+ ارسال موضوع جدید
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: سخنى با حسین (علیه السلام)‏

  1. #1
    مدیر بازنشسته

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Jan 2012
    محل سکونت
    نازلو
    نوشته ها
    10,473
    تشکر
    10,601
    تشکر شده 16,504 بار در 6,721 پست

    پیش فرض سخنى با حسین (علیه السلام)‏



    به دشت «نینوا» ناى حقیقت از «نوا» افتاد

    ‏«حسین ! اى پرچم خونین حق بر دوش،

    حسین ! اى مرد انقلابی
    حسین ! اى رایت آزادگى در دست،

    در آن صحراى سرخ و روز آتشگون‏

    قیام قامتت در خون نشست، اما

    پیام نهضتت برخاست‏

    از آن طوفان «طف» در روز عاشورا، ‏

    به دشت «نینوا» ناى حقیقت از «نوا» افتاد

    ولى ...‏

    مرغ شباهنگ حقیقت ، از نواى ناله «حق ، حق » نمى‏افتد».‏

    سلام بر تو ، اى حسین !‏

    سلام بر خط شفقگون كربلا، كه خون تو را، اى خون خدا - همواره بر چهره افق مى‏پاشد و غروب هنگام، ‏سرخى آسمان مغرب را به شهادت مى‏گیرد ، تا آن جنایت هولناك را هر چه آشكارتر بنمایاند و چشم تاریخ را بر ‏این صحنه همیشه خونین بدو زد و گوش زمان را از آن فریادها تندر گونه آن عاشوراى دوران ساز، پر كند.‏

    اى حسین ... اى عارف مسلّح !‏

    كربلاى تو، عشق را معنى كر دو انقلاب تو اسلام را زنده ساخت و شهادت تو، حضور همیشگى در همه زمان‏ها ‏و زمین‏ها بود.‏

    اى حسین ... اى شراره ایمان !‏

    اىحسین ... اى در سكوت سرخ ستم، شهر آشوب!‏

    در بهت خاموشى و ترس، تلخابه فریاد را در حلقوم شب ریختى و با نامردان تبهكار ، مردانه در آویختى.‏

    عاشوراى تو، انفجارى از نور و تابشى از حق بود كه بر «طور» اندیشه‏ها تجلى كرد و «موسى خواهان» گرفتار ‏در «تپه» ظلمت ظلم را از سرگردانى نجات بخشید.‏

    چه مى‏گویم؟ ... تو تاریخ را به حركت آوردى و زبان زمان را به سرودن حماسه‏هاى زیباى ایثار و جهاد و شهادت ‏گشودى . لحظه لحظه تاریخ را عاشورا ساختى و جاى جاى سرزمین‏ها را كربلا...‏

    خفته بودیم و بى خبر ... اما تو، این «مصباح هدایت» و اى «كشتى نجات» گام خسته ما را به تلاش كشاندى و ‏افسردگى یأسمان را به شور امید مبدل ساختى و از سكوت و درنگ و وحشت ، به فریاد و هجوم و شجاعتمان ‏رساندى و پاى كوفته و پر آبله ما را، تا بام آگاهى و تا برج بیدارى فرا بردى. ‏

    ‏«اى حسین » ...‏

    تو كلاس فشرده تاریخى .‏

    كربلاى تو، مصاف نیست‏

    منظومه بزرگ هستى است ، ‏

    طواف است.‏

    پایان سخن ‏

    پایان من است ‏

    تو انتهاى ندارى ...

  2. کاربر مقابل از این پست royaiii تشکر کرده است.


+ ارسال موضوع جدید

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

تعداد اعضای بازدید کننده از این تایپیک : 0

بازدید کنندگان :  (نمایش کلی)

نامی برای نمایش وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

Bookmarks

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •