اصل برخورداری زن از ارث در قوانین اسلام زمانی مطرح گردید که نه تنها در محیط عرب جاهلی بلکه حتی در جوامع متمدن آن روزگار نیز نه تنها زنان از ارث محروم بودند بلکه گاهی زنان به عنوانی بخشی از میراث، خود به ارث می‌رسیدند.
چنان که گوستاو لوبون (جامعه‌شناس غربی) اعتراف می‌کند: «اسلام اولین نظام حقوقی جهان است که حق ارث بردن زنان را به رسمیت شناخت.» در اصل بهره‌مندی از ارث، اسلام زنان را همچون مردان قرار داده و اختلاف در سهم علی‌رغم اشتراک در اصل ارث حکمت‌ها و دلایل متعددی دارد.
1- جبران بار مالی مهریه، نفقه و جهیزیه.
یکی از دلایل این مطلب که سهم ارث زن در برخی موارد نصف مرد است، وضع خاص زن در مورد حق نفقه و مهریه در برابر مرد است. شهید مطهری می‌فرمایند: «اسلام چون مهر و نفقه بر مرد را لازم می‌داند برای مرد دو برابر زن سهم ارث قرار داده است.» ممکن است این سؤال پیش آید که چرا اسلام سهم ارث را برابر نمی‌دهد و در مقابل تکلیف مهریه و نفقه را از گردن مرد بردارد؟ شهید مطهری در پاسخ به این شبهه می‌گویند «مهر و نفقه معلول وضع خاص ارثی زن نیست بلکه وضع خاص ارثی زن است که معلول مهر و نفقه است و نباید جای علت و معلول را عوض نمود. همچنین در مهر و نفقه صرفاً جنبه مالی و اقتصادی ملاک عمل نمی‌باشد. بدیهی است اگر تنها جنبه مالی و اقتصادی مطرح بود، دلیلی نداشت که مهر و نفقه‌ای در کار باشد و یا سهم ارث زن و مرد تفاوت داشته باشد.
در مورد لزوم نفقه و مهریه، اسلام جهات زیادی را که بعضی طبیعی و بعضی روانی است در نظر گرفته است. از یک طرف احتیاجات و گرفتاری‌های زیاد زن از لحاظ تولید نسل مطرح است در صورتی که مرد طبعاً از همه‌ی آنها آزاد است. از طرف دیگر قدرت کمتر او از مرد در تولید و تحصیل ثروت و از جانب سوم استهلاک ثروت بیشتر او از مرد، به علاوه ملاحظات روانی و روحی خاص زن و مرد و به عبارت دیگر روان‌شناسی زن و مرد و این که مرد همواره باید به صورت خرج‌کننده برای زن باشد و بالاخره ملاحظات دقیق روانی و اجتماعی که سبب استحکام علقه خانوادگی می‌شود. اسلام همه این‌ها را در نظر گرفته و مهر و نفقه را از این جهت لازم دانسته است. این امور ضروری و لازم به طور غیرمستقیم سبب شده که بر بودجه‌ی مرد تحمیل وارد شود از این رو اسلام دستور داده که به خاطر جبران تحمیلی که بر مرد شده است مرد دو برابر زن سهم ارث ببرد.
همچنین تکالیف دیگری از جمله جهاد و مبارزه با دشمن از وظایف مردان می‌باشد که در ضمن آن مرد از کارهای اقتصادی و تأمین معاش بازمانده و متحمل مخارج زیادی می‌گردد. حتی در زمان حاضر نیز مردان موظفند دو سال از بهترین موقعیت زندگی خود را در خدمت سربازی سپری کنند در حالی که زنان می‌توانند با فراق بال به کسب درآمد یا تشکیل خانواده بپردازند، از این رو دو برابر شدن سهم ارث مرد می‌تواند جبران‌کننده این خلأ اقتصادی گردد. همچنین در برخی قوانین جزایی مانند دیه در جنایت خطایی که بر عهده عاقله است فقط خویشاوندان نسبی مرد موظف به پرداخت آن هستند و زنان از این وظیفه مالی معاف می‌باشند. یعنی اگر دختر یک خانواده مرتکب جنایت خطایی شد این وظیفه برادران و یا دیگر بستگان مرد است که دیه این جنایت را بدهند ولی زنان هرگز چنین وظیفه‌ای ندارند. باید متذکر شد به طور معمول پسران از آغاز تا پایان عمر یک خانواده در پیشبرد تکالیف اقتصادی دخالت دارند. تکلیف نگهداری و حضانت عاطفی و مالی دیگر اعضای خانواده خصوصاً پدر و مادر در زمان پیری عملاً بر عهده پسر خانواده قرار می‌گیرد این در حالی است که دختران نه تنها نقشی در شکل‌گیری اقتصاد خانواده ندارند بلکه تحت مدیریت اقتصادی مرد قرار گرفته و امکان حضانت و نگهداری پدر و مادر یا دیگر اعضا را کمتر پیدا می‌کنند.
اختلاف در سهم ارث، هرگز جنبه ارزشی نداشته و دو برابر بودن سهم ارث مرد نسبت به زن هرگز به معنای ارزش مضاعف مردان نیست. همچنان که بیشتر بودن سهم ارث دختر متوفی نسبت به پدر نشانه ارزش بیشتر دختر نسبت به پدر متوفی نیست.
مبنای تقسیم در ارث، لزوم تناسب و تعادل حقوق هر کس با وظایف او است. اگر مسأله ارث به عنوان بخشی از حقوق خانواده و مرتبط با نظام اجتماعی مدنظر قرار گیرد و مجموعه نظام حقوق خانواده به عنوان جزیی از نظام حقوقی اسلام مورد مطالعه قرار گیرد به خوبی روشن می‌شود که در این تسهیم نه تنها به زن ظلم نشده است بلکه مصلحت‌های فردی و روانی و اجتماعی او به بهترین شکل مدنظر قرار گرفته شده است. اگرچه در ظاهر تقسیم برخورداری مضاعف مرد دیده می‌شود و در مرحله «تملک» مرد دو برابر بیش از زن مالک می‌شود ولی در مرحله «تصرف و اختصاص» تقریباً زن بیش از مرد بهره می‌برد زیرا زن سهم و دارایی خود را برای خود نگه می‌دارد و هیچ الزامی برای خرج کردن آن ندارد اما سهم مرد عملاً و غالباً در جریان انفاق و تأمین هزینه به خانواده‌اش که به طور تقریبی نیمی از آن را زنان تشکیل می‌دهند بازمی‌گردد.
در اسلام همواره سهم ارث زن نصف مرد نیست. در برخی موارد سهم ارث زن و مرد با هم مساوی است مانند پدر و مادر که هر کدام [IMG]file:///C:/DOCUME%7E1/HESAMH%7E1/LOCALS%7E1/Temp/msohtmlclip1/01/clip_image002.gif[/IMG] ارث می‌برند یا حتی ممکن است سهم ارث زن بیشتر از مرد باشد مثل این که شوهر و یک دختر از متوفی وجود داشته باشد که سهم دختر سه برابر سهم پدرش می‌شود یا اگر ورثه متوفی پدر و یک دختر باشد سهم دختر متوفی پنج برابر سهم پدر متوفی می‌شود.