پرنده در رفتني است


جام جم آنلاين: كم در جماعت خودمان؛ يعني ابناء آدم، چيزهاي عجيب و غريب هست كه گاه در مورد چيزهاي ديگري هم كه آدم نيستند، آدم چيزهايي براي اظهار شگفتي و اعجاب مي‌شنود.

مثلا خبرگزاري ايسنااينا گزارشي از دانشگاه كاليفرنيا منتشر كرده مبني بر اين كه تحقيقات محققان آنجا نشان مي‌دهد كه برخي پرندگان از جمله زاغ كبود هنگام مشاهده يك همنوع مرده ـ به صورت پخش زنده ـ با صداكردن ساير پرندگان و تجمع در كنار پرنده مرده، اقدام به سوگواري مي‌كنند. حالا بيا درستش كن!
زبان حال پرندگان سوگوار:
مرغ سحر ناله سر كن
داغ مرا تازه تر كن
ز آه شرربار....نرخ مرغ را
برشكن و زير و زبر كن!...
خدا را شكر كه پرندگان اگر سوگوار يكديگر هم مي‌شوند، مراسم سوگواري خود را خيلي ساده و مختصر برگزار مي‌كنند كه در اين شرايط حساس اقتصادي روي كسي فشار نيايد. حالا حساب كنيد اگر آنها هم مي‌خواستند براي رفتگان خود، مراسم هفت و چهل و سال و پارسال و هر سال بگيرند، بايد در داغ فراق خود دوبله بال بال مي‌زدند.
زبان حال بازماندگان پرنده:
ياد آريد اي مهان زين مرغ زار
يك صبوحي در ميان مرغزار
متن پيشنهادي كارت تعزيه: فرض محال كه محال نيست. حالا كه فهميديم برخي پرندگان هم بشدت رقيق‌القلب هستند و هنگام از دست دادن همديگر، از خودشان احساسات غمگنانه خارج مي‌كنند؛ تصور اين هم كه براي شركت در مراسم سوگواري پرنده موردنظر براي ديگر پرندگان كارت پرسه و تعزيه بفرستند، خيلي چيز عجيبي نيست. حداقل براي اهل تخيّل و طنز. كارت پيشنهادي ما را ملاحظه كنيد:
پرنده رفتني است
من نگويم كه مرا از قفس آزاد كنيد
قفسم برده به باغي و درش باز كنيد
سار از درخت پريد.... بدين وسيله درگذشت نابهنگام پرنده ناكام، گنجشكك اشي مشي را كه صدبار به آن خدابيامرز گفتيم برو لب بام ما مشين....، به اطلاع گنجشكان و ساير پرندگان عزيز مي‌رساند. به همين مناسبت مجلس سوگواره‌اي از ساعت چهار تا چهار و پنج دقيقه روي درخت سپيدار واقع در خيابان جلفا، كوچه بلبل برگزار مي‌گردد.
وسيله اياب و ذهاب با خود پرندگان است. بنا به وصيت آن مرحوم، همه هزينه‌هاي دانه خوري، صرف آزادسازي پرندگان اسير قفس خواهد شد.

از طرف خانواده‌هاي: گنجشك روزي، قناري‌زاده، سوت بلبلي، كلاغ پر، شانه به‌سر،قمري، زاغ سياه، مورچه پردار،..... و ساير وابستگان داغديده.
***
شعر روي آرامگاه: در ضمن بنا به پيشنهاد پرنده مردني، اين متن منظوم بر سنگ محل خاكسپاري وي منقوش مي‌گردد:
من يه پرنده‌ام آرزو دارم تو باغم باشي
من يه خونه تنگ و تاريكم، كاشكي توبياي چراغم باشي
هر جا كه باشم، هر كي كه باشم، تو بايد باشي، تا زنده باشم
مي‌ميرم اگه از تو جدا شم، مي‌ميرم اگه با تو نباشم