+ ارسال موضوع جدید
صفحه 11 از 11 نخستنخست ... 7 8 9 10 11
نمایش نتایج: از شماره 101 تا 104 , از مجموع 104

موضوع: از کودکی تا اکنون رهبر فرزانه از زبان خودشان

  1. #1
    کاربر سایت

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    May 2011
    محل سکونت
    زير سايه ي خدا
    نوشته ها
    6,533
    تشکر
    3,955
    تشکر شده 12,623 بار در 3,037 پست

    پیش فرض از کودکی تا اکنون رهبر فرزانه از زبان خودشان

    سلام



    محيط خانوادگى ما، محيط خوبى بود


    ما هشت خواهر و برادر بوديم از دو مادر؛ يعنى پدرم از يك خانمى ، سه فرزند داشت كه هر سه هم خواهر بودند، بعد آن خانم فوت كرده بودند و با خانم ديگرى ازدواج كرده بودند. ماها بچه هاى اين خانم دوم ، پنج نفر بوديم ؛ چهار برادر و يك خواهر، و در اين پنج نفر، من دومى بودم . البته در اين بين ، دو بچه هم از بين رفته بودند؛ با آن حساب ، من چهارمى مى شوم ؛ اما چون واسطه ها كم شده بودند، من بچه ى دوم خانواده بودم . البته خواهرهاى بزرگ ما از خانم اول بودند؛ آنها از ما خيلى بزرگتر بودند.
    پدر و مادرم ، پدر و مادر خيلى خوبى بودند. مادر يك خانم بسيار فهميده ، باسواد، كتاب خوان ، داراى ذوق و شوق هنرى ، حافظ شناس - البته حافظ شناس كه مى گويم ، نه به علمى و اينها، به معناى ماءنوس بودن با ديوان حافظ- با قرآن كاملا آشنا بود و صداى خوشى هم داشت .
    ما وقتى بچه بوديم ، همه مى نشستيم و مادرم قرآن مى خواند؛ خيلى هم قرآن را شيرين و قشنگ مى خواند. ماها دورش جمع مى شديم و براى ما به مناسبت ، آيه هايى را كه در مورد زندگى پيامبران هست ، مى گفت . من خودم اولين بار زندگى حضرت موسى ، زندگى حضرت ابراهيم و بعضى پيامبران ديگر را از مادرم - به اين مناسبت - شنيدم . قرآن را كه مى خواند، به اين جا كه مى رسيد، بنا مى كرد به شرح دادن .
    بعضى از شعرهاى حافظ كه الان هنوز يادم است - بعد از سنين نزديك شصت سالگى - از شعرهايى است كه آن وقت از مادرم شنيدم ؛ از جمله ، اين يك بيت يادم است :
    سحر چون خسرو خاور علم در كوه ساران زد

    به دست مرحمت يارم در اميدواران زد


    دوش ديدم كه ملائك در ميخانه زدند


    گل آدم بسر شتند و به پيمانه زدند


    غرض ، خانمى بود مهربان ، خيلى فهميده و فرزندانش را هم - البته مثل همه ى مادران - دوست مى داشت و رعايت همه آنها را مى كرد. پدرم عالم دينى و ملاى بزرگى بود. بر خلاف مادرم كه خيلى گيرا و حراف و خوش برخورد بود، پدرم مرد ساكت ، آرام و كم حرف بود؛ كه اين تاءثيرات دوران طولانى طلبگى و تنهايى در گوشه حجره بود. البته پدرم ترك زبان بود، و ما به اين ترتيب از بچگى ، هم با زبان فارسى ، هم با زبان تركى آشنا شديم و محيط خانه محيط خوبى بود. البته محيط خوبى بود؛ منزل ما هم منزل كوچكى بود. شرايط زندگى ، شرايط باز و راحتى نبود؛ و طبعا اينها در وضع كار ما اثر مى گذاشت .

    در مورد بازى كردن پرسيديد؟ بله ، بازى هم مى كرديم . منتها در كوچه بازى مى كرديم ؛ در خانه جاى بازى نداشتيم و بازيهاى آن وقت بچه ها فرق مى كرد. يك مقدار هم بازيهاى ورزشى بود؛ مثل واليبال و فوتبال و اينها كه بازى مى كرديم . من آن موقع در كوچه ، با بچه ها واليبال بازى مى كردم ؛ خيلى هم واليبال را دوست مى داشتم . الان هم اگر گاهى بخواهيم ورزش دست جمعى بكنيم - البته با بچه هاى خودم - به واليبال رو مى آوريم كه ورزش خيلى خوبى است .
    بازيهاى غير ورزشى آن وقت ، گرگم به هوا و بازى هايى بود كه در آنها خيلى معنا و مفهومى نبود؛ يعنى اگر فرض كنى كه بعضى از بازى ها ممكن است براى بچه ها آموزنده باشد و انسان با تفكر، آنها را انتخاب كند، اين بازيهايى كه الان در ذهن من هست ، واقعا اين خصوصيات را نداشت ، ولى بازى و سرگرمى بود. چيزى كه حتما مى دانم براى شما جالب است ، اين است كه من همان وقت ، معمم بودم ؛ يعنى در بين سنين ده و سيزده سالگى - كه ايشان سؤ ال كردند من عمامه سرم بود و قبا تنم بود! قبل از آن هم همينطور، از اوايلى كه به مدرسه رفتم ، با قبا رفتم ؛ منتها تابستانها با سر برهنه مى رفتم ، زمستان كه مى شد، مادرم عمامه به سرم مى پيچيد. مادرم خودش دختر روحانى بود و برادران روحانى هم داشت ، عمامه پيچيدن را خوب بلد بود؛ سر ماها عمامه مى پيچيد و به مدرسه مى رفتيم . البته اسباب زحمت بود كه جلوى بچه ها، يكى با قباى بلند و لباس جور ديگر باشد. طبعا مقدارى حالت انگشت نمائى و اينها بودند؛ اما ما بازى و رفاقت و شيطنت و اين طور چيزها جبران مى كرديم ، نمى گذاشتيم كه در اين زمينه ها خيلى سخت بگذرد.





  2. #101
    کاربر سایت

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    May 2011
    محل سکونت
    زير سايه ي خدا
    نوشته ها
    6,533
    تشکر
    3,955
    تشکر شده 12,623 بار در 3,037 پست

    پیش فرض

    حد آزادى در غرب فقط منافع مادى است نه مرزهاى اخلاقى


    تفاوت ديگر اين است كه در غرب ، حد آزادى را منافع مادى تشكيل مى دهد. ابتدا براى آزاديهاى اجتماعى و فردى ، محدوديتهايى را معين كردند؛ اين يكى از آنهاست . آن وقتى كه منافع مادى به خطر بيفتد، آزادى را محدود مى كنند. منافع مادى ، مثل عظمت اين كشورها و سلطه ى علمى اين كشور و سلطه ى علمى اين كشورها. تعليم و تربيت ، يكى از مقولاتى است كه آزادى در آن ، جزو مسلمترين حقوق انسانهاست . انسانها حق دارند ياد بگيرند؛ اما همين آزادى ، در دانشگاههاى بزرگ دنياى غربى محدود مى شود دانش و تكنولوژى به كشورهاى معينى ممنوع است چرا؟ چون اگر اين دانش و اين علم انتقال داده شد، از انحصار اين قدرت خارج شده است و اين قدرت مادى و اين سلطه ، به حال خود باقى نخواهد ماند. آزادى مرز پيدا مى كند؛ يعنى استاد حق ندارد كه فرضا به شاگرد كشور جهان سومى - شاگرد ايرانى ، يا دانش پژوه چينى - فلان راز علمى زا بياموزد
    آزادى انتقال اطلاعات و اخبار هم اين گونه است . امروز همه ى جنجال دنيا، براى آزادى اطلاعات و اخبار است ؛ بگذاريد مردم با خبر بشوند؛ بگذاريد مردم بدانند. ترويج آزادى در غرب ، يكى از مصاديق و مصراعهاى بلندش اين است ؛ اما در حمله ى آمريكا به عراق - در زمان رياست جمهورى بوش - براى مدت يك هفته يا بيشتر، رسما همه ى اطلاعات سانسور شد؛ افتخار هم كردند و گفتند كه هيچ خبرنگارى حق ندارد يك عكس يا يك خبر از حمله ى آمريكا به عراق منتقل و منتشر كند. همه

    مى دانستند كه حمله شده ؛ خود آمريكاييها هم خبر دادند؛ اما از جزئيات آن هيچ كس مطلع نبود؛ چون مدعى بودند كه اين كار، امنيت نظامى را به خطر مى اندازد پس ، امنيت نظامى ، حق آزادى را محدود كرد؛ يعنى يك مرز مادى و يك ديوار مادى . استحكام پايه هاى اين حكومت هم ، مرز ديگر است . چند سال قبل از اين - حدود چهار، پنج سال پيش - در آمريكا گروهى پيدا شدند، كه خبرش هم همه ى كسانى كه اهل روزنامه اند، خوانده اند. البته بنده همان وقت تفاصيل بيشترى را از آن اطلاع پيدا كردم ؛ ليكن همه در روزنامه هاى ما هم نوشتند و گفتند. گروهى پيدا شدند كه اينها با گرايش مذهبى خاصى عليه حكومت فعلى آمريكا - زمان همين آقاى كلينتون - اقدام كردند. عليه آنها مقدارى كارهاى امنيتى و انتظامى شد؛ اما فايده اى نبخشيد. خانه اى را كه آنها در آن جمع شده بودند، محاصره كردند و آتش زدند؛ كه حدود هشتاد نفر در آتش سوختند عكسهايش را هم منتشر كردند و همه دنيا هم ديدند. در ميان اين هشتاد نفر، زن هم بود، كودك هم بود، شايد يك نفرشان هم نظامى نبود. ببينيد آزادى زنده ماندن ، آزادى عقيده ، آزادى مبارزه سياسى ، به اين حد محدود مى شود. بنابراين آزادى در دنياى مادى هم حدود و مرزهايى دارد؛ منتها اين مرزها، مرزهاى مادى است .

    ارزشهاى اخلاقى در آن جا، هيچ مانعى براى آزادى نيستند. مثلا نهضت همجنس بازى در امريكا يكى از نهضتهاى رايج است ؛ افتخار هم مى كنند؛ در خيابانها تظاهرات هم راه مى اندازند؛ در مجله ها عكسهايشان را هم چاپ مى كنند؛ با افتخار هم ذكر مى كنند كه فلان تاجر و فلان رجل سياسى جزو اين گروه است ؛ هيچ كس هم خجالت نمى كشد و انكار نمى كند بالاتر از اين بعضى از مطبوعات و روزنامه ها واقع مى شوند، كه ايشان با نهضت همجنس بازى مخالف است يعنى ارزش اخلاقى ، مطلقا حد و مرزى براى آزادى معنى نمى كند.
    مثال ديگر، در كشورهاى اروپايى است . مثلا آزادى بيان را، تبليغات و به نفع فاشيسم محدود مى كند، - كه امر مارى و حكومتى است ؛ اما تبليغات عريانگرى - كه آن هم يك حركتى است - محدود نمى كند يعنى مرزهاى آزادى در ليبراليسم غربى ، با آن فلسفه و ريشه فلسفى و با آن نگرش ، مرزهاى مادى است مرزهاى اخلاقى نيست ؛ اما در اسلام ، مرزهاى اخلاقى وجود دارد. در اسلام ، آزادى ، علاوه بر آن حدود مادى ؛ مرزهاى معنوى هم دارد. البته بله كسى عليه منافع كشور و عليه سود كشور اقدامى بكند، آزاديش محدود مى شود - اين منطقى است - اما مرزهاى معنوى هم وجود دارد.
    اگر كسى عقيده ى گمراه دارد، عيبى ندارد. وقتى مى گوييم عيبى ندارد، يعنى پيش خدا و پيش انسانهاى مؤ من عيب دارد؛ ليكن حكومت هيچ وظيفه اى در قبال او ندارد و جامعه ى مسلمان ، يهودى و مسيحى و بقيه ى اديان گوناگون هستند؛ الان در كشور ما هم هستند؛ در زمان صدر اسلام هم بودند؛ هيچ مانعى هم ندارد؛ اما اگر قرار باشد آن كسى كه عقيده ى فاسد دارد، به جان ذهن و دل افرادى كه قدرت دفاع ندارند، بيفتد و بخواهد آنها را هم گمراه كند، اين براى آدم يك مرز است ؛ اين جا آزادى محدود مى شود، از نظر اسلام اين گونه است . يا مثلا بخواهند اشاعه ى فساد بكنند، بخواهند فساد سياسى و فساد جنسى و فساد فكرى به وجود بياورند؛ يا همين فيلسوف نماهايى كه در گوشه و كنار هستند، بخواهند درباره ى اين تحصيلات عاليه براى جوانان خوب نيست ، مقاله بنويسند؛ بنا كنند عيوبش را ذكر كردن ؛ البته به احتمال قوى ، در صدى نود اثر نخواهد كرد؛ اما ممكن است در صدى ده جوانان تنبل اثر بكند. نمى شود اجازه داد كه كسانى بنشينند، با وسوسه و دروغ ، انسانها را از تحصيل علم باز بدارند.
    آزادى دروغگويى نيست . آزادى شايعه پراكنى نيست . آزادى ارجاف نيست . من گله اى كه دارم ، اين است كه چرا در زمينه ى مسايل آزادى ، به مباحث اسلامى به مبانى اسلامى مراجعه نمى شود؟ در قرآن سوره ى احزاب آيه 60 مى فرمايد: لئن ام ينته المنافقون و الذين فى قلوبهم مرض و المرجفون فى المدينه لنغرينك بهم . مرجفون در كنار منافقان و بيمار دلان - كه آنها دو دسته اند - قرار دارند. منافقان يك دسته اند، بيمار دلان - الذين فى قلوبهم مرض - دسته ديگرى هستند؛ اين مرجفون در كنار آنها گذاشته شده اند. مرجفون ، يعنى كسانى كه مرتب مردم را مى ترساندند.. يك جامعه تازه تاءسيس شده ى اسلامى ، با آن همه دشمن ، آن همه بسيج قرآنى ، آن همه بسيج نبوى ، همه بايد براى دفاع از كشور و از اين نظام عظيم انسانى و مردمى ، از لحاظ روحى آماده باشند؛ اما يك عده مثل خوره به جان مردم بيفتند و روحيه ها را تضعيف كنند، اينها مرجفونند. قرآن مى گويد: اگر مرجفون يعنى كسانى كه مرتب مردم را مى ترسانند، آدم را نااميد مى كنند، مردم را از اقدام باز مى دارند - دست برندارند، لنغزينك بهم ؛ تو را به جان آنها خواهيم انداخت . اين ، مرز آزادى است . پس آزادى در منطق اسلامى ، يك تفاوت ديگرش اين است كه مرزى از ارزشهاى معنوى دارد.

    __________________





  3. #102
    کاربر سایت

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    May 2011
    محل سکونت
    زير سايه ي خدا
    نوشته ها
    6,533
    تشکر
    3,955
    تشکر شده 12,623 بار در 3,037 پست

    پیش فرض

    آزادى در تفكر غربى با تكليف منافات دارد



    تفاوت ديگر اين است كه آزادى در تفكر ليبراليسم غربى ، با تكليف منافات دارد. آزادى ، يعنى آزادى از تكليف . در اسلام ، آزادى آن روى سكه ى تكليف است اصلا انسانها آزادند، چون مكلفند. اگر مكلف نبودند، آزادى لزومى نداشت ؛ مثل فرشتگان بودند. به قول مولوى :
    در حديث آمد كه خلاق مجيد خلق عالم را سه گونه آفريد
    يك گروه را جمله عقل و علم و جود آن فرشته است و نداند جز سجود
    بشر خصوصيتش اين است كه مجموعه ى انگيزه ها و غرايز متضادى است و مكلف است كه در خلال اين انگيزه هاى گوناگون ، راه كمال را بپيمايد. به او آزادى داده شده ، به خاطر پيمودن راه كمال همين آزادى با اين ارزش ، براى تكامل است ؛ كما اين كه خود حيات انسان براى تكامل است ؛ و ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون خدواوند جن و انسان را آفريده ، براى رسيدن به مرتبه عبوديت او، كه مرتبه ى بسيار والايى است . آزادى هم مثل حق حيات است ؛ مقدمه اى براى عبوديت .
    در غرب ، در نفى تكليف تا جايى پيش رفته اند كه نه تنها تفكرات دينى را، حتى تفكرات غير دينى و كل ايدئولوژى ها را كه در آنها تكليف هست ، واجب و حرام است ، بايد و نبايد هست ، نفى مى كنند الان در آثار اخير همين ليبرال نويسهاى آمريكايى و شبه آمريكايى و كسانى كه پيامبرشان آنها هستند - امتهاى آنها در كشورهاى ديگر، از جمله متاسفانه بعضيها در كشور خود ما دنبال همين هستند - ديده مى شود كه مى گويند تفكر آزاد غربى ، باصل بايد و نبايد و با اصل ايدوئولوژى مخالف است اسلام بكلى نقطه مخالف اين است . اسلام آزادى را همراه با تكليف براى انسان دانسته ، كه انسان بتواند با اين آزادى ، تكاليف را صحيح انجام بدهد، كارهاى بزرگ را انجام بدهد، انتخابهاى بزرگ را بكند و بتواند به تكامل برسد.






  4. #103
    کاربر سایت

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    May 2011
    محل سکونت
    زير سايه ي خدا
    نوشته ها
    6,533
    تشکر
    3,955
    تشکر شده 12,623 بار در 3,037 پست

    پیش فرض

    حرفى كه منشاء آن راديوهاى بيگانه است







    بنابراين ، توصيه ى اول من به اين كسانى كه مى نويسند و بحث مى كنند؛ اين است كه در فهم مفهوم آزادى مستقل باشيم . مستقل بينديشيم ، وابسته نباشيم . توصيه دوم اين است كه از آزادى سوء استفاده نشود. بعضيها مكرر تاييد و تكرار مى كنند؛ آزاديهاى تازه به دست آمده مطبوعاتى ، به نظر من اين يك حرف غير واقعى است ؛ حرفى است كه منشا آن هم راديوهاى بيگانه است . البته الان در روزنامه ها و مجلات مطالبى مى نويسند و تعرضهايى مى كنند. بعضى از اين افراد در گذشته اين كارها را نمى كردند؛ بعضى ديگر هم مى كردند. در سالهاى گذشته ، ما فراوان شاهد اين بوديم كه در مطبوعات ، عليه رئيس جمهور وقت عليه رئيس جمهور وقت ، عليه مسئولان گوناگون ، عليه بعضى از مباحث اصيل انقلاب ، حرفهايى زده مى شد؛ كسى هم متعرض اينها نمى گرديد. من نمونه هايى الان در ذهنم هست كه اگر جلسه به طول نيانجاميده بود، مى گفتم .
    بنده يك وقت ، شش هفت سال قبل از اين بحث تهاجم فرهنگى را مطرح كردم كه بحث برانگيز شد و بعضيها درباره اش حرف زدند؛ شايد بعضى از شماها يادتان باشد همان وقت در تلويزيون جمهورى اسلامى ميز گردى در اين باره تشكيل دادند كه سه چهار نفر آن جا بودند؛ يك نفر با آن نظرى كه بنده ابراز كرده بودم ، موافق بود و حمايت مى كرد؛ چند نفر ديگر هم بكلى آن را رد مى كردند كه نه آقا، اينها خيالات است ، اينها باطل است بنابراين مى بينيد كه كسى متعرض كسى نمى شود.
    بله ، عده اى بودند كه پرونده هاشان ناپاك بود، دستهايشان آلوده بود و مى ترسيدند وارد ميدان بشوند و چيزى بگويند. اگر آنها هم چيزى مى گفتند، كسى كارشان نداشت . همان حرفى كه امروز مى زنند، اگر آن روز هم مى گفتند، كسى كارشان نداشت ؛ اما خودشان مى ترسيدند؛ چون پرونده هاى بدى داشتند. كينه آنها با انقلاب ، با امام و با تفكر اسلامى امامى ، از قديم معلوم شده بود اينها خودشان جرات نمى كردند وارد ميدان بشوند. بعد از انتخابات اخير رياست جمهورى ، براساس تحليل غلطى كه از انتخابات كردند، جرات پيدا كردند تحليل غلط آنها اين بود كه خيال كردند مرد سى ميليون راى براى تثبيت نظام داده بودند. يكى از افتخارات نظام اسلامى اين است ، كه بعد از گذشت هيجده سال از پيروزى انقلاب ، در يك انتخابات سى ميليون از جمعيت سى و دو ميليونى حق راى دار - حدود نوددرصد - وارد ميدان انتخابات مى شوند. اينها نقطه ى قوت نظام را نقطه ى ضعف تلقى كرده بودند.
    البته ابتدا راديوهاى بيگانه ، همان روزهاى اول انتخابات ، مرتب داد و فرياد مى كردند؛ براى اين كه به كسانى كه آماده و مستعد به اين انحراف و اشتباه هستند، خط و جهت بدهند كه بله ، سى ميليون اظهار نارضايى از نظام كردند خواستند نقطه ى قوت نظام را نقطه ضعف نظام وانمود و قلمداد كنند. اين بيچاره ها هم يا باور كردند، يا خودشان را فريب دادند؛ خيال كردند كه حالا در كشورى كه نظام سى ميليون مخالف دارد، پس ما هم بياييم حرف بزنيم حالا جرات پيدا كرده اند، حرف مى زنند؛ در حالى كه فرقى نكرده ، آن وقت هم اگر تخلفى مى كردند، حدود و مرزهاى منطقى را


    مى زدند و تحت تعقيب قانونى بودند، امروز هم همان طور است ؛ هيچ فرقى نكرده است . امروز هم اگر كسانى اضلال كنند، افساد كنند، ارجاف كنند، باز همان گونه است ؛ فرقى نكرده است . بنابراين ، اين حرف را نبايد مرتب تكرار كرد كه آزادى تازه بدست آمده ، مى بينيم كه بعضى از مسئولان خطاب به مطبوعات مكرر مى گويند كه از آزاديها زياد استفاده نكنيد، تا مبادا اصل آزادى به خطر بيفتند اين چه حرفى است ؟ از آزادى هر چه بيشتر استفاده كنند بهتر است ؛ منتها خارج از مرز نباشد. هر چه افراد بيشتر از حق خدا داده استفاده كنند نظام اسلامى به هدفهاى خودش بيشتر رسيده است . ما هميشه گله مان از نويسنده ها اين بوده كه چرا نمى نويسند، چرا تحقيق نمى كنند، چرا تحليل نمى كنند





  5. #104
    کاربر سایت

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    May 2011
    محل سکونت
    زير سايه ي خدا
    نوشته ها
    6,533
    تشکر
    3,955
    تشکر شده 12,623 بار در 3,037 پست

    پیش فرض

    مرز، همان مزرهاى اسلامى است



    مرزهاى صحيح را بايد رعايت كرد. البته اين مرزها هم مرزهايى نيست كه يك حكومت يا يك نظام بخواهد به خاطر منافع خودش آنها را تعيين بكند. حالا اگر هم به فرض حكومتهايى در دنيا هستند - كه لابد هم هستند - و تعيين مى كنند، نظام جمهورى اسلامى اين طور نيست ؛ نظام جمهورى اسلامى مبنايش بر عدالت است . يعنى اگر مقام رهبرى از عدالت بيافتد، به طور خودكار و بدون اينكه هيچ عامل ديگرى لازم باشد، از رهبرى مى افتد. در چنين معنا ندارد كه بخواهد به منابع صنفى يا گروهى يا ديدگاههاى خاص حكومتى ، مرزى تعيين كنند؛ نه ، مرز همان مرزهاى اسلامى است ؛ همان چيزهايى است كه در قرآن و در حديث و در فهم صحيح از دين ، به عنوان مرز شناخته شده ؛ اينها معتبر است و بايد هم رعايت بشود؛ اگر هم رعايت نشود، مسئولان موظفند، مسئولان قضايى ، مسؤ ولان دولتى ، وزارت ارشاد، ديگران همه موظفند. اگر وظيفه عمل نكنند، گناه و تخلف كرده اند؛ موظفند كه اين مرزها را رعايت كنند. در داخل آن مرزها - كه البته آن مرزها استثناءهاست همان اصل زيبايى درخشان آزادى است كه بايد مورد استفاده قرار بگيرد. من اين اظهارات غير مسؤ ولانه را نمى پسندم كه تكرار گردد و گفته بشود.
    آنچه كه من امروز به عنوان جمع بندى عرض مى كنم ، اين است كه مقوله ى آزادى مقوله اسلامى است ؛ درباره ى آن ، اسلامى بينديشيم و همه به نتايج آن به عنوان يك حركت اسلامى و يك تكليف شرعى معتقد باشيم . آنچه را كه بحمدلله در صحنه جامعه وجود دارد، قدر بدانيم و از اين امكان حداكثر استفاده را بكنيم . صاحبان فكر و صاحبان انديشه بايد تلاش كنند. البته بعضى از بحثها هست كه در چارچوبهاى تخصصى مطرح است و بايد در مدارس و دانشگاهها و مطبوعات خاص و در مجموعه هاى خاص مطرح بشود؛ بعضيها هم هست كه نه ، مورد استفاده ى همگان است ؛ بايد مطرح بشود و همه استفاده كنند و بهره ببرند.






+ ارسال موضوع جدید
صفحه 11 از 11 نخستنخست ... 7 8 9 10 11

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

تعداد اعضای بازدید کننده از این تایپیک : 0

بازدید کنندگان :  (نمایش کلی)

نامی برای نمایش وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

Bookmarks

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •