+ ارسال موضوع جدید
صفحه 1 از 3 1 2 3 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 26

موضوع: ★ همه چیز درباره شیطان ! ★

  1. #1
    کاربر سایت

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Jan 2012
    محل سکونت
    اصفهان
    نوشته ها
    9
    تشکر
    2
    تشکر شده 36 بار در 10 پست

    ★ همه چیز درباره شیطان ! ★



    شیطان از جنس جن است و از آتش خلق شده است و قبل از اینکه از بهشت رانده شود خدا را بسیار عبادت می کرد . به همین دلیل عزازیل نام گرفت . حضرت علی (ع) فرمودند : « شیطان هفتاد هزار سال خدا را عبادت کرد و فقط یک نماز دو رکعتی او چهار هزار سال طول کشید . ». وقتی خدا انسان را از خاک آفرید و در آن روح دمید به تمام ملائکه دستور داد که بر آدم سجده کنند و همه سجده کردند به غیر از ابلیس . شیطان به خدا گفت : « من هفتاد هزار سال تو را عبادت کرده ام و خودت فرموده ای که هر کس مرا عبادت کند ، عبادتش را بی نتیجه نمی گذارم و عوضش را به او می دهم . » خداوند فرمودند : « هر چه می خواهی در دنیا به تو عطا می کنم . » شیطان گفت : اول اینکه اجازه بدهی تا قیامت زنده بمانم . خداوند فرمود : تا آن روز تو را مهلت می دهم . دوم اینکه در مقابل هر یک از فرزندان آدم دو فرزند به من عطا کنی که برای هر یک از اولاد آدم ، دو فرزند را مسلط کنم . آنها را به گمراهی بکشانند . خداوند باز هم قبول کرد . سوم اینکه از تو می خواهم مرا در بدن اولاد آدم همچون خون جریان دهی که از هر جای بدن بتوانم او را به معصیت بکشانم .(امام علی (ع) در این باره می فرمایند :در بدن هر انسان یک فرزند (شیطان) از فرزندان ابلیس به صورت انگل وجود دارد که بر او مسلط است و قابل دیدن نیست) چهارم اینکه می خواهم اولاد آدم ما را نبینند ولی ما آنها را ببینیم . پنجم اینکه می خواهم به من قدرتی دهی که بهر شکلی که می خواهم درآیم و هر کجا که می خواهم بروم . ششم اینکه می خواهم تا دم مرگ پیش اولاد آدم باشم یعنی حتی وقتی حضرت ملک الموت برای قبض روح به سراغ انسان می آید شیطان هم حاضر می شود و انسان را وسوسه می کند . امام محمد باقر (ع) فرمودند : « هنگامی که انسان در حال جان کندن است خیلی تشنه می شود و در آن هنگام شیطان با یک لیوان آب می آید و می گوید : « اگر بر من سجده کنی و کافر شوی این آب را به تو می دهم . » وقتی ناامید می شود شیطان آب را می ریزد و می گوید من از تو بیزارم و می رود . هفتم اینکه از تو می خواهم که مرا بر سینه اولاد آدم مسلط گردانی تا او را وسوسه کنم . خداوند در پایان می فرماید : « تمام خواسته هایت را برآورده می کنم ولی هر کس پیرو تو باشد او را با تو به جهنم می فرستم . بعد شیطان می گوید : « ای خدا به عزت و جلالت قسم که همه انسان ها را گمراه می کنم مگر عده معدودی که بنده خالص تو هستند . سپس گفت : حالا که مرا بیرون می کنی جائی برای زندگی کردنم معین کن . خداوند فرمودند : تو را در حمام ها و هر کجا که محل رفت و آمد مردم است ، قرار دادم . شیطان گفت : غذای من چه باشد ؟ خداوند فرمودند : سر هر سفره ای که نام من ( بسم الله الرحمن الرحیم ) برده نشود بنشین با آنها که همچون حیوان گرسنه هستند ، غذا بخور . حضرت امام محمد باقر (ع) در اینباره می فرمایند : اگر اول غذا یادتان رفت « بسم الله الرحمن الرحیم» بگویید ، آخر غذا بگویید تا شیطان هر چه خورده ، برگرداند . بعد شیطان گفت : « که من احتیاج به آب دارم . خداوند فرمود : آب تو شراب و هر چیز مست کننده باشد . بعد گفت : برای من کتابی قرار بده . خداوند فرمود : کتاب تو وشم ( خالکوبی ها(منظور خالکوبی های گمراه کننده) و کتاب های سحر و جادو ) . اولین کسی که سحر و جادو را به انسان آموخت شیطان بود . بعد شیطان گفت : برای من حدیثی قرار بده . خداوند فرمود : حدیث تو دروغ است بعد گفت : برای من دام و وسیله شکار قرار بده . خداوند فرمود : زنان را وسیله صید و بدام انداختن مردم قرار دادم(منظور زنان و دختران بدکاره(فاحشه) است) . روزی حضرت محمد (ص) شیطان را حاضر در مسجد الحرام دید . پیش او رفت و به او گفتند : ای ملعون چرا ناراحتی ؟ شیطان گفت : از دست تو و امت تو ناراحتم . حضرت فرمود : چرا ناراحتی ؟ شیطان گفت : چون این همه تلاش می کنم که مردم را گمراه کنم ولی تو در قیامت از آنها شفاعت می کنی و تمام زحمات مرا به هدر می دهی . به همین خاطر با تو دشمنم . حضرت فرمودند : از امتم چرا ناراحتی ؟ شیطان گفت : امت تو خصوصیاتی دارند که امت های دیگر ندارند . اول اینکه : وقتی به هم می رسند « سلام » می کنند که سلام اسم خداوند است و من از این اسم می ترسم . دوم اینکه : وقتی همدیگر را می بینند به یکدیگر « دست » می دهند و تا دستهایشان از هم درنیامده گناهشان بخشیده می شود . سوم اینکه : وقتی می خواهند غذا بخورند « بسم الله » می گویند و من دیگر نمی توانم غذا بخورم و گرسنه می مانم . چهارم اینکه : بعد از غذا خوردن « الحمدالله » می گویند . پنجم اینکه : وقتی اسم تو می آید بلند « صلوات » ختم می کنند و آن قدر ثواب آن زیاد است که من فرار می کنم . ششم اینکه : وقتی می خواهند کاری بکنند « انشاء الله » می گویند و من دیگر نمی توانم در آن کار دخالت و آنها را گمراه کنم . هفتم اینکه : صدقه می دهند ، وقتی که « صدقه » می دهند هم گناهان آمرزیده می شود و هم هفتاد نوع بلا را از خود دور می کنند . به همین دلیل حضرت نبی اکرم (ص) فرمودند : وقتی انسان دستش را در جیبش می کند تا صدقه بدهد هفتاد شیطان دست او را می گیرند تا او را منصرف نمایند . هشتم آنان که قرآن می خوانند و در خانه ای که « قرآن » خوانده می شود دیگر جایی برای من نمی ماند چون در آن خانه ملائکه رفت و آمد می کنند . نهم آنکه مرا زیاد لعنت می کند . با هر بار « لعنت » یک زخم بر تنم می افتد و تا زمانی که آن شخص را به گمراهی نکشانم آنها خوب نمی شوند . دهم اینکه هنگامی که گناه می کنند سریع « توبه » می کنند و زحمات مرا به هدر می دهند یازدهم اینکه : عطسه که می کنند « الحمدالله » می گویند . حضرت فرمودند : عطسه از طرف خداوند و خمیازه از طرف شیطان است و وقتی عطسه می کنید « الحمدالله » بگویید . وقتی انسان نماز می خواند شیطان از او دور می شود به خصوص اگر سجده نماز طولانی باشد شیطان از روی ناراحتی فریاد می کشد . امام صادق (ع) فرمودند : هر کس نماز نخواند از شیطان پست تر است . چون شیطان یک خطا کرد و آن هم اینکه بر آدم سجده نکرد ولی انسان اگر نماز نخواند برای خدا سجده نمی کند . حضرت محمد (ص) فرمودند : « مجوز عبور از پل صراط نماز است » و فرمودند : « اگر نماز مؤمن قبول شود بقیه اعمال او نیز قبول درگاه الهی می باشد . در نمازها ، نماز صبح خیلی سفارش شده و دلیل آن این است که در هنگام شب فرشتگان شب پیش انسان هستند و اعمال شب را می نویسند و هنگامی که اذان صبح را می دهند ، فرشتگان شب می روند و جای خود را به فرشتگان روز می دهند . پس اگر نماز صبح را بخوانیم در دو پرونده ثبت میشود و آخرین عمل که همین نماز صبح است را فرشتگان می نویسند و اولین چیزی که در پرونده صبح ثبت می شود همان نماز صبح است . هم چنین از امام صادق (ع) منقول است که از صفات مؤمن این است که « بسم الله الرحمن الرحیم » را در نماز بلند بگوید و هر کس بعد از تکبیر نماز قبل از شروع حمد ، « اعوذ بالله من الشیطان الرجیم » را بگوید به اندازه هر مویی که در بدن اوست ، هزار حسنه برای او می نویسند حضرت پیامبر (ص) فرمودند : « هر کس بعد از نماز تسبیحات حضرت زهرا (س) ( 34 مرتبه الله اکبر ، 33 مرتبه الحمدلله ، 33 مرتبه سبحان الله ) را بگوید به خصوص اگر با انگشتان بشمارد همان دستهایش او را در قیامت شفاعت می کنند .
    ویرایش توسط *FARMANDEH* : 02-24-2012 در ساعت 14:43
    تا ته رفاقت را رفتم و فهمیدم و بهش رسیدم که هیچ رفیقی مثل خدا نمیشه و
    هیچکی مثل
    مامان و بابای آدم ، خاطرمونا نمیخواد .

    پسرام که اکثرشون (99.9%)گرگند و بهشون نمیشه اعتماد کردن


  2. #2
    کاربر سایت

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    May 2011
    محل سکونت
    ميهن دانلود
    نوشته ها
    686
    تشکر
    2,307
    تشکر شده 1,553 بار در 559 پست

    پیش فرض

    شیطان اولین کسی که...

    شيطان : نخستين كسى بود كه بعضى كارها را مرتكب شد و پيش از او كسى آنها را انجام نداده بود. و آنها از اين قراراند:
    - اولين كسى كه قياس نمود و خود را از حضرت آدم عليه السلام برتر و بالاتر دانست و گفت : من از آتشم و او از خاك در حالى كه آتش از خاك بالاتر است .
    - اولين كسى كه در پيشگاه با عظمت الهى تكبر نمود و به دستور خالق خود عمل نكرد.
    - اولين كسى كه كه معصيت و نافرمانى خدا را كرد و آشكارا با او مخالفت نمود.
    - اولين كسى كه به دروغ گفت : خدا گفته از اين درخت نخوريد، چون درخت جاويد است و اگر كسى از آن بخورد تا ابد زنده مى ماند و با خدا شريك مى شود.
    - اولين كسى كه كه قسم به دروغ خورد و گفت : من شما را نصيحت مى كنم .
    - اولين كسى كه نماز خواند و يك ركعت آن چهار هزار سال طول كشيد.
    - اولين كسى كه منبر رفت و براى ملائكه سخنرانى و صحبت كرد.
    - اولين كسى كه كه به خدا مشرك شد.
    - اولين كسى كه كه غنا و آواز خواند، همان زمانى كه آدم عليه السلام از درخت نهى شده خورد.
    - اولين كسى كه از خوشحالى سرود خواند و آن هنگامى بود كه آدم به زمين آمد.
    - اولين كسى كه نوحه خواند و گريست ؛ چون او را به زمين فرستادند، به ياد بهشت و نعمتهاى آن نوحه و گريه كرد.
    - اولين كسى كه لواط كردچون زمانى كه به ميان قوم لوط آمد خود را در اختيار آنان قرار داد تا با او لواط كنند.
    - اولين كسى كه دستور ساختن منجنيق را داد تا حضرت ابراهيم عليه السلام را با آن در آتش اندازند.
    - اولين كسى كه دستور ساختن حمام را در زمان حضرت سيلمان عليه السلام داد تا نظافت كنند.
    - اولين كسى كه ساختن نوره را در زمان حضرت سليمان داد، براى اين كه موهاى اضافى پاى بلقيس پادشاه سبا را از زمين ببرند.
    - اولين كسى كه دستور ساختن شيشه را داد تا حضرت سليمان عليه السلام آن را روى خندق گذارد و بلقيس را آزمايش كند.
    - اولين كسى كه دستور ساختن صابون را داد تا مردم بدن و لباس خود را بشويند.
    - اولين كسى كه دستور ساختن آسياب را داد تا مردم گندم هاى خود را آرد كنند.
    - اولين كسى كه با ابوبكر بيعت كرد تا مردم را منحرف كند و از مسير حق برگرداند.
    - اولين كسى كه خدا را در آسمان ها پرستيد.
    - اولين كسى كه عبادت و بندگى او، فرشتگان را به تعجب در آورد!
    - اولين كسى كه به خداى خود اعتراض كرد.
    - اولين كسى كه شبيه شدن به ديگران را مطرح و مردم را به آن تشويق كرد.
    - اولين كسى كه كه سحر و جادو كرد و آن دو را به مردم ياد داد.
    - اولين كسى كه ساز درست كرد و خود، آن را نواخت .
    - اولين كسى كه براى زيبايى ، زلف گذاشت .
    - اولين كسى كه براى مخالفت با پيامبران ريش خود را تراشيد.
    - اولين كسى كه براى مست شدن مردم ، شراب درست كرد.
    - اولين كسى كه ساختن آلات لهو و لعب و موسيقى را به قابيل آموخت .
    - اولين كسى كه وقتى وارد جهنم مى شود، خطبه مى خواند.
    - اولين كسى كه مكر و حيله و خدعه نمود.
    - اولين كسى كه نقاشى كرد و چهره كشيد.
    - اولين كسى كه آتش حسدش شعله ور شد.
    - اولين كسى كه به ناحق مخاصمه و جدال كرد.
    - اولين كسى كه خداى تعالى به او لعنت نمود و از ناراحتى فرياد كشيد.
    - اولين كسى كه به خدا كفر ورزيد.
    - اولين كسى كه گريه دروغى نمود.
    - اولين كسى كه عبادت و خلقت خود را ستود.
    - اولين كسى كه صورت هاى مجسمه و بت را ساخت .
    - اولين كسى كه جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل او را لعنت كردند.
    - اولين كسى كه از ترس ملائكه فرار كرد و خود را مخفى نمود.
    - اولين كسى كه دستور مساحقه داد. امام باقر عليه السلام فرمود: ((وقتى خواسته ابليس در قوم لوط عملى شد، خود را به صورت زن در آورد و سراغ زنان آمد و گفت : آيا مردان شما با هم لواط مى كنند؟ در جواب گفتند: آرى . دستور داد شما نيز با هم مساحقه كنيد))
    بي تو اما به چه حالي من ازآن كوچه گذشتم...


  3. 9 کاربر مقابل از این پست paryak20 تشکر کرده اند.


  4. #3
    کاربر سایت

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    May 2011
    محل سکونت
    ميهن دانلود
    نوشته ها
    686
    تشکر
    2,307
    تشکر شده 1,553 بار در 559 پست

    پیش فرض معنی شیطان

    شيطان دو معنى دارد: يكى اصطلاحى ، و آن همان معنايى است كه بر سر زبان مردم است . وقتى كلمه شيطان گفته مى شود، ذهن مردم متوجه آن ملعونى مى شود كه رو در روى خدا ايستاد و نافرمانى كرد و در برابر آدم عليه السلام سجده نكرد.
    ديگرى معنى لغوى آن است ، شيطان از ((شطش )) و ((شاطن )) گرفته شده و هر دو به معنى پليد، خبيث ، پست و موجودى سركش ، متمرد و نافرمان به كار برده مى شود. به عبارت ديگر، به هر چيز مرموز، موذى و آزار دهنده گفته مى شود. هم چنين به معنى منحرف و منحرف كنند، ياغى و طاغى ، شرير و شرارت كننده ، دور بودن و دور شدن از حق و حقيقت ، دور شدن از رحمت و مغفرت الهى ، بدخوى و سخت دل ، بدجنس و بد ذات و ناپاك ، هلاك شده و هلاك شونده آمده است . اين معانى و صفات در انسان باشد يا در جن ، در چهار پايان باشد يا وحوش ، خزندگان و غيره همه اين ها از معانى و مصاديق شيطان است .
    و فرد شاخص آن ، همان معنا و مفهوم اصطلاحى آن است كه در ميان مردم معروف و مشهور است و آن ابليس و لشگريان و اعوان و انصار و ياوران او است . همان كسى كه باعث بدبختى خود و آدم عليه السلام ، باعث بيرون شدن خود و آدم عليه السلام از بهشت شد.
    بي تو اما به چه حالي من ازآن كوچه گذشتم...


  5. 10 کاربر مقابل از این پست paryak20 تشکر کرده اند.


  6. #4
    کاربر سایت

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    May 2011
    محل سکونت
    ميهن دانلود
    نوشته ها
    686
    تشکر
    2,307
    تشکر شده 1,553 بار در 559 پست

    پیش فرض

    خلقت شیطان

    خداوند سه گونه موجود عاقل و با شعور آفريده : يك نوع در آسمان ها هستند كه همان فرشتگان اند و از نور به وجود آمده اند كه شهوت جنسى و خور و خواب و شهوات ديگر ندارند؛ گناه از آنان سر نمى زند، تسليم محض ‍ پروردگار مى باشند و يك لحظه نافرمانى او را نمى كنند، خلقت آنها جلوتر از جن و انس بوده .
    نوع ديگر؛ انسان است كه خداوند متعال او را با دو دست قدرت خود پديد آورد و ملائكه بر او سجده كردند و استاد آنان شد، هم عقل و هم شهوت در وجودش گذاشت ، و از خاك و آب به وجود آمده است .
    نوع سوم ؛ نژاد جن است كه خداوند ايشان را از آتش بى دود(و باد) پديد آورد، و مثل انسان عقل و شهوت به آنها داده شده است . خلقت جن قبل از خلقت آدم و هم زمان با خلقت نسانس بوده است . خداوند درباره خلقت آنان چنين فرموده :
    والجان خلقناه من قبل من نار السموم
    ((ما طايفه جن را قبل از انسان از آتش گرم و سوزان - و شعله ور بدون دود - آفريديم ))
    همان طور كه خداوند، نخست آدم عليه السلام را خلق نمود و همسرش ‍ ((حوا)) را بعد از او از جنس خودش آفريد، پدر جن ها هم كه ((مارج )) نام داشت از آتش و سپس همسرش ((مارجه )) را نيز از او خلق نمود. ((مارج و مارجه )) با هم ازدواج كردند ((جان )) متولد شد و فرزندان ((جان )) دو طايفه شدند، يك طايفه ، همان جن ها كه در ميان آنان ، هم مؤمن پيدا مى شود و هم كافر؛ طايفه دوم ؛ شياطين شدند كه پدر بزرگشان ((ابليس )) مى باشد. ابليس يكى از فرزندان جان است .

    نام ها و صفات شيطان


    براى شيطان اسامى و صفات متعددى ذكر شده و آنها از اين قرارند:
    1. ابليس ؛ اين كلمه اى است مفرد و داراى دو جمع (اباليس و بالسه ) از ماده بلى و ابلاس گرفته شده . معناى آن نااميدى ، ماءيوس شدن از رحمت خدا؛ تحير و سرگردانى ، حزنى كه از شدت ياس پيدا مى شود؛ اندوه گين و سر در گريبان كردن ، آمده ابليس ، كلمه عربى و اسم خاص است و معروف شده براى همان كسى كه آدم را فريب داد و باعث بيرون شدن او و همسرش از بهشت گرديد. و الان با تمام قدرت ، خود و لشگريانش در كمين انسان هاى بى ايمان و سست عنصر، بلكه در كمين همه انسان ها بوده مگر بندگان مخلص ، كه از آنان ماءيوس است .
    ابليس ، موجودى است حقيقى و زنده ، با شعور، مكلف ، نامرئى و فريب كار؛ همان كه از امر خدا سرپيچى نمود و هم اكنون هم مردم را اغوا مى كند و بر انجام گناه و خلاف تشويق مى نمايد.
    چهره ابليس ، چهره تكبر و عصيان ، نخوت و تمرد، خودخواهى و خود محورى و مظهر غرور و خود برتر بينى است .
    لفظ ابليس ، به صورت مفرد، يازده بار در قرآن آمده كه جز دو مورد بقيه مربوط به خلقت آدم عليه السلام است . از جمله :
    ((همانا شما آدميان را بيافريديم و سپس شكل داديم و پس از آن به فرشتگان امر كرديم تا بر آدم سجده كنند، همه سجده كردند، جز ابليس ، كه از سجده كنندگان نبود.))
    ((فرشتگان را فرمان داديم كه بر آدم سجده كنند، همه سجده كردند، جز ابليس ، كه سرپيچى و تكبر نمود و از كافران گرديد.))
    ((چون فرمان سجده بر آدم رسيد، همگى اطاعت كردند جز ابليس ، كه از سجده بر آدم امتناع ورزيد. خداوند فرمود:اى ابليس ! چه شد تو را كه با ديگران بر آدم سجده نكردى .))
    ((ابليس گمان باطل خود را به صورت صدق و حقيقت ، در نظر مردم جلوه داد تا جز گروه اندكى از اهل ايمان ، همه او را تصديق كردند و پيرو او شدند))
    ((كافران و معبودان آنها (همگى ) به رو، در آتش جهنم در آيند و با تمام سپاه و لشگريان ابليس به دوزخ وارد گردند))؛ زيرا آنان پيروان او هستند.
    و نيز در نهج البلاغه يازده مرتبه كلمه ابليس آمده است
    ویرایش توسط paryak20 : 02-17-2012 در ساعت 00:17
    بي تو اما به چه حالي من ازآن كوچه گذشتم...


  7. 10 کاربر مقابل از این پست paryak20 تشکر کرده اند.


  8. #5
    کاربر سایت

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    May 2011
    محل سکونت
    ميهن دانلود
    نوشته ها
    686
    تشکر
    2,307
    تشکر شده 1,553 بار در 559 پست

    پیش فرض چرا خداوند شیطان را آفرید؟

    چرا خداوند شیطان را آفرید؟

    بسيارى مى پرسند: با اين كه خداوند مى دانست او سرچشمه همه وسوسه ها و گمراهى ها و فريب كارى ها مى شود و همه بدبختى هاى انسان از او خواهد بود، آن هم موجودى هوشيار، زرنگ ، كينه توز، پرفريب و مصمم . چرا او را آفريد؟ اگر خدا انسان را براى تكامل و رسيدن به سعادت ، از طريق بندگى خود آفريده ، وجود شيطان كه يك موجود ويران گر و ضد تكامل است چه دليلى مى تواند داشته باشد؟
    در پاسخ مى توان گفت : اولا، خداوند شيطان را از آغاز آفرينش انسان نيافريد، چون خلقت او از اول پاك و بى عيب بود و به همين دليل ساليان درازى در ميان صف فرشتگان مقرب خدا جاى گرفته بود. اگر چه از نظر خلقت و آفرينش جزء آنان نبود، ولى بعدا با سوء استفاده از آزادى ، بنا را بر طغيان و سركشى گذاشت و رانده درگاه خداوند و فرشتگان گرديد و لقب شيطان گرفت .
    ثانيا؛ اگر اندكى فكر كنيم خواهيم دانست كه وجود شيطان ، اين دشمن خطرناك نيز كمكى است به پيشرفت و تكامل انسان ها و براى آن كسانى كه ايمان دارند و مى خواهند راه حق را بپيمايند وجود او مضر و زيان آور نيست ، بلكه پيشرفت و تكامل آنان است .
    راه دور نرويم هميشه نيروهاى مقاوم در برابر دشمنان سرسخت ، جان مى گيرند و سير تكاملى خود را مى پيمايند، وجود يك دشمن قوى در مقابل انسان باعث پرورش و ورزيدگى او مى گردد. هم چنين هميشه در ميان تضادها بالندگى و رشد معنا پيدا مى كند، هيچ موجودى راه كمال را نمى پويد مگر اين كه در مقابل دشمن نيرومندى قرار گيرد.
    به عبارت ديگر، انسان تا در برابر دشمن نيرومند و با قدرت قرار نگيرد هرگز نيرو و نبوغ خود را بروز نمى دهد و به كار نمى اندازد، همين وجود دشمن مايه جنبش هر چه بيشتر انسان و ترقى او خواهد بود. مثلا فرماندهان و سربازان ورزيده و نيرومند، كسانى هستند كه در جنگ هاى بزرگ ، با دشمنان سخت در گير بوده اند. سياست مداران با تجربه و پر قدرت ، آنهايى هستند كه در بحران هاى سخت سياسى با دشمنان نيرومند دست و پنجه نرم كرده اند.
    قهرمانان بزرگ ، كسانى هستند كه با حريفان نام آور و سخت ، زور آزمايى كرده اند؛ بنابراين ، چه جاى تعجب كه بندگان بزرگ خدا با مبارزه مستمر و پى گير در برابر شيطان ، روز به روز قوى تر و نيرومندتر شوند. دانشمندان امروز در مورد فلسفه وجود ميكرب هاى مزاحم مى گويند: اگر آنها نبودند، سلول هاى بدن انسان در يك سستى و بى حالى فرو مى رفتند و احتمالا رشد و نمو انسان از 80 سانتى متر تجاوز نمى كرد و همگى به صورت آدم هايى كوتوله بودند و به اين ترتيب ، انسانهاى كنونى با مبارزه جسمانى با ميكرب هاى مزاحم ، نيرو و نمو بيشترى كسب كرده اند.
    هم چنين است روح انسان در مبارزه با شيطان ، گر چه او در برابر اعمال خلاف و زشت خود مسئول است ، ولى وسوسه هاى او براى بندگان خدا و آنهايى كه مى خواهند در راه حق قدم بردارند ضرر و زيانى نخواهد داشت ، بلكه به طور غير مستقيم براى آنها ثمر بخش خواهد بود
    ویرایش توسط paryak20 : 02-17-2012 در ساعت 00:19
    بي تو اما به چه حالي من ازآن كوچه گذشتم...


  9. 8 کاربر مقابل از این پست paryak20 تشکر کرده اند.


  10. #6
    کاربر سایت

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    May 2011
    محل سکونت
    ميهن دانلود
    نوشته ها
    686
    تشکر
    2,307
    تشکر شده 1,553 بار در 559 پست

    پیش فرض :.مهلت شیطان تا چه موقع است.:

    اين كه تا چه زمان شيطان زنده خواهد ماند؟ كى ميمیرد؟ به دست چه كسى كشته مى شود؟ رواياتى وارد شده و احتمالاتى داده اند كه از اين قراراند:
    1. مهلت او تا روز قيامت است ؛
    اين احتمال درست نيست - در اين باره به بحث (حاجت خواستن شيطان ) مراجعه شود.
    2. تا روز آخر دنيا.
    همان روزى كه خورشيد و ماه و ستارگان تاريك مى شوند و كوه ها مانند پشم زده شده ، روان مى گردند و درياها مانند آتش خروشان شعله ور مى شوند و تمام جن و انس و ملائكه مى ميرند.
    3. مهلت او ميان نفخه اول و دوم است ؛
    نفخه اول وقتى است كه اسرافيل در صور مى دمد و همه موجودات جهان يك مرتبه از بين مى روند. نفخه دوم آن وقتى است كه اسرافيل در صور مى دمد و همه خلايق دو مرتبه زنده مى شوند. مهلت شيطان در ميان اين دو نفخه تمام مى شود.
    4. تا زمان ظهور حضرت مهدى (عج ) و به دست آن حضرت كشته مى شود.
    5. تا زمان رجعت ؛
    از زمان آمدن حضرت مهدى (عج ) شروع مى شود؛ پيامبر و ائمه معصوم عليه السلام دوباره رجوع مى كنند و به دنيا برمى گردند، آن وقت شيطان مى ميرد. و مدت معلومى كه قرآن بيان مى كند - همان رجعت است - كه عزرائيل جان او را مى گيرد و به زندگيش خاتمه مى دهد.
    وارد شده كه در زمان رجعت ، خداوند به ((ملك الموت )) مى فرمايد: جان ابليس را قبض كن كه عمر او به سر آمده و سختى ، تلخى و مستى جان كندن را كه به اولين و آخرين افراد چشاندى به او تنها بچشان . و نيز مى فرمايد:
    ((اى ملك الموت !)) اول وارد دوزخ شو و هفتاد زبانيه با هفتاد زنجير و هفتاد كاسه از آب لظى (كه همان آبهاى جهنمى سوزان است ) با هفتاد هزار از سگ هاى جهنمى را بردار و با سخت ترين شكلى جان او را بگير.
    عزرائيل هم با صورتى كه اگر اهل زمين او را با آن صورت ببينند، از ترس و وحشت ، تمام آنان قالب تهى مى كنند و مى ميرند، و به همان شكلى كه ماءمور است نازل مى شود.
    شيطان وقتى او را به آن هيبت مشاهده مى كند به مشرق فرار مى كند، عزرائيل را همان جا مى بيند! به طرف مغرب مى گريزد، او را حاضر مى بيند، به دريا مى رود، باز او را همان جا مشاهده مى كند؛ در اين زمان ، ((ملك الموت )) بر او بانگ مى زند كه : اى ملعون ! بايست ؛ باز فرار مى كند و مى آيد بر سر قبر آدم عليه السلام و مى گويد: اى آدم ! من به واسطه تو رانده شدم و طوق لعنت برگردنم افتاد. عزرائيل به آن سگ هاى جهنمى و ملائكه غلاظ و شداد دستور مى دهد كه بر او حمله كنند. سگ ها بر او حمله مى كنند و اطراف او را مى گيرند. ملائكه با گرزهاى آتشين بر مغز او مى كوبند تا جان خبيث و پليد او را بگيرند و به زندگى پر از مكر، فريب و كبر او پايان دهند
    ویرایش توسط paryak20 : 02-20-2012 در ساعت 16:02
    بي تو اما به چه حالي من ازآن كوچه گذشتم...


  11. 9 کاربر مقابل از این پست paryak20 تشکر کرده اند.


  12. #7
    کاربر سایت

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    May 2011
    محل سکونت
    ميهن دانلود
    نوشته ها
    686
    تشکر
    2,307
    تشکر شده 1,553 بار در 559 پست

    پیش فرض :.قاتل شيطان كيست ؟.:

    در روايات وارد شده كه : شيطان به مرگ طبيعى از دنيا نمى رود، بلكه او را مى كشند و در آخرالزمان كشته مى شود. حال چه كسى او را مى كشد، اختلاف است . بعضى از روايات مى گويند: امام زمان (عج ) وقتى ظهور كند آن ملعون را مى كشد. امام صادق عليه السلام فرمودند: وقتى قائم ما قيام كند، مى آيد در مسجد كوفه شيطان هم مى آيد و به زانو در مقابل آن حضرت قرار مى گيرد و مى گويد: واى از اين روز سختى كه در كمين من است . در اين موقع امام زمان (عج ) موهاى جلوى پيشانى او را مى گيرد و آن ملعون را گردن مى زند.
    در بعضى از روايات وارد شده كه حضرت رسول كشنده شيطان است . امام صادق عليه السلام فرمود: ((شيطان در زمان رجعت روى صخره بيت المقدس به دست حضرت رسول صلى الله عليه و آله كشته و ذبح مى شود)).
    نيز عبدالكريم خثعمى مى گويد: از امام صادق عليه السلام شنيدم كه فرمود: ((وقتى شيطان گفت : خدايا! مرا مهلت ده تا روز قيامت ، قبول نكرد و در جواب آن ملعون فرمود: تو را مهلت مى دهم تا وقت معلوم عليه السلام . و مراد از آن وقت ، هنگام رجعت اميرالمؤمنين عليه السلام به دنيا است )).
    عبدالكريم گويد: از حضرت پرسيدند: آيا براى آن حضرت رجعتى است ؟ فرمود: بلى ، هيچ امامى نيست ، مگر آن كه در قوت رجعت آن امام ، مؤمن و كافر اهل زمانش با او برمى گردند. تا مؤمنان را بر كافران غالب و پيروز گردانند.
    وقتى اميرالمؤمنين عليه السلام با اصحاب خود رجوع نمايد، شيطان هم با لشكرش حاضر شوند و وعده گاه جنگ آنها در زمين ((روحا)) كه از زمين فرات و در نزديكى كوفه است ، مى باشد.
    پس اين دو لشكر مى جنگند، به طورى كه تا آن زمان چنان كشتارى انجام نشده باشد. آن گاه امام صادق عليه السلام فرمود: گويا اصحاب اميرالمؤمنين عليه السلام را مى بينم كه به پشت برگشته اند و از شدت و سختى جنگ صد قدم به عقب رفته اند و گويا آنها را نگاه مى كنيم كه پاهاى بعضى از آنها در آب فرات رفته است .
    در اين هنگام ملائكه خشم الهى از پشت آب ها فرو مى آيند و جنگ به حضرت رسول صلى الله عليه و آله واگذار مى شود. آن حضرت در جلوى لشكر و حربه از نور در دست مبارك ايشان است ؛ چون شيطان نگاهش به آن حضرت بيفتد، پشت كرده و بگريزد. ياران او وقتى كه فرار او را مى بينند مى گويند: كجا مى روى و حال آن كه بر آنها غالبى ، در جواب گويد: من مى بينم آن چه را شما نمى بينيد. من از خداوند عالميان مى ترسم .
    در اين هنگام ، حضرت رسول صلى الله عليه و آله به او حمله مى كند و ضربتى بين دو كتف او مى زند كه به همان ضربه نابود مى شود و لشكرش نيز هلاك خواهند شد. بعد از آن ، خداوند عالميان پرستش مى شود؛ در حالى كه براى او هيچ شريكى در روى زمين باقى نمى ماند و عبادات همه خالصانه است . آن گاه اميرالمؤمنين عليه السلام در زمين چهل و چهار هزار سال پادشاهى مى كند. و عمرها طولانى مى گردد به طورى كه از هر انسانى هزار اولاد به وجود مى آيد
    بي تو اما به چه حالي من ازآن كوچه گذشتم...


  13. 9 کاربر مقابل از این پست paryak20 تشکر کرده اند.


  14. #8
    کاربر سایت

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    May 2011
    محل سکونت
    ميهن دانلود
    نوشته ها
    686
    تشکر
    2,307
    تشکر شده 1,553 بار در 559 پست

    پیش فرض چرا خداوند شیطان را مهلت داد؟

    بعد از اين كه شيطان خلق شد و نافرمانى خدا را نمود، در مقابل عظمت ، بزرگى و شوكت او تكبر ورزيد، از ميان ملائكه ، بهشت و نعمت هاى آن رانده شد. چرا خداوند به او مهلت داد؟ چرا در خواست او را درباره عمر طولانى و ادامه حيات او پذيرفت ؟ چرا فورا او را نابود نكرد كه اين گونه به جنايت و خيانت خود ادامه دهد و مردم را بيشتر به سوى بدبختى و شقاوت و جهنم و عذاب بكشاند؟
    جواب اين كه : جهان جاى آزمون است ، و مى دانيم كه آزمايش جز در برابر دشمنان سرسخت و طوفان ها و بحران هاى خطرناك ، امكان پذير نيست . وجود نامبارك شيطان و حيات و زندگى او به عنوان يك دشمن و نقطه منفى براى تقويت پايه هاى دين باورى و نقاط مثبت ديگر، نه تنها ضرر نداشته و ندارد، بلكه مؤ ثر نيز خواهد بود.
    قطع نظر از وجود شيطان ، در وجود خود ما، غريزه هاى ديگرى نيز هست كه انسان در همه زمينه ها، مى آزمايند تا در برابر نيروهاى عقلانى و روحانى قرار گيرد. به اين ترتيب ، در اين ميان روح انسان پروش مى يابد. مهلت شيطان و ادامه حيات او نيز تقويت اين تضاد است ، و تا او نباشد راه راست و مستقيم شناخته نخواهد شد و صفت خوب نيكو سيرتان و بد بدسيرتان مشخص نمى شود.
    ديگر اين كه ، اگر به او مهلت داده شد به خاطر آن همه ستايش و بندگى در برابر خداوند متعال بوده و عمر طولانى و مهلت او مكافات و پاداش ‍ عبادتهاى او است .
    سوم اين كه ، خواسته تا وى بيش تر در عذاب خدا غرق شود، زيرا هر چه عمر او طولانى تر گردد و مهلت بيشتر يابد، گناهش بيشتر خواهد شد. چنان چه خداوند مى فرمايد:
    ((آنها كه كافر شدند (راه طغيان را پيش گرفتند) تصور نكنند اگر به آنان مهلت مى دهيم به سود آنها است . ما به آنها مهلت مى دهيم كه بر گناهان خود بيفزايند و عذاب خوار كننده اى براى آنها مى باشد))
    از اين مهم تر، هر چند خداوند شيطان را در انجام وسوسه هايش آزاد گذاشته ، ولى انسان را در برابر او بى دفاع نيافريده است . به او نيروى عقل و شعور، و خرد داده كه مى تواند شد محكم و نيرومندى در مقابل وسوسه هاى شيطان بسازد.
    يكى ديگر از راههاى دفاعى او، انگيزه پاك و عشق به تكامل است كه به عنوان يك عامل سعادت در نهادش گذارده شده است .
    هم چنين ، فرشتگان را كه الهام بخش نيكى ها هستند. به كمك انسان هايى كه مى خواهند از وسوسه هاى شيطانى بر كنار بمانند فرستاده . قرآن مى فرمايد:
    ((فرشتگان بر آنها نازل مى شوند و براى تقويت روحيه آنان انواع بشارت ها و دل گرمى ها را به آنها الهام مى كنند و مى گويند: نترسيد و غمگين نباشيد، بشارت باد بر شما به آن بهشتى كه به شما وعده داده شده است
    بي تو اما به چه حالي من ازآن كوچه گذشتم...


  15. 7 کاربر مقابل از این پست paryak20 تشکر کرده اند.


  16. #9
    کاربر سایت

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    May 2011
    محل سکونت
    ميهن دانلود
    نوشته ها
    686
    تشکر
    2,307
    تشکر شده 1,553 بار در 559 پست

    پیش فرض :.شیطان سگ تربیت شده خدا.:

    عده اى از بزرگان مى گويند: شيطان سگ خدا است ، پروردگار عالم آن را خلق و تربيت كرد كه به موقع به دشمنان خدا حمله كند. مانند سگى كه صاحبش آن را تربيت مى كند كه به موقع به دشمن حمله كند. اموال و ثروت صاحبش را از گزند غارت گران حفظ نمايد و دشمنان را از در خانه او براند و دور كند.
    آرى ، خداوند متعال شيطان را آفريد تا هر كس از زير فرمانش خارج شود، شيطان همچون سگ تعليمى او را بربايد و به زير فرمان خود ببرد. از همين رو است كه هر كس از ولايت الهى و حزب خدا بيرون رود بى شك داخل در ولايت كفر و شيطان و حزب او شده در قرآن كريم هم ، فقط از اين دو حزب نام برده شده است .
    وقتى بنده اى بر گناه اصرار ورزد خداوند ولايت خود را از او بر مى دارد، سپس آن بنده اسير دست شيطان گرديده و در ضلالت و گمراهى فرو مى رود. از اين رو در قرآن كريم آمده :
    فيضل الله من يشاء و يهدى من يشاء و هو العزيز الحكيم .
    ((آنگاه خداوند هر كس را بخواهد به ضلالت وا مى گذارد و هر كس را بخواهد به مقام هدايت مى رساند و او خداى مقتدر و داناست .))
    اين دو موجود در بعضى از صفات با هم اختلاف دارند و در بعضى ويژگى ها متحداند. موارد اختلافشان از اين قرار است :
    1- سگ ها در روز مى خوابند و شب ها براى پاسدارى از اموال صاحبشان بيدار مى مانند. اما شيطان نه روز مى خوابد و نه شب ؟! او در تمام اوقات كارش سر راه گرفتن و حمله كردن به مردم مى باشد، آنان را از راه مستقيم منحرف نمودن است .
    2- سگ ها ميان دشمنان و دوستان صاحبانشان فرق مى گذارند. به دوستان صاحب خود حمله نمى كنند، جلوى آنها را نمى گيرند، حمله آنها فقط به دشمنان است ، ولى شيطان به دوست و دشمن حمله مى كند، هر دو را اذيت مى نمايد و راه را بر هر دو مى بندد.
    3- سگ ها به اهل خانه و صاحب خود حمله نمى كنند، به خلاف شيطان كه به اهل خانه هم حمله مى كند!؟ پيامبران الهى اهل خانه اند كه اگر بتواند حمله مى كند و ايشان را از اوج عزت پايين مى آورد. نمونه آن حضرت آدم و حوا پدر و مادر آدميان است
    شيطان حتى به صاحب خانه (خدا) هم حمله مى كند و در برابر او فرياد مى زند. و به فرموده قرآن مجيد، آن ملعون مى گويد:
    رب بما اغويتنى لازينن لهم فى الارض و لاغوينهم اجمعين
    شيطان آن گاه كه مهلت يافت ، به مبارزه با خدا برخاست و - گفت : ((خدايا حالا كه مرا گمراه نمودى ، من هم در زمين - همه چيز را - در نظر فرزندان آدم آراسته مى كنم كه از ياد تو غافل شوند و همه آنان را گمراه خواهم كرد)).
    باز آن ابليس بحث آغاز كرد
    كه بدم من سرخ رو كرديم زرد
    رنگ رنگ توست صباغم توئى
    اصل جرم و آفت و داغم توئى
    همچون آن ابليس و ذريات او
    با خدا در جنگ و اندر گفت و گو
    4 - سگ ها متملق و متواضع اند، خود را از ديگران و هم نوعان خود برتر و بالاتر نمى دانند. اما شيطان ، به فرموده خداوند متعال متكبر است ، آن جا كه مى فرمايد:
    ابى واستكبر و كان من الكافرين
    ((وقتى فرشتگان به دستور خداوند به آدم سجده كردند مگر شيطان - ابا كرد و تكبر ورزيد و از گروه كافرين گرديد)).
    5 - سگ ها زياد بچه مى زايند - ديده شده كه سگى 12 بچه زاييد- بچه هاى آنها مى ميرند يا كشته مى شوند. شيطان هم زياد بچه مى زايد، ران هاى خود را به هم مى مالد و تخم مى ريزد، از هر تخمى شيطانى بيرون مى آيد - ولى آنها تا روز موعود سالم و باقى مى مانند! در روايتى وارد شده :
    نسبت يك انسان مؤمن با شياطين ، نسبت لاشه گوشت است به زنبورهايى كه اطراف آن را گرفته اند. امام صادق عليه السلام در اين باره مى فرمايد: ((قسم به خدايى )) كه محمد صلى الله عليه و آله را به حق مبعوث فرمود، شياطينى كه بر يك مؤمن مسلطاند، زيادتراند از زنبورهايى كه اطراف لاشه گوشتى را گرفته اند)).
    و امام باقر عليه السلام درباره شمارش شياطين در اطراف يك نفر مؤمن مى فرمايد: ((زمانى كه انسان مؤمن از دنيا برود به اندازه جمعيت ربيعه و مصر - كه دو طايفه بسيار پرجمعيتى بودند - آن مكان و همسايگان آن مؤمن را رها مى كنند و مى روند)).
    تمام اين شياطين ، در اطراف مؤمنان لانه كرده و ايشان را وسوسه مى كنند و از راه مستقيم مى گردانند. در روايتى آمده است :
    ((اگر شياطين بر قلوب بنى آدم احاطه نداشتند، هر آينه آنان مى توانستند به ملكوت آسمان ها راه يابند و آن جا را ببينند)).
    6 - اگر كسى به سگ ها نان دهد و با آنها مهربانى كند با او آشنا مى گردند، هر كجا او را ببينند تملق مى گويند، خود را به خاك مى اندازند و سر و دم مى جنبانند. اما شيطان را هر چه محبت كنى رام نمى شود! بلكه عداوتش ‍ بيشتر مى شود، قرآن در اين باره مى فرمايد:
    فمثله كمثل الكلب ان تحمل عليه يلهث او تتركه يلهث
    ((مثل آن مثل سگى است كه اگر او را تعقيب كنى يا به حال خود واگذارى به سوى تو ((عو عو)) مى كند و حمله مى نمايد)).
    كيست كار دست تو جامه اش پاره نيست
    آتشى از تو نسوزم چاره نيست
    7 - يورش بعضى از سگ ها ناگهانى است و از پشت سر افراد مى آيند و آنان را مى گيرند. شيطانى هم غافل گير است . از پشت سر كمين مى كند، بر سر راه هاى مستقيم مى نشيند. قرآن در اين باره چنين مى فرمايد:
    قال فبما اغويتنى لاقعدن لهم صراط المستقيم
    ((شيطان در برابر خدا ايستاد - و گفت : حال كه مرا گمراه نمودى ! من نيز بر سر راه بندگانت مى نشينم و آنان را از راه راست كه آيين شرع تو است منحرف و گمراه مى گردانم )).
    آن ملعون نه اين كه فقط از پشت حمله مى كند بلكه در چهار جهت كمين كرده و از هر چهار سو حمله را شروع مى كند. خداوند در اين زمينه مى فرمايد:
    ثم لاتينهم من بين ايديهم و من خلفهم و عن ايمانهم و عن شمائلهم و لاتجد اكثرهم شاكرين
    ((آن گاه من از پيش رو و از پشت سر، از طرف راست و چپ در مى آيم و به انحرافشان مى كشانم تا آنان شكر نعمتهاى تو را به جاى نياورند)).
    8 - سگ حيوان نجس العين است . اما در چند مورد پاك مى شود، يكى در جايى كه استحاله شود؛ يعنى از حالت اول بيرون آيد و به صورت چيز پاكى درآيد، مانند سگى كه در نمك زار فرو رود و نمك شود. ديگر اين كه بدن سگ تبديل به كرم شود. اما شيطان به هيچ عنوان پاك نمى شود، حتى در قيامت و آتشى كه از مطهرات است . اگر چيز نجسى را بسوزاند و خاكستر شود پاك مى گردد. اما اگر شيطان را بسوزاند پاك نمى شود.
    9 - سگ ها ظاهر و آشكاراند و مبارزه با آنان آسان ، اما شيطان ناپيدا و مبارزه با او بسى مشكل است .
    دشمن اگر ظاهر بود از وى توان كرد حذر
    ليك ، ايمن بودن از خصم نهانى مشكل است .
    10 - يكى ديگر از اختلاف هاى سگ و شيطان اين كه : اگر سگى را نان و طعام دهى تا وقتى كه مشغول خوردن طعام خويش است تو در امان و آسايشى هستى و آزارى از آن نمى بينى . اما اگر خواسته شيطان را هم بر آورى و به اصطلاح طعامش دهى در همان لحظات هم از شر او در امان و آسايش نيستى و او به تو حمله ور است و لحظه اى آرام ندارد.

    اما جاهايى كه سگ با شيطان با هم متحداند، از اين قرار است :
    1 - مردم سگ ها را در كوچه و بازار سنگ مى زنند و آنها از دست مردم مى گريزند. شيطان را هم چه الان كه از ديدگان پنهان است و چه زمانى كه ظاهر و آشكار مى گردد، سنگ باران مى كنند. در زمانى كه مخفى است ، دو طايفه او را سنگ مى زنند، يكى مؤمنان كه با لعن و نفرين خود آن ملعون را هدف قرار مى دهند و بدنش را مجروح مى نمايند، اين زخم او باقى مى ماند تا زمانى كه آن مؤمن از ياد خدا غافل شود در اين صورت شيطان او را به معصيت مى كشاند! وقتى كه مؤمن گناهى مرتكب شد جراحتش بهبود پيدا مى كند.ديگرى فرشتگان با تيرهاى شهابى . قرآن در اين باره مى فرمايد:
    الا من خطف الخطفة فاتبعه شهاب ثاقب
    ((فرشتگان اطراف شياطين را با قهر و غلبه مى گيرند و با تيرهاى شهابى فروزان آنان را مورد حمله قرار مى دهند و تير باران مى كنند)).
    اما در زمان حضرت مهدى عليه السلام كه او آشكار مى شود، مردم از هر طرف او را سنگ باران مى كنند تا سرانجام به دست آن حضرت يا به دست جبرئيل به قتل مى رسد.
    چون نور رحمت در رسد شيطان چه سان تاب آورد
    خورشيد چون گردد عيان شب را نهان بايد شدن
    2 - صاحب سگ آن را عليه دشمنان خود تحريك مى كند تا به آنان حمله نمايد. خداوند هم شيطان را عليه دشمنان خود - معصيت كاران ، كفار و مشركان ، فجار و بى دينان - تحريك مى كند و مى فرمايد:
    ((اى شيطان ! برو، تو و جمله لشكريانت ، سواره و پياده نظامت ، بر آنان كه از تو پيروى كرده اند، محاصرشان كن و بر آنها بتاز)).
    اين نهيب بانگ آن ملعون بود
    هيبت بانگ خدائى چون بود
    3 - صاحب سگ هنگامى كه مهمان داشته باشد سگ خود را مى بندد كه مهمان را اذيت نكند. خداوند هم چون در ماه مبارك رمضان بندگان خود را به مهمانى دعوت كرده ، شيطان را نيز به غل و زنجير مى كشد تا آنان را اذيت و آزار نكند.
    4 - صاحب سگ دوستان خود را به آن مى شناساند كه مزاحم شان نشود. خداوند هم دوستان خود را به شيطان معرفى مى نمايد. قرآن درباره مى فرمايد:
    ((هرگز تو بر بندگان خالص من تسلطى ندارى ، بر دوستان مخلص من راهى ندارى و نمى توانى بر آنان دست پيدا كنى ، تو فقط بر مردم نادان و گمراه تسلط دارى )).
    5 - اگر شخصى بخواهد بر طايفه يا ايلى وارد شود و سگشان مانع باشد، وى صاحب سگ را صدا مى زند، و او هم سگ خود را صدا مى زند تا حيوان ساكت شود و برگردد.
    تركمان را گر سگى باشد بدر
    بر درش بنهاده باشد رو و سر
    كودكان خانه دمش مى كشند
    باشد اندر دست طفلان خوارمند
    يا اگر بيگانه اى معبر كند
    حمله بر وى همچو شير نر كند
    كه اشداء على الكفار شد
    با ولى ، گل با عدوچون خار شد
    مؤمن هم اگر بخواهد به درگاه خداوند روى آورد، شيطان از او جلوگيرى مى كند! پس نخست بايد از شر شيطان به خدا پناه برد. قرآن در اين رابطه مى فرمايد:
    ((اگر از طرف شيطان بخواهد در تو وسوسه اى ايجاد شود و جنبشى از آن پديد آيد، بايد از شر آن به خدا پناه برى )).
    ملك ، ملك اوست فرمان ، آن اوست
    كمترين سگ بر در، آن شيطان اوست
    پس سگ شيطان كه حق هستش كند
    اندر او صد فكرت و حيلت تند
    بر در كهف الوهيت چو سگ
    ذره ذره امر جو بر جسته رگ
    اين اعوذ آن است كه از لطف اى خدا
    بانگ برزن بر سگت ره برگشا
    تا بيايم بر در خرگاه تو
    حاجتى خواهم ز وجود و جاه تو
    6 - وقتى سگ در مقابل انسان ((عو عو)) زوزه مى كند، بايد آيه مباركه ((وكلبهم باسط ذراعيه بالوصيد))را تلاوت نمود، كه سگ برمى گردد.
    وقتى هم كه شيطان راه را بر بندگان بست و حمله كرد، بايد ((اعوذ بالله من الشيطان الرجيم )) را قرائت نمود تا فرار كند.
    بي تو اما به چه حالي من ازآن كوچه گذشتم...


  17. 7 کاربر مقابل از این پست paryak20 تشکر کرده اند.


  18. #10
    کاربر سایت

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    May 2011
    محل سکونت
    ميهن دانلود
    نوشته ها
    686
    تشکر
    2,307
    تشکر شده 1,553 بار در 559 پست

    پیش فرض :.عبادات شيطان.:

    به درخواست شيطان و اذن خدا، فرشتگان آن ملعون را به آسمان بردند. روزى كه به آسمان رسيد شنبه و زمانى كه به آسمان هفتم رسيد روز جمعه بود.
    در آسمان اول مدت هزار سال خدا را پرستيد. پس از آن به آسمان دوم بالا رفت و در آن جا هم هزار سال عبادت كرد. آن گاه به آسمان سوم و چهارم تا آسمان هفتم اوج گرفت . در هر آسمان مدت هزار سال خدا را بندگى كرد.
    در آسمان هفتم مستقر و چنان مشغول عبادت شد كه بايد عبادت كند. به طورى كه جبرئيل و اسرافيل و ميكائيل وقتى او را ديدند به يك ديگر مى گفتند: خداوند، عشق و علاقه به عبادت و قدرتى كه به اين بنده داده به هيچ كس نداده است . بندگى او هم چنان ادامه داشت تا وقتى كه خداوند اراده كرد آدم را بيافريند. حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام در نهج البلاغه ((خطبه قاصعه )) درباره نكوهش عبادت او و متكبران مى فرمايد: شيطان ، مدت شش هزار سال خدا را پرستش كرد كه فقط چهار هزار سال آن را دو ركعت نماز خواند!
    بعد مى افزايد: معلوم نيست كه اين شش هزار سال از سال هاى دنيا است يا از سال هاى آخرت . اگر از سالهاى دنيا بوده كه همان شش هزار سال خواهد بود و اگر از سالهاى آخرت باشد، هر يك روز آن طبق قرآن مجيد كه مى فرمايد:
    فى يوم كان مقداره خمسين اءلف سنة ؛
    ((در روزى كه مقدار آن به اندازه پنجاه هزار سال - از سالهاى دنيا - خواهد بود)).
    (جمع سال دنيا) 109500000000 (سال دنيا) 50000 * (روز) 365 *(سال آخرت ) 6000
    در نتيجه ؛ اگر شش هزار سال را ضرب در سيصد و شصت و پنج روز، و حاصل را در پنجاه هزار ضرب كنيم جمعا: صد و نه ميليارد و پانصد ميليون سال دنيا مى شود؛ يعنى شيطان اين مدت ، خدا را عبادت كرده و دايما مشغول نيايش و ستايش او بوده است .
    در روايت ديگرى از امام جعفر صادق عليه السلام آمده كه : شيطان در آسمان طى هفت هزار سال خدا را با دو ركعت نماز عبادت كرد خداوند هم ، در مقابل آن دو ركعت نماز كه - هفت هزار سال طول كشيد - ثواب هايى براى او در نظر گرفت .
    ولى بعد از گناه و سرپيچى از دستور الهى و خود را برتر و بالاتر دانستن از آدم عليه السلام ، تهمت به خدا زدن كه تو مرا گمراه كردى ! سعادت و نجات خود را در جهان آخرت به كلى از دست داد و عبادت خود را از ميان برد، و به شر مبدل كرد.
    بعلم باعور و ابليس لعين
    سود نامدشان عبادت ها و دين

    و در برابر اين همه عبادت و بندگى كه انجام داده بود، براى گمراهى اولاد آدم در اين دنيا تقاضاى عمر طولانى نمود كه طبق عدالت پروردگار، اين تقاضا پذيرفته شد.
    بي تو اما به چه حالي من ازآن كوچه گذشتم...


  19. 10 کاربر مقابل از این پست paryak20 تشکر کرده اند.


+ ارسال موضوع جدید
صفحه 1 از 3 1 2 3 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

تعداد اعضای بازدید کننده از این تایپیک : 0

بازدید کنندگان :  (نمایش کلی)

نامی برای نمایش وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

Bookmarks

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •