل‌ شده‌ است‌. اين‌ ناهمواري‌ها مشتمل‌ بر تپه‌هاي‌ پاي‌ كوهي‌، دشت‌ها، بيابان‌ها، نواحي‌ كويري‌ وتپه‌هاي‌ ماسه‌اي‌ است.

    ‌در استان‌ دو رشته‌ كوه‌ متمايز از هم‌ وجود دارد. اولي‌ بخشي‌ از كوههايي‌ است‌ كه‌ در جهت‌شمال‌ غربي‌ - جنوب‌ شرقي‌ از مركز ايران‌ عبور مي‌كنند. و به‌ كوههاي‌ مركزي‌ ايران‌ معروف‌ هستند. دومي‌ شامل‌رشته‌ كوههايي‌ است‌ كه‌ در مناطق‌ مركزي‌، شمالي‌ و شرقي‌ استان‌ قرار دارند. رشته‌ شيركوه‌ كه‌ مانند ديواري‌قسمت‌هاي‌ مركزي‌ استان‌ را از بخش‌ غربي‌ آن‌ (چاله‌ ابرقو) جدا مي‌كند، همواره‌ از برف‌ و يخ‌ پوشيده‌ شده‌ و درتامين‌ آب‌ شهرهاي‌ يزد، تفت‌ و مهريز نقش‌ مهم‌ و اساسي‌ دارد.

    آب و هوا – استان یزد:

    اقليم‌ استان‌ يزد به‌ دو علت‌ اساسي‌ خشك‌ است‌. اول‌ آنكه‌ بر روي‌ كمربند خشك‌ جهاني‌ واقع‌ شده‌ وديگر آنكه‌ از درياهاي‌ آزاد عمان‌ و خليج‌فارس‌ و درياچه‌هاي‌ داخلي‌ و بادهاي‌ رطوبت‌زاي‌ دريايي‌ بسيار دوراست‌. عامل‌ مهم‌ اعتدال‌ نسبي‌ آب‌ و هواي‌ يزد كه‌ قابليت‌ زيست‌ نسبتاً مناسبي‌ به‌ آن‌ بخشيده‌ است‌، ارتفاعات‌مهمي‌ است‌ كه‌ در اطراف‌ آن‌ پديد آمده‌ و به‌ طور موضعي‌ در بهبودي‌ هواي‌ استان‌ اثر مي‌گذارند و لذا مناطقي‌ باارتفاع‌ بيش‌ از 2500 متر از اعتدال‌ و رطوبت‌ نسبي‌ بيشتري‌ برخوردار هستند.

    متوسط‌ دماي‌ هواي‌ استان‌ 9/18 درجه‌ سانتي‌گراد است‌. حداكثر مطلق‌ دما در تيرماه‌ برابر 43 و حداقل‌ آن‌ در دي‌ماه‌ برابر 2/7- درجه‌ سانتي‌گراد مي‌باشند. به‌ استثناي‌ منطقه‌ كوهستاني ‌شيركوه‌ ، ساير نقاط‌ استان‌ يزد اقليم‌ گرم‌ و خشك‌ و بياباني‌ دارد كه‌ از غرب‌ و جنوب‌ غربي‌ به‌ طرف‌ شمال‌ شرقي‌و شرق‌ خشك‌تر مي‌شود.

    تاريخ و فرهنگ – استان يزد :

    سرزمين‌ يزد جلوه‌هايي‌ از باشكوه‌ترين‌ و درخشانترين‌ ميراث‌ فرهنگي‌ و تمدن‌ كهن‌ ادوارمختلف‌ تاريخي‌ ايران‌ را در خود جاي‌ داده‌ است‌. تاريخ‌ سكونت‌ انسان‌ در اين‌ خطه‌ از هزاره‌ سوم‌ پيش‌ از ميلادفراتر رفته‌ است‌، به‌ طوري‌ كه‌ در عهد پيشداديان‌ طوايف‌ در حال‌ كوچ‌ از بلخ‌ به‌ پارس‌، اين‌ سرزمين‌ را يزدان‌،ناميدند و از آن‌ زمان‌ به‌ بعد يزد محل‌ عبادت‌ شد. از مهم‌ترين‌ مراكز اسكان‌ اوليه‌ اين‌ سرزمين‌ به‌ مهرپادين‌(مهريز) فهرشان‌، پهره‌ (فهرج‌)، خورميش‌، ادر (اردكان‌)، شواز، قلاع‌ موبدان‌ (ميبد)، طرنج‌، عقدا و اشكذرمي‌توان‌ اشاره‌ كرد. شهر يزد به‌ عنوان‌ محلي‌ پاك‌ و مقدس‌ در رأس‌ تمام‌ آبادي‌هاي‌ مزبور قرار داشته‌ است‌.

    دره‌هاي‌ سرسبز و مناطق‌ ييلاقي‌، چشمه‌ سارها، ارتفاعات‌ و قله‌ها، غارها، حيات‌ وحش‌ و شكارگاهها و به‌ويژه‌ جاذبه‌هاي‌ كويري‌ از خصوصيات‌ جالب‌ توجه‌ طبيعت‌ يزد است‌ كه‌ برخي‌ از آنها جزء تفرجگاههاي‌ مهم‌مردم‌ استان‌ به‌ شمار مي‌آيد.

    استان‌ يزد از لحاظ‌ كنش‌هاي‌ فرهنگي‌ نيز جالب‌ توجه‌ است‌. اين‌ منطقه‌ از لحاظ‌ رفتارهاي‌ فرهنگي‌ مردم‌كانون‌ گوناگوني‌هاست‌ و در اين‌ بين‌ خصوصيات‌ فرهنگي‌ زرتشتيان‌ از پيشينه‌ تاريخي‌ درخشاني‌ برخوردار است‌.زرتشتيان‌ طبق‌ آئين‌ زرتشت‌ مراسم‌ ويژه‌اي‌ را در روزهاي‌ معيني‌ از سال‌ برگزار مي‌كنند كه‌ از ديدگاه‌ جهانگردي‌براي‌ افراد مسلمان‌ و پيروان‌ ساير اديان‌ جالب‌ توجه‌ و ديدني‌ است‌.

    سوغاتي ها و صنايع دستي – استان يزد:

    علاوه‌ بر منسوجات‌ و توليدات‌ پارچه‌اي‌، انواع‌ شيريني‌هاي‌ خاص‌ نيز تهيه‌ مي‌شود كه‌ در سراسرايران‌ و حتي‌ در اقصي‌ نقاط‌ جهان‌ طرفداران‌ فراوان‌ دارد. شيريني‌هاي‌ مهم‌ يزد عبارتند از: باقلوا، قطاب‌،لوزنارگيل‌، پشمك‌، نان‌ برنجي‌، حاج‌ بادام‌، حاج‌ پسته‌ و حاج‌ گردو، زولبيا، گوشه‌ فيل‌ و انواع‌ شيريني‌هاي‌خشك‌ كه‌ بسيار ظريف‌، شكيل‌ و خوشمزه‌ پخته‌ و عرضه‌ مي‌شوند.

    غذاهاي محلي – استان يزد:

    در مناطق‌ مختلف‌ روستايي‌ و شهري‌ استان‌ يزد غذاهاي‌ ويژه‌اي‌ تهيه‌ مي‌گردند كه‌ از آن‌ جمله‌مي‌توان‌ به‌ انواع‌ آش‌ (آش‌ يزدي‌، آش‌ ماش‌، آش‌ سركه‌ شيره‌، آش‌ آبغوره‌، آش‌ تمبر هندي‌، آش‌ گندم‌ (آش‌ جو وشكمبه‌)، آبگوشت‌ ترش‌، انواع‌ كوفته‌ (كوفته‌ نخود، كوفته‌ برنج‌ و كوفته‌ لپه‌)، انواع‌ خورشت‌ (خورشت‌ به‌ آلو،خورشت‌ فسنجان‌ يزدي‌ و خورشت‌ باميه‌ و بادنجان‌)، بوناش‌، شولي‌، شفته‌، شولي‌ شلغم‌، لبوي‌ شلغم‌، قليه‌ كدو،بوراني‌ خيار، قطاب‌، باقلوا و ده‌ها نوع‌ خورشت‌ و چاشت‌ ديگر اشاره‌ نمود.

    مسافرت و اقامت - استان يزد :

    كليه‌ شهرستان‌هاي‌ استان‌ يزد از نظر راههاي‌ ارتباطي‌، مخابرات‌ و سيستم‌هاي‌ درماني‌ تجهيز شده‌اندو مسافرت‌ و اقامت‌ در آنها بسيار آسان‌ است‌. اكثر شهرهاي‌ استان‌ اقامتگاههاي‌ مناسبي‌ دارند و مردم‌ استان‌ بافرهنگ‌ جهانگردي‌ كاملاً آشنا هستند. فرودگاه‌ يزد و پروازهاي‌ مستمر رفت‌ و برگشت‌ بين‌ تهران‌ و يزد از يك‌طرف‌ و عبور خط‌ آهن‌ تهران‌ - كرمان‌ از جوار برخي‌ از شهرستان‌هاي‌ استان‌، مسافرت‌ به‌ يزد و ساير شهرهاي‌ آن ‌را بسيار آسان‌ و راحت‌ نموده‌ است‌.

    مکان های دیدنی و تاریخی - استان یزد:

    استان يزد از مكان هاي ديدني و تاريخي بسياري برخوردار است كه برخي از مهم ترين آن ها عبارتند از: مسجد جامع كبير، مسجد كهن فرج، بقعه‌ي سيد ركن‌الدين، بقعه‌ي دوازده امام، دخمه‌ي زرتشتيان، آتشكده‌ي زرتشتيان (يزدان)، باغ دولت‌آباد، بانك شاهنشاهي، خانه‌ي تقديري، خانه‌ي مودت، مسجد ريگ، بادگيرها، گنبد عالي ابركوه، پرسبز، مجموعه‌ي خيرآباد، مسجد بيرون ابركوه، چهار سوق و بازارشاهي، مدرسه‌ي علميه‌ي امام خميني، رباط خرگوشي، تكيه‌ي اميرچقماق و مسجد جمعه‌ي نو (در يزد)، نارين قلعه (در ميبد)، مسجد جامع (در اردكان) و كاروان‌سراي خرانق..

    صنايع و معادن - استان یزد:

    استان يزد از دير باز منطقه ای صنعتی بوده و صنايع آن به دو صورت صنعتي و دستي رواج داشته است. فرش بافی، چاقو سازی، سبد بافی، سنگ تراشی، پارچه بافی، زيلو بافی، سراميك، سفال سازی، كرباس بافی، طلا و نقره كاری از صنايع دستی يزد هستند. اين استان از نظر صنايع كارخانه اي اکنون دارای کارخانه های توليدی بزرگ و کوچک است. علاوه برکارگاه های کوچک نساجی و شيرينی سازی، که شمار آن ها بسيار است، ده ها واحد توليدی ديگر وجود دارد که در رشته های گوناگون فعاليت می کنند. صنايع ماشينی ريسنده گی و بافنده گی از سال 1312 هـ. ش، در استان يزد پديد آمد. اساس اين دگرگونی وجود صدها کارگاه سنتّی بافنده گی و هزاران بافنده ماهر و هنرمند در اين منطقه بوده، که هم زمان با نخستين حرکت های صنعتی شدن ريسنده گی و بافنده گی در کشور، به مراکز توليدی کارخانه‎ای روی آوردند. استان يزد با دارا بودن 330 واحد توليدی نساجی، نيمی از منسوجات کشور را توليد و عرضه می کند و 70 در صد زمينه های اشتغال صنعتی استان يزد، به اين صنايع تعلق دارد. با وجود شرايط آب و هوايی و زيستی نامناسب منطقه، تشكيلات زمين شناختی اين استان، ذخيره های بزرگ معدنی را در دل خود، جای داده است، به طوری که می توان اين استان را منطقه ای معدنی ناميد. بزرگ ترين قطب های معدنی آهن ايران در استان يزد قرار دارد. هم چنين مي‎توان از معادن غنی سرب و روی مهدی آباد، کوشک، درّه انجير و منصور آباد، بوکسيت صدر آباد، معدن اورانيوم ساغند اردکان كه در نوع خود در خاورميانه بی‎نظير است، مس اردکان و تفت، نام برد. افزون بر آن، معدن های فلزی، سنگ های تزييني با کيفيت بسيار بالا، مانند: مرمر، مرمريت، گرانيت، چينی، ... و نيز موادی چون باريت، گچ، فسفات، نمک، ... به فراوانی در سطح استان يزد وجود دارد.

    کشاورزی و دام داری - استان یزد:

    كشاورزي استان يزد به دليل بارش اندك به گونه كشت آبی است و رونق چندانی ندارد. تلاش كشاورزان اين ناحيه براين است كه با بهره گيری از كم ترين آب و خاك حاصل خيز، توانسته اند كشاورزی را در محدوده ای اندك به ديگر بخش های اقتصادی پيوند دهند. از مهم ترين فرآورده های كشاورزی يزد می توان گندم، جو، آفتاب گردان، نباتات علوفه ای، جاليز، زيره، گوجه فرنگی، ‌بادمجان و سردرختی به ويژه انار، انجير و پسته را نام برد. دام پروری نيز به روش سنتی و صنعتی رواج دارد، اما به دليل كمبود علوفه رونق زيادی ندارد. مردم آبادی های پيرامون شهر يزد، به پرورش گوسفند، بز، گاو و شتر می پردازند.

    وجه تسميه و پيشينه تاريخي - استان یزد:

    يزد، يعنی آفريننده خوبی ها، پاكی ها و شهر خداست. نام گذاری اين شهر با واژه «يزش» به معنای ستايش و نيايش در زبان پارسی ميانه و با واژه يزدان يا يزتان به معنی پاك، مقدس، فرخنده و همچنين به معنی ذات خدا در ارتباط است. يزد در دوران هخامنشی و شايد پيش از آن «ايستاتيس» ناميده می شده که «هرفته» (فرافر) و «سريزد» كنونی، در 30 كيلومتری خاور شهر يزد بازمانده اين شهر است. استان يزد از تاريخی كهن برخوردار است، تا جايی كه بنای شماری از شهرهای آن، مانند: ميبد را به سليمان پيامبر، يزد را به ضحاک و اسکندر مقدونی و ابر کوه را به ابراهيم پيامبر نسبت داده‎اند. مجموعه آثار باستانی پراکنده موجود دراستان يزد به سهم خود، بازمانده شايان توجهی از تاريخ و فرهنگ کهن ايران است. کشاورزی و مدنيت يزد، در چهار کانون بزرگ مهريز و فهرج، يزد، رستاق و ميبد و اردکان، پا گرفته است. اين منطقه با قرار گرفتن در مسير شاه راه های باستانی ری ـ کرمان و پارس ـ خراسان، در ميانه هزاره نخست پيش از ميلاد، نقش مرزبانی ايالت ها و نگه بانی راه های بسياری را که به چهار سوی ايران می رفته، ايفا می‎کرده است.

    منطقه يزد بی گمان، در دوران هخامنشی دارای راه های بزرگ و معتبر، راه داری و مراکز پستی و چاپاری بوده است. زيرا علاوه بر راه های شناخته شده باستانی، از روی مدارک پيشين، راه‎های فراموش شده‎ای نيز که در روزگار باستان به مرکز اقتصادی و فرهنگی ايران باستان می‎پيوسته‎اند به تازه‎ گی شناسايی شده‎اند.

    منطقه يزد، در دوران ساسانی، به ويژه در روزگار قباد، انوشيروان و يزدگرد اوّل، ... از جايگاه اجتماعی و اقتصادی ويژه ای بر خوردار بوده و به عمران و آبادی آن، توجه بسيار شده است. در نخستين سده اسلامی، سرزمين يزد به دست مسلمانان افتاده قبايل عرب به سوی ايران سرازير شدند. گروهی نيز از قبيله های بنی تميم و بنی عامر، درکوی عرب ها ی يزد، استقرار يافتند. در سده 4 هـ. ق، که ديلميان بر بخش های باختر و جنوب ايران و عراق چيره گرديدند، جمعی از علويان هم به يزد آمده در کوی حسنيان سکونت گزيدند. بنيان گذار اين خاندان علاء الدوله ابوجعفر بود كه در 398 هـ. ق، از سوی سيّده خاتون، دختر عمه خود ( مادر مجدالدوله ديلمی ) به حکومت مستقل اصفهان و پيرامون آن منسوب گرديد. در سال 443 هـ. ق طغرل سلجوقی، شمس الملوک ظهير الدين ابومنصور فرامرز را به حکومت مستقل يزد و ابر کوه منصوب کرد. از سرشناس ترين افراد اين خاندان امام زاده سيّد جعفر ( ع ) است، که از سيّدهای عريضی بوده در سال 424 هـ. ق، در يزد در گذشت و مزارش هم چنان زيارتگاه مردم است.

    حکم رانی ابومنصور فرامرز در روزگار فرمان روايی طغرل، آلب ارسلان و ملک شاه سلجوقی بوده نزد آنان احترام ويژه ای داشت. پس از وی به ترتيب فرزندش مؤيد الدوله ابومنصور علی بن فرامرز، علاءالدوله کاليجار و پسرش امير فرامرز، بر يزد حكومت كردند. اينان در نزد سلجوقيان، دارای احترام و اعتبار بودند. چون امير فرامرز پسر نداشت، حکومت يزد به دو دخترش واگذار و رکن الدين سام بن وردان روز، به اتابکی آنان گماشته شد. بدين ترتيب حکومت يزد، از آل کاکويه به اتابکان يزد انتقال يافت.

    رکن الدين سام، پس از اندک زمانی، در سال 584 هـ. ق، از کار اتابکی دختران امير فرامرز کنار رفت و برادرش عزالدين، به اتابکی رسيد. اتابکان يزد با ايجاد پيوند های زناشويی، روابط دوستانه‎ای با سلجوقيان بر قرار کردند و مورد احترام و مشورت آنان بودند. پس از عزالدين ( در گذشته 615 هـ. ق )، وردان روز، اسفهسالار ابومنصور ( قطب الدين ) ( در گذشته 637 هـ. ق )، قطب الدين محمود، رکن الدين علاءالدوله ( در گذشته 662 هـ. ق )، طغان شاه، علاءالدوله ( در گذشته 673 هـ. ق )، رکن الدين يوسف شاه، و حاجی شاه بن يوسف شاه يكی پس از ديگری به اتابکی رسيده بر يزد و پيرامون آن حکومت کردند. اتابکان در آبادی و عمران يزد کوشش های بسياری کردند و بناهای زيادی از خود به يادگار گذاشتند. رکن الدين سام در نزديکی دروازه مهريز مدرسه اتابک را ساخت. وردان روز در بازار دلالان، مدرسه وردان روز را بنا کرد. محمود شاه در گسترش شهر کوشيد و کوی‎های بيرون شهر را درون حصار آورده ميدانی بزرگ نيز در شهر ساخت. مادرش مريم ترکان نيز روستای مريم آباد را بنا نهاد. در روزگار حمله چنگيز به ايران سلطان ابومنصور اتابک ( قطب الدين )، چيره گی مغولان را پذيرفت و جانشينان‎اش به عنوان دست نشانده‎ گان مغول، در حکومت يزد پايدار شدند و با کفايت و زيرکی، يزد را از سپاه مغول مصون داشتند.

    در اين دوره به دليل امنيت و آرامش نسبی در يزد، بازرگانی و پيشرفت شهر ها و آبادی ها و مبادله کالاهای گوناگون، رونق يافت و کالاهای يزدی تا آن سوی آب های جنوبی ايران، به ويژه هندوستان راه يافت. راه داری و نگه داری راه ها، در دوران مغول و ايل خانان مورد توجه قرار گرفت و نگاه داری راه‎ها را به بزرگان و امرا واگذار کردند. در اوايل سده 8 هـ. ق، امنيت و نيز راه هايی که از منطقه يزد می‎گذشتند؛ گسترش يافت. اين مسأله نقش به سزايی در رونق بازرگانی و هم چنين شکوفايی اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی ايالت يزد داشت. حکومت حاجی شاه بن يوسف آخرين اتابک خاندان اتابکان يزد، در 718 هـ. ق به دست امير مبارزالدين محمّد بن مظفر از ميان رفت.

    امير مظفر، بزرگ خاندان مظفر، از نواده گان غياث الدين خراسانی بود، که در دربار ايلخانان مغول وارد خدمت شد و به حکومت ميبد رسيد. پس از مرگ او، پسرش امير مبارزالدين محمّد در اوايل حکومت ابوسعيد بهادر خان ( 716 – 736 هـ. ق ) ايل خان مغول به حکومت ميبد و راه داری يزد انتخاب شد. در سال 718 هـ. ق، حاجی شاه بن يوسف، اتابک يزد را، در نبردی شکست داده وضمن پايان دادن به حکومت اتابکان يزد از سوی ابوسعيد بهادر خان، به حکومت يزد رسيد.

    مبارزالدين محمّد، پس ازدرگذشت ابوسعيد بهادر خان، دم از استقلال زد و بر کرمان، شيراز و قلمرو حکومت ملوک شبان کاره، در جنوب ايران چيره شده در سال 723 هـ. ق، حکومت آل مظفر را تشکيل داد. يزد، در روزگار حکومت امير مبارزالدين، از نظر سياسی و اقتصادی دارای اهميت و اعتبار شد. اين جايگاه، نه تنها به خاطر تلاش مظفريان در يزد پديد آمد، بلکه شرايطی که در دوره مغول بر کشور حاکم شد، شهر های دور افتاده و به دور از هياهوی سياسی، چون يزد را مورد توجه نام داران قرار داد. طی يک سده حکم رانی مغول بر ايران، ناحيه يزد بيش از دو برابر گسترش يافت و با مديريت و تدبير امير مبارزالدين محمّد، به مرکز فعاليت های سياسی و اقتصادی تبديل يافت.

    قلمرو امير مبارزالدين محمّد با در گذشت وی به سال 765 هـ. ق بين پسران‎اش بخش شد، به طوری که سلطان احمد، در کرمان، شاه محمود، در اصفهان، شاه يحيی، در يزد و شاه شجاع، در فارس و بخشی از خوزستان به حکومت پرداختند. كه از اين ميان شاه يحيی نسبت به آبادانی سرزمين يزد، تلاش بسيار کرد. در حکومت 77 ساله آل مظفر ( 718 – 795 هـ. ق ) منطقه يزد به اوج شکوفايی و بزرگی فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی رسيد. در مدرسه ها، مسجدها، دارالسياده ها و خانقاه ها، علوم گوناگون رايج زمان، درس داده می شد. ويژه گی ديگر دوره مظفريان رونق صوفی گری در يزد است. ايجاد خانقاه ها ويژه مرشدان و مريدان صوفيان نبود، بلکه شاهان و شاه زاده گان مظفری و بزرگان هم بدان علاقه مند بوده صوفيان يزد، از احترام ويژه خاندان مظفری بر خوردار بودند. حکومت آل مظفر در سال 795هـ. ق به دست تيمور لنگ خاتمه يافت.

    تيمور لنگ حکومت يزد را به يکی از نزديکان خود سپرد. اما پس از بازگشت تيمور به ماوراءالنهر، گروهی، از همدلی مردم نسبت به آل مظفر بهره برده به رهبری آبدار، يزد را از دست حاکم تيموری بيرون آوردند. سپس سلطان محمّد، پسر ابوسعيد طبسی، يزد را به دست آورده استقلال آن را اعلام نمود. با عدم توفيق حاکمان تيموری نايين، اصفهان و اردستان در برگرداندن نظم و امنيت به يزد، پير محمّد، پسر عمر شيخ و نوه تيمور لنگ حکم ران فارس، و نيز حاکم سيستان با سپاهی ره سپار يزد شده؛ يزد را محاصره و سرانجام گشودند. تيمور لنگ برای حفظ جايگاه هنری و اهميت يزد، دستور داد نسبت به مردم اين سامان نرمی نشان داده ماليات دو ساله را نگيرند. هم چنين فرمان داد تا برج و باروی شهر را بنا کرده دارالحکومه معروف به « دژ مبارکه نارين قلعه » را به طور شايسته ای بسازند.

    ايالت يزد پس از مرگ تيمور، مدتی پهنه درگيری نوادگان تيمور، پير محمّد و اسکندر بود. شاهرخ پسر تيمور با پيروز شدن بر ديگران حکومت يزد را به امير جلال الدين، پسر چخماق سامی سپرد. وی با مردم يزد به خوبی رفتار کرد و برای عمران و آبادی اين سرزمين کوشش نمود و بناهای بسياری از خود بر جای نهاد، که برخی از آن ها هنوز برجای مانده از آثار تاريخی و ديدنی استان يزد به شمار می روند. پس از در گذشت امير جلال الدين، بيوه و فرزندانش دنباله کار را گرفته از خاندان خود، نام نيک به يادگار گذاشتند.

    بازمانده گان تيمور، در همه جا دل گرم کننده هنرمندان، معماران و انديشمندان بودند و يزد نيز در اين زمان به شکوفايی اقتصادی، هنری و فرهنگی رسيد. کاشی کاری‎های مسجد جامع و ميدان امير چخماق و مسجد امير چخماق، مصلای عتيق، ... از آثار اين زمان است. مدرسه ها و کتاب خانه های بسياری چون مدرسه و کتاب خانه قطبيه سربلوک، مدرسه دارالصفا، مدرسه و کتاب خانه يوسف چهره، مدرسه و کتاب خانه اصيليّه سردهوک و کتاب خانه باورديه ايجاد شدند، که نويسنده گان، پژوهش گران و تاريخ نگارانی، چون شرف الدين علی يزدی، در آن ها پرورش يافتند.

    با برآمدن ترکمانان قراقويونلو و آق قويونلو، يزد از دست تيموريان بيرون رفته اميران ترکمان، يکی پس از ديگری بر ايالت يزد حکومت کردند. حكومت طوايف گوناگون با تسلط شاه اسماعيل صفوی بر تمام ايران در 913 هـ. ق، خاتمه يافت. نعمت الله باقی، پسر ميرزا عبدالباقی، صوفی سرشناس، که در جنگ چالدران کشته شد، در زمان شاه تهماسب، دختر شاه اسماعيل را به زنی گرفته حاکم يزد شد. وی ديوان خانه عباسيه را ساخت و مسجد شاه تهماسب، در نزديکی ميدان بعثت کنونی از يادگارهای اوست. از ديگر آثار دوران صفوی مي‎توان به اين موارد نيز اشاره كرد : غياث آباد تفت که به دست مير ميران فرزند نعمت الله باقی ( ممدوح وحشی بافقی )، مدرسه شفيع ، مسجد شاه ولی تفت كه شاه ابوالوالی حاكم يزد آن را بنا نهاده است.

    در هنگام حمله افغان ها، مردم رشيد و آزاده سرزمين يزد، به رهبری ميرزا عنايت سلطان، دلاوری های بسياری از خود نشان دادند؛ چنان كه محمود افغان، در گشودن يزد ناکام مانده راهی اصفهان گرديد. اشرف افغان، جانشين محمود، نيز پس از چهار سال نبرد توانست يزد را بگشايد. با روی کار آمدن نادرشاه افشار و بيرون راندن افغان ها از ايران، محمّد تقی خان، خواهر زاده عنايت سلطان به حکومت يزد منصوب شد. وی و فرزندانش، تا آخر دوره قاجار، در نقش حاکم يا مستوفی يزد خدمت های ارزنده ای به اين سرزمين کرده آثار تاريخی و بنا های ديدنی بسياری در يزد به يادگار گذاشتند. باغ دولت آباد، باغ ناصريه، مدرسه خان، ميدان خان، بازار خان، بازار قيصريه و... از آثار آنان است. اين منطقه در دوره قاجاريه و پس از آن در آرامش و آباداني به سر برده و هم اكنون نيز يكي از مهم ترين و ارزشمندترين مناطق ايران است.

    مشخصات جغرافيايي - استان یزد:

    استان يزد؛ با قرار گرفتن در بخش مرکزی فلات ايران در برگيرنده نا مناسب ترين عوامل طبيعی چيره بر فلات مرکزی ايران نيزاست. کويرهای بزرگ لوت و دشت کوير تا درياچه نمک قم و کوير نمک هرات و مروست تا کوير نمک ابر کوه و باتلاق گاوخونی استان يزد را فرا گرفته اند. بارش اندک همراه با تبخير شديد، دور بودن از دريا، نزديکی با کوير خشک و پهناور نمک، رطوبت نسبی کم همراه با گرمای بسيار، از عواملی هستند، که استان يزد را به گونه خشک ترين استان ايران در آورده است. گذشته از آن، در اين منطقه نوسان شديد درجه حرارت نيز وجود دارد. از نظر جغرافيايی بين 29 درجه و 48 دقيقه تا 33 درجه و 30 دقيقه پهنای شمالی و 52 درجه و 45 دقيقه تا 56 درجه و 30 دقيقه درازای خاوری از نصف النهار مبدا واقع شده است. اين استان از شمال خاوری به استان خراسان از شمال و باختر به استان اصفهان، ازجنوب باختری به استان فارس و از جنوب خاوری به استان كرمان محدود می شود. به دليل دور بودن از مرزهای ايران، در درازای تاريخ از بحران ها و فشارهای فرهنگی و نژادی مصون مانده است. استان يزد براساس سرشماري سراسري سال 1375 جمعيتي در حدود 828401 نفرجمعيت داشته و شهرستان هاي آن عبارتنداز: ابركوه، اردكان، بافق، تفت، خاتم,صدوق, طبس, مهريز، ميبد و يزد.

    دشت رسوبی يزد، در فلات مركزی ايران، از حوزه های مهم جغرافيايی است كه از دامنه شيركوه در جنوب آغاز می شود و با شيب ملايمی تا كوير سياه كوه در شمال ادامه می يابد. با توجه به موقعيت جغرافيايی، اين استان در بر گيرنده نامناسب ترين عوامل طبيعی چيره بر فلات مرکزی ايران است. استان يزد گذشته از جايگاه ويژه طبيعی - جغرافيايی و دارا بودن منابع زيرزمينی، از لحاظ تاريخی و فرهنگی نيز از كهن ترين مناطق ايران به شمار می رود و از گذشته های دور دارای فرهنگی درخشان بوده است. كوه های اين استان جزو رشته كوه های مركزی ايران به شمار می روند. دشت های كويری آن، همانندی زيادی با دشت كوير و دشت لوت دارند. بلندترين ناحيه استان يعنی رشته كوه های شيركوه (4075 متر) در بخش جنوب باختری استان قرار گرفته و پست ترين ناحيه، شمال تا شمال خاوری را در بر می گيرد كه همراه با باتلاق های نمك است.
    نقشه استان یزد:

  2. کاربر مقابل از این پست حسام22 تشکر کرده است.


  3. #2
    اخراج شده

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    نوشته ها
    4,145
    تشکر
    1,209
    تشکر شده 5,363 بار در 1,879 پست

    پیش فرض پاسخ : <<<<<تموم استان ها ایران((تاریخچه و...))+نقشه در این تاپیک>>>>>>

    اســ ــ ــ ــتان کهگیلـ ــ ــویه و بـ ــ ـویراحمد+نقـ شه

    استان كهگیلویه وبویراحمد با مساحت 16264كیلومتر مربع در جنوب غربی ایران قرار دارد. این استان بین دو مدار 29 درجه و52 دقیقه، و31 درجه و26 دقیقه ی شمالی ونصف النهار های 49 درجه و55 دقیقه، و51 درجه و53 دقیقه ی شرقی قرار گرفته است. از شمال به استانهای اصفهان وچهار محال و بختیاری ،از شرق با فارس ،از جنوب با فارس وبوشهر واز غرب با خوزستان همسایه است.
    ناهمواری های استان:
    كهگیلویه وبویراحمد منطقه ی ناهمواری است. حدود سه چهارم مساحت منطقه ازارتفاعات وتپه ماهورها تشكیل شده است. دشتها تنها یك چهارم مساحت را تشكیل می دهند. بلندترین نقطه در این استان قله ی دنا واقع در شهرستان دنا با ارتفاع 4409 متر وپست ترین نقطه ی آن چره زن در جنوب غربی بی بی حكیمه در شهرستان گچساران می باشد كه 197 متر از سطح دریا ارتفاع دارد.

    كوههای این استان از رشته كوههای زاگرس به شمار می روند كه در شمال با داشتن یخچال های طبیعی سرچشمه رودهای پرآب هستند. كوههای مهمی همچون كوه خائیز در جنوب دهدشت، كوههای نیل وحجال در شمال شرق یاسوج، كوه خامی در شمال شرق گچساران، كوه نور( نیر) در مركز استان، كوههای سیاه وسفید در بهمئی وشرق لنده وكوه دل افروز در شمال وكوه ساورز از مهمترین كوههای استان به شمار می روند.

    دشتهای سروك، دشت روم در شهرستان بویراحمد ودشتهای امامزاده جعفر، لیشتر، دشت گز وباشت در شهرستان گچساران، چرام ودهدشت در كهگیلویه از دشتهای مهم استان هستند.

    آب وهوای استان: بدلیل كوهستانی بودن وامتداد این كوهها از شمال غربی به جنوب شرقی وبلندی آنها، همچون سدی در مقابل توده های فعال جوی مقاومت می كنند. از این رو در تنوع آب وهوایی استان مؤثر واقع شده اند ودو نوع آب وهوای سردسیری وگرمسیری به وجود آمده است.

    ناحیه ی سردسیر:این ناحیه تقریباً نیمی از كل مساحت استان را در بر گرفته است وقسمت شمال وشرق استان را به خود اختصاص داده است. نواحی سردسیری خود به دو ناحیه ی سردسیر وسرحد ( كه سرد تر است) تقسیم می شود. در این ناحیه میزان بارش برف وباران زیاد بوده واز جنگل های انبوه بلوط، بنه، كیكم، بادام، وسرو كوهی پوشیده شده است. بارندگی از نیمه دوم مهر ماه شروع وتا اواخر اردیبهشت در این ناحیه ادامه دارد. میزان بارندگی در این ناحیه بین 540 تا 884 میلی متر می باشد.

    ناحیه گرمسیری:این ناحیه بیش از نیمی از كل مساحت استان را در بر گرفته است. در جنوب وغرب استان واقع شده ودر مسیر وزش بادهای گرم خوزستان قرار دارد. در تابستان آب وهوای گرم وخشك دارد.و میزان بارندگی در آن كم است. در فصل های پائیز وزمستان آب وهوای ملایم بهاری داردو سبب می شود سرتاسر منطقه از گل وگیاه پوشیده شود .بارندگی از نیمه ی دوم آبان ماه شروع می شود وتا نیمه ی اول اردیبهشت ادامه می یابد. متوسط میزان بارندگی در ناحیه گرمسیری بین 300 تا 420 میلی متر است.

    در این استان به طور كلی دو نوع باد می وزد: بادهای فصلی وبادهای محلی

    بادهای فصلی:همچون باد شمال كه باران زا است واز طرف شمال غربی این استان را تحت تأثیر قرار می دهد وسبب ریزش باران در زمستان است. باد جنوب باد فصلی دیگری است كه به باد چپ نیز معروف است واز جنوب وجنوب غربی می وزد. بدلیل گرمی وخشكی بیش از حد، غالباً به مزارع ومحصولات آسیب وارد می كند.

    بادهای محلی: بادهای محلی همچون باد آشوب در سررود بویراحمد علیا، باد زیر روز در بهمئی، باد كوه باد در بویراحمد گرمسیری وبهمئی ، باد چوغان از مهمترین بادهای محلی استان هستند.

    منابع آب: به علت وجود مناطق مرتفع و وزش بادهای مرطوب هر دو منطقه ی سردسیر وگرمسیری از میزان بارندگی خوبی برخوردارند. این بارندگیها باعث به وجود آمدن رودهای متعددی در این استان شده اند.مهمترین رودهای كهگیلویه وبویراحمد عبارتند از: رود مارون كه در تنگ تكاب از مرز استان خارج می شود واز كنار بهبهان گذشته وبه نام رود جراحی وارد خلیج فارس می شود. رود بشار: كه به نام های گرم، خرسان ، ونهایتاً كارون مشهور است واز ارتفاعات یاسوج سرچشمه می گیرد. این رود در ضلع شمالی كوه غارون ( وجه تسمیه كارون) به همین نام از مرز استان خارج می شود وبا دریافت شاخه هایی همچون بازفت وآرمند در شهرستان لردگان، از وسط شهر اهواز گذشته .به خلیج فارس می ریزد.

    رود خیرآباد:سرچشمه این رود در قسمت مركزی استان یعنی دیلگان بویراحمد وتسوج كهگیلویه است وبه نامهای سر كورتع تسوج، پیچاب، شاه بهرام، نازمكان وخیرآباد معروف است وسرانجام به رود زهره می ریزد. رود زهره: این رود از ارتفاعات تنگ تا مرادی وگجستان وباشت وكوههای شمال شرقی شهرستان ممسنی سرچشمه می گیرد وبه نام رود زهره در ضلع جنوبی شهرستان گچساران از مرز استان خارج و پس از دریافت شعبه ی خیرآباد به نام هندیجان به خلیج فارس می ریزد. رودهای شور در شهرستان گچساران وبابا احمد در منطقه بهمئی ورود بهمئی از دیگر رودهای استان هستند.
    دریاچه ها وتالاب ها:
    - تالاب برم الوان: در40 كیلومتری شهر لیكك بهمئی، دهستان سرآسیاب یوسفی واقع شده است. آب آن دائمی است وارتفاع آن از سطح دریا 1100 متر می باشد. مساحت این دریاچه 15 هكتار وحداقل عمق آب آن 12 متر وحداكثر 30 متر می باشد.

    برم های كوچك وفصلی دیگری همچون برم علی داد، دره صحه در زیلایی، برم مداب در شرق یاسوج در دهستان كاكان، برم كوه گل سی سخت وبرم دلی پیروزك در شهرستان بویراحمد وبرم گراب دیشموك، برم كهكزك، برم شرابگروه در سرفاریاب در شهرستان كهگیلویه وبرم خونی شاه بهرام در شهرستان گچساران وجود دارند كه مجموعاً به همراه 160 چشمه و16 قنات وتعدادی چاه عمیق ونیمه عمیق منابع آب استان را تأمین می كنند.

    2- دریاچه مور زرد زیلایی : در135 كیلومتری شمال غرب یاسوج ودر ارتفاعات 2180 متری از سطح دریا قرار دارد. مساحت این دریاچه 14 هكتار است. حداقل عمق آن 7 متر وحداكثر آن 14 متر است. این دریاچه در تنگی واقع شده كه اطراف آن را كوه هایی با سنگ آهكی پوشانده. تعدادی آبزیان در این دریاچه به حیات خود ادامه می دهند كه ماهی كپور معمولی از مهمترین آنهاست.
    نقشه استان کهگیلویه وبویراحمد:

  4. کاربر مقابل از این پست حسام22 تشکر کرده است.


  5. #3
    اخراج شده

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    نوشته ها
    4,145
    تشکر
    1,209
    تشکر شده 5,363 بار در 1,879 پست

    پیش فرض پاسخ : <<<<<تموم استان ها ایران((تاریخچه و...))+نقشه در این تاپیک>>>>>>

    اســ ــ ــ ــتان فــ ــ ــ ـــ ــارس+نقـ شه

    استان فارس:

    مرکـــــز : شیراز موقعیت :

    مجاورت : شمال: اصفهان شمال غربی: استان کهگیلویه و بویراحمد جنوب: هرمزگان شرق: استان یزد و کرمان غرب:استان بوشهر
    آب و هوا: سه ناحیه آب و هوایی متمایز در استان فارس وجود دارد. نخست ناحیه کوهستانی شمال و شمال غربی با زمستانهای نسبتاً سرد و تابستانهای معتدل. دوم نواحی مرکزی با زمستانهای نسبتاً بارانی و معتدل و تابستان‌های گرم و خشک. ناحیه سوم در جنوب و جنوب شرقی دارای زمستانهای معتدل و تابستانهای بسیار گرم است. ارتفاع متوسط: 491/1 M دما: 8/16 º c
    وسعــــت: ۱۲۲۴۰۰ کیلومتر مربع
    جمعـیــت: بر اساس آمار سال ۱۳۸۵ خورشیدی 878/336/4 نفر
    تقسیمات: 16 شهرستان 48 شهر 60 بخش و 185 دهستان

    شهرستانها: آباده - ارسنجان - استهبان - اقلید - بوانات - جهرم - خرم بید - داراب - زرین دشت - سپیدان - شیراز/مرکز استان - فسا - فیروز آباد - قیر و کارزین - کازرون - لارستان - لامِرد - مرودشت - ممسنی - مهر - نی ریز

    موقعيت جغرافيايي - استان فارس:

    استان‌ فارس‌ با ۱۲۲۴۰۰ هزار كيلومتر مربع‌ وسعت‌ در جنوب‌ استان‌ اصفهان‌ قرار دارد. آباده ‌، استهبان‌ ، اقليد ، بوانات‌ ، جهرم ‌، داراب‌ ، سپيدان ‌، شيراز، فسا ، فيروز آباد ، كازرون‌ ، لار، لامرد ، مرودشت ‌، ممسني‌ ، نيريز شهرستانهاي‌ استان‌ فارس‌ هستند و شهر زيباي‌ شيراز مركز آن‌ مي‌باشد. استان‌ فارس‌ در سال‌ 1385 حدود 4336878 نفر جمعيت‌ داشته‌ است‌ كه‌ 2652947 نفر آن‌ شهر نشين ‌، 1683931 نفرروستانشين‌ و غير ساكن‌ و عشاير بوده‌ است‌.

    كوههاي‌ زاگرس‌ با جهت‌ شمال‌ غربي‌ - جنوب‌ شرقي ‌، استان‌ فارس‌ را به‌ دو ناحيه‌ مشخص‌ طبيعي‌ شامل ‌ناحيه‌ شمال‌ - شمال‌ غربي‌ و ناحيه‌ جنوب‌ - جنوب‌ شرقي‌ تقسيم‌ كرده‌ است‌. ارتفاعات‌ ناحيه‌ شمالي‌ ازكوههاي‌ سميرم‌ شروع‌ و در جهت‌ شمال‌ غربي‌ امتداد مي‌يابد. ارتفاعات‌ ناحيه‌ جنوبي‌ كوههاي‌ اطراف‌ شيراز وكوههاي‌ مهارلو ، خرمن‌ و تودج‌ را در بر مي‌گيرد. ارتفاعات‌ غربي‌ در امتداد ارتفاعات‌ كهگيلويه‌ تا كوههاي‌ ممسني‌ و ارتفاعات‌ جنوبي‌ مشتمل‌ بر كوههاي‌ داراب‌ و ارتفاعات‌ تنگستان‌ مي‌باشد.

    آب و هوا - استان فارس:

    در استان‌ فارس‌ سه‌ ناحيه‌ مشخص‌ آب‌ و هوايي‌ وجود دارد. اول‌ ، ناحيه‌ كوهستاني‌ شمال‌ و شمال‌ غرب‌ كه‌ زمستان‌هاي‌ سرد معتدل‌ و پوشش‌ گياهي‌ مناسبي‌ دارد. دوم‌ ناحيه‌ مركزي‌ كه‌ در زمستان‌ها آب‌ و هواي ‌نسبتاً معتدل‌ توأم‌ با بارندگي‌ و در تابستان‌ها هوايي‌ گرم‌ و خشك‌ دارد. سوم‌ ناحيه‌ جنوب‌ و جنوب‌ شرقي‌ كه‌ به‌علت‌ كاهش‌ ارتفاع‌ و عرض‌ جغرافيايي‌ و نحوه‌ استقرار كوهها ميزان‌ بارندگي‌ آن‌ در فصل‌ زمستان‌ نسبت‌ به‌ دو فصل‌ بهار و پائيز كمتر است‌ و هواي‌ آن‌ نيز در زمستان‌ها معتدل‌ و در تابستان‌ها بسيار گرم‌ است‌. متوسط‌ حرارت ‌شهر شيراز 8/16 درجه‌ و حداكثر و حداقل‌ مطلق‌ دماي‌ آن‌ به‌ ترتيب‌ 2/29 و 7/4 درجه‌ سانتي‌ گراد است‌.

    تاريخ و فرهنگ - استان فارس:

    استان‌ فارس‌ از قديمي‌ترين‌ مراكز تمدن‌ بشري‌ محسوب‌ مي‌شود و قرن‌ها مركز حكومت‌ شاهنشاهي‌ ايران‌ بوده‌ است‌. قبل‌ از اسلام‌ دو سردار بزرگ‌ ايراني‌ از اين‌ منطقه‌ برخاسته‌ و هر يك‌ سلسله‌ بزرگي‌ بنام‌ هخامنشي‌ (كورش‌) و ساساني‌ (اردشير بابكان‌) تشكيل‌ داده‌اند. بعد از انقراض‌ سلسله‌ هخامنشي‌ كه‌ نزديك‌ به ‌219 سال‌ در ايران‌ پادشاهي‌ كرده‌اند. اسكندر مقدوني‌ سلسله‌ سلوكيه‌ را در سال‌ 311 قبل‌ از ميلاد در ايران‌ تاسيس‌ و شهرهايي‌ در ناحيه‌ پارس‌ (فارس‌) بنا نهاد. در عين‌ حال‌ در قسمت‌ مركزي‌ پارس‌ در ناحيه‌ استخر قدرت‌هاي‌ محلي‌ با نام‌هاي‌ ايراني‌ روي‌ كار آمدند كه‌ از سال‌ 250 قبل‌ از ميلاد به‌ بعد بر روي‌ سكه‌هاي‌ آنها نوشته‌هايي‌ به‌ خط‌ پهلوي‌ و چهره‌هاي‌ ايراني‌ و آتشدان‌ ديده‌ مي‌شود. معذالك‌ ناحيه‌ پارس‌ تا زمان‌ آشيوخوس ‌چهارم‌ جزو امپراطوري‌ سلوكي‌ بوده‌ است‌. بعد از اينكه‌ پارتيان‌ ايالت‌ مركزي‌ دولت‌ سلوكي‌ را فتح‌ كردند پارس ‌استقلال‌ يافت‌. مسلمانان‌ نخستين‌ بار در دوره‌ خلافت‌ عمر اقدام‌ به‌ تسخير فارس‌ نمودند. درسال 17 هجري قمري يكي‌ ازسرداران‌ علاء ابن‌ حضرمي ‌، حاكم‌ بحرين ‌، از حاكم‌ ايراني‌ فارس‌ شكست‌ خورد. عليرغم‌ مقاومت‌ ايرانيان‌ در مقابل‌ مهاجمين‌ عرب‌ ، عاقبت‌ شهرهاي‌ استخر، توج ‌، فسا و شيراز به‌ تصرف‌ اعراب در آمد. امّا به‌ رغم‌ شورشهاي‌ متعدد آخر الامر تسليم‌ اعراب شدند. وسعت‌ قلمرو فارس‌ در زمان‌ خلفا بيش‌ از پيش‌ افزايش‌ يافت‌ يزد و نواحي‌ ديگر مجاور كوير نيز به‌ استخر ملحق‌ گرديد.

    در زمان‌ ضعف‌ قدرت‌ خلافت‌ در قرن‌ 3 هجري قمري فارس‌ به‌ تصرف‌ يعقوب‌ ليث‌ ، مؤسس‌ سلسله‌ صفاريان‌ درآمد و شيراز پايتخت‌ صفاريان‌ شد. و برادرش‌ مسجد جامع‌ بزرگي‌ در اين‌ شهر بنا نهاد. پس‌ از آن‌ فارس‌ به‌ تصرف‌ آل‌بويه‌ در آمد. پس‌ از آل‌ بويه ‌، سلجوقيان‌ بر فارس‌ مسلط‌ شدند. در زمان‌ ضعف‌ سلاجقه‌ ، سنقر ابن‌ مودود سلسله‌ اتابكان‌ فارس‌ را تأسيس‌ كرد و تا سال‌ 543 هجري قمري اين‌ سلسله‌ برفارس‌ فرمانروايي‌ يافت‌ و پس‌ از چندي‌ فارس‌ به ‌دست‌ امراي‌ مغول‌ افتاد.

    در سال‌ 754 هجري قمري سلسله‌ آل‌ مظفر، فارس‌ را تصرف‌ كرد و تا سال‌ 895 هجري قمري‌ بر فارس‌ فرمانروايي‌ كرد. درسال‌ 959 هجري قمري فارس‌ به‌ تصرف‌ شاه‌ اسماعيل‌ صفوي‌ درآمد. در زمان‌ وي‌ و جانشينانش ‌، فارس‌ و مركز آن‌ شيراز آبادي‌ و رونق‌ يافت‌. در جنگ‌ بين‌ افاغنه‌ و نادر شاه‌ ، شيراز و بسياري‌ از نقاط‌ ديگر فارس‌ رو به‌ ويراني‌ فراوان‌ نهاد. در زمان‌ فرمانروايي‌ كريم‌ خان‌ زند ، صلح‌ و آباداني‌ به‌ فارس‌ بازگشت‌.از زمان‌ قاجاريه‌ به‌ بعد به‌ جز شورش ‌سران‌ قشقايي‌ واقعه‌ مهمّي‌ روي‌ نداده‌ است‌. در زمان‌ سلسله‌ پهلوي‌ در فارس‌ اقدامات‌ مهّمي‌ در جهت‌ آباداني‌ رونق‌ فارس‌ و شيراز صورت‌ گرفت‌. در‌ بعد از انقلاب (1357 خورشيدي) نيز، شهرهاي‌ استان‌ فارس‌ رو به‌ آباداني‌ نهادند و شهر شيراز توسعه‌ فراوان‌ يافت‌. بر بستر همين‌ پيشينه‌ تاريخي‌ است‌ كه‌ امروزه‌ آثار متعدد و متنوع‌ تاريخي‌ و باستاني‌ در استان‌ به‌ جا مانده ‌است‌. هر يك‌ از اين‌ آثار داراي‌ ارزش‌هاي‌ جهاني‌ و گوياي‌ تاريخ‌ پر فراز و نشيب‌ اين‌ خطه‌ مي‌باشند.

    استان‌ فارس‌ به‌ علت‌ موقعيت‌ جغرافيايي‌ و نزديكي‌ به‌ خليج‌ فارس‌ از دير باز اقامتگاه‌ اقوام‌ گوناگون‌ از جمله‌ آريايي ‌، سامي‌ و ترك‌ بوده‌ است‌ كه‌ تحت‌ تاثير و نفوذ فرهنگ‌ ايراني‌ در آمده‌اند. با وجود اين ‌، ايلات‌ و عشايرمنطقه‌ كه‌ شامل‌ ايلات‌ قشقايي ‌، ممسني ‌، خمسه‌ و كهگيلويه‌ مي‌باشند ، هنوز بخش‌ عمده‌اي‌ از فرهنگ‌ بومي ‌خود را حفظ‌ كرده‌اند و عامل‌ موثر ديگري‌ در جذب‌ ايرانگردان‌ مي‌باشند. اشاره‌ مختصر به‌ قدمت‌ تاريخي‌ وديدني‌هاي‌ شهرستان‌هاي‌ استان‌ سيماي‌ تاريخي‌ و امكانات‌ ايرانگردي‌ آنرا بيش‌ از پيش‌ روشن‌ مي‌سازد.

    مسافرت و اقامت – استان فارس:

    استان‌ فارس‌ يكي‌ از جهانگرد پذيرترين‌ مناطق‌ سرزمين‌ ايران‌ مي‌باشد. به‌ همين‌ دليل‌ نيز اين‌ استان‌ از نظر راههاي‌ ارتباطي‌ ، مخابرات‌ و سيستم‌هاي‌ درماني ‌، امكانات‌ پذيرايي‌ و ديگر تاسيسات‌ و تجهيزات‌ بسيار پيشرفته‌ مي‌باشد و مسافرت‌ به‌ كليه‌ شهرستان‌هاي‌ آن‌ بسيار آسان‌ است‌. كليه‌ شهرهاي‌ استان‌ داراي‌ انواع‌ هتل‌ و امكانات‌ اقامتي‌ است‌ و شهر شيراز از اين‌ حيث‌ در موقعيت‌ ممتازي‌ قرار دارد. مردم‌ استان‌ فارس‌ با فرهنگ‌ جهانگردي ‌آشنايي‌ كامل‌ دارند و ميزبان‌ خوبي‌ براي‌ ايرانگردان‌ و جهانگردان‌ مي‌باشند.

    مکان های دیدنی و تاریخی - استان فارس:

    استان زيبای فارس که يکی از بزرگ ترين قطب های فرهنگی ايران به شمار می آيد از جمله مناطق بسيار ديدنی و مشهور ايران است که بخش مهمی از تاريخ تمدن کهن و بزرگ ايران را در برگرفته است. طبيعت جذاب و غنی استان فارس به همراه منحصر به فردترين آثار تاريخی و باستانی فارس را در رديف ممتاز ترين مناطق ايران قرار داده است. دره ها و تنگه های متعدد استان فارس، گردشگاه های طبيعی بسيار زيبايی را فراهم نموده اند که همواره پذيرای بازديد کنندگان و دوست داران طبيعت می باشند. تنگ بوان که از طبيعت زيبايی برخوردار است و تنگ خرقه(فيروزآباد) که دره ای سرسبز و خرم است و پوشش جنگلی زيبا، چشمه سارهای فراوان و باغ های پربار دارد، گردش گاه ميان جنگل كه مانند توده ‌ای انبوه در دامنه كوه ميان جنگل و در دو سوی جاده خود نمايی می ‌كند، و ... برخی از اين تنگه ها و گردشگاه ها هستند. مراتع و گل زارهای حاشيه درياچه های منطقه همراه با ماهی های آزاد و پرندگان وحشی چشم اندازهای زيبايی از اين درياچه ها در بهار و پاييز به وجود می آورند که بسيار جذاب و ديدنی هستند. رودخانه ها و آبشارهای جذاب و منحصر به فردی مانند آبشار مارگون سبب شده اند که اين استان توانمندی های قابل توجهی را در زمينه جاذبه های طبيعی داشته باشد و همراه با جاذبه های منحصر به فرد تاريخی خود، پذيرای طبيعت دوستان نيز باشد.

    استان زيبای فارس در بر گيرنده کهن ترين آثار فرهنگی ايران است و شهرت جهانی اين استان بی سبب نيست. مجموعه کاخ های تخت جمشيد، کاخ ها و آرامگاه های شاهان اساتیری ایران، آتشکده های قديمی، قلعه ها و دژهای مستحکم، تپه های تاريخی، مسجد هايی که برخی از آن ها شاهکارهای معماری اسلامی هستند، باغ های تاريخی بسياری که به واسطه معماری ارزشمند خود شهرت جهانی دارند و ... بخشی از آثار ديدنی و تاريخی استان فارس هستند که هر ايرانی و غير ايرانی دوست دار فرهنگ و تمدن را به شدت تحت تاثيرقرار می دهد.

    صنايع و معادن - استان فارس:

    صنایع استان فارس در دو دسته کارخانه ای و دستی قابل بررسی و مطالعه است. صنايع دستی استان به علت زيبايی، جذابيت و مرغوبيت، جايگاه ويژه ای را در بازارهای داخلی و جهانی به خود اختصاص داده و فرش، گبه و خاتم آن از معروفيت خاصی برخوردار است. در بخش صنایع ماشینی؛ استان فارس ازمقام ارزشمندی دركشوربرخورداراست. صنایع ماشینی استان را بيش تر؛ صنايع الكترونيكی، شيميايی، ريسنده ‎گی، بافنده ‎گی و صنايع غذايی تشكيل داده است. بيش ترين سهم صنايع الكترونيكی به كارخانه های مخابراتی ايران (كما) تعلق دارد كه از سال 1348 در اين استان شروع به توليد كرده است. كارخانه لاستيک سازی دنا (بريجستون) يكی از چهار توليد كننده بزرگ لاستيک سازی ايران، دراين استان قرار دارد. در زمينه صنايع ريسنده‎گی، بافنده گی و چرم سازی، اين استان با 50 كارگاه بزرگ و كوچک، سهمی عمده در توليد محصولات نساجی و فرش بافی دارد. در فارس همراه با توليد محصولات كشاورزی، صنايع غذايی نيز رشد چشم گيری يافته است. براساس اطلاعات موجود، بيش از 200 واحد صنايع غذايی در اين استان فعاليت دارند كه توليد مواد غذايی نظير روغن، قند، شكر، ‌گوشت و … را بر عهده دارند. پالايشگاه شيراز از سال 1352 آغاز به كار كرده و فرآورده هايی مانند گاز مايع، بنزين معمولی، بنزين سوپر، و … را توليد می كند. در سال های اخير صنعت پتروشيمی استان نيز توسعه قابل توجهی يافته است. استان فارس، قطب الكترونيک كشور بوده و صنايع پتروشيمی آن از اهميت خاصی برخوردار است.

    کشاورزی و دام داری - استان فارس:

    استان فارس سهمی عمده در بخش های اقتصادی كشور به ويژه كشاورزی و صنعت دارد. اين استان در توليد گندم، ذرت و انجير در كشور مقام اول را داراست. طبق گزارش آمار نامه كشاورزی، اين استان با 1025059 هكتار سطح زير كشت پس از استان های آذربايجان شرقی و خراسان، رتبه سوم را در كل كشور دارد. بر اساس همين آمار، اين استان با 59/12 درصد توليد گندم در كشور رتبه دوم را داراست. دام داری از اركان مهم اقتصادی منطقه فارس است و وجود عشایر قشقایی که یکی از بزرگ ترین و اصیل ترین عشایر ایرانند که دام داری شغل اصلی آنان است سبب رونق دام داری در منطقه فارس شده است.

    وجه تسميه و پيشينه تاريخي - استان فارس:

    فارس در كتيبه های هخامنشی به صورت پارسه و در نوشته های يونانی به شكل پرسيس آمده و معرب آن فارس است. يونانيان نام ايالت پرسيس را به اشتباه بر تمام ايران اطلاق می كردند. درجنوب ايران تا كرانه های خليج فارس، سرزمينی گسترده است كه از روزگاران باستان، پارس ‌(فارس) نام داشته و از آغاز دوره اسلامی مركز آن شيراز بوده است. اين سرزمين، از چند هزار سال پيش زيست گاه پر رونق اقوام بومی ايران، و به ويژه، عيلاميان بوده و از اين قوم، آثار بسياری در گوشه و كنار فارس، هم چون كورنگون ممسنی، نقش رستم، تخت جمشيد، ( مرودشت) به جای مانده است.

    سه هزار سال پيش از اين، قومی كه خود را آريايی می خواندند، ازجنوب روسيه امروزی به فلات ايران سرازير شدند و پس از زد و خوردهای فراوان با بوميان آن سامان، به پيروزی رسيدند و برای خود سكونت گاه هايی بر پا داشتند. بيش تر اين آرياييان، چوپان و گله دار و كوچ نشين بوده زندگی قبيله ای داشتند. دين آنان، گونه ای بينش توحيدی بود. آنان به خدای يگانه و بزرگی به نام اهورامزدا ايمان داشتند و نيروهای طبيعی، مانند :‌ آب، آتش، باد، خاک و خورشيد را دارای فره ايزدی پنداشته سرچشمه بدی ها و تاريكی ها را در وجود اهريمن می جستند. اين آرياييان، قبيله های بزرگی داشتند كه معروف تر از همه پارسيان، مادها، سكاها، بلخيان، سغديان، خوارزميان، هراتيان و پارتيان بودند. ‹‹ همه ی اين قبيله ها به يک زبان بزرگ، اما، با لهجه های متفاوت سخن می گفتند و سرزمين خود را به نام ‹‹ آريا وئيج›› (ايران ويج) می خواندند. پارسيان، يكی از اقوام ايرانی بودند كه در سه هزار سال پيش به فارس آمدند و در چند مكان، از جمله در انشان (ماليان در 46 كيلومتری شمال شيراز) و پاسارگاد ساكن شدند. پايتخت آنان، نخست، پاسارگاد بود كه بعدا، به همدان انتقال يافت. در اواخر سده هشتم قبل از ميلاد، مادها در ايران غربی نيرو گرفتند و گرد هم جمع شده، با آشوريان تاراج گر به زد و خورد پرداختند و صد سال بعد آنان را از پای درآورده حكومتی بزرگ بر پا داشتند كه 120 سال پايدار ماند، و سرانجام، فرمان روايی آنان توسط كوروش بزرگ فرو پاشيد.

    كوروش بزرگ فرزند كمبوجيه (پادشاه پارسيان) و شاه دختی مادی بود و با كارهای درخشانش بزرگ ترين امپراتوری جهان آن روزگار را پديد آورد. ويژه گی های نخستين فرمان روای فارس چنان است كه مورخان او را پادشاهی دانا، مدير و مدبر و مفسران بزرگ قرآن چون علامه طباطبايی او را ذوالقرنين (که قرآن از او به نيکی ياد می کند) می دانند.

    كوروش پس از نزديک به 30 سال فرمان روايی در جنگ با كوچ نشينان ماساگتی ـ ازاقوام سكايی آسيای ميانه ـ كشته شد و پسرش كمبوجيه جای او را گرفت و به مصر لشكر كشيد و آن سامان را به فرمان خود آورد ولی با شورش مغان رو به رو شد و پيش از گرفتن کين خويش در مصر در گذشت. آن گاه داريوش بر تخت امپراتوری هخامنشی نشست و 36 سال بر ايران فرمان راند. هخامنشيان نزديک به 218 سال بر اين سرزمين حكومت كردند تا اين كه اسكندر بر ايران تاخت و شاهنشاهی هخامنشی را برانداخت اما دولتش هفت سال بيش نپاييد و آرزوهايش بر باد رفت و او هرگز نتوانست حکومت این سرزمین متمدن و بزرگ را بیش از این در اختیار داشته باشد.

    اگرچه حاكمان پارس به سلطه سلاطين اشكانی در روزگار قدرت آنان گردن نهادند، اما، پارس هرگز جزو امپراتوری اشكانی نشد. شاهان پارس قدرت خود را بر سواحل كارمانيا و سواحل عربستان بسط دادند. از روايات مربوط به اردشير اول ساسانی چنين برمی آيد كه در زمان او، پارس به ممالک كوچكی تقسيم شده بود. از سكه های كشف شده آن دوران می توان دريافت كه در آن زمان، تمدن يونانی، به كلی از پارس رخت بر بسته بود و سنت های تاريخی و اساطيری كهن و دين زردشتی استيلای كامل داشته است. بر اساس شواهد، در آن زمان پارس تنها سرزمينی بود كه در آن جا دين زردشتی حقيقی و نوشته های مقدس آن محفوظ مانده بود. به همين دليل، تجديد حيات آيين زردشتی، با قيام اردشير اول و كشور گشايی های او از پارس آغاز شد. اردشير اول دودمان ساسانيان را بنياد گذاشت و دين زردشتی را در سراسر كشور ايران مستقر كرد. استخر كه پايتخت پارس بود، در دوره ی ساسانی شهری بزرگ و آباد بود. پس از بنيان گذاری امپراتوری ساسانی، پايتخت امپراتوری به تيسفون منتقل شد.

    با تصرف استخر و فيروزآباد در سال 28 هـ. ق تمامی فارس ضميمه متصرفات اعراب شد و به تدريج مردم فارس نيز مسلمان شدند. اعراب فاتح تقسيم ايالت فارس را به پنج ولايت كه هر يک را يک كوره می گفتند، از ساسانيان به ارث بردند و اين تقسيم بندی، تا حمله مغولان باقی ماند. پنج كوره فارس عبارت بودند از: كوره اردشير خوره كه مركز آن شيراز بود. كوره شاپور خوره كه مركز آن شهر شاپور بود. كوره قباد خوره يا ارجان كه مركز آن ارجان بود. كوره استخركه مركز آن پرس پوليس بود. و كوره داراب گرد (دارابجرد) كه مركز آن شهری به همين نام بود. در زمان ضعف قدرت خلافت در قرن سوم هجری قمری، فارس به تصرف يعقوب ليث موسس سلسله ی صفاريان درآمد. وی شيراز را تصرف كرد و برادرش عمروليث، مسجد بزرگی در اين شهر ساخت كه هنوز پا بر جاست. پس از آن، فارس به تصرف آل بويه درآمد. عضدالدوله ی ديلمی بر بيش تر ايران و قسمتی از بين النهرين مسلط شد. از كارهای برجسته ی او ساختن بند امير بر رود كر بود. پس از آل بويه، سلجوقيان بر فارس مسلط شدند. در زمان ضعف سلاجقه، سنقر ابن مودود، دودمان اتابكان فارس را تاسيس كرد و اين دودمان، در 543 هجری قمری بر سرزمين فارس فرمان روايی يافت و آخرين فرمان روای آن، آبش خاتون، پس از يك سال سلطنت در 667 هجری قمری به همسری منكو تيمور، يكی از پسران هلاكوخان مغول، درآمد و از آن پس، سلطنت وی نامی بيش نبود و چندی نگذشت كه فارس به دست امرای مغول افتاد.

    در 754 هجری قمری، امير مبارزالدين محمد، پادشاه سلسله ی آل مظفر، فارس را تصرف كرد. شاهان اين دودمان تا سال 795 هجری قمری، كه امير تيمور خاندان آل مظفر را برانداخت بر فارس فرمان روايی داشتند. در سال 909 هجری قمری، فارس تحت استيلای شاه اسماعيل صفوی درآمد. در زمان او و جانشينانش، فارس و مركز آن شيراز، آبادی و رونق يافت. در اين دوران، الله وردی خان و پسرش امام قلی خان فرمان روايان كاردان و با تدبير فارس درزيبا ساختن و آبادانی شهر شيراز كوشيدند. در جنگ ميان نادر شاه و افاغنه تحت فرمان اشرف افغان، فارس رنج و ويرانی فراوانی ديد. اين جنگ با شكست افاغنه در 1142 هجری قمری پايان يافت. پس از مرگ نادر، بار ديگر فارس دست خوش پريشانی شد اما، با برآمدن كريم خان زند صلح و آبادی به اين ناحيه بازگشت. از كاردانی و تدبير و دورانديشی كريم خان، آثار ارزشمندی، به ويژه در شهر شيراز به جای مانده است. پس از مرگ كريم خان (1193 هـ. ق)، بر سر جانشينی او ميان بازماندگانش اختلاف بسياری پديد آمد و سرانجام، لطف علی خان زند به فرمان روايی رسيد. پس از آن، فارس در جنگ های لطف علی خان زند و آقا محمد خان آسيب فراوان ديد. پس از دودمان زنديه، قاجاريه حاكم شد. پس از وفات فتح علی شاه (1125 هـ. ق) پسرش حسين علی ميرزا فرمان فرما كه در فارس بود به دعوی سلطنت برخاست، اما كاری از پيش نبرد.

    پس از قاجار، ‌اگر چه فارس نقش ارتباطی مهم خود را از دست داد، ولی، به علت داشتن آثار گران سنگ سياسی و تاريخی و آرامگاه های دانشمندان، شاعران و عرفای بزرگی هم چون سعدی، حافظ، ابوعبداله خفيف، ملاصدرا، خواجو، شيخ روزبهان و بواسحاق كازرونی، سيبويه و … هم چنان به عنوان يكی از پرآوازه ترين استان های ايران با معروفيتی جهانی در گستره ی فرهنگ و ادب و عرفان جايگاه خود را حفظ كرد.

    مشخصات جغرافيايي - استان فارس:

    استان فارس 6/7 درصد مساحت کل جمهوری اسلامی ايران را به خود اختصاص داده است. استان فارس در جنوب منطقه مركزی ايران بين مدارهای 27 درجه و دو دقيقه و 31 درجه و 42 دقيقه عرض شمالی و 50 درجه و 42 دقيقه و 55 درجه و 36 دقيقه طول خاوری از نيمروز گرينويچ قرارگرفته است. اين استان از شمال با استان اصفهان و يزد، از باختر با استان های كهگيلويه و بوير احمد و بوشهر، از جنوب با استان هرمزگان و از خاور با استان كرمان همسايه است. استان پهناور فارس، منطقه ای چهار فصل بوده و از نظر آب و هوايی می توان سه منطقه ی سردسير، معتدل و گرمسير را دراین منطقه مشاهده كرد. متوسط دما در سردترين ماه سال بين 7- تا 2- درجه ی سانتی گراد و در گرم ترين ماه سال بين 35 تا 40 درجه سانتی گراد در نوسان است. جهت عمومی كوه های اين استان شمال خاوری – جنوب باختری است و هر چه از طرف شمال به جنوب پيش می رويم از ارتفاع كوهستان به طور عمومی كاسته می شود. محدوده استان فارس به دليل تنوع اقليمی و ساختارهای جغرافيايی طبيعی فضاهای خاص و منحصر به فردی را دارا است و از انواع دریاچه های طبیعی، رودخانه های دایمی و فصلی، چشمه های آب گرم و آب سرد برخوردار است. بر اساس سرشماری سراسری سال 1375 جمعیت استان فارس 3759954 نفر برآورد شده
    نقشه استان فارس:

  6. #4
    اخراج شده

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    نوشته ها
    4,145
    تشکر
    1,209
    تشکر شده 5,363 بار در 1,879 پست

    پیش فرض پاسخ : <<<<<<تموم استان ها ایران((تاریخچه و...))+نقشه در این تاپیک>>>>>>

    اســ ــ ــ ــ ـتان بـ ــ ــ ـوشهر+نقـ ـ ـشه

    استان بوشهر

    استان بوشهر از استان‌های جنوبی ایران است که در حاشیه خلیج فارس قرار دارد. این استان با مساحتی حدود ۲۷٬۶۵۳ کیلومتر مربّع، جمعیّتی برابر ۸۸۶٫۲۶۷ نفر دارد. استان بوشهر بر ۲۷ درجه و ۱۴ دقیقه عرض شمالی و ۵۰ درجه و ۶دقیقه تا ۵۲ درجه و ۵۸ دقیقه طول شرقی از نصف‌النهار گرینویچ قرار دارد. این استان از شمال به استان خوزستان و قسمتی از کهکیلویه و بویراحمد، از جنوب به خلیج فارس و قسمتی از استان هرمزگان، از شرق به استان فارس و از غرب به خلیج فارس محدود است. استان بوشهر با خلیج فارس بیش از ششصد کیلومتر مرز دریایی دارد و از اهمیّت راهبردی و اقتصادی برخوردار است.این استان یکی از استان‌های مهّم جنوبی کشور ما است که از طریق خلیج فارس برای واردات و صادرات اهمّیّت دارد.



    جمعیّت



    جمعیّت و پراکندگی: استان بوشهر براساس سر شماری سال ۱۳۸۵ بالغ بر ۸۸۶٫۲۶۷ نفر جمعیّت دارد که ازاین مقدار، ۶۵٫۲ درصد در نقاط شهری و بقیه در نقاط روستایی سکونت داشته وکمتراز یک درصد آنان غیر ساکن هستند.

    آمار جمعیّتی بعد از این قسمت همه از سرشماری ۱۳۷۵ گرفته شده‌اند و با آخرین سرشماری کشور مطابقت ندارند.



    ساختار جنسی و سنّی: در این استان در مقابل هر ۱۰۰ زن ۱۰۴ نفر مرد وجود داشته‌است. این نسبت در بین اطفال کمتر از یک ساله برابر ۱۰۵ و در بین بزرگسالان (۶۵ساله و بیشتر) برابر ۱۰۷ بوده‌است. وضع زناشویی: در مهر ماه ۱۳۶۵ ش در بین جمعیّت ۱۰ ساله و بیشتر نقاط شهری استان بوشهر ۱/۵۶ درصد از مردان و ۴/۶۵ درصد از زنان، حداقل یک بار ازدواج کرده بودند. این نسبت در نقاط روستایی برای مردان ۳/۵۶ درصد و برای زنان ۶/۶۳ درصد بوده‌است. نسبت افراد هرگز ازدواج نکرده در جمعیت ده ساله و بیشتر در نقاط شهری، برای مردان ۹/۴۱ درصد و برای زنان ۱/۳۳ درصد و درنقاط روستایی، برای مردان ۳/۴۲ درصد و برای زنان ۱/۳۵ درصد بوده‌است.







    مهاجرت



    منطقه بوشهر به لحاظ موقعیت سوق الجیشی و وجود شرکت‌های بزرگ نفتی واجرای طرح‌های صنعتی بزرگ مانند نیروگاه اتمی بوشهر و کشتی سازی، نیروی انسانی فعال استان‌های مجاور و مناطق دیگر را به خود جذب کرده‌است. درداخل منطقه نیز جابجایی جمعیّت افزایش یافته‌است، زیرا به علّت کمبود امکانات کشاورز بویژه کمبود آب و زمینهای مورد نیاز و نبودن امکانات رفاهی و نیز پایین بودن سطح درآمد کشاورزان، مهاجرت روستائیان به شهرهای استان شدت گرفته‌است. به علّت نزدیک بودن این استان به شیخ نشینهای خلیج فارس، عدّه‌ای از اهالی منطقه، برای کار و امرار معاش به کشورهای واقع در کرانه خلیج فارس ودریای عمان مهاجرت کرده‌اند.



    نژاد و گروه‌ها



    با توجه به کشفیات باستانشناسی و مدارک مکتوب تاریخی، معلوم گردیده‌است که بخش‌های گوناگون ایران از جمله استان بوشهر سکونتگاه نژادها و گروههای گوناگونی بوده‌است. پیش از ورود و استقرار آریائیان در منطقه بوشهر، نژادهادی بومی دراین سامان می‌زیسته‌اند و مدارکی که از عصر حجر، کاکولیتیک و برنز (مفرغ) قدیم باقی مانده‌است بر این قضیه گــواهی می‌دهد که علاوه بر نژاد مدیترانه‌ای، نژادهای دیگر مانند :دراویدی، سیاه پوست، سامی، عیلامی، سومری، نوردیک، عرب، لر و بهبهانی درسرزمین بوشهر سکونت داشته‌اند و یا به مرور به این منطقه مهاجرت کرده‌اند. و فرهنگهای متفاوتی درآنجا با هم اختلاط یافته‌است.



    زبان و گویشها



    بیشتر مردم استان بوشهر به زبان فارسی وبا گویش محلی بوشهری تکلم می‌کنند. لهجه‌ها در روستاها بیشتر از شهرها تنوع دارد. برخی از اهالی جزیره شیف و بنادر کنگان و عسلویه نیز به زبان عربی صحبت می‌کنند. فارسی در منطقه بوشهر با گویشهای بردستانی، گویش دشتی، گویش تنگستانی و گویش کازرونی و گویش اچمی گفتگو می‌شود. مردم سواحل خلیج فارس و جزایر آن به گویشی صحبت می‌کنند که رگه‌هایی از گویشها و زبانهای شبانکاره ای، بلوچی، کردی، ترکمنی و برخی واژه‌های انگلیسی، هلندی، پرتقالی، هندی و عربی را داراست ولی استخوان بندی و ریشه آن فارسی است.مردم شهرستان‌های شمالی استان مانند دیلم، گناوه و دشتستان عمدتا به گویش لری و مردم شهرستان‌های جنوبی مانند جم و قسمت‌هایی از کنگان و دیر نیز به فارسی لهجه دار صحبت می‌کنند.



    دین



    بیشتر اهالی استان را پیروان اسلام تشکیل می‌دهند(اعم از شیعه یا سنی).ضمن این که گروه‌هایی چند از اقلیت‌های دینی زرتشتی، مسیحی و یهودی نیز در این استان زندگی می‌کنند.البته اقلیت‌های موجود دراین منطقه عمدتا از افراد مهاجری هستند که بر حسب ضرورت شغلی در این نقاط(بیشتر در بوشهر، جم و عسلویه) مسکن گزیده‌اند.اهل سنت بوشهر نیز بیشتر در قسمت‌های جنوبی استان زندگی می‌کنند(به ویژه در شهرستان کنگان).



    بوشهر وصنایع



    بوشهر، پیش از بسیاری از شهرهای مهم ایران دارای صنایع جدیدی از قبیل یخسازی وبرق بوده‌است. مردم بوشهر از اولین ایرانیانی بودند که با مجله و روزنامه آشنا شدند. یکی از نخستین شهرهایی که کارخانه چاپ سنگی را وارد کرد، بوشهر بود; از همین رو در بوشهر روزنامه‌های زیادی همچون «مظفری»، «خلیج ایران» و «ندای جنوب» به چاپ و نشر می‌رسید.هم اکنون استان بوشهر با توجّه به موقعیت استراتژیک خود و داشتن منابع و صنایع مختلفی نظیر نفت و گاز، بویژه میدان گازی پارس جنوبی در عسلویه وکنگان به عنوان بزرگ‌ترین منبع مستقل گازی در جهان و وجودپالایشگاه عظیم گاز در جم و نیز دارا بودن یکی از مهم ترین ترمینال‌های صادرات نفت خام جهان در جزیره خارک و همچنین اجرای طرح‌های کلان صنعتی از قبیل نیروگاه اتمی بوشهر، کشتی سازی و مانند اینها، انتظار می‌رود در آینده‌ای نزدیک، سیمای خود را به‌عنوان یکی از مناطق مهم صنعتی و اقتصادی جهان تغییر دهد.

    موقعیت اقتصادی



    اقتصاد استان به بخش‌های كشاورزی، دامداری، شیلات و تا حدودی به صنعت متكی است. این استان از نظر تولید خرما یكی از استانهای مهم كشور می‌باشد علاوه بر این صید ماهی یكی از مهمترین فعالیتهای اقتصادی مردم این استان را تشكیل می‌دهد. صنایع این استان نیز به دو بخش صنایع دستی و ماشینی تقسیم می‌شوند و مهمترین آنها را صنایع كشتی و لنج سازی، توربافی، كوزه، سفال و... تشكیل می‌دهد. به غیر از شركت ملی صنایع دریایی و نیروگاه اتمی مالكیت صنایع استان عمدتاً به بخش خصوصی تعلق دارد.بوشهر گاز: سایت جامع گاز استان بوشهر - آخرین خبرهای گاز و صنعت گاز در بوشهر



    جغرافیا و تقسیمات کشوری



    استان بوشهر با مساحتی در حدود ۲۳۱۶۷ کیلومتر مربع بین ۲۷ درجه و ۱۴ دقیقه تا ۳۰ درجه و۱۶ دقیقه عرض شمالی و ۵۰ درجه و ۶ دقیقه تا ۵۲ درجه و ۵۸ دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ و در جنوب ایران واقع گردیده‌است. این استان، از شمال به استان خوزستان و قسمتی از استان کهلیکویه و بویراحمد، از جنوب و مغرب به خلیج فارس و قسمتی از استان هرمزگان و از شرق به استان فارس محدود می‌گردد. استان بوشهر دارای ۹ شهرستان به نام‌های بوشهر، تنگستان، دشتستان، دشتی، دیر، کنگان، گنـاوه، جم و دیلم است.
    نقشه استان بوشهر:

  7. #5
    اخراج شده

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    نوشته ها
    4,145
    تشکر
    1,209
    تشکر شده 5,363 بار در 1,879 پست

    پیش فرض پاسخ : <<<<<تموم استان ها ایران((تاریخچه و...))+نقشه در این تاپیک>>>>>>

    اســ ــ ــ ــ ـتان کـ ـــ ـــــ ـــ ـرمان+نقـ ـ ـشه

    استان کرمان:

    موقعیت : جنوب شرقی ایران

    مجاورت : شمال: استانهای خراسان و یزد جنوب: استان هرمزگان شرق:استان سیستان و بلوچستان غرب: استان فارس

    آب و هوا: ارتفاعات‌ و پستي‌ و بلندي‌هاي‌ استان ‌، شرايط‌ اقليمي‌ ويژه‌ ، آب‌ و هواي‌ متفاوتي‌ را در نواحي‌ مختلف ‌استان‌ بوجود آورده‌اند. ارتفاع متوسط: 754/1 M دما: 5/15 º c

    وسعــــت: 175069 کیلومتر مربع

    جمعـیــت: بر اساس آمار سال ۱۳۸۵ خورشیدی 2652413 نفر

    تقسیمات: ۱۱ شهرستان، ۷ شهر و ۳۱ بخش

    شهرستانها: بافت - بردسیر - بم - جیرفت - راور - رفسنجان - زرند - سیرجان - شهر بابک - کرمان/مرکز استان - کهنوج

    موقعيت جغرافيايي – استان کرمان:

    استان‌ كرمان‌ با 175069 كيلومتر مربع‌ وسعت‌ در جنوب‌ شرقي‌ ايران‌ واقع‌ شده‌ است‌. اين‌ استان‌ بعد ازخراسان‌ دومين‌ استان‌ پهناور كشور است‌ و حدود 11 درصد از خاك‌ ايران‌ را در برگرفته‌ است‌. شهرهاي‌ مهم ‌استان‌ كرمان‌ عبارتند از: بافت ‌، بردسير، بم‌ ، جيرفت ‌، رفسنجان ‌، زرند ، سيرجان ‌، شهربابك ‌، كرمان‌ و كهنوج.

    استان ‌كرمان‌ در سال‌ 1385 حدود 2652413 نفر جمعيت‌ داشت‌ كه‌ از اين‌ تعداد 1552519 نفر در نقاط‌ شهري‌ ، 1089748 نفر در نقاط‌ روستايي‌ ساكن‌ بوده‌اند. و 10146 نفر آن‌ نيز غير ساكن‌ بوده‌ است‌. شهرستان‌ كرمان‌ به‌ عنوان‌ مركزاستان‌ با حدود 80 درصد جمعيت‌ شهرنشين ‌، توسعه‌ يافته ‌ترين‌ و وسيع‌ ترين‌ شهر استان‌ است‌.

    ارتفاعات‌ استان‌ كرمان‌ دنباله‌ رشته‌ كوههاي‌ مركزي‌ ايران‌ است‌ كه‌ از چين‌ خوردگيهاي‌ آتشفشاني‌ آذربايجان‌ شروع‌ و با انشعاباتي‌ در فلات‌ مركزي‌ تا بلوچستان‌ امتداد مي‌يابد اين‌ رشته‌ كوهها دشت‌هاي‌ وسيعي‌ را در سطح‌استان‌ پديد آورده‌اند. بلندترين‌ اين‌ ارتفاعات‌ كوههاي‌ بشاگرد كوهبنان‌ است‌ كه‌ قلل‌ ديگري‌ از قبيل‌ طغرل‌ الجرد ، پلوار، سيرچ ‌، ابارق‌ و تهرود را در ميان‌ خود جاي‌ داده‌ است‌. كوههاي‌ ديگري‌ كه‌ از يزد تا كرمان‌ و چاله ‌جازموريان‌ كشيده‌ شده‌اند ، قله‌هاي‌ مهمي‌ از قبيل‌ مدوار، شهر بابك‌ ، كوه‌ پنج‌ ، چهل‌ تن ‌، لاله‌زار، هزاربحر آسمان ‌و... در ميان‌ آنان‌ سر بر آسمان‌ كشيده‌اند.

    آب و هوا – استان کرمان:

    ارتفاعات‌ و پستي‌ و بلندي‌هاي‌ استان ‌، شرايط‌ اقليمي‌ ويژه‌ ، آب‌ و هواي‌ متفاوتي‌ را در نواحي‌ مختلف ‌استان‌ بوجود آورده‌اند. نواحي‌ شمال ‌، شمال‌ غربي‌ و مركزي‌ ، آب‌ و هواي‌ خشك‌ و معتدل‌ دارد و آب‌ و هواي ‌نواحي‌ جنوبي‌ و جنوب‌ شرقي‌ آن‌ گرم‌ و نسبتاً مرطوب‌ است‌. آب‌ و هواي‌ مركز استان‌ (شهر كرمان‌) خشك‌ و نيمه‌ معتدل‌ است‌ و حداكثر مطلق‌ درجه‌ حرارت‌ آن‌ 6/39 درجه‌ و حداقل‌ مطلق‌ درجه‌ حرارت‌ آن‌ 7- درجه‌ سانتي‌ گراد گزارش‌ شده‌ است‌. متوسط‌ درجه‌ حرارت‌ استان‌ در ماه‌هاي‌ فروردين‌ تا تير ماه‌ بين‌ 20 تا 25 درجه‌ سانتي‌گراد مي‌باشد. اين‌ ماهها مطلوب‌ترين‌ زمان‌ مسافرت‌ براي‌ گردش‌ و بازديد از ديدني‌هاي‌ استان‌ است.‌

    تاريخ و فرهنگ – استان کرمان:

    استان‌ كرمان‌ از نظر جاذبه‌هاي‌ طبيعي‌ نيز يكي‌ از مناطق‌ جالب‌ توجه‌ ايران‌ است‌. چشمه‌هاي‌ آب‌معدني‌ و گرم‌ ، تفرجگاه‌ها ، فضاهاي‌ سبز، ارتفاعات‌ و قله‌ها ، درياچه‌ها و آبگيرها ، مناطق‌ حفاظت‌ شده‌ و جاذبه‌هاي‌ ويژه‌ كويري‌ از جمله‌ عناصر زيباي‌ طبيعي‌ استان‌ هستند. نگاهي‌ به‌ سيماي‌ جهانگردي‌ شهرستان‌هاي ‌استان‌ توان‌هاي‌ بالقوه‌ و بالفعل‌ اين‌ استان‌ پهناور را بيش‌ از پيش‌ آشكار مي‌سازد. ذيلاً شهرهاي‌ استان‌ كرمان‌ ازنظر موقعيت‌ و جاذبه‌هاي‌ توريستي‌ مورد اشاره‌ قرار مي‌گيرند. سابقه‌ سكونت‌ و استقرار انسان‌ در سرزمين‌ كرمان به‌ هزاره‌ چهارم‌ قبل‌ از ميلاد مي‌رسد. اين‌ منطقه‌ يكي‌ ازقديمي‌ترين‌ نواحي‌ ايران‌ به‌ شمار مي‌رود و در گذر زمان‌ گنجينه‌هاي‌ فرهنگي‌ و تاريخي‌ گرانبهايي‌ در آن‌ پديدآمده‌ است‌ كه‌ جلوه‌هايي‌ از تمدن‌ و مدنيت‌ ايراني‌ را به‌ نمايش‌ مي‌گذارد. هر فضاي‌ تاريخي‌ كرمان‌ بيانگر بخشي‌ از زوايا و ابعاد زندگي‌ مردم‌ و حكومت‌هاي‌ محلي‌ اين‌ مرز و بوم‌ است‌.

    صنايع دستي و سوغاتي ها – استان کرمان:

    صنايع‌ دستي‌ و سوغاتي‌هاي‌ استان‌ كرمان‌ عبارتند از، پته‌ و انواع‌ قالي ‌، قاليچه‌ ، گليم ‌، جاجيم‌ ، خورجين‌ و ديگر صنايع‌ دست‌بافت‌ كه‌ جزء سوغاتي‌هاي‌ اين‌ منطقه‌ محسوب‌ مي‌شوند. پسته‌ كرمان‌ و رفسنجان‌ نيز بعنوان‌ اصلي‌ترين‌ سوغاتي‌ آن‌ شهرت‌ جهاني‌ دارد.

    غذاهاي محلي – استان کرمان:

    استان‌ كرمان‌ در كنار جمعيّت‌ ساكن‌ ، ايلات‌ كوچرو و عشايري‌ نيز دارد ، در نتيجه‌ سفره‌ كرمان ‌، سفره‌اي‌ رنگين‌ با فرهنگ‌ غذايي‌ ديرينه‌ است‌ در اين‌ سفره‌ به‌ مقتضاي‌ محيط‌ انواع‌ گوناگون‌ از غذاها فراهم‌ مي‌شود كه‌ از آن‌ جمله‌ مي‌توان‌ به‌ انواع‌ آش‌ (آش‌ شولي ‌، آش‌ جو، آش‌ مخلوط‌ و آش‌ كِرو) ، تُوكي ‌، گندم‌ شير، كاكل‌ كنف‌ شاهدانه‌ ، خوراك‌ لب‌ لبو، فله‌ تخم‌ مرغ ‌، قاتق‌ تخمه‌ ، قاتق‌ نِبه ‌، تافته‌ ، زيرجوش ‌، كشك‌ گردو، اشكنه‌ ، سردوش ‌، ماست‌ و رطب‌ ، كشك‌ كدو، آب‌ بنه‌ ياسيراب‌ بنه ‌، كله‌ جوش ‌، آب‌ كَرمو ، حليم‌ بادنجان ‌، كاچي ‌، كماچ ‌سحن ‌، قاتق‌ شير، چنك‌ مال ‌، نان‌ چرب‌ و شيرين‌ و ده‌ها نوع‌ خورشت‌ و چاشت‌ ديگر اشاره‌ نمود.

    عشاير و گذرگاههاي‌ ايلي‌ - استان کرمان :

    زيست‌ بوم‌هاي‌ عشايري‌ از فضاهاي‌ جالب‌ توجه‌ استان‌ كرمان‌ است‌. كه‌ از نظر توسعه‌ صنعت‌ جهانگردي‌ وايرانگردي‌ حائز اهميت‌ مي‌باشد. ايلات‌ كرمان‌ در دامنه‌ كوهستان‌هاي‌ پاريز، كوه‌ پنج‌ ، كوه‌ چهل‌ تن ‌، بيدخون‌ ، كوه‌شاه‌ ، كوه‌ هزار و ساردوئيه‌ زندگي‌ مي‌كنند كه‌ تا حدود بندر عباس‌ و ميناب‌ نيز بويژه‌ در فصل‌ زمستان‌ پراكنده ‌مي‌شوند. عشاير استان‌ به‌ سه‌ گروه‌ كاملاً كوچرو ، نيمه‌ كوچرو و اسكان‌ يافته‌ تقسيم‌ مي‌شوند: عشاير كاملاً كوچرو به‌ اقتضاي‌ شغل‌ دامداري‌ تابستان‌ها را در مناطق‌ كوهستاني‌ خوش‌ آب‌ و هوا و زمستان‌ها را در مناطق‌ گرمسيري‌ بسر مي‌برند.

    عشاير سيرجان ‌، بافت‌ و جيرفت‌ از اين‌ گروه‌ به‌ شمار مي‌روند. عشاير نيمه‌ كوچرو شامل‌عشاير بومي‌ شهرستان‌ جيرفت‌ (منطقه‌ كهنوج‌ و جبال‌ بارز) و عشاير بومي‌ شهرستان‌ بم‌ مي‌باشند. عشاير اسكان‌ يافته‌ در منطقه‌ شهر بابك‌، در نواحي‌ ده‌ شتران ‌، مهند ، پا قلعه‌ و اطراف‌ جوزود زندگي‌ مي‌كنند. اين‌ گروه‌ در زمستان‌ها در روستاها و در سه‌ ماه‌ بهار و اوايل‌ فصل‌ تابستان‌ رمه‌ گرداني‌ مي‌كنند.

    ايل‌ راههاي‌ عشاير استان‌عبارتند از:

    *تنگه‌ دلفارد كه‌ مسير عبور عشاير ساردوئيه‌ مي‌باشد و به‌ جلگه‌ جيرفت‌ و رودبار منتهي ‌مي‌شود.

    *گذرگاه‌ اسفندقه‌ كه‌ مسير عبور عشاير بافت‌ و جيرفت‌ است.

    *گذرگاه‌ دشت‌ آب‌ كه‌ مخصوص‌ عشاير بافت‌ است‌ كه‌ با عبور از اين‌ گذرگاه‌ به‌ جلگه‌ ارزوئيه ‌، صوغان‌ ، كلاشگرد جيرفت‌ و گروهي‌ هم‌ از طريق‌ كوه‌ شاه‌ احمدي‌ به‌ استان‌ ساحلي‌ هرمزگان‌ مي‌روند.

    *گذرگاه‌ چاه‌ قلعه‌ و پوزه‌ خون‌ كه‌ مسير عبور عشاير سيرجان‌ است‌ و تا استان‌هاي‌ ساحلي‌ امتداد مي‌يابد.

    مسافرت و اقامت – استان کرمان:

    كليه‌ شهرهاي‌ استان‌ از طريق‌ شبكه‌ ارتباطي‌ منطمي‌ به‌ هم‌ مرتبط‌ شده‌اند. قطار سراسري‌ ايران‌ ازاين‌ استان‌ عبور مي‌كند. فرودگاههاي‌ كرمان ‌، سيرجان‌ و جيرفت‌ امور حمل‌ و نقل‌ هوايي‌ كالا و مسافر را انجام ‌مي‌دهند. كليه‌ شهرهاي‌ استان‌ به‌ سيستم‌هاي‌ زير بنايي‌ انرژي‌ ، مخابرات‌ خدمات‌ بهداشتي‌ و درماني ‌، هتل‌ها و اقامتگاههاي‌ مناسب‌ جهانگردي‌ تجهيز شده‌اند. استان‌ كرمان‌ مردم‌ مهربان‌ و مهمان‌ نوازي‌ دارد.

    مکان های دیدنی و تاریخی - استان کرمان:

    مكان هاي ديدني و تاريخي استان كرمان عبارتند از: كوير لوت, رودخانه هليل رود, كوه هاي هزار, جوپار, لاله زار, باغ بالا, خيبر, قبله, ارگ بم, خرابه هاي شهر كمادين, گنبد جبليه, مقبره خواجه اتابك, قلعه قهقه, قلعه كهنه, گنبد مشتاقيه, مسجد ملك, مسجد جامع, مسجد امام, قلعه سودك, گورستان دژيمند, باغ شاه زاده ماهان, مزار شاه نعمت الله ولي, قلعه ستگ, زيارت گاه شاه زاده حسين, حمام گنج علي خان, مجموعه وكيل, مجموعه ابراهيم خان, ميدان گنج علي خان, مسجد چهل ستون, آتشكده شاه فيروز, قلعه اردشير, قلعه دختر, موزه سكه, قلعه راين, ارگ جديد بم, گنبد سبز, تخت دريا قلي بيك و بازار كرمان.

    صنايع و معادن - استان کرمان:

    صنايع استان کرمان به دو دسته صنايع دستي و ماشيني تقسيم مي شوند. صنايع دستي شامل شال، پته و ترمه است كه به غير از پته دوزي باقي از رونق سابق برخوردار نيستند. صنايع دستي كارگاهي چون: قالي بافي، جاجيم بافي، گليم بافي و خورجين بافي از صنايع رايج اين استان به شمار مي رود. صنايع ماشيني استان به سه دسته كارگاهي كوچک، متوسط و بزرگ تقسيم مي شوند كه از اين صنايع مي توان سيمان، خانه سازي، نوشابه سازي، قند، ذغال سنگ و مس كه معروفيت جهاني دارد را نام برد. معادن استان در تامين مواد اوليه مورد نياز صنايع كشور نقش ارزنده اي بر عهده دارند. معادن سرشار آهن، ذغال سنگ، مس و ديگر فلزات چرخ هاي صنعت استان و كشور را به گردش در مي آورند. معادن ذغال سنگ قسمتي از نياز كارخانه ذوب آهن اصفهان را تامين مي كنند. منابع مس سرچشمه كرمان كه به گواهي كارشناسان از غني ترين و خالص ترين معادن مس درجهان به شمار مي رود، از مشخصه هاي ويژه اقتصادي استان کرمان محسوب مي شود.

    از نظر اقتصادي منطقه ويژه و آزاد تجاري سيرجان اهميت استان كرمان را افزايش داده است. اين منطقه ويژه صرف نظر از تاثيراتي كه در توسعه اقتصادي كل استان داشته، ‌از ديدگاه توسعه جهانگردي نيز اهميت زيادي دارد. سيرجان گذرگاه اصلي انتقال كالا به كشورهاي خاور ايران و هم چنين اروپا و خليج فارس بوده و مسير رفت و برگشت كليه كالاهاي تجاري از بندر شهيد رجايي هرمزگان به كشورهاي آسياي ميانه، قفقاز و روسيه است. در واقع اين شهر محل اتصال كليه محورهاي ترانزيتي و حمل و نقل كالا از جنوب به شمال، خاور و باختر ايران و ساير كشورهاي شمالي، خاوري و باختري اروپا و خليج فارس است. راه ترانزيت اصلي زميني (جاده اي و ريلي) از طريق بندر شهيد رجايي به استان هاي بزرگ و صنعتي كشور(كرمان ـ فارس‌ ـ يزد)، از مسير اين شهرستان و منطقه ويژه اقتصادي عبور مي كند. اين منطقه به عنوان يك قطب اقتصادي ويژه بر بستر مزيت هاي باراندازي، در ساختار اقتصادي استان كرمان نقش و موقعيت قابل توجهي را احراز كرده است و در آينده نيز بر اهميت اين جايگاه اقتصادي افزوده خواهد شد.

    وجه تسميه و پيشينه تاريخي - استان کرمان:

    نام كرمان در دوره هاي قبل از اسلام،‌ «بوتيا» و «كارامانيا» بوده است. برخي عقيده دارند كه كرمان دگرگون شده كلمه «كريمان» است و عده اي نيز آن را مشتق از «كارمانيا» قديم به معني «جايگاه دلاوري و نبرد» ذکر مي کنند. در حالي که تواريخ عرب و يهود، «كرمان» را فرزند هيتال يا هپتال از نبيره هاي نوح مي دانند، كتب فارسي از طهمورث به عنوان جد وي ياد مي کنند. هرودوت از شش نژاد فارسي نام مي برد كه يكي از آن ها «گرمانيان» است. مركز كرمان را در قديم «گواشير» و «بردشير» مي خواندند. «گواشير» در اصل «كوره اردشير» يعني شهر اردشير بوده که به تدريج «گواشير» شده است.

    از لحاظ تاريخي سابقه سكونت و استقرار انسان در ديار كرمان به هزاره چهارم قبل از ميلاد مي رسد. اين منطقه يكي از قديمي ترين نواحي ايران به شمار مي رود و در گذر زمان، گنجينه هاي فرهنگي، تاريخي گرانبهايي در آن پديد آمده است كه نمايان گر روند تاريخي و حيات اقتصادي ـ اجتماعي آن است. وجود هر فضاي تاريخي در كرمان بيان گر بخشي از زوايا و ابعاد زندگي مردم و حكومت هاي اين مرز و بوم مي باشد. تاسيس و تخريب، مرمت و انهدام، همه نشان گر حيات پر جنب و جوش اين ديار ناشناخته است. کمي آثار تاريخي كرمان در مقايسه با شهرهايي چون اصفهان و شيراز به دليل آسيبي است كه حوادث ناگوار تاريخ در اين منطقه پديد آورده است. همين معدود آثار نيز نشانه توانايي، پايداري و كوشش هاي مردم اين خطه از كشور است.

    مشخصات جغرافيايي - استان کرمان:

    استان كرمان در جنوب خاوري ايران واقع شده و از شمال با استان هاي خراسان و يزد، از جنوب با استان هرمزگان، از خاور با سيستان و بلوچستان و از باختر با استان فارس همسايه است. اين استان از نظر جغرافيايي بين 55 درجه و 25 دقيقه تا 32 درجه ي پهناي شمالي و 26 درجه و 53 دقيقه تا 29 درجه و 59 دقيقه ي درازاي خاوري از نصف النهار گرينويچ قرار گرفته است. استان كرمان يکي از پهناورترين استان هاي ايران است که حدود 11 درصد از خاک ايران را در بر گرفته است. اين استان يكي از مرتفع ترين استان هاي كشوربوده و شهرستان بافت آن با 2250 متر ارتفاع از سطح دريا مرتفع ترين شهرستان استان است. ميزان بارندگي به حدود 120 ميلي متر در سال مي رسد. در سرشماري سراسري سال 1375 جمعيت اين استان 2008565 نفر برآورده شده است. راه هاي دسترسي به استان کرمان عبارتنداز:

    ـ راه آسفالته اصلي تهران ـ بندرعباس از رفسنجان و سيرجان عبور مي كند.

    ـ راه آسفالته اصلي تهران ـ چابهار، نيز از شهر كرمان مي گذرد.

    ـ راه آسفالته اصلي كرمان ـ فردوس ـ گناباد‌ ـ تربت حيدريه ـ مشهد به درازاي 910 كيلومتر، به سمت شمال خاور

    ـ‌ راه آسفالته اصلي كرمان ـ جيرفت ـ كهنوج ـ بندر عباس به درازاي 546 كيلومتر، به سمت جنوب

    ـ راه آسفالته اصلي كرمان ـ رفسنجان ـ شهر بابك ـ مهريز‌ ـ يزد به درازاي 585 كيلومتر، به سمت شمال باختر

    ـ راه فرعي راور ـ شيطور به درازاي 112 كيلومتر، به سمت شمالباختر

    ـ راه آسفاته اصلي كرمان ـ بافت به درازاي 156 كيلومتر، به سمت جنوب

    ـ‌ راه اسفالته اصلي كرمان ـ زرند به درازاي 83 كيلومتر، به سمت شمال باختر

    ـ راه آسفالته اصلي سيرجان ـ بافت به درازاي 129 كيلومتر، به سمت خاور

    ـ راه آهن سراسري تهران ـ بندرعباس از استان كرمان، شهرستان سيرجان مي گذرد.

    ـ راه آهن بافق ـ زرند ـ كرمان

    ـ فرودگاه كرمان

    ـ فرودگاه رفسنجان

    ـ فرودگاه بم

    ـ فرودگاه جيرفت

    ـ فرودگاه سيرجان

    کشاورزي و دام داري - استان کرمان:

    با توجه به شرايط اقليمي و ميزان منابع آب و موقعيت اجتماعي و روش كشت زمين ها، استان كرمان را به سه منطقه كشاورزي تقسيم مي کنند:

    ـ مناطق كشاورزي خشک و كويري (رفسنجان، زرند، سيرجان و …)

    ـ مناطق كشاورزي معتدل كوهستاني(بافت، بردسير و …)

    ـ مناطق كشاورزي گرمسيري (بم، جيرفت، كهنوج و …)

    ازمهم ترين محصولات كشاورزي اين استان مي توان گندم، جو، سيب زميني، پسته، حنا، وسمه، زيره، پنبه و چغندر قند را نام برد. دركرمان انواع محصولات سردسيري شامل گردو، بادام، گلابي، هلو، آلبالو، آلو، گيلاس و سيب درختي و هم چنين محصولاتي از قبيل مركبات (پرتقال، ليمو شيرين، ليمو ترش، نارنگي، نارنج و گريپ فروت) و خرما توليد مي شود. اين گونه محصولات در مناطق بم، جيرفت، شهداد و در جنوب خاوري شهرستان بافت كشت مي شوند. مركبات شهداد مرغوبيت خاص وشهرت خوبي در ايران دارند.از استان كرمان بيش از 95 درصد محصول پسته ايران به دست مي آيد و اين استان بيش از 5/87 درصد از باغات پسته كشور را به خود اختصاص داده است. در ميان شهرستان هاي استان كرمان كه باغ پسته دارند، رفسنجان با بيش از 70 درصد کل توليد پسته و تعداد باغ پسته، رتبه اول را دارا ست. دام پروري به سه روش روستايي، عشايري و صنعتي صورت مي گيرد. با اين همه به علت خاک نه چندان حاصل خيز منطقه و محدوديت مراتع سرسبز، دام پروري از رونق بالايي برخوردار نيست.
    نقشه استان کرمان:

  8. #6
    اخراج شده

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    نوشته ها
    4,145
    تشکر
    1,209
    تشکر شده 5,363 بار در 1,879 پست

    پیش فرض پاسخ : <<<<<<تموم استان ها ایران((تاریخچه و...))+نقشه در این تاپیک>>>>>>

    اســ ــ ــ ــ ـتان اصــ ـ ــ ـــ ــفهان+نقـ ـ ـشه

    اِصفَهان (پارسی میانه: اسپهان) شهری باستانی در مرکز ایران است. شهر اصفهان، مرکز استان اصفهان و نیز مرکز شهرستان اصفهان است. به لحاظ جمعیت بعد از تهران و مشهد سومین شهر بزرگ ایران و یکصد و شصت و سومین شهر پر جمعیت دنیاست. این شهر طبق سرشماری نفوس و مسکن، در سال ۱۳۸۵، ۱٬۵۸۳٬۶۰۹ نفر جمعیت داشته‌است.اصفهان از دیرباز از مهمترین مراکز شهرنشینی در فلات ایران بوده‌است.

    اصفهان در مسیر اصلی شمال به جنوب و شرق به غرب ایران و یکی از بزرگترین شهرهای جهان بوده است. اصفهان در ۴۲۵ کیلومتری تهران و در جنوب این شهر قرار دارد. این شهر در منطقه‌ای نیمه ‌کویری در مرکز ایران و در کنار رودخانهٔ زاینده‌رود قرار گرفته، و از مراکز گردشگری، فرهنگی و اقتصادی ایران محسوب می شود. آب و هوای آن معتدل و دارای فصول منظمی است.

    این شهر در میان سال‌های ۱۰۵۰ تا ۱۷۲۲ میلادی به ویژه در قرن شانزدهم میلادی در میان حکومت صفویان هنگامی که برای دومین بار پایتخت ایران شد، رونق فراوانی گرفت. حتی امروزه نیز شهر مقدار زیادی از شکوه گذشته خود را حفظ کرده است. بناهای تاریخی متعددی در شهر وجود دارد که تعدادی از آن‌ها به عنوان میراث تاریخی در یونسکو به ثبت رسیده‌اند. اصفهان در سال ۲۰۰۶ به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام انتخاب شد. این شهر به داشتن معماری زیبای اسلامی و بسیاری از بلوارهای زیبا، پل‌های سرپوشیده، کاخ‌ها، مسجد‌ها و مناره‌های منحصربفرد معروف است. این امر باعث شده است که در فرهنگ ایرانی اصفهان نصف جهان لقب بگیرد.میدان نقش جهان یکی از بزرگترین میدان‌های دنیاست و نمونه برجسته‌ای از معماری اسلامی است که توسط یونسکو به عنوان میراث جهانی ثبت شده است.

    از روزگاران کهن تا کنون به نام‌های: صفاهان، صفویان، پارتاک، پارک، پاری، پاریتاکن، پرتیکان، جی، دارالیهودی، رشورجی، سپاهان، سپانه، شهرستان، صفاهان، صفاهون، گابا، گابیان، گابیه، گبی، گی، نصف جهان و یهودیه سرشناس بوده‌است.

    بیشتر نویسندگان بر این باورند که چون این ناحیه پیش از اسلام، به ویژه در دوران ساسانیان، مرکز گردآمدن سپاه بود و سپاهیان مناطق جنوبی ایران، مانند بختیاری، فارس، خوزستان، سیستان و... در این ناحیه گرد آمده و به سوی محل نبرد حرکت می‌کردند، آنجا را «اسپهان» گفته، سپس عربی شده و به صورت «اصفهان» درآمده‌است.

    این شهرنام‌های کهن‌تری هم دارد که با نام کنونی آن، هیچ‌گونه پیوندی ندارد، مانند: گابیان، گابیه، جی، گبی، گی، گابا.
    پیشینه تاریخی

    در طول تاریخ به آسانی نمی‌توان رد شهر اصفهان را بطور پیوسته دنبال نمود. هر چند اصفهان در مرکز فلات ایران قرار داشت. به علت آنکه در دوران پیش از اسلام گرانیگاه شاهنشاهی‌های هخامنشی تا ساسانی، قلمرو غربی این شاهنشاهی‌ها و به ویژه میان‌رودان بود، این شهر در کانون توجه این دودمان‌ها قرار نداشت. در طول تاریخ تا دوران اسلامی می‌توان در محل فعلی شهر اصفهان ردپای شهرهای مختلفی تحت نامهای مختلف، محلهای مختلف و حتی مردمان متفاوتی را پی‌گیری نمود.اصفهان کنونی در قدیم گابای (همان گی و جی بعدی) نام داشت و در آغاز مرکز قبیله پَرِتاکِن(که نام فریدن از آن به‌جا مانده) بوده‌است.

    به نظر می‌آید نام اسپهان (به معنی جایگاه ارتش) از روزگار ساسانیان به بعد جایگزین نام گی شده‌باشد. آن‌گونه که در سرگذشت‌نامه‌ها آمده، سواره‌نظام ساسانی به هنگام صلح در سبزه‌زارهای پیرامون اسپهان به‌ویژه در بخش غربی این شهر تا دامنه‌های کوه‌ها و سرچشمهٔ زاینده‌رود استقرار می‌یافت. اسپهان از آن‌جا که ولیعهدنشین ساسانیان بود امتیازی نسبت به شهرهای ایران آن زمان به‌دست آورد.در زمان ساسانیان گاه اسپهان و گاه ارمنستان ولیعهدنشین شاهنشاهی ایران بود ولی اسپهان این امتیاز دیگر را نیز داشت که نشیمن‌گاه و قلمرو نفوذ واسپوهران یا اعضای هفت خانواده بزرگ ایرانی صاحب نفوذ در پادشاهی نیز بود.

    هر چند در دوران اسلامی منطقه جغرافیایی اطراف شهر نام اَسپاهان که نام تقسیم بندی حکومتی زمان ساسانیان بوده‌است را حفظ کرده‌است. در هنگام حمله اسکندر مقدونی به ایران، این شهر مرکز گابیوها بوده‌است و از آن تحت عنوان گابای یا تابای نام برده شده‌است.در سده‌های آغازین اسلامی، منابع اسلامی از دو شهر در مکان فعلی شهر اصفهان نام می‌برند؛ شهری بنام جَی در مکان فعلی محله جی و دیگری شهری در سه کیلومتری غرب جی با نام یهودیه که جمعیتی قابل توجه از یهودیان را در خود جای داده بود. عرب‌ها اسپهان را در سال ۲۳ هجری تصرف کردند و این شهر نیز مانند دیگر شهرهای ایران تا آغاز سدهٔ چهارم هجری زیر سلطهٔ اعراب قرار داشت. در زمان خلیفه منصور عباسی در دهکدهٔ خشینان (احمدآباد امروزی) کاخی بزرگ بنا شد و بارویی به گرد شهر اصفهان کشیده‌شد و خشینان به جویباره (یهودیه) پیوسته‌شد.

    در سال ۳۱۹ ه.ق. مردآویج زیاری با سپاهش از گیلان، اصفهان را آزاد کرد و این شهر را به پایتختی برگزید و جشن سده را با شکوه بسیار در این شهر برپا کرد.در سال ۳۲۷ قمری این شهر به دست رکن‌الدوله دیلمی افتاد که وی نیز اصفهان را پایتخت خود قرار داد. پس از آن شهر اصفهان پیشرفت پیشین خود را بازیافت و کانون گرد هم آمدن دانشوران و سرایندگان شد.

    در دوره سلجوقی این شهر به عنوان پایتخت سلجوقیان برگزیده شد. اوج شکوفایی اصفهان به زمان صفویان بر می‌گردد؛ هنگامی که شاه عباس کبیر پایتخت صفویه را از قزوین به این شهر منتقل نمود. ناصر خسرو در گذر از اصفهان در سال ۴۴۴ هجری قمری مصادف با ۴۳۲ خورشیدی این شهر را نیکوترین و جامع‌ترین و آبادترین شهر سرزمین پارسی‌گویان شرح داده است
    آثار پیش از اسلام

    از دوره قبل از اسلام، چیزی به جز بقایای آتشکده‌ای در کوه آتشگاه، اکتشافات اندکی در تپه اشرف و همچنین پل شهرستان (متعلق به دوران ساسانیان) بجا نمانده‌است که از میان آن سه، تنها بنای برپا و برجا پل شهرستان است.

    بیشتر آثار تاریخی بجا مانده در مربوط به دورهٔ اسلامی است. آثاری از تمامی دوره‌های تاریخی پس از اسلام بجا مانده‌است اما بویژه آثار دو دوره باشکوه از تاریخ اصفهان یعنی دورهٔ سلجوقی و دورهٔ صفوی برجستگی ویژه‌ای دارد، که هر کدام دارای ویژگی‌ها و سبک معماری یگانه خود است.
    معماری دوران سلجوقیان
    ایوان شمالی مسجد جامع

    معماری سلجوقیان - که بویژه در مسجد جامع نمود می‌یابد - ساده و بی‌پیرایه اما با ظرافت فراوان است. از ویژگی‌های دیگر معماری این دوره سکوت و درونگرایی به دور از هر گونه جلوه‌گری آن است. بجای آنکه بیننده تحت تأثیر آنی آن قرار گیرد، آرام آرام زیبائی و عظمت اسرار آمیز آن را در جای خود احساس می‌کند. برخلاف معماری و هنر دوره صفوی که توجه به جلوه‌های رنگ و نور و چشمگیری و درخشندگی از ویژگی‌های آن است. آرامگاه ملکشاه و سلطان سنجر و خواجه نظام الملک از آثار تاریخی این دوره در شهر اصفهان می‌باشد.
    معماری دوران صفویان

    عصر صفوی . عصر کمال و شکوفایی نبوغ معماری و شهرسازی در ایران است. هنرمندان شهر جلفای آذربایجان اوج شکوه معماری ایران را رد اصفهان به نمایش گذاشتن زیباترین و با شکوه‌ترین آثار معماری ایران در همین دوره، توسط معماران خلاق و هنرمندی چون محمدرضا و علی اکبر اصفهانی آفریده شد. در زما شاه عباس اول صفوی پایتخت از قزوین به اصفهان منتقل شد. اصفهان در مرکز امپراتوری صفوی قرار داشت و نسبت به قزوین به خراسان نزدیک تر بود. موقعیت جفرافیایی این شهر موجب افزایش سرعت عکس‌العمل شاه در مقابل تهدیدات ازبکان و عثمانیان بود.شاه عباس بدون ایجاد تفییرات عمده در بخش قدیمی شهر، بخش‌های جدیدی را به آن افزود. میدان نقش جهان، دولتخانه و خیابان چهارباغ در کنار بخش‌های قدیمی شهر ساخته شدند. از ویژگیهای مهم در شیوهٔ معماری این دوره، علاوه بر استحکام و زیبایی ساختار، درخشش بیان است. در آثار این دوره تابش رنگ و نور، و جذابیت سطوح و شکوه چشمگیر آنها، احساس زیبائی خیره کننده‌ای در بیننده ایجاد می‌کند و طنین رنگها و سطوح مکرر کاشیهای درخشان به منظره‌ای شفاف، مجرد و روحانی تبدیل می‌شود. معماری این دوره از لحاظ وسعت و کارآیی، بسیار متنوع است و در تمامی ابعاد حیات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی مردم حضوری زنده و پویا دارد. باشکوه‌ترین مساجد، عظیمترین میدانها، زیباترین پلها و خیابانها، بزرگ‌ترین بازارها، مدرسه‌ها، و کاروانسراها در این عصر ساخته شد. و همه در نوع خود در اوج کمال هنری، استحکام و کارآیی و بعضی چنان باشکوه و زیبا و کامل، که گاهی نمی‌توان باور کرد که انسانی ناچیز آن را پدید آورده باشد.

    اصفهان سرشار از آثار هنری و تاریخی است که میدان نقش‌جهان، مسجد امام، مسجد شیخ لطف الله. مِنارْ جُنبان، برج کبوترخانه، گذر چهارباغ عباسی، سبزه میدان، کاخ چهلستون، آتشگاه اصفهان، کاخ عالی‌قاپو. کاخ هشت‌بهشت، کلیسای وانک، حمام علیقلی آقا، مدرسه چهارباغ و هتل عباسی از بارزترین آنها هستند.
    موزه ها

    اصفهان به جهت داشتن موزه های مختلف و با ارزش مشهور است که از آن میان می توان به موزه هنرهای معاصر اصفهان، موزه هنرهای تزیینی اصفهان، موزه صنايع دستی و هنرهای سنتی اصفهان. کاخ موزه چهل ستون، موزه کلیسای وانک، موزه تاریخ طبیعی، موزه علوم و فنون آموزش پرورش، موزه آب، موزه شهدا، گنجينه سنگ نوشته های تخت فولاد و باغ موزه پروانه ها اشاره نمود.
    بناها و مکانهای تاریخی
    پل‌های تاریخی

    پل چوبی، پل شهرستان، پل مارنان، سی و سه پل یا پل الله وردیخان و پل خواجو
    بازارهای تاریخی

    بازار اصفهان، بازار قیصریه اصفهان یا بازار صفویه یا بازار سلطانی، بازار شاهی یا بازارچه بلند بازار دردشت، بازار بیدآباد، بازار ریسمان، بازار غاز، بازارهای معروفی اطراف میدان نقش‌جهان: بازار مسگرها، بازار هنر، بازار ترکش‌دوزها، بازار کلاهدوزها، بازار لواف‌ها و بازار آهنگرها
    مسجدهای تاریخی

    مسجد علی، مسجد امام، مسجد حکیم، مسجد حاج محمدجعفر آباده‌ای. مسجد علیقلی‌آقا، مسجد قطبیه. مسجد ایلچی، مسجد آقا نور، مسجد رکن الملک، مسجد سید، مسجد رحیم خان، مسجد صفا، مسجد ذوالفقار، مسجد خان، مسجد شیخ لطف الله، مسجد مصری، مسجد جمعه، مسجد لنبان و مسجد مقصودبیک
    به علت وجود بافت قدیمی و معماری زیبای شهر اصفهان، خانه های قدیمی بسیاری در این شهر وجود دارد. برخی از این خانه ها امروزه توسط میراث فرهنگی بازسازی شده و بصورت موزه درآمده است. همچنین برخی از این سراهای قدیمی با تغییر کاربری در حال استفاده می باشد. تالار تیموری (موزه تاریخ ملی)به عنوان موزه تاریخ ملی، توحیدخانه به عنوان دانشکده معماری دانشگاه هنر اصفهان و عمارت رکیب خانه به عنوان موزه هنرهای معاصر اصفهان مورد استفاده و بهره برداری است. خانه های: حاج رسولی ها، شیخ الاسلام، خانه مشروطه (اصفهان)، خانه حاج مصورالملکی، یداللهی، قدسی، نیلفروشان، مجتهدزاده، حقیقی، داوید(داود)، سوکیاس، مارتا پیترز، پطروس، سرتیپی، منعمیان، وثیق انصاری، بهشتیان، اعلم و قزوینی ها از خانه های قدیمی و دیدنی اصفهان می باشند. همچنین بتازگی بدست زوجی ایرانی و غیر اصفهانی خریداری و بازسازی شده که باعث حفظ و بقای آن گشته است. این خانه دارای سابقه ای پانصد ساله می باشد که ابتدا به عمه شاه عباس تعلق داشته است. موقعیت این اثر تاریخی در نزدیکی مسجد جامع اصفهان و حمام شیخ بهایی است که در مرکز بافت تاریخی شهر قرار گرفته است.
    نقشه استان اصفهان:

  9. #7
    اخراج شده

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    نوشته ها
    4,145
    تشکر
    1,209
    تشکر شده 5,363 بار در 1,879 پست

    پیش فرض پاسخ : <<<<<<تموم استان ها ایران((تاریخچه و...))+نقشه در این تاپیک>>>>>>

    اســ ــ ــ ــ ـتان هرمزگـ ـــ ـــ ان+نقـ ـ ـشه

    استان هرمزگان:

    موقعیت : جنوب ایران

    مرکـــــز : بندرعباس

    مجاورت : شمال: استان کرمان جنوب: خلیج فارس و دریای عمان شرق: استان سیستان و بلوچستان غرب: استان‌های فارس و بوشهر

    آب و هوا: گرم و خشک ارتفاع متوسط : M ۱۰ دما : º c ۲۶/۹

    وسعــــت: 68476 کیلومتر مربع

    جمعـیــت: بر اساس آمار سال ۱۳۸۵ خورشیدی 1403674 نفر

    تقسیمات: شهرستان، 16 شهر، 21 بخش و 71 دهستان و 2170 آبادی دارای سکنه

    شهرستانها: ابوموسی - بستک - بندر عباس/مرکز استان - بندر لنگه - جاسک - حاجی آباد - رودان - قشم - میناب - گالری تصاویر

    موقعيت جغرافيايي – استان هرمزگان:

    استان‌ هرمزگان‌ با 68476 كيلومتر مربع‌ مساحت‌ در جنوب‌ ايران‌ و در شمال‌ خليج‌ فارس‌ قرار دارد. تنگه‌ هرمز يكي‌ از حساس‌ترين‌ و حياتي ‌ترين‌ راه‌هاي‌ آبي‌ عصر حاضر درقلمرو سياسي‌ اين‌ استان‌ واقع‌ شده‌است‌. بندرعباس‌، بندر لنگه، ميناب‌، رودان‌، قشم‌، جاسك‌، حاجي‌ آباد و ابوموسي‌ شهرستان‌هاي‌ استان‌هرمزگان‌ را تشكيل‌ مي‌دهند.

    در آبان‌ ماه‌ 1385، استان‌ هرمزگان‌ 1403674 نفر جمعيت‌ داشته‌ است‌ كه‌ از اين‌ تعداد 661325 نفر درنقاط‌ شهري‌ و 740605 نفر در نقاط‌ روستايي‌ سكونت‌ داشته‌ و 1744 نفرغير ساكن‌ بوده‌اند. بخش‌ عمده‌ استان‌ هرمزگان‌ را مناطق‌ كوهستاني‌ در بر گرفته‌ است‌. رشته‌ كوه‌ زاگرس‌ از سمت‌ شمال‌ شرقي‌ به ‌جنوب‌ شرقي‌ استان‌ امتداد يافته‌ و به‌ تپه‌ ماهورهاي‌ آهكي‌، شني‌ و به‌ زمين‌هاي‌ پست‌ ساحلي‌ موازي‌ خليج‌ فارس‌ و درياي‌ عمان‌ منتهي‌ مي‌گردد.

    آب و هوا - استان هرمزگان:

    استان‌ هرمزگان‌ در ناحيه‌ گرم‌ و خشك‌ ايران‌ قرار گرفته‌ و آب‌ و هواي‌ نيمه‌ بياباني‌ دارد. هواي‌ نوارساحلي‌ استان‌ در تابستان‌ها بسيار گرم‌ و مرطوب‌ و در زمستان‌ها بسيار معتدل‌ است‌. نزولات‌ جوي‌ استان‌ اندك‌است‌. رطوبت‌ نسبي‌ در نواحي‌ ساحلي‌ بسيار بالاست.

    ‌تاريخ و فرهنگ – استان هرمزگان:

    تاريخ‌ استان‌ هرمزگان‌ با تاريخ‌ و جغرافياي‌ خليج‌ فارس‌ در هم‌ آميخته‌ است‌. تاريخ‌ مكتوب‌ بندر هرمز اززمان‌ اردشير بابكان‌ آغاز مي‌شود. گروهي‌ معتقدند كه‌ آباداني‌ بندر هرمز بين‌ سال‌هاي‌ 241-211 ميلادي‌ روي‌داده‌ و بعنوان‌ يكي‌ از مهم‌ترين‌ مراكز داد و ستد شرق‌ معروف‌ شده‌ است‌. در سال‌ 750-661 ميلادي‌ منطقه‌خليج‌ فارس‌ جزو خلافت‌ امويه‌ و سپس‌ جزو خلافت‌ عباسي،ميلادي 1285 - 750، بود .

    در اواخر قرن‌ هشتم‌ ميلادي‌ كه‌ داد و ستدهاي‌ دريايي‌ رونق‌ به‌ سزايي‌ داشت‌، گروهي‌ از مورخين‌، راه‌ دريايي‌خليج‌ فارس‌ را با اهميت‌تر از جاده‌ معروف‌ ابريشم‌ و يا يك‌ مسير مهمي‌ از آن‌ مي‌دانند.

    در سال‌ 1497 ميلادي‌،براي‌ اولين‌ بار استعمارگران‌ غربي‌ به‌ فرمانروايي‌ «واسكودوگاما» در بنادر خليج‌ فارس‌ پياده‌ شدند. در سال‌ 1506ميلادي‌، پرتغالي‌ها بعنوان‌ حفاظت‌ منافع‌ پرتغال‌ در برابر تجار مصري‌ و ونيزي‌، جزيره‌ هرمز را محاصره‌ كردند.بندر هرمز در اين‌ زمان‌ كليد تجاري‌ خليج‌ فارس‌ محسوب‌ مي‌شد و راه‌ ادويه‌ از كنار همين‌ بندر در تنگه‌ هرمزعبور مي‌كرد.

    شاه‌ اسماعيل‌ صفوي‌ در صدد اعاده‌ مالكيت‌ ايران‌ بر هرمز بود كه‌ به‌ سبب‌ گرفتاري‌هاي‌ ناشي‌ ازجنگ‌ با عثمانيان‌، موفق‌ به‌ راندن‌ پرتغالي‌ها نشد و با آنها پيماني‌ منعقد نمود. كه‌ طي‌ آن‌ تسلط‌ پرتغالي‌ها برخليج‌ فارس‌ تا مدتي‌ تثبيت‌ شد. اما شاه‌ عباس‌ بزرگ‌ به‌ كمك‌ انگليسي‌ها، به‌ حاكميت‌ پرتغالي‌ها در جزيره‌ هرمزو خليج‌ فارس‌ خاتمه‌ داد.

    در سال‌ 1004 (هجری قمری)هلندي‌ها، تجارتخانه‌اي‌ در بندر عباس‌ تاسيس‌ كردند و رقابت‌ بين‌ هلند و انگليس‌ شدت‌يافت‌. در اواخر دوره‌ سلطنت‌ شاه‌ صفوي‌، دولت‌ ايران‌ به‌ لغو معافيت‌ گمركي‌ واردات‌ و صادرات‌ هلندي‌ها اقدام‌كرد. دولت‌ ايران‌ به‌ هلندي‌ها اجازه‌ داد كه‌ در هر نقطه‌اي‌ از ايران‌ به‌ تجارت‌ ابريشم‌ اقدام‌ كنند. در همين‌ زمان‌هلندي‌ها، دژ مستحكمي‌ را در نزديكي‌ تجارتخانه‌ خود در بندر عباس‌ احداث‌ نمودند.

    ميرمهنا حاكم‌ جزيره‌ خارك‌ و بندر ريگ‌ به‌ بهانه‌ عدم‌ پرداخت‌ اجاره‌ بها، در سال‌ 1765 میلادی به‌ هلندي‌ها حمله ‌برد و آنها را از خليج‌ فارس‌ بيرون‌ راند. پس‌ از اين‌ ماجرا انگليس‌ در خليج‌ فارس‌، شيخ‌ نشين‌هاي‌ متعدد كوچكي‌را ايجاد نمود تا از اتحاد آنها در مقابل‌ خود جلوگيري‌ كند.

    خليج‌ فارس‌ بعد از جنگ‌ جهاني‌ اول‌ به‌ عنوان‌ مهم‌ترين‌ كانون‌ نفت‌ و منبع‌ مهم‌ رشد صنايع‌، اهميت ‌اقتصادي‌ و استراتژيكي‌ مهمي‌ يافت‌. موقعيت‌ استراتژيكي‌ استان‌ هرمزگان‌ موجبات‌ توجه‌ ويژه‌ به‌ اين‌ منطقه‌ رابراي‌ دولت‌ها و كشورهاي‌ خارجي‌ الزامي‌ ساخت.

    صنايع دستي و سوغاتي ها - استان هرمزگان:

    صنايع‌ دستي‌ و سوغاتي‌هاي‌ استان‌ عبارتند از: كوزه‌هاي‌ سفالي‌ معروف‌ به‌ حبله‌،پارچه‌هاي‌ گلابتون‌ دوزي‌ شده‌، شيريكي‌ پيچ‌، چادر شب‌، قالي‌ و فرش‌، سبد و حصير و انواعي‌ از صنايع‌ دستي‌دريايي‌ كه‌ مورد علاقه‌ جهانگردان‌ قرار مي‌گيرند.

    غذاهاي محلي - استان هرمزگان:

    در مناطق‌ مختلف‌ شهري‌ و روستايي‌ استان‌ هرمزگان‌ غذاهاي‌ محلي‌ خاص‌ تهيه‌ مي‌شود كه‌ از آن‌جمله‌ مي‌توان‌ به‌ دم‌ پخت‌ ميگو، حريسه‌، قبولي‌، كوبه‌، انواع‌ ماهي‌ (هواري‌ ماهي‌ سوري‌، ماهي‌ سوري‌ و ماهي‌هور)، ميگو و سيب‌ زميني‌، دوپيازه‌، آب‌ پيازه‌، مهياوه‌ (مه‌يابه‌)، كارلنگ‌، خرماروغني‌، ترش‌ گارم‌ زنگي‌، ترشي‌ انبه‌و ده‌ها نوع‌ خورشت‌ و چاشت‌ ديگر اشاره‌ نمود.

    رقص و موسيقي محلي - استان هرمزگان:

    در مناطق جنوبي بويژه در بوشهر، هرمزگان و سيستان و بلوچستان، با تلفيق موسيقي با هنرهاي نمايشي از جمله رقص، به آن جنبه نمايشي نيز داده‌اند.مراسم زار از جمله مراسمي است كه در آن از موسيقي بهره ميگيرند.در جشنها و عروسيها و سوگواريها و مويه كردنها،نيز موسيقي جزء لاينفك مراسم است.موسيقي سواحل جنوب ايران ، به عقيده بعضي از شناسندگان آن، با موسيقي بوميان آفريقايي پيوندي عميق و ريشه دار يافته است.يكي از فرمهاي معمول در موسيقي محلي «سبالو» ناميده ميشود و آن آوازي است كه با دايره همراهي ميشود و به وسيله خوانندگاني كه دايره وار كنار هم مينشينند، اجرا ميگردد.خوانندگان همزمان با اجراي سبالو، شانه‌هاي خود را به طرف راست و چپ منظماً حركت ميدهند.رقص و موسيقي سبالو متاثر از موسيقي آفريقايي است.يكي ديگر از فرم‌هاي رايج موسيقي محلي «يزله» است.يزله به وسيله گروهي از خوانندگان غيرحرفه‌اي اجرا ميشود و فقط با دست زدن همراه است ودر اين موسيقي ملودي بيش از همه حايز اهميت است و به متن چندان اهميتي داده نميشود.علاوه بر موسيقي محلي(سازي و آوازي) موسيقي مذهبي نيز در اين استان بسيار رايج است.از نظر ساكنان اين منطقه،موسيقي مذهبي و به خصوص آن نوع موسيقي كه در ماه محرم نواخته ميشود،اهميت بيشتري نسبت به ساير اشكال موسيقي محلي دارد.

    رقصهاي محلي نيز به مناسبتهاي مختلف از جمله اعياد مذهبي و ملي و عروسيها اجرا ميشوند و دربين آنها «رقص اوزا» به لحاظ شيوه اجرا، مضمون و نقشهاي اجراكنندگان آن ، در خور توجه ويژه است.اين رقص كه عمدتاً توسط صيادان اجرا ميشود از مراسم ديدني مردم استان است و در آن رقصندگان دايره وار ميچرخند و همراه حركات موزون خودشعرهايي را ميخوانند.

    سفر و اقامت - هرمزگان - استان هرمزگان:

    مركز استان‌ هرمزگان‌ از نظر راه‌هاي‌ ارتباطي‌ (هوايي‌، دريايي‌، جاده‌اي‌ و راه‌آهن‌)، مخابرات‌ وسيستم‌هاي‌ درماني‌ تجهيز شده‌ و مسافرت‌ به‌ شهرهاي‌ آن‌ نيز آسان‌ است‌. بيشتر شهرستان‌هاي‌ استان‌ بخصوص ‌جزاير قشم‌ و كيش‌ داراي‌ انواع‌ هتل‌ و امكانات‌ اقامتي‌ مي‌باشند و مردم‌ آن‌ نيز با فرهنگ‌ جهانگردي‌ آشنايي ‌دارند.

    مکان های دیدنی و تاریخی - استان هرمزگان:

    مكان هاي ديدني و تاريخي استان هرمزگان عبارتند از: سواحل خليج فارس و درياي عمان, جنگل هاي مانگرو(حرا), معبد هندوها, مسجد گله داری، حمام گله داری, عمارت كلاه فرتگي, مسجد جامع دل گشا، امام زاده سيد مظفر, مسجد سبز كهنه, عمارت کلاه فرنگی، پل لاتيران, مسجد افغان و ملک عباس, قلعه لشتان, قلعه پرتغالي ها, قلعه قشم, قلعه نادري, غار خروس, شهر باستاني حرير, جاده دنيا, مسجد نور, كلبه حور, جزاير كيش, قشم و....

    صنايع و معادن - استان هرمزگان:

    صنايع استان هرمزگان به دو دسته صنعتي و دستي تقسيم مي شوند كه صنايع دستي اين استان را لنج سازی، گلابتون دوزی، خوس دوزی، شک دوزی بافی، کم دوزی، کلاه دوزی، سوند بافی، سوزن دوزی، چادر شب بافی، فرش بافی، حصير بافی، تور بافی، گرگور سازی، سفال گری، سبد بافی، صنايع صدفی، عبا دوزی، درو پنجره جوبی، کرچاپ، بادله دوزی، مليله دوزی دور لباس، کوزه سازی تشكيل مي دهد.

    با توجه به قرار گرفتن اين استان در کنار دريای عمان و خليج فارس، مهم ترين صنايع رايج در اين استان عبارتند از: کارخانه های کنسرو ماهی، پودرماهی، قايق سازی، کشتی سازی و هم چنين صنايع نفتی. استان هرمزگان از نظر منابع معدنی توانمند بوده و علاوه بر نفت و گاز، معادن کروميت و خاک سرخ آن نيز مشهور است.

    در جزيره ابوموسی معدن اکسيد سرخ آهن و هم چنين معدن خاک سرخ وجود دارد و آب های پيرامون آن، دارای نفت است. حدود 100 سال پيش، نخستين امتياز استخراج اين معدن ها، از سوی ناصرالدين شاه قاجار به مرحوم معين التجار بوشهری واگذار شد. نفت جزيره ابوموسی که به ميدان مبارک، در بخش دريايی خاوری جزيره محدود است، از نظر گونه و کيفيت، بهترين نفت در خليج فارس شناخته شده است. منابع نفت جزيره سوری که نقش مهمی در صادرات نفتی کشور دارند را می توان از مهم ترين منابع زيرزمينی اين شهرستان نام برد.

    مهم ترين معدن های شهرستان بندر لنگه که به گونه پراکنده در نواحی بستک، تدرويه، پل غار، . . . وجود دارند، می توان معدن سنگ گچ، سنگ لاشه و شن و ماسه را نام برد. منابع نفت حوزه جزيره لاوان به نام های : رسالت، رشادت و سلمان، از ديگر منابع معدنی شهرستان لنگه به شمار می روند. جزيره فارور دارای معدن های زيادی نظير آهن، سنگ کاربيت، سنگ گرانيت، سنگ های سيليس، خاک سرخ و ديگر فلزات است.

    بندرعباس دارای معدن آهک و گچ است که در 2 کيلومتری خاور و هم چنين باختر آن قرار دارند. از مهم ترين معدن های اين شهرستان، معدن گاز سورو، سرخون، گيشو، شن وماسه، نمک آبی را می توان نام برد. معدن هايی که مورد بهره برداری قرار گرفته اند، معادن سنگ گچ خمير، سنگ گچ کشکوييه و نمک در گور است.

    ازمهم ترين معادن های شهرستان جاسک، که در بخش شمالی و در بخش بشاگرد قرار دارند می توان معادن آهک، آهن، سنگ نمک، پنبه نسوز، خاک سرخ، گوگرد، کروميت، سنگ گچ، تالک و منگنز را نام برد.

    معدن کروميت شهرستان ميناب از منابع مهم استان هرمزگان است. کروميت استخراجی اين معدن ها به خارج از کشور صادر می شود و بهره برداری از آن ها از فعاليت های اقتصادی بسيار مهم به شمار می رود. استخراج سالانه ذخاير معدنی اين شهرستان، عبارت اند از: مجتمع معدنی کروميت فارياب، که شامل 32 معدن بزرگ و کوچک بوده، واندازه استخراج آن، 40 هزار تن می باشد و اندازه استخراج معدن سنگ گچ فارياب حدود 3 هزار تن و معدن مرمريت سرنی حدود 5 هزار تن بوده است. آهن، گوگرد، نمک و آهن، از ديگر معدن های شهرستان ميناب به شمار می روند.

    شرکت ملی نفت ايران از چندين سال پيش اقدام به کاوش و حفاری در جزيره قشم کرده که در همه کاوش ها، به منابع گاز طبيعی دست يافته است. به دنبال اجرای پروژه هايی، مانند: صنايع فولاد، مس سرچشمه و نيروگاه حرارتی توانير، بهره برداری از گاز گورزين جزيره قشم آغاز شد و منابع گاز سلخ جزيره به دليل نامرغوب بودن (ترش) مورد استفاده قرار نگرفت.

    کوه نمکدان (معدن نمک)، در 85 کيلومتری شهر قشم قرار گرفته است. اين منابع به گونه تپه های گنبدی شکل و به قطر 7 کيلومتر و بلندی 237 متر از سطح دريا قرار گرفته اند. انبارهای آن، 420 هزار تن برآورده شده است. معدن به گونه گنبد نمکی است، که در درون آن، يک جريان آب زيرزمينی گذشته و در مسير خود، به گونه پشمه های نمکی آشکار شده و در حوضچه های طبيعی گسترده می شود که پس از تبخير سطحی، نمک به جای می ماند. در بخش های سنگ های رسوبی بالای گنبد، گوگرد و سولفور فلزات دو ظرفيتی، مانند آهن و سرب با کيفيت پراکنده وجود دارد. در حال حاضر از معدن نمکدان، سه گونه نمک بهره برداری می شود: نمک آبی يا پاريو، نمک کوهی، نمک بلور يا ترکه. در جزيره قشم معدن سنگ لاشه، شن و ماسه نيز وجود دارد.

    در جزيره لارک معدن های خاک سرخ، آهن و نمک وجود دارد. از گذشته های دور معدن خاک سرخ، در اين جزيره شناخته شده و مردم خليج فارس برای رنگ آميزی چوب، فلز، بدنه کشتی، پارچه، . . . از آن استفاده می کردند. اين معدن از پر درآمدترين معدن های ايران است. در جزيره هرمز معدن سنگ لاشه و نمک آبی نيز وجود دارد و از معدن نمک آن، سالانه تا 3 هزار تن بهره برداری می شود.

    کشاورزی و دام داری - استان هرمزگان:

    بيش تر جمعيت استان هرمزگان، در بخش کشاورزی به کار مشغول اند. شکل چيره توليد کشاورزی در هرمزگان، گونه های صيفی و سبزی، مانند: گوجه فرنگی، بادمجان، پياز، هندوانه، خيار، خربزه، باميه، است. نخلستان ها، که حدود 40 هزار هکتار از زمين های استان هرمزگان را به خود اختصاص داده است و بيش از هفت ميليون اصله درخت خرما را در بر می گيرد، با توجه به شمار نخل ها و توليد ساليانه آن ها، از جايگاه خوبی بر خوردار است. بيش از 4 ميليون اصله درخت خرما، در شهرستان های ميناب و رودان و بقيه در ساير نقاط هرمزگان کاشته شده است. بيش از صد گونه متفاوت نخل بومی در هرمزگان وجود دارد، که گونه های سرشناس آن، عبارت اند از: مهتری، شاهانی، خنيزی، زرک، هلو، مرداسنگ، آلو، مهتری، سلانی، سهمران، زامردان، پنجه عروس، نوعروس، . . .

    مرکبات استان هرمزگان زمين های پهناوری را به خود اختصاص داده و فرآورده های آن شامل پرتقال، نارنگی، ليموترش، ليموشيرين، گريپ فروت و نارنج می شود. ليموترش از آن دسته مرکباتی است که در رودان به دليل آب و هوای مناسب، جايگاه ويژه ای پيدا کرده است از نظر ميزان توليد، دارای اهميت است و به عنوان فرآورده پايه استان به شمار می رود، . مرکبات استان هرمزگان مانند نارنگی ناحيه سياهو و ليموترش شهرستان رودان از مرغوبيت و شهرت ويژه ای برخوردار بوده و می توانند با مرکبات ديگر نواحی کشور رقابت کنند. فرآورده های ديگر کشاورزی استان هرمزگان، عبارت اند از: حنا، تنباکو، يونجه، انبه، حبوبات، سنجد و سيب زمينی، که 4 تا 5 هزار هکتار از زمين های استان به کشت آن ها اختصاص دارد.

    استان هرمزگان از لحاظ دام داری جايگاه ويژه ای دارد. برابر برآوردها، يک ميليون دام محلی و ساکن و يک ميليون دام عشاير کوچ رو استان های فارس و کرمان، در زمستان از مراتع هرمزگان استفاده می کنند، که به دليل چرای بی رويه و عدم کنترل درست، مراتع بازدهی خود را از دست داده و به مراتع فقير تبديل شده اند. از اين رو دام های استان با وجود کميت مناسب، از کيفيت پايينی برخوردار است. مردم اين استان بيش از هر دام ديگری به پرورش بز می پردازند. گونه ای بز بومی در هرمزگان پرورش می يابد، که به بز «تالی» يا بز «جزيره ای» سرشناس است که خود را با شرايط آب و هوايی منطقه سازش داده است.

    وجه تسميه و پيشينه تاريخي - استان هرمزگان:

    استان هرمزگان از لحاظ تاريخی ديرينه گی زيادی دارد. بندرها و جزيره های هرمزگان، در دوران های گوناگون پيش از اسلام اهميت داشته و از جايگاه ويژه ای برخوردار بوده اند. دريای پارس (درياي عمان و خليج فارس)، که استان هرمزگان نيز در کنار آن قرار گرفته، از کهن ترين درياهايی است که انسان شناخته است. ساکنان پيرامون آن، ازجمله مردم باستان هرمزگان، نخستين انسان هايی بوده اند که با فن دريا نوردی آشنا شده و به کشتی رانی پرداخته اند. دراين منطقه، دريانوردی و چيره گی بر راه آبی سبب پيدايش و رشد فرهنگ، بازرگانی دريايی و ايجاد دولت های با فرهنگ ازجمله ايلام شد.

    ايلاميان از هزاره سوم پيش از ميلاد صدها سال بر خليج فارس و جزيره های استان هرمزگان، به ويژه جزيره های قشم، کيش، لارک، لنگه، و جاسک حکم رانی داشته و از آن ها به عنوان راه ارتباطی برای بازرگانی با هند باختری و درّه نيل استفاده می کرده اند.

    مادهای آريايی نژاد، در آغاز سده 8هشتم پيش از ميلاد، حکومت «ماد» را به وجود آوردند. اين حکومت، در روزگار پادشاهی هووخشتره گسترش يافته توانمند شد و مرز جنوبی آن را کرانه های جنوبی دريای پارس تشکيل می داد. در اين زمان هرمزگان تابع ساتراپی (استان) درنگيانه و بخشی از کرمان بوده است. در روزگار هخامنشی، به ويژه داريوش بزرگ، ايرانيان اندک اندک در کرانه ها و آب های درياهای سياه و سرخ نيز رخنه کردند. داريوش بزرگ، دريا سالار يونانی خود، اسکولاخ (اسکيلاس) را مأمور بررسی کناره های دريای پارس کرد. اسکولاخ و همراهانش تمامی جزيره ها و کرانه های دريای مکران، خليج فارس، دريای سرخ و دريای باختر را در نورديده و آگاهی های ارزنده ای به دست آوردند. اين سفر دريايی از نظر بازرگانی و نظامی برای ايران سودمند بود، و باعث برقراری وابسته گی بازرگانی ميان هندوستان و دريای باختر گرديد. اشکانيان پس از چيره گی بر جانشينان اسکندر (سلوکی ها)، کرانه های خليج فارس از جمله استان هرمزگان را بر قلمرو خود افزودند و در برابر روميان، از دريای پارس و بين النهرين پاسداری کردند. در زمان ساسانيان، هرمزگان از مراکز مهم داد و ستد و پيوند بازرگانی به شمار می رفته است. چند سکّه نقره از اين دوران در اثر کاوش هايی که در اسکله سازی «سورو» انجام گرفت، به دست آمده است.

    در نخستين سال های حکومت اسلامی، کرانه های هر دو سوی دريای پارس، از جمله استان هرمزگان به دست مسلمانان افتاد. ابوهوريره، از ياران پيامبر (ص) در روزگار عمر- خليفه دوم - بر بحرين و کرانه های باختری خليج فارس دست يافت و از آن جا به کرانه های خاوری آن يورش برد و تمامی دريای پارس و بندرها و جزيره های آن را بر قلمرو مسلمانان افزود. پس از چيره گی عرب ها، ديلميان نخستين دودمان ايرانی بودند، که بار ديگر بر سراسر جزيره ها، بندرها و آب های استان هرمزگان و ديگر نقاط خليج فارس چيره شدند.

    هرمزگان، عمان و بندرها و جزيره های آن به ترتيب در سال های 323 و 534 هـ . ق، توسط علی (عمادالدوله)، و احمد (معزالدوله) به قلمرو آل بويه ملحق گرديدند. حکومت آل بويه، در زمان عضدالدوله گسترش يافت و در تمام مدت حکومتشان، فارس و هرمزگان در قلمرو فرمانروايی آن ها بود. پس از ديلميان، سلجوقيان کرمان از سال 454 تا 583 هـ . ق، بر منطقه خليج فارس، از جمله استان هرمزگان و عمان تسلط يافتند. در دوران سلجوقی، از سوی فرمان روايان اين خاندان، حاکمانی با عنوان«اتابک» به مناطق گوناگون ره سپار می شدند. اتابکان فارس برعمان، بحرين و کرانه ها و جزيره های خليج فارس دريای عمان(مکران) دست يافتند و حکومت آنان تا 661 هـ . ق، بر فارس و هرمزگان بر قرار بود. دراين سال سلجوق شاه سلغری بر هلاکو خان مغول شوريد، اما شکست خورد و حکومت فارس، هرمزگان و تمامی منطقه خليج فارس به دست مغولان افتاد. در دوره فترتی که بين سپری شدن حکومت ايلخانان مغول و برآمدن تيموريان وجود داشت، حکومت هرمزگان و خليج فارس با مظفريان بود. تيمور لنگ به سال 785 هـ . ق، سيستان را گشود و در يورش های بعدی خود، اصفهان، فارس، بوشهر، بندرها و جزيره های هرمزگان را به قلمرو خويش افزود. تيموريان تا سال 873 هـ . ق، که در ايران حکومت داشتند، خراج بندرها و جزيره های خليج فارس و دريای عمان(مکران) را دريافت می کردند.

    در سال 913 هـ . ق، ناوگان پرتغالی ها به فرماندهی البوکرک با گشودن مسقط که خراج گذار امير هرمز بود، با سيف الدين، امير هرمز به جنگ پرداخته و با شکست وی هرمز را تابع و خراج گزار پرتغال کردند. پرتغالی ها در جزيره های هرمز، کيش، بحرين، قشم، نابند، و . . . دفتر بازرگانی و چندين دژ نظامی ساختند. از مرگ آلفونسو دو آلبوکرک (در ذيقعده سال 921 هـ . ق)، تا روزگار شاه عباس اوّل (996 – 1038 هـ . ق) حکومت پرتغال در دريای پارس توان داشت و در اين مدت مراکز بازرگانی دريای عمان (مکران) و خليج فارس، چون کيش، چابهار، هرمز، مسقط، بحرين، قشم، جاسک، . . . به سبب ستم کاری آنان رو به ويرانی نهاد.

    شاه عباس اوّل صفوی پس از جنگ با عثمانی ها تصميم به آزاد ساختن جزيره های دريای پارس و بيرون راندن پرتغالی ها گرفت. شاه عباس بزرگ نه تنها بحرين را آزاد ساخت، بلکه جزيره های هرمز، کيش، قشم و بندرهای جاسک، چابهار, لنگه، . . . را از پرتغاليان پس گرفت. نادرشاه افشار (1149 – 1160 هـ . ق) در سال 1149 هـ . ق، با بيرون راندن افغان ها از ايران بر تمامی کرانه ها و جزيره های شمالی و جنوبی خليج فارس چيره شد. با مرگ نادر شاه افشار، شورشی دوباره سراسر کشور را فرا گرفت و کريم خان زند با خواستاران پادشاهی به جنگ پرداخت و سرانجام در 1179هـ . ق، بر سراسر فارس، جزيره ها و بندر های خليج فارس، . . . دست يافت و کارهای نيمه تمام نادر شاه را دنبال کرده و به پايان رسانيد.

    مشخصات جغرافيايي - استان هرمزگان:

    استان هرمزگان در جنوب ايران در كنار درياي عمان و خليج فارس واقع شده و شمال تنگه هرمز در 25 درجه و 34 دقيقه تا 28 درجه و 57 دقيقه ی پهنای جغرافيايی و 52 درجه و 41 دقيقه تا 59 درجه و 15 دقيقه ی درازای خاوری نسبت به نيم روز گرينويچ قرار دارد. اين استان از سوی شمال به استان کرمان، از خاور به استان های سيستان و بلوچستان و کرمان، از باختر به استان های فارس و بوشهر و از جنوب به دريای عمان و خليج فارس محدود است. تنگه هرمز يكی از حساس ترين و حياتی ترين گذرگاه های آبی عصر حاضر؛ در قلمرو سياسی استان هرمزگان قرار دارد. اين تنگه هلالی شكل 187 كيلومتر درازا دارد. عمق تنگه هرمز به دليل شيب تند كف آن از قسمت شمال به جنوب متغيير است. به طوری كه در نزديكی جزيره لارک در حدود 36 متر و در ساحل جنوبی نزديك شبه جزيره مسندام 180 متر است. هم چنين 14 جزيره کوچک و بزرگ به نام های ابوموسی، بنی فرور، تنب بزرگ، تنب کوچک، سيری، شتور، كيش، اردن، قشم، لاوان، لارك، هرمز، هندورابی، و هنگام در محدوده آب های ساحلی اين استان قرار دارند. بر اساس آخرين تقسيمات كشوری شهرستان های استان هرمزگان عبارتند از: ابوموسی، بستك, بندرعباس، بندر لنگه، جاسك، حاجی آباد، رودان (دهبارز)، قشم، ميناب

    راه هاي دسترسي به استان هرمزگان عبارتند از:

    راه های زمينی استان هرمزگان، شامل راه شوسه و راه آهن است. راه شوسه، شامل راه اصلی، راه فرعی و راه روستايی است.

    راه اصلی شوسه در استان هرمزگان، راه بندرعباس به تهران است که از طريق اين راه، بندرعباس به تمامی نقاط کشور می پيوندد. اين راه محور اصلی ارتباطی استان و از پر رفت و آمد ترين شبکه های ارتباطی کشور، به ويژه در حمل ونقل بار با وسايط نقليه سنگين به شمار ميرود.

    راه های فرعی هرمزگان، عبارتند از: سياهو، خوش هنگام، جاسک، جگين، گاوبندی دريا، بندر چارک، جايين احمدی، لنگه، گاوبندی، ستاق، مقام، گهره.

    راه های شنی بين آبادی های استان است، که پل های آن با لوله و آب نما ساخته شده اند و هم چنين راه های مال رو که با گريدرزنی و شن ريزی ساخته شده اند، مانند راه های روستايی بشاگرد.

    دو خط آهن تازه تأسيس بندرعباس – بافق و مشهد – سرخس، راه آهن ايران را به شبکه خط آهن آسيای مرکزی، پيوند می دهد. ازهمين مسيرها است، که کالاها بايد به روسيه يا از باختر به اروپا ارسال شوند. راه آهن بندرعباس، در راه روهای ترانزيتی (گذری) راه آهن جمهوری اسلامی ايران، دارای جايگاه ويژه ای است.

    راه آهن بندرعباس - سرخس – بندرعباس. مسير: بندرعباس، سيرجان، بافق، يزد، قم، تهران، شاهرود، فريمان ( مشهد)، سرخس و برعکس، با درازای خط 2 هزار و 540 کيلومتر و گنجايش حمل و نقل سه ميليون تن بار در سال.

    راه روی بندرعباس – بندرهای شمال (ترکمن – اميرآباد)، بندرعباس. مسير: بندرعباس، بافق، يزد، تهران، گرمسار، قايم شهر، بندر اميرآباد و يا ترکمن و برعکس، با درازای خط يک هزار و 878 کيلومتر و يک هزار و 947 کيلومتر و گنجايش حمل يک ميليون تن بار در سال.

    راه روی بندرعباس – رازی – بندرعباس. مسير: بندرعباس، سيرجان، بافق، يزد، تهران، تبريز، رازی و برعکس، با درازای خط 2 هزار و 446 کيلومتر و گنجايش حمل بار دو ميليون تن در سال.

    راه روی بندرعباس، جلفا، بندرعباس. مسير: بندرعباس، سيرجان، بافق، يزد، تهران، تبريز، جلفا و برعکس، با درازای 2 هزار و 470 کيلومتر با گنجايش حمل بار دو ميليون تن در سال.

    راه روی بندرعباس، لطف آباد، بندرعباس. مسير: بندرعباس، بافق، تهران، مشهد، لطف آباد و برعکس، به درازای 2 هزار و 665 کيلومتر و گنجايش سه ميليون تن در سال.

    به طور کلی ارتباطات و حمل ونقل د ر استان هرمزگان با توجه به وجود بندرها و اسکله های بزرگ و ورود و خروج کالا از اين استان، در شبکه حمل ونقل کشوری و ارتباطی دارای اهميت بسيار است.

    حمل و نقل هوايی استان هرمزگان از طريق فرودگاه بندرعباس و فرودگاهای ديگر، از جمله فرودگاه کيش، قشم، لنگه، . . . اين استان انجام می شود.

    از طريق بندرهای استان هرمزگان، حمل و نقل بار و مسافر به جزيره های ايران در خليج فارس و شيخ نشين ها و ديگر کشورها انجام می گيرد، و کالاها از طريق همين بندرها، به ويژه بندرعباس، بندر شهيد رجايی و بندر شهيد باهنر، . . . وارد يا صادر می شود. مهم ترين بندراستان هرمزگان، بندرعباس است. ساير بندرها، عبارتند از: لنگه، جاسک، خمير، سيريک، معلم، کنگ، کوهستک، چارک، تياب، بستانو، گچين، مغان (مغوييه)، بونجی، بريزک، . . . روزانه بيش از يک هزار کاميون وارد بندرعباس می شوند تا کالاهای گوناگون بخش کشاورزی، صنايع و مصالح ساختمانی را حمل کنند.

    اسکله چوبی با استخوان بندی آهنی بندرعباس، در سال 1318 خورشیدی، به درازای 185 متر و پهنای 20/4 متر برای حمل و نقل و داد و ستدهای مرزی، در بندرعباس ساخته شد. بعدها ضمن بررسی جايگاه اين بندر و نياز بسيار به گسترش آن، در سال 1334 خورشیدی، محل مناسبی در 8 کيلومتری باختر شهر بندرعباس، يعنی محل کنونی اسکله ها و تأسيسات بندر پيشين، انتخاب شد و در آبان 1346 خورشیدی، تأ سيسات و اسکله های شماره 1 تا 7، اسکله صدور سنگ دلفين، اسکله «شرکت نفت دلفين» و اسکله و بندر «شهيد رجايی» در بندرعباس به بهره برداری رسيد. اين بندر گنجايش پهلو گرفتن هم زمان 7- 8 کشتی را تا ظرفيت 30 هزار تن داراست.

    بندر شهيد رجايی، با پهنه ای حدود 25 کيلومترمربع، در حدود 30 کيلومتری باختر شهر بندرعباس قرار دارد. مجتمع بزرگ اين بندر، در سال 1363 خورشیدی، گشايش يافت و يکی از بندرهای بزرگ خاورميانه به شمار می رود. . اين بندر به لحاظ دارا بودن ترمينال های گوناگون و تأسيسات بسيار، بندری کامل و مدرن است و دارای يک حوضچه اصلی گردش و سه حوضچه برای پهلوگيری کشتی ها است. ترمينال های بندر شهيد رجايی، عبارتند از: ترمينال کانتينر شماره يک، کانتينر اصلی، کالای عمومی، کالای ويژه، غلات، تخليه روغن مايع، تأسيسات پهلوگيری کشتی ها، ترمينال نفتی، ترمينال کشتی های لش. ترمينال نفتی اسکله، 2 کشتی 70 هزارتنی را در يک زمان می تواند بپذيرد. تمامی اسکله ها مجهز به تأسيسات آب، برق، سوخت و تلفن است و کشتی ها می توانند از اين تسهيلات استفاده کنند. درازای موج شکن ها، در اين بندر 7 هزار متر است و تا انتهای موج شکن ها و شاخه های فرعی آن ها دارای جاده ماشين رو است. بندر شهيد رجايی دارای يازده انبار سرپوشيده نگاهداری کالا، هر يک به پهنه 9 هزار متر مربع است. آب مورد نياز بندر و کشتی ها با 3 دستگاه آب شيرين کن تأمين می شود. برق بندر از نيروگاه گازی بندرعباس تأمين می شود و خود بندر نيز دارای نيروگاه برق اضطراری است.

    در خاور بندر شهيد رجايی، بندرگاه ترافيک کرانه ای و ماهی گيری قرار دارند، که دارای موج شکن، شامل 2 شاخه اصلی و 2 شاخه فرعی و بندرگاه کرانه ای، دارای 1173 متر اسکله و دروازه ورود و خروج ويژه است. بندرشهيد رجايی با راه آسفالته به ديگر نقاط کشور می پيوندد. به علاوه از راه آهن بافق - بندرعباس، می تواند کار کالا رسانی را انجام دهد. برای اين منظور 19 کيلومتر خط آهن در بندر ساخته شده است که به راه آهن بافق - بندرعباس می پيوندد.
    نقشه استان هرمزگان:

  10. کاربر مقابل از این پست حسام22 تشکر کرده است.


  11. #8
    اخراج شده

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    نوشته ها
    4,145
    تشکر
    1,209
    تشکر شده 5,363 بار در 1,879 پست

    پیش فرض پاسخ : <<<<<<تموم استان ها ایران((تاریخچه و...))+نقشه در این تاپیک>>>>>>

    اســ ــ ــ ــ ـتان گلسـ ـــ ــ ــتان+نقـ ـ ـشه

    استان گلستان:

    مرکـــــز : گرگان

    موقعیت : شمال ایران

    مجاورت : شمال: جمهوری ترکمنستان جنوب:استان سمنان غرب:استان مازندران و دریای مازندران

    آب و هوا: بیشتر آب‌وهوای معتدل مدیترانه‌ارد ولی جلگهٔ گرگان به لحاظ مجاورت با صحرای ترکمنستان، دوری از دریا و کاهش ارتفاعات، آب و هوای نیمه بیابانی و گرم دارد. ارتفاع متوسط: 160 M دما:18 º c

    وسعــــت: ۲۲۰۰۰ کیلومتر مربع

    جمعـیــت: بر اساس آمار سال ۱۳۸۵ خورشیدی 1617087 نفر

    تقسیمات: 16 شهر و 16 بخش و 45 دهستان

    شهرستانها: آزاد شهر - آق قلا - بندترکمن - بندرگز - رامیان - علی آباد - کردکوی - کلاله - گرگان/مرکز استان - گنبدکاووس - مینودشت

    موقعيت جغرافيايي – استان گلستان:

    استان‌ گلستان‌ با مساحتي‌ 22000كيلومتر مربع‌ در ناحيه‌ جنوب‌ شرقي‌ درياي‌ مازندران واقع‌ شده‌ است‌. براساس‌ آخرين‌ تقسيمات‌ كشوري‌ در سال‌ 1385، شهرستان‌هاي‌ استان‌ گلستان‌ عبارتند از: بندر تركمن ‌، علي‌آباد ، بندر گز، كردكوي‌ ، گرگان‌ ، گنبد كاووس‌ و مينودشت‌. شهر گرگان‌ مركز استان‌ گلستان‌ مي‌باشد. استان‌ گلستان در سال‌ 1385، حدود 1617087 نفر جمعيّت‌ داشته‌ است‌. كه‌ از اين‌ تعداد 795126 نفر درنقاط‌ شهري‌ و 819584 نفر در نقاط‌ روستايي‌ و 2377 نفر در نقاط عشايري‌ سكونت‌ داشته‌اند.

    استان‌ گلستان‌ از لحاظ‌ ناهمواري‌ به‌ دو قسمت‌ جلگه‌اي‌ و كوهستاني‌ تقسيم‌ مي‌شود. امتداد و جهت‌ رشته‌ كوه‌هاي‌ البرز، مانند ديواري‌ مرتفع‌ و طولاني ‌، خط‌ ساحلي‌ و جلگه‌هاي‌ كناره‌اي‌ درياي‌ مازندران را محصور كرده ‌است‌ و شيب‌ زمين‌ از ارتفاعات‌ به‌ سوي‌ جلگه‌ و درياي‌ مازندران كاهش‌ مي‌يابد. در قسمت‌ جلگه‌هاي‌ سواحل‌ جنوبي‌ و شرقي‌ درياي‌ مازندران ، در اثر حركات‌ زمين‌ ساختي‌ و بادهاي‌ محلي ‌، تپه‌هاي‌ ماسه‌اي‌ ساحلي‌ تشكيل‌ شده‌ و سد طبيعي‌ و كم‌ ارتفاعي‌ بين‌ جلگه‌ و دريا پديد آمده‌ است‌. در البرز شرقي ‌، جهت‌ و امتداد رشته‌ كوه‌ها به‌ سوي ‌شمال‌ شرق‌ است‌ و به‌ تدريج‌ از ارتفاع‌ آن‌ها كاسته‌ مي‌شود. رشته‌ كوه‌ جنوبي ‌، آن‌ (ابر كوه‌) است‌ كه‌ بلندترين‌ نقطه‌ آن‌ در (قله‌ شاوار) به‌ 3945 متر مي‌رسد. رشته‌ كوه‌ شمالي‌ آن‌ (شاهكوه‌) است‌ كه‌ به‌ صورت‌ ديواري‌ در مقابل ‌جلگه‌ گرگان‌ قرار دارد و ارتفاع‌ آن‌ در قله‌ (پيرگرد) به‌ حدود 3204 متر مي‌رسد.

    آب و هوا – استان گلستان:

    استان‌ گلستان‌، با توجه‌ به‌ موقعيت‌ جغرافيايي ‌، تحت‌ تأثير عرض‌ و ارتفاع‌ جغرافيايي‌ ، رشته‌ كوه‌هاي ‌البرز، دوري‌ و نزديكي‌ به‌ دريا ، بيابان‌هاي‌ جنوبي‌ تركمنستان ‌، وزش‌ بادهاي‌ محلي‌ و ناحيه‌اي‌ و پوشش‌ متراكم ‌جنگلي‌ قرار دارد و آب‌ و هواي‌ گوناگوني‌ دارد. شمال‌ شرقي‌ استان‌ ، به‌ ويژه‌ در شرق‌ درياي‌ مازندران و حد فاصل ‌گرگان‌ رود تا مرز تركمنستان ‌، به‌ علت‌ دوري‌ از اثرات‌ درياي‌ مازندران ، كاهش‌ ارتفاعات‌ البرز شرقي ‌، وسعت‌ جلگه‌ ساحلي‌ و نزديكي‌ به‌ بيابان‌هاي‌ قره‌ قوم‌ و قزل‌ قوم‌ (در جمهوري‌هاي‌ آسياي‌ ميانه‌) خشكي‌ و گرماي‌ هوا مواجه ‌است‌ و دورترها به‌ نيمه‌ خشك‌ (نيمه‌ بياباني‌) تبديل‌ مي‌شود. در اين‌ منطقه‌ ، ميزان‌ بارندگي‌ سالانه‌ اندك‌ است‌ و به‌ علت‌ كاهش‌ رطوبت‌ هوا ، گرماي‌ آن‌ افزايش‌ مي‌يابد و اختلاف‌ شديدي‌ بين‌ دماي‌ شب‌ و روز و دماي‌ سردترين‌ و گرم‌ترين‌ ماههاي‌ سال‌ به‌ وجود مي‌آيد. در منطقه‌ جنوب‌ غرب‌ استان‌ به‌ علّت‌ نزديكي‌ به‌ ارتفاعات‌ ، از جمله‌ در شهرهاي‌ كلاله‌ و مينودشت‌ ، تغييرات‌ ديگري‌ در آب‌ و هواي‌ استان‌ ايجاد مي‌شود و با افزايش‌ و اعتدال‌ دما ، شرايطي‌ مشابه‌ آب‌ و هواي‌ معتدل‌ مرطوب‌ مازندراني‌ پديد مي‌آيد.

    تاريخ و فرهنگ – استان گلستان:

    سابقه‌ سكونت‌ و استقرار جماعت‌هاي‌ انساني‌ در ناحيه‌ گرگان‌ به‌ هزاره‌ قبل‌ از ميلاد مي‌رسد. شهرباستاني‌ جرجان‌ كه‌ اينك‌ آثار آن‌ در نزديكي‌ شهر گرگان‌ فعلي‌ به‌ جامانده‌ است‌ ، در گذشته‌ يكي‌ از شهرهاي‌ مهم ‌ايران‌ بود كه‌ در مسير جاده‌ ابريشم‌ نيز قرار داشته‌ است‌. گرگان‌ امروزي‌ كه‌ در گذشته‌ استر آباد نام‌ داشت‌. يكي‌ ازشهرهاي‌ قديمي‌ ايران‌ است‌. تركمن‌ها در شمال‌ استان‌ بويژه‌ در شهرهاي‌ گنبد و بندرتركمن‌ زندگي‌ مي‌كنند. اقدام ‌ديگري‌ از جمله‌ بلوچ ‌، ترك‌ ، افغان‌ و ارمني‌ نيز در استان‌ گلستان‌ زندگي‌ مي‌كنند كه‌ بسياري‌ خصايص‌ قومي‌ و فرهنگي‌ خود را حفظ‌ كرده‌اند. مردم‌ اين‌ استان‌ در شهرستان‌هاي‌ گنبد و بندر تركمن اكثراً سني‌ مذهب‌ و در سايرشهرستان‌ها شيعه‌ دوازده‌ امامي‌ هستند.

    مسافرت و اقامت – استان گلستان:

    اكثر شهرهاي‌ استان‌ گلستان‌ از نظر راه‌هاي‌ ارتباطي ‌، مخابرات‌ و خدمات‌ درماني‌ تجهيز شده‌اند ومردم‌ آن‌ با صنعت‌ جهانگردي‌ آشنايي‌ كامل‌ دارند. شهرهاي‌ استان‌ گلستان‌ داراي‌ انواع‌ هتل‌ و امكانات‌ اقامتي ‌مي‌باشند.

    مکان های دیدنی و تاریخی - استان گلستان:

    جاذبه هاي طبيعي استان گلستان عبارتند از: پارک ملي گلستان، تالاب گميشان، پناه گاه حيات وحش ميان كاله، آبشارلو، آبشار شيرآباد، آبشارباران كوه، آبشار زيارت، آبشار كبودوال، پارک جنگلي دلند، پارک جنگلي قرق، جزيره آشوراده، منطقه جنگلي نهارخوران و منطقه حفاظت شده جهان نما.

    بناهاي تاريخي و ديدني اين استان نيز عبارتند از: مسجد جامع، آرامگاه مختوم قلي فراغلي، امام زاده روشن، پل آقا قلا، امام زاده نور (اسحاق)، امام زاده هنديجان، بازار قديمي، برج رادكان باختري، پنج شنبه بازار قلا، تورنگ تپه، جمعه بازارگرگان، جمعه بازار گنبد، دوشنبه بازارتركمن، سد اسكندري (ديوار دفاعي)، قلعه ماران، كاخ اختصاصي، كاخ شاهين، كاخ آغا محمد خان، مدرسه سردار، مدرسه دارالشفاء، مسجد گلشن، مسجد امام حسن عسگري (ع)، مسجد و مدرسه كريم آبشار، موزه گرگان و ميل گنبد قابوس.

    جاذبه هاي طبيعي و تاريخي بالا به همراه جلوه هاي زندگي مردم و عشاير منطقه که ديدني هاي جذاب استان گلستان هستند در مجموع اين منطقه را از توان بالاي گردشگري برخوردار کرده است.

    صنايع و معادن - استان گلستان:

    صنايع استان گلستان به دو بخش صنعتي و دستي تقسيم مي شوند.مهم ترين صنايع دستي استان گلستان شامل قالي و قاليچه، پشتي هاي تركمن، جاجيم هاي كوهستاني و صنايع دستي روستايي است. از مهم ترين صنايع كارخانه اي مي توان به كارخانه پنبه پاک كني، آرد، نئوپان، قند، كنسرو، فيبرعايق، شير پاستوريزه و مجموعه اي از كارگاه هاي ساخت ماشين آلات كشاورزي اشاره كرد.

    کشاورزی و دام داری - استان گلستان:

    گلستان يكي از قطب هاي اقتصادي مهم كشور در زمينه كشاورزي، دامداري و صنايع وابسته به آن ها است. در اين منطقه، شهر گرگان نقش مركزيت اداري و بازرگاني دارد و جريان توسعه اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي استان را هدايت مي كند. مهم ترين محصولات کشاورزي استان گلستان عبارتند از پنبه، گندم، جو، دانه هاي روغني (سويا و آفتابگردان)، و سيب زميني. هم چنين باغ هاي سيب، آلو، قطره طلا و مركبات به فراواني در اين منطقه وجود دارند. دام داري نيز در کنار كشاورزي گسترش يافته و پرورش گاو بيش تر در كوه پايه هاي جنوبي و پرورش گوسفند و بز بيش تر در اراضي جلگه اي و مرتفع رواج دارد. پرورش زنبور عسل، به علت شرايط مساعد گياهي و اقليمي درنواحي كوه پايه اي و كوهستاني رواج و توسعه يافته و مراكز متعددي را به خود اختصاص داده است. توليد عسل در اين استان به خصوص در شهرستان گرگان، قسمتي از احتياجات منطقه را تامين مي كند. با توجه به شرايط آب و هوايي مناسب و رويش درختان توت، پرورش كرم ابريشم از گذشته هاي دور در اين استان رواج داشته است. به طوري كه در شهرستآن هاي گنبد و مينودشت پرورش كرم ابريشم از اهميت خاصي برخوردار است.

    وجه تسميه و پيشينه تاريخي - استان گلستان:

    استان گلستان نام خود را از گرگان به گلستان تغيير داده و به نظر مي رسد به علت آباداني و صفاي طبيعي اين منطقه؛ نام گلستان به آن داده شده است. استان گلستان محل سكونت اقوام تركمن است كه بخش ديگري از اين ايل بزرگ نيز در جمهوري تركمنستان زندگي مي كنند.

    نام تركمن نخستين بار در دايره المعارف چيني قرن هشتم ميلادي آمده است. هم چنين تركمن را نام قومي از اقوام زرد پوست ترک زبان دانسته اند كه از چندين هزار سال پيش در شمال درياچه «ايسيک گول» (بالخاش) در شمال مغولستان زندگي مي كرده اند. نويسندگان ايران براي نخستين بار در قرن پنجم هجري قمري به قومي ترک نژاد به نام ترک يا تركمانان كه در آسياي مركزي ساكن بوده اند، اشاره مي کنند.

    طوايف تركمن «گوگلان»، «يمرلي» و «آل علي» در جلگه هاي «كوپت داغ» و بعدا «ساريق» ها، «ارساري» ها و «سالر» ها در اطراف قوچان و بجنورد از شهرهاي خراسان سكني گزيدند و «يموت» ها به سمت شمال خراسان و رود اترک روي آورده و در قرن شانزدهم ميلادي، طوايف تركمن تمام ساحل خاوري خزر تا گرگان را تصرف کردند. در سال هاي بعد كه از اقتدار شاهان ايران و خوانين كاسته شد، تركمن ها به ترديج سلطه خود را به طرف خاور تا مرو گسترش دادند. بدين گونه اين سرزمين در طي چند قرن پهنه تاخت و تاز طوايف غز شده و توده هاي وسيع آن ها همراه مغول ها به ايران آمدند. با لشكركشي تيمور به ايران و ديگر كشورهاي مجاور، به همراه ديگر ايلات جا به جا شدند و با گذشتن از اين سرزمين، بار ديگر همراه صفويه به ايران بازگشتند. پس از تيمور، سلسله هاي تركمانان «قراقويونلو» وسپس «آق قويونلو» به عنوان نيرومند ترين گروه ها به ترتيب در باختر و شمال ايران و سپس در ايران مركزي و جنوبي ظهور كردند.

    در زمان صفويه، شاه عباس صفوي براي حفظ ايالات خاوري از تاخت و تاز تركمن ها و ازبكان، كردهاي جنگ جو را از ولايات باختري به اين سامان كوچ داد و پنج ولايت كرد نشين در امتداد كليه مرزها از استرآباد تا چناران به وجود آورد. اما كوچ كرد ها مانع تاخت و تاز تركمنان نشد چرا كه آن ها حريفاني هم زور بودند و هيچ يک از طرفين نمي توانستند به فتح نهايي دست يابند و اين خطه هم چنان درگير هرج و مرج باقي ماند. با وقوع جنگ هاي بين قبيله اي از يک سو و يورش خان هاي بخارا و خيوه از سوي ديگر، آشوب مناطق تركمن نشين را فرا گرفت. اين منازعات همراه با فشارهاي امپراطوري روسيه به ويژه در مرزهاي جنوب باختري، سبب افزايش سيل مهاجرت تركمن ها به نواحي رود گرگان شد و اين مهاجرت منجر به جنگ هايي بين ساكنان قبلي اين نواحي با مهاجمان شد. براثر فشار طوايف يموت كه به تازگي به اين نواحي آمده بودند، طوايف گوگلان به سمت كوه هاي گلي داغ رانده شدند. باوجود مخالفت و نزاع بين تركمن ها و همسايه هاي آن ها، تركمن ها به تدريج تا قره سو و شمال خراسان را به تصرف خويش درآوردند. اين طوايف كه دربيش تر اوقات نقش مهمي در تعيين و تغيير حكومت هاي وقت ايفا مي كردند، به سبب شيوه معيشت عشايري (دام داري و كوچ )، دراندک زماني به مهاجميني تبديل مي شدند كه هر حاكميتي ناگزيراز مقابله با آن ها مي شد. ماموران سلسله قاجار كه خود به كمک عشاير، به ويژه تركمنان به حاكميت رسيده بودند، با دست آويز قرار دادن شكايت مردم، بر تركمن هاي يک جا نشين ظلم و ستم روا مي داشتند. جنگ مرو بزرگ ترين حادثه سياسي در تاريخ تركمن ها در عصر قاجار به سال 1276 هجري قمري است. تمايل دولت روس به تصرف خانات خيوه، بخارا و نيز تحريكات انگليس در افغانستان و لشكركشي دولت ايران به منظور گرفتن ماليات و خراج از تركمن ها را مي توان از جمله دلايل شروع اين جنگ دانست. تركمن ها كه قادر به پرداخت خراج نبودند به كمک خان خيوه ارتش قاجار را شكست دادند. در نتيجه از نفوذ دولت ايران بيش از پيش كاسته شد و اين نواحي تحت تسلط ترکمن ها باقي ماند و تا مدت ها بعد از اين واقعه، خان نشين هاي خيوه به همراهي تركمن ها تا ناحيه خراسان مي تاختند و پس از غارت شهرهاي اين نواحي، مردم زيادي را به اسارت مي گرفتند. اين تهاجمات را عباس ميرزا قاجار با آزاد كردن تعداد زيادي اسير ايراني از چنگ تركمن ها و به اسيري بردن عده زيادي از آن ها پاسخ داد.

    اين لشگركشي دولت مركزي كه با خون ريزي توام بود به آرامش نسبي در منطقه منجر شد. پيش از آن كه قرن نوزدهم پايان يابد، آخرين تزارهاي روس با فتح تاشكند، بخارا، خان نشين خيوه و فرغانه، خان نشين هاي آسياي ميانه را خراج گزار روسيه كردند و تنها بخشي از سرزمين تركمن ها در كنار مرز ايران باقي ماند. در اين زمان دولت روسيه طوايف يموت را كه عمده ترين نيروي تركمن ها محسوب مي شد، با دست آويز تامين امنيت راه هاي تجاري سركوب كرد. با شكست بزرگ تركمن در سال 1300 هـ . ق، آخرين نقطه تركمنستان و بقيه نواحي شمال خراسان (از درياي خزر تا رود تجن) به امپراطوري روسيه اضافه شد. امضا قرارداد تحديد مرز آخال (1301 هـ . ق) بين دولتين ايران و روس، مرز ميان دو كشور را از روي نشانه هاي جغرافيايي تعيين كرد و زندگي تركمن ها را كه در آن هنگام در دو طرف مرز به امر كوچ مشغول بودند، مختل نمود.

    با تحديد مرزها، تركمنان حالت مردمي را يافتند كه به دو دولت ماليات مي دادند و در يک سو بخشي از خانواده و در سوي ديگر احشام و چوپانان تركمني زندگي مي كردند. تركمن ها كه نمي خواستند مالياتي به دولت روسيه بپردازند به ايران مهاجرت نمودند، اما دراين جا نيز با حكومت ايران كه مايل به جمع آوري ماليات و محدود كردن قدرت نظامي و پايان دادن به اغتشاشات تركمن ها بود، مواجه شدند. با اين همه، گرچه پس از تحديد مرزها، تركمن هاي اترک و گرگان رسما ايراني محسوب مي شدند، اما چنين مي گفتند كه هيچ ايراني از مرز قلمرو آنان نمي گذرد، مگر اين كه ريسماني به گردن داشته باشد.

    درعرصه نبرد مشروطه خواهان و مستبدان، تركمانان در صف مستبدان و مخالفين مشروطه قرار گرفتند و به غارت شهرها و روستاهاي طرف دار انقلاب پرداختند. محمد علي ميرزا- پادشاه قاجار- كه بر ضد مجلس و مشروطه دست به كودتا زده بود، پس از بركناري، در ميان تركمن ها هم دستاني يافت و آن ها نيز به اميد غارت و گسترش نفوذ خود به ولايات هم جوار، با او همراه شدند كه با شكست تركمن ها و پيروزي قواي مجاهدين مشروطه خواه، تركمن ها به سرزمين هاي محل سكناي خود عقب نشيني كردند.

    در دسامبر 1916 ميلادي، سپاهيان روس با آتش و شمشير در ادامه تعقيب تركمن هاي ساكن آسياي ميانه كه دست به شورش زده بودند، از ولايت استر آباد گذشته و بي رحمانه يموت ها و زنان و كودكانشان را سركوب كردند. حكومت ايران كه قادر به برخورد با اين مداخله نظامي روسيه نبود، درمقابل تصرف اين نواحي و نيز برخوردهاي نظامي عكس العمل نشان نداد و اين نواحي عملا به دست روس ها افتاد.

    پس از انقلاب اكتبر(1917. م) در روسيه، حكومت شوروي در سال (1918. م) سپاهيان روس را از ايران خارج كرد و مناطق اشغالي را به دولت ايران باز گرداند. تركمن ها را در درازاي تاريخ سراسر جنگ و ستيز، از آن هنگام كه در متن هاي تاريخي براي نخستين بار نام آن ها ذكر شده، همه حكومت ها (حتي آن ها كه خود تركمن بودند) پس از به قدرت رسيدن سركوب كرده اند. آن ها سال ها بين دو مرز ايران و شوروي سابق در حال رفت و آمد بودند و عملا در تابعيت هيچ كدام قرار نداشتند، گاه خراج گذار اين دولت ها بودند و گاه مردم ساكن آن نواحي را غارت كرده و آنان را به عنوان برده خريد و فروش مي كردند. تركمن ها در ميان خود نيز با دشمني، جنگ و ستيز پايان ناپذيري بر سر چراگاه روبرو بودند. چنان که دشمني بين آتاباي ها و گوگلان ها، آتاباي ها و جعفرباي ها، تكه ها با گوگلان ها و …. پايان ناپذير به نظر مي رسيد. اين منازعات تا زماني كه اقدامات حكومت ايران يعني گسيل ارتش به سوي تركمن هاي يموت و گوكلان در سال 1303 هـ . ش به آخرين شورش تركمن ها انجاميد، ادامه داشت.

    در اين شورش، تركمن ها در پي كسب استقلال سرزمين هاي تركمن نشين بودند، كه اين امر به اتحاد تمامي قبايل تركمن (يموت و گوكلان) منجر شده بود. از آن رو قبايل تركمن كه قرن ها بر سر آب و مرتع دام با يک ديگر درگير بودند، دشمني را كنار نهادند و به منظور ايجاد خود مختاري در نواحي تركمن نشين، به نفاق بين ايل ها و طوايف پايان دادند. با اين همه، با وجود قدرت نظامي قابل توجه تركمن ها، دولت مركزي ايران در سال 1304 هـ . ش با روش هاي مختلف و حمله نظامي و استفاده از سلاح هاي مدرن و تحريم اقتصادي، آن ها را سركوب كرد. عده اي ازسران شورشي اعدام شدند و گروهي به آن سوي مرزها گريختند. حكومت مركزي سركوب خود را با سوزاندن آلاچيق ها و تخته قاپو كردن تركمن ها تسريع كرد. گرچه با آغاز جنگ جهاني دوم و اشغال ايران توسط متفقين و تضعيف دولت مركزي، فرصتي كوتاه به دست آمد و گروهي از تركمن ها نيز به زندگي كوچ نشيني روي آوردند، اما دوران آن كوتاه بود و با قدرت گيري مجدد دولت پايان گرفت. سرانجام فشارهاي حكومت بر تركمنان تعديل يافت و به سبب جاذبه هاي اقتصادي و كشاورزي بعد از اصلاحات ارضي (سال 1341 هـ . ش)، گروهي از تركمن ها به كشت و زرع و عده اي به شهرها روي آوردند. اين قوم هم اکنون در صلح و صفا در محدوده استان گلستان زندگي مي کنند و بيش تر آن ها يک جا نشين شده اند.

    مشخصات جغرافيايي - استان گلستان:

    استان گلستان درقسمت شمال خاوري ايران و بين 36 درجه و 30 دقيقه تا 38 درجه و 8 دقيقه ي پهناي شمالي و 53 درجه و 51 دقيقه تا 56 درجه و 19 دقيقه ي درازاي خاوري از نصف النهار گرينويچ قرار گرفته است. اين استان از شمال با درياي خزر، از خاور با استان خراسان، از باختربا استان مازندران و از جنوب با استان سمنان همسايه است. استان گلستان، با توجه به موقعيت جغرافيايي خود، تحت تاثير پهناي جغرافيايي، ارتفاع و امتداد رشته كوه هاي البرز، ارتفاع سطح زمين، دوري و نزديكي به دريا، بيابان هاي جنوبي تركمنستان، وزش بادهاي محلي و ناحيه اي و پوشش متراكم جنگلي قرار دارد و به همين سبب، از آب و هوا هاي گوناگوني برخورداراست. چنان که در شمال خاوري استان به علت دوري از اثرات درياي خزر و … آب و هواي معتدل مرطوب خزري رفته رفته به اقليم نيمه خشک تبديل مي شود و ميزان بارندگي ساليانه كاهش مي يابد. براساس سرشماري سراسري سال 1375 جمعيت اين استان 1419201 نفر برآورد شده است.
    نقشه استان گلستان:

  12. #9
    اخراج شده

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    نوشته ها
    4,145
    تشکر
    1,209
    تشکر شده 5,363 بار در 1,879 پست

    پیش فرض پاسخ : <<<<<<تموم استان ها ایران((تاریخچه و...))+نقشه در این تاپیک>>>>>>

    اســ ــ ــ ــ ـتان خراسان شمالی +نقـ ـ ـشه

    استان خراسان شمالی:

    مجاورت : شمال: کشور ترکمنستان جنوب:استان خراسان رضوی جنوب غربی: استان سمنان شرق: استان خراسان رضوی غرب: استان گلستان

    آب و هوا: دارای آب و هوای متنوعی است ولی آب و هوای غالب در این منطقه؛ سردکوهستانی است ارتفاع متوسط: ۹۹۰M دما:۶/۱۳ º c

    وسعــــت: ۲۸۴۳۴ کیلومتر مربع

    جمعـیــت: بر اساس آمار سال ۱۳۸۵ خورشیدی ۵۷۲/۸۱۱ نفر

    تقسیمات: 6 شهرستان ،۱۵ بخش ،۴۰ دهستان و۸۶۲ روستای دارای سکنه

    شهرستانها: آشخانه - اسفراین - بجنورد/مرکز استان - جاجرم - شیروان - مانه و سَمَلقان - فاروج

    موقعيت جغرافيايي – استان خراسان شمالي:

    استان خراسان شمالى 28434 كيلومتر مربع مساحت دارد . آشخانه ، اسفراين ، بجنورد ، جاجرم ، شيروان و فاروج مجموع شهرستان‏هاى اين استان هستند. مركز استان خراسان شمالى ، شهرستان بجنورد است. استان خراسان شمالى در سال 1385، حدود 811572 نفر جمعيت داشته است. از اين تعداد حدود 392458 نفر در نقاط شهرى و 419114 نفر در نقاط روستايى يا غير ساكن وعشاير بوده ‏اند. استان خراسان شمالى از نظر موقعيت طبيعى به دو بخش شمالى و جنوبى تقسيم مي‏شود. بخش شمالى كوهستانى است كه در نواحى پست آن ، دشت‏هاى حاصلخيزى ايجاد شده و شرايط مناسبى براى توسعه كشاورزى و دامدارى فراهم آمده است. بخش جنوبى آن از دشت‏ها و تپه‏هاى كم ارتفاع تشكيل شده كه با فقر پوشش گياهى مواجه است.

    آب و هوا – استان خراسان شمالي:

    استان خراسان شمالى در ناحيه معتدل شمالى قرار گرفته و بطور كلى آب و هوايى متغير دارد. دماى هواى استان از سمت شمال به سمت جنوب افزايش مي‏ يابد ، ولى از ميزان بارش سالانه آن كاسته مي‏شود. نواحى مرتفع استان آب و هواى سرد كوهستانى دارند. برخى مناطق بجنورد ، شيروان و نواحى جنوب آلاداغ و قسمت‏هايى از شهرستان‏هاى اسفراين و جاجرم داراى آب و هواى معتدل است.

    تاريخ و فرهنگ – استان خراسان شمالي:

    استان خراسان شمالي ، که در گذشته بخشي از خراسان بزرگ بود ، همواره عرصه دايمي ظهور و سقوط قدرت ها و حکومت ها در تاريخ گذشته ايران بوده است. در اين سرزمين پهناور اقوام و حکومت هاي ترک و تازي و تاتار، غز و قجر و قبچان ، مغول ، ترکمن و افغان حوادث بي شمار آفريده اند. جغرافيدانان قديم ،سرزمين ايران بزرگ (ايرانشهر) را به هشت اقليم تقسيم کرده بودند که خراسان بزرگترين و آبادترين اقليم آن بوده است. اين استان در زمان ساسانيان بوسيله يک اسپهبد اداره مي شد که به او (پادگوسبان) مي گفتند و چهار قسمت خراسان آن روز را اداره مي کردند. خراسان در دوران اسلامي به چهار قسمت تقسيم مي شد که هر قسمت آن بنام يکي از چهار شهر بزرگ نيشابور، مرو، هرات و بلخ ناميده مي شد. در سال 31هجري قمري اعراب روانه خراسان شدند و طي همين دوره ساکنين خراسان به دين اسلام گرويدند. سرزمين خراسان تا سال 205هجري قمري در تصرف خاندان بني عباس بود. ولي در سال 283هجري قمري بدست طاهريان ، استقلال يافت و در سال 287هجري قمري جزو قلمرو سامانيان گرديد. در سال 384هجري قمري سلطان محمود غزنوي خراسان را متصرف شد و در سال 429هجري قمري طغرل اول سلجوقي نيشابور را تصرف کرد. سلطان محمود غزنوي چندين بار با سلجوقيان جنگيد و ترکان غزنوي،سلطان سنجر سلجوقي را به سختي شکست دادند. در سال 552 هجري قمري خراسان به تصرف خوارزمشاهيان درآمد و در قرن هفتم هجري قمري بر اثر حملات مغول ها ، اين سرزمين ضميمه متصرفات ايلخانان مغول گرديد. در قرن هشتم هجري ، سربداران پرچم استقلال را در سبزوار برافراشتند و در سال 873 هجري قمري خراسان به تصرف امير تيمور گورکاني درآمد و شهر هرات نيز پايتخت اعلام شد. در سال 913 هجري قمري خراسان به تصرف ازبکان درآمد. پس از مرگ نادرشاه افشار (1160هجري قمري) ، خراسان به تصرف افاغنه درآمد و در دوران قاجاريه با دخالت و حمايت استعمار انگليس از افاغنه به منظور حفظ سرحدات هندوستان ، سرانجام عهدنامه پاريس(1273هجري قمري)منعقد گرديد و ايران متعهد گرديد که در امور داخلي افغانستان دخالتي نداشته باشد و در همين دوره خراسان به دو قسمت تقسيم شد: قسمت شرقي در افغانستان تحت الحمايه انگليس شد و قسمت غربي در تصرف ايران باقي ماند. به عبارت ديگر، پرجمعيت ترين نواحي خراسان از ايران جدا شد.

    مسافرت و اقامت – استان خراسان شمالي:

    کليه شهرستانهاي استان خراسان شمالي از نظر راه هاي ارتباطي (هوايي و زميني) ، مخابرات و سيستم هاي درماني تجهيز شده اند و مسافرت به آن ها به راحتي و آساني ميسر است. کليه شهرهاي استان داراي انواع هتل و امکانات اقامتي مي باشند و با فرهنگ جهانگردي نيز آشنايي کامل دارند. معروفترين سوغاتي استان خراسان زعفران است. استان خراسان شمالي امروز از نظر جاذبه هاي طبيعي يکي از مناطق ديدني ايران است. درياچه هاي طبيعي و آب معدني ، تفرجگاه ها ، مناطق حفاظت شده ، ارتفاعات و قله ها و... از جاذبه هاي اين منطقه به شمار مي روند.

    مکان های دیدنی و تاریخی - استان خراسان شمالی:

    استان خراسان شمالي از جاذبه هاي طبيعي و تاريخي با ارزشي برخوردار است كه بيش ترين آن ها در شهرستان اسفراين قرار گرفته و شامل قلعه هاي متعدد, امام زاده ها و شهرهاي تاريخي مي شود. شهرستان هاي شيروان, بجنورد و جاجرم نيز در برگيرنده جاذبه هاي متعدد تاريخي و طبيعي هستند كه در مجموع سبب بالا رفتن ارزش هاي جهانگردي ابن منطقه شده اند.

    صنايع و معادن - استان خراسان شمالی:

    در استان خراسان شمالي صنايع؛ بيش تر به صورت دستي رواج دارد و صنايع ماشيني محدود به كارخانه هاي مواد غذايي و سنگ بري هستند. صنايع دستي اين منطقه را انواع قالي, جاجيم و گليم بافي تشكيل مي دهد. دراين منطقه معادن مختلفي نيز وجود دارند كه كم تر به بهره برداري رسيده اند.

    کشاورزی و دام داری - استان خراسان شمالی:

    كشاورزي اصلي ترين شغل ساكنان استان خراسان شمالي بوده كه به گونه سنتي و نيمه صنعتی رواج دارد. مهم ترين فرآورده های كشاورزی اين استان؛ پنبه،‌ گندم، جو،‌ زيره، حبوبات، سبزيجات، گياهان صنعتی، جاليزی و علوفه ای است. در اين منطقه هم چنين انواع محصولات باغي چون: آلو، گيلاس، آلبالو، انگور و سيب نيز به عمل مي آيد. به دليل وجود مراتع غني, دام داري اين ناحيه نيز از رونق خاصي برخوردار بوده و انواع محصولات دامي جزو توليدات اهالي به شمار مي آيند. دام داری ساكن و دام داری نيمه كوچ نشينی در تمام نقاط استان خراسان شمالي رواج دارد و پرورش زنبورعسل، كرم ابريشم و طيور نيز در كنار دام داري صورت مي گيرد. ‌فرآورده های دامي به ويژه روغن،‌ پشم, گوشت و پوست، علاوه بر تأمين نياز داخلی،‌ به سايرنقاط نيز فرستاده می شود.

    وجه تسميه و پيشينه تاريخي - استان خراسان شمالی:

    بر اساس نظر محققين؛ واژه خراسان بازمانده گونه کهن واژه «خاور» و متشکل از دو جزء «خور» به معنای خورشيد و «آسان» به معنی آمدن است. يعنی جايی که خورشيد از آن برمی آيد و چون اين منطقه در خاورايران قرار گرفته, اين وجه تسميه به نظر درست مي آيد. واژه شمالي نيز به سبب جدا شدن از خراسان سابق و قرار داشتن در شمال ايران به ادامه آن داده شده است.

    درباره تاريخ اين خطه از ايران زمين بايستي گفت: به طور كلي خراسان جزء ساتراپی پهناور پرثوه بوده است.اين ايالت پهناور دردوره باستاني قرارگاه و کشور نيرومند اشکانيان شد و درآغاز تاريخ ايران باستان، مادها را به سوی خود کشانيد. خراسان شمالي گذشته از جايگاه طبيعی، جغرافيايی و دارا بودن منابع سرشار زير زمينی، از لحاظ تاريخی نيز از کهن سال ترين مناطق ايران به شمار می رود و از گذشته های دور دارای فرهنگی درخشان بوده است. هريك از شهرستان هاي اين خطه؛ داراي سرنوشت تاريخي طولاني و شنيدني هستند كه در قسمت هاي مربوطه به طور كامل آورده شده است.

    مشخصات جغرافيايي - استان خراسان شمالی:

    استان خراسان شمالي يكي از جديد ترين استان هاي ايران است كه از تجزيه استان بزرگ خراسان (سابق) به وجود آمده است. اين منطقه؛ شش شهرستان با نام هاي بجنورد, جاجرم, اسفراين, فاروج, شيروان, مانه و سملقان را دربرمي گيرد. مركزاين استان؛ شهربجنورد است كه در مركز استان و در درازاي جغرافيايي 57 درجه و 19 دقيقه و پهناي جغرافيايي 37درجه و 28 دقيقه واقع شده است. اين منطقه داراي آب و هواي نيمه معتدل و مرطوب با زمستان های سرد و تابستان های گرم است. ميانگين بارش اين استان به 250 ميلي متر می رسد.
    نقشه استان خراسان شمالی:

  13. #10
    اخراج شده

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    نوشته ها
    4,145
    تشکر
    1,209
    تشکر شده 5,363 بار در 1,879 پست

    پیش فرض پاسخ : <<<<<<تموم استان ها ایران((تاریخچه و...))+نقشه در این تاپیک>>>>>>

    اســ ــ ــ ــ ـتان خراسان جنوبـ ـــِ +نقـ ـ ـشه

    استان خراسان جنوبی:

    مجاورت : شمال: استان خراسان رضوی جنوب غربی : استان کرمان جنوب شرقی : استان سیستان و بلوچستان شرق: کشور افغانستان غرب: استان یزد
    آب و هوا: در نواحی شرقی معتدل و کوهستانی و در نواحی جنوبی و کویری دارای آب و هوای گرم و خشک و بیابانی - ارتفاع متوسط:۹۹۰M دما:۶/۱۳ º c
    وسعــــت: ۹۰۰۰۰کیلومتر مربع
    جمعـیــت: بر اساس آمار سال ۱۳۸۵ خورشیدی ۴۲۰/۶۳۶ نفر

    تقسیمات: 6 شهرستان ، 13 بخش ، 16 شهر و 40 دهستان

    شهرستانها: بیرجند/مرکز استان - سربیشه - قائنات - نهبندان

    موقعيت جغرافيايي – استان خراسان جنوبي:

    استان خراسان جنوبي ، با مساحتي معادل 90000 کيلومتر مربع در شرق ايران قرار دارد. اين استان از شمال به خراسان رضوي،از شرق به کشور افغانستان ، از جنوب شرقي به استان سيستان و بلوچستان ، از جنوب غربي به استان کرمان و از غرب به استان يزد محدود مي باشد. خراسان جنوبي 4 شهرستان دارد که عبارتند از: بيرجند ، قاينات ، سربيشه و نهبندان ، بر اساس آخرين آمار 1385 جمعيت اين استان 636420 نفر برآورد شده است که 326695 نفر شهرنشين و 309725 نفر روستانشين و يا غير ساکن بوده اند.

    آب و هوا – استان خراسان جنوبي:

    استان خراسان جنوبي ، ناحيه اي خشک و گرم است ، که از نظر موقعيت طبيعي به دو منطقه کوهستاني و دشتي تقسيم مي شود. مناطق کوهستاني عمدتا" در شمال و شمال شرقي آن قرار دارند ، و مناطق دشتي و هموار آن در قسمت هاي جنوب ، غرب و جنوب شرقي قرار گرفته اند. استان خراسان جنوبي جزو ناحيه گرم و خشک محسوب مي شود و بيش تر نواحي آن اقليمي خشک دارد و تنها نواحي کوهستاني آن از آب و هواي معتدل برخوردار است. آب و هواي استان را مي توان به شرح زير تقسيم بندي نمود: آب وهواي نيمه بياباني معتدل ، که مناطق شمالي و شمال شرقي استان را در برمي گيرد ، آب و هواي گرم و خشک بياباني ، که مناطق جنوب و غرب استان را در بر مي گيرد. بيش ترين درجه حرارت استان درتابستان ها 40 درجه سانتي گراد بالاي صفر و کم ترين آن در زمستان ها 10 درجه زير صفر است. متوسط بارندگي استان نيز در حدود 200ميليمتر در سال است.

    تاريخ و فرهنگ – استان خراسان جنوبي:

    خراسان جنوبي در گذشته بخشي از سرزمين قهستان(معرب کوهستان)بود. قهستان در گذشته به ولايات جنوب خراسان اطلاق مي شد ، که از شمال شرق تا هرات و از غرب و جنوب تا کوير لوت و سيستان امتداد داشت و مرکز آن (قاين) بود. در روايات اساطيري بناي قهستان را به سام ابن نريمان نسبت داده اند و آن را بخشي از قلمرو فريدون پيشدادي مي دانند. در اين منطقه روستاهايي با نام هاي سلم آباد ، فريدون ، گيو و.... وجود دارند که مويد اين روايات هستند ، بر اساس کتيبه هاي به جا مانده از دوره هخامنشي و به گفته بعضي از مورخان يوناني ، قهستان سکونتگاه قوم ساگارت ، از اقوام آريايي بود. هرودوت مورخ يوناني مي نويسد: آن ها در رديف اقوام شرقي هستند و از سکنه ساتراپ چهاردهم هخامنشيان به شمار مي روند. از اواخر قرن پنجم هجري قمري قهستان به يکي از مراکز مهم فعاليت فرقه اسماعيليه به رهبري حسن صباح تبديل شد. زيرا از آنجايي که اين ناحيه از موقعيت مناسب اقليمي و طبيعي برخوردار نبود و مورد بي توجهي حکومت هاي مرکزي بود ، براي فعاليت هاي فرقه اسماعيليه داراي شرايط مساعدي بود. لذا ، بعد از منطقه الموت ، قهستان به مهم ترين مرکز فعاليت اسماعيليان تبديل شد ، که قلمروي در حدود ترشيز(کاشمر) تا نه (نهبندان) را در بر مي گرفت. صفويان ، که به امر تجارت اهميت زيادي مي دادند ، باعث رونق و گسترش تجارت در اين منطقه شدند و همچنين امنيت نسبتا" پايداري در آن حوالي ايجاد کردند. در آن زمان بيرجند ، که قصبه اي بيش نبود به عنوان حاکم نشين قاينات برگزيده شد و خاندان اميريه علم که خود را به حازم به خزيمه منتسب مي کردند ، در راس آن قرار گرفتند و بعدها در کليه تحولات صفحات شرقي و جنوب شرقي ايران نقش فعالي را ايفا نمودند. خراسان جنوبي تا 1383 خورشيدي ، بخشي از استان پهناور خراسان بود ، ولي در اين سال براساس تقسيمات جديد کشوري ، از آن منفک شد و خود مستقلا" به استان مجزايي تبديل گرديد.

    مسافرت و اقامت – استان خراسان جنوبي:

    کليه شهرستانهاي استان خراسان شمالي از نظر راه هاي ارتباطي (هوايي و زميني) ، مخابرات و سيستم هاي درماني تجهيز شده اند و مسافرت به آن ها به راحتي و آساني ميسر است. کليه شهرهاي استان داراي انواع هتل و امکانات اقامتي مي باشند و با فرهنگ جهانگردي نيز آشنايي کامل دارند. معروفترين سوغاتي استان خراسان زعفران است. استان خراسان شمالي امروز از نظر جاذبه هاي طبيعي يکي از مناطق ديدني ايران است. درياچه هاي طبيعي و آب معدني ، تفرجگاه ها ، مناطق حفاظت شده ، ارتفاعات و قله ها و... از جاذبه هاي اين منطقه به شمار مي روند.

    مکان های دیدنی و تاریخی - استان خراسان جنوبی:

    استان خراسان جنوبي از مكان هاي تاريخي و ديدني زيادي برخوردار است كه عبارتند از: سنگ نگاره و نقش كال جنگال, سنگ نگاره لاخ مزار, مسجد جامع چهار درخت, قلعه خورگ, مدرسه شوكتيه, قلعه شاه دژ, قلعه كهنه و تپه صيادان, تخت سردار, قلعه نيه, مزار پر سر, مزار پيرحاجيان مزار يا قدمگاه هماهنگ و مسجد گلستان.

    صنايع و معادن - استان خراسان جنوبی:

    صنايع استان خراسان جنوبي در دو دسته صنايع دستي و صنايع ماشيني قابل بررسي است. فرش بافی از هنرهای دستی مهم مردم بيرجند به شمار می رود و فرش ها با طرح های كاشان و محلی و قاليچه ها بيش تر با طرح های بلوچی، سيستانی، تركمنی و … توليد می شوند.

    کشاورزی و دام داری - استان خراسان جنوبی:

    فرآورده های كشاورزی استان خراسان جنوبي كه بيش تر در شهرستان بيرجند توليد مي شوند عبارتند از: زعفران، گندم، جو، ‌چغندر قند، پنبه، تره بار، گردو، سيب، عناب و آلو زرد. در اين منطقه دام داري بيش تر به صورت سنتي رواج دارد و انواع توليدات دامي در اين استان رواج دارد.

    وجه تسميه و پيشينه تاريخي - استان خراسان جنوبی:

    بر اساس نظر محققين؛ واژه خراسان بازمانده گونه کهن واژه «خاور» و متشکل از دو جزء «خور» به معنای خورشيد و «آسان» به معنی آمدن است. يعنی جايی که خورشيد از آن برمی آيد و چون اين منطقه در خاورايران قرار گرفته, اين وجه تسميه به نظر درست مي آيد. درباره تاريخ اين خطه از ايران زمين بايستي گفت: به طور كلي خراسان جزء ساتراپی پهناور پرثوه بوده است.اين ايالت پهناور دردوره باستاني قرارگاه و کشور نيرومند اشکانيان شد و درآغاز تاريخ ايران باستان، مادها را به سوی خود کشانيد. تاريخ شهرستان هاي مختلف اين استان؛ در بخش هاي مربوطه به طور كامل آورده شده است.

    مشخصات جغرافيايي - استان خراسان جنوبی:

    استان خراسان جنوبي يكي از جديد ترين استان هاي ايران است كه از تجزيه استان بزرگ خراسان (سابق) به وجود آمده است. اين منطقه؛ سه شهرستان با نام هاي بيرجند, نهبندان و سربيشه را دربرمي گيرد. مركزاين استان؛ شهر بيرجند است كه درمركز استان و در درازاي جغرافيايي 57 درجه و 19 دقيقه و پهناي جغرافيايي 37درجه و 28 دقيقه واقع شده است. اين منطقه داراي آب و هواي نيمه معتدل و مرطوب با زمستان های سرد و تابستان های گرم است. ميانگين بارش اين استان به 250 ميلي متر می رسد.
    نقشه استان خراسان جنوبی:

+ ارسال موضوع جدید
صفحه 1 از 4 1 2 3 4 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

تعداد اعضای بازدید کننده از این تایپیک : 1

بازدید کنندگان :  (نمایش کلی)

  1. seokamali

کلمات کلیدی این موضوع

Bookmarks

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •