نمايشگاه «نان» دارد؟



نقل مي‌كنند بنده خدايي از چاهكني خواست در باغش چاهي حفر كند، چاهكن به حفر چاه مشغول شد و چند روزي بي‌وقفه به كار ادامه داد، اما از آب خبري نبود. چاهكن با وجود اين‌كه هر روز اجرتش را از صاحب باغ مي‌گرفت، اما از كندن بيهوده زمين خسته شد و به صاحب باغ گفت: «بي‌فايده است، اين زمين آب ندارد».


صاحب باغ در پاسخ او گفت: «به كارت ادامه بده، اين چاه اگر براي ما آب ندارد، براي شما نان كه دارد!». لطفا اين داستان قديمي را گوشه ذهنتان نگه داريد تا بعد.
بي‌مقدمه عرض مي‌كنيم به خود مي‌باليم و خدا را شاكريم در كشوري زندگي مي‌كنيم كه حداقل در يك مورد ـ‌ برخلاف ساير موارد ديگر ـ هيچ نقص و كمبودي در زندگي​مان احساس نمي‌كنيم و آن يك مورد هم چيزي نيست جز برگزاري مداوم و هميشگي نمايشگاه‌هاي مختلف در طول سال.
البته در مملكتي كه هر روزش يادبودي و هر هفته آن گراميداشتي است برگزاري 60، 70 تا نمايشگاه در طول سال (آن هم فقط در تهران) اصلا به چشم نمي‌آيد. به هر حال ما كه به شكرگزاري عادت كرده‌ايم و باز طبق عادت از برگزاري اين همه نمايشگاه در طول سال شكرگزاريم و باز بي‌خود و بي‌جهت از اين همه نعمت و امكاناتي كه به دلايل مختلف هي به ما ارزاني مي‌دارند سپاسگزاريم. انصافاً در اين شرايط ـ ملتفت هستيد كه ـ بهترين كار رفتن به نمايشگاه است! نه؟
بگذريم، راستش را بخواهيد برگزاري نمايشگاه مطبوعات بهانه‌اي بود تا كنكاشي كنيم در احوالات و حواشي مربوط به برگزاري اين گونه نمايشگاه‌ها و...
البته قصد نداريم به مباحث تكراري كه بارها در خصوص آنها گفته‌ايم و گفته‌اند و شما هم بارها و بارها شنيده‌ايد و خوانده‌ايد، بپردازيم و كلا از زيلو‌هاي پهن‌شده در محوطه داخلي نمايشگاه و بساط چاي و تخمه و قابلمه ناهار بعضي از بازديدكنندگان محترم كه هميشه خاطره يك پارك زيبا را در دل نمايشگاه براي ما زنده مي‌كنند مي‌گذريم و از بساط دستفروش‌هايي كه رونق كارشان از رونق نمايشگاه هم بيشتر است، مي‌گذريم و از اين موضوع حياتي هم مي‌گذريم كه بعضي از بازديدكنندگان محترم بابت دريافت هدايا از غرفه‌ها چقدر به همديگر احترام مي‌گذارند و چقدر محترمانه ساير بازديدكنندگان را با آرنج و... نوازش مي‌كنند.
بي‌خيال اين هم مي‌شويم كه هميشه به بهانه پيداكردن جاي پارك ساعت‌ها دور نمايشگاه طواف مي‌كنيم و باز نمي‌گوييم كه وقتي سراغ ماشين​مان مي‌رويم با گلگير قر شده و آيينه شكسته و ضبط سرقت شده آن مواجه مي‌شويم (يكي از عجايب نمايشگاه همين است كه تمام اين موارد در مدتي كمتر از دو ساعت و در شرايطي اتفاق مي‌افتد كه قبض جريمه زير برف پاك‌كن گواهي مي‌دهد كه پليس در همان حوالي است!) به هرحال از همه اين موارد به دو دليل چشم‌پوشي مي‌كنيم اول اين‌كه تكراري هستند و دوم اين‌كه ما امسال مشكل جاي پارك نداشتيم و به اميد خدا پاسخ كساني را كه از روي عناد معتقدند دليل اصلي اين‌كه ما مشكل جاي پارك نداشتيم اين بوده كه اصلاً ماشين نداريم را در فرصتي مقتضي خواهيم داد!
واقعاً از همه اين مسائل مي‌گذريم و سراغ كساني مي‌رويم كه انصافاً خودشان هم دليل حضورشان را در نمايشگاه‌هاي مختلف نمي‌دانند و از آنها مي‌پرسيم كه...
بي‌خيال... اين بنده خداها هم مثل ما بي‌تقصيرند، اما انصافاً از اين سوالي كه سال‌ها​ست در ذهن ما نقش بسته نمي‌توانيم بگذريم؛ آن هم اين​ كه به نظر شما بهتر نيست قبل از برگزاري هر نمايشگاهي ابتدا حداقل بخشي از اهداف برگزاري آن نمايشگاه را به مردم فهيم خودمان تفهيم بفرماييم! تا در پايان با سوال‌هاي تكراري از جانب بازديدكنندگان مثل ضرورت برگزاري فلان نمايشگاه مواجه نشويم و اجازه ندهيم حتي درصد اندكي از مردم اين سوال در ذهنشان شكل بگيرد كه اين نمايشگاه‌ها اگرچه براي ما آب ندارد، اما براي بعضي‌ها نان دارد.

باور بفرماييد لزوم برگزاري همين نمايشگاه مطبوعات براي خود ما هم... بگذريم. به هر حال در نمايشگاه مطبوعات امسال حداقل براي ديداري دوستانه بين ما و شما (خوانندگان عزيز) چشم به راه حضور گرمتان هستيم.