+ ارسال موضوع جدید
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: من و ازدواج و درس و خدمت و کار و تخمه

  1. #1
    مدیر بازنشسته

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Apr 2012
    نوشته ها
    13,259
    تشکر
    13,160
    تشکر شده 13,427 بار در 5,891 پست

    پیش فرض من و ازدواج و درس و خدمت و کار و تخمه

    چندسال پیش یک روز جلوی تلویزیون دراز کشیده بودم، فوتبال نگاه می کردم و
    تخمه می خوردم. ناگهان پدر و مادر و آبجی بزرگ و خان داداش سرم هوار شدند
    و فریاد زدند که:« ای عزب! ناقص! بدبخت! بی عرضه! بی مسئولیت! پاشو برو
    زن بگیر ».

    رفتم خواستگاری؛ دختر پرسید: « مدرک تحصیلی ات چیست »؟ گفتم:« دیپلم تمام
    »! گفت:« بی سواد! امل! بی کلاس! ناقص العقل! بی شعور! پاشو برو دانشگاه
    ».

    رفتم چهار سال دانشگاه لیسانس گرفتم برگشتم؛ رفتم خواستگاری؛ پدر دختر
    پرسید: «خدمت رفته ای»؟ گفتم: «هنوز نه» ؛ گفت: «مردنشده نامرد! بزدل!
    ترسو! سوسول! بچه ننه! پاشو برو سربازی ».

    رفتم دو سال خدمت سربازی را انجام دادم برگشتم؛ رفتم خواستگاری؛ مادر
    دختر پرسید: «شغلت چیست»؟ گفتم:« فعلاً کار گیر نیاوردم» ؛ گفت: «بی کار!
    بی عار! انگل اجتماع! تن لش! علاف! پاشو برو سر کار».

    رفتم کار پیدا کنم؛ گفتند: «سابقه کار می*خواهیم» ؛ رفتم سابقه کار جور
    کنم؛ گفتند: «باید کار کرده باشی تا سابقه کار بدهیم». دوباره رفتم کار
    کنم؛ گفتند: «باید سابقه کار داشته باشی تا کار بدهیم».

    برگشتم؛ رفتم خواستگاری؛ گفتم: «رفتم کار کنم گفتند سابقه کار، رفتم
    سابقه کار جور کنم گفتند باید کار کرده باشی». گفتند: «برو جایی که سابقه
    کار نخواهد». رفتم جایی که سابقه کار نخواستند. گفتند: «باید متاهل
    باشی». برگشتم؛ رفتم خواستگاری؛ گفتم: «رفتم جایی که سابقه کار
    نخواستندگفتند باید متاهل باشی». گفتند: «باید کار داشته باشی تا بگذاریم
    متاهل شوی». رفتم؛ گفتم: «باید کار داشته باشم تا متاهل بشوم». گفتند:
    «باید متاهل باشی تا به تو کار بدهیم».

    برگشتم؛ رفتم نیم کیلو تخمه خریدم دوباره دراز کشیدم جلوی تلویزیون و
    فوتبال نگاه کردم!



  2. کاربر مقابل از این پست MARIYA.H تشکر کرده است.


+ ارسال موضوع جدید

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

تعداد اعضای بازدید کننده از این تایپیک : 0

بازدید کنندگان :  (نمایش کلی)

نامی برای نمایش وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

Bookmarks

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •