+ ارسال موضوع جدید
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 7 , از مجموع 7

موضوع: شعر كربلا

  1. #1
    کاربر سایت

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    May 2011
    محل سکونت
    ميهن دانلود
    نوشته ها
    686
    تشکر
    2,307
    تشکر شده 1,553 بار در 559 پست

    پیش فرض شعر كربلا

    خواب آب


    شمع سان پروانه‎ها گشتند آب از تشنگی بر لب دریا ز کف دادند تاب از تشنگی
    ای دریغا! ای دریغا! سوختند و سوختند ماه رویان همچو قرص آفتاب از تشنگی
    کودک شش ماهه در دامان مادر بارها گشت همچون ماهی دریا کباب از تشنگی
    دیده‎ی دُردانه‎ی زهرا اگر آید به هم لحظه لحظه آب می‎بیند به خواب از تشنگی
    لاله‎های داغدار بوستان بوتراب سینه بنهادند بر روی تراب از تشنگی
    طایری بی بال و پر جان داده زیر خارها بر لبش مانده نوای آب آب از تشنگی
    هر چه او را در بیابان می‎زند زینب صدا نیست در لعل لبش تاب جواب از تشنگی
    تا دهان خشک خود را با گلابی تَر کند نیست حتی در گِل چشمش گلاب از تشنگی
    آفتاب کربلا شد دود در چشم حسین داشت از بس در وجودش التهاب از تشنگی
    آب هم تا حشر، میثم! از پیمبر شد خجل بس که دیدند آل پیغمبر عذاب از تشنگی
    ویرایش توسط paryak20 : 12-02-2011 در ساعت 21:20
    بي تو اما به چه حالي من ازآن كوچه گذشتم...


  2. #2
    کاربر سایت

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    May 2011
    محل سکونت
    ميهن دانلود
    نوشته ها
    686
    تشکر
    2,307
    تشکر شده 1,553 بار در 559 پست

    پیش فرض

    ای یاس چیده

    ای یاس چیده، ای گل نقش چمن، علی! قرآن آیه آیه‎ی پامال من، علی
    مانند قلب من دهنت پر ز خون شده خون گلوت گشته روان از دهن، علی
    چسبانده خون به هم، دو لبت را ز گفتگو با چشم خویش حرف برایم بزن، علی
    لب تشنه، چشم بسته، نفس مانده در گلو زخم تو گشته با دل من هم سخن، علی
    تو مثل لاله‎ای که همه گشته برگ برگ من مثل شمع سوخته در انجمن، علی
    جایی برای بوسه نمانده به قامتت از بس که زخمت آمده بر زخم تن، علی
    ممکن نشد ز روی زمینت کنم بلند از بس که پاره پاره شده این بدن، علی
    لیلا در انتظار تو چشمش بُوَد به راه زینب چگونه بی تو رود در وطن، علی
    در حیرتم چگونه ز خونت خضاب شد ماه جمال و زلف شکن در شکن، علی
    فریاد من بلند ز اشعار میثم است سوزد ز سوز او دل هر مرد و زن، علی
    بي تو اما به چه حالي من ازآن كوچه گذشتم...


  3. #3
    کاربر سایت

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    May 2011
    محل سکونت
    ميهن دانلود
    نوشته ها
    686
    تشکر
    2,307
    تشکر شده 1,553 بار در 559 پست

    پیش فرض

    ای مرا آشفته کرده حال تو دیده و جان و دلم دنبال تو
    عزم وصل حق تعالی کرده‎ای ترک جان یا ترک بابا کرده‎ای
    روح من با این شتاب از تن مرو ای تمام عمر من بی من مرو
    کم ز هجر خویش قلبم چاک کن باز گرد از دیده اشکم پاک کن
    راه غم بر قلب تنگم باز شد غربتم با رفتنت آغاز شد
    ای دل صد پاره‎ام پیراهنت اشک ثارالله وقف دامنت
    می‎روی این قوم سنگت می‎زنند گرگ‎های کوفه چنگت می‎زنند
    صبر کن بابا تماشایت کنم سِیر حسن و قدّ و بالایت کنم
    بعدِ عمری حاصل من داغ توست جان بابا قاتل من داغ توست
    عهد من با دوست عهدی محکم است هر چه بینم داغ در این ره کم است
    عهد بستم تا که قربانت کنم غرق خون تقدیم جانانت کنم
    عهد بستم تا که در راه خدا عضو عضوت را کنند از هم جدا
    زخم تو مشکل گشایی می‎کند مرگ از تو دلربایی می‎کند
    من خلیل الله، تو اسماعیل من داغ تو تسبیح من تهلیل من
    جسم مجروحت گلستان من است فرق خونین تو قرآن من است
    خون گلاب و خاک صحرا مُشک توست آبروی من دهان خشک توست
    زخم ما را خنده بر شمشیرهاست چشم ما چشم انتظار تیرهاست
    گرچه خشک از تشنگی لب‎های توست رو که جدم مصطفی سقای توست
    ما به راه دوست هستی باختیم بعد از آن در قلب دشمن تاختیم
    بي تو اما به چه حالي من ازآن كوچه گذشتم...


  4. #4
    کاربر سایت

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    May 2011
    محل سکونت
    ميهن دانلود
    نوشته ها
    686
    تشکر
    2,307
    تشکر شده 1,553 بار در 559 پست

    پیش فرض

    سرشک خجلت





    عزیز فاطمه! بر درگه عفوت سر آوردم گناهی از تمام کوه‎ها سنگین‎تر آوردم
    من آن حُرّم کز اول خویش را سد رهت کردم تو را در این زمین بین هزاران لشگر آوردم
    به جای دسته گل با دست خالی آمدم اما دلی صد پاره‎تر از لاله‎های پرپر آوردم
    نشد تا از فرات آب آورم از بهر اطفالت ولی بر حنجر خشکیده‎ات چشم تَر آوردم
    غبارم کن، به بادم ده مرا، دور سرت گردان فدایم کن که در میدان ایثارت سر آوردم
    گرفته جان به کف در محضرت، فرزند دلبندم قبولش کن که قربانی برای اصغر آوردم
    سرشک خجلت از چشمم چو باران بر زمین ریزد زبان عذرخواهی بر علیّ اکبر آوردم
    همین ساعت که بر من یک نظر از لطف افکندی به خود بالیدم و مانند فطرس پر بر آوردم
    بده اذنم که خم گردم، ببوسم دست عبّاست که روی عجز بر آن یادگار حیدر آوردم
    چه غم گر جرم من از کوه سنگین تَر بُوَد میثم که سر بر آستان عترت پیغمبر آوردم
    بي تو اما به چه حالي من ازآن كوچه گذشتم...


  5. #5
    کاربر سایت

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    May 2011
    محل سکونت
    ميهن دانلود
    نوشته ها
    686
    تشکر
    2,307
    تشکر شده 1,553 بار در 559 پست

    پیش فرض

    جامعه خونين


    این تن غرقه به خون مصحف پامال من است این عزیز دل زهرا و حسین و حسن است
    اِرباً اربا شده مثل علی اکبر، پسرم پیرهن از تن و تن پاره‎تر از پیرهن است
    خونِ سر آب وضو، سنگِ عدو مهر نماز اشک در دیده و خون جگرش در دهن است
    زخم شمشیر کجا، جای سم اسب کجا؟ اسب‎ها از چه نگفتید که این قلب من است؟
    کاش یک بار دگر اسم عمو را می‎برد حیف کز خون دو لبش بسته، خموش از سخن است
    اشک می‎ریزم و با دیده‎ی خود می‎نگرم که گلم دستخوش باد خزان در چمن است
    سیزده ساله‎ی من، ماه شب چاردهم از چه دور بدنت این همه شمشیرزن است
    بر تن پاک تو ای حجله‎نشین یم خون پیرهن جامه‎ی خونین شده، خلعت کفن است
    بزم دامادی تو دامن صحرای بلاست خونِ رخساره حنا، شاخه‎ی گل زخم تن است
    میثم آتش به شرار جگرت ریخته‎اند آه جانسوز تو سوز دل هر مرد و زن است

    .
    .
    .
    .
    .
    .

    "غلامرضا سازگار"
    بي تو اما به چه حالي من ازآن كوچه گذشتم...


  6. #6
    کاربر سایت

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    May 2011
    محل سکونت
    ميهن دانلود
    نوشته ها
    686
    تشکر
    2,307
    تشکر شده 1,553 بار در 559 پست

    پیش فرض

    سنگ‎باران




    دوست دارم بارها از تن جدا گردد سر من تا شود تقدیم خاک پات، خون حنجر من
    دوست دارم عضو عضوم طعمه‎ی شمشیر گردد تا تو لبخندی زنی بر زخم‎های پیکر من
    دوست دارم وقت جان دادن به بالینم بیایی تا بیفتد بر گل رویت نگاه آخر من
    دوست دارم در هجوم خنده‎های تلخ دشمن بر تو ریزد همچو باران، اشک از چشم تر من
    دوست دارم تا به جرم عشق تو، کوچه به کوچه از فراز بام‎ها آتش بریزد بر سر من
    دوست دارم در کنار دختر مظلومه‎ی تو صورت خود را کند تقدیم سیلی، دختر من
    دوست دارم دور عباس علمدارت بگردم تا شود ام‎البنین، فردای محشر مادر من
    دوست دارم تا به جرم عشق گردم سنگ‎باران سنگ‎ها گردند بین کوچه‎ها، هم سنگر من
    دوست دارم طوعه بعد از کشتنم آید سراغم در کنار پیکرم گرید به جای خواهر من
    دوست دارم تا بریزد بحر بحر از چشم میثم اشک خونین بر من و بر لاله‎های پرپر من
    بي تو اما به چه حالي من ازآن كوچه گذشتم...


  7. #7
    کاربر سایت

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    May 2011
    محل سکونت
    ميهن دانلود
    نوشته ها
    686
    تشکر
    2,307
    تشکر شده 1,553 بار در 559 پست

    پیش فرض

    دریا و عباس

    دریا صدا زد ای لبت عطشان، من آبم آبی بنوش ای آتشت کرده کبابم
    عباس گفت ای آب حاشا کز تو نوشم آید صدای ناله‎ی اصغر به گوشم
    دریا صدا زد ساقی عطشان که دیده؟! ای بحر را هم داده آب از اشک دیده
    عباس گفت ای آب آتش شو به کامم پیداست در تو عکس لب‎های امامم
    دریا صدا زد تا کنی یاریّ عترت از من دهانی تَر کن ای دریای غیرت
    عباس گفت از تشنگان شرمنده هستم آخر نگاه فاطمه باشد به دستم
    دریا صدا زد تو همه هستِ حسینی نیرو بگیر از من که خود دستِ حسینی
    عباس گفتا اوست مولا، من غلامم بی او بُوَد آب روان آتش به کامم
    دریا صدا زد ای زده آتش به هستم من چون تو بر داغ لب تو تشنه هستم
    عباس گفتا تشنه‎تر از تو رباب است در سینه‎اش آتش به جای شیر ناب است
    دریا صدا زد گر نمی‎نوشی ز من آب آب از چه همره می‎بری با این تب و تاب
    عباس گفتا وعده دادم بر سکینه تا آب آرم بهر گل‎های مدینه
    دریا صدا زد ای همه ایثار و صبرت زیبد که تا محشر بگردم دور قبرت
    بي تو اما به چه حالي من ازآن كوچه گذشتم...


+ ارسال موضوع جدید

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

تعداد اعضای بازدید کننده از این تایپیک : 0

بازدید کنندگان :  (نمایش کلی)

نامی برای نمایش وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

Bookmarks

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •