+ ارسال موضوع جدید
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: پروانه نمایش «نارنجی پوش» برای داریوش مهرجويی صادر شد

  1. #1
    کاربر مفید

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Aug 2011
    محل سکونت
    نميدونم
    نوشته ها
    3,369
    تشکر
    10,303
    تشکر شده 7,713 بار در 1,928 پست

    پیش فرض پروانه نمایش «نارنجی پوش» برای داریوش مهرجويی صادر شد

    به گزارش سینمانگار، جلسه شورای صدور پروانه نمایش 35 میلیمتری در تاریخ 14 دی‌ماه در اداره کل ارزشیابی و نظارت تشکیل شد.

    روابط عمومی معاونت امور سینمایی و سمعی و بصری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گزارش داد: شورای صدور پروانه نمایش برای فیلم‌های «‌نارنجی‌ پوش‌» به کارگردانی و تهیه‌کنندگی داریوش مهرجویی، «شور شیرین‌» به کارگردانی جواد اردکانی و تهیه‌کنندگی ابراهیم اصغری پروانه نمایش صادر کرده است.


    به گزارش سینمانگار، «نارنجی پوش» که هم اکنون آخرین مراحل آماده سازی را پشت سر می گذارد، بیست و پنجمین فیلم بلند سینمایی داریوش مهرجویی است که امسال اولین نمایش خود را در سی‌امین دوره جشنواره فیلم فجر خواهد داشت.

    نارنجی پوش نوشته مشترک مهرجویی و وحیده محمدی فر بر اساس طرحی از وحیده محمدی‌فر داستان حامد آبان عکاس حرفه‌ای مجلات و روزنامه ها است که با خواندن کتابی چنان تحت تاثیر پالایش محیط زیست و مبارزه با آشغال زایی می‌شود که با لباس نارنجی مخصوص رفتگران به شهرداری می پیوندد و با عنوان «نارنجی پوش لیسانسه» به شهرت می‌رسد اما اعتبار و محبوبیت حامد زندگی خصوصی و خانوادگی او را با سیلی از فراز و نشیب‌های عاطفی تند و ناگهانی به سمت و سویی دیگر می‌برد...

    نقش اصلی «نارنجی پوش» یعنی عکاس را حامد بهداد در نخستین همکاری خود با مهرجویی بازی می کند.

    لیلا حاتمی، طناز طباطبایی، فردوس کاویانی، همایون ارشادی، اردشیر رستمی، امید روحانی، محمدجوادجعفرپور، مهیار پورحسابی، کامشاد کوشان، علی عابدینی، کیانوش گرامی، سیمون سیمونیان، علی اصغر طبسی، فرهنگ سروری، اکبر محمدی فر، پروین میکده، امیر سیدی، فرامرز روشنایی، شاهین جعفری، علیرضا حائری، امید علیمردانی، محمدرضا جعفرپور و میتراحجار بازیگران «نارنجی پوش» هستند.

    فرخ مجيدی(مدير فيلم برداری)، نظام الدين کيايی(صدابردار)، فريور معيری(طراح چهره پردازی)، مهدی بدرلو(مديرتوليد)، فواد بور بور(مدير تدارکات)، مرتضی اتابکی(عکاس)، علی اظهری(تصويربردار پشت صحنه) و رضا درميشيان(مجري طرح) از عوامل پشت دوربين «نارنجی پوش» هستند.


  2. کاربر مقابل از این پست Ronya تشکر کرده است.


  3. #2
    کاربر سایت

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    May 2011
    محل سکونت
    ميهن-بلوك سرپرستان-واحد خودم
    نوشته ها
    12,725
    تشکر
    2,446
    تشکر شده 12,500 بار در 4,033 پست

    پیش فرض

    كافه سينما- نارنجی پوش روز گذشته از اداره نظارت و ارزشیابی پروانه نمایش گرفت. به همین بهانه کافه سینما این گفته‌ها از زبان سازندگان فیلم درباره فیلم و نقش‌شان در ساخت آن را به نقل از ماهنامه صنعت سینما برای علاقه مندان سینمای ایران منتشر می‌کند:
    داریوش مهرجویی: «...براي نارنجي پوش هيچ صدايي زيباتر از برخورد جارو روي زمين نيست. يك حركت آهنگين كه نه تنها زمين را از غبار و آشغال مي روبد كه ذهن و روان خسته و پريشان او را نيز پالايش مي دهد. او در دل نيمه شب، تنها و خستگي ناپذير و با نواي جارويش زمزمه مي كند...»
    لیلا حاتمی درباره حامد بهداد: «...خيلي راحت با حامد بهداد كار مي كنم. بدون هيچ رودربايستي و اين كه احساس كنم احتياج به مقدمه چيني و پيش زمينه است و فعاليت هاي فوق صحنه اي بخواهيم داشته باشيم، در صحنه تمرين مي كنيم. منظورم تعارفي است كه بازيگر ها گاهي با هم دارند. فكر مي كنم ما اگر ده سال همديگر را نبينيم، اگر سر كاري به هم برسيم، انگار ديروز از هم جدا شده ايم و مطمئنم خيلي راحت با هم كار مي كنيم و هيچ انرژيي از آدم گرفته نمي شود. حامد بهداد اين قابليت را دارد كه اگر بخواهم بداهه كار كنم ، او هم اين زمينه را فراهم كند و ادامه دهد. از اين نظر خيلي برايم ارزشمند است. وقتي بازي مي كند ، كاملا و واقعا دارد بازي مي كند. در واقع در همان بستر كار، در فاز درست قرار گرفته و كار مي كند. اگر فرض كنيد اختلاف نظرم هم داشته باشيم، مثل سعادت آباد كه من به ايشان ، هم به فيلمنامه نويس هم به كارگردان مي گفتم نبايد اين شخصيت اينقدر بد باشد، اين زن و شوهر...»
    طناز طباطبایی درباره نقش‌اش: «...نقش خبرنگاري را بازي مي كنم كه در دو مرحله وارد ماجرا مي شود و حامد آبان را مطرح مي كند و به شهرت زيادي مي رساند، اين خبرنگار از همكارهاي قديمي آبان است و به طور اتفاقي او را در خيابان مي بيند و متوجه حال و احوال فعلي آبان مي شود و روي اين سوژه كار مي كند...»

    مجله صنعت سينما در جديدترين شماره خود در خبش توليدات جديد گزارش خواندنيي از توليد نارنجي پوش و گفت و گو با سازندگانش منتشر كرده. گزارشي كه شامل اطلاعات جالبي از پشت صحنه و جملات خواندني عغوامل فيلم درباره يكديگر و بيان گر فضاي مهم ترين فيلم جشنواره سي ام است. متن زير گزيده كافه سينماست از اين گزارش:

    داريوش مهرجويي:سمن بويان غبار غم چو بنشينند بنشانند...
    براي نارنجي پوش هيچ صدايي زيباتر از برخورد جارو روي زمين نيست. يك حركت آهنگين كه نه تنها زمين را از غبار و آشغال مي روبد كه ذهن و روان خسته و پريشان او را نيز پالايش مي دهد. او در دل نيمه شب، تنها و خستگي ناپذير و با نواي جارويش زمزمه مي كند و گويي صدايش در شهر مي پيچد كه:
    سمن بويان غبار غم چو بنشينند بنشانند/ پري رويان قرار دل چو بستيزند بستانند


    وحيده محمدي فر: بايد ضمير ناهوشيارمان را خانه تكاني كنيم
    گاهي پيش مي آيد كه با خودمان سرناسازگاري داريم. مقابل آينه مي ايستيم و از خود مي پرسيم چه خبر شده؟ چرا اين همه پريشاني؟ دوستان مي گويند به يك سفر برو، اما سفر راه چاره نيست و ما بيش تر از خودمان دور مي شويم و احساس فرسودگي مي كنيم. اين درست زماني است كه بايد سري به زندگي داخلي مان بزنيم. از آشپزخانه و گنجه ها شروع كنيم، روابط مان را زيز و رو كنيم، ضمير ناهوشيارمان را خانه تكاني كنيم و هر چه آلودگي و نفرت و بار اضافي را شب با زباله ها بيرون خانه بگذاريم تا رفتگران آن ها را به دور دست ها ببرند. آن وقت است كه نفس راحتي مي كشيم و احساس سبك بالي مي كنيم، مانند نارنجي پوش

    نظام الدين كيايي:بعد از انتخابم براي اين فيلم تلفن هاي بي سابقه اي به من شد!
    - از زمان ساخت اجاره نشين ها قرار بوده با آقاي مهرجويي كار كنم، اما در موعد مقرر يا ايران نبودم يا سركار ديگري بودم. يكي از دلايلش هم اين است كه آقاي مهرجويي به خاطر جايگاه ويژه اي كه دارند وقتي خبر ساخت فيلمشان چاپ مي شود، اصطلاحا همه زنبيل مي گذارند و مي روند جلو و مي خواهند با ايشان كار كنند و اقاي مهرجويي هم فقط مي تواند يك نفر را انتخاب كنند. اما تا امروز يك نفر نديده من به دفتري رفته باشم يا تلفني كرده باشم تا صدابرداري فيلمي را بر عهده بگيرم. اين بار كه از خيلي قبل با من صحبت شده بود و من سعي كردم اگر به قيمت دوماه بي كاري هم شده باشد وقتم را تنظيم كنم، وقتي روزنامه ها نوشتند كه نظام اليدن كيايي نارنجي پوش شده، تلفن ها بي سابقه زيادي از طرف همكاران به من شد كه اگر گرفتاري يا نمي تواني، ما هستيم كه براي صدابرداري اين كار برويم!
    - با توجه با شناخت و علاقه اي كه نسبت به حامد بهداد دارم او را پديده اي ديدم كه در اين فيلم يك موم در دست استاد نيست، بلكه يك جواهر در دست اوست. فكر مي كردم مهرجويي او را به هر شكلي بخواهد در مي آورد، اما ديدم بهداد با تراش بهتر استاد يكي از بهترين كارهايش را ارئه داد. حضور خانم حاتمي در هر فيلمي براي كساني كه با او كار مي كنند، زنگ استراحت است و بازي خوبش خستگي آدم را از تن در مي كند و احساس وظيفه شناسي اي در آدم به وجود مي آورد تا كارش را به خوبي انجام دهد.

    فريور معيري:جوشش ذهني مهرجويي نمي گذارد تو منفعل باشي
    - بايد به نقش موثر آقاي رضا درميشيان اشاره كنم كه مغز متفكر و هسته اصلي اتحاد عوامل و ارتباط درست آن ها با آقاي مهرجويي هستند و اين تلاش خستگي ناپذير محقق نمي شود، مگر با شناخت و درك بالا و عشق به استاد
    -آقاي مهرجويي به همه چيز اشراف دارد و آن چيزي كه ايشان را تميز مي دهد، نگاه ويژه اش به اين مديوم است. جوشش ذهني او نمي گذارد تو منفعل باشي، بايد بداني و بتواني. مهرجويي يك دنياي ذهني دارد و در اين دنياي ذهني، مي داند هر كسي چقدر و كجا بايد قرار بگيرد.

    ليلا حاتمي:اگر من و بهداد ده سال همديگر را نبينيم، اگر سر كاري به هم برسيم انگار ديروز از هم جدا شده ايم!
    - ويژگي اول فيلم، همكاري با آقاي مهرجويي بود كه برايم خوشايند و لذت بخش است و هميشه دوست دارم با ايشان كار كنم. ديگر اين كه مايه اصلي فيلمنامه ، احترام به طبيعت بود، چيزي كه در ايران به شكل جدي به آن توجه نمي كند و حتي خيلي ها كاملا از آن بي خبرند. من از اين بي توجهي رنج مي برم و خيلي برايم جالب بود كه آقاي مهرجويي به اين موضوع پرداختند. البته طبق معمول كارهاي آقاي مهرجويي، اين فيلم فقط محدود به يك موضوع نمي شود.
    -به نظر من سبك ايشان در اين فيلم به چند فيلم آخرشان نزديك تر است
    -خيلي راحت با حامد بهداد كار مي كنم. بدون هيچ رودربايستي و اين كه احساس كنم احتياج به مقدمه چيني و پيش زمينه است و فعاليت هاي فوق صحنه اي بخواهيم داشته باشيم، در صحنه تمرين مي كنيم. منظورم تعارفي است كه بازيگر ها گاهي با هم دارند. فكر مي كنم ما اگر ده سال همديگر را نبينيم، اگر سر كاري به هم برسيم، انگار ديروز از هم جدا شده ايم و مطمئنم خيلي راحت با هم كار مي كنيم و هيچ انرژيي از آدم گرفته نمي شود. حامد بهداد اين قابليت را دارد كه اگر بخواهم بداهه كار كنم ، او هم اين زمينه را فراهم كند و ادامه دهد. از اين نظر خيلي برايم ارزشمند است. وقتي بازي مي كند ، كاملا و واقعا دارد بازي مي كند. در واقع در همان بستر كار، در فاز درست قرار گرفته و كار مي كند. اگر فرض كنيد اختلاف نظرم هم داشته باشيم، مثل سعادت آباد كه من به ايشان ، هم به فيلمنامه نويس هم به كارگردان مي گفتم نبايد اين شخصيت اينقدر بد باشد، اين زن و شوهر از يك جنس نيستند و بعد از دوازده سال كه يك دختر بزرگ دارند، اين غير منطقي است كه من تازه دارم اين آدم را كشف مي كنم و اين به رابطه ها صدمه مي زند، و هيچ كس حرف من را قبول نمي كرد ، ولي با اين وجود مانع كاركردمان نمي شد. حامد مي گفت من مي خواهم اين باشم، ولي راحت با هم كار مي كرديم.

    طناز طباطبايي: بعد از اين كار از طرفدارهاي بهداد شدم
    -نقش خبرنگاري را بازي مي كنم كه در دو مرحله وارد ماجرا مي شود و حامد آبان را مطرح مي كند و به شهرت زيادي مي رساند، اين خبرنگار از همكارهاي قديمي آبان است و به طور اتفاقي او را در خيابان مي بيند و متوجه حال و احوال فعلي آبان مي شود و روي اين سوژه كار مي كند و شخصيت حامد آبان را مطرح مي كند و رسانه اي مي كند كه رسانه اي شدن اين ماجرا منجر به اتفاقات بعدي مي شود.
    -اسفند سال گذشته در خدمت آقاي مهرجويي به همراه امير جعفري و نادر سليماني، نمايش درس كار مي كرديم. در واقع شاخت من از زاويه ديگري با ايشان شروع شد و به مدت دو ماه و نيم هر روز در خانه آقاي مهرجويي تمرين مي كرديم و اين آشنايي خيلي نزديك و ملموس شروع شد. هر روز در بطن زندگي شخصي و حرفه اي آقاي مهرجويي از نوع و سبك كار ايشان مي آموختم . سر صحنه نارنجي پوش زمان كوتاهي بودم و نفرات زيادي حضور داشتند، بنابراين آنقدر كه در تئاتر كاركردم و چيز ياد گرفتم ، در اين فيلم به ايشان نزديك نشدم، اما با برخورد آقاي مهرجويي به نقش و شخصيت ها به واسطه كار تئاتر آشنا بودم و مي دانستم چه مدنظرشان است و به چه چيزهايي اهميت مي دهند و رويكردشان چه است. و بعد از آن كار به واسطه اتفاق دوستانه اي كه بين ما افتاد، حتي اگر كوچكترين نقشي را براي ايشان بازي كنم، باعث افتخارم است.
    -حامد بهداد دوست ده-دوازده ساله من است. از زمان دانشگاه. البته يك كم دانشگاه او كش آمد! او سال بالايي من بود، اما تا پيش از اين در هيچ فيلمي با او همبازي نبودم. اين نكته كه مي گويند در حامد بهداد جنون بازيگري وجود دارد، در مورد اين فيلم هم صدق مي كند. او آنقدر پشت صحنه دقيق و دوست داشتني است كه بايد همكارش باشيد تا متوجه شويد چه مي گويم. خيلي از همبازي هاي بهداد مي گفتند حامد پشت صحنه مثل يك بسكتباليست است ، توپ را با قدرت پرت مي كند و انتظار دارد تو هم آن را با قدرت او پرت كني، اما خيلي جاها اجازه مي دهد همبازي اش گل بزند. در كار سينما كم تر مي بينيم اين مناعت را داشته باشند. كه به اندازه اي كه دوست دارند خودشان ديده شوند ، بگذارند همكارشان هم ديده شود. بهداد، رفاقتي پشت صحنه دارد كه همه را مجذوب خودش مي كند. به هر حال بعد از اين كار ، من يكي از طرفدارهايش شدم!

    اميد روحاني: سرپرست رفتگران عملگرا هستم!/اين فيلم مهم ترين حادثه سينمايي در ميان توليدان سال 90 است
    -نارنجي پوش يا شايد بهتر باشد بگوييم "نارنجي پوش ها" قصه يك آدم است كه كشف مي كند يا تصميم مي گيرد كه فضولات و زباله ها و كثافت هاي ناشي از زيست در محيط، سوهان روح اند و جسم. پس تصميم مي گيرد كه بايد آستين بالا زد و جارو به دست گرفت، همه آداب ها و آيين هاي آن را پذيرفت تا محيط زيست-اعم از محيط زيست سياسي، اجتماعي و فرهنگي و حتي معرفتي را-از آلودگي پاك كرد. او يك هنرمند است، يك عكاس و يك روزنامه نگار، يعني يك آدم فرهنگي و به قول كاربرد عام ما از اين قبيل فعاليت ها، يك روشن فكر. اما در فيلم در اولين موجهه براي تبديل شدن به پاك كننده زباله ها، به آدم هاي ديگر بر مي خورد كه همه پيش از او تصميم گرفته اند: يك شاعر(كه نقش او را اردشير رستمي بازي مي كند)، يك مربي(كه نقش او را فردوس كاوياني بازي مي كند)، يك ليسانسه و يك دكتر( كه طبعا نقش او را من بازي مي كنم ، يعني سعي مي كنم بازي كنم!) كه همه پيش از او تصميم گرفته اند به جاي انتقاد و نق زدن و منفعل بودن ، وارد عمل شوند و عمل گرا بشوند. من مثلا سرپرست رفتگران و آدم تصميم گيرنده و مسئول پذيرش و استخدام همه اين روشنفكران و منفعلان به كار رفتگري هستم.
    -از ميان همه پرسوناژهاي فيلم من تنها در سه چهار سكانس فيلم با آقاي حامد بهداد بازي رو در رو دارم كه جذاب ترين و طولاني ترين شان، يكي از فصل هاي ابتدايي فيلم، جايي است كه حامد بهداد براي استخدام به شهرداري آمده و معرف او اردشير رستمي است
    -هر چه بشود اگر به فرض حتي اصطلاح در هم نيايد ، مهم ترين حادثه سينمايي در ميان توليدات 1390 خواهد بود. يك فيلم شيرين، گزنده، طناز، و يك فانتزي جذاب و تماشايي و البته با يك پيام كه ابعاد مختلفي دارد كه مي تواند پيامي بومي و محلي و گزنده باشد يا حتي در ابعاد جهاني و بين الملل، پيامي براي انسان معاصر در عرصه جهاني.


    هايده صفي ياري: جمله تاثير گذار داريوش مهرجويي كه آن را نوشتم
    فكر مي كنم براي هر تدوين گري همككاري با داريوش مهرجويي يك اتفاق عالي است ، مثل اينكه در كارگاه فيلمسازي ايشان باشي. اقاي مهرجويي يكي از تاثيرگذارترين سينماگران در تارخي سينماي ايران هستند و من امروز مي فهمم تسلط بسيار هوشمندانه شان بر تمام بخش هاي فيلمسازي مثال زدني است . فضاي فيلم انرژيك و گيراست و به نظرم راز ماندگاري و در اوج بودن شان نه تنها در شيوه منحصر به فرد فيلمسازي شان است،بلكه طراوت انديشه اي است كه با اشراف به روانشناسي و فلسفه، جهان خود را در فيلمهايشان مي سازند.
    در دفتري كه جملات مهم و تاثير گذار را در آن يادداشت مي كنم، جمله اي از ايشان دارم كه انگار مرا از بندي رها كرد. مي گويد:
    فقط مي دانم آدمي هستم كه الآن در اين زمان و جهاني كه اين طرف و آن طرفش ابديتي خوابيده، در لحظه خاصي پر پر مي زنم و بعد نيست مي شوم و دنبال همه آدم هايي كه پيش از من زيسته اند مي روم.
    ویرایش توسط mum's Angel : 01-08-2012 در ساعت 10:11




  4. 2 کاربر مقابل از این پست mum's Angel تشکر کرده اند.


+ ارسال موضوع جدید

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. اواخر اين هفته آی‌پد ۳ رونمايی می‌شود
    توسط salar_kia در انجمن اخبار IT
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 03-04-2012, 11:05
  2. 5 قانون طلايی برای مردان
    توسط sherlock در انجمن مطالب طنز
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 09-05-2011, 16:20
  3. خانواده ی زبانهای آسيايی
    توسط firstgaga در انجمن ادبیات جهان
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: 08-23-2011, 10:30
  4. تاريخ آمريکايی
    توسط sherlock در انجمن کتابها و مقالات متفرقه
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 08-18-2011, 16:05

تعداد اعضای بازدید کننده از این تایپیک : 0

بازدید کنندگان :  (نمایش کلی)

نامی برای نمایش وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

Bookmarks

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •