+ ارسال موضوع جدید
صفحه 3 از 3 نخستنخست 1 2 3
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 30

موضوع: <<<<<تموم استان ها ایران((تاریخچه و...))+نقشه در این تاپیک>>>>>>

  1. #1
    اخراج شده

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    نوشته ها
    4,145
    تشکر
    1,209
    تشکر شده 5,363 بار در 1,879 پست

    <<<<<تموم استان ها ایران((تاریخچه و...))+نقشه در این تاپیک>>>>>>

    اســ ــ ــ ــ ـتان یـــ ــ ــ ــزد+نقـ ـ ـشه

    استان یزد:

    موقعیت : مرکز ایران

    مجاورت : شمال: استان اصفهان شمال شرقی : استان خراسان جنوب غربی: استان فارس جنوب شرقی : استان کرمان غرب: استان اصفهان

    آب و هوا: به علت قرار داشتن بر روی کمربند خشک جهانی دارای زمستانهای سرد و نسبتاً مرطوب و تابستانهای گرم و طولانی و خشک - ارتفاع متوسط :M ۱/۲۳۰ دما : º c ۱۸/۹

    وسعــــت: ۱۲۰۰۰۰ کیلومتر مربع

    جمعـیــت: بر اساس آمار سال ۱۳۸۵ خورشیدی 990818 نفر

    تقسیمات:

    شهرستانها: ابرکوه - اردکان - بافق - تفت - خاتم - صدوق - طبس - مهریز - میبد - یزد/مرکز استان - گالری تصاویر

    موقعيت جغرافيايي - استان یزد:

    استان‌ يزد با ۱۲۰۰۰۰ كيلومتر مربع‌ وسعت‌ در مركز ايران‌ قرار دارد و براساس‌ آخرين‌ تقسيمات‌ كشوري‌، داراي‌ هفت‌ شهرستان‌ به‌ نام‌هاي‌ ابركوه‌، اردكان‌، بافق‌، تفت‌، مهريز، ميبد و يزد است‌. استان‌ يزد در سال‌ ۱۳۸۵ خورشیدی حدود 990818 نفر جمعيت‌ داشته‌ است‌. از اين‌ تعداد 789803 در نقاط‌ شهري‌ و 201015 نفر در نقاط ‌روستايي‌ ساكن‌ بوده‌اند. شهر يزد پرجمعيت‌ترين‌ شهر و مركز سياسي‌ - اداري‌ استان‌ يزد است‌. استان‌ يزد در قلمرو سلسله‌ جبال‌ مركزي‌ ايران‌ واقع‌ شده‌ و از پستي‌ و بلندي‌ و چاله‌ها و كفه‌هاي‌ كويري‌متعددي‌ تشكيل‌ شده‌ است‌. اين‌ ناهمواري‌ها مشتمل‌ بر تپه‌هاي‌ پاي‌ كوهي‌، دشت‌ها، بيابان‌ها، نواحي‌ كويري‌ وتپه‌هاي‌ ماسه‌اي‌ است.

    ‌در استان‌ دو رشته‌ كوه‌ متمايز از هم‌ وجود دارد. اولي‌ بخشي‌ از كوههايي‌ است‌ كه‌ در جهت‌شمال‌ غربي‌ - جنوب‌ شرقي‌ از مركز ايران‌ عبور مي‌كنند. و به‌ كوههاي‌ مركزي‌ ايران‌ معروف‌ هستند. دومي‌ شامل‌رشته‌ كوههايي‌ است‌ كه‌ در مناطق‌ مركزي‌، شمالي‌ و شرقي‌ استان‌ قرار دارند. رشته‌ شيركوه‌ كه‌ مانند ديواري‌قسمت‌هاي‌ مركزي‌ استان‌ را از بخش‌ غربي‌ آن‌ (چاله‌ ابرقو) جدا مي‌كند، همواره‌ از برف‌ و يخ‌ پوشيده‌ شده‌ و درتامين‌ آب‌ شهرهاي‌ يزد، تفت‌ و مهريز نقش‌ مهم‌ و اساسي‌ دارد.

    آب و هوا – استان یزد:

    اقليم‌ استان‌ يزد به‌ دو علت‌ اساسي‌ خشك‌ است‌. اول‌ آنكه‌ بر روي‌ كمربند خشك‌ جهاني‌ واقع‌ شده‌ وديگر آنكه‌ از درياهاي‌ آزاد عمان‌ و خليج‌فارس‌ و درياچه‌هاي‌ داخلي‌ و بادهاي‌ رطوبت‌زاي‌ دريايي‌ بسيار دوراست‌. عامل‌ مهم‌ اعتدال‌ نسبي‌ آب‌ و هواي‌ يزد كه‌ قابليت‌ زيست‌ نسبتاً مناسبي‌ به‌ آن‌ بخشيده‌ است‌، ارتفاعات‌مهمي‌ است‌ كه‌ در اطراف‌ آن‌ پديد آمده‌ و به‌ طور موضعي‌ در بهبودي‌ هواي‌ استان‌ اثر مي‌گذارند و لذا مناطقي‌ باارتفاع‌ بيش‌ از 2500 متر از اعتدال‌ و رطوبت‌ نسبي‌ بيشتري‌ برخوردار هستند.

    متوسط‌ دماي‌ هواي‌ استان‌ 9/18 درجه‌ سانتي‌گراد است‌. حداكثر مطلق‌ دما در تيرماه‌ برابر 43 و حداقل‌ آن‌ در دي‌ماه‌ برابر 2/7- درجه‌ سانتي‌گراد مي‌باشند. به‌ استثناي‌ منطقه‌ كوهستاني ‌شيركوه‌ ، ساير نقاط‌ استان‌ يزد اقليم‌ گرم‌ و خشك‌ و بياباني‌ دارد كه‌ از غرب‌ و جنوب‌ غربي‌ به‌ طرف‌ شمال‌ شرقي‌و شرق‌ خشك‌تر مي‌شود.

    تاريخ و فرهنگ – استان يزد :

    سرزمين‌ يزد جلوه‌هايي‌ از باشكوه‌ترين‌ و درخشانترين‌ ميراث‌ فرهنگي‌ و تمدن‌ كهن‌ ادوارمختلف‌ تاريخي‌ ايران‌ را در خود جاي‌ داده‌ است‌. تاريخ‌ سكونت‌ انسان‌ در اين‌ خطه‌ از هزاره‌ سوم‌ پيش‌ از ميلادفراتر رفته‌ است‌، به‌ طوري‌ كه‌ در عهد پيشداديان‌ طوايف‌ در حال‌ كوچ‌ از بلخ‌ به‌ پارس‌، اين‌ سرزمين‌ را يزدان‌،ناميدند و از آن‌ زمان‌ به‌ بعد يزد محل‌ عبادت‌ شد. از مهم‌ترين‌ مراكز اسكان‌ اوليه‌ اين‌ سرزمين‌ به‌ مهرپادين‌(مهريز) فهرشان‌، پهره‌ (فهرج‌)، خورميش‌، ادر (اردكان‌)، شواز، قلاع‌ موبدان‌ (ميبد)، طرنج‌، عقدا و اشكذرمي‌توان‌ اشاره‌ كرد. شهر يزد به‌ عنوان‌ محلي‌ پاك‌ و مقدس‌ در رأس‌ تمام‌ آبادي‌هاي‌ مزبور قرار داشته‌ است‌.

    دره‌هاي‌ سرسبز و مناطق‌ ييلاقي‌، چشمه‌ سارها، ارتفاعات‌ و قله‌ها، غارها، حيات‌ وحش‌ و شكارگاهها و به‌ويژه‌ جاذبه‌هاي‌ كويري‌ از خصوصيات‌ جالب‌ توجه‌ طبيعت‌ يزد است‌ كه‌ برخي‌ از آنها جزء تفرجگاههاي‌ مهم‌مردم‌ استان‌ به‌ شمار مي‌آيد.

    استان‌ يزد از لحاظ‌ كنش‌هاي‌ فرهنگي‌ نيز جالب‌ توجه‌ است‌. اين‌ منطقه‌ از لحاظ‌ رفتارهاي‌ فرهنگي‌ مردم‌كانون‌ گوناگوني‌هاست‌ و در اين‌ بين‌ خصوصيات‌ فرهنگي‌ زرتشتيان‌ از پيشينه‌ تاريخي‌ درخشاني‌ برخوردار است‌.زرتشتيان‌ طبق‌ آئين‌ زرتشت‌ مراسم‌ ويژه‌اي‌ را در روزهاي‌ معيني‌ از سال‌ برگزار مي‌كنند كه‌ از ديدگاه‌ جهانگردي‌براي‌ افراد مسلمان‌ و پيروان‌ ساير اديان‌ جالب‌ توجه‌ و ديدني‌ است‌.

    سوغاتي ها و صنايع دستي – استان يزد:

    علاوه‌ بر منسوجات‌ و توليدات‌ پارچه‌اي‌، انواع‌ شيريني‌هاي‌ خاص‌ نيز تهيه‌ مي‌شود كه‌ در سراسرايران‌ و حتي‌ در اقصي‌ نقاط‌ جهان‌ طرفداران‌ فراوان‌ دارد. شيريني‌هاي‌ مهم‌ يزد عبارتند از: باقلوا، قطاب‌،لوزنارگيل‌، پشمك‌، نان‌ برنجي‌، حاج‌ بادام‌، حاج‌ پسته‌ و حاج‌ گردو، زولبيا، گوشه‌ فيل‌ و انواع‌ شيريني‌هاي‌خشك‌ كه‌ بسيار ظريف‌، شكيل‌ و خوشمزه‌ پخته‌ و عرضه‌ مي‌شوند.

    غذاهاي محلي – استان يزد:

    در مناطق‌ مختلف‌ روستايي‌ و شهري‌ استان‌ يزد غذاهاي‌ ويژه‌اي‌ تهيه‌ مي‌گردند كه‌ از آن‌ جمله‌مي‌توان‌ به‌ انواع‌ آش‌ (آش‌ يزدي‌، آش‌ ماش‌، آش‌ سركه‌ شيره‌، آش‌ آبغوره‌، آش‌ تمبر هندي‌، آش‌ گندم‌ (آش‌ جو وشكمبه‌)، آبگوشت‌ ترش‌، انواع‌ كوفته‌ (كوفته‌ نخود، كوفته‌ برنج‌ و كوفته‌ لپه‌)، انواع‌ خورشت‌ (خورشت‌ به‌ آلو،خورشت‌ فسنجان‌ يزدي‌ و خورشت‌ باميه‌ و بادنجان‌)، بوناش‌، شولي‌، شفته‌، شولي‌ شلغم‌، لبوي‌ شلغم‌، قليه‌ كدو،بوراني‌ خيار، قطاب‌، باقلوا و ده‌ها نوع‌ خورشت‌ و چاشت‌ ديگر اشاره‌ نمود.

    مسافرت و اقامت - استان يزد :

    كليه‌ شهرستان‌هاي‌ استان‌ يزد از نظر راههاي‌ ارتباطي‌، مخابرات‌ و سيستم‌هاي‌ درماني‌ تجهيز شده‌اندو مسافرت‌ و اقامت‌ در آنها بسيار آسان‌ است‌. اكثر شهرهاي‌ استان‌ اقامتگاههاي‌ مناسبي‌ دارند و مردم‌ استان‌ بافرهنگ‌ جهانگردي‌ كاملاً آشنا هستند. فرودگاه‌ يزد و پروازهاي‌ مستمر رفت‌ و برگشت‌ بين‌ تهران‌ و يزد از يك‌طرف‌ و عبور خط‌ آهن‌ تهران‌ - كرمان‌ از جوار برخي‌ از شهرستان‌هاي‌ استان‌، مسافرت‌ به‌ يزد و ساير شهرهاي‌ آن ‌را بسيار آسان‌ و راحت‌ نموده‌ است‌.

    مکان های دیدنی و تاریخی - استان یزد:

    استان يزد از مكان هاي ديدني و تاريخي بسياري برخوردار است كه برخي از مهم ترين آن ها عبارتند از: مسجد جامع كبير، مسجد كهن فرج، بقعه‌ي سيد ركن‌الدين، بقعه‌ي دوازده امام، دخمه‌ي زرتشتيان، آتشكده‌ي زرتشتيان (يزدان)، باغ دولت‌آباد، بانك شاهنشاهي، خانه‌ي تقديري، خانه‌ي مودت، مسجد ريگ، بادگيرها، گنبد عالي ابركوه، پرسبز، مجموعه‌ي خيرآباد، مسجد بيرون ابركوه، چهار سوق و بازارشاهي، مدرسه‌ي علميه‌ي امام خميني، رباط خرگوشي، تكيه‌ي اميرچقماق و مسجد جمعه‌ي نو (در يزد)، نارين قلعه (در ميبد)، مسجد جامع (در اردكان) و كاروان‌سراي خرانق..

    صنايع و معادن - استان یزد:

    استان يزد از دير باز منطقه ای صنعتی بوده و صنايع آن به دو صورت صنعتي و دستي رواج داشته است. فرش بافی، چاقو سازی، سبد بافی، سنگ تراشی، پارچه بافی، زيلو بافی، سراميك، سفال سازی، كرباس بافی، طلا و نقره كاری از صنايع دستی يزد هستند. اين استان از نظر صنايع كارخانه اي اکنون دارای کارخانه های توليدی بزرگ و کوچک است. علاوه برکارگاه های کوچک نساجی و شيرينی سازی، که شمار آن ها بسيار است، ده ها واحد توليدی ديگر وجود دارد که در رشته های گوناگون فعاليت می کنند. صنايع ماشينی ريسنده گی و بافنده گی از سال 1312 هـ. ش، در استان يزد پديد آمد. اساس اين دگرگونی وجود صدها کارگاه سنتّی بافنده گی و هزاران بافنده ماهر و هنرمند در اين منطقه بوده، که هم زمان با نخستين حرکت های صنعتی شدن ريسنده گی و بافنده گی در کشور، به مراکز توليدی کارخانه‎ای روی آوردند. استان يزد با دارا بودن 330 واحد توليدی نساجی، نيمی از منسوجات کشور را توليد و عرضه می کند و 70 در صد زمينه های اشتغال صنعتی استان يزد، به اين صنايع تعلق دارد. با وجود شرايط آب و هوايی و زيستی نامناسب منطقه، تشكيلات زمين شناختی اين استان، ذخيره های بزرگ معدنی را در دل خود، جای داده است، به طوری که می توان اين استان را منطقه ای معدنی ناميد. بزرگ ترين قطب های معدنی آهن ايران در استان يزد قرار دارد. هم چنين مي‎توان از معادن غنی سرب و روی مهدی آباد، کوشک، درّه انجير و منصور آباد، بوکسيت صدر آباد، معدن اورانيوم ساغند اردکان كه در نوع خود در خاورميانه بی‎نظير است، مس اردکان و تفت، نام برد. افزون بر آن، معدن های فلزی، سنگ های تزييني با کيفيت بسيار بالا، مانند: مرمر، مرمريت، گرانيت، چينی، ... و نيز موادی چون باريت، گچ، فسفات، نمک، ... به فراوانی در سطح استان يزد وجود دارد.

    کشاورزی و دام داری - استان یزد:

    كشاورزي استان يزد به دليل بارش اندك به گونه كشت آبی است و رونق چندانی ندارد. تلاش كشاورزان اين ناحيه براين است كه با بهره گيری از كم ترين آب و خاك حاصل خيز، توانسته اند كشاورزی را در محدوده ای اندك به ديگر بخش های اقتصادی پيوند دهند. از مهم ترين فرآورده های كشاورزی يزد می توان گندم، جو، آفتاب گردان، نباتات علوفه ای، جاليز، زيره، گوجه فرنگی، ‌بادمجان و سردرختی به ويژه انار، انجير و پسته را نام برد. دام پروری نيز به روش سنتی و صنعتی رواج دارد، اما به دليل كمبود علوفه رونق زيادی ندارد. مردم آبادی های پيرامون شهر يزد، به پرورش گوسفند، بز، گاو و شتر می پردازند.

    وجه تسميه و پيشينه تاريخي - استان یزد:

    يزد، يعنی آفريننده خوبی ها، پاكی ها و شهر خداست. نام گذاری اين شهر با واژه «يزش» به معنای ستايش و نيايش در زبان پارسی ميانه و با واژه يزدان يا يزتان به معنی پاك، مقدس، فرخنده و همچنين به معنی ذات خدا در ارتباط است. يزد در دوران هخامنشی و شايد پيش از آن «ايستاتيس» ناميده می شده که «هرفته» (فرافر) و «سريزد» كنونی، در 30 كيلومتری خاور شهر يزد بازمانده اين شهر است. استان يزد از تاريخی كهن برخوردار است، تا جايی كه بنای شماری از شهرهای آن، مانند: ميبد را به سليمان پيامبر، يزد را به ضحاک و اسکندر مقدونی و ابر کوه را به ابراهيم پيامبر نسبت داده‎اند. مجموعه آثار باستانی پراکنده موجود دراستان يزد به سهم خود، بازمانده شايان توجهی از تاريخ و فرهنگ کهن ايران است. کشاورزی و مدنيت يزد، در چهار کانون بزرگ مهريز و فهرج، يزد، رستاق و ميبد و اردکان، پا گرفته است. اين منطقه با قرار گرفتن در مسير شاه راه های باستانی ری ـ کرمان و پارس ـ خراسان، در ميانه هزاره نخست پيش از ميلاد، نقش مرزبانی ايالت ها و نگه بانی راه های بسياری را که به چهار سوی ايران می رفته، ايفا می‎کرده است.

    منطقه يزد بی گمان، در دوران هخامنشی دارای راه های بزرگ و معتبر، راه داری و مراکز پستی و چاپاری بوده است. زيرا علاوه بر راه های شناخته شده باستانی، از روی مدارک پيشين، راه‎های فراموش شده‎ای نيز که در روزگار باستان به مرکز اقتصادی و فرهنگی ايران باستان می‎پيوسته‎اند به تازه‎ گی شناسايی شده‎اند.

    منطقه يزد، در دوران ساسانی، به ويژه در روزگار قباد، انوشيروان و يزدگرد اوّل، ... از جايگاه اجتماعی و اقتصادی ويژه ای بر خوردار بوده و به عمران و آبادی آن، توجه بسيار شده است. در نخستين سده اسلامی، سرزمين يزد به دست مسلمانان افتاده قبايل عرب به سوی ايران سرازير شدند. گروهی نيز از قبيله های بنی تميم و بنی عامر، درکوی عرب ها ی يزد، استقرار يافتند. در سده 4 هـ. ق، که ديلميان بر بخش های باختر و جنوب ايران و عراق چيره گرديدند، جمعی از علويان هم به يزد آمده در کوی حسنيان سکونت گزيدند. بنيان گذار اين خاندان علاء الدوله ابوجعفر بود كه در 398 هـ. ق، از سوی سيّده خاتون، دختر عمه خود ( مادر مجدالدوله ديلمی ) به حکومت مستقل اصفهان و پيرامون آن منسوب گرديد. در سال 443 هـ. ق طغرل سلجوقی، شمس الملوک ظهير الدين ابومنصور فرامرز را به حکومت مستقل يزد و ابر کوه منصوب کرد. از سرشناس ترين افراد اين خاندان امام زاده سيّد جعفر ( ع ) است، که از سيّدهای عريضی بوده در سال 424 هـ. ق، در يزد در گذشت و مزارش هم چنان زيارتگاه مردم است.

    حکم رانی ابومنصور فرامرز در روزگار فرمان روايی طغرل، آلب ارسلان و ملک شاه سلجوقی بوده نزد آنان احترام ويژه ای داشت. پس از وی به ترتيب فرزندش مؤيد الدوله ابومنصور علی بن فرامرز، علاءالدوله کاليجار و پسرش امير فرامرز، بر يزد حكومت كردند. اينان در نزد سلجوقيان، دارای احترام و اعتبار بودند. چون امير فرامرز پسر نداشت، حکومت يزد به دو دخترش واگذار و رکن الدين سام بن وردان روز، به اتابکی آنان گماشته شد. بدين ترتيب حکومت يزد، از آل کاکويه به اتابکان يزد انتقال يافت.

    رکن الدين سام، پس از اندک زمانی، در سال 584 هـ. ق، از کار اتابکی دختران امير فرامرز کنار رفت و برادرش عزالدين، به اتابکی رسيد. اتابکان يزد با ايجاد پيوند های زناشويی، روابط دوستانه‎ای با سلجوقيان بر قرار کردند و مورد احترام و مشورت آنان بودند. پس از عزالدين ( در گذشته 615 هـ. ق )، وردان روز، اسفهسالار ابومنصور ( قطب الدين ) ( در گذشته 637 هـ. ق )، قطب الدين محمود، رکن الدين علاءالدوله ( در گذشته 662 هـ. ق )، طغان شاه، علاءالدوله ( در گذشته 673 هـ. ق )، رکن الدين يوسف شاه، و حاجی شاه بن يوسف شاه يكی پس از ديگری به اتابکی رسيده بر يزد و پيرامون آن حکومت کردند. اتابکان در آبادی و عمران يزد کوشش های بسياری کردند و بناهای زيادی از خود به يادگار گذاشتند. رکن الدين سام در نزديکی دروازه مهريز مدرسه اتابک را ساخت. وردان روز در بازار دلالان، مدرسه وردان روز را بنا کرد. محمود شاه در گسترش شهر کوشيد و کوی‎های بيرون شهر را درون حصار آورده ميدانی بزرگ نيز در شهر ساخت. مادرش مريم ترکان نيز روستای مريم آباد را بنا نهاد. در روزگار حمله چنگيز به ايران سلطان ابومنصور اتابک ( قطب الدين )، چيره گی مغولان را پذيرفت و جانشينان‎اش به عنوان دست نشانده‎ گان مغول، در حکومت يزد پايدار شدند و با کفايت و زيرکی، يزد را از سپاه مغول مصون داشتند.

    در اين دوره به دليل امنيت و آرامش نسبی در يزد، بازرگانی و پيشرفت شهر ها و آبادی ها و مبادله کالاهای گوناگون، رونق يافت و کالاهای يزدی تا آن سوی آب های جنوبی ايران، به ويژه هندوستان راه يافت. راه داری و نگه داری راه ها، در دوران مغول و ايل خانان مورد توجه قرار گرفت و نگاه داری راه‎ها را به بزرگان و امرا واگذار کردند. در اوايل سده 8 هـ. ق، امنيت و نيز راه هايی که از منطقه يزد می‎گذشتند؛ گسترش يافت. اين مسأله نقش به سزايی در رونق بازرگانی و هم چنين شکوفايی اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی ايالت يزد داشت. حکومت حاجی شاه بن يوسف آخرين اتابک خاندان اتابکان يزد، در 718 هـ. ق به دست امير مبارزالدين محمّد بن مظفر از ميان رفت.

    امير مظفر، بزرگ خاندان مظفر، از نواده گان غياث الدين خراسانی بود، که در دربار ايلخانان مغول وارد خدمت شد و به حکومت ميبد رسيد. پس از مرگ او، پسرش امير مبارزالدين محمّد در اوايل حکومت ابوسعيد بهادر خان ( 716 – 736 هـ. ق ) ايل خان مغول به حکومت ميبد و راه داری يزد انتخاب شد. در سال 718 هـ. ق، حاجی شاه بن يوسف، اتابک يزد را، در نبردی شکست داده وضمن پايان دادن به حکومت اتابکان يزد از سوی ابوسعيد بهادر خان، به حکومت يزد رسيد.

    مبارزالدين محمّد، پس ازدرگذشت ابوسعيد بهادر خان، دم از استقلال زد و بر کرمان، شيراز و قلمرو حکومت ملوک شبان کاره، در جنوب ايران چيره شده در سال 723 هـ. ق، حکومت آل مظفر را تشکيل داد. يزد، در روزگار حکومت امير مبارزالدين، از نظر سياسی و اقتصادی دارای اهميت و اعتبار شد. اين جايگاه، نه تنها به خاطر تلاش مظفريان در يزد پديد آمد، بلکه شرايطی که در دوره مغول بر کشور حاکم شد، شهر های دور افتاده و به دور از هياهوی سياسی، چون يزد را مورد توجه نام داران قرار داد. طی يک سده حکم رانی مغول بر ايران، ناحيه يزد بيش از دو برابر گسترش يافت و با مديريت و تدبير امير مبارزالدين محمّد، به مرکز فعاليت های سياسی و اقتصادی تبديل يافت.

    قلمرو امير مبارزالدين محمّد با در گذشت وی به سال 765 هـ. ق بين پسران‎اش بخش شد، به طوری که سلطان احمد، در کرمان، شاه محمود، در اصفهان، شاه يحيی، در يزد و شاه شجاع، در فارس و بخشی از خوزستان به حکومت پرداختند. كه از اين ميان شاه يحيی نسبت به آبادانی سرزمين يزد، تلاش بسيار کرد. در حکومت 77 ساله آل مظفر ( 718 – 795 هـ. ق ) منطقه يزد به اوج شکوفايی و بزرگی فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی رسيد. در مدرسه ها، مسجدها، دارالسياده ها و خانقاه ها، علوم گوناگون رايج زمان، درس داده می شد. ويژه گی ديگر دوره مظفريان رونق صوفی گری در يزد است. ايجاد خانقاه ها ويژه مرشدان و مريدان صوفيان نبود، بلکه شاهان و شاه زاده گان مظفری و بزرگان هم بدان علاقه مند بوده صوفيان يزد، از احترام ويژه خاندان مظفری بر خوردار بودند. حکومت آل مظفر در سال 795هـ. ق به دست تيمور لنگ خاتمه يافت.

    تيمور لنگ حکومت يزد را به يکی از نزديکان خود سپرد. اما پس از بازگشت تيمور به ماوراءالنهر، گروهی، از همدلی مردم نسبت به آل مظفر بهره برده به رهبری آبدار، يزد را از دست حاکم تيموری بيرون آوردند. سپس سلطان محمّد، پسر ابوسعيد طبسی، يزد را به دست آورده استقلال آن را اعلام نمود. با عدم توفيق حاکمان تيموری نايين، اصفهان و اردستان در برگرداندن نظم و امنيت به يزد، پير محمّد، پسر عمر شيخ و نوه تيمور لنگ حکم ران فارس، و نيز حاکم سيستان با سپاهی ره سپار يزد شده؛ يزد را محاصره و سرانجام گشودند. تيمور لنگ برای حفظ جايگاه هنری و اهميت يزد، دستور داد نسبت به مردم اين سامان نرمی نشان داده ماليات دو ساله را نگيرند. هم چنين فرمان داد تا برج و باروی شهر را بنا کرده دارالحکومه معروف به « دژ مبارکه نارين قلعه » را به طور شايسته ای بسازند.

    ايالت يزد پس از مرگ تيمور، مدتی پهنه درگيری نوادگان تيمور، پير محمّد و اسکندر بود. شاهرخ پسر تيمور با پيروز شدن بر ديگران حکومت يزد را به امير جلال الدين، پسر چخماق سامی سپرد. وی با مردم يزد به خوبی رفتار کرد و برای عمران و آبادی اين سرزمين کوشش نمود و بناهای بسياری از خود بر جای نهاد، که برخی از آن ها هنوز برجای مانده از آثار تاريخی و ديدنی استان يزد به شمار می روند. پس از در گذشت امير جلال الدين، بيوه و فرزندانش دنباله کار را گرفته از خاندان خود، نام نيک به يادگار گذاشتند.

    بازمانده گان تيمور، در همه جا دل گرم کننده هنرمندان، معماران و انديشمندان بودند و يزد نيز در اين زمان به شکوفايی اقتصادی، هنری و فرهنگی رسيد. کاشی کاری‎های مسجد جامع و ميدان امير چخماق و مسجد امير چخماق، مصلای عتيق، ... از آثار اين زمان است. مدرسه ها و کتاب خانه های بسياری چون مدرسه و کتاب خانه قطبيه سربلوک، مدرسه دارالصفا، مدرسه و کتاب خانه يوسف چهره، مدرسه و کتاب خانه اصيليّه سردهوک و کتاب خانه باورديه ايجاد شدند، که نويسنده گان، پژوهش گران و تاريخ نگارانی، چون شرف الدين علی يزدی، در آن ها پرورش يافتند.

    با برآمدن ترکمانان قراقويونلو و آق قويونلو، يزد از دست تيموريان بيرون رفته اميران ترکمان، يکی پس از ديگری بر ايالت يزد حکومت کردند. حكومت طوايف گوناگون با تسلط شاه اسماعيل صفوی بر تمام ايران در 913 هـ. ق، خاتمه يافت. نعمت الله باقی، پسر ميرزا عبدالباقی، صوفی سرشناس، که در جنگ چالدران کشته شد، در زمان شاه تهماسب، دختر شاه اسماعيل را به زنی گرفته حاکم يزد شد. وی ديوان خانه عباسيه را ساخت و مسجد شاه تهماسب، در نزديکی ميدان بعثت کنونی از يادگارهای اوست. از ديگر آثار دوران صفوی مي‎توان به اين موارد نيز اشاره كرد : غياث آباد تفت که به دست مير ميران فرزند نعمت الله باقی ( ممدوح وحشی بافقی )، مدرسه شفيع ، مسجد شاه ولی تفت كه شاه ابوالوالی حاكم يزد آن را بنا نهاده است.

    در هنگام حمله افغان ها، مردم رشيد و آزاده سرزمين يزد، به رهبری ميرزا عنايت سلطان، دلاوری های بسياری از خود نشان دادند؛ چنان كه محمود افغان، در گشودن يزد ناکام مانده راهی اصفهان گرديد. اشرف افغان، جانشين محمود، نيز پس از چهار سال نبرد توانست يزد را بگشايد. با روی کار آمدن نادرشاه افشار و بيرون راندن افغان ها از ايران، محمّد تقی خان، خواهر زاده عنايت سلطان به حکومت يزد منصوب شد. وی و فرزندانش، تا آخر دوره قاجار، در نقش حاکم يا مستوفی يزد خدمت های ارزنده ای به اين سرزمين کرده آثار تاريخی و بنا های ديدنی بسياری در يزد به يادگار گذاشتند. باغ دولت آباد، باغ ناصريه، مدرسه خان، ميدان خان، بازار خان، بازار قيصريه و... از آثار آنان است. اين منطقه در دوره قاجاريه و پس از آن در آرامش و آباداني به سر برده و هم اكنون نيز يكي از مهم ترين و ارزشمندترين مناطق ايران است.

    مشخصات جغرافيايي - استان یزد:

    استان يزد؛ با قرار گرفتن در بخش مرکزی فلات ايران در برگيرنده نا مناسب ترين عوامل طبيعی چيره بر فلات مرکزی ايران نيزاست. کويرهای بزرگ لوت و دشت کوير تا درياچه نمک قم و کوير نمک هرات و مروست تا کوير نمک ابر کوه و باتلاق گاوخونی استان يزد را فرا گرفته اند. بارش اندک همراه با تبخير شديد، دور بودن از دريا، نزديکی با کوير خشک و پهناور نمک، رطوبت نسبی کم همراه با گرمای بسيار، از عواملی هستند، که استان يزد را به گونه خشک ترين استان ايران در آورده است. گذشته از آن، در اين منطقه نوسان شديد درجه حرارت نيز وجود دارد. از نظر جغرافيايی بين 29 درجه و 48 دقيقه تا 33 درجه و 30 دقيقه پهنای شمالی و 52 درجه و 45 دقيقه تا 56 درجه و 30 دقيقه درازای خاوری از نصف النهار مبدا واقع شده است. اين استان از شمال خاوری به استان خراسان از شمال و باختر به استان اصفهان، ازجنوب باختری به استان فارس و از جنوب خاوری به استان كرمان محدود می شود. به دليل دور بودن از مرزهای ايران، در درازای تاريخ از بحران ها و فشارهای فرهنگی و نژادی مصون مانده است. استان يزد براساس سرشماري سراسري سال 1375 جمعيتي در حدود 828401 نفرجمعيت داشته و شهرستان هاي آن عبارتنداز: ابركوه، اردكان، بافق، تفت، خاتم,صدوق, طبس, مهريز، ميبد و يزد.

    دشت رسوبی يزد، در فلات مركزی ايران، از حوزه های مهم جغرافيايی است كه از دامنه شيركوه در جنوب آغاز می شود و با شيب ملايمی تا كوير سياه كوه در شمال ادامه می يابد. با توجه به موقعيت جغرافيايی، اين استان در بر گيرنده نامناسب ترين عوامل طبيعی چيره بر فلات مرکزی ايران است. استان يزد گذشته از جايگاه ويژه طبيعی - جغرافيايی و دارا بودن منابع زيرزمينی، از لحاظ تاريخی و فرهنگی نيز از كهن ترين مناطق ايران به شمار می رود و از گذشته های دور دارای فرهنگی درخشان بوده است. كوه های اين استان جزو رشته كوه های مركزی ايران به شمار می روند. دشت های كويری آن، همانندی زيادی با دشت كوير و دشت لوت دارند. بلندترين ناحيه استان يعنی رشته كوه های شيركوه (4075 متر) در بخش جنوب باختری استان قرار گرفته و پست ترين ناحيه، شمال تا شمال خاوری را در بر می گيرد كه همراه با باتلاق های نمك است.
    نقشه استان یزد:

  2. کاربر مقابل از این پست حسام22 تشکر کرده است.


  3. #21
    اخراج شده

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    نوشته ها
    4,145
    تشکر
    1,209
    تشکر شده 5,363 بار در 1,879 پست

    پیش فرض پاسخ : <<<<<<تموم استان ها ایران((تاریخچه و...))+نقشه در این تاپیک>>>>>>

    اســ ــ ــ ــ ـتان آذربایجان غربی+نقـ ـ ـشه

    استان آذربایجان غربی
    مجاورت : این استان از شمال و شمال شرق با کشورهای جمهوری آذربایجان و ارمنستان و ازغرب با کشورهای ترکیه و عراق و از جنوب با استان کردستان و از شرق با استان های آذربایجان شرقی و زنجان همسایه است.
    آب و هوا: استان‌ آذربايجان‌ غربي‌ عمدتاً تحت‌ تأثير جريان‌ هواي‌ مرطوب‌ اقيانوس‌ اطلس‌ قرار دارد، ولي‌ دربرخي‌ از ماه‌هاي‌ زمستان‌ توده‌هاي‌ هواي‌ سردي‌ از طرف‌ شمال‌ هواي‌ مديترانه‌اي‌ آنرا متاثر كرده‌ و موجب‌ كاهش ‌قابل‌ توجه‌ دما مي‌شود.

    وسعــــت: مساحت این استان ۴۳۶۶۰ کیلومتر مربع (با احتساب دریاچه ارومیه) است.

    جمعـیــت: بر اساس سرشماری آمار و نفوس سال ۱۳۸۵ خورشیدی ۲۸۷۳۴۵۹ نفر می باشد.

    تقسیمات: ۱۴ شهرستان، ۲۶ بخش، ۱۰۳ دهستان و ۳۲۲۷ آبادی

    شهرستانها: ارومیه/مرکز استان - اشنویه - بوکان - پیرانشهر - تکاب - چالدران یا سیه چشمه - خوی - سردشت - سلماس - شاهین دژ - ماکو - مهاباد - میاندوآب - نقده - گالری تصاویر

    موقعيت جغرافيايي – استان آذربايجان غربي:

    استان آذربايجان غربي با احتساب درياچه اروميه حدود ۴۳۶۶۰ کيلومتر مربع مساحت دارد و درشمال‌ غربي‌ ايران‌ قرار گرفته‌ است‌. براساس‌ آخرين‌ تقسيمات‌ كشوري‌ شهرستان‌هاي‌ اروميه‌ ، بوکان ، پيرانشهر، تکاب ، خوي ، سردشت ، سلماس ، شاهين دژ، ماکو ، مهاباد ، مياندوآب ، نقده ‌ و سيه‌چشمه‌ مجموع‌ شهرستان‌هاي‌ استان‌ آذربايجان‌ غربي‌ را تشكيل‌ مي‌دهند. استان‌ آذربايجان‌ غربي‌ در سال ‌ ۱۳۸۵ خورشیدی حدود ۲۸۷۳۴۵۹ نفرجمعيت‌ داشته‌ است‌. از اين‌ تعداد ۱۷۲۴۹۵۴ نفر در نقاط‌ شهري‌ و ۱۱۴۸۵۰۵ نفر در نقاط‌ روستايي‌ سكونت ‌داشته‌ و يا غير ساكن‌ بوده‌اند.

    استان آذربايجان غربي يکي از مناطق کوهستاني کشور است که توپو گرافي متنوع‌ و گسترده اي دارد. در سراسر ناحيه هم مرز آن با ترکيه و عراق ، کوههاي مرتفع برف گيري از شمال به جنوب کشيده شده است. آب هاي حاصل از ذوب برف کوه هاي مذکور بصورت رودخانه هاي متعددي در دره هاي منطقه جريان مي يابد و به سه حوزه عمده درياچه اروميه ، گسل عظيم خوي و دره رود کلوي سرازير مي شوند. سه ناحيه فوق پست ترين نقاط آذربايجان غربي به حساب مي آيد.‌

    آب و هوا - استان آذربايجان غربي:

    استان‌ آذربايجان‌ غربي‌ عمدتاً تحت‌ تأثير جريان‌ هواي‌ مرطوب‌ اقيانوس‌ اطلس‌ قرار دارد، ولي‌ دربرخي‌ از ماه‌هاي‌ زمستان‌ توده‌هاي‌ هواي‌ سردي‌ از طرف‌ شمال‌ هواي‌ مديترانه‌اي‌ آنرا متاثر كرده‌ و موجب‌ كاهش ‌قابل‌ توجه‌ دما مي‌شود. براساس‌ داده‌هاي‌ آماري‌ ايستگاه‌هاي‌ هواشناسي‌ اروميه ، خوي ، ماکو و مهاباد ، درجه‌ حرارت‌ هوا در نقاط‌ مختلف‌ استان‌ متفاوت‌ است‌. متوسط‌ درجه‌ حرارت‌ از ۴/۹ درجه‌ سانتي‌گراد در ماكو تا۶/۱۱ درجه‌ سانتي‌ گراد در مهاباد متغير است‌. متوسط‌ درجه‌ حرارت‌ در اروميه‌ ۸/۹، در خوي‌ ۸/۱۰، در ماكو۴/۹ و در مهاباد ۶/۱۱ درجه‌ سانتي‌ گراد است‌. به‌ استناد همين‌ گزارش‌ حداكثر درجه‌ حرارت‌ در مرداد ماه‌ حدود۳۴ و حداقل‌ آن‌ در دي‌ ماه‌ حدود ۱۶- درجه‌ سانتي‌ گراد است‌. حداكثر تغيير گرماي‌ تابستان‌ ۴ و سرماي‌ زمستان ‌۱۵ درجه‌ مي‌باشد. شهرستان‌هاي‌ اروميه‌ و ماكو تابستان‌هاي‌ گرم‌ و زمستان‌هاي‌ سرد دارد. شهرستان‌ مهاباد تابستان‌هاي‌ خشك‌ و طولاني‌ و زمستان‌هاي‌ بسيار سرد دارد.شهرستان نقده و مياندوآب داراي هواي نيمه مرطوب با تابستان هاي ملايم وزمستان هاي سرد است.

    تاريخ و فرهنگ – استان آذربايجان غربي:

    استان‌ آذربايجان غربي‌ يكي‌ از كانون‌هاي‌ تمدن‌ باستاني‌ ايران‌ است‌ و قلعه‌هاي‌ متعدد تاريخي ‌، صدها تپه ‌باستاني‌ با آثار مكشوفه‌ و ساير يادمان‌هاي‌ تاريخي‌ و ديني‌ اين‌ قدمت‌ ديرينه‌ را تائيد مي‌كنند. از طرف‌ ديگر، اين ‌استان‌ همواره‌ زيستگاه‌ مجموعه‌اي‌ از اقوام‌ و فرهنگ‌هاي‌ مختلف‌ بوده‌ است‌. هر يك‌ از اين‌ اقوام‌ و فرهنگ‌ها به‌ نحوي‌ در هم‌ تأثير گذاشته‌ و از همديگر متأثر شده‌اند. وجود مساجد ، كليساها و ويرانه‌ آتشگاه‌ها ، گوياي‌ بخشي ‌از تاريخ‌ تحولات‌ ديني‌ آن‌ است‌. تشيع در اروميه و ‌شهرهاي‌ شمالي‌ و تسنن‌ در نواحي‌ جنوبي‌ استان‌ از مذاهب ‌عمده‌ به‌ شمار مي‌روند. ساير اقليت‌هاي‌ آشوري‌ و ارامنه‌ به‌ كليساهاي‌ مسيحي‌ وابسته‌اند. آذري‌ها ، کردها ، آشوري‌ها و ارامنه‌ هر يك‌ ويژگي‌هاي‌ فرهنگي‌ ، آداب و سنن‌ مخصوصي‌ دارند كه‌ در نوع‌ خود جالب‌ توجه‌ است.

    مکان های دیدنی و تاریخی - استان آذربايجان غربي:

    استان آذربايجان غربی از نظر طبيعی و تاريخی از مناطق برجسته ايران است. وضعيت اقليمی، زمين شناسی و توپوگرافی استان باعث ايجاد عارضه های طبيعی بسياری در آن شده است که برخی از آن ها دارای ويژگی های منحصر به فردی هستند. برخی از جاذبه های طبيعی اين استان عبارتند از: درياچه اروميه که شورترين و بزرگ ترين درياچه داخلی ايران و بزرگ ترين آبگير دايمی آسيای غربی است، جزاير داخلی درياچه اروميه که زيستگاه نادرترين پرندگان هستند، پارک ملی درياچه اروميه که يكی از ۵۹ منطقه ذخاير طبيعی جهان و دارای لوح مخصوص پارک ها است، مناطق حفاظت شده حيات وحش و چشمه های متعدد آب گرم که بيش تر خاصيت درمانی دارند، تالاب ها، رودخانه ها، آبشارها و غارهای مختلف از جمله غار معروف کرفتو.

    پيشينه تاريخی و سابقه کهن فرهنگی استان؛ سبب وجود جاذبه های تاريخي, جاذبه های اجتماعی و فرهنگی بسياری در منطقه شده است. مكان های تاريخی و مذهبی موجود در استان؛ گويای بخشی از تاريخ مذهبی اين منطقه است. مسجد جامع اروميه از مسجدهای قديمی استان به شمار می آيد. کليساهای قديمی زيادی نيز در سطح استان وجود دارند که از جاذبه های ديدنی آن به شمار می آيند. كليسای مارقويا يكی از قديمی ترين ابنيه مذهبی است و منسوب به حضرت قوما يكی از دوازده حواريون مسيح است. كليسای قديمی ماريوخنه و آتشكده آذرگشسب به همراه بازارهای قديمی با سبک معماری خاص، تپه های باستانی که قدمت برخی از آن ها به هزاره های پيش از ميلاد می رسد، شهرها و دهستان های تاريخی و قديمی مانند تپه های باستانی روستای حسنلو، قلعه های تاريخی، پل های قديمی، گورستان ها و قبور شعرا، عرفا و سياست مداران که جزو مناطق ديدنی استان به شمار می آيند به همراه زندگی ايلی جذاب با صنايع دستی كم نظير، در مجموع گويای توان بالای توريستی منطقه آذربايجان غربی هستند.

    صنايع و معادن – استان آذربايجان غربي:

    صنايع استان آذربايجان غربی در زمينه های مواد معدنی و مواد اوليه موجود دراستان بر پا شده اند. معادن اين استان شامل معادن مصالح و سنگ های ساختمانی، گرانيت، ‌تراورتن، نمک آبی، نمک سنگی، ميكا، زرنيخ، تالک، خاک نسوز و پوكه معدنی است كه هم اكنون بهره برداری می شوند. هم چنين ذخايری از مواد معدنی سرب, روی, طلا در تكاب، ذغال سنگ در مياندوآب و خاك نسوز در بوكان كشف شده و آماده بهره برداری می شوند. هم چنين اقداماتی جهت شناسايی معادن سيليس و مواد معدنی فلزی و غير فلزی در استان صورت گرفته است.

    استان آذربايجان غربی يكی از كانون های مهم صنايع دستی ايران است. دراين استان انواع فرش، گليم، ‌‌پارچه های دستی و صنايع چوبی تزيينی توليد می شود و علاوه بر آن كارگاه های صابون سازی، شمع سازی و چاقوسازی نيز درسطح استان به كار مشغولند. از ميان محصولات ياد شده, بافته های دستی و صنايع چوبی مانند انواع مجسمه های حيوانات‌، انواع وسايل بازی شطرنج، تخته نرد، جعبه و ميز آرايش بانوان و انواع نقاشی روی چرم دارای معروفيت ملی است.

    کشاورزی و دام داری – استان آذربايجان غربي:

    استان آذربايجان غربی يكی از مناطق مستعد كشاورزی در ايران است. با وجود اين که اين استان تنها ۶/۲ درصد مساحت ايران را در بر می گيرد، اما اراضی آن بيش از ۶ درصد كل اراضی مزروعی كشور را شامل می شود. ويژه گی ها و خصوصيات طبيعی واقليمی استان بر توان بالقوه كشاورزی منطقه افزوده است. گندم و جو و محصولات باغی چون سيب و انگور از جمله مهم ترين توليدات كشاورزی استان آذربايجان غربی است.

    وجود ايلات و عشاير كه تامين معيشت آن ها در درجه اول از طريق دام داری و در درجه دوم با كشاورزی انجام می گيرد؛ در رونق دام داری استان تأثير به سزايی داشته است. استان آذربايجان غربی با توجه به وجود مراتع نسبتا خوب خود توانسته نقش مهمی را در دام داری كشور ايفا نمايد. دام داری در اين منطقه به صورت صنعتی و سنتی رواج دارد و امروزه گرايش به سمت واحد های صنعتی در اين استان افزايش چشم گيری داشته است. اين استان در زمينه پرورش طيور نيز دارای نقش فعالی است كه اين فعاليت نيز به صورت صنعتی و سنتی رواج دارد. هم چنين بيش از ۲۵۰۰۰۰ كندوی زنبور عسل که نزديک به چهار پنجم آن ها مدرن هستند در سطح استان آذربايجان غربی به توليد عسل مشغولند. استان آذربايجان غربی در زمينه پرورش ماهی نيز فعال است و واحدهای متعدد استخر پرورش ماهی دراستان وجود دارد كه به پرورش ماهيان گرم آبی و ماهيان سرد آبی اختصاص يافته اند. علاوه بر پرورش ماهي, صيد ماهی نيز از سدهای ارس، مهاباد و ساير سدها، رودخانه ها و آبگيرهای طبيعی استان صورت می گيرد.

    وجه تسميه و پيشينه تاريخي – استان آذربايجان غربي:

    سرنوشت تاريخی آذربايجان شرقی و غربی و وجه تسميه نام آن ها بسيارشبيه هم است. آذربايجان را با توجه به پيشينه تاريخی کهن اش، در زبان های مختلف به نام های گوناگون کمابيش مشابهی ناميده اند. در فارسی ميانه «آتورپاتكان»‌، در آثار كهن فارسی«آذربادگان»‌ يا «‌آذربايگان»، و در فارسی كنونی «آذربايجان» ناميده شده است. هم چنين در يونانی «آتروپاتنه»‌، در بيزانسی «آذربيگانون»، در ارمنی «آتراپاتاكان»، در سريانی «آذربايغان»‌ و در عربی «آذربيجان»‌ گفته اند. تاريخ باستانی آذربايجان با تاريخ قوم «ماد» درآميخته است. قوم ماد پس از مهاجرت به ايران آرام آرام قسمت های غربی ايران از جمله آذربايجان را تصرف كرد. مقارن اين ايام دولت هايی در اطراف آذربايجان وجود داشت كه از آن جمله می توان به دولت «آشور» در شمال بين النهرين، دولت «هيئتی» در آسيای صغير، دولت «اورارتو» در نواحی شمال و شمال غرب، اقوام «كادوسی» در شرق و «كاسی» ها در حوالی كوه های زاگرس اشاره كرد.

    بعد از تاسيس دولت ماد، آذربايجان به ماد كوچک (درمقابل ماد بزرگ) ‌معروف شد و مشتمل بر شهرهای قديمی همدان، ری، ‌اصفهان و كرمانشاه بود. به عبارت ديگر ولاياتی كه در قرون اوليه اسلامی به ناحيه‌ جبال و بعدها به عراق عجم معروف بودند را در بر می گرفت. بعد از حمله اسكندر مقدونی به ايران، ‌سرداری به نام «آتورپات» در آذربايگان از اشغال آن توسط يونانيان ممانعت به عمل آورد. از آن به بعد اين سرزمين به نام آتورپاتكان معروف شد. آتورپات به پادشاهی رسيد و آن ناحيه را مستقل اعلام نمود. در طول دوره‌ حكومت سلوكی ها، ناحيه آتورپاتكان هم چنان مستقل ماند و يونانيان و جانشينان اسكندر نتوانستند آداب و رسوم و تمدن يونانی را در آن محل اشاعه دهند. آذربايجان در اين زمان پناهگاه زردشتيان و تكيه گاه فرهنگ ايرانی در مقابل فرهنگ يونانی شد. حكومت جانشينان آتورپات در آذربايجان در زمان اشكانيان نيز ادامه يافت و اين منطقه توانست كماكان استقلال خود را حفظ كند.

    اردشير بابكان - مؤسس سلسله ساسانی – با استيلا برحكم رانان آذربايجان اين منطقه را در زمره امپراتوری بزرگ ساسانی در آورد. در دوره ساسانی معمولاً‌ يكی از مرزبانان را به حكومت آذربايجان می گماردند. در اواخر آن دوره حكومت آذربايجان در دست خاندان «فرخ هرمزد»‌ بوده پايتخت آن « شيز»‌ يا «‌گنزب»‌ نام داشت كه مطابق با ويرانه های ليلان در جنوب شرقی درياچه اروميه گزارش شده است.

    پس از اشغال آذربايجان به دست اعراب، قبايل عرب از بصره، كوفه، شام و يمن برای سكونت به آن جا روی آورده با خريد زمين های وسيع، ‌‌كشاورزی را گسترش داده و افراد بومی را رعيت خود ساختند. امرای عرب برای حفظ زمين ها و احتمالاً‌ رعايای مسلمان خود، از حملات ديگر مردم آذربايجان كه به اسلام نگرويده بودند، باروهايی در اطراف املاك وسيع خود می كشيدند كه به تدريج داخل اين باروها به صورت شهرهای نسبتاً‌ مهم درآمد.

    در سال ۱٩٨ هـجری قمری بابک خرم دين با استفاده از ضعف خلافت مرکزی مأمون - خليفه عباسی که درخراسان به سر می برد - قيام کرده قسمت های مهمی از شمال شرقی آذربايجان را دراختيار گرفت. از اين پس، از ‌سلطه دستگاه خلافت برآذربايجان تا حد زيادی کاسته شد. بقايای قلعه بابک بر بلندای کوهی در نزديکی کليبر واقع در آذربايجان شرقی هنوز باقی است.

    سلسله های ايرانی بعد از اسلام مانند طاهريان، صفاريان، سامانيان و غزنويان كه از شرق ايران برخاسته حكومت های مستقلی تشكيل دادند، هيچ گاه نتوانستند قلمرو خود را به آذربايجان برسانند. دراين مدت كه از سال ۲۰۵ هجری قمری (تأسيس سلسله طاهريان)‌ شروع و تا سال ۴۲۹ هجری قمری (‌آ‎غاز حكومت سلجوقيان)‌ ادامه می يابد، حكومت های محلی متعددی قدرت را در آذربايجان به دست گرفتند. آخرين حكام مقتدر اين ايالت، ‌ساجيان (۳۱۷ ـ ۲۷۶ هجری قمری) بودند كه آن ها نيز عاقبت بر ضد خلفا قيام كردند. پس از سقوط ساجيان، سلسله های محلی ديگری در آذربايجان به قدرت رسيدند كه از آن جمله می توان از رواديان نام برد. در دوران حكومت ساجيان ‌(بنی ساج) ‌و حكومت بعد از آن حكم رانان قسمت شمالی رود ارس به حكام آذربايجان خراج می دادند كه از معروف ترين آنها شيروان شاهای، ‌خداوندان شكی، حكام گرجستان، رواديان و حكام ارمنستان بودند.

    در آغاز قرن پنج هجری قمری (يازدهم ميلادی) ‌تركان «غز» به فرماندهی سلجوقيان، نخست با دسته های كوچك و سپس به تعداد بيش تر، راهی آذربايجان شده آن جا را به تصرف در آوردند. در ۵۳۱ هجری قمری(۱۱۳۶ ميلادی)‌ آذربايجان به دست«اتابك ايلدگز»‌ (‌الدگوز) افتاد كه تاحمله كم دوام جلال الدين خوارزم شاه (۳۱ ـ ‌۱۲۲۵ میلادی، ۲۸ ـ ‌۶۲۲ هجری قمری) ‌وی و اولادش بر آذربايجان حكومت كردند. با حمله مغولان و ورودهلاكوخان ايلخان (۱۲۵۶ میلادی، ‌۶۵۴ هجری قمری)‌، ‌آذربايجان مركز شاهنشاهی بزرگ وی شد كه از آموی تا شام امتداد داشت. با ضعف ايل خانان مغول، امرای مستقلی در آذربايجان قدرت يافتند که از آن جمله می توان به جلايريان، ‌چوپانيان و تركمانان اشاره كرد.

    پس از تصرف آذربايجان به دست شاه اسماعيل اول صفوی (۱۵۰۲ میلادی، ‌۹۰۷ هجری قمری)‌ اين سرزمين سنگر گاه اصلی و مركز عمده‌ گرد آوری قوای نظامی برای شاهان صفوی شد. در زمان صفويه آذربايجان محل جنگ های خونين ميان سپاهيان ايران وعثمانی بود. پس ازسقوط دولت صفويه، نادر شاه افشار با کوتاه کردن دست عثمانيان از آذربايجان و يک پارچه کردن ايران، در دشت مغان رسماً تاجگذاری كرد. كريم خان زند در سال ۱۱۷۵ هجری قمری (۱۷۵۵ ميلادی)‌ آذربايجان را از دست خان های محلی كه پس از مرگ نادر شاه قيام کرده بودند، باز پس گرفت. اما پس از مرگ او بار ديگر خوانين محلی سر برآوردند، تا اين كه آغا محمد خان قاجار در سال ۱۲۰۵ هجری قمری (۱۷۸۵ ميلادی) ‌موفق شد كه آذربايجان را مطيع حکومت مرکزی كند. اين منطقه كه هم اكنون يكی از مناطق آباد و پررونق جمهوری اسلامی ايران است در سال ۱۳۱۶ خورشیدی به صورت استان مستقل درآمد كه در برگيرنده شهرها, دهستان ها و روستاهای بسياری است.

    مشخصات جغرافيايي – استان آذربايجان غربي:

    آذربايجان غربی از نظر جغرافيايی بين ۳۵ درجه ۵۸ دقيقه تا ۳۹ درجه و ۴۷ دقيقه پهنای شمالی و ۴۴ درجه و ۲ دقيقه تا ۴۷ درجه و ۲۳ دقيقه درازای شرقی قرار گرفته است. آذربايجان غربی در شمال غربی ايران قرار داشته و از شمال به كشورهای جمهوری خود مختار نخجوان و ارمنستان، از شرق به كشورهای تركيه و عراق، از جنوب به استان كردستان و از غرب به استان های آذربايجان شرقی و زنجان محدود می شود. طول مرز آبی و خاكی اين استان با كشورهای همسايه، مجموعا ۸۲۳ كيلومتر است. اين استان از طرف شمال نزديك به ۱۳۵ كيلومتر، مرز آبی رودخانه ارس با نخجوان و ارمنستان و از طرف شمال و غرب نزديک به ۴۸۸ كيلومتر مرز خاكی با كشور تركيه دارد. هم چنين از طرف غرب نزديك به ۲۰۰ كيلومتر مرز خاكی با كشور عراق دارد.

    رود ارس مرز ايران و جمهوری های نخجوان و ارمنستان را در آذربايجان غربی در بر می گيرد كه از محل تلاقی قره سو به ارس، شروع و در محل به هم پيوستن آق چای به ارس خاتمه می پذيرد. بخشی از اين مرز طبيعی را درياچه ارس - كه در پشت سد ايجاد شده- و بخش ديگر را قزل قشلاق از طرف جمهوری نخجوان تشكيل می دهد.

    استان آذربايجان غربی طولانی ترين مرز داخلی را با استان آذربايجان شرقی دارد. اين مرز از پيوستن رود آق چای به ارس در باختر جلفا شروع شده، پس از عبور از خاور رود مزبور و قطع راه مرز به بازرگان و ناحيه ولديان خوی و راه آهن ايران - تركيه، درياچه اروميه را كه مرز طبيعی دو استان است، در جهت شمال غربی به جنوب شرقی پشت سر گذاشته، در جنوب درياچه، اين امتداد در جهت جنوب شرقی مسير زرينه رود «جغتو» از ميان مراغه و مياندوآب، چاراويماق هشترود و صايين قلعه و تكاب عبور نموده و در مرز زنجان خاتمه می يابد. مرز آذربايجان غربی و كردستان جهت غربی - شرقی داشته و از دره رود كلوی زاب کوچک شروع شده و پس ازعبور از ميان نواحی سردشت، بانه، بوكان، سقز و قطع شاخه های سيمينه رود و درياچه زرينه رود و عبور از جنوب تكاب در چهار طاق در نقطه اتصال سه استان زنجان، كردستان و آذربايجان غربی خاتمه می يابد. استان آذربايجان غربی كم ترين طول مرز را با استان زنجان دارد كه از طريق منطقه تكاب به ماه نشان از استان زنجان اتصال پيدا می كند و جهت آن شمال غربی - جنوب شرقی است و بيش تر اين ناحيه نيز از كوه های مرتفع پوشيده شده است.

    استان آذربايجان غربی که مرکز آن شهر تاريخی اروميه است، براساس آخرين تقسيمات كشوری دارای ۱۴ شهرستان بوده كه عبارتند از: اروميه، اشنويه، بوكان، پيرانشهر، تكاب، چالدران (سيه چشمه)، خوی، سردشت، سلماس، شاهين دژ، ماكو، مهاباد، مياندوآب، نقده. اين استان در بر گيرنده شهرستان ها, شهرها, دهستان ها و روستاهای متعددی بوده و بر اساس آخرين سرشماری سراسری سال ۱۳۸۵ خورشیدی كشور, جمعيت آن ۲۸۷۳۴۵۹ نفر برآورد شده است.

    غارهاي تاريخي- استان آذربايجان غربي: غارهاي‌ استان‌ عبارتند از غار كهريز، فرهاد ، دانيال ‌، بابا حسن ‌، تخت‌ قاداوكهل.

    چشمه ها و مراكز آب درماني – استان آذربايجان غربي: چشمه‌ها و مراكز آب‌ درماني‌ استان‌ آذربايجان‌ غربي‌ عبارتند از: چشمه‌هاي‌ معدني‌ ويشلق‌ و چشمه‌ قره‌شعبان‌ در جاده‌ خوي – تبريز ، چشمه‌ معدني‌ نوايي‌ و چشمه‌ معدني‌ زارعان‌ (زوران‌) در شمال‌ شرقي‌ خوي ‌، چشمه‌ معدني‌ خان‌ در جنوب‌ غربي‌ خوي‌ ، چشمه‌ معدني‌ دسته‌ دره‌ درشمال‌ غربي‌ خوي‌ ، چشمه‌ صدقيان‌ و آبگرم‌ ايستي‌سو در شهرستان‌ سلماس ‌، چشمه‌ معدني‌ شگفتي‌ در دهكده‌ شگفتي‌ سيه‌ چشمه ‌، آبگرم‌ قارنجه‌ در دهكده‌ قارنجه ‌، چشمه‌ معدني‌ رازي‌ در روستاي‌ قطور، آبگرم‌ باش‌ كندي‌ درجاده‌ ماكو - بازرگان‌ و چشمه‌ معدني‌ ديزج‌ در اطراف‌ ماكو.

    قلعه ها – استان آذربايجان غربي : قلعه‌هاي‌ استان‌ عبارتند از: گؤورچين‌ قلعه‌ در شهرستان‌ سلماس‌، قلعه‌ بخدك‌ (بختك‌) در روستاي‌ ميلان‌ مياندوآب‌ و قلعه‌ راوز در شهرستان‌ ماكو.

    كليساها – استان آذربايجان غربي: كليساهاي‌ استان‌ عبارتند از : بالولان ‌، ماريوخنه ‌، سنت‌ جرج‌ ، مارقويا و دره‌ شام‌.

    رودخانه ها – استان آذربايجان غربي: درياچه‌ها ، سواحل‌ و جزاير استان‌ عبارتند از: جزيره‌ آرزو ، و رودخانه‌هاي ‌باراندوزچاي ‌، شهرچاي‌ ، نازلوچاي‌ و زولاچاي‌ در شهرستان‌ اروميه‌.

    مسافرت و اقامت – استان آذربايجان غربي:

    سفر به شهرهاي استان آذربايجان غربي به دليل امکانات مناسب حمل و نقل زميني ، هوايي و دريايي بسيار آسان است و مرکز آن اروميه فرودگاه بين المللي مجهزي دارد. جاده ترانزيتي و راه آهن ايران – اروپا از شمال استان عبور مي کند. شهر بازرگان ، در منتهي اليه شمال غربي استان و (ايران) يک مرکز مهم ورود و خروج توريسم و کالا محسوب مي شود. شهرک پلدشت در شمال استان نيز امکان ورود و خروج مسافر به جمهوري خود مختار نخجوان را ميسر مي سازد. اقامت در شهرهاي مختلف استان نيز به دليل امکانات اقامتي و پذيرايي مناسب از قبيل هتل ، متل ، مهمانسرا ، بويژه با رزرواسيون به سهولت انجام مي پذيرد .
    نقشه استان آذربایجان غربی:

  4. #22
    اخراج شده

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    نوشته ها
    4,145
    تشکر
    1,209
    تشکر شده 5,363 بار در 1,879 پست

    پیش فرض پاسخ : <<<<<<تموم استان ها ایران((تاریخچه و...))+نقشه در این تاپیک>>>>>>

    اســ ــ ــ ــ ـتان خراسان رضـ ـوی +نقـ ـ ـشه

    استان خراسان رضوی:

    مجاورت : شمال شرقی: کشورترکمنستان شمال غربی:استان خراسان شمالی شرق:افغانستان غرب: سمنان جنوب غربی:یزد جنوب:خراسان جنوبی

    آب و هوا:بطور كلی دارای شرایط آب و هوایی معتدل و سردكوهستانی ارتفاع متوسط:۹۹۰M دما:۶/۱۳ º c

    وسعــــت: ۱۵۰۰۰۰ کیلومترمربع

    جمعـیــت: بر اساس آمار سال ۱۳۸۵ خورشیدی ۰۷۹/۵۹۳/۵

    تقسیمات: 20 شهرستان ،65 بخش ،163 دهستان و8861 آبادی

    شهرستانها: بردسکن - تایباد - تربت جام - تربت حیدریه - چناران - خواف - درگز یا کلات نادری - سبزوار - سرخس - فردوس - فریمان - قائن - قوچان - کاشمر - گناباد - مشهد/مرکز استان - نیشابور

    موقعيت جغرافيايي – استان خراسان رضوي:

    استان خراسان رضوى با 150000 کيلومتر مربع مساحت ، يکي از مهم ترين استان هاي کشور است که در شمال شرقي ايران قرار گرفته است. تايباد ، تربت جام ، تربت حيدريه ، چناران ، خواف ، درگز ، سبزوار ، سرخس ، فردوس ، فريمان ، قوچان ، کاشمر ، گناباد ، مشهد ، نيشابور، برداسکن و.. مجموع شهرستان هاي اين استان هستند. مرکز استان خراسان رضوي ، شهرستان مشهد است که حرم مطهر حضرت رضا(ع) ، امام هشتم شيعيان در آن قرار گرفته است. استان خراسان رضوي در سال 1385 حدود 5593079 نفر جمعيت داشته است. از اين تعداد حدود 3811900 نفر در نقاط شهري و 1781179 نفر در نقاط روستايي يا غير ساکن و يا عشاير بوده اند. استان خراسان رضوي از نظر موقعيت طبيعي به دو بخش شمالي و جنوبي تقسيم مي شود. بخش شمالي کوهستاني است که در نواحي پست آن ، دشت هاي حاصلخيزي ايجاد شده و شرايط مناسبي براي توسعه کشاورزي و دامداري فراهم آمده است. بخش جنوبي آن از دشت هاي کويري با تپه هاي کم ارتفاع تشکيل شده که با فقر پوشش گياهي مواجه است.

    آب و هوا – استان خراسان رضوي:

    استان خراسان رضوي در ناحيه معتدل شمالى قرار گرفته و بطور كلى آب و هوايى متغير دارد. دماى هواى استان از سمت شمال به سمت جنوب افزايش مي ‏يابد ، ولى از ميزان بارش سالانه آن كاسته مي ‏شود. نواحى مرتفع استان (ارتفاعات هزارمسجد - بينالود) آب و هواى سرد كوهستانى دارند. مناطقى همچون قوچان ، و نواحى جنوب بينالود ، ارتفاعات هزارمسجد و قسمتى از شهرستان مشهد داراى آب و هواى معتدل كوهستانى ، و كوهپايه‏هاى استان داراى آب و هواى نيمه بيابانى ملايم (كوهپايه‏اى) و نواحى جنوبى آن داراى آب و هواى گرم و خشك بيابانى است.

    تاريخ و فرهنگ – استان خراسان رضوي:

    استان خراسان رضوى ، كه در گذشته بخشى از خراسان بزرگ بود ، همواره عرصه دايمى ظهور و سقوط قدرت‏ها و حكومت‏ها در تاريخ گذشته ايران بوده است. در اين سرزمين پهناور اقوام و حكومت‏هاى ترك و تازى و تاتار، غز و قجر و قبچان ، مغول ، تركمن و افغان حوادثى بى شمار آفريده‏اند. جغرافيدانان قديم ، سرزمين ايران بزرگ (ايرانشهر) را به هشت اقليم تقسيم كرده بودند كه خراسان بزرگترين و آبادترين اقليم آن بوده است. اين استان در زمان ساسانيان بوسيله يك سپهبد اداره مي ‏شد كه به او (پادگوسبان) مي ‏گفتند و چهار تن مرزبان تحت فرمان وى بودند كه هر كدام يكى از چهار قسمت خراسان آن روز را اداره مي ‏كردند. خراسان در دوران اسلامى به چهار قسمت تقسيم مي ‏شد كه هر قسمت آن بنام يكى از چهار شهر بزرگ نيشابور، مرو، هرات و بلخ ناميده مى‏شد. در سال 31 هجري قمري اعراب روانه خراسان شدند و طى همين دوره ساكنين خراسان به دين اسلام گرويدند. سرزمين خراسان تا سال 205 هجري قمري در تصرف خاندان بنى عباس بود. ولى در سال 283 هجري قمري بدست طاهريان ، استقلال يافت و در سال 287 هجري قمري جزو قلمرو سامانيان گرديد. در سال 384 هجري قمري سلطان محمود غزنوى خراسان را متصرف شد و در سال 429 هجري قمري طغرل اول سلجوقى نيشابور را تصرف كرد. سلطان محمود غزنوى چندين بار با سلجوقيان جنگيد و تركان غزنوى ، سلطان سنجر سلجوقى را به سختى شكست دادند. در سال 552 هجري قمري خراسان به تصرف خوارزمشاهيان درآمد و در قرن هفتم هجرى قمرى بر اثر حملات مغول‏ها ، اين سرزمين ضميمه متصرفات ايلخانان مغول گرديد. در قرن هشتم هجرى ، سربداران پرچم استقلال را در سبزوار برافراشتند و در سال 873 هجري قمري خراسان به تصرف امير تيمور گوركانى درآمد و شهر هرات نيز پايتخت اعلام شد. در سال 913 هجري قمري خراسان به تصرف ازبكان درآمد. پس از مرگ نادرشاه افشار (1160 هجري قمري) ، خراسان به تصرف افاغنه درآمد و در دوران قاجاريه با دخالت و حمايت استعمار انگليس از افاغنه به منظور حفظ سرحدات هندوستان ، سرانجام عهدنامه پاريس (1273 هجري قمري) منعقد گرديد و ايران متعهد گرديد كه در امور داخلى افغانستان دخالتى نداشته باشد و در همين دوره خراسان به دو قسمت تقسيم شد: قسمت شرقى در افغانستان تحت الحمايه انگليس شد و قسمت غربى در تصرف ايران باقى ماند. به عبارت ديگر، پرجمعيت‏ ترين نواحى خراسان از ايران جدا شد. با وجود تمام اين فراز و نشيب‏ها ، خراسان يكى از استان‏هاى آباد و حاصلخيز ايران به شمار مي ‏رود. استان خراسان رضوى از نظر جاذبه‏هاى طبيعى (با وجود محدوديت منابع آبى) يكى از مناطق ديدنى ايران است. درياچه ‏هاى كوچك چشمه‏ هاى طبيعى و آب معدنى ، تفرجگاه‏ها ، مناطق حفاظت شده ، ارتفاعات ، قله ‏ها وغارها و... از جاذبه ‏هاى اين منطقه به شمار مى‏روند. استان خراسان اماكن و بناهاى مذهبى و زيارتى متعددى را در خود جاى داده است ، از جمله مجموعه مقدس آستان رضوى حرم مطهر امام رضا(ع) و صدها آرامگاه و امامزاده كه همواره مورد توجه سياحان و زائران قرار دارند و افراد زيادى به منظور زيارت و سياحت به اين استان سفر مي ‏كنند.

    مسافرت و اقامت – استان خراسان رضوي:

    استان خراسان رضوي به جهت وجود بارگاه امام رضا (ع) يکي از استانهاي مسافر پذيرمي باشد. کليه شهرستانهاي استان خراسان رضوي از نظر راه هاي ارتباطي (هوايي و زميني) ، مخابرات و سيستم هاي درماني تجهيز شده اند و مسافرت به آن ها به راحتي و آساني ميسر است. کليه شهرهاي استان داراي انواع هتل و امکانات اقامتي مي باشند و با فرهنگ جهانگردي نيز آشنايي کامل دارند. معروفترين سوغاتي استان خراسان زعفران است. استان خراسان رضوي امروز از نظر جاذبه هاي طبيعي يکي از مناطق ديدني ايران است. درياچه هاي طبيعي و آب معدني ، تفرجگاه ها ، مناطق حفاظت شده ، ارتفاعات و قله ها و... از جاذبه هاي اين منطقه به شمار مي روند.

    مکان های دیدنی و تاریخی - استان خراسان رضوی:

    استان خراسان رضوي يكي از مهم ترين قطب هاي گردشگري ايران است و از جاذبه هاي طبيعي و مكان هاي ديدني مذهبي و تاريخي بسيار ارزشمندي برخودار است. مهم‌ترين اماكن ديدني استان خراسان رضوي عبارت‌اند از: حرم مطهر حضرت امام رضا(ع) و مجموعه‌ي آستان قدس رضوي، مسجد گوهرشاد، مدرسه‌ي پريزاد، مدرسه‌ي دودر، بقعه‌ي خواجه ربيع، بقعه‌ي گنبد سبز، آرامگاه نادرشاه افشار، مصلاي مشهد، طرقبه، شانديز، پارك وكيل‌آباد، كوه سنگي، بندگلستان، خواجه اباصلت، خواجه مراد و مقبره‌ي گوهرتاج (در مشهد)، مسجد پامنار، آرامگاه ملاهادي سبزواري، مناره‌ي خسروگرد، رباط مهر، آرامگاه سيدحسن غزنوي و مسجد جامع (در سبزوار)، گنبد هارونيه و آرامگاه فردوسي (در توس)، كتبيه‌ي نادري، عمارت خورشيد، ارغون‌شاه و مسجد كبود گنبد (در كلات نادري)، شهر عتيق، تپه بام و مدرسه‌ي عرضيه (در قوچان)، ‌آرامگاه شاه قاسم انوار و مقبره‌ي شيخ احمد جامي (در تربت جام)، برج كرات (در تايباد)، باغ گلشن (در طبس)، ارگ كلاه فرنگي، درياچه‌ي گل بي‌بي و آرامگاه بابا لقمان (درسرخس)، قدمگاه رباط عباسي و آرامگاه‌هاي عطار، كمال‌الملك و خيام (در نيشابور)، برج علي‌آباد، مناره‌ي فيروزآباد، باغ مزار و آرامگاه مدرس (در كاشمر) و مقبره‌ي شيخ حيدر و مسجد ملك (در تربت حيدريه)، سنگ فيروزه، زعفران، ادويه و مهر و تسبيح از سوغاتي‌هاي استان خراسان رضوي است.

    صنايع و معادن - استان خراسان رضوی:

    خراسان رضوي يكی از مهم ترين مراکز صنايع دستی ايران است، برخی از صنايع دستی آن، چون فيروزه، پوستين دوزی، فرش بافی و... شهرت جهانی دارند. خراسان رضوي به دليل جايگاه ويژه مکانی خود، که محل برخورد پديده های مهم و متفاوت زمين شناختی است، جايگاه مناسبی از لحاظ گنجايش و گوناگونی ذخاير معدنی دارد. ذخيره های زغال سنگ، مس، روی، آهن، منگنز، خاک نسوز، منيزيت، گل سفيد، سنگ های ساختمان، مانند مرمريت، تراورتن، سنگ آهن و گچ، دراستان يافت می شود. کاوش های پيرامون طبس، از وجود ذخاير بزرگ اورانيوم، راديوم و توريم خبر می دهد. اين منابع از لحاظ تأمين انرژی، از ارزش اقتصادی بالايی برخوردارند.

    ازگذشته های دور، بخش بزرگ توليدات خراسان را، فرآورده های کشاورزی و صنايع دستی به خود اختصاص می داده است. از اين رو بخش بزرگ کالای صادراتی استان خراسان در سطح ملّی، فرآورده های کشاورزی، چون گندم، زعفران، زرشک، کشمش، پوست دام، و در مورد هنر های دستی، فرش، فيروزه تراشيده شده، پوستين،... بوده است. علاوه بر آن، زوار مقداری از کالای ناحيه ای خود را برای فروش به مشهد آورده‎، به هنگام بازگشت، سوغات و بخشی از نيازهای مصرفی خويش را خريداری می کردند، که در افزايش بازرگانی خراسان، به ويژه شهر مشهد مؤثر بوده است.

    کشاورزی و دام داری - استان خراسان رضوی:

    استان خراسان رضوي به دليل شرايط ويژه اقليمی، وجود خاک های زراعی مرغوب، آب فراوان، دشت ها و درّه های بزرگ و حاصل خيز، دارای پيشينه درخشانی در امر کشاورزی است و می‎توان گفت، که سرزمين پر برکت خراسان رضوي، با آب و هوای گوناگون و منابع آب و خاک، از امکان‎های بالقوه بسيار بالايی برای گسترش کشاورزی برخوردار است. دشت های پهناور خراسان در نواحی گرم، معتدل و سرد گسترده شده‎اند. توليد فرآورده‎های سردسيری، نيمه گرمسيری وگرمسيری، مانند: گردو، بادام، سيب، گلابی، پسته، زعفران، خرما و مرکبات، از ويژه گی های خراسان است.

    خراسان مهم ترين منطقه پرورش دام در ايران است. اين كار با روش های گوناگونی صورت می‎گيرد که مهم ترين عامل ايجاد اين اختلاف‎ها، آب و هوا، به ويژه ريزش باران است. پرورش دام دراستان خراسان رضوي به شکل های گوناگون کوچ نشينی، رمه گردانی، روستايی و تلفيق زراعت و دام داری و دام پروری صنعتی ديده می شود. مهم ترين دام هايی که درخراسان پرورش داده می شوند، گوسفند، بز، گاو، گاوميش و شتر است. فعاليت گاوداری به شيوه صنعتی برای توليد شير و گوشت در خراسان از اهميت زيادی برخوردار است. اين استان از نظر ظرفيت توليد شير و گوشت و توليدات دامي دارای اهميت زيادي در كشور است.

    وجه تسميه و پيشينه تاريخي - استان خراسان رضوی:

    واژه خراسان گويا بازمانده گونه کهن واژه «خاور» و متشکل از دو جز «خور» به معنای خورشيد و« آسان» به معنی آمدن است يعنی جايی که خورشيد از آن بر می آيد. پسوند رضوي آن به سبب وجود بارگاه مقدس حضرت رضا(ع) در اين استان به اين منطقه داده شده است. خراسان جزو ساتراپی پهناور پرثوه بوده است. اين ايالت پهناور، که سرانجام قرارگاه و کشور نيرومند اشکانيان شد، درآغاز تاريخ ايران باستان، مادها را به سوی خود کشانيد. جغرافی نگاران آورده‎اند که چون تنگدستی عمومی و عوامل نامطلوب طبيعی اين استان، با جايگاه شاهانه و زندگی پر تجمل پادشاهان هخامنشی ناسازگار بود، هرگاه که گذرشان به خراسان می‎افتاد، می‎کوشيدند تا هرچه زودتر سرزمين پارت ها را پشت سر گذارند. اما همين عوامل نامساعد طبيعی، اشکانيان، يعنی اين شاخه از مردمان هند و اروپايی را مردمی سخت کوش، بردبار، و دلير گردانيد و اين ويژگی های اخلاقی، نام آنان را بلند آوازه ساخت.

    به هنگام ناتوانی هخامنشيان، از اين منطقه اشک نامی، که بنيان گذار خاندان اشکانی شناخته شده است، حکومت سلوکيان را از ميان بر داشت و حکومت نوينی را بنياد نهاد. در دوران ساسانی که ملوک الطوايفی بر چيده شد؛ خراسان باستانی يا ساتراپی پارت به شکل يکی از استان های ايران شهر درآمد و توسط سپاهبدی اداره می شد. در1303هـ. ش، که ادوارد توماس، ترجمه درست سنگ نبشته های پايکولی را منتشر ساخت، حدود خراسان باستانی به خوبی روشن شد. حدود چهار مرزبان نشين خراسان در روزگار ساسانيان، از دروازه‎های دريای مازندران، نزديک ری آغاز و با گذشتن از کوه های البرز و دره اترک تا درگز ادامه می يافت. سپس از بيابان تجن و مرو به جيحون و پامير رسيده، در آن جا در ادامه رود جيحون تا ستيغ هندوکش و از آن نقطه به سوی باختر به امتداد رشته هندوکش به جنوب متوجه شده از ناحيه هرات وکاشمر امروزی و خواف می گذشت و کُهستان / قهستان را بريده، دوباره به دروازه های دريای مازندران می پيوست.

    گشودن منطقه بزرگی چون خراسان برای مسلمانان به آسانی ميسر نشد، از اوايل خلافت عمر، تا ميانه خلافت عثمان، يعنی در طی بيست سال، با وجود کوشش‎های پياپی سرداران اسلامی، سرزمين خراسان بر روی مسلمانان نا گشوده ماند، تا آن که عبدالله بن عامر از سوی عثمان مأمور گشودن آن منطقه شد. نخستين شهری که در خراسان به دست يکی از سرداران عبدالله در سال 31 هـ. ق، گشوده شد، طبس بود و گشودن ديگر نواحی تا زمان حکومت معاويه به سال 42 هـ. ق، و شايد هم تا مدت ها پس از آن تاريخ به درازا کشيد. در دو سده‎ای که خراسان زير نظر نماينده‎گان خلفای بغداد اداره می شد، اوضاع برای روی کار آمدن مردانی، که در آن سر زمين ادعای استقلال در سر داشتند، مساعد نبود. نخستين فرصتی که برای درست شدن آن آرمان ديرينه، روی نمود، اختلافی بود که بين امين و مأمون، فرزندان هارون الرشيد خليفه عباسی، بر سر جانشينی خليفه در گرفت. در اين کشمکش، مأمون از طاهر بن حسين، سردار سپاه خراسان کمک خواست. در جنگ‎هايی که ميان جنگ‎جويان آن دو برادر روی داد، همه جا طاهر بر سردار سپاه امين چيره گرديد و سرانجام در 198 هـ. ق، بغداد را محاصره و آن شهر را به نام مأمون عباسی گشود. همين که خلافت مأمون روشن شد, وی به پاس آن لشکرکشی های درخشان، در سال 205 هـ. ق، حکومت خراسان را به طاهر بن حسين واگذار کرد.

    طاهر بن حسين پايتخت خراسان را از مرو به نيشابور منتقل ساخت و شالوده دودمانی را ريخت که نخستين حکومت مستقل حکم رانان ايرانی پس از يورش عرب ها به شمار می آيد. دوران حکم رانی طاهريان، که آغاز استقلال اين منطقه بود، از نيم سده گذشت و سرانجام در سال 295 هـ. ق، يعقوب ليس صفار، بنيان گذار دودمان صفاريان سيستان، با گرفتن شهر نيشابور، به فرمان روايی آنان پايان داد.

    در سال 283 هـ. ق، عمروليث صفاری به خراسان لشکر کشيد وآن ايالت را جزو سيستان کرد. در سال 287 هـ. ق، امير اسماعيل سامانی خراسان را گشود و به سرزمين ورز رود يا ماورارءالنهر افزود. در دوران فرمان روايی صفاريان و سامانيان، زبان فارسی جان تازه ای يافت. ترجمه تاريخ وتفسير طبری در اين روزگار فراهم شد و محمد بن وصيف سيستانی و ابو عبدالله جعفر، سرشناس به رودکی، شعر فارسی را بر شالوده نوينی استوار ساختند. دوران 130 ساله فرمان روايی خاندان سامانی ( 261-389 هـ. ق ) بر خراسان و ماوراءالنهر، و خدمت بزرگی که پادشاهان آن خاندان به رستاخيز زبان فارسی و گسترش علم وادب نمودند، يکی از درخشان ترين فصل های تاريخ ايران را تشکيل می دهد.

    پس از سامانيان، غزنويان ( 351-581 هـ. ق ) در سال 384 هـ. ق، بر خراسان و ماوراءالنهر چيره شدند. اينان نيز به تقليد فرزندان سامان، به گسترش علم و ادب و تشويق شاعران و نويسنده ‎گان فارسی زبان پرداختند. مهم ترين رويداد دوران 230 ساله حکم رانی غزنويان، تجزيه خراسان باستانی به دو بخش جداگانه بود، که در سال 451 هـ. ق، صورت گرفت. بخش بزرگی که شامل افغانستان کنونی است و پايتخت اش شهر غزنی بود، در دست غزنويان ماند و بقيه خراسان از آن سلجوقيان شد.

    قلمرو پادشاهان سلجوقی نيز پس از 123 سال ( 429 – 552 هـ. ق ) به دست خوارزمشاهيان افتاد و حکومت خوارزمشاهيان هم پس از يک سده و نيم، در سال 617 هـ. ق، به دست لشگريان مغول بر چيده شد. هرات، پايتخت باستانی آريا - خراسان، که يکی از کهن سال ترين شهرهای خراسان باستانی بود، مانند بسياری ديگر از شهر ها در فتنه مغول آسيب بسيار ديد.

    در اواخر سده 7 هـ. ق، که سلسله ايل خانان در ايران ايجاد شد، خراسان به قلمرو آنان افزوده شد و يکی از نمايند‎گان ايل خانان که پسر يا وارث تاج و تخت پادشاهی بود، بر خراسان حکومت می کرد. با درگذشت ابوسعيد بهادر خان ( 716 – 736 هـ. ق ) خاندان های آل کرت ( 643 – 783 هـ. ق ) که از ملوک ايران خاوری بودند در آن حدود حکومت داشته پايتخت‎شان شهر هرات بود. هم چنين از سال 783 هـ. ق سربداران در سبزوار به حکومت رسيده تا سال 788 هـ. ق، در آن نواحی حکومت داشتند. در سال 783 هـ. ق، تيمور لنگ خراسان را گشود، سپس هرات، پايتخت فرزندش شاهرخ شد. تنها شهری که در دوره فرمانروايی تيمور به اوج شکوفايی خود رسيد، سمرقند بود. سمرقند که در خاور بخارا و نزديک رود زرافشان قرار داشت پيش از آن نيز يکی از آبادترين و ثروتمندترين شهر های خراسان باستانی بود. دوره فرمانروايی جانشينان تيمور بر خراسان و ورز رود ماوراءالنهر از 807 تا 913 هـ. ق، به درازا كشيد. در اين مدت بيشتر شهرهای خراسان ازآرامش و آسايش برخوردار بود. سلطان ابو سعيد، نواده تيمور از 855 تا 872 هـ. ق، بر خراسان حکومت کرد و در جنگ با امير حسن بيگ، سرشناس به اوزون حسن، بنيان گذار دودمان بايندری يا ترکمانان آق قويونلو ( سفيد گوسفند) کشته شد.

    دوره فرمان روايی جانشينان ابو سعيد به سال 913 هـ. ق، با افتادن خراسان به دست شيبک خان اوزبک به سر آمد. چيرگی شيبک خان اوزبک بر خراسان، آغاز يورش های پي گيری است، که در دوران پادشاهی شاه اسماعيل اوّل و شاه تهماسب صفوی موجب خرابی ها و آسيب های بسياری بر شهرهای هرات، نيشابور و توس ( مشهد) شد. شاه اسماعيل صفوی پس از گشودن مشهد، به دنبال ازبکان تاخت و در سال 916 هـ. ق، قلعه مرو را گشود و شيبک خان ازبک در روستای محمودآباد، در نزديکی مرو کشته شد. بدين ترتِب سراسرخاک خراسان تا کرانه آمويه به دست صفويان افتاد و مذهب شيعه امامی، کيش رسمی مردم اين منطقه شد.

    خطريورش ازبکان بر خراسان پس از کشته شدن شيبک خان، هم چنان ادامه يافت و شاه اسماعيل به استوار ساختن هرات فرمان داد. درسال 921 هـ. ق، فرزند خود، تهماسب ميرزا را همراه لـله‎اش با عنوان سلطنت خراسان، به هرات فرستاد. اين اقدام آغاز رواج روش نويي بود، که تا اواخر دوران صفوی ادامه يافت، چنان که تهماسب نيز نخست اسماعيل ميرزا و سپس پسر بزرگ خود، محمّد ميرزای سر شناس به خدابنده را در سال 943 هـ. ق، با همان عنوان به شهر هرات فرستاد و عباس ميرزا، که بعد ها به شاه عباس بزرگ سرشناس شد، به سال 978 هـ. ق، در شهر هرات به دنيا آمد. به هر حال تا سال 1006 هـ. ق، که شاه عباس در نزديکی هرات، ازبکان را به کلی شکست داد، شهر های خراسان، چه در اثر يورش های اين مردمان سرکش و چپاول‎گر و چه در اثر آشوب های درونی، خرابی و زيان بسيار ديد.

    در اواخر دوران صفوی، ملک محمود سيستانی، تون ( فردوس) را گرفت و در سال 1136 هـ. ق، خراسان را گشود و در مشهد استقرا يافت. در اين زمان شاه تهماسب صفوی و نادر قلی افشار برای نجات ايران با يک ديگر پيمان بسته نادر فرمانده سپاه ايران شد. سه سال بعد نادر مشهد را از ملک محمود سيستانی پس گرفت.

    پس از کشته شدن نادر شاه افشار در سال 1160 هـ. ق، در خبوشان ( قوچان)، عليقلی خان، برادرزاده‎اش به حکومت رسيد. وی در سال 1161 هـ. ق، به دست برادرش ابراهيم خان کشته شد و شاهرخ، پسر رضاقلی ميرزا و نواده نادرشاه به حکومت رسيد.

    شاهرخ شاه تا سال 1210 هـ. ق، بر خراسان حکومت کرد و در همان سال به دست آغا محمّد خان قاجار از حکومت بر کنار شد و درگذشت. با قتل نادر ميرزا، پسر شاهرخ شاه، آخرين بازمانده افشار در سال 1217 هـ. ق، به دست فتح علی شاه قاجار، سراسر خراسان، از جمله شهر مشهد به دست قاجاريان افتاد.

    مشخصات جغرافيايي - استان خراسان رضوی:

    استان خراسان رضوي يكي از جديد ترين استان هاي ايران است كه از تقسيم استان خراسان بزرگ به وجود آمده است. مرکز اين استان ( شهر مقدس مشهد ) در پهناي شمالي 36 درجه و 17 دقيقه, درازاي خاوري 59 درجه و 36 دقيقه و ارتفاع970 متري از سطح دريا واقع شده است. اين استان از سمت شمال به خراسان شمالي و تركمنستان‏, از خاور به افغانستان, از جنوب به استان خراسان جنوبي, از باختر به استان سمنان و از جنوب باختري به استان يزد محدود شده است. شهرستان هاي مشهد, تايباد, تربت جام, تربت حيدريه, رشتخوار, قائنات, خواف, فردوس, چناران, سرخس, درگز, سبزوار, فريمان, قوچان, برداسكن, خليل آباد, كاشمر, گناباد, نيشابور و كلات شهرستان هاي اين استان هستند. راه های زمينی و هوايی استان به شرح زير است : راه های زمينی در خراسان رضوي به راه های جاده ای و راه های آهن بخش می شوند. راه های جاده‎ای خراسان رضوي، شامل محورهای زير هستند:

    محور شمالی: اين راه از طريق مازندران، به محورهای شمال باختری خراسان شمالي می پيوندد. مسيراصلی آن، شهرستان های بجنورد، شيروان، قوچان، چناران و مشهد است. دنباله اين راه از طريق فريمان، تربت جام، تايباد، به دوغارون در مرز افغانستان رفته به راه های آن کشور می پيوندد. درازای اين مسير از مرز افغانستان تا شهر بجنورد در خراسان شمالي حدود 550 کيلومتر است.

    محور باختری: اين راه بهترين مسير مشهد – تهران است، که پس از گذشتن از سمنان، دامغان و شاهرود، به راه های استان خراسان رضوي پيوسته و از شهرهای سبزوار و نيشابور گذشته در مشهد پايان می پذيرد. درازای اين مسير 892 کيلومتر است.

    محور جنوبی: اين راه سبب پيوستن استان خراسان رضوي با خراسان جنوبي و شهرهای يزد، کرمان، زاهدان و زابل می شود. اين راه پس از گذشتن از تربت حيدريه، گناباد، فردوس و طبس، از طريق رباط پشت بادام، به يزد می رسد، که درازای آن *** کيلومتر است. شاخه ديگر اين راه، از مسير ديهوک و راور به کرمان می‎رسد، که درازای مسير آن، 894 کيلومتر است. در حال حاضر اين مسير برای گذشتن اتومبيل های سواری و مسافرت های خانوادگی مناسب نيست.

    راه سوم، راه مشهد – زاهدان است، که پس از گذشتن از شهر های گناباد، قائن و بيرجند در خراان جنوبي، به زاهدان می رسد. درازای اين مسير از مشهد تا زاهدان 975 کيلومتر است.

    راه آهن : درازای راه آهن تهران - مشهد 925 کيلومتر است. انجام و تکميل طرح خط آهن مشهد– پيش از رسيدن به سرخس در مرز ايران و ترکمنستان، به درازای 160 کيلومتر در درون ايران کشيده شده و پس از مسيری ديگر به درازای 130 کيلومتر، نه تنها شبکه راه آهن آسيای مرکزی را به بندرهای خليج فارس می پيوندد، بلکه با کمک يک خط آهن جديد به درازای 3 هزار کيلومتر، سبب پيوند چين به اروپا می شود که از مسيری که در خاک شوروی پيشين قرار داشت کوتاه تراست. بخش ديگراين طرح، راه آهن مشهد – بافق است که ساختمان آن در دست اقدام است.

    فرودگاه بين المللي شهر مشهد در رديف فرودگاه هاي بين المللي بوده و دارای تجهيزات و کادر تخصصی کافی در كشور است.
    نقشه استان خراسان رضوی:

  5. #23
    اخراج شده

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    نوشته ها
    4,145
    تشکر
    1,209
    تشکر شده 5,363 بار در 1,879 پست

    پیش فرض پاسخ : <<<<<<تموم استان ها ایران((تاریخچه و...))+نقشه در این تاپیک>>>>>>

    اســ ــ ــ ــ ـتان تـ ـــ ـــ ــ ـــ ـهران+نقـ ـ ـشه

    استان تهران:

    مجاورت : شمال: استان مازندران جنوب: استان قم جنوب غرب :به استان مرکزی شرق:استان سمنان غرب: استان قزوین
    آب و هوا: هوای تهران در مناطق کوهستانی دارای آب و هوای معتدل و در دشت، نیمه بیابانی است. تهران در مرز شرایط جوی بری و اقیانوسی قرار گرفته و تمایل آن به موقعیت بری بیشتر از وضعیت اقیانوسی است. ارتفاع متوسط: 191/1 M دما: 1/17 º c
    وسعــــت: ۱۸۹۵۶ کیلومتر مربع
    جمعـیــت: بر اساس آمار سال ۱۳۸۵ خورشیدی ۳۶۶/۴۲۲/۱۳ نفر
    تقسیمات: در سال ۱۳۸۳خورشیدی دارای ۱۳ شهرستان و ۴۴ شهر

    شهرستانها: اسلام شهر - پاکدشت - تهران/مرکز استان - دماوند - رباط کریم - ری - ساوجبلاغ - شمیرانات - شهریار - فیروزکوه - کرج - ورامین - گالری تصاویر

    موقعيت جغرافيايي – استان تهران:

    استان تهران با 18956 كيلومتر مربع‌ مساحت‌ در شمال‌ فلات‌ مركزي‌ ايران‌ قرار گرفته‌ است‌. اين‌ استان‌ از شمال‌ به‌ استان مازندران از جنوب‌ به استان قم ‌، از شرق‌ به استان سمنان‌ و از غرب‌ به‌ استان قزوين محدود شده‌ است‌. ابر شهر تهران مركز شهرستان‌ و مركز استان‌ تهران‌ و پايتخت‌ ايران‌ است‌. براساس‌آخرين‌ تقسيمات‌ كشوري‌ ، شهرستان‌هاي‌ تهران ‌، دماوند ، ري ، ساوجبلاغ ، شميرانات ، شهريار، ورامين ، اسلام‌شهر و کرج‌ مجموع‌ شهرستان‌هاي‌ استان‌ تهران‌ را تشكيل‌ مي‌دهند. استان‌ تهران‌ در آبان‌ ماه‌ 1385 حدود 366/422/13 نفر جمعيت‌ داشته‌ است‌. از كل‌ جمعيت‌ استان‌ در همين‌ سال‌ 431/260/12 نفر در نقاط‌ شهري‌ و ***/161/1 نفردر نقاط‌ روستايي‌ سكونت‌ داشته‌ و يا غير ساكن‌ بوده‌اند. بلندترين‌ نقطه‌ استان‌ تهران‌ قله دماوند با 5678 متر ارتفاع‌ و پست‌ترين‌ قسمت‌ آن‌ با 790 متر ارتفاع‌ از سطح ‌دريا ، دشت‌ ورامين‌ در جنوب‌ شرقي‌ استان‌ است‌. رشته‌ كوه‌ البرز، در شمال‌ سوادكوه‌ و فيروزكوه‌ در شمال‌ شرقي‌ ، لواسانات ‌، قره‌ داغ‌ و شميرانات ، كوه‌هاي‌ حسن‌ آباد و نمك‌ در ناحيه‌ جنوب‌ و بي‌ بي‌ شهربانو و القادر در جنوب‌ شرقي‌ و ارتفاعات‌ قصر فيروزه‌ در شرق‌ قرار گرفته‌اند.

    آب و هوا – استان تهران:

    اقليم‌ استان تهران در نواحي‌ كويري‌ و جنوب‌ گرم‌ و خشك‌ ، در نواحي‌ پايكوهي‌ سرد و نيمه‌ مرطوب‌ و در نواحي‌ مرتفع‌ سرد با زمستان‌هاي‌ طولاني‌ است‌. گرم‌ترين‌ ماه‌هاي‌ سال‌ در مرداد و شهريور با متوسط‌ دماي‌30- 28 درجه‌ و سردترين‌ ماه‌ سال‌ دي‌ ماه‌ با يك‌ درجه‌ سانتي‌ گراد گزارش‌ شده‌ است‌. دماي‌ شهر تهران درزمستان‌ معتدل‌ و در تابستان‌ گرم‌ است‌.

    بخش‌ شمال‌ تهران‌ و شميرانات در تابستان‌ نيز معتدل‌ است‌. ميانگين‌ بارندگي‌ سالانه‌ استان‌ تهران‌ در حدود 400 ميلي‌ متر گزارش‌ شده‌ است‌. بيشترين‌ بارش‌ سالانه‌ در ماههاي‌ زمستان‌ روي‌ مي‌دهد.

    بطور خلاصه‌ مي‌توان‌ گفت‌ سراسر ماههاي‌ بهار و تابستان‌ و حتي‌ در ماه‌ پاييز دامنه‌هاي‌ جنوبي‌ البرز بويژه‌ در نواحي‌ كوهستاني ‌، دره‌اي ‌، رودخانه‌اي‌ و سواحل‌ درياچه‌هاي‌ پشت‌ سدهاي‌ بزرگ‌ امير کبير، لتيان و لار و درياچه‌هاي‌ طبيعي‌ جابان‌ و تار از ارزش‌ تفرجگاهي‌ قابل‌ توجهي‌ برخوردار است‌. همچنين‌ در تمام‌ طول‌ زمستان‌ نواحي‌ شمالي‌ استان تهران به‌ علت‌ پوشش‌ برفي‌ سنگين‌ به‌ ويژه‌ در دامنه‌ها و شيب‌هاي‌ البرز جنوبي ‌، شرايط ‌مساعدي‌ را براي‌ ورزش‌هاي‌ زمستاني‌ از جمله‌ اسكي‌ فراهم‌ مي‌آورد.

    فرهنگ و تاريخ – استان تهران:

    تهران‌ امروزي‌ كه‌ در رديف‌ بزرگترين‌ و پرجمعيت‌ترين‌ شهرهاي‌ جهان‌ قرار دارد ، فراز و نشيب‌هاي‌ تاريخي‌ فراوان‌ داشته‌ است‌. (طهران‌) كه‌ زماني‌ قريه‌اي‌ بيش‌ نبود ، امروز به‌ تهران بزرگ‌ با بيش‌ از سيزده ميليون‌ نفر جمعيت‌ تبديل‌ شده‌ است‌. اين‌ شهر در سال‌ 1200 هجري‌ قمري‌ به‌ پايتختي‌ ايران‌ برگزيده‌ شد. از آن‌ تاريخ‌ به‌ بعد به‌ مركز سياسي‌ ، اداري ‌، اقتصادي‌ ، فرهنگي‌ و هنري‌ كشور تبديل‌ شد. در طول‌ 200 سال‌ گذشته‌ دانشمندان‌ ، نويسندگان‌ ، هنرمندان‌ و شاعران‌ بزرگي‌ در تهران‌ زندگي‌ مي‌كنند يا زندگي‌ كرده‌ و مرحوم‌ شده‌اند. درهر حال‌ تهران‌ امروزي‌ به‌ مركز بزرگ‌ تحولات‌ تاريخي‌ و فرهنگي‌ تبديل‌ شده‌ است‌.

    سوغاتي ها و صنايع دستي – استان تهران:

    عمده‌ترين‌ صنايع‌ دستي‌ استان‌ را قلم‌ زني‌ روي‌ مس‌ و برنج‌ ، خراطي‌ و سبدبافي‌ ، خاتم‌كاري ‌، شيشه‌گري ‌، تراش‌ و نقاشي‌ روي‌ شيشه ‌، زيلوبافي ‌، نقاشي‌ روي‌ چرم‌ ، قاليبافي ‌، سفال‌گري ‌، حصيربافي‌ ، ورني‌بافي‌ ، دست‌بافي ‌، چاپ‌ باتيك ‌، جاجيم‌ و گليم‌ بافي ‌، رويه‌ پشتي ‌، جوال‌ ، خورجين ‌، رنگرزي‌ و ريسندگي ‌تشكيل‌ مي‌دهند. مراكز مهم‌ مبادله‌ شهر تهران‌ عبارتند از: مراكز خريد عتيقه‌ منوچهري ‌، مراكز خريد صنايع‌ دستي‌- خيابان‌ طالقاني‌ و استاد نجات‌ اللهي ‌، مركز خريد فرش‌ - بازار بزرگ‌ و خيابان‌ فردوسي‌ و مركز خريد كتاب‌ - روبروي‌ دانشگاه‌ تهران‌.

    رقص و موسيقي محلي – استان تهران:

    استان تهران بويژه شهر تهران مركز حكومت و كانون ظهور انواع فرهنگ‌هاي ايراني است. علاوه بر موسيقي اركستر ملي ، موسيقي ساير نواحي ايران از جمله آذربايجاني ، كردي ، لري ، مازندراني ، گيلاني و نيز ساير نقاط ايران در مراكز مختلف اين استان اجرا ميشود. اين نوع موسيقي ها معمولاً در برنامه ها و مراسم رسمي ، نمايشگاهها و تالارهاي عمومي به اجرا در مي‌آيد و مورد علاقه مردم است. در حال حاضر استان تهران مركز توسعه و اشاعه موسيقي ايراني بويژه اشكال سنتي (مقامي) و مدرن است.

    مسافرت و اقامت - استان تهران:

    سفر و اقامت‌ به‌ شهرهاي‌ استان‌ تهران بسيار سهل‌ و آسان‌ است‌. كليه‌ شهرهاي‌ استان‌ با شبكه‌ زنجيري‌ راه‌هاي‌ آسفالته‌ و مناسب‌ به‌ هم‌ اتصال‌ يافته‌اند و فرودگاه‌ بين‌ المللي‌ تهران‌ از تهران‌ به‌ كليه‌ شهرهاي ‌داراي‌ فرودگاه‌ كشور و اكثر شهرهاي‌ كشورهاي‌ جهان‌ پرواز مستمر دارد. اقامت‌ در شهر تهران‌ بدليل‌ فراواني‌ وتعداد هتل‌هاي‌ درجه‌ بندي‌ شده‌ با استانداردهاي‌ ملي‌ و بين‌ المللي‌ با رزواسيون‌ به‌ سهولت‌ انجام‌ مي‌پذيرد. سايرشهرهاي‌ استان‌ نيز امكانات‌ اقامتي‌ و پذيرايي‌ مناسبي‌ دارند. در شهر تهران‌ و تفرجگاههاي‌ اطراف‌ آن‌ رستوران‌هاي‌ متعدد و فراواني‌ وجود دارد كه‌ انواع‌ غذاهاي‌ ايراني‌ و خارجي‌ را سرو مي‌كنند.

    مکان های دیدنی و تاریخی - استان تهران:

    استان تهران که در زمينه گردشگری نيز از مكان هاي با اهميت ايران به شمار می آيد. اين منطقه دارای مکان های ديدنی، بناهای تاريخی وجاذبه های طبيعی زيادی است که هميشه نظر گردشگران و جهانگردان را به خود جلب كرده است.

    شهرستان های اطراف تهران که در دامنه کوه های البرز قرار گرفته اند، به لحاظ جاذبه های طبيعی، غنی و منحصر به فرد هستند. دشت ها و دره های پرگل و زيبا که با چشم اندازهای بديع و کم نظير در دامنه قله سر به فلک کشيده دماوند گسترده شده اند، درهر فصل چشم انداز خاصی را به وجود می آورند و طبيعت دوستان را به تحسين وا می دارند. رودخانه های متعدد و پرآب و در راس آن ها رودخانه کرج و رودخانه جاجرود سبب به وجود آمدن روستاهای سرسبز، باغ های ميوه و نواحی ييلاقی با چشم اندازهای زيبا در مناطق اطراف استان شده اند. درياچه های طبيعی استان بيش تر در دامنه های دماوند گسترده شده اند و درياچه های مصنوعی چون درياچه سد اميرکبير از تجمع رودخانه های پرآب به وجود آمده اند. علاوه بر جاذبه های طبيعی، آثار تاريخی و فرهنگی زيادی نيز در شهرستان های مختلف استان تهران پراکنده شده اند که از مکان های ديدنی و مهم به شمارمی آيند. ری مهم ترين منطقه باستانی استان تهران است که قدمت طولانی و سابقه کهن آن سبب شده آثار تاريخی زيادی مانند باروی ری برين که به سده های قبل از ميلاد مربوط می شود، دراين شهر وجود داشته باشد. آستانه حضرت عبدالعظيم مهم ترين اثر تاريخی و مذهبی استان تهران است که در ری واقع شده است. برج و مقبره شبلی که به قرن 5 هجری قمری مربوط می شود و معروف ترين بنای تاريخی دماوند است که به همراه ده ها اثر تاريخی و باستانی و زيارتی اين شهرستان و شهرستان فيروزکوه از بناهای تاريخی و مکان های ديدنی خاور استان به شمار می آيند.

    به لحاظ اين که شهر تهران در 200 سال گذشته همواره پايتخت حکومت بوده از عمارت ها و کاخ های زيادی برخورداراست که بيش تر به دوره صفويه و قاجاريه تعلق دارند. استان تهران علاوه بر جاذبه های طبيعی و تاريخی زيادی که دارد، از مراکز تفريحی و گردشگری، موزه ها، نمايشگاه های دايمی، سالن های سينمايی، مراکزمجلل و استاندارد اقامتی، مراکز بازی و تفريح، فرهنگ سراها، سالن های مجهز ورزشی، پارک ها و استخرهای مدرن و... نيز برخوردار بوده و همواره پذيراي گردشگران داخلي و خارجي است.

    صنايع و معادن - استان تهران:

    استان تهران يكی از كانون های عمده صنايع كشور است. برابرآخرين آمارهای منتشره، 40 درصد كل صنايع كشور در استان تهران قرار دارند. بيش تر اين صنايع درامتداد سه محور باختری، جنوبی و خاوری متراكم شده است. هم چنين 44 درصد كارگران كارگاه های صنعتی كل كشور در استان تهران كار می كنند. يكی از اركان اصلی اقتصاد استان تهران صنايع ماشينی وابسته است كه بيش تر آن ها به مونتاژ و توليد كالاهای مصرفی اشتغال دارند. توسعه اين صنايع بيش تر درامتداد راه های ورودی به تهران به ويژه در مسير تهران ـ كرج، تهران ـ دماوند‌، تهران ـ ساوه و تهران ـ قم است. صنايع استان را بر حسب نوع توليدات می توان به گروه های زير تقسيم كرد:

    صنايع غذايی: شامل كارخانه قند سازی، روغن نباتی، لبنيات پاستوريزه، فرآورده های گوشتی، تصفيه قند، بيسكويت سازی، نان ماشينی، نوشابه سازی، كنسرو و مربا سازی و … سهم اين صنايع از كل صنايع مشابه آن ها در سطح كشور نزديك به 30 درصد است.

    صنايع نساجی و چرم: شامل ريسنده گی و بافنده گی پنبه ای و پشم، تريكو، كف پوش، فرش ماشينی، موكت، پتو، حوله، تهيه انواع پوشاك، كفش، چرم، كيف و چمدان كه به تازه گی توليد برزنت و الياف نيز جزء اين رشته از صنايع درآمده است. سهم اين رشته از كل صنايع هم رشته خود در كشور نزديك به 50 درصد است.

    صنايع كانی غير فلزی: اين رشته از صنايع شامل تهيه و توليد مصالح ساختمانی و لوازم بهداشتی خانه ها و شيشه است كه كارخانه سيمان از جمله آن هاست. اين صنايع 28 درصد صنايع كانی غير فلزی كشور هستند.

    صنايع فلزی: اين رشته از صنايع، اتومبيل و مينی بوس، وانت، لوازم خانگی مانند بخاری، كولر، اجاق گاز، يخچال، ماشين لباس شويی و مانند آن ها و هم چنين مخازن تحت فشار، لوله پروفيل, پنجره و بسياری ديگراز فرآورده های فلزی را توليد می كنند و در باختر تهران (دو سوی مسير تهران – كرج) و خاور تهران (به سوی جاده تهران ـ آب علی) قرار دارند.

    صنايع سلولزی: شامل موسسه هايی است كه به توليد كاغذ، مقوا، كارتن، كيسه و پاكت كاغذی، كاغذهای بهداشتی و توليدات چوبی مانند نئوپان، فيبر، كبريت و مداد اشتغال دارند.

    صنايع شيميايی و دارويی: شامل كارخانه ها و كارگاه هايی است كه به توليد دارو، مواد بهداشتی، مواد ضدعفونی كننده، لاستيک و پلاستيک، رنگ های ساختمانی و صنعتی، پاك كننده های جامد و مايع، فرآورده های نفتی، روغن موتور و سموم دفع آفات نباتی اشتغال دارند.

    صنايع برق و الكترونيک: شامل موسسه هايی است كه به مونتاژ وسايل برقی و الكتريكی، توليد كابل، باطری و لامپ اشتغال دارند. توليدات اين صنايع در سطح استان، نسبت به ديگر گروه های صنعتی چشم گير نيست، اما در مجموع كل كشور سهمی بسيار بالاتر از صنايع مشابه خود را در بر می گيرد.

    از کل معدن های كشور 4/15 درصد آن ها در محدوده استان تهران است. معادن استان تهران را می توان به دسته های زير تقسيم كرد:

    معادن فلزی: شامل مس، سرب، موليبدن، منگنز و آهن است. تقريبا همه منگنز استخراجی كشور از معادن منگنز استان تهران به دست می آيد كه در جنوب و جنوب باختری آن قرار دارند.

    معادن غير فلزی: ‌در بر گيرنده ذخاير سنگ آهک و دولوميت است.

    معادن خاک نسوز: شامل كائولن (خاك چينی) است كه 51 درصد توليد كل كشور از اين استان استخراج می شود. معدن های سنگ گچ استان نيز دارای ذخاير بزرگ است، معادن نيتونيت و خاك صنعتی در بخش های خاور و جنوب خاوری استان كشف شده است.

    استان تهران يكی از مراكز مهم بازرگانی كشور است. مهم ترين صادرات و واردات از اين استان صورت می گيرد و تقريبا نيمی از مردم استان به كار بازرگانی و خدماتی اشتغال دارند. اقلام صادراتی تهران به ديگر نقاط كشور معمولا از فرآورده ها و توليدات صنعتی است. برخی از اقلام صادراتی استان تهران عبارتند از: انواع مواد غذايی از قبيل روغن نباتی، بيسكويت، نان ماشينی، نوشابه، كنسرو، انواع پارچه های پشمی، پنبه ای، تريكو، كف پوش ماشينی، موكت حوله، انواع لباس، ‌جوراب، كفش، كيف، چرم، كاغذ، مقوا، كارتن، كاغذهای بهداشتی، نئوپان، فيبر، دارو، لاستيک، پلاستيک، پاک كننده های جامد و مايع، فرآورده های نفتی، سموم دفع آفات گياهی، مصالح ساختمانی، لوازم بهداشتی، لباسشويی، انواع اتومبيل از قبيل كاميون، اتوبوس، مينی بوس، وانت و …، انواع لوازم خانگی از قبيل يخچال، لباسشويی، كولر، بخاری، اجاق گاز و …، مخازن تحت فشار، لوله و پروفيل، درب و پنجره و بسياری ديگر از مصنوعات فلزی، وسايل برقی و الكترونيكی، كابل، باتری، لامپ و غيره.

    قسمتی از مهم ترين واردات استان تهران از ساير نقاط كشور نيز عبارتند از: غلات و فرآورده های آن، بنشن، انواع ميوه تره بار، برنج، لبنيات، قند و شكر، چای، انواع ماهی، كنسرو، كمپوت، عسل, دام زنده، مرغ و تخم مرغ، گياهان دارويی و صنعتی، پنبه، پشم، انواع پارچه، فرش های دستباف و ماشينی، انواع چوب و تيرآهن و …

    کشاورزی و دام داری - استان تهران:

    استان تهران يكی از قطب های اصلی اقتصاد كشوراست. تجمع كانون های عمده اقتصادی دراين استان و موقعيت سياسی ـ اداری و مركزيت آن باعث شده است بخش عمده امكانات صنعتی و خدماتی در محدوده آن متمركز شود. بخش كشاورزی نيز از جايگاهی چشم گير در بافت اقتصادی آن برخوردار است اما درمقايسه با ديگر بخش ها، سهم ناچيز و اندكی را به خود اختصاص داده است. دلايل عمده محدوديت كشاورزی در استان ويژه گی های طبيعی اين منطقه است. كمی بارش، نزديكی كويرها و بيابان ها، كمبود آب مورد نياز كشاورزی و تبديل زمين های كشاورزی به مناطق مسكونی و توليدی ـ صنعتی از مهم ترين دلايل اين رويكرد است. منطقه تهران را از نظر موقعيت طبيعی و كشاورزی به دو ناحيه می توان تقسيم كرد:

    ناحيه كوهستانی معتدل كه در بر گيرنده نواحی شمالی استان مانند فيروزكوه، دماوند، لواسانات،‌ رودبار قصران، طالقان و بخش هايی از شمال ساوجبلاغ است، كه به علت ناهمواری های شديد سطح زمين وضعيت نامساعد جوی و اقليم سرد، مردم اين ناحيه بيش تر به فعاليت های باغ داری و دام داری می پردازند و سيب، گوجه سبز، گيلاس، زرد آلو و هلو از مهم ترين فرآورده های اين ناحيه به شمار می رود.

    ناحيه ديگر شامل دشت ها و كوه پايه های جنوبی البرز است كه ورامين، ری، شهريار، رباط كريم، اشتهارد و بخش های مركزی و جنوبی ساوجبلاغ در اين ناحيه واقع شده اند. اين ناحيه برای كشاورزی مساعد است، اما در ناحيه هايی كه در نزديكی شوره زارها واقع شده اند، مشكلاتی در كار كشاورزی وجود دارد. محصولات عمده اين ناحيه را گندم، جو، يونجه، ذرت علوفه ای، گوجه فرنگی، خيار، ‌سبزی ها، سيب زمينی، نباتات علوفه ای، انگور، چغندر قند و پنبه تشكيل می دهد. از نواحی مهم كشاورزی استان تهران می توان به رودبار قصران در شمال خاوری تهران اشاره كرد كه زمين هاي حاصل خيز و باغ های پرشمار دارد. لواسانات؛ درباختر شهرستان دماوند از ديگر نواحی كشاورزی تهرا ن است كه دارای زمين های حاصل خيز است. دره های اين ناحيه نيز باغ های پرشمار دارد. در شهرستان كرج محصولاتی مانند چغندر قند، ميوه و فرآورده های دامی توليد می شود.

    دره ها و دامنه های بلندی های البرز با مراتع سرسبز و غنی، موقعيتی مناسب برای فعاليت های دام داری دارند. در سطح استان، دام داری هم در دشت ها و هم در نواحی كوهستانی و كوه پايه ای رواج دارد، ولی سهم آن همه در اقتصاد استان ناچيز است. دام داری در استان تهران بيش تر به شيوه صنعتی رايج است و گاوداری های صنعتی بزرگ به همراه مراكز صنعتی پرورش طيور و توليد تخم مرغ و مرغ دراين استان داير هستند كه انواع فرآورده های دامی و لبنی را توليد مي كنند.

    وجه تسميه و پيشينه تاريخي - استان تهران:

    درباره وجه تسميه نام تهران برخی ازمحققين بر اين باور هستند که چون اهل تهران زمانی كه دشمن حمله می كرد به ‹‹ته ران›› يعنی زيرزمين می رفته اند؛ منطقه به اين نام موسوم شده است. برخی از تاريخ نگاران نيز معتقدند تهران جزو شهر قصران ری بود و روستاي بالاتر از آن مهران نام داشته است. «ران» به معنای دامنه است، مهران دامنه بالايی و قصران دامنه پايينی رشته كوه البرز بوده است. كسروی در پژوهش های خود به اين نتيجه رسيده است كه تهرام (تارم ـ كهران ـ گهران ـ گهرام ـ جهرم) به معنای منطقه گرمسير و شميران (شميرام ـ شميرم ـ شميلان ـ سميران ـ سميرم) به معنای منطقه های سردسيراست و نام تهران به معناي منطقه گرمسيري به كار مي رفته است. برخي ديگر نيز واژه تهران را از «طهر» به معناي پاكي مي دانند و گويند به دليل وجود رودخانه هاي فراوان و آب بسيار در اين منطقه به آن «طهران» گفته مي شده است. تهران امروزی كه در رديف يکی از پر جمعيت ترين استان هاي جهان قرار دارد، فراز و نشيب های تاريخی فراواني را پشت سر گذاشته است. ‹‹طهران›› كه زمانی روستاي كوچكي بيش نبوده، امروزه به «تهران بزرگ» با بيش ازده ميليون نفرجمعيت تبديل شده است.

    درنخستين حركت های گسترش تهران در مسير شهر شدن، يعنی ساختن برج و باروهای شاه طهماسبی، كه بی ترديد مقطعی تاريخی است، روستای كهن سابق، از گم نامی به درآمد و در دوره های بعد تا پايان حكم رانی زنديه شهركی نام آورشد. تهران به گونه يك دهكده منطقه شمال ری و جنوبی ترين دهكده قصران، در تاريخ پيش از اسلام دارای پيشينه ای نامشخص است اما در پيوند با روستاهای شمالی ری و از آن ميان «مهران» بررسی شده است. به دليل ديرينگي و آباداني شهرری، روستاهاي اطراف آن كم و بيش در شرايط پيشرفته ای روزگار گذرانده اند. از تهران به طور خاص، در سده های نخستين هجرت نام و نشانی در آثار و منابع نيامده است و در قرن چهارم و متون آن زمان نيز از تهران سخنی ديده نمی شود. آن زمان براساس نوشته ها، شهرت دو روستای «دولاب» (محله ای در خاور تهران كنونی) و «علی آباد» (اطراف ايستگاه راه آهن تهران) بيش تراز دهكده تهران بوده است. حتی در دوره سلجوقيان، روستاي طرشت (خيابان آزادی كنونی) اعتباری داشته و خواجه نظام الملک شافعی مذهب، برای شنيدن درس مدرس شيعی به آن جا می رفته است.

    حفاری های باستان شناسی در روستاهای قديمی قيطريه و دروس، سلطنت آباد، ری، كوه بی بی شهربانو و ديگر مراكز تمدن كهن پهنه تهران امروزی، نشان دهنده آن است که اين مراکز داستانی كمابيش مستقل از تهران دارند. براساس تحقيقات؛ اين روستا از قرن ششم هجری به اين سو، اندك اندك دارای نام و نشان شده ومورخان و جغرافي دانان مسلمان ايرانی و غير ايرانی، از آن سخن به ميان آورده اند. تهران به عنوان روستايی نه چندان معتبر در شمال ری، در دوره علويان زيدی طبرستان و سامانيان و آل بويه حيات اجتماعی خود را به عصر غزنويان رساند. به ويژه در عهد آل بويه، ری يكی از دو پايتخت اين سلسله بوده است. خون ريزی سلطان محمود غزنوی در ری و فرار ساكنان آن به كوهستان های قصران و سكونت اجباری در روستاهای شمالی و از آن ميان در روستاهای پهنه تهران، در پاره ای منابع آمده است.

    تهران تا اندازه ای توسعه يافت كه در دوره مغولان منطقه اي شناخته شده بود و در دوره ايلخانان، از لحاظ نظامی و سوق الجيشی پايگاهی با اهميت به شمار آمد. پس از ويران گری های مغولان و مهاجرت ساكنان ری و شايد روستاهاي اطراف، روز به روز بر گسترده گی تهران افزوده شد به طوری كه در دوره تيموريان تهران به شهركی درون باغ و بستان های دل پذير تبديل شده بود كه ساخت بناهايی در بيرون ازآن, نيز شروع شده بود. دراوايل سلطنت صفويه تهران حياتی نيمه شهری يافته بود كه از لحاظ كالبدی و خصوصيات شهری وضع جديدی را طلب می كرد. با شهر شدن تهران هرچند باغ های موجود در آن تا زمان پايتختی باقی ماند، اما توسعه سكونت درآن فزونی يافت. تهران در دوره شاه طهماسب اول با پيدا كردن برج و بارو حالت ‹‹بلد اسلامی›› را پيدا كرد و به مرور با ايجاد دوازده محله و چهار امام زاده، مرمت بازارچه ها و مساجد، اقامت مردم اطراف و اكناف در آن و سكونت دادن قوای نظامی صورت کاملا جديدی به خود گرفت. در دوره پايانی صفويه جنبه حكومتی و سياسی و نظامی شهر تهران بر وضع اقتصادی و فرهنگی آن پيشی گرفت. به گونه ای كه در عصر نادری اردوگاه نظامی شد و ساكنان آن اكثرا غير بومی و دارای پيشه های غير توليدی بودند.

    ييلاق های شمالی تهران همواره حاكمان و اميران و حتی پادشاهان را به سوی خود فرا می خواند و تابستان های گرم آنان را در تهران به بهار زيبا مبدل می كرد و گاه علاقه به اين ييلاق ها به اندازه ای بود كه گمان ايجاد پايتخت را در تهران فراهم می كرد به گونه ای كه در دوره كريم خان زند، مورخان به آن اشاره كرده اند. به دلايل متعدد اجتماعی، اين فرصت برای آغا محمد خان سرسلسله قاجاريان فراهم آمد و تهران، به صورت پايتختی درآمد كه نه تنها دو سلسله بر آن سلطنت كردند بلكه به عنوان مقر حكومت جمهوری اسلامی، هم اكنون يكی از مراكز بزرگ جهانی شده است. استان تهران هم اكنون دارای 12 شهرستان است و پرجمعيت ترين و پررونق ترين شهر كشور را در برگرفته است.

    مشخصات جغرافيايي - استان تهران:

    استان تهران از شمال به استان مازندران، از جنوب به استان قم، از خاور به استان سمنان و از باختر به استان قزوين محدود شده و مركز آن شهر بزرگ تهران است. اين منطقه بين 34 تا 5/36 درجه پهنای شمالی و 50 تا 53 درجه درازای خاوری واقع شده و با رشته كوه های البرز از استان های شمالی ايران جدا شده است. درارتفاعات بالايی كوهستان البرز كه دارای شيب نسبتا تندی است، جمعيت اندکي ساكنند و شهرستان دماوند دراين ارتفاعات واقع شده است. موقعيت آب و هوايی استان تهران چه درمناطق كوهستانی و چه در دشت ها موجب پوشش گياهی ازنوع نيمه صحرايی شده و دشت كوير, رشته كوه های البرز و بادهای مرطوب و باران زای باختری سبب بروز آب و هوای متفاوت در آن شده است. هوای تهران درمناطق كوهستانی از نوع آب و هوای معتدل بوده و در دشت ها از نوع نيمه بارانی با ويژگی هايی است كه بيش تر از موقعيت جغرافيايی آن ناشی می شود. جمعيت استان تهران درسرشماری سال 1375 تعداد 10,398,643 نفر برآورد شده است. بيش از 35 درصد از كل بزرگ راه های ايران درمسيراستان تهران قرار دارند. اين بزرگ راه ها در دو محور تهران – قم تا استان مركزی و تهران ـ كرج تا قزوين و استان زنجان امتداد دارد. بخش عظيمی از رفت و آمد مسافرين و حمل و نقل سبک بين استان تهران و استان های ياد شده از طريق اين بزرگ راه ها انجام می گيرد. درازای جاده های درجه يک استان تهران نزديک به 1100 كيلومتر بوده كه در هفت محور ذيل اين استان را به استان های مجاور آن متصل می سازد. مسيرهاي ارتباطي استان تهران با ساير استان ها عبات است از:

    ـ محور تهران ـ قزوين كه از طريق كرج درامتداد جنوبی رشته كوه البرز ادامه می يابد و مهم ترين جاده ترانزيتی كشور به حساب می آيد.

    ـ محور تهران ـ قم كه از كنار درياچه حوض سلطان می گذرد و قديمی ترين راه ارتباطی تهران با شهرهاهی جنوبی كشور است.

    ـ محور تهران ـ ساوه كه راه ارتباطی تهران با شهرهای استان های باختری و جنوب باختری كشور است.

    ـ محور تهران ـ آمل كه از طريق جاده هراز با گذر از كوه های البرز مركزی به استان مازندران متصل می شود.

    ـ محور تهران ـ قائم شهر كه بوسيله راه فيروزكوه و با عبور كوه های البرز به استان مازندران متصل می شود.

    ـ محور تهران ـ چالوس كه درامتداد رودخانه كرج با عبور ازتونل كندوان،‌ در كنار رودخانه چالوس تا كنار دريای خزر ادامه می يابد.

    ـ محور تهران ـ گرمسار كه از طريق اين شهر تهران را با استان سمنان مرتبط می سازد.

    جاده های درجه 2 استان تهران نيز حدود هزار كيلومتر درازا دارند و بيش تر شهرها را با مراكز بخش ارتباط می دهند. اين راه ها كه بيش تر در دشت های ورامين و شهريار متمركزند, نقش اساسی در حمل و نقل فرآورده های روستايی به شهرها به ويژه تهران را بر عهده دارند.

    ـ راه آهن: راه آهن تهران در 3 محور جنوبی، خاوری و باختری امتداد يافته است.

    - محور جنوبی استان تهران را با استان های اصفهان، يزد، كرمان از يک سو و استان های لرستان و چهار محال و بختياری و خوزستان از سوی ديگر، از طريق استان مركزی مرتبط می سازد.

    - محورخاوری استان تهران را با استان های سمنان و خراسان از يک طرف و استان مازندران از طرف ديگر متصل می سازد.

    - محور باختری، تهران را از طريق شهرستان كرج با استان های قزوين، زنجان، آذربايجان شرقی ،‌ آذربايجان غربی و سرانجام با كشور تركيه مرتبط می گرداند.

    تهران دارای 3 فرودگاه است. فرودگاه بين المللی مهرآباد مشهورترين فرودگاه اين استان است. راه های هوايی تهران به 2 بخش پروازهای داخلی و خارجی تقسيم می شوند.
    نقشه استان تهران:

  6. #24
    اخراج شده

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    نوشته ها
    4,145
    تشکر
    1,209
    تشکر شده 5,363 بار در 1,879 پست

    پیش فرض پاسخ : <<<<<<تموم استان ها ایران((تاریخچه و...))+نقشه در این تاپیک>>>>>>

    اســ ــ ــ ــ ـتان قــ ــــ ــــ ــــ ـزوین+نقـ ـ ـشه

    استان قزوین:

    مرکـــــز : قزوین

    موقعیت :

    مجاورت : شمال: گیلان جنوب: همدان شرق: تهران غرب: زنجان
    آب و هوا: آب‌ و هواي‌ استان‌ قزوين‌ در نواحي‌ شمال‌ سرد و در نواحي‌ جنوب‌ معتدل‌ است‌. ارتفاع متوسط: 304/1 M دما:2/13 º c
    وسعــــت: ۱۵۸٬۲۰۰ کیلومتر
    جمعـیــت: بر اساس آمار سال ۱۳۸۵ خورشیدی 1143200 نفر
    تقسیمات: ۵ شهرستان، ۱۹ بخش، ۲۳ شهر، ۴۴ دهستان و ۱۵۴۷ روستا

    شهرستانها: آبیک و الوند - بوئین زهرا - تاکستان - قزوین/مرکز استان

    موقعيت جغرافيايي - استان قزوين:

    استان‌ قزوين‌ از نظر جغرافيايي ‌، مانند پلي‌ پايتخت‌ كشور را به‌ مناطق‌ شمالي‌ و غربي‌ كشور متصل ‌مي‌كند كه‌ طي‌ نيم‌ قرن‌ اخير به‌ يكي‌ از قطب‌هاي‌ مهم‌ توسعه‌ كشور تبديل‌ شده‌ است‌. استان‌ قزوين‌ در سال‌ 1375 خورشيدي از استان‌ تهران‌ منفك‌ شد و همراه‌ با شهرستان‌ تاكستان‌ از استان‌ زنجان‌ به‌ عنوان‌ استان‌ قزوين‌ درتقسيمات ‌كشوري‌ جاي‌ گرفت‌. شهرستان‌ قزوين‌ و تاكستان‌ محدوده‌ سياسي‌ - اداري‌ اين‌ استان‌ را تشكيل‌ مي‌دهند. در سال ‌1385 خورشيدي استان‌ قزوين‌ 1143200نفر جمعيت‌ داشته‌ است‌. از اين‌ تعداد 777975 نفر در نقاط‌ شهري‌ و 365225 نفر در نقاط‌ روستايي‌ سكونت‌ داشته‌اند. استان‌ قزوين‌ از نظرموقعيت‌ طبيعي‌ به‌ دو بخش‌ كوهستاني‌ و دشتي‌ تقسيم‌ مي‌شود. منطقه‌ كوهستاني‌ آن‌ در شمال‌ استان‌ قرار دارد و دره‌هاي‌ البرز نيز در دامنه‌هاي‌ جنوبي‌ آن‌ كشيده‌ شده‌اند.

    آب و هوا - استان قزوين:

    آب‌ و هواي‌ استان‌ قزوين‌ در نواحي‌ شمال‌ سرد و در نواحي‌ جنوب‌ معتدل‌ است‌. و لذا در نواحي‌ شمالي‌ زمستان‌ سرد و پربرف‌ با تابستان‌ معتدل‌ و در نواحي‌ دشتي‌ ، زمستان‌ نسبتاً سرد و تابستان‌ گرم‌ دارد.

    تاريخ و فرهنگ - استان قزوين:

    قدمت‌ و سابقه‌ تاريخي‌ منطقه‌ قزوين‌ به‌ دوران‌ حكومت‌ مادها در قرن‌ نهم‌ پيش‌ از ميلاد مي‌رسد. در آن‌ زمان‌ ناحيه‌ قزوين‌ مورد تاخت‌ و تاز اقوام‌ مختلف‌ از جمله‌ ديالمه‌ طبرستان‌ قرار مي‌گرفت‌. قزوين‌ در اوايل ‌دوران‌ اسلامي‌ محل‌ استقرار نيروهاي‌ ‌ عرب‌ بود و در اوايل‌ دوره‌ صفوي‌ به‌ پايتختي‌ انتخاب‌ شد. در دوره‌ قاجار و معاصر نيز به‌ دليل‌ نزديكي‌ به‌ تهران‌ از كانون‌هاي‌ مهم‌ حكومتي‌ محسوب‌ مي‌شد. شخصيت‌هاي ‌برجسته‌ ادبي‌ و اجتماعي‌ مانند عبيد زاكاني ‌، علامه‌ قزويني ‌، علامه‌ دهخدا و عارف‌ قزويني‌ از شاعران‌ تواناي ‌دوران‌ مشروطيت‌ از اين‌ شهر برخاسته‌اند.

    صنايع دستي و سوغاتي ها – استان قزوين:

    صنايع‌ دستي‌ و سوغاتي‌هاي‌ استان‌ قزوين‌ عبارتند از، سنگ‌هاي‌ (حكاكي‌ و حجاري‌شده‌) ، كاشي‌ سازي‌ ، آيينه‌ سازي ‌، منبت‌ كاري‌ ، گچبري ‌، قاليبافي‌ ، خوشنويسي‌ و خطاطي‌.

    مسافرت و اقامت – استان قزوين:

    شهرهاي‌ قزوين‌ و تاكستان‌ از نظر راههاي‌ ارتباطي ‌، مخابرات‌ و سيستم‌هاي‌ درماني‌ تجهيز شده‌اند و مسافرت‌ به‌ آنها به‌ راحتي‌ و آساني‌ ميسر است‌. قزوين‌ داراي‌ انواع‌ هتل‌ و امكانات‌ اقامتي‌ مناسب‌ است‌ و مردم‌استان‌ نيز با فرهنگ‌ جهانگردي‌ آشنايي‌ كامل‌ دارند.

    مکان های دیدنی و تاریخی - استان قزوین:

    قزوين ازجمله مناطق زيبا, با فرهنگ و متمدن ايران است كه در كنار طبيعت زيبا, خدادادي و مناظر بهشت گونه خود از غناي تاريخي و فرهنگي قابل توجهي نيز برخوردار است. رودخانه هاي پرآب, قله هاي زيبا ومشهور, چشمه هاي آب گرم‏, حيات وحش, پوشش گياهي غني و درياچه هاي چشم نوازاين منطقه؛ در كنار آثار متعدد تاريخي, معماري, فرهنگي, باستاني و مردمان هنردوست, سخت كوش و متمدن؛ مجموعه كم نظيري را دراين خطه از كشور ايران به وجود آورده است كه ديدار از آن ها براي همه گروه هاي گردشگري جذاب است. قزوين بيش ترين آثارثبت شده تاريخي كشور را در خود جاي داده است. در اين منطقه مي توان در كنار طبيعت كم نظير و زيبا؛ مسجد هاي قديمي با ارزش معماري و تاريخي بالا, مدرسه هاي مهم و تاريخي‏, بازارهاي پررونق با انبوه اجناس و صنايع دستي, حمام ها و آب انبارهاي قديمي‏, تپه هاي متعدد باستاني كه نشان از تمدن باستاني منطقه دارد‏, شهرها, دهستان ها و روستاهاي قديمي با ارزش بالاي طبيعي و تاريخي‏, كاران سراهاي خاص دوره صفوي, قلعه هاي نظامي و مسكوني تاريخي‏, پل ها و بندهاي تاريخي و ده ها اثر قابل توجه ديگر را مشاهده كرد كه هر يك از آن ها قادراست ساعت ها بازديد كنندگان را سرگرم نموده و تاريخ و تمدن اين منطقه را به رخ بكشد. قزوين از جمله مناطق زيبا و با ارزش ايران در همه زمينه ها است كه همواره پذيراي گردشگران داخلي و خارجي بوده است.

    صنايع و معادن - استان قزوین:

    استان قزوين ازمراكز مهم صنعتی كشور است كه داراي صنايع دستي و ماشيني با ارزشي است. صنايع دستی دراستان قزوين رونق چشمگيری دارد. مهم ترين صنايع دستی اين استان عبارتند از: سنگ تراشی و حكاكی، كاشی سازی، منبت كاری, گچ بری، قالی بافی، آيينه سازی‏. استان قزوين استقرار اين استان در نزديكی تهران و ممنوعيت احداث صنايع در محدوده 120 كيلومتری تهران، متقاضيان احداث واحدهای صنعتی را به سرمايه گذاری در اين استان راغب كرده است. از طرف ديگر وجود معادن متعدد و موقعيت مهم ارتباطی، ‌اهميت اين استان را به منظور سرمايه گذاری صنعتی دو چندان كرده است. استقرارشهر صنعتی البرز در 11 كيلومتری جنوب خاوری شهر قزوين، در زمينی به مساحت حدود 900 هكتار كه 347 كارخانه و حدود 70 كارگاه صنعتی و توليدی را در خود جای داده، بر اهميت صنعتی استان افزوده است. اين شهر صنعتی شامل مناطق صنعتی، تجاری، و مسكونی است. صنايع شهر صنعتی البرز به هفت گروه عمده صنعتی تقسيم شود که عبارتند از: صنايع فلزی، شيميايی، نساجی، سلولزی، الكتريكی، كانی غير فلزی و صنايع غذايی.

    کشاورزی و دام داری - استان قزوین:

    استان قزوين يكی از مراكز مهم كشاورزی كشور است که به منظور بهره برداری از اين امكانات، ‌طی دهه های گذشته, با ايجاد سازمان های عمران و صنعتی كردن كشت و زرع توسعه يافته است. استفاده از ماشين آلات كشاورزی از قبيل تراكتور و كمباين، به كار گرفتن دفع آفات نباتی و كودهای شيميايی و به طوركلی فن آوری كشاورزی دراموركاشت و داشت، به نحو چشم گيری به رونق كشاورزی منطقه افزوده و تأثير بسياری درافزايش محصولات، از جمله گندم، جو، چغندرقند، حبوبات، پنبه، انگور، پسته، گردو، صيفی جات و انواع ميوه ها داشته است. در اين ميان انگور؛ بخش قابل توجهی از زمين های زير كشت استان را هم از لحاظ کيفی و هم از لحاظ کمی، به ويژه در نواحی تاكستان، به خود اختصاص داده است. اين دشت حاصل خيز با شبکه آب ياری طالقان رود که آب آن را به محدوده شمالی دشت قزوين انتقال می دهد، آب ياری می شود.

    دام داري در استان قزوين بيش تر به دو شيوه سنتی و صنعتی صورت می گيرد. عشاير و كوچ نشيان با رمه گردانی در توليدات دامی مشاركت دارند. دام پروری صنعتی بيش تر به منظور توليد گوشت و شير و دام پروری سنتی برای تأمين مايحتاج خانواده و ايجاد درآمدی برای تأمين هزينه ها انجام می پذيرد. پرورش طيور نيز از ديگر فعاليت های اقتصادی روستايی استان قزوين است. مرغ داري هاي صنعتي زيادي در استان قزوين وجود دارند كه ازفعاليت پررونقي برخوردارند.

    وجه تسميه و پيشينه تاريخي - استان قزوین:

    قزوين را در نوشته هاي قديمي؛ شهر باستاني "آرساس" يا "آرساسيا" و در تاريخ يونان شهر قديمي "راژيا" ناميده اند. قرار گرفتن آن بر سر راه "جاده ابريشم" سرنوشت قزوين را با فراز و فرودهاي تلخ و شيرين گره زده است. تاريخ نگاران ايرانی و عرب عقيده دارند كه واژه «قزوين» از جمله «اين كش وين» گرفته شده است، به اين شرح که وقتی سركرده سپاه كسرا به هنگام نبرد، در صف لشكريان خود خللی ديد، با عبارت «اين كش وين» (يعنی به آن كنج بنگر) زيردست خود را مأمور رفع خلل كرد و در نتيجه سپاهيان او پيروز شدند. آن گاه در آن محل؛ شهری بنا كردند و آن را «كشوين» ناميدند و در دوره اسلامی، عرب ها، اين واژه را معرب كرده و آن را «قزوين» ناميدند. عقيده يونانيان دراين مورد بر اين است که پيش از دوران هخامنشی، مردمی كه آن ها را «كاسی» يا «كاسيت» می ناميده اند، در كرانه باختری دريای قزوين می زيستند كه به گفته بعضی از تاريخ نگاران يونانی و آريايی جزو نژاد «ميت تانی» به حساب می آمدند. گفته مي شود اين قوم مدت ها پيش از مادها به ايران آمده و قرن ها در كرانه باختری دريای كاسپين (خزر) استقراريافته بود. نام قزوين نيز از نظر آنان، از نام دريای كاسپين گرفته شده است.

    در مورد وجه تسميه نام قزوين نظر ديگری نيز وجود دارد. گفته می شود كه كوهستان های شمالی قزوين همواره زيستگاه مردمان سركش بوده و آبادی های دشت قزوين پيوسته دست خوش تاخت و تاز و تاراج طايفه های گوناگون قرار داشته است. به فرمان حاكم وقت، برای جلوگيری از تاخت و تاز كوه نشينان، يك دژ درمدخل كوهستان شمالی قزوين و دژ بزرگ ديگری برای استقرارسپاهيان در محل كنونی قزوين بنا كردند. اولی را «دژ بالا» و دومی را «دژ پايين» ناميدند که با گذشت زمان، نام «دژ پايين» دچار دگرگونی شده و به «دژپين»، «گژوين» و سپس «كشوين» تبديل شده است. در دوران شاپور ذوالاكتاف قلعه ای - در جای همان دژ - بنا كرده و همان کشوين ناميده شد. اين نام در دوره اسلامی معرب شده و به قزوين تغيير يافته است. در نظر ديگري گفته شده قزوين در اصل «كزوين» و مركب از «كزو» به معناي پسته و «ين» به معناي شهر- شهر پسته- بوده و بعد ها معرب شده و به قزوين تبديل شده است.

    بر اساس اسناد و مدارك موجود، قدمت و تاريخ منطقه قزوين، به دوران حكومت مادها در قرن نهم پيش از ميلاد می رسد. كاوش ها و يافته هاي باستان شناسي در دشت قزوين، نشان گر مرحله يك جانشيني و كشاورزي در هزاره هفتم پيش از ميلاد و برخورداري ساكنان آن از صنايع اوليه و نظام اجتماعي است. منازل مسكوني، معبد، كارگاه هاي صنعتي، اشياي زينتي، مجسمه ها، انبارهاي غله و... از تمدن دير پاي مردمان اين ناحيه در هزاران سال پيش حكايت دارند. درآن زمان، ناحيه كوهستانی جنوب و جنوب باختری قزوين، جزيی از قلمرو مادها به شمارمی رفت كه همواره مورد تاخت و تاز اقوام و قبايل مختلف، از جمله اقوام ديالمه طبرستان، قرارمی گرفت. مؤلف «مرآت البلدان» بانی قزوين را شاپور ابن اردشير بابكان دانسته که شهر را جهت مقابله با حملات و سركشی های ديلميان ساخته و «شار شاپور» ناميده است.

    قزوين دردوره های پيشين، از مراكز مهم تمدن ماقبل تاريخ بوده و شامل سرزمين های ميان شهريار، جلگه ری و دشت قزوين بوده است. بررسی های به دست آمده از تپه سگزآباد بويين زهرا، ‌نشان دهنده زيستگاه های انسانی متعددی در هزاره های پيش از ميلاد است. هم چنين دريک کيلومتری جاده كرج به قزوين، تعدادی تپه باستانی کشف شده كه تا حدی وضعيت زندگی اقوام اين ناحيه را در حدود هزاره چهارم قبل از ميلاد روشن می سازد. آثار و اشياء به دست آمده در سگزآباد قزوين، مربوط به دوران نو سنگی و ماقبل تاريخ است. ناحيه قزوين دردوران ماد، آباد بوده و در دوره هخامنشی ها مردان ناحيه قزوين، به دليری شهرت داشته اند. پيرنيا از مردمانی به نام «مرد» در ناحيه قزوين ياد می کند که از فرستادن نماينده به نزد اسكندر و اظهار اطاعت خودداری كردند.

    روند شهرسازي و گسترش مناطق مسكوني در قزوين، پس از ورود اسلام به اين سرزمين در سال 24 هجري شتابي دو چندان گرفت و در مدتي كوتاه به عنوان « باب الجنه» يا «دروازه بهشت» ناميده شد. به روايت بلاذري در فتوح البلدان سعيدبن عاص بن اميه در سال هاي پيش از 35 هجري؛ قزوين را « شهري استوار و آباد» مي كند و ورود چهار هزار تن از مسلمانان به فرماندهي ربيع بن خثيم در سال 36 هجري با فرمان اميرالمومنين علي(ع) سيماي قزوين را دگرگون مي سازد.

    اقدام محمدبن سنان عجلي در حدود سال 90 هجري گام بزرگ ديگري در توسعه شهر محسوب مي شود و زمينه ساز ساخت دو شهرك مهم « مباركيه و مدينه موسي» در كنار شهر كهن قزوين در سال هاي پيش از 169 هجري مي شود. به دنبال سفرهارون الرشيد در سال 192 هجري به ايران ، به دستور وي مسجد جامع عتيق قزوين بنا شده و بارويي گرداگرد شهرك هاي اقماري پيرامون قزوين كشيده مي شود و چنان كه ابن فقيه همداني و رافعي گزارش كرده اند، كلان شهر قزوين شكل مي گيرد.

    وسعت قزوين در سال 253 هجري را مي توان از روايت تاريخ گزيده دريافت كه پس از بركشيدن حصار شهر توسط موسي بن بوقا، داراي دويست و شش برج و هفت دروازه بوده است. تعمير باروي شهر درسال 373 هجري به وسيله صاحب بن عباد – وزير دانشمند آل بويه – و بناي صاحب آباد در شمال خاوري شهر، بازسازي آن در سال 411 توسط امير شريف ابوعلي جعفري، اقدامات گسترده عمراني امير خمارتاش عمادي در دهه نخستين سده ششم و ساخت باروي تازه اي از آجر به سال 527 نشان از توسعه دايمي منطقه دارد.

    انتخاب الموت به عنوان مركز اسماعيليان نزاري و چالش هاي فرهنگي ، سياسي و نظامي مربوط به آن ، منطقه قزوين را حدود 200 سال به كانون اصلي رويدادهاي مهم كشور تبديل كرد و بارها شاهد لشكركشي هاي ميليوني و آثار ويران گر آن بود. هرچند اميران سلجوقي ناگزير از فعاليت هاي عمراني نيز بودند و آثار پراكنده سلجوقي در جاي جاي استان نشان گر اين نكته و گسترش قزوين در قرن ششم هجري است .

    مولف «آثار البلاد» قزوين را در آغاز قرن هفتم – پيش از حمله مغول –چنين توصيف كرده است: « شــهري بسيــار بزرگ و پر جمعيت است. در دشتي بسيار پهناور و هموار بنا شده و مهندسان در بناي شهر نقشه اي كشيده اند كه نظيرش وجود ندارد. زيرا دو شهر است يكي در آغوش ديگري آرميده. شهر كوچك را كه در وسط قراردارد شهرستان مي نامند كه براي خود دروازه و بارو دارد. شهر بزرگ تر كه پيرامون شهرستان واقع شده داراي برج و باروي ديگري است. باغستان ها و تاكستان ها گرداگرد باروي خارجي شهر دوم را فراگرفته و پس از آن كشت زارهاي سرسبز دو شهر را در بر دارد و دو رودخانه ديزج و ارنزك از آن مي گذرد»

    وسعت اين شهر درهنگامه حمله ويران گر مغول به ايران به حدي رسيده كه به گزارش مستوفي در ظفرنامه افزون از يك ميليون نفر جمعيت داشته است. شهر قزوين در دوره ايلخاني پس از ركودي نسبي دوباره زندگي خود را باز مي يابد و چنان كه جهانگردان آورده اند در زمان تيموريان پس از سمرقند بزرگ ترين و آبادترين شهر ايران بوده است.

    انتخاب قزوين به عنوان پايتخت صفويان درقرن دهم علاوه بر بازنمايي اهميت شهر، دوره درخشاني از عمران و توسعه شهري را رقم مي زند كه درآثار سفيران و بازرگانان غربي كه به ايران آمده اند؛ مشهود است. طراحي و ساخت نخستين خيابان ايراني، چهارباغ ها، ميدان ها، كاخ ها، مدارس، مساجد، بوستان هاي شهري و … كه به الگويي براي شهرسازي در سراسر ايران تبديل شد؛ از اين منطقه آغاز مي شود. حتي انتقال پايتخت در قرن يازدهم نيز رنگ فراموشي به آن نمي زند و تا پايان دوره افشاريان شاهد سازه هاي فراواني در جاي جاي شهر هستيم كه عمارت باشكوه ايوان نادري از آن جمله است.

    در سراسر دوره قاجاريه، قزوين به عنوان يك منطقه حاكم نشين مستقل مرتبط با پايتخت مطرح بود و با وجود ركود نسبي اقتصاد و فرهنگ در آن دوره از اندك مراكز پر رونق ايران به شمار مي رفت.

    پايداري قهرمانانه مردم اين سامان در برابر هجوم سپاه مغول و يورش ويران گر تيمور، به ويژه وارد كردن نخستين شكست به مهاجمان افغاني دردشت قزوين پس از سقوط اصفهان از نقش انكار ناپذير قزوينيان در تاريخ ايران حكايت دارد. مشاركت مردم قزوين در نهضت ضد استبدادي مشروطه سر آغاز فصل نويني در تاريخ معاصر ايران است كه تا انقلاب اسلامي تداوم مي يابد. پس از بي مهري هاي دهه هاي گذشته و تخريب بناهاي شكوهمندي هم چون ايوان و حياط نادري، عمارت خورشيد، عمارت ركنيه، دروازه ها و … ، رفته رفته استان قزوين به سوي عمران شهري گام برداشت واين روند با استقرار تشكيلات استاني به بعد شتابي بيش از پيش گرفت.

    مشخصات جغرافيايي - استان قزوین:

    استان قزوين در حوزه مركزي ايران بين 48 درجه و 45 دقيقه تا 50 درجه و 50 دقيقه درازاي خاوري و 35 درجه و 37 دقيقه تا 36 درجه و 45 دقيقه پهناي شمالي قرار گرفته است. اين استان از شمال به استان گيلان، از جنوب به استان مركزی، ازخاور به استان تهران و از باختر به استان های زنجان و همدان محدود مي شود و 1304 متر از سطح دريا ارتفاع دارد. استان قزوين با توجه به موقعيت جغرافيايی خود مانند پلی، پايتخت ايران را به مناطق شمالی و باختری و كشورهاي اطراف متصل می كند. قزوين به دليل موقعيت مناسب و توسعه كشاورزی، ‌صنعتی، مركزی و خدماتی يكی از قطب های مهم توسعه ايران به شمارمي آيد. آب وهوای ناحيه شمالی استان قزوين؛ كوهستانی است و ناحيه دشتی آن زمستان های سرد و تابستان های گرم وخشكی دارد. رشته كوه هاي البرز مركزي و كوه هاي رامند و خرقان از سه جهت استان قزوين را در بر گرفته و دشت گسترده اي را به وجود آورده اند كه از شمال به جنوب 75 كيلومتر و از خاور به باختر حدود 95 كيلومتر است. كم ترين نقطه استان قزوين از سطح دريا با 300 متر در منطقه طارم سفلي و كناره هاي درياچه سد سفيد رود واقع شده كه تفاوت آشكاري را از نظر توپوگرافي به وجود آورده است. بر اساس سرشماری سال 1375 جمعيت استان قزوين 968257 نفراعلام شده است. اين استان از لحاظ ساختار اجتماعی، ‌تركيب قومی متنوعی دارد. مهم ترين عشاير استان، از نظروابسته گی قومی عبارتند از: لرها و کردها، شاهسون ها و مراغی ها يا کله بزی ها.

    مسيرهاي دسترسي به استان قزوين مناسب است و عبارت است از:

    1- اتوبان بزرگ تهران- قزوين- زنجان.

    2- جاده آستارا به درازاي 514 كيلومتر که در كيلومتر 148 به قزوين می رسد.

    3- مسير عبوری تهران- خسروی به طول 743 كيلومتر.

    4- هم چنين قزوين در مسير قطار سريع السير تهران- زنجان و قطار های عبوری ديگر قرار گرفته است.

    قزوين دارای يک فرودگاه محلی نيز هست.
    نقشه استان قزوین:

  7. #25
    اخراج شده

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    نوشته ها
    4,145
    تشکر
    1,209
    تشکر شده 5,363 بار در 1,879 پست

    پیش فرض پاسخ : <<<<<<تموم استان ها ایران((تاریخچه و...))+نقشه در این تاپیک>>>>>>

    اســ ــ ــ ــ ـتان خوزسـ ـ ــ ـــ ــتان+نقـ ـ ـشه

    استان خوزستان:

    مرکـــــز : اهواز موقعیت : جنوب غربی ایران

    مجاورت : شمال:استان لرستان شمال شرقی: استان اصفهان شمال غربی : استان ایلام جنوب:خلیج فارس شرق و جنوب شرق: استان چهارمحال و بختیاری و استان کهکیلویه و بویراحمد غرب: کشور عراق

    آب و هوا: دارای آب و هوای مختلف است: آب و هوایی نیمه بیابانی که شهرهای آبادان ، خرمشهر ، ماهشهر ، هندیجان ، دشتآزادگان و نواحی دزفول، بهبهان، رامهرمز، شوشتر و نواحی شمال اهواز را در بر می گیرد.آب وهوای استپ گرم که نواحی شمال دزفول، بهبهان، رامهرمز، شوشتر و شمال اهواز را دربرمی گیرد. ارتفاع متوسط: 23 M دما:3/25 º c

    وسعــــت: ۶۴۶۶۴ کیلومتر مربع

    جمعـیــت: بر اساس آمار سال ۱۳۸۵ خورشیدی ۹۷۹/۲۷۴/۴ نفر

    تقسیمات: ۱۶ شهرستان، ۲۹ شهر،۳۶ بخش،۱۱۲ دهستان و ۳۸۸۰ آبادی مسکونی

    شهرستانها: آبادان - امیدیه - اندیمشک - اهواز/مرکز استان - ایذه - باغملک - بهبهان - خرمشهر - دزفول - دشت آزادگان - رامهرمز - شادگان - شوش - شوشتر - ماهشهر - مسجد سلیمان

    موقعيت جغرافيايي – استان خوزستان:

    استان خوزستان با مساحتي بالغ بر 64664 کيلومتر مربع در جنوب غربي ايران واقع شده است. بر اساس آخرين تقسيمات کشوري در سال 1385 ، شهرستان هاي استان خوزستان عبارتند از : آبادان ، انديمشک ، اهواز، ايذه ، باغملک ، بندرماهشهر ، بهبهان ، خرمشهر، دزفول ، دشت آزادگان ، رامهرمز، شادگان ، شوش ، شوشتر، و مسجد سليمان. استان خوزستان در سال 1385 ، حدود 4274979 نفر جمعيت داشت که از اين تعداد 2873564 نفر در نقاط شهري و 1401415 نفر در نقاط روستايي سکونت داشته اند.

    استان خوزستان از نظر ناهمواري ها به دو قسمت جلگه اي و کوهستاني تقسيم مي شود. ناحيه جلگه اي خوزستان در قسمت جنوب و غرب استان از آبرفتهاي رودهاي کارون ، کرخه و جراحي تشکيل شده است. ناحيه کوهستاني خوزستان در قسمت شمال و شرق استان واقع شده و جزء بخش جنوبي رشته کوه زاگرس مي باشد.

    آب و هوا – استان خوزستان:

    استان خوزستان در مناطق کوهستاني و مرتفع تابستان هاي معتدل و زمستان هاي سرد و در نواحي کوهپايه اي آب و هواي نيمه بياباني دارد. در نواحي پست و جلگه اي به طرف جنوب و جنوب شرقي خصوصيات آب و هوا از نيمه بياباني به بياباني کناره اي تبديل مي شود. زمستان هاي اين ناحيه ، کوتاه و معتدل و تابستان هاي آن طولاني و گرم است.

    خوزستان تحت تاثير سه نوع باد قرار دارد: اول ، جريان سرد نواحي کوهستاني که در زمستان به طرف خليج فارس مي وزد و هواي سردي را همراه مي آورد. دوم ، بادهاي ساحلي که گاهگاهي در تابستان از طرف خليج فارس همراه با رطوبت زياد و گرما به سوي جلگه ها مي وزد و به باد شرجي معروف است. سوم ، بادي است که از طرف عربستان به نام (سموم) مي وزد و هميشه مقداري غبار خاک و شن همراه دارد و هنگام عبور از روي خليج فارس رطوبت زيادي را در خود ذخيره مي کند.

    تاريخ و فرهنگ – استان خوزستان:

    استان خوزستان يکي از کهن ترين کانون هاي تمدن بشري است. که قدمت آن در شوش به 6000 سال مي رسد. در هزاره چهارم قبل از ميلاد دولت مقتدر عيلام در شوش پايه گذاري شد و در هزاره اول پيش از ميلاد ، توسط آشوريان منقرض گرديد. در سال 640 قبل ازميلاد شوش به دست آشوري ها تسخير و به دو بخش تقسيم شد. قسمت شمالي يعني (انزان) به دست پارس ها افتاد که از مدت ها پيش در اين ناحيه مسکن گزيده بودند و قسمت جنوبي آن به تصرف آشور در آمد. در سال 538 قبل ازميلاد کوروش هخامنشي به بابل لشکر کشيد و سرزمين عيلام را تصرف کرد و شهر شوش را به عنوان يکي از پايتخت هاي هخامنشي برگزيد. داريوش در سال 521 قبل ازميلاد شوش را مورد توجه قرار داد و در آن کاخ باشکوهي به نام (هديش) احداث کرد. با حمله اسکندر دوران اوج و شکوه سلطنت خيره کننده هخامنشيان به پايان رسيد. پس از اسکندر دولت سلوکي به قدرت رسيد. در سال 187 قبل از ميلاد در اثر ضعف دولت سلوکي ، پارس و خوزستان متحد شد و از دولت سلوکي جدا شدند. مهرداد اول اشکاني(164-140قبل ازميلاد) شاه سلوکي را در جنگي شکست داد و شخصي از خاندان اشکاني را به حکومت خوزستان منصوب کرد. با قدرت گرفتن ساسانيان اين ناحيه به صورت خيره کننده اي رو به عمران و آبادي گذاشت. حکومت ساساني بناهاي زيادي در اهواز ، شوشتر و شمال انديمشک ايجاد کرد. پس از شکست ايران بدست اعراب حکومت خوزستان به دست خلفاي اموي وعباسي افتاد. در اواسط سده سوم هجري قمري دولت عباسي رو به انحطاط گذاشت. يعقوب ليث از سيستان علم استقلال برافراشت و سرانجام در شوش و شوشتر استقرار يافت. در سال326هجري قمري معزالدوله ديلمي کرمان و خوزستان را تصرف کرد. از سال 443 هجري قمري تا سال 845 هجري قمري به ترتيب خوارزمشاهيان ، خاندان افشار، اتابکان فارس ، آل مظفر، آل جلاير، تيموريان بر تمام يا قسمتي از خوزستان حکومت کردند. در سال 845 هجري قمري جنبش مذهبي مشعشعيان در اين نواحي شکل گرفت. پادشاهان صفوي چندين بار براي سرکوب مشعشعيان و افشار لشکر کشيدند. نادر شاه افشار در سال 1142 هجري قمري روانه خوزستان شد. پس از در گذشت کريم خان زند خوزستان دچار هرج و مرج شد. در زمان فتحعلي شاه قاجار خوزستان به دو بخش تقسيم شد وپس از جنگ ايران و انگليس در سال 1273 هجري قمري تا چهل سال خوزستان آرام بود. در اين زمان عشاير عرب به چند بخش تقسيم شده و هر بخش شيخي جداگانه داشت. طي 80 سال گذشته استان خوزستان- غير از دوران جنگ ايران و عراق(1359)همواره توسعه يافته و امروزه يکي از نواحي استراتژيک ايران به حساب مي آيد.

    مسافرت و اقامت – استان خوزستان:

    شهرهاي‌ استان‌ خوزستان‌ پس‌ از پايان‌ جنگ‌ )ايران و عراق)‌ به‌ سرعت‌ بازسازي‌ شده‌ و زيبايي‌ قبلي‌ خود را باز يافته‌اند و در حال‌ حاضر آماده‌ پذيرايي‌ از مسافران‌ و جهانگردان‌ مي‌باشند. اهواز، مركز استان‌ و اكثرشهرهاي‌ استان‌ خوزستان‌ از نظر راه‌هاي‌ ارتباطي ‌، مخابرات‌ و انواع‌ خدمات‌ توريستي‌ تجهيز شده‌اند و مسافرت‌به‌ آنها از طريق‌ راه‌آهن ‌، اتوبوس‌ ، سواري‌ و هواپيما صورت‌ مي‌گيرد. مردم‌ استان‌ خوزستان‌ خونگرم‌ و بسيارمهربان‌ هستند.

    مشخصات جغرافيايي - استان خوزستان:

    استان خوزستان یکی از دیدنی ترین مناطق ایران است که از جلوه های طبیعی و باستانی و تاریخی بسیار با ارزش و منحصر به فردی برخوردار است. این استان؛ نه تنها باستانی ترین بنای ایران( چغازنبیل) بلکه تنها رودخانه قابل کشتی رانی ایران را در بر گرفته است. رودخانه کارون در ترانه های عامیانه ایران؛ نامی آشنا برای همگان بوده و از جاذبه های خاصی برای ایرانیان برخورداراست. بعد از جنگ تحمیلی ایران و عراق منطقه جنگی خوزستان نیز به جاذبه ها و مکان های دیدنی آن افزوده شد. هرساله بازدیدکنندگان زیادی از منطقه های جنگی که یادآور سلحشوری های فرزندان با غیرت ایران زمین در برابر تجاوز خارجی است، بازدید می کنند و یاد و خاطره سلحشوران با غیرت ایران را گرامی می دارند.

    صنايع و معادن - استان خوزستان:

    صنعت نيز مانند كشاورزی در خوزستان سابقه طولانی دارد. در دوران ماقبل تاريخ (دوره عيلامی ها) انواع و اقسام ظروف و كوزه های سفالی در خوزستان ساخته شده است. در دوره ساسانيان؛ خوزستان دارای صنايع مهمی بوده و منسوجات آن به ويژه ديبا و حرير شوشتری، خز شوش و غيره معروف و مشهور بوده اند. صنعت خوزستان به دو گروه صنايع دستی و ماشينی تقسيم می شود. صنايع كارخانه ای را می توان برحسب مقدار مصرف مواد اوليه و كيفيت توليد به دو دسته عمده صنايع سنگين و صنايع سبک تقسيم كرد. از صنايع سنگين استان؛ می توان استخراج و تصفيه نفت مشتمل بر پالايشگاه آبادان، دستگاه تقطير مسجد سليمان، پالايشگاه گاز بيد بلند و صنعت پتروشيمی مشتمل بر مجتمع شيميايی رازی، مجتمع پتروشيمی آبادان، مجتمع شميايی خارک، مجتمع پترو شيمی ايران- ژاپن، كارخانه های نورد و لوله اهواز و ذوب آهن گازی اهواز را نام برد. صنايع سبک خوزستان عبارتند از: قند سازی، كاغذ سازی، بسته بندی خرما، صنعت ماهی گيری و صنعت توليد برق. در خوزستان معادن سرشاری وجود دارد كه برخی از آن ها از روزگاران گذشته شناخته و بهره برداری شده اند. از اين معادن معادن می توان به نفت، گاز، نمک، گوگرد، لاشه آهكی، سيليس، سنگ گچ و سنگ آهک اشاره کرد.

    کشاورزی و دام داری - استان خوزستان:

    كشاورزی در تمام منطقه خوزستان به ويژه در قسمت جلگه ای از اهميت خاصی برخوردار است، به همين دليل اين استان را«زرخيز» ناميده اند. از آن جا که جلگه خوزستان دنباله بين النهرين است، خاک و آب و هوای اين جلگه برای كشاورزی بسيار مناسب است. استان خوزستان به دو منطقه عمده كشاورزی تقسيم می شود: مناطق كشت فشرده شامل نواحی شمال باختری و مركزی و مناطق كشت گسترده شامل مناطق كوهستانی و خاور استان. محصولات عمده كشاورزی اين استان گندم، جو، برنج، نيشكر، خرما، مركبات است. پس از كشاورزی، دام پروری در اين استان دارای اهميت بوده و پرورش طيور نيز رايج است. استان خوزستان به جهت مجاورت با خليج فارس و جريان رودخانه های بزرگ و پر آب زمينه مساعدی برای پرورش و صيد ماهی دارد. از انواع دام های دايمی خوزستان می توان گوسفند، بز، گاو و گاوميش را نام برد. هم چنين بيش از 3 ميليون راس گوسفند و 2 ميليون و پانصد هزار راس بز دراين منطقه نگه داری می شود.

    کشاورزی و دام داری - استان خوزستان:

    كشاورزی در تمام منطقه خوزستان به ويژه در قسمت جلگه ای از اهميت خاصی برخوردار است، به همين دليل اين استان را«زرخيز» ناميده اند. از آن جا که جلگه خوزستان دنباله بين النهرين است، خاک و آب و هوای اين جلگه برای كشاورزی بسيار مناسب است. استان خوزستان به دو منطقه عمده كشاورزی تقسيم می شود: مناطق كشت فشرده شامل نواحی شمال باختری و مركزی و مناطق كشت گسترده شامل مناطق كوهستانی و خاور استان. محصولات عمده كشاورزی اين استان گندم، جو، برنج، نيشكر، خرما، مركبات است. پس از كشاورزی، دام پروری در اين استان دارای اهميت بوده و پرورش طيور نيز رايج است. استان خوزستان به جهت مجاورت با خليج فارس و جريان رودخانه های بزرگ و پر آب زمينه مساعدی برای پرورش و صيد ماهی دارد. از انواع دام های دايمی خوزستان می توان گوسفند، بز، گاو و گاوميش را نام برد. هم چنين بيش از 3 ميليون راس گوسفند و 2 ميليون و پانصد هزار راس بز دراين منطقه نگه داری می شود.
    نقشه استان خوزستان:

  8. #26
    اخراج شده

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    نوشته ها
    4,145
    تشکر
    1,209
    تشکر شده 5,363 بار در 1,879 پست

    پیش فرض پاسخ : <<<<<<تموم استان ها ایران((تاریخچه و...))+نقشه در این تاپیک>>>>>>

    اســ ــ ــ ــ ـتان لـ ـــ ـــ ــ ـــرستان +نقـ ـ ـشه

    استان لرستان:

    مرکز: خرم آباد

    موقعیت : غرب ایران

    مجاورت : شمال: استانهای مرکزی و همدان جنوب: استان خوزستان شرق: استان اصفهان غرب: استانهای کرمانشاه و ایلام

    آب و هوا: سه‌ نوع‌ آب‌ و هواي‌ متفاوت‌ در این منطقه وجود دارد‌: سرد كوهستاني‌ - معتدل‌ مركزي‌ - گرم‌ جنوبي‌ ارتفاع متوسط: ۱۲۵/۱ M دما: ۴/۱۷ º c

    وسعــــت: 28559 کیلومتر مربع

    جمعـیــت: بر اساس آمار سال ۱۳۸۵ خورشیدی 1716527 نفر

    تقسیمات: 9 شهرستان، 10 شهر، 20 بخش، ه81 دهستان و 2842 آبادی دارای سکنه

    شهرستانها: ازنا - الیگودرز - بروجرد - پلدختر - خرم آباد/مرکز استان - دلفان - دورود - سلسله یا الشتر - کوهدشت

    موقعيت جغرافيايي – استان لرستان:

    استان‌ لرستان‌ با 28559 كيلومتر مربع‌ مساحت‌ در غرب‌ ايران‌ قرار دارد. براساس‌ آخرين‌ تقسيمات‌ سياسي‌ و اداري‌ در سال‌ 1385، شهرستان‌هاي‌ استان‌ عبارتند از: خرم‌ آباد ، بروجرد ، اليگودرز، دورود ، كوهدشت ‌، ازنا ، دلفان ‌، سلسله‌ و پلدختر که شهرستان‌ خرم‌آباد مركز استان‌ لرستان‌ است‌. اين‌ استان‌ از شمال‌ به ‌استان‌هاي‌ مركزي‌ و همدان ‌، از جنوب‌ به‌ استان‌ خوزستان‌ ، از شرق‌ به‌ استان‌ اصفهان‌ و از غرب‌ به‌ استان‌هاي‌ كرمانشاه‌ و ايلام‌ محدود است.‌ اين‌ استان‌ در سال‌ 1385 حدود 1716527 نفر جمعيّت‌ داشته‌ است‌ كه‌ 1020150 نفر آن‌ در نقاط‌ شهري‌ و 691448 نفر آن‌ در نقاط‌ روستايي‌ و 4929 نفر آن غير ساکن بوده اند. استان‌ لرستان‌ سرزمين‌ كوهستاني‌ است‌. اشترانكوه‌ با 4050 متر ارتفاع‌ بلندترين‌ نقطه‌ استان‌ لرستان‌ است‌ و پست‌ترين‌ نقطه‌ آن‌ در جنوبي‌ترين‌ ناحيه‌ استان‌ واقع‌ شده‌ و حدود 500 متر از سطح‌ درياي‌ آزاد ارتفاع‌ دارد.

    آب و هوا - استان لرستان:

    استان‌ لرستان‌ داراي‌ سه‌ نوع‌ آب‌ و هواي‌ متفاوت‌ است‌ كه‌ عبارتند از: آب‌ و هواي‌ ناحيه‌ سرد كوهستاني‌ كه‌ زمستان‌هاي‌ سرد و تابستان‌هاي‌ معتدل‌ دارد و مناطق‌ بروجرد ، دورود ، ازنا ، نورآباد و الشتر را در بر مي‌گيرد. آب‌ و هواي‌ ناحيه‌ معتدل‌ مركزي‌ كه‌ بهار آن‌ از اوايل‌ اسفند آغاز و تا ارديبهشت‌ ماه‌ ادامه‌ مي‌يابد و شهرستان‌ خرم‌آباد در قلمرو اين‌ ناحيه‌ قرار دارد. آب‌ و هواي‌ ناحيه‌ گرم‌ جنوبي‌ كه‌ به‌ علّت‌ تأثيربادهاي‌ گرم‌ خوزستان ‌، تابستان‌هاي‌ گرم‌ و زمستان‌هاي‌ نسبتاً معتدل‌ دارد و پلدختر و ناحيه‌ پايي‌ در قلمرو اين‌ نوع‌ آب‌ و هوا قرار دارند.

    تاريخ و فرهنگ – استان لرستان:

    استان‌ لرستان‌ از مناطق‌ باستاني‌ ايران‌ است‌ و آثار ديرينه‌اي‌ را در خود جاي‌ داده‌ است‌. اقوام‌ مهاجر در هزاره‌ سوم‌ و چهارم‌ پيش‌ از ميلاد در كوهساران‌ زاگرس‌ اسكان‌ يافته‌ و سرزمين‌ بين‌النهرين‌ (دورود نواحي‌ امروزي‌) را تصرف‌ كردند. به‌ استناد نوشته‌هاي‌ كتيبه‌هاي‌ بابلي ‌، آشوري‌ و ايلامي ‌، ساكنان‌ كوهساران ‌زاگرس‌ طايفه‌هايي‌ مانند: لولوبي ‌، مانايي ‌، كاسي ‌، گوتي ‌، آمادا و پارسوا بوده‌اند.

    انقراض‌ كاسي‌ها در هزاره‌ دوّم‌ پيش‌ از ميلاد ، با يورش‌ دولت‌ مقتدر ايلام‌ صورت‌ گرفت‌. اسكندر مقدوني‌ در حمله‌ به‌ ايران‌ اين‌ نواحي‌ را تصرف‌ كرد. در دوره‌ ساسانيان‌ ، پشتكوه‌ و پيشكوه‌ را شخصي‌ از خاندان‌ معروف‌ هرمزان‌ اداره‌ مي‌كرد. اعراب‌ درسال‌ 21 هجري‌ قمري‌ ، پس‌ از فتح‌ حلوان‌ نواحي‌ شمالي‌ را گرفتند و در سال‌ 21 هجري‌ قمري ‌، نهاوند و قسمت ‌جنوبي‌ لرستان‌ را نيز به‌ تصرف‌ خود در آوردند. در سال‌ 22 هجري‌ قمري ‌، حسنويه‌ كرد اين‌ منطقه‌ را به‌ تصرف ‌خود درآورد و خاندان‌ او تا سال‌ 500 هجري‌ قمري‌ بر لرستان‌ تسلط‌ داشتند.

    همزمان‌ با استيلاي‌ مغول‌ بر ايران ‌، لرستان‌ به‌ دو قسمت‌ لربزرگ‌ و لركوچك‌ تقسيم‌ شد. اتابكان‌ لربزرگ‌ كه ‌اصلاً از كردان‌ شام‌ بودند ، از حدود نيمه‌ اول‌ قرن‌ هشتم‌ تا نيمه‌ اول‌ قرن‌ نهم‌ هجري‌ قمري‌ حكومت‌ كردند. اتابكان ‌لركوچك‌ (1006 - 508 هجري قمري) كه‌ چندين‌ امير معتبر داشتند ، موقعيت‌ خود را تا دوره‌ صفويه‌ حفظ‌ كردند و درسال 1006هجري‌ قمري‌ توسط‌ شاه‌ عباس‌ اول‌ منقرض‌ شدند. پس‌ از آن‌ حكومت‌ لرستان‌ به‌ خاندان‌ اميري‌ به‌ نام‌ حسين محول‌ شد كه‌ تا اوايل‌ دوره‌ قاجار حكومت‌ كردند. از آن‌ پس ‌، حكومت‌ لرستان‌ را گاهي‌ حكام ‌بروجرد و زماني‌ حكام‌ شوشتر به‌ عهده‌ داشته‌اند.

    استان‌ لرستان‌ از نظر فرهنگي‌ نيز يكي‌ از مناطق‌ ويژه‌ ايران‌ است‌ كه‌ مجموعه‌اي‌ از سنن‌ ديرين‌ و باستاني‌ راپديد آورده‌ است‌. برخي‌ از پژوهشگران ‌، لران‌ را شاخه‌اي‌ از نژاد ايراني‌ مي‌دانند كه‌ در نيمه‌ اوّل‌ هزاره‌ اول‌ پيش‌ ازميلاد از شرق‌ درياي‌ مازندران به اين‌ منطقه‌ مهاجرت‌ كرده‌اند. مردم‌ لرستان‌ كنوني ‌، با بختياري‌ها و كردها پيوند نژادي دارند. زبان‌ مردم‌ اين‌ استان‌ لُري‌ و لَكي‌ است‌. لك‌ها بيشتر در كوهدشت‌ و الشتر و لرها در اطراف‌ خرم‌آباد مستقرند. گويش‌هاي‌ لري‌ و لكي ‌، دستوري‌ ويژه‌ و واژه‌هاي‌ بي‌ شماري‌ دارند.

    مسافرت و اقامت – استان لرستان:

    شهرهاي‌ بزرگ‌ استان‌ لرستان‌ از نظر راههاي‌ ارتباطي ‌، مخابرات‌ و سيستم‌هاي‌ درماني‌ تجهيز شده‌اند و مسافرت‌ به‌ آن‌ها آسان‌ است‌. شهرهاي‌ بزرگ‌ استان‌ داراي‌ انواع‌ هتل‌ و امكانات‌ اقامتي‌ مي‌باشند و با فرهنگ‌ جهانگردي‌ نيز آشنايي‌ كامل‌ دارند. شهر بروجرد و خرم‌آباد از اين‌ نظر موقعيت‌ بهتري‌ دارند.

    مکان های دیدنی و تاریخی - استان لرستان:

    استان لرستان از مكان هاي طبيعي و تاريخي بسياري برخوردار است كه مهم ترين آن ها عبارتند از: اشتران كوه و قله هاي برفگير آن, غار تمندر, غار بزنويد, غارهاي سفيد كوه در اطراف خرم آباد, غار منو در اطراف دورود, غارسراب سفيد در حوالي بروجرد, غار دوشه, غار زيباي كلماكره, درياچه زيباي گهر, تالاب هاي تنگ فني, درياچه مصنوعي كيو, رودخانه سيمره, آبشاربيشه, آبشار آب سفيد, آبشار افرينه,آبشار تاف, آبشار راوك, چشمه هاي سياب, تنگ قلعه, پايين گردنه آستان, ونايي, آب ارم, آب گرداب دارابي, آب اراز, اسل مساله بيك, چشمه كيمهان, چشمه قلقلي, قلعه فلك الافلاك, مناره آجري خرم آباد, گرداب سنگي خرم آباد, سنگ نوشته, پل شاپوري, مقبره زيد بن علي, درياچه كيو, آبشار نوژيان, امام زاده پير امام, امام زاده قاسم, مقبره شاه زاده ابراهيم, معبد سرخ دم لري, گنبد شاه محمد و تنگ ملاويو.

    صنايع و معادن - استان لرستان:

    صنايع استان لرستان را مي توان به دو دسته صنايع دستي و كارخانه اي تقسيم كرد. اين استان به واسطه تاريخ و تمدن كهن خود از دست ساخت هاي فلزي و برنزهاي مشهوري برخوردار است. دوره مفرغ را دوره طلايي و شكوفايي هنر و تمدن لرستان مي نامند زيرا صنعت كاران مفرغ در اين منطقه با استفاده از ساده ترين شيوه هاي صنعت ريخته گري, قالب سازي و تراشكاري, آثار و اشياي بسيار ارزشمند و هنرمندانه از خود به جاي گذاشته اند؛ به طوري كه اين آثار زينت بخش موزه هاي بزرگ جهان است. انواع مفرغ ها و آثار مكشوفه دراين استان شامل سلاح و جنگ افزار, قطعات زين و برگ اشياي زينتي, اشياي نذري و ظروف غذاخوري مي شوند. توسعه صنعتی استان لرستان در سال های گذشته، به علت سياست توجه به نقاط محروم و استقرار و ايجاد كارخانه های صنعتی متعدد روبه رشد است. از جمله صنايع راه اندازی شده می توان به صنايع ساختمانی، فلزی، سراميك، غذايی، پوشاك، شيميايی و صنايع دستی اشاره كرد. لرستان از لحاظ معادن طبيعی، استانی غنی به شمار می آيد. از اين جمله معادن می توان به سنگ تراورتن (در چگنی و كوهدشت)، مرمريت (در ازنا، اليگودرز و بروجرد)، فلدسپات، تالك و سيليس (در بروجرد و اليگودرز و ازنا)، سنگ گچ (در دورود و كوهدشت)، سنگ آهك (درخرم آباد و كوه دشت) و سرب و روی (در اليگودرز) اشاره کرد كه بخشی از آن ها مورد بهره برداری قرار گرفته است.

    کشاورزی و دام داری - استان لرستان:

    استان لرستان با توجه به برخورداری از هوای متنوع و رودهای پر آب و خاك آبرفتی حاصل خيز، استعدادی ويژه در كشت محصولات كشاورزی دارد. غلات، چغندر قند و حبوبات، مهم ترين فرآورده های كشاورزی آن محسوب می شوند. در نواحی جنوبی و پاره ای مناطق ديگر استان، محصولات گرمسيری نيز توليد می شود. بازده توليدات كشاورزی استان لرستان به دليل استفاده از روش های سنتی، به ويژه در زمين های ديم كوهستانی و پايكوهی، چندان چشم گير نيست. به جهت وجود مراتع سرسبز و غني دام داري و دام پروري در اين استان پررونق است و در تمام استان رواج كامل دارد. در نواحی مرطوب، پرورش گاو و در ميان عشاير و روستاهای خشك تر پرورش گوسفند، بز، مرغ، خروس، غاز، بوقلمون، مرغابی و ديگر طيور رايج است. عده ای از اهالی استان هم به پرورش و نگه داری زنبور و توليد عسل اشتغال دارند. درسال های اخير، برای افزايش بازدهی توان دام داری اين استان، در اطراف شهرهای آن، واحدهای مرغ داری و گاوداری صنعتی نيز تاسيس شده است.

    مشخصات جغرافيايي - استان لرستان:

    استان لرستان در باختر ايران واقع شده و از شمال به استان های مركزی و همدان، از جنوب به استان خوزستان، از خاور به استان اصفهان و از باختر به استان های كرمانشاه و ايلام محدود مي شود. اين استان از نظر جغرافيايی بين 46 درجه و 51 دقيقه تا 50 درجه و 3 دقيقه درازای خاوری و 32 درجه و 37 دقيقه تا 34 درجه و 22 دقيقه پهنای شمالی قرار گرفته است. پست ترين نقطه استان لرستان با ارتفاع 500 متر از سطح دريای آزاد در جنوبی ترين ناحيه آن واقع شده است و قله سن بران اشتران كوه با 4050 متر ارتفاع، بلندترين نقطه استان لرستان به حساب می آيد كه در شرق استان واقع شده است. استان لرستان دارای آب و هوای متنوعی است. در زمستان هنگامی كه در شمال استان برف و كولاك و سرمای شديد جريان دارد، قسمت های جنوبی آن از هوای مطبوع و بارانی برخوردار است. بررسی های اقليمی نشان می دهند كه خرم آباد زمستانی معتدل و تابستانی گرم دارد. بروجرد زمستانی سرد و تابستانی معتدل دارد. اليگودرز نيز زمستانی بسيار سرد و تابستانی معتدل دارد. ازنا, اليگودرز, بروجرد, پل دختر, خرم آباد, دلفان, دورود, سلسله و كوهدشت؛ شهرستان هاي استان لرستانند كه هريك دربرگيرنده شهرها و روستاهاي متعددي هستند. بر اساس سرشماري سراسري سال 1375 جمعيت اين استان 1656000 نفر برآورد شده است. راه هاي دست رسي به استان لرستان عبارتند از:

    - خط آهن تهران ـ اهواز که از شهرستان های ازنا و درود نيز می گذرد.

    ـ راه خرم آباد ـ بروجرد به سوی شمال خاوری به درازای 100 كيلومتر كه با ادامه راه به سوی شمال خاوری به درازای 203 كيلومتر به اراك و به درازای 500 كيلومتر به تهران پيوسته است. هم چنين خرم آباد از 60 كيلومتری همين راه از محلی بنام دو راهی، با راهی به درازای 37 كيلومتر به شهر اصفهان پيوسته است.

    ـ راه خرم آباد ـ اهواز به سمت جنوب به درازای 375 كيلومتر.

    ـ راه خرم آباد ـ الشتر به سوی شمال به درازای 53 كيلومتر. از 40 كيلومتری همين راه، راهی فرعی به هرسين می پيوندد و از اين طريق خرم آباد با راهی به درازای 180 كيلومتر به كرمانشاه پيوسته است.

    وجه تسميه و پيشينه تاريخي - استان لرستان:

    در هزاره سوم و چهارم پيش از ميلاد بعضی از اقوام مهاجر با تصرف سرزمين بين النهرين (ميان دو رود) در كوه های زاگرس اسكان يافتند. نام اين اقوام به استناد كتيبه های بابلی، آشوری، ايلامی و در آثار بر جای مانده از سارگن- پادشاه مقتدر آكد (2030 – 2048 ق . م) - «لولوبی»، «مانايی»، «كاسی»، «گوتی»، «نايدی»، «آمادا» و «پارسوا» ذکر شده است. تاريخ نگاران، در آريايی بودن لولوبی ها و مانايی ها ترديد دارند؛ اما شواهد تاريخی حاکی از آن است که كاسی ها در سال 1600 قبل از ميلاد در لرستان كنونی می زيسته اند و محدوده حكومتی آن ها از شمال و خاور لرستان تا اطراف همدان توسعه داشته است. اين قوم، در هزاره دوم پيش از ميلاد به قصد تصرف بابل دراين شهر نفوذ كردند و بعد از شکست اول از حمورابی (حاکم بابل)، بالاخره توانستند در بابل مستقر شده و دومين سلسله شاهان آن جا را تاسيس كنند. با انقراض اين سلسله نوپا (در هزاره دوم پيش از ميلاد) توسط دولت مقتدر ايلام، كاسی ها به سمت زاگرس عقب نشينی کردند و خراج گزار ايلام شدند. تا قبل از تسلط اسکندر مقدونی بر اين ناحيه، اين قوم مانند سدی در برابر توسعه طلبی آشوری ها، در مناطق خاوری مقاومت می كردند. بعد از مدتی، قدرت اين قوم كوه نشين به حدی رسيد كه شاهان سلسله هخامنشی هنگامی كه از مسير فارس به شوش يا از مسير بابل به اكباتان می گذشتند، هديه هايی برای ايلات كوهستانی بين راه می فرستادند تا مسير عبور آن ها را امن نگاه دارند.

    در دوره ساسانيان،‌ پشتكوه و پيشكوه را خاندان معروف هرمزان اداره می كردند. هرمزان، آخرين فرمان روای اين خاندان بود که با حمله اعراب در سال 16 هـ . ق به اسارت درآمد. اعراب پس از فتح «حلوان»، نواحی شمالی لرستان را گرفتند و چند سال بعد در سال 21 هـ . ق، توانستند نهاوند و قسمت جنوبی لرستان را نيز ضميمه محدوده حکومت خود کنند. سال بعد هنگامی که عمر مناطق تصرف شده را بين لشگريان کوفه و بصره تقسيم می کرد، لرستان ضميمه کوفه شده و از آن پس جزو ايالت جبال (عراق عجم) به حساب می آمد و تا ميانه سده چهارم هجری قمری، حكم ران اين منطقه از بغداد يا كوفه تعيين می شد. درهمين قرن، حسنويه كرد اين منطقه را به تصرف خود درآورد و خاندان او تا سال 500 هـ . ق بر لرستان تسلط داشتند.

    هم زمان با استيلای قوم مغول بر ايران، لرستان به دو قسمت لر بزرگ و لر كوچك تقسيم شد. هر يك از اين دو قسمت از پيش از استيلای مغول تا مدت زمانی پس از انقراض ايلخانان، امرای نيمه مستقل داشتند. اتابكان لر بزرگ از كردان شام بودند كه در اواسط قرن ششم هجری از راه آذربايجان رهسپار ايران شدند و در محدوده اشتران كوه و جلگه های شمالی آن سکونت کردند. آن ها تا نيمه اول قرن نهم هجری (500 – 827 هـ . ق) حكومت كردند و ايذج (مال امير) را- که خرابه های زيادی از آن باقی مانده- پايتخت خود قرار دادند. سلسله اتابکان با کشته شدن غياث الدين كاووس (آخرين اتابک) به دست سلطان ابراهيم منقرض شد. اما اتابكان لركوچك (580 – 1006 هـ. ق) با اين كه چندين امير معتبر داشتند و حكومتشان نيز طولانی تر بود، هيچ وقت اهميت و اعتبار لر بزرگ را پيدا نكردند. آن ها موقعيتشان را تا زمان صفويه حفظ كردند و حتی قلمرو حكومت خود را تا باختر كوه های پشتكوه توسعه دادند. در سال 1006 هـ . ق با كشته شدن شاهوری - آخرين فرد اين سلسله - به فرمان شاه عباس اول، اين سلسله نيز برافتاد و حكومت لرستان به حسين نامی محول شد. خاندان اين والی تا اوايل روی كار آمدن سلسله قاجار، بر لرستان حكومت كردند و حكومت پشتكوه را نيز زمانی حكام بروجرد و زمانی حكام شوشتر به عهده داشتند. اين استان هم اكنون يكي از مناطق آرام و امن جمهوري اسلامي ايران است.
    نقشه استان لرستان:

  9. #27
    اخراج شده

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    نوشته ها
    4,145
    تشکر
    1,209
    تشکر شده 5,363 بار در 1,879 پست

    پیش فرض پاسخ : <<<<<<تموم استان ها ایران((تاریخچه و...))+نقشه در این تاپیک>>>>>>

    ســ ــ ــ ــ ـتان کرمانشــ ــ ــــ ـــ ـاه+نقـ ـ ـشه

    استان کرمانشاه:

    مرکـــــز : کرمانشاه

    موقعیت : غرب ایران

    مجاورت : شمال: استان کردستان جنوب:استانهای لرستان و ایلام شرقاستان همدان ه غرب: کشور عراق

    آب و هوا: دارای چهار فصل در یک زمان است برای نمونه قصرشیرین دارای آب و هوای گرم و سنقر و پاوه دارای آب و هوای سرد و کرمانشاه دارای آب و هوای معتدل هستند. ارتفاع متوسط : 322/1 M دما: 14 º c

    وسعــــت: 24434 کیلومتر مربع

    جمعـیــت: بر اساس آمار سال ۱۳۸۵ خورشیدی ۱۸۷۹۳۸۵ نفر

    تقسیمات: 11 شهرستان، 19 شهر، 24 بخش، 83 دهستان و 2793 آبادی درسال75

    شهرستانها: اسلام آباد غرب - پاوه یا اورامانات - جوانرود - سرپل ذهاب - سنقر - صحنه - قصرشیرین - کرمانشاه/مرکز استان - کنگاور - گیلان غرب - هرسین

    موقعيت جغرافيايي – استان کرمانشاه:

    استان‌ كرمانشاه‌ با مساحتي‌ معادل 24434 كيلومتر مربع‌ در غرب‌ ايران‌ واقع‌ شده‌ است‌. براساس ‌آخرين‌ تقسيمات‌ اداري‌ و كشوري‌ در سال‌ 1385، شهرستان‌هاي‌ استان‌ كرمانشاه‌ عبارتند از: اسلام‌ آباد غرب‌ ، پاوه ‌، جوانرود ، سرپل‌ ذهاب ‌، سنقر، صحنه‌ ، قصرشيرين‌ ، كرمانشاه ‌، كنگاور، گيلان‌ غرب‌ و هرسين‌. اين‌ استان‌ ازشمال‌ به‌ استان‌ كردستان ‌، از جنوب‌ به‌ استان‌هاي‌ لرستان‌ و ايلام‌ ، از شرق‌ به‌ استان‌ همدان‌ و از غرب‌ به‌ كشورعراق‌ محدود شده‌ است. ‌استان‌ كرمانشاه‌ در سال‌ 1385، حدود 187***5 نفر جمعيّت‌ داشت‌ كه‌ از اين‌ تعداد 1255319 نفردرنقاط‌ شهري‌ و 618718 نفر در نقاط‌ روستايي‌ سكونت‌ داشته‌ و 5348‌ نفرغير ساكن‌ بودند. استان‌ كرمانشاه‌ مابين‌ فلات ‌ايران‌ و جلگه‌ بين‌ النهرين‌ در يك‌ ناحيه‌ كوهستاني‌ قرار دارد و سراسر آن‌ را قلل‌ و ارتفاعات‌ سلسله‌ جبال‌ زاگرس ‌فراگرفته‌ است‌. در بخش‌هايي‌ از دامنه‌هاي‌ كم‌شيب‌ و گسترده‌ اين‌ كوهستان‌ زمين‌هاي‌ كم‌ ارتفاع‌ و جلگه‌هاي ‌آبرفتي‌ به‌ وجود آمده‌ است‌.

    آب و هوا - استان کرمانشاه:

    استان‌ كرمانشاه‌ در معرض‌ جبهه‌هاي‌ مرطوب‌ مديترانه‌اي‌ قرار دارد كه‌ در برخورد با هواي‌ سرد ارتفاعات‌ زاگرس‌ ، به‌ برف‌ و باران‌ تبديل‌ مي‌شوند. در استان‌ كرمانشاه‌ چهار اقليم‌ متفاوت‌ قابل‌ تشخيص‌ است.

    ‌اوّل‌: (زمستان‌ ملايم‌ و تابستان‌ گرم‌ و خشك‌) كه‌ شهرستان‌هاي‌ قصرشيرين ‌، سرپل‌ ذهاب‌ و دهستان‌ ازگله‌ درجنوب‌ غربي‌ جوانرود را شامل‌ مي‌شود.

    دوّم‌: (زمستان‌ و تابستان‌ خنك) كه‌ شهرستان‌هاي‌ پاوه‌ و جوانرود و بخش‌ كرند از توابع‌ شهرستان‌ اسلام‌آباد غرب‌ را دربر مي‌گيرد.

    سوم‌: اقليم‌ (نيمه‌ خشك‌ و استپي‌ خنك) كه ‌شهرستان‌هاي‌ سنقر و دهستان‌ پشت‌ دربند از توابع‌ شهرستان‌ كرمانشاه‌ را در بر مي‌گيرد.

    چهارم‌: اقليم‌ (نيمه‌ خشك‌ و استپي‌ گرم‌) كه‌ شهرستان‌هاي‌ كنگاور، صحنه‌ و هرسين‌ را شامل‌ مي‌شود. به‌ طور كلي‌ استان‌ كرمانشاه‌ از نظر آب ‌و هوايي‌ به‌ دو منطقه‌ گرمسير (غرب‌) و سردسير در ساير نواحي‌ تقسيم‌ مي‌شود

    بادهاي‌ مهّم‌ استان‌ كرمانشاه‌ عبارتند از:

    (بادهاي‌ غربي‌) كه‌ رطوبت‌ نسبي‌ اقيانوس‌ اطلس‌ و مديترانه‌ را به‌ قلمرو اين‌ استان‌ منتقل‌ مي‌كند و موجب‌ بارندگي‌ مي‌شود. اين‌ باد بيشتر در فصل‌هاي‌ زمستان‌ و بهار مي‌وزد. (بادهاي‌ شمال‌) كه‌ در فصل‌ تابستان‌ مي‌وزند و در اعتدال‌ آب‌ و هواي‌ بخشي‌ از استان‌ و كاهش‌ گرماي‌ آن‌ مؤثراند و (باد سام‌ يا سموم‌) كه‌ تنها در منطقه‌ نوار مرزي‌ مي‌وزد و هواي‌ آن‌ را در تابستان‌ها بسيار گرم‌ و غير قابل‌ تحمل ‌مي‌سازد و زيان‌هاي‌ بسياري‌ به‌ بار مي‌آورد.

    تاريخ و فرهنگ – استان کرمانشاه:

    اقوام‌ مهاجر (گوتي‌ يا كاسي‌) در هزاره‌ سوم‌ و چهارم‌ قبل‌ از ميلاد در كوهساران‌ زاگرس‌ سكونت‌ داشتند و سرانجام‌ بين‌ النهرين‌ را تصرف‌ كردند. به‌ استناد كتيبه‌هاي‌ بابل ، آشور و عيلام ‌، طوايفي‌ به‌ نام‌هاي ‌لولوبي‌ ، گوتي ‌، فايري ‌، آمودا و پارسِوا نيز در دامنه‌هاي‌ زاگرس‌ ساكن‌ بوده‌اند. لولوبي‌ها يا لولوها اجداد لرها محسوب‌ مي‌شوند و در زمان‌هاي‌ گذشته‌ در ذهاب ‌، شهرزور و سليمانيه‌ زندگي‌ مي‌كرده‌اند. براي‌ نخستين‌ بار نام‌ ماد به‌ صورت‌ (آماده‌اي‌) در حملات‌ آشوريان‌ به‌ نواحي‌ كردستان‌ فعلي‌ ذكرگرديده‌ است‌. بنابراين‌ مي‌توان‌ دريافت‌ كه‌ از هزار سال‌ قبل‌ از ميلاد قوم‌ ماد در دامنه‌هاي‌ زاگرس‌ سكونت‌ داشته‌ است‌. غير از مادها ، دو طايفه‌ ديگر به‌ نام‌ پارس‌ها و كردها نيز در شمار ساكنان‌ دامنه‌هاي‌ زاگرس‌ ذكر شده‌ است‌. ساخت‌ شهر كرمانشاه‌ به‌ بهرام‌ ، شاه‌ ساساني‌ منسوب‌ است‌ كه‌ در روزگار پدر فرمانروايي‌ ايالت‌ كرمان‌ را داشت‌ و بدين‌ جهت‌ به‌ (كرمانشاه‌) لقب‌ يافته‌ بود. كرمانشاه‌ پس‌ از شكست‌ ايرانيان‌ در نهاوند به‌ تصرف‌ عرب‌ها درآمد. درقرن‌ چهارم‌ هجري‌ قمري‌ سلسله‌ كوچكي‌ از اكراد به‌ نام‌ حسنويه‌ در ولايت‌ غرب‌ استقلال‌ يافتند. مؤسس‌ اين‌سلسله ‌، نزديك‌ 50 سال‌ حكمفرمايي‌ كرد و قلعه‌ بزرگ‌ سرماج‌ را در مجاورت‌ دينور به‌ عنوان‌ مقر و محل‌ دفاين‌ و نفايس‌ خود قرار داد. در سال‌ 441 هجري قمري سلطان‌ طغرل‌ سلجوقي‌ صد هزار سپاهي‌ به‌ تسخير قلعه‌ سرماج‌ فرستاد و پس‌ از 4 سال‌ آن‌ را تسخير كرد. در دوره‌ سلجوقيان ‌، كرمانشاه‌ شهري‌ آباد بود و خليفه‌ عباسي‌ براي‌ مقابله‌ با مسعود سلجوقي‌ بدين‌ شهر لشكر كشيد.

    در دوره‌ مغول‌ و در حمله‌ هلاكو به‌ بغداد ، اين‌ شهر آسيب‌ فراوان‌ ديد. اين‌ منطقه‌ در دوره‌ تيموريان ‌، در شمار بلاد همدان‌ به‌ شمار مي‌آمد و در قرون‌ نهم‌ و دهم‌ هجري قمري ‌، بارها مورد تهاجم‌ عثماني‌ها قرار گرفت‌. به‌ گفته‌ سياحان‌ خارجي‌ ، در روزگار صفويه ‌، كرمانشاه‌ شهري‌ پرنعمت‌ و آباد بود وكاروانسراها و پل‌هاي‌ متعدد داشت‌. خاصه‌ آن‌ كه‌ به‌ علّت‌ علاقه‌ شديد صفويه‌ به‌ اماكن‌ متبركه‌ و اهميّت‌ ارتباطي ‌آن‌ با كربلا و نجف‌ ، اين‌ شهر رونق‌ فراوان‌ يافت‌. در زمان‌ حكومت‌ نادر ، قلعه‌ قديمي‌ شهر ويران‌ و قلعه‌اي‌ ديگرساخته‌ شد. كريمخان‌ زند ، كرمانشاه‌ را تصرف‌ كرد و بالاخره‌ كرمانشاه‌ در عهد قاجار مركز ولايات‌ غرب‌ و والي‌ نشين‌ شد. محمّد علي‌ ميرزاي‌ دولتشاه ‌، فرزند فتحعليشاه‌ ، براي‌ مقابله‌ با عثمانيها در شهر كرمانشاه‌ استقرار گرفت‌. مردم‌ استان‌ كرمانشاه‌ همانند ديگر شهرهاي‌ ايران‌ ، در جنبش‌ مشروطيت ‌، نقش‌ فعالي‌ داشتند.

    كرمانشاه‌ درجنگهاي‌ جهاني‌ اوّل‌ و دوم‌ به‌ تصرف‌ قواي‌ بيگانه‌ درآمد. كرمانشاه‌ امروزي‌ استاني‌ آباد است‌ و مركز آن‌ شهركرمانشاه‌ مي‌باشد. استان‌ كرمانشاه‌ از مناطق‌ كردنشين‌ سرزمين‌ ايران‌ است‌. زبان‌ كردي‌ از خويشاوندان‌ نسبي‌ زبان‌ فارسي‌ است‌ و مشابهت‌هاي‌ فراوان‌ با قواعد دستوري‌ و ديگر خصوصيات‌ زبان‌ فارسي‌ دارد. زبان‌ كردي‌ گويش‌هاي‌ متفاوتي ‌دارد كه‌ از مهّمترين‌ آن‌ها مي‌توان‌ به‌ گويش‌هاي‌ كلهري ‌، اورامي ‌، سوراني‌ (جافي‌) ، لكي‌ و گويش‌ فارسي‌ اشاره‌ كرد. نژاد مردم‌ استان‌ كرمانشاه‌ آريايي‌ است‌. بر بستر خصوصيات‌ قومي ‌، نژادي ‌، زباني‌ و باورهاي‌ مذهبي‌ مردم ‌كرمانشاه‌ نظام‌ فرهنگي‌ مردم‌ استان‌ شكل‌ گرفته‌ و شاعران‌ و نويسندگان‌ مشهوري‌ از آن‌ برخواسته‌اند.

    صنايع دستي و سوغاتي ها – استان کرمانشاه:

    كرمانشاه‌ از دير باز يكي‌ از: مركز صنايع‌ دستي‌ ايران‌ بوده‌ است‌ اهم‌ صنايع‌ دستي ‌سوغاتي‌هاي‌ استان‌ كه‌ عمدتاً توسط‌ عشاير روستائيان‌ توليد مي‌شود، عبارتند از: قالي ‌، گليم‌ و جاجيم‌ ، جولاريسي ‌، موج ‌، چيغ ‌، وسايل‌ سنتي‌ آشپزخانه‌ و لوازم‌ چوبي‌ ، گيوه‌ و كفش‌ ، قلمزني ‌، حكاكي ‌، شيشه‌ گري ‌، حجاري ‌، فلز كاري ‌، نمد مالي ‌، چرم‌ سازي‌ و شيريني‌ كاك‌.

    غذاهاي محلي – استان کرمانشاه:

    در مناطق‌ شهري‌ ، روستايي‌ و در بين‌ عشاير استان‌ كرمانشاه‌ انواع‌ مختلفي‌ از غذاهاي‌ محلي‌ تهيّه ‌مي‌گردد كه‌ از آن‌ جمله‌ مي‌توان‌ به‌ انواع‌ آش‌ (آش‌ عباسعلي ‌، آشواسَلي‌ و آش‌ ماست‌) ، كوفته‌ برنجي‌ ، خام‌ كو (تپله‌) ، شامي‌ كباب ‌، شيرداغ ‌، شير برنج‌ ، زرد آلورون ‌، تماتاو، شي‌ريه‌ژ، كشكك ‌، چنگال ‌، خورشت‌ خلال‌ بادام ‌، حليم‌گوشت‌ ، قورمه ‌، دوغ‌ محلي ‌، نان‌ ساحن ‌، خوراك‌ گوجه ‌فرنگي ‌، خوراك‌دل‌ و جگر و ده‌ها نوع‌ خورشت‌ و چاشت‌ ديگراشاره‌ نمود.

    رقص و موسيقي محلي – استان کرمانشاه:

    موسيقي‌ كردي‌ ، ابتدا منحصراً رزمي‌ و حماسي‌ بوده‌ است‌. بيت‌ خوان‌ها قديمي‌ترين‌ نواسازان‌ كردستان‌ غالباً بي‌ سواد بوده‌اند كه‌ از قرن‌ها پيش‌ تاكنون‌ داستان‌هاي‌ پهلواني‌ و رزمي‌ را به‌ شعر و تصنيف‌ تبديل‌ مي‌كرده‌ و با دهل‌ و سرنا مي‌نواخته‌اند. بعدها نواها ، ريتم‌ها و آهنگ‌هاي‌ بزمي‌ نيز وارد موسيقي‌ كردي‌ شده‌ است‌. انواع‌ سازهاي‌ كردي‌ در كرمانشاه‌ عبارتند از:

    *دهل ‌، سرنا و دوني‌: ‌ سازهايي‌ هستند که معمولاً در مراسم‌ عروسي‌ و عزا به‌ كار مي‌روند. صداي‌ اين‌ سازها هم‌ رقصنده‌ها را رهبري‌ مي‌كند و هم‌ در مراسم‌ سوگواري‌ مشهور (چمري‌) نواخته‌ مي‌شود. نوازندگان‌ عموماً كولي‌ها هستند كه‌ به‌ (قره‌چي‌) و (خراط‌) نيزمعروفند.

    *طبل ‌، شمشال‌ (بلور) و دف‌: نيز كه‌ توسط‌ كولي‌ها ساخته‌ مي‌شود. در مردم‌ حماسي‌ (رزمي‌) عرفاني‌ و طبي‌ مورد استفاده‌ قرار مي‌گيرند. امروز در هر روستاي‌ كردنشين‌ ايران‌ دست‌ كم‌ يك‌ گروه‌ موسيقي‌ وجود دارد. نوازنده‌ها و خواننده‌هاي‌ منطقه‌ ، تنها در صورتي‌ مي‌خوانند و مي‌نوازند كه‌ بتوانند (جذبه‌ روحاني‌) را درشنونده‌هاي‌ خود ايجاد كنند. تنبور نيز سازي‌ مقدس‌ است‌ كه‌ شايد هزاره‌هاي‌ عمر خود را پشت‌ سر گذاشته ‌است‌. نواختن‌ اين‌ ساز در بين‌ علويان‌ كوهپايه‌هاي‌ زاگرس‌ عموميت‌ دارد و بزرگان‌ و مراشد اين‌ نواحي ‌، كلاً از آن‌ آگاهي‌ دارند. رقص‌ كردي‌ تمرين‌ آميخته‌ به‌ تفريح‌ هست‌. در تمام‌ ريتم‌هاي‌ رقص‌ كردي‌ حالتي‌ از هم‌ داستاني‌ ويگانگي‌ و بدن‌ سازي‌ وجود دارد. در بيشتر رقص‌هاي‌ كردي ‌، دسته‌هاي‌ رقصندگان‌ در هم‌ گره‌ مي‌خورد و گام‌ آنها همواره‌ در يك‌ مسير حركت‌ مي‌كند و چنان‌ متوازي‌ است‌ كه‌ به‌ رژه‌ نظامي‌ شبيه‌ است‌. رقص‌هاي‌ معروف‌ كردي‌عبارتند از: گريانه‌ ، برودوا ، چپي‌ ، سه‌ پَرسه‌جار سه‌پا و فتَاح‌پاشايي‌.

    مسافرت و اقامت – استان کرمانشاه:

    اكثر شهرهاي‌ استان‌ كرمانشاه‌ از نظر راه‌هاي‌ ارتباطي‌ ، مخابرات‌ و خدمات‌ درماني‌ تجهيز شده‌اند و مردم‌ آن‌ با صنعت‌ جهانگردي‌ آشنايي‌ دارند. كرمانشاه‌ انواع‌ هتل‌ و امكانات‌ اقامتي‌ دارد. سفر در شهرهاي‌ استان‌ بسيار سهل‌ و آسان‌ است ‌، فرودگاه‌ بين‌ المللي‌ كرمانشاه‌ و مرز خسروي‌ دو مركز عمده‌ ورود و خروج‌ مسافرخارجي‌ است.

    مکان های دیدنی و تاریخی - استان کرمانشاه:

    استان کرمانشاه داراي مکان هاي تاريخي و ديدني بسياري است که شامل جاذبه هاي طبيعي و تاريخي متعدد مي شوند. استان چشمه ها، سراب ها و غارهاي متعدد چون: چشمه آب گرم، تنگ حمام، چشمه عبدي، چشمه هندي آباد، چشمه صيفور، سراب نيلوفر، سراب ياوري، سراب طاق روسان، سراب هاي خفر، سراب نوژي وران، سراب قنبر، غار شهربانو، غار هاي عسل، مرد و زان و غار انار در ارتفاعات بيستون، غار قوري قلعه در جنگل هاي اورامانات، غاركاوات، غارپروا، غارآسنگران، غارتايله نو، غاررتيل، غار كليسا، غار ميراوي، غار نوروزخان، غار جوجو، غار حاجي، غارهاي آوه زا و كبوتر، غار سيد شهاب و.... را در خود جاي داده است که هر يک از آن ها از جذابيت هاي خاص خود برخوردار است.

    مکان هاي تاريخي و باستاني نيز از ديگر جاذبه هاي استان کرمانشاه به شمار مي رود که آتشكده چهارقاپو، بقعه امام زاده هاي متعدد، مسجد هاي بزرگ و با ارزش معماري چون مسجد جامع، قلعه هاي قديمي و متعدد چون قلعه بيستون، قلعه هژبر، قلعه مروان، قلعه شاهين، قلعه گه، قلعه خاموش، قلعه بزه رود، قلعه ساري اصلان، قلعه هرسين، قلعه منيژه، قلعه گبري، قلعه ژيان و زيارتگاه هايي چون: زيارتگاه شوقي علمي، زيارتگاه تخت تيمور، شاه زاده محمد ابراهيم، شهرهاي باستاني و قديمي چون شهر چمچال، کاروان سراهاي متعدد به همراه کم نظيرترين کتيبه ها و نقش هاي باستاني تنها بخشي از اين ديدني ها را تشکيل مي دهند که در نقاط مختلف استان پراکنده شده اند و گردشگرا ن را به سوي خود مي خوانند.

    صنايع و معادن - استان کرمانشاه:

    صنايع استان نيز به دو گروه صنايع دستي و ماشيني تقسيم مي شود . كرمانشاه از ديرباز به سبب موقعيت خاص جغرافيايي و نيازاهالي به لوازم و مواد اوليه زيستي مركز صنايع دستي بوده است و در بين مردم بومي افراد مستعد و ماهر در هر رشته پرورش يافته اند. از سوي ديگر شيوه معيشت عشايري استان زمينه هاي مساعدي را جهت گسترش صنايع دستي فراهم نموده است صنايع دستي اين استان مشتمل بر قالي، گليم، جاجيم و انواع گيوه است. بزرگ ترين صنعت كارخانه اي استان كرمانشاه تصفيه خانه نفت است كه كارخانه آن در كنار رود قره سو ساخته شده است. قديمي ترين كارخانه صنايع غذايي استان کرمانشاه، كارخانه قند اسلام آباد است. عمده ترين معادن اين استان نيز عبارتند از: آهن، سرب، گوگرد، آلوميت، كوارتزيت و …

    کشاورزی و دام داری - استان کرمانشاه:

    در استان كرمانشاه به علت شرايط آب و هوايي مناسب محصولات كشاورزي متعددي از قبيل : گندم، جو، چغندر قند، برنج، صيفي، سبزي و ميوه هايي چون : گردو، بادام، انار، سيب، مركبات و خرما توليد مي شود . ازآن جا که بيش تر ساكنين اين استان از گذشته هاي دورزندگي كوچ نشيني توأم با معيشتي بر اساس دام داري داشته اند، اين استان از مناطق عمده ايران در امر دام پروري به شمار مي آيد. هم چنين مرغ داري، زنبورداري و صيد ماهي نيز در کنار کشاورزي و دام داري رايج اسا و معمولاً گوشت مرغ و ماهي و عسل مورد نياز مردم در استان توليد مي شود.

    وجه تسميه و پيشينه تاريخي - استان کرمانشاه:

    نام كرمانشاه به بهرام شاه ساساني منسوب است كه در روزگار پدرش، فرمان روايي ايالات كرمان را داشت و بدين جهت به كرمانشاه لقب يافت. محدوده استان كرمانشاه، از هزاره هاي قبل از ميلاد؛ محل سکونت اقوام مختلف بوده است. درآثار سارگن – شاه اكو كه از سال 2048 تا 2030 قبل از ميلاد بر جنوب بين النهرين فرمان رانده از مردم زاگرس به عنوان « آريزان يا نخسي » ياد شده است. به استناد كتيبه هاي بابل، آشور و عيلام ساكنان دامنه هاي زاگرس طوايفي به نام هاي لولوبي، گوشي، هانائي، فايري، آموا و پارسوا بوده اند. در خصوص اصل و نژاد اين طوايف، نظرات متضادي ابراز شده است. طوايف آمادا و پارسوا آريايي و طوايف گوتي و كاسي نيز به احتمال زياد آريايي بوده اند، اما در آريايي بودن لولوبي ها و مانايي ها ترديد وجود دارد. لولوبي ها يا لولوها اجداد لرها، در گذشته دور در ذهاب كرمانشاه، شهر باستاني زور و سليمانيه زندگي مي كرده اند .

    نام ماد براي نخستين بار به صورت « آماده اي » در جملات آشوريان به نواحي كردستان فعلي اتلاق شده است. بنابراين مي توان دريافت كه از هزار سال قبل از ميلاد قوم ماد در دامنه هاي زاگرس سكونت داشته اند. در روزگار ساسانيان، نواحي غرب و مخصوصا كرمانشاه مورد توجه شهرياران ساساني بوده و به علت نزديكي با تيسفون ( پايتخت ) ايام تابستان ( ييلاق ) را در آن مي گذرانده اند. قباد اول و خسرو اول ( انوشيروان ) ساساني نيز به اين ناحيه توجهي خاص داشته اند. در اخبار مورخان اسلامي به كرات آمده است كه خسرو اول انوشيروان در نواحي طاق بستان، قصرهايي ساخته كه در آن ها از بزرگان چيني، هندي، و قيصر روم و ديگر حكم رانان پذيرايي مي كرده است. خسرو دوم ملقب به پرويز نيز در اين منطقه باغ هاي زيبا ساخته بود كه درآن قصرها و عمارت هاي باشكوه وجود داشته است. عمران و آباداني جدي و پيوسته اين ناحيه وبه ويژه شهر كرمانشاه از دوران قاجار آغاز شده است. اين منطقه هم اکنون يکي از مناطق آباد، آرام و باصفاي ايران است که يادگارهاي بسيار زيادي از تاريخ گذشته را در خود جاي داده است.

    مشخصات جغرافيايي - استان کرمانشاه:

    استان كرمانشاه درميانه ضلع باختري ايران بين 33 درجه و 36 دقيقه تا 35 درجه و 15 دقيقه پهناي شمالي و 45 و 24 دقيقه تا 48 درجه و 30 دقيقه درازاي خاوري از نصف النهار گرينويچ قرار گرفته است. اين استان از شمال به استان كردستان از جنوب به استان هاي لرستان و ايلام از خاور به استان هاي همدان و از باختر به كشورعراق محدود شده است. استان كرمانشاه ناحيه اي كوهستاني است كه مابين فلات ايران و جلگه بين النهرين قرار گرفته و سراسر آن را قله ها و ارتفاعات رشته کوه هاي زاگرس پوشانده است. استان كرمانشاه در معرض جبهه هاي مرطوب مديترانه اي قرار دارد كه در برخورد با ارتفاعات زاگرس، موجبات ريزش برف و باران را فراهم مي سازد. راه هاي دسترسي به اين استان عبارتند از:

    - مسير تهران – خسروي كه از كرمانشاه عبور مي كند.

    - مسير جلفا – بندر امام به طول 1421 كيلومتر كه در 744 كيلومتري از كرمانشاه عبور مي كند.

    - مسير تهران – سنندج كه در فاصله 520 كيلومتري از كرمانشاه عبور مي كند.
    نقشه استان کرمانشاه:

  10. #28
    اخراج شده

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    نوشته ها
    4,145
    تشکر
    1,209
    تشکر شده 5,363 بار در 1,879 پست

    پیش فرض پاسخ : <<<<<<تموم استان ها ایران((تاریخچه و...))+نقشه در این تاپیک>>>>>>

    اســ ــ ــ ــ ـتان آذربایجان شرقی+نقـ ـ ـشه

    آذربایجان شرقی
    مجاورت : این استان از شمال با کشورهای آذربایجان و ارمنستان و ایالت خودمختار نخجوان از جنوب با زنجان و آذربایجان غربی از شرق با استان اردبیل و از غرب با آذربایجان غربی همسایه است.

    آب و هوا: آب و هوای این استان سرد و خشک است.

    وسعــــت: مساحت این استان ۴۶۹۳۰ کیلومتر است.

    جمعـیــت: بر اساس سرشماری آمار و نفوس سال ۱۳۸۵ خورشیدی ۳۶۰۳۴۵۶ نفر می باشد.

    تقسیمات: بر اساس تقسیمان کشوری این استان ۱۹ شهرستان، ۴۲ شهر، ۳۸ بخش، ۱۳۳ دهستان و ۳۱۴۹ آبادی دارد.

    شهرستانها: آذرشهر - اسکو - اهر یا ارسباران - بستان آباد - بناب - تبریز/مرکز استان - جلفا - سراب - شبستر - کلیبر - مراغه - مرند - ملکان - میانه - هریس - هشترود- گالری تصاویر

    موقعيت جغرافيايي – استان آذربايجان شرقي:

    استان آذربايجان شرقي با ۴۶۹۳۰ کيلومتر مربع وسعت در گوشه شمال غربي ايران قرار دارد. براساس آخرين تقسيمات سياسي واداري درسال ۱۳۸۵ خورشیدی شهرستانهاي استان آذربايجان شرقي عبارت اند از: اهر، بستان آباد، بناب ، تبريز، سراب، شبستر، کليبر، مراغه، مرند، ميانه، هريس، هشترود و جلفا. شهر تاريخي تبريز، مرکز سياسي – اداري وتجاري استان مي باشد . اين استان با جمهوري هاي آذربايجان ، ارمنستان ونخجوان مرز مشترک دارد . شهرمرزي جلفا ازطريق خط آهن نخجوان ، ايروان و تفليس به جمهوري اکراين و بنادر درياي سياه وصل مي شود. استان آذربايجان شرقي ازطريق شبکه راههاي گسترده زميني وهوايي با سراسر ايران و بيشتر کشورهاي جهان مرتبط است. اين استان در سال ۱۳۸۵ خورشیدی حدود ۳۶۰۳۴۵۶ هزار نفر جمعيت داشت که ۲۴۰۲۵۳۹ نفر آن شهرنشين و ۱۲۰۰۹۱۷ نفر آن روستا نشين وعشاير بوده اند. شهر تبريز با بيش از يک ميليون و پانصد و بيست و نه هزار و سيصد و دوازده نفر يکي از پرجمعيت ترين شهرهاي ايران واستان آذربايجان شرقي است .

    استان آذربايجان شرقي ويژگيهاي زمين شناختي و توپوگرافيکي جالب توجهي دارد . قله سهند با ۳۷۲۲ متر بلندترين نقطه آن است ودر جنوب تبريز واقع شده است . پست ترين ناحيه استان نيز با ۱۲۲۰ متر در حوالي درياچه اروميه قرار دارد. ارتفاعات اين استان در سه ناحيه شمالي(کوههاي قره داغ) ، مرکزي(سهند وبزقوش) وکوههاي جنوبي (قافلانکوه) کشيده شده اند.

    آب وهوا – استان آذربايجان شرقي:

    آب وهواي استان آذربايجان شرقي بطور کلي سرد وخشک است. موقعيت جغرافيايي وفضاي کوهستاني آن از عوامل برودت وسردي در نواحي کوهستاني ، اثرات ملايم کننده بخارهاي درياي مازندران و ارتفاع اندک از عوامل اعتدال آب وهواي نواحي پست است. متوسط درجه حرارت از ۹/۸ درجه در تبريز تا ۲/۲۰ درجه سانتيگراد در مراغه متغير است. ميانگين حداقل درجه حرارت در زمستانها به ۱- درجه سانتيگراد مي رسد وبا توجه به تغييرات هوا ودرجه حرارت ، بهترين فصل و ايام مسافرت به استان آذربايجان شرقي ، بهار وتابستان مي باشد.

    تاريخ وفرهنگ – استان آذربايجان شرقي:

    استان آذربايجان شرقي بخشي از سرزمين کهنسال ايران است که در زمان تسلط اسکندر مقدوني بر ايران( سال ۳۳۱ پيش ازميلاد ) سردار آن به نام آتورپات که شهربان ماد کوچک بود ، در اين سرزمين قيام کرد و قسمتي از ماد کوچک را که همان آذربايجان است ، متصرف شد. ازآن پس اين منطقه آتورياتکان ناميده شد. اين منطقه سپس به اسامي مختلف از قبيل آذرآبادگان ، آذربادگان وآذربايجان ناميده شده است. اکثر مورخين آذربايجان را محل ولادت زرتشت دانسته وتولد اورا به منطقه اروميه وشهر کنزک در حدود درياچه چيچست (اروميه) نسبت داده اند اين استان در طول بيش از هزاران سال شاهد حوادث بي شمار تاريخي ، سياسي واجتماعي بوده و طي همين دوره جلوه هاي ويژه اي از تمدن کهنسال راپديد آورده که امروزه براي جهانگردان بسيار جالب توجه است . استان آذربايجان شرقي ازنظر فرهنگي نيز يکي از مناطق ويژه ايران است که مجموعه اي از سنن ديرين وباستاني را پديد آورده است . عمده ترين ويژگي فرهنگ مردم آذربايجان زبان و فولکلور آن است که به نحوي با مراسم وسنن بر جسته مردم درآميخته است. زبا ن مردم اين استان ترکي آذري است. اين زبان در آذربايجان ايران وآن سوي ارس و ساير نقاط ترک زبان ايران – به جز ترکمانان از قرن ها پيش زبان گفتگوي مردم آذري زبان بوده است. اين استان مهد دانشمندان ، عرفا ، شعرا و مشاهير زيادي همچون مولانا بابا مزيد ، خواجه عبدالرحيم اژآبادي ، شيخ حسن بلغاري ، عبدالقادرنخجواني ، مولانا احمد هراتي ، همام تبريزي ، خاقاني شيرواني ، اسدي طوسي ، ابوالعلاء فلکي ، ظهير الدين فاريابي ، انوري ابيوردي ، قطران تبريزي ، شيخ محمد خياباني ، ستارخان وباقرخان و ... بوده است واز مشاهير متاخر آن ميتوان ازاستاد محمد حسين شهريار چهره تابناک شعر وادب ايران وآذربايجان ياد کرد.

    مکان های دیدنی و تاریخی – استان آذربايجان شرقي:

    استان آذربايجان شرقی داراي مكان هاي ديدني و تاريخي با ارزش جهانگردي زيادي است. وضعيت زمين شناسی و توپوگرافی منطقه باعث ايجاد کوهستان های آتشفشانی سهند و سبلان، غارها، دره ها، دشت ها، گردنه های متعدد با چشم اندازهای زيبا و ارتفاعاتی چون کيامکی، بزغوش و... شده است. چشمه های آب معدنی رودخانه ها، آبشارها، درياچه ها، تالاب ها، جزاير، بنادر و سدها در شهرستان های مختلف استان از جمله جاذبه های طبيعی به شمار می آيند. سابقه کهن فرهنگی و تاريخی استان باعث ايجاد اماکن تاريخی و فرهنگی بسياری در منطقه شده است. مسجد کبود يکی از مسجدهاي قديمی استان است که همه آن ها از مکان های تاريخی و ديدنی به شمار می روند. ديگر بناهای ديدنی استان عبارتند از: ساختمان امام زاده ها، کليساها، بقعه ها، خانقاه ها، خانه ها، عمارت های قديمی مانند عمارت ائل گلی، خانه مشروطيت، بازارها، راسته ها، تيمچه ها که اغلب در سفرنامه سياحان از آن ها نام برده شده است، تپه های باستانی که قدمت برخی از آن ها به هزاره های پيش از ميلاد می رسد، شهرها و دهستان های تاريخی و قديمی مانند روستای کندوان، قلعه های تاريخی مانند قلعه بابک، پل های تاريخی، گورستان های قديمی، قبور شعرا، عرفا و سياست مداران که تمامی آن ها جزو مناطق ديدنی استان به شمارمی آيند. اين جاذبه های طبيعی و تاريخی در تمام شهرستان ها ی استان آذربايجان شرقی پراکنده هستند و مجموع آن ها جذابيت خاصی به اين استان بخشيده است.

    صنايع و معادن – استان آذربايجان شرقي:

    صنايع استان آذربايجان شرقي به دو دسته صنعتي و سنتي تقسيم مي شود. اين استان به لحاظ ساختار اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، يکی از كانون های مهم صنايع دستی ايران به شمار می آيد. آذربايجان شرقی يكی از قطب های مهم صنعتی كشوراست و استقرار صنايع بزرگی چون ماشين سازی و تراكتور سازی سبب شده است كه اين كانون مهم از اهميت ويژه ای برخوردار شود. تعداد زيادی کارخانه های ماشين سازی در انواع مختلف، پارچه بافی, نساجی و وجود پالايش گاه تبريز به رونق صنايع اين منطقه کمک شاياني کرده اند. درمناطق شهری استان؛ با وجود توسعه صنعتی، بخش خدمات نسبت به ساير بخش ها از رونق بيش تری برخوردار است و در مناطق روستايی استان؛ وجه غالب با بخش كشاورزی و صنايع دستي است. آذربايجان شرقی هم چنين دارای معادن متعددی است كه از آن جمله می توان به معادن شن و ماسه، سنگ های ساختمانی و تزيينی، نمک، خاک نسوز، پوكه، كائولن، زغال سنگ، دياتوميت و پوليت اشاره كرد.

    کشاورزی و دام داری – استان آذربايجان شرقي:

    شرايط آب و هوايی، ويژه گی های خاك و فراوانی آب آذربايجان شرقی را به منطقه ای مناسب و مستعد برای كشاورزی و زراعت تبديل كرده است. در اين سرزمين وسيع، محصولاتی نظير گندم، جو، برنج، حبوبات، سبزی جات، صيفی جات، نباتات صنعتی، محصولات علوفه ای، انواع محصولات باغی، پياز، سيب زمينی و خشك بار به دست می آيد كه برخی از آن ها به خارج از منطقه و كشور نيز صادر می شود. شرايط طبيعی و اقليمی خاص استان و وجود مراتع نسبتا غنی و چمن زارهای سرسبز و خرم، موقعيت مناسبی برای پرورش زنبور عسل و دام پروری فراهم كرده است. از اين رو، اين استان يكی از مناطق مستعد دام پروری ايران نيز به شمار می رود. از سوي ديگر، فعاليت دام داری عشاير منطقه نيز اهميت و موقعيت اقتصاد دامی استان را دو چندان ساخته است. علاوه بر دام داری سنتی، دام داری نيمه صنعتی نيز كه بيش تر در اطراف شهرهای بزرگ، با استفاده از دام های اصيل داير شده، از اهميت خاص در زمينه توليد شير برخوردار است. پرورش طيور نيز به شكل گسترده ای به سه روش صنعتی، نيمه صنعتی و سنتی انجام می شود.

    وجه تسميه و پيشينه تاريخي – استان آذربايجان شرقي:

    آذربايجان را با توجه به پيشينه تاريخی کهن اش، در زبان های مختلف به نام های گوناگون کمابيش مشابهی ناميده اند. درفارسی ميانه «آتورپاتكان»‌، در آثار كهن فارسی «‌آذربادگان»‌ يا «‌آذربايگان»، و در فارسی كنونی «آذربايجان» ناميده شده است. هم چنين در يونانی «آتروپاتنه»‌، در بيزانسی «آذربيگانون»، در ارمنی «آتراپاتاكان»، در سريانی «آذربايغان»‌ و در عربی «آذربيجان»‌ گفته اند. تاريخ باستانی آذربايجان با تاريخ قوم «ماد» درآميخته است. قوم ماد پس از مهاجرت به ايران آرام آرام قسمت های غربی ايران از جمله آذربايجان را تصرف كرد. مقارن اين ايام دولت هايی در اطراف آذربايجان وجود داشت كه از آن جمله می توان به دولت «آشور» در شمال بين النهرين، دولت «هيئتی» در آسيای صغير، دولت «اورارتو» در نواحی شمال و شمال غرب، اقوام «كادوسی» در شرق و «كاسی» ها در حوالی كوه های زاگرس اشاره كرد. بعد از تاسيس دولت ماد، آذربايجان به ماد كوچك (درمقابل ماد بزرگ) ‌معروف شد و مشتمل بر شهرهای قديمی همدان، ری، ‌اصفهان و كرمانشاه بود. به عبارت ديگر ولاياتی كه در قرون اوليه اسلامی به ناحيه‌ جبال و بعدها به عراق عجم معروف بودند را در بر می گرفت. بعد از حمله اسكندر مقدونی به ايران، ‌سرداری به نام «آتورپات» در آذربايگان از اشغال آن توسط يونانيان ممانعت به عمل آورد. از آن به بعد اين سرزمين به نام آتورپاتكان معروف شد. آتورپات به پادشاهی رسيد و آن ناحيه را مستقل اعلام نمود.

    در طول دوره‌ حكومت سلوكی ها، ناحيه آتورپاتكان هم چنان مستقل ماند و يونانيان و جانشينان اسكندر نتوانستند آداب و رسوم و تمدن يونانی را در آن محل اشاعه دهند. آذربايجان در اين زمان پناهگاه زردشتيان و تكيه گاه فرهنگ ايرانی در مقابل فرهنگ يونانی شد. حكومت جانشينان آتورپات در آذربايجان در زمان اشكانيان نيز ادامه يافت و اين منطقه توانست كماكان استقلال خود را حفظ كند. اردشير بابكان - مؤسس سلسله ساسانی - با استيلا برحكم رانان آذربايجان اين منطقه را در زمره امپراتوری بزرگ ساسانی در آورد. در دوره ساسانی معمولاً‌ يكی از مرزبانان را به حكومت آذربايجان می گماردند. در اواخر آن دوره حكومت آذربايجان در دست خاندان «فرخ هرمزد»‌ بوده پايتخت آن «شيز»‌ يا «‌گنزب»‌ نام داشت كه مطابق با ويرانه های ليلان در جنوب خاوري درياچه اروميه گزارش شده است.

    پس از فتح آذربايجان به دست اعراب، قبايل عرب از بصره، كوفه، شام و يمن برای سكونت به آنجا روی آورده با خريد زمين های وسيع، ‌‌كشاورزی را گسترش داده و افراد بومی را رعيت خود ساختند. امرای عرب برای حفظ زمين ها و احتمالاً‌ رعايای مسلمان خود، از حملات ديگر مردم آذربايجان كه به اسلام نگرويده بودند، باروهايی در اطراف املاک وسيع خود می كشيدند كه به تدريج داخل اين باروها به صورت شهرهای نسبتاً‌ مهم درآمد. در سال ۱٩٨ هجری قمری بابك خرم دين با استفاده از ضعف خلافت مرکزی مأمون - خليفه عباسی که درخراسان به سر می برد - ؛ قيام کرده قسمت های مهمی از شمال شرقی آذربايجان را دراختيار گرفت. از اين پس، از ‌سلطه دستگاه خلافت برآذربايجان تا حد زيادی کاسته شد. بقايای قلعه بابک بر بلندای کوهی در نزديکی کليبر واقع در اين استان هنوز باقی است.

    سلسله های ايرانی بعد از حمله اعراب مانند طاهريان، صفاريان، سامانيان و غزنويان كه از شرق ايران برخاسته بودند حكومت های مستقلی تشكيل دادند، اما هيچ گاه نتوانستند قلمرو خود را به آذربايجان برسانند. دراين مدت كه از سال ۲۰۵ هجری قمری (تأسيس سلسله طاهريان)‌ شروع و تا سال ۴۲۹ هجری قمری (‌آ‎غاز حكومت سلجوقيان)‌ ادامه می يابد، حكومت های محلی متعددی قدرت را در آذربايجان به دست گرفتند. آخرين حكام مقتدر اين ايالت، ‌ساجيان(۳۱۷ ـ ۲۷۶ هجری قمری) بودند كه آن ها نيز عاقبت بر ضد خلفا قيام كردند. پس از سقوط ساجيان، سلسله های محلی ديگری در آذربايجان به قدرت رسيدند كه از آن جمله می توان از رواديان نام برد. در آغاز قرن پنج هجری قمری (يازدهم ميلادی) ‌تركان «غز» به فرماندهی سلجوقيان، نخست با دسته های كوچك و سپس به تعداد بيش تر، راهی آذربايجان شده آن جا را به تصرف در آوردند. در ۵۳۱ هجری قمری(۱۱۳۶ ميلادی)‌ آذربايجان به دست «اتابك ايلدگز»‌ (‌الدگوز) افتاد كه تاحمله كم دوام جلال الدين خوارزمشاه (۳۱ ـ ‌۱۲۲۵ میلادی، ۲۸ ـ ۶۲۲هجری قمری) ‌وی و اولادش بر آذربايجان حكومت كردند.

    با حمله مغولان و ورود هلاكوخان ايلخان (۱۲۵۶ میلادی، ‌۶۵۴ هجری قمری)‌، ‌آذربايجان مركز شاهنشاهی بزرگ وی شد كه از آموی تا شام امتداد داشت. مقرمغولان ابتدا در مراغه بود و سپس به تبريز منتقل شد. به دستور هلاكو در مراغه رصدخانه ای ساخته شد. هم چنين در اطراف خوی، بت خانه ها و معابد بودايی بر پا شد و در تبريز و جاهای ديگر بناهايی به وجود آمد. در زمان غازان، شهر تبريز بزرگ تر شده به يكی از مراكز مهم دنيای آن روز مبدل شد. تجار روم و فرنگ كالاهای خود را به اين شهر می آوردند و بازارهای تبريز در زيبايی و ثروت معروف بود. وزرای عهد مغول از قبيل خواجه رشيد الدين فضل الله همدانی و تاج الدين عليشاه جيلانی بناهای مهمی در تبريز برپا كردند. با ضعف ايلخانان مغول، امرای مستقلی در آذربايجان قدرت يافتند که پايتخت شان تبريز بود (۱۵۰۲- ۱۳۷۸ میلادی، ۹۰۸ - ۷۸۰ هجری قمری) و از آن جمله می توان به جلايريان، ‌چوپانيان و تركمانان اشاره كرد.

    با برافتادن حكومت خاندان تركمانان، قره قويونلوها و آق قويونلوها بر تبريز تسلط پيدا كردند. در اين زمان بناهای بسيار زيبايی در تبريز ساخته شد که وصف آن ها در سفرنامه های سياحان اروپايی آن عصر آمده است. پس از تصرف آذربايجان به دست شاه اسماعيل اول صفوی (‌۱۵۰۲ میلادی، ‌۹۰۷ هجری قمری)‌ اين سرزمين سنگر گاه اصلی و مركز عمده‌ گرد آوری قوای نظامی برای شاهان صفوی شد. در زمان صفويه آذربايجان محل جنگ های خونين ميان سپاهيان ايران وعثمانی بود. پس از سقوط دولت صفويه، نادر شاه افشار با کوتاه کردن دست عثمانيان از آذربايجان و يک پارچه کردن ايران، در دشت مغان رسماً تاج گذاری كرد. كريم خان زند در سال ۱۱۷۵ هجری هجری قمری (۱۷۵۵ ميلادی)‌ آذربايجان را از دست خان های محلی كه پس از مرگ نادر شاه قيام کرده بودند، باز پس گرفت اما پس از مرگ او بار ديگر خوانين محلی سر برآوردند، تا اين كه آغا محمد خان قاجار در سال ۱۲۰۵هجری قمری (۱۷۸۵ ميلادی) ‌موفق شد كه آذربايجان را مطيع حکومت مرکزی كند. در زمان قاجاريه و به خصوص در زمان سلطنت فتح علی شاه، آذربايجان به علت جنگ های ايران و روس مركز نظامی و شهر تبريز نيز پايتخت دوم ايران شد. عباس ميرزا نايب السلطنه و وزير او ميرزا عيسی (معروف به ميرزا بزرگ قائم مقام فراهانی) در آبادانی آذربايجان و مخصوصاً تبريز كوشيدند. جهانگردان اروپايی امنيت و نظم آذربايجان را در دوره عباس ميرزا با امنيت فرنگستان مقايسه كرده اند. از اين پس شهر تبريز، وليعهد نشين قاجاريان شد. پس از انتخاب تهران به عنوان پايتخت سلسله قاجار بناهاي قاجار در اين منطقه باقي ماند و استان آذربايجان شرقي هم چنان آباداني و قدرت خود را حفظ نمود تا اين كه اين استان هم اكنون نيز يكي از آبادترين, مهم ترين و تاثيرگذارترين مناطق ايران به شمار مي آيد.

    مساجد قديمي – استان آذربايجان شرقي: مساجد و مدارس‌ استان‌ عبارتند از: مسجدهاي‌ ظهيريه‌ ، اوچ‌ كؤزلي ‌، ميل‌ لي ‌، نصريه ‌، مجتهد ، مقبره‌ ، دال‌ و ذال ‌، حجة‌ الاسلام‌ ، ميرزاصادق ‌، حاجت ‌، امام‌ جمعه ‌، استاد و شاگرد ، ميرزا مهدي‌ قاري ‌، ملاباشي ‌، كاظميه‌ ، صادقيه‌ ، سيد المحققين ‌، شيخ‌ الاسلام‌ ، مفيد آقا ، قيزللي‌ و حاج‌ صفر علي‌ در شهر تبريز. مسجدمعزالدين‌ ، شيخ‌ بابا ، جامع‌ عجب‌ شير، آقامحمدتقي ‌، شيخ‌ تاج‌ و زنجيرلي‌ در مراغه‌. مسجد ميدان‌ در شهر بناب‌. مسجدهاي‌ جامع ‌، پايتخت‌ و ميلان‌ در شهر اسكو. مسجد جامع‌، ميرپنج‌ خامنه‌ و يادگارشاه‌ تسوج‌ در شهرستان‌شبستر. مسجد چارسو ، محراب‌ و روميان‌ در شهر آذرشهر. مسجد بخارلار، حاج‌ عظيم ‌، قره‌ داش‌ و هويانلو درشهرستان‌ سراب‌ و مسجد شكيللي ‌، خروانق‌ ، ابواسحق ‌، گؤي‌ مسجد ، سقالار و شيخ‌ عماد در اهر.

    مقبره ها و امامزاده ها – استان آذربايجان شرقي: امام‌زاده‌ها و بقعه‌هاي‌ استان‌ عبارتند از: امام‌زاده‌هاي‌ عون‌ بن‌ علي ‌، وهسودان‌ ومملان‌، يديلر، دمشقيه‌، شاه‌ چراغ‌ ايلخچي‌، ملاباشي‌ ، جمال‌ ، بقعه‌ مضربن‌ عجيل‌ خسروشاه‌ ، قبر قيس‌ سردرود ، آرامگاه‌ نبي‌ آقا موسوي‌ ايلخچي‌ و امام‌زاده‌ دال‌ و زال‌ در شهرستان‌ تبريز. قبر علمدار در شهر تسوج‌ در شهرستان‌شبستر. امام‌زاده‌هاي‌ محمد كندوان ‌، الله بنده‌ سي‌ ، ابودجانه‌ انصاري‌ خليجان ‌، قبر سلطان‌ پير و پير حيدر در اسكو. امام‌زاده‌ علي‌ بقعه‌ سيد جبراييل‌ آستامال‌ و بقعه‌ شيخ‌ عماد از عرفاي‌ قرن‌ هفتم‌ در شهر اهر. بقعه‌ شيخ‌ احمد صفوي ‌در صومعه‌ كليبر. مقبره‌ اسبستان‌ و امامزاده‌ بزرگ‌ در سراب‌. مقبره‌ اوليا قاضي‌ جهان‌ و پيرجابر در آذرشهر. بقعه‌ شيخ‌ اسحاق‌ در روستاي‌ خانقاه‌ هريس‌ و بقعه‌ قيرآقاد در مراغه‌.

    مدارس قديمي – استان آذربايجان شرقي: مساجد و مدارس‌ استان‌ عبارتند از: مسجدهاي‌ ظهيريه ‌، اوچ‌ كؤزلي‌ ، ميل‌ لي‌ ، نصريه ‌، مجتهد ، مقبره‌ ، دال‌ و ذال ‌، حجة‌ الاسلام‌ ، ميرزا صادق ‌، حاجت ‌، امام‌ جمعه ‌، استاد و شاگرد ، ميرزا مهدي‌ قاري ‌، ملاباشي‌ ، كاظميه ‌، صادقيه‌ ، سيد المحققين‌ ، شيخ‌ الاسلام‌ ، مفيد آقا ، قيزللي‌ و حاج‌ صفر علي‌ در شهر تبريز. مسجد معزالدين ‌، شيخ‌ بابا ، جامع‌ عجب‌ شير، آقا محمد تقي ‌، شيخ‌ تاج‌ و زنجيرلي‌ در مراغه‌. مسجد ميدان‌ در شهر بناب‌. مسجدهاي‌ جامع ‌، پايتخت‌ و ميلان‌ در شهر اسكو. مسجد جامع ‌، ميرپنج‌ خامنه‌ و يادگارشاه‌ تسوج‌ در شهرستان‌ شبستر. مسجد چارسو ، محراب‌ و روميان‌ در شهر آذرشهر. مسجد بخارلار، حاج‌ عظيم‌ ، قره‌ داش‌ و هويانلو درشهرستان‌ سراب‌ و مسجد شكيللي‌ ، خروانق ‌، ابواسحق‌ ، گؤي‌ مسجد ، سقالار و شيخ‌ عماد در اهر.

    كليساهاي قديمي – استان آذربايجان شرقي: كليساهاي‌ استان‌ عبارتند از: كليساي‌ شوقات‌ و كليساي‌ پروتستان‌ها در تبريز. كليساي‌ موجومبار در روستاي‌ ارمني‌ كندي‌ موجومبار در ۴۰ كيلومتري‌ شمال‌ تبريز. كليساي‌ مريم‌ مقدس‌ در جلفا وكليساي‌ سهرقه‌ در مرند.

    خانه هاي قديمي – استان آذربايجان شرقي: خانه‌هاي‌ قديمي‌ تبريز عبارتند از: خانه‌ شربت‌ زادگان ‌، خانه‌ تاجر باشي ‌، خانه‌ شهيد ثقه‌الاسلام ‌، خانه‌ دكتر گنجه‌اي ‌، خانه‌ ميرزا حسن‌ واعظ‌، خانه‌ سلطان‌ القرايي ‌، خانه‌ انجمن‌ حقيقت ‌، خانه‌ چاپ‌ باستان ‌، خانه‌ شيخ‌ باشي‌ مظفريه ‌، خانه‌ استاد شهريار در ساير شهرهاي‌ استان‌ نيز خانه‌هاي‌ قديمي‌ با معماري‌ ويژه‌ به‌ جامانده‌ كه‌ از جمله‌ آنها مي‌توان‌ به‌ خانه‌ قديمي‌ طومانياس‌ در روستاي‌ وينق‌ كليبر اشاره‌ كرد.

    حمام هاي قديمي - استان آذربايجان شرقي: حمام قديمي وتاريخي خامنه در شبستر وحمام قديمي امير کبير در روستاي ترکمن چاي ميانه.

    گورستان‌هاي‌ تاريخي‌ - استان آذربايجان شرقي: گورستان‌ ورنق ‌، كج‌ جان ‌، خليجان ‌، آخماقيه‌ و خسرو شاه‌ در اسكو، گورستان‌ هيق‌ در روستاي ‌خانقاه‌ هريس‌ و گورستان‌ اشتبين‌ در كليبر.

    رودخانه ها – استان آذربايجان شرقي: در محدوده‌ استان‌ آذربايجان‌ شرقي ‌رودخانه‌هاي‌ بسیاری وجود دارند كه‌ از اهم‌ آنها مي‌توان‌ به‌ رودخانه‌هاي‌ آيدوغموش‌ چاي ، قالاچاي ‌، سيلن‌چاي ‌، دوزال‌ چاي‌ ، توفارقان‌ چاي‌ ، اهر چاي ‌، القناچاي‌ و آجي‌ چاي‌ اشاره‌ كرد.

    چشمه ها – استان آذربايجان شرقي: چشمه‌هاي‌ استان‌ آذربايجان‌ شرقي‌ عبارتند از: چشمه‌ آب‌ گرم‌ اللهحقي ‌، اسب‌ فروشان ‌، جلده‌باخان‌ ، شكردره ‌، شالقون‌ و چشمه‌ بيوك‌ سو در شهرستان‌ سراب‌. چشمه‌ معدني‌ گشايش‌ ، شورسو ، ساري‌ سو وچهارباغ‌ در شهرستان‌ مراغه‌. چشمه‌ معدني‌ صوفيان‌ در 4 كيلومتري‌ صوفيان‌ به‌ سوي‌ مرند. چشمه‌ اسكي‌ كند در بستان‌آباد. چشمه‌ گؤي‌ درق‌ و قره‌ آغاج‌ در شهرستان‌ هشترود. چشمه‌ ايستي‌ سو در روستاي‌ ايورق‌ ميانه‌. چشمه ‌آب‌ گرم‌ ليقوان‌ و كلوانق‌ در شهرستان‌ تبريز و چشمه‌ يئل‌ سويي‌ در روستاي‌ كالين‌ اهر.

    دره ها – استان آذربايجان شرقي: از دره‌هاي‌ زيبا و باصفاي‌ استان‌ مي‌توان‌ به‌ دره‌ پيغام ‌، دره‌ يكان‌ و دره‌ زنوز در مرند و دره‌ جوشون‌ در ورزقان‌ اهر اشاره‌ كرد.

    قله‌ها – استان آذربايجان شرقي: ارتفاعات‌ و قله‌هاي‌ استان‌ آذربايجان‌ شرقي‌ عبارتند از: سلطان‌ جهانگير با ارتفاع‌ ۳۲۵۵ متر ونشان‌ كوه‌ با ارتفاع‌ ۳۶۶۰ متر در ارسباران ‌، شانجان‌ با ارتفاع‌ ۳۱۲۵ در شبستر و آغ‌ داغ‌ با ارتفاع‌ ۳۵۵۰ متر در مراغه.‌

    درياچه ها – استان آذربايجان شرقي: از درياچه‌هاي‌ استان‌ مي‌توان‌ به‌ درياچه‌ سدهاي‌ ملا يعقوب‌ (در سراب‌) ، خرم‌درق‌ و قاضي‌ كندي‌ (در هشترود) و همچنين‌ و به‌ تالاب‌هاي‌ يوسفلو، خرمالو در اهر اشاره‌ كرد.

    مناطق حفاظت شده – استان آذربايجان شرقي: منطقه هاي حفاظت شده استان عبادتند از: تالاب قره قشلاق در کناره هاي جنوب شرقي درياچه اروميه ، تالاب (درياچه)قوري گوءل در تبريز و جزيره شاهي در ساحل شرقي درياچه اروميه.

    جنگل ها و دشت ها- استان آذربايجان شرقي: علاوه بر پوشش گياهي متنوعي که در فضاهاي جلگه اي ، دره اي و کوهستاني استان وجود دارد ، جنگل هاي متراکمي نيز برخي نقاط استان را پوشانده است. در شمال ارسباران و بخش ورزقان اهر کوه هاي جنگلي قازان داغي و قندران باشي قرار دارند. ارتفاعات گوءيجه بئل از درختان نيمه جنگلي و مراتع کوهستاني پوشيده است. گونه هاي درختي جنگل هاي ارسباران را عمدتا" بلوط و ممرز تشکيل مي دهد. جنگل هاي شهرستان مراغه و هشترود نيز از نظر درجه اهميت در مرتبه بعدي قرار دارد. علاوه بر کانون هاي جنگلي ، بيشه زارهاي متعددي نيز در نقاط مختلف استان از جمله پيرامون درياچه هاي اروميه،قوري گوءل و برخي از تالاب ها وجود دارد.

    درياچه اروميه – استان آذربايجان شرقي: درياچه اروميه بزرگترين آبگير داخلي و مهمترين درياچه دايمي ايران است که در شمال غرب آذربايجان شرقي از شمال به جنوب کشيده شده و سرزمين آذربايجان را به دو بخش شرقي و غربي تقسيم مي کند. درياچه اروميه يکي از درياچه هاي نادر جهان است که آب آن از نمک اشباع شده است. سواحل اين درياچه منحصر به فرد ، بسيار زيبا و ديدني است و به ويژه از نظر درمان برخي بيماري ها مورد توجه جهانگردان قرار دارد. اين درياچه از نظر اندازه ، عمق ، ترکيب شيميايي ، انواع رسوبات ، اکولوژي ، حيات وحش وگردش آب خصوصيات ويژه اي دارد و به همين دليل به عنوان پارک ملي در فهرست آثار بين المللي ميراث طبيعي از سوي يونسکو به ثبت رسيده است. درسواحل درياچه اروميه چندين بندر به منظور حمل ونقل مسافر و بار ايجاد شده که مهمترين آن ها بندر شرفخانه است. اين بندر در سواحل شهرستان شبستر واقع شده و تاسيسات نسبتا" مهم بندري و انبارهاي بزرگ کالا دارد. در فصل تابستان تعداد کثيري از مردم به منظور آب درماني و لجن درماني ، تفريح و قايق سواري به اين بندر وارد مي شوند. بندر آق گنبد نيز يکي ديگر از بنادر مهم استان است. کشتي مسافري مابين بندر شرفخانه – گلمانخانه – اروميه رفت و آمد مي کند. از ديگر بنادراستان مي توان به بنادر رحمانلو ، دانالو ، قبادلو و زينتلو در ساحل شرقي درياچه اروميه اشاره کرد. بسياري از ايرانگردان در تابستان براي استفاده از آب و لجن درماني به اين بنادر روي مي آورند.

    در درياچه اروميه حدود ۱۰۲ جزيره بزرگ و کوچک وجود دارد که از اين تعداد پنج جزيره اسلامي(شاهي) ، کبودان(قويون داغي) ، اشک داغي ، اسپير و آرزو در محدوده سياسي استان آذربايجان شرقي قرار دارند.

    جزيره اسلامي(شاهي): تنها جزيره مسکوني درياچه اروميه ۲۷ کيلومتر مربع مساحت دارد. محيط سرسبز و خرم جزيره همراه با آبهاي شيرين و گوارا در وسط يک درياچه بي اندازه شور و نمکي از عجايب طبيعت است. در قسمت هاي باتلاقي جزيره و سواحل نيزاري آن ، انواع پرندگان مهاجر و بومي مانند پليکان ، آنقوت ، فلامينگو و.... زندگي مي کنند. آثار و بقاياي زندان و قلعه هلاکوخان در يکي از ارتفاعات جزيره مورد توجه جهان گردان است.

    جزيره کبودان(قويون داغي): يکي از زيباترين و بزرگترين جزاير غير مسکوني درياچه اروميه است. اين جزيره با ۳۶ کيلومتر مربع وسعت در ساحل شرقي درياچه و در فاصله ۱۲ کيلومتري بندر شرفخانه قرار دارد. در جزيره قويون داغي مي توان شاهد پرواز گروهي پرندگان مهاجر بود که از جمله آنها مي توان به مرغ کفل سفيد ، مرغ سنگ ، سبزه قبا ، کاکايي ، هدهد ، کبک و پرندگان آبزي همچون فلامينگو ، آنقوت نوک قرمز و بعضي از مرغابي ها اشاره کرد. علاوه بر پرندگان ، اين جزيره زيستگاه قوچ و ميش ارمني و گوزن زرد ايراني است که يکي ازنادرترين انواع گوزن هاي جهان است.

    مسافرت واقامت – استان آذربايجان شرقي:

    کليه شهرستانهاي استان آذربايجان شرقي از نظر راههاي ارتباطي، مخابرات و سيستمهاي درماني تجهيز شده اند ومسافرت به آنها بسيار آسان است. کليه شهرستانهاي استان داراي انواع هتل وامکانات اقامتي است و مردم آن نيز با فرهنگ جهانگردي آشنايي دارند. در فرودگاه بين الملي تبريز پروازهاي متعددي به ساير شهرهاي ايران و به برخي از کشورهاي خارجي صورت ميگيرد. شهرستانهاي ميانه، مراغه، تبريز، مرند، شبستر وجلفا در مسير راه آهن سراسري قرار دارند واز طريق راه آهن به قفقاز، روسيه واروپا ارتباط مي يابند.
    نقشه استان آذربایجان شرقی:

  11. #29
    اخراج شده

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    نوشته ها
    4,145
    تشکر
    1,209
    تشکر شده 5,363 بار در 1,879 پست

    پیش فرض پاسخ : <<<<<<تموم استان ها ایران((تاریخچه و...))+نقشه در این تاپیک>>>>>>

    اســ ــ ــ ــ ـتان مـــ ـــــ ـــ ـــرکزی +نقـ ـ ـشه

    استان مرکزی:

    نقشه استان مرکزی

    مرکـــــز : اراک

    موقعیت : مرکز ایران

    مجاورت : شمال:استان‌های تهران و قزوین جنوب :استان‌های لرستان و اصفهان شرق:استان‌های تهران، قم و اصفهان غرب: استان همدان

    آب و هوا: استان‌ مركزي‌ داراي‌ آب‌ و هواي‌ نيمه‌ بياباني‌ ، معتدل‌ كوهستاني‌ و سرد كوهستاني‌ است‌. ارتفاع متوسط: ۴۹۱/۱ M دما: ۸/۱۶ º c

    وسعــــت: ۲۹٬۵۳۰ کیلومتر مربع

    جمعـیــت: بر اساس آمار سال ۱۳۸۵ خورشیدی 1351257 نفر

    تقسیمات: ۸ شهرستان، ۱۵ بخش، ۱۹ شهر، ۶۰ دهستان و ۱٬۳۹۴ آبادی دارای سکنه و ۴۶ آبادی خالی از سکنه

    شهرستانها: آشتیان - اراک/مرکز استان - تفرش - خمین یا کمره - دلیجان - زرندیه - ساوه - سربند یا شازند - محلات

    موقعيت جغرافيايي - استان مركزي:

    استان‌ مركزي‌ با 29530 كيلومتر مربع‌ مساحت ‌، حدود 82/1 درصد از مساحت‌ كل‌ كشور را در بر گرفته‌ است‌. شهرستان‌هاي‌ استان‌ عبارتند از: آشتيان‌ ، اراك‌ ، تفرش ‌، خمين‌ ، دليجان‌ ، ساوه‌ ، سربند و محلات‌. شهرستان‌ اراك‌ مركز استان‌ مركزي‌ است‌. اين‌ استان‌ از شمال‌ به‌ استان‌هاي‌ تهران‌ و قزوين ‌، از غرب‌ به‌ استان‌ همدان ‌، از جنوب‌ به‌ استان‌هاي‌ لرستان‌ و اصفهان‌ و از شرق‌ به‌ استان‌هاي‌ قم‌ و تهران‌ و اصفهان‌ محدود است .اين‌ استان‌ در سال‌ 1385، حدود 1351257 نفر جمعيت‌ داشت‌ كه‌ از اين‌ تعداد 932073 نفر در نقاط ‌شهري‌ و 419184 نفر در نقاط‌ روستايي‌ سكونت‌ داشته‌اند. استان‌ مركزي‌ در قلمرو شرقي‌ تقاطع‌ دو رشته‌ كوه‌ البرز و زاگرس‌ واقع‌ شده‌ است‌. ناهمواريهاي‌ اين‌ استان‌ را قسمت‌هايي‌ از كوه‌هاي‌ مركزي‌ و پيشكوه‌هاي‌ داخلي‌ زاگرس‌ تشكيل‌ مي‌دهد. پست‌ترين‌ نقطه‌ استان‌ دشت ‌جنوب‌ ساوه‌ با 1200 متر ارتفاع‌ و بلندترين‌ نقطه‌ آن‌ قلّه‌ شهباز با 2288 متر ارتفاع‌ در رشته‌ كوه‌هاي‌ راسوند مي‌باشد.

    آب و هوا - استان مركزي:

    استان‌ مركزي‌ داراي‌ آب‌ و هواي‌ نيمه‌ بياباني‌ ، معتدل‌ كوهستاني‌ و سرد كوهستاني‌ است‌. اين‌ استان‌ تحت‌ تأثير جريان‌ فشار زياد آسياي‌ مركزي ‌، برف‌ و سرماي‌ زياد ، جريان‌ فشارهاي‌ اقيانوس‌ هند همراه‌ با طوفان‌هاي ‌گرد و خاك‌ ، جريان‌ اقيانوس‌ اطلس‌ و درياي‌ مديترانه‌ همراه‌ با رطوبت‌ و باران‌ قرار دارد. به‌ علت‌ تنوع‌ آب‌ و هوايي‌ ، ميزان‌ رطوبت‌ هوا و باران‌ نيز در شهرستان‌هاي‌ استان‌ متفاوت‌ است‌. ريزش‌هاي‌ جوي‌ در مناطق‌ كوهستاني ‌، اغلب‌ به‌ صورت‌ برف‌ و در مناطق‌ كم‌ ارتفاع‌ بيشتر به‌ صورت‌ باران‌ ظاهر مي‌شود. شمال‌ استان‌ در ناحيه‌ سربند جزو كم‌ باران‌ترين‌ نواحي‌ و ارتفاعات‌ شازند در جنوب‌ غرب‌ ، از پر باران‌ترين‌ مناطق ‌استان‌ بشمار مي‌آيند. استان‌ مركزي‌ از ارديبهشت‌ تا شهريور دماي‌ مناسبي‌ براي‌ سفر و جهانگردي‌ دارد.

    تاريخ و فرهنگ - استان مركزي:

    به استناد منابع‌ تاريخي ‌، استان‌ مركزي‌ در هزاره‌ اول‌ قبل‌ از ميلاد جزو ايالات‌ ماد بزرگ‌ بود كه تمام‌ قسمت‌ مركزي‌ و غربي‌ ايران‌ را در بر مي‌گرفته‌ و از كانون‌هاي‌ قديم‌ استقرارهاي‌ انساني‌ در فلات‌ ايران‌ به‌ شمار مي‌رود. در زمان‌ سلوكيان‌ اين‌ منطقه‌ ، مخصوصاً قسمت‌ شمالي‌ آن‌ (دهستان‌ خورهه‌) مورد توجه‌ حكام‌ يوناني‌ قرار گرفت‌. در زمان‌ خسرو پرويز - پادشاه‌ ساساني‌- ايران‌ به‌ چهار بخش‌ به‌ نام‌هاي‌ باختر (شمال‌) ، خورآبان‌(مشرق‌) ، نيمروز (جنوب‌) و خوربران‌ (مغرب‌) تقسيم‌ مي‌شد. استان‌ مركزي‌ در قلمرو خوربران‌ قرار داشت‌. درقرون‌ اوليه‌ اسلامي‌ اين‌ منطقه‌ به‌ نام‌ ايالت‌ جبال‌ يا قهستان‌ تغيير نام‌ داد. اين‌ منطقه‌ در قرن‌ دوم‌ هجري‌ قمري ‌همراه‌ با همدان ‌، ري‌ و اصفهان‌ به‌ نام‌ عراق‌ عجم‌ معروف‌ شد. در آغاز قرن‌ چهارم‌ هجري‌ قمري ‌، خورهه‌ به‌ عنوان‌ يكي‌ از شهرهاي‌ معروف‌ ايالت‌ جبال‌ بود. در اواخر همين‌ قرن‌ تفرش‌ به‌ عنوان‌ كانون‌ درجه‌ اول‌ شهري‌ و محلات ‌، خورهه‌ و خمين‌ به‌ عنوان‌ كانون‌هاي‌ مبادله‌ درجه‌ دوم‌ مطرح‌ بودند. شهرهاي‌ مذكور در دوره‌ صفوي‌ نيزآباد و فعال‌ بودند. در دوره‌ قاجار هسته‌ مركزي‌ اراك‌ فعلي‌ روي‌ به‌ آباداني‌ نهاد. در چند دهه‌ اخير با توسعه‌ راه‌آهن‌ و احداث‌ كارخانجات‌ متعدد ، به‌ مرور چهره‌ اين‌ منطقه‌ عوض‌ شد و بعد ازتقسيمات‌ جديد كشوري‌ و ايجاد استان‌ تهران‌ و مركزي ‌، اين‌ استان‌ به‌ مركزيت‌ اراك‌ به‌ وجود آمد. استان‌ مركزي‌ به‌ لحاظ‌ فرهنگي‌ و مذهبي‌ يكي‌ از كانون‌هاي‌ اصلي‌ تربيت‌ و پرورش‌ انديشمندان‌ ، شعرا ، عرفا ، سياستمداران‌ و بزرگان‌ مذهب‌ شيعه‌ است‌. از مشاهير ادبي‌ و فرهنگي‌ اين‌ سرزمين‌ مي‌توان‌ به‌ فخرالدين‌ عراقي‌ ، اديب‌ الممالك‌ فراهاني ‌، ميرزا ابوالقاسم‌ قائم‌ مقام‌ ، عباس‌ اقبال‌ آشتياني‌ ، ميرزا تقي‌ خان‌ امير كبير، قائم‌ مقام ‌فراهاني ‌، پرفسور محمود حسابي ‌،‌ آيت الله خميني‌ ، آيت‌ الله‌ اراكي ‌، ‌ آيت‌ الله‌ آقا نور الدين‌ حسيني‌ ، ملا احمد نراقي‌ ، ملا مهدي‌ نراقي‌ ، ‌ آيت‌ الله‌ حاج‌ آقا محسن‌ عراقي‌ و بسياري‌ از علماي‌ طراز اول ‌، مورخين ‌، سياستمداران ‌، شعرا ، عرفا و انديشمندان ‌اشاره‌ كرد.

    صنايع دستي و سوغات – استان مركزي:

    اهم‌ صنايع‌ دستي‌ استان‌ عبارتند از: فرش‌ ساروق ‌، قاليچه‌ ، گليم ‌، جاجيم‌ و گيوه‌ كه‌ توسط‌ زنان‌ و دختران‌ عشاير و روستايي‌ بافته‌ مي‌شوند. فرش‌ ساروق‌ يكي‌ از معروف‌ترين‌ فرش‌هاي‌ ايران‌ است‌. سوغاتي‌ تمامي‌ استان‌ مركزي‌ نيز همان‌ محصولات‌ سنتي‌ و صنايع‌ دستي‌ است‌.

    غذاهاي محلي – استان مركزي:

    سفره‌ خانواده‌ مردم‌ استان‌ مركزي‌ ، سفره‌اي‌ رنگين‌ با فرهنگ‌ غذايي‌ مخصوص‌ است‌ كه‌ تنوع‌ جالب‌ دارد. از آن ‌جمله‌ مي‌توان‌ به‌ انواع‌ آش‌ (آش‌ اماچ‌ ، آش‌ شيره ‌، آش‌ توت ‌، آش‌ ترخنه‌ دوغ‌ ، آش‌ آجيل‌ دار، آش‌ شلغم ‌، آش‌ آلو ، آش‌ شله‌ قلمكار، اش‌ بلغور، آش‌ جو و آش‌ رشته‌) ، انواع‌ آبگوشت‌ (آبگوشت‌ كشك‌ و بادنجان‌) ، ديزي‌ بي‌گوشت ‌، آبگوشت‌ برباش ‌، آبگوشت‌ چغندر، آبگوشت‌ قورمه ‌، آبگوشت‌ ريواس‌ ، آبگوشت‌ به‌ و آبگوشت‌ گردو) ، انواع‌ سوپ‌ (سوپ‌ عدس‌ قرمز و سوپ‌ تربچه‌) ، انواع‌ كوفته‌ (كوفته‌ بلغور، كوفته‌ آرد نخودچي ‌، كوفته‌ نخود ، كوفته‌ سيب‌ زميني ‌، كوفته‌ ساده‌) ، بوراني‌ چغندر، ترخينه‌ شير، بي‌ گوشتي‌ ، ماكاروني‌ گردو، كوكوي‌ پياز، املت‌ سيب‌ زميني‌ ، ترحلواي‌ ، گوشت‌ ترش‌ ، عدسي‌ ، گوشت‌ قورمه‌ ، قيما قنگ ، يتيمچه ‌، زير جوش ‌، شامي‌ آبدار، كشك‌ و بادنجان ‌، حليم ‌، سر گنجشكي ‌، بروني‌ كدو، ماشاب ‌، قاتق‌ شيرين‌ ، پتيله‌ ، اشكنه ‌، تاس‌ كباب‌ به‌ ، قيمه‌ ريزه‌ ، شيرين‌ پلو، ته‌ تالي ‌، رشته‌ پلو، نشار پلو ، انواع‌ خورشت‌(خورشت‌ انار، خورشت‌ كدو حلوايي ‌، خورشت‌ ريواس ‌، خورشت ‌پاغارك‌ ، خورشت‌ برگ‌ سير، خورشت‌ آلو اسفناج‌ ، خورشت‌ قرمه‌ سبزي ‌، خورشت‌ فسنجان‌) و ده‌ها نوع‌ خورشت‌ و چاشت‌ ديگر اشاره‌ كرد.

    مسافرت و اقامت – استان مركزي:

    كليه‌ شهرهاي‌ استان‌ مركزي‌ از نظر راه‌هاي‌ ارتباطي ‌، مخابرات‌ و سيستم‌هاي‌ درماني‌ تجهيز شده‌اند و مسافرت‌ به ‌آن‌ها به‌ آساني‌ صورت‌ مي‌گيرد. راه‌ آهن‌ سراسري از اين‌ استان‌ مي‌گذرد. كليه‌ شهرهاي‌ استان‌ داراي‌ انواع‌ هتل‌ وامكانات‌ اقامتي‌ مي‌باشند و با فرهنگ‌ جهانگردي‌ نيز آشنايي‌ کامل دارند.

    مکان های دیدنی و تاریخی - استان مرکزی:

    مكان هاي ديدني و تاريخي استان مركزي عبارتند از: رودخانه آسياب جفتي, بقعه پير مراد آباد, سراي كاشاني بازار, سراي نوذري بازار, موزه چهارفصل, مدرسه سپهداري(محل تحصيل امام خميني), سنگ نوشته هاي دره چكاب, سرچشمه روستاي انجدان, گنبد شاه قلندر انجدان, آرامگاه پرفسور حسابي, امام زاده حسين تفرش, امام زاده احمد كوهين, مناره مسجد شش ناو, قلعه سالار محتشم, خانه حضرت امام خميني (ع), امام زاده ابوطالب, سنگ نگاره هاي تيمره, بازار نراق دليجان, غارخال نخجير, پل دو دهك, كاروان سراي دو دهك, قزقلعه ساوه, مسجد جامع ساوه, محراب مسجد انقلاب, كاروان سراي باغ شيخ, امام زاده اسحاق ساوه, پالايشگاه شازند, سراب پنج علي, امام زاده سهل بن علي آستانه, پيست اسكي پاكل, دره شماخلي, ستون هاي سنگي خورهه, آتشكده آتش كوه, يخچال هاي طبيعي نيم ور, مجتمع آب درماني محلات و باغ هاي گل زيباي محلات.

    صنايع و معادن - استان مرکزی:

    استان مركزی از جمله استان هايی است كه كارخانجات صنعتی متعددی در آن متمركز هستند و علاوه بر صنايع كارخانه اي از صنايع با ارزش دستي نيز برخوردار است. فرش ساروق اراك و محلات، قاليچه ساوه، گليم و جاجيم تفرش، گيوه اراك و محصولات مسی مهم ترين صنايع دستی استان را تشكيل مي دهند. اساس اقتصاد استان مركزي را به ترتيب اهميت، بخش های خدمات، صنعت و كشاورزی تشكيل می دهند. مهم ترين كارخانه های صنعتی اين استان؛ ماشين سازی، آلومينيوم سازی، هلي كوپترسازی، كابل سازی، واگن سازی، كمباين سازی، لاستيك سازی و قند هستند. از ديگر صنايع ماشينی استان می توان كارخانه ماشين سازی پارس (توليد كننده اسكلت های فلزی) كارخانه های سازنده پروفيل و لوله های آبياری آلومينيومی كارخانه آونگان(سازنده پايه های فلزی انتقال نيرو) كارخانه ادوات كشاورزی اراك، گروه كارخانه هاي مستقر در شهرستان ساوه را نام برد.

    کشاورزی و دام داری - استان مرکزی:

    به طور تقريبی در حدود 19 درصد مساحت استان زمين های كشاورزی، 57 درصد زمين هاي مرتعی و باقی آن را زمين هاي غير کشاورزی از قبيل درياچه ها، كويرها، جاده ها و شهرها تشكيل می دهند. از محصولات مهم كشاورزی استان می توان غله، گندم، جو، حبوبات، پنبه، زعفران، انجير، انار، سيب، انگور، گردو، بادام، قيسی، آفتاب گردان، چغندر قند، تنباكو، خشكبار، گوجه فرنگی، پياز، گياهان دارويی مانند ترنجبين و ساير محصولات سر درختی و باغی را نام برد. از آن جا که ميزان برخی از فرآورده های كشاورزی در شهرستان های مختلف اين استان بيش از ميزان مصرف محلی می باشد، به شهرهای ديگر استان يا به استان های مجاور صادر می شود. از شهرستان اراك گندم، جو، انگور، سبزی، خشكبار، از ساوه انار، طالبی از محلات كاهو و گل، از تفرش بادام و گردو و از خمين لوبيا و گندم به ساير شهرها و استان های كشور و هم چنين به خارج از كشور صادر می شود. در استان مركزی دام داری بيش تر در ميان ايلات و عشاير ديده می شود. در اين استان ايلات و عشاير متعددی مانند شاهسون ها، كلبه كويی ها، خراسانی ها، كلهر، خلج، گروهی از كولی ها زندگی می كنند كه بيش ترر آن ها اسكان يافته اند و بخشی از آن ها نيز رمه گردانی و ييلاق قشلاق می كنند. جلوه های زيبايی شناختی كوچ و اتراق عشاير يكی از جاذبه های جهانگردی استان به شمار می آيد.

    وجه تسميه و پيشينه تاريخي - استان مرکزی:

    نام مركزي به دليل در مركزيت قرار گرفتن در ميان استان هاي ايران به اين استان داده شده است. با استناد به منابع تاريخی، استان مركزی در هزاره اول قبل از ميلاد جزو ايالات ماد بزرگ بود كه تمام قسمت مركزی و باختری ايران را در بر می گرفته و از كانون قديم استقرار در فلات ايران به شمار می رفته است. در زمان سلوكيان اين منطقه مخصوصا قسمت شمالی آن (دهستان خورهه) مورد توجه حكام يونانی قرار گرفت. وجود آثار باستانی به جای مانده از اين دوران در خورهه تاييد کننده اين نظر است. در زمان خسرو پرويز – پادشاه ساسانی- ايران به چهار بخش باختر(شمال)، خور آبان يا خور آسان (مشرق)، نيم روز (جنوب) و خوربران(مغرب) تقسيم شد که استان مرکزی در بخش خوربران (مغرب) به معنی محل غروب خورشيد، قرار داشت. در قرن اول اسلامی اين منطقه به «ايالت جبال» يا «قهستان» تغيير نام داد، به طوری كه جغرافيا نويسان اسلامی اين قرن، از آن به عنوان بخشی از بلاد پهلويان و به نام «كوهستان» يا «قهستان»(جبال) نام برده اند. در قرن دوم هجری اين منطقه همراه با همدان، ری و اصفهان به نام «عراق عجم» ناميده شد. در قرن چهارم هـ . ق همدان، رود آور، خورمه (خورهه)، سهرود، ابهر، سمنان، قم، كاشان، روده، پوسته، كره، بره، گربايگان (گلپايگان) شهرهای ايالت جبال بودند. در اين دوره ساوه، تفرش، وره، ساروق و گلپايگان مراكز كانون های درجه اول شهری و محلات، خمين، كميجان، ميلاجرد، خنداب، اليثار، سامان، خورهه، نيمور، نراق، دليجان، جاسب، مامونيه، الوير شهرهای مبادلاتی درجه دوم محسوب می شدند. در چند دهه اخير، با توسعه راه آهن و احداث كارخانجات مختلف، به مرور چهره منطقه عوض شد و بعد از تقسيمات جديد كشوری و ايجاد استان تهران و مركزی، اين استان به مركزيت اراك به وجود آمد.

    مشخصات جغرافيايي - استان مرکزی:

    استان مركزی به مركزيت شهر اراك؛ تقريبا در مركز ايران بين 33 درجه و 30 دقيقه تا 35 درجه و 35 دقيقه ی پهنای شمالی و 48 درجه و 57 دقيقه تا 51 درجه ی درازای خاوری از نصف النهار گرينويچ قرار دارد. اين استان از شمال به استان های تهران و قزوين، از باختر به استان همدان، از جنوب به استان های لرستان و اصفهان و از خاور به استان های تهران، قم و اصفهان محدود است. در قسمت های مختلف استان مركزی آب و هواهای متنوع نيمه بيابانی، معتدل كوهستانی و سرد كوهستانی وجود دارد. شهرستان هاي آشتيان, اراك, تفرش, خمين, دليجان, ساوه, سربند ومحلات شهرستان هاي اين استان را تشكيل مي دهند. راه هاي دسترسي به اين استان عبارتند از:

    - تهران – اراك به درازای 289 كيلومتر

    - تهران – ساوه به درازای 144 كيلومتر

    - مسير تهران – خرم آباد كه در كيلومتر 289 از اراك عبور می كند

    - مسير قم- نيزار به درازای 52 كيلومتر

    - مالمير، آزاد شهر، سنجان، اراك، راهجرد، تفرش به درازای 243 كيلومتر

    - اراك- فرمهين به درازای 48 كيلومتر

    - دليجان – خمين به درازای 77 كيلومتر

    خط آهن سراسری از مركز اين استان عبور می كند. فرودگاهی نيز در شهرستان ساوه وجود دارد.
    نقشه استان مرکزی:

  12. #30
    اخراج شده

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    نوشته ها
    4,145
    تشکر
    1,209
    تشکر شده 5,363 بار در 1,879 پست

    پیش فرض پاسخ : <<<<<<تموم استان ها ایران((تاریخچه و...))+نقشه در این تاپیک>>>>>>

    اســ ــ ــ ــ ـتان سیستان وبلوچستان+نقـ ـ ـشه

    استان سیستان و بلوچستان:

    مرکـــــز : زاهدان موقعیت : جنوب شرقی ایران

    مجاورت : شمال: استان خراسان- جنوب:دریای عمان شرق: کشور پاکستان،کشور افغانستان- غرب: استان کرمان

    آب و هوا: ين‌ استان‌ داراي‌ تابستان‌هاي‌ گرم‌، طولاني‌ و زمستان‌هاي‌ كوتاه‌ ست. ارتفاع متوسط : 270/1 M دما:18 º c

    وسعــــت: 187502 کیلومتر مربع

    جمعـیــت: بر اساس آمار سال ۱۳۸۵ خورشیدی ۷۴۲/۴۰۵/۲

    تقسیمات:7 شهرستان، 29 بخش، 16 شهر، 92 دهستان و 6038 آبادی دارای سکنه

    شهرستانها: ایرانشهر - چابهار - خاش - زابل - زاهدان/مرکز استان - سراوان - سرباز - نیک شهر

    موقعيت جغرافيايي – استان سيستان و بلوچستان:

    استان‌ سيستان‌ و بلوچستان‌ با 187502 كيلومتر مربع‌ مساحت ‌، پس‌ از استان‌ خراسان‌ بزرگترين‌ استان‌ كشور است‌ و شهرستان‌هاي‌ آن‌ عبارتند از: ايرانشهر، چابهار، خاش‌، زابل‌ ، زاهدان ‌، سراوان‌ و نيك‌ شهر. شهرزاهدان‌ مركز استان‌ است‌. اين‌ استان‌ از دو ناحيه‌ سيستان‌ و بلوچستان‌ تشكيل‌ شده‌ است‌ و در سمت‌ شرق‌ با كشورهاي‌ پاكستان‌ و افغانستان‌ مرز مشترك‌ دارد. در قسمت‌ جنوب‌ با درياي‌ عمان‌ و از قسمت‌ شمال‌ و شمال‌غرب‌ با استان‌ خراسان‌ و در قسمت‌ غرب‌ با استان‌ كرمان‌ و استان‌ هرمزگان‌ همجوار است‌.اين‌ استان‌ در سال‌ 1385، حدود 2405742 نفر جمعيّت‌ داشته‌ است‌ كه‌ از اين‌ تعداد 1193198 نفردر نقاط ‌شهري‌ و 1212544 نفر در نقاط ‌روستايي‌ ويا غيرساكن‌ بوده‌اند.

    استان‌ سيستان‌ و بلوچستان‌ از نظر موقعيت‌ طبيعي‌ در اواخر دوران‌ سوم‌ زمين‌شناسي‌ در اثر جنبش‌هاي‌ كوه‌زايي‌ از دريا جدا شده‌ و از آن‌ پس‌ ابتدا با رسوبات‌ آهكي‌ از نوع‌ دريايي‌ و سپس‌ از رسوباتي‌ با مواد نسبتا ًدرشت‌ و نرم‌ روي‌ هم‌ انباشته‌ شده‌ است‌. قسمت‌ جنوبي‌ استان‌ كه‌ به‌ مكران‌ معروف‌ است ‌، يكي‌ از مناطق‌ درحال‌ فرونشستن‌ تدريجي‌ است‌ و علّت‌ آن‌ نيز ضخامت‌ زياد رسوبات‌ رس‌ ماسه‌اي‌ دوران‌ سوم‌ است‌. ارتفاعات ‌استان‌ به‌ دوران‌ دوم‌ و سوم‌ زمين‌شناسي‌ تعلّق‌ دارد و سنگ‌هاي‌ آن‌ اغلب‌ آهكي‌ و گچي‌ است. بعضي‌ از كوه‌هاي ‌اين‌ استان‌ (مانند: آتشفشان‌ تفتان‌) به‌ اواخر دوران‌ سوم‌ و اوايل‌ دوران‌ چهارم‌ تعلّق‌ دارد. ارتفاعات‌ سيستان‌ وبلوچستان‌ جزو رشته‌ كوه‌هاي‌ مركزي‌ ايران‌ و شامل‌ ناهمواريهاي‌ شرق‌ چاله‌ لوت‌ و ارتفاعات‌ ديواره‌ شرقي‌ وجنوبي‌ چاله‌ جازموريان‌ است‌. پهناي‌ كوهستان‌ها از شمال‌ به‌ جنوب‌ افزايش‌ مي‌يابد و در فاصله‌ ايرانشهر- كوهك‌ به‌ بيشترين‌ حد خود مي‌رسد. اين‌ ناهمواريها شامل‌ دو قسمت‌ كوه‌هاي‌ سيستان‌ و كوه‌هاي‌ بلوچستان ‌است.

    آب و هوا – استان سيستان و بلوچستان:

    منطقه‌ سيستان‌ و بلوچستان‌ با توجه‌ به‌ موقعيت‌ جغرافيايي ‌، از يك‌ طرف‌ تحت‌ تأثير جريان‌هاي‌ جوي‌ متعدد و از طرفي‌ ديگر تحت‌ تأثير فشار زياد عرض‌هاي‌ متوسط‌ قرار دارد كه‌ مهّم‌ترين‌ پديده‌ مشهود اقليمي‌ آن ‌گرماست‌. پديده‌ قابل‌ توجه‌ در وضعيت‌ هواشناسي‌ اين‌ منطقه‌ ، بادهاي‌ شديد موسمي‌ ، طوفان‌ شن‌ ، رگبارهاي‌ سيل‌آسا ، رطوبت‌ زياد و مه‌ صبحگاهي‌ است‌. اين‌ استان‌ داراي‌ تابستان‌هاي‌ گرم ‌، طولاني‌ و زمستان‌هاي‌ كوتاه‌است ‌. سردترين‌ شهر استان‌ ، زاهدان‌ و گرم‌ترين‌ شهر آن‌ ايرانشهر است‌. نواحي‌ ساحلي‌ درياي‌ عمان‌ به‌ علّت‌ رطوبت‌ ناشي‌ از مجاورت‌ با دريا ، آب‌ و هواي‌ گرم‌ و رطوبت‌ نسبتاً بيشتري‌ دارد. استان‌ سيستان‌ و بلوچستان‌ يكي‌ از خشك ‌ترين‌ استان‌هاي‌ كشور محسوب‌ مي‌شود. ميزان‌ بارندگي‌ از شرق‌ به‌ غرب‌ استان‌ افزايش‌ مي‌يابد و در نواحي‌ ساحلي‌ استان‌ ميزان‌ رطوبت‌ نسبي‌ بسيار بالاست‌. استان‌ سيستان‌ وبلوچستان‌ از جهات‌ مختلف‌ در معرض‌ بادهاي‌ موسمي‌ و فصلي‌ است‌ كه‌ اهم‌ اين‌ جريانات‌ بادي‌ عبارتند از: باد 120 روزه‌ سيستان‌ (لوار) ، باد قوس ‌، باد هفتم‌ (گاوكش‌) ، باد نم‌ بي‌ يا باد جنوب‌ ، باد هوشاك‌ ، بادهاي‌ مرطوب‌ وموسمي‌ اقيانوس‌ هند ، باد شمال‌ يا گوريچ‌ و باد غربي‌ يا گرد.

    تاريخ و فرهنگ – استان سيستان و بلوچستان:

    استان‌ سيستان‌ و بلوچستان‌ به‌ لحاظ‌ خصوصيات‌ طبيعي‌ و پيشينه‌ اسكان ‌، از دو منطقه‌ كاملاً متمايز سيستان‌ و بلوچستان‌ تشكيل‌ شده‌ است‌. سيستان‌ امروزي‌ قسمت‌ شمال‌ استان‌ است‌. مورخين‌ بناي ‌سيستان‌ را به‌ گرشاسب‌ يكي‌ از نوادگان‌ كيومرث‌ نسبت‌ داده‌اند. ناحيه‌ مذكور به‌ دليل‌ موقعيت‌ خاص‌ استراتژيكي ‌و جغرافيايي‌ در تمام‌ دوران‌ تاريخي‌ از اهميّت‌ به‌ سزايي‌ برخوردار بوده‌ است‌. كتيبه‌هاي‌ بيستون‌ و تخت‌ جمشيد سيستان‌ را يكي‌ از ممالك‌ شرقي‌ داريوش‌ ذكر كرده‌اند. نام‌ سيستان‌ از(سكا) كه‌ يكي‌ از اقوام‌ آريايي‌ بود ، گرفته‌ شده‌ است‌. (سكاها) در حدود سال‌ 128 پيش‌ از ميلاد سيستان‌ را به‌ تصرف‌ خود در آورده‌اند. در عصر ساسانيان‌ تا قرن‌ اوّل‌ اسلام‌ ولايت‌ سيستان‌ موقعيت‌ ممتازي‌ به‌ دست‌ آورده‌ بود. در زمان‌ اردشير بابكان ‌، سيستان‌ جزو متعلقات‌ دولت‌ ساساني‌ به‌ شمار مي‌آمد و در سال‌ 23 هجري‌ قمري ‌، اعراب‌ مسلمان‌ به‌ اين‌ سرزمين‌ دست‌ يافتند و سرانجام‌ در زمان‌ معاويه‌ مردم‌ اين‌ خطه‌ به‌ اطاعت‌ كامل‌ اسلام‌ درآمدند. اولين‌ فرمانرواي‌ معروف‌ اين‌ سرزمين‌ (يعقوب‌ ليث‌ صفاري) بود. سيستان‌ تا چند قرن‌ تحت‌ سلطه‌ امراي ‌صفاري‌ باقي‌ ماند. صفاريان ‌، سامانيان ‌، غزنويان‌ و سلجوقيان‌ هر يك‌ مدّتي‌ اين‌ سرزمين‌ را تحت‌ سلطه‌ خود داشته‌اند. در زمان‌ مغولان ‌، خرابي‌هاي‌ زيادي‌ در سيستان‌ بوجود آمد. در سال‌ 914 هجري‌ قمري‌ ، شاه‌ اسماعيل‌ صفوي‌ سيستان‌ را تصرف‌ نمود و در زمان‌ حكومت‌ نادرشاه ‌، اختلاف‌هاي‌ داخلي‌ سبب‌ خرابي‌هاي‌ زيادي‌ در اين‌ سرزمين‌ شد. قديمي ترين‌ نام‌ بلوچستان‌ (مكا) است‌ و به‌ مرورمكران‌ تبديل‌ شده‌ است‌. مكران‌ به‌ قسمت‌ جنوبي‌ بلوچستان‌ گفته‌ مي‌شود. كلمه‌ بلوچستان‌ نيز از زماني‌ به‌ اين ‌سرزمين‌ اطلاق‌ شد كه‌ بلوچ‌ها در آن‌ سكونت‌ اختيار كردند. طبق‌ آثار بدست‌ آمده‌ از تپه‌هاي‌ بلوچستان ‌، تاريخ‌ اين‌ سرزمين‌ به‌ 3000 سال‌ پيش‌ از ميلاد مي‌رسد. در زمان‌خلافت‌ خليفه‌ دوم ‌، اين‌ سرزمين‌ به‌ وسيله‌ اعراب‌ فتح‌ و يكي‌ از سرداران‌ عرب‌ به‌ حكومت‌ آن‌ منصوب‌ شد. درسال‌ 304 هجري‌ قمري ‌، بلوچستان‌ به‌ وسيله‌ ديلمان‌ فتح‌ شد. سلجوقيان‌ ، بلوچستان‌ را اشغال‌ نمودند و بلوچستان‌ تابع‌ كرمان‌ شد. بعد از حكومت‌ نادر، بلوچستان‌ اسماً جزو ايران‌ بود و حكومت‌ محلي‌ مستقلي‌ نداشت‌. در زمان‌ محمّد شاه‌ قاجار ناحيه‌ ايرانشهر به‌ تصرف‌ وي‌ درآمد ، پس‌ از آن‌ رفته‌ رفته‌ تمامي‌ نواحي ‌ساحلي‌ بلوچستان‌ زير سلطه‌ حكومت‌ مركزي‌ قرار گرفت‌. مجموعه‌ اقوام‌ ساكن‌ در استان‌ سيستان‌ و بلوچستان‌ همراه‌ با سنن‌ و شيوه‌هاي‌ خاص‌ زندگي ‌، به‌ تنهايي‌ يكي ‌از جاذبه‌هاي‌ بي‌ نظير و چشمگير منطقه‌ است‌. دو ايل‌ مهّم‌ (براهويي‌ و بلوچ‌) در منطقه‌ سيستان‌ و بلوچستان ‌زندگي‌ مي‌كنند. نحوه‌ معيشت‌ و زيست‌ ، الگوهاي‌ سكونت‌ ، سنت‌ها و آداب‌ و رسوم‌ و سرانجام‌ ايل‌ راه‌ها ازجمله‌ جاذبه‌هاي‌ فرهنگي‌ و ديدني‌ اين‌ شيوه‌ زندگي‌ است‌. گروهي‌ از دانشمندان‌ و سخن‌ سرايان‌ به‌ ايالت‌ سيستان‌ منسوب‌اند كه‌ به‌ آنان‌ سنجري‌ و سگزي‌ گويند. شعراي‌ به‌ نام‌ سيستان‌ عبارتند از: (ابوالحسن‌ علي‌ بن‌ جولوغ‌ فرخي ‌گزي‌) ، (ابوالفرج‌ سجزي‌) ، (قاضي‌ احمد) و (ابوسعيد سگزي‌). در دوران‌ طلايي‌ سيستان‌ مشاهيري‌ از آن‌ برخاسته‌اند كه‌ عبارتند از: فرخي‌ سيستاني‌ ، يعقوب‌ ليث‌ و رستم.

    مسافرت و اقامت - استان سيستان و بلوچستان:

    اكثر شهرهاي‌ استان‌ سيستان‌ و بلوچستان‌ از نظر راه‌هاي‌ ارتباطي‌ مخابرات‌ و سيستم‌هاي‌ درماني‌ تجهيز شده‌اند و عمدتاً داراي‌ هتل‌ و امكانات‌ اقامتي‌ مي‌باشند و با فرهنگ‌ جهانگردي‌ آشنايي‌ نيز دارند. شهر چابهار كه‌ به‌ بندري‌ آزاد تبديل‌ شده‌ از هر حيث‌ آماده‌ پذيرايي‌ ايرانگردان‌ و جهانگردان‌ است.

    مکان های دیدنی و تاریخی - استان سیستان و بلوچستان:

    استان سیستان و بلوچستان از مکان های تاریخی و دیدنی زیادی برخوردار است. باغ های مركبات ايرانشهر، پارک تفتان، پارک جنگلی بمپور، پناهگاه حيات وحش، جنگل های نخل، انواع چشمه های آب گرم، رودخانه سرباز و تمساح های آن، غارتيس، غاركوه پيرک، كوه تفتان، گردشگاه های كشمان، گردشگاه ماليه – گوربند، منطقه حفاظت شده بزمان و گل فشان های طبیعی استان از مهم ترین جاذبه های طبیعی سیستان و بلوچستان است. آتشكده كركوی، بنای امام زاده های متعدد، تپه های باستانی و با ارزش، شهرهای تاریخی، قلعه های باستانی، مسجدهایی با ارزش معماری بالا به همراه جاذبه های دیگرچون: صنایع دستی جذاب، موسیقی جالب وشنیدنی، مردمانی با فرهنگ ها و قومیت های مختلف از مهم ترین و جذاب ترین دیدنی های استان سیستان و بلوچستان است.

    صنايع و معادن - استان سیستان و بلوچستان:

    صنايع استان سیستان و بلوچستان به دو دسته صنایع دستی و صنایع کارخانه ای تقسیم می شوند. صنايع دستی در بين ايلات و عشاير استان؛ موقعيت مهمی دارد و از لحاظ تأمين درآمد، پس از كشاورزی و دام داری در رتبه سوم اهمیت قراردارد. حصيربافی، قالی بافی، سوزن دوزی، چادربافی، پشتی بافی، خامه دوزی، سفره بافی، جوال بافی، نمد مالی و سكه دوزی مهم ترين صنايع دستی عشاير سيستان و بلوچستان هستند. انواع صنایع کارخانه ای چون: صنايع غذايی، نساجی، پوشاک و صنايع شيميايی؛ بیش تر در اطراف زاهدان و شهرهای بزرگ فعاليت دارند. ساير صنايع استان بيش تر مشتمل بركارگاه‎های فلزكاری، ريخته گری، ساخت لوازم خانگی و تانكر سازی است. صنايع شيلات و ماهی گيری نظير پرورش ميگو و ماهی نيز در سواحل دريای عمان در سيستان رايج است. معادن كشف شده استان سيستان و بلوچستان عبارتند از: معدن مس در شمال باختری زاهدان با ذخيره ای بيش از 15 ميليون تن، ‌معدن كروميت در نواحی خاش و معدن منگنز در منطقه كوتيج. از ديگر معادن مهم استان، معادن سنگ مرمر، سنگ آهک، تراورتن و شن و ماسه سيليسی را می توان نام برد. هم چنين دريای عمان يكی از منابع بسيار غنی نمک است. استخراج نمک ازآب دريا همواره در روستاهای ساحلی رايج بوده است و زمينه بسيار ارزان و مناسبی برای گسترش آن وجود دارد.

    کشاورزی و دام داری - استان سیستان و بلوچستان:

    مهم ترين محصول منطقه سيستان و بلوچستان گندم است كه درصد قابل توجهی از زمين‎های زيركشت را به خود اختصاص داده است. بعد از گندم، ‌جو بيش ترين سطح زير كشت را دارد. از جمله محصولات ديگر اين منطقه، يونجه، توتون، كنجد و محصولات جاليزی و سبزيجات را می توان نام برد. زراعت در بلوچستان برخلاف آن چه ظاهراً به نظر می رسد، ‌امكانات بالقوه زيادی برای رشد دارد. شرايط آب و هوایی مناسب برای رشد و پرورش گياهان منطقه گرمسيری و آب و هوای متنوع، امكان كشت و برداشت مكرر يک محصول در فصول مختلف را فراهم نموده است.

    گندم با سيلاب های بهاری آبياری می شود و بازده محصول آن ها نسبت به عمل كرد كل كشور از وضعيت خوبی برخوردار است. جو نيز به صورت آبی در بیش تر مناطق و به صورت ديم در چابهار، ‌ايرانشهر و سراوان كشت می شود و بيش تر به مصرف دام های مختلف می رسد. برنج نيز درزمین های كوه پايه‎ای و در مسير رودخانه ها كشت می شود. در مناطقی كه در سال دوبار محصول برداشت می شود، محصول ديم؛ غالبا برنج است.

    علاوه بر محصولات فوق، يونجه نيز به عنوان مهم ترين منبع غذايی دام ها در بلوچستان كاشته می شود. بخش ديگری از فعاليت های كشاورزی استان سیستان و بلوچستان را باغ داری تشکیل می دهد كه مهم ترين محصول آن انگور است. بيش ترين درصد تاكستان های استان در منطقه سيستان قرار دارد. از سايردرختان ميوه، می توان به انار، ‌انجير، توت، سيب، مركبات و موز اشاره كرد. هم چنين درختان انبه، پاپايا (خربزه درختی)، نارگيل، زيتون خوراكی، چيكو، كائوچو و نيشكر نيز در شرايط آب و هوايی اين استان رشد می کنند. محصول باغ های بلوچستان در دره های كوهستانی متمركز شده و درختانی چون خرما، ‌غالب زمين های زراعی را محصور نموده است.

    وجه تسميه و پيشينه تاريخي - استان سیستان و بلوچستان:

    نام قديم سيستان «زرنگا» يا «زرنگ» بود، كه پس از مهاجرت «سكاها» به طرف جنوب، و استقرارشان در اين منطقه در زمان فرهاد دوم اشكانی، به نام آنان «سكستان» نام گرفت. شهر زرنگ در حال حاضر جزء افغانستان بوده و در محل آن روستای كوچكی به نام «نادعلی» قرار دارد. در نزديكی اين روستا، تل بزرگی است كه بر فراز آن، هنوز آثار خرابه‎های ارگ، قلعه و باروی آن ديده می شود. در تپه های بلوچستان نيز آثاری به دست آمده كه تاريخ اين سرزمين را به 3000 سال پيش از ميلاد می ‎رساند. آن چه مسلم است، ‌كوروش کبير هنگام لشگركشی به هند، ‌مكران را نيز تصرف كرد. لفظ زرنگ، قديمی ترين نام سيستان و زاولستان است كه در كتيبه داريوش، «زرنگار» آمده است. به عقيده محققين «زرنگ»، «زريه»، «زريا» و «دريا» به زبان امروزی، همه يک مفهوم داشته و مراد از آن ها دريای «زره» يا «هامون» بوده است. نيم روز، ‌نام ديگر سيستان و به معنی جنوب است. بنای بيش تر سيستان را به پهلوانان اسطوره‎ای ايران چون زال، سام و رستم نسبت می دهند و فردوسی نيز در شاهنامه، از گردان بلوچ سخن گفته است.

    از سوی ديگر سرزمينی كه اكنون بلوچستان ناميده می ‎شود، درگذشته به«مكا» و«مكه» شهرت داشته است. هم چنين از دير باز اين منطقه را «مكران» ناميده‎اند كه به نظر می ‎آيد تركيبی از دو واژه «اراينا يا ايرنيا» و «مكا» باشد كه در سانسكريت به معنی سرزمين باتلاق ها است. چرا كه در زمان قديم درسرزمين بلوچستان باتلاق‎های بسياری وجود داشته است. كلمه بلوچستان نيز از زمانی به اين سرزمين اطلاق شد كه بلوچ ها در آن سكونت كردند. مورخين بنای سيستان را به گرشاسب – يكی از نواده گان كيومرث – نسبت داده‎اند. سيستان در زمان هخامنشيان، منطقه‎ای آباد بود. اين امر در كتيبه بيستون و كتيبه های تخت جمشيد كه سيستان را يكی از ممالک خاوری داريوش ذكر كرده‎اند، ‌منعكس شده است. سكاها در حدود 128 پيش از ميلاد، سيستان را به تصرف خود درآورده و در پهنه آن استقرار يافته‎اند.

    اسكندر مقدونی هنگام بازگشت از هندوستان در اين سرزمين در اثر وجود ريگ های روان، بيابان های خشک و بی آب و سرسختی مردمان اين سرزمين، ‌بيش تر سپاهيان خويش را از دست داد. با فتح سيستان به دست اردشير بابكان اين منطقه در زمره متعلقات دولت ساسانی قرار گرفت. در زمان خلافت خليفه دوم، اين سرزمين به وسيله عرب‎ها فتح و يكی از سرداران عرب به عنوان حاكم آن منصوب شد، ‌ولی در اثر مخالفت ها و جنگ های مردم بلوچستان با وی، سرزمين را ترک كرد. در سال 304 هجری قمری، سرزمين بلوچستان به وسيله ديلميان فتح شد و در زمان حكومت سلجوقيان در كرمان، ‌منطقه بلوچستان نيز توسط آن ها اشغال و تابع كرمان شد.

    سرزمين سيستان در سال 23 هـ . ق به تصرف اعراب درآمد. دفاع و مخالفت مردم اين سرزمين تا زمان معاويه (که آنان را به اطاعت واداشت و عبدالرحمان فاتح سيستان را به حكومت آن جا منصوب کرد) به صورت شورش ها و قيام های محلی ادامه داشت؛ به گونه ای که فرمان دار عرب را مجبور به ترک اين سرزمين کردند.

    اولين فرمان روای ايرانی اين سرزمين؛ در پس از اسلام يعقوب ليث صفاری بود كه از رودخانه سند تا رود كارون را تحت فرمان داشت. عمرو ليث - برادر وی - نتوانست اين موقعيت مهم را حفظ كند و سرانجام به دست اسماعيل سامانی در بغداد به قتل رسيد. با وجود اين، سيستان تا چندين قرن تحت سلطه امرای صفاری باقی ماند و طاهراز نواده گان عمرو تا 295 هجری قمری ايالت فارس و كرمان و سيستان را تحت فرمان خود داشت و پس از وفات او سلسله صفاری روی به ضعف گذاشت. پس از صفاريان، سامانيان، غزنويان، و سلجوقيان نيز هر يک مدتی در اين سرزمين فرمان راندند. در زمان مغولان و تيموريان، ‌خرابی های زيادی در سيستان به وجود آمد كه به از بين رفتن سدها، كانال‎ها و مناطق آباد سيستان انجاميد. درسال 914 هـ . ق، شاه اسماعيل صفوی سيستان را تصرف كرد. پس از شاه اسماعيل – در زمان حكومت نادرشاه – اختلافات داخلی سبب خرابی های زيادی در اين سرزمين گرديد. سرانجام سپاهيان ايران در 1865 ميلادی، سيستان را از دست امرای سركش بازستاندند. در سال های بعد نيز اين منطقه دستخوش حوادث و وقايع زيادی شد. كشمكش های افغانستان با ايران بر سر ادعاهای آن كشور نسبت به سيستان منجر به دخالت بريتانيا به عنوان داور شد. هيأت تشكيل شده توسط بريتانيا، ‌سيستان را در امتداد خطی از بند سيستان برهيرمند به طرف كوه ملک سياه در باختر گودرز، بين ايران و افغانستان تقسيم نمود. با اين كار، قسمتی كه اروپاييان عنوان «سيستان خاص» به آن داده‎اند (در مقابل «سيستان خارجی» كه به افغانستان واگذار شد) به ايران تعلق گرفت. این سرزمین همواره از فراز و نشیب های تاریخی زیادی برخوردار بوده و سرگذشت طولانی تاریخی داشته است.

    مشخصات جغرافيايي - استان سیستان و بلوچستان:

    استان سيستان و بلوچستان ‌درجنوب خاوری ايران و در مختصات جغرافيايی 25 درجه و 3 دقيقه تا 31 درجه و 28 دقيقه پهنای شمالی و 58 درجه و 47 دقيقه تا 63 درجه و 19 دقيقه درازای خاوری واقع شده است. این استان؛ از دو ناحيه تشكيل يافته که از لحاظ طبيعی با يك ديگر كاملا متفاوت هستند. اين استان پهناور از خاوربا كشورهای پاكستان و افغانستان، از جنوب با دريای عمان ، از شمال و شمال باختر با استان خراسان و از باختر با استان های كرمان و هرمزگان هم جوار است. ناحيه سيستان که 8117 كيلومتر مربع وسعت دارد و در قسمت شمالی استان واقع شده است. اين ناحيه حوزه مسطح و مسدودی است كه از آبرفت های دلتای قديمی و فعلی رود هيرمند تشكيل شده است. ناحيه بلوچستان با مساحت 17***5 كيلومتر مربع يک منطقه وسيع كوهستانی است كه حد شمالی آن كوير لوت و حد جنوبی آن دريای عمان است. مرزهای طولانی آبی و خشكی استان؛ با كشورهای افغانستان، پاكستان و كشورهای حوزه خليج فارس، موقعيت ويژه ای به اين استان بخشيده و سبب ايجاد شرايط خاصی در آن شده است. جمعیت این استان برابر سرشماری سراسری سال 1375 حدود 1703094 نفر برآورد شده است.
    نقشه استان سیستان وبلوچستان:

+ ارسال موضوع جدید
صفحه 3 از 3 نخستنخست 1 2 3

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

تعداد اعضای بازدید کننده از این تایپیک : 0

بازدید کنندگان :  (نمایش کلی)

نامی برای نمایش وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

Bookmarks

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •