+ ارسال موضوع جدید
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: یک داستان خیلی خیلی حال به هم زن !

  1. #1
    کاربر سایت

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Jan 2012
    محل سکونت
    خونمون
    نوشته ها
    259
    تشکر
    734
    تشکر شده 695 بار در 218 پست

    یک داستان خیلی خیلی حال به هم زن !

    اخطار

    این داستان خیلی خیلی حال به هم زن است!!!

    نرید بخونید به من فش بدیدا !
    .

    .

    .

    .

    .

    .

    .

    .

    .

    .

    .

    .

    .

    .

    .

    .

    .

    .

    .

    .

    .

    .

    .

    .

    .

    .

    .

    دوتا مردشور بودن هر جنازهای میاوردن شکمشو وا میکردن غذا هاشو میخوردن

    یه روز شکم یکیو واز می کنن توش ماکارونی بود، مرده شوره به رفیقش میگه من نمیخوام تو بخور
    رفیقش میگه چرا توکه ماکارونی خیلی دوس داشتی!!؟
    میگه نمیخوام دیگه، رفیقشم همشو میخوره.
    بعد که تموم میشه میگه میدونی چرا نخوردم ؟ رفیقش میگه چرا؟ میگه چون توش مو بود
    اونم حالش به هم میخوره همهرو بالا میاره
    بعد اون یکی شروع میکنه به خوردن، رفیقش میگه نخور کثافت مگه نمیگی توش مو بود چندش
    رفیقش میگه : دروغ گفتم ! خواستم ماکارونی گرم بشه بعد بخورم !









    We work in the dark, to serve the light. We are assassins. Nothing is true, everything is permitted

  2. 3 کاربر مقابل از این پست Parsa-m تشکر کرده اند.


+ ارسال موضوع جدید

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

تعداد اعضای بازدید کننده از این تایپیک : 0

بازدید کنندگان :  (نمایش کلی)

نامی برای نمایش وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

Bookmarks

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •