به گزارش سینمانگار، نشست خبری «پله آخر» دومین ساخته بلند علی مصفا شنبه شب در سالن سعدی برج میلاد با حضور منتقد مهمان، شاهرخ دولکو، برگزار شد. علی مصفا (کارگردان و بازیگر)، لیلا حاتمی (بازیگر)، علیرضا آقاخانی (بازیگر)، فردین صاحب الزمانی (تدوین گر)، علی علویان (صداگذار) در این جلسه در مقابل اهالی رسانه به گفتگو درباره فیلم پرداختند.

در ابتدای جلسه شاهرخ دولکو تحلیل خود را درباره فیلم مطرح کرد: جنس فیلم جدید مصفا از آن جنس فیلم هایی است که سینمای ایران خیلی به آن نیاز دارد. سینمایی که شاید بتوان به آن سینمای شخصی گفت. بین فیلم اول مصفا (سیمای زنی در دوردست) و این فیلم 8 سال فاصله افتاد. این 8 سال وقفه به خودی خود خوشایند نیست اما اگر حاصل آن چنین پیشرفت چشمگیری باشد اتفاق میمونی است. پازل تکه تکه ای که در این فیلم تصویر شده است به خوبی کار می کند و درپایان فیلم، سوال مبهمی در ذهن مخاطب باقی نمی ماند. نمونه این نوع فیلم در سینمای ما کم است؛ که شاید دلیلش هراس از برخورد تماشاگر عام با این قبیل فیلم ها باشد. جسارت مصفا در رسیدن به چنین ساختاری ستودنی است؛ بویژه که او در فیلم قبلی اش (سیمای زنی در دوردست) داستانی خطی و ساده را روایت کرده است. در «پله آخر» مصفا به روایت داستانی روی آورده است که از ساختار معمول سینمای ایران و قصه هایش فراتر است. پله آخر خرده داستان ها و جزئیات زیادی دارد که پرداختن به همه آن ها در یک فیلم 100 دقیقه ای چندان ساده نیست و مصفا به خوبی توانسته از عهده جمع و جور کردن همه این داستانک ها در زمان محدود فیلم برآید. فیلم در ورای سادگی ظاهری اش، داستان هایش را در عمق روایت می کند.

نیما حسنی نسب از اعضای انجمن منتقدان در جایگاه سوال اهالی رسانه درباره فیلم گفت: سینما ایران مدیون بازی های گیرای لیلا حاتمی است و حیف که علی مصفا مخاطب را از بازی های خونسرد و جذابش را محروم می کند و کم کار است. «پله آخر» فیلم منحصر به فرد، جذاب و چشم نوازی است. خلأ این فیلم ها در سینمای ما به شدت حس می شود. دو مشکل عمده سینمای ما که اخیراً به خیلی ها سرایت کرده است، یکی سفارشی سازی است که باعث می شود سینما برای درآوردن پیام سفارش شده فراموش شود و دیگری فراموش کردن سینما به خاطر جذب مخاطب است. پله آخر از معدود فیلم های جشنواره امسال که این دو مشکل را ندارد. سوال من درباره اقتباس فیلمنامه، کمبود همیشگی سینمای ایران است. می خواستم ببینم تا چه حد از اقتباس در نوشتن فیلمنامه بهره گرفتید؟ سوال دیگری هم دارم که پیرنگ های سینمای دهه قبل مهرجویی در فیلم شما دیده می شود، تا چه حد تحت تأثیر سینمای او بوده اید؟

علی مصفا در پاسخ گفت: ایده اصلی از «قصه مردگان» شکل گرفت اما دربند این نبودم که در نگارش فیلمنامه اقتباس صرف داشته باشم. درباره ارجاع به سینمای مهرجویی باید بگویم برای هم نسل های من و بویژه من با تجربه های زیاد همکاری با مهرجویی، این اجتناب ناپذیر است و شاید ناخودآگاهانه و یا حتی آگاهانه باشد.

در پاسخ خبرنگاری مبنی بر آشفتگی روایت فیلم و درگیری بالای ذهنی مخاطب در حین تماشای فیلم "دولکو" گفت: فیلمساز ساختار خاصی را در پیش گرفته که طبق آن حرکت کرده است. این ساختار موجب شده است که روایت قصه غیرخطی باشد. این نوع ساختار این گونه فیلم های خاص است و فکر نمی کنم که به آن آشفتگی بگویند.

در پایان دولکو صحبت هایش درباره فیلم را چنین به سرانجام رساند: جای خوشحالیست که فیلمسازی مثل مصفا با این تعداد تجربه ساخت فیلم (دو فیلم بلند و یک فیلم کوتاه داستانی) عناصر مشترک زیادی در آثارش دیده می شود. عناصری مثل هجوم خاطرات، بهم ریختگی ذهن و عین، ارتباط بین دو زن و یک مرد و یا یک زن و دو مرد. این شباهت ها هم جذاب است و هم وجود سینمای شخصی این فیلمساز را تأیید می کند. این یعنی مصفا فیلمساز مولف است؛ دغدغه های شخصی دارد که بلد است آن را به فیلم تبدیل کند. این شباهت جزئیات فیلم حتی در ریتم اثر هم دیده می شود.
دولکو درباره ارتباط بین سکانس ها که خوب اجرا شده بود و با over کردن voice به تقاطع آن ها کمک شده بود، از مصفا پرسید که آیا تمهید دیگری برای این چینش درست و پازل گونه داشته است یا نه. سوال دیگر دولکو این بود که آیا آنچه می بینیم عین روایت فیلمنامه است یا در مونتاژ به این شکل درآمده است.

مصفا در پاسخ گفت: مونتاژ کار، چند بار عوض شد. مونتاژ اولیه براساس فیلمنامه بود. اشکالاتی در نسخه مونتاژ شده به نظرمان رسید که به همین دلیل به مونتاژ دوم و مونتاژ های بعدی روی آوردیم تا به آنچه مطلوبمان بود دست پیدا کنیم.