عشق و زندگی نه! شعر و زندگی

  1. niloo_2073
    niloo_2073
    ای به زیر پوستم پنهان شده
    همچو خون در پوستم جوشان شده
    گیسویم را از نوازش سوخته
    گونه‌هام از هرم خواهش سوخته
    آه، ای بیگانه با پیراهنم
    آشنای سبزه زاران تنم
    آه، ای روشن طلوع بی‌غروب
    آفتاب سرزمین‌های جنوب
    آه، آه ای از سحر شاداب‌تر
    از بهاران تازه تر سیراب‌تر
    عشق دیگر نیست این، این خیرگیست
    چلچراغی در سکوت و تیرگیست
    عشق چون در سینه‌ام بیدار شد
    در طلب پا تا سرم ایثار شد
    این دگر من نیستم، من نیستم
    حیف از آن عمری که با من زیستم
    ای لبانم بوسه‌گاه بوسه‌ات
    خیره چشمانم به راه بوسه‌ات


  2. سالومه38
    سالومه38
    روزی یک گل ازبوته ی زیبای محبت بچینیددرآخریک دسته گل به نام عشق نصیبتان می شود


    آدمهای عاشق گیج وبی خیال نیستندبلکه برعکس بسیارهم باخیالندمنتهاهمه خیالشان چیزدیگریست جزآنچه ماخیال می کنیم



    برای فداشدن درراه عشق امکاناتمان رانمی بینیم بلکه امکانات عشق رابرای فداشدن درراهش
    می سنجیم
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2