+ ارسال موضوع جدید
صفحه 3 از 3 نخستنخست 1 2 3
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 26 , از مجموع 26

موضوع: ★ همه چیز درباره شیطان ! ★

  1. #1
    کاربر سایت

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Jan 2012
    محل سکونت
    اصفهان
    نوشته ها
    9
    تشکر
    2
    تشکر شده 36 بار در 10 پست

    ★ همه چیز درباره شیطان ! ★



    شیطان از جنس جن است و از آتش خلق شده است و قبل از اینکه از بهشت رانده شود خدا را بسیار عبادت می کرد . به همین دلیل عزازیل نام گرفت . حضرت علی (ع) فرمودند : « شیطان هفتاد هزار سال خدا را عبادت کرد و فقط یک نماز دو رکعتی او چهار هزار سال طول کشید . ». وقتی خدا انسان را از خاک آفرید و در آن روح دمید به تمام ملائکه دستور داد که بر آدم سجده کنند و همه سجده کردند به غیر از ابلیس . شیطان به خدا گفت : « من هفتاد هزار سال تو را عبادت کرده ام و خودت فرموده ای که هر کس مرا عبادت کند ، عبادتش را بی نتیجه نمی گذارم و عوضش را به او می دهم . » خداوند فرمودند : « هر چه می خواهی در دنیا به تو عطا می کنم . » شیطان گفت : اول اینکه اجازه بدهی تا قیامت زنده بمانم . خداوند فرمود : تا آن روز تو را مهلت می دهم . دوم اینکه در مقابل هر یک از فرزندان آدم دو فرزند به من عطا کنی که برای هر یک از اولاد آدم ، دو فرزند را مسلط کنم . آنها را به گمراهی بکشانند . خداوند باز هم قبول کرد . سوم اینکه از تو می خواهم مرا در بدن اولاد آدم همچون خون جریان دهی که از هر جای بدن بتوانم او را به معصیت بکشانم .(امام علی (ع) در این باره می فرمایند :در بدن هر انسان یک فرزند (شیطان) از فرزندان ابلیس به صورت انگل وجود دارد که بر او مسلط است و قابل دیدن نیست) چهارم اینکه می خواهم اولاد آدم ما را نبینند ولی ما آنها را ببینیم . پنجم اینکه می خواهم به من قدرتی دهی که بهر شکلی که می خواهم درآیم و هر کجا که می خواهم بروم . ششم اینکه می خواهم تا دم مرگ پیش اولاد آدم باشم یعنی حتی وقتی حضرت ملک الموت برای قبض روح به سراغ انسان می آید شیطان هم حاضر می شود و انسان را وسوسه می کند . امام محمد باقر (ع) فرمودند : « هنگامی که انسان در حال جان کندن است خیلی تشنه می شود و در آن هنگام شیطان با یک لیوان آب می آید و می گوید : « اگر بر من سجده کنی و کافر شوی این آب را به تو می دهم . » وقتی ناامید می شود شیطان آب را می ریزد و می گوید من از تو بیزارم و می رود . هفتم اینکه از تو می خواهم که مرا بر سینه اولاد آدم مسلط گردانی تا او را وسوسه کنم . خداوند در پایان می فرماید : « تمام خواسته هایت را برآورده می کنم ولی هر کس پیرو تو باشد او را با تو به جهنم می فرستم . بعد شیطان می گوید : « ای خدا به عزت و جلالت قسم که همه انسان ها را گمراه می کنم مگر عده معدودی که بنده خالص تو هستند . سپس گفت : حالا که مرا بیرون می کنی جائی برای زندگی کردنم معین کن . خداوند فرمودند : تو را در حمام ها و هر کجا که محل رفت و آمد مردم است ، قرار دادم . شیطان گفت : غذای من چه باشد ؟ خداوند فرمودند : سر هر سفره ای که نام من ( بسم الله الرحمن الرحیم ) برده نشود بنشین با آنها که همچون حیوان گرسنه هستند ، غذا بخور . حضرت امام محمد باقر (ع) در اینباره می فرمایند : اگر اول غذا یادتان رفت « بسم الله الرحمن الرحیم» بگویید ، آخر غذا بگویید تا شیطان هر چه خورده ، برگرداند . بعد شیطان گفت : « که من احتیاج به آب دارم . خداوند فرمود : آب تو شراب و هر چیز مست کننده باشد . بعد گفت : برای من کتابی قرار بده . خداوند فرمود : کتاب تو وشم ( خالکوبی ها(منظور خالکوبی های گمراه کننده) و کتاب های سحر و جادو ) . اولین کسی که سحر و جادو را به انسان آموخت شیطان بود . بعد شیطان گفت : برای من حدیثی قرار بده . خداوند فرمود : حدیث تو دروغ است بعد گفت : برای من دام و وسیله شکار قرار بده . خداوند فرمود : زنان را وسیله صید و بدام انداختن مردم قرار دادم(منظور زنان و دختران بدکاره(فاحشه) است) . روزی حضرت محمد (ص) شیطان را حاضر در مسجد الحرام دید . پیش او رفت و به او گفتند : ای ملعون چرا ناراحتی ؟ شیطان گفت : از دست تو و امت تو ناراحتم . حضرت فرمود : چرا ناراحتی ؟ شیطان گفت : چون این همه تلاش می کنم که مردم را گمراه کنم ولی تو در قیامت از آنها شفاعت می کنی و تمام زحمات مرا به هدر می دهی . به همین خاطر با تو دشمنم . حضرت فرمودند : از امتم چرا ناراحتی ؟ شیطان گفت : امت تو خصوصیاتی دارند که امت های دیگر ندارند . اول اینکه : وقتی به هم می رسند « سلام » می کنند که سلام اسم خداوند است و من از این اسم می ترسم . دوم اینکه : وقتی همدیگر را می بینند به یکدیگر « دست » می دهند و تا دستهایشان از هم درنیامده گناهشان بخشیده می شود . سوم اینکه : وقتی می خواهند غذا بخورند « بسم الله » می گویند و من دیگر نمی توانم غذا بخورم و گرسنه می مانم . چهارم اینکه : بعد از غذا خوردن « الحمدالله » می گویند . پنجم اینکه : وقتی اسم تو می آید بلند « صلوات » ختم می کنند و آن قدر ثواب آن زیاد است که من فرار می کنم . ششم اینکه : وقتی می خواهند کاری بکنند « انشاء الله » می گویند و من دیگر نمی توانم در آن کار دخالت و آنها را گمراه کنم . هفتم اینکه : صدقه می دهند ، وقتی که « صدقه » می دهند هم گناهان آمرزیده می شود و هم هفتاد نوع بلا را از خود دور می کنند . به همین دلیل حضرت نبی اکرم (ص) فرمودند : وقتی انسان دستش را در جیبش می کند تا صدقه بدهد هفتاد شیطان دست او را می گیرند تا او را منصرف نمایند . هشتم آنان که قرآن می خوانند و در خانه ای که « قرآن » خوانده می شود دیگر جایی برای من نمی ماند چون در آن خانه ملائکه رفت و آمد می کنند . نهم آنکه مرا زیاد لعنت می کند . با هر بار « لعنت » یک زخم بر تنم می افتد و تا زمانی که آن شخص را به گمراهی نکشانم آنها خوب نمی شوند . دهم اینکه هنگامی که گناه می کنند سریع « توبه » می کنند و زحمات مرا به هدر می دهند یازدهم اینکه : عطسه که می کنند « الحمدالله » می گویند . حضرت فرمودند : عطسه از طرف خداوند و خمیازه از طرف شیطان است و وقتی عطسه می کنید « الحمدالله » بگویید . وقتی انسان نماز می خواند شیطان از او دور می شود به خصوص اگر سجده نماز طولانی باشد شیطان از روی ناراحتی فریاد می کشد . امام صادق (ع) فرمودند : هر کس نماز نخواند از شیطان پست تر است . چون شیطان یک خطا کرد و آن هم اینکه بر آدم سجده نکرد ولی انسان اگر نماز نخواند برای خدا سجده نمی کند . حضرت محمد (ص) فرمودند : « مجوز عبور از پل صراط نماز است » و فرمودند : « اگر نماز مؤمن قبول شود بقیه اعمال او نیز قبول درگاه الهی می باشد . در نمازها ، نماز صبح خیلی سفارش شده و دلیل آن این است که در هنگام شب فرشتگان شب پیش انسان هستند و اعمال شب را می نویسند و هنگامی که اذان صبح را می دهند ، فرشتگان شب می روند و جای خود را به فرشتگان روز می دهند . پس اگر نماز صبح را بخوانیم در دو پرونده ثبت میشود و آخرین عمل که همین نماز صبح است را فرشتگان می نویسند و اولین چیزی که در پرونده صبح ثبت می شود همان نماز صبح است . هم چنین از امام صادق (ع) منقول است که از صفات مؤمن این است که « بسم الله الرحمن الرحیم » را در نماز بلند بگوید و هر کس بعد از تکبیر نماز قبل از شروع حمد ، « اعوذ بالله من الشیطان الرجیم » را بگوید به اندازه هر مویی که در بدن اوست ، هزار حسنه برای او می نویسند حضرت پیامبر (ص) فرمودند : « هر کس بعد از نماز تسبیحات حضرت زهرا (س) ( 34 مرتبه الله اکبر ، 33 مرتبه الحمدلله ، 33 مرتبه سبحان الله ) را بگوید به خصوص اگر با انگشتان بشمارد همان دستهایش او را در قیامت شفاعت می کنند .
    ویرایش توسط *FARMANDEH* : 02-24-2012 در ساعت 14:43
    تا ته رفاقت را رفتم و فهمیدم و بهش رسیدم که هیچ رفیقی مثل خدا نمیشه و
    هیچکی مثل
    مامان و بابای آدم ، خاطرمونا نمیخواد .

    پسرام که اکثرشون (99.9%)گرگند و بهشون نمیشه اعتماد کردن


  2. #21
    کاربر سایت

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    May 2011
    محل سکونت
    ميهن دانلود
    نوشته ها
    686
    تشکر
    2,307
    تشکر شده 1,553 بار در 559 پست

    پیش فرض :. شيطان در راهش پاى مى فشارد .:

    بعد از آن كه خداوند شيطان را از بهشت بيرون كرد، برابر خدا قسم ياد كرد كه بايد چند كار را براى گمراهى آدم و اولادش انجام دهم و تا انجام ندهد، دست بر ندارد.
    1. گفت : خدايا! ((من از بندگان تو نصيب و بهره اى معين خواهم گرفت )). (در حالى كه خود او مى داند قدرت گمراه كردن همه بندگان خدا را ندارد) و تنها افراد هوس باز و سست عنصر هستند كه در برابر او تسليم مى شوند.
    در اين باره روايتى از حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم نقل شده كه فرمود: از صد نفر از فرزندان آدم ، نود و نه نفرشان در آتشند و يكى از آنها در بهشت . و نيز از آن حضرت صلى الله عليه و آله و سلم روايت شده : از هزار نفر براى خدا و بقيه براى آتش و ابليس لعين است .
    2. گفت : آنها (غير مخلصين ) را حتما گمراه مى كنم و به انحراف و گناه مى كشانم .
    3.گفت : ((مردم را با آرزوى دور و دراز و رنگارنگ سرگرم مى سازم و مشغول به دنيا مى كنم و از ياد آخرت و بهشت و جهنم باز مى دارم .))
    4. گفت : ((آنها را به انجام دادن اعمال خرافاتى دعوت مى كنم و اعمال خلاف و زشت را در برابر آنان زينت مى دهم و از اعمال نيك منع شان مى كنم )).
    5. گفت : آنها را وادار مى سازم كه آفرينش پاك و فطرت خود را تغيير دهند (آن آفرينش و فطرت پاك الهى كه از اول در نهاد انسان نهاده شده همان توحيد و يكتا پرستى است )؛ وسوسه هاى شيطانى و هوى و هوسها او را از راه منحرف مى سازد. و به بيراهه مى كشاند. اين ضرر جبران ناپذير شيطان ، سعادت انسان را از پايه مى لرزاند، چون حقايق و واقعيات را با باورهاى سست از بين مى برد و به دنبال آن ، سعادت به شقاوت تبديل مى گردد.
    از اين رو، هيچ كس نبايد شيطان را به جاى خداوند، سرپرست خود كند؛ زيرا اين كار زيان بزرگى است و شيطان به انسان وعده هاى دروغ مى دهد و به آرزوهاى دور و دراز سرگرم مى كند، ولى جز فريب و خدعه ، كارى براى آنها انجام نمى دهد



    منبع: وبلاگ سیدهادی
    بي تو اما به چه حالي من ازآن كوچه گذشتم...


  3. 2 کاربر مقابل از این پست paryak20 تشکر کرده اند.


  4. #22
    کاربر سایت

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    May 2011
    محل سکونت
    ميهن دانلود
    نوشته ها
    686
    تشکر
    2,307
    تشکر شده 1,553 بار در 559 پست

    پیش فرض :. راهنماى شيطان .:

    بعد از آن كه خداوند متعال آدم را آفريد و به ملائكه فرمود: او را سجده كنيد. شيطان زير بار نرفت و از مقام قرب رانده شد. از جانب خدا خطاب آمد: اى اهل آسمان ها! من آدم و حوا را در بهشت منزل دادم و همه چيز را مباحشان كردم ، مگر بهشت جاودان را. اگر نزديك درختان آن شوند و از آنها بخورند از ظالمان خواهند بود و از آن جا بيرون خواهند شد. شيطان اين خطاب را شنيد و اميدوار شد. پيش خود گفت : من آنها را از بهشت بيرون مى كنم . مخفيانه تا نزديك بهشت آمد، طاووس كه يكى از زيباترين ، خوش ‍ آوازترين ، خوش رنگ ترين و خوش بوترين پرندگان بهشت بود و تمام پر و بال آن به جواهرات بهشتى آراسته و دايما حمد و ثناى الهى بر زبانش بود و از زيبايى آن ، ملائكه در شگفت بودند، از بهشت بيرون آمد و مى خواست دو مرتبه داخل شود كه شيطان او را ديد. به نرمى گفت : اى خوش رنگ ترين و زيباترين و خوش صورت ترين ، خوش صوت ترين و عجيب الخلقه ترين پرندگان ! تو پرنده اى از پرندگان بهشتى هستى ؟ گفت : من طاووس بهشتم ، ليكن تو كه هستى كه مثل رانده شدگان و مثل كسى كه ديگرى او را تعقيب كرده باشد حيران و سرگردانى ، وحشت سر تا پاى تو را گرفته است ؟
    گفت : من فرشته اى از فرشتگان عالم بالا هستم كه مدت مديدى با ملائكه مقرب الهى خدا را عبادت مى كرديم و يك چشم به هم زدن از عبادت و بندگى غفلت نكردم و سستى در من پيدا نشد، حال آمده ام كه بهشت و آن چه را كه خداوند به بهشتيان وعده داده تماشا كنم . آيا مى توانى مرا وارد بهشت كنى تا سه كلمه به تو بياموزم كه هركس اين سه كلمه را بداند هرگز پير و مريض نشود، نميرد و همواره زنده باشد؟ طاووس گفت : واى بر تو، چه مى گويى ؟ مگر اهل بهشت پير و مريض مى شوند؟ مگر آنان در بهشت مى ميرند؟
    شيطان گفت : بلى ، اهل بهشت ، هم پير و مريض مى شوند و هم مى ميرند، مگر كسانى كه اين كلمات پيش آنها باشد. آن ملعون براى اثبات حرف خود قسم دروغ خورد! طاووس چون فكر نمى كرد كسى به دروغ به خدا سوگند بخورد به حرف او اعتماد كرد و گفت :
    گرچه من احتياج به اين كلمات ندارم ، ولى مى ترسم كه رضوان و خازنين بهشت متوجه شدند و بفهمند كه من تو را داخل كردم ؛ ولى من مار را كه سيد و بزرگ حيوانات بهشت است پيش تو مى فرستم ؛ زيرا او مى تواند تو را داخل كند. بعد از آن گفت و گوها، طاووس پيش مار آمد و آن چه را شنيده بود، براى او نقل كرد. مار گفت : من و تو به اين كلمات احتياج نداريم . طاووس گفت : ولى من قول داده ام كه تو را پيش او فرستم . تا ديگرى به اين كار سبقت نگرفته ، تو زودتر پيش او برو، و او را داخل بهشت كن


    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .

    منبع:وبلاگ سیدهادی
    بي تو اما به چه حالي من ازآن كوچه گذشتم...


  5. 2 کاربر مقابل از این پست paryak20 تشکر کرده اند.


  6. #23
    کاربر سایت

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Dec 2011
    محل سکونت
    مازبالاییم وبالا میرویم/مازدریاییم ودریا میرویم
    نوشته ها
    43
    تشکر
    798
    تشکر شده 162 بار در 70 پست

    پیش فرض

    برای اینکه بهترین شناخت ازشیطان پیداکنی نفس امارتو بشناس.
    خداهمان است که من میخواهم ای کاش من هم همان بودم که خدامی خواست.

  7. کاربر مقابل از این پست عشق الهی تشکر کرده است.


  8. #24
    کاربر سایت

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    May 2011
    محل سکونت
    ميهن دانلود
    نوشته ها
    686
    تشکر
    2,307
    تشکر شده 1,553 بار در 559 پست

    پیش فرض :. مناظره شيطان .:

    بعد از آن كه به شيطان امر شد: به آدم سجده كند و آن ملعون سرپيچى نمود و حاضر نشد كه در برابر آدم سجده كند! فرشتگان با او گفت و گو كردند و او را سرزنش نمودند كه چرا بر آدم سجده نكردى و به اين وسيله خود را بدبخت و ملعون خدا و خلايق نمودى ؟
    در جواب گفت : من قبول دارم كه خداوند، هم آفريدگار من است و هم همه موجودات . او عالم ، قادر، حكيم و مدبر است ، از قدرت و مشيت و اراده او سؤ ال نمى شود؛ زيرا وقتى چيزى را اراده كند، فورا همان مى شود. الا اين كه 7 سؤ ال متوجه علم و حكمت او مى شود.
    ملائكه گفتند: اى ملعون ! آن هفت سال كه متوجه علم و حكمت خداوند است چيست ؟ شيطان گفت :
    اول اين كه ، خداوند قبل از اين كه مرا خلق كند، مى دانست در آينده چه رفتارى از من سر مى زند (كفر و شرك و مخالفت با او) پس چرا از اول مرا آفريد؟ و حكمت خلقت من چه بود؟
    دوم اين كه : حال كه مرا به حكمت و اراده خلق نمود، چرا مرا مكلف نمود تا او را بشناسم و از او پيروى كنم ، چه حكمتى در تكليف من بود؟ در حالى كه نه اطاعت و بندگى ، و نه نافرمانى من ضررى به او نمى رسانيد.
    سوم ، حال كه مرا خلق كرد و به اطاعت از خود واداشت ، و من هم او را شناختم و اطاعت نمودم ، چرا تكليفم نمود كه در مقابل آدم سجده كنم ؟ اين چه دليلى مى توانست داشته باشد؛ در حالى كه سجده بر آدم ، بينش مرا نمى افزود؟
    چهارم ، حال كه مرا آفريد و به كارهايى فرمانم داد، من هم از روى دشمنى سجده نكردم ! چرا لعنتم كرد و مستحق عقاب دانست و از بهشت بيرونم راند؟ چه حكمتى بود كه به چنين سرنوشتى دچارم نمايد، با اين كه نه سودى براى او داشت و نه براى ديگرى ، مگر اين كه من زيان ديدم ؛ در حالى كه من هيچ كار قبيحى را مرتكب نشده بودم . فقط گفتم : من غير از تو را سجده نمى كنم . اطاعت و بندگى و سجده من فقط براى تو است ؟
    پنجم ، آن گاه كه مرا آفريد و به اطاعت از خود و سجده بر آدم واداشت و من هم از سجده بر آدم سرپيچى كردم ، از بهشت بيرونم كرد چرا دوباره راهم داد تا با نيرنگ هايم آدم را مغرور كنم و او هم از درخت منع شده بخورد؛ در نتيجه ، هم من و هم او را از بهشت بيرون كنند، و اين كار چه دليلى داشت ؟ در حالى كه اگر دوباره به بهشت راهم نمى داد، آدم براى هميشه در آن جا مى ماند و از مكر و حيله من در امان بود.
    ششم ، بر فرض كه مرا آفريد و دستورهايى درباره بندگى و شناخت و اطاعت از خود به من داد و من سرپيچى كردم ، و تا قيامت ميان ما دشمنى پديد آمد. چرا بار ديگر مرا بر او و فرزندانش چيره ساخت ، به گونه اى كه من و اولادم آنان را ببينيم ، ولى آنان من و اولادم را نبينند؟ چرا بايد مكر و حيله هاى من در آنها اثر كند ولى قدرت و قوت ايشان در من و اولادم اثر نكند؟ براى اين كارش چه حكمتى نهفته بود؟
    در حالى كه خداوند آنان را بر فطرة اسلام و خداشناسى خلق نمود و ايشان مطيع و فرمان بردار بودند. اگر من بر آنها مسلط نبودم براى ايشان بهتر و موافق حكمت و اراده خداوند بود.
    هفتم ، گيرم كه من همه كارهاى خود را بپذيرم و به نافرمانى هاى خويش ‍ اعتراف كنم . چرا وقتى من گفتم : خدايا! مهلتم بده تا روز قيامت ، خداوند فرمود: تو را مهلت دادم تا روز معلوم و حرف مرا قبول فرمود و مرا مهلت داد؟ در اين مهلت دادن چه حكمتى بود؟ چرا بعد از آن قضايا مرا هلاك نكرد؟ اگر بعد از آن كه مرا از بهشت راند، نابود مى كرد و براى هميشه همه آفريده ها، از دست من راحت مى شدند و ديگر شر و فسادى در عالم واقع نمى شد. سپس آن ملعون گفت : آيا اگر همه هستى در خير بود بهتر نبود تا اين كه خير و شر مخلوط هم باشند؟ اگر من نبودم شرى در عالم نبود و عالم يك پارچه خير بود. آن ملعون در آخرين مناظره اش گفت : دليل و حجت من بر مخالفتم با حضرت آدم عليه السلام و سجده نكردنم اين است . جواب مرا بدهيد. اما ملائكه نتوانستند جواب او را بدهند.
    بي تو اما به چه حالي من ازآن كوچه گذشتم...


  9. کاربر مقابل از این پست paryak20 تشکر کرده است.


  10. #25
    کاربر سایت

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    May 2011
    محل سکونت
    ميهن دانلود
    نوشته ها
    686
    تشکر
    2,307
    تشکر شده 1,553 بار در 559 پست

    پیش فرض :. جواب از مناظره شيطان .:

    وقتى شيطان راجع به علم و حكمت خداوند متعال با ملائكه گفت و گو كرد و به حكمت خداوند اعتراض نمود، اگر چه ملائكه نتوانستند جواب وى را بدهند، ولى ايراد او بى جواب نماند، يك جواب كلى داد و جوابى هم بعضى از بزرگان از همه ايرادات او دادند.
    اما پاسخى كه خداوند متعال داده ، اين است كه : خطاب به او نمود و گرفت : اى ابليس ! تو هنوز (بعد از آن همه عبادت و بندگى ) مرا نشناختى ، اگر شناخته بودى ، مى دانستى كه درباره هيچ يك از افعال من ايرادى نيست ؛ زيرا من خداوندگار جهان هستم و غير از من خدايى نيست ، هر كارى انجام دهم كسى نبايد از آن سؤ ال يا اعتراض كند.
    در بعضى از عبارات آمده ، خداوند به ملائكه وحى نمود كه : در جواب او بگويند: اين كه تو گفتى من در مقابل خدا تسليم هستم و قبول دارم كه خداوند، هم خالق من است و هم خالق همه چيز، دروغ مى گويى ؛ زيرا اگر راست گو بودى ، يقين داشتى كه من خداى جهانيان هستم و تمام كارهاى من از روى حكمت است و كسى نبايد از من بپرسد، در حالى كه من از همه خلايق سؤال مى كنم .
    در جاى ديگر خداوند جواب او را اين طور مى دهد: اين كه شيطان مى گويد: من غير تو را سجده نمى كنم و فقط تو را مى پرستم دروغ مى گويد؛ زيرا از اول هم ، عبادت و بندگى او خالص نبود و همه آن عبادت ها ظاهرى بوده است .
    بي تو اما به چه حالي من ازآن كوچه گذشتم...


  11. کاربر مقابل از این پست paryak20 تشکر کرده است.


  12. #26
    کاربر سایت

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    May 2011
    محل سکونت
    ميهن دانلود
    نوشته ها
    686
    تشکر
    2,307
    تشکر شده 1,553 بار در 559 پست

    پیش فرض :. جواب از همه اعتراضات شيطان .:

    و اما جوابى كه بعضى از بزرگان از همه اعتراضات شيطان داده اند و اعتراضات او را بى پايه دانسته اند از اين قرار است :
    راجع به ايراد اول كه گفت : چرا خداوند مرا خلق كرد؟ جوابش اين است . حكمت خداوند متعال اقتضا مى كند هر چيزى كه امكان وجود داشته باشد آن را به وجود آورد تا از ذات بى نياز بارى تعالى كسب فيض كند و فيوضات الهى به او برسد؛ اعم از اين كه آن موجود ذاتا پاك سرشت باشد يا پليد، و آن ناپاكى طينت هم مربوط به خلقت خدا نيست ، بلكه از ذات و هويت و پديده سرچشمه مى گيرد. شيطان هم يكى از موجودات و مخلوقات خداوند است كه او را پديد آورده تا كسب فيض نمايد، ولى آن ملعون چون ذاتا پليد بود، خود بينى و كفر بر او غلبه شد و او را سجده و خضوع و خود شكنى در برابر آدم باز داشت و همين ها باعث شد كه از دستورهاى خداى خود سرپيچى كند.
    در اعتراض دوم كه گفت : چرا خداوند مرا به شناخت و اطاعت از خود تكليف كرد، جواب اين كه غرض از خلقت اين است كه هر كس به واسطه اطاعت و بندگى و شناخت خدا، نفس خود را از شهوات و آلودگى ها پاك و خالص گرداند، از صفات حيوانيت و درندگى به صفات خدايى برسد. شرك و كفر، معصيت و ظلمت را از خود دور و به نور علم منور گرداند. تكليف به بندگى كردن با سرپيچى و انجام گناه منافات ندارد. همان طور كه فرو فرستادن باران براى روييدن گناهان و حبوبات در زمين هاى مرغوب و اثر نكردن آن در زمينهاى شوره زار و صخره هاى كوه ها منافات ندارد.
    به قول شاعر:
    باران كه در لطافت طبعش خلاف نيست
    در باغ لاله رويد و در شوره زار خس
    اين گفته او كه اطاعت و بندگى من نفعى به حال تو ندارد و معصيت من ضررى نمى رساند، حرفى درست و منطقى است .
    و سؤال سوم كه گفت : چرا خدا به من امر كرد در مقابل آدم سجده كنم ، حكمت و فايده آن چه بود؟
    اولا: سزاوار بود كه او كمى فكر مى كرد و مى دانست ، هر چه كه خداوند انجام مى دهد يا به آن امر مى كند حكمت هايى نهفته است هر چند آن حكمت ها را ندانيم و از ما پنهان باشد، خوب بود مى فهميد كه خداى عز و جل كار عبث و بى فايده انجام نمى دهد.
    ثانيا: خداوند، همه اهل آسمان را به سجده تكليف كرد، شيطان هم معتقد بود كه جزو آنها است ؛ پس وقتى از دستور خدا سرپيچى كرد خدا هم او را لعنت نمود.
    ثالثا: دستورهاى شرعى براى آزمايش بندگان ، و به نمايش گذشتن آنها است چه از جهت نيكى و چه از جهت بدى در دل آنان اثر دارند، و نيز براى اين كه حجت را بر آنها تمام نمايد، چنانكه مى فرمايد:
    ليهك من هلك عن بينة و يحيى من حى عن بينة
    ((تا آنها كه هلاك (و گمراه ) مى شوند از روى اتمام حجت باشد و آنها كه زنده مى شوند و هدايت مى يابند از روى دليل روشن باشد.))
    شيطان هم به همين منظور تكليف شد.
    و اما جواب اشكال چهارم كه گفت : چرا خداوند من ، كفار، مشركان و منافقان را عذاب مى كند و ازدار رحمت و كرامت خود دور مى دارد؟! اين است كه ، عذاب در روز قيامت از غضب و انتقام گرفتن خداوند نيست ؛ زيرا از شاءن خداوند به دور است كه براى بنده ضعيف خود غضب كند و بخواهد از او انتقام بگيرد.
    بلكه عذاب ها از آثار و تبعات گناه و معصيت و پيروى كردن از هواى نفس ‍ است . عكس العمل و نتيجه گناه به جهنم رفتن و هم نشين شدن با حيوانات موذى (از قبيل مارها و عقرب ها و غيره ) مى شود. مثل مرض هايى كه به خاطر زياده روى در خوردن و افراط و تفريط نمودن در شهوات براى انسان پيدا مى شود كه در نتيجه ، در آينده آن مرض ها موجب درد و ناراحتى بدن انسان مى شود. عذاب و عقوبت شيطان در روز قيامت و لعن شدن او نتيجه اعمال و رفتار و سرپيچى كردن خود او است و مربوط به خدا نمى باشد.
    جواب اعتراض پنجم كه مى گفت : چرا وسيله رفتن به بهشت براى من فراهم شد كه بروم و آدم را وسوسه كنم و او را هم از بهشت بيرون كنند، اين است كه ، مهم ترين حكمت و منفعت در بيرون كردن آدم از بهشت اين بود كه اگر او بيرون نمى آمد، همواره در بهشت مى ماند و فقط او از نعمت هاى الهى بهره مند مى شد. ولى حالا كه او را بيرون كردند از پشت او فرزندان بى شمارى پديد مى آيند كه خدا را تا روز قيامت اطاعت و عبادت مى كنند. و در هر زمانى عده زيادى از آنان به وسيله علم و عمل ، عبادت و بندگى به درجات عالى بهشت نايل مى آيند و از نعمت هاى آن استفاده مى كنند. چه حكمت و فايده اى از اين بالاتر كه از پشت او پيامبران كه يكى از آنان حضرت خاتم الانبيا و فرزندان معصوم آن حضرت صلى الله عليه و آله وسلم به وجود مى آيند و به درجات رفيع بهشت دست مى يابند.
    اما ايراد ششم كه گفت : چرا خداوند مرا بر اولاد آدم مسلط كرد و طورى قرار داد كه من آنها را ببينم ، ولى آنان مرا نبينند و من وسوسه و اغوايشان كنم ، جوابش اين است كه ، بشر در آغاز ناقص هست . بعضى از آنان ذلت و سيرتشان پاك و نفسشان نورانى است ، قابل تزكيه و ترقى ، و راغب آخرت اند، و بعضى از آنان بد ذات و بد سيرت و ناپاك اند، نفسشان ظالمانى و شرير، پير و شهوات ، كه اگر اغواى شيطان و اطاعت او نبود همه آنان در ظاهر مثل هم بودند. خوبان و پاكان از بدان و ناپاكان تميز داده نمى شدند، و راهى براى معرفى و مشخص نمودن آنان وجود نداشت .
    ديگر اين كه ، به وسيله وسوسه شيطان ، خوبان در اثر مخالفت با او به كمال و سعادت مى رسند و راه خدا را در پيش مى گيرند. بدان و ناپاكان در اثر اغواى او آخرت را فراموش مى كنند و مشغول دنيا و تعمير و آبادانى آن مى گردند.
    هم چنين اين كه ، دنيا به واسطه فريب خوردگان آباد و تعمير نمى شد كما اين كه در حديث قدسى وارد شده :
    انى جعلت معصيت آدم سببا لعمارت العالم
    ((من معصيت آدم - با خوردن از آن درخت منع شده - را سبب قرار دادم براى عمارت و آبادانى جهان )).
    در خبر ديگرى وارد شده :
    لو لا انكم تذنبون لذهب الله بكم و جاء بقوم تذنبون
    ((اگر شما (اولاد آدم ) گناه نمى كرديد، خداوند عالم شما را مى برد و قوم ديگرى را مى آورد كه گناه كنند و در اثر آن آخرت را فراموش نمايند و دنيا را آباد و تعمير نمايند)).
    پس حكمت تسلط شيطان بر اولاد آدم عليه السلام و اغوايشان همين ها بود كه ذكر شد.
    و اما ايراد و اعتراض هفتم آن ملعون كه گفت : چرا خداوند تا زمان زيادى به من مهلت داد و فايده آن چه بود؟ بايد گفت : كه بودن شيطان بستگى به حيات بشر دارد و تا زمانى كه اولاد آدم در روى كره خاكى باشند، شيطان هم بايد باشد؛ زيرا همان طور كه گفتيم بقاى شيطان براى تميز دادن خوبان از بدان و براى آباد شدن جهان .
    پس اعتراض هاى شيطان پايه و اساسى نداشت و پاسخ ‌هاى در خور توجهى هم به آنها داده شده است .
    بي تو اما به چه حالي من ازآن كوچه گذشتم...


  13. 2 کاربر مقابل از این پست paryak20 تشکر کرده اند.


+ ارسال موضوع جدید
صفحه 3 از 3 نخستنخست 1 2 3

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

تعداد اعضای بازدید کننده از این تایپیک : 0

بازدید کنندگان :  (نمایش کلی)

نامی برای نمایش وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

Bookmarks

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •