1. ناقلا، «گردن بندِ دزدی» را انداخت گردن خودش و «دزدی ِ گردن بند» را گردن من!
2. آدم ِ «بی سر و زبون» از از یک پُرس «کله پاچه» هم بی ارزش تر است!
3. هرقدر هم «زرنگ» باشی باز «یلدا» زیر بغلت «هندونه» میذاره!
4. در امور آقازاده ها بخواهی «تیز» بشوی ، سرت را به «سنگ» می مالند!

5. برای «تصحیح» زندگی باید دور اشتباهات را «خط» کشید.
6. بعضی ها خودشان را می کشند برای داشتن عمر طولانی.
‏7- چنان در زندگی «غرق» شده ایم که حواسمان نیست «آب» از سرمان گذشته است.
‏8- زندگی «پیش نیاز» مرگ است و روزگار این دو را برای من «هم نیاز» کرد.
‏9- همه انسان ها در زندگی یک «تجربه» مشترک دارند و آن: «پشت سر گذاشتن» بالش است.
10. آنقدر پیشِ رئیس، نماز جعفرِ «طیار» خواند تا «طیاره»ی اداره را صاحب شد!
11. هرکه «نامش» بیش، «حرفش» بیشتر!
12. پایش را بیش از گلیمش دراز کرد... شلوارش جر خورد!

13. اکثر بازیگران هالیوود، همیشه در «صحنه» اند!
14. برای آنکه هیچ «دزدی» کلاهم را برندارد، آنرا «قاضی» کردم!
15. استاد به دانشجوها: شماها شیطونید!
دانشجو به استاد: شماها شیطون رو «درس می دید!»

16. خیالم که «تخت» شد؛ دلشوره هام «خوابیدند!»