+ ارسال موضوع جدید
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: باران گرانی (شعر طنز)

  1. #1
    کاربر سایت

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Mar 2011
    محل سکونت
    تهران
    سن
    25
    نوشته ها
    231
    تشکر
    1,445
    تشکر شده 922 بار در 252 پست

    باران گرانی (شعر طنز)

    باز باران با گرانی ... با کمی باد و تورم ... می خورد بر جیب خالی ... سوی قیمت رو به انجم


    باز باران با گرانی
    با کمی باد و تورم
    می خورد بر جیب خالی
    سوی قیمت رو به انجم
    گردشی همراه فرزند
    توی بازار شب عید
    بر لب فرزند لبخند
    بنده اما همچنان بید
    «خوب و شیرین»!!
    توی ویترین ها نشسته
    بس لباس چرم و هم جین
    دسته دسته بسته بسته
    لیک غرق در گرانی
    «هرچه می دیدم در آنجا»
    نقل و آجیل و شیرینی
    «بود دلکش بود زیبا»
    پسته میگفتش به شادی:
    جیب خالی توی بازار
    از چه رویی ؟!
    مرد بیکار!!
    گفتم: این فرزند شاد است
    نیست اینک صاحب فن
    بی خبر از عدل و داد است
    کودک بیچاره من
    «نرم و نازک»
    می دویدش همچو آهو
    «چست و چابک»
    می پریدش ازلب جو
    پشت هر ویترین زیبا
    هر چه گفت و خواست کودک
    با کلامی گنگ و بی جا
    از سر خود کرده آن دک
    از برایش نکته گفتم
    اقتصاد و علم مصرف
    آنکه من محتاج نفتم
    خوب می فهمید این حرف
    بهتر از استاد بنده
    با نگاهی پر تقاضا
    کرد عرضه بغض و خنده
    در دلش میگفت: این ها
    « بس فسانه بس ترانه »
    حال شادش گشت بس زار
    « با دو پای کودکانه»
    دور گردیدش ز بازار
    «من به پشت شیشه تنها»
    همچو من بسیار آنجا
    «ایستاده در گذرها»
    راه میرفتند در جا
    زیر باران زیر باران
    با دهانی پر ز خالی
    کودکم میرفت و از جان
    داد میزد از گرانی
    «بس گوارا بود باران»
    چشم بارانی کودک
    «وه چه زیبا بود باران»
    لاله آمد رفت میخک
    «می شنیدم اندر این گوهر فشانی»
    رازهایی از گرانی
    پندهایی از نداری
    همدلی بهتر بود از هم زبانی
    «بشنو از من کودک من»
    دور میخواهند تو را از بیت و هم صف
    کن تو محکم بند بر تن
    همتی خواهند این باره مضاعف
    کار باید کرد بسیار
    «پیش چشم مرد فردا»
    نیست دنیا تیره و تار
    هست سبز و هست گنج و «هست زیبا»
    ویرایش توسط msh002 : 07-27-2012 در ساعت 20:01 دلیل: ویرایش عنوان
    ز پوچ جهان هیچ اگر دوست دارم ترا ای کهن بوم بر دوست دارم
    ترا ای کهن پیر جاوید برنا ترا ای گرانمایه دیرینه ایران

  2. 6 کاربر مقابل از این پست parsa-72 تشکر کرده اند.


+ ارسال موضوع جدید

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

تعداد اعضای بازدید کننده از این تایپیک : 0

بازدید کنندگان :  (نمایش کلی)

نامی برای نمایش وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

Bookmarks

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •