+ ارسال موضوع جدید
صفحه 1 از 29 1 2 3 4 5 11 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 285

موضوع: ××جکهای کوتاه در این تاپیک××

  1. #1
    کاربر سایت

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Jun 2010
    محل سکونت
    همین دور و بر
    نوشته ها
    660
    تشکر
    2,090
    تشکر شده 2,311 بار در 981 پست

    جوک بگو بخندیم جیگرمون حال بیاد

    سلام بچه ها من این تاپیک درست کردم برای جوک های روز هر کی جوک دسته اول داره بذاره
    شاد باشید






    دوستان عزيز لطیفه های ارسالی روي اين صفحه صرفاً جهت سرگرميه و نبايد نژاد يا قوم خاصي از مردم كشورمون رو ناراحت كنه پس لطفا دقت كنيد.

    پيشاپيش ممنون
    ویرایش توسط Par Pari : 11-02-2010 در ساعت 17:18


  2. #2
    کاربر سایت

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Jul 2010
    سن
    28
    نوشته ها
    59
    تشکر
    1,779
    تشکر شده 1,561 بار در 626 پست
    خیلی باحال بود
    مرسی

    من فعلا جوک جدید دم دست ندارم

  3. 8 کاربر مقابل از این پست arezoo_vi تشکر کرده اند.


  4. #3
    کاربر سایت

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    محل سکونت
    ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı
    سن
    27
    نوشته ها
    855
    تشکر
    1,002
    تشکر شده 1,657 بار در 586 پست

    پیش فرض

    يه يارو ميره با پژو 206 مسافرکشي 4 نفر رو سوار ميکنه بعدش خيلي تند ميره . اولي ميگه آقا خيلي داري تند ميري . راننده ميگه تا حالا 206 داشتي ؟ طرف ميگه نه . ميگه : پس خفه شو . همين طور سرعت رو ميبره بالا و تا نفر سوم همين جواب رو ميده . چهارمين نفر ميگه آقا خيلي تند ميري . ميگه تا حالا 206 داشتي . ميگه : آره . راننده ميگه : پس تورو خدا بگو ترمزش کدومه??

    ***************

    یه بسره میره بقالی میگه نوشابه خانواده دارین؟یارو میگه بله.میگه به مجرد ها هم میدین؟

    ********************
    یارو داشته تو اتوبان کرج با سرعت میرفته , یه دفعه رادیو پیام میگه : "رانندگان عزیز که در لاین تهران به کرج در تردد هستند مواظب باشن یه اتوموبیل در لاین مخالف در حرکت است" یارو همینجور که داشته فرمونو اینور اونور میکرده میگه : لامصبا یکی دوتام نیستن ...!!!

    ***********************
    به غضنفر ميگن : يه ميوه خوشمزه ، آبدار و شيرين نام ببر ،
    ميگه : . . . . . .
    خيار !
    بهش ميگن : خيار كجاش آبدار و شيرينه ؟
    غضنفر ميگه : با چايی شيرين بخور ، نظرت عوض ميشه .





    کسی را که دوسش داری ازش بگذر، اگه قسمت تو باشه بر می گرده ، اگر هم بر نگشت حتماً از اول مال تو نبوده پس بهتر که رفت
    »» ویلیام شکسپیر ««


  5. #4
    کاربر سایت

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Jun 2010
    محل سکونت
    همین دور و بر
    نوشته ها
    660
    تشکر
    2,090
    تشکر شده 2,311 بار در 981 پست
    پيمانکار آمريکايي، مکزيکي، ايراني ! ...

    تعمير و نگهداري از كاخ سفيد بصورت يك مناقصه مطرح شد.
    يك پيمانكار آمريكايي، يك مكزيكي و يك ايراني در اين مناقصه شركت كردند.

    پيمانكار آمريكايي پس از بازديد محل و بررسي هزينه ها مبلغ پيشنهادي خود را 900 دلار اعلام كرد.
    مسؤل كاخ سفيد دليل قيمت گذاري اش را پرسيد و وي در پاسخ گفت:
    400 دلار بابت تهيه مواد اوليه + 400 دلار بابت هزينه هاي كارگران و ... + 100 دلار استفاده بنده.

    پيمانكار مكزيكي هم پس از بازديد محل و بررسي هزينه ها مبلغ پيشنهادي خود را 700 دلار اعلام كرد.
    300 دلار بابت تهيه مواد اوليه + 300 دلار بابت هزينه هاي كارگران و ... + 100 دلار استفاده بنده.

    اما نوبت به پيمانكار ايراني كه رسيد بدون محاسبه و بازديد از محل به سمت مسؤل كاح سفيد رفت
    و در گوشش گفت: قيمت پيشنهادي من 2700 دلار است!!!
    مسؤل كاخ سفيد با عصبانيت گفت: تو ديوانه شدي، چرا 2700 دلار؟!!!!!
    پيمانكار ايراني در كمال خونسردي در گوشش گفت: آرام باش ...
    ..
    1000 دلار براي تو ...... و 1000 براي من ....... و انجام كار هم با پيمانكار مكزيكي.
    و پيمانكار ايراني در مناقصه پيروز شد !!!!


  6. #5
    کاربر سایت

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Jun 2010
    محل سکونت
    همین دور و بر
    نوشته ها
    660
    تشکر
    2,090
    تشکر شده 2,311 بار در 981 پست
    يك روز يه يزدي مي ره رو پشت بام خونه اش كه آنتن رو درست كنه كه يك دفعه از طبقه ششم ميفته پايين همين كه از جلوي پنجره اشپزخونه خودشون رد مي شه مي بينه خانومش داره برنج درست مي كنه داد مي زنه مي گه خانم يك پيمانه كمش كننننننننننننن
    ویرایش توسط Reza 1987 : 08-07-2010 در ساعت 22:14

  7. 13 کاربر مقابل از این پست Reza 1987 تشکر کرده اند.


  8. #6
    کاربر سایت

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Jun 2010
    محل سکونت
    همین دور و بر
    نوشته ها
    660
    تشکر
    2,090
    تشکر شده 2,311 بار در 981 پست
    خونه اصفهاني آتيش ميگيره اس ام اس ميده آتشنشاني ميگيه به اين شماره ي كه افتاد زنگ بزنين تا بگم آدرس ام كجاست

  9. 14 کاربر مقابل از این پست Reza 1987 تشکر کرده اند.


  10. #7
    کاربر سایت

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Jun 2010
    محل سکونت
    همین دور و بر
    نوشته ها
    660
    تشکر
    2,090
    تشکر شده 2,311 بار در 981 پست
    گفتم غم تو دارم گفتا چشت درآيد!
    گفتم که ماه من شو گفتا دلم نخواهد!
    گفتم خوشا هوايي کزباد صبح خيزد گفتا هواي گرميست! اَه اَه! عرق درآمد!
    گفتم دل رحيمت کي عزم صلح دارد گفتا برو به سويي، تا گلّ ني درآيد!
    گفتم زمان عشرت ديدي که چون سرآمد گفتا که اي واي ديرشد! داد مامان درآمد

  11. 12 کاربر مقابل از این پست Reza 1987 تشکر کرده اند.


  12. #8
    کاربر سایت

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Jun 2010
    محل سکونت
    همین دور و بر
    نوشته ها
    660
    تشکر
    2,090
    تشکر شده 2,311 بار در 981 پست
    انواع بله گفتن عروس خانم ها
    عروس عادي: با اجازه بزرگترها بله (اين اصولا مثل بچه آدم بله رو ميگه و قال قضيه رو ميکنه.)

    عروس لوس: بع..........له

    عروس زيادي مؤدب: با اجازه پدرم، مادرم، برادرم، خواهرم، دايي جون، عمه جون،...، زن عمو کوچيکه، نوه خاله عمه شکوه، اشکان کوچولو، ... ، مرحوم زن آقاجان بزرگه ، قدسي خانوم جون ، ... ، ... (اين عروس خانوم آخر هم يادش ميره بگه بله واسه همين دوباره از اول شروع ميکنه به اجازه گرفتن ... !)

    عروس خارج رفته: با پرميشن گريت ترهاي فميلي ... اُ يس

    عروس خجالتي: اوهوم

    عروس پاچه ورماليده: به کوري چشم پدر شوهر و مادر شوهر و همه فک و فاميل اين بزغاله (اشاره به داماد) آره.... ( وضعيت داماد کاملا قابل پيش بيني است)

    عروس هنرمند: با اجازه تمامي اساتيدم، استاد رخشان بني اعتماد، استاد مسعود کيميايي، ...، اساتيد برجسته تاتر، استاد رفيعي، ... ، مرحوم نعمت ا.. گرجي ، شير علي قصاب هنرمند، روح پر فتوه مرحومه مغفوره مرلين مونرو، مرحوم مارلين ديتريش، مرحوم مغفور گري گوري پک و ... آري مي پذيرم که به پاي اين اتللوي خبيث بسوزم چو پروانه بر سر آتش ...

    عروس داش مشتي: با اجزه بروبکس مُجلي نيست من که پايه ام ...

    عروس زيادي مؤمن و معتقد: بسم ا.. الرحمن الرحيم و به نستعين انه خير ناصر و معين ... اعوذ با... من شيطان رجيم يس و القرآن الحکيم .... الي آخر .... ( و در آخر ) نعم

    عروس فمنيست: يعني چي؟! چه معني داره همش ما بگيم بله ... چقدر زن بايد تو سري خور باشه چرا همش از ما سؤال مي پرسن ! ... يه بار هم از اين مجسمه بلاهت (اشاره به داماد) بپرسين ... (اصولا اين قوم فمنيست جنبه ندارن که بهشون احترام بذارن و يه چيزي ازشون بپرسن ... فقط بايد زد تو سرشون و بهشون گفت همينه که هست مي خواي بخواه نمي خواي هم به درک)
    ویرایش توسط Reza 1987 : 08-07-2010 در ساعت 21:28

  13. 14 کاربر مقابل از این پست Reza 1987 تشکر کرده اند.


  14. #9
    کاربر سایت

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Jun 2010
    محل سکونت
    همین دور و بر
    نوشته ها
    660
    تشکر
    2,090
    تشکر شده 2,311 بار در 981 پست
    جغرا فیای خانوم ها
    (خانوما پیشاپیش عذر می خوام این موضوع صرفا جهت خنده ست اگر موضوع مشابهی راجب آقایون داشتید بذارید)


    در سن 18 تا 21 سالگی مانند آفریقا یا استرالیا هستند: نیمه کشف شده , وحشی , با زیبایی های افسون کننده ی طبیعی.

    در سن 21 تا 30 سالگی مثل
    [برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...]یا ژاپن هستند: کاملا کشف شده , بسیار توسعه یافته , آماده برای معامله با پول نقد یا اتومبیل!

    در سن 30 تا 35 مثل هند یا اسپانیا هستند: بسیار داغ , آسوده خاطر و آرام , آگاه به زیبایی های خود.

    در سن 35 تا 40 سالگی مثل [برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...]یا آرژانتین هستند: بدین معنا که اگر چه ممکن است در جریان جنگ نیمه ویران شده باشند اما هنوز جاده های بسیاری برای تماشا دارند!

    در سن 40 تا 50 سالگی مثل یوگسلاوی یا [برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...]هستند: جنگ را باخته اند هنوز گرفتار اشتباهات پیشین اند وبه بازسازی کامل نیاز دارند.

    در سن 50 تا 60 سالگی مثل روسیه یا کانادا هستند: بسیار پهناور , آرام و مرز ها بدون مرزبان اما سرمای زیاد , خلایق را از آنان میرماند.

    در سن 60 تا 70 سالگی مثل[برای دیدن لینک ها ابتدا باید عضو انجمن شوید. برای ثبت نام اینجا کلیک کنید...] یا مغولستان اند: با یک گذشته ی درخشان و بدون آینده!

    بعد از 70 سالگی شبیه آلبانی یا افغانستان اند: همگان میدانند که در کجایند اما هیچکس به سراغشان نمیرود!
    ویرایش توسط Reza 1987 : 06-24-2011 در ساعت 17:36

  15. 15 کاربر مقابل از این پست Reza 1987 تشکر کرده اند.


  16. #10
    کاربر سایت

    http://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gifhttp://www.iranjoman.com/images/iranjoman/neshan2.gif

    [ ]
    تاریخ عضویت
    Jun 2010
    محل سکونت
    همین دور و بر
    نوشته ها
    660
    تشکر
    2,090
    تشکر شده 2,311 بار در 981 پست
    هدیه ای برای مادر



    چهاربرادر خانه شان را به قصد تحصیل ترک کردند و آدمهای موفقی شدند.
    چند سال بعد، بعد از شامی که با هم داشتند در مورد هدایایی که برای مادر پیرشون که دور از اونها در شهر دیگه ای زندگی می کرد فرستادن صحبت کردن.
    اولی گفت: من خونه بزرگی برای مادرم ساختم ...
    دومی گفت: من یک سالن سینمای یکصد هزار دلاری در خانه ساختم.
    سومی گفت: من ماشین مرسدسی با راننده تهیه کردم که مادرم به سفر بره...
    چهارمی گفت: همه تون می دونید که مادر چه قدر خوندن کتاب مقدس را دوست داشت و می دونین که دیگه هیچ وقت نمی تونه بخونه، چون چشماش خوب نمی بینه. من راهبی رو دیدم که به من گفت یه طوطی هست که می تونه تمام کتاب مقدس رو از حفظ بخونه. این طوطی با کمک بیست راهب و در طول دوازده سال اینو یاد گرفته. من تعهد کردم برای این طوطی به مدت بیست سال، هر سال صد هزار دلار به کلیسا بپردازم. مادر فقط باید اسم فصل ها و آیه ها رو بگه و طوطی از حفظ براش می خونه.
    برادرای دیگه تحت تاثیر قرار گرفتن.
    پس از تعطیلات، مادر یادداشت تشکری فرستاد. اون نوشت:
    میلتون عزیز، خونه ای که برام ساختی خیلی بزرگه... من فقط تو یک اتاق زندگی می کنم ولی مجبورم تمام خونه رو تمیز کنم. به هر حال ممنونم.
    مایک عزیز، تو برای من یک سینمای گرونقیمت با صدای دالبی ساختی که گنجایش 50 نفر رو داره. ولی من همه دوستامو از دست داده ام، همچنین شنواییم رو از دست دادم و تقریبا ناشنوام. هیچ وقت از اون استفاده نمی کنم، ولی از این کارت ممنونم.
    ماروین عزیز، من خیلی پیرم که به سفر برم. من تو خونه می مونم، مغازه بقالی ام رو دارم پس هیچ وقت از مرسدس استفاده نمی کنم. این ماشین خیلی تند تکون می خوره. اما فکرت خوب بود ممنونم.
    ملوین عزیز ترینم، تو تنها پسری هستی که با فکر کوچیکت بعنوان هدیه ات منو خوشحال کردی.
    جوجه خیلی خوشمزه بود! ممنونم!





+ ارسال موضوع جدید
صفحه 1 از 29 1 2 3 4 5 11 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

تعداد اعضای بازدید کننده از این تایپیک : 0

بازدید کنندگان :  (نمایش کلی)

نامی برای نمایش وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

Bookmarks

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •