+ ارسال موضوع جدید
صفحه 21 از 21 نخستنخست ... 11 17 18 19 20 21
نمایش نتایج: از شماره 201 تا 203 , از مجموع 203

موضوع: *تاپیک جامــــع بیوگـــــرافــی دانشـــمندانی از سراسر دنیــــا*

  1. #1
    *••*˜سـرپرســت کل سایـت˜*••*

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Jan 2012
    سن
    31
    نوشته ها
    68,602
    تشکر
    11,593
    تشکر شده 42,652 بار در 14,138 پست

    *تاپیک جامــــع بیوگـــــرافــی دانشـــمندانی از سراسر دنیــــا*

    بیوگرافی داوید هیلبرت | David Hilbert



    اگرچه هیلبرت در زندگی طولانی و پر بار خود قضایای در خشان زیادی ثابت کرد که هریک از آنها می توانست زینت بخش گور او باشد،اما این "باید بدانیم ،خواهیم دانست" بود که بر روی سنگ گور هیلبرت در گوتینگن حک شد تا برای همیشه یادآور نوع نگاه این ریاضیدان تراز اول به موضوع تحقیق و شناخت در ریاضیات و علوم طبیعی و مشرب فلسفی او باشد.


    با این کلمات کوبنده و در عین حال شاعرانه ،دیوید هیلبرت سخنرانی خود را با عنوان فلسفه ی طبیعی و منطق و یا شناخت طبیعت و منطق در تالار انجمن دانشمندان علوم طبیعی و پزشکان آلمان در کونیگزبرگ در 8 سپتامبر 1930 به پایان رساند.یک خلاصه ی 4 دقیقه ای از این سخنرانی با صدای خود هیلبرت بعداًً در همان سال از رادیو یی در آلمان پخش شد که اکنون موجود است. برای گوش دادن به این سخنرانی و همچنین مشاهده ی متن اصلی آلمانی و ترجمه ی انگلیسی آن می توانید به وب سایت زیر رجوع کنید.
    Noncommutativegeometry.blogspot.com/2007/09/wir-mussen-wisson-wir-werden-wisson.html

    بهانه سخنرانی هیلبرت اهدای عنوان "شهروند افتخاری کونیگزبرگ" به این فرزند افتخار آفرین شهر به مناسبت رسیدن به سن بازنشستگی اجباری در 68 سالگی بود.هیلبرت در گونیگزبرگ زاده شد،در آن شهر بالید و به دانشگاه رفت و استاد آن دانشگاه شد تا اینکه بعداً به دعوت فلیکس کلاین در 1895 به گوتینگن برود تا دانشکده ریاضی گوتینگن را به یکی از عمده ترین مراکز تحقیق ریاضی در جهان بدل کند .
    هیلبرت در ابتدای سخنرانی رادیویی خود به نقش محوری ریاضیات در شناخت طبیعت می پردازد و با نقل قول از گالیله و کانت این نظر را که قوانین طبیعت صرفاً با زبان ریاضیات قابل فهم هستند بیان می کند.اما او بلافاصله به زیبایی درونی ساختارهای ریاضیات و فهم آن به عنوان مهم ترین عامل پیشرفت این دانش اشاره می کند و با نقل قول از گاؤس در باب زیبایی خیره کننده ی نظریه ی اعداد ،ژاکوبی و کرونکر و بلاخره پوآنکاره در ردّ نظر تولستوی که "علم برای علم" را ابلهانه دانسته بود ، به کشف زیبایی در ریاضیات به عنوان یکی از سرچشمه های عمده پیشرفت ریاضیات می پردازد.اما این آخرین بخش سخنرانی هیلبرت است که با چرخشی ناگهانی،در آن به یکی از موضوعات مهم روز می پردازد و نگاه فلسفی – اجتماعی خود را به موضوع شناخت در ریاضیات و علوم طبیعی آشکار می کند:
    "نباید به کسانی باور داشت که امروز ،با اتخاذ وجهه ای فلسفی و لحنی آمرانه و از بالا ،زوال فرهنگ را پیش بینی می کنند و با "نادانستنی ها" کنار می آیند.برای ما هیچ موضوع ناشناختنی ای و جود ندارد و به عقیده من در علوم طبیعی نیز وضع چنین است .به جای این "نادانستنی" ابلهانه ،بگذارید،شعار ما این باشد":
    "باید بدانیم - خواهیم دانست"

    داوید هیلبرت (زادهٔ ۲۳ ژانویه ۱۸۶۲ در کنیگسبرگ، پروس شرقی؛ درگذشت ۱۴ فوریه ۱۹۴۳ در گوتینگن آلمان)، ریاضیدان آلمانی و یکی از مشهورترین ریاضیدانهای قرن نوزدهم و همچنین، اوایل قرن بیستم. او یکی از تأثیرگذارترین ریاضیدانان در گسترش و پیدایش مکانیک کوانتومی و حتی نظریه نسبیت میباشد. از کارهای دیگر او، بنیانریزی و گسترش آنالیز تابعی است.
    او در کونیگسبرگ متولد شد و در سال ۱۸۸۴ از دانشگاه این شهر درجه دکتری گرفت و قریب ۱۰ سال را به تدریس در آن دانشگاه گذراند. سپس در ۱۸۹۵ به استادی دانشگاه گوتینگن رسید وتا آخر عمر در این شهر زیست.




    تلاشها و دستاوردها

    هیلبرت یکی از مؤسسان ریاضیات قرن بیستم و در بسیاری جهات، بهوجود آورنده مکتب صورتگرایی ریاضیات است که در ریاضیات محض این قرن نفوذ زیادی داشتهاست. یکی از دستاوردهای اساسی او در صورتگرایی، مبناهای هندسی (foundations of geometry) اوست، که برخلاف مبانی آکسیوماتیکی نسبتاً شهودیتر اقلیدس، در بنا کردن هندسه بر مبنای آکسیوماتیکی محض مطرح شدهاست. کارهای ریاضی اوبسیار عمیق ومتنوع است. از جمله میتوان تئوری پایاها، تئوری میدانهای جبری و تحقیق در مبانی هندسه و تحقیق در مبانی ریاضیات ومعادلات انتگرالی وفیزیکی را ذکر کرد. او سهم عظیمی در آنالیز ریاضی داشت. فضاهای برداری بی نهایت بعدی ابداعی او که به فضاهای هیلبرت مشهورند راه را برای بنیانگذاری آنالیز تابعی گشود.
    در سال ۱۹۰۰ در کنگره بینالمللی ریاضیات، قرن تازه را با مطرح کردن فهرست مشهور ۲۳ مسئلهای خود، افتتاح کرد. مسائلی که از آن زمان تاکنون ریاضیدانان را به خود مشغول کرده، مبلغ عظیمی از آثار مهم هشتاد سال گذشته را بوجود آوردهاند.
    بنا به دلایل فوق، هیلبرت اغلب به عنوان ریاضیدانی مطلقاً محض شناخته میشود، اما وی رئیس سمینار فیزیک اتمی مشهور گوتینگن نیز بود، که تاثیر عظیمی بر توسعه نظریه کوانتوم داشت.






    [برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...]



  2. 10 کاربر مقابل از این پست *pranses sanaz* تشکر کرده اند.


  3. #201
    *••*˜سـرپرســت کل سایـت˜*••*

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Jan 2012
    سن
    31
    نوشته ها
    68,602
    تشکر
    11,593
    تشکر شده 42,652 بار در 14,138 پست

    پیش فرض پاسخ : *تاپیک جامــــع بیوگـــــرافــی دانشـــمندانی از سراسر دنیــــا*

    ج – نقد فلسفي نيوتون در باب فضا و زمان
    فضا و زمان ،نزد وي ، همچنانكه نزد مور وبرو ، دوموجود نيستند كه روش تجربي – رياضي ، و پديدارهاي محكوم آن ، وي را بدان ها رسانده باشد . بلكه بسي بيش از آن اند . اين دو ، شان و عظمتي معنوي و ديني دارند كه در نظر نيوتن ، اهميتش هيج كمتر از اهميت علمي شان نيست . فضا و زمان ، دال بر حضور همه جائي و بقاء ازلي و ابدي باري تعالي هستند.
    در طبع نخست كتاب اصول ، پوزيتيويسم نيوتني ومشي مختار وي در طرد فرضيات و تبيين هاي واپسين ، زمان و فضاي مطلق و نامحدود را ، به صورت موجوداتي عظيم و مستقل در آورده بود كه ظرف حركات مكانيكي اجرام بودند . و اين مايه رنجش و اظطراب عظيم توده متشرع شده بود . نيوتن جهان بيرون از انسان را ماشيني كرده بود مهيب ، و خداوند را هم گويي از دايره وجود بيرون رانده بود ، و چيزي باقي نگذاشته بود كه جاي اورا بگيرد جز همان موجودات رياضي نامحدود ، يعني فضا و زمان . از نامه هاي نخستين نيوتون ، و بالخص نامه هايش به دكتر بنتلي درسال 1962 ، به خوبي بر مي آيد كه مراد وي از آن مفاهيم ، مطلقاً چنين چيزهايي نبوده است .
    " نيوتون چنين مي گويد كه باري تعالي ( حاوي همه اشياء است ، از اين راه كه مبداومكان آنها را واجد است ). و درميان دست نوشته هاي وي ، به اين عقيده بر مي خوريم كه : پدر ، حركت ناپذير است ( همه جا به يك نسبت از او پر است و ) هيچ جا نيست كه خداوند در آنجا حاضر تر و يا غائب تر از جاهاي ديگر باشد، چنانكه هيچ جانيست كه ضرورت جاودانه نظام طبيعت ، در آنجا كمتريابيشتر از جاهاي ديگر باشد . جز خدا، همه چيز مي تواند از جايي به جاي ديگر روان شود".
    از اين اظهارات به وضوح استفاده مي شود كه وقتي نيوتون مي گفت اجسام يا مركز ثقل منظومه خورسيدي در فضاي مطلق روان اند ، ذهنش تنها معطوف به لوازم و نتايج مكانيكي و رياضي طاهري اين امر نبود، بلكه اين راهم منظور داشت كه اين اشياء در خدا حركت مي كنند، يعني در حضرت ابدي باري تعالي كه عالم بر همه معلومات است .
    فضاي مطلق ، مشعر ربوبي است . هرچه در اين فضا رخ مي دهد، بي واسطه نزد علم ربوبي حاضر است ، لذا مي بايد بلافاصله و بي پرده معلوم ومكشوف علم باري افتد.دست كم ، خداوند بايد بداند كه كدام حركت مطلق است و كدام نسبي . چون ، علم باري ، نهايي ترين مرجع براي حركات مطلق است . شايد تصور نيوتون از نيرو ، و جان دار انگاشتن آن ، نيز سهمي در رساندن وي به اين موضع داشته با شد.: خدا، نه تنها علم بي پايان است ، بلكه اراده قاهره نيز هست . وي مبدا اقصاي حركت است و قادر است كه هروقت بخواهد ، بر حركت اجسام واقع در مسعر بي پايان خود ، بيفزايد. اوكه همه جا به نحويكسان حاضراست ، پس هيچ جا از حضور ربوبي اولبريزتر نيست تا مرجع حركت واقع گردد. و او كه با همه حركات هست ، پس همه حركات (نسبت به او) ، بدل به سكون خواهند شد. و او كه اختصاص به هيچ حركتي ندارد، پس همه حركات مطلق خواهند بود. ولي البته ، تبيين هايي كه براساس مقدس مآبي است اين گونه نقدها را برنمي تابد.
    همه داني خداوند ، و تعالي او از افهام آدميان ، جزو اعتقادات مقبول ديني و از اصول موضوعه نيوتوني بود. و وي بدون سنجش و تامل كافي آنها را برگرفته بود . جهاني را در نظر آوريد ممكن در مشعرباري . آيا در چنين جهاني، فرضي معقول و آسان نيست ؟ و آيا حاجت به گذشتن از غربال منطق دارد ؟ و اين كه چنين آسان به درون علم رياضي نيوتوني خزيده است وقني خوب بررسي مي كنيم مي بينيم منبعي جز اعتقادات كلامي نيوتون ، ندارد.
    به هرحال درقرن هيجدهم كه رداي دين را از تن جهان بيني نيوتون بدر آورند ، پشتوانه هاي متافيزيكي زمان و فضاي مطلق هم (كه نيوتون تصوير كرده بود) فروريخت ، و آن دو ، موجوداتي ماندند تهي ( و فارغ از حضور ربوبي ) ، اما مطلق . چرا كه بيانات نيوتون همچنان نيمه جوازي براي مطلقيت آنها بدست مي داد...

    نظر نيوتون در باب اتر
    نيوتون ، براي انكه اوصاف غير قابل انتزاع از جرمانيٌت اجسام را تبيين كند ، به تبعيٌت از دكارت ، اتري را فرض كرد كه درهمه اقطار فضا منبسط و متنشراست و به مدد فشار براجسام ، و يا به وسائط ديگري ، آن دسته از اوصاف را مي زايد لكن كار وي بي خلل تر از دكارت بود چراكه فرق روشني نهاد ميان اتر واجسام محسوس . آثارنيوتون به وضوح خبر مي دهد كه وي اجناي عاليه و مقولات واپسين را كه پيشينان فراهم آورده بودند، براي تبيين جهان كافي نمي ديد . وي درمكتوبات نخستين خود، تقريباً همه جا اتررادرميان مي آورد تا به مدد آن، براي حل مشكله عالم، حلٌي نظري دست و پاكند. و دراسئله الحاقي به نور شناخت ، مفصلاً تخيٌلات خود را دراين باب ، به نمايش گذارد.
    نيوتون درهردو جا واسطه اتري را جسمي بسيار لطيف ، رقيق ،ارتجاعي و امثال آن توصيف مي كند. و علاوه بر ماده بلغمي اتر ( كه يقيناً ، بنابرروش غيبت هاي هم زمان ، فقط واسطه نقل حركت شمرده مي شود)، " ارواح اثيري گوناكون "را هم درميان اتر منتشر مي داند كه براي تبيين پديدارهايي چون برق، مغناطيس و ثقل ( كه محتاج مبادئي غير از مبدا ثقل حركت اند) به كار مي آيند . و اين خيال را هم ، كه شايد همه طبيعت مادي محصول تغليظ اين ارواح اثيري باشد ، برآن مزيد مي كند. نيوتون آنگاه ، به بحث تفظيلي از چگونگي تبيين پديدارهاي مختلف به مدد اين فرضيه مي پردازد . مهمترين پديدارهاي مورد بحث عبارتند از : برق ، ثقل ، چسبندگي ، حركت و ادراك حسي حيواني ، شكست ، انعكاس و الوان نور.
    سه سال و اندي سال بعد نيوتون نامه اي به بويل مي نويسد كه درآن تبييني است بس ساده تر وعناصر ذوقي و خيالي درآن بسيار كمتراست . و از تفكيك ميان جسم بلغمي اتر و ارواح اثيري منتشر در جوف آن ( و موظف به وظايف جداگانه ) خبري و اثري در آن نيست ، و به جاي آن يك محيط يكنواخت نشسته است كه درجات مختلف تكاثف و درشتي را دارااست . از اين نامه به خوبي بر مي آيد كه نيوتون در كوشش است كه گريبان فكر خود را از عناصر تخيلي و سحرآميز برهاند.
    به عقيده موراگر محيطي اتري وجود نداشت ، جهان تكه تكه مي شد. و به عقيده نيوتون ، اگر مبادي فعاله متمكن در اتر نبودند ، و به طرق گوناگون حركت را به جهان افاده نمي كردند، حركت جهان رفته رفته ، آهسته و خاموش مي گرديد.
    و وي همواره براين اميد زيست كه روزي شواهدي تجربي به چنگ افتد كه به تثبيت يا ابطال قطعي پاره اي از اين فرضيات مدد رساند.
    ج- پرداخت نظريه اي سنجيده
    دركتاب نورشناخت و بالاخص دريكي از اسئله الحاقي پايان كتاب است كه نيوتون راي نهايي خود را درباب طبيعت و سمت اتر اظهار مي دارد. ار اينجا، مفروضات پيشين وي دراين باب ، بسط و وضوح و دقت بيشتر مي يابند.دراين تصويرنهايي ، اتر نيوتون واسطه اي است هم جنس با هوا، ليكن بسي اطيف تر از آن ، ذرات آن بسيار خردند، و هرچه از منافذ دروني اجسام صلب دروتر باشند تعدادشان بيشتر خواهد بود.
    اين ذرات ارتجاعي هم هستند ، بدين معني كه يكديگر را رفع مي كنند و همواره دركوشش اند تا از يكديگر دورشوند ، و اين كوشش است كه سبب پديدار ثقل است . پديدارهاي ديگري نيز مستند به قواي فعاله ديگر موجود دراترند، و گاهي هم از همين قواي دافعه ذرات ناشي مي شوند. لكن به هرحال از قبول آن قواي فعاله چاره اي نيست چراكه ماشين جهاني همواره رو در افول و خاموشي دارد و برعهده اتر است كه با اعمال آن قواي فعاله ، مستمراً حركت و شدت را به جهان باز گرداند . توجه بدين نكته در كارنامه علمي نيوتون ، خالي از لطف نيست كه تعداد اوصاف و عناصر تبيين ناپذيري كه وي براي تبيين پديدارهاي غيرميكانيكي درميان مي آورد، درنوشته هاي متاخرش نسبت به نوشته هاي متقدم بسي كمتر است . اصلاً وي در يكي از فقرات آموزنده كتاب نورشناخت ، فرضيه ايت كيهاني را مطرح مي كند كه چيزي نيست جز همان نكته كه درمقدمه كتاب اصول آورده است و آن اينكه به مدد اتميسم و قبول نيروهاي معين جاذبه و دافعه درميان اتم ها ، مي توان گره همه مسائل طبيعت را گشود . آنچه راه برا براي اين فرضيه هموار ساخت ، يكي نظريه پروري هاي وي بود درباب انيكه همه مواد صلب را مي توان فرزندان مادري از جنس اتر دانست و ديگري ايمان ثابت وي به تبدلات پرتنوع طبيعت ، و در آمدن ماده اي از دل ماده ديگر. آن فرضيه كيهاني با جمال اين است كه كل عالم طبيعت مولف است از ذراتي ، كه به تناسب ابعاد خويش يكديگر را جذب مي كنند. اين جذب در جايي به صفر مي رسد و وقتي به ذرات بسيار ريز ماده اي به نام اتر مي رسيم ، بدل به دفع مي گرد . و بدين روش، به يك اشارت قلم ، هم تكون مواد سخت را از ذرات درشت تر ، به مدد نيروي جاذبه ميان آنها معقول مي سازد ، وهم قبول وجود واسطه اي اثيري و فراگيررا، كه غلظتي متغيير و مندرج دارد و ذراتش مي كوشند تا از يكديگر دورگردند، ممكن مي گرداند. جاي افسوس است كه نيوتون به خيال مضبوط و مودب خويش اذن نداد تا آن فرضيه را بيشتر دنبال كند و به ساده ترين فرضيه سنجيده و ممكن در باره كل عالم طبيعت برسد .
    نيوتون واقعاً اتر را چه مي دانست ؟ امري مادي وياغيرمادي؟
    آيا نيوتون چندان متاثر از اين حكيم بزرگ افلاطوني وسلف خود گيلبرت بود كه اتر را مادي نداند و امري مجرد بشمارد؟
    حق اين است كه پوزي تيويزم نيوتون چندان نيرومند بودكه نمي گذاشت وي خيال پروري هاي خومد را دراين راستا بسط دهد. وي هميشه براين معنا اصرار مي ورزيد كه ما از علم به ماهيات اشياء محجوبيم ، . لاجرم هرچه دراين راه بكوشيم نامام خواهيم ماند. قدر مسلم اين است كه اجسام ، هستند واوصاف خاصي را واجدند و رفتار رياضي خاصي دارند . بعلاوه ، وي اطمينان داشت كه اتر هم وجود دارد ، و هرجا كه لازم باشد حركت كند شونده عالم را افزايش مي بخشد و يا از جايي به جايي منتقل مي سازد . وي اين اتر را روح مي ناميد و به امكان تبدل عام و فراگير مواد طبيعي به يكديگر، هم باورداشت ، لكن بحث در باره حقايق آنها و نسبت الامري بين آنها را خارج از دايره دانش سودمند مي دانست و شايسته تامل دقيق نمي شمرد. ازاين گذشته ، ايمان وي به خالقي مجرد و معطي وجود وجهت بخش به اشياء و قوا، كل كيهان را درنظر وي بي چون وچرا روح مند مي ساخت . لذا ، از ديدگاه ديانت هم كه نظر كنيم ، آن سؤال براي وي سؤالي بي اهميت بود .

    خداوند: خالق و حافظ نظام عالم
    تعلق خاطر نيوتون به دين ، تعلقي بنياني و عميق است . دين در نظروي متعلق به ساحتي است كه با ساجت علم ، تفاوت گوهري دارد. روش ديني هم كاملاً جدا از روش علم است چرا كه محصولات آن روش قابل نفي و اثبات علمي نيست . گرچه قياس علم ودين قياسي مع الفارق است ، و گرچه نيوتون دربيرون راندن جزم هاي ديني از ساحت تئوري هاي محصل علمي ، توفيق بسيار داشت ، مع الوصف اين مرد كه تعداد رسالات علمي اش به تقريب باندازه تعداد رسالات كلامي اش بود، چنان به وجود خدا و قدرت بالغه او ايمان محكم داشت كه همين ايمان وي تاثيرات عظيمي بر آن دسته از آراء و مواضع وي نهاد ، كه خود آنها را آراء خالص علمي مي انگاشت .
    نيوتن متكلم
    مومنان متعصب وي را متهم كردند كه آرين است ( پيروان آريوس، متكم مسيحي يوناني ، متوفي به سال 336 ميلادي ، كه منكر مجانست خدا ومسيح بود و اورا فقط اشرف مخلوقات باري تعالي مي دانست . و به همين سبب از سوي ارباب كليسا تكفيرگرديد.) كه گويا ادله فراواني هم براي آن داشتند. درميان مكتوبات بدعت آميز نيوتون ، رساله اي هست تحت عنوان دو تحريف مهم دركتاب مقدس . و بيان نيوتون در مورد اين دوتحريف به آنجا مي انجامد كه مسلم نيست كه اصل اعتقادي تثليث ،جزو تعليمات عهد جديد باشد.
    نيوتون معتقد بود كه يافته هاي علمي دلالت بر وجود خدا دارند ، لكن حتي اگر قواي علمي وي هم خفته مي ماندند، وي هم چنان يك مرد ديني و الهي مي بود .
    رسالات بلندتر نيوتن ، مثل رساله ملاحظاتي درباب نبوات ، دلالت تام دارد براينكه وي ، به معنايي كه درآن روزگار از اين اوصاف فهميده مي شد ، يك مسيحي پارسا و نيك اعتقاد و درعين حال يك دانشمند متبحر و استاد بود. آريانيزم وي ، نسبت بدان عصر، اعتقادي سنت شكنانه بود. لكن مانع از آن نشد كه وي بر علم جامه اي از شكوه الوهي بپوشاند و آن را از رفعت و جلالت ديني بپا كند.اين همه تقدس علم،از آنجا بود كه وي اعتقاد راسخ داشت كه جهان آفريده و بسامان كرده دستان باري تعالي است .
    هويگنس و نيوتون درباره معماي نور موشكافي ميكنند
    نيوتون از اسل 1669 تا 1671 اين تجارب زيبا و نتايجي راكه از آنها حاصل ميشد وارد در دروس دانشگاه كمبريج كرد . چه نتايجي ؟ اين نتايج بيمانند همان تئوري رياضي نور يا تئوري ذره اي نوراست .
    تئوري هاي نور اين كيفيت خاص را دارا هستند كه جلب توجه بزگترين دانشمندان زمان را كرده اند . براي ياد آوري بعضي از ايشان را نام ميبريم : اقليدس، ارشميدس ، دكارت ، هويگنس ، نيوتون ، فرنل ، ماگزول ، بدون اينكه از معاصرين ذكري بميان آيد . درعين حال تئوري هاي مزبود اين اخلاق بد را دارند، كه هردفعه انسان گمان مي كند يك تئوري تمام عيار و متكي بر محاسبه بدست آورده كه بوسيله تجربه نيز تاييد گرديده است ، ناگهان يك نمود كوچك ، يك امر مختصري كه تا آنوقت ناديده مانده بود ، يك بدبختي بتمام معني ظهور ميكند، بطوريكه مجبور مي شوند تمام كارهائي راكه شده بود كنار بگذارند و
    ممطلب را از "الف " تا "ي" از سربگيرند. نيوتون چنين گمان مي كردكه نور از ذرات كوچكي تشكيل شده است كه از منبع نوراني خارج شده وباسرعت 300 هزار كيلومتردرثانيه حركت مي كند و به اين طريق موفق مي شد كه با نهايت سهولت حركت مستقيم الخط نور و نمودهاي انعكاس و انكسار را توضيح دهد. همين تئوري است كه حتي امروز نيز بنام " تئوري نيوتوني نور" موسوم است و شايد اطلاق اين نام بر آن پسنديده نباشد زيرا اگر دانشمند بزرگ آن را با علاقمندي تمام تدريس ميكرد درعوض هم اوچنين نوشته است : " منظور من آن نيست كه مطالب مربوط به مبحث نور را بوسيله بعضي مفروضات توضيح دهيم ، من اين احكام را بيان ميكنم ، براي آنكه بعدها آنها را با تجربه تطبيق نمايم " اما، مثل هميشه ، بمحض اينكه استاد با علاقمندي از تئوري ذره اي نور ياد كرد ، شاگردان و مريدان او بلاقاصله درباره آن تعصب نشان دادند و سرخ شدند و پابرزمين كوبيدند و كوچكترين انتقادي راكفروناسزا پنداشتند.
    واقعاً هم درباره اين موضوع انتقاداتي وجود داشت و حتي خود نيوتون درمقابل سنگ كوچكي كه روي مسير پيشرفت و فتح و غلبه او قرار گرفته بود حيران و سرگردان ماند. صرفنظر از مسئله حلقه هاي رنگين كه او توضيح موجهي درباره آنها داد ، نمود " تفرق نور" diffraction نيز دربين بود كه بهيچوجه با نظريه ذره اي كنار نمي آيد . اين نمود درسال 1650 بوسيله گريمالدي مشاهده شده بود. وي دسته اي از اشعه نوراني را از سوراخ تنگي عبور داده دراطاق تاريكي وارد كرده ومشاهده نمود، بجاي آنكه روي ديوارمقابل تصوير واضحي از سوراخ بوجود آيد يك عده حلقه هاي متحدالمركز مشاهده مي شود كه متناوباً تاريك و روشن مي باشند و طبق عادت زمان اين تجربه را از ديگران مخفي داشت و آن را بصورت معمائي در آورد : نور+ نور= تاريكي . نيوتون اين تجربه را از سرگرفت و آن را دقيق تر كرد ولي در زمينه جستجو از آن پيشتر نرفت . گذشته از آن وي دراين اوقات از مشاجرات قلمي بسيار خشمگين و متغير بود و بنابراين از انتشار آثار خود صرفنظر كرد و كتاب نور او فقط درسال 1704 انتشار يافت و بهترين ترجمه فرانسوي كه از آن انتشار يافت درسال 1787 و بوسيله مارا Marat بوده است . درواقع اين دوست ملت و اين انقلابي بزرگ ، طبيبي دانشمند و درعين حال يك نفر تعميم دهنده و منتشركننده علوم بزبان ساده بود، و ي درباره مبحث نور متجاوزاز پنج هزار تجربه انجام داد كه حتي يكي از آنها فايده اي نداشته است .
    دراوقاتيكه نيوتون تجارب خود را خاتمه ميداد و رومراكتشاف بزرگ خود را تمام ميكرد و فكر انتشار غير آني نور، مركب بسيار جاري كرده بود ، يكي از كساني كه بيش از اندازه باين موضوع علاقه مند شده ، هويكنس بود وي با خود چنين فكر كرد : چون نور از قرار 300 هزار كيلومتر درهرثانيه حركت ميكند بنابراين تمام نقاطي از فضا كه نور دريك ثانيه به آن نقاط واصل ميشود روي كره عظيمي واقع هستند كه مركز آن خود نقطه نوراني وشعاع آن 300 هزار كيلومتراست بعد از دوثانيه اين نقاط روي كره اي بشعاع 600 هزار كيلومتر قرار دارند و قس عليهذا . بنابراين همانطور كه صوت در داخل هوا حركت ميكند . جريان امور بنحوي است كه گويي نور با امواج كروي حركت مي كند . اما امواجي از چه چيز ؟مسلماً اينجا ديگر امواج هوا مورد ندارد زيرا در فضاي مابين زمين و ستارگان هوا موجود نيست بنابراين نوعي از اتر را درنظر مي گيريم كه درتمام اشياء بتواند نفوذ كند .
    فيزيك دان بزرگ برروي اين طرح يك بناي معظم رياضي بنا كرد و نشان داد كه چگونه با فرض ارتعاشات نوراني مي توان نمودهاي انعكاس و انكسار نور را توضيح داد و انگاه قوانين بسيار صحيحي درباره انكسار مضاعف بدست داد، مقصود از آن اين است كه چون اشياء را از پشت ورقه اي از " اسپات ديسلاند " مشاهده كنند مضاعف ديده مي شود . اين نمود در سال 1669 بوسيله طبيب دانماركي اراسم بارتولن (1698-1635 ) كشف شد. با اينحال هويكنس اقرار كرد كه نمي تواند نمود مزبور را توضيح دهد وفكري كه او درباره ارتعاشات نوراني دارد با آنچه در اين مقام مشاهده مي شود سازگار نيست اما چون هيچ چيز نبود كه از نگاه تيزبين نيوتون پوشيده بماند وي از اين عدم كفايت تئوري هويكنس مطلع شد و بنابراين براي نظريه ذره اي خود اعتبار بيشتري قائل گرديد، و نيز بهمين دليل بود كه چون درسال 1690 فيزيك دان شهير ودانشمند هلاندي كتاب خود را بنام " تئور ينور" منتشركرد- كتابي كه بقول اميل پيكاريكي از زيباترين آثار ادبيات علمي جهان است چندان مورد توجه واقع نشد و درمدتي بيش از يك قرن از طرف مردم شناخته نگرديد.
    قوانين نيوتون
    نيوتن از سه قانون براي بيان حركت اجسام استفاده كرد. كه از آنها به قوانين نيوتن اسم برده ميشود.
    قانون اول ميگويد كه جسمي كه نه كشيده شود و نه هل داده شود،همچنان باقي مي ماند ويا حركتش را برخط مستقيم با سرعت ثابت ادامه مي دهد.
    فهميدن اين مطلب كه يك دوچرخه بدون اينكه كشيده شود ويا هل داده شود بدون حركت مي ماند ساده است،اما فهميدن اينكه جسمي بدون كمك به حركتش ادامه دهد مشكلتر به نظر مي رسد. دوباده به دوچرخه فكر كنيد، اگر كسي در هنگام دوچرخه راندن قبل از توقف دوچرخه ازآن پايين بپرد چه اتفاقي مي افتد؟ به حركتش ادامه ميدهد يا مي افتد.
    تمايل يك جسم به بي حركت باقي ماندن وياادامه حركت در يك خط مستقيم با سرعت ثابت اينرسي خوانده ميشو د.
    قانون دوم F=MA
    نيرو = جرم شتاب بيان ميكند كه چگونه نيرويي بر جسمي عمل ميكند اگر شخصي سوار بر دوچرخه پدال آن را به جلو فشار دهد دوچرخه به سمت جلو ميرود،واگه شخصي دوچرخه را از پشت بگيرد و به جلو هل دهد شتاب دوچرخه افزايش مي يابد.اگر دوچرخه سوار ترمز را فشار بدهد از سرعتش بآرامي كم ميشود واگراو فرمان دوچرخه را به سمتي به گرداند،مسيرآن عوض خواهد شد.
    قانون سوم مي گويداگر جسمي كشيده شود يا هل داده شود،همين جسم در مسيرمخالف به همان اندازه ميكشد و يا هل خواهد داد.
    شخصي جعبه اي را بلند ميكند،براي اين كار نيرويي صرف كرده است جعبه سنگين است به اين دليل كه،همان مقدار نيرو را به دستهاي بلندكننده وارد ميكند. اين وزن از طريق پاهاي فرد به زمين منتقل ميشود،زمين هم به همان اندازه به پاهاي فرد نيرويي به سمت بالا وارد مي كند. اگر زمين نيروي كمي را به شخص وارد كند،شخص بلندكننده مي افتد. و اگر كف زمين نيروي زيادي وارد كند شخص به پرواز در خواهدآمد .
    ساخت تلسكوپ
    نيوتن نخستين تلسكوپ بازتابي را ساخت. او با ساختن تلسكوپ و اهداي آن به انجمن سلطنتي انگليس به عضويت اين انجمن در آمد.
    به اين تلسکوپهايي که از دو عدسي محدب استفاده ميکنند "شکستي" يا "انکساري" مي گويند. يعني نور را مي شکنند (در سرعتش تغيير ايجاد مي کند) و با اين کار نور را کانوني مي کنند. تلسکوپ در واقع وسيله اي است که به خاطر جمع آوري نور بيشتر (نسبت به چشم انسان) اهميت دارد نه به دليل بزرگنمايي. در واقع چشم انسان کمتر از يک سانتيمتر مربع براي جذب نور (درواقع عصبهاي حسي براي احساس نور) دارد. پس اگه قطر شيئي تلسکوپي مثلا 10 سانتيمتر باشد، بيشتر از سي برابر چشم آدم نور جذب مي کند. اين باعث مي شود که اجرام خيلي کم نورتر هم ديده شوند
    پس هر چه قطر شيئي بزرگتر باشد ، تلسکوپ بهتري خواهيم داشت. مشکلي که در اين بين وجود دارد اين است که شيشه هايي رو که به عنوان شيئي استفاده مي شود نمي شود از يک حدي بزرگتر ساخت. خود شيشه نور زيادي رو جذب مي کند و تا اندازه اي باعث تجزيه ي نور هم مي شود. هرچند که با کمک راه حلهايي توانسته اند عدسيهاي بزرگي رو تراش بدهند، اما باز هم اين کار محدوديت زيادي دارد.نيوتن اولين کسي بود که راه حلي براي اين مشکل پيدا کرد.
    نيوتن که روي نور آزمايشهاي زيادي انجام داده بود، براي جمع آوري نور بيشتر (و در واقع کانوني کردن يک سطح) به جاي عدسي از آيينه ي مقعر استفاده کرد. آينه هاي مقعري که سطح اونها اندود شده اند. به اين ترتيب، مشکل شکست نور و آبيراهي رفع مي شد. به کمک همين تکنولوژي هست که ما امروزه مي توانيم تلسکوپهاي غولپيکر بسازيم و در اعماق آسمان جستجو کنيم .
    نيوتون : تجزيهي نور خورشيد با منشور
    اسحاق نيوتن در همان سالي كه گاليله در گذشت، متولد شد. وي در سال 1665 ميلادي از ترينيتي كالج كمبريج فارغ التحصيل شد. سپس، دو سال خانه نشين شد تا بيماري طاعون را كه همهگير شده بود، از سر بگذراند. وي از اين كه خانه نشين بود، چندان ناراضي نبود؛ چرا كه مشغول فعاليت هاي علمي بود.
    در آن سالها اين تفكر رايج بود كه نور سفيد خالصترين نوع نور است ( باز هم باورهاي ارسطو) و بنابراين نورهاي رنگي، تغيير شكل يافتهي نورهاي سفيد هستند. نيوتن براي آزمايش اين نظريه، دستهاي از پرتوهاي خورشيد را به منشور تاباند و نشان داد كه خورشيد به طيفي از رنگها تجزيه ميشود.
    البته مردم ، رنگين كمان را در آسمان مشاهده ميكردند اما از تفسير صحيح آن ناتوان بودند. نيوتن توانست به درستي نتيجهگيري كند كه رنگهاي قرمز، نارنجي ،قهوهاي ،سبز، آبي، نيلي، بنفش و رنگ هاي بين اينها، تشكيل دهنده نور سفيد هستند. نور سفيد در نگاه اول بسيار ساده به نظر مي رسيد، اما پس از نگاه دقيقتر مشخص شد كه نور سفيد تلفيقي زيبا از نور هاي گوناگون است.
    روش استقرايي و ديفرانسيلي:
    جهان بيني علمي در فيزيک نظري با كارهاي گاليله آغازشد.هرچند كه تلاشهاي گاليله زيربناي فيزيك را تشكيل داد، اما اين تلاشها ريشه در نگرشهاي جديد به پديده هاي فيزيکي داشت كه مهمترين آنها را مي توان در آثار برونو و کپلر مشاهده كرد. برونو به طرز ماهرانه اي در آثار خود تشريح کرد كه همه ي ستارگان جهان نظير خورشيد هستند. کپلر با ارائه سه قانون خود نشان داد كه حرکت سيارات قانونمند است و يک نظم منطقي در حرکت، دوره تناوب و مسيرانها بوجو دارد. گاليله آزمايشهاي زيادي انجام داد تا بتواند حرکت اجسام را در يكسري قوانين کلي خلاصه کند. در اين ميان آزمايش سطح شيبدار گاليله از همه مشهورتر است. اما نمي توان تاثير نگرش گاليله را در پيشرفت علم به اين آزمايشها خلاصه کرد. در حقيقت گاليله نوعي نگرش منطقي به پديده هاي فيزيکي داشت كه تا آن زمان بي سابقه بود. اين نگرش زيربناي روش استقرايي را در فيزيک تشكيل داد و بتدريج به ساير علوم گسترش يافت.
    هرچند آزمايشهاي گاليله از نظر کمي و كيفي با آزمايشهاي امروزي قابل مقايسه نيست، اما آزمايشهاي بسيار پيچيده و پيشرفته امروزي نيز از همان قاعده ي نگرش استقرايي گاليله پيروي مي کنند. به اين ترتيب گاليله زير ساخت فيزيك را ايجاد کرد و نحوه ي برخورد علمي با طبيعت را نشان داد. اما نتيجه ي اين تلاشها به صورت تشريحي بيان مي شد.
    سالها بعد نيوتن نتايج به دست آمده توسط گاليله را فرمول بندي و در قالب يكسري معادلات رياضي ارائه کرد و ساختار فيزيک كلاسيك را مدون ساخت.
    قانون جهاني گرانش نيوتن دست آورد بزرگي بود. نيوتن براي توجيه پديده هاي فيزيکي " نگرش ديفرانسيلي" را جايگزين روش انتگرالي كرد. در روش انتگرالي همواره نتايج مورد نظر است. در حاليكه در نگرش ديفرانسيلي تحليل روند رسيدن به نتايج مورد بحث قرار مي گيرد و جواب هاي خاص را مي توان از ان به دست اورد. به عنوان مثال قوانين کپلر را با قانون جهاني گرانش نيوتن مقايسه کنيد. در قوانين کپلر نمي توان دوره ي گردش يک سياره را از روي دوره ي گردش سياره ي ديگر استخراج کرد. علاوه بر آن هر سه قانون کپلر مستقل از هم هستند. در حاليكه در قانون نيوتن مي توان دوره گردش همه سيارات به دور خورشيد را به دست آورد .بنابراين مي توان گفت گاليله روش استقرايي را به وجودآورد و نيوتن روش ديفرانسيلي را ابداع کرد. لذا تاثير تلاشهاي گاليله و نيوتن در پيشرفت علوم ممتازوغيرقابل انكارودرعين حال بي نظيراست. -
    مشكلات قوانين نيوتن
    هنگاميكه نيوتن قوانين حركت وقانون جهاني جاذبه را ارائه کرد، اين قوانين از نظر منطقي با اشكالات جدي همراه بود. قانون دوم نيوتن تا سرعتهاي نامتناهي را پيشگويي مي کرد که با تجربه سازگار نيست. قانون دوم به صورت:
    F=ma
    ارائه شده است كه طبق آن نيروي وارد شده به جسم مي تواند تا بي نهايت سرعت آنرا افزايش دهد. اين امر با مشاهدات تجربي قابل تطبيق نيست.
    در نسبيت سرعت نور، حد سرعت ها است، يعني هيچ جسمي نمي تواند با سرعت نور حرکت کند يا به آن برسد.
    نتيجه اين بود كه قانون دوم نيوتن بايد تصحيح مي شد. طبق نسبيت جرم جسم تابع سرعت آن است، يعني با افزايش سرعت، جرم نيز افزايش مي يابد وهر جسمي كه بخواهد با سرعت نور حركت كند بايد داراي جرم بينهايت باشد. لذا قانون دوم نيوتن بصورت زير تصيح شد.

    F=dp/dt=d(mv)/dt=vdm/dt+mdv/dt

    m=m0/(1-v^2/c^2)^1/2
    بنابر اين جرم تابع سرعت است و با افزايش سرعت، جرم نيز افزايش مي يابد. هنگاميكه سرعت جسم به سمت سرعت نور ميل كند، جرم به سمت بينهايت ميل خواهد كرد و عملاً هيچ نيرويي نمي تواند به آن شتاب دهد.
    مشكل بعدي كنش از راه دور بود. يعني اثر نيروي جاذبه با سرعت نامتناهي منتقل مي شد. تاثير از راه دور همواره مورد انتقاد قرار قرار داشت.اما مهمترين مشكل قوانين نيوتن در قانون جهاني جاذبه وي بود و خود نيوتن نيز متوجه آن شده بود.
    نيوتن دريافت كه بر اثر قانون جاذبه او، ستارگان بايد يكديگر را جذب كنند و بنابراين اصلاً به نظر نمي رسد كه ساكن باشند. نيوتن در سال 1692 طي نامه اي به ريچارد بنتلي نوشت "كه اگر تعداد ستارگان جهان بينهايت نباشد، و اين ستارگان در ناحيه اي از فضا پراكنده باشند، همگي به يكديگر برخورد خواهند کرد. اما اگر تعداد نامحدودي ستاره در فضاي بيكران به طور كم وبيش يكسان پراكنده باشند، نقطه مركزي در كار نخواهد بود تا همه بسوي آن كشيده شوند و بنابراين جهان در هم نخواهد ريخت.
    اين برداشت نيز با يک اشكال اساسي مواجه شد. بنظر سيليجر طبق نظريه نيوتن تعداد خطوط نيرو كه از بينهايت آمده و به يک جسم مي رسد با جرم آن جسم متناسب است. حال اكر جهان نامتناهي باشد و همه ي اجسامبا جسم مزبور در كنش متقابل باشند، شدت جاذبه وارد بر آن بينهايت خواهد شد.
    مشكل بعدي قانون جاذبه نيوتن اين است كه طبق اين قانون يک جسم به طور نامحدود مي تواند ساير اجسام را جذب کرده و رشد کند، يعني جرم يک جسم مي تواند تا بينهايت افزايش يابد. اين نيز با تجربه تطبيق نمي كند، زيرا وجود جسمي با جرم بينهايت مشاهده نشده است.
    مشكل بعدي قوانين نيوتن در مورد دستكاه مرجع مطلق بود. همچنان كه مي دانيم حركت يک جسم نسبي است، وقتي سخن از جسم در حال حركت است، نخست بايد ديد نسبت به چه جسمي يا در واقع در کدام چارچوب در حركت است. دستگاه هاي مقايسه اي در فيزيک داراي اهميت بسياري هستند. قوانين نيوتن نسبت به دستگاه مطلق مطرح شده بود. يعني در جهان يک چارچوب مرجع مطلق وجود داشت که حركت همه اجسام نسبت به آن قابل سنجش بود. در واقع همه ي اجسام در اين چارچوب مطلق كه آن را "اتر" مي ناميدند در حركت بودند.يعني ناظر مي توانست از حركت نسبي دو جسم سخن صحبت كند يا مي توانست حركت مطلق آن را مورد توجه قرار دهد.
    براين اساس مايكلسون تصميم داشت سرعت زمين را نسبت به دستگاه مطلق "اتر" به دست آورد. مايكلسون يک دستگاه تداخل سنج اختراع کرد و در سال 1880 تلاش کرد طي يک آزمايش سرعت مطلق زمين را نسبت به دستگاه مطلق "اتر" به دست آورد. نتيجه آزمايش منفي بود. (براي بحث كامل در اين مورد به كتابهاي فيزيك بنيادي مراجعه كنيد.) با آنكه آزمايش بارها و بارها تكرار شد، اما نتيجه منفي بود. هرچند مايكلسون از اين آزمايش نتيجه ي مورد نظرش به دست نياورد، اما به خاطر اختراع دستگاه تداخل سنج خود، بعدها برنده جايزه نوبل شد.
    چه بايد کرد؟
    1- مشاهدات تجربي نشان مي دهد که قانون جهاني گرانش نيوتن (يا حجم صفر نسبيت) بايد مجدداً مورد بررسي قرار گيرد.
    2- قانون دوم نيوتن نياز به برسي مجدد دارد، اما نه به گونه که افزايش جرم (انرژي) را تا بي نهايت بپذيرد. جرم-انرژي بي نهايت در نسبيت مانند سرعت بي نهايت در مکانيک نيوتني غير واقعي و با مشاهدات تجربي ناسازگار است.

    فيزيك نيوتوني
    تا همين اواخر، يعني پيش از اينكه مذاهب شرقي تأثيراتي اينچنين عميق بر فرهنگ غرب بجاي گذارند، بيشتر تعبيرات فردي ما، در علوم فيزيك مربوط به چند سال گذشته، ريشه داشتند كه در مقياسي وسيع ناخودآگاهانه بودند. منظور اصراري است كه ما در شناسايي خود بعنوان اشياء جامد داشتيم چنين روشي در تبيين عالم يعني جهاني مركب از اشياء جامد، نظريهاي بود كه بيشتر توسط نيوتون و همقطاران او در اواخر قرن هفدهم و آغاز قرن هجدهم ميلادي ابراز گشت. فيزيك نيوتوني در قرن نوزدهم بسط يافت و عالم را تركيبي از ذراتي بنيادي نام اتم فرض كرد .
    اجزاء اين اتمهاي نوتوني، خود اجسامي جامد بودند يعني هستهاي مركب از پروتونها و نوترونها، با الكترونهايي در گردش به دور هسته، همانند گردش زمين به دور خورشيد. مكانيك نيوتوني با سرعتي پيوسته و روشي موفقيتآميز حركت سيارات، دستگاههاي مكانيكي و قوانين سيالات را توضيح داد. موفقيت چشمگير الگوي مكانيكي وصف شده، فيزيكدانان اوايل قرن نوزدهم را بسوي اين باور سوق داد كه عالم در واقع چيزي جز يك دستگاه عظيم مكانيكي نيست.
    كه بر اساس قوانين حركتي نيوتون كار ميكنند اين قوانين به عنوان اصول اساسي طبيعت قلمداد گشته و مكانيك نيوتوني به عنوان اصل غايي توضيح دهنده قوانين طبيعت پذيرفته شد اكنون همه چيز بطور عيني و ملموس توجيه ميگشت. براي همه عكسالعملهاي فيزيكي علتي فيزيكي در نظر گرفته شد، مانند عكسالعمل جهشي توپي در برخورد با سطح ميز. ارتباط متقابل انرژي و ماده، براي مثال راديويي كه با دريافت امواج نامرئي راديويي موسيقي پخش ميكند، هنوز شناخته شده نبود. به ذهن هيچكس خطور نميكرد كه فر آزمايش كننده در نتايج آزمايش اثر ميگذارد. اين امر، همانگونه كه امروزه توسط فيزيكدانان به اثبات رسيده است، نه تنها در مورد آزمايشهاي رواني، بلكه در حيطه تجربيات آزمايشگاهي فيزيكي نيز مصداق دارد. اشخاصي كه توجيح ميدهند جهان هستي را جامد عموماً بلاتغيير و داراي مجموعه قوانين بسيار روشن و مطلق حاكم بر آن در نظر آورند، ديدگاه نيوتوني را عموماً آرامشبخش دانسته و ميدانند. قسمت اعظم زندگي روزمره ما هنوز هم بر پايه مكانيك نيوتوني استوار گرديده است. به جز در مورد سيستمهاي الكتريكي، منازل ما بيشتر نيوتوني هستند. جسم خود را دستگاهي مكانيكي قلمداد ميكنيم. بيشتر تجربيات خود را به واسطه فضاي سه بعدي و زمان تسلسلي درك ميكنيم برايمان سهلتر است كه خود را بعنوان مودي مكانيكي باور داشته و از تجربهاي نهفته در عمق درون بنام انسانيت چشمپوشي نمائيم. از هر كه در مورد ساختار عالم سؤال شود با احتمال قريب به يقين الگوي نيوتوني اتم را شرح خواهد داد يعني الكترونهايي كه پيرامون هستهاي متشكل از پروتونها و نوترونها در گردشند. اما اگر با اين قضيه بطور تحتاللفظي برخورد شود خود را در وضعيتي نسبتاً گيجكننده مييابيم، يعني موجوداتي مركب از توپهاي پينگپنگ كه مرتب در بدن ما با هم برخورد ميكنند.
    در اولين قرن نوزدهم پديدههاي فيزيكي تازهاي كشف شدند كه توسط فيزيكنيوتوني قابل توجيه نبودند. كشف پديدههاي الكترومغناطيسي و تحقيقات مربوط به آن مفهومي را تحت عنوان حوزه يا ميدان مطرح نمود. حوزه چنين تعريف شد: (شرايطي در فضا كه استعداد توليد نيرو را در خود داراست)
    علم مكانيك نيوتوني توضيح سادهاي در مورد تأثيرات ذرات مثبت و منفي، مثلاً پروتونها و الكترونها، ارائه ميداد؛ يعني معتقد بود كه دو ذره همانند دو جرم يكديگر را جذب ميكنند اما مايكل فارادي و جيمز كلاركماكسول به كاربردن مفهومي بنام حوزه را مناسبتر يافتند و اعلام نمودند كه هربار الكتريكي در اطراف خود نوعي تأثير ايجاد ميكند و تحت چنين شرايطي بار الكتريكي مخالف در صورت حضور نيرويي را دريافت ميكند. بنابراين مفهومي تازه خلق شد. بدين معني كه كيهان مركب از حوزههايي از انرژي است كه نيروهايي تأثيرگذار بر يكديگر را به وجود ميآورند. دفعتا چاچوبي علمي پديد آمد كه در قالب آن قادر گشتيم برخي از تواناييهاي خود را توضيح دهيم قابليتهايي چون تأثيرگذاري بر يكديگر از فاصله دور از طريق ابزاري به جز سخنگفتن يا ديدن اينكه گوشي تلفن را برداريم و پيش از سخنگفتن با تماس گيرنده دريابيم كه او كيست، تجربهايست كه هر يك از ما داشتهايم.
    توسعه و بسط قوانين مداري
    در سه قرني که پس از نيوتن سپري شده است, قوانين وضع شده توسط او و کپلر بارها در محک تجربه سنجيده شده و همواره مسير تکاملي خود را پيموده است. حقيقت آنست که کپلر و نيوتن مدار سيارات را دو جسمي در نظر گرفته بوده اند و وجود اجرام ديگر در اطراف مدار را در نظر نگرفته بودند. امروزه براي محاسبه حرکت ماه, علاوه بر محاسبه ميزان جاذبه زمين و خورشيد,
    جاذبه زهره و مريخ نيز دقيقا محاسبه مي شود.
    يکي از دستاوردهاي قانون جاذبه عمومي اختراع ماهواره ها بوده است. چنانچه مي دانيد ماهواره فقط با سرعت اوليه ثابتي در مدار قرار مي گيرد و از آن پس بدون احتياج به نيروي محرکه اي فقط با استفاده از نيروي جاذبه عمومي به مدت نامحدودي در مدار خود ادامه حرکت مي دهد. نيوتون بيش از 300 سال پيش با اتکا به قانون جاذبه عمومي, حرکت ماهواره اي را پيش بيني کرده بود. او در کتاب اصول خود مي گويد: "اگر گلوله اي را با سرعت مناسب بوسيله يک توپ از بالاي قله يک کوه که ارتفاع آن به حدي بلند باشد که توپ خارج از جو زمين قرار گيرد, شليک کنيم, آن گلوله حرکتي دايره اي يا بيضوي به دور زمين خواهد داشت و چنانچه به چيزي برخورد نکند, تا ابد به دور زمين خواهد چرخيد ."
    امروزه ماهواره ها توسط يک موشک به خارج جو انتقال يافته, با سرعت اوليه مناسب در مدار قرار مي گيردند و درست طبق قانون نيوتن تا مدت نامحدودي به حرکت خود ادامه مي دهند. هرچه سرعت اوليه بيشتر باشد, حالت مدار بيضي تر مي شود, يا به عبارت ديگر خروج از مرکز مدار بيشتر مي شود. ماهواره هايي که در مدارهاي کوتاهتري قرار داده مي شوند, طبق قانون سوم کپلر سرعت حرکت بيشتري دارند. اگر ارتفاع ماهواره حدود 35000 کيلومتر از سطح زمين باشد, سرعت حرکت آن به دور زمين مانند سرعت حرکت وضعي خود زمين مي باشد. به اين ماهواره ها , اقمار ساکن گفته مي شود و از آنها براي اهداف مخابراتي يا تقويت امواج تلويزيوني براي يک منطقه خاص استفاده مي شود .
    پر واضح است که با احاطه بشر به حرکت مداري, موقعيت ماه و خورشيد و سيارات و ماهواره ها مي تواند با دقت محاسباتي خارق العاده اي در حد کمتر از ثانيه زماني محاسبه شود.
    إ شكال علماء طبيعي بعد از نيوتون، بر عموميّت قانون جاذبة وي
    عقيده و قانون نيوتون نيز از دستبرد اشكال و خدشه بر آن سالم نماند. علماء طبيعي بعد از نيوتون بر عموميّت قوّة جاذبهاي كه وي بصورت قانون درآورده بود اشكال كردند؛ و بر اين عقيده شدند كه جسم نميتواند از مسافت دور در جسم ديگر اثر كند، خواه جذب باشد يا اثر ديگر.
    فَراداي گفت: هر جسمي در محيط خود امواجي ايجاد ميكند كه ابتداء دائرة آن امواج به قدر محيط جسم است، و هر چه دورتر شود وسيعتر ميگردد. و آن امواج را مجموعاً جوّ جاذبي نامند.
    اين امواج مانند سائر نور و يا الكتريسيته و غيره، پس از پيدا شدن، مستقلّ و جدا از جسم است. و اگر جسم معدوم شود يا بجاي ديگر انتقال يابد، جوّ جاذبي منتقل نشده و تا زمان كوتاهي باقي ميماند.
    جوّ جاذبي طبق گفتار نيوتون 2 mm¨/r (حاصلضرب دو جرم تقسيم بر مجذور مسافت ميان آن دو) ميباشد. يعني اگر فاصلة دو جسم دو برابر شود، قوّة جاذبه چهار برابر كمتر خواهد شد.
    اشكال اَينشتين بر عموميّت قوّة جاذبة نيوتون
    آلْبِرت أينشتَين ( Albert Einstein ) كه محقّق آلماني است، و تولّدش در سنة 1879 و مرگش در سنة 1955 ميلادي است، جوّ جاذبي را بر اساس گفتار فراداي تحت قاعدة نسبيّت در آورد.
    خود اينشتين در كتاب «نسبيّت و مفهوم نسبيّت» كه نوشتة خود اوست، در فصل 0 3، تحت عنوان اشكالهاي كيهان شناختي نظريّة نيوتون مينويسد:
    )) مشكل بنيادي گريبانگير مكانيك آسماني كلاسيك است، كه تا جائي كه من ميدانم نخستين بار به توسط زِلّيگِر ( Seeliger ) منجّم مورد بحث قرار گرفت. اگر بر اين سؤال تأمّل كنيم كه جهان را در مجموع چگونه بايد نگريست، قدر مسلّم نخستين پاسخي كه به ذهن ميرسد اينست كه: جهان از لحاظ فضا و زمان نامتناهي است.
    ستارگان در همه جا هستند. بدانسان كه تكاثف مادّه اگر چه در جزئيّات بسيار متغيّر است، به طور متوسّط در همهجا يكي است.
    به عبارت ديگر: هر قدر هم كه در فضا دورتر و دورتر شويم، همواره با توده هاي رقيقي از ستارگان مواجه ميشويم كه نوع و تكاثف آنها تقريباً يكسان است.
    اين نگرش با نظريّة نيوتون هماهنگ نيست. چون نظريّة اخير ] نظريّة نيوتون [ ايجاب ميكند كه جهان داراي نوعي مركز باشد كه در آن تكاثف ستارگان از هرجاي ديگر بيشتر است. و هر چه از اين مركز دورتر شويم، تكاثف گروهي ستارگان كاهش پيدا ميكند؛ تا سرانجام در فواصل بسيار زياد به ناحية نامتناهي خالياي ميرسيم. جهان ستارهاي بايد جزيرهاي متناهي در اقيانوس نامتناهي فضا باشد.
    اين برداشت به خودي خود چندان دلپذير نيست. از اين نادلپذيرتر آنكه: مطابق اين نظر، نوري كه از ستارگان گسيل ميشود، و نيز ستارگانِ مجموعة ستارهاي؛ پيوسته داخل فضاي نامتناهي ميشوند، و ديگر نه باز ميگردند و نه به كنش متقابل با اشياء ديگر طبيعت ميپردازند.
    سرنوشت چنين جهان مادّي متناهي آنست كه اندك اندك ولي به شكل منظّم هر چه تهي تر شود.
    زلّيگر براي رهائي از اين معمّا تعديلي را در قانون نيوتون پيشنهاد كرد. او فرض كرد كه: نيروي جاذبة ميان دو جرم در فواصل بسيار زياد سريعتر از قانون عكس مجذور كاهش پيدا ميكند.
    در اينصورت تكاثف متوسّط مادّه ميتواند در همه جا حتّي در بينهايت ثابت بماند، بي آنكه ميدانهاي گرانشي بينهايت بزرگ پديد آيد. بدين ترتيب خود را از شرّ تصوّر نادلپذير جهاني مادّي كه داراي چيزي از نوع مركزيّت است ميرهانيم. ((
    معلوم است كه اشكال اينشتين به نيوتون بنا بر فرض غير متناهي بودن فضاست. او در فصل بعد يعني در فصل 31 در تحت عنوان امكان پذير بودن جهان متناهي ولي بيكرانه شرح مبسوطي ميدهد، و در پايان آن ميگويد:
    )) از آنچه گفته شد، نتيجه ميشود كه: فضاهاي بسته ولي بي حدّ و مرز، قابل تصوّرند. در ميان اين فضاها، فضاي كروي (و بيضوي) به لحاظ سادگي متمايزست؛ چه همة نِقاط آن هم ارز يكديگرند. از اين بحث سؤال بسيار جالب توجّهي نتيجه ميشود كه در برابر منجّمان و فيزيك دانان نهاده شده است. و آن اينستكه آيا جهاني كه در آن زندگي ميكنيم نامتناهي است يا به گونة جهان كروي، متناهي است؟! تجربة ما براي پاسخ گفتن به اين سؤال به هيچ روي كفايت نميكند؛ ولي نظريّة نسبيّت عمومي، پاسخ به اين سؤال را با درجهاي از اطمينان ميسّر ميسازد. و به اين ترتيب به مشكلي كه در فصل 0 3 به آن اشاره شد، جواب داده ميشود. ((
    در اينجا ميبينيم كه خود اينشتين در معضلة نتيجة حاصله از قانون جذب عمومي گير افتاده است. و بنا به روش و طريقة طبيعيّون فرنگ كه بدون برهان و دليل، ادّعاي فضاي لايتناهَي را ميكنند و براي عالم اجسام و كُرات سماوي حدّ و مرزي قائل نيستند؛ او با عنوان دلچسب و دلپذير نبودن تناهي فضا، و دلپذير نبودن خرابي و انهدام جهان مادّه، ميخواهد از نتيجه و ثمرة قانون نيوتوني بيرون رود؛ و جهان مادّه را ابدي و غير متناهي بداند. و فقط با فرضيّة زلّيگر كه: ممكن است قانون جاذبه در مسافتهاي بسيار دور جاري نباشد، و با نظريّة نسبيّت عمومي كه صدقش در اينجا محلّ تأمّل و اشكال است؛ تا درجهاي از اطمينان، خود را خرسند سازد؛ و از شرّ عالم محدود و متناهي و رو به كاهش و نقصان خلاص نمايد.
    اينست فلسفة فرنگيان كه بر برهان و دليل متقني قائم نيست؛ و قبول و انكارشان بالاخره منتهي به دل خواستن و دل نخواستن ميگردد.
    شيخ الرّئيس أبوعلي سينا و سائرين از حكماء ذَوي العزّةِ و الاقتدار، به دليل عقل اثبات كرده اند كه: فضا غير متناهي نيست. و جسم محيط به همة جهان كه به معناي كرسي و يا عرش است وجود دارد؛ تا براي هر جسمي مكان طبيعي بوده باشد. وجود جسم بدون مكان طبيعي محال است، همچنانكه بدون زمان محال است. و خود اينشتين اقرار و اعتراف نموده است كه: ما براي رفع مشكلات بنيادي جهان مادّه كه قانون جذب عمومي آنرا متناهي ميكند و روبه زوال و انهدام ميبرد، نه دليل تجربي داريم و نه دليل نظري.
    جيمز گليك - ترجمه على ملائكه:دنياى مدرن را آيزاك نيوتن به وجود آورد. او براى نخستين بار قوانين دقيق حركت، منشأ رنگ ها، وجود و تاثيرات جاذبه و اين حقيقت كه قوانين فيزيكى واحدى در سراسر جهان حاكم هستند را بيان كرد
    او در اختراع حساب ديفرانسيل و انتگرال با لايب نيتز شريك بود، گرچه اين دو نفر به تندى در مورد نقدشان در اين اختراع به ستيز با هم برخاستند. او هنگامى كه حركات تكه هاى كاغذ بر اثر مالش را تماشا مى كرد، تقريباً الكتريسته را كشف كرد. او فرض كرد كه نور متشكل از هر دوى امواج و ذرات است. انسان ها به خاطر او بود كه فهميدند هم بى نهايت بزرگ ها و هم بى نهايت كوچك ها را مى توان با ذهن انسانى درك كرد و با رياضيات اندازه گرفت.
    برخى شاعران اظهار كردند كه قوانين نيوتن همه شگفتى و تخيل را از جهان برانداخته است. در حقيقت او هماهنگى و انتزاعى را در همه چيزها يافته بود كه باعث شادمانى يونانيان باستان مى شد. اين جهان سيال و سرزنده و با وجود پيش بينى پذيرى اش مداوماً در حال تغيير بود. معلوم شد كه قوانين او آنقدر گيرا هستند كه علم مدرن هنوز در حال روشن كردن پيامدهاى آن است. گرچه اكنون مى دانيم كه آنها تقريب هايى بيش نيستند. اولين كتاب جيمز گليك «آشوب» (Chaos) بيان مى كرد كه چگونه نظريه علمى آشوب معادلات نيوتن را در موقعيت هاى پيچيده به كار مى برد و در بى نظمى نظم پيدا مى كند. حتى رخدادهاى ظاهراً تصادفى اشكال نوينى از نظم را باعث مى شوند كه نيوتن حتماً آنها را دوست مى داشت.
    اما خود نيوتن اصلاً متفكر مدرنى نبود. خدا در پس قوانين كشف شده او هم به عنوان محرك آغازين و هم به عنوان حوزه اى دست نخورده باقى ماند. «اتر» يا «اثير» در آسمان ها موج مى زد، ماده اى جادويى و تقريباً روحانى كه او نمى توانست آن را مشخص كند. اعتقاد او به نيروهاى ناديدنى بيش از همه مديون كيمياگرى بود، كه او در انتهاى زندگيش تمايلى تفننى به آن پيدا
    كرده بود و با كار كردن با جيوه به تدريج خودش را مسموم كرد. او به عنوان يك آزمايشگر هر چيزى را لمس و مزه مى كرد و زمانى با گيره اى چشمش را بست تا كشف كند چه رنگ هايى را مى بيند. داستان مشهور سيب عموماً پس از مرگ او رواج يافت؛ او افتادن سيب را نديده بود، بلكه صرفاً مقايسه اى در مقياس ها بين سيب و كره ماه انجام مى داد، در حالى كه از پيش مى دانست كه به طرز مشابهى قانون جاذبه بر هر دوى آنها اعمال مى شود. با اين حال بخشى از شخصيت نيوتن هميشه در مناطق روستايى «لينكلن شاير» ريشه داشت، كه در آن به مشاهده طبيعت و ساختن ابزارهاى خودش براى اندازه گيرى آن مانند هر كشاورز زاده متكى به خود مى پرداخت.
    شخصيت او، دست كم به آن صورتى كه در اين كتاب ترسيم شده است، تقريباً به طور بيمارگونه اى منزوى بود. او در كمبريج ندرتاً اتاقش را ترك مى كرد. دوستى نداشت و از غرق تفكر بودن و قلم انداز نوشتن تنها هنگامى سربلند مى كرد تا نامه هايى سنگدلانه در مورد آنهايى بنويسد كه ظاهراً انديشه هاى او را دزديده بودند. او از نظر ساير دانشمندان، حتى «هيلى» كه او را تحسين مى كرد، آدمى تندخو و خشن بود. به نظر مى رسد كه او آداب اجتماعى، مانند شانه زدن موهايش را تنها پس از منصوب شدن به سرپرست ضرابخانه رعايت مى كرد.
    اما چيز زيادى از زندگى خانگى نيوتن، اگر بتوان آن را اينگونه خواند، در اين زندگينامه نيامده است و اين امر درست به نظر مى رسد. كتاب آقاى گليك به طرزى درخورتر، جستار يا تحسينى از كار انقلابى نيوتن است كه با شور و شوق فراوان و به سبكى نوشته شده است كه به شعر نزديك تر است تا نثر. اين كه نيوتن بند جورابش را مى بست (اغلب نمى توانست اين كار را بكند) يا هميشه «با زنان درگير مى شد» (حتى فكر كردن به اين موضوع باعث بيزاريش مى شد) به قوانين عظيمى كه او پيشنهاد كرد ربطى ندارند.

    البته عده زيادى كتاب «اصول رياضى» (PrincipaMathematica) را نخواندند و حتى امروز رياضى او براى افراد غيرمتخصص چالش برانگيز است
    آقاى گليك، كه براى مخاطبانى مى نويسد كه ممكن است با ارتباط منحنى ها با معادلات آشنا نباشند، اصول مفاهيم را با ظرافت و به روشنى توضيح مى دهد. راحتى او در توضيح مسائل علمى كليد لذت بخش كتاب است، چرا كه به او امكان مى دهد با اطمينان كامل در اين موضوع غور و تامل كند. با اين حال اين امر به خطايى در رويكرد او به زندگينامه نويسى نيز دلالت دارد، چرا كه او به همان آزادى در تاريخ انگلستان هم غور مى كند و اغلب در موضوعات مربوط به آن دچار اشتباه مى شود
    در آغاز كتاب، زيبايى و ايجاز آن مسحوركننده به نظر مى رسد؛ اما در پايان كتاب، خواننده احساس مى كند كه كتاب ممكن است بيش از حد آسان ياب و بيش ازحد كم مايه باشد

    دركتيبه مزار نيوتون چنين نوشته اند كه :
    طبيعت و قوانين طبيعت در شب نهفته بود . خداوند گفت نيوتون باشد و همه چيز غرق درنورشد.






    [برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...]



  4. 2 کاربر مقابل از این پست *pranses sanaz* تشکر کرده اند.


  5. #202
    *••*˜سـرپرســت کل سایـت˜*••*

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Jan 2012
    سن
    31
    نوشته ها
    68,602
    تشکر
    11,593
    تشکر شده 42,652 بار در 14,138 پست

    پیش فرض پاسخ : *تاپیک جامــــع بیوگـــــرافــی دانشـــمندانی از سراسر دنیــــا*

    بیوگرافی دگستن كوشي | اختشر شناس


    دگستن كوشي در بيست و يكم اوت سال 1789 در پاريس متولد شد. پدرش مردي مقدس و مادرش زني با تقوا بود. كوشي نزد پدر تعليم ديد. پدري كه مقامهاي اداري بالايي را برعهده داشت، از جمله نخستين منشي جلسه سنا بود. خانواده كوشي در «آركوي» در همسايگي لاپلاس و برتوله زندگي مي كردند. در سال 1800 كه پدرش به سمت منشي مجلس سنا انتخاب شد اوگستن كوچك و فعال را همراه خود به آنجا برد. لاگرانژ متوجه استعداد او گرديده بود و به دوست خود لاپلاس گفته بود: او روزي رياضي دان بزرگي خواهد شد و همگي ما را خواهد گرفت طولي نكشيد كه كوشي در پانزده سالگي جايزه بزرگ امپراطور را در ادبيات قديم برد. كوشي در سال 1805 به تحصيل در مدرسه پلي تكنيك و در سال 1807 در مدرسه پلها و راهها پرداخت و در همان سال با مقام شاگرد اولي فارغ التحصيل شد.
    در سال 1813 به پاريس برگشت و در سال 1815 موافقت كرد كه (از طريق انتصاب) جاي گاسپار مونژ جمهوري خواه و طرفدار بناپارت را كه اخراج شده بود بگيرد. از سال 1814 در مدرسه پلي تكنيك تدريس كرد و كرسيهاي ديگري را در دانشكده علوم و كولژ دوفرانس تصدي نمود. در سال 1817 و در سن 28 سالگي با آلوئيز دوبور، دختر (يا نوه) ناشر اكثر آثارش ازدواج كرد. پس از انقلاب در ژوئيه سال 1830 او نه تنها از ياد كردن سوگند وفاداري – كه معنايش از دست دادن كرسي استادي بود- سرپيچيد بلكه جلاي وطن كرد و معلوم نيست كه چرا اين كار را كرد. كوشي از سال 1820 تا 1830 تئوري توابع يك متغير موهومي را بنا نهاد و همين تئوري است كه امروزه بزرگترين عنوان افتخار او محسوب مي شود. كوشي كه كاتوليك مؤمني بود نقش عمده اي در مؤسسات خيريه كليسايي به عهده گرفت. شهرت او شهرت فردي متعصب، خودخواه و تنگ نظر بوده است. آبل او را ديوانه، بينهايت كاتوليك و متعصب مي ناميد. كوشي بر رياضيات تسلط نيافت بلكه رياضيات بر او مسلط شد. هرگاه فكري به ذهنش خطور مي كرد نمي توانست براي نشر آن لحظه اي انتظار بكشد پيش از آن كه ماهنامه «گزارشها» به وجود آيد او مجله اي خصوصي به نام تمرينهاي رياضي بنياد نهاد كه دوازده شماره يك سال آن را خود او با نامحتملترين موضوعات و نظم پر كرده بود. در كمتر از بيست سال ماهنامه گزارشها 589 يادداشت از او منتشر كرد و بسياري از نوشته هاي ديگر به چاپ نرسيد. روي هم رفته او دست كم هفت كتاب و 800 مقاله انتشار داد. در نقل قول ازديگران دقيقتر از همه رياضيدانان روزگار خود بود. بيشتر آثار او حكايت از شتابزدگي دارند اما نامرتب يا شلخته وار نوشته نشده اند. كوشي شانزده مفهوم و قضيه فقطدر مبحث كشساني دارد يعني تعداد مفاهيم و قضاياي او ازتعدادي كه نام رياضيدانان ديگر را بر خود دارند بيشتر است، همه آنها در شكل نهايي خود ساده و بنيادينند. كتاب درسي وي به نام «دوره تحليل رياضي» كه در سال 1821 منتشر شد تأثير نيرومندي بر معاصرانش گذاشت. معيارهاي همگرايي را كشف و بيان نمود و علامت حد را به كار برد، قضيه لاگرانژ و قضيه باقيمانده خود را به اثبات رسانيد. نخست از راه انتگرال و سپس به وسيله «قضيه مقدار ميانگين» كه اندكي از حساب انتگرال كنار رفته بود در كتاب پرآوازه او به نام «حساب حدها» (1831-1832) مسائل مربوط به همگرايي به مسائل مربوط به رشته هاي هندسي تحويل داده شده اند. وي مفهومي را كه ما از تداوم يا پيوستگي داريم اختراع كرد. كوشي بر خلاف گائوس كه اكتشافات خود را پنهان مي داشت تمام اكتشافات خود را به آكادمي فرستاد. وي كسي بود كه موفق شد اكتشافات گائوس را دو مرتبه كشف نمايد. كتاب او به نام «نوشته اي درباره انتگرالهاي معين كه بين دو حد موهومي گرفته شده اند» و در سال 1825 منتشر شد گام بلندي بود به سوي آنچه اكنون قضيه انتگرال كوشي ناميده مي شود او انتگرالها را در مسيرهاي اختياري در ميدان مختلط تعريف كرد و از طريق معادله هاي ديفرانسيل كوشي- ريمان به وسيله حساب تغييرات اين واقعيت را استنتاج نمود كه در ميداني از مرتبه F(z) چنين انتگرالي فقط به نقطه هاي پايان مسير بستگي دارد. محصول كار او «قضيه باقيمانده» در مورد قطبها بود كه به وسيله پ. آ. لوران بسط يافت. كوشي براي امتحان همگرايي رشته تواني خاص براي تابعهاي ضمني كه به رشته مكانيك آسماني لاگرانژ موسوم بود، در سال 1827 روشي ابداع كرد. او از طريق اين كار فرمول انتگرال خود را از قضيه انتگرال خود استنتاج نمود. در سال 1846 مسيرهاي انتگرال گيري بسته اختياري را شناسانيد و قضيه انتگرال خود را بوسيله آنچه امروزه فرمول گرين ناميده مي شود به اثبات رسانيد. كوشي در سال 1822 ابزار اساسي رياضي نظريه كشساني را به وجود آورد (چيزي كه عده اي آن را بزرگترين دستاورد او به شمار مي آورند) او معادله خود درباره تعادل صفحه كشسان را برپايه نيرويي واحد يعني «كشش يا فشار» استوار كرد. «نيرويي با همان ماهيت فشار ئيدروديناميك... از سوي يك مايع بر سطح جسم جامد ... كه از لحاظ اندازه و جهت ناشي از فشارها يا كششهايي بود كه بر سه صفحه دو به دو عمود بر هم اعمال مي شد.» خدمات فراواني كوشي به مكانيك آسماني مشتمل بودند بر اثبات اين امر كه رشته هايي نامتناهي كه اخترشناسان به كار مي بردند در يك جا به هم وصل مي شوند. او كار بسيار مفصلي درباره رشته ها كرد بخصوص براي حل معادله كپلر و بسطهايي از تابع مربوط به آشفتگي (Perturbation) مشهورترين خدمت به او اخترشناسي در سال 1845 بررسي او راجع به محاسبه پرزحمت لووريه در مورد نابرابري بزرگ در حركت متوسط پالاس (يكي از سياركهاي منظومه شمسي) به وسيله روشي بسيار ساده تر مي باشد. اوگوستن كوشي پس از اين اكتشافات بسيار مهم در رياضي و فيزيك و مكانيك آسماني سرانجام در بيست و سوم مه سال 1857 در سن شصت و هشت سالگي و در نزديكي پاريس وفات يافت.







    [برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...]



  6. 2 کاربر مقابل از این پست *pranses sanaz* تشکر کرده اند.


  7. #203
    کاربر سایت

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    نوشته ها
    1
    تشکر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست

    پیش فرض پاسخ : *تاپیک جامــــع بیوگـــــرافــی دانشـــمندانی از سراسر دنیــــا*

    نقل قول نوشته اصلی توسط *Pranses sanaz* نمایش پست ها
    گفتوگوی با راضیه خزایی | نفر اول علوم تجربی كنكور سال 89

    نفر اول گروه آزمایشی علوم تجربی كنكور سال 89 میگوید كه برای ادامه تحصیل بین انتخاب دانشگاه تهران یا همدان مردد است.


    راضیه خزایی نفر اول گروه آزمایشی علوم تجربی كنكور سال89 در گفتوگو با خبرنگار حوزه دانشگاه خبرگزاری فارس، با بیان اینكه پیش از برگزاری كنكور به رتبه خود در این آزمون فكر نمیكردم، اظهار داشت: در سال تحصیلی گذشته تمام فكرم معطوف به درس خواندن بود و امیدوار بودم رتبه زیر 20 كسب كنم.

    وی افزود: بعداز برگزاری كنكور سراسری و بررسی ابتدایی سؤالات فكر میكردم كه در این زمینه چندان موفق نبودهام اما بعد از مشورت با دیگران متوجه شدم كه سطح سؤالات آزمون امسال تا حدودی سختتر از گذشته بوده و به همین دلیل منتظر بودم تا رتبهای زیر 50 در این آزمون كسب كنم.

    نفر اول گروه آزمایشی علوم تجربی كنكور سال89 با بیان اینكه توكل به خدا و حمایتهای خانواده مهمترین عوامل موفقیت من در این آزمون بودند، گفت: من در یك خانواده 4 نفره زندگی میكنم كه مادرم خانهدار است و پدرم با تحصیلات لیسانس فلسفه بازنشسته شده است.

    خزایی در همین زمینه ادامه داد: از خانواده خود متشكرم كه در این یك سال گذشته تمام توجه خود را به من و درسهایم معطوف كردند، البته در كنار این موارد باید از دبیران و مسئولان آموزشگاه پیشدانشگاهی هم نام ببرم.

    وی در خصوص ساعات مطالعه خود در یك سال گذشته خاطرنشان كرد: تا پیش از تعطیلات نوروز كه به مدرسه میرفتیم روزانه 7 تا 8 ساعت و در روزهای تعطیل هم 9 تا 10 ساعت مطالعه درسی داشتم.

    نفر اول گروه آزمایشی علوم تجربی كنكور سال89 در ادامه یادآور شد: بعد از تعطیلات طلایی نوروز ساعات مطالعه درسی من به 12 ساعت در روز افزایش یافت و در دوران جمعبندی كه بیشتر به تستزنی مشغول بودم روزانه حدود 6 ساعت مطالعه داشتم.

    خزایی با بیان اینكه تا سال دوم دبیرستان در رشته ریاضی تحصیل میكردم، اظهار داشت: از سال سوم به رشته تجربی تغییر رشته دادم و در سال گذشته نیز به دلیل همین تغییر رشته در كلاس تقویتی زیستشناسی شركت كردم.

    وی با بیان اینكه برای موفقیت در این آزمون در هیچ آموزشگاه كنكوری شركت نكردم، گفت: به نظر من شركت در این گونه كلاسها بستگی به روحیات خود دانشآموز دارد، اما مهمتر از این موارد تلاش شخصی هر فرد است كه میتواند موفقیت وی را تضمین كند.

    نفر اول گروه آزمایشی علوم تجربی كنكور سراسری سال 89 در خصوص آینده تحصیلی خود نیز اضافه كرد: از ابتدا به رشته پزشكی فكر میكردم اما اكنون در مورد انتخاب دانشگاه تردیدهایی دارم و باید از بین دانشگاه تهران و همدان یكی را برای ادامه تحصیل انتخاب كنم.

    وی با بیان اینكه دانشگاه همدان در رشته پزشكی در مرتبه بالایی قرار دارد اما به احتمال زیاد برای ادامه تحصیل به تهران میآیم، خاطرنشان كرد: علیرغم این موارد باید برای انتخاب نهایی خود با مشاوران و دبیران مدرسه و همچنین خانواده خود مشورتهای لازم را انجام دهم.

    نفر اول گروه آزمایشی علوم تجربی كنكور سال89 در پایان خطاب به هم سن و سالان خود اظهار داشت: توصیه من به دانشآموزان پشت كنكوری این است كه یك سال كنكور میتواند در تعیین سرنوشت هر فردی بسیار مؤثر باشد و دانشآموزان میتوانند با درك درست این مسئله و جدیت و تلاش بیش از پیش دستیابی به اهداف آینده خود را آسانتر كنند.
    رازهای موفقیت نفر اول کنکور سراسری سال 89 در رشته علوم تجربی

    می گوید اصلاً براي شركت در رقابت کنکورسرنوشتساز اضطراب نداشتم و اين مسئله را به خاطر لطف پدر و مادر ، مشاور با دانش و امكاناتي كه خانواده برايم فراهم كرده بودند، ميدانم.

    روزهاي كودكياش را به شوق لمس تجربه آموختن و شناختن، يكييكي پشتسر گذاشت تا روزي كه قلم بهدست گرفت و الفباي دانش را آموخت. از همان زمان شوق پيمودن پلههاي ترقي در وجودش جوانه زد و تصميم گرفت از ثانيهها و فرصتهاي زندگي به بهترين نحو استفاده كند. ثانيهها را پشتسر گذاشت و با كولهباري پر از علم، قدم به راه دانش گذاشت و در صحنه رقابت توانست، هزاران رقيب را پشتسر بگذارد. راضيه خزايي، جوان 21 ساله كرمانشاهي است كه در رقابت يك ميليون و دويست هزار نفري در كنكور سال 89، توانست رتبه نخست را در رشته علوم تجربي بهدست آورد تا همگام با جامعه علمي ايراني به سوي فردايي بهتر و روشنتر گام بردارد.


    از كودكي دوست داشتيد، چهكاره شويد؟
    از دوران كودكي هميشه دوست داشتم دندانپزشك شوم. به درس خواندن علاقه خاصي داشتم حتي قبل از مدرسه، خواندن و نوشتن را آموخته بودم، پدرم نيز مرا تشويق ميكرد تا با علاقه و به صورت مفهومي درس بخوانم.

    به اين ترتيب، پدرتان نقش مهمي در موفقيتتان داشته است؟
    بله. رشته تحصيلي پدرم فلسفه است. به خاطر همين مسئله از پنج سالگي، مرا با ادبيات آشنا كرد و اين آشنايي سبب شده تا با اشتياق و علاقه فراوان و به صورت جدي از همان مقاطع اوليه تحصيلي درس بخوانم.

    علاقه دوران كودكيتان به رشته پزشكي باعث شد كه رشته علوم تجربي را انتخاب كنيد؟
    خير. از سوم راهنمايي تا دوم دبيرستان به رشته رياضي فيزيك علاقهمند بودم و حتي در دبيرستان نيز اين رشته را انتخاب كردم . اما با تشويق دبير زيست، در دبيرستان تغيير رشته دادم و تصميم گرفتم رشته علوم تجربي را انتخاب كنم تا در مقطع دانشگاهي در رشته پزشكي تحصيل كنم.

    از چه سالي مطالعه براي كنكور را آغاز كرديد؟
    باتوجه به اينكه در دبيرستان فرزانگان تحصيل ميكردم رقابت بسيار قوي و زيادي ميان دانشآموزان وجود داشت، بنابراين تمام دانشآموزان به صورت جدي درس ميخواندند، اما مطالعه را بهطور جديتر از سال سوم دبيرستان آغاز و از همان سال به صورت حرفهاي شروع به تستزني كردم.

    به طور متوسط در روز چند ساعت درس ميخوانديد؟
    ساعت مشخصي وجود نداشت. این بستگی به برنامه ای داشت که مشاورم برای هر هفته می دادند . گاهي اوقات هفتهاي 50 ساعت، بعضي وقتها نيز هفتهاي 30 تا 40 ساعت درس ميخواندم. سال قبل از كنكور تا قبل از نوروز هفت تا هشت ساعت و بعد از آن 10 تا 11 ساعت مطالعه ميكردم.

    از كلاس كنكــــور يا برنامههاي كمك آموزشي هم استفاده ميكرديد؟
    اعتقادی به کلاس های کنکور نداشتم، فقط در كلاسهاي فوق برنامه درس زيستشناســي مدرسه شركت ميكردم . البته برای آنکه بصورت برنامه ریزی شده و اصولی درس بخوانم تا سال دوم از مشاوره های خانم فرهودی از مشاورین گاج استفاده می کردم . اما از سال سوم و به توصیه مدیر مدرسه مان از مشاوره ها و سیستم برنامهريزي دکترسیناتهرانی بصورت تلفنی استفاده می کردم .

    اما اسم شما در تبلیغات تلویزیونی دو موسسه کنکوری مشهور هم ذکر شده بود؟
    بله متأسفانه آنها از نام من هم در تبلیغات خود استفاده کردند ولی با برنامه کاملی که از سوی آقای تهرانی داشتم و آزمون هایی که مدرسه می گرفت دیگر نیازی به استفاده از کلاس های چنین موسساتی نداشتم.

    به كداميــك از دروس علاقهمند بوديد؟
    بـــه دروس رياضــــــي و زيستشناسي علاقه خاصي داشتم اما به طور كلي از درس خواندن لذت ميبردم و مطالعه هيچيك از دروس براي من خستهكننده يا دشوار نبود.

    به شاگرد اولي فكر كرده بوديد؟
    به اول شدن فكر نميكردم، زیرا به توصیه مشاور خوبم برای دوری از هرگونه تنش و استرس ، كسب رتبه برتر آنچنان برایم مهم نبود، تنها موضوعي كه اهميت داشت قبولي در رشته مورد علاقهام بود.

    در جلسه كنكور فكر ميكرديد رتبه اول را كسب كنيد؟
    از مشاور خوبم آموخته بودم که وقتي سؤالات را پاسخ ميدهم، تمرکزم بر اجرای روشهای تستی ایشان باشد تا بتوانم با فرار از تله های تستی طراحان سوالات کنکور ، وقت بیشتری برای خود ذخیره کنم و لذا به رتبه فكر نميكردم، اما روز بعد که سوالات و پاسخنامه آنها را بررسی می کردم به كسب رتبه تكرقمي اميدوار بودم.

    آیا وقت اضافه هم آوردید؟
    روش خوبی که برای پاسخگویی به تست ها اتخاذ کرده بودم ، مانع از افتادن من در تله طراحان سوالات کنکور و اتلاف وقتم می شد ، به همین دلیل در دروس عمومی حدود 8 دقیقه و در اختصاصی ها تقریباً 14 دقیقه ای وقت اضافه آوردم که آنرا به بررسی تست هایی که نزده بودم اختصاص دادم.

    در جلسه كنكور اضطراب نداشتيد؟
    خير. چون با روشهای بسیار خوبی که مشاورم آقای تهرانی آموخته بود، كاملاً استرس خود را مهار کرده و آرام بودم و سعي ميكردم با تنظيم وقت، فرصت پاسخ به تمام سؤالات را داشته باشم.

    چــه كسي بيشتــر از موفقيتتان خوشحال شد؟
    آقای تهرانی خیلی از این موفقیت به وجد آمد. هرچند ایشان همه ساله رتبه های تک رقمی و دو رقمی بسیاری دارند. اما شادي خاصي در صدای ایشان که بصورت تلفنی به من تبریک می گفتند، حس می کردم. مادرم هم پس از شنيدن خبر گريه كرد و بر چهره پدرم نيز لبخندي حاكي از رضايت، نقش بست.

    درباره آينده شغليتان فكر كردهايد؟
    در آينده تصميم دارم در رشته جراحي قلب، ادامه تحصيل بدهم، زيرا به اين رشته علاقه دارم و تحقيقات زيادي هم درباره كاربرد اين رشته انجام دادهام.

    فكر ميكنيد شاگرد اول كنكور با ساير دانشآموزان چه تفاوتي دارد؟
    قبل از اينكه در كنكور رتبه نخست را كسب كنم، فكر ميكردم، ميان رتبه نخست كنكور و ساير شركتكنندگان فاصله زيادي وجود دارد اما شايد يك بيدقتي كوچك يا يكي دو تست اشتباه، 20 تا 30 رتبه شركتكننده را عقب بيندازد، به نظر من انتخاب هدف و چگونگي تلاش براي رسيدن به هدف، افراد را از يكديگر متمايز ميكند، نه كسب رتبه يا برد و باخت.

    خانواده چه نقشي در انتخاب هدف و فراهم كردن مسير مناسب براي رسيدن به آن داشت؟
    به عقيده من، خانواده نقش بسيار مهمي در موفقيت افراد دارد. پدرم مانند يك روانشناس، ميدانست چگونه با من رفتار كند تا بهتر درس بخوانم و استرس نداشته باشم. مادرم نيز فضاي خانه را بسيار آرام كرده بود حتي خواهر كوچكترم نيز با صداي بسيار كمي تلويزيون نگاه ميكرد. من اصلاً براي شركت در اين رقابت سرنوشتساز اضطراب نداشتم و اين مسئله را به خاطر لطف پدر و مادر و امكاناتي كه آنها برايم فراهم كرده بودند، ميدانم.

    چه توصيهاي براي دانشآموزاني داريد كه دوست دارند در كنكور آينده جاي شما باشند؟
    قبولي در كنكور، شكار فرصتها و پشتكار است. اگر فردي پايه درسي قوي داشته باشد و يكسال قبل از كنكور، با برنامه ریزی و هدایت یک مشاور آگاه و دلسوز ، نهايت تلاش خود را بهكار گيرد و سختيها را تحمل كند، طعم شيرين موفقيت را بهطور قطع خواهد چشيد. سال آخر دبيرستان فرصتي است كه گاهي اوقات سرنوشت و آينده شغلي افراد را رقم ميزند. براي همين بايد از اين فرصت به بهترين نحو استفاده شود و با كنار زدن اهداف كوچك و پوشالي، به اهداف بزرگ دست پيدا كرد.

    روش خاصي را براي مطالعه پيشنهاد نميكنيد؟
    همانطور كه گفتم مفهومي درس خواندن و برخورداري از پايه قوي درسي، افراد را به موفقيت در كنكور نزديك مي كند.بیشتر سعی می کردم به روشی که مشاورم آموخته بود، مطالعه كنم. بیشتر سعی می کردم به روشی که مشاورم آموخته بود، مطالعه كنم، چون باعث می شد تا مطالب را بصورت عمیق آموخته و برای مدت زیادی آنها را بخاطر بسپارم.

    يك روز كاري شاگرد اول كنكور چگونه ميگذرد؟
    در سال قبل از كنكور كه بيشترين زمان را به مطالعه دروس اختصاص ميدادم اما بهطور كلي، نوشتن را بسيار دوست دارم و به تحقيق و مطالعه در خصوص علوم روز دنيا نيز علاقهمند هستم.

    بزرگترين آرزويي كه داريد؟
    در رشتهاي كه قصد تحصيل در آن دارم موفق شوم و به جامعه خدمت كنم.

    اگر در كنكور پذيرفته نميشديد؟
    به نظر من خداوند، تلاش بندگانش را پاسخ ميدهد و براي رسيدن آنها به اهدافشان كمك ميكند. اگر قبول نميشدم هم باز تسليم اراده خداوند ميشدم و براي رسيدن به هدفم دوباره تلاش ميكردم.
    جالبه یهو هوس کردم اسم راضیه رو سرچ کنم که چشمم به این سایت افتاد و حالم حسابی گرفته شد.وای خدا باورم


    نمیشه یه عده تا چه حد میتونن پست باشن!من خودم یکی از اقوام نزدیک راضیه ام و در جریان فعالیتاش بودم.اصلا معلوم


    نیست اسم سینا تهرانی و فرهودی و ...از کجا تو این مصاحبه جا باز کرده،در شرایطی که راضیه نه تا بحال صدای سینا تهرانی


    رو شنیده،نه اصلا میدونه فرهودی کیه!!من از متن اصلی این مصاحبه مطلع ام و اتفاقا وقتی راضیه داشت مصاحبه میکرد،اونجا


    بودم(بعد رتبه آوردن تو کنکور رو که خودتون میدونید،همه ی اقوام هجوم میارن خونه ی آدم!!!)خدمت دوستان عرض کنم که این


    مصاحبه،تحریف شده است و اسم این مشاورا،از بیخ و بن بهش اضافه شده!!!!راضیه تو اون مصاحبه اصلا اسمی از سینا


    تهرانی و فرهودی و چه میدونم امثال اینا نیاورد.چطور اسم مشاوری رو بگه که تابحال صداش هم نشنیده یا اصلا


    نمیشناسدش؟؟؟
    خود راضیه هم وقتی موضوع این مصاحبه ی جعلی رو فهمید؛،خیلی ناراحت شد ،ولی چه میشه کرد با مصاحبه های زرد و پر


    شایعه و دروغ...من نمیدونم کی و با چه هدفی دست به این کار کثیف زده،چه بسا خود آقای تهرانی و خانم فرهودی هم از


    این موضوع بی اطلاع بوده باشن و مقصر نباشن و فقط یه عده،فقط از سر ماجراجویی و از روی بیکاری،دست به این کار زده


    باشن.تنها چیزی که ازش مطمئنم،اینه که این کار،از هرکی سرزده باشه،خیلی از انسانیت بدوره..شما دوست عزیز هم میدونم فقط نقل قول کردی و تقصیری نداری.مقصر اون کسیه که برای اولین بار این مصاحبه ی جعلی رو منتشر کرده

    ضمن اینکه راضیه سال کنکور تو آزمون های چند موسسه شرکت میکرد و کلابرای محک زدن خودش زیاد آزمون میداد.فکر


    نمیکنم موسسه ای در ارتباط با آزمون از اسمش سواستفاده کرده باشه.ولی همونطور که گفتم،نه از مشاوره ی سینا تهرانی


    استفاده کرد،نه مشاوره ی فرهودی.و این مصاحبه ی جعلی،سواستفاده از اسم راضیه در زمینه ی مشاوره است.
    این رو هم بگم که من نه میدونم سطح مشاوره ی تهرانی و فرهودی،چجوریه،نه قصد توهین بهشون رو دارم،نه تاییدشون


    میکنم و نه تکذیب.فقط اینو میخوام بگم که قطعها و یقینا،راضیه از مشاوره ی اینا استفاده نکرده

+ ارسال موضوع جدید
صفحه 21 از 21 نخستنخست ... 11 17 18 19 20 21

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

تعداد اعضای بازدید کننده از این تایپیک : 0

بازدید کنندگان :  (نمایش کلی)

نامی برای نمایش وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

Bookmarks

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •