+ ارسال موضوع جدید
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 , از مجموع 5

موضوع: سلام بر اربعین!

  1. #1
    کاربر سایت

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    May 2011
    محل سکونت
    ميهن-بلوك سرپرستان-واحد خودم
    نوشته ها
    12,725
    تشکر
    2,446
    تشکر شده 12,500 بار در 4,033 پست

    پیش فرض سلام بر اربعین!



    سلام بر ستاره ‏های سوخته بر اندام دشت!
    سلام بر بدن‏ های چاک چاک!
    سلام بر خورشیدهای بر نیزه!
    سلام بر مظلومیت بر خاک مانده.
    سلام بر اربعین!
    سلام بر لحظه‏ های غریب وصال!
    سلام بر لحظه ‏ای که تو را از عطر خوش بهشتی‏ ات باز شناختم!
    سلام بر پیراهنی که بوی غربت مادر را می‏دهد!
    سلام بر اجساد مطهری که غریب، بر خاک رها شدند!
    سلام بر حنجره خشک و تشنه علی اصغر!
    سلام بر خیمه ‏های سوخته، بر بدن‏ های جدا شده از سر، معصومیت خاکستر شده، سلام بر تو برادر!

    چهل وادی دویدم منازل صبر را.

    چهل وادی کشیدم بر دوش خود رنج را.

    چهل وادی فرو خوردم بغض را.

    چهل وادی ویران شدم در خویشتن؛

    خراب گشتم برادر، در خرابه ‏های شام.

    فرو ریختم برادر، در گریه‏ های شبانه سه ساله.

    زینت پدر را زیر خنده ‏های خویش به تاراج بردند.

    حرمت فرزندانت را نادیده گرفتند.

    ایستادم و انگشت‏ های ظلم را در جام‏ های به خون آلوده شکستم

    چهل وادی صبر کردم، برادر! صبر کردم؛ صبری جمیل برادر؛ «ما رأیت إلاّ جمیلا».

    پروانه ‏سان سوختم بر گرد خیمه سجاد.

    شعله ‏ها را درآویختم تا جگرگوشه ‏ات را از هیمه آتش بیرون کشیدم.

    ذره ذره آب شدم تا کودک هراسانت را از تاریکی‏ ها بیرون کشیدم.

    هزاران بار مرگ چشیدم تا ضجه‏ های داغ‏دیده طفلان را آرام کردم.

    هزاران بار بغض فرو خوردم تا از پس دروازه ‏های نامردی گذشتم.

    ایستادم، برادر؛ همان‏گونه که سزاوار خواهر چون تویی است.

    ایستادم؛ سربلند، در اوج شکستگی.

    ایستادم و یک به یک پرده‏ های نیرنگشان را چون تار عنکبوتی سست، پاره کردم.

    ایستادم و مصیبت حنجره‏ های خشک را به گوش‏ه ای غفلت‏زده رساندم. ایستادم و چشم‏ های کور را به سوختگی خیام، باز کردم.

    ایستادم و انگشت ‏های ظلم را در جام‏ های به خون آلوده شکستم.

    چه کسی می‏توانست بعد از این همه رسوایی، صدای حقیقت را بر خاک ترک‏خورده کربلا نشنود؟!

    چه کسی می‏توانست بعد از این رسوایی تظلم را نبیند؟! چه کسی می‏توانست بعد از این، مظلومیت تو را انکار کند؟! من

    آمدم برادر؛ با یک دنیا حرف‏های ناگفته، با کمری شکسته و گیسوانی به سپیدی نشسته.

    من آمدم؛ با دلی داغ‏دیده و اندوهی فراوان و با قلبی سوخته.

    حالا منم و تو و رنج چهل روز اسارت که بیش از چهل سال، مرا در هم شکست.

    آرام بخواب، برادر! در آرامشی ابدی که خون سرخ تو و یارانت، تا قیامت بر صحنه تاریخ نقش بسته است.



    اربعین حسینی رو به تمام دوستان تسلیت میگم




  2. #2
    کاربر سایت

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    May 2011
    محل سکونت
    ميهن-بلوك سرپرستان-واحد خودم
    نوشته ها
    12,725
    تشکر
    2,446
    تشکر شده 12,500 بار در 4,033 پست

    پیش فرض

    برخیزید اى شهیدان

    چه سکوت وهم انگیزى!
    چهل روز است که جز صداى ناله شبانه حیوانات صحرا و مویه جنیّان و فرشتگان، نواى دیگرى به گوش این سرزمین نرسیده است.

    هنوز بوى سوختگى به مشام مى رسد و خاک، سرخى خویش را از دست نداده.
    آرى!
    چهل روز است که از آن روزهاى پرالتهاب مى گذرد و این صحرا، در سکوتى بهت انگیز غرق است و چشم افلاک خیره بر اوست!
    ... ناگهان، صدایى سکوت صحرا را مى شکند.

    صدا، آمیخته اى است از زنگ شتران خسته و ناله کودکان یتیم و مویه زنان داغدیده و صدایى که در صحرا مى پیچد: «برخیزید اى شهیدان کربلا! برخیزید که کاروان آزادگان بازگشته اند».
    آری!
    اربعین است؛ روز تازه شدن داغى که هیچ گاه کهنه نمى شود، روز ورود دوباره زینب کبرى علیهاالسلام به کربلا، اما این بار نه به عشق همراهى برادر، که به شوق زیارت تربت او. کاروان خسته زنان و کودکان، چهل منزل راه را بى وقفه پیمودند تا یک بار دیگر، قتلگاه جگرگوشگان رسول خدا صلى الله علیه و آله را ببینند و این بار، بى دخالت زنجیر و تازیانه، آزادانه خود را بر آن خاک افلاکى بیفکنند و سیر بگریند؛ آنقدر بگریند تا عقده چهل روزه شان باز شود. این، نخستین کاروان زیارتى حسین علیه السلام و اصحاب عاشورایى حسین علیه السلام است.





  3. #3
    کاربر سایت

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    May 2011
    محل سکونت
    ميهن-بلوك سرپرستان-واحد خودم
    نوشته ها
    12,725
    تشکر
    2,446
    تشکر شده 12,500 بار در 4,033 پست

    پیش فرض

    پیراهنى از گریه


    از بدرود اشکبار کاروان، چهل غروب گذشته است و قصه هاى سوخته، به چشم هاى فرات مى ریزد.

    چهل روز پیش، حوالى اندوه، نیزارها ضجه زدند و مثنوى ها با گل هاى شیون، سرتاسر نینوا را پوشاندند.

    هرگز نمى توان به اربعین نگاه کرد و آن همه نغمه هاى خاکسترى را به یاد نیاورد.

    امروز به جاى همه یتیمان قافله، اربعین سخن مى گوید.

    اربعین، با بوى خون در مشام و آبله در پا، رسیده است تا بگوید همه اتفاقات سرخ، در راستاى شکیبایى زینب علیهاالسلام بود.اربعین، شعرهایى با کلماتى خون رنگ در سوگ لاله ها آورده است تا بگوید دل بستگى هاى زینب علیهاالسلام در آن دشت بلاخیز، یکى پس از دیگرى پرپر شد.

    اربعین، با پیراهنى از گریه در فرات اشک، غسل کرده است و اینک، در کنار نام حسین علیه السلام و جابر بن عبدالله نشسته است و به یاد خون هاى عاشورا، مقتل مى خواند.





  4. #4
    کاربر سایت

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    May 2011
    محل سکونت
    ميهن-بلوك سرپرستان-واحد خودم
    نوشته ها
    12,725
    تشکر
    2,446
    تشکر شده 12,500 بار در 4,033 پست

    پیش فرض

    نینوا! امانت دارى کن



    آسمان چه خون رنگ است! زمین چه بى تابانه چونان گهواره کودکى گریان، زیر پایمان تکان مى خورد و مى لرزد! اینک، هنگامه اى شگرف است. ندیده بودیم مرغان هوایى را که این گونه دردمندانه در این آسمان سرخ، پر و بال بزنند و ناله شان به گوش همه تاریخ برسد.

    فریادى بلند از فراسوى زمان به گوش مى رسد. کسى انگار بر مرگ فرزند آدم مى گرید...!

    نینوا! همدردى کن با کودکانى ناآرام؛ با زنانى که به خود مى پیچند از درد فراق؛ با زینب علیهاالسلام، که در این چهل روز، مرگ را هزار باره، با چشم خود دید و صبورى پیشه کرد.

    نینوا! امانت دارى کن. خون مقدسى از شاهرگ هستى، بر خاک تو ریخته است.

    بدن مقدسى از عرشى ترین پاکان، بر خاک تو، زیر سُمّ سنگى اسبان، لگدمال شده است. امانت دارى کن و مگذار طوفان فراموشى و مرگ، خاطراتت را برباید!

    نینوا! فریادت را آزاد کن؛ بگذار همه آدمیان بدانند این، کاروان حسین علیه السلام است که پس از چهل روز، آمده است به زیارت مولا؛ آمده است تا شکایت خود را در گوش تو زمزمه کند.

    نینوا! از این پس تو خاک خونین و رمزآلودى هستى که پرچم جاودانگى را بر آن نصب کرده اند... بمان تا ابد!





  5. #5
    کاربر سایت

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    May 2011
    محل سکونت
    ميهن-بلوك سرپرستان-واحد خودم
    نوشته ها
    12,725
    تشکر
    2,446
    تشکر شده 12,500 بار در 4,033 پست

    پیش فرض

    اربعین واقعه


    چهل شب است که آسمان براى صورت خونین آینه مى گرید؛ درست مانند دیده مرطوب فرشتگانى که از نداى نصرت خواهى امام شان جا ماندند و حسرت حمایت از ولىّ خدا، بر سپیدى بال هایشان، گرد اندوه و بى قرارى پاشیده است.

    شاید کربلا دیگر هیچ زمان قرص کامل ماه را نبیند؛ از وقتى سر بریده خورشید بالاى نیزه رفت، شرم دارد لبانش را بر جاى بوسه زینب بگذارد.

    امشب، اربعین واقعه است و زمین، حزین تر از همیشه، از طنین نوحه آدم علیه السلام در خود مچاله شده است.

    این شب ها مدام نغمه آدم در گوش «صفا» پرپر مى زند. گویى چهل روز است سر بر سجده توبه دارد و آهنگ غم زده ی مویه هایش، چهار ستون کائنات را به لرزه وامى دارد. او توبه مى کند، ولى فرزندان مطرود قابیل، سر بریده یحیى علیه السلام را در میان تشت زرین نهاده است.

    او ضجه مى زند، ولى نسل شیطان زده اى، ننگ کشتن سرور جوانان بهشت را بر دامن شرافت آدمى نشانده اند.

    به این مى اندیشم که اگر حضرت آدم علیه السلام تنها به سبب یک لحظه وسوسه انگشتانش براى چیدن میوه ممنوعه، از بهشت خدا بیرون شد و تا چهل روز به درگاهش استغاثه برد، پس تاوان کشتن ولىّ خدا و پسر رسولش را چگونه مى توان پرداخت؟!





+ ارسال موضوع جدید

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

تعداد اعضای بازدید کننده از این تایپیک : 0

بازدید کنندگان :  (نمایش کلی)

نامی برای نمایش وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

Bookmarks

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •