+ ارسال موضوع جدید
صفحه 2 از 4 نخستنخست 1 2 3 4 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 31

موضوع: <<<<<تموم استان ها ایران((تاریخچه و...))+نقشه در این تاپیک>>>>>>

  1. #1
    اخراج شده

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    نوشته ها
    4,145
    تشکر
    1,209
    تشکر شده 5,363 بار در 1,879 پست

    <<<<<تموم استان ها ایران((تاریخچه و...))+نقشه در این تاپیک>>>>>>

    اســ ــ ــ ــ ـتان یـــ ــ ــ ــزد+نقـ ـ ـشه

    استان یزد:

    موقعیت : مرکز ایران

    مجاورت : شمال: استان اصفهان شمال شرقی : استان خراسان جنوب غربی: استان فارس جنوب شرقی : استان کرمان غرب: استان اصفهان

    آب و هوا: به علت قرار داشتن بر روی کمربند خشک جهانی دارای زمستانهای سرد و نسبتاً مرطوب و تابستانهای گرم و طولانی و خشک - ارتفاع متوسط :M ۱/۲۳۰ دما : º c ۱۸/۹

    وسعــــت: ۱۲۰۰۰۰ کیلومتر مربع

    جمعـیــت: بر اساس آمار سال ۱۳۸۵ خورشیدی 990818 نفر

    تقسیمات:

    شهرستانها: ابرکوه - اردکان - بافق - تفت - خاتم - صدوق - طبس - مهریز - میبد - یزد/مرکز استان - گالری تصاویر

    موقعيت جغرافيايي - استان یزد:

    استان‌ يزد با ۱۲۰۰۰۰ كيلومتر مربع‌ وسعت‌ در مركز ايران‌ قرار دارد و براساس‌ آخرين‌ تقسيمات‌ كشوري‌، داراي‌ هفت‌ شهرستان‌ به‌ نام‌هاي‌ ابركوه‌، اردكان‌، بافق‌، تفت‌، مهريز، ميبد و يزد است‌. استان‌ يزد در سال‌ ۱۳۸۵ خورشیدی حدود 990818 نفر جمعيت‌ داشته‌ است‌. از اين‌ تعداد 789803 در نقاط‌ شهري‌ و 201015 نفر در نقاط ‌روستايي‌ ساكن‌ بوده‌اند. شهر يزد پرجمعيت‌ترين‌ شهر و مركز سياسي‌ - اداري‌ استان‌ يزد است‌. استان‌ يزد در قلمرو سلسله‌ جبال‌ مركزي‌ ايران‌ واقع‌ شده‌ و از پستي‌ و بلندي‌ و چاله‌ها و كفه‌هاي‌ كويري‌متعددي‌ تشكيل‌ شده‌ است‌. اين‌ ناهمواري‌ها مشتمل‌ بر تپه‌هاي‌ پاي‌ كوهي‌، دشت‌ها، بيابان‌ها، نواحي‌ كويري‌ وتپه‌هاي‌ ماسه‌اي‌ است.

    ‌در استان‌ دو رشته‌ كوه‌ متمايز از هم‌ وجود دارد. اولي‌ بخشي‌ از كوههايي‌ است‌ كه‌ در جهت‌شمال‌ غربي‌ - جنوب‌ شرقي‌ از مركز ايران‌ عبور مي‌كنند. و به‌ كوههاي‌ مركزي‌ ايران‌ معروف‌ هستند. دومي‌ شامل‌رشته‌ كوههايي‌ است‌ كه‌ در مناطق‌ مركزي‌، شمالي‌ و شرقي‌ استان‌ قرار دارند. رشته‌ شيركوه‌ كه‌ مانند ديواري‌قسمت‌هاي‌ مركزي‌ استان‌ را از بخش‌ غربي‌ آن‌ (چاله‌ ابرقو) جدا مي‌كند، همواره‌ از برف‌ و يخ‌ پوشيده‌ شده‌ و درتامين‌ آب‌ شهرهاي‌ يزد، تفت‌ و مهريز نقش‌ مهم‌ و اساسي‌ دارد.

    آب و هوا – استان یزد:

    اقليم‌ استان‌ يزد به‌ دو علت‌ اساسي‌ خشك‌ است‌. اول‌ آنكه‌ بر روي‌ كمربند خشك‌ جهاني‌ واقع‌ شده‌ وديگر آنكه‌ از درياهاي‌ آزاد عمان‌ و خليج‌فارس‌ و درياچه‌هاي‌ داخلي‌ و بادهاي‌ رطوبت‌زاي‌ دريايي‌ بسيار دوراست‌. عامل‌ مهم‌ اعتدال‌ نسبي‌ آب‌ و هواي‌ يزد كه‌ قابليت‌ زيست‌ نسبتاً مناسبي‌ به‌ آن‌ بخشيده‌ است‌، ارتفاعات‌مهمي‌ است‌ كه‌ در اطراف‌ آن‌ پديد آمده‌ و به‌ طور موضعي‌ در بهبودي‌ هواي‌ استان‌ اثر مي‌گذارند و لذا مناطقي‌ باارتفاع‌ بيش‌ از 2500 متر از اعتدال‌ و رطوبت‌ نسبي‌ بيشتري‌ برخوردار هستند.

    متوسط‌ دماي‌ هواي‌ استان‌ 9/18 درجه‌ سانتي‌گراد است‌. حداكثر مطلق‌ دما در تيرماه‌ برابر 43 و حداقل‌ آن‌ در دي‌ماه‌ برابر 2/7- درجه‌ سانتي‌گراد مي‌باشند. به‌ استثناي‌ منطقه‌ كوهستاني ‌شيركوه‌ ، ساير نقاط‌ استان‌ يزد اقليم‌ گرم‌ و خشك‌ و بياباني‌ دارد كه‌ از غرب‌ و جنوب‌ غربي‌ به‌ طرف‌ شمال‌ شرقي‌و شرق‌ خشك‌تر مي‌شود.

    تاريخ و فرهنگ – استان يزد :

    سرزمين‌ يزد جلوه‌هايي‌ از باشكوه‌ترين‌ و درخشانترين‌ ميراث‌ فرهنگي‌ و تمدن‌ كهن‌ ادوارمختلف‌ تاريخي‌ ايران‌ را در خود جاي‌ داده‌ است‌. تاريخ‌ سكونت‌ انسان‌ در اين‌ خطه‌ از هزاره‌ سوم‌ پيش‌ از ميلادفراتر رفته‌ است‌، به‌ طوري‌ كه‌ در عهد پيشداديان‌ طوايف‌ در حال‌ كوچ‌ از بلخ‌ به‌ پارس‌، اين‌ سرزمين‌ را يزدان‌،ناميدند و از آن‌ زمان‌ به‌ بعد يزد محل‌ عبادت‌ شد. از مهم‌ترين‌ مراكز اسكان‌ اوليه‌ اين‌ سرزمين‌ به‌ مهرپادين‌(مهريز) فهرشان‌، پهره‌ (فهرج‌)، خورميش‌، ادر (اردكان‌)، شواز، قلاع‌ موبدان‌ (ميبد)، طرنج‌، عقدا و اشكذرمي‌توان‌ اشاره‌ كرد. شهر يزد به‌ عنوان‌ محلي‌ پاك‌ و مقدس‌ در رأس‌ تمام‌ آبادي‌هاي‌ مزبور قرار داشته‌ است‌.

    دره‌هاي‌ سرسبز و مناطق‌ ييلاقي‌، چشمه‌ سارها، ارتفاعات‌ و قله‌ها، غارها، حيات‌ وحش‌ و شكارگاهها و به‌ويژه‌ جاذبه‌هاي‌ كويري‌ از خصوصيات‌ جالب‌ توجه‌ طبيعت‌ يزد است‌ كه‌ برخي‌ از آنها جزء تفرجگاههاي‌ مهم‌مردم‌ استان‌ به‌ شمار مي‌آيد.

    استان‌ يزد از لحاظ‌ كنش‌هاي‌ فرهنگي‌ نيز جالب‌ توجه‌ است‌. اين‌ منطقه‌ از لحاظ‌ رفتارهاي‌ فرهنگي‌ مردم‌كانون‌ گوناگوني‌هاست‌ و در اين‌ بين‌ خصوصيات‌ فرهنگي‌ زرتشتيان‌ از پيشينه‌ تاريخي‌ درخشاني‌ برخوردار است‌.زرتشتيان‌ طبق‌ آئين‌ زرتشت‌ مراسم‌ ويژه‌اي‌ را در روزهاي‌ معيني‌ از سال‌ برگزار مي‌كنند كه‌ از ديدگاه‌ جهانگردي‌براي‌ افراد مسلمان‌ و پيروان‌ ساير اديان‌ جالب‌ توجه‌ و ديدني‌ است‌.

    سوغاتي ها و صنايع دستي – استان يزد:

    علاوه‌ بر منسوجات‌ و توليدات‌ پارچه‌اي‌، انواع‌ شيريني‌هاي‌ خاص‌ نيز تهيه‌ مي‌شود كه‌ در سراسرايران‌ و حتي‌ در اقصي‌ نقاط‌ جهان‌ طرفداران‌ فراوان‌ دارد. شيريني‌هاي‌ مهم‌ يزد عبارتند از: باقلوا، قطاب‌،لوزنارگيل‌، پشمك‌، نان‌ برنجي‌، حاج‌ بادام‌، حاج‌ پسته‌ و حاج‌ گردو، زولبيا، گوشه‌ فيل‌ و انواع‌ شيريني‌هاي‌خشك‌ كه‌ بسيار ظريف‌، شكيل‌ و خوشمزه‌ پخته‌ و عرضه‌ مي‌شوند.

    غذاهاي محلي – استان يزد:

    در مناطق‌ مختلف‌ روستايي‌ و شهري‌ استان‌ يزد غذاهاي‌ ويژه‌اي‌ تهيه‌ مي‌گردند كه‌ از آن‌ جمله‌مي‌توان‌ به‌ انواع‌ آش‌ (آش‌ يزدي‌، آش‌ ماش‌، آش‌ سركه‌ شيره‌، آش‌ آبغوره‌، آش‌ تمبر هندي‌، آش‌ گندم‌ (آش‌ جو وشكمبه‌)، آبگوشت‌ ترش‌، انواع‌ كوفته‌ (كوفته‌ نخود، كوفته‌ برنج‌ و كوفته‌ لپه‌)، انواع‌ خورشت‌ (خورشت‌ به‌ آلو،خورشت‌ فسنجان‌ يزدي‌ و خورشت‌ باميه‌ و بادنجان‌)، بوناش‌، شولي‌، شفته‌، شولي‌ شلغم‌، لبوي‌ شلغم‌، قليه‌ كدو،بوراني‌ خيار، قطاب‌، باقلوا و ده‌ها نوع‌ خورشت‌ و چاشت‌ ديگر اشاره‌ نمود.

    مسافرت و اقامت - استان يزد :

    كليه‌ شهرستان‌هاي‌ استان‌ يزد از نظر راههاي‌ ارتباطي‌، مخابرات‌ و سيستم‌هاي‌ درماني‌ تجهيز شده‌اندو مسافرت‌ و اقامت‌ در آنها بسيار آسان‌ است‌. اكثر شهرهاي‌ استان‌ اقامتگاههاي‌ مناسبي‌ دارند و مردم‌ استان‌ بافرهنگ‌ جهانگردي‌ كاملاً آشنا هستند. فرودگاه‌ يزد و پروازهاي‌ مستمر رفت‌ و برگشت‌ بين‌ تهران‌ و يزد از يك‌طرف‌ و عبور خط‌ آهن‌ تهران‌ - كرمان‌ از جوار برخي‌ از شهرستان‌هاي‌ استان‌، مسافرت‌ به‌ يزد و ساير شهرهاي‌ آن ‌را بسيار آسان‌ و راحت‌ نموده‌ است‌.

    مکان های دیدنی و تاریخی - استان یزد:

    استان يزد از مكان هاي ديدني و تاريخي بسياري برخوردار است كه برخي از مهم ترين آن ها عبارتند از: مسجد جامع كبير، مسجد كهن فرج، بقعه‌ي سيد ركن‌الدين، بقعه‌ي دوازده امام، دخمه‌ي زرتشتيان، آتشكده‌ي زرتشتيان (يزدان)، باغ دولت‌آباد، بانك شاهنشاهي، خانه‌ي تقديري، خانه‌ي مودت، مسجد ريگ، بادگيرها، گنبد عالي ابركوه، پرسبز، مجموعه‌ي خيرآباد، مسجد بيرون ابركوه، چهار سوق و بازارشاهي، مدرسه‌ي علميه‌ي امام خميني، رباط خرگوشي، تكيه‌ي اميرچقماق و مسجد جمعه‌ي نو (در يزد)، نارين قلعه (در ميبد)، مسجد جامع (در اردكان) و كاروان‌سراي خرانق..

    صنايع و معادن - استان یزد:

    استان يزد از دير باز منطقه ای صنعتی بوده و صنايع آن به دو صورت صنعتي و دستي رواج داشته است. فرش بافی، چاقو سازی، سبد بافی، سنگ تراشی، پارچه بافی، زيلو بافی، سراميك، سفال سازی، كرباس بافی، طلا و نقره كاری از صنايع دستی يزد هستند. اين استان از نظر صنايع كارخانه اي اکنون دارای کارخانه های توليدی بزرگ و کوچک است. علاوه برکارگاه های کوچک نساجی و شيرينی سازی، که شمار آن ها بسيار است، ده ها واحد توليدی ديگر وجود دارد که در رشته های گوناگون فعاليت می کنند. صنايع ماشينی ريسنده گی و بافنده گی از سال 1312 هـ. ش، در استان يزد پديد آمد. اساس اين دگرگونی وجود صدها کارگاه سنتّی بافنده گی و هزاران بافنده ماهر و هنرمند در اين منطقه بوده، که هم زمان با نخستين حرکت های صنعتی شدن ريسنده گی و بافنده گی در کشور، به مراکز توليدی کارخانه‎ای روی آوردند. استان يزد با دارا بودن 330 واحد توليدی نساجی، نيمی از منسوجات کشور را توليد و عرضه می کند و 70 در صد زمينه های اشتغال صنعتی استان يزد، به اين صنايع تعلق دارد. با وجود شرايط آب و هوايی و زيستی نامناسب منطقه، تشكيلات زمين شناختی اين استان، ذخيره های بزرگ معدنی را در دل خود، جای داده است، به طوری که می توان اين استان را منطقه ای معدنی ناميد. بزرگ ترين قطب های معدنی آهن ايران در استان يزد قرار دارد. هم چنين مي‎توان از معادن غنی سرب و روی مهدی آباد، کوشک، درّه انجير و منصور آباد، بوکسيت صدر آباد، معدن اورانيوم ساغند اردکان كه در نوع خود در خاورميانه بی‎نظير است، مس اردکان و تفت، نام برد. افزون بر آن، معدن های فلزی، سنگ های تزييني با کيفيت بسيار بالا، مانند: مرمر، مرمريت، گرانيت، چينی، ... و نيز موادی چون باريت، گچ، فسفات، نمک، ... به فراوانی در سطح استان يزد وجود دارد.

    کشاورزی و دام داری - استان یزد:

    كشاورزي استان يزد به دليل بارش اندك به گونه كشت آبی است و رونق چندانی ندارد. تلاش كشاورزان اين ناحيه براين است كه با بهره گيری از كم ترين آب و خاك حاصل خيز، توانسته اند كشاورزی را در محدوده ای اندك به ديگر بخش های اقتصادی پيوند دهند. از مهم ترين فرآورده های كشاورزی يزد می توان گندم، جو، آفتاب گردان، نباتات علوفه ای، جاليز، زيره، گوجه فرنگی، ‌بادمجان و سردرختی به ويژه انار، انجير و پسته را نام برد. دام پروری نيز به روش سنتی و صنعتی رواج دارد، اما به دليل كمبود علوفه رونق زيادی ندارد. مردم آبادی های پيرامون شهر يزد، به پرورش گوسفند، بز، گاو و شتر می پردازند.

    وجه تسميه و پيشينه تاريخي - استان یزد:

    يزد، يعنی آفريننده خوبی ها، پاكی ها و شهر خداست. نام گذاری اين شهر با واژه «يزش» به معنای ستايش و نيايش در زبان پارسی ميانه و با واژه يزدان يا يزتان به معنی پاك، مقدس، فرخنده و همچنين به معنی ذات خدا در ارتباط است. يزد در دوران هخامنشی و شايد پيش از آن «ايستاتيس» ناميده می شده که «هرفته» (فرافر) و «سريزد» كنونی، در 30 كيلومتری خاور شهر يزد بازمانده اين شهر است. استان يزد از تاريخی كهن برخوردار است، تا جايی كه بنای شماری از شهرهای آن، مانند: ميبد را به سليمان پيامبر، يزد را به ضحاک و اسکندر مقدونی و ابر کوه را به ابراهيم پيامبر نسبت داده‎اند. مجموعه آثار باستانی پراکنده موجود دراستان يزد به سهم خود، بازمانده شايان توجهی از تاريخ و فرهنگ کهن ايران است. کشاورزی و مدنيت يزد، در چهار کانون بزرگ مهريز و فهرج، يزد، رستاق و ميبد و اردکان، پا گرفته است. اين منطقه با قرار گرفتن در مسير شاه راه های باستانی ری ـ کرمان و پارس ـ خراسان، در ميانه هزاره نخست پيش از ميلاد، نقش مرزبانی ايالت ها و نگه بانی راه های بسياری را که به چهار سوی ايران می رفته، ايفا می‎کرده است.

    منطقه يزد بی گمان، در دوران هخامنشی دارای راه های بزرگ و معتبر، راه داری و مراکز پستی و چاپاری بوده است. زيرا علاوه بر راه های شناخته شده باستانی، از روی مدارک پيشين، راه‎های فراموش شده‎ای نيز که در روزگار باستان به مرکز اقتصادی و فرهنگی ايران باستان می‎پيوسته‎اند به تازه‎ گی شناسايی شده‎اند.

    منطقه يزد، در دوران ساسانی، به ويژه در روزگار قباد، انوشيروان و يزدگرد اوّل، ... از جايگاه اجتماعی و اقتصادی ويژه ای بر خوردار بوده و به عمران و آبادی آن، توجه بسيار شده است. در نخستين سده اسلامی، سرزمين يزد به دست مسلمانان افتاده قبايل عرب به سوی ايران سرازير شدند. گروهی نيز از قبيله های بنی تميم و بنی عامر، درکوی عرب ها ی يزد، استقرار يافتند. در سده 4 هـ. ق، که ديلميان بر بخش های باختر و جنوب ايران و عراق چيره گرديدند، جمعی از علويان هم به يزد آمده در کوی حسنيان سکونت گزيدند. بنيان گذار اين خاندان علاء الدوله ابوجعفر بود كه در 398 هـ. ق، از سوی سيّده خاتون، دختر عمه خود ( مادر مجدالدوله ديلمی ) به حکومت مستقل اصفهان و پيرامون آن منسوب گرديد. در سال 443 هـ. ق طغرل سلجوقی، شمس الملوک ظهير الدين ابومنصور فرامرز را به حکومت مستقل يزد و ابر کوه منصوب کرد. از سرشناس ترين افراد اين خاندان امام زاده سيّد جعفر ( ع ) است، که از سيّدهای عريضی بوده در سال 424 هـ. ق، در يزد در گذشت و مزارش هم چنان زيارتگاه مردم است.

    حکم رانی ابومنصور فرامرز در روزگار فرمان روايی طغرل، آلب ارسلان و ملک شاه سلجوقی بوده نزد آنان احترام ويژه ای داشت. پس از وی به ترتيب فرزندش مؤيد الدوله ابومنصور علی بن فرامرز، علاءالدوله کاليجار و پسرش امير فرامرز، بر يزد حكومت كردند. اينان در نزد سلجوقيان، دارای احترام و اعتبار بودند. چون امير فرامرز پسر نداشت، حکومت يزد به دو دخترش واگذار و رکن الدين سام بن وردان روز، به اتابکی آنان گماشته شد. بدين ترتيب حکومت يزد، از آل کاکويه به اتابکان يزد انتقال يافت.

    رکن الدين سام، پس از اندک زمانی، در سال 584 هـ. ق، از کار اتابکی دختران امير فرامرز کنار رفت و برادرش عزالدين، به اتابکی رسيد. اتابکان يزد با ايجاد پيوند های زناشويی، روابط دوستانه‎ای با سلجوقيان بر قرار کردند و مورد احترام و مشورت آنان بودند. پس از عزالدين ( در گذشته 615 هـ. ق )، وردان روز، اسفهسالار ابومنصور ( قطب الدين ) ( در گذشته 637 هـ. ق )، قطب الدين محمود، رکن الدين علاءالدوله ( در گذشته 662 هـ. ق )، طغان شاه، علاءالدوله ( در گذشته 673 هـ. ق )، رکن الدين يوسف شاه، و حاجی شاه بن يوسف شاه يكی پس از ديگری به اتابکی رسيده بر يزد و پيرامون آن حکومت کردند. اتابکان در آبادی و عمران يزد کوشش های بسياری کردند و بناهای زيادی از خود به يادگار گذاشتند. رکن الدين سام در نزديکی دروازه مهريز مدرسه اتابک را ساخت. وردان روز در بازار دلالان، مدرسه وردان روز را بنا کرد. محمود شاه در گسترش شهر کوشيد و کوی‎های بيرون شهر را درون حصار آورده ميدانی بزرگ نيز در شهر ساخت. مادرش مريم ترکان نيز روستای مريم آباد را بنا نهاد. در روزگار حمله چنگيز به ايران سلطان ابومنصور اتابک ( قطب الدين )، چيره گی مغولان را پذيرفت و جانشينان‎اش به عنوان دست نشانده‎ گان مغول، در حکومت يزد پايدار شدند و با کفايت و زيرکی، يزد را از سپاه مغول مصون داشتند.

    در اين دوره به دليل امنيت و آرامش نسبی در يزد، بازرگانی و پيشرفت شهر ها و آبادی ها و مبادله کالاهای گوناگون، رونق يافت و کالاهای يزدی تا آن سوی آب های جنوبی ايران، به ويژه هندوستان راه يافت. راه داری و نگه داری راه ها، در دوران مغول و ايل خانان مورد توجه قرار گرفت و نگاه داری راه‎ها را به بزرگان و امرا واگذار کردند. در اوايل سده 8 هـ. ق، امنيت و نيز راه هايی که از منطقه يزد می‎گذشتند؛ گسترش يافت. اين مسأله نقش به سزايی در رونق بازرگانی و هم چنين شکوفايی اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی ايالت يزد داشت. حکومت حاجی شاه بن يوسف آخرين اتابک خاندان اتابکان يزد، در 718 هـ. ق به دست امير مبارزالدين محمّد بن مظفر از ميان رفت.

    امير مظفر، بزرگ خاندان مظفر، از نواده گان غياث الدين خراسانی بود، که در دربار ايلخانان مغول وارد خدمت شد و به حکومت ميبد رسيد. پس از مرگ او، پسرش امير مبارزالدين محمّد در اوايل حکومت ابوسعيد بهادر خان ( 716 – 736 هـ. ق ) ايل خان مغول به حکومت ميبد و راه داری يزد انتخاب شد. در سال 718 هـ. ق، حاجی شاه بن يوسف، اتابک يزد را، در نبردی شکست داده وضمن پايان دادن به حکومت اتابکان يزد از سوی ابوسعيد بهادر خان، به حکومت يزد رسيد.

    مبارزالدين محمّد، پس ازدرگذشت ابوسعيد بهادر خان، دم از استقلال زد و بر کرمان، شيراز و قلمرو حکومت ملوک شبان کاره، در جنوب ايران چيره شده در سال 723 هـ. ق، حکومت آل مظفر را تشکيل داد. يزد، در روزگار حکومت امير مبارزالدين، از نظر سياسی و اقتصادی دارای اهميت و اعتبار شد. اين جايگاه، نه تنها به خاطر تلاش مظفريان در يزد پديد آمد، بلکه شرايطی که در دوره مغول بر کشور حاکم شد، شهر های دور افتاده و به دور از هياهوی سياسی، چون يزد را مورد توجه نام داران قرار داد. طی يک سده حکم رانی مغول بر ايران، ناحيه يزد بيش از دو برابر گسترش يافت و با مديريت و تدبير امير مبارزالدين محمّد، به مرکز فعاليت های سياسی و اقتصادی تبديل يافت.

    قلمرو امير مبارزالدين محمّد با در گذشت وی به سال 765 هـ. ق بين پسران‎اش بخش شد، به طوری که سلطان احمد، در کرمان، شاه محمود، در اصفهان، شاه يحيی، در يزد و شاه شجاع، در فارس و بخشی از خوزستان به حکومت پرداختند. كه از اين ميان شاه يحيی نسبت به آبادانی سرزمين يزد، تلاش بسيار کرد. در حکومت 77 ساله آل مظفر ( 718 – 795 هـ. ق ) منطقه يزد به اوج شکوفايی و بزرگی فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی رسيد. در مدرسه ها، مسجدها، دارالسياده ها و خانقاه ها، علوم گوناگون رايج زمان، درس داده می شد. ويژه گی ديگر دوره مظفريان رونق صوفی گری در يزد است. ايجاد خانقاه ها ويژه مرشدان و مريدان صوفيان نبود، بلکه شاهان و شاه زاده گان مظفری و بزرگان هم بدان علاقه مند بوده صوفيان يزد، از احترام ويژه خاندان مظفری بر خوردار بودند. حکومت آل مظفر در سال 795هـ. ق به دست تيمور لنگ خاتمه يافت.

    تيمور لنگ حکومت يزد را به يکی از نزديکان خود سپرد. اما پس از بازگشت تيمور به ماوراءالنهر، گروهی، از همدلی مردم نسبت به آل مظفر بهره برده به رهبری آبدار، يزد را از دست حاکم تيموری بيرون آوردند. سپس سلطان محمّد، پسر ابوسعيد طبسی، يزد را به دست آورده استقلال آن را اعلام نمود. با عدم توفيق حاکمان تيموری نايين، اصفهان و اردستان در برگرداندن نظم و امنيت به يزد، پير محمّد، پسر عمر شيخ و نوه تيمور لنگ حکم ران فارس، و نيز حاکم سيستان با سپاهی ره سپار يزد شده؛ يزد را محاصره و سرانجام گشودند. تيمور لنگ برای حفظ جايگاه هنری و اهميت يزد، دستور داد نسبت به مردم اين سامان نرمی نشان داده ماليات دو ساله را نگيرند. هم چنين فرمان داد تا برج و باروی شهر را بنا کرده دارالحکومه معروف به « دژ مبارکه نارين قلعه » را به طور شايسته ای بسازند.

    ايالت يزد پس از مرگ تيمور، مدتی پهنه درگيری نوادگان تيمور، پير محمّد و اسکندر بود. شاهرخ پسر تيمور با پيروز شدن بر ديگران حکومت يزد را به امير جلال الدين، پسر چخماق سامی سپرد. وی با مردم يزد به خوبی رفتار کرد و برای عمران و آبادی اين سرزمين کوشش نمود و بناهای بسياری از خود بر جای نهاد، که برخی از آن ها هنوز برجای مانده از آثار تاريخی و ديدنی استان يزد به شمار می روند. پس از در گذشت امير جلال الدين، بيوه و فرزندانش دنباله کار را گرفته از خاندان خود، نام نيک به يادگار گذاشتند.

    بازمانده گان تيمور، در همه جا دل گرم کننده هنرمندان، معماران و انديشمندان بودند و يزد نيز در اين زمان به شکوفايی اقتصادی، هنری و فرهنگی رسيد. کاشی کاری‎های مسجد جامع و ميدان امير چخماق و مسجد امير چخماق، مصلای عتيق، ... از آثار اين زمان است. مدرسه ها و کتاب خانه های بسياری چون مدرسه و کتاب خانه قطبيه سربلوک، مدرسه دارالصفا، مدرسه و کتاب خانه يوسف چهره، مدرسه و کتاب خانه اصيليّه سردهوک و کتاب خانه باورديه ايجاد شدند، که نويسنده گان، پژوهش گران و تاريخ نگارانی، چون شرف الدين علی يزدی، در آن ها پرورش يافتند.

    با برآمدن ترکمانان قراقويونلو و آق قويونلو، يزد از دست تيموريان بيرون رفته اميران ترکمان، يکی پس از ديگری بر ايالت يزد حکومت کردند. حكومت طوايف گوناگون با تسلط شاه اسماعيل صفوی بر تمام ايران در 913 هـ. ق، خاتمه يافت. نعمت الله باقی، پسر ميرزا عبدالباقی، صوفی سرشناس، که در جنگ چالدران کشته شد، در زمان شاه تهماسب، دختر شاه اسماعيل را به زنی گرفته حاکم يزد شد. وی ديوان خانه عباسيه را ساخت و مسجد شاه تهماسب، در نزديکی ميدان بعثت کنونی از يادگارهای اوست. از ديگر آثار دوران صفوی مي‎توان به اين موارد نيز اشاره كرد : غياث آباد تفت که به دست مير ميران فرزند نعمت الله باقی ( ممدوح وحشی بافقی )، مدرسه شفيع ، مسجد شاه ولی تفت كه شاه ابوالوالی حاكم يزد آن را بنا نهاده است.

    در هنگام حمله افغان ها، مردم رشيد و آزاده سرزمين يزد، به رهبری ميرزا عنايت سلطان، دلاوری های بسياری از خود نشان دادند؛ چنان كه محمود افغان، در گشودن يزد ناکام مانده راهی اصفهان گرديد. اشرف افغان، جانشين محمود، نيز پس از چهار سال نبرد توانست يزد را بگشايد. با روی کار آمدن نادرشاه افشار و بيرون راندن افغان ها از ايران، محمّد تقی خان، خواهر زاده عنايت سلطان به حکومت يزد منصوب شد. وی و فرزندانش، تا آخر دوره قاجار، در نقش حاکم يا مستوفی يزد خدمت های ارزنده ای به اين سرزمين کرده آثار تاريخی و بنا های ديدنی بسياری در يزد به يادگار گذاشتند. باغ دولت آباد، باغ ناصريه، مدرسه خان، ميدان خان، بازار خان، بازار قيصريه و... از آثار آنان است. اين منطقه در دوره قاجاريه و پس از آن در آرامش و آباداني به سر برده و هم اكنون نيز يكي از مهم ترين و ارزشمندترين مناطق ايران است.

    مشخصات جغرافيايي - استان یزد:

    استان يزد؛ با قرار گرفتن در بخش مرکزی فلات ايران در برگيرنده نا مناسب ترين عوامل طبيعی چيره بر فلات مرکزی ايران نيزاست. کويرهای بزرگ لوت و دشت کوير تا درياچه نمک قم و کوير نمک هرات و مروست تا کوير نمک ابر کوه و باتلاق گاوخونی استان يزد را فرا گرفته اند. بارش اندک همراه با تبخير شديد، دور بودن از دريا، نزديکی با کوير خشک و پهناور نمک، رطوبت نسبی کم همراه با گرمای بسيار، از عواملی هستند، که استان يزد را به گونه خشک ترين استان ايران در آورده است. گذشته از آن، در اين منطقه نوسان شديد درجه حرارت نيز وجود دارد. از نظر جغرافيايی بين 29 درجه و 48 دقيقه تا 33 درجه و 30 دقيقه پهنای شمالی و 52 درجه و 45 دقيقه تا 56 درجه و 30 دقيقه درازای خاوری از نصف النهار مبدا واقع شده است. اين استان از شمال خاوری به استان خراسان از شمال و باختر به استان اصفهان، ازجنوب باختری به استان فارس و از جنوب خاوری به استان كرمان محدود می شود. به دليل دور بودن از مرزهای ايران، در درازای تاريخ از بحران ها و فشارهای فرهنگی و نژادی مصون مانده است. استان يزد براساس سرشماري سراسري سال 1375 جمعيتي در حدود 828401 نفرجمعيت داشته و شهرستان هاي آن عبارتنداز: ابركوه، اردكان، بافق، تفت، خاتم,صدوق, طبس, مهريز، ميبد و يزد.

    دشت رسوبی يزد، در فلات مركزی ايران، از حوزه های مهم جغرافيايی است كه از دامنه شيركوه در جنوب آغاز می شود و با شيب ملايمی تا كوير سياه كوه در شمال ادامه می يابد. با توجه به موقعيت جغرافيايی، اين استان در بر گيرنده نامناسب ترين عوامل طبيعی چيره بر فلات مرکزی ايران است. استان يزد گذشته از جايگاه ويژه طبيعی - جغرافيايی و دارا بودن منابع زيرزمينی، از لحاظ تاريخی و فرهنگی نيز از كهن ترين مناطق ايران به شمار می رود و از گذشته های دور دارای فرهنگی درخشان بوده است. كوه های اين استان جزو رشته كوه های مركزی ايران به شمار می روند. دشت های كويری آن، همانندی زيادی با دشت كوير و دشت لوت دارند. بلندترين ناحيه استان يعنی رشته كوه های شيركوه (4075 متر) در بخش جنوب باختری استان قرار گرفته و پست ترين ناحيه، شمال تا شمال خاوری را در بر می گيرد كه همراه با باتلاق های نمك است.
    نقشه استان یزد:

  2. کاربر مقابل از این پست حسام22 تشکر کرده است.


  3. #11
    اخراج شده

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    نوشته ها
    4,145
    تشکر
    1,209
    تشکر شده 5,363 بار در 1,879 پست

    پیش فرض پاسخ : <<<<<<تموم استان ها ایران((تاریخچه و...))+نقشه در این تاپیک>>>>>>

    اســ ــ ــ ــ ـتان همـ ــ ـــ ــدان+نقـ ـ ـشه

    استان همدان:

    موقعیت : غرب ایران

    مجاورت : شمال: استان زنجان جنوب: استان لرستان شرق: استان مرکزی غرب: استان های کرمانشاه و کردستان

    آب و هوا: سرد متوسط :M ۱/۷۴۹ دما : º c ۱۰/۹

    وسعــــت: 493/۱۹ كيلومتر مربع‌

    جمعـیــت: بر اساس آمار سال ۱۳۸۵ خورشیدی 1703267 نفر

    تقسیمات: شهرستان , 16 شهر , 18 بخش , و 68 دهستان

    شهرستانها: اسدآباد - بهار - تویسرکان - رزن - کبودرآهنگ - ملایر - نهاوند - همدان/مرکز استان - گالری تصاویر

    موقعيت جغرافيايي – استان همدان:

    استان‌ همدان‌ با 493/۱۹ كيلومتر مربع‌ مساحت‌ در غرب‌ ايران‌ قرار دارد. اسد آباد، بهار، تويسركان‌، رزن‌، كبودر آهنگ‌، ملاير، نهاوند و همدان‌ شهرستان‌هاي‌ استان‌ همدان‌ مي‌باشند. استان‌ همدان‌ در سال‌ ۱۳8۵ خورشیدی حدود 1703267 نفر جمعيت‌ داشته‌ است‌ كه‌ از اين‌ تعداد 980771 نفر در نقاط‌ شهري‌ و 722496 نفر درنقاط‌ روستايي‌ سكونت‌ داشته‌اند. استان‌ همدان‌ منطقه‌اي‌ مرتفع ‌است‌ كه‌ كوهستان‌ الوند از شمال‌ غربي‌ به‌ جنوب‌ شرقي‌ آن‌ كشيده‌ شده‌ و جزو پيشكوه‌هاي‌ داخلي‌ زاگرس‌ است‌. اين‌ كوهستان‌ در جنوب‌ و غرب‌ شهر همدان‌ قرار گرفته‌ است‌. در ناحيه‌ شرقي‌ و شرق‌ ارتفاعات‌ الوند در ميان‌ كوه‌الوند و كوه‌ گرين‌ اراضي‌ پست‌ و دشت‌هاي‌ هموار استان‌ قرار دارد.

    آب و هوا – استان همدان:

    دشت‌هاي‌ وسيع‌ شمال‌ و شمال‌ شرقي‌ استان‌ در مسير بادهاي‌ شديد مي‌باشند. توده‌هاي‌ هوا به‌ راحتي‌اين‌ نواحي‌ را تحت‌ تاثير قرار مي‌دهند. در استان‌ همدان‌ وزش‌ باد تقريباً در تمام‌ ماههاي‌ سال‌ ادامه‌ دارد. انواع‌ جريان‌ بادهاي‌ اين‌ استان‌ عبارتند از: اول‌: بادهاي‌ شمال‌ و شمال‌ غربي‌ كه‌ بيشتر در فصل‌ بهار و زمستان‌ مي‌وزندو غالباً مرطوب‌ و باران‌زا است‌. دوم‌: بادهاي‌ غربي‌- شرقي‌ كه‌ بيشتر در فصل‌ پاييز مي‌وزد. سوم‌: بادهاي‌ محلي‌كه‌ بر اثر اختلاف‌ فشار بين‌ ارتفاعات‌ و دشت‌ها پديد مي‌آيد. (مانند بادكور در ناحيه‌ اسد آباد) با توجه‌ به‌ شرايط ‌اقليمي‌، مناسبترين‌ زمان‌ براي‌ مسافرت‌ به‌ همدان‌، از اواخر ارديبهشت‌ تا اواخر مهر ماه‌ است‌. در اين‌ مدت‌ علاوه ‌بر زيبايي‌ و سرسبزي‌هاي‌ پراكنده‌ در سراسر استان‌ همدان‌ تابش‌ آفتاب‌ و درجه‌ حرارت‌ بسيار مطلوب‌ است‌. بطور كلي‌ مناطق‌ مرتفع‌ استان‌ آب‌ و هواي‌ سرد كوهستاني‌ ومناطق‌ جنوبي‌ آن‌، آب‌ وهواي‌ معتدل‌ كوهستاني ‌دارد.

    تاريخ و فرهنگ – استان همدان:

    استان‌ همدان‌ يكي‌ از مناطق‌ تاريخي‌ ايران‌ و قديمي‌ترين‌ كانون‌هاي‌ تمدن‌ به‌ شمار مي‌رود. آثار تاريخي‌ موجود در اين‌ استان‌ قدمت‌ آنرا نشان‌ مي‌دهد.

    شهرستان‌ همدان‌ مركز استان‌ همدان‌ است‌ و در فاصله‌ ۳۳۷ كيلومتري‌ تهران‌ واقع‌ شده‌ و آب‌ و هواي ‌كوهستاني‌ سردسيري‌ دارد. زمستان‌هاي‌ پر برف‌ و تابستان‌هاي‌ كوتاه‌ و ملايم‌ دارد. بناهاي‌ شهر همدان‌ را به ‌دياآكو پادشاه‌ ماد (حدود ۷۰۰ سال‌ قبل‌ از ميلاد) نسبت‌ مي‌دهند. هرودوت‌ مي‌گويد: پادشاه‌ ماد اين‌ محل‌ را كه ‌اكباتان‌ و هگمتانه‌ ناميده‌ مي‌شد به‌ پايتختي‌ برگزيد و بعدها داريوش‌ بزرگ‌ آنرا مرمت‌ كرد.

    در زمان‌ اشكانيان‌، كه ‌تيسفون‌ پايتخت‌ كشور بود، همدان‌ پايتخت‌ و اقامتگاه‌ تابستاني‌ شاهان‌ اشكاني‌ شد. بعد از اشكانيان‌، ساسانيان ‌قصرهاي‌ تابستاني‌ خود را در اين‌ شهر بنا نمودند. در سال‌ ۲۳ هجري‌ كه‌ جنگ‌ نهاوند روي‌ داد، همدان‌ به‌ تصرف ‌اعراب‌ درآمد و از آنزمان‌ به‌ بعد گاهي‌ كانون‌ آبادي‌ و ثروت‌ و زماني‌ دچار چپاول‌ وفقر بوده‌ است‌. همدان‌ در زمان‌ ديلميان‌ (۳۱۹ هجري‌) لطمات‌ فراواني‌ ديد. در قرن‌ ششم‌ هجري‌، سلجوقيان‌ مركز خود را از بغداد به‌ اين‌ شهر منتقل‌ كردند.

    شهر همدان‌ كه‌ هميشه‌ مورد تاخت‌ و تاز سلاطين‌ و شاهان‌ بود، در زمان‌ تسلط‌ تيموريان‌ بر ايران ‌ويران‌ شد. در زمان‌ سلاطين‌ صفوي‌، شهر همدان‌ آباد گرديد و پس‌ از انقراض‌ صفويه‌ در سال‌ ۱۱۳۸ هجري همدان‌ به‌ تصرف‌ احمد شاه‌، والي‌ عثماني‌ درآمد ولي‌ به‌ همت‌ نادر شاه‌ افشار، همدان‌ از نيروهاي‌ مهاجم‌ عثماني ‌تخليه‌ گرديد و در سال‌ ۱۱۴۵ هجري‌، همدان‌ طبق‌ قرارداد دوباره‌ به‌ آغوش‌ ايران‌ بازگردانده‌ شد. شهر همدان‌ در مسير جاده‌ ابريشم‌ قرار داشته‌ است‌ و به‌ علت‌ قرار گرفتن‌ در مسير راههاي‌ اصلي‌ منطقه‌ غربي‌ ايران‌، در قرن‌هاي‌اخير همواره‌ از نظر بازرگاني‌ مورد توجه‌ بوده‌ است‌.

    صنايع‌ دستي‌ و سوغاتي‌ها – همدان: استان‌ همدان‌ از مناطقي‌ است‌ كه‌ فرآورده‌هاي‌ دستي‌ آن‌ از شهرتي‌ بسزا در سطح‌ كشور برخوردار است‌ و حتي‌' برخي‌ از صنايع‌ دستي‌ آن‌ مانند صنعت‌ سفالگري‌ اهميّت‌ صادراتي‌ و جهاني‌ دارد. اين‌ نوع ‌از صنايع‌ دستي‌، علاوه‌ بر جنبه‌ مصرفي‌، از ويژگي‌هاي‌ هنري‌ برخوردارند كه‌ به‌ صورت‌ طرح‌ها، نقوش‌ ورنگ‌هاي‌ گوناگون‌ متجلي‌ مي‌شوند.

    برجسته‌ترين‌ صنعت‌ دستي‌ استان‌، سفالگري‌ و سراميك‌ سازي‌ است‌ كه‌ مركز عمده‌ آن‌ "لالجين‌" در ۳۰ كيلومتري‌ همدان‌ است‌. اهم‌ صنايع‌ دستي‌ استان‌ عبارتند از: صنعت‌ سفالگري‌ و سفال‌ سازي‌، گليم‌ بافي‌، قاليبافي‌ و دوخت‌ لباس‌ كه‌ عمدتاً در ميان‌ عشاير مرسوم‌ است‌. معروفترين‌ سوغاتي‌هاي‌ استان‌ همدان‌ عبارتند از: سفال‌ و سراميك‌، فرش‌، گليم‌، قالي‌، جاجيم‌، محصولات‌ دستي‌ چرمي‌، گيوه‌، انگشت‌ پيچ‌، انگورشاني‌ و شيره‌انگور.

    غذاهاي‌ محلي‌ - استان همدان:

    سفره‌ همدان‌، سفره‌اي‌ رنگين‌ با فرهنگ‌ غذايي‌ ديرينه‌ است‌. در اين‌ سفره‌ به‌ مقتضاي‌ محيط‌ انواع ‌گوناگوني‌ از غذاها فراهم‌ مي‌شود. از آن‌ جمله‌ مي‌توان‌ به‌ انواع‌ آش‌ (آش‌ تلخينه‌، آش‌ آماش‌، آش‌ دوغ‌، آش‌ خيارچنبر، آش‌ غوره‌ و آش‌ كاچي‌) و انواع‌ آبگوشت‌ (آبگوشت‌ غوره‌، آبگوشت‌ به‌، آبگوشت‌ قورمه‌، آبگوشت‌ كلم‌ قمري‌و آبگوشت‌ كلم‌)، كوفته‌ همداني‌، رشته‌ ترشي‌، كباب‌ ريزي‌، شامي‌، كوكو پنير، دلمه‌ برگ‌ مو، شيريني‌ تخم‌ مرغ‌،حليم‌ همداني‌، خورشت‌ لوبيا، خورشت‌ گوجه‌ سبز، نان‌ نارگيلي‌، انواع‌ ترشي‌ (ترشي‌ رب‌ ميوه‌، فلفل‌ ترشي‌، شورفلفل‌، ترشي‌ ليته‌، ترشي‌ رب‌ ميوه‌)، كباب‌ كوره‌اي‌ و ده‌ها نوع‌ خورشت‌ و چاشت‌ ديگر اشاره‌ نمود.

    سفر و اقامت‌ - استان همدان:

    اكثر شهرستان‌هاي‌ استان‌ همدان از نظر راههاي‌ ارتباطي‌، مخابرات‌ و سيستم‌ درماني‌ تجهيز شده‌اند و مسافرت‌ به‌ آنها به‌ راحتي‌ ميسر است‌. كليه‌ شهرهاي‌ استان‌ داراي‌ انواع‌ هتل‌ و امكانات‌ اقامتي‌ مي‌باشند.

    مکان های دیدنی و تاریخی - استان همدان:

    در استان همدان نقاط ديدني و تاريخي فراواني وجود دارد كه عبارت اند از: آرامگاه بوعلي‌سينا، آرامگاه بابا طاهر، موزه و تپه‌ي هگمتانه، موزه‌ي تاريخ طبيعي، موزه‌ي بوعلي، مسجد جامع، برج قربان، گنبد علويان، شيرسنگي، گنج‌نامه، امام‌زاده شاه‌زاده حسين, امام‌زاده يحيي، تپه‌ي توشيجان، مسجد شيخ‌الملوك، مسجد سيف‌الدوله، حمام بلور و امام‌زاده زبيده‌خاتون (در ملاير)، ستون سلوكي، ميدان قيصريه، حمام حاج آقاتراب، سراب گيان، مقبره‌ي باباپيره و بند ليلي يادگار (در نهاوند)، مقبره‌ي حيقوق نبي، كاروان‌سراي شاه عباس، آبشار افشار، كمربسته سركان، كاروان سراي فرسنج، آرامگاه ميررضي‌الدين و مدرسه‌ي علميه‌ي شيخ عليخان زنگنه (در تويسركان)، حمام سنگي، قلعه‌ي كيكاوس (در كبودر آهنگ)، كتيبه‌ي سلطانيه، مسجد شاه‌ طهماسب، آب انبار شاه عباس، تالار دربند و كتيبه‌ي يادبود سيدجمال (در اسدآباد) و لالجين، دشت بهار و آرامگاه شيخ محمدبهاري (در بهار) و غار علي‌صدر (در روستاي علي‌صدر).

    صنايع و معادن - استان همدان:

    صنايع استان همدان در دو دسته صنايع دستي و كارخانه اي دسته بندي مي شوند. دراستان همدان؛ صنايع دستی بيش از صنايع ماشينی گسترش دارد. مهم ترين صنايع دستی استان قالی بافی، سفال گری، گيوه بافی، كفش دوزی، پوستين دوزی و دباغی است. قالی بافی همدان در سطح ملی مشهور است و قالی های ريز باف آن به خارج از كشور نيز صادر می شود. سفال گری از صنايع دستی مهم استان به ويژه لالجين در شهر بهار است. انواع اين ظروف و ابراز سفالی علاوه برمصرف محلی به خارج از آن نيز صادر می شود.

    در استان همدان كارگاه ها و كارخانه های متعددی تاسيس شده كه به تدريج بر تعداد آن ها افزوده می شود. يكی از صنايع سبك استان كارخانه صنعتی توليد شيشه است كه در باختر ايران كم نظير بوده و از ظرفيت توليدی منحصر به فردي برخوردار است.

    صنايع غذايی، نساجی, چرم سازی سلولزی، شيميايی، كانی غير فلزی، برق و الكترونيك نيز از مهم ترين صنايع سبك استان همدان است. مهم ترين فعاليت صنايع سنگين استان همدان عبارتند از: ريخته گری چدن و توليد ادوات كشاورزی، ماشين آلات ساختمانی و راه سازی، سوپاپ انواع خودرو و شركت فولاد همدان. استان همدان از نظر معادن نيز بسيار غنی است و مهم ترين معادن آن گرانيت، سنگ آهك، سنگ ساختمانی، فلدسپات، سرب، روی، نقره آهنگران، گچ،‌ ليمونيت، ‌سيليس، تراورتن و سنگ آهن است. رونق كشاورزی، دام داری و صنايع دستی در استان همدان سبب رونق بازرگانی در منطقه شده افراد بسياری در اين زمينه مشغول به كار هستند.

    کشاورزی و دام داری - استان همدان:

    كشت در سطح استان همدان به دو شكل ديم و آبی صورت می گيرد، اما بيش تر زمين هاي كشت شده به صورت ديم است. مهم ترين محصولات كشاورزی استان گردو، گندم، جو، سيب زمينی و چغندر قند است كه كشت گندم و جو حدود سه چهارم زمين هاي زير كشت را به خود اختصاص داده است. محصول گردو به ويژه در شهرستان تويسركان به دست می آيد. محصولات مهم ديگر استان در قسمت های كوهستانی، انواع ميوه ( به ويژه گلابی و سيب ) و در دامنه انگور غلات، حبوبات و صيفی جات است. استان همدان منطقه ای است كوهستانی كه در دامنه های رشته كوه الوند قرار گرفته و سرچشمه رود ها و جويبار های فراوانی است. مراتع بين دره ای آن از دير باز سبب جذب بخشی از دام داران و عشاير به اين منطقه بوده و با توجه به زمستان های نسبتا سرد و تابستان های معتدل، مراتع چرای بهاره و تابستانه را برای عشاير فراهم می كند. تا حدی كه عشاير استان های هم جوار نيز به اين استان كوچ ييلاقی می كنند. تابستان كوتاه خاصه در مناطق مرتفع شمال تويسركان و جنوب همدان سبب شده است كه ايلات و عشاير صرفا به دام داری بپردازند. شيوه دام داری در اين استان بيش ترسنتی است. در حال حاضر وجود مجتمع های دام داری صنعتی و نيمه صنعتی كه زير نظر مركز گسترش خدمات توليدی و عمرانی فعاليت دارند، توليد فرآورده

    وجه تسميه و پيشينه تاريخي - استان همدان:

    نام همدان؛ نخستين بار در 1100 پيش از ميلاد در كتيبه تيگلات پالسر اولين حاكم آشوری به نام اموانه يا آمادای ضبط شده است. هرودت مورخ يونانيم نام همدان را اكباتان ثبت كرده است و بناي احداث شهر همدان را به ديااكو نخستين امپراتور ماد نسبت داده است. پس از ديااكو سه حكم ران ديگر در اين سرزمين حكومت كرده و در سال 553 پيش از ميلاد موسس سلسله هخامنشی مخالفت با آژی دهاك حاكم ماد را آغاز كرد و در 550 پيش از ميلاد همدان را متصرف شد. وی با انقراض سلسله ماد به واسطه مزايای طبيعی همدان، آن جا را مقر فرماندهی خود قرار داد. به هر حال آن چه مسلم است در تمام دوره تسلط مادها همدان مركز سياسی آن ها بوده است. هخامنشيان علاوه بر حفظ و توسعه آثار ديااكو و هوخشتره خود نيز ساختمان هايی در اكباتان احداث كردند.

    مورخين و باستان شناسان عقيده دارند كه خزانه حكام هخامنشی در هگمتانه نگه داری می شد و كشف آثاری مانند الواح زرين و نفايس ديگر مويد اين نظريه است. با توجه به حفاری های متوالی كه در محله های شاه داراب و سرقلعه بند هگمتانه به عمل آمده و منجر به كشف ستون های سنگی و زمينه های نفيس شده است، ديگر در اين که كاخ حكم رانان هخامنشی در محل كنونی تپه هگمتانه وجود داشته، ترديدی نيست.

    هر چند به غير از مجسمه شير سنگی و آثار به دست آمده از گورستان شمال خاوري ميدان سنگ شير، تا كنون آثار ديگری از دوره سلوكی در همدان به دست نيامده ولی همين مقدار آثار نيز می تواند دليل برحضور سلوكيان در شهر باستانی اكباتان باشد. آثار و شواهدی كه در تپه مصلی وجود دارد حكايت از تنها قلعه نظامی همدان در عهد اشكانيان دارد و چنين به نظر می رسد كه همدان در اين دوره نيز مورد توجه بوده است. حكام ساسانی هم با توجه به موقعيت ويژه همدان و نزديكی آن به تيسفون و شوش، كاخ های تابستانی خود را در همدان تدارك ديده بودند.

    ديلميان در جنگ با كردهای حسنويه و كاكويه به اين شهر مسلط شده و آن را ويران كردند. چنان که پاره ای از مورخين از بين رفتن يكی از دو شير سنگی كه در كنار دروازه باب الاسد قرار داشته است را به اين دوران منسوب می کنند. در تقسيمات فتوحات ديلميان همدان از آن ركن الدوله شد و سپس شمس الدوله از طرف سيده خاتون زمامداری همدان را به دست آورده و فيلسوف بزرگ شرق، بوعلی سينا را به وزارت خويش برگزيد.

    هر چند همدان از كشمكش های دوران ديالمه آسيب فراوانی ديد ليكن بعداز مدت كوتاهی در زمان سلاجقه دوباره عظمت از دست رفته خود را باز يافت. به طوری كه مدتی مركز حكومت سلجوقيان شد. همدان در زمان صفويان بسيار مورد توجه بود. به دنبال انقراض سلسله صفويه همدان به تصرف احمد پاشا والی بغداد در آمد، اما بعد توسط نادر شاه افشار از ترکان باز پس گرفته شد. استان همدان در دوره هاي قاجاريه و بعد ها به عنوان يكي از مهم ترين مناطق ايران؛ همواره آباد و مستقل بوده و هم اكنون نيز يكي از قطب هاي مهم و با اهميت ايران است.

    مشخصات جغرافيايي - استان همدان:

    استان همدان در باختر ايران و بين مدارهای 59 درجه و 33 دقيقه تا 49 درجه و 35 دقيقه پهنای شمالی و 34 درجه و 47 دقيقه تا 34 درجه و 49 دقيقه درازای خاوری از نيم روز گرينويچ قرار گرفته و حدود 2/1 درصد از كل مساحت ايران را در بر می گيرد. اين استان از شمال با استان هاي زنجان و قزوين، از جنوب به استان لرستان، از خاور به استان مركزی و از باختر به استان های كرمانشاه و كردستان محدود می شود. بلندترين نقطه استان همدان قله الوند با ارتفاع 3574 متر است. با توجه به شرايط اقليمی؛ مناسب ترين زمان برای مسافرت به همدان از اواخر ارديبهشت تا اواخر مهر ماه است. بر اساس آخرين سرشماري سراسري سال 1375 جمعيت اين استان 1677789 نفر برآورد شده است و شهرستان هاي آن عبارتند از: اسد آباد، بهار، تويسركان، رزن، كبودر آهنگ، ملاير، نهاوند و همدان. راه هاي دسترسي به اين استان عبارتند از:

    1- راه اصلی تهران – همدان به درازاي 341 كيلومتر

    2- راه اصلی تهران – خسروی كه همدان در كيلومتر 375 اين مسير قرار دارد.

    3- راه اصلی تهران – سنندج كه همدان در 343 كيلومتری اين مسير قرار دارد.

    4- راه اصلی سنندج – همدان به طول 182 كيلومتر

    5- محور زنجان – همدان به طول 275 كيلومتر

    استان همدان در مركز خود دارای فرودگاه است
    نقشه استان همدان:

  4. کاربر مقابل از این پست حسام22 تشکر کرده است.


  5. #12
    اخراج شده

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    نوشته ها
    4,145
    تشکر
    1,209
    تشکر شده 5,363 بار در 1,879 پست

    پیش فرض پاسخ : <<<<<<تموم استان ها ایران((تاریخچه و...))+نقشه در این تاپیک>>>>>>

    اســ ــ ــ ــ ـتان مــ ـــ ــــ ـــ ازندران+نقـ ـ ـشه

    استان مازندران:

    نقشه استان مازندران

    مرکـــــز : ساری

    موقعیت : شمال ایران

    مجاورت : شمال: دریای مازندران جنوب: استان تهران و سمنان شرق:استان گلستان غرب: استان گیلان

    آب و هوا: آب‌ و هواي‌ مازندران‌ در كانون‌هاي‌ مختلف‌ جغرافيايي‌ متفاوت‌ و گوناگون‌ است‌ ارتفاع متوسط: ۴۰ M دما: ۱۵ º c

    وسعــــت: ۴۶۶۴۵ کیلو متر مربع

    جمعـیــت: بر اساس آمار سال ۱۳۸۵ خورشیدی 2922432 نفر

    تقسیمات: 14 شهرستان ، 38 شهــر، 34 بخش و 100 دهستان

    شهرستانها: آمل - بابل - بابلسر - بهشهر - تنکابن یا شهسوار - جویبار - چالوس - رامسر - ساری/مرکز استان - سواد کوه - قائمشهر یا شاهی - محمود آباد - نور - نوشهر - نکا

    موقعيت جغرافيايي – استان مازندران:

    استان‌ مازندران‌ 46645 كيلومتر مربع‌ مساحت‌ دارد و از اين‌ نظر يازدهمين‌ استان‌ ايران‌ است‌. براساس‌ آخرين‌ تقسيمات‌ سياسي‌ و اداري‌ در سال‌ 1385، شهرستان‌هاي‌ استان‌ مازندران‌ عبارت‌اند از: بهشهر، ساري‌، قائم‌شهر، بابل‌ ، بابلسر، آمل ‌، نور، تنكابن‌ ، رامسر، محمودآباد، نكا ، چالوس‌ ، نوشهر و سوادكوه‌. شهرستان‌ ساري‌ مركز استان‌ مازندران‌ است‌. درياي‌ مازندران‌ در شمال‌ ، استان‌ تهران‌ و سمنان‌ در جنوب‌ و استان‌هاي‌ گيلان ‌و گلستان‌ به‌ ترتيب‌ در غرب‌ و شرق‌ استان‌ مازندران‌ قرار گرفته‌اند. اين‌ استان‌ در سال‌ 1385، حدود 2922432 نفر جمعيّت‌ داشته‌ است‌ كه‌ از اين‌ تعداد حدود 1554143 نفر درنقاط‌ شهري‌ و 1368289 نفر در نقاط‌ روستايي‌ سكونت‌ داشته‌اند. استان‌ مازندران‌ از نظر طبيعي‌ به‌ دو قسمت‌ جلگه‌ ساحلي‌ و كوهستاني‌ تقسيم‌ مي‌شود. رشته‌ كوههاي‌ البرزمانند ديواري‌ مرتفع‌ نوار ساحلي‌ و جلگه‌اي‌ كناره‌اي‌ درياي‌ مازندران را محصور كرده‌ است‌. در اثر نسيم‌ مداوم‌ دريا و بادهاي‌ محلي‌ در سواحل‌ جنوبي‌ و شرقي‌ درياي‌ مازندران ، تپه‌هاي‌ ماسه‌اي‌ تشكيل‌ شده‌ و سدي‌ طبيعي‌ و كم‌ ارتفاع ‌بين‌ دريا و جلگه‌ پديد آمده‌ است‌.

    آب و هوا - استان مازندران:

    طبيعت‌ استان‌ مازندران‌ تحت‌ تأثير عرض‌ جغرافيايي ‌، سلسله‌ جبال‌ البرز، ارتفاع‌ از سطح‌ دريا ، دوري‌ و نزديكي‌ به‌ دريا ، بيابان‌هاي‌ جنوبي‌ تركمنستان ‌، وزش‌ بادهاي‌ محلي‌ و ناحيه‌اي‌ و پوشش‌ گياهي‌ و جنگلي‌ قراردارد. به‌ همين‌ جهت‌ آب‌ و هواي‌ مازندران‌ در كانون‌هاي‌ مختلف‌ جغرافيايي‌ متفاوت‌ و گوناگون‌ است‌ و انواع‌ آن‌عبارتند از: آب‌ و هواي‌ معتدل‌ مازندراني ‌، كه‌ تابستان‌هاي‌ گرم‌ و مرطوب‌ و زمستان‌هاي‌ معتدل‌ و مرطوب‌ دارد. آب‌ وهواي‌ معتدل‌ كوهستاني ‌، كه‌ زمستان‌هاي‌ سرد با يخبندان‌ و تابستان‌هاي‌ معتدل‌ و كوتاه‌ دارد. آب‌ و هواي‌ سرد كوهستاني ، كه‌ يخبندان‌هاي‌ طولاني‌ و زمستان‌هاي‌ سرد و تابستان‌هاي‌ كوتاه‌ و خنك‌ دارد. ريزش‌هاي‌ جوي نواحي‌ كوهستاني‌ غالباً به‌ صورت‌ برف‌ است‌ كه‌ تا اواسط‌ دوره‌ گرما نيز دوام‌ مي‌آورد.

    تاريخ و فرهنگ – استان مازندران:

    درباره‌ تاريخ‌ باستاني‌ استان‌ مازندران‌ اطلاع‌ زيادي‌ در دست‌ نيست‌ و اساساً وضعيت‌ اقليمي‌ مانع‌ ماندگاري‌ ابنيه ‌و آثار تاريخي‌ شده‌ است‌. در جلگه‌هاي‌ ساحلي‌ مازندران‌ آثار معتبري‌ از ادوار قبل‌ از اسلام‌ به‌ دست‌ نيامده‌ وحتي‌ از شهرهاي‌ معتبر صدر اسلام‌ هم‌ به‌ جز آمل ‌، ساري‌ و لاهيجان‌ يادگاري‌ به‌ جانمانده‌ است‌. بعد از غلبه‌ آريايي‌ها و مهاجرت‌ بوميان ‌، ساكنان‌ جديد پس‌ از مدّتها زير فرمان‌ هخامنشيان‌ قرار گرفتند. درسال‌ 30 هجري‌ قمري‌ ، در زمان‌ خلافت‌ عثمان ‌، (سعدبن‌ عاص‌) حاكم‌ كوفه‌ سواحل‌ طبرستان‌ ، رويان‌ و دماوند را به‌ تصرف‌ خود در آورد. در زمان‌ خلافت‌ ابوجعفر منصور (158 - 136 هجري قمري) دوّمين‌ خليفه‌ عباسي ‌، مردم‌ طبرستان‌ براي‌ چندين‌ بار سر به‌ شورش‌ برداشتند. سرانجام‌ در سال‌ 167 هجري‌ قمري‌ ونداد هرمز سلسله‌ مستقلي‌ در طبرستان‌ تأسيس‌ كرد. در سال‌ 426 هجري‌ قمري ‌، سلطان‌ مسعود غزنوي‌ از طريق‌ گرگان‌ وارد طبرستان‌ شد و صدمات‌ فراواني‌ به‌ آن‌ سامان‌ وارد آورد. در سال‌ 606 هجري‌ قمري‌ طبرستان‌ به‌ دست‌ سلطان‌ محمّد خوارزمشاه‌ تصرف‌ شد. سپس‌ مغولان‌ بر اين ‌ناحيه‌ حكومت‌ كردند و سرانجام‌ توسط‌ تيموريان‌ بساط‌ حكمراني‌ آنان‌ برچيده‌ شد. بعد از درگذشت‌ امير تيمور، سادات‌ مرعشي‌ (850 - 807 هجري قمري) به‌ مازندران‌ برگشتند و بعنوان‌ اميران‌ باجگزار اين‌ نواحي‌ سلطنت‌ كردند و در زمان‌ سلطنت‌ شاه‌ عباس‌ اوّل‌ بطور كلي‌ قدرت‌ سادات‌ مرعشي‌ از بين‌ رفت‌. با برچيده‌ شدن‌ بساط‌ حكمراني‌ حكومت‌ ملوك‌ الطوايفي‌ طبرستان‌ كه‌ تا سال‌ 1006 هجري‌ قمري‌ ادامه ‌داشت ‌، امنيت‌ اين‌ منطقه‌ به‌ وسيله‌ شاه‌ عباس‌ اوّل‌ و سلاطين‌ بعدي‌ سلسله‌ صفوي‌ تأمين‌ گرديد. در زمان‌ نادر شاه‌ براي‌ مقابله‌ با دشمنان ‌، به‌ ويژه‌ دشمنان‌ شمالي‌ و روس‌ها ، در مازندران‌ يك‌ كارخانه‌ كشتي‌سازي‌ داير گرديد. در زمان‌ فتحعلي‌ شاه‌ قاجار، به‌ منطقه‌ سرسبز و دل‌انگيز مازندران‌ ، به‌ عنوان‌ يك‌ منطقه‌ استراحتي‌ - تفريحي‌ توجه‌ گرديد. در زمان‌ سلطنت‌ پهلوي‌ منطقه‌ مازندران‌ مانند ساير مناطق‌ كشور از راه‌هاي‌ ارتباطي‌ برخوردار شد. شرايط‌ مناسب‌ محيطي‌ و آب‌ و هواي‌ معتدل ‌، چشم‌اندازهاي‌ زيباي‌ طبيعي‌ و نزديكي‌ آن ‌به‌ تهران‌ اين‌ استان‌ را به‌ محل‌ استراحت‌ و تفريح‌ بخش‌ اعظم‌ مردم‌ كشور درآورده‌ است‌. استان‌ مازندران‌ علاوه‌ بر مردم‌ بومي ‌، اقليت‌هاي‌ بلوچ ‌، ترك‌ ، كرد ، لر، افغان ‌، گرجي‌ و ارمني‌ را نيز در خود جاي‌ داده‌ است‌ كه‌ هنوز كاملاً با اكثريت‌ محلي‌ تركيب‌ نشده‌ و بسياري‌ از خصايص‌ قومي‌ و فرهنگي‌ خود را حفظ‌ كرده‌اند. از جمله‌ بعضي‌ تيره‌هاي‌ ترك‌ كه‌ در قرون‌ گذشته‌ به‌ منظور جلوگيري‌ از هجوم‌ تركمن‌ها به‌ اين‌ نواحي ‌كوچانيده‌ شده‌اند ، هم‌ اكنون‌ در مازندران‌ حضور دارند. زبان‌ طبري‌ يا مازندراني ‌، بازمانده‌ زبان‌ ايرانيان‌ قديم‌ (پارسي‌ ميانه‌) است‌ كه‌ ديرتر و كمتر از ساير زبان‌ها تحت‌ تأثير زبان‌هاي‌ بيگانه‌اي‌ چون‌ مغول ‌، عربي‌ و تاتاري‌ قرار گرفته‌ است‌. زبان‌ مازندراني‌ با لهجه‌هاي‌ مختلف‌ در تمامي‌ نواحي‌ استان‌ متداول‌ است‌. ادبيات‌ فولك‌ مردم‌ استان‌ مازندران‌ بسيار غني‌ و جالب‌ توجه‌ است‌. دانشمندان‌ و شاعران‌ مشهوري‌ از اين‌ استان‌ برخاسته‌اند كه‌ از آن‌ ميان‌ به‌ نيما شاعر معروف‌ معاصر ايران‌ و مازندران‌ مي‌توان‌ اشاره‌ كرد.

    مسافرت و اقامت‌ - استان مازندران:

    اكثر شهرستان‌هاي‌ استان‌ مازندران‌ از نظر راه‌هاي‌ ارتباطي‌ ، مخابرات‌ و سيستم‌هاي‌ درماني‌ تجهيز شده‌اند و مسافرت‌ به‌ آن‌ها به‌ راحتي‌ و آساني‌ مسير است‌ و همواره‌ گروه‌هاي‌ وسيعي‌ جهت‌ استفاده‌ و بهره‌گيري ‌از طبيعت‌ سرسبز و سواحل‌ آن‌ به‌ اين‌ استان‌ سفر مي‌كنند. اكثر شهرهاي‌ استان‌ داراي‌ انواع‌ هتل‌ و امكانات‌ اقامتي ‌است‌ و مردم‌ آن‌ نيز با فرهنگ‌ جهانگردي‌ آشنايي‌ كامل‌ دارند.

    مکان های دیدنی و تاریخی - استان مازندران:

    استان مازندران از مكان هاي ديدني و تاريخي زيادي برخوردار است كه عبارتنداز: آبشار داراب كلا, آبشار سواسره, آبشار ايج يا ده قلو, آبشار آزارك, آبشار چاردر, آبشار ريش براز, آبشار اكاپل, آبشار هريجان, آبشار شاهاندشت, آبشار تيمره, آبشار پرومد, آب معدنی استرآباكو, آب معدنی آمرلو, آبگرم رينه, پارك جنگلی شهيد زارع, پارك جنگلی چالوس (فی ين ), پارك جنگلی نمك آبرود, پارك جنگلی نور, پارك ملی خشكه داران, پارك ملی خشكه داران, پارك جنگلی سی سنگان, تالاب لپو – پلنگان, تپه كش, تپه امام زاده كتی, تپه های شال كتی، بالكن، چهاركتی, جنگل های نكا, چشمه آب گرم آب آهن يا آب فرنگی, چشمه آب گرم آب اسك, چشمه های جواهرده، كتالم، ‌و سادات محله, درياچه ساهون, درياچه سد لار, درياچه سد دريوك, درياچه يخ مراد, درياچه گل, درياچه استخر پشت, درياچه ولشت, درياچه خضرنبی, درياچه شورمست, سواحل زاغمرز, غار خرم‌ آباد, غار كمربند (هوتو ), غارهيلدو, غار سياه پور, مجموعه تالابی سراندون و بالندون, مرداب كندوچال, آب انبار ميرزا مهدی, آب انبار نو, امام زاده عباس, امام زاده يحيی, امام زاده های قاسم، ‌گنبد سرت، فخرالدين, امام زاده عيسی بن كاظم و بقعه شاطرگنبد, امام زاده ابراهيم, امام زاده عبدالله , امام زاده قاسم, امام زاده عبدالحق, امام زاده طاهر و مطهر, بازار قديمی, برج رسكت, برج سلطان زين العابدين, برج لاجيم, بقعه مير حيدر, بقعه درويش فخر الدين, بقعه آقا شاه بالوزاهد, بقعه سلطان محمد طاهر, پل محمد حسن خان, پل بابلسر, پل كوچك, كاخ بابل, پل دوازده پله, پل چالوس, پل سرخ رود, پل ورسك, تكيه مقريكل, حمام اشرف, خانه نيما, عمارت و باغ صفوی «باغشاه», قلعه شاهاندشت, قلعه كنگلو, قلعه بلده, كاخ صفی آباد, كاخ عباس آباد, كاخ چشمه عمارت, كاخ تيمشان, كاخ اجابت, كاخ چای خوران, كلارتپه, مجموعه صفوی فرح آباد, محله قديمی آلاشت و مشهد مير بزرگ (مرعشی ).

    صنايع و معادن - استان مازندران:

    صنايع استان مازندران را مي توان در دو گروه صنايع دستي و كارخانه اي مورد بررسي قرار داد. عمده ترين صنايع دستی استان مازندران عبارتند از: قالی بافی، گليم بافی، ابريشم بافی، پارچه بافی، زيلو و جاجيم بافی، ظروف سفالی، ظروف و مجسمه های چوبی، نمدبافی و … كه در سراسر مازندران به ويژه در نواحی جنگلی توليد و به بازار عرضه می شوند. دراستان مازندران صنايع نساجی، غذايی، ساختمانی و الكتريكی توسعه قابل توجهی يافته اند. گسترش صنايع وابسته به كشاورزی، جنگل و توليد مواد غذايی نيز زمينه های بسيار مساعدی دارند.

    زغال سنگ، سرب، سنگ آهك، سنگ مرمر، نمك آبی، پوكه معدنی، فلورين، بوكسيت و سيليس از ذخاير معدنی استان هستند كه برخی از آن ها به طور وسيعی بهره برداری می شود.

    کشاورزی و دام داری - استان مازندران:

    استان مازندران يكي از مهم ترين مناطق ايران در زمينه كشاورزي است. بيش از 900 هزار هكتار از مساحت استان مازندران، زير كشت برنج، پنبه، گندم، جو، دانه های روغنی (سويا)، مركبات، و چای قرار دارد. حدود نيمی از محصولات مركبات كشور از مازندران تامين می شود. سيب، آلوی قطره طلا و گلابی از ديگر ميوه های استان هستند. دراستان مازندران پرورش دام و انواع طيور هم به شكل سنتی و هم به صورت صنعتی رواج دارد. مراتع قشقايی، ميان بند و ييلاق های اطراف آن از كانون های عمده رمه گردانی و پرورش زنبور عسل (زنبورداری) هستند. در نوار ساحلی و حاشيه زمين هاي باتلاقی، پرورش گاوميش نيز رواج دارد. پرورش كرم ابريشم و توليد پارچه های ابريشمی نيز يكی ديگر از فعاليت های اقتصادی در استان است. مجاورت استان مازندران با دريای خزر و جريان رودخانه های متعدد در آن زمينه مساعدی را برای پرورش، تكثير و صيد انواع ماهی و توسعه شيلات فراهم آورده است.

    وجه تسميه و پيشينه تاريخي - استان مازندران:

    مدت ها پس از غلبه آريايی های مهاجر و مهاجرت بوميان اين منطقه، ساکنين جديد نيز خود زير فرمان هخامنشيان قرارگرفتند. دركتبيه بيستون سرزمين مازندران به نام«پشتخوارگی» و در اوستا «پذشخوارگر» آمده به نظر می رسد كه جزو قلمرو اشكانيان بوده است. در کتب تاريخی به جا مانده هم زمان با فتوحات مسلمانان، از سلسله های پادوسبانان، آلا باوند و افراسيابيان نام برده شده است، كه درطبرستان يا قسمتی از آن حكومت كرده استقلال نسبی داشته اند.

    در سال 167 هجری قمری «وندادهرمز» سلسله مستقلی در طبرستان تأسيس كرد. در قرن چهارم و پنجم هجری، طبرستان ميدان كشمكش سلسله آل زيار و آل بويه از يك طرف، و سامانيان و غرنويان از طرف ديگر شده و اغلب اوقات طبرستان تحت اداره امرای آل زيار بود. در سال 426 هجری قمری، سلطان مسعود غزنوی از طريق گرگان وارد طبرستان شد و صدمات و خسارات جانی و مالی زيادی به اهالی آن سامان وارد آورد.

    هنوز اين خرابه ها ترميم نشده بود كه طغرل اول مؤسس سلسله سلجوقی به گرگان و طبرستان حمله ور شد. در سال 606 هجری قمری طبرستان از جمله «كبود جامه» به دست سلطان محمد خوارزم شاه افتاد و سپهبد كبود جامه بنام «ركن الدين كبود جامه» و فرزندانش به دست سلطان محمد خوارزم شاه اسير شدند. زمانی كه سلطان محمد خوارزمشاه از نبرد با سپاهيان مغول فرار می كرد، ركن الدين، مغولان را به جايگاه سلطان محمد هدايت كرد و بر اثر اين خوش خدمتی، از طرف مغولان به حكومت كبود جامه رسيد و سرانجام توسط تيموريان بساط حكمرانی آن ها نيز برچيده شد. بعد از درگذشت امير تيمور، سادات مرعشی با كسب اجازه از شاهرخ ميرزا (850- 807 هـ. ق) به مازندران برگشته به عنوان اميران باج گذار اين نواحی سلطنت كردند.

    پس از برچيده شدن بساط حكومت ملوك الطوايفی طبرستان كه تا سال 1006 هجری قمری ادامه داشت، اين منطقه تحت نظارت شاه عباس اول و سلاطين بعدی سلسله صفوی قرار گرفت. شاهان صفوی در درازای هر سال چندين بار به عنوان شكار و يا پس از احداث فرح آباد جهت استراحت به اين منطقه سفر می كردند.

    نادرشاه افشار برای مقابله با دشمنان به ويژه دشمنان شمالی و روس ها، در مازندران يك كارخانه كشتی سازی داير كرد و بر رونق هر چه بيشتر منطقه افزود. از دوره فتح علی شاه قاجار به منطقه سرسبز و زيبا و دل انگيز مازندران، به عنوان يك منطقه استراحتی – تفريحی توجه گرديد و ناصرالدين شاه طی دو سفر دستور تعمير راه ها و كاروان سراها را صادر كرد.

    مشخصات جغرافيايي - استان مازندران:

    استان مازندران بين 47 دقيقه تا 38 درجه و 5 دقيقه پهنای شمالی و 50 درجه و 34 دقيقه تا 56 درجه و 14 دقيقه درازای خاوری از نيم روز گرينويچ قرارگرفته است. دريای مازندران در شمال، استان های تهران و سمنان در جنوب و استان های گيلان و گلستان به ترتيب در باختر و خاور آن قرار گرفته است. بر اساس آخرين تقسيمات كشوری سال 1375 جمعيت اين استان 2602851 نفر برآورد شده است. راه های دسترسي به استان مازندران عبارتند از:

    1- مسير عبوری تهران – مشهد به درازای 966 كيلومتر كه بابل در 230 كيلومتری اين مسير و قائم شهر در فاصله 250 كيلومتری و ساری در 270 كيلومتری اين مسير از جهت باختر به خاور واقع هستند.

    2- مسير تهران – بندر تركمن به درازای 383 كيلومتر در جهت شمال خاوری كشيده شده كه بابل در فاصله 230 كيلومتری و قائم شهر در فاصله 250 كيلومتری و ساری در مسير 270 كيلومتری اين مسير واقع شده اند.

    3- مسير تهران ـ قائم شهر از طريق فيروزكوه در جهت باختری – خاوری به درازای 261 كيلومتر.

    4- مسير تهران – چالوس به درازای 194 كيلومتر.

    5- محور كمربندی تهران – رشت – چالوس – تهران به درازای 716 كيلومتر.

    6- محور كمربندی تهران – آمل – رشت – تهران به درازای 824 كيلومتر.

    راه آهن سراسری تهران – بندر تركمن نيز از شهرهای اين استان عبور می كند.

    استان در مركز ساری و شهر های نوشهر و رامسر دارای فرودگاه است
    نقشه استان مازندران:

  6. کاربر مقابل از این پست حسام22 تشکر کرده است.


  7. #13
    اخراج شده

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    نوشته ها
    4,145
    تشکر
    1,209
    تشکر شده 5,363 بار در 1,879 پست

    پیش فرض پاسخ : <<<<<<تموم استان ها ایران((تاریخچه و...))+نقشه در این تاپیک>>>>>>

    اســ ــ ــ ــ ـتان گـ ــ ــ ـــ ــ ـیلان +نقـ ـ ـشه

    استان گیلان:

    مرکـــــز : رشت

    موقعیت : شمال ایران

    مجاورت : شمال:جمهوری ترکمنستان جنوب: استان سمنان غرب:استان مازندران و دریای مازندران

    آب و هوا: معتدل مدیترانه ای ارتفاع متوسط: 7- M دما: 8/15 º c

    وسعــــت: ۱۴۷۱۱ کیلومتر مربع

    جمعـیــت: بر اساس آمار سال ۱۳۸۵ خورشیدی 2404861 نفر

    تقسیمات: 16 شهر و 16 بخش و 45 دهستان

    شهرستانها: آستارا - آستانه اشرفیه - اَملَش - بندانزلی - رشت/مرکز استان - رضوانشهر - رودبار - رودسر - شفت - صومعه سرا - طالش یا هشت پر - فومَن - لاهیجان - لنگرود

    موقعيت جغرافيايي - استان گيلان:

    استان‌ گيلان‌ با پهنه‌اي‌ به‌ مساحت‌ 14711 كيلومتر مربع‌ در ميان‌ رشته‌ كوه‌هاي‌ البرز و تالش‌ در ساحل‌ درياي‌ مازندران و شمال‌ ايران‌ قرار گرفته‌ است‌. براساس‌ آخرين‌ تقسيمات‌ سياسي‌ و اداري‌ سال‌ 1385، شهرستان‌هاي‌ استان‌ گيلان‌ عبارتند از: آستارا ، آستانه‌ اشرفيه‌ ، بندرانزلي ‌، رشت ‌، رودبار، رودسر، شفت‌ ، صومعه‌سرا ، طالش ‌، فومن ‌، لاهيجان‌ و لنگرود. شهر رشت‌ مركز استان‌ گيلان‌ است‌. استان‌ گيلان‌ با استان‌هاي ‌اردبيل‌ در غرب ‌، مازندران‌ در شرق ‌، زنجان‌ در جنوب‌ و كشور تازه‌ استقلال‌ يافته‌ آذربايجان‌ و درياي‌ مازندران در شمال‌ هم‌ مرز و همسايه‌ است‌. اين‌ استان‌ در سال‌ 1385، حدود 2404861 نفر جمعيّت‌ داشته‌ است‌ كه‌ 1295751 نفر آن‌ در نقاط‌ شهري‌ و 1109110 نفر بقيه‌ در نقاط‌ روستايي‌ سكونت‌ داشته‌اند. ناهمواري‌هاي‌ استان‌ از غرب‌ به‌ شرق‌ شامل‌: طالش‌، ماسوله‌ و پشته‌ كوه‌ و رشته‌ كوه‌ البرز است‌ كه‌ از سه‌ بخش‌ غربي‌ ، مركزي‌ و شرقي‌ تشكيل‌ شده‌ است‌. البرزغربي‌ مانند حصاري‌ استان‌ گيلان‌ را در بر گرفته‌ است‌ و بلندترين‌ قله‌ آن‌ در گيلان‌ فك‌ يا دلفك‌ (آشيانه‌ عقاب‌) نام‌ دارد. جلگه‌هاي‌ استان‌ گيلان‌ درميان‌ دريا و كوهستان‌ تا ارتفاع‌ يكصد متري‌ سطح‌ دريا گسترش‌ يافته‌اند كه‌ به‌ سه‌ قسمت‌ عمده‌ تالش ‌، گيلان‌ غرب‌ و گيلان‌ شرق‌ تقسيم‌ مي‌شوند.

    آب و هوا - استان گيلان:

    اقليم‌ سرزمين‌ گيلان به‌ آب‌ و هواي‌ معتدل‌ مازندراني‌ معروف‌ است‌. كوهستان‌ تالش‌ با جهت‌ شمالي‌ ، جنوبي‌ و كوهستان‌ البرز با امتداد غربي‌ - شرقي‌ ، مانند سدي‌ از عبور بخار آب‌ درياي‌ مازندران‌ و بادهاي ‌مرطوب‌ شمال‌ غربي‌ به‌ داخل‌ ايران‌ جلوگيري‌ مي‌كند و به‌ علّت‌ ارتفاع‌ زياد موجب‌ بارندگي‌هاي‌ فراوان‌ در استان ‌گيلان‌ مي‌شود. تبخير گسترده‌ درياي‌ مازندران‌ ضمن‌ افزايش‌ رطوبت‌ هوا در تابستان‌ و كاهش‌ آن‌ در زمستان ‌، مي‌انجامد. از اين‌ رو ، يخ‌ بندان‌ زمستاني‌ در نواحي‌ كناره‌اي‌ دريا بسيار كم‌ گزارش‌ شده‌ است‌. ميزان‌ بارندگي‌ دراستان‌ گيلان‌ به‌ بادهاي‌ مرطوبي‌ بستگي‌ دارد كه‌ در زمستان‌ از شمال‌ غرب‌ در بهار از شرق‌ و در تابستان‌ و پاييز ازغرب‌ مي‌وزند. اين‌ بادها ، هواي‌ مرطوب‌ دريا را به‌ سوي‌ جلگه‌ گيلان‌ مي‌رانند و موجب‌ بارندگي‌هاي‌ فراوان‌ وطولاني‌ مي‌شوند. در سال‌ 1385، ميزان‌ بارندگي‌ در رشت 1015/4 ميليمتر و تعداد روزهاي‌ يخبندان‌ سالانه‌ آن‌20 روز و روزهاي‌ باراني‌ آن‌ 156 روز گزارش‌ شده‌ است‌. متوسط‌ حداقل‌ دماي‌ رشت‌ 6/3 درجه‌ سانتي‌گراد و متوسط‌ حداكثر دماي‌ آن‌ 20/9 درجه‌ ثبت‌ شده‌ است‌.

    تاريخ و فرهنگ - استان گيلان:

    تاريخ‌ گيلان تا شش‌ قرن‌ پيش‌ از ميلاد ، يعني‌ تا زماني‌ كه‌ تاريخ‌ نگاران‌ يونان ‌، گوشه‌هايي‌ از تاريخ‌ ايران‌ را روشن‌ كرده‌اند ، تاريك‌ و مبهم‌ است‌ و تنها با تكيه‌ بر پاره‌اي‌ كاوش‌هاي‌ باستان‌ شناختي‌ مي‌توان ‌گوشه‌هايي‌ از آن‌ را روشن‌ كرد. آثار به‌ دست‌ آمده‌ از سرزمين‌هاي‌ سواحل‌ جنوب‌ درياي‌ مازندران به‌ دوره ‌پيش‌ از آخرين‌ يخ‌بندان‌ (بين‌ 50 تا 150 هزار سال‌ پيش‌) تعلّق‌ دارند. پيشينه‌ تمدن‌ گيلان‌ به‌ چند هزار سال‌ پيش‌از ميلاد مسيح‌ مي‌رسد. در آن‌ دوره‌ (كاسي‌)ها براي‌ دستيابي‌ به‌ زمين‌هاي‌ بهتر به‌ نواحي‌ ديگر مهاجرت‌ كردند. درهمين‌ زمان ‌، گروهي‌ از قوم‌هاي‌ مهاجر من‌جمله‌ آريايي‌ها به‌ علّت‌ تغيير آب‌ و هوا و افزايش‌ سرماي‌ قطبي‌ به‌ اين ‌منطقه‌ كوچ‌ كردند و از آميزش‌ مهاجران‌ و ساكنان‌ بومي‌ منطقه ‌، چندين‌ قوم‌ جديد تشكيل‌ شد كه‌ در اين‌ ميان‌ دوقوم‌ (گيل‌) و (ديلم‌) اكثريت‌ داشته‌اند. در سده‌ ششم‌ پيش‌ از ميلاد ، گيلانيان‌ با كوروش‌ هخامنشي‌ متفق‌ شدند و دولت‌ ماد را سرنگون‌ كردند. زمانيكه‌ سلسله‌ هخامنشي‌ سرنگون‌ شد ، كشور به‌ تصرف‌ اسكندر و سپس‌ سلوكي‌ها درآمد. در زمان‌ سلوكيان ‌، فرمانروايان‌ محلي‌ گيلان ‌، با استقلال‌ كامل‌ حكومت‌ مي‌كردند. در زمان‌ساسانيان‌ ، گيلان‌ تا اندازه‌اي‌ استقلال‌ خود را از دست‌ داد. در زمان‌ خلفاي‌ عباسي ‌، علويان‌ در كوهستان‌هاي‌ ديلم ‌زندگي‌ مي‌كردند و مي‌كوشيدند دست‌ خلفاي‌ عباسي‌ را از ديگر نقاط‌ ايران‌ كوتاه‌ كنند. چنين‌ بود كه‌ بناي‌ اتحاد ديلميان‌ و علويان‌ پي‌ريزي‌ شد. در حدود سال‌ 290 هجري‌ قمري ‌، مردم‌ گيلان‌ و ديلم‌ به‌ مذهب‌ شيعه‌ روي ‌آوردند. از همين‌ دوره‌ در تاريخ‌ ايران‌ سلسله‌هايي‌ با منشاء گيلاني‌ و ديلمي‌ پديد آمدند. يكي‌ از مهمترين‌ اين ‌سلسله‌ها (آل‌ بويه‌) بود. در قرن‌ هشتم‌ هجري‌ قمري (اولجايتو) مغول‌ موفق‌ شد به‌ طور موقت‌ بر اين‌ سرزمين‌ پيروز شود. گيلانيان‌ در روي‌ كار آمدن‌ خاندان‌ صفوي‌ نقش‌ مهمي‌ ايفا كردند ولي‌ در زمان‌ سلطنت‌ شاه ‌عباس‌ اوّل‌ ، گيلان ‌استقلال‌ خود را از دست‌ داد. در سال‌ 1071 هجري‌ قمري‌ شماري‌ از قزاقان‌ روس‌ به‌ قصد غارت‌ به‌ گيلان‌ هجوم ‌برده‌ و دست‌ به‌ چپاول‌ زدند. نادر شاه‌ به‌ علّت‌ علاقه‌ زياد به‌ افزايش‌ قدرت‌ نيروي‌ دريايي ‌، گيلان‌ را مورد توجه‌ جدي‌ قرار داد. گيلك‌ها در پيروزي‌ انقلاب‌ مشروطه‌ نيز سهي‌ عمده‌ داشتند و آنان‌ در سال‌ 1287 هجري قمري پس‌ از دو روز پيكارعليه‌ قزاقان‌ محّمد عليشاه‌ ، تهران‌ را فتح‌ كردند. نقش‌ مردم‌ گيلان‌ در نهضت‌ مشروطه‌ نمونه‌هاي‌ درخشان‌ تاريخ‌ اين‌ خطه‌ است‌. استان‌ گيلان‌ از نظر فرهنگي‌ نيز يكي‌ از مناطق‌ ويژه‌ ايران‌ است‌ كه‌ مجموعه‌اي‌ از سنن‌ ديرين‌ و باستاني‌ را پديد آورده‌ است‌. زبان‌ مردم‌ گيلان‌ نيز تحت‌ تأثير تنوع‌ قومي‌ ، گويش‌هاي‌ گوناگون‌ دارد كه‌ مهّم‌ترين‌ آن‌ها گيلكي ‌، تالشي‌ و ديلمي‌ است‌.

    مسافرت و اقامت‌ - استان گيلان:

    كليه‌ شهرستان‌هاي‌ استان‌ گيلان‌ از نظر راه‌هاي‌ ارتباطي ‌، مخابرات‌ و سيستم‌هاي‌ درماني‌ تجهيز شده‌اند و مسافرت‌ به‌ آن‌ها آسان‌ است‌. كليه‌ شهرهاي‌ استان‌ داراي‌ انواع‌ هتل‌ و امكانات‌ اقامتي‌اند و مردم‌ آن‌ نيز با فرهنگ‌ جهانگردي‌ آشنايي‌ دارند.

    مکان های دیدنی و تاریخی - استان گیلان:

    مكان هاي ديدني و تاريخي استان گيلان عبارتند از: باغ سردار محتشم, باغ مشكوه (سالار), تالاب امير كلايه بخش شير جو پشت, تالاب انزلی, چشمه آب شور لاكان, چشمه چشما گل سه شنبه, چشمه آب معدنی سجيران, چشمه آب معدنی زمزمه, چشمه آب معدنی علی زاخونی, چشمه آب معدنی سنگرود, چشمه آب گرم ماستخور, دره گوهر رود كرانه شرقی سفيد رود, منطقه حفاظت شده امير كلايه, منطقه حفاظت شده سلكه, منطقه حفاظت شده لوندويل, منطقه حفاظت شده ليسار, منطقه حفاظت شده ناواسالم, منطقه حفاظت شده آلالان, منطقه حفاظت شده سيا كشم, منطقه حفاظت شده سرخانكل, آب انبار رستم آباد, آرامگاه ميزا كوچك خان, آرامگاه سيد ابوالقاسم, آرامگاه مير نظام الدين و دكتر حشمت, آرامگاه امام زاده سيد حسين و ابراهيم,‌ آرامگاه پير جنگلی بازكيا, آرامگاه دكتر محمد معين, آرمگاه آقا سيد محمود مرندی, آرامگاه پيرموسی, آرامگاه كاشف السلطنه, آرامگاه بابا ولی (قادر پيغمبر), آرامگاه پير قطب الدين باغچه سرا, آرامگاه پير حسن و پير مسعود, آرامگاه شيخ ابوالوجيه, آرامگاه امام زاده مير شمس الدين, آرامگاه آقا سيد محمد نجفی, امام زاده آقا مير جمال الدين, امام زاده سيد علی غزنوی, امام زاده سيد ابو جعفر سادات, امام زاده عون بن محمد ماسوله, امام زاده شفيع, اسپيه مزگت يا سفيد مسجد, برج ساعت, برج ساعت, بقعه امام زاده صالح, بقعه بی بی حوريه, بقعه امام زاده آقا سيد ابوالحسن, بقعه شيخ زاهد گيلانی, بقعه مير شمس الدين لاهيجی, بقعه چهار پادشاهان, بقعه ملا عاقل, بقعه آقا سيد اسماعيل و آقا سيد ابراهيم, بقعه آقا سيد محمد, بقعه آقا سيد رضا كيا, بقعه امام زاده محمد حنيفه, بقعه آقا سيد ابوجعفر, بقعه امام زاده اسحاق, بقعه دوازده تن, بقعه آقا سيد حسن, بقعه آقا سيد حسين كيا, بقعه آقا سيد محمد, بقعه سيد جلال الدين اشرف, بقعه سيد محمود, بقعه سيد شرف شاه, بقعه آقا سيد محمد يمئی, بقعه آقا شاه (عكاشه), بقعه آقا سيد دانيال, بقعه خواهر امام, بقعه آقا سيد عباس و سيد اسماعيل, بقعه آقا سيد قاسم, بقعه آقا سيد احمد و آقا سيد حيدر, بقعه پير, بقعه پير محله رانكوه, بقعه آقا سيد معين و مبين, بقعه سيد ابو جعفر ثايری , بقعه مرتضی و سيد ابراهيم, بقعه امام زاده آقا سيد ابوالحسن, بقعه عون بن علی بن محمد ماسوله, بقعه آقا سيد ابراهيم و آقا سيد عبدالله , تپه باستانی مارليك, تی تی كاروان سرا, پل خشتی بخش گوله, پل خشتی نياكو, پل خشتی كسيم, پل غازيان, پل ميان پشته, پل آجری لنگرود, پل تالش دولاب,‌ پل تاريخي, پل خشتی كسما, پل مرغانه پرد, پل آجری تميجان, حمام های قديمی گلشن و طاهر گوراب, حمام گلشن, حمام قديمی ديلمان, حمام حاج آقا بزرگ, حمام های پير سرا، شاهزاده گلستان, حمام حاج ميرزا احمدی, حمام قديمی كيا كلايه, حمام قديمی آق اولر, خانه ميرزا احمد ابريشمی, خانه قديمی محمد صادقی, خانه سردار معتمد رشتی, خانه سيد اسماعيل ضيابری, خانه سيد علی مقيمی, خانه ديوان بيگی, خانه قديمی منجم, خانه قديمی دريا, خانه قديمی رييس زاده, خانه محبی, خانه منجم باشی, روستای تاريخی ماسوله, ساختمان معتمدی, ساختمان گمرك, ساختمان شهرداری , ساختمان اداره پست, ساختمان استان داری سابق, عمارت كلاه فرنگی, عمارت سردار امجد, عمارت نصرالله خان سردار, قلعه صلصال ليسار, قلعه رودخان شفت, قلعه ساسان, قلعه بندين, قلعه رود خان, قلعه مسجد كلده, كاروان سرای لات, كاخ ميان پشته, كاخ قشلاقی ضرغام السلطنه, كاخ اختصاصی رضا شاه, كاخ ناهار خوران, مجموعه ميدان, مدرسه شاپور, مسجد جامع, مسجد اكبريه, مسجد صفی (سفيد), مسجد جامع جور, مسجد جامع امير بنده, مناره گسكر, مناره مسجد جامع, مناره رود خان, مناره سلجوقی, مناره مسجد جامع و موزه رشت.

    صنايع و معادن - استان گیلان:

    صنايع استان گيلان بيش تر مرتبط با بخش كشاورزی و صنايع وابسته به آن است. صنايع نساجی، شيميايی والكترونيك و هم چنين صنايع دستی استان گيلان بسيار معروف است. از معادن شناخته شده استان گيلان می توان به معادن زغال سنگ، ‌خاك نسوز، سنگ ساختمانی، نفت، گاز، سنگ آهك، گرانيت، ميكا و … اشاره كرد. مهم ترين صنايع دستی استان گيلان عبارتند از: سبد بافی، حصير بافی، مرواری بافی، خيزران بافی (بامبو بافی)، سفال گری، نمد بافی، دست بافت های ابريشمی، پشمی و نخی، گليم و جاجيم و بافی، قالی بافی، چموش دوزی، صنايع دستی چوبی و كروی نقش دار.

    کشاورزی و دام داری - استان گیلان:

    گيلان منطقه ای با خاك حاصل خيز و اقتصاد كشاورزی پررونق است. گيلان از نظر نوع زمين زير كشت و محصولات كشاورزی، به دو منطقه كلی تقسيم می شود:

    - منطقه جلگه ای: اين منطقه با بهره گيری از خاك حاصل خيز، شبكه آبرسانی وسيع، هوای معتدل و مرطوب، به كانون كشت برنج، چای، توتون، بادام زمينی، حبوبات، صيفی جات و مركبات تبديل شده است.

    - منطقه كوهستانی: اين منطقه با خاك و شبكه آبرسانی مناسب به كانون های كشت گندم و جو، يونجه، ‌زيتون و فندق تبديل شده است. دام داري نيز دراين منطقه رايج است ولي كشاورزي رونق بيش تري دارد.

    وجه تسميه و پيشينه تاريخي - استان گیلان:

    نام گيلان برگرفته از نام قوم گيل است كه پيش از مهاجرت آريايي ها به همراه قوم ديلم در اين منطقه مي زيسته اند. تاريخ گيلان تا شش قرن پيش از ميلاد، تاريك و مبهم است و تنها با تكيه بر پاره ای اشاره ها، گمانه ها و كاوش های باستان شناختی است كه می توان گوشه هايی از تاريخ اين منطقه را روشن كرد. آثار به دست آمده از اين كاوش ها نشان دهنده آنند که سرزمين های سواحل جنوب دريای مازندران (خزر) به دوره پيش از آخرين يخ بندان (بين 50 تا 150 هزار سال پيش) تعلق دارند. با مهاجرت آريايی ها و ديگر قوم ها به اين سرزمين، از آميزش مهاجران و ساكنان بومی منطقه، قوم های جديدی پديد آمده اند كه در اين دو قوم « گيل » و « ديلم » اكثريت داشته اند. ازهمان آغاز، فرمان روايان اين دو قوم از آزادی كامل برخوردار بوده اند و هيچ گاه، در برابر بيگانگان و يا در مقابل حاكمان ديگر، تسليم نشده اند و حتی به اطاعت دولت ماد نيز در نيامده اند.

    درقرن ششم پيش ازميلاد، گيلانيان با كوروش هخامنشی متحد شده و دولت ماد را سرنگون كردند. گيلانيان، در جريان محاصره و تسخير بابل، به ياری كوروش شتافتند. در زمان ساسانيان، گيلان تا اندازه ای استقلال خود را از دست داد و اردشير بابكان بر اين قوم پيروز شد. او به ياری ارتشی مركب از 300 هزار مرد جنگی و نزديك به 10 هزار سوار، گيلان را تسخير كرد. اين ارتش به زودی از هم پاشيد و كارآيی خود را از دست داد. در اواخر پادشاهی قباد كه هرج و مرج در ايران پديد آمده بود، گيل ها بنای سركشی و تعرض به همسايگان را گذاشتند. خسرو انوشيروان در آغاز سلطنت خود ارتشی بزرگ به گيلان فرستاد و گيلانيان را ناگزير كرد به درگاه كسرا به عذر خواهی بروند. انوشيروان آن ها را بخشيد و در دوران ساسانيان، گيلان هم چنان زير فرمان شاهان ساسانی باقی ماند.

    پس از پيروزی اعراب بر ايرانيان، گيلان به مأمن علويان تبديل شد. ديلميان نيز كه در مخالفت با خلفای عباسی در حدود دو قرن در كوهستان ها پناه گرفته بودند، به مرور با علويان متحد شدند. نخستين علوی كه به ديلم پناه برد، يحيی بن عبدالله از نوادگان امام حسن (ع) بود. پس از وی، انبوهی از علويان به آن جا راه يافتند. در حدود سال 290 هجری قمری، مردم گيلان و ديلم كم كم به مذهب علويان روی آوردند و در گسترش آن نيز كوشش بسيار كردند.

    از سال 290 هـ . ق در تاريخ ايران، سلسله هايی با منشاء گيلانی و ديلمی پديد آمدند و دايره نفوذ خود را گسترش دادند. يكی از مهم ترين اين سلسله ها آل بويه بود كه حتی به بغداد، مركز خلفای عباسی نيز لشگر كشيد و خليفه عباسی را شكست داد. از اين تاريخ به بعد، كم كم دست خلفای عباسی از ايران كوتاه شد. از اين قرن تا زمان حمله مغولان، فرقه های مختلف اسلامی، از جمله اسماعيليه در اين ناحيه نفوذ داشتند.

    فاتحان مغول در قرن هفتم، ارتشی بزرگ را برای تصرف ايران فرستادند. اما به دليل راه های سخت گيلان، تا اوايل سده هشتم هجری قمری بر اين بخش از ايران دست نيافتند. سرانجام اولجايتو موفق شد اين سرزمين را به تصرف خود در آورد، ولی نتوانست برای مدت درازی آن را در اختيار داشته باشد.

    گيلانيان دربه قدرت رسيدن صفويان نقش مهمی ايفا كردند. در سال 900 هجری قمری، شيخ زادگان اردبيلی از اولاد شيخ صفی، سلطان حميد و فرزندش را پذيرفتند. مردم گيلان كه از مريدان خانقاه اردبيل بودند، به شايستگی از شيخ زادگان اردبيلی پذيرايی كردند. گيلان، در زمان سلطنت شاه عباس اول استقلال خود را از دست داد. نادر شاه افشار كه علاقه زيادي به افزايش قدرت نيروی دريايی ايران داشت، چندين كارگاه كشتی سازی در اين استان، به ويژه در لنگرود، تاسيس كرد.

    پيش از روی كار آمدن نادر شاه، روس ها نخستين حملات خود را به ايران آغاز كردند. در سال 1071 هجری قمری، شماری از قزاقان روس به قصد غارت گيلان، با چند كشتی به ساحل گيلان حمله كردند و در برخی از مناطق آن دست به چپاول زدند، که نادر شاه با قدرت آنان را به سرزمين خودشان بازگرداند.

    مشخصات جغرافيايي - استان گیلان:

    استان زيباي گيلان در جنوب درياي خزر؛ ميان رشته كوه های البرز و تالش در شمال ايران جای گرفته است. اين استان به واحد جغرافيايی جنوب دريای مازندران تعلق دارد و با استان های: اردبيل در باختر، مازندران درخاور، زنجان در جنوب و كشور تازه استقلال يافته آذربايجان و دريای خزر در شمال همسايه است. استان گيلان بين 36 درجه و 36 دقيقه تا 38 درجه و 27 دقيقه پهناي شمالي و 48 درجه و 25 دقيقه تا 50 درجه و 34 دقيقه طول شرقی از نصف النهار گرينويچ قرار دارد و رود تمشك كه بين چابكسر و رامسر جاری است، آن را از استان مازندران جدا می كند. كوه های اين استان قسمتی از مجموعه ناهمواری های جنوب دريای مازندران است كه از دره رود آستارا در شمال تا كوه های سوماموس در خاور كشيده شده كه نتيجه حركات كوه زايی اواخر دوران سوم می باشد. اين كوه ها شامل دو بخش خاوري و باختري است. چشم انداز شمالی كناره های استان گيلان را دريای مازندران نيلگون و تا حدودی آرام تشكيل می دهد و چشم انداز جنوبی آن را (جز بخش باختری كه بيشتر آن مرتفع و مردابی است)، جنگل های انبوه دامنه های البرز پوشانده است. در فراسوی جنگل ها، قله های سر به فلك كشيده و پوشيده از برف خود نمايی می كنند كه زيبايی خا صی به منطقه بخشيده اند. پيرامون كناره های دريای مازندران را باغ های مركبات، شالی زارها و كشت زارهای سرسبز پوشانده و جلوه هايی شگفت انگيز را پديد آورده اند. آب و هوای دشت گيلان علی رغم قرار گرفتن در حد فاصل چند منطقه با ساختار های آب و هوايی مختلف هم چون معتدل بری، زير استوايی خشك، و مديترانه ای، خود دارای ساختار مديترانه ای است كه از يك نواختی خاصی نيز برخوردار است.
    نقشه استان گیلان:

  8. کاربر مقابل از این پست حسام22 تشکر کرده است.


  9. #14
    اخراج شده

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    نوشته ها
    4,145
    تشکر
    1,209
    تشکر شده 5,363 بار در 1,879 پست

    پیش فرض پاسخ : <<<<<تموم استان ها ایران((تاریخچه و...))+نقشه در این تاپیک>>>>>>

    اســ ــ ــ ــ ـتان کـ ـــ ــــ ـــردستان+نقـ ـ ـشه

    استان کردستان:

    موقعیت : غرب کشور

    مرکـــــز : سنندج

    مجاورت : شمال:استانهای آذربایجان غربی و زنجان جنوب: استان کرمانشاه شرق: استان های همدان و زنجان غرب: کشورعراق

    آب و هوا: سرد کوهستانی ارتفاع متوسط: 373/1 M دما:3/13 º c

    وسعــــت: 28203 کیلومترمربع

    جمعـیــت: بر اساس آمار سال ۱۳۸۵ خورشیدی 1440156 نفر

    تقسیمات: 8 شهرستان، 12 شهر، 21 بخش، 78 دهستان و 1765 آبادی دارای سکنه

    شهرستانها: بانه - بیجار - دیواندره - سقز - سنندج/مرکز استان - قروه - کامیاران - مریوان

    موقعيت جغرافيائي – استان کردستان:

    استان‌ كردستان‌ با وسعتي‌ معادل‌ 28203 كيلومتر مربع‌ در غرب‌ ايران‌ و در مجاورت‌ كشور عراق‌ قراردارد. بر اساس‌ آخرين‌ تقسيمات‌ سياسي‌ و اداري‌ درسال‌ 1385، شهرستان‌هاي‌ استان‌ كردستان‌ عبارتند از: بانه‌ ، بيجار، سنندج ‌، ديواندره‌ ، سقز، قروه‌ ، كامياران‌ و مريوان‌. شهر سنندج‌ ، مركز استان‌ كردستان‌ است.‌

    اين‌ استان‌ كه‌ در دامنه‌ها و دشت‌هاي‌ پراكنده‌ سلسله‌ جبال‌ زاگرس‌ مياني‌ قرار گرفته‌ است ‌، از شمال‌ به‌ استانهاي‌ آذربايجان‌ غربي‌ و زنجان‌ ، از شرق‌ به‌ همدان‌ و زنجان ‌، از جنوب‌ به‌ استان‌ كرمانشاه‌ و از غرب‌ به‌ مرزبين‌المللي‌ ايران‌ با عراق‌ محدود است‌. اين‌ استان‌ در سال‌ 1385، حدود 1440156 نفر جمعيت‌ داشته‌ است‌ كه ‌از اين‌ تعداد 855819 نفر در نقاط‌ شهري‌ و 584337 نفر در نقاط‌ روستايي‌ سكونت‌ داشته‌اند.

    استان‌ كردستان‌ منطقه‌اي‌ كاملاً كوهستاني‌ است‌. ناهواريهاي‌ استان‌ شامل‌ دو بخش‌ غربي‌ و شرقي‌ است ، قسمت‌ وسيعي‌ از سنندج ‌، مريوان‌ و سرزمين‌هاي‌ اطراف‌ آن‌ تا جنوب‌ كردستان‌ ناهمواريهاي‌ غربي‌ را تشكيل‌ مي‌دهد. شرق‌ سنندج‌ را ناهمواريهاي‌ شرقي‌ در بر گرفته‌ است‌. اين‌ ناحيه‌ با يك‌ حصار كوهستاني‌ متشكل‌ ازسنگ‌هاي‌ دگرگوني‌ و رسوبي‌ احاطه‌ شده‌ است‌. بلندترين‌ كوه‌هاي‌ اين‌ ناحيه‌ ، شاه‌نشين‌ در شمال‌ بيجار، شيدا درمركز و پنجه‌ علي‌ بين‌ قروه‌ و سقز مي‌باشد.

    آب و هوا – استان کردستان:

    استان‌ كردستان‌ به‌ طور كلي‌ تحت‌ تأثير دو جريان‌ عمده‌ هواي‌ گرم‌ و سرد قرار دارد و اقليم‌هاي‌ گوناگوني‌ را به‌ وجود مي‌آورد. بيشترين‌ ميزان‌ بارش‌ جوي‌ در ناحيه‌ غربي‌ استان‌ حدود 800 ميلي‌ متر در سال‌ و كمترين ‌ميزان‌ بارندگي‌ آن‌ در ناحيه‌ شرقي‌ حدود 400 ميلميتر در سال‌ است‌. تمام‌ قلمرو استان‌ در بهار و تابستان ‌، آب‌ وهوايي‌ خنك‌ و معتدل‌ دارد.

    مقايسه‌ ارقام‌ ميانگين‌ دماي‌ ماه‌هاي‌ مختلف‌ سال‌ در مركز استان‌ نشان‌ مي ‌دهد كه‌ متوسط‌ دماي‌ روزانه‌ در ارديبهشت‌ ماه ‌ 16/1 و در مهر ماه‌ 9/16 درجه‌ سانتيگراد است‌. از اينرو 6 ماه‌ از سال‌ درمركز استان‌ كردستان‌ براي‌ جريان‌ جهانگردي‌ بهترين‌ ومناسب‌ترين‌ ايام‌ به‌ حساب‌ مي‌آيد. سردترين‌ ماه‌ سال‌ درشهرستان‌ سنندج ‌، بهمن‌ ماه‌ با حداقل‌ دماي‌ يك‌ درجه‌ زير صفر است.

    تاريخ و فرهنگ – استان كردستان:

    تاريخ‌ كردستان‌ تا قبل‌ از اسلام‌ چندان‌ روشن‌ نيست‌. كردها اقوامي‌ آريايي‌ نژاد هستند كه‌ چندين‌ هزار سال‌ قبل‌ از ميلاد به‌ اين‌ منطقه‌ مهاجرت‌ كرده‌اند. در سال‌هاي‌ 16 تا 20 هجري‌ قمري ‌، قلعه‌ها و استحكامات‌ كردها به‌ تصرف‌ اعراب‌ درآمد. فتح‌ شهر (روز) و (ارادباذ) دو شهر كردنشين‌ در سال‌ 22 هجري قمري صورت ‌گرفت‌. در سال‌ 23 هجري قمري كه‌ سپاه‌ عرب‌ در ايالات‌ فارس‌ مشغول‌ فتوحات‌ بود ، اكراد فارس‌ در دفاع‌ از شهر فسا شركت‌ داشتند. ابوموسي‌ اشعري‌ در سال‌ 25 هجري قمري شورش‌ اكراد را سركوب‌ كرد.

    در سال‌ 90 هجري قمري اكراد فارس‌ سر به‌ شورش‌ برداشتند ولي‌ توسط‌ حجاج‌ بن‌ يوسف‌ ثقفي‌ سركوب‌ شدند. درسال‌ 224 هجري قمري يكي‌ از رهبران‌ كرد در شهر موصل‌ بر ضد خليفه‌ معتصم‌ سر به‌ شورش‌ برداشت‌ و خليفه‌ سردارمعروف‌ (آيتاخ‌) را به‌ جنگ‌ او فرستاد. (آيتاخ‌) در اين‌ جنگ‌ پيروز شد و بسياري‌ از اكراد را نيز به‌ قتل‌ رساند. درسال‌ 281 هجري قمري در زمان‌ خلافت‌ المقتدر بالله‌ ، بار ديگر اكراد سر به‌ شورش‌ برداشتند. در قرون‌ چهارم‌ ، پنجم‌ هجري‌ خاندان‌ (شداديا) كه‌ كرد بودند ، در دبيل‌ و گنجه‌ حكومت‌هاي‌ مستقلي‌ تشكيل‌ دادند. در سال‌ 359 هجري قمري ‌عضد الدوله‌ ديلمي‌ با كردهاي‌ موصل‌ درگير شد و پس‌ از غلبه ‌، قلاع‌ آن‌ها را ويران‌ كرد و سران‌ كرد را به‌ قتل ‌رسانيد.

    يكي‌ از رويدادهاي‌ مهم‌ دوره‌ زمامداري‌ شرف‌الدوله‌ ديلمي‌ (379-372 هجري قمري) پيكار او در سال‌ 377 هجري قمري‌ با (بدربن‌ حسنويه‌) در كرمانشاه‌ است‌ كه‌ منجر به‌ پيروزي‌ بدر شد. (بدربن‌ حسنويه‌) در سال‌ 405 هجري قمري به‌ دست ‌يكي‌ از طايفه‌هاي‌ كرد كشته‌ شد و شمس‌الدوله‌ پسر فخرالدوله‌ ديلمي‌ تمامي‌ متصرفات‌ وي‌ را ضميمه‌ قلمروخود گردانيد.

    شهرهاي‌ كردستان‌ در زمان‌ حمله‌ مغول‌ از قتل‌ و غارت‌ مصون‌ نماند و در زمان‌ تيمور و تركمانان‌ قره‌ قويونلوو آق‌ قويونلو، كردستان‌ و ديار بكر ميدان‌ تاخت‌ و تاز سپاهيان‌ تيمور شد.

    شاه‌ اسماعيل‌ اول‌ مؤسس‌ سلسله‌ صفوي‌ به‌ علت‌ پيروي‌ اكراد از مذهب‌ تسنن‌ روابط‌ حسنه‌اي‌ با آنها نداشت ، در مقابل‌ سلاطين‌ عثماني‌ در تقويت‌ هرچه‌ بيشتر كردها مي‌كوشيدند.

    با تشكيل‌ سلسله‌ زنديه‌ براي‌ نخستين‌ بار در تاريخ‌ ايران‌ سلسله‌اي‌ كرد نژاد به‌ سلطنت‌ رسيد. در سال‌ 1964ميلادي‌ ، قاضي‌ محمد همزمان‌ با اشغال‌ ايران‌ توسط‌ قواي‌ متفقين‌ و حمايت‌ دولت‌ روسيه‌ از او ، جمهوري‌ خلق ‌كردستان‌ را تشكيل‌ داد ولي‌ پس‌ از تخليه‌ كامل‌ ايران‌ از قواي‌ متفقين‌ و اعزام‌ سپاه‌ دولت‌ مركزي‌ به‌ آذربايجان‌ و كردستان ‌، اين‌ جمهوري‌ از هم‌ پاشيد.

    كردستان‌ امروزي‌ يكي‌ از نواحي‌ و استان‌هاي‌ مهم‌ و استراتژيك‌ سرزمين‌ ايران‌ به‌ شمار مي‌رود و همچنان‌ رو به‌ توسعه‌ و رشد است.

    استان‌ كردستان‌ از لحاظ‌ فرهنگي‌ جذابيت‌هاي‌ بسيار جالب‌ توجهي‌ دارد كه‌ نظير آن‌ در ساير نقاط‌ ايران‌ كمترديده‌ مي‌شود. زبان‌ ، شعر، رقص ‌، موسيقي‌ و آداب‌ و رسوم‌ به‌ جاي‌ مانده‌ در اين‌ پهنه‌ از سرزمين‌ ايران‌ ، قدمتي ‌ديرينه‌ دارد. زبان‌ كردي‌ يكي‌ از زبان‌هاي‌ گروه‌ هندي‌- اروپايي‌ است‌ و دستور زبان‌ ويژه‌اي‌ دارد. اين‌ زبان‌ در ايران ‌چند شاخه‌ مشخص‌ دارد كه‌ عبارتند از: شاخه‌ اورامي‌ كه‌ يك‌ لهجه‌ بسيار قديمي‌ با اصالت‌ تاريخي‌ است ‌، شاخه‌ سوراني‌ كه‌ مهم‌ترين‌ و رايج‌ترين‌ شاخه‌ زبان‌ كردي‌ به‌ شمار مي‌رود ، شاخه‌ كرمانشاهي‌ كه‌ در كرمانشاه‌ رايج‌ است‌.

    مسافرت و اقامت – استان کردستان:

    كليه‌ شهرستان‌هاي‌ استان‌ از نظر راه‌هاي‌ ارتباطي‌ ، مخابرات‌ و سيستم‌ درماني‌ تجهيز شده‌اند و مسافرت‌ به‌ آنها به ‌آساني‌ صورت‌ مي‌گيرد. كليه‌ شهرهاي‌ استان‌ داراي‌ انواع‌ هتل‌ و امكانات‌ اقامتي‌ مي‌باشند و مردمي‌ مهربان‌ دارد.

    مکان های دیدنی و تاریخی - استان کردستان:

    استان کردستان به لحاظ تاریخ و قدمت طولانی و جغرافیای خاص خود از مکان های تاریخی و طبیعی با ارزشی برخوردار است که در مناطق مختلف استان پراکنده شده اند. جنگل های بلوط، آبشارها و رودخانه های خروشان، چشمه های طبیعی و کوه های سر به فلک کشیده؛ طبیعت زیبا و چشم نواز کردستان را رقم زده و یکی از زیباترین جلوه های گردشگری طبیعی ایران را در دامنه های زاگرس به وجود آورده است.

    جاذبه های تاریخی و معماری منطقه که شامل قلعه های قدیمی، مسجد های تاریخی، حمام ها و... می شوند، همراه با آیین ها و فرهنگ رایج بین اقوام کرد از مهم ترین جاذبه های استان کردستان است. رقص های محلی و بومی اين استان که در مراسم شادی و سرور اجرا می شوند، هم از نظر مضمون و هم از نظر شكل درخور توجه است. موسيقی كردی يكی از بارزترين ويژه گی فرهنگی قوم كرد است. طراوت، شادابی، فضای عرفانی و درآميختگی مضامين با تاريخ گذشته كردها، بخشی ازخصوصيات موسیقی کردی است. مجموع جاذبه های طبیعی، تاریخی، اجتماعی و فرهنگی؛ استان کردستان را به منطقه ای دیدنی تبدیل کرده که بازدید از آن برای هر گردشگری جذاب و خاطره انگیز خواهد بود.

    صنايع و معادن - استان کردستان:

    صنايع استان كردستان به دو گروه ماشينی و دستی تقسيم می شوند. صنايع ماشينی استان مشتمل بر گروه های صنايع كانی غير فلزی، شيميايی، سلولزی، نساجی، چرم، غذايی، برق و الكترونيك هستند. در حال حاضر درنقاط شهری و روستايی كردستان عده كثيری به توليد محصولات گوناگون دستی كه هم مصرف خانگی و هم ارزش تجاری دارند مشغول هستند. فرش بافی، گليم بافی، نساجی، نازک كاری چوب، ‌گيوه دوزی، خراطی، سوزن دوزی، قلاب دوزی، پولک دوزی، منجوق دوزی و ساخت زينت آلات محلی، موج (كه در منازل به عنوان رختخواب پيچ مورد استفاده قرار می گيرد)، جانماز، شال بافی، دستبافت ها، جاجيم بافی و قالی بافی از صنايع دستی عمده اين استان است.

    کشاورزی و دام داری - استان کردستان:

    استان كردستان از لحاظ اقتصاد كشاورزی و دام پروری يكی از قطب های اساسی ایران محسوب می شود. فعاليت های كشاورزی در اين استان به صورت ديمی و آبی انجام می گيرد. از توليدات كشاورزی اين استان می توان گندم، جو و حبوبات را نام برد. به علت وجود مراتع غنی و آب کافی، این منطقه از دام داری پررونقی برخوردار است. از ميان دام ها گوسفند و بره بيش ترين اهميت و تعداد را دارند. پرورش زنبور عسل در این استان از رونق زیادی برخوردار است و عسل از مهم ترین تولیدات کشاورزان کردستان به شمار می رود.

    وجه تسميه و پيشينه تاريخي - استان کردستان:

    قوم کرد؛ در كوه ها و دره های ميان عراق و ارمنستان به ويژه در 60 كيلومتری شمال باختری موصل درعراق كه امروزه ‹‹ زخو›› ناميده می شود، ساكن بوده اند. گفته می شود اصطلاح كردستان را سلجوقيان برای تمايز نواحی كردنشين از ولايت جبال عراق وضع كرده اند که سرزمين های بين آذربايجان و لرستان و قسمتی از اراضی سلسله جبال زاگرس را كه مركز آن در ابتدا ناحيه بهار (در 18 كيلومتری شمال باختری همدان) و بعدها چمچال در نزديكی كرمانشاه امروزی ذکر شده، در بر می گرفته است.

    قلعه ها و استحكامات كردها در بين سال های 16 تا 20 هـ . ق به تصرف اعراب در آمدند. کردها درخلال سال های فتح ايران به دست اعراب، همواره در نقاط مختلفی چون فسا، دارابجرد، زور و دارآباد در دفاع از ايران زمين شرکت داشته اند. اقوام کرد هم چنين در روزگار غلبه اعراب بر ايران، همواره از پيشتازان قيام در برابر ظلم و ستم اعراب بودند. قيام ها و شورش های سال های 90 و 148 هـ . ق کردهای فارس و موصل، که به ترتيب به دست حجاج ابن يوسف ثقفی و خالد برمكی سرکوب شدند، گواهان اين مدعايند.

    در حمله کردها به اطراف اصفهان و فارس (231 هـ. ق)، يكی از سرداران ترک خليفه به نام وصيف پس از پيروزی بر اين مناطق، نزديک به پانصد نفر از افراد آن جا را به اسيری به عراق برد. در قرن های چهارم، پنجم و ششم هجری، شداديان كه كرد و از قبيله روادی بودند، حكومت های مستقلی را در نواحی كردنشين تشكيل دادند. دولت معروف ايوبی در مصر و شام نيز برخاسته از همين خاندان است. در دوران زمام داری شرف الدوله ديلمی ( 372 – 379 هـ ‌. ق) پيكار او با بدر بن حسنويه در كرمانشاه يكی از رويدادهای مهم است كه به پيروزی بدر و تسلط وی برعراق عجم و شكست شرف الدوله منجر شد. با کشته شدن بدر بن حسنويه در سال 405 هـ . ق به دست طايفه ای كرد به نام ‹‹جورقان››، شمس الدوله پسر فخرالدوله ديلمی بلافاصله شاپورخواست (خرم آباد)، دينور، بروجرد، نهاوند، اسد آباد و قسمتی از اهواز را ضميمه قلمرو خود كرد.

    شهرهای كردستان درزمان حمله مغول از قتل و غارت مصون نماند و در زمان تيمور و تركمانان قره قويونلو و آق قويونلو، كردستان و «ديار بكر»، ميدان تاخت و تاز سپاهيان تيمور و تركمانان شد. شاه اسماعيل اول ـ موسس سلسله صفويه ـ به علت سنی بودن كردها رابطه ای با آن ها نداشت. درمقابل؛ سلاطين عثمانی در تقويت هرچه بيش تر كردها می كوشيدند. دولت ايران در دوره صفويه به قسمت وسيعی از كردستان آن روز كه دامنه های خاوری كوه های زاگرس را در بر می گرفت تسلط داشتند و نخستين كتاب درباره قوم كرد به زبان فارسی با نام ‹‹شرفنامه بدليسی›› در اين دوره تدوين شده است.

    با تشكيل سلسله زنديه، ‌برای نخستين بار درتاريخ ايران؛ سلسله ای كرد نژاد به سلطنت رسيدند. در اواخر اين سلسله طايفه دنبلی - يكی از طوايف بزرگ كرد – نيز قسمتی از آذربايجان غربی را اشغال کرد و خوی را به عنوان مرکز حکومت خود برگزيد. در سال 1878 ميلادی شيخ عبيدالله نقشبندی با کمک کردها و تحت حمايت دولت عثمانی به فكر تاسيس كردستان مستقل افتاد. به اين ترتيب در سال 1880 ميلادی طرف داران وی، اطراف اروميه، ساوجبلاغ، مراغه و مياندوآب را به تصرف خود درآوردند و سپاهيان ايران به زحمت توانستند تجاوز آنان را دفع كنند. از ديگر تلاش ها در جهت استقلال نواحی کرد نشين می توان به شورش قاضی محمد در سال 1946 ميلادی اشاره کرد. وی هم زمان با حضور قوای متفقين در ايران و حمايت دولت روسيه شوروی، جمهوری خلق كردستان را به مركزيت مهاباد تشكيل داد، که پس از تخليه كامل ايران از قوای متفقين و اعزام ارتش دولت مركزی به نواحی آذربايجان و كردستان، اين شورش و جمهوری ناشی از آن نيز از هم پاشيد. کردستان همواره به دلیل شورش ها و بیم خطرحکومت مرکزی ازآنان؛ مورد بی مهری حکومت های وقت بود. پس از روی کار آمدن دولت جمهوری اسلامی، كردستان امروزی يكی ازآرام ترین دوره های تاریخی خود را می گذراند و از استان های مهم و استراتژيک سرزمين ايران به شمار می رود و بین مردم و دولت تفاهم و وفاق قابل توجهی وجود دارد و بدین لحاظ از امنیت کاملی برخوردار است.

    مشخصات جغرافيايي - استان کردستان:

    استان كردستان در مجاورت بخش خاوری كشور عراق قرار دارد. اين استان كه در دامنه ها و دشت های پراكنده سلسله کوه های زاگرس ميانی قرار دارد از شمال به استان های آذربايجان غربی و زنجان، از خاور به همدان و زنجان، از جنوب به استان كرمانشاه و از باختر به كشور عراق محدود می شود. استان كردستان از نظر جغرافيايی بين 34 درجه و 44 دقيقه تا 36 درجه و 30 دقيقه پهنای شمالی و 45 درجه و 31 دقيقه تا 48 درجه و 16 دقيقه درازای خاوری قرار دارد. این استان از لحاظ جغرافيای طبيعی تحت تاثير جريان هوای گرم و سرد بوده و اقليم های گوناگونی را به وجود می آورد. تمام نواحی استان در بهار و تابستان آب و هوايی خنک و معتدل و در زمستان سرد و برفی دارد. براساس سرشماری عمومی نفوس و مسكن سال 1375، جمعيت استان كردستان 1.346.383 نفر برآورد شده است
    نقشه استان کردستان:

  10. #15
    اخراج شده

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    نوشته ها
    4,145
    تشکر
    1,209
    تشکر شده 5,363 بار در 1,879 پست

    پیش فرض پاسخ : <<<<<<تموم استان ها ایران((تاریخچه و...))+نقشه در این تاپیک>>>>>>

    اســ ــ ــ ــ ـتان قـ ـــ ــــ ــــ ـــم+نقـ ـ ـشه

    استان قم:

    موقعیت :

    مجاورت : شمال: استان تهران جنوب: استان اصفهان شرق: غرب:
    آب و هوا: نیمه بیابانی (جزو اقليم کويری و خشک) ارتفاع متوسط : 930 M دما:19 º c
    وسعــــت: ۱۴۶۳۱متر مربع
    جمعـیــت: بر اساس آمار سال ۱۳۸۵ خورشیدی ۷۳۷/۰۴۶/۱ نفر

    شهرستانها: قم/مرکز استان

    موقعيت‌ جغرافيايي‌ - استان قم:

    استان‌ قم‌ با وسعتي‌ معادل‌ 14631 كيلومتر مربع‌ در جنوب‌ پايتخت‌ واقع‌ شده‌ است‌. براساس‌ آخرين ‌تقسيمات‌ سياسي‌ و اداري‌ در سال‌ 1375، شهرستان‌ قم‌ تنها شهرستان‌ استان‌ و شهر قم‌ مركز شهرستان‌ و استان‌ قم‌ مي‌باشد. اين‌ استان‌ از شمال‌ به‌ جلگه‌ ورامين‌ و شهرري‌ از استان‌ تهران‌ و ساوه‌ از استان‌ مركزي ‌، از جنوب‌ به ‌شهرستان‌هاي‌ محلات‌ و دليجان‌ از استان‌ مركزي‌ و كاشان‌ از استان‌ اصفهان‌ و كويرنمك ‌، از غرب‌ به‌ شهرستان‌هاي ‌آشتيان‌ و تفرش‌ از استان‌ مركزي‌ محدود است‌. اين‌ استان‌ در سال‌ 1385، حدود 1046737 نفر جمعّيت‌ داشته‌ است‌ كه‌ از اين‌ تعداد 983094 نفر در نقاط‌ شهري‌ و 63643 نفر در نقاط‌ روستايي‌ سكونت‌ داشته‌اند.

    استان‌ قم‌ در قلمرو كوير مركزي‌ ايران‌ واقع‌ شده‌ است‌. ناهمواري‌هاي‌ استان‌ قم‌ مشتمل‌ بر نواحي‌ كوهستاني‌ ، پايكوهي‌ و دشتي‌ است‌. شهر قم‌ به‌ علّت‌ مجاورت‌ با بيابان‌ و دوري‌ از دريا ، اقليمي‌ خشك‌ و كم‌ رطوبت‌ وبارشي‌ اندك‌ و نامناسب‌ دارد. بيشتر زمين‌هاي‌ اين‌ استان‌ قابليت‌ كشاورزي‌ ندارند و به‌ حاشيه‌ درياچه‌ نمك‌ يا مسيله‌ معروف‌اند.

    آب‌ و هوا – استان قم:

    استان‌ قم‌ از نظر آب‌ و هوا ، اقليم‌ نيمه‌ بياباني‌ دارد و ميزان‌ بارش‌ سالانه‌ آن‌ در اطراف‌ حوض‌ سلطان‌ كمتر از 100 ميلي‌ متر است‌ كه‌ عمدتاً در فصول‌ سرد سال‌ (پاييز و زمستان‌) صورت‌ مي‌گيرد. در حالي‌ كه‌ درفصول‌ گرم‌ به‌ ويژه‌ تابستان ‌، نزولات‌ جوي‌ آن‌ بسيار نادر است‌. طبق‌ گزارش‌ ايستگاه‌هاي‌ سينوپتيك‌ استان‌ درسال‌ 1383، بيشترين‌ درجه‌ حرارت‌ ثبت‌ شده‌ با 6/31 درجه‌ به‌ مرداد ماه‌ و كمترين‌ آن‌ با 2/5 درجه‌ سانتيگراد به‌ دي‌ ماه‌ مربوط‌ است‌. همچنين‌ ماه‌هاي‌ ارديبهشت‌ ، خرداد ، شهريور و مهر مناسب‌ترين‌ زمان‌ براي‌ مسافرت‌ به‌استان‌ است‌.

    صنايع‌ دستي‌ و سوغات – استان قم:

    در سطح‌ استان‌ قم‌ و به‌ ويژه‌ در مناطق‌ روستايي‌ آن‌ توليد و عرضه‌ صنايع‌ دستي ‌متنوعي‌ رايج‌ است‌ كه‌ امروزه‌ عليرغم‌ كاهش‌ رونق‌ اوّليه‌ هنوز هم‌ به‌ عنوان‌ يكي‌ از جلوه‌هاي‌ هنرهاي‌ ايراني‌ وهمچنين‌ يكي‌ از منابع‌ درآمدي‌ خانوارهاي‌ روستايي‌ بشمار مي‌آيد. اهم‌ صنايع‌ دستي‌ استان‌ عبارتند از: قالي ‌، سراميك ‌، آجر، درودگري‌ و منبت‌ كاري‌ . اهم‌ سوغاتي‌هاي‌ استان‌ قم‌ عبارتند از: سوهان ‌، مهر و تسبيح‌ ، ظروف ‌سنگي ‌، ظروف‌ گچي‌ ، اشياء تزئيني ‌، چيني‌ و فرش‌ ابريشمي‌ و ميوه‌هايي‌ مانند انار و انجير.

    موسيقي محلي – استان قم:

    استان و شهر قم مركز آموزشها و مراسم ديني است. در برخي از مراسم ديني نواي موسيقي همراه با اشعاري خاص در هم آميخته ميشوند. از آنجاييكه موسيقي مراسم مذهبي به عنوان موسيقي سوگواري نيز شناخته شده است ، اين نوع موسيقي همواره يادآور غم‌ها و سوگواريهاست. اين نوع آهنگها معمولاً با فلوت ، ني ، سنج و طبل نواخته ميشوند. آهنگ‌هاي اين نوع موسيقي تحت تاثير انواع مقامهاي موسيقي ايراني با گرايشهاي غمگنانه و سوگوارانه شكل گرفته اند.

    مسافرت و اقامت – استان قم:

    استان‌ قم‌ از نظر راه‌هاي‌ ارتباطي ‌، مخابرات‌ و سيستم‌هاي‌ درماني‌ تجهيز شده‌ و مسافرت‌ به‌ آن‌ها بسيار آسان‌ است‌. شهر قم‌ داراي‌ انواع‌ مهمانسرا ، هتل‌ و امكانات‌ اقامتي‌ است‌ و مردم‌ آن‌ نيز با فرهنگ‌ جهانگردي ‌زيارتي‌ آشنايي‌ كامل‌ دارند.

    مکان های دیدنی و تاریخی - استان قم:

    در سطح استان قم؛ درياچه نمک و درياچه حوض سلطان از اهميت توريستی و علمی زيادی برخوردار هستند. به طور کلی استان قم به دليل قرار گرفتن در مرکز ايران و همسايگی با دشت کوير از جاذبه های توريستی و بيابان گردی بسيار زيادی برخوردار بوده و پارک ملی کوير که آثار فرهنگی و تاريخی متعددی را در خود جای داده و مجموعه با ارزشی از ذخاير گياهی و جانوری متنوع را دارا است، از جاذبه های مهم طبيعی استان قم به شمار می آيد.

    در استان قم بيش از 317 مورد تاريخي و مذهبي به ثبت رسيده كه به لحاظ جهانگردی مذهبی دارای پتانسيل و جايگاه ويژه ای است. آستانه مقدس حضرت معصومه(س) مهم ترين بنای تاريخی – مذهبی استان قم به شمار می آيد که در کنار ده ها اثر تاريخی ديگر همواره پذيرای بازديد کنندگان بی شمار اين استان می باشد.

    صنايع و معادن - استان قم:

    استان قم با توجه به قرار گرفتن بين دو قطب صنعتی مهم يعنی تهران و اصفهان و نيز امكاناتی كه در سال های اخير در آن به وجود آمده؛ به محل فعاليت صنعت كاران در رشته های ميانی و معدنی تبديل شده است. پايه و اساس صنعت قم را صنايع كانی غيرفلزی تشكيل می دهند و توليدات آن ها به اقصی نقاط كشور صادر می شود. در حال حاضر بيش از هزار واحد توليدی در قم به توليد گچ، آجر، آهک، سنگ و پودر سنگ مشغول هستند و محصولات آن ها علاوه بر تامين نيازهای استان به ساير نقاط به ويژه تهران نيز صادر می شود. قالی بافی، منبت كاری، سراميک، آجر پزی و درود گری نيز از مهم ترين صنايع دستی استان قم هستند كه دراين ميان منبت كاری و قالی بافی اهميت ويژه ای دارند. قالی های طرح قم از ارزش خاصی برخوردار بوده و در بازارهای داخلی و خارجی طرف داران زيادی دارد.

    کشاورزی و دام داری - استان قم:

    اساس اقتصاد قم برپايه كشاورزی، دام داری و صنعت (دستی و ماشينی) استوار شده است. كشاورزی در اين استان به صورت تلفيقی انجام می گيرد. روستاهای بخش كهک و خلجستان و تعدادی از روستاهای بخش مركزی به دليل كوهستانی بودن؛ دارای آب و هوای ملايم و بعضا سرد هستند كه در آن ها درختان ميوه سردسيری از قبيل: گردو، فندق، بادام، زردآلو و گيلاس به خوبی رشد كرده و به صورت باغ های كوچكی وجود دارند كه محصول خشك بار آن ها برای اقتصاد روستاها دارای اهميت زيادی است. ‌روستاهای بخش جعفرآباد و مركزی به دليل جلگه ای بودن دارای آب و هوای گرم هستند و محصولات آن ها بيش تر انار،ا نجير، صيفی، سبزی، پنبه، يونجه و گندم است. فرآورده های كشاورزی استان؛ شامل: گندم، جو، پنبه، چغندرقند، ذرت، آفتاب گردان و تره بار است كه از اين ميان، كشت جو از اهميت زيادی برخوردار است.

    دام داری نيز از ديرباز در استان قم رايج بوده و برخی از ايلات و عشاير استان های باختری كشور زمستان ها را در اين استان می گذارنند. علاوه بر اين ها پرورش گاو، گوسفند و طيور به صورت صنعتی و سنتی نيز در سطح استان رونق قابل توجهی دارد.

    وجه تسميه و پيشينه تاريخي - استان قم:

    درباره پيشينه قم وتاريخ بنای آن اختلاف نظر وجود دارد. نام قم سه بار در شاهنامه فردوسی آورده شده است. با اين وجود، برخی بنای شهر قم را به بعد از اسلام نسبت می دهند. گريشمن مناطقی چون قم، سيلک كاشان، ساوه و اساسا كناره های باختری کوير ايران را از قديمی ترين مناطق استقرار جمعيت های انسانی و تمدن های اوليه می داند. بر اين اساس قدمت قم و نواحی پيرامون آن، به چند هزار سال پيش می رسد. نتايج كاوش های باستان شناختی اخير در منطقه قم رود نيز اين ادعا را تأييد می کند.

    قم در سال های 23 يا 24 هـ . ق هم زمان با اصفهان به تصرف اعراب درآمد. اعراب نام شهر را با الهام از نام يکی از روستاهای منطقه «کم» يا «قم» نهادند. ورود اعراب اشعری به قم، مورد استقبال زرتشتيان قرار گرفت. از دلايل اين استقبال می توان به هجوم پی در پی جنگل نشينان ديلمی به اين نواحی اشاره کرد. اتحاد و پيوند اعراب و زرتشتيان، چندان به درازا نکشيده منجر به درگيری هايی شد که سرانجام به تسلط بيش تر اشعری ها، بر روستاها و مزارع منطقه انجاميد. از اين پس روستاها و مزارع بيش تری با يک ديگر ادغام شده و فضای شهری قم را به وجود آوردند.

    قم در دوره اشعريان پناهگاه نسبتا امنی برای «طالبين» و «علويان» شد. اشعری ها با توجه به گرايش های فکری خود، از ورود علويان حمايت و استقبال كرده موجب توجه و هجرت شان به اين شهر شدند. تا پيش از ايجاد اختلاف در بين عرب های اشعری، حکومت آنان بسيار چشمگير بود. اشعريان آشكارا به نشر گرايش های علوی می پرداختند. از پرداخت خراج سر باز می زدند و حتی فرستاده گان خلفا را نيز به شهر راه نمی دادند.

    در قرون اوليه اسلام، علويان و شيعيان با بی رحمانه ترين وضع، تحت تعقيب و آزار حكام اموی و عباسی بودند. تعقيب و آزار خلفا از يک سو و انگيزه تبليغ گرايش های علوی از سوی ديگر، سبب شد كه آنان به مناطق دور دست سرزمين های اسلامی آن روزگار هجرت كنند. ايران و شهرهای آن ازجمله قم از مناطق مهمی بودند كه علويان پيوسته به سوی آن ها هجرت می كردند. با حضور علويان در قم، اين شهر به يک كانون مخالف بغداد تبديل شد. قيام عليه فرمان دار وقت در زمان هارون، يكی از شورش های معروف در قم بود.

    مردم قم بعد از کشته شدن امام هشتم – علی بن موسی الرضا(ع) – چون مامون را قاتل امام خود می دانستند، هنگام بازگشت او از مرو به بغداد، دست به شورش زدند. مامون برای سركوبی شورش قم، علی بن هشام را با لشگر نيرومندی به جانب قم فرستاد تا شورشيان را سركوب و خراجی را كه از سال 204- 211 نپرداخته بودند،‌ دريافت کند. به دستور علی بن هشام تعدادی از سران اشعری و بزرگان شهر اعدام شدند، باروی شهر با خاک يكسان شد و خراج هفت ساله را نيز با ستم و زور از مردم گرفتند. علی بن هشام قبل از بازگشت به بغداد فردی به نام علی بن عيسی طلحی را به حكومت قم گماشت، اما هنوز چند سالی نگذشته بود كه مردم او را با يک شورش دوباره از قم بيرون نمودند. مامون دوباره فردی را مامور سركوبی اين شورش و گرفتن ماليات وصول نشده؛ كرد و اين بار مامور او با استفاده از آشنايی خود با بزرگان شهر مساله را با روش مسالمت آميز حل كرد.

    با آگاهی از خبر فوت مامون (در سال 216 هـ . ق) مردم قم به مرکز حکومت حاکم وقت حمله کرده و او را از قم بيرون کردند. معتصم که بعد از مامون به خلافت رسيده و در بدو شروع خلافتش با شورش مردم قم مواجه شده بود، فرمانده كل سپاه خود را كه وصيف ترک نام داشت برای سركوبی شورش قم فرستاد و به او دستور داد كه شورشيان را تنبيه كند. در جريان اين حمله حصار شهر دوباره منهدم شد و اماكن زيادی از بين رفت. مهاجمين، بسياری از باغ ها، خانه ها و مزارع را آتش زدند و شهر به تلی از خاكستر تبديل شد. وصيف ترک بعد از اين سركوبی، محمد بن عيسی بادغيسی را از سوی خود به حكومت قم گماشته و خود به بغداد بازگشت. حاکم جديد سياست نرمش و مدارا را در پيش گرفت. اين آرامش تا سال 254 هـ . ق برقرار بود، اما با فوت محمد بن عيسی و روی كار آمدن متوكل عباسی، اوضاع دوباره دگرگون شد. متوكل كه شديدا موضع ضد علوی داشت, با ناسزاگويی به حضرت فاطمه(س) و امام علی(ع)، تخريب بقاع متبرک در كربلا و آب بستن بر تربت امام حسين(ع) و ساير شهدای كربلا، به مقدسات شيعيان اهانت كرد. اين امر واکنش شديد شيعيان از جمله مردم قم را به دنبال داشت. بالاخره اهالی قم با حمايت از حسين کوکبی خشم و بغض خود را نسبت به خلفا نشان دادند و او را ياری كردند تا دولت علوی را در محدوده طالقان، قزوين، زنجان و ابهر تشكيل دهد. به اين ترتيب قم و مناطق يادشده از پرداخت ماليات سرباز زدند.

    بعد از مدتی، بار ديگر حسين كوكبی با مقداری پيش روی در منطقه طالقان قيام کرد و با تصرف قزوين و زنجان، توانست دولت علوی مستقل و كوچكی را به مدت كوتاهی برقرار كند، اما سرانجام از سپاه خليفه شكست خورد و به داعی كبير (علوی ديگری كه در منطقه طبرستان حكومت می کرد) پناه برد. عبدالرحمن بن مفلح مامورشد تا هم حسين كوكبی را سركوب كند و هم طغيان قم را فرونشاند. وی پس از گرفتن خراج چهار ساله و كشتار وحشيانه ای که باعث ترک ديار بيش تر مردم قم شد، از شهر خارج شده و در ری به موسی بن بغا پيوست تا به قصد سركوبی حسين كوكبی عزيمت كنند.

    شورش بعدی مردم قم زمانی رخ داد كه معتمد، خليفه عباسی مشغول جنگ با يعقوب ليث صفاری بود. در زمان معتضد عباسی، نيز اهالی قم مجددا شورش كرده از پرداخت خراج خودداری نمودند. اين قيام نيز سركوب شد و عامل خليفه به قتل و غارت مردم شهر پرداخت. اين شورش و سركوب به طور مستمر تا زمان به قدرت رسيدن «آل بويه» كه به نوعی به مبارزه با خلفا به پا خاسته بودند، ادامه يافت. قم در اين دوره به خاطر توجه خاص حکام آل بويه مخصوصا ركن الدين ديلمی و صاحب بن عباد - وزير آل بويه - در ابعاد مختلف رشد و توسعه يافت. صاحب بن عباد كسی بود كه از حسن بن محمد قمی خواست تاريخ قم را به رشته تحرير درآورد و به اين ترتيب اولين كتاب مستقل در تاريخ قم نگاشته شد.

    در زمان سلجوقيان تصدی امور مهم دولت سلجوقی از سوی قمی ها صورت می پذيرفت و فعاليت آن ها در صحنه سياسی باعث عمران و ترقی قم شد. با حمله مغول، قم بار ديگر به كلی منهدم شد. توجه برخی از حكام مسلمان مغول از جمله سلطان محمد اولجايتو به قم بر آبادانی منطقه افزود. در دهه های پايانی قرن هشتم هـ . ق و در تهاجم تيمور گوركانی شهر بار ديگر ويران و مردم آن قتل عام شدند. در اين حمله، ديوار شهر آن چنان تخريب شد كه تا زمان حكومت صفويه، مردم قم نتوانستند آن را بازسازی كنند. با تصرف قم (در سال 909 هـ . ق) توسط لشگريان اسماعيل صفوی که مذهب شيعه داشتند، قم دوباره مسير رشد و شکوفايی را در پيش گرفت. شهر قم در دوره صفويه از مراكز مهم فرهنگی و فقهی شيعه شد و علمای بزرگی از اين شهر برخاستند. نقش زيارتی و مذهبی اين شهر نيز در دوره صفويه توسعه يافت. شاه عباس اول (به علت دشمنی ديرينه صفويه با دولت عثمانی) به قصد کم کردن زوار عتبات عاليات در نجف، كربلا و كاظمين مردم را به زيارت حضرت امام رضا(ع) در مشهد و حضرت معصومه(س) در قم تشويق می نمود. اين كار، در واقع يک مبارزه فرهنگی و اقتصادی عليه دولت عثمانی بود و شاه عباس درصدد بود كه از اين طريق، توان اقتصادی دشمن را محدود كند. در اين دوره قم از نظر اقتصادی و صنعتی نيز مورد توجه بود، و برای رشد صنعتی و اقتصادی آن تلاش های زيادی انجام شد. از جمله اين تلاش ها زيبا سازی و تزيين بناهای حرم و وقف اموالی برای اين بارگاه بوده است. به هر حال، آثارمتعدد تاريخی بازمانده از عصر صفوی از يک سو و گزارش های سياحان خارجی كه در اين عصر از قم ديدن كرده اند از سوی ديگر، و هم چنين شواهد تاريخی و مذهبی ديگر، حكايت از آن دارند كه قم در عصر صفويه از شكوفايی خاصی برخوردار بوده است.

    با حمله افغان ها به ايران و تصرف اصفهان، قم به عنوان خط مقدم دفاع از اصفهان دچار خسارات سنگينی شد. افغان ها که در قم مستقر شده بودند، تمام مدارس قم را به انبار غله و علوفه برای سربازان سواره نظام تبديل كردند. حضور افغان ها در قم در دوره هاي ديگر نيز خسارات اقتصادی مهمی را در بر داشته است. از اين ميان می توان به غارت تمام اشيای گران بهای آستانه حضرت معصومه(س) توسط اشرف افغان اشاره کرد که در راه اصفهان، و پس از شكست از نادر شاه در مهمان دوست دامغان انجام داد.

    در سال 1208 هـ . ق قم به تسلط آقا محمد خان قاجار- اولين پادشاه سلسله قاجار - درآمد. خان قاجار با آتش زدن خانه ها و كشتن مردم، شهر مذهبی قم را بار ديگر دچار ويرانی و مصيبت كرد. بيش تر شاهان سلسله قاجار به خصوص فتح علی شاه قاجار، توجه مناسبی به اين شهر و بارگاه حضرت معصومه(س) داشتند.

    در حال حاضر، قم يكی از مراكز مهم تشيع در ايران و جهان است و علما و محدثين بزرگی از اين منطقه برخاسته اند. وجود حوزه علميه قم بر اهميت مذهبی اين شهر فزونی خاصی بخشيده است. اين حوزه در سال 1340 هجری قمری با آمدن حاج شيخ عبدالكريم حايری به اين شهر بنيان گذاشته شد و در سال های بعد با ورود علمای ديگر، حوزه های علمی و روحانی كنونی قم تاسيس و توسعه يافتند.

    مشخصات جغرافيايي - استان قم:

    استان قم با دربرگرفتن كم تر از يك درصد از مساحت كل كشور؛ عنوان كوچك ترين استان ايران را دارد كه در سال 1373 از استان مركزی جدا و يک استان مستقل به مركزيت شهر قم شد. قم در قلمرو كوير مركزی ايران واقع شده است و از نظر جغرافيايي بين 50 درجه و 6 دقيقه تا 51 درجه و 58 دقيقه درازای خاوری و 34 درجه و 9 دقيقه تا 34 درجه و 11 دقيقه پهنای شمالی واقع شده است. استان قم؛ از طرف شمال به استان تهران، از خاور به استان سمنان, از جنوب به استان اصفهان و از طرف جنوب باختری تا شمال باختری به استان مركزی محدود می شود. بر اساس آخرين تقسيمات كشوری در سال 1375، اين استان دارای يک شهرستان و يک شهر بوده است. ارتفاع مركز شهرستان از سطح دريا 928 متر و ارتفاع بلندترين نقطه استان؛ در مناطق كوهستانى،3330 متر ارتفاع و پست ترين نقطه آن در حاشيه درياچه نمک قم حدود 700 متر است.

    استان قم از شمال به استان های تهران و مركزی، از جنوب به استان های مركزی و اصفهان و از باختر به استان مركزی محدود است. استان قم به دليل ارتفاع اندک، بارش ناچيز، اقليم نامساعد و زمين های شور، بخشی از كوير مركزی ايران به شمار می رود و از نظر استفاده از زمين مطلوبيت چندانی ندارد. ميزان درجه حرارت در ماه های يادشده؛ بين 20 تا 25 درجه سانتيگراد است. با توجه به دما و آب و هوای اين استان ماه های ارديبهشت، خرداد، شهريور و مهر، مناسب ترين زمان برای سفر به استان قم است. راه های مهم شهرستان قم عبارتند از: 1- اتوبان قم – تهران به درازای 145 كيلومتر2- راه اصلی قم – تهران به سوی شمال 3- راه قم – كاشان به درازای 103 كيلومتر4- راه اصلی قم – سلفچگان به سوی جنوب باختری به درازای 40 كيلومتر 5- راه فرعی جنوب باختری به درازای 52 كيلومتر تا روستای نيزار قم – دليجان – اصفهان.

    طبق سرشماری عمومی نفوس و مسكن در سال 1375، جمعيت استان قم در برابر 852946 نفر بوده است. از اين تعداد 16/ 91 درصد در نقاط شهری و 82/8 درصد در نقاط روستايی سكونت داشته و بقيه غير ساكنان بوده اند
    نقشه استان قم:

  11. #16
    اخراج شده

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    نوشته ها
    4,145
    تشکر
    1,209
    تشکر شده 5,363 بار در 1,879 پست

    پیش فرض پاسخ : <<<<<<تموم استان ها ایران((تاریخچه و...))+نقشه در این تاپیک>>>>>>

    اســ ــ ــ ــ ـتان سمنـــ ـــ ــــ ـان+نقـ ـ ـشه

    استان سمنان:

    مرکـــــز : سمنان موقعیت :

    مجاورت : شمال: استان‌های خراسان شمالی، گلستان و مازندران جنوب:استان‌های یزد و اصفهان شرق: استان خراسان رضوی غرب: استان‌های تهران و قم

    آب و هوا: سمنان‌ در نواحي‌ كوهستاني‌ سرد ، در دامنه‌ كوهها معتدل‌ و در حواشي‌ كوير گرم‌ است‌. ارتفاع متوسط: 171/1 M دما:7/17 º c

    وسعــــت: ۹۵۸۱۵ كيلومتر مربع

    جمعـیــت: بر اساس آمار سال ۱۳۸۵ خورشیدی ۷۴۲/۵۸۹ نفر

    تقسیمات: ۴ شهرستان 16 شهر ۱2 بخش و ۲۸ دهستان

    شهرستانها: دامغان - سمنان/مرکز استان - شاهرود - گرمسار

    موقعيت جغرافيايي – استان سمنان:

    استان‌ سمنان‌ با 95815 كيلومتر مربع‌ وسعت‌ در شرق‌ استان‌ تهران‌ قرار دارد. سمنان ‌، شاهرود ، دامغان‌ و گرمسار چهار شهر معروف‌ اين‌ استان‌ مي‌باشند. استان‌ سمنان‌ در سال‌ 1385حدود 589742 هزار نفر جمعيت‌ داشته ‌است‌ كه‌ 440559 نفر آن‌ شهرنشين‌ و 149183 نفر آن‌ روستانشين‌ بوده‌ است‌. شهر سمنان‌ مركز استان‌ سمنان‌ و شهر شاهرود از نظر جمعيت‌ بزرگترين‌ شهر استان‌ است‌. استان ‌سمنان‌ در دامنه‌هاي‌ جنوبي‌ سلسله‌ جبال‌ البرز واقع‌ شده‌ كه‌ ارتفاع‌ آن‌ از شمال‌ به‌ جنوب‌ كاهش‌ مي‌يابد و به ‌دشت‌ كوير منتهي‌ مي‌شود. اين‌ استان‌ به‌ دو بخش‌ كوهستاني‌ و دشت‌هاي‌ پايكوهي‌ تقسيم‌ مي‌شود. نواحي ‌كوهستاني‌ آن‌ توان‌هاي‌ معدني‌ و گردشگاهي‌ مناسبي‌ دارد و دشت‌هاي‌ پايكوهي‌ آن‌ نيز شهرهاي‌ بسيار قديمي ‌ايران‌ را در ميان‌ خود جاي‌ داده‌ است.

    آب و هوا – استان سمنان:

    آب‌ وهواي‌ استان‌ سمنان‌ در نواحي‌ كوهستاني‌ سرد ، در دامنه‌ كوهها معتدل‌ و در حواشي‌ كوير گرم‌ است‌. آب‌ و هواي‌ شهر دامغان‌ به‌ علت‌ وزش‌ بادهاي‌ شديد شمالي‌ و بارندگي‌هاي‌ ناشي‌ از بادهاي‌ نواحي‌ گرگان‌ و مازندران‌ زمستان‌هاي‌ سرد و تابستان‌هاي‌ معتدل‌ دارد. شهر سمنان‌ تابستان‌هاي‌ گرم‌ و زمستان‌هاي‌ معتدل‌ دارد. آب‌ و هواي‌ شاهرود در قسمت‌هاي‌ شمالي‌ سرد و در قسمت‌هاي‌ مركز معتدل‌ و در قسمت‌هاي‌ جنوبي‌ گرم ‌است‌. شهر گرمسار تابستان‌هاي‌ بسيار گرم‌ و زمستان‌هاي‌ نسبتاً سرد و باراني‌ دارد. گرمسار در ناحيه‌ صحرايي‌ و خشك‌ قرار دارد.

    تاريخ‌ و فرهنگ‌ - استان سمنان:

    استان‌ سمنان‌ از يادگارهاي‌ تقسيمات‌ شانزده‌ گانه‌ اوستايي‌ دوران‌ باستان‌ است‌. در تمام‌ دوره‌ مادها و هخامنشيان‌ جزو ايالت‌ بزرگ‌ پارت‌ يا پرتو به‌ شمار مي‌رفت‌ و در زمان‌ ساسانيان‌ نيز اهميت‌ ويژه‌اي‌ داشته‌ است‌. ناحيه‌ سمنان‌ در دوره‌هاي‌ بعد از اسلام‌ جزو سرزمين‌ تاريخي‌ قومس‌ (كومش‌) به‌ شمار مي‌آمد اين ‌استان‌ با قدمتي‌ بيش‌ از دو هزار سال‌ ، بستر جنگ‌ها ، شكست‌ها و پيروزي ‌هاي‌ بي ‌شماري‌ بوده‌ است‌. جاده‌ ابريشم‌ از وسط‌ استان‌ سمنان‌ عبور مي‌كرده‌ است‌ و آثار متعدد تاريخي‌ از جمله‌ كاخ‌ها ، عمارات ‌، قلعه‌ها ،كاروانسراها ، آب‌ انبارها ، برج‌ها و باروها و... در اين‌ استان‌ به‌ جا مانده‌اند. كاخ‌هاي‌ آغا محمد خان‌ و فتحعلي‌ شاه در دامغان ‌، قصرهاي‌ شاه‌ عباس ‌، عين‌الرشيد و حرمسراي‌ سلطنتي‌ در گرمسار، عمارت‌ دختر ناصرالدين‌ شاه‌ در دامغان‌ قلعه‌هاي‌ سارو ، كوشمغان‌ و پاچنار در سمنان ‌، قلعه‌هاي‌ لاسگرد و بنكوه‌ در گرمسار و... از جمله‌ اين‌ آثارديدني‌ و تاريخي‌ است‌. استان‌ سمنان‌ از نظر جاذبه‌هاي‌ طبيعي‌ يكي‌ از مناطق‌ جالب‌ توجه‌ ايران‌ است‌. حواشي‌ رودخانه‌ها ، چشمه‌هاي‌ آب‌ معدني‌ و طبيعي ‌، تفرجگاهها ، جنگل‌ها و فضاهاي‌ سبز، مناطق‌ حفاظت‌ شده‌ ، قله‌ها وارتفاعات‌ ، غارها و جاذبه‌هاي‌ ويژه‌ كويري‌ از جمله‌ اين‌ عناصر زيباي‌ طبيعي‌ هستند. استان‌ سمنان‌ از لحاظ‌ آداب‌ و رسوم‌ و كنش‌هاي‌ فرهنگي‌ مردم ‌، كانون‌ گوناگوني ‌هاست‌. انجام‌ مراسم‌ مربوط‌ به‌ اعياد ملي‌ و مذهبي‌ ، ازدواج‌ وهمسر گزيني ‌، سوگ‌ها و عزاهاي‌ خصوصي‌ و مذهبي‌ و ساير كنش‌هاي‌ فرهنگي‌ مردم‌ عليرغم‌ تفاوت‌هاي ‌محسوسي‌ كه‌ با ساير نقاط‌ با هم‌ دارند ، بسيار ديدني‌ و جالب‌ توجه‌ است‌. اين‌ استان‌ مهد شعرا و دانشمنداني‌ همچون‌ منوچهري‌ دامغاني ‌، ابن‌ يمين‌ فرومدي ‌، فروغي‌ بسطامي ‌، يغمايي‌ جندقي ‌، ذوقي‌ بسطامي‌ و عارفان‌ و دانشمنداني‌ چون‌ بايزيد بسطامي ‌، شيخ‌ ابوالحسن‌ خرقاني ‌، شيخ‌ علاءالدوله‌ سمناني‌ ، شيخ‌ سكاك‌ و بي‌بي‌منجمه‌ سمناني‌ بوده‌ است‌. از مشاهير متاخر نيز مي‌توان‌ به‌ حاج‌ علي‌ سمناني‌ ، فيض‌ سمناني ‌، ذبيح‌ الله‌ صفا وعلي‌ معلم‌ اشاره‌ كرد. از آداب‌ و رسوم‌ قابل‌ ذكر اهالي‌ استان‌ سمنان‌ مي‌توان‌ به‌ نپوشيدن‌ جامه‌ سياه‌ در هنگام ‌عزاداري‌ اشاره‌ كرد. اين‌ موضوع‌ ظاهراً نمايانگر انزجار مردم‌ اين‌ ديار از پرچم‌ سياه‌ عباسيان‌ است‌.

    مسافرت و اقامت – استان سمنان:

    سفر به‌ شهرهاي‌ استان‌ سمنان‌ سهل‌ و آسان‌ است‌. همه‌ شهرهاي‌ استان‌ به‌ امكانات‌ سفر و اقامت‌ تجهيز شده‌اند. مردم‌ استان‌ سمنان‌ بسياربه‌ فرهنگ‌ جهانگردي‌ آشنا هستند.

    مکان های دیدنی و تاریخی - استان سمنان:

    استان سمنان يكي از استان هاي مهم ايران است كه به سبب ويژگي هاي خاص موقعيتي و تاريخي خود؛ مجموعه اي از زيبايي ها و مناظر بديع طبيعي چون جاذبه هاي كويري و كوهستاني را همراه با جاذبه هاي منحصر به فرد تاريخي چون كاروان سراهاي تاريخي, قلعه هاي قديمي, آب انبارها و قنات هايي با معماري منحصر به فرد؛ مسجد هاي تاريخي؛ بقعه ها و آرامگاهاي مشاهير و... در يك جا به نمايش گذاشته است و مخاطبان و بازديد كنندگان از اين استان را با رضايت مندي از بازديد كم نظير خود بدرقه مي كند.

    صنايع و معادن - استان سمنان:

    استان سمنان از مراكز قابل توجه صنايع دستی و از قطب هاي صنعتي كشوربه شمار مي رود. دراين استان انواع صنايع دستی نظير قالی بافی، گليم بافی، نمد مالی، سراميك و سفال سازی و … وجود دارد كه هر يك از آن ها سوغاتی ارزشمندي برای ميهمانان استان به شمار مي آيند.

    بر اساس اطلاعات موجود علاوه بر واحدهای صنعتی درحال توليد، واحد هاي قابل توجه ديگري نيز در دست ساختمان است كه از اين تعداد بيش ترين واحد در شهرستان سمنان (56%) و كم ترين واحد در شهرستان دامغان (13%) مستقر هستند.

    نظر به وضعيت زمين شناسي منطقه, اين استان از نظر تنوع مواد معدنی نيز يكی از مناطق غنی كشور به شمار می آيد. معادن فعال استان را زغال سنگ، كروميت، گچ، نمك، سيليس، سولفات دوسود، دولوميت، پتاس، خاك های صنعتی، مس، سرب، روی، بوكسيت، منگنز، گوگرد، فسفات و...تشكيل مي دهند.

    کشاورزی و دام داری - استان سمنان:

    استان سمنان به خاطر موقعيت جغرافيايی، اقليم بيابانی و نيمه بيابانی ومحدوديت های آب وخاك، از موقعيت كشاورزی مطلوبی برخوردار نيست. تنها دو درصد از كل مساحت استان زير كشت آبي و ديم است. عمده ترين محصولات اين استان را گندم، ‌جو، سيب زمينی، ‌پنبه ( وش ) بومی و ورامينی، يونجه، اسپرس، شبدر و چغندرقند تشكيل مي دهند.

    از لحاظ دام داري اين منطقه به علت دارا بودن مراتع از وضعيت نسبتا” خوبي برخورداراست. استان سمنان با 5/5 ميليون هكتار مرتع و 5/2 ميليون واحد دامی يكی از قطب های دام پروری كشور به شمار مي آيد.

    وجه تسميه و پيشينه تاريخي - استان سمنان:

    درباره وجه تسميه نام سمنان كه به اين منطقه اطلاق مي شود, عقايد و نظريات متفاوتی رايج ومعمول است که به برخی از آن ها اشاره می شود:

    - در گذشته های دور در محل آتشكده بزرگ هريس در كومش (سمنان) شهری عظيم با بت خانه ای بزرگ با ساختمانی رفيع و با شكوه وجود داشته است. به همين علت احتمال می رود كه مردم اين سرزمين قبل از ظهور زرتشت، دارای مذهب «سمتی» يا «سمينه» بوده اند و بت خانه بزرگ آنان در محل سمنان فعلی واقع بوده است.

    - برخی ديگر بر اين باورند كه سمنان در اصل «سكنان» منسوب به طوايف سكه ها می باشد و الف و نون آن نشانه نسبت و مكان است كه در واژه های گيلان و غيره مشاهده می شود.

    - عده ای ديگر از اهالی سمنان عقيده دارند كه نام قديم سمنان (سيم لام) بوده كه بنای آن به دست دو نفر از فرزندان نوح پيغمبر به نام های (سيم النبی) و (لام النبی) انجام گرفته كه مقبره آنان در كوه های شمال خاوری سمنان در محلی موسوم به پيغمبران واقع است. بر اين اساس كلمه (سيم لام) در اثر كثرت استعمال به مرور زمان به سمنان تبديل شده است.

    - برخی نيز افسانه بنای اوليه را به دو هزار سال قبل از ميلاد مسيح به دستور تهمورث ديوبند نسبت داده اند. در آن زمان شهر را به سمينا نام گذاری نموده اند كه به مررو زمان به سمنان تغيير يافته است.

    - روايت ديگر حاكی از اين است كه نام قديم سمنان در زبان محلی «سه مه نان» بوده و منظور ساكنان آن اين بوده است كه محصولات كشاورزی اين منطقه نان و آذوقه اهالی را بيش از سه ماه تأمين نمی كند. بعدها به مرور زمان «سه مه نان» به سمنان تغيير يافته است. به هر حال آن چنان که از منابع و كتب تاريخی استنباط می شود سمنان يكی از مناطق كهن و قديمی ايران است كه در درازای تاريخ فراز و نشيب های زيادی را پشت سر گذاشته است.

    استان سمنان در دوران باستان، بخشی از چهاردهمين ايالت تاريخی ورن ( ورنه ) از تقسيمات شانزده گانه اوستايی بود. برخی از دانشمندان اين ايالت را گيلان فعلی می دانند، ولی قدر مسلم اين كه ورن يا ورنه متشكل از صفحات جنوبی البرز، شمال سمنان، دامغان، خوار، دماوند، ‌فيروزكوه، شهميرزاد، لاسگرد، ده نمك و آهوان، قوشه، ‌ويمه و نقاط كوهستانی مازندران بوده است. اين منطقه در تمام دوره حكومت مادها و هخامنشيان، كوميسنه يا كوميشان ( قومس بعد از اسلام ) جزو ايالت بزرگ پارت يا پرتو به شمار می رفت. در اين دوره سمنان, شهر سرحدی ايالات پارت های پارت و ماد به شمار می رفت. به همين علت برخی از مورخان، زمانی اين شهر را جزو مادها و گاهی جزو پارت ها به حساب می آورند. اين ايالت كه در زمان ساسانيان به پشتخوارگر تغيير نام داده، شامل همان شهرهايی بود كه در ايالت ورن وجود داشتند. حد غربی اين ايالت، خوار ( گرمسار فعلی )، حد شرقی آن شاهرود و حد شمالی آن، كوهستان های جنوبی طبرستان بود.

    سلوكيان بزرگ ترين عامل يونانی كردن مشرق بودند و به همين جهت، برای ادامه فرمان روايی خود نظر مساعد مردم را لازم داشتند و برای اين كار تقريبا شصت شهر در مشرق و ايالت پارت بنا كردند. يكی از اين شهرها آپاما يا لاسگرد فعلی است كه در 34 كيلومتری سمنان واقع شده و ديگری شهر هكتا پليس ( صد دورازه ) است كه عده ای آن را دامغان می دانند. اشكانيان ايالات ايران را به هيجده بخش وسيع تقسيم كردند كه يكی از ايالت های مهم آن كميسن قوميس يا قومس در نواحی سمنان و دامغان كنونی بود.

    در آغاز قرن هفتم ميلادی تضادهای داخلی در زندگی سياسی – اجتماعی ايران بيش تر شد و مبارزه ای كه به خاطر قدرت و حكومت ميان گروه های گوناگون درگرفت، به تضعيف ايران انجاميد. درهمين زمان يزدگرد سوم، آخرين پادشاه سلسله ساسانی، سرگرم مبارزه با مهاجمان عرب بود كه به تازه گی به ايران تاخته بودند. اين مبارزه كه تا سال 651 ميلادی ادامه داشت، با فتح كامل ايران به دست اعراب خاتمه پذيرفت. اعراب نخست شهر بزرگ و آباد ری را تسخير كردند، سپس به شمال شرقی رفته و به سرزمين كومش ( شهرهای سمنان، دامغان، بسطام ) رسيدند و آن ر اتسخير كردند.

    سمنان در دوره های بعد از اسلام جزو سرزمين تاريخی قومس ( كومش ) به شمار می آمد. سمنان طی تاريخ دو هزار ساله خود شاهد فراز و نشيب ها، جنگ ها، شكست ها و پيروزی های بی شمار بوده است. در دوره های بعدی نيز منطقه سمنان مورد توجه خاص حكومت های مركزی قرار گرفت و منازعه ها ومناقشه های متعدد بر سر اين منطقه بين قدرتمندان درگرفت.

    دردوران حكومت امويان و عباسيان به ويژه پس از قتل ابومسلم خراسانی به دست منصور دوانيقی، شورش و بلوا سراسر ايران را در برگرفت و نهضت های بی شماری به وقوع پيوست كه از مهم ترين آن ها قيام سنباد زردتشتی بود. در اندك زمان، زرتشتيان طبرستان و نواحی شمال قومس يعنی سنگسر (مهدی شهر)، شهميرزاد و فولاد محله، به دور رهبر اين نهضت جمع شدند و قومس و ری را به تصرف در آوردند، ولی در ساوه شكست خوردند و سنباد به قومس گريخت و پس از ضبط خزاين ابومسلم رو به طبرستان نهاد. وی پس از مدتی در دره های سنگسر و شهميرزاد به قتل رسيد.

    ايالت كومش (قومس) از كانون های مهم اسماعيليان در قرن های ششم و هفتم هجری بود. به طوری كه در اين ايالت 150 قلعه در اختيار اين فرقه بود كه هر مجموعه از آن ها را يك كدخدا و هر قلعه مجزای آن را يك محتشم كه به منزله فرماندار كل يا حاكم بزرگ بود، زير نظر داشت.

    سمنان در دوران مغول، هم چون ساير نقاط ايران از حمله و كشت و كشتار اين قوم در امان نماند و متحمل خسارات جانی و مالی بسيار شد. اين كشت و كشتار، در زمان تيمور لنگ نيز كه از سال 783 هجری حمله به ايران را شروع كرد، ادامه يافت.

    پس از ظهور و استقرار حكومت صفويان، شاه اسماعيل صفوی به سركوب گردن كشان

    ولايت ها پرداخت. از جمله، حاكم قلعه فيروزكوه را دستگير كرد و به اين ترتيب، ولايت فيروزكوه و خوار، سمنان و سنگسر به تصرف صفويان درآمد.

    كريم خان زند با عنوان وكيل الرعايا مدت 29 سال در ايران سلطنت كرد، ولی در اين مدت شهرهای سمنان، دامغان، شاهرود، بسطام، را در اختيار بزرگان خانواده قاجار قرار داد. بعد از مرگ خان زند، آغا محمد خان شيراز را ترك كرد و به طرف كومش و دامغان رفت و با گرد‌ آوردن عده ای از افراد قبيله خود، سرانجام توانست به ولايت كومش ( سمنان، دامغان و بسطام ) و ولايت جنوبی دريای خزر دست يابد. پس از آغا محمد خان، برادر زاده وی به نام فتحعلی شاه قاجار بر اريكه سلطنت تكيه زد و از همان ابتدای سلطنت، خطه قومس را كه زادگاهش بود مورد توجه قرار دارد و ذوالفقار را به عنوان حاكم سمنان برگزيد. نام جغرافيايی قومس تا اواخر دوران قاجاريه بر سر زبان ها بود، ليكن در دوران حكومت پهلوي اول، سمنان در شمار شهرهای استان دوم، يعنی مازندران در آمد. اين منطقه هم اكنون به عنوان يكي از امن ترين وآبادترين مناطق ايران به صورت استاني درآمده است كه شهرستان ها, شهرها و روستاهاي جذاب و ديدني زيادي را در بر مي گيرد.

    مشخصات جغرافيايي - استان سمنان:

    استان سمنان يكي از استان هاي مهم ايران است كه از نظر مساحت، ششمين استان بوده و وسعت آن حدود چهار برابر استان تهران برآورد مي شود. اين استان بين مدارهای 34 درجه و 17 دقيقه تا 37 درجه عرض شمالی و 51 درجه و 58 دقيقه تا 57 درجه و 58 دقيقه طول شرقی قرار گرفته است. استان سمنان با مركزيت شهر سمنان، از شمال به استان مازندران، از جنوب به استان اصفهان، از شرق به استان خراسان جنوبي و از غرب به استان تهران محدود شده است.

    شهرستان های استان سمنان عبارتند از: سمنان، شاهرود، دامغان، و گرمسار. شهرهای سمنان، مهدی شهر، شهميرزاد، سرخه، شاهرود، بسطام، تجن، كلاته، خيج، ميامی، ‌بيارجمند، دامغان، گرمسار، ايوانكی و آردان نيز شهرهاي تابعه استان را تشكيل مي دهند.

    مطالعات زمين شناسي انجام شده نشان می دهد كه قديمی ترين تشكيلات از سنگ های پاليوزوييك تا آبرفت های كوارترنری دراين منطقه وجود دارد. سنگ های دوران پاليوزوييك در شمال سمنان، اطراف شهميرزاد و جنوب ارتفاعات شمال دامغان و شاهرود وجود دارند. سنگ های دوران مزوزوييك در شمال شهميرزاد در حوالی شيخ چشمه سر و جام ديده می شود. رسوبات دوره دوران ترشياری از سمنان تا آهوان و طبقات گچدار در شمال سمنان ديده می شوند. سنگ های دوران كواترنری نيز از كوه هاي شمالي تا دشت كوير ديده مي شوند.

    بر اساس سرشماري سراسري سال 1375 استان سمنان داراي 501446 نفرجمعيت بوده است. نژاد مردم سمنان آريايی است و به زبان فارسی با گويش سمنانی سخن می گويند.
    نقشه استان سمنان:

  12. #17
    اخراج شده

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    نوشته ها
    4,145
    تشکر
    1,209
    تشکر شده 5,363 بار در 1,879 پست

    پیش فرض پاسخ : <<<<<<تموم استان ها ایران((تاریخچه و...))+نقشه در این تاپیک>>>>>>

    اســ ــ ــ ــ ـتان زنجــ ـــــ ــــ ــــ ــــــ ان+نقـ ـ ـشه

    استان زنجان:

    مرکـــــز : زنجان موقعیت : شمال غرب فلات مرکزی ایران

    مجاورت : شمال: استان های اردبیل و گیلان جنوب: استان همدان شرق:استان قزوین جنوب غربی و غرب: استان های کردستان و آذربایجان غربی و آذربایجان شرقی

    آب و هوا: در زمستان بسیار سرد و در تابستان معتدل می‌باشد.ارتفاع متوسط:620/1 M -دما :1/11 º c

    وسعــــت: ۳۹۳۶۹ کیلومتر مربع

    جمعـیــت: بر اساس آمار سال ۱۳۸۵ خورشیدی ۶۰۱/۹۶۴ نفر

    تقسیمات: 3 شهرستان، 13 بخش, 8 شهر, 44 دهستان و 981 آبادی دارای سکنه

    شهرستانها: ابهر - ایجرود - خدابنده - خرمدره - زنجان/مرکز استان - طارم - ماه نشان

    موقعيت جغرافيايي - استان زنجان:

    استان‌ زنجان‌ كه‌ آنرا (فلات‌ زنجان‌) نيز مي‌نامند در ناحيه‌ مركزي‌ شمال‌ غرب‌ ايران‌ واقع‌ شده‌ است‌. زنجان ‌، ابهر و خدابنده‌ شهرستان‌هاي‌ استان‌ زنجان‌ را تشكيل‌ مي‌دهند. در آبانماه‌ 1385، استان‌ زنجان‌ 964601 نفر جمعيت‌ داشته‌ است‌ كه‌ از اين‌ تعداد 559340 نفر در نقاط‌ شهري‌ و 405261 نفر در نقاط‌ روستايي‌ سكونت‌ داشته‌ و بقيه‌ غير ساكن‌ بوده‌اند. استان‌ زنجان‌ از دو منطقه‌ كوهستاني‌ و جلگه‌اي‌ تشكيل‌ شده‌ است‌. مساحت اين استان حدود 3***9 کيلومتر مربع است. مناطق‌ كوهستاني‌ آن‌ كه‌ اغلب‌ قلل‌ مرتفع‌ دارند در نواحي‌ شمالي‌ شهرستان‌ زنجان‌ قرار دارند و مناطق‌ جلگه‌اي‌ يا دشت‌هاي‌ آن‌ نيز ساير نقاط‌ استان‌ را در بر مي‌گيرد. در ناحيه‌ جنوبي‌ زنجان ‌، دشت‌ آبرفتي‌ نسبتاً مسطح‌ و وسيعي‌ وجود دارد كه‌ به‌ ارتفاعات‌ سلطانيه‌ در شمال‌ و ارتفاعات‌ قيدار در جنوب‌ محدود مي‌شود. در استان‌ زنجان‌ رودخانه‌هاي‌ متعددي‌ جريان‌ دارند كه‌ مهم‌ترين‌ و پرآب‌ترين‌ آنها رودخانه‌ (قزل‌ اوزن‌) است‌.

    آب و هوا – استان زنجان:

    استان‌ زنجان‌ تحت‌ تأثير ناهمواريها و تماس‌ غير مستقيم‌ با توده‌هاي‌ هواي‌ مرطوب‌ غربي‌ و شمالي‌ ، دو نوع‌ آب‌ و هواي‌ متفاوت‌ دارد : آب‌ و هواي‌ كوهستاني‌ زمستان‌هاي‌ سرد و پر برف‌ و تابستان‌هاي‌ معتدل‌ دارد و آب‌ و هواي‌ گرم‌ و نيمه‌ مرطوب‌ منطقه‌ طارم‌ عليا تابستان‌هاي‌ گرم‌ و زمستان‌هاي‌ ملايم‌ دارد و رطوبت‌ و ميزان ‌بارندگي‌ آن‌ نيز بالا گزارش‌ شده‌ است.

    ميزان‌ بارندگي‌ در بهار و زمستان‌ بيشتر از ساير فصول‌ است‌. مدت‌ ماه‌هاي‌ خشك‌ استان‌ نسبتاً زياد و بادهاي‌ سرمه‌ (مه‌) و گرم‌ ، مهم‌ترين‌ بادهاي‌ استان‌ هستند. فصل‌ بهار و تابستان‌ ، مناسبترين‌ زمان‌ سفر به‌ اين‌ استان‌ است.‌

    تاريخ و فرهنگ – استان زنجان:

    استان‌ زنجان‌ يكي‌ از نواحي‌ تاريخي‌ سرزمين‌ ايران‌ است‌. آثار دوران‌ پيش‌ از تاريخ‌ (هزاره‌ هفتم‌ تا اوايل‌ هزاره‌ سوم‌ قبل‌ از ميلاد) در اين‌ منطقه‌ شناسايي‌ شده‌ است‌. استقرارهاي‌ انساني‌ منطقه‌ ايجرود زنجان‌ درهزاره‌ سوم‌ و دوم‌ پيش‌ از ميلاد حكايت‌ از شكوفايي‌ و تداوم‌ تمدن‌ فلات‌ مركزي‌ ايران‌ در اين‌ ناحيه‌ دارد. ارزيابي ‌آثار نقوش‌ سياهرنگ‌ در روي‌ سفال‌هاي‌ نخودي‌ مكشوفه ‌، ارتباط‌ و ادامه‌ تمدن‌هاي‌ تپه‌ حصار دامغان ، تپه‌ سيلك‌ كاشان‌ و ايجرود زنجان‌ را نشان‌ مي‌دهد. بارزترين‌ آثار دوره‌ تاريخي‌ (هزاره‌ دوّم‌ قبل ازم ميلاد تا قرن‌ هفتم‌ ميلادي‌) ، نوعي‌ سفال‌ خاكستري‌ رنگ‌ سياه‌ است‌ كه‌ با همزماني‌ مهاجرت‌ اقوام‌ آريايي‌ به‌ اين‌ منطقه‌ مطابقت‌ دارد. ظروف‌ سفالي‌ قوري‌ مانند با لوله‌ نسبتاً بلندي‌ كه ‌با مراسم‌ تدفين‌ اموات‌ ارتباط‌ داشت‌ ، در كليه‌ قبور اين‌ دوره‌ كشف‌ شده‌ است‌. طبق‌ مدارك‌ آشوريها ، اين‌ منطقه ‌در قرن‌ نهم‌ قبل ازميلاد (آنديا) نام‌ داشته‌ و به‌ احتمال‌ ضعيف‌ اقوام‌ ساكن‌ آن‌ با اقوام‌ لولوبي‌ها و گوتي‌هاي‌ دامنه‌هاي‌ زاگرس‌ ارتباط‌ داشته‌اند. سكه‌هاي‌ دريك‌ و ريتون‌ كه‌ در خدابنده‌ كشف‌ شده‌ از آثار دوران‌ حكومت‌ هخامنشي ‌است‌. در دوران‌ اشكانيان‌ و ساسانيان ‌، دره‌هاي‌ زنجان‌ رود و قزل‌ اوزن‌ از رونق‌ بيشتري‌ برخوردار بود. از مهم‌ترين ‌اثر اين‌ دوران‌ مي‌توان‌ به‌ آتشكده‌ تشوير اشاره‌ نمود. دوران‌ اسلامي‌ (از قرن‌ هفتم‌ تا نوزدهم‌ ميلادي‌ برابر قرن‌ اول ‌تا چهاردهم‌ هجري‌) با فتح‌ ايران‌ در زمان‌ خلافت‌ عثمان‌ آغاز مي‌شود. متون‌ و آثار موجود نشان‌ مي‌دهد كه‌ اين‌منطقه‌ در سراسر دوران‌ اسلامي‌ به‌ ويژه‌ در قرون‌ چهارم‌ تا هشتم‌ هجري‌ قمري‌ در دوران‌ حكومت‌ لنگريان‌ ، سلجوقيان‌ و ايلخانيان‌ از شكوفايي‌ اقتصادي‌ ، فرهنگي‌ و هنري‌ جالب‌ توجهي‌ برخوردار بوده‌ است‌. يكي‌ ازدلايل‌ انتخاب‌ سلطانيه‌ به‌ پايتختي‌ ، رونق‌ اقتصادي‌ اين‌ منطقه‌ در قرون‌ هفتم‌ و هشتم‌ هجري‌ قمري‌ بوده‌ است‌. اين‌ منطقه‌ در حمله‌ مغول‌ آسيب‌ فراوان‌ ديد ، ولي‌ در دوره‌ سلطان‌ محمد خدابنده‌ ، سلطانيه‌ به‌ بزرگترين‌ پايتخت‌ دولت‌ ايلخاني‌ و سرزمين‌ اسلامي‌ تبديل‌ شد. به‌ فرمان‌ اولجاتيو ، بارويي‌ به‌ دور سلطانيه‌ كشيده‌ و در وسط‌ آن ‌، قلعه‌ بزرگي‌ ساخته‌ شد. اولجاتيو گنبد بزرگي‌ بعنوان‌ مقبره‌ خود بنا كرد كه‌ همان‌ گنبد معروف‌ خدابنده‌ است‌. درزمان‌ اولجاتيو، شهر سلطانيه‌ بعد از تبريز يكي‌ از مهم‌ترين‌ شهرهاي‌ ايلخانان‌ بود. پس‌ از انقراض‌ حكومت‌ ايلخاني‌ به‌ دست‌ سربداران‌ درقرن‌ نهم‌ هجري‌ قمري ‌، منطقه‌ زنجان‌ نيز، در فتنه‌ تيمور لنگ‌ بشدت‌ تخريب‌ شد. در دوران‌ حكومت‌ صفويه‌ و قاجاريه ‌، بويژه‌ در دوران‌ حكومت‌ شاه‌ طهماسب‌ وآغا محمد خان‌ قاجار، رونق‌ نسبي‌ اقتصادي‌ و فرهنگي‌ در زنجان‌ برقرار بوده‌ است‌.

    جشن حالا – استان زنجان: در اوايل‌ فصل‌ پائيز، پس‌ از آنكه‌ محصولات‌ كشاورزي‌ از كشتزارها و خرمنگاه‌ جمع‌ آوري‌ و برداشت ‌شد ، اين‌ جشن‌ محصول‌ برپا مي‌شود. بدين‌ ترتيب‌ كه‌ در آغاز برداشت‌ محصول‌ از زمين‌ ، هر خانوار در حدود 20متر مربع‌ از مزرعه‌ گندم‌ خود را بعنوان‌ حالا باقي‌ مي‌گذارد. در روز جشن‌ ، تعدادي‌ از همسايگان‌ و وابستگان‌ را به‌جشن‌ دعوت‌ مي‌كنند و با قرباني‌ كردن‌ گوسفند و گاو و تدارك‌ پذيرايي ‌، مهمانان‌ را با ناهار پذيرائي‌ مي‌كنند. بيشتر مهمانان‌ از مرداني‌ كه‌ به‌ شغل‌ كشاورزي‌ مشغولند ، انتخاب‌ مي‌شوند. در اين‌ جشن‌ زنان‌ حضور ندارند. مهمانان‌ پس‌ از صرف‌ ناهار با گفتن‌ مبارك‌ باد و پربركت‌ باد و همراه‌ داشتن‌ ناني‌ بنام‌ نزيك‌ يا نذري‌ كه‌ از شير پرچربي‌ گوسفند تهيه‌ مي‌شود ، دستجمعي‌ به‌ محل‌ گندم‌ درو نشده‌ در كشتزاري‌ مي‌روند. اين‌ افراد دور گندم ‌باقيمانده‌ حلقه‌ مي‌زنند. يكي‌ از ريش‌ سفيدان‌ پس‌ از ذكر اسماءالله‌ و خواندن‌ صلوات‌ شروع‌ به‌ درو كردن‌ گندم ‌مي‌كنند ، بقيه‌ نيز مقداري‌ از گندم‌ را درو مي‌كنند. سپس‌ واژه‌ حالا را بطور دستجمعي‌ تكرار مي‌نمايند. پس‌ ازچند بار تكرار واژه‌ حالا ، همه‌ خوشه‌هاي‌ گندم‌ درو مي‌شوند. سپس‌ هر كس‌ هر چقدر كه‌ درو كرده‌ است‌ با خود مي‌برد و بعنوان‌ تبرك‌ و ايجاد بركت‌ خالي‌ مي‌كند. سپس‌ ريش‌ سفيدان‌ نان‌ نزيك‌ و ميوه‌ها را در ميان‌ مهمانان‌ تقسيم‌ مي‌كنند و مهمانان‌ پس‌ از گذاشتن‌ هديه‌ در دستمال‌ و گفتن‌ عبارت‌ بركت‌ به‌ خرمن‌ محل‌ حالا را ترك‌ مي‌كنند و بدين‌ ترتيب‌ جشن‌ پايان‌ مي‌پذيرد. اين‌ جشن‌ در ناحيه‌ انگوران‌ انجام‌ مي‌شود و احتمالاً با آئين ‌باستاني‌ زرتشتي‌ ارتباط‌ دارد.

    صنايع دستي و سوغاتي ها – استان زنجان:

    صنايع دستي و سوغاتي هاي زنجان عبارتند از چاقوهاي ساده و مركب ، فرش ، چاروق و مليله كاري ، نقره كاري و انواع گليم و جاجيم.

    غذاهاي محلي – استان زنجان:

    سفره غذايي زنجان سفره اي رنگين با فرهنگ غذايي ديرينه است غذا هاي استان در ارتباط مستقيم با شيوه معيشت عشاير و روستايي مي باشد كه در مناطق شهري نيز متداول است از آن جمله مي توان به انواع آش ، آماج آش ، سوغاتي آشي ، تندر آشي ، آش ماست ، آش دوغ ، آش ترش ، آش رشته ، آش بلغور ، آش رشته ترش ، سوپ تره فرنگي ، چلوگوشت ، ترش ، خورشت اسفناج ، خورشت گوجه سبز ، خورشت لوبيا سبز، خورشت كدو حلوايي ، كوكوي شيرين ، نرگسي ، بوراني اسفناج ، سيب زميني برشته ، كله جوش ، شير برنج ، بيازو ، حلواي آرد گندم ، مشكفي ، گلانك ، گلاس ، بقليو و ده ها نوع خورشت و چاشت ديگر اشاره نمود.

    رقص و موسيقي محلي – استان زنجان:

    موسيقي زنجان بخشي از موسيقي محلي و مقامي آذربايجان است ، كه عمدتاً تحت تاثير موسيقي عاشيقي شكل گرفته است. موسيقي عاشيقي همراه با نواختن ساز و خواندن اشعار اجرا ميشود. عاشق ها با حضور در مراسم مختلف عروسي و شادي در اشاعه موسيقي در ميان مردم نقشي به سزا دارند. علاوه بر موسيقي عاشيقي ، موسيقي مقامي آذربايجان نيز در زنجان رواج دارد.

    مسافرت و اقامت – استان زنجان:

    شهر هاي استان زنجان از نظر راههاي ارتباطي ، مخابرات و سيستم هاي درماني تجهيز شده ومسافرت به كليه شهرهاي آن نيز بسار آسان است ، كليه شهرهاي استان داراي انواع هتل و امكانات اقامتي مي باشند و مردم آن نيز با فرهنگ جهان گردي آشنايي دارند.

    مکان های دیدنی و تاریخی - استان زنجان:

    استان زنجان از توانمندی های بالایی در زمینه توسعه صنعت جهانگردی و جلب گردشگر برخوردار است. جاذبه های طبیعی این استان شامل کوه ها، رودها، آبشارها، چشمه های آب معدنی، دریاچه های طبیعی و مصنوعی در شهرستان های مختلف استان پراکنده شده اند. رودخانه هاى بزرگ و مشهور با شعبات آن ها در كشتزارها و باغ هاى استان، چشمه هاى آب معدنى و آب سرد، غارهاى تاريخى و طبيعى، مناظر زيباى كشتزارها و باغ ها از جمله جاذبه هاى طبيعى استان هستند كه هر بيننده ای را به تحسين وا مى دارند.

    با اين كه تاريخ این منطقه فراز و فرود های بسيار به خود ديده و گاهی شعله های خشم و جنگ، برگ های زيادی از تاريخ منطقه و حتی گاه تمام آن را در كام خود فرو برده است ولی به جهت عمق غنای هويت و فرهنگ اين منطقه، هنوز نیز استان زنجان امانت دار ميراث فرهنگی ارزشمند و قابل ملآحظه ای است که فرهنگ و هویت این سرزمین را به نمایش می گذارد. كاخ هاى با ارزش و قدیمی، مدرسه هاى تاريخى، مسجدهایی با معماری کم نظیر، بازارهاى قديمى، بقعه امام زاده ها، زيارتگاه ها و بناهاى تاريخى و مذهبى با معماری های ارزشمند بخشی از اين ميراث شايان توجه هستند. برخى از بناهاى موجود در استان، هم چون بنای بزرگ و تاریخی سلطانیه دارای ارزش هاى درجه يک جهانگردى و شهرت جهانی هستند. اين بنا که يكى از بزرگ ترين و باشكوه ترين بناهاى اسلامى محسوب می شود در خاور استان زنجان واقع شده است. برخی دیگر از بناهای تاریخی این استان با این که از دیرینگی و قدمت چندانی برخوردار نیستند ولی به لحاظ معماری و کاربری از بناهای منحصر به فرد ایران به شمار می آیند و از جمله آن ها می توان بنای کم نظیر رختشوی خانه را نام برد.

    صنايع و معادن - استان زنجان:

    استان زنجان دارای دو نوع صنایع دستی و ماشینی (کارخانه ای) است. صنايع دستی این استان از رشد و شكوفايی برخورداربوده و نمونه های بديع آفريده های دستان هنرمندان و متخصصان برجسته زنجانی امروزه مايه سربلندی و مباهات صنایع ایران در جهان است. به دليل موقعیت ترانزیتی و برخورداری از راه های مناسب و نزديكی به استان تهران این منطقه از امكانات توسعه صنعتی خوبی برخوردار شده است. كارخانه های مختلفی در شاخه های صنايع فلزی، شيميايی، دارويی، غذایی، ‌ريسنده گی و بافنده گی، ساختمانی، الكتريكی، چوبی و سلولزی فعال هستند. معادن فعال استان؛ كائولن، ‌فلدسپات و سيليس است و دیگر معادن که بیش تر شامل معادن سنگ می شوند در نقاط مختلف استان پراکنده شده اند. استان زنجان بزرگ ترین معدن روی خاورمیانه را در خود جای داده است.

    کشاورزی و دام داری - استان زنجان:

    شرايط جغرافيايی مشتمل بر تنوع آب و هوايی، برخورداری از منابع آب و حاصل خيزی خاک؛ استان زنجان به صورت يک متطقه مناسب كشاورزی درآورده است. بعضی از محصولات كشاورزی و باغی استان از نظر مقدار سطح زير كشت و توليد انگور مقام اول را در كشوردارد. كشاورزی در اين استان به صورت ديمی و آبی انجام می شود. استان زنجان يكی از قطب های مهم دام داری باخترایران، به شمار می آيد. انواع فعاليت ها دردو بخش به شيوه صنعتی و ستنی انجام می شود. استان زنجان در زمينه دام پروری صنعتی و توليد گوشت و شير در سطح كشور، جايگاه در خور توجهی را احراز نموده يكی از مهم ترين مراكز مرغ داری كشورنیز به شمار می رود.

    وجه تسميه و پيشينه تاريخي - استان زنجان:

    نام استان زنجان برگرفته از مركز استان يعنى شهر زنجان است. در مورد وجه تسميه شهر زنجان تاكنون نظرات گوناگونى ازسوى پژوهشگران و نويسندگان ارايه شده است. قديمى ترين نامى كه به اين منطقه اطلاق شده است، زنديگان به معناى اهل كتاب زند (معروف ترين كتاب آيين زردشتى ساسانى) و گان از پساوند اهل باستان است كه در دوره ساسانيان بر اين منطقه گذاشته شده است. گفته مى شود بناى شهر زنجان در زمان اردشير بابكان ساخته شده و در آن زمان نام شهين يعنى منسوب به شاه به آن اطلاق مى شده است. از اواخر دوره قاجاريه به علت استقرارايل خمسه فارس، نام خمسه نيز بر آن نهاده شد.

    يافته هاى تاريخى و كاوش هاى باستان شناسى كه در نواحى مختلف استان زنجان انجام گرفته، گواهی بر قدمت تاريخى و ديرينگى آن است و آثار كشف شده در اين محدوده، استقرارهاى انسانى از دوران پيش از تاريخ تا دوران اسلامى را در اين منطقه ثابت مى كند. در بيش ترمنابع موجود، نويسندگان و پژوهشگران با استناد به يافته هاى باستان شناسى و متون تاريخى، پيشينه تاريخى استان زنجان را در چهار مرحله، دوران پيش از تاريخ تا دوران آغاز ادبيات شامل هزاره هفتم تا اوايل هزاره سوم پيش از ميلاد، دوران آغاز ادبيات و دوران تاريخى شامل اوايل هزاره سوم تا اواخرهزاره دوم پيش ازميلاد و دوران تاريخى جديد شامل اواخرهزاره دوم پيش از ميلاد تا اوايل قرن هفتم ميلادى و دوران اسلامى که طول زمانی آن از قرن 7 تا 19 ميلادى برابر با قرن 1 تا 14 هجرى قمرى برآورد می شود، مورد مطالعه قرار داده اند.

    يافته هايى كه از غار تاريخى گليجک در37 كيلومترى جنوب باخترى شهر زنجان و در محدوده شهرستان ماه نشان به دست آمده، حدود سى هزار سال قدمت دارند و گواهی بر قدمت تاريخى منطقه زنجان در دوران پيش از تاريخ تا دوران آغاز ادبيات است. در منطقه ايجرود واقع در جنوب باخترى شهرستان زنجان، آثارى از دوران آغاز ادبيات به دست آمده است. زيستگاه هاى انسانى منطقه ايجرود در هزاره سوم و دوم پيش ازميلاد در هشت كانون باستانى و تداوم حيات آن ها تا هزاره اول قبل از ميلاد، حكايت از شكوفايى و تداوم تمدن فلات مركزى ايران در اين ناحيه دارد.

    تاكنون 65 كانون تاريخى در منطقه زنجان شناسايى و مورد بررسى قرار گرفته اند كه بيش تر اين كانون ها در دره هاى زنجان رود، شاهرود و قزل اوزن شناسايى شده اند. بررسى ها و مطالعات موجود بر وجود نوعى سفال خاكسترى رنگ ساده، كه با مهاجرت اقوام آريايى در منطقه مطابقت دارد گواهی می دهد.

    استناد به متون تاريخى نمايان گر آن است كه در اواخرهزاره دوم پيش از ميلاد و در اثر فشارهاى ناشى از كمبود منابع اقتصادى و كشاورزى و بروز جنگ هاى منطقه اى، اقوامى از منطقه ماوراء النهر و حوزه درياچه آرال به طرف باختر حركت كردند. گفته مى شود كه تيره اى از اين اقوام از طريق جنوب درياى خزر و به احتمال زياد از دره سفيد رود و از منتهى اليه شمال خاورى مرز طبيعى زنجان به اين منطقه وارد شده اند، البته گفته مى شود كه مهاجمان براى ورود به فلات ايران از چند راه استفاده نموده اند. برخى دانشمندان معتقدند كه گروهى از اقوام ياد شده از طريق جنوب خاورى درياى خزر و پس از عبور از رود اترک و گروه ديگر پس از عبور از كنار درياچه اروميه وارد فلات ايران شده اند. مطالعاتى كه در مظاهر فرهنگى و تمدنى منطقه زنجان صورت گرفته، تفاوت هايى را در اين زمينه نشان داده است. تفاوت هاى موجود در آثار كشف شده در تپه حسنلو و جنوب درياچه اروميه، با بقاياى موجود در اين نواحى و تراكم استقرارها و مشابهت اشيای تاريخى ناحیه خورين در باختر تهران و املش گيلان با آثار اين منطقه، گوياى اين مطلب است كه اقوام مهاجر از راه سوم كه دره سفيد رود است، به منطقه زنجان سرازير شده اند. گفته مى شود استقرار مهاجران در منطقه زنجان با آرامش صورت گرفته كه شايد تعداد اندک بوميان منطقه دليل اصلی اين امر بوده باشد.

    طبق مدارک آشورى، منطقه زنجان در قرن نهم پيش ازميلاد آنديا نام داشته و به احتمال ضعيف اقوام مستقر در آن با اقوام لولوبيان و گوتيان مستقر در زاگرس مرتبط بوده اند. به هر حال اين منطقه از لحاظ جغرافياى تاريخى در آغاز هزاره اول قبل از ميلاد از شمال با كادوسيان و كاسپيان، از باختر با لولوبيان و گوتيان و از طرف جنوب خاورى و خاور با مادها هم مرز بوده است. اقوام مهاجر بعدها پس از جنگ هاى داخلى و منطقه اى فراوان يك سيستم حكومتى تحت عنوان پادشاهى ماد را بنيان گذارى نمودند.

    در دوره اشكانيان و ساسانيان دره هاى زنجان رود و قزل اوزن از رونق زيادى برخوردار بوده اند. شواهد موجود از جمله آتشكده عظيم تخت سليمان در باختر و عبادتگاه بهستان در جنوب و آتشكده هاى ساسانى در طارم تاييد كننده اين نظريه است که این ناحیه در دوره اشکانیان و ساسانیان رونق به سزایی داشته و اين رونق در این دوره اتفاقی نبوده است و آن را می توان ناشی از توانمندی های طبیعی منطقه دانست. كشف برخى آثار مانند كشف سكه دريک هخامنشيان در حومه شهرستان خدابنده و پيدايش اتفاقى يک رينون از اين دوره و كشف آثار و اشياى ديگر حكايت از شكوفايى تمدن و فرهنگ اين منطقه در دوران هخامنشيان دارد. در كتب جغرافيايى صدراسلام بر وجود تمدن در دوره ساسانيان و اشكانيان در منطقه زنجان تاكيد شده است. منطقه زنجان در دوران اسلامى شاهد تحولات اساسى بوده است. اين دوران كه از قرن 7 تا 19 ميلادى برابر با قرن 1 تا 14 هجرى را شامل مى شود، مصادف با زمانى است كه مردم اين منطقه اسلام را پذيرفته اند. مدارک باستان شناسى و متون تاريخى موجود، از رونق تاریخی این منطقه در سده های میانی اسلام حکایت دارد. اين منطقه جغرافيايى، در سرتاسر دوران اسلامى به ويژه در قرن چهارم در دوران حكومت كنگريان و سده های پنجم تا هشتم هجرى قمری در دوران حكومت سلجوقيان وايلخانان درحد شكوفايى و از نظر سيستم اقتصادى و مظاهر فرهنگى و هنرى دارای رونق چشمگیری بوده است. بیش تر آثار تاریخی و مذهبی استان زنجان، مانند مساجد جامع قروه، سجاس، قلابر، كاروانسراهاى نيک پى، سرچم، آثار تاريخى سلطانيه، خدابنده و ابهر در این دوران ساخته شده اند و بررسی آن ها به خوبی بر دیرینگی تاریخ منطقه گواهی خواهد داد.
    ایلخانان مغول، شهر سلطانیه در خاور استان زنجان را به عنوان مرکز حکومت خود انتخاب كردند و بر آبادانی این منطقه همت گماشتند و به همان اندازه که کمرهمت بر آبادانی منطقه سلطانیه بستند، از آبادانی شهرها و مناطق دیگر غافل شده و به تدریج مناطق اطراف سلطانیه و خصوصاً شهر زنجان بر اثر بی توجهی حاکمان وقت، روبه ویرانی و نابودی گذاشت. پس از انقراض حكومت ايلخانى به دست سربداران، منطقه زنجان، دوباره آرامش و آبادانی نسبی یافت و بار دیگر سلطانیه و مناطق همجوار آن دچار رکود و رخوت گردیدند. فتنه تيمور لنگ در قرن نهم منطقه زنجان را بار دیگر تحت تاثیر خود قرار داد و تقريباً به كلى نابود و علایم آبادانی از آن محو شد. دراين دوره شدت تخريب و فقر به حدى بود كه ادامه حيات تنها در روى تپه ها به صورت جزيى ديده مى شد. به اين ترتيب ملاحظه می شود که تنش هاى سياسى و كشمكش هاى نظامى تا قرن دهم مانع از رشد و اعتلاى اقتصادى و فرهنگى در منطقه زنجان شده است. در دوران حكومت صفويه و قاجاريه به خصوص دوران حكومت شاه طهماسب صفوى، شاه عباس صفوى و آقا محمد خان قاجار فعل و انفعالات انسانى كمك شايانی به رونق نسبى منطقه كرد. اعتلا و رونق نسبی منطقه زنجان، به دوران حکومت صفویه باز می گردد. اهتمام سران حکومت صفویه نسبت به آبادانی تمام مناطق ایران و ساخت کاروانسراها و راه های ارتباطی و امن نمودن این راه ها و همچنین نزدیکی به قزوین که مدتی مرکز حکومت شاهان صفوی بوده، از دلایل مهم رونق منطقه زنجان در دوره صفویه بوده است. بخش بزرگی از روستاها، بخش ها و شهرهاى فعلى محدوده استان زنجان با توجه به سيستم فئودالى تا اواخر قرن سیزدهم هجرى قمرى تكوين و استقرار يافته و ادامه حيات داده اند. این استان به دلیل اهمیت ارتباطی خود در دوره قاجاریه از رونق نسبی برخوردار بوده و هم اكنون نیز يكى از مناطق آباد و با اهميت ايران است كه نقش مهمى را در عرصه هاى مختلف اقتصادى و ارتباطى كشور ايفا كرده و روز به روز هم در جهت آبادانی و رونق بیش تر آن تلاش های پيگيری صورت می گیرد
    نقشه استان زنجان:

  13. #18
    اخراج شده

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    نوشته ها
    4,145
    تشکر
    1,209
    تشکر شده 5,363 بار در 1,879 پست

    پیش فرض پاسخ : <<<<<<تموم استان ها ایران((تاریخچه و...))+نقشه در این تاپیک>>>>>>

    اســ ــ ــ ــ ـتان چهار محال و بختیاری +نقـ ـ ـشه

    استان چهار محال و بختیاری:

    مجاورت : شمال: استان اصفهان شمال غرب: استان لرستان جنوب:استان کهکیلویه و بویراحمد شرق:استان اصفهان غرب:استان خوزستان
    آب و هوا: به علت ماهیت کوهستانی مرتفع، که درمسیر بادهای مرطوب سیستم‌های مدیترانه‌ای قرار داشته و موجب صعود و تخلیه بار این سامانه‌ها می‌گردد، این استان دارای بارش نسبتاً مناسب است ارتفاع متوسط: ۰۰۰/۲ M دما:۸/۱۲ º c
    وسعــــت: ۲۸۵۵۹ کیلومتر مربع
    جمعـیــت: بر اساس آمار سال ۱۳۸۵ خورشیدی ۹۱۰/۸۵۷
    تقسیمات: ۶ شهرستان ،۲۴ شهر، ۱۵ بخش و ۳۴ دهستان

    شهرستانها: اردل - بروجن - شهرکرد/مرکز استان - فارسان - کوهرنگ - لردگان - گالری تصاویر

    موقعيت جغرافيايي – استان چهارمحال و بختياري:

    استان چهار محال و بختياري با 28559 كيلومتر مربع‌ وسعت‌ و در قلمرو مركزي‌ رشته‌ كوههاي‌ زاگرس ‌بين‌ پيشكوههاي‌ داخلي‌ و استان‌ اصفهان استقرار يافته‌ است‌. اردل ، بروجن ‌، شهرکرد ، فارسان و لردگان 5 شهرستان اين‌ استان‌ مي‌باشند. شهركرد مركز استان‌ چهارمحال‌ و بختياري‌ است‌. استان‌ چهارمحال‌ و بختياري‌ درسال‌ 1385 حدود 857910 نفر جمعيت‌ داشته‌ است‌ كه‌ 442298 نفر آن‌ شهر نشين‌ ، 415612 نفر روستانشين‌ و يا ‌ غير ساكن‌ (كوچ‌ رو) بوده‌ است‌.

    آب و هوا - استان چهارمحال و بختياري:

    استان چهار محال و بختياري در ناحيه‌ مركزي‌ سلسله‌ جبال‌ زاگرس‌ كه‌ از شمال‌ غربي‌ به‌ جنوب‌ شرقي‌ امتداد دارد واقع‌ شده‌ است‌. بلندترين‌ استان‌ در ناحيه‌ غربي‌ با 4548 متر ارتفاع‌ در قله‌ زرد كوه‌ بختياري‌ و پست‌ترين‌ نقطه‌ آن‌ در ناحيه‌ شرقي ‌چهارمحال‌ است‌ .كوههاي‌ استان‌ سرچشمه‌ اصلي‌ رودخانه‌هاي‌ دائمي‌ زاينده رود و کارون و در سراسر سال‌ پوشيده‌ از برف‌ هستند و جزو حوزه‌هاي‌ آبگير دائمي‌ ايران‌ به‌ شمار مي‌روند. به‌ دليل‌ شيب‌ ارتفاعات‌ بختياري‌ كه‌ از شمال‌ غربي‌ به‌ جنوب‌ شرقي‌ كشيده‌ شده‌اند ، همچنين‌ به‌ دليل‌ بلندي‌ عوارض‌ طبيعي‌ ، موقعيت‌ جغرافيايي‌ و توپوگرافي‌ ، آب‌ و هواي‌ استان‌ نسبتاً سرد است‌.

    در ارتفاعات‌ بالاي‌ 2000 متر كه‌ مساحت‌ عمده‌ استان‌ را در برمي‌گيرد ريزش‌ برف‌ و باران‌ از اواسط‌ پاييز تا فروردين‌ ادامه‌ دارد ، ولي‌ در مناطق‌ پست‌ با بيش‌ از 40 درجه‌ حرارت‌ در تابستان ‌، حجم‌ نزولات‌ جوي‌ كمتر است‌.

    فصل‌ سرما از اواسط‌ آبان‌ آغاز و 4 تا 5 ماه‌ ادامه‌ پيدا مي‌يابد. سردترين‌ ماههاي‌ سال ‌، دي‌ و بهمن‌ است‌. متوسط‌ درجه‌ حرارت‌ استان‌ 3/10+ درجه‌ سانتي‌گراد ، حداكثر مطلق‌ درجه‌ حرارت‌ 2/35+ و حداقل‌ مطلق‌ آن‌ 6/15- درجه‌ سانتي‌گراد مي‌باشد. ميزان‌ بارندگي‌ سالانه ‌426 ميلي‌متر و تعداد روزهاي‌ يخبندان‌ 127 روز است‌. از ارديبهشت‌ تا آبان‌ جزو ماههاي‌ خشك‌ و ماههاي‌ آذر ، دي‌ ، بهمن‌ و اسفند جزو ماههاي‌ يخبندان‌ به‌ شمار مي‌رود.

    تاريخ و فرهنگ – استان چهارمحال و بختياري:

    تاريخ‌ سرزمين چهارمحال و بختياري با تاريخ‌ ايل‌ بختياري‌ در هم‌ آميخته‌ است‌. بختياري‌ها شاخه‌اي‌ ازطوايف‌ لر هستند كه‌ در تاريخ‌ ايران‌ به‌ (لر بزرگ‌) مشهور شده‌اند. ايل بختياري به‌ دو دسته‌ بزرگ‌ هفت‌ لنگ‌ وچهار لنگ‌ تقسيم‌ مي‌شود. قلمرو تابستاني‌ يا ييلاقي‌ چهار لنگ‌ها در شمال‌ منطقه‌ و هفت‌ لنگ‌ها در جنوب‌ آن ‌واقع‌ است‌. منطقه‌ بختياري‌ گاهي‌ جزء استان‌ فارس و زماني‌ جزء حكومت‌ خوزستان بود.

    حيات‌ عشايري‌ بختياري‌ها و ويژگي‌هاي‌ ناشي‌ از اين‌ نوع‌ زندگي‌ اجتماعي‌ باعث‌ شده‌ است‌ كه‌ آثار تاريخي ‌و باستاني‌ اندكي‌ در استان‌ بوجود آيد ، ولي‌ زيبايي‌هاي‌ طبيعي‌ آن‌ كم‌ نظير و جالب‌ توجه‌ است‌ ، بطوريكه‌ هر بيننده‌اي‌ را مجذوب‌ مي‌سازد. تالاب‌هاي‌ دل‌انگيز و زيبا ، تفرجگاههاي‌ مصفا ، حواشي‌ سرسبز رودخانه‌ها ، گلزارهاي‌ بي‌ نظير، چشمه‌هاي‌ آبگرم‌ و معدني‌ ، آبشارهاي‌ فرحبخش ‌، ارتفاعات‌ بلند ، برف‌ فراوان‌ زمستان‌ و دهها عنصر طبيعي‌ ديگر، جلوه‌هاي‌ بسيار زيبا و ديدني‌ فراهم‌ آورده‌ و زمينه‌هاي‌ مساعدي‌ را براي‌ بهره‌ برداري‌هاي ‌گردشگاهي‌ و ورزش‌هاي‌ زمستاني‌ بوجود آورده‌ است‌.

    استان‌ چهار محال‌ و بختياري‌ از لحاظ‌ آداب‌ و رسوم‌ و كنش‌هاي‌ فرهنگي‌ يكي‌ از جالب‌ترين‌ مناطق‌ عشايري‌ ايران‌ است‌. مراسم‌ ويژه‌ عشايري‌ در ارتباط‌ با زندگي‌ كوچ‌ و كوچ‌ نشيني ‌، انجام‌ مراسم‌ ويژه‌ در اعياد ملي‌ و مذهبي‌ ، نحوه‌ ازدواج‌ و همسرگزيني ‌، چگونگي‌ انجام‌ سوگ‌ها و عزاهاي‌ خصوصي‌ و مذهبي ‌، موسيقي‌ و رقص‌ بومي ‌، نوع‌ پوشش‌ زنان‌ و مردان‌ و... از جمله‌ جاذبه‌هاي‌ فرهنگي‌ منطقه‌ محسوب‌ مي‌شوند.

    مسافرت و اقامت – استان چهارمحال و بختياري:

    استان چهار محال و بختياري عليرغم‌ موقعيت‌ جغرافيايي‌ مرتفع‌ و كوهستاني‌ از شبكه‌ ارتباطي‌ مطلوبي‌ برخوردار است‌. شهرهاي‌ استان‌ داراي‌ جاده‌ آسفالت‌ و دسترسي‌ مناسب‌ مي‌باشند. انواع‌ تأسيسات ‌پذيرايي‌ و ميزباني‌ تجهيزات‌ زير بنايي‌ جهانگردي‌ در مركز استان‌ استقرار يافته‌اند. قطب‌هاي‌ جهانگردي‌ چلگرد و تالاب‌هاي‌ بروجن‌ و امام‌زاده‌ حمزه‌ علي‌ امكانات‌ پذيرايي‌ نسبتاً قابل‌ قبولي‌ دارند.

    مکان های دیدنی و تاریخی - استان چهار محال و بختیاری:

    استان چهارمحال و بختياری از نظر جاذبه های طبيعی , تاريخی, اجتماعي و فرهنگي بسيار غنی و مهم است. کوه ها، غارها، رودها، آبشارها، تالاب ها، چشمه ها و رودخانه های زيادی در سطح استان پراکنده هستند که هر يک از آن ها؛ مناظر بديع و دل پذيری را به وجود آورده اند. پيوند آب با عناصر طبيعی مانند دره، سبزه زار و اقليم مناسب، آبشار زيبای آتشگاه را در فاصله 40 كيلومتری شهر لردگان به وجود آورده است. آبشار دره عشق که در اين استان واقع شده وارتفاع آن به بيش از صد متر می رسد, ازنظر ميزان ارتفاع در سرتاسر ايران كم نظير است. تالاب چغاخور با مساحتی حدود 2300 هكتار يكی از زيباترين و بزرگ ترين تالاب های استان است. قسمتی از رودخانه زاينده رود که يکی از زيباترين و بااهميت ترين رودهای ايران است و قسمتی از رودخانه كارون که تنها رودخانه قابل کشتي رانی ايران است، در اين استان جريان دارد. درمسير رودخانه بازفت که يكی از بكرترين و بديع ترين امكانات سياحتی منطقه است متراكم ترين و دست نخورده ترين محدوده های جنگلی با چشم اندازهای زيبا و چشم گير ديده می شود که به جنگل های بازفت مشهور هستند. كوه سوخته با ارتفاع حدود 4000 متری دارای چشم اندازهای جالب توجهی است که نگاه هر بيننده ای را به سوی خود می کشد. دنا يا دينار کوهستانی است که مورد استفاده و صعود كوهنوردان قرار می گيرد.

    بناهای تاريخی منطقه نيز از اهميت زيادی برخوردار هستند. مساجد قديمی، سنگ نبشته های باستانی، حمام ها، قلعه ها، پل ها، مدرسه ها، گورستان ها و بناهای قديمی از جمله آثار تاريخی اين استان هستند که به دوره های مختلف تاريخی تعلق دارند. مسجد دستگرد و مسجد جامع كيان از آثار دوره صفويه هستند. مسجد اتابكان يكی از بناهای دوران اتابكان لرستان است. بنای امام زاده سيد علاء الدين نيز از مهم ترين آثار تاريخی اين منطقه به شمار می رود. بنای امام زاده حمزه علی علاوه بر قدمت تاريخی در دشت وسيعی گسترده شده است و به علت موقعيت طبيعی مناسب، آب و هوای دل پذير و ديگر جاذبه های پيرامون آن، همه ساله هزاران نفر از داخل و خارج استان به اين محل می آيند. شهرها و مناطق قديمی استان نيز از ديگر جاذبه های منطقه هستند.

    صنايع و معادن - چهار محال و بختیاری:

    صنايع استان چهارمحال و بختياري به دو دسته ماشيني و دستي تقسيم مي شوند. صنايع ماشيني استان چهرمحال و بختياري بيش تر درشهرهای شهركرد، بروجن و فارسان استقرار يافته‎اند.از مهم ترين كارخانه های صنعتی استان چهارمحال و بختياري می توان به كارخانه قند شهركرد، كارخانه ريسنده گی بروجن و صنايع شيرو لبنی شهركرد اشاره نمود.

    در استان چهارمحال و بختياری توليد صنايع دستی بسيار رايج بوده و در ميان عشاير بختياری رونق به سزايی دارد. از صنايع دستی مهم استان می توان به قالی بافی، قفل سازی و انواع بافته های خانگي نظير كلاه نمدی، عبا، نمد، گهواره (ته ده) و كوبه دراشاره كرد كه توليد آن ها به طور عمده برای مصارف خانوار عشايری و روستايی صورت می گيرد.

    کشاورزی و دام داری - چهار محال و بختیاری:

    با توجه به ميزان نزولات جوی و جاری شدن رودخانه های پرآب، كشاورزی يكی از مهم ترين اركان اقتصادی به ويژه در شرق استان چهارمحال و بختياری محسوب می شود. از ميان محصولات سالانه اين استان غلات از اهميت قابل توجهی برخوردار است، به طوری كه بيش ترين درصد از كل سطح زير كشت محصولات سالانه به غلات اختصاص داده شده است. بعد از غلات، نباتات علوفه‎ای درصد بيش ترين ميزان سطح زير كشت محصولات سالانه را به خود اختصاص داده اند.

    جامعه عشايری تحت تأثير شديد اقتصاد دام داری بوده از كوچ به عنوان تحرك اجتماعی و اقتصادی استفاده می كند. در سال های اخير تعداد كوچ كننده گان عشاير آرام آرام كاهش می‎يابد. قشلاق ايل بختياری در شمال شرقی استان خوزستان و در منطقه كوهستانی شهرستان های دزفول، شوشتر، مسجد سليمان، هفتگل، بهبهان و ايذه قراردارد. محدوده قشلاق ايل بختياری از طرف غرب به رودخانه دز، از طرف شرق به حد فاصل بين شهرستان های بهبهان و ايذه و از طرف جنوب به منطقه كوهستانی و دشت خوزستان محدود می شود.

    منطقه ييلاقی عشاير بختياری محدوده های شهرستان های فارسان، ‌بروجن و قسمت هايی از شهرستان لردگان، ‌شهرستان فريدن در استان اصفهان و قسمت هايی از شهرستان اليگودرز در استان لرستان را دربرمی گيرد. هم چنين علاوه بر رمه های كوچنده، پرورش انواع دام، رايج ترين فعاليت عشاير و مردم روستاهای استان چهار محال و بختياری است.

    وجه تسميه و پيشينه تاريخي - چهار محال و بختیاری:

    استان چهارمحال و بختياری با توجه به پيوند ديرينه‎اش با استان لرستان در بر گيرنده يكی از كهن ترين آثار تمدن كهن ايرانی است. حفظ و به كار بستن فرهنگ كهن اين خطه از جمله ويژه‎ گی های اين سرزمين بوده كه تا به امروز نيز تدوام يافته است.از تاريخ كهن چهار محال بختياری و حاكمان آن اطلاعات كاملی در دست نيست. از جمله حاكمان اين منطقه می‎توان از شخصی به نام « فرامرز» كه مذهب زرتشتی داشته و در اواخر دوره ساسانی مي زيسته نام برد كه بختياری ها نيز در معتقدات خود به عهد فرامرز گبر اشاره ها دارند.

    در اوايل تسلط خلفای عباسی دو برادر در سرزمين لرستان كه به دو شعبه لر كوچك ( لرستان فعلی ) و لر بزرگ ( بختياری و كهگيلويه و بوير احمد ) تقسيم می شد، حكومت داشتند. حكومت سرزمين لر بزرگ با « بدر » بود تا اين كه بعدها اتابكان فضلوئيه قريب به سيصد سال بر بختياری حكومت كردند. در زمان يكی از اتابكان فضلوئيه ( اتابك تكله)، مغولان بر بختياری و كوه های آن دست يافتند، اما اين پيروزی دوام چندانی نداشت.

    از آغاز سلسله صفوی تاريخ بختياری ها روشن تر است. در زمان صفويه يكی از تيره‎های بختياری موسوم به « آستريك » كه هم اكنون نيز طايفه كوچكی از بختياری است به رياست شخصی به نام « تاجمير » و با فرمان شاه اسماعيل اول بر بختياری حكومت می‎كرد. در همين زمان بختياری ها به دو بخش « هفت لنگ » و « چهارلنگ » كه در اصل يك تقسيم بندی مالياتی است، تفكيك شدند.

    پس از دودمان تاجمير شخصی به نام ميرجهانگيرخان به حكومت بختياری ها منصوب شد. در زمان همين شخص تونل معروف به « كاركنان » يا « شاه عباس » در نزديكی محل تونل فعلی كوهرنگ حفر شد كه به دلايل نامعلومی عمليات حفاری آن ناتمام ماند.

    پس از فوت مير جهانگيرخان برادر وی « مير خليل خان » از رياست طايفه آستريك خلع شد و طوايف بختياری و تعدادی از تيره ها در حيطه اقتدار محمد تقی خان چهار لنگ باقی ماندند. طوايف هفت لنگ نيز به رياست دو دسته خوانين « دوركی » و « بختياروند » از طوايف عمده هفت لنگ، گردن نهادند.

    از اواسط پادشاهی قاجار، حسينقلی خان ( رئيس طايفه دوركی ) با شكست قطعی خوانين بختياروند ( بهداروند )، همه طوايف هفت لنگ را متحد ساخته و خود را « ايلخان » و برادرانش را « ايل بيگی » ناميد و رياست ايل هفت لنگ و اداره امور كل منطقه بختياری را به عهده گرفت. رياست اين طايفه تا همين اواخر در بازمانده گان اين دودمان موروثی بود. بررسی های تاريخی ايران از اواخر دوره صفويه به بعد نشان می دهد كه ايل بختياری و در رأس آن خوانين بختياری به دليل برخورداری از شرايط ويژه جغرافيايی قلمرو ايلی، سازمان قبيله ايی و نظام ايلی منسجم كه الزاماً اطاعت و فرمان برداری بی قيد و شرط گروه های فرودست از رهبران و سركرده گان فرادست را در پی داشت، در بيش تر حوادث و وقايع تاريخی ايران حضوری موثر و فعال داشتند كه برخی از نمونه های آن به شرح زير اشاره می شود :

    - سواران بختياری از زبده تفنگ چيان نادرشاه بودند كه با فتح قندهار، دروازه هند را به روی لشكريان نادر گشودند.

    - علی مردان خان بختياری با شكست افاغنه و بازسازی سلطنت انقراض يافته صفوی، ‌خود نيز مدعی سلطنت شد.

    - محمد تقی خان چهار لنگ علم طغيان بر عليه حكومت قاجار برافراشت و « قلعه تل » مقر خود را در منطقه مالمير به عنوان مركز حكومت بختياری انتخاب كرد.

    - در طول دوره حكومت سلسله های صفوی، ‌افشار، زنديه و قاجار عمده قشون سلاطين سلسله های مزبور از بختياری ها تشكيل می شد، به طوری كه علی قلی خان سردار اسعد فرزند حسين قلی خان اشاره دارد همواره صد نفر از سواران بختياری به رياست چند تن از خان زاده گان بختياری حفظ نظم تهران، حتی نگهبانی از دربار قاجار را بر عهده داشتند.

    سران ايل بختياری در زمان حكومت قاجاراز قرب و منزلتی فراوان برخوردار بودند و برای خود تشكيلات و مقررات خاصی داشتند. حتی بعضی مواقع خان های ايل به عنوان عامل حكومتی تلقی می شدند. بختياري ها در طول تاريخ همواره در مناسبات سياسي ايران نقش مهم و تاثير گذاري را ايفا كرده اند. منطقه چهارمحال و بختياري در سال 1352 به عنوان يك استان مستقل درآمد و امروزه در برگيرنده شهرستان ها, شهرها و روستاهاي متعددي است.

    مشخصات جغرافيايي - چهار محال و بختیاری:

    استان چهار محال و بختياری در قلمرو مركزی رشته كوه های زاگرس بين پيش كوه‎های داخلی و استان اصفهان استقرار يافته است. اين استان از شمال و شرق به استان اصفهان، از غرب به استان خوزستان و از جنوب به استان كهگيلويه و بوير احمد محدود است. استان چهار محال و بختياری بين 31 درجه و 14 دقيقه تا 32 درجه و 47 دقيقه ی پهنای شمالی و 59 درجه و 49 دقيقه تا 51 درجه و 24 دقيقه ی درازای خاوری قرار گرفته است. اين استان منطقه ای كوهستانی است كه نزديک به 80 درصد آن را كوه ها و تپه ها در برگرفته اند. امتداد كوه ها از شمال باختر به جنوب خاوری بوده و هر چه از باختر به طرف خاور نزديك تر می شويم از ميزان ارتفاعات و تراكم كوه ها كاسته شده و به دره های باز و دشت های نسبتا وسيع هم چون دشت لار (زار )، فرادبند، لردگان، كيار، گندمان، ميزدج ختم می شود. براساس آخرين تقسيمات كشوري؛ استان چهارمحال و بختياری 6 شهرستان دارد كه مشتمل بر شهر كرد، بروجن، لردگان، فارسان, كوهرنگ (چلگرد) و اردل است. بر اساس آخرين تقسيمات كشوري سال 1375 جمعيت اين منطقه حدود 763912 نفر بوده است. استان چهار محال و بختياری منطقه ای عشايری است. نوع زندگی، آداب و رسوم حاكم بر جامعه بختياری و ساخت و بافت روستاها مبين نظام های كهنه و نو عشايری درمنطقه است كه از جمله جاذبه هاي اجتماعي و فرهنگي اين منطقه به شمار مي آيند
    نقشه استان چهارمحال و بختیاری:

  14. #19
    اخراج شده

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    نوشته ها
    4,145
    تشکر
    1,209
    تشکر شده 5,363 بار در 1,879 پست

    پیش فرض پاسخ : <<<<<<تموم استان ها ایران((تاریخچه و...))+نقشه در این تاپیک>>>>>>

    اســ ــ ــ ــ ـتان ایلــ ـــ ـــــــ ــــ ـــ ــام+نقـ ـ ـشه

    استان ایلام
    مجاورت : این استان از شمال با استان کرمانشاه از جنوب با استان خوزستان از شرق با استان لرستان و از غرب با کشور عراق همسایه است.

    آب و هوا: آب و هوای این استان درمناطق میانی دارای آب و هوای معتدل، در مناطق کوهستانی شمال و شمال شرقی دارای آب و هوای سردسیر با زمستانی طولانی، و درمناطق جلگه ای غرب و جنوب غربی دارای آب و هوای گرمسیری است.

    وسعــــت: مساحت این استان ۱۹۶۸۰ کیلومتر مربع است.

    جمعـیــت: بر اساس سرشماری آمار و نفوس سال ۱۳۸۵ خورشیدی ۷۸۷/۵۴۵ نفر است.

    تقسیمات: بر اساس تقسیمات کشوری این استان ۷ شهرستان، و ۱۷ شهردارد.

    شهرستانها: آبدانان - ایلام/مرکز استان - ایوان - دره شهر - دهلران - شیروان و چرداول - مهران - گالری تصاویر

    موقعيت جغرافيايي – استان ايلام:

    استان ايلام با ۱۹۶۸۰ كيلومتر مربع‌ مساحت‌ در غرب‌ كشور واقع‌ شده‌ است‌. بر اساس‌ آخرين ‌تقسيمات‌ سياسي‌ و اداري‌ در سال‌ ۱۳۸۵ خورشیدی، شهرستان‌هاي‌ استان‌ ايلام‌ عبارتند از: آبدانان ، ايلام ، ايوان ، دره شهر، دهلران ، شيروان ، چرداول و مهران. شهر ايلام‌ مركز استان‌ ايلام‌ است‌. اين‌ استان‌ از جنوب‌ با استان خوزستان ازشرق‌ با استان لرستان و از شمال‌ با استان کرمانشاه و از سمت‌ غرب‌ با ۴۲۵ كيلومتر مرز مشترك‌ با كشور عراق‌ همجوار است‌. اين‌ استان‌ در سال‌ ۱۳۸۵ خورشیدی، حدود ۵۴۵۷۸۷ نفر جمعيّت‌ داشت‌ كه‌ از اين‌ تعداد ۳۳۱۲۳۱ نفر درنقاط‌ شهري‌ و ۲۱۴۵۵۶ نفر در نقاط‌ روستايي‌ سكونت‌ داشته‌اند.

    ناهمواري‌هاي‌ استان‌ ايلام‌ ، از چين‌خوردگي‌هاي‌ موازي‌ در جهت‌ شمال‌ غربي‌ و جنوب‌ شرقي‌ به‌ وجودآمده‌اند. كوههاي‌ استان‌ ايلام‌ عمدتاً به‌ دوران‌ دوم‌ و سوم‌ زمين‌ شناسي‌ مربوط‌ است‌. نواحي‌ شمالي‌ و شمال‌ شرقي‌ استان ايلام كوهستاني‌ و نواحي‌ غرب‌ و جنوب‌ غربي‌ آن‌ از اراضي‌ پست‌ و كم‌ ارتفاع‌ تشكيل‌ شده‌ است‌. کبير کوه‌ و دينار کوه مهم‌ترين‌ ارتفاعات‌ استان‌ مي‌باشد.

    در نواحي‌ كوهستاني‌ شمال‌ و شمال‌ شرقي‌ استان‌ و بين‌ رشته‌ كوهها ، دشت‌هاي‌ كم‌ وسعتي‌ مانند: هليلان ‌، شيروان ، ايلام و غيره‌ قرار دارند و در قسمت‌هاي‌ جنوب‌ غربي‌ و غرب‌ استان‌ نيز دشتهاي‌ وسيع‌ و گرمسيري دهلران ، دشت‌ عباس‌ واقع‌ شده‌اند كه‌ در شرق‌ به‌ جلگه خوزستان متصل‌ مي‌شوند.

    آب و هوا – استان ايلام:

    استان ايلام از نظر شرايط‌ اقليمي‌ جزو مناطق‌ گرمسيري‌ كشور محسوب‌ مي‌شود ، ولي‌ به‌ علّت‌ وجود ارتفاعات‌ كبيركوه‌ و ديناركوه‌ ، اختلاف‌ درجه‌ حرارت‌ و بارندگي‌ در بخش‌هاي‌ شمالي‌ ، جنوبي‌ و غربي‌ آن‌ زياد است‌. به‌ طوري‌ كه‌ مناطق‌ سه‌ گانه‌ سردسيري ‌، گرمسيري‌ و معتدل‌ در اين‌ استان‌ شكل‌ گرفته‌ است‌: مناطق‌ كوهستاني‌ شمال‌ و شمال‌ شرقي‌ استان‌ نسبتاً سردسير با زمستان‌هاي‌ طولاني‌ است ‌، مناطق‌ جلگه‌اي‌ غرب‌ وجنوب‌ غربي‌ استان‌ گرمسير است‌ و مناطق‌ مياني‌ آن‌ آب‌ و هواي‌ معتدل‌ دارد.

    براساس‌ گزارش‌ ايستگاه‌ سينوپتيك‌ ايلام‌ در سال‌ ۱۳۸۵ خورشیدی، در شهر ايلام‌ حداكثر مطلق‌ حرارت‌ در ماه‌ مرداد ۳۸ درجه‌ سانتي‌گراد و حداقل‌ آن‌ در بهمن‌ ماه‌ ۴/۰ درجه‌ سانتيگراد گزارش‌ شده‌ است‌. ميزان‌ بارندگي‌ سالانه‌ آن‌ نيز ۴/۵۷۸ ميليمتر و تعداد روزهاي‌ يخبندان‌ آن‌ در فصل‌ زمستان‌ ۲۷ روز ثبت‌ شده‌ است‌.

    تاريخ و فرهنگ – استان ايلام:

    مطالعات‌ و كشفيات‌ محدود باستان‌شناسي‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ قوم‌ (گوتي‌) در حدود ۴۰۰۰ سال ‌پيش‌ از ميلاد در اين‌ نواحي‌ بسر مي‌برده‌ است‌. قوم‌ (كاسي‌) يا (كاسيت‌) بعد از گوتي‌ها احتمالاً از نواحي‌ قفقاز به ‌اين‌ نواحي‌ مهاجرت‌ كرده‌اند. قوم‌ كاسي‌ يكبار به‌ قصد تصرف‌ بابل‌ به‌ بين‌النهرين‌ هجوم‌ برده‌ و شكست‌ خورده ‌است‌. سپس‌ در حمله‌ ديگري‌ به‌ حكومت‌ بابل‌ پايان‌ داده‌ و نزديك‌ به‌ ۶ قرن‌ حكومت‌ كرده‌ است‌. كشف‌ آثاربرنزي‌ در لرستان ‌، ايلام‌ و طالش‌ تمدن‌ باستاني‌ اين‌ قوم‌ را به‌ هم‌ مرتبط‌ ساخته‌ است.‌ الهه‌ مورد پرستش‌ (كاسي‌ها) رب‌النوع‌ آفتاب‌ به‌ نام‌ (سورياش‌) بوده‌ كه‌ از ارباب‌ انواع‌ آريايي‌ نيز به‌ شمار مي‌رود. سرزميني‌ كه‌ اكنون‌ ايلام‌ نام‌ دارد ، بنا به‌ اسناد تاريخي‌ فراوان‌ بخشي‌ از كشور عيلام‌ باستان‌ بوده‌ است‌.

    در كتيبه‌هاي‌ بابلي‌ ، ايلام‌ را (آلامتو) يا (آلام‌) خوانده‌اند كه‌ به‌ قولي‌ به‌ معناي‌ كوهستان‌ يا كشور طلوع‌ خورشيد است‌. مدّتي‌ پس‌ از سقوط‌ ايلام ‌، حوزه‌ فرمانروايي‌ آن‌ به‌ دو منطقه‌ تحت‌ نفوذ پارس‌ها در شرق‌ و مادها در غرب‌ تقسيم‌ شد. اقوام‌ ساكن‌ زاگرس‌ در دوره‌ هخامنشي‌ جزئي‌ از امپراطوري‌ هخامنشي‌ بوده‌ است‌. وجود آثارباستاني‌ فراواني‌ از دوره‌ ساساني‌ در استان‌هاي‌ ايلام‌ و لرستان ‌، نشان‌ مي‌دهد كه‌ اين‌ منطقه‌ در آن‌ زمان‌ اهميّت‌ ويژه‌اي‌ داشته‌ است‌. در اواخر قرن‌ چهارم‌ هجري‌ قمري ‌، حسنويه‌ كرد بر ايلام‌ و لرستان‌ فعلي‌ حكومت‌ مي‌كرده ‌است‌ و تا اوايل‌ قرن‌ ششم‌ هجري‌ قمري ‌، حكومت‌ اين‌ خاندان‌ ادامه‌ داشته‌ است‌. در فاصله‌ سال‌هاي‌ ۵۷۰ تا ۱۰۰۶ هجري قمري، اتابكان‌ لُر بر پشتكوه‌ و لرستان حكومت‌ كرده‌اند ، اين‌ خاندان‌ بعدها مقر حكومت‌ خود را به‌ پشتكوه‌ (ايلام‌ كنوني‌) منتقل‌ كردند. آخرين‌ والي‌ پشتكوه‌ پس‌ از كودتاي‌ ۱۲۹۹ خورشیدی‌ به‌ نحوي‌ مسالمت‌آميز، منطقه‌ تحت‌ حكومت‌ خود را رها كرده‌ و در كشور عراق‌ اقامت‌ گزيد.

    از سال‌ ۱۳۰۹ خورشیدی در تقسيمات‌ كشوري‌ ، ايلام‌ جزء استان‌ پنجم‌ يعني کرمانشاه گرديد. سپس‌ به‌ علّت‌ موقعيت‌ مهّم‌ سياسي‌ - مرزي‌ و محروميت‌هاي‌ فراوان‌ به‌ فرمانداري‌ كل‌ تبديل‌ شد و اكنون‌ يكي‌ از استان‌هاي‌ مهّم‌ كشورمحسوب‌ مي‌شود. استان‌ ايلام‌ از جمله‌ مناطق‌ عشاير نشين‌ سرزمين‌ ايران‌ است‌ كه‌ در دهه‌هاي‌ اخير، مناسبات‌ سنتي‌ مبني‌ بر كوچ‌ در بسياري‌ از نواحي‌ آن‌ در حال‌ منسوخ‌ شدن‌ است‌. ولي‌ در نظام‌ فرهنگي‌ ، اعتقادات‌ ، ارتباطات‌ اجتماعي ‌، سنت‌ها ، آداب‌ و ديگر رفتارهاي‌ اجتماعي‌ و فرهنگي‌ مردم‌ اين‌ خطه ‌، آثار اين‌ نوع‌ شيوه ‌معيشت‌ و زندگي‌ اجتماعي‌ هنوز مشاهده‌ مي‌شود.

    صنايع‌ دستي‌ و سوغات – استان ايلام:

    استان‌ ايلام‌ منطقه‌اي‌ عشاير نشين‌ است‌ و صنايع‌ دستي‌ آن‌ بويژه‌ گليم‌ گل‌ بر جسته‌ شهرت‌ ملي‌ دارد. از مهّم‌ترين‌ صنايع‌ دستي‌ استان‌ مي‌توان‌ به‌ اين‌ موارد اشاره‌ كرد: فرش‌ كرك ‌، ابريشم ‌، گليم‌ گل‌برجسته‌ ، جاجيم ‌، نمد ، فرنجي‌ ، قتره‌ ، صنايع‌ چوبي‌ و... استان‌ ايلام‌ همانند ساير مناطق‌ ايراني‌ سوغاتي‌هاي‌ محلي‌ خاص‌ دارد كه‌ اهم‌ آن‌ها عبارتند از: سقز محلي‌(صمغ‌ درخت‌ بنه‌) ، شيرين‌ بژي‌ برساق‌ ، شيرين‌ عسگري‌ ، شيريني‌ كُله‌ كُنجي ‌، روغن ‌حيواني‌ معروف‌ به‌ كرمانشاهي‌.

    موسيقي و رقص‌ بومي‌ - استان ايلام:

    در موسيقي‌ ايلام‌ از سازهاي‌ دوزله‌ ، جفتان ‌، سرنا ، شيپور، ضرب‌ ، دهل ‌، شمشال ‌، ني‌ و كمانچه‌ استفاده‌ مي‌شود و اين‌ سازها در آيين‌هايي‌ مانند: عروسي‌ ، جنگ‌ و عزا كاربرد دارند. (دوزله‌ و جفتان) برخلاف‌ همه‌ سازهاي‌ ايراني‌ كه‌ تك‌ صدا هستند ، دو صدايي‌ است‌ و قابليت‌ همراهي‌ با سازهاي‌ چند صدايي‌ رادارد. (چوبي‌) موسيقي‌ رقص‌ ايلام‌ است‌ و به‌ صورت‌ انفرادي‌ و يا دسته‌ جمعي‌ اجرا مي‌شود. اين‌ موسيقي‌ درگذشته‌ افزون‌ بر كاربرد هنري‌ و موسيقيايي‌ به‌ عنوان‌ آمادگي‌ رزمي‌ و بدني‌ نيز كارآيي‌ داشته‌ است‌. (فتا پاشا ، لرزانه ، سوارسوار، صي سماع ، قلاوي ، سه حارو گريانه) از جمله نواها و ريتم هاي اين نوع رقص است که در مناطق کرد و لر نشين کشور رايج است. (هوره‌) نيز موسيقي‌ آوازي‌ مردمان‌ غرب‌ كشور و به‌ ويژه‌ مردم‌ ايلام‌است.‌ هوره‌ كه‌ از آوازها و نيايش‌هاي‌ اساطيري‌ ايران‌ است ‌، از هزاره‌هاي‌ قبل‌ از ميلاد مسيح‌ تا به‌ امروز رواج‌ دارد.

    موسيقي‌ آيين‌هاي‌ سوگواري‌ نوع‌ ديگري‌ از موسيقي‌ در استان‌ ايلام‌ است‌ كه‌ در آيين‌ چمري‌ با سرنا و دهل ‌اجرا مي‌شود و در اين‌ مراسم‌ مردم‌ ايل‌ها و روستاها در محلي‌ بنام‌ (چمرجا) جمع‌ مي‌شوند و همراه‌ با نواي‌ ساز و دهل‌ و آواز همسرايان‌ نوعي‌ رقص‌ را ارائه‌ مي‌دهند. اين نوع موسيقي (نمايش‌ تعزيه‌) ‌ در ايام‌ عاشورا نيز كاربرد فراوان ‌دارد.

    مکان های دیدنی و تاریخی – استان ايلام:

    سرزمين ايلام با كوهستان هاي سلسله وار و دشت هاي پهناور؛ زيستگاه انواع گونه هاي گياهي و جانوري است كه چشم اندازهاي زيباي طبيعي را در اين منطقه به وجود آورده اند. اين منطقه كه بر دامنه كوه هاي خود چشم انداز سبزي از جنگل هاي بلوط را دارد؛ در بر گيرنده رودخانه ها و آبشارهاي زيادي است كه هر يك جاذبه هاي خاص و مناظر روح پروري را به نمايش مي گذارند. ايلام كه از بكر ترين مناطق سرزمين ايران است ؛ از قابليت هاي برجسته و با ارزشي در زمينه گردشگري طبيعي برخوردار است.

    پيشينه تاريخي و باستاني اين خطه از ايران سبب شده جاذبه هاي باارزشي در اين منطقه وجود داشته باشد كه نام آن ها يادآور اساتير افسانه اي ايران باستان است. جاذبه هاي اجتماعي و فرهنگي استان ايلام از ديگر زيبايي هاي منطقه هستند كه بر جاذبه هاي گردشگري استان مي افزايد. فصل بهار كه زمان رويش گل هاي زيبا و وحشي در اين خطه است و فصل تابستان با رودخانه هاي خروشان و آبشارهاي زيبا مناسب ترين زمان سفر به استان ايلام است.

    صنايع و معادن – استان ايلام:

    بخش صنعت سهم ناچيزی از اشتغال را نسبت به بخش خدمات و كشاورزی به خود اختصاص داده است. صنعت استان ايلام بيش تر در صنايع خانگی و كارگاهی خلاصه می شود. زماني منابع معدنی استان منحصر به منابع رسوبی بوده ولي هم اكنون منابع نفت و گاز نيز در اين منطقه شناسايي شده است.

    استان ايلام منطقه ای عشاير نشين است و به همين دليل از صنايع دستي پر رونقي نيز برخوردار است. مهم ترين صنايع دستي استان عبارتند از: فرش كرك، ابريشم، گليم گل برجسته، جاجيم، نمد، فرنجی، قتره و صنايع چوبی. از ديگر صنايع دستی ايلام می توان به سياه چادر، رسن، گيوه كه با توجه به فراوانی مواد اوليه مانند پشم و موی بز توليد آن ها از گذشته هاي دوررايج بوده, اشاره نمود. استان ايلام همانند ساير مناطق ايرانی دارای سوغاتی های محلی خاص خود است كه مهم ترين آن ها عبارتند از: سقز محلی (صمغ درخت بنه)، شيرينی بژی بر ساق، ‌شيرينی گمگه، حلوای كله كنجی، روغن حيوانی معروف به روغن كرمانشاهي.

    کشاورزی و دام داری – استان ايلام:

    كشاورزی در بيش تر نقاط استان به صورت سنتی انجام شده و مراحل مختلف آن از كاشت، داشت و برداشت با استفاده از اصول و روش های ابتدايی و سنتی صورت می گيرد. مهم ترين محصول كشاورزی استان، گندم است. در اين استان امكانات بالقوه فراوانی برای توسعه و گسترش دام داری و دام پروری وجود دارد و هم اكنون نيز بخش مهمی از درآمد و حتی اشتغال مردم استان ايلام در بخش كشاورزی متمركز شده است. آب و هوای متنوع، وجود كوهستان ها، جنگل ها و مراتع نسبتا سرسبز و انواع گل و گياه در بهار و تابستان و وجود مناطق گرمسيری و سردسيری در كنار هم بهترين شرايط را برای پرورش زنبور عسل فراهم آورده است.

    وجه تسميه و پيشينه تاريخي – استان ايلام:

    سرزمينی كه اكنون استان ايلام نام دارد، بنا به اسناد تاريخی فراوان، بخشی از كشور عيلام باستان بوده است. اين كشور در حدود ۳۰۰۰ سال پيش از ميلاد به وجود آمده و تا سال ۶۴۰ پيش از ميلاد به حيات اجتماعی خود ادامه داده است. در اين سال، به فرمان آشور بانی پال به خاك و خون كشيده شده و منقرض شده است. از شهرهای اين كشور، به اسامی ‹‹شوش›› پايتخت اصلی، ‹‹ماداكتو›› پايتخت تابستانی، اهواز، خايدالو، ماساباتيك و كابيانه اشاره شده است.

    در كتيبه های بابلی، عيلام را ‹‹آلامتو›› يا ‹‹آلام›› خوانده اند كه به قولی به معنای كوهستان يا ‹‹كشور طلوع خورشيد›› است. مدتی پس از سقوط عيلام، ‌حوزه فرمان روايی آنان به دو منطقه تحت نفوذ پارس ها در خاور و مادها در باختر تقسيم شد. هر چند مناطق مسكونی زاگرس در دوره هخامنشی جزيي از امپراطوری هخامنشی به شمار می آمده، اما درظاهرارتش هخامنشی برای عبور از زاگرس ناچار به پرداخت باج به كوه نشينان مقتدر آن بوده است.

    بنا به نوشته مورخان يونانی، در زمان سلوكيه، ساكنين زاگرس بيش تر اوقات با اقوام مهاجم و بيگانه در نبرد بوده اند. وجود آثار باستانی فراوانی از دوره ساسانی در استان های ايلام و لرستان، نشان می دهد كه اين منطقه در آن زمان بسيار آباد و با اهميت بوده است. اسامی شهرهايی مانند ‹‹ماسبندان››، ‹‹مهرگان كدك››، ‹‹دارشهر››، ‹‹سيمره››، ‹‹اريوخ›› و ‹‹شيروان›› اين نظر را تاييد می كند. محل دقيق برخی از اين شهرها هنوز روشن نشده است. در اواخر دوره ساسانی، خاندان فيروزان بر اين سرزمين و خوزستان حكومت داشته اند كه آخرين آن ها پس از شكست در جنگ جولا به دارالخلافه اعزام شده است. بعد از تسخير ايران به وسيله عرب های مسلمان، احتمال دارد كه اين ناحيه جزيي از ايالت كوفه شده و اسامی شهرهای ماسبندان، مهرگان و سيمره معرب شده باشند.

    در اواخر قرن چهارم هجری قمری، حسنويه كرد بر لرستان و ايلام فعلی حكومت می كرده است و تا اوايل قرن ششم هجری قمری حكومت اين خاندان ادامه داشته است. از سال ۵۷۰ تا ۱۰۰۶ هجری قمری، اتابكان لر بر لرستان و پشتكوه حكومت كرده اند. آخرين اتابك لر به نام شاهوردي خان را شاه عباس صفوی به قتل رسانده و حسين خان سيلورزی جد واليان ابوقداره را به حكومت لرستان و پشتكوه منصوب كرده است. اين خاندان پس از مدتی، مقر حكومت خود را به پشتكوه (ايلام كنونی) منتقل كرده اند و غلام رضا خان والی ابوقداره، آخرين والی پشتكوه پس از كودتای ۱۲۹۹ شمسی به نحوی نسبتا مسالمت آميز، منطقه تحت حكومت خود را رها كرده و به كشور عراق رفته است.

    از سال ۱۳۰۹ خورشیدی در تقسيمات كشوری، ايلام جزو استان پنجم يعنی كرمانشاه شد. سپس به علت موقعيت مهم سياسی و مرزی و محروميت های فراوان به فرمان داری كل تبديل شد و اكنون يكی از استان های مهم كشورمحسوب می شود.

    سرآبله‌ - ايلام‌: روستاي‌ سرآبله‌ در ۱۸ كيلومتري‌ شمال‌ شرق ايلام و ميان‌ كوه‌هاي‌ پيران‌ و خورهه‌ واقع‌ شده‌است‌. رودخانه‌ چرداول‌ از کبير کوه سرچشمه‌ مي‌گيرد و پس‌ از عبور از روستا به‌ رود سيمره‌ مي‌ريزد. آب‌ و هواي‌روستا معتدل‌ و نيمه‌ مرطوب‌ است‌. (طاق‌ بستان‌) مهّم‌ترين‌ اثر تاريخي‌ روستا به‌ دوره‌ هخامنشيان‌ مربوط‌ است‌.

    سرتنگ‌ سفلي‌ - ايلام‌: روستاي‌ سرتنگ‌ سفلي‌ از توابع‌ شهرستان‌ ايلام‌ در يك‌ منطقه‌ تپه‌اي‌ واقع‌ شده‌ است‌ ورودخانه‌ (گنگير) از جنوب‌ آن‌ مي‌گذرد. كوه‌هاي‌ (پايه‌) (گاومهر) كوه‌ بانكول‌ و تنگ‌ (شميران‌) در پيرامون‌ روستاقرار دارند. آب‌ و هواي‌ روستا معتدل‌ و خشك‌ است‌. يك‌ آتشكده‌ دوره‌ ساساني‌ و يك‌ مسجد قديمي‌ ازجاذبه‌هاي‌ تاريخي‌ و مذهبي‌ اين‌ روستاست.

    مساجد قديمي -‌ استان ايلام: مردم‌ استان ايلام فعلي‌ در سده‌هاي‌ اخير داراي‌ مناسبات‌ اجتماعي‌ مبتني‌ بر كوچ‌ بوده‌اند و همين‌ دليل‌ نيزبه‌ ندرت‌ شهري‌ به‌ مفهوم‌ واقعي‌ قديمي‌ و تاريخي‌ به‌ وجود آمده‌ است‌. لذا اكثر مساجد جامع‌ استان‌ در قرن‌ اخيراحداث‌ شده‌اند. شايد بتوان‌ مسجد والي ايلام را قديمي‌ترين‌ مسجد استان‌ محسوب‌ كرد كه‌ قدمت‌ آن‌ به‌ ۹۰ سال‌ پيش‌ مي‌رسد و به‌ وسيله‌ والي‌ پشتكوه‌ بنا شده‌ و به‌ همين‌ نام‌ نيز معروف‌ است‌. از جمله‌ مساجد مهّم‌ استان‌ كه‌ برخي‌ از آن‌ها در سال‌هاي‌ اخير بازسازي‌ شده‌اند، مي‌توان‌ به‌ موارد زير اشاره‌ كرد: مسجد جامع‌ ايلام‌ جنب‌ پارك‌ کودک ايلام ، مسجد جامع‌ مهران‌ در بلوار جانبازان‌ ، مسجد قمربني‌ هاشم‌ مهران‌ دربلوار امام‌زاده‌ سيد حسن ‌، مسجد صاحب‌ الزمان‌ (زيارتگاه‌) ايلام ‌، مسجد جامع‌ صالح‌ آباد در روبروي‌ بخشداري ‌، مسجد جامع‌ ايوان‌ و مسجد جامع‌ دهلران‌.

    قلعه‌ها و دژها – استان ايلام: قلاع‌ استان‌ عبارتند از: قلعه‌ اميرآباد روستاي‌ اميرآباد در كنار راه مهران - صالح‌آباد ، قلعه‌ زمستاني‌ والي‌ در ۱۷ كيلومتري‌ شهر مهران‌ ، قلعه‌ تاريخي‌ روستاي‌ هزاراني آبدانان مربوط‌ به‌ دوره‌ ساساني ‌، قلعه ‌تاريخي‌ پاقلفه‌ و كره‌ چكا در صالح‌آباد ، قلعه‌ ساساني‌ انجير در زرين‌ آباد ، آثار قلاع‌ تاريخي‌ دوره‌ ساساني‌ درروستاي‌ كلم‌ دره شهر، آثار تاريخي‌ پشت‌ قلعه‌ در شهرستان‌ آبدانان ‌، ديوار قلعه‌ تاريخي‌ گمول‌ در روستاي‌ باريكه ‌، قلعه‌ ساساني‌ در ميمه‌ زرين‌ آباد ، قلعه‌ اسماعيل‌ خان‌ در ارتفاعات‌ سيوان‌ كوه‌ مشرف‌ به‌ شهر ايلام ‌، آثار ساختماني‌از دوره‌ پيش‌ از تاريخ‌ دركان‌ گنبد صالح‌ آباد و ديواري‌ با سنگهاي‌ حجاري‌ شده‌ مربوط‌ به‌ دوره‌ پارت‌ و ساساني‌ در ميمه‌ زرين‌ آباد.

    شهرها و تپه‌هاي‌ باستاني – استان ايلام‌: شهرها و تپه‌هاي‌ باستاني‌ استان‌ عبارتند از: شهر تاريخي‌ ماسبندان‌ درروستاي‌ سراب کلان شيروان‌ ، شهر باستاني‌ مهر جانقدق‌ در دره شهر، تپه‌ علي‌ كش‌ در نزديكي‌ شهر موسيان‌ ازشهرستان‌ دهلران ‌، تپه‌ سرگچله‌ در ۸ كيلومتري‌ شمال‌ شرق‌ دره‌شهر، تپه‌ كلك‌ موسيوند در دشت‌ آبادسيكان ‌، تپه‌ قلعه‌ زينل‌ در چم‌ كلان‌ ، تپه‌ قلعه‌ گُل‌ در نزديكي‌ دره‌شهر، تپه‌ ثبت‌ شده‌ دِشكله‌ در جنوب‌ روستاي‌ جهادآباد ، تپه‌ قلعه‌سِكه‌ سون‌ در جنوب‌ غربي‌ دره‌شهر، تپه‌ پاميل‌ در منتهي‌ اليه‌ حريم‌ شرقي‌ دره‌شهر، تپه‌ چغاسبز در خالصه‌ ، تپه‌فرهاد و تپه‌ سيكان‌ ، تپه‌هاي‌ تاريخي‌ دهلران‌ ، تپه‌ موسيان‌ در ۹ كيلومتري‌ جنوب‌ شرقي‌ دهلران ، تپه‌ محمد جعفر دركنار تپه‌ موسيان ‌، تپه‌ مرادآباد در مجاورت‌ تپه‌ موسيان‌ ، تپه‌ علي‌آباد در نزديكي‌ رود ميمه‌.

    آتشكده‌ها – استان ايلام: آتشكده‌هاي‌ استان‌ عبارتند از: آتشكده‌ سيكان‌ (چهار طاقي‌) در روستاي‌ سيكان ‌، آتشكده‌مهدي‌ آباد (چهار طاقي‌) در روستاي‌ مهدي‌ آباد دره شهر، آتشكده‌ سه‌ پا در زرنه‌ ايوان ، آتشكده‌ و معبد تاريخي‌ ميمه ‌زرين‌ آباد و آتشكده‌ دو طبقه‌ در منطقه‌ چرداول‌ كه‌ جملگي‌ از آثار دوران‌ ساساني‌ مي‌باشند.

    كتيبه‌ها و سنگ نوشته‌ها – استان ايلام: سنگ‌ نوشته‌هاي‌ استان‌ عبارتند از: سنگ‌ نوشته‌ تنگ‌ قوچعلي‌ در مسير تونل‌ آزادي ‌ايلام‌ و سنگ‌ نوشته‌ شهر ميمه‌ (زرين‌ آباد) در محل‌ ميدان‌ اصلي‌ شهر ميمه‌.

    بقعه‌ها و امامزاده‌ها – استان ايلام: امام‌زاده‌هاي‌ استان‌ عبارتند از: امام‌زاده‌ سيد اكبر در ۱۰ کيلومتري دهلران ‌، امام‌زاده‌ سيد حسن‌ در ۳ كيلومتري‌ جاده‌ مهران - دهلران‌ ، زيارتگاه‌ سيد ابراهيم‌ قتال‌ در جاده‌ مرزي‌ مهران ‌، زيارتگاه‌ عباس‌ در دهلران‌ ، زيارتگاه‌ سيد فخرالدين‌ در نزديكي‌ آبشار آبتاف ‌، زيارتگاه‌ جابر انصاري‌ در شهرستان دره شهرزيارتگاه‌ سيد صلاح‌الدين‌ محمد در آبدانان ‌، زيارتگاه‌ عباس‌ در شيروان‌ ، زيارتگاه‌ باقر در روستاي‌ علياي‌ شيروان و چرداول زيارتگاه‌ سيد عبدالله در نزديكي‌ سراب‌ ايوان ‌، زيارتگاه‌ حاجي‌ حاضر در ايوان‌ و زيارتگاه‌ مادرزليخا در روستاي‌ فرهاد آباد دره‌شهر.

    تفرجگاه‌هاي‌ جنگلي‌ - استان ايلام: تفرجگاه‌هاي‌ جنگلي‌ استان‌ عبارتند از: تفرجگاه‌هاي‌ جنگلي‌ مله‌ پنجاو ، حاجي‌ بختيار و آبزا ، منجل ‌، تنگ‌ ارغوان‌، كلم‌ بدره ‌، تجريان‌ در اطراف‌ شهر ايلام ، تفرجگاه‌ جنگلي‌ كنار سه‌ مهران و رودخانه‌ كنجان‌ چم‌ در ۶ كيلومتري‌ صالح‌آباد شهرستان‌ مهران ‌، مناظر زيباي‌ تنگ‌ قير در چرداول چشم‌اندازهاي‌ طبيعي کبير کوه و مناظر كناره‌ رودخانه‌ سيمره‌ در شهرستان دره شهر مناظر طبيعي‌ كوه‌ اناران‌ در شهرستان آبدانان مناظر طبيعي‌ و تفريحگاه‌ سهراب‌ در آبدانان‌ ، گردشگاه‌ ييلاقي‌ خوران ايوان در ۷ كيلومتري‌ شهر ايوان‌ وچنار طبيعي‌ و تاريخي‌ روستاي‌ تختان‌ در حد فاصل‌ ميمه‌ زرين‌ آباد به‌ آبدانان‌.

    رودخانه‌ها – استان ايلام: رودخانه‌هاي‌ استان‌ عبارتند از: رودخانه‌هاي‌ سورك ‌، شيروان ‌، كازاب ‌، كلال‌ رود ، هزارخاني ‌، گيلان‌ كورگه ‌، گيلان‌ چيقا چلام ‌، آب‌ آفتاب ‌، آب‌ چيكا ، آب‌ زنگاون ‌، تنگ‌ گراو ، جزمان‌ رود ، چرداول ‌، چوار، خوش‌ و سده‌ در شهرستان ايلام. رودخانه‌هاي‌ آبدانان‌ ، آب‌ دره‌ جكه ‌، آب‌ ساركده ‌، آب‌ مورموري ‌، چاي‌ قره‌ تپه‌ ، گلال‌ چينه ‌، نصريان ‌، آب‌ تختان‌ ، آب‌ چلات ‌، آب‌ سيول‌ ، آب‌ فتح‌ ، حزوزان‌ ، فسيل ‌، دويريج ‌، مال‌ حاضري ‌، ورازان‌ ، گوران‌ و... در شهرستان دهلران. رودخانه‌هاي‌ آب‌ رگزاه‌ ، پالشك‌ آب ‌، آب‌ مزاورد ، آب‌ كنات‌ ، آب‌ تيمه ‌، تاشمورت ‌، تلخاب ‌، تنگ‌ خشول ‌، كل‌ كلا ، گلدار خوش ‌، سياه‌ آب‌ و... در شهرستان مهران.

    مناطق حفاظت شده حيات وحش و شكارگاه‌ها - استان ايلام: استان ايلام يكي‌ از زيستگاه‌هاي‌ مهّم‌ حيات‌ وحش‌ غرب‌ ايران‌ به‌ شمار مي‌رود. در مناطق‌ كوهستاني‌ وجنگل‌هاي‌ استان‌ ايلام‌ ، جانوران‌ مختلفي‌ از قبيل‌: كل ‌، بز، قوچ‌ و ميش‌ كوهي ‌، خرس ‌، پلنگ‌ ، كفتار، گراز، گرگ‌ ، روباه‌ ، شغال‌ ، خرگوش ‌، جوجه‌ تيغي ‌، راسو ، سنجاب‌ و پرندگاني‌ چون‌ عقاب ‌، شاهين‌ ، سار، كركس ‌، كبك‌معمولي‌، تيهو، كبك‌ دري ‌، كبوتر، قمري‌، داركوب ‌، جغ د، كلاغ‌ و زاغ‌ در بيشه‌ها و در بيابان‌ها درّاج‌، هوبره‌ و آهوزندگي‌ مي‌كنند. تعداد زيادي‌ از پرندگان‌ مهاجر، مخصوصاً غاز ، پرستو و چلچله‌ در زمستان‌ به‌ مناطق‌ گرمسيري ‌استان‌ مهاجرت‌ مي‌كنند. شكارگاه‌هاي‌ مهّم‌ استان‌ ايلام‌ به‌ تفكيك‌ شهرستان‌ عبارتند از:۱- شکارگاه هاي ايلام شامل‌: كوه‌هاي‌ ماتشت ‌، شره‌ زول ‌، قلارك‌ ، سيوان ‌، سياه‌ كوه ‌، بولي‌ شلم ‌، بانكول ‌، قلندر، گچان‌ ، سيوان‌ بدره‌ ، انارگ‌ بولي‌ ، اللهخدا ، زمزمان‌ ، شاليان‌ و كاوران ‌۲- شکارگاه هاي دهلران شامل‌: كوه‌ گنجي‌ ويس‌ ، در بند كوه‌ ، تنگ‌ شورشيرين ‌، باجك ‌، نصريان‌ ، بيشه‌ دراز، بان‌ سرو، ويژه‌ دروند ، كوه‌ نخجير، پشته‌ شوهان ‌، بان‌ رحمان ‌، گلان‌ و... ۳- شكارگاه‌هاي‌ شيروان و چرداول شامل‌: كوه‌ سفيد قلاجه ‌، ارتفاعات‌ سيوان‌ بدره ‌، تنگ‌ قير، ارتفاعات‌ زنجيره‌ وتنگ‌ ساروبن‌. ۴- شكارگاه‌هاي‌ دره شهر شامل‌: زرانگوش ‌، شيخ‌ مكان ‌، تنگ‌ بهرام ‌، چوبينه‌ ، گاوميشان‌ ، فيلمان‌ ، پشته‌ مهتابي ‌، ماژين ‌، ارتفاعات‌ و دامنه هاي کبير کوه. حفاظت‌ محيط‌ زيست‌ استان‌ ايلام ‌، به‌ منظور حفظ‌ و احياي‌ حيات‌ وحش‌ برخي‌ از نواحي‌ استان‌ را(محدوده‌ شكار ممنوع‌) اعلام‌ كرده‌ است‌ كه‌ عبارتند از: ماشت‌ ، شش‌ كلان‌ (رنو) ، شره‌زول ‌، قلندر، گچان‌ وبانكسول‌.

    مشخصات جغرافيايي – استان ايلام:

    استان ايلام در حدود ۴/۱ درصد مساحت كل كشور را تشكيل می دهد. اين استان در غرب دامنه سلسله كوه هاي زاگرس بين ۳۱ درجه و ۵۸ دقيقه تا ۳۴ درجه و ۱۵ دقيقه پهنای شمالی از خط استوا و ۴۵ درجه و ۲۴ دقيقه تا ۴۸ درجه و ۱۰ دقيقه درازای شرقی از نيمروز گرينويچ در گوشه غربی ايران قرار گرفته است. استان ايلام از جنوب با استان خوزستان، از شرق با استان لرستان، از شمال با استان كرمانشاه و از سمت غرب با ۴۲۵ كيلومتر مرز مشترك با كشور عراق هم جوار است. بر اساس آخرين تقسيمات كشوری استان ايلام مشتمل بر ۷ شهرستان بوده است. مركز استان؛ شهر ايلام است كه به علت زيبايی های طبيعی فراوانی كه دارد، عروس زاگرس نام گرفته است.

    به طور كلی نواحی شمالی و شمال شرقی استان ايلام كوهستانی و نواحی جنوب غربی و غرب آن از اراضی پست و كم ارتفاع تشكيل يافته است. مهم ترين ارتفاعات استان ايلا م را كبير كوه و ديناركوه تشكيل مي دهند. استان ايلام از نظر شرايط اقليمی جزو مناطق گرمسيري كشور محسوب می شود اما به علت وجود ارتفاعات، اختلاف درجه حرارت و بارندگی در بخش های شمالی، جنوبی و غربی آن زياد است. به طوری كه می توان از نظر اقليمی، مناطق سه گانه سردسيری، گرمسيری و معتدل را در اين استان به خوبی مشاهده نمود. بارندگی های سالانه فراوان از يك سو و نقش استان ايلام به عنوان زهكش آب های سطحی سلسله كوه هاي زاگرس از سوی ديگر، موجب پيدايش رودخانه های زيادی شده كه به منظور استفاده از آب آن ها سدهای انحرافی و كانال های متعددی نيز ساخته شده است. مسيرهاي متعددي براي دسترسي به استان ايلام وجود دارد كه مهم ترين آن ها جاده تهران – همدان- كرمانشاه – ايلام است. اين منطقه از راه هاي داخلي نيز برخوردار است كه برخي از آن ها ناهموار بوده و مشكلاتي را به وجود مي آورند. اين منطقه هم چنين دارای فرودگاهی برای پروازهای داخلی است كه به پايتخت ايران پرواز دارد.

    مسافرت و اقامت – استان ايلام:

    اكثر شهرهاي استان ايلام‌ از نظر راه‌هاي‌ ارتباطي ‌، مخابرات‌ و خدمات‌ درماني‌ تجهيز شده‌اند ومسافرت‌ به‌ آنها بسيار سهل‌ و آسان‌ است‌. شهر ايلام‌ داراي‌ انواع‌ هتل‌ و امكانات‌ اقامتي‌ است‌.
    نقشه استان ایلام:

  15. #20
    اخراج شده

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    نوشته ها
    4,145
    تشکر
    1,209
    تشکر شده 5,363 بار در 1,879 پست

    پیش فرض پاسخ : <<<<<<تموم استان ها ایران((تاریخچه و...))+نقشه در این تاپیک>>>>>>

    اســ ــ ــ ــ ـتان اردبیـ ــ ــــ ــــ ـــــ ـــــل+نقـ ـ ـشه

    استان اردبیل
    مجاورت : این استان از شمال با جمهوری آذربایجان از جنوب با استان زنجان از شرق با استان گیلان و از غرب با استان آذربایجان شرقی همسایه است.

    آب و هوا: این منطقه در فصول بهار و تابستان مطبوع و خنک است.

    وسعــــت: مساحت این استان ۱۸۰۵۰ کیلومتر مربع است.

    جمعـیــت: بر اساس سرشماری آمار و نفوس سال ۱۳۸۵ خورشیدی ۱۲۲۸۱۵۵ نفر می باشد.

    تقسیمات: بر اساس تقسمیات کشوری این استان ۱۰ شهرستان و دارای ۱۷ شهر و ۲۱ بخش و ۶۳ دهستان دارد.

    شهرستانها: اردبیل/مرکز استان - بیله سوار - پارس آباد - خلخال - کوثر - گرمی - مشگین شهر یا خیاو - نمین - نیر - گالری تصاویر

    موقعيت جغرافيايي – استان اردبيل:

    استان اردبيل با ۱۸۰۵۰ کيلومتر مربع وسعت در شمال غرب فلات ايران قرار دارد. اردبيل ، پيله سوار، گرمي ، خلخال ، مشگين شهر و پارس آباد از شهرهاي مهم استان و شهر تاريخي و مذهبي اردبيل ، مرکز آن است. استان اردبيل در سال ۱۳۸۵ خورشیدی حدود ۱۲۲۸۱۵۵ نفر جمعيت داشته است که ۷۱۵۵۹۷ نفر شهرنشين و ۵۵۸۵۱۲ نفر آن روستانشين و يا غير ساکن و عشاير بوده اند. استان اردبيل ۵/۲۸۲ کيلومتر با جمهوري آذربايجان مرز مشترک دارد. در ۱۵۹ کيلومتر از مرز مشترک رودهاي ارس و بالهارود جريان دارند. دو نقطه اصلاندوز و بيله سوار مغان با جمهوري آذربايجان ارتباط زميني دارد. محور اردبيل – آستارا (گردنه حيران) نزدکترين راه ارتباطي استان با مرکز کشور است. اين راه شهرستان هاي استان اردبيل را از راه رشت و قزوين به تهران وصل مي کند. قله سبلان با ۴۸۱۱ متر ارتفاع بلندترين نقطه اين استان است و در شمال غربي شهرستان اردبيل واقع شده است.

    آب و هوا – استان اردبيل:

    جغرافياي عمومي شهرستان اردبيل از ارتفاعات کوهستان هاي سبلان ، طالش و بزغوش ، متاثر است. بيشتر نواحي اردبيل بيش از ۳ هزار متر از سطح دريا ارتفاع دارد. قله سبلان با ارتفاع ۴۸۱۱ متر در شمال غربي اين شهرستان واقع شده و در اعتدال هواي آن نقش عمدهاي دارد. شهرستان اردبيل از مناطق سردسير ايران است و بين ۵ تا ۸ ماه درسال سرد است. زمستان هاي بسيار سرد و تابستان هاي معتدل از ويژگي هاي آب و هوائي اردبيل است.

    تاريخ و فرهنگ - استان اردبيل:

    تاريخ استان اردبيل با تاريخ سرزمين آذربايجان در آميخته است. بسياري از مورخان بناي شهر اردبيل را به فيروز پادشاه ساساني(۴۸۹-۴۵۷ ميلادي)نسبت مي دهند و برهمين اساس شهر اردبيل بيش از ۱۵۰۰ سال قدمت تاريخي دارد. اردبيل در زمان هخامنشيان اهميت سياسي و نظامي مهمي داشت و مرکز استقرار اردوي ايران جهت حفظ و نگهداري مرزهاي شمالي ايران بود. به روايت اوستا ، زردشت پيامبر ايراني در کنار رود(دائي يتا) که امروزه ارس ناميده مي شود به دنيا آمده و کتاب خود را در کوهستان سبلان تحرير کرده و براي ترويج دين خود به شهر اردبيل روي آورده است. در زمان حمله عرب ها به ايران(۲۲هجري قمري) اردبيل بزرگترين شهر آذربايجان بود که به دست اعراب افتاد. بين سال هاي ۲۶۷ تا ۳۱۷ هجري قمري اين شهر مرکز حکمراني طايفه بني ساج بود که حکومت را از مراغه به اردبيل انتقال داده بودند. اردبيل تا حمله مغول مرکز حکومت آذربايجان بود. شاه اسماعيل براي تشکيل حکومت واحد ايراني از اردبيل قيام کرد و تبريز را در سال ۹۰۶ هجري قمري پايتخت رسمي ايران قرار داد. در دوره صفوي اردبيل از لحاظ سياسي و اقتصادي سرآمد شهرهاي ايران بود. اين شهر در مسير شاهراه تجاري ايران و اروپا قرار داشت و ابريشم و مال التجاره وارده از گيلان از طريق اردبيل به اروپا صادر مي شد.

    صنايع دستي و سوغاتي ها – استان اردبيل:

    صنايع‌ دستي استان اردبيل‌ بسيار متنوع‌ است‌. انواع‌ دست‌ باف‌هاي‌ فرش ‌، مسند ، شال‌ ، ورني ‌، گليم ‌، جاجيم‌ ، پشتي‌ ، قلاب ‌، خورجين‌ و انواع‌ صنايع‌ دستي‌ فلزي ، چوبي‌ ، مسي ‌، برنجي ‌، نقره‌ كاري‌ ، قلمكاري‌ ، خاتم‌ كاري‌ وسفال‌ گري‌ و... از نمونه‌هاي‌ صنايع‌ دستي‌ شهرها و روستاها و عشاير استان‌ اردبيل‌ را تشكيل‌ مي‌دهد. انواع‌شيريني‌ ، حلوا و عسل‌ اردبيل‌ نيز معروف‌ است‌.

    موسيقي محلي – استان اردبيل:

    موسيقي‌ بومي‌ مردم‌ استان‌ اردبيل‌ از روزگاران‌ كهن‌ تاكنون‌ در حيات‌ (عاشيق‌)ها تداوم‌ و تكامل‌ يافته‌ است‌.عاشيق‌ها هنرمندان‌ خود ساخته‌اي‌ هستند كه‌ غم‌ها و شادي‌ها را بانواي‌ دلنشين‌ (ساز) و ترانه‌هاي‌ عاميانه ‌، درمجالس‌ عروسي‌ و قهوه‌ خانه‌ها ترنم‌ مي‌كنند.

    مکان های دیدنی و تاریخی – استان اردبيل:

    استان اردبيل به لحاظ طبيعی, تاريخی, اجتماعی و فرهنگی ازمناطق پررونق و ارزشمند ايران است. وضعيت خاص زمين شناسی و توپوگرافی منطقه باعث ايجاد جاذبه های طبيعی و چشم اندازهای بسيار زيبايی شده و بر غنای طبيعی منطقه افزوده است. در بيش تر شهرستان های استان؛ آثار طبيعی و تاريخی زيادی پراکنده شده اند. کوهستان پرشکوه سبلان با قله آتشفشانی سبلان و چشمه های آب گرم و درياچه های طبيعی كوچك ولی پرشمار، مهم ترين جاذبه طبيعی شهرستان اردبيل محسوب می شود. آبشار گورگور سبلان که در شهرستان گرمی واقع شده، گردنه ناو خلخال كه از داخل جنگل های طالش به جاده رشت وآستارا متصل می ‌شود و گردنه حيران که يکی اززيباترين و بی نظيرترين چشم اندازهای طبيعی ايران است‏, در اين استان واقع شده است. زندگی با صفا و دور از دنيای صنعتی عشاير شاهسون و ديگر ايل ها در دامنه های سبلان به راستی حيرت هر بازديد كننده ای را بر می انگيزد. استان اردبيل هم چنين دارای بناهای تاريخی و مکان های ديدنی زيادی است که برخی از آن ها هم چون بقعه شيخ صفی الدين اردبيلی شامل بناهای متعدد‎‎ از دوره های مختلف می شود و با رفتن به يک مکان ديدنی می توان از چندين اثر تاريخی و قديمی بازديد کرد. تپه های باستانی، حمام های قديمی، عمارت های بزرگ، گورستان های مشاهير و بقعه های مقدس و تاريخی از ديگر ديدنی های شهرستان اردبيل هستند كه در كنار صنايع دستی و جاذبه های اجتماعی و فرهنگی منطقه جاذبه های كم نظيری را فراهم كرده اند.

    صنايع و معادن – استان اردبيل:

    صنايع استان اردبيل در دو گروه صنايع دستی و صنايع ماشينی قابل بررسی است. صنايع دستی استان اردبيل بيش تر توسط عشاير و ساكنان شهرها و روستاهای كوچك منطقه صورت می گيرد. از مهم ترين صنايع دستی اين استان می‎توان به گليم، ‌مسند، شال بافی، بافت جوراب‎های پشمی، قلاب بافی، پشتی بافی، خورجين بافی، جاجيم، ورنی و بافته ‎های عشايری اشاره كرد. صنايع ماشينی اين منطقه نيز در راستای مواد اوليه موجود در معادن استان شكل گرفته اند. توجه به ويژگی های زمين شناسی و ساختاری تنوع منابع معدنی استان اردبيل در خور توجه است. در بخش شمالی استان، دشت مغان بخشی از حوضه هيدروكربوری گسترده ای است كه از گرگان تا حاشيه جنوبی دريای مازندران و شمال استان اردبيل ادامه دارد.

    در قسمت جنوب شرقی استان (ماسوله ، خلخال) در رسوبات تخريبی - كربناتی آثاری از كانی سازی سرب، روی ، مس، باريت …… ديده شده است. در بخش وسيعی از استان، ولگانيسم شده سنوزوئيك و هم چنين گرانيتوئيدهای نفوذی اين زمان كه همراه با محلولهای هيدروترمالی و دگرسانی پيشرفته بوده سبب انباشت ذخاير فلزی مس، سرب، روی، طلا شده است. نواحی مورد نظر بخشی از نوار مس دارد قفقاز - سونگون است كه از طريق قوشه داغ، سيلان،مجدر،هشتجين، تامقطع طارم زنجان ادامه می يابد.

    کشاورزی و دام داری – استان اردبيل:

    مراتع كوه سبلان و ديگر كوه های استان اردبيل سبب وجود رونق نسبی در دام داری استان اردبيل شده است. در اين استان بيش از پنج ميليون واحد دامی، منشأ توليد و عرضه گوشت و ‌محصولات لبنی است. پرورش زنبور و توليد عسل مرغوب يكی ديگر از فعاليت‎های اقتصادی است كه در اردبيل رونق بسيار دارد و عسل به عنوان سوغات اين شهرستان شهرت ملی يافته است. پرورش نوعی ماهی قزل آلا نيز به نام رنگين كمان در درياچه طبيعی نئور اردبيل صورت می‎گيرد كه از نظر مزه و كيفيت غذايی از بهترين وخوش مزه‎ ترين ماهی ‎ها است.

    وجه تسميه و پيشينه تاريخي – استان اردبيل:

    واژه اردبيل واژه ای اوستايی است كه از دو كلمه آرتا (مقدس) و ويل (شهر) به معنی شهر مقدس تركيب شده است. به روايت اوستا زرتشت پيامبر ايرانی در كنار رود دائی يتا كه امروزه ارس ناميده می شود به دنيا آمد و كتاب خود را در سبلان نوشت و برای ترويج دين خود، روی به شهر بازان پيروز آورد. عده ای به او گرويدند و در اين ناحيه جنگی ميان زرتشتيان و بت پرستان روی داد كه در اين جنگ زرتشتيان بر همه روستاها و قصبه های اطراف اردبيل دست يافتند و به افتخار اين پيروزی آتشكده ای در اردبيل بنا كردند كه امروزه آثار آن در سه فرسنگی اين شهر در دهكده ای به نام آتشگاه باقی مانده است. اردبيل در دوره اشكانيان و در ميان شهرهای آذربايجان جايگاه ويژه ای داشت.

    نوشته اند كه قهرمانان آذربايجان به نام دهام كه از پهلوانان و از نژاد كيان بوده اند، در اين دوره از اردبيل برخاسته اند. به اين ترتيب، بنای اردبيل را بسيار كهن تر از زمان ساسانی بايد دانست. پيش از دوره اسلامی آذربايجان دارای دو مركز اصلی بود: يكی از اين دو مركز گنجک (به ارمنی گنزک) بود كه همان تخت سليمان امروزی است، اما نام مركز ديگر در جغرافيای استرابن از قلم افتاده است. در دوره اسلامی اين دو مركز را شيز و اردبيل خوانده اند. می گويند اردبيل بدون شک مركز تابستانی آذربايجان بوده است. از اواسط تا اواخر دوره ساسانی، اردبيل به تنهايی مركز آذربايجان به شمار می رفت و سكه های دوره پارتی و ساسانی در اين منطقه با علامت اربارات ضرب می شده است. اردبيل به هنگام فتح آذربايجان به دست اعراب هم چنان پايتخت اين منطقه و مقر مرزبان آن بود.

    در دوره ايلخانان گرچه تبريز، به عنوان شهر مهم آذربايجان رو به رشد بود و از لحاظ سياسی جايگزين اردبيل به شمار می آمد اما اردبيل نيز به عنوان دارالارشاد هنوز از جايگاهی خاص برخوردار بود. اردبيل در دوره صفوی از لحاظ سياسی و اقتصادی سرآمد شهرهای ايران بود. شاه اسماعيل صفوی قيام خود را از اردبيل آغاز كرد. اين شهر در مسير شاه راه تجاری ايران و اروپا قرار داشت و ابريشم وارده از گيلان، از طريق اردبيل به اروپا صادر می شد. اين امر در پيشرفت اقتصادی و افزايش درآمد مردم تاثيری مهم داشت. اردبيل دردوره قاجاريه رونق و شكوه گذشته را باز نيافت و وسعت آن به حدود يک سوم وسعت شيراز می رسيد. اين منطقه به دليل قابليت های بالای اقتصادي، فرهنگی و تجاری در سال ۱۳۷۲ خورشیدی به صورت استان جداگانه از آذربايجان شرقی درآمد و شهرستان ها، شهرها، دهستان ها و روستاهای زيادی را در برگرفت. هر چند اردبيل به استانی مستقل و جداگانه تبديل شده، اما تاريخ آن با تاريخ سرزمين آذربايجان چندان در آميخته كه بدون توجه به موقعيت تاريخی آذربايجان نمی‎توان سخن از موقعيت تاريخی اردبيل به ميان آورد.

    مشخصات جغرافيايي – استان اردبيل:

    استان اردبيل در شمال غربی فلات ايران، حدود يك درصد مساحت ايران را تشكيل مي‎دهد. اين استان از شمال به رود ارس، دشت مغان و بالها رود در جمهوری آذربايجان، از شرق به رشته كوه ‎های طالش و بغرو در استان گيلان، از جنوب به رشته كوه ها، دره ها و جلگه‎های به هم پيوسته استان زنجان و از غرب به استان آذربايجان شرقی محدود است. از نظر مختصات جغرافيايی مدار‎های ۴۵ دقيقه و ۳۷ درجه و ۴۲ دقيقه و ۳۹ درجه شمالی، منتهی اليه شمالی و جنوبی، و نصف النهار‎های ۵۵ دقيقه و ۴۸ درجه و سه دقيقه و ۴۷ درجه منتهی اليه غربی و شرقی استان را مشخص می‎كنند. بر اساس آخرين تقسيمات كشوری اين استان دارای ۹ شهرستان و تعداد زيادی شهر، دهستان و روستا بوده است. شهرستان های استان اردبيل عبارتند از: اردبيل، بيله سوار، پارس آباد، خلخال، كوثر(گيوي)، گرمي، مشگين شهر، نمين و نير. بر اساس آخرين سرشماری رسمی سال ۱۳۸۵ جمعيت استان اردبيل ۱۲۲۸۱۵۵ نفر بوده است. بيش ترجمعيت استان؛ آذری زبان هستند و ميهمان نوازی و رعايت آداب و رسوم خاص آذری ها از ويژگی های مردم استان است.

    چشمه‌ها – استان ‌اردبيل: چشمه‌هاي‌ استان‌ عبارتند از: چشمه‌ قينرجه‌ و آب‌ گرم‌ مويل‌ در اطراف‌ مشگين شهر آب‌ گرم‌ برجلو در ۴ كيلومتري‌ نير، آب‌ گرم‌ معدني‌ گرمخانه‌ در روستاي‌ گرمخانه‌ خلخال ، چشمه ‌سردابي‌ در روستاي‌ سرداب اردبيل‌، چشمه‌ هفت‌ بلوك ‌، چشمه‌ معدني‌ دانشگاه ‌، آب‌ پهن‌ ، آب‌ يل‌سويي ‌، آب‌چشم‌ و آب‌ گرم‌ بش‌باجي‌ لار، آب‌ گرم‌ قهوه‌خانه‌ همت‌ و آب‌ گرم‌ قهوه‌خانه‌ ممتاز در اردبيل‌.

    درياچه‌ها و تالاب‌ها – استان اردبيل: درياچه‌ها و تالاب‌هاي‌ استان‌ اردبيل‌ عبارتند از: درياچه‌ سدخاكي‌ پيرالقير و تالاب ‌شورگُل‌.

    مناطق‌ حفاظت‌ شده‌ - استان اردبيل: مناطق‌ حفاظت‌ شده‌ استان‌ اردبيل‌ عبارتند از: زيستگاه‌ حاجيلو ، زيستگاه‌ تنبق‌ ، زيستگاه‌ ارباب‌كندي‌ و مراتع‌ ييلاق‌ و قشلاقي مشگين شهر جنگل‌هاي‌ ديدني‌ فندقلو در اطراف‌ اردبيل ، منطقه‌ ييلاقي‌ شاغلادره‌ در جاده‌ اردبيل- آستارا ، غار هفت‌خانه‌ در روستاي‌ گرمخانه‌ خلخال و غار درو در شاهرود خلخال‌ و ناحيه‌ سياحتي‌ خلخال‌.

    تپه‌هاي‌ باستاني – استان اردبيل: تپه‌ قنبر (سلاح‌ تپه‌) در قريه‌ اُنار مشكين‌شهر، تپه‌ سايين‌ در روستاي‌ سايين‌ اردبيل ‌، تپه‌شمس‌ آباد در روستاي‌ شمس‌آباد كوراييم‌ اردبيل‌ ، تپه‌ كنازق‌ در روستاي‌ كنازق‌ از توابع‌ نمين‌ و دها تپه‌ ديگر كه‌ به‌ دوره‌هاي‌ قبل‌ و بعد از اسلام‌ مربوط‌ مي‌شوند.

    پل‌هاي‌ تاريخي – استان اردبيل: پل‌هاي‌ استان‌ عبارتند از: پل‌ سيد آباد (پير مادر) ، پل‌ يعقوبيه‌ و پل‌ ابراهيم‌ آباد بر روي‌رودخانه‌ باليقلي‌ چاي اردبيل و پل‌ الماس‌ ، پل‌ سرخ‌ و پل‌ شهرچاي‌ اردبيل‌.

    قلعه‌ها – استان اردبيل: قلعه‌ هير در جنوب‌ شرقي اردبيل قيز قلعه‌سي‌ در گرمي و ديو قلعه‌سي‌ در روستاي‌ كويج مشگين شهر.

    گورستان‌هاي‌ قديمي‌ - استان اردبيل: از گورستان‌هاي‌ قديمي‌ مي‌توان‌ به‌ گورستان‌ شام‌ اسبي‌ اردبيل‌ اشاره‌ كرد.

    بقعه‌ها و امام‌زاده‌ها – استان اردبيل: بقاع‌ و امامزاده‌هاي‌ استان‌ عبارتند از: امام‌زاده‌ دختر در محله‌ اوچ‌ دکان اردبيل‌، امام‌زاده‌ خلخال‌ در شهر خلخال، امام‌زاده‌ ميرزمان‌ و سيد ابراهيم‌ در روستاي‌ خمس‌ خلخال‌،آرامگاه‌ پير اشرف‌ در شهر اردبيل‌، بقعه‌ سيد دانيال‌ درروستاي‌ خانقاه‌ خلخال‌، مسجد حاج‌ فخر در اردبيل‌، مسجد جامع‌ و مسجد نو در روستاي‌ خمس‌ خلخال، مسجد جنت‌ سرا و مزار حسن‌ داش‌ در مشگين شهر.

    خانه‌هاي‌ قديمي‌ - استان اردبيل: خانه‌ مرحوم‌ حسينقلي‌ صادقي‌ در كوچه‌ رحمانيه‌ در جنب‌ محله‌ طوي ‌، خانه‌ دكترمناف‌زاده‌ در كوچه‌ معصوم‌ شاه‌ ، خانه‌ مرحوم‌ مير فتاحي‌ در محله‌ تازه‌ميدان‌ ، خانه‌ مرحوم‌ حريريان‌ در كوچه‌ پيرشمس‌ الدين ‌، ساختمان‌ مدرسه‌ جعفري‌ اسلامي‌ در كوچه‌ قاجاريه‌ ، خانه‌ آقاي‌ آصف‌ در كوچه‌ معمار.

    حمام‌هاي‌ تاريخي – استان اردبيل: حمام‌هاي‌ استان اردبيل عبارتند از: حمام‌ ملاهادي‌ در كوچه‌ ملاهادي‌ اردبيل‌ ، حمام‌ صفويه‌ در خيابان‌ نايبي‌ اردبيل‌، حمام‌ ابراهيم‌ آباد در كوچه‌ ابراهيم‌ آباد، حمام‌ زينال‌ در عالي‌قاپو (كوچه‌ زينال‌) حمام‌ منصوريه‌ در عالي‌قاپو، حمام‌ يعقوبيه‌ در محله‌ اوچ‌دكان، حمام‌ وكيل‌ در خيابان‌ امام‌ ‌، حمام‌ يساول در اونچي‌ ميدان‌، حمام‌ زندان‌ در كوچه‌ زندان‌، حمام‌ آقانقي‌ و حمام‌ ميرزا ايمان‌ كه‌ شبيه‌ حمام‌ حاج‌ شيخ‌ هستند.

    مسافرت و اقامت - استان اردبيل:

    شهرستان هاي استان اردبيل از نظر ارتباطي ، مخابرات و سيستم هاي درماني تجهيز شده اند و مسافرت به تمام نقاط آن بسيار آسان است. بيشترين امکان اقامتي و پذيرايي در مرکز استان متمرکز شده است ، ولي ساير شهرهاي استان نيز در حد قابل قبولي اماکن ميزباني و پذيرايي دارند. شبکه ارتباطي مناسب و فرودگاه اردبيل و دشت مغان مسافرت به استان را بسيار راحت و سهل نموده است.
    نقشه استان اردبیل:

+ ارسال موضوع جدید
صفحه 2 از 4 نخستنخست 1 2 3 4 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

تعداد اعضای بازدید کننده از این تایپیک : 1

بازدید کنندگان :  (نمایش کلی)

  1. seokamali

کلمات کلیدی این موضوع

Bookmarks

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •